جبرذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



یکی از بحث برانگیز ترین و جنجال خیز ترین مباحث فکری بشر بحث جبر و اختیار انسان در افعالش می باشد.از زمانی که اندیشه بشر پیرامون جهان و نیز ماهیت خود شروع شد بحث جبر و اختیار یکی از ذهن مشغولی ها و دغدغه های عمده و اصلی او گردید.
آیا انسان تحت فشار و جبر اراده یا اراده هائی ورای اراده خود اقدام به کاری می کند و به عبارتی دیگر افعال او تابع اراده ای غیر از اراده خود اوست یا در کارهای خود مستقل است و افعال او تابع اراده خودش می باشد؟
مبحث جبر در مکاتب فکری گوناگون و با مضاف الیه های مختلف مطرح شده است که به همین دلیل پاسخ هائی گوناگون به خود دیده است مانند جبر تاریخی ،جبر فلسفی ، جبر کلامی و ... .
در این نوشتار جبر از منظر کلامی و آن هم کلام اشعری مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.


تعریف جبر

[ویرایش]


← جبر در لغت


جبر در لغت به معنای اصلاح چیزی به نوعی از قهر و غلبه و بستن و جبران کردن در مقابل شکستن است. جبر گاهی تنها در اصلاح به کار می‌رود؛ مانند « یا جابر کل کسیر» ای اصلاح‌گر هر شکسته، و گاهی تنها در قهر به کار می‌رود؛ مانند «لاجبر و لاتفویض» نه جبر و نه قهر مطلق در اعمال بشر درست است و نه واگذاری مطلق عمل به آنها. [۱]

← جبر در اصطلاح


در اصطلاح آن است که رفتار و کارهای انسان بر اساس اختیار نیست و هر چه از او سر می‌زند بدون قدرت و اراده است، به گونه‌ای که نمی‌تواند به ترک آن اقدام کند. [۲]

اعتقاد به جبر

[ویرایش]

جبر به معنای اصطلاحی آن جزء باورهای برخی مردم و در میان مسلمانان گروه «اشاعره» است [۳] [۴] [۵]
و به این اعتبار به آنان «جبری» و «جبرگرایان» گفته می‌شود. در برابر این نظریه دو دیدگاه دیگر مطرح است، یکی «تفویض» که معتزله طرفدار آن هستند و دیگری «امر بین الامرین» که دیدگاه شیعه و فلاسفه است.

دلایل جبر گرایان و نقد و بررسی آنها

[ویرایش]

جبرگرایان برای اثبات جبر به چندین دلیل تمسّک کرده‌اند که در شبهات قضا و قدر دو مورد آن بحث و بررسی شده است، دلایل دیگر عبارتند از:
۱. خداوند تنها خالق و آفریدگار همه چیز است و از آنجا که مفهوم «چیز» بر اعمال انسان نیز صدق می‌کند، عمومیت خالقیت خداوند شامل افعال آدمی نیز می‌گردد. بنابراین تنها خداست که خالق اعمال انسان است و معنای این حصر آن است که آدمی هیچ نقشی در ایجاد فعل خویش ندارد، بنابراین جایی برای مختار بودن او باقی نمی‌ماند [۶] .

بررسی
حقیقت توحید در خالقیت آن که تنها خالق مستقلی که بدون نیاز به اذن و اجازه موجودات دیگر، دست به آفرینندگی می‌زند خداوند سبحان است. از این رو، توحید در خالقیت منافاتی با این مدعا ندارد که موجودات دیگر، با اذن الهی و در چارچوب قوانین و سنت‌هایی که او وضع کرده است، منشأ خلق و ایجاد باشند. در آیات متعددی از قرآن کریم ایجاد و تأثیر به مخلوقات خداوند نسبت داده شده است (مائده/ ۱۱۰ و آل عمران/۴۴)
پس توحید در خالقیت آن است که انسان و هر مخلوق دیگری در افعال خویش کاملا مستقل نیست، بلکه فعل او و ایجاد او در طول فعل خداوند قرار دارد [۷]
۲. افعال انسان متعلّق اراده الهی است، و به حکم این که اراده خداوند از «مراد» او تخلّف نمی‌پذیرد و مراد او حتما واقع می‌شود، پس تحقق افعال انسان امری حتمی و تخلف ناپذیر است، و در این صورت، اختیار و مشیت انسانی فرضی بیش نبوده و واقعیتی ندارد.
بررسی
مساله گستردگی اراده خدا مورد تصدیق عقل، قرآن و احادیث است ولی برداشتی که جبر گرایان از این اصل کرده‌ اند کاملا نااستوار است، زیرا درست است که آنچه مورد اراده خداوند است حتما واقع می‌شود ولی باید دید اراده او به چه چیزی تعلق گرفته است. اینجا است که مجبور بودن یا آزادی و اختیار او روشن می‌شود.
هرگاه بگوییم اراده خدا بر تحقق فعلی از افعال انسان بدون هیچ قید و شرط تعلق گرفته است، در این صورت اصل اراده خدا مایه جبر خواهد بود، ولی اگر بگوییم متعلق اراده او بسان تعلق علم و آفرینش او بر افعال بشر است؛‌ یعنی این که خواسته است هر فعلی از فاعل آن با خصوصیات و ویزگیهایی که در فاعل آن موجود است صادر شود در این صورت اصل تعلق اراده الهی به هر چیزی نه تنها مانع جبر نیست بلکه پشتوانه اختیار است، زیرا او خواسته است که حرارت از آتش و رطوبت از آب بدون اختیار صادر شود ولی درباره انسان خواسته که افعال اختیاری او با کمال آزادی و اختیار از او صادر شود. بنابراین باید گفت اگر فعل انسان به صورت جبر از او سر بزند در این صورت است که مراد خدا ( آنچه او اراده کرده است) از اراده او تخلف می‌پذیرد و محال لازم می‌آید [۸] .
۳. اعتقاد به اینکه قدرت انسان در تحقق افعال او موثر است با عمومیت قدرت خداوند نمی‌سازد، زیرا به حکم اینکه اجتماع دو قدرت، موثر در ایجاد یک چیز ممکن نیست، هرگاه قدرت انسان در پیدایش فعل او موثر باشد، فعل مزبور از قلمرو قدرت الهی بیرون خواهد بود زیرا قدرت انسان رقیب و در عرض قدرت خداوند خواهد بود، و بدیهی است اجتماع دو قدرت مستقل بر انجام یک فعل ممکن نیست و در نتیجه دفاع از اصل عمومیت قدرت الهی و موثر دانستن آن در تحقق فعل انسان ایجاب می‌کند که قدرت انسان را فاقد تاثیر بدانیم [۹] .
بررسی
وابستگی فقر ذاتی انسان در وجود و صفات خود به خداوند، قدرت انسان را در طول قدرت وی قرار می‌دهد نه در عرض آن، و اجتماع دو قدرت، یکی مستقل و دیگری وابسته، بر یک فعل به هیچ وجه محال نیست پس به حکم اینکه ویژگی «قدرت» تاثیرگذاری است، باید قدرت انسان را موثر در فعل او دانست و به بطلان جبر رای داد و به حکم اینکه انسان در وجود و صفات خود وابسته و غیرمستقل است، نباید قدرت او را مستقل در تاثیر پنداشت و رای به بطلان تفویض داد و این همان طریقه متکلمین شیعه است که از آن به «امر بین الامرین» تعبیر می‌کنند. [۱۰]


پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابی القاسم الحسین بن محمد معروف به راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن محمد سید گیلانی، المکتبه المرتضویه، تهران، ص ۸۵
۲. شرح المصطلاحات الکلامیه اعداد قسم الکلام فی مجمع البحوث الاسلامیه، مجمع البحوث الاسلامیه، مشهد، ۱۴۱۵ق، ج ۱، ص ۹۳-۹۴
۳. سید شریف جرجانی، علی بن محمد، شاح المواقف، شریف رضی، ۱۳۲۵، ج۸، ص۱۴۵.
۴. طوسی، خواجه نصیر الدین، تلخیص المحصل، بیروت، دار الاضواء، ۱۴۰۵، ص۳۲۵.
۵. امام الحرمین جوینی، عبد الملک بن عبد الله، الارشاد الی قواطع الادله فی اصول الاعتقاد، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۶، ص ۷۹.
۶. امام الحرمین جوینی، عبد الملک بن عبد الله، الارشاد الی قواطع الادله فی اصول الاعتقاد، ص۸۳.
۷. سعیدی مهر، محمد؛ آموزش کلام اسلامی(۱)، خداشناسی، مرکز جهانی علوم اسلامی، قم، اول، ۱۳۷۷، ج۱، ص ۳۵۵-۳۵۴.
۸. سبحانی، جعفر، جبر و اختیار، قم،‌موسسه امام صادق(ع)، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص ۱۱۳-۱۱۴.
۹. میر شریف جرجانی، علی بن محمد، شاح المواقف، ص ۱۴۸.
۱۰. ربانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی، قم، نصایح، ۱۳۸۱، چهارم، ج۱، ص۲۷۶-۲۷۷.


منبع

[ویرایش]
پژوهه    


رده‌های این صفحه : کلام | افعال الهی | جبر و اختیار




جعبه‌ابزار