جبه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



جُبّه، نوعی بالاپوش مردانه و گاه زنانه می‌باشد.


در زبان‌های مختلف

[ویرایش]

اغلب منابع
[۲] محمدبن محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، ج۲، ص۱۱۹، ج۲، چاپ علی هلالی، کویت ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ افست بیروت.
[۳] سعید شرتونی، اقرب الموارد فی فصح العربیة و الشوارد، ذیل «جبّ»، تهران ۱۳۷۴ ش.
[۴] ابراهیم بن اسحاق حربی، غریب الحدیث، ج۲، ص۸۵۵، ذیل «الخافه»، چاپ سلیمان بن ابراهیم عایر، جده ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
جبه را واژه‌ای عربی و جمع آن را جُبَب و جِباب دانسته‌اند، این واژه به زبان‌های دیگر نیز وارد شده و به صورت‌های جُپَّه در ترکی، جوپا و الجوبا در اسپانیولی، جیوپا و جیوپون در ایتالیایی و ژوپه و ژوپون در فرانسه دیده می‌شود.

شکل اولیه

[ویرایش]

به روشنی معلوم نیست که جبه از چه زمانی معلوم شد و شکل اولیه آن چگونه بود، ضیاءپور (۱۸۸ـ۲۰۱) از روی سنگْنگاره‌های دوران هخامنشی و اشکانی، به تفصیل به توصیف روپوشی مردانه، که مادها بر تن می‌کردند، پرداخته و آن را جبه دانسته است. این روپوش، جلوباز و بلند بوده و آستین‌هایی استوانه‌ای شکل، درازتر از آستین پیراهن، داشته است، سجاف پهنی بر روی آستین و سرتاسر کناره‌های جبه تا پشت گردن دوخته شده بوده است.

در منابع اسلامی

[ویرایش]

در منابع قدیم و جدید اسلامی، یافتن مشخصه‌های لباس‌های رو و تفاوت‌های انواع آن‌ها با یکدیگر به درستی امکان پذیر نیست، به طوری که حتی گاه جبه معنایی عام یافته و به انواع لباس‌های رو اطلاق شده است، از یک سو بنا بر حدیثی در بارهنحوه وضو گرفتن حضرت محمد صلی اللّه علیه و آله وسلم، در حالی که جبه‌ای بر تن داشت، جبه را لباسی جلو بسته با آستین‌های تنگ وصف کرده‌اند،
[۶] ابن حنبل، مسندالامام احمدبن حنبل، ج۴، ص۲۵۱، بیروت: دارصادر.
[۷] محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۱، ص۹۶، استانبول ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
[۸] ابن جوزی، الوفا باحوال المصطفی، ج۱، ص۵۷۶، چاپ مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
[۹] محمودبن احمد عینی، عمدة القاری: شرح صحیح البخاری، ج۱۸، ص۱۴ـ ۱۵، مصر ۱۳۹۲/ ۱۹۷۲.
[۱۰] دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه.
از سوی دیگر جَبوری
[۱۱] یحیی وهیب جبوری، الملابس العربیة فی الشعر الجاهلی، ج۱، ص۱۰۱، بیروت ۱۹۸۹.
جبه را پیراهنی جلوباز دانسته است که بر روی لباس‌های دیگر پوشیده می‌شد.
به گمان او
[۱۲] یحیی وهیب جبوری، الملابس العربیة فی الشعر الجاهلی، ج۱، ص۱۰۱، بیروت ۱۹۸۹.
جبه یکی از نام‌های دیگر درع است به گفته احسن
[۱۴] محمد مناظر احسن، زندگی اجتماعی در حکومت عباسیان، ج۱، ص۶۰، ترجمه مسعود رجب نیا، تهران ۱۳۶۹ ش.
نیز جبه روپوشی با چاک سراسری در جلو و آستین‌های گشاد
[۱۵] محمدرضا چیت ساز، تاریخ پوشاک ایرانیان: از ابتدای اسلام تا حمله مغول، ج۱، ص۲۶۳، تهران ۱۳۷۹ ش.
بود که اغلب به جای دراعه، همراه با قَمیص و اِزار و ردا پوشیده می‌شد.

جنس

[ویرایش]

جنس جبه معمولاً از پشم، حریر، خز و پوست بود
[۱۶] محسن بن علی تنوخی، الفرج بعدالشدة، ج۲، ص۲۵۷، قاهره، چاپ افست قم ۱۳۶۴ ش.
[۱۷] یحیی وهیب جبوری، الملابس العربیة فی الشعر الجاهلی، ج۱، ص۱۰۱ـ۱۰۲، بیروت ۱۹۸۹.
[۱۸] سحر سالم، «ملابس الرجال فی الاندلس فی العصر الاسلامی»، ج۱، ص۱۷۶ـ ۱۷۷، مجلة المعهد المصری للدراسات الاسلامیة فی مدرید، ج۲۷ (۱۹۹۵).
[۱۹] محمد مناظر احسن، زندگی اجتماعی در حکومت عباسیان، ص۶۰، ترجمه مسعود رجب نیا، تهران ۱۳۶۹ ش
، در مناطق سردسیر یا در فصول سرد، از جبه‌های آستردار استفاده می‌کردند.
[۲۰] صلاح حسین عبیدی، الملابس العربیة الاسلامیة فی العصر العباسی الثانی، ج۱، ص۲۵۰، بغداد ۱۹۸۰.
گاه میان آستر و رویی جبه را با پنبه یا پشم می‌آکندند، این نوع جبه‌ها را بیش‌تر مقامات عالی رتبه، به هنگام حضور نزد شاهان و خلفا، بر تن می‌کردند.
[۲۱] علی اصغر فقیهی، آل بویه و اوضاع زمان ایشان با نموداری از زندگی مردم در آن عصر، ج۱، ص۳۳۴، تهران ۱۳۵۷ ش.
، معمولاً کناره‌ها، اطراف آستین و سرشانه‌های جبه را تزئین و حاشیه دوزی می‌کردند.
[۲۲] صلاح حسین عبیدی، الملابس العربیة الاسلامیة فی العصر العباسی الثانی، ج۱، ص۲۴۶ـ۲۵۰، بغداد ۱۹۸۰.
، نقش طرازها و حاشیه دوزی‌های روی جبه، گاه اشکال هندسی و گاه خطوط کوفی بود.
[۲۳] صلاح حسین عبیدی، الملابس العربیة الاسلامیة فی العصر العباسی الثانی، ج۱، ص۲۴۶، بغداد ۱۹۸۰.


جبه در دوره‌های مختلف

[ویرایش]


← دوره جاهلیت


به نوشته جوادعلی
[۲۴] جوادعلی، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۷، ص۶۰۲، بغداد ۱۴۱۳/ ۱۹۹۳.
مردم عرب قبل از اسلام، جبه و انواع دیگری از لباس را از عراق و شام به عربستان می آوردند و این لباس در نظر آنان پوشاکی ارزشمند به شمار می‌رفت.

← عصر پیامبر و ائمه


پیامبر اسلام خود جبه (معمولاً پشمی) می پوشید.
[۲۵] محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۷، ص۳۷، استانبول ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
[۲۶] ذهبی، تاریخ اسلام، ج۲، ص۵۵۲.
[۲۷] محمودبن احمد عینی، عمدة القاری: شرح صحیح البخاری، ج۱۸، ص۱۴ـ ۱۵، مصر ۱۳۹۲/ ۱۹۷۲.
، گزارش‌های متعددی در باره جبه‌های امامان شیعه در دست است: مثلاً، امام حسین علیه‌السلام جبه خز
[۳۰] نعمان بن محمد قاضی نعمان، دعائم الاسلام و ذکرالحلال و الحرام، ج۲، ص۱۵۴، چاپ آصف بن علی
، امام باقر علیه‌السلام جبه خز زردرنگ، امام صادق علیه‌السلام جبه پشمین
[۳۳] سعیدبن هبة اللّه قطب راوندی، کتاب سلوة الحزین، ج۱، ص۳۲، المعروف ب الدعوات، قم ۱۴۰۷.
و امام رضا علیه‌السلام جبه خز می پوشید.
برای یک نمونه معروف در باره صحابه می‌توان به جبه پشمین سعد وقاص اشاره کرد، سعد وصیت کرده بود که او را پس از مرگ در جبه پشمینی که در روز بدر به تن داشت، کفن کنند.
[۳۵] ذهبی، تاریخ اسلام، ج۱، ص۱۲۲.
، در صدر اسلام، جبه را بر روی قَمیص، که پوشش اصلی در این دوره بود، می پوشیدند.

← دوره عباسی


جبه در دوره عباسی پوشاکی عمومی بود که همه طبقات جامعه از آن استفاده می‌کردند، ولی جنس و رنگ جبه‌های هر طبقه متفاوت بود.
[۳۶] محمدبن احمد وشاء، کتاب الموشّی، ج۲، ص۱۲۴، چاپ ر برونو، لیدن ۱۳۰۲/ ۱۸۸۶.
[۳۷] صلاح حسین عبیدی، الملابس العربیة الاسلامیة فی العصر العباسی الثانی، ج۱، ص۲۴۱، بغداد ۱۹۸۰.
در این دوره به دستور مستعین باللّه (حک: ۲۴۸ـ۲۵۲)، گشادی آستین‌های جبه به حدود سه وجب رسید.
[۳۸] صلاح حسین عبیدی، الملابس العربیة الاسلامیة فی العصر العباسی الثانی، ج۱، ص۲۴۴، بغداد ۱۹۸۰.
، از این آستین بسیار گشاد برای نگهداری و حمل مسکوکات، دستمال، دفاتر و نامه‌ها و حتی مقداری میوه و خوراکی استفاده می‌شد و بدین منظور در داخل آستین جیب‌هایی تعبیه می‌گردید.
[۳۹] محسن بن علی تنوخی، الفرج بعدالشدة، ج۱، ص۷۲، قاهره، چاپ افست قم ۱۳۶۴ ش.
[۴۰] محسن بن علی تنوخی، الفرج بعدالشدة، ج۲، ص۲۲۴، قاهره، چاپ افست قم ۱۳۶۴ ش.
[۴۱] صلاح حسین عبیدی، الملابس العربیة الاسلامیة فی العصر العباسی الثانی، ج۱، ص۲۴۵، بغداد ۱۹۸۰.


← دوره ممالیک مصر


پوشیدن جبه در مصر، مراکش، تونس و الجزیره نیز معمول بود، در دوره ممالیک، جبه در مصر یکی از لباس‌های رو بود و گاه بر روی آن فَرَجیه نیز بر تن می‌کردند، به نوشته لین جبه مردان مصری لباسی دراز در رنگ‌های مختلف بود و نسبت به خفتان که در زیر جبه پوشیده می‌شد، لباس رو به حساب می‌آمد، جبه زنان مصری نیز اغلب سوزن دوزی می‌شد و قسمت جلو آن، برعکس جبه مردان، چندان گشاد نبود، به نوشته دزی در مصر جبه‌ها آستین‌هایی کوتاه داشت و جبه‌های زمستانی آستردار بود.

← در اندلس


در اندلس فقها، قضات، بزرگان دولت و جز آن‌ها جبه بر تن می‌کردند، آنها در زمستان جبه‌های پشمی و پوستی، در بهار جبه‌هایی از خز، نخ و حریر بدون آستر و در تابستان جبه‌های حریر می‌پوشیدند.
[۴۲] احمدبن محمد مقّری، نفح الطیب، ج۳، ص۱۲۸، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۳۸۸/۱۹۶۸.
[۴۳] سحر سالم، «ملابس الرجال فی الاندلس فی العصر الاسلامی»، ج۱، ص۱۷۶، مجلة المعهد المصری للدراسات الاسلامیة فی مدرید، ج۲۷ (۱۹۹۵).
، در زمان حکومت عبدالرحمان دوم (۲۰۶ـ ۲۳۸) مسلمانان اسپانیا نیز جبه‌هایی از پشم و ابریشم می‌پوشیدند، تا اواخر قرن سیزدهم/ نوزدهم پوشیدن جبه در مکه متداول بود و آن را از پارچه ابریشمی هندی یا پارچه پشمی نازک می‌دوختند و بر روی لباسی به نام «بدن»، می پوشیدند .

← دوره عثمانی


در دوره عثمانی، «مُقَرِّر» ین (= مُعیدان) جبه سیاه رنگ و طلاب جبه‌هایی آبی رنگ بر تن می‌کردند، بعضی از مأموران دولتی، مانند چاووشان دیوان همایون، محافظان مخصوص و چوخه داران ینی چری، جبه‌هایی کوتاه می‌پوشیدند و نوک دامن آن را درون کمر جای می‌دادند، آستین‌های جبه‌های عثمانی از بالا گشاد بود و رفته رفته تا مچ دست تنگ می‌شد.
ترکان و مردمان عثمانی عموماً جبه‌هایی از پشم به رنگ قهوه‌ای، یا سرخ و کبود بر تن می‌کردند، طبقات ممتاز نیز، در زمستان جبه‌هایی از پارچه‌های کشمیری و در تابستان، جبه‌هایی از پارچه‌هایی به نام «صوف» و «شالی» می پوشیدند.

← دوره غزنوی


در ایران نیز در دوره غزنوی پوشیدن جبه‌های بُنْداری و عُتابی/ عَتّابی به رنگ‌های زرد و سبز و احتمالاً انواع دیگر مرسوم بود
[۴۴] بیهقی، تاریخ بیهقی، ج۱، ص۲۱۲.
[۴۵] بیهقی، تاریخ بیهقی، ج۱، ص۲۲۹.
[۴۶] بیهقی، تاریخ بیهقی، ج۱، ص۲۶۲ـ۲۶۳.
اما در مورد شکل جبه در این دوره اطلاعی در دست نیست، از منابع تاریخی، اطلاعاتی که حاکی از پدید آمدن تفاوتهایی در شکل و کاربرد جبه در چند سده بعدی باشد به دست نیامده است.

← دوره صفوی


به نوشته جملی کارری،
[۴۷] جووانی فرانچسکو جملی کارری، سفرنامه کارری، ج۱، ص۱۳۴، ترجمه عباس نخجوانی و عبدالعلی کارنگ، (تبریز) ۱۳۴۸ ش.
جبه در دوره صفوی تا کمی پایین تر از زانو را می‌پوشانید و آستین‌هایی تنگ و دراز داشت که تا روی دست کشیده می‌شد، آستین‌ها، به جای دگمه، با نواری که روی آن‌ها دوخته شده بود، بسته می‌شدند، در این دوره، جبه ثروتمندان از پارچه‌های ابریشمی بود و بر روی آن لباس گشادتری نیز می‌پوشیدند.

← دوره قاجار


به نوشته فریزر در دوره قاجار، زنان ترکمن جبه‌ای جلو باز و بسیار گشاد با آستین‌هایی از مچ تنگ و از بالاگشاد می‌پوشیدند، جنس آن معمولاً از پشم شتر یا مخلوطی از نخ و ابریشم با راههایی به رنگ آبی، ارغوانی، قرمز و سبز بود، در همین زمان، جبه از لباس‌های گشاد و روپوش‌های تشریفاتی دربار نیز محسوب می‌شد.
[۴۸] چارلز جیمز ویلز، ایران در یک قرن پیش: سفرنامه دکتر ویلز، ج۱، ص۳۶۰، ترجمه غلامحسین قراگوزلو، (تهران) ۱۳۶۸ ش.

باتوجه به توضیحات ویلز.
[۴۹] چارلز جیمز ویلز، ایران در یک قرن پیش: سفرنامه دکتر ویلز، ج۱، ص۳۶۰، ترجمه غلامحسین قراگوزلو، (تهران) ۱۳۶۸ ش.
)، این لباس ــ که مانند لبّاده و ردا بیش‌تر مورد استفاده میرزاها و مقامات عالی رتبه درباری بود ــ یقه و آستین‌هایی گشاد داشت، هر آستین حدود چهل تا شصت سانتیمتر بلندتر از طول دست بود و قسمت اضافه سرآستین چین‌های زیبایی داشت، سرآستین‌ها هنگام ملاقات‌های رسمی با صاحب منصبان باز و در موارد دیگر تا می‌شد.
به نوشته مستوفی،
[۵۰] عبداللّه مستوفی، شرح زندگانی من، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، ج۱، ص۹۸، تهران ۱۳۷۷ ش.
در زمان آقامحمدخان قاجار (۱۲۱۰ـ۱۲۱۱) شال کلاه و جبه ترمه، لباس رسمی به حساب می‌آمد و رنگ شال و جبه هم اختیاری بود.
استفاده از جبه تا زمان ناصرالدین شاه (۱۲۶۴ـ۱۳۱۳) معمول بود ولی در این دوره به تدریج منسوخ شد.
[۵۱] عبداللّه مستوفی، شرح زندگانی من، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، ج۱، ص۵۱۰، تهران ۱۳۷۷ ش.


← نزد صوفیان


پوشیدن جبه پشمی در میان صوفیان نیز معمول بوده است.
[۵۲] محمدابراهیم ابوسلیم، ادوات الحکم و الولایة فی السودان، ج۱، ص۴۴ـ ۴۵، بیروت ۱۴۱۳/ ۱۹۹۲.
، به نوشته مقدسی،
[۵۳] مقدسی، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، ج۱، ص۴۱۵.
وی برای آشنایی با طریقه صوفیه در شوش، با جبه‌ای پشمی به مجلس آنان وارد شد و صوفیان او را از خود پنداشتند، قول شطْح آمیز «لیس فی الجبّة/ جُبتی سوی اللّه» که به برخی مشایخ صوفیه منسوب شده
[۵۴] محمدبن منوّر، اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید، ج۱، ص۴۸، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۶۶ ش.
[۵۵] محمدبن منوّر، اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید، ج۱، ص۲۰۱، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۶۶ ش.
[۵۶] محمدبن منوّر، اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید، تعلیقات شفیعی کدکنی، ص۸۱۶، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۶۶ ش.
مشتمل بر این واژه، بسیار معروف است.

کاربرد

[ویرایش]

جبه کاربردهای ویژه‌ای نیز داشت و همچنان که انواع ارزشمند آن را به عنوان هدیه و خلعت به یکدیگر می‌بخشیدند
[۵۷] علی بن یوسف قفطی، تاریخ الحکماء، ج۱، ص۱۰۲، و هو مختصر الزوزنی المسمی بالمنتخبات الملتقطات من کتاب اخبار العلماء باخبار الحکماء، چاپ یولیوس لیپرت، لایپزیگ ۱۹۰۳.
[۵۸] ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۱۲، ص۳۱۸، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
[۵۹] محمدرضا چیت ساز، تاریخ پوشاک ایرانیان: از ابتدای اسلام تا حمله مغول، ص۱۵۲، تهران ۱۳۷۹ ش.
[۶۰] محمدرضا چیت ساز، تاریخ پوشاک ایرانیان: از ابتدای اسلام تا حمله مغول، ص۲۰۷، تهران ۱۳۷۹ ش.
از جنس پشمی آن گاه به عنوان وسیله‌ای برای شکنجه دادن استفاده می‌کردند.
[۶۱] علی بن محمد شابشتی، الدیارات، ج۱، ص۲۱۵، چاپ کورکیس عواد، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۶۲] مسکویه، تجارب الامم:، ج۱، ص۱۳۳.
[۶۳] هلال بن محسن صابی، الوزراء، ج۱، ص۱۱۹، او، تحفة الامراء فی تاریخ الوزراء، چاپ عبدالستار احمد فراج، (قاهره) ۱۹۵۸.

جبه موضوع برخی اعتقادات عامیانه نیز بوده است، از جمله آن‌که معتقد بوده‌اند حضرت سلیمان جبه‌ای داشته که با پوشیدن آن به صورت مورد نظر خود در می‌آمده است.
[۶۴] احمد شاملو، کتاب کوچه، ذیل واژه، حرف ج، تهران ۱۳۸۱ ش.
[۶۵] هلال بن محسن صابی، الوزراء، ج۱، ص۱۱۹، او، تحفة الامراء فی تاریخ الوزراء، چاپ عبدالستار احمد فراج، (قاهره) ۱۹۵۸.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابن بابویه، کتاب من لایحضره الفقیه، چاپ علی اکبر غفاری، قم ۱۴۱۴.
(۲) ابن جوزی، الوفا باحوال المصطفی، چاپ مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
(۳) ابن حنبل، مسندالامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر.
(۴) ابن کثیر، البدایة و النهایة، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
(۵) ابن منظور، لسان العرب، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
(۶) محمدابراهیم ابوسلیم، ادوات الحکم و الولایة فی السودان، بیروت ۱۴۱۳/ ۱۹۹۲.
(۷) محمد مناظر احسن، زندگی اجتماعی در حکومت عباسیان، ترجمه مسعود رجب نیا، تهران ۱۳۶۹ ش.
(۸) محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، استانبول ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
(۹) بیهقی، تاریخ بیهقی.
(۱۰) محسن بن علی تنوخی، الفرج بعدالشدة، قاهره، چاپ افست قم ۱۳۶۴ ش.
(۱۱) یحیی وهیب جبوری، الملابس العربیة فی الشعر الجاهلی، بیروت ۱۹۸۹.
(۱۲) جووانی فرانچسکو جملی کارری، سفرنامه کارری، ترجمه عباس نخجوانی و عبدالعلی کارنگ، (تبریز) ۱۳۴۸ ش.
(۱۳) جوادعلی، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بغداد ۱۴۱۳/ ۱۹۹۳.
(۱۴) اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیه، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بیروت ۱۴۰۷.
(۱۵) محمدرضا چیت ساز، تاریخ پوشاک ایرانیان: از ابتدای اسلام تا حمله مغول، تهران ۱۳۷۹ ش.
(۱۶) ابراهیم بن اسحاق حربی، غریب الحدیث، چاپ سلیمان بن ابراهیم عایر، جده ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
(۱۷) خلیل بن احمد، کتاب العین، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۵.
(۱۸) دهخدا، لغتنامه.
(۱۹) ذهبی، تاریخ اسلام.
(۲۰) سحر سالم، «ملابس الرجال فی الاندلس فی العصر الاسلامی»، مجلة المعهد المصری للدراسات الاسلامیة فی مدرید، ج۲۷ (۱۹۹۵).
(۲۱) علی بن محمد شابشتی، الدیارات، چاپ کورکیس عواد، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
(۲۲) احمد شاملو، کتاب کوچه، حرف ج، تهران ۱۳۸۱ ش.
(۲۳) سعید شرتونی، اقرب الموارد فی فصح العربیة و الشوارد، تهران ۱۳۷۴ ش.
(۲۴) هلال بن محسن صابی، الوزراء، او، تحفة الامراء فی تاریخ الوزراء، چاپ عبدالستار احمد فراج، (قاهره) ۱۹۵۸.
(۲۵) جلیل ضیاءپور، پوشاک هخامنشی‌ها و مادی‌ها در تخت جمشید، (تهران) : وزارت فرهنگ و هنر.
(۲۶) صلاح حسین عبیدی، الملابس العربیة الاسلامیة فی العصر العباسی الثانی، بغداد ۱۹۸۰.
(۲۷) محمودبن احمد عینی، عمدة القاری: شرح صحیح البخاری، مصر ۱۳۹۲/ ۱۹۷۲.
(۲۸) علی اصغر فقیهی، آل بویه و اوضاع زمان ایشان با نموداری از زندگی مردم در آن عصر، تهران ۱۳۵۷ ش.
(۲۹) نعمان بن محمد قاضی نعمان، دعائم الاسلام و ذکرالحلال و الحرام، چاپ آصف بن علی.
اصغر فیضی، (قاهره ۱۹۶۳ـ۱۹۶۵)؛
(۳۰) سعیدبن هبة اللّه قطب راوندی، کتاب سلوة الحزین، المعروف ب الدعوات، قم ۱۴۰۷.
(۳۱) علی بن یوسف قفطی، تاریخ الحکماء، و هو مختصر الزوزنی المسمی بالمنتخبات الملتقطات من کتاب اخبار العلماء باخبار الحکماء، چاپ یولیوس لیپرت، لایپزیگ ۱۹۰۳.
(۳۲) حسین بن علی کاشفی، فتوت نامه سلطانی، چاپ محمد جعفر محجوب، تهران ۱۳۵۰ ش.
(۳۳) کلینی، الکافی.
(۳۴) محمدبن منوّر، اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۶۶ ش.
(۳۵) محمدبن محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، ج۲، چاپ علی هلالی، کویت ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ افست بیروت.
(۳۶) عبداللّه مستوفی، شرح زندگانی من، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، تهران ۱۳۷۷ ش.
(۳۷) مسکویه، تجارب الامم.
(۳۸) مقدسی، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم.
(۳۹) احمدبن محمد مقّری، نفح الطیب، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۳۸۸/۱۹۶۸.
(۴۰) محمدبن احمد وشاء، کتاب الموشّی، چاپ ر برونو، لیدن ۱۳۰۲/ ۱۸۸۶.
(۴۱) چارلز جیمز ویلز، ایران در یک قرن پیش: سفرنامه دکتر ویلز، ترجمه غلامحسین قراگوزلو، (تهران) ۱۳۶۸ ش.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن منظور، لسان العرب، ج۲، ص۱۶۱، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.    
۲. محمدبن محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، ج۲، ص۱۱۹، ج۲، چاپ علی هلالی، کویت ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ افست بیروت.
۳. سعید شرتونی، اقرب الموارد فی فصح العربیة و الشوارد، ذیل «جبّ»، تهران ۱۳۷۴ ش.
۴. ابراهیم بن اسحاق حربی، غریب الحدیث، ج۲، ص۸۵۵، ذیل «الخافه»، چاپ سلیمان بن ابراهیم عایر، جده ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
۵. اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح:تاج اللغة و صحاح العربیه، ج۴، ص۱۴۹۰، ذیل «الزرمانقه»، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بیروت ۱۴۰۷.    
۶. ابن حنبل، مسندالامام احمدبن حنبل، ج۴، ص۲۵۱، بیروت: دارصادر.
۷. محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۱، ص۹۶، استانبول ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
۸. ابن جوزی، الوفا باحوال المصطفی، ج۱، ص۵۷۶، چاپ مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
۹. محمودبن احمد عینی، عمدة القاری: شرح صحیح البخاری، ج۱۸، ص۱۴ـ ۱۵، مصر ۱۳۹۲/ ۱۹۷۲.
۱۰. دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه.
۱۱. یحیی وهیب جبوری، الملابس العربیة فی الشعر الجاهلی، ج۱، ص۱۰۱، بیروت ۱۹۸۹.
۱۲. یحیی وهیب جبوری، الملابس العربیة فی الشعر الجاهلی، ج۱، ص۱۰۱، بیروت ۱۹۸۹.
۱۳. خلیل بن احمد، کتاب العین، ج۲، ص۳۵، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۵.    
۱۴. محمد مناظر احسن، زندگی اجتماعی در حکومت عباسیان، ج۱، ص۶۰، ترجمه مسعود رجب نیا، تهران ۱۳۶۹ ش.
۱۵. محمدرضا چیت ساز، تاریخ پوشاک ایرانیان: از ابتدای اسلام تا حمله مغول، ج۱، ص۲۶۳، تهران ۱۳۷۹ ش.
۱۶. محسن بن علی تنوخی، الفرج بعدالشدة، ج۲، ص۲۵۷، قاهره، چاپ افست قم ۱۳۶۴ ش.
۱۷. یحیی وهیب جبوری، الملابس العربیة فی الشعر الجاهلی، ج۱، ص۱۰۱ـ۱۰۲، بیروت ۱۹۸۹.
۱۸. سحر سالم، «ملابس الرجال فی الاندلس فی العصر الاسلامی»، ج۱، ص۱۷۶ـ ۱۷۷، مجلة المعهد المصری للدراسات الاسلامیة فی مدرید، ج۲۷ (۱۹۹۵).
۱۹. محمد مناظر احسن، زندگی اجتماعی در حکومت عباسیان، ص۶۰، ترجمه مسعود رجب نیا، تهران ۱۳۶۹ ش
۲۰. صلاح حسین عبیدی، الملابس العربیة الاسلامیة فی العصر العباسی الثانی، ج۱، ص۲۵۰، بغداد ۱۹۸۰.
۲۱. علی اصغر فقیهی، آل بویه و اوضاع زمان ایشان با نموداری از زندگی مردم در آن عصر، ج۱، ص۳۳۴، تهران ۱۳۵۷ ش.
۲۲. صلاح حسین عبیدی، الملابس العربیة الاسلامیة فی العصر العباسی الثانی، ج۱، ص۲۴۶ـ۲۵۰، بغداد ۱۹۸۰.
۲۳. صلاح حسین عبیدی، الملابس العربیة الاسلامیة فی العصر العباسی الثانی، ج۱، ص۲۴۶، بغداد ۱۹۸۰.
۲۴. جوادعلی، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۷، ص۶۰۲، بغداد ۱۴۱۳/ ۱۹۹۳.
۲۵. محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۷، ص۳۷، استانبول ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
۲۶. ذهبی، تاریخ اسلام، ج۲، ص۵۵۲.
۲۷. محمودبن احمد عینی، عمدة القاری: شرح صحیح البخاری، ج۱۸، ص۱۴ـ ۱۵، مصر ۱۳۹۲/ ۱۹۷۲.
۲۸. کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۲.    
۲۹. کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۵۲.    
۳۰. نعمان بن محمد قاضی نعمان، دعائم الاسلام و ذکرالحلال و الحرام، ج۲، ص۱۵۴، چاپ آصف بن علی
۳۱. کلینی، الکافی، ج۳، ص۲۰۷.    
۳۲. کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۵۰.    
۳۳. سعیدبن هبة اللّه قطب راوندی، کتاب سلوة الحزین، ج۱، ص۳۲، المعروف ب الدعوات، قم ۱۴۰۷.
۳۴. ابن بابویه، کتاب من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۲۶۲، چاپ علی اکبر غفاری، قم ۱۴۱۴.    
۳۵. ذهبی، تاریخ اسلام، ج۱، ص۱۲۲.
۳۶. محمدبن احمد وشاء، کتاب الموشّی، ج۲، ص۱۲۴، چاپ ر برونو، لیدن ۱۳۰۲/ ۱۸۸۶.
۳۷. صلاح حسین عبیدی، الملابس العربیة الاسلامیة فی العصر العباسی الثانی، ج۱، ص۲۴۱، بغداد ۱۹۸۰.
۳۸. صلاح حسین عبیدی، الملابس العربیة الاسلامیة فی العصر العباسی الثانی، ج۱، ص۲۴۴، بغداد ۱۹۸۰.
۳۹. محسن بن علی تنوخی، الفرج بعدالشدة، ج۱، ص۷۲، قاهره، چاپ افست قم ۱۳۶۴ ش.
۴۰. محسن بن علی تنوخی، الفرج بعدالشدة، ج۲، ص۲۲۴، قاهره، چاپ افست قم ۱۳۶۴ ش.
۴۱. صلاح حسین عبیدی، الملابس العربیة الاسلامیة فی العصر العباسی الثانی، ج۱، ص۲۴۵، بغداد ۱۹۸۰.
۴۲. احمدبن محمد مقّری، نفح الطیب، ج۳، ص۱۲۸، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۳۸۸/۱۹۶۸.
۴۳. سحر سالم، «ملابس الرجال فی الاندلس فی العصر الاسلامی»، ج۱، ص۱۷۶، مجلة المعهد المصری للدراسات الاسلامیة فی مدرید، ج۲۷ (۱۹۹۵).
۴۴. بیهقی، تاریخ بیهقی، ج۱، ص۲۱۲.
۴۵. بیهقی، تاریخ بیهقی، ج۱، ص۲۲۹.
۴۶. بیهقی، تاریخ بیهقی، ج۱، ص۲۶۲ـ۲۶۳.
۴۷. جووانی فرانچسکو جملی کارری، سفرنامه کارری، ج۱، ص۱۳۴، ترجمه عباس نخجوانی و عبدالعلی کارنگ، (تبریز) ۱۳۴۸ ش.
۴۸. چارلز جیمز ویلز، ایران در یک قرن پیش: سفرنامه دکتر ویلز، ج۱، ص۳۶۰، ترجمه غلامحسین قراگوزلو، (تهران) ۱۳۶۸ ش.
۴۹. چارلز جیمز ویلز، ایران در یک قرن پیش: سفرنامه دکتر ویلز، ج۱، ص۳۶۰، ترجمه غلامحسین قراگوزلو، (تهران) ۱۳۶۸ ش.
۵۰. عبداللّه مستوفی، شرح زندگانی من، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، ج۱، ص۹۸، تهران ۱۳۷۷ ش.
۵۱. عبداللّه مستوفی، شرح زندگانی من، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، ج۱، ص۵۱۰، تهران ۱۳۷۷ ش.
۵۲. محمدابراهیم ابوسلیم، ادوات الحکم و الولایة فی السودان، ج۱، ص۴۴ـ ۴۵، بیروت ۱۴۱۳/ ۱۹۹۲.
۵۳. مقدسی، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، ج۱، ص۴۱۵.
۵۴. محمدبن منوّر، اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید، ج۱، ص۴۸، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۶۶ ش.
۵۵. محمدبن منوّر، اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید، ج۱، ص۲۰۱، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۶۶ ش.
۵۶. محمدبن منوّر، اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید، تعلیقات شفیعی کدکنی، ص۸۱۶، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۶۶ ش.
۵۷. علی بن یوسف قفطی، تاریخ الحکماء، ج۱، ص۱۰۲، و هو مختصر الزوزنی المسمی بالمنتخبات الملتقطات من کتاب اخبار العلماء باخبار الحکماء، چاپ یولیوس لیپرت، لایپزیگ ۱۹۰۳.
۵۸. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۱۲، ص۳۱۸، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۵۹. محمدرضا چیت ساز، تاریخ پوشاک ایرانیان: از ابتدای اسلام تا حمله مغول، ص۱۵۲، تهران ۱۳۷۹ ش.
۶۰. محمدرضا چیت ساز، تاریخ پوشاک ایرانیان: از ابتدای اسلام تا حمله مغول، ص۲۰۷، تهران ۱۳۷۹ ش.
۶۱. علی بن محمد شابشتی، الدیارات، ج۱، ص۲۱۵، چاپ کورکیس عواد، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۶۲. مسکویه، تجارب الامم:، ج۱، ص۱۳۳.
۶۳. هلال بن محسن صابی، الوزراء، ج۱، ص۱۱۹، او، تحفة الامراء فی تاریخ الوزراء، چاپ عبدالستار احمد فراج، (قاهره) ۱۹۵۸.
۶۴. احمد شاملو، کتاب کوچه، ذیل واژه، حرف ج، تهران ۱۳۸۱ ش.
۶۵. هلال بن محسن صابی، الوزراء، ج۱، ص۱۱۹، او، تحفة الامراء فی تاریخ الوزراء، چاپ عبدالستار احمد فراج، (قاهره) ۱۹۵۸.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «جبه»، شماره۴۴۹۱.    






جعبه ابزار