جغرافیا

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



جغرافیا: مباحث مربوط به جغرافیای طبیعی و انسانی در قرآن می باشد.

فهرست مندرجات

۱ - مفهوم جغرافیا
۲ - اطلاعات جغرافیایی در قرآن
۳ - جغرافیای نزول وحی
       ۳.۱ - بخشهای مختلف حجاز
              ۳.۱.۱ - مسیر های تجاری حجاز
       ۳.۲ - اهمیت شهر مکه
       ۳.۳ - اهمیت یثرب در جغرافیای نزول قرآن
              ۳.۳.۱ - ویژگیهای شهر یثرب
              ۳.۳.۲ - دژهای مختلف در مدینه
              ۳.۳.۳ - ساکنان اولیه
              ۳.۳.۴ - اقتصاد مدینه
              ۳.۳.۵ - محصولات کشاورزی مدینه
              ۳.۳.۶ - رونق کشاورزی در مدینه
۴ - عناوین جغرافیایی در قرآن
۵ - پدیده های جغرافیایی زمین در قرآن
       ۵.۱ - پدیده‌های طبیعی
              ۵.۱.۱ - کوه
              ۵.۱.۲ - دریا
                     ۵.۱.۲.۱ - واژه یم در قرآن
              ۵.۱.۳ - رودها و آبراه‌ها
              ۵.۱.۴ - چشمه
              ۵.۱.۵ - زمین‌های بایر و بیابانی
                     ۵.۱.۵.۱ - بلد میت
                     ۵.۱.۵.۲ - تیه
                     ۵.۱.۵.۳ - قیع
                     ۵.۱.۵.۴ - صفصف
                     ۵.۱.۵.۵ - ساهره
                     ۵.۱.۵.۶ - جرز
                     ۵.۱.۵.۷ - وادی
                     ۵.۱.۵.۸ - بیابان
              ۵.۱.۶ - باغات
                     ۵.۱.۶.۱ - جنت
                     ۵.۱.۶.۲ - روضه
                     ۵.۱.۶.۳ - حدیقه
                     ۵.۱.۶.۴ - حرث
                     ۵.۱.۶.۵ - ثمار
                     ۵.۱.۶.۶ - فاکهه
              ۵.۱.۷ - مزارع
                     ۵.۱.۷.۱ - شجر
                     ۵.۱.۷.۲ - درخت
                     ۵.۱.۷.۳ - درخت خرما
                     ۵.۱.۷.۴ - درخت انگور
                     ۵.۱.۷.۵ - درخت زیتون
                     ۵.۱.۷.۶ - گیاهان دیگر
                     ۵.۱.۷.۷ - نام های کلی گیاهان
       ۵.۲ - پدیده‌های انسانی
              ۵.۲.۱ - شهرنشینی
                     ۵.۲.۱.۱ - تفاوت کاربرد واژه قریه با مدینه
                     ۵.۲.۱.۲ - موارد یادکرد مدینه در قرآن
                     ۵.۲.۱.۳ - موارد یادکرد قریه در قرآن
                     ۵.۲.۱.۴ - واژه مصر در قرآن
                     ۵.۲.۱.۵ - واژه بلد و بلده
              ۵.۲.۲ - نام شهر های دیگر در قرآن
                     ۵.۲.۲.۱ - شهر ارم
                     ۵.۲.۲.۲ - شهر بابل
                     ۵.۲.۲.۳ - شهر موتفکات
                     ۵.۲.۲.۴ - شهر قوم لوط
                     ۵.۲.۲.۵ - شهر مکه
                     ۵.۲.۲.۶ - شهر مدینه النبی
                     ۵.۲.۲.۷ - محل های مهم در تاریخ اسلام
              ۵.۲.۳ - عبادتگاه‌ها و مکان‌های مقدس
                     ۵.۲.۳.۱ - مسجد الحرام
                     ۵.۲.۳.۲ - قدمت عبادتگاه مکه
              ۵.۲.۴ - مکانهای مقدس مسجد الحرام
                     ۵.۲.۴.۱ - حجر الاسود
                     ۵.۲.۴.۲ - حجر اسماعیل
                     ۵.۲.۴.۳ - مقام ابراهیم
                     ۵.۲.۴.۴ - صفا و مروه
                     ۵.۲.۴.۵ - مشعر الحرام
                     ۵.۲.۴.۶ - عرفات
              ۵.۲.۵ - مکانهای مقدس دیگر
                     ۵.۲.۵.۱ - طور سینا
                     ۵.۲.۵.۲ - سرزمین مقدس بنی اسرائل
                     ۵.۲.۵.۳ - محل اقامت حضرت مریم
                     ۵.۲.۵.۴ - مسجد الاقصی
              ۵.۲.۶ - مکان‌های متروک
                     ۵.۲.۶.۱ - داستان اصحاب فیل
                     ۵.۲.۶.۲ - شهر مارب
                     ۵.۲.۶.۳ - نگاه قرآن به ویرانه ها
                     ۵.۲.۶.۴ - بلایای طبیعی در قرآن
                     ۵.۲.۶.۵ - اهمیت مکانهای متروک در قرآن
۶ - فهرست منابع
۷ - پانویس
۸ - منبع

مفهوم جغرافیا

[ویرایش]

جغرافیا (Geography) واژه‌ای عربی شده از اصلی یونانی است.
[۱] لغت نامه، ج۵، ص۷۷۸۹، «جغرافیا».
این دانش به مطالعه سطح زمین و پدیده‌ها و ویژگی‌های زیستی و طبیعی آن می‌پردازد. وظیفه جغرافیدانان در گذشته تنها به نقشه نگاری و بررسی نام اماکن محدود می‌شد که به تدریج گسترش یافته است و اکنون افزون بر مطالعه و بررسی نحوه توزیع مکانی پدیده‌ها و جریان‌های طبیعی، به بررسی توزیع اجتماعات انسانی و اثرگذاری متقابل طبیعت و انسان می‌پردازد، از این رو جغرافیا را می‌توان به دو بخش عمده جغرافیای طبیعی و جغرافیای انسانی قسمت کرد.
[۲] Encyclopedia Britannica، Geography.


اطلاعات جغرافیایی در قرآن

[ویرایش]

در گزارش‌های قرآنی از ذکر صریح اطلاعات جغرافیایی پرهیز شده است؛ هرچند اطلاعاتی کلی از بسیاری از آیات استفاده می‌شود؛ مثلاً آنجا که در مناجات ابراهیم علیه‌السّلام با خدا به خشک و بی گیاه بودن مکه اشاره می‌شود همچنین با اشاره به زیارتگاه کعبه با عنوان « المسجدالحرام » سخن می‌گوید و در جایی دیگر آن را « اُمّ القُری » می‌خواند و سرانجام در آیه ۲۴ فتح از نام مکّه و در آیه ۹۶ آل عمران از نام بکّه برای آن استفاده می‌کند. اشارات جغرافیایی قرآن به شهر مکه محدود نیست و به اطلاعات دیگری درباره آبادانی و عمران مناطقی در گذشته یا کارکرد زیارتی برخی شهرها ( مسجدالاقصی ) اشاره شده است؛ لیکن سیاق کلی آیات قرآن به ویژه در دوره‌های آغازین وحی ، خودداری از بیان اطلاعات جغرافیایی بوده است. به نظر می‌رسد این حقیقت ناشی از نگاه متفاوت قرآن به مکان‌های اجتماعات است که کمتر به عنوان زمینه‌ای برای تعاملات انسانی به کار گرفته شده است، بلکه بیشتر از نقطه نظر آخرت شناسی و بیان قدرت خداوند و پیروزی توحید بر شرک به آن‌ها توجه شده است، حتی در قرآن تصریح می‌شود که اگر ساکنان مناطق گوناگون ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، برکات آسمان و زمین بر آن‌ها گشوده خواهد شد. از سوی دیگر شهرهای فراوانی بدون ذکر نام مثال زده می‌شوند که شهروندان آن‌ها به سبب ظلم و شرک، به بلاهایی مانند سیل ، زلزله ، بادهای سوزان و دیگر عذاب‌های الهی گرفتار می‌شوند. بیانات قرآن در مورد مکان‌های جغرافیایی در دوران مدینه شکل ملموس تری می‌یابد و از شهرها و مناطق متفاوتی نام برده شده است. ( صفا و مروه ، مدینه، مکه، طائف ، حنین ، بدر ، مسجدالاقصی، روم ، طور سینا و...)

جغرافیای نزول وحی

[ویرایش]

ارائه نقشه تاریخی ـ جغرافیایی مشخصی از تمام شبه جزیره که محل ظهور تمدن اسلامی بود، می‌تواند در فهم بهتر آیات قرآن و زمینه‌های نزولشان بسیار راهگشا باشد. شبه جزیره عربستان ، گستره پهناور جغرافیای نزول قرآن است و به طور دقیق تر، حجاز به عنوان سرزمین نزول قرآن تلقی می‌شود. حجاز، سرزمینی کوهستانی در ناحیه باختری شبه جزیره عربستان است که به سبب فاصله انداختن میان نجد و تهامه ، به این نام خوانده می‌شود. در نگاهی دقیق تر، می‌توان حجاز را از مرزهای عربستان و اردن در شمال تا ارتفاعات عسیر در جنوب غربی وصف کرد که آن را از یمن جدا می‌سازد. زمین‌های پست دریای سرخ که به تهامه شهرت دارند، در غرب آن قرار گرفته‌اند. حجاز از شرق نیز به فلات مرتفع و بیابانی نجد که بالای دشت ساحلی خلیج فارس است، می‌پیوندد.
[۲۱] جغرافیة شبه جزیره العرب، ص۱۲۹ - ۱۳۱.
[۲۲] الموسوعة العربیه، ج۸، ص۶۱.
میزان بارندگی در حجاز اندک است و رود دائمی در آن وجود ندارد
[۲۳] شبه جزیره العرب، ص۱۲.
؛ ولی در وادی‌های آن پس از بارندگی سیل جاری می‌شود و باعث سرسبزی آن‌ها می‌گردد، از این رو کشاورزی محدودی در برخی مناطق آن به ویژه اطراف طائف و مدینه شکل گرفته بود.
[۲۴] الموسوعة العربیه، ج۸، ص۶۳.


← بخشهای مختلف حجاز


حجاز را مى توان به سه بخش قسمت كرد: منطقه کوهستانی که بیشترین باران را دارد
[۲۵] الموسوعة الجغرافیة للعالم الاسلامی، ص۴۳۲.
؛ دامنه غربی که دارای شیب تند و بستر تنگ و عمیق است و وادی‌های شرقی که طولانی و دارای شیب ملایم هستند.
[۲۶] موسوعة اسماء الاماکن فی المملکة العربیة السعودیه، ج۱، ص۷۹.
قسمت‌های متفاوتی از دامنه‌های غربی به وسیله بارش‌های نادر ولی پرقدرت فرسایش یافته و خاکی حاصلخیز ایجاد کرده است؛ اما دامنه‌های شرقی کمتر باران می‌خورند و آبراه‌های خشکی (وادی) در آن‌ها وجود دارند که نشانی بر جریان‌های رودخانه‌ای در گذشته هستند و همچنان وظیفه انتقال آب باران به فلات‌های مجاور را دارند. مرغزارهای پراکنده‌ای که از آب‌های حاصل از بارش‌های بهاری و جریان‌های هدایت شده توسط وادی‌ها، پدید آمده‌اند، باعث پدید آمدن اجتماعات کشاورزی در منطقه حجاز، از جمله مدینه شده‌اند
[۲۷] Encyclopedia Britannica، Medina.
؛ همچنین می‌توان به طائف در جنوب مکه اشاره کرد.
[۲۸] Microsoft Encarta، At Táif.
تصویری که از سرسبزی و زنده شدن زمین مرده بر اثر بارش باران در برخی آیات قرآن حکایت دارند، ظاهرا به همین اجتماعات انسانی اشاره می‌کنند؛ اما مکه شهری تجاری ـ زیارتی بوده است و قرآن نیز به خشکی آب و هوای مکه و کمبود آب و گیاه در آن اشاره می‌کند.

←← مسیر های تجاری حجاز


چندین مسیر تجاری از حجاز می‌گذرند و شهرهای مختلف را به هم مرتبط می‌سازند. این امر موجب شهرت بازرگانی مکه، مدینه، طائف و جده شده بود. قرآن نیز به سفرهای تجاری ساکنان مکه در سوره قریش اشاره کرده است. دریانوردی به حبشه که شریک تجاری مکه ما قبل اسلام بود و در زمان پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم به پناهگاه موقت گروهی از پیروان وی بدل شد، به آسانی از طریق بندرگاه‌های دریای سرخ، مانند بندر جده و الشعیبه (جنوب جده) امکانپذیر بود.
[۳۷] جزیره العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۹۳ - ۱۲۵.


← اهمیت شهر مکه


مکه اهمیت خود را مدیون روابط رعیتی خود با قدرتی عظیم نیست، چنان که این امر در مورد حیره در نزدیکی مرز قلمرو ساسانیان صادق بود یا مانند طائف و مدینه شهری آباد و زمینی حاصلخیز نبود. مکه سرزمینی خشک و برهوتی است که در درّه‌ای به نام وادی یا بطن مکه قرار دارد و دامنه‌ها و کوه‌های صخره‌ای آن را احاطه کرده‌اند. همگرایی برخی از دره‌های کناری به نام شِعْب در پایین‌ترین قسمت خود، بطحاء را ایجاد کرده است که استقرار و اسکان در آنجا صورت گرفته و مکانی است که هم اکنون، کعبه در آن واقع شده است. مرغزار حاصلخیز طائف در همسایگی مکه بوده و به نظر می‌رسد رابطه تنگاتنگی با مکه داشته است. مفسران براساس روایتی تفسیری، عبارت «القَریَتَینِ» را در آیه ۳۱ زخرف اشاره به این دو شهر دانسته‌اند.
[۴۰] جامع البیان، ج۲۵، ص۴۰.
[۴۱] تفسیر قرطبی، ج۱۶، ص۸۳.
منابع آب بستگی به میزان آب چشمه‌ها و مخازن آب دارد. میزان بارندگی در مکه کم و نامنظم است و گاهی به طور ناگهانی ممکن است بارندگی تند و شدیدی رخ دهد که موجب سرازیر شدن سیل به دره‌های مشرف به حرم گردد. گزارش‌های فراوانی از جاری شدن آب در حرم در منابع تاریخی قبل و بعد از اسلام یافت می‌شوند،
[۴۲] اخبار مکه، ازرقی، ج۲، ص۳۲۶.
[۴۳] اخبار مکه، فاکهی، ج۳، ص۱۰۴ - ۱۱۲.
حتی برای بسیاری از این سیلاب‌ها نام‌هایی انتخاب شده‌اند. (مکه)

← اهمیت یثرب در جغرافیای نزول قرآن


یثرب ، دیگر شهر مهم حجاز در ۲۷۵ مایلی شمال مکه و در ۱۰۰ مایلی دریای سرخ است.
[۴۴] Encyclopedia Britannica، Medina.
اهمیت این شهر در جغرافیای نزول قرآن، به سبب نزول حجم وسیعی از آیات قرآن در آن است. تفاوت وضع جغرافیایی یثرب و همچنین تفاوت موقعیت اجتماعی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم و دین اسلام ، باعث تغییر نحوه بیان آیات در این شهر شد تا جایی که آیات قرآن را به آیات مدنی و مکی قسمت می‌کنند. این شهر پس از ورود پیامبر به آن، مدینه النبی خوانده شده
[۴۵] مدینة یثرب قبل الاسلام، ص۲۵.
و در قرآن تنها در آیه ۱۳ احزاب به نام اصلی اش خوانده شده است. از ۱۴ باری که واژه مدینه در قرآن به کار رفته در ۴ آیه به شهری اشاره شده که عمدتا مسلمانان ساکن آن بودند و به حوادث صدر اسلام اشاره دارد.

←← ویژگیهای شهر یثرب


این شهر در قسمت جنوب شرقی و غرب توسط سرزمین حرّه (جریانات گدازه‌ای) احاطه گردیده است. چندین وادی دارای تعدادی چاه و چشمه از جنوب تا شمال این آبادی قرار داشتند. مدینه از مجموعه پراکنده‌ای از خانه‌ها تشکیل شده بود که توسط نخلستان‌های خرما و زمین‌های کشاورزی احاطه شده و از حد یک آبادی رشد بیشتری پیدا کرده بود.
[۵۱] جزیره العرب قبل الاسلام، ص۸۱ - ۸۲.
[۵۲] مدینة یثرب قبل الاسلام، ص۲۷ - ۳۳.
مهم‌ترین ویژگی مدینه وجود دژهای فراوانی بود که در عصر جاهلی در مدینه ساخته شده بودند و به آطام شهرت داشتند و شهر را به پناهگاهی در زمان خطر تبدیل کرده بودند. ساکنان حجاز، در خانه‌هایی یک یا دو طبقه و بزرگان و اشراف در حصون و آطامی سکونت داشتند که به نام آن بزرگان خوانده می‌شد.
[۵۴] الدرة الثمینه، ص۳۸ - ۳۹.
[۵۵] مدینة یثرب قبل الاسلام، ص۳۰، ۳۸.
آطام جمع اُطُم در زبان عبری به معنای دیوارهای بدون پنجره و در عربی معادل ساختمان‌های مرتفع و چهارگوشی است که در حجاز قصر نامیده می‌شد
[۵۶] المفصل، ج۵، ص۱۸.
[۵۷] مدینة یثرب قبل الاسلام، ص۳۷ - ۳۸.
[۵۸] لسان العرب، ج۱، ص۱۶۱، «اطم».
و چنانچه بنای مذکور وسیع و دارای خدم و حشم بود، به آن حصن می‌گفتند.
[۵۹] تاریخ معالم المدینة المنوره، ص۳۰.


←← دژهای مختلف در مدینه


گزارش‌های تاریخی حاکی از کثرت حصون و آطام در یثرب و سایر مناطق یهودی نشین حجازند. به گفته مورخان، شمار آطام یهودیان یثرب تا پیش از هجرت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم به این سرزمین، بالغ بر ۵۹ و آطام اوس و خزرج ۱۳ بنا بود.
[۶۰] وفاء الوفاء، ج۱، ص۱۶۵.
[۶۱] الدره الثمینه، ص۳۸ - ۳۹.
به طور کلی محققان در وصف مساکن یثرب با تاکید بر اینکه یثرب تنها مجموعه‌ای از آطام، حصون، خانه‌ها و کوخ‌های پراکنده و محصور شده با باغ‌ها و بستان‌ها بود،
[۶۲] مدینة یثرب قبل الاسلام، ص۳۶ - ۳۷.
معماری این سرزمین را مشابه معماری حیره دانسته‌اند.
[۶۳] المفصل، ج۴، ص۱۳۲.
[۶۴] مدینة یثرب قبل الاسلام، ص۳۷.


←← ساکنان اولیه


در زمان‌های گذشته، ساکنان اولیه این شهر بعد از عمالقه ، خاندان‌های یهودی بودند و در زمان مهاجرت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم و یارانش از مکه به این شهر، هنوز سه خاندان به نام‌های بنی نضیر ، بنی قینقاع و بنی قریظه در مدینه حاکم بودند.
[۶۵] مدینة یثرب قبل الاسلام، ص۴۶.
[۶۶] مدینة یثرب قبل الاسلام، ص۷۷.
[۶۷] مدینة یثرب قبل الاسلام، ص۱۰۳.
سلطه یهودیان اولیه ساکن مدینه با روی کار آمدن دو گروه بزرگ عرب به نام‌های اوس و خزرج به پایان رسید. گفته می‌شود که این دو گروه عرب به علت شکسته شدن سد مارب ، عربستان جنوبی را ترک کرده، در یثرب سکنا گزیدند.
[۶۸] مدینة یثرب قبل الاسلام؛ ص۴۶.
[۶۹] المفصل، ج۴، ص۱۲۹ - ۱۳۰.
گرچه در ابتدا آن‌ها تحت حمایت گروه‌های یهودی بودند، بعدها برتری یافتند.
[۷۰] مدینة یثرب قبل الاسلام، ص۸۷ - ۸۸.
پیدایش شکاف و اختلال در نظم اجتماعی مدینه، عاملی تعیین کننده در دعوت اعراب مدینه از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم برای پیوستن به آن‌ها بود. در طی دو مرحله، تعدادی از عرب‌های تازه یهودی شده مدینه با پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم توافقنامه‌هایی را ترتیب دادند که دومین آن‌ها در سال ۶۲۲ میلادی منعقد شد و به بیعة الحرب شهرت یافت. در پی این توافقنامه، ۷۰ تن از یاران اهل مکه حضرت، همراه با خویشان خود در گروه‌های کوچک به مدینه عزیمت کردند. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم نیز در تاریخ ۱۲ ربیع الاول به قبا در جنوب یثرب رفتند.
[۷۱] السیرة النبویه، ج۲، ص۲۹۲.


←← اقتصاد مدینه


اقتصاد مدینه ، برخلاف اقتصاد مکه که بر تجارت تکیه داشت، به کشاورزی وابسته بود و تقریبا در منطقه‌ای سرسبز قرار داشت و به این ترتیب اهلش را از پیمودن راه‌های دور و تحمّل سفرهای دراز بی نیاز می‌کرد. آب وادی‌ها و حرّه‌های (زمین‌های سنگلاخ ) بسیاری در آن می‌ریخت و از آن برای زراعت استفاده می‌کردند و همین وادی‌ها، جاهای مناسبی برای کشت و زرع بودند؛ همچنین آب آن‌ها موجب می‌شد تا آب زیرزمینی نزدیک به سطح زمین بالا بیاید و با اندکی کندن بشود به آن رسید، از این رو چاه‌های فراوانی در این منطقه وجود داشت.
[۷۲] عمدة الاخبار، ص۲۳۳.
در آیات بسیاری از قرآن کریم به باغ‌های نخل و انگور و میوه و مزرعه‌های حبوبات اشاره شده که اثر گرفته از محیط جغرافیایی مدینه‌اند.

←← محصولات کشاورزی مدینه


محصول مهم دیگر در مدینه جو بود. در کنار این دو محصول مهم، محصولاتی دیگر مانند گندم ، مَویز و انواع میوه‌های دیگر از جمله انار ، موز ، لیمو و خربزه در مدینه کاشته می‌شد، چنان که سبزیجاتی چون لوبیا ، پیاز و سیر نیز به عمل می‌آوردند.
[۸۱] جزیرة العرب قبل الاسلام، ص۸۰ – ۸۱.
[۸۲] جزیرة العرب قبل الاسلام، ص۸۳ - ۸۴.


←← رونق کشاورزی در مدینه


رونق کشاورزی در مدینه، عدم وجود قدرتی مطلق، وجود استحکامات دفاعی فراوان و احساس نیاز به عامل وحدتبخش، همه این‌ها از مدینه بستری مناسب برای شکل گیری امت اسلامی می‌ساخت. حضور پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم در مکه که محل تجمع و عبادت تمام اعراب شبه جزیره بود، در آغاز ضروری بود تا خبر ظهور دین جدید به گوش همگان برسد. پس از آن به مرکزی دیگر نیاز بود که از لحاظ خوراکی خودکفا باشد تا در صورت محاصره اعراب، مشکلی برای مسلمانان پدید نیاید. منطقه یثرب برای این کار بسیار مناسب می‌نمود و از سویی دیگر شهری متکثر به حساب می‌آمد و مانند مکه، اشرافیتی قدرتمند بر آن حکومت نمی‌کردند. از همه این‌ها گذشته امکانات دفاعی مناسب و دعوت مردم مدینه از پیامبر و بیعت با آن حضرت موجب حضور پیامبر در مدینه شد.
استقرار پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم در مدینه تغییری در بیان قرآن ایجاد کرد و روند شرعی سازی رفتارهای مسلمانان آغاز شد. قوانین اسلامی در مدینه شکل منسجم تری گرفتند. مناسک حج کامل شد،
[۸۳] از هجرت تا رحلت، ص۱۶۸.
نماز به صورت نهایی درآمد
[۸۴] تاریخ الصلاة فی الاسلام، ص۲۹.
و قبله به سوی کعبه تغییر یافت
[۸۵] مروج الذهب، ج۲، ص۳۱۲.
و زکات وضع شد
[۸۶] از هجرت تا رحلت، ص۱۲۳.
و به این ترتیب چارچوب‌های مشخصی برای اسلام پدید آمدند.

عناوین جغرافیایی در قرآن

[ویرایش]

« ارض » شایع‌ترین واژه جغرافیایی قرآن، ۴۶۱ بار تکرار شده است ( زمین ) و در بیشتر موارد در مفهومی مقابل آسمان و به معنای گیتی
[۸۷] لغت نامه، ج۱۲، ص۱۹۴۶۷، «گیتی».
به کار رفته است، هرچند در مواردی خاص، معنای سرزمین یا منطقه جغرافیایی خاصی از آن دانسته می‌شود. قرآن اشاره‌ای به تقسیمات قاره‌ای یا شکل ظاهری کره زمین نکرده است، هرچند برخی رویکردهای علمی تفسیری، گزارش قرآن از پیوستگی آسمان و زمین و مالکیت خداوند بر مشرق‌ها و مغرب‌های زمین را اشاره‌ای رمزآلود به کروی بودن زمین دانسته‌اند؛ همچنین در قرآن اشاره‌ای به تقسیمات سیاسی و نژادی زمین نشده، بلکه تمام زمین را از آن خدا و بندگان صالح می‌خواند و به صراحت زمین را پروسعت خوانده، به مسافرت و مطالعه زمین و تاریخ آن و حتی مهاجرت فرامی خواند.
از دیدگاه قرآن زمین، ثروتمند و غنی است و خوراک همه جنبندگان در آن قرار دارد. دریا نیز منبعی غنی از خوراک و ثروت و بستری مناسب برای کشتیرانی و تجارت معرفی شده است. بهره برداری از زمین تا زمانی که به فساد و اسراف نینجامد، پسندیده است. زمین بستر مناسبی برای استقرار و بهره مندی انسان معرفی می‌شود و به منابع مختلفی تجهیز شده است تا راحتی و آسایش زندگی آدمی را فراهم آورد. جانبخشی مجدد به زمین مرده و سرسبز شدن آن، نشانه‌ای است از خدا و نعمتی است برای انسان‌هایی که چشمی بینا و گوشی شنوا دارند. این گونه وصف کردن بیشتر در آیات مدنی دیده می‌شود و در آیات مکی، بیشتر بر قدرت مطلق خداوند در زمین تاکید شده است.

پدیده های جغرافیایی زمین در قرآن

[ویرایش]

به جز وصف‌های کلی قرآن در مورد زمین، به پدیده‌های جغرافیایی اعم از طبیعی و انسانی نیز اشاره شده است؛ همچنین نام مکان‌هایی آمده که محل اجتماع انسانی بوده‌اند یا به مناسبت حضور انسان‌ها در آن مکان‌ها به آن‌ها اشاره شده است.

← پدیده‌های طبیعی


در قرآن با رویکرد هدایتی به مناسبت‌های مختلفی از جمله بیان قدرت خداوند، نعمت‌های خدا به بشر و تشبیه جهان آخرت ، از پدیده‌های طبیعی یاد شده است؛ همچنین از حوادث طبیعی مانند زلزله و... و نیز تغییرات طبیعی پایان جهان در آستانه قیامت فراوان در قرآن یاد شده است.

←← کوه


واژه‌های « جَبَل » و « جِبال » در مجموع ۳۹ بار در قرآن به کار رفته‌اند. قرآن، کوه‌ها را نگهدارنده‌های زمین
[۱۱۸] روح المعانی، ج۱۵، ص۲۰۵.
معرفی کرده است ؛ گویا سرسخت‌ترین پدیده طبیعی زمین، کوه‌ها هستند که در مَثَل‌های قرآنی به شکل‌های گوناگون از آن‌ها یاد شده است، به خصوص در تمثیل‌های بیانگر فرا رسیدن قیامت . در قرآن از اجتماعات انسانی در کوه‌ها و خانه سازی اقوام پیشین در آن‌ها یاد شده است، با این حال زندگی در کوه‌ها نیز مانع از نزول عذاب بر اقوام ستمکار نشده است. (مکان‌های متروک) به جز کوه مقدس طور از کوه دیگری در قرآن نام برده نشده است ( عبادتگاه‌ها و مکان‌های مقدس) و تنها به تفاوت رنگ کوه‌ها و راه‌هایی که در آن‌ها قرار دارند، اشاره و از نعمت‌های خداوند خوانده شده‌اند.

←← دریا


« بَحْر » در قرآن در کنار « بَرّ » (خشکی) است. بحر به آب فراوان و غالبا شور گفته می‌شده است و «بَرّ» به طور کلی به معنای خشکی است. بیشتر کاربردهای این دو واژه، ناظر به نعمت‌های فراوان خدا، خشکی و دریا هستند و در مواردی به گستردگی علم خداوند بر موجودات خشکی و دریا و اینکه تنها خدا نجاتبخش از شداید و سختی‌های (سفرهای) دریایی و غیره است اشاره شده است. تنها یادکرد تاریخی ـ جغرافیایی واژه بحر، محدود به ماجرای عبور موسی و قومش از دریاست.

←←← واژه یم در قرآن


در قرآن از دریا با واژه «یمّ» نیز یاد شده است و کارکرد تاریخی ـ جغرافیایی آن محدود به ماجرای فرمان الهی به مادر موسی مبنی بر افکندن او به دریا و عذاب الهی فرعون و همراهانش و غرق شدن آن‌ها در دریاست. به گفته برخی مراد از «یمّ» در ماجرای اول « رود نیل » و در ماجرای دوم « دریای احمر » است.
[۱۴۵] حجة التفاسیر، ج۱، ص۳۶۲.
[۱۴۶] التحریر والتنویر، ج۸، ص۲۵۹ - ۲۶۰.


←← رودها و آبراه‌ها


واژه‌های « نَهْر » و « اَنهار » به جز مواردی معدود، در وصف بهشت به کار رفته و به معنای محل جریان آب روان بر روی زمین است.
[۱۴۷] مفردات، ص۸۲۵، «نهر».
در منطقه نزول وحی هیچ رود دائمی وجود ندارد و تنها سیلاب‌های فصلی آبراه‌هایی پدید می‌آورند. برخی معتقدند که «وادی» به معنای مسیل یا آبراه است که از این روی به دره‌ها و حد فاصل میان کوه‌ها نیز اطلاق شده است.

←← چشمه


«عَیْن» و جمع آن «عُیون» به آب‌هایی اشاره دارند که از دل زمین می‌جوشند.
[۱۴۹] التحقیق، ج۸، ص۲۸۱ - ۲۸۲، «یمن».
سرآغاز شکل گیری شهر مکه، پدید آمدن چشمه زمزم است.
[۱۵۰] تاریخ طبری، ج۱، ص۱۷ - ۱۸.
بیشتر یادکردهای چشمه در قرآن در وصف بهشت‌اند.

←← زمین‌های بایر و بیابانی


واژه‌های متفاوتی در قرآن به زمین‌های کشت نشده و بیابانی اشاره دارند.

←←← بلد میت


به طور کلی می‌توان گفت که واژه‌های بَلَد میّت به معنای زمین بیابانی و بایر ،
[۱۵۸] روض الجنان، ج۸، ص۲۳۰.


←←← تیه


تیه به معنای بیابانی که در آن راه گم می‌شود،
[۱۶۰] المنجد، ص۶۷.
[۱۶۱] التحقیق، ج۱، ص۴۰۷، «تیه».


←←← قیع


قیع به معنای زمین پهناور و همواری که فاقد آبادی و گیاه و زراعت و درخت است،
[۱۶۶] التحقیق، ج۹، ص۳۳۷، «قیع».


←←← صفصف


صَفْصَف به معنای فلات نرم و هموار و بدون گیاه

←←← ساهره


و ساهره به معنای زمین بیابانی صاف و خالی از گیاه، به بیابان اشاره دارند.

←←← جرز


جُرُز نیز به زمینی می‌گویند که بر اثر بی آبی یا چَرای بی رویه، گیاهان خود را از دست داده، گرچه قابلیت رویش گیاه را داراست؛

←←← وادی


همچنین وادی که به نظر بیشتر اهل لغت و تفسیر به شکاف میان کوه‌ها و بیشه‌ها که محل عبور سیل است گفته می‌شود؛ ولی برخی واژه شناسان معاصر آن را به معنای مطلق هر آن چیزی دانسته که در امتدادی گستردگی دارد. وی تعریف مشهور را از مصادیق آن می‌شمرد.
[۱۷۷] التحقیق، ج۱۳، ص۷۴، «ودی».


←←← بیابان


از مفهوم بیابان بیشتر در تمثیلات قرآنی استفاده شده است. البته از دو بیابان مقدس نیز یاد شده است: یکی «وادی مقدس طُوی» که محل ملاقات حضرت موسی علیه‌السّلام با خداوند بود و دیگری سرزمین بی آب و علفی که حضرت ابراهیم علیه‌السّلام به دستور خدا، فرزند و همسرش را در آنجا ساکن کرد. این سرزمین بعدها جایگاه ساختن کعبه و عبادتگاه مقدس مسلمانان می‌شود؛ همچنین در جریان فرار قوم موسی از دست فرعون، از بیابانی یاد می‌شود که یافتن راه در آن دشوار یا غیرممکن بود.

←← باغات


گیاهان نقش مهمی در انتقال تصویری از جهان به عنوان مکانی مطبوع و دلپذیر برای زندگی انسان‌ها دارند. در قرآن دست کم در حدود ۱۱ مورد از توصیف جزئی و دقیق گیاهان دنیایی سخن به میان آمده است. این توصیف‌ها در سراسر پیکره قرآن ذکر شده‌اند. فراوانی و تکرار این وصف‌ها در مقایسه با کمیاب بودن وصف‌های صورت گرفته درباره جانداران در قرآن، نشان از تفاوت ارتباط انسان با گیاهان در مقایسه با ارتباط وی با حیوانات دارد. عنصر اصلی این ارتباط در زیبایی دلپذیر گیاهان است که حتی غالبا بدون در نظر گرفتن سودمند بودنشان وصف شده‌اند. . گاهی این وصف‌ها (مانند گوناگونی گیاهان در طبیعت ) بسیار زیبا و ظریف‌اند که نمونه آن را در وصف‌های مربوط به حیوانات نمی‌توان یافت.

←←← جنت


در بیشتر موارد ذکر شده، مکان گیاهان، جنت یا باغ‌هایی است که غالبا به بهشت اشاره دارد؛ لیکن در مورد باغ‌های زمینی نیز به کار می‌رود. از گیاهان خاصی که در این باغ‌ها می‌رویند، درختانی نظیر خرما و انگور نام برده شده‌اند. البته «جنت» صرفا باغی زینتی نیست، بلکه باغی است که مردم از آن تناول می‌کنند.

←←← روضه


برخلاف «جنت»؛ « روضه » فقط برای مساکن بهشتی در قرآن به کار رفته و به باغ و کشتزاری گفته می‌شود که آبی فراوان در کنار آن وجود داشته یا در آن جمع شده باشد و به واسطه آن، گیاه فراوانی در آن روییده باشد؛

←←← حدیقه


« حدیقه » باغی است بهجت آفرین و غالبا پردرخت.
[۱۹۴] التحقیق، ج۲، ص۱۸۱، «حدق».


←←← حرث


« حَرْث » نیز در لغت به معنای کاشتن در زمین و نیز به معنای کشت و زرع آمده است و در قرآن از آن به عنوان خواسته‌ای دلفریب یاد شده است. با توجه به سختی و مشقت مزرعه داری، حرث هرگز در وصف کردن بهشت ظاهر نمی‌شود، بنابراین حرث استعاره‌ای است برای بیان رابطه میان اعمال دنیا و نتیجه آن‌ها در آخرت ؛ گویا اعمال نیک بذرهایی هستند که در دنیا کاشته می‌شوند و نعمت‌های بهشتی حاصل این زراعت‌اند.

←←← ثمار


جمع ثمر ) با اشاره به این بعد به روشنی گویای نکته اخیر است. ثمار انواع میوه‌ها را شامل می‌شود که خداوند به عنوان وسیله‌ای برای امرار معاش به انسان عطا کرده است و هر زمان که اراده کند می‌تواند آن را باز پس گیرد.

←←← فاکهه


« فاکهه » در معنای خاص تری براساس معنای ضمنی ریشه شناسی آن که به احساس شاد بودن و خوش آمدن اشاره دارد، به میوه مطبوع و لذتبخش گفته می‌شود
[۲۰۵] التحقیق، ج۹، ص۱۳۱، «فکه».
و در بیشتر توصیف‌های بهشتی آمده است.

←← مزارع


جوانه زدن دانه‌ها بر طبق مشیت الهی صورت می‌گیرد. در اشاره به گیاهان به صورت جداگانه، از همه بیشتر، نام درختان آمده است.

←←← شجر


کلمه «شجر» یا «شجره» نیز برای اشاره به بوته‌ها و درخت‌ها استفاده شده است. بعضی متون قرآنی، به زیستگاه طبیعی اشاره دارند؛ از چوب درختی که برای آتش افروختن به کار می‌آید،
[۲۱۲] من هدی القرآن، ج۱۴، ص۴۴۴.
به عنوان موهبتی الهی به انسان تعبیر شده است.

←←← درخت


درخت به عنوان مکانی که زنبورها در آن زندگی می‌کنند نیز در آیه ۶۸ نحل آمده است. در جایی دیگر ضمن رخدادی تاریخی در زندگی پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم از درختی یاد شده که زیر آن با آن حضرت بیعت می‌شود.
[۲۱۶] مجمع البیان، ج۹، ص۱۷۷.
دیگر اشاراتی که به درخت شده، اشاره به زیستگاه‌های عربی خارج از شبه جزیره عرب‌اند؛ مانند درخت زیتون در طور سینا، درختچه آتش گرفته در داستان موسی
[۲۱۹] مجمع البیان؛ ج۷، ص۳۹۲.
و بوته کدو در داستان یونس ؛ همچنین از درختی خاص با عنوان «شَجَرَةٍ مُبـرَکَةٍ زَیتونَةٍ» در آیه ۳۵ نور نام برده شده است. گرچه یکی از ویژگی‌های بهشت، وجود درختان در آن است، درخت مرموز و عجیبی به نام «زَقّوم» نیز در جهنم وجود دارد.

←←← درخت خرما


درخت خرما ، مهم‌ترین و حیاتی‌ترین درخت عربستان است
[۲۲۵] جزیره العرب قبل الاسلام، ص۸۳.
که در قرآن به صورت «نخله» و « نخل » آمده است. این تنها درختی است که در قرآن به جزئیاتش پرداخته شده است. با توجه به اهمیت درخت خرما در عربستان، استعاره نخل‌های از ریشه کنده شده و فروافتاده تداعی کننده تصویری موحش از مردمانی است که بر اثر عذاب الهی نابود شده‌اند. از درخت نخل در آیاتی که ناظر به خارج از محدوده زیستگاه اصلی اعراب بوده، نیز یاد شده است که برای مثال می‌توان به ماجرای تولد حضرت عیسی کنار نخلی خشک اشاره کرد.
[۲۲۹] تفسیر قرطبی، ج۱۱، ص۹۲.
به میوه خرما با عنوان « رُطَب » و «ثَمَرات النَخیل» به ندرت اشاره شده است.

←←← درخت انگور


از درختان انگور ۱۱ بار نام برده شده که در بیشتر آن‌ها (۷ بار) درختان انگور همراه با درختان خرما ذکر شده‌اند و شاید به علت شرایط مشترک کشت هر دو گونه باشد. درختان انگور نیز در توصیف‌های بهشتی به کار رفته‌اند.

←←← درخت زیتون


افزون بر درختان خرما و انگور، درخت زیتون نیز ۶ بار ذکر شده است که ۲بار آن مربوط به منطقه طور سیناست.

←←← گیاهان دیگر


دیگر گیاهان نامبرده شده در قرآن عبارت‌اند از درخت گز ، پیاز ، درخت انجیر ، گیاه خَرْدَل ، درخت سِدْر ، زنجبیل ، درخت انار ، ریحان ، عدس ، سیر و کدو .

←←← نام های کلی گیاهان


در مقابل این گیاهان، نام‌های کلی دیگری نیز ذکر شده‌اند که به دشواری قابل شناسایی هستند؛ مانند « خَمْط » به معنای بوته‌های تلخ و بی خار
[۲۵۴] روض الجنان، ج۱۶، ص۶۲.
[۲۵۵] مقاییس اللغه، ج۲، «خمط».
و « قَضْب » به معنای گیاهان علوفه‌ای
[۲۵۷] روض الجنان، ج۲۰، ص۱۵۲.
[۲۵۸] تفسیر قرطبی، ج۲۰، ص۲۲۱.
و « ضَریع » به معنای بوته‌های خار چسبیده به زمین، یا گیاه سرخ بدبو.
[۲۶۱] تفسیر قرطبی، ج۲۱، ص۲۹.


← پدیده‌های انسانی


قرآن مدنیت و نظام موجود در شهرها را می‌ستاید و از نابودی اجتماعاتی سخن می‌گوید که به عدالت رفتار نکرده‌اند. از سویی دیگر به شدت ساکنان بادیه را نکوهیده، آنان را منافق ، کم اعتقاد، ، تنگ نظر و سرسخت در کفر و نفاق می‌خواند. جغرافیای انسانی را می‌توان ذیل سه موضوع کلی در قرآن بررسی کرد: شهرنشینی که ستایش شده است؛ اماکن متروک که زمانی محل اجتماع گروه‌های انسانی بوده و بر اثر ظلم ساکنانشان ویران شده‌اند؛ اماکن و زمین‌های مقدس.

←← شهرنشینی



←←← تفاوت کاربرد واژه قریه با مدینه


« مدینه » در قرآن ناظر به شهر هستند.
[۲۶۸] التحقیق، ج۹، ص۲۵۳ - ۲۵۴، «قری».
کاربرد واژه « قریه » و جمع آن «قُری» در قرآن بسیار بیشتر از «مدینه» است. واژه «مدینه» تنها ۱۴ بار در قرآن به کار رفته، در حالی که از «قریه» ۵۶ بار یاد شده است و برخلاف «مدینه» در بسیاری یادکردها ناظر به مکان مشخصی نیست. تفاوت مدینه و قریه در تراکم جمعیت آن‌ها نیست، بلکه در مدینه مفهومی از اداره و نظام نهفته است؛ به عبارتی دیگر، در کلمه مدینه مفهوم نظم و سازماندهی لحاظ شده و در کلمه قریه مفهوم تجمع و انباشتگی؛ چه تجمع ساختمان‌ها و بناها و چه تجمع انسان‌ها مد نظر است،
[۲۶۹] التحقیق، ج۹، ص۲۵۳-۲۵۴.
از همین روی، یثرب پس از ورود پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم به آن و سکونت مسلمانان از قبیله‌های گوناگون در آن، به مدینه الرسول تغییر نام یافت. بایسته توجه است که مکه نیز هرچند شهری بزرگ و بنابه گزارش قرآن، ‌ام القری بوده و به لحاظ وجود حرم در آن اهمیت ویژه‌ای داشته، در قرآن، مدینه نامیده نشده است.

←←← موارد یادکرد مدینه در قرآن


پنج مورد یادکرد مدینه در قرآن مربوط به مصر است و ۴ مورد نیز به مدینه النبی اشاره دارد. ۵ مورد دیگر، محل سکونت اصحاب کهف ، قوم لوط ، قوم صالح ، یکی از شهرهایی که حضرت موسی و خضر از آن می‌گذرند و محل سکونت اصحاب القریه اند. گروهی در تایید نظر خویش مبنی بر اختلاف مفهومی قریه و مدینه، شهری را که در آیه ۲۰ یس آمده، غیر از محل سکونت اصحاب القریه دانسته‌اند.
[۲۸۵] التحقیق، ج۹، ص۲۵۳ - ۲۵۴، «قری».
از آن جهت که قرآن در داستان اصحاب القریه از یک مکان یک بار با عنوان «قریه» و بار دیگر با عنوان «مدینه» یاد می‌کند، به قرینه سیاق آیات و اتفاق نظر مفسران، مکان اصحاب القریه شهری بوده است.

←←← موارد یادکرد قریه در قرآن


قرآن هرگاه از ارسال پیامبران سخن می‌گوید واژه قریه را به کار می‌برد، حتی در مورد اصحاب القریه زمانی که از ارسال پیامبران به آن‌ها سخن به میان می‌آید، آن‌ها را ساکنان قریه خطاب می‌کند. در بیشتر یادکردهای قریه در قرآن، یا ساکنان قریه به ایمان و کارهای نیک دعوت شده‌اند تا درهای رحمت الهی بر آن‌ها گشوده شود یا از عذاب خداوند به سبب ظلم و ستم آن‌ها سخن به میان می‌آید. چنین به نظر می‌رسد که قرآن فارغ از نام مکان‌ها و موقعیت آن‌ها درصدد بیان قدرت خدا در ویران سازی شهرهای کافران است؛ همچنین آبادانی شهرها را در گرو رفتار ساکنان آن‌ها می‌داند. ابراهیم پس از آنکه از خدا می‌خواهد که مکه را سرزمینی امن قرار دهد و خود و فرزندانش را از پرستش بت‌ها دور نگه دارد، می‌گوید: پروردگارا! من برخی از فرزندانم ( اسماعیل و نسل او) را در سرزمینی بی کشت و زرع در کنار خانه حُرْمت یافته تو ساکن ساختم تا نماز را برپا دارند، پس دل‌های گروهی از مردم را به آنان گرایش ده و آنان را از میوه‌ها و محصولات روزی عطا کن؛ باشد که سپاسگزاری کنند؛ گو اینکه شهرها نه تنها محل پرستش خداوند هستند، بلکه باعث جلب رزق و روزی هم می‌شوند و این تا زمانی است که از راه راست خارج نشده باشند. ارتباط میان آبادانی و ایمان شهرنشینان در سرزمینی خشک مانند عربستان که همواره باید چشم به آسمان دوخت تا بارانی ببارد و زمین آن بار دهد، بیشتر معنا می‌یابد. در آیات فراوانی، نزول باران، رحمتی از سوی پروردگار خوانده شده که موجب سبز و زنده شدن زمین مرده می‌شود و شایسته سپاسگزاری است.

←←← واژه مصر در قرآن


دیگر واژه به کار رفته در معنای شهر، «مصر» است که ۵ بار در قرآن به کار رفته و حداقل در یک مورد در معنای شهر استفاده شده است.
[۳۰۲] جامع البیان، ج۱، ص۲۴۸.
[۳۰۳] روض الجنان، ج۱، ص۳۱۰.


←←← واژه بلد و بلده


« بلد » نیز به گونه‌ای ناظر به محل اجتماع انسانی‌اند. این دو واژه بر منطقه یا سرزمینی مشخص دلالت می‌کنند؛ فارغ از اینکه آباد و مسکونی باشد یا نه.
[۳۰۴] التحقیق، ج۱، ص۳۲۸، «بلد».
از اوصافی که قرآن برای این واژه به کار برده است، نگاه مثبت به مکان مورد نظر برداشت می‌شود. واژه بلد به ویژه صورت جمعی آن، گاه درباره شهرها نیز به کار رفته است.

←← نام شهر های دیگر در قرآن


از شهرها و سرزمین‌های مختلفی در قرآن نام برده شده است که بیشتر آن‌ها برای مخاطب قرآن آشنا بوده‌اند. قرآن کافران و منافقان را به دوزخ وعده می‌دهد و به آنان خطاب می‌کند که افراد بی ایمانی مانند شما نیز در گذشته بوده‌اند. سپس با تعجب می‌گوید: آیا خبر آنان به گوش شما نرسیده است؟ و از قوم نوح و عاد و ثمود و ابراهیم و [[|اصحاب مَدْیَن]] و شهرهای زیر و رو شده قوم لوط نام می‌برد. مخاطبان قرآن در ناآگاهی کامل از داستان‌های قرآن و شهرهای یاد شده نبوده‌اند و حتی بسیاری از شهرها یا اقوام عذاب شده‌ای که در قرآن از آن‌ها یاد شده است، در اشعار جاهلی حضور دارند.
[۳۰۷] دیوان امرؤلقیس، ص۱۶۷.
یکی از این شهرها، اِرَم است که مفسران آن را نام سرزمین یا قومی دانسته‌اند.
[۳۰۹] جامع البیان، ج۳۰، ص۱۱۱ - ۱۱۲.


←←← شهر ارم


(ارم) مَدْیَن شهر دیگری است که ۱۰ بار در قرآن از آن یاد شده است و پیامبری به نام شعیب در آن می‌زیسته و حضرت موسی از ترس یاران فرعون به آنجا می‌گریزد. (اهل مدین) مصر نام کشور یا شهری است که ۴ بار در قرآن به طور صریح به آن اشاره شده است. آن گونه که از بیان قرآن درباره مصر دانسته می‌شود، مصر شهری نظام مند و سازمان یافته بوده است.

←←← شهر بابل


از شهر بابِل یک بار در قرآن به عنوان شهری یاد شده است که هاروت و ماروت در آن به مردم سحر می‌آموختند. البته مفسران ذیل آیات ۴ - ۷ اسراء نیز از آن سخن گفته‌اند.
[۳۱۳] مجمع البیان، ج۶، ص۶۱۴.


←←← شهر موتفکات


از شهرهای قوم لوط با عنوان مؤتفکات نام برده می‌شود که به سبب زیر و رو شدن آن در عذاب الهی به این نام خوانده شده‌اند.

←←← شهر قوم لوط


(قوم لوط) از اقوام دیگری نیز در قرآن با نام‌های اصحاب رَسّ، اَیْکه، حِجْر و رقیم نام برده شده است که برخی اشاره به مکان‌هایی خاص در گذشته دارند (اصحاب رسّ، اصحاب اَیْکه، اصحاب حِجْر، اصحاب رقیم)

←←← شهر مکه


از شهرهای شناخته شده تر برای مخاطب قرآن می‌توان به مکه اشاره کرد که با عناوین مختلفی در قرآن به آن‌ها اشاره شده است. (مکّه) (بکّه) (ام القری)

←←← شهر مدینه النبی


از مدینه النبی نیز ۵ بار نام برده شده است: یک بار با عنوان یثرب و ۴ بار با عنوان المدینه.

←←← محل های مهم در تاریخ اسلام


به دو نقطه مهم در تاریخ اسلام نیز اشاره شده است که هر دو در ارتباط با غزوه‌های پیامبر هستند؛ بدر و حنین نام دو منطقه نزدیک مدینه و طائف هستند که در آیات ۱۲۳ آل عمران و ۲۵ توبه از آن‌ها یاد شده است.

←← عبادتگاه‌ها و مکان‌های مقدس


خداوند مساجد و عبادتگاه‌های خود را اماکنی پربرکت و پاک و ایمن خوانده است، البته تا زمانی که در آن‌ها به عبادت خدا بپردازند و در صورتی که کافران بر عبادتگاه‌ها مسلط شوند، خداوند دوباره آن‌ها را به مؤمنان راستین بازمی گرداند.

←←← مسجد الحرام


مسجدالحرام و سازه ساده و بی آلایش کعبه مهم‌ترین عبادتگاهی است که در قرآن یاد شده است. عبارت «المَسجِدالحَرام» ۱۵ بار و «البَیت الحَرام» و «کعبه» هریک دو بار در قرآن ذکر شده است. ورود مشرکان به مسجد، حرام و قتل و خونریزی در جوار آن ممنوع شده است و سراسر شهر مکه، مکانی ایمن خوانده شده است که مردم در آن در امان هستند، در حالی که خارج از آن ربوده می‌شوند.

←←← قدمت عبادتگاه مکه


ظاهرا مکه همان مکانی است که بطلمیوس آن را مکربا خوانده است.
[۳۳۳] Encyclopedia Britannica، Mecca.
حکایات قرآنی منشا پیدایش آن را به ابراهیم و اسماعیل نسبت می‌دهند.

←← مکانهای مقدس مسجد الحرام


در حرم که معبد و پرستشگاه مکه بوده، اشیای مقدس گوناگون و مکان‌های متفاوتی وجود داشته‌اند. بنابر گزارش‌ها کعبه، جایگاه بت‌های فراوانی بوده است که به دست پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم از بین می‌روند.

←←← حجر الاسود


الحجرالاسود یا سنگ سیاه، در قسمت جنوب شرقی کعبه قرار دارد و در کنار سازه کعبه، چشمه زمزم واقع می‌شود.

←←← حجر اسماعیل


حِجْر اسماعیل ، دیگر بخش مقدس حرم است که در یکی از جهات آن قرار دارد.

←←← مقام ابراهیم


بخش دیگر، مقام ابراهیم است که دو بار در قرآن از آن یاد شده است. عبادتگاه مکه پیش از اسلام، مکان پهناوری نبود، و تنها کمی بیشتر از یک مکان مسطحی بود که کعبه در آن قرارداشت و به وسیله دیوارهای خارجی خانه‌های مردم مکه احاطه شده بود.
[۳۳۸] مرآة الحرمین، ج۱، ص۲۳۵.
[۳۳۹] آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۷۲ - ۷۳.
مکان‌های مقدس دیگری نیز در مکه و پیرامون آن وجود دارند که در ارتباط با فریضه حج از آن‌ها یاد شده است:

←←← صفا و مروه


صفا و مروه ؛

←←← مشعر الحرام


مشعرالحرام

←←← عرفات


و عرفات .

←← مکانهای مقدس دیگر


اشارات قرآن به اماکن مقدس اعراب محدود نیستند و عبادتگاه‌ها و زمین‌های مقدس دیگری را نیز دربرمی گیرند که متعلق به ادیان پیش از خوداند؛

←←← طور سینا


در مکان‌های متعددی به کوهی اشاره می‌شود که محل نزول وحی بر موسی علیه‌السّلام است و از وادی مقدسی سخن می‌گوید که خداوند در آن با موسی سخن گفت. ارجاعات مکرر قرآن به اماکن مقدس انجیلی تحت عنوان سرزمین مقدس و زمینی که خداوند به آن خیر و برکت داده است

←←← سرزمین مقدس بنی اسرائل


اشاره به تاریخ رستگاران و اجداد روحانی و معنوی مسلمانان است، چنان که اسلام ادامه همان شرایع پیامبران پیشین است. تمام تاریخ قوم بنی اسرائیل، جز بخش‌هایی که در مصر اتفاق افتاده و سرگردانی آن‌ها در بیابان، در سرزمین مقدس روی داده است.

←←← محل اقامت حضرت مریم


قرآن به رخدادهای دیگری نیز در سرزمین مقدس اشاره می‌کند که از آن جمله بشارت فرزند پسر به حضرت زکریای سالخورده و اقامت حضرت مریم علیهاالسلام در معبد و تولد عیسی علیه‌السّلام است و در نهایت فاجعه ویرانی عبادتگاه و پناهگاه بنی اسرائیل به دست فاتحان خارجی که کیفری برای آنان بود. اشاره به این ماجراها و اماکن در کنار ابعاد آموزشی، بیان تاریخ و جغرافیای دینداری است که در صورت نهایی اش به اسلام و مکه ختم شده است. ارتباط میان این دو مکان مقدس در آیه معراج بسیار مشخص تر است.

←←← مسجد الاقصی


براساس گزارش قرآنی، پیامبر برای سفر معراج در یک شب از مسجدالحرام به مسجدالاقصی و از آنجا به معراج رفت و به این ترتیب مکان مقدس مسلمانان با مکان مقدس ادیان پیشینیانشان پیوند می‌خورد.

←← مکان‌های متروک


قرآن همواره به اقوامی در گذشته ارجاع می‌دهد که دیگر حضور ندارند و با عبارت «اُمَمٍ قَد خَلَت» به آن‌ها اشاره می‌کند. یا از شهرهای فراوانی نام می‌برد که خداوند ساکنان آن‌ها را به عذابی آسمانی، باران سوء، زلزله، حملات خارجی، بادهای سوزان و... دچار کرده است. اکثر این شهرها در زمان نزول آیات، متروک بودند و خداوند به بازدید و عبرت گیری از آن‌ها دعوت می‌کند.

←←← داستان اصحاب فیل


داستان اصحاب فیل نمونه مشخصی از این خاطرات شفاهی است یا سوره قریش به اثر برجای مانده از تجربیات گذشته آنان اشاره دارد، بنابراین گرچه بسیاری از این اماکن به طور مشخص در قرآن نامگذاری نشده‌اند،

←←← شهر مارب


در خاطرات جمعی اعراب قبل از اسلام، شهرها و اماکن متروک فراوانی بودند که دلالت برخی آیات بر آن‌ها تا حدی واضح است. یکی از این موارد، شهر مارب و محل سکونت قوم سباست که با سیلی سخت و ویرانگر نابود می‌شود. اعراب جاهلی به خوبی می‌دانستند که این شهر بر اثر شکسته شدن سد مارب ویران و متروک شد
[۳۷۰] السیرة النبویه، ج۱، ص۶ - ۷.
؛

←←← نگاه قرآن به ویرانه ها


اما نگاه قرآن به ویرانه‌ها متفاوت است و ناملایمات طبیعی را به تقریری الهی تبیین می‌کند. قرآن از سرنوشت محتوم انسان‌ها به شکل جزئی و تفصیلی سخن نمی‌گوید، بلکه با ارائه اطلاعات فراوان درباره اماکن متروک، از وجود یک نظم و قدرت الهی اطمینان می‌دهد که تقدیر غیر قابل پیش بینی و محدودیت‌های طبیعی در آن جایی ندارند.

←←← بلایای طبیعی در قرآن


قرآن هرچند طبیعت را رام و مهارشدنی می‌داند، به خشونت‌ها و بلایای طبیعی هم نظر دارد و به نزدیک بودن خطر و همچنین اجتناب ناپذیریِ عذاب الهی حتی بر قدرتمندترین انسان‌ها تاکید می‌کند، تا جایی که اگر انسان‌ها به کوه‌ها پناه برند و خانه‌ها و شهرهای خود را در آنجا بسازند باز به یکباره دچار عذاب خواهند شد.

←←← اهمیت مکانهای متروک در قرآن


مکان‌های متروک تنها از این جهت در قرآن اهمیت می‌یابند که انسان از آن‌ها عبرت بگیرد و اشتباهات پیشینیان را که بارها تاکید شده از مخاطبان قرآن قدرتمندتر بوده‌اند، تکرار نکنند، از این رو انسان به جست و جو در سرزمین‌ها و عبرت گرفتن از فرجام‌های تراژدیک مردمان پیشین دعوت می‌شود و رهایی از سرنوشت نه در رفتارهای قهرمانانه که در اطاعت از رسولان معرفی می‌شود.

فهرست منابع

[ویرایش]

آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان، قم، مشعر، ۱۳۸۶ ش؛ اخبار مکه، الفاکهی (م. ۲۷۹ ق.)؛ به کوشش عبدالملک، بیروت، دارخضر، ۱۴۱۴ ق؛ اخبار مکه، الازرقی (م. ۲۴۸ ق.)؛ به کوشش رشدی الصالح، مکه، مکتبة الثقافة، ۱۴۱۵ ق؛ الاخبار الموفقیات، زبیر بن بکار (م. ۲۵۶ ق.)؛ به کوشش سامی العانی، بغداد، احیاء التراث الاسلامی؛ از هجرت تا رحلت، علی اکبر قرشی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۸۰ ش؛ البیان فی تفسیر القرآن، الخوئی (م. ۱۴۱۳ ق.)؛ انوارالهدی، ۱۴۰۱ ق؛ تاریخ الصلاة فی الاسلام، جوادعلی، بغداد، الجمل، ۲۰۰۷ م؛ تاریخ الامم والملوک، الطبری (م. ۳۱۰ ق.)؛ به کوشش گروهی از علماء، بیروت، اعلمی، ۱۴۰۳ ق؛ تاریخ معالم المدینة المنوره، احمد یاسین الخیاری، الریاض، ۱۴۱۹ ق؛ التبیان، الطوسی (م. ۴۶۰ ق.)؛ به کوشش العاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ التحقیق، المصطفوی، تهران، وزارت ارشاد، ۱۳۷۴ ش؛ تفسیر التحریر والتنویر، ابن عاشور (م. ۱۳۹۳ ق.)؛ مؤسسة التاریخ؛ تفسیر جوامع الجامع، الطبرسی (م. ۵۴۸ ق.)؛ به کوشش گرجی، تهران، ۱۳۷۸ ش؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر (م. ۷۷۴ ق.)؛ به کوشش شمس الدین، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۹ ق؛ جامع البیان، الطبری (م. ۳۱۰ ق.)؛ بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۲ ق؛ الجامع لاحکام القرآن، القرطبی (م. ۶۷۱ ق.)؛ بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ ق؛ جزیره العرب قبل الاسلام، برهان الدین دلّو، بیروت، دار الفارابی، ۲۰۰۷ م؛ جغرافیة شبه جزیره العرب، عمر رضاکحاله، ترجمه: جعفری، تهران، گیتاشناسی، ۱۳۸۲ ش؛ حجه التفاسیر، البلاغی (م. ۱۳۹۹ ق.)؛ قم، حکمت، ۱۳۴۵ ش؛ الدره الثمینة فی اخبار المدینه، محمد بن محمود النجار (م. ۶۴۳ ق.)؛ به کوشش محمد زینهم، مکتبة الثقافة الدینیة، ۱۴۱۷ ق؛ دیوان امرؤالقیس، امروء القیس (م. ۸۰ ق.)؛ بیروت، دار بیروت، ۱۴۰۶ ق؛ رحلة ابن جبیر، محمد بن احمد (م ۶۱۴ ق.)؛ بیروت، دار بیروت، ۱۴۰۴ ق؛ روح المعانی، الآلوسی (م. ۱۲۷۰ ق.)؛ به کوشش علی عبدالباری، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ ق؛ روض الجنان، ابوالفتوح رازی (م. ۵۵۴ ق.)؛ به کوشش یاحقی و ناصح، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۵ ش؛ السیره النبویه، ابن هشام (م. ۸ - ۲۱۳ ق.)؛ به کوشش مصطفی السقاء و دیگران، بیروت، المکتبة العلمیه؛ شبه جزیرة العرب کیاناتها السیاسیه، زاهیة قدورة، بیروت، دار النهضه؛ عمدة الاخبار فی مدینة المختار، احمد بن عبدالحمید العباسی (قرن ۱۰)؛ الانصاری، قاهره، اسعد درابزونی الحسینی الکشاف، الزمخشری (م. ۵۳۸ ق.)؛ قم، بلاغت، ۱۴۱۵ ق؛ لسان العرب، ابن منظور (م. ۷۱۱ ق.)؛ به کوشش علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ ق؛ لغات القبائل، ابن سلاّم الهروی (م. ۲۲۴ ق.)؛ به کوشش سید عبدالحمید، کویت، جامعة الکویت، ۱۴۰۴ ق؛ لغت نامه، دهخدا (م. ۱۳۳۴ ش.) و دیگران، تهران، مؤسسه لغت نامه و دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ ش؛ مجمع البیان، الطبرسی (م. ۵۴۸ ق.)؛ بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ ق؛ مدینة یثرب قبل الاسلام، یاسین غضبان، عمان ـ بیروت، دار البشیر، الرسالة، ۱۴۱۳ ق؛ مرآة الحرمین، ابراهیم رفعت باشا (م. ۱۳۵۳ ق.)؛ قم، المطبعة العلمیة، ۱۴۴۴ ق؛ مروج الذهب، المسعودی (م. ۳۴۶ ق.)؛ به کوشش مفید محمد، بیروت، دارالکتب العلمیه؛ المسالک والممالک، عبیداللّه بن خرداذ به (م. ۳۰۰ ق.)؛ به کوشش المخزوم، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ ق؛ معانی القرآن و اعرابه، الزجاج (م. ۳۱۱ ق.)؛ به کوشش عبدالجلیل عبده، بیروت، عالم الکتب، ۱۴۰۸ ق؛ معجم البلدان، یاقوت الحموی (م. ۶۲۶ ق.)؛ بیروت، دارصادر، ۱۹۹۵ م؛ معجم الفروق اللغویه، ابوهلال العسکری (م. ۳۹۵ ق.)؛ قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۲ ق؛ معجم ما استعجم، عبدالله البکری (م. ۴۸۷ ق.)؛ به کوشش مصطفی السقاء، بیروت، عالم الکتب، ۱۴۰۳ ق؛ معجم مقاییس اللغه، ابن فارس (م. ۳۹۵ ق.)؛ به کوشش عبدالسلام محمد، قم، دفتر تبلیغات، ۱۴۰۴ ق؛ مفردات، الراغب (م. ۴۲۵ ق.)؛ به کوشش صفوان داودی، دمشق، دارالقلم، ۱۴۱۲ ق؛ المفصل، جواد علی، بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۹۷۶ م؛ المنجد فی اللغه، لویس معلوف (م. ۱۹۴۶ م.)؛ بیروت، دارالمشرق، ۱۹۹۶ م؛ من هدی القرآن، سید محمدتقی مدرسی، تهران، دارمحبی الحسین علیه السلام؛ ۱۴۱۹ ق؛ موسوعة اسماء الاماکن فی المملکة السعودیه، ریاض، دار الملک عبدالعزیز، ۲۰۰۳ م؛ الموسوعة الجغرافیة للعالم الاسلامی، وزارة التعلیم العالی ـ السعودیه؛ الموسوعه العربیه، دمشق، هیئة الموسوعة العربیة، ۱۹۹۸ م؛ المیزان، الطباطبایی (م. ۱۴۰۲ ق.)؛ بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق؛ وفاءالوفاء، السمهودی (م. ۹۱۱ ق.) محمد محیی الدین، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۴ ق.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. لغت نامه، ج۵، ص۷۷۸۹، «جغرافیا».
۲. Encyclopedia Britannica، Geography.
۳. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۳۷.    
۴. بقره/سوره۲، آیه۱۴۴.    
۵. بقره/سوره۲، آیه۱۴۹.    
۶. بقره/سوره۲، آیه۱۵۰.    
۷. بقره/سوره۲، آیه۱۹۱.    
۸. بقره/سوره۲، آیه۲۱۷.    
۹. مائده/سوره۵، آیه۲.    
۱۰. انفال/سوره۸، آیه۳۴.    
۱۱. فتح/سوره۴۸، آیه۲۴.    
۱۲. آل عمران/سوره۳، آیه۹۶.    
۱۳. اسراء/سوره۱۷، آیه۱.    
۱۴. اعراف/سوره۷، آیه۹۶.    
۱۵. آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۷.    
۱۶. انبیاء/سوره۲۱، آیه۱۱.    
۱۷. فرقان/سوره۲۵، آیه۴۰.    
۱۸. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۳۷.    
۱۹. معجم البلدان، ج۲، ص۲۱۸ - ۲۱۹.    
۲۰. معجم ما استعجم، ج۱، ص۱۲.    
۲۱. جغرافیة شبه جزیره العرب، ص۱۲۹ - ۱۳۱.
۲۲. الموسوعة العربیه، ج۸، ص۶۱.
۲۳. شبه جزیره العرب، ص۱۲.
۲۴. الموسوعة العربیه، ج۸، ص۶۳.
۲۵. الموسوعة الجغرافیة للعالم الاسلامی، ص۴۳۲.
۲۶. موسوعة اسماء الاماکن فی المملکة العربیة السعودیه، ج۱، ص۷۹.
۲۷. Encyclopedia Britannica، Medina.
۲۸. Microsoft Encarta، At Táif.
۲۹. حج/سوره۲۲، آیه۶۳.    
۳۰. عبس/سوره۸۰، آیه۲۵ - ۳۲.    
۳۱. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۳۷.    
۳۲. المسالک والممالک، ص۱۲۵ – ۱۳۲.    
۳۳. المسالک والممالک، ص۱۳۴ – ۱۳۶.    
۳۴. المسالک والممالک، ص۱۴۶ - ۱۵۱.    
۳۵. رحلة ابن جبیر، ص۹۶ - ۱۰۱.    
۳۶. قریش/سوره۱۰۶، آیه۱۰۶.    
۳۷. جزیره العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۹۳ - ۱۲۵.
۳۸. معجم ما استعجم، ج۱، ص۲۵۷.    
۳۹. زخرف/سوره۴۳، آیه۳۱.    
۴۰. جامع البیان، ج۲۵، ص۴۰.
۴۱. تفسیر قرطبی، ج۱۶، ص۸۳.
۴۲. اخبار مکه، ازرقی، ج۲، ص۳۲۶.
۴۳. اخبار مکه، فاکهی، ج۳، ص۱۰۴ - ۱۱۲.
۴۴. Encyclopedia Britannica، Medina.
۴۵. مدینة یثرب قبل الاسلام، ص۲۵.
۴۶. احزاب/سوره۳۳، آیه۱۳.    
۴۷. توبه/سوره۹، آیه۱۰۱.    
۴۸. توبه/سوره۹، آیه۱۲۰.    
۴۹. احزاب/سوره۳۳، آیه۶۰.    
۵۰. منافقون/سوره۶۳، آیه۸.    
۵۱. جزیره العرب قبل الاسلام، ص۸۱ - ۸۲.
۵۲. مدینة یثرب قبل الاسلام، ص۲۷ - ۳۳.
۵۳. وفاء الوفاء، ج۱، ص۱۹۰-۲۱۵.    
۵۴. الدرة الثمینه، ص۳۸ - ۳۹.
۵۵. مدینة یثرب قبل الاسلام، ص۳۰، ۳۸.
۵۶. المفصل، ج۵، ص۱۸.
۵۷. مدینة یثرب قبل الاسلام، ص۳۷ - ۳۸.
۵۸. لسان العرب، ج۱، ص۱۶۱، «اطم».
۵۹. تاریخ معالم المدینة المنوره، ص۳۰.
۶۰. وفاء الوفاء، ج۱، ص۱۶۵.
۶۱. الدره الثمینه، ص۳۸ - ۳۹.
۶۲. مدینة یثرب قبل الاسلام، ص۳۶ - ۳۷.
۶۳. المفصل، ج۴، ص۱۳۲.
۶۴. مدینة یثرب قبل الاسلام، ص۳۷.
۶۵. مدینة یثرب قبل الاسلام، ص۴۶.
۶۶. مدینة یثرب قبل الاسلام، ص۷۷.
۶۷. مدینة یثرب قبل الاسلام، ص۱۰۳.
۶۸. مدینة یثرب قبل الاسلام؛ ص۴۶.
۶۹. المفصل، ج۴، ص۱۲۹ - ۱۳۰.
۷۰. مدینة یثرب قبل الاسلام، ص۸۷ - ۸۸.
۷۱. السیرة النبویه، ج۲، ص۲۹۲.
۷۲. عمدة الاخبار، ص۲۳۳.
۷۳. بقره/سوره۲، آیه۲۶۱.    
۷۴. بقره/سوره۲، آیه۲۶۴.    
۷۵. بقره/سوره۲، آیه۲۶۶.    
۷۶. انعام/سوره۶، آیه۹۹.    
۷۷. انعام/سوره۶، آیه۱۴۱.    
۷۸. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱۹.    
۷۹. یس/سوره۳۶، آیه۳۳ - ۳۴.    
۸۰. ق/سوره۵۰، آیه۷ - ۱۱.    
۸۱. جزیرة العرب قبل الاسلام، ص۸۰ – ۸۱.
۸۲. جزیرة العرب قبل الاسلام، ص۸۳ - ۸۴.
۸۳. از هجرت تا رحلت، ص۱۶۸.
۸۴. تاریخ الصلاة فی الاسلام، ص۲۹.
۸۵. مروج الذهب، ج۲، ص۳۱۲.
۸۶. از هجرت تا رحلت، ص۱۲۳.
۸۷. لغت نامه، ج۱۲، ص۱۹۴۶۷، «گیتی».
۸۸. بقره/سوره۲، آیه۳۰.    
۸۹. بقره/سوره۲، آیه۲۶۷.    
۹۰. هود/سوره۱۱، آیه۷.    
۹۱. مائده/سوره۵، آیه۳۳.    
۹۲. البیان، ص۷۴ - ۷۵.    
۹۳. رحمن/سوره۵۵، آیه۱۷.    
۹۴. مریم/سوره۱۹، آیه۴۰.    
۹۵. انبیاء/سوره۲۱، آیه۱۰۵.    
۹۶. قصص/سوره۲۸، آیه۵.    
۹۷. نساء/سوره۴، آیه۹۷.    
۹۸. اعراف/سوره۷، آیه۱۰.    
۹۹. هود/سوره۱۱، آیه۶.    
۱۰۰. نحل/سوره۱۶، آیه۱۴.    
۱۰۱. بقره/سوره۲، آیه۶۰.    
۱۰۲. بقره/سوره۲، آیه۱۶۸.    
۱۰۳. انعام/سوره۶، آیه۱۴۱ - ۱۴۲.    
۱۰۴. ملک/سوره۶۷، آیه۱۵.    
۱۰۵. بقره/سوره۲، آیه۲۲.    
۱۰۶. بقره/سوره۲، آیه۳۶.    
۱۰۷. غافر/سوره۴۰، آیه۶۴.    
۱۰۸. رحمن/سوره۵۵، آیه۱۰.    
۱۰۹. نوح/سوره۷۱، آیه۱۹.    
۱۱۰. نحل/سوره۱۶، آیه۶۵.    
۱۱۱. حج/سوره۲۲، آیه۶۳.    
۱۱۲. سجده/سوره۳۲، آیه۲۷.    
۱۱۳. یس/سوره۳۶، آیه۳۳.    
۱۱۴. ذاریات/سوره۵۱، آیه۲.    
۱۱۵. غاشیه/سوره۸۸، آیه۱۷.    
۱۱۶. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۴۸.    
۱۱۷. التبیان، ج۱۰، ص۲۳۹.    
۱۱۸. روح المعانی، ج۱۵، ص۲۰۵.
۱۱۹. نبأ/سوره۷۸، آیه۷.    
۱۲۰. نازعات/سوره۷۹، آیه۳۲.    
۱۲۱. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۴۶.    
۱۲۲. حشر/سوره۵۹، آیه۲۱.    
۱۲۳. طه/سوره۲۰، آیه۱۰۲.    
۱۲۴. طه/سوره۲۰، آیه۱۰۵.    
۱۲۵. طور/سوره۵۲، آیه۹ - ۱۰.    
۱۲۶. قارعه/سوره۱۰۱، آیه۴ - ۵.    
۱۲۷. فاطر/سوره۳۵، آیه۲۷.    
۱۲۸. لسان العرب، ج۱، ص۳۲۳، «بحر».    
۱۲۹. مائده/سوره۵، آیه۹۶.    
۱۳۰. انعام/سوره۶، آیه۵۹.    
۱۳۱. انعام/سوره۶، آیه۶۳.    
۱۳۲. انعام/سوره۶، آیه۹۷.    
۱۳۳. اسراء/سوره۱۷، آیه۷۰.    
۱۳۴. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۶۵.    
۱۳۵. بقره/سوره۲، آیه۵۰.    
۱۳۶. طه/سوره۲۰، آیه۷۷.    
۱۳۷. شعراء/سوره۲۶، آیه۶۳.    
۱۳۸. دخان/سوره۴۴، آیه۲۴.    
۱۳۹. طه/سوره۲۰، آیه۳۹.    
۱۴۰. قصص/سوره۲۸، آیه۷.    
۱۴۱. اعراف/سوره۷، آیه۱۳۶.    
۱۴۲. طه/سوره۲۰، آیه۷۸.    
۱۴۳. قصص/سوره۲۸، آیه۴۰.    
۱۴۴. ذاریات/سوره۵۱، آیه۴۰.    
۱۴۵. حجة التفاسیر، ج۱، ص۳۶۲.
۱۴۶. التحریر والتنویر، ج۸، ص۲۵۹ - ۲۶۰.
۱۴۷. مفردات، ص۸۲۵، «نهر».
۱۴۸. لسان العرب، ج۱۵، ص۳۸۴، «ودی».    
۱۴۹. التحقیق، ج۸، ص۲۸۱ - ۲۸۲، «یمن».
۱۵۰. تاریخ طبری، ج۱، ص۱۷ - ۱۸.
۱۵۱. انسان/سوره۷۶، آیه۶.    
۱۵۲. انسان/سوره۷۶، آیه۱۸.    
۱۵۳. غاشیه/سوره۸۸، آیه۱۲.    
۱۵۴. شعراء/سوره۲۶، آیه۵۷.    
۱۵۵. رحمن/سوره۵۵، آیه۶۶.    
۱۵۶. اعراف/سوره۷، آیه۱۶۰.    
۱۵۷. اعراف/سوره۷، آیه۵۷.    
۱۵۸. روض الجنان، ج۸، ص۲۳۰.
۱۵۹. مائده/سوره۵، آیه۲۶.    
۱۶۰. المنجد، ص۶۷.
۱۶۱. التحقیق، ج۱، ص۴۰۷، «تیه».
۱۶۲. نور/سوره۲۴، آیه۳۹.    
۱۶۳. طه/سوره۲۰، آیه۱۰۶.    
۱۶۴. مفردات، ص۶۸۸.    
۱۶۵. معانی القرآن، ج۴، ص۴۷.    
۱۶۶. التحقیق، ج۹، ص۳۳۷، «قیع».
۱۶۷. طه/سوره۲۰، آیه۱۰۶.    
۱۶۸. لسان العرب، ج۹۷، ص۱۹۶، «صفف».    
۱۶۹. نازعات/سوره۷۹، آیه۱۴.    
۱۷۰. التبیان، ج۱۰، ص۲۵۴.    
۱۷۱. المیزان، ج۲۰، ص۱۸۶.    
۱۷۲. سجده/سوره۳۲، آیه۲۷.    
۱۷۳. الکشاف، ج۳، ص۵۱۶.    
۱۷۴. جوامع الجامع، ج۳، ص۴۲.    
۱۷۵. التبیان، ج۶، ص۲۳۹.    
۱۷۶. مفردات، ص۸۶۲، «ودی».    
۱۷۷. التحقیق، ج۱۳، ص۷۴، «ودی».
۱۷۸. طه/سوره۲۰، آیه۱۲.    
۱۷۹. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۳۷.    
۱۸۰. مائده/سوره۵، آیه۲۶.    
۱۸۱. رعد/سوره۱۳، آیه۴.    
۱۸۲. حج/سوره۲۲، آیه۵.    
۱۸۳. نمل/سوره۲۷، آیه۶۰.    
۱۸۴. ق/سوره۵۰، آیه۷.    
۱۸۵. انعام/سوره۶، آیه۹۹.    
۱۸۶. انعام/سوره۶، آیه۱۴۱.    
۱۸۷. رعد/سوره۱۳، آیه۴.    
۱۸۸. بقره/سوره۲، آیه۲۶۶.    
۱۸۹. اسراء/سوره۱۷، آیه۹۱.    
۱۹۰. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱۹، یس:۳۴.    
۱۹۱. فرقان/سوره۲۵، آیه۸.    
۱۹۲. مفردات، ص۳۷۲.    
۱۹۳. لسان العرب، ج۷، ص۱۶۲، «روض».    
۱۹۴. التحقیق، ج۲، ص۱۸۱، «حدق».
۱۹۵. نمل/سوره۲۷، آیه۶۰.    
۱۹۶. عبس/سوره۸۰، آیه۳۰.    
۱۹۷. مفردات، ص۲۲۶.    
۱۹۸. لسان العرب، ج۲، ص۱۳۴، «حرث».    
۱۹۹. آل عمران/سوره۳، آیه۱۴.    
۲۰۰. المیزان، ج۱۸، ص۴۰.    
۲۰۱. شوری/سوره۴۲، آیه۲۰.    
۲۰۲. نحل/سوره۱۶، آیه۶۷.    
۲۰۳. بقره/سوره۲، آیه۲۲.    
۲۰۴. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۳۲.    
۲۰۵. التحقیق، ج۹، ص۱۳۱، «فکه».
۲۰۶. یس/سوره۳۶، آیه۵۷.    
۲۰۷. رحمن/سوره۵۵، آیه۱۱.    
۲۰۸. مرسلات/سوره۷۷، آیه۴۲.    
۲۰۹. انعام/سوره۶، آیه۹۵.    
۲۱۰. مفردات، ص۴۴۶، «شجر».    
۲۱۱. یس/سوره۳۶، آیه۸۰.    
۲۱۲. من هدی القرآن، ج۱۴، ص۴۴۴.
۲۱۳. تفسیر ابن کثیر، ج۸، ص۲۹.    
۲۱۴. واقعه/سوره۵۶، آیه۷۱ - ۷۲.    
۲۱۵. نحل/سوره۱۶، آیه۶۸.    
۲۱۶. مجمع البیان، ج۹، ص۱۷۷.
۲۱۷. فتح/سوره۴۸، آیه۱۸.    
۲۱۸. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۲۰.    
۲۱۹. مجمع البیان؛ ج۷، ص۳۹۲.
۲۲۰. قصص/سوره۲۸، آیه۳۰.    
۲۲۱. صافات/سوره۳۷، آیه۱۴۶.    
۲۲۲. نور/سوره۲۴، آیه۳۵.    
۲۲۳. صافات/سوره۳۷، آیه۶۲.    
۲۲۴. واقعه/سوره۵۶، آیه۵۲.    
۲۲۵. جزیره العرب قبل الاسلام، ص۸۳.
۲۲۶. قمر/سوره۵۴، آیه۲۰.    
۲۲۷. حاقه/سوره۶۹، آیه۷.    
۲۲۸. المیزان، ج۱۴، ص۴۲.    
۲۲۹. تفسیر قرطبی، ج۱۱، ص۹۲.
۲۳۰. مریم/سوره۱۹، آیه۲۳.    
۲۳۱. نحل/سوره۱۶، آیه۶۷.    
۲۳۲. مریم/سوره۱۹، آیه۲۵.    
۲۳۳. کهف/سوره۱۸، آیه۳۲.    
۲۳۴. نبا/سوره۷۸، آیه۳۱ - ۳۲.    
۲۳۵. سبا/سوره۳۴، آیه۱۶.    
۲۳۶. بقره/سوره۲، آیه۶۱.    
۲۳۷. تین/سوره۹۵، آیه۱.    
۲۳۸. انبیاء/سوره۲۱، آیه۴۷.    
۲۳۹. لقمان/سوره۳۱، آیه۱۶.    
۲۴۰. سبا/سوره۳۴، آیه۱۶.    
۲۴۱. نجم/سوره۵۳، آیه۱۴.    
۲۴۲. نجم/سوره۵۳، آیه۱۶.    
۲۴۳. واقعه/سوره۵۶، آیه۲۸.    
۲۴۴. انسان/سوره۷۶، آیه۱۷.    
۲۴۵. انعام/سوره۶، آیه۹۹.    
۲۴۶. انعام/سوره۶، آیه۱۴۱.    
۲۴۷. رحمن/سوره۵۵، آیه۶۸.    
۲۴۸. مفردات، ص۳۶۹، «روح».    
۲۴۹. رحمن/سوره۵۵، آیه۱۲.    
۲۵۰. بقره/سوره۲، آیه۶۱.    
۲۵۱. بقره/سوره۲، آیه۶۱.    
۲۵۲. صافات/سوره۳۷، آیه۱۴۶.    
۲۵۳. سبا/سوره۳۴، آیه۱۶.    
۲۵۴. روض الجنان، ج۱۶، ص۶۲.
۲۵۵. مقاییس اللغه، ج۲، «خمط».
۲۵۶. عبس/سوره۸۰، آیه۲۸.    
۲۵۷. روض الجنان، ج۲۰، ص۱۵۲.
۲۵۸. تفسیر قرطبی، ج۲۰، ص۲۲۱.
۲۵۹. مفردات، ص۶۷۴، «قضب».    
۲۶۰. غاشیه/سوره۸۸، آیه۶.    
۲۶۱. تفسیر قرطبی، ج۲۱، ص۲۹.
۲۶۲. مفردات، ص۵۰۶، «ضرع».    
۲۶۳. انبیاء/سوره۲۱، آیه۱۱.    
۲۶۴. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۴.    
۲۶۵. توبه/سوره۹، آیه۹۸.    
۲۶۶. توبه/سوره۹، آیه۹۷.    
۲۶۷. مفردات، ص۶۶۹.    
۲۶۸. التحقیق، ج۹، ص۲۵۳ - ۲۵۴، «قری».
۲۶۹. التحقیق، ج۹، ص۲۵۳-۲۵۴.
۲۷۰. معجم البلدان، ج۵، ص۴۳۰.    
۲۷۱. اعراف/سوره۷، آیه۱۲۳.    
۲۷۲. یوسف/سوره۱۲، آیه۳۰.    
۲۷۳. قصص/سوره۲۸، آیه۱۵.    
۲۷۴. قصص/سوره۲۸، آیه۱۸.    
۲۷۵. قصص/سوره۲۸، آیه۲۰.    
۲۷۶. توبه/سوره۹، آیه۱۰۱.    
۲۷۷. توبه/سوره۹، آیه۱۲۰.    
۲۷۸. احزاب/سوره۳۳، آیه۶۰.    
۲۷۹. منافقون/سوره۶۳، آیه۸.    
۲۸۰. کهف/سوره۱۸، آیه۱۹.    
۲۸۱. حجر/سوره۱۵، آیه۶۷.    
۲۸۲. نمل/سوره۲۷، آیه۴۸.    
۲۸۳. کهف/سوره۱۸، آیه۸۲.    
۲۸۴. یس/سوره۳۶، آیه۲۰.    
۲۸۵. التحقیق، ج۹، ص۲۵۳ - ۲۵۴، «قری».
۲۸۶. اعراف/سوره۷، آیه۹۴.    
۲۸۷. سبا/سوره۳۴، آیه۳۴.    
۲۸۸. یس/سوره۳۶، آیه۱۳.    
۲۸۹. قصص/سوره۲۸، آیه۵۹.    
۲۹۰. یونس/سوره۱۰، آیه۹۸.    
۲۹۱. نحل/سوره۱۶، آیه۱۱۲.    
۲۹۲. انبیاء/سوره۲۱، آیه۱۱.    
۲۹۳. حج/سوره۲۲، آیه۴۵.    
۲۹۴. اعراف/سوره۷، آیه۹۶.    
۲۹۵. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۳۷.    
۲۹۶. نحل/سوره۱۶، آیه۱۱۲.    
۲۹۷. نحل/سوره۱۶، آیه۶۵.    
۲۹۸. حج/سوره۲۲، آیه۵.    
۲۹۹. ق/سوره۵۰، آیه۹ - ۱۱.    
۳۰۰. مفردات، ص۷۶۹، «مصر».    
۳۰۱. بقره/سوره۲، آیه۶۱.    
۳۰۲. جامع البیان، ج۱، ص۲۴۸.
۳۰۳. روض الجنان، ج۱، ص۳۱۰.
۳۰۴. التحقیق، ج۱، ص۳۲۸، «بلد».
۳۰۵. فجر/سوره۸۹، آیه۱۱.    
۳۰۶. توبه/سوره۹، آیه۶۸ - ۷۰.    
۳۰۷. دیوان امرؤلقیس، ص۱۶۷.
۳۰۸. التبیان، ج۱۰، ص۳۴۲.    
۳۰۹. جامع البیان، ج۳۰، ص۱۱۱ - ۱۱۲.
۳۱۰. فجر/سوره۸۹، آیه۷.    
۳۱۱. بقره/سوره۲، آیه۱۰۲.    
۳۱۲. اسراء/سوره۱۷، آیه۴ – ۷.    
۳۱۳. مجمع البیان، ج۶، ص۶۱۴.
۳۱۴. توبه/سوره۹، آیه۷۰.    
۳۱۵. حاقه/سوره۶۹، آیه۹.    
۳۱۶. فتح/سوره۴۸، آیه۲۴.    
۳۱۷. آل عمران/سوره۳، آیه۹۶.    
۳۱۸. انعام/سوره۶، آیه۹۲.    
۳۱۹. احزاب/سوره۳۳، آیه۱۳.    
۳۲۰. توبه/سوره۹، آیه۱۰۱.    
۳۲۱. توبه/سوره۹، آیه۱۲۰.    
۳۲۲. احزاب/سوره۳۳، آیه۶۰.    
۳۲۳. منافقون/سوره۶۳، آیه۸.    
۳۲۴. آل عمران/سوره۳، آیه۱۲۳.    
۳۲۵. توبه/سوره۹، آیه۲۵.    
۳۲۶. اسراء/سوره۱۷، آیه۱.    
۳۲۷. بقره/سوره۲، آیه۱۲۵.    
۳۲۸. فتح/سوره۴۸، آیه۲۷.    
۳۲۹. توبه/سوره۹، آیه۲۸.    
۳۳۰. بقره/سوره۲، آیه۱۹۱.    
۳۳۱. تین/سوره۹۵، آیه۳.    
۳۳۲. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۶۷.    
۳۳۳. Encyclopedia Britannica، Mecca.
۳۳۴. بقره/سوره۲، آیه۱۲۷.    
۳۳۵. حج/سوره۲۲، آیه۲۶.    
۳۳۶. بقره/سوره۲، آیه۱۲۵.    
۳۳۷. آل عمران/سوره۳، آیه۹۷.    
۳۳۸. مرآة الحرمین، ج۱، ص۲۳۵.
۳۳۹. آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۷۲ - ۷۳.
۳۴۰. بقره/سوره۲، آیه۱۵۸.    
۳۴۱. بقره/سوره۲، آیه۱۹۸.    
۳۴۲. بقره/سوره۲، آیه۱۹۸.    
۳۴۳. مریم/سوره۱۹، آیه۵۲.    
۳۴۴. طه/سوره۲۰، آیه۸۰.    
۳۴۵. قصص/سوره۲۸، آیه۴۶.    
۳۴۶. تین/سوره۹۵، آیه۲.    
۳۴۷. طه/سوره۲۰، آیه۱۲.    
۳۴۸. مائده/سوره۵، آیه۲۱.    
۳۴۹. اعراف/سوره۷، آیه۱۳۷.    
۳۵۰. اسراء/سوره۱۷، آیه۱.    
۳۵۱. انبیاء/سوره۲۱، آیه۷۱.    
۳۵۲. سبا/سوره۳۴، آیه۱۸.    
۳۵۳. اسراء/سوره۱۷، آیه۱.    
۳۵۴. رعد/سوره۱۳، آیه۳۰.    
۳۵۵. فصلت/سوره۴۱، آیه۲۵.    
۳۵۶. احقاف/سوره۴۶، آیه۱۸.    
۳۵۷. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۳۴.    
۳۵۸. فرقان/سوره۲۵، آیه۴۰.    
۳۵۹. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۳۷.    
۳۶۰. انبیاء/سوره۲۱، آیه۱۱.    
۳۶۱. آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۷.    
۳۶۲. روم/سوره۳۰، آیه۹.    
۳۶۳. فاطر/سوره۳۵، آیه۴۳.    
۳۶۴. غافر/سوره۴۰، آیه۲۲.    
۳۶۵. غافر/سوره۴۰، آیه۸۲.    
۳۶۶. محمد/سوره۴۷، آیه۱۳.    
۳۶۷. فیل/سوره۱۰۵، آیه۱.    
۳۶۸. قریش/سوره۱۰۶، آیه۱ – ۴.    
۳۶۹. سبا/سوره۳۴، آیه۱۶.    
۳۷۰. السیرة النبویه، ج۱، ص۶ - ۷.
۳۷۱. ملک/سوره۶۷، آیه۱۵.    
۳۷۲. حجر/سوره۱۵، آیه۸۲ - ۸۴.    
۳۷۳. نمل/سوره۲۷، آیه۶۹.    
۳۷۴. روم/سوره۳۰، آیه۴۲.    
۳۷۵. یونس/سوره۱۰، آیه۱۰۲ - ۱۰۳.    


منبع

[ویرایش]

دائرةالمعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله«جغرافیا»    



جعبه ابزار