جاسوسی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



جاسوس ، مأمور کسب اخبار و اطلاعات سرّی در زمینه‌های مختلف و ابلاغ آن به خلیفه و سلطان یا هرکسی که به وی مأموریت داده است.

فهرست مندرجات

۱ - معنای لغوی جاسوسی
۲ - معنای اصطلاحی جاسوسی
۳ - واژه‌های معادل جاسوس
۴ - وظیفه اصلی جاسوس
۵ - اهمیت جاسوسی در حکومت‌ها
       ۵.۱ - در دوره هخامنشیان
       ۵.۲ - در دوره ساسانیان
       ۵.۳ - پیش از اسلام
       ۵.۴ - اهمیت جاسوسی در اسلام
       ۵.۵ - رونق جاسوسی در دوره امویان
       ۵.۶ - جاسوسان رسمی
       ۵.۷ - جاسوسان غیررسمی
       ۵.۸ - در دوران اموی
       ۵.۹ - در دوران عباسیان
       ۵.۱۰ - در حکومت‌های معاصر با عباسیان
       ۵.۱۱ - در عهد آل بویه
       ۵.۱۲ - در دوره غزنویان
       ۵.۱۳ - در دوره سلجوقی
       ۵.۱۴ - در دوره خوازرمشاهی
       ۵.۱۵ - در دوره بغداد
       ۵.۱۶ - در جنگ‌ها و فتنه‌های داخلی
       ۵.۱۷ - در هند
       ۵.۱۸ - در دوره مغولان هند
       ۵.۱۹ - در دوره صفوی
       ۵.۲۰ - در دوره عثمانیان
       ۵.۲۱ - در دوره قاجار
۶ - شیوه جاسوسی در سرزمینهای اسلامی
۷ - ویژگی‌های جاسوسان
۸ - مقرری جاسوسان
۹ - فعالیت‌های ضدجاسوسی
۱۰ - روشهای جاسوسان برا ارسال خبر
۱۱ - مجازات جاسوسی
۱۲ - احکام جاسوسی
۱۳ - فهرست منابع
۱۴ - پانویس
۱۵ - منبع

معنای لغوی جاسوسی

[ویرایش]

در لغت به معنای خبر چینی براى دشمن می باشد.

معنای اصطلاحی جاسوسى

[ویرایش]

عبارت است از گردآورى و گزارش مخفیانه اخبار و اطلاعات سرّى کسى یا مؤسسه‌اى و یا کشورى به طرف مقابل یا افراد و یا کشور ذى نفع.

واژه‌های معادل جاسوس

[ویرایش]

واژه‌های عین (جمعِ آن: عیون)، صاحب الخبر، مُنهی و گاه مُشرف نیز در منابع معادل جاسوس به کار رفته اند.

وظیفه اصلی جاسوس

[ویرایش]

وظیفه اصلی جاسوس تحقیق در باره احوال دشمن و گزارش آن به افراد خودی بود، اما در طول تاریخ وظایف متنوع دیگری به وی محول گردید.

واژه جاسوس عمدتاً معنایی منفی را به ذهن متبادر می‌کند،
[۱] علی اکبر دهخدا، امثال و حکم، ج۲، ص۵۷۴، تهران ۱۳۵۷ ش.
به طوری که جاسوس را «صاحب سرّالشر»، در برابر ناموس به معنای «صاحب سرّالخیر» دانسته اند.
[۲] ابن منظور، ذیل «جسس».


اهمیت جاسوسی در حکومت‌ها

[ویرایش]

در نصیحت‌نامه‌ها و کتاب‌های آداب الملوک، توصیه‌های فراوانی در باره ویژگیهای جاسوس و نحوه به کار گرفتن او شده است. چون نظام جاسوسیِ مؤثر، به قدرت فرمانروا و پادشاه کمک می‌کند، گماشتن جاسوس در همه حکومت‌ها مورد توجه بوده است و تمام پادشاهان، بدون استثنا، برای کسب اطلاع در مورد اتباع، وزیران، صاحب منصبان، ملتزمان و خانواده‌های خود و نیز دشمنان خارجی از جاسوسان استفاده می‌کردند.

← در دوره هخامنشیان


هخامنشیان به امر خبرگیری اهمیت فراوان می‌دادند. بنا به گزارش‌های مورخان یونانی، آنان نهادی به نام «چشم و گوش شاه» داشتند که علاوه بر بازرسی ممالک تابعه و نظارت بر آنها، جاسوس نیز بودند.
[۳] پی یر بریان، تاریخ امپراتوری هخامنشیان: از کوروش تا اسکندر، ج۱، ص۷۲۵ـ۷۲۷، ترجمه مهدی سمسار، تهران ۱۳۷۷ ش.
همچنین در جنگها، جاسوسانی را مأمور شناسایی سرزمین و بررسی امکانات دشمن می‌کردند.
[۴] هرودوت، تواریخ، ج۱، ص۱۹۸ـ۲۰۱، ترجمه با حواشی غ وحید مازندرانی، (تهران).


← در دوره ساسانیان


این نهاد در دوره ساسانیان گسترش یافت و پادشاهان ساسانی با گماشتن «منهیان و جواسیس» در داخل، بیم و هراس همگان را بر انگیخته بودند.
[۵] نامه تنسر به گشنسپ، چاپ مجتبی مینوی، ج۱، ص۷۱، تهران: خوارزمی، ۱۳۵۴ ش.
جاسوسان اردشیر بابکان (حک: ۲۲۶ـ۲۴۱ میلادی)، او را از هر آنچه در قلمروش می‌گذشت، آگاه می‌کردند.
[۶] عمرو بن بحر جاحظ، کتاب التاج فی اخلاق الملوک، ج۱، ص۱۶۷ـ ۱۶۸، چاپ احمد زکی باشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
[۷] ابراهیم بن محمد بیهقی، المحاسن و المساوی، ج۱، ص۲۳۴، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره (۱۳۸۰/۱۹۶۱).
[۸] علی بن محمد ماوردی، کتاب نصیحة الملوک، ج۱، ص۳۸۸، چاپ محمدجاسم حدیثی، بغداد (۱۴۰۶/ ۱۹۸۶).
برخی از پادشاهان ساسانی، خود به صورت ناشناس وارد قلمرو دشمن می‌شدند و به جاسوسی می‌پرداختند.
[۹] مسعودی، مروج (بیروت)، ج۱، ص۲۹۸ـ۳۰۰.
[۱۰] مسعودی، مروج (بیروت)، ج۱، ص۳۰۳.


← پیش از اسلام


پیش از اسلام ، قبایل عرب، به ویژه قریش ، برای محافظت از کاروانهای تجاری خویش به جاسوسی اهمیت فراوان می‌دادند.

← اهمیت جاسوسی در اسلام


با ظهور اسلام و استقرار مسلمانان در مدینه ، مشرکان و مخالفان اسلام به دشمنی با مسلمانان پرداختند. در برابر، برای مقابله با این دشمنیها، به جاسوسی بیش‌تر توجه شد. پیامبر اکرم ، برای کسب اطلاع از فعالیتهای سیاسی، نظامی و اقتصادی دشمنان، همواره جاسوسانی اعزام می‌کرد. خلیفه دوم نیز توجه ویژه ای به امر جاسوسی داشت.
[۱۱] عمرو بن بحر جاحظ، کتاب التاج فی اخلاق الملوک، ج۱، ص۱۶۸ـ۱۶۹، چاپ احمد زکی باشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
[۱۲] علی بن محمد ماوردی، کتاب نصیحة الملوک، ج۱، ص۳۸۷، چاپ محمدجاسم حدیثی، بغداد (۱۴۰۶/ ۱۹۸۶).
گسترش فتوحات اسلامی، به ویژه در مصر و شام ، به دلیل همسایگی با روم ، موجب افزایش فعالیتهای جاسوسی در میان مسلمانان و رومیان گردید.
[۱۳] محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۱، ص۱۵۰، بیروت: دارالجیل.
[۱۴] محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۱، ص۲۵۹، بیروت: دارالجیل.
[۱۵] محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۱، ص۲۸۲، بیروت: دارالجیل.
[۱۶] محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۱۷، بیروت: دارالجیل.
[۱۷] محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۵۶، بیروت: دارالجیل.
[۱۸] محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۷۲، بیروت: دارالجیل.
[۱۹] محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۱۴۴، بیروت: دارالجیل.
[۲۰] محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۲۷۹، بیروت: دارالجیل.
[۲۱] محمد بن محمد عمادالدین کاتب، البرق الشامی، ج۳، ص۱۴۹، ج ۳، چاپ مصطفی حیاری، عمان ۱۹۸۷.

امام علی علیه‌السلام نیز سفارشهایی در باره نحوه به کارگیری و ویژگیهای جاسوس (عین)، به ویژه برای نظارت بر رفتار کارگزاران حکومت، دارد.

← رونق جاسوسی در دوره امویان


در دوره امویان (۴۰ـ۱۳۲) و پس از آن، جاسوسی به دو صورت رسمی و غیررسمی رونق فراوان یافت.

← جاسوسان رسمی


جاسوسان رسمی زیر نظر دیوان برید و با نام صاحب الخبر فعالیت می‌کردند
[۲۲] حسن بن عبداللّه عباسی، آثارالاول فی ترتیب الدول، ج۱، ص۱۷۹ـ۱۸۶، چاپ عبدالرحمان عمیره، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
و گاه صاحب دیوان انشاء متولی جاسوسان بود.
[۲۳] قلقشندی، ج۱، ص۱۲۳.
[۲۴] صلاح الدین منجّد، بین الخلفاء و الخلعاء فی العصر العباسی، ج۱، ص۸۸، بیروت: دارالکتاب الجدید.
منصب «صاحب الخبر» ی گاه به صورت موروثی در یک خانواده دست به دست می‌گشت.
[۲۵] ج ۲، قسم شعراءالعراق، جزء ۴، ص ۶۰۱، محمد بن محمد عمادالدین کاتب، خریدة القصر و جریدة العصر، ج ۲، قسم شعراء العراق، جزء ۴، چاپ محمد.
[۲۶] یاقوت حموی، معجم الادباء، ج۵، ص۲۲۰۲، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۹۳.


← جاسوسان غیررسمی


در کنار این نهاد، نوعی جاسوسی غیررسمی نیز شکل گرفت. بدین ترتیب که هر خلیفه، سلطان، امیر یا وزیر، چون گزارشهای رسمی را کافی نمی‌دانست، اشخاصی را به صورت ناشناس، در مناصب و مشاغل مختلف به جاسوسی در مسائل داخلی یا خارجی منصوب می‌کرد. به دلیل پنهانی بودن فعالیت این نوع جاسوسان، از تشکیلات اداری و نحوه فعالیت آنان اطلاع چندانی در دست نیست.

← در دوران اموی


خلفا و امیران اموی، هر یک، جاسوسانی در میان دشمن و نیز در داخل قلمرو خود داشتند.
[۲۷] عمرو بن بحر جاحظ، کتاب التاج فی اخلاق الملوک، ج۱، ص۱۶۹، چاپ احمد زکی باشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
[۲۸] مسعودی، مروج (بیروت)، ج۳، ص۳۰۷.
[۲۹] محمد بن محمد بلعمی، تاریخ‌نامه طبری، ج۲، ص۹۳۷، چاپ محمد روشن، تهران ۱۳۶۶ ش.
[۳۰] محمد بن احمد ابشیهی، المستطرف فی کلّ فنّ مستظرف، ج۱، ص۱۱۱، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶، چاپ افست قم ۱۳۶۸ ش.
نامه ای که عبدالحمید بن یحیی کاتب در ۱۲۹ برای ولیعهد و فرزند مروان بن محمد (حک: ۱۲۷ـ۱۳۲) نگاشته و در آن سفارشهای فراوانی در باره چگونگی به کارگیری جاسوسان و ویژگیهای آن‌ها کرده، نشان دهنده اهمیت امر جاسوسی در این دوره است.
[۳۱] عبدالحمید بن یحیی کاتب، رساله عبدالحمید الکاتب فی نصیحة ولی العهد، ج۱، ص۱۹۲ـ۱۹۳، در رسائل البلغاء، اختیار و تصنیف محمد کردعلی، قاهره: لجنة التألیف و الترجمة و النشر، ۱۳۷۴/۱۹۵۴.
با این حال، برخی
[۳۲] ابراهیم بن محمد بیهقی، المحاسن و المساوی، ج۱، ص۲۵۴، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره (۱۳۸۰/۱۹۶۱).
[۳۳] عبدالملک بن محمد ثعالبی، آداب الملوک، ج۱، ص۱۰۸، چاپ جلیل عطیه، بیروت ۱۹۹۰.
عدم توجه جدّی به امر اطلاع رسانی و ارسال جاسوسان را یکی از علل سقوط امویان شمرده اند.

← در دوران عباسیان


در دوره عباسیان (۱۳۲ـ۶۵۶)، به سبب شکل گیری فِرَق سیاسی و کلامی مختلف و نیز تشکیل حکومت‌های نیمه مستقل، به جاسوسی توجه ویژه ای شد. منصور (حک: ۱۳۶ـ ۱۵۸) جاسوسان خود را به صورت ناشناس به هرجا می‌فرستاد
[۳۴] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۷، ص۵۱۹ ـ۵۲۰.
و جاسوسان هارون (حک: ۱۷۰ـ۱۹۳) همه اخبار آشکار و پنهان امرا را به اطلاع وی می‌رساندند.
[۳۵] ابن دایه، کتاب المکافاة و حسن العقبی، ج۱، ص۶۳، چاپ محمودمحمد شاکر، قاهره ۱۳۵۹/۱۹۴۰.
مأمون (حک: ۱۹۸ـ ۲۱۸) نیز جاسوسان فراوانی در داخل و خارج گماشته بود. نُوَیری فقط پیرزنانی را که برای مأمون جاسوسی می‌کردند، ۷۰۰، ۱ تن ذکر کرده است.
[۳۶] احمد بن عبدالوهاب نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲۲، ص۲۳۹، (۱۹۲۳) ـ۱۹۹۰.
[۳۷] احمدفرید رفاعی، عصرالمأمون، ج۱، ص۳۲۷ـ ۳۲۸، قاهره ۱۳۴۶/۱۹۲۸.
سایر خلفای عباسی نیز این سیاست را ادامه دادند و به ویژه سرزمین روم پر از جاسوسان زن و مرد عباسی بود.
[۳۸] محسن بن علی تنوخی، نشوار المحاضرة و اخبار المذاکرة، ج۳، ص۲۷۶ـ۲۸۳، چاپ عبود شالجی، بیروت ۱۳۹۱ـ۱۳۹۳/۱۹۷۱ـ۱۹۷۳.
[۳۹] محسن بن علی تنوخی، نشوار المحاضرة و اخبار المذاکرة، ج۸، ص۱۱۲ـ۱۱۴، چاپ عبود شالجی، بیروت ۱۳۹۱ـ۱۳۹۳/۱۹۷۱ـ۱۹۷۳.
جاسوس گماری امیران و حکام برخی شهرها، از جمله اسحاق بن ابراهیم مُصْعَبی ، امیر بغداد ، نیز در این دوره مشهور است.
[۴۰] عمرو بن بحر جاحظ، کتاب التاج فی اخلاق الملوک، ج۱، ص۱۷۰ـ۱۷۱، چاپ احمد زکی باشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
[۴۱] عبدالملک بن محمد ثعالبی، آداب الملوک، ج۱، ص۱۰۹، چاپ جلیل عطیه، بیروت ۱۹۹۰.


← در حکومت‌های معاصر با عباسیان


خاندانهای حکومتگر معاصر با عباسیان نیز به گماشتن جاسوسان توجه داشتند. به گفته گردیزی،
[۴۲] عبدالحی بن ضحاک گردیزی، تاریخ گردیزی، ج۱، ص۳۱۵، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران ۱۳۶۳ ش.
عمرولیث صفاری (حک: ۲۶۵ـ۲۸۹) بر هر «سالار و سرهنگی» جاسوسی می‌گماشت. وی افرادی را از کودکی برای این کار تربیت می‌کرد و آنان را به امیران خود می‌بخشید تا اخبار آنان را به او گزارش کنند.
[۴۳] عبدالملک بن محمد ثعالبی، آداب الملوک، ج۱، ص۱۰۸، چاپ جلیل عطیه، بیروت ۱۹۹۰.


← در عهد آل بویه


در عهد آل بویه ، مُنهیان، اخبار سرزمینهای دور همچون کاشغر را با سرعت به اطلاع وزرا و امرا می‌رساندند.
[۴۴] کیکاوس بن اسکندر عنصرالمعالی، قابوس نامه، ج۱، ص۲۱۹، چاپ غلامحسین یوسفی، تهران ۱۳۶۴ ش.
[۴۵] محمد بن هندوشاه شمس‌منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۲۴۱ـ۲۴۲، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
جاسوسان عضدالدوله (حک: ۳۳۸ـ۳۷۲) هر نوع خبری را در باره درباریان به وی اطلاع می‌دادند.
[۴۶] هلال بن محسن صابی، رسوم دارالخلافة، ج۱، ص۷۲، چاپ میخائیل عوّاد، بغداد ۱۳۸۳/۱۹۶۴.
او از مکتب داران خواسته بود که از کودکان در باره فعالیتهای پدرانشان کسب اطلاع کنند و به دیوان برید خبر دهند.
[۴۷] ابوشجاع روذراوری، ذیل کتاب تجارب الامم، ج۱، ص۵۹، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶، چاپ افست بغداد.
به نوشته مسکویه،
[۴۸] مسکویه، ج۲، ص۸۳.
[۴۹] مسکویه، ج۲، ص۸۰۳.
ابوالفضل بن عمید، وزیر رکن الدوله ــ که برای تأمین نیازهای مالی سپاهیان و کارگزاران حکومتی بر اموالِ مصادره ای تکیه داشت ــ کسانی را مأمور اطلاع یابی از اموال ثروتمندان کرد.

← در دوره غزنویان


در دوره غزنویان (۳۵۱ـ۵۵۵)، شبکه گسترده ای از جاسوسان پدید آمد. محمود غزنوی (حک: ۳۸۹ـ۴۲۱) برای خبرگیری اهمیت فراوان قائل بود.
[۵۰] حسن بن علی نظام الملک، سیاستنامه، ج۱، ص۸۱ ـ ۸۲، چاپ محمد قزوینی و مرتضی مدرس چهاردهی، تهران ۱۳۴۴ ش.
پس از درگذشت وی، به سبب اختلاف میان پدریان و پسریان، دربار مسعود (حک: ۴۲۱ـ۴۳۳) به کانون جاسوسی و توطئه بدل شد؛ محمد بن حسین بیهقی در جای جای کتاب خویش به این جاسوس گماریها اشاره کرده است.
[۵۱] محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۱۴۵ـ۱۴۶.
[۵۲] محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۴۳۰.
[۵۳] محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۴۵۹.
[۵۴] محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۶۱۹.
[۵۵] آندری یوگنیویچ برتلس، ناصرخسرو و اسماعیلیان، ج۱، ص۱۳۱ـ۱۳۳، ترجمة یحیی آرین پور، (تهران) ۱۳۴۶ ش.


← در دوره سلجوقی


در دوره سلجوقی (۴۲۹ـ۵۱۱)، به رغم مخالفت الب ارسلان (حک: ۴۵۵ـ۴۶۵)، خواجه نظام الملک با گماشتن جاسوس و صاحب خبر
[۵۶] حسن بن علی نظام الملک، سیاستنامه، ج۱، ص۸۲، چاپ محمد قزوینی و مرتضی مدرس چهاردهی، تهران ۱۳۴۴ ش.
[۵۷] فتح بن علی بنداری، تاریخ سلسله سلجوقی = زبدة النصرة و نخبة العصرة، ج۱، ص۷۶، ترجمه محمدحسین جلیلی، تهران ۱۳۵۶ ش.
تلاشهای فراوانی برای ایجاد تشکیلات سازمان یافته جاسوسی به عمل آورد و قسمتهایی از کتاب سیاستنامه خویش را به این امر اختصاص داد.
[۵۸] حسن بن علی نظام الملک، سیاستنامه، ج۱، ص۷۳ـ۸۲، چاپ محمد قزوینی و مرتضی مدرس چهاردهی، تهران ۱۳۴۴ ش.
[۵۹] حسن بن علی نظام الملک، سیاستنامه، ج۱، ص۸۷ ـ۱۰۱، چاپ محمد قزوینی و مرتضی مدرس چهاردهی، تهران ۱۳۴۴ ش.
در این دوره برخی شعرا و ادبا، از قبیل ملک الشعرا ادیب صابر، به جاسوسی فرستاده می‌شدند.
[۶۰] دولتشاه سمرقندی، کتاب تذکرة الشعراء، ج۱، ص۹۳، چاپ ادوارد براون، لیدن ۱۳۱۸/۱۹۰۱.
وقوع جنگهای صلیبی (۴۹۲ـ۶۹۰) در این دوره، از عواملی بود که موجب افزایش جاسوسی، میان مسلمانان و رومیان، به ویژه در حوزه مصر و شام ــ منطقه اصلی برخورد دو طرف ــ شد.
[۶۱] ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱۱، ص۳۲۵.
[۶۲] ابوبکر بن عبداللّه دواداری، کنزالدرر و جامع الغرر، ج۸، ص۲۹۴، ج ۸، چاپ اولریش هارمان، قاهره ۱۳۹۱/۱۹۷۱.
[۶۳] جمال الدین شیال، «الجاسوسیة فی حروب الایوبیین»، ج۱، ص۴۶۶ـ۴۶۹.


← در دوره خوازرمشاهی


سلاطین خوارزمشاهی نیز برای آگاهی از احوال دوستان و مکر دشمنانِ خود، همواره منهیان و جاسوسانی به سرزمینهای دور و نزدیک گسیل می‌کردند.
[۶۴] محمد بن مؤید بهاءالدین بغدادی، التوسل الی الترسل، ج۱، ص۴۱ـ۴۲، چاپ احمد بهمنیار، تهران ۱۳۱۵ ش.


← در دوره بغداد


در جریان فتح بغداد به دست مغولان در ۶۵۶، ظاهراً میان امرای مغول و برخی بزرگان شهر، جاسوسانی در رفت و آمد بودند.
[۶۵] رشیدالدین فضل اللّه، ج۲، ص۹۹۵.
به علاوه، در دوره مغول ، فرستادن جاسوس بین مغولان و سلاطین مصر بسیار رواج یافت.
[۶۶] ابن عبری، تاریخ مختصرالدول، ج۱، ص۲۹۱، چاپ انطوان صالحانی یسوعی، بیروت ۱۹۵۸.
[۶۷] ابوبکر بن عبداللّه دواداری، کنزالدرر و جامع الغرر، ج۸، ص۵۷، ج ۸، چاپ اولریش هارمان، قاهره ۱۳۹۱/۱۹۷۱.
[۶۸] ابوبکر بن عبداللّه دواداری، کنزالدرر و جامع الغرر، ج۸، ص۲۵۲ـ ۲۵۸، ج ۸، چاپ اولریش هارمان، قاهره ۱۳۹۱/۱۹۷۱.


← در جنگ‌ها و فتنه‌های داخلی


در بسیاری از جنگها و فتنه‌های داخلی نیز جاسوسان وظیفه مهمی ایفا می‌کردند.
[۶۹] رشیدالدین فضل اللّه، ج۲، ص۱۲۷۹.
محمد بن هندوشاه شمس منشی (قرن هشتم) در اواخر این دوره تعیین منهیان و جاسوسان را از لوازم اصلی ملکداری دانسته است.
[۷۰] محمد بن هندوشاه شمس‌منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۲۳۸ـ۲۴۵، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
[۷۱] محمد بن هندوشاه شمس‌منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۳۴۰ـ ۳۴۹، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
به نظر وی
[۷۲] محمد بن هندوشاه شمس‌منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۲۴۰، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
وظیفه یک جاسوس، از ده امیر که هریک هزاره ای را متکفل باشند، پراهمیت تر است.

← در هند


مقارن این دوره، در هند نیز به امر جاسوسی اهمیت فراوان داده می‌شد. علاءالدین خَلجی (حک: ۶۹۵ـ۷۱۵) در هر محله و خانه و کوچه، جاسوسانی گمارده بود.
[۷۳] احمد بن محمد مقیم هروی، طبقات اکبری، ج۱، ص۱۵۲، چاپ بی دی و محمدهدایت حسین، کلکته ۱۹۲۷ـ (۱۹۳۵).
همچنین، به گزارش ابن بطوطه،
[۷۴] ابن بطوطه، مهذب رحلة ابن بطوطة، ج۲، ص۱۰۶، المسماة تحفة النظار، فی غرائب الامصار، و عجائب الاسفار، ج ۲، چاپ احمد عوامری و محمد احمد جادمولی، قاهره ۱۹۳۴.
سلطان محمد تُغْلُق (۷۲۵ـ۷۵۲) با هریک از امیران خویش، غلامی را برای جاسوسی همراه می‌کرد. به علاوه عده ای از کنیزانِ خانه‌های امرا و زنان کنّاس (جاروکش) برای وی جاسوسی می‌کردند.
[۷۵] ابن بطوطه، مهذب رحلة ابن بطوطة، ج۲، ص۱۰۶، المسماة تحفة النظار، فی غرائب الامصار، و عجائب الاسفار، ج ۲، چاپ احمد عوامری و محمد احمد جادمولی، قاهره ۱۹۳۴.
[۷۶] ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ج۲، ص۱۲۶، ترجمه محمدعلی موحد، تهران ۱۳۷۰ ش.


← در دوره مغولان هند


در دوره مغولان هند نیز، علاوه بر جاسوس،
[۷۷] بابر، امپراتور هند، ج۱، ص۵۸۰، بابرنامه، چاپ مانو ایزی نینک، کیوتو ۱۹۹۵ـ۱۹۹۶.
[۷۸] بابر، امپراتور هند، ج۱، ص۵۸۸، بابرنامه، چاپ مانو ایزی نینک، کیوتو ۱۹۹۵ـ۱۹۹۶.
کسانی با عنوان وقایع نگار، سوانح نگار، خفیه نویس، و هرکاره، حوادث سرزمینهای مختلف را به سلطان گزارش و برخی از وظایف جاسوس را انجام می‌دادند.
[۷۹] علیمحمدخان بهادر دیوان گجرات، مرآت احمدی، ج۲، ص۱۱۸، چاپ عبدالکریم بن نورمحمد و رحمة اللّه بن فتح محمد، چاپ سنگی بمبئی ۱۳۰۶ـ۱۳۰۷.
[۸۰] عبدالحی حسنی، الهند فی العهد الاسلامی، ج۱، ص۳۳۸، چاپ عبدالعلی حسنی و ابوالحسن علی حسنی ندوی، حیدرآباد دکن ۱۳۹۲/ ۱۹۷۲.
[۸۱] ابونصراحمد حسینی، «نظام دیوان الاستخبار فی الهند فی عهدالمسلمین»، ج۱، ص۴۰۲ـ۴۰۴، المقتطف، ج ۹۷، ش ۴ (شوال ۱۳۵۹/ نوامبر ۱۹۴۰).
تیمور (حک: ۷۷۱ـ۸۰۷) بیش از سایر پادشاهان به جاسوسی و خبرگیری اهمیت می‌داد و جاسوسان را یکی از طبقات مهم جامعه به حساب می‌آورد.
[۸۲] تیمور گورکان، تزوکات تیموری، ج۱، ص۲۱۴، تحریر ابوطالب حسینی تربتی به فارسی، آکسفورد ۱۷۷۳، چاپ افست تهران ۱۳۴۲ ش.
[۸۳] تیمور گورکان، تزوکات تیموری، ج۱، ص۲۱۶، تحریر ابوطالب حسینی تربتی به فارسی، آکسفورد ۱۷۷۳، چاپ افست تهران ۱۳۴۲ ش.
جاسوسان وی از میان همه اقشار جامعه انتخاب می‌شدند.
[۸۴] ابن عربشاه، کتاب عجائب المقدور فی اخبار تیمور، ج۱، ص۲۲۰ـ۲۲۱، قاهره ۱۲۸۵.
او به جاسوسی مأموریت داده بود تا نقشه ای کامل از سرزمین روم شرقی (بیزانس) تهیه کند شامل همه شهرها، روستاها، مسافتها، حدود، پستی و بلندیها، صحراها، قلعه ها، به علاوه نام امیران و بزرگان و ثروتمندان و فقرا و بسیاری اطلاعات دیگر.
[۸۵] ابن عربشاه، کتاب عجائب المقدور فی اخبار تیمور، ج۱، ص۲۲۰ـ۲۲۱، قاهره ۱۲۸۵.


← در دوره صفوی


در دوره صفوی، دشمنی با عثمانیان و برقراری ارتباط با برخی کشورهای اروپایی موجب شد که جاسوسان صفوی به فعالیت وسیع در این دو محدوده بپردازند.
[۸۶] اسکندرمنشی، ج۱، ص۲۹.
[۸۷] اسکندرمنشی، ج۳، ص۱۰۱۷.
[۸۸] اسکندرمنشی، ج۳، ص۱۰۳۲.
[۸۹] اسکندرمنشی، ج۳، ص۱۰۳۸.
دلاواله
[۹۰] پیترو دلاواله، سفرنامه پیترو دلاواله: قسمت مربوط به ایران، ج۱، ص۴۲۱، ترجمه شعاع الدین شفا، تهران ۱۳۴۸ ش.
از جاسوسی اَرمنی به نام یعقوب نام برده که مأموریتهای متعددی از جانب شاه عباس اول (۹۸۹ـ ۱۰۳۸) در ونیز ، قسطنطنیه ، لهستان و برخی از دربارهای اروپایی داشته است. شاه عباس با هر سفیری که به کشورهای دیگر می‌فرستاد، جاسوسی همراه می‌کرد.
[۹۱] نصراللّه فلسفی، زندگانی شاه عباس اول، ج۳، ص۱۷۸، ج ۳، تهران ۱۳۵۳ ش.
به علاوه، جاسوسان وی مرتباً خبرهای سراسر کشور را به او گزارش می‌کردند. خود او نیز گاه با لباس مبدل به جاسوسی می‌پرداخت و گاه زنان رجال و سرداران کشور را مهمان می‌کرد و در حال مستی، آنان را به افشای اسرار شوهران بر می‌انگیخت.
[۹۲] نصراللّه فلسفی، زندگانی شاه عباس اول، ج۳، ص۱۷۶ـ ۱۸۲، ج ۳، تهران ۱۳۵۳ ش.


← در دوره عثمانیان


عثمانیان (۶۹۹ـ۱۳۴۱) از ابتدای تأسیس دولت خود به جاسوسی و اطلاع رسانی توجه داشتند. جاسوسهای عثمانی بیش‌تر در امپراتوری روم شرقی، دستگاه پاپ، جمهوری ونیز، دربار صفوی و برخی کشورهای اروپایی فعال بودند. آنان از جاسوسان تربیت شده مسیحی و یهودی با عنوان «مارتولوس» و نیز اسرای دشمن و اروپاییان ناراضی برای این کار استفاده می‌کردند. دولتهای مذکور نیز متقابلاً، از طریق برخی دانشمندان و هنرمندان و پزشکان، به جاسوسی در دربار عثمانی می‌پرداختند. با این حال، ظاهراً فعالیتهای جاسوسی دولتهای مسلمان در ممالک اروپایی به نسبت فعالیت متقابل اروپاییان در سرزمینهای اسلامی بسیار کمتر بوده است.
[۹۳] برنارد لوئیس، نخستین مسلمانان در اروپا، ج۱، ص۱۷۲ـ۱۷۴، ترجمه م قائد، تهران ۱۳۷۴ ش.
برخی مترجمان ترک نیز که در خدمت اروپاییان جهانگرد بودند، له یا علیه آنان جاسوسی می‌کردند و گاه با فروش اطلاعات خود به عثمانیان، به ثروت فراوانی دست می‌یافتند.
[۹۴] پانویس ۳، صبّاغ، ج۲، ص۶۲۶، الجالیات الاوروبیّة فی بلادالشام فی العهد العثمانی فی القرنین السادس عشر و السابع عشر (العاشر و الحادی عشر الهجریین)، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.


نادرشاه (۱۱۴۸ـ۱۱۶۰) نیز در شهرهای مختلف جاسوسانی داشت که اخبار را به وی می‌رساندند.
[۹۵] محمدهاشم رستم الحکما، رستم التواریخ، ج۱، ص۲۰۶ـ۲۰۷، چاپ محمد مشیری، تهران ۱۳۴۸ ش.
[۹۶] محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۱، ص۳۵۸، چاپ محمدامین ریاحی، تهران ۱۳۶۴ ش.
[۹۷] محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۳، ص۹۱۱، چاپ محمدامین ریاحی، تهران ۱۳۶۴ ش.


← در دوره قاجار


در دوره قاجار (۱۱۶۲ـ۱۳۲۷) افرادی به نام راپورتچی یا خفیه نویس، به جاسوسی برای پادشاه می‌پرداختند. به علاوه در این دوره، سفارتخانه‌ها یکی از مکانهای مهم فعالیت جاسوسان بود.
[۹۸] فرخ بن مهدی امین الدوله غفاری، مجموعه اسناد و مدارک فرخ خان امین الدوله، ج۱، ص۱۸۴، قسمت ۱، چاپ کریم اصفهانیان و قدرت اللّه روشنی (زعفرانلو)، تهران ۱۳۵۸ ش.


شیوه جاسوسی در سرزمینهای اسلامی

[ویرایش]

جاسوسان در سرزمینهای اسلامی ممکن بود در لباس فرّاش، مطرب، کفشگر،
[۹۹] محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۱۴۵.
[۱۰۰] محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۶۹۵.
جهانگرد، صوفی، درویش، داروفروش،
[۱۰۱] حسن بن علی نظام الملک، سیاستنامه، ج۱، ص۸۷، چاپ محمد قزوینی و مرتضی مدرس چهاردهی، تهران ۱۳۴۴ ش.
کنیز،
[۱۰۲] ابن بطوطه، مهذب رحلة ابن بطوطة، ج۲، ص۱۰۶، المسماة تحفة النظار، فی غرائب الامصار، و عجائب الاسفار، ج ۲، چاپ احمد عوامری و محمد احمد جادمولی، قاهره ۱۹۳۴.
گدا، بیمار زمین گیر،
[۱۰۳] ج ۳، ۲۷۶ـ۲۸۳، محسن بن علی تنوخی، نشوار المحاضرة و اخبار المذاکرة، چاپ عبود شالجی، بیروت ۱۳۹۱ـ۱۳۹۳/۱۹۷۱ـ۱۹۷۳.
پهلوان، دریانورد، کارگر،
[۱۰۴] ابن عربشاه، کتاب عجائب المقدور فی اخبار تیمور، ج۱، ص۲۲۰، قاهره ۱۲۸۵.
پزشک، مبلّغ مذهبی و به ویژه بازرگان به فعالیت بپردازند.

ویژگی‌های جاسوسان

[ویرایش]

قلقشندی
[۱۰۵] قلقشندی، ج۱، ص۱۲۳ـ۱۲۶.
ویژگیهایی چون قابل اعتماد بودن، تیزهوشی و بصیرت، سفر آزموده بودن، آشنایی با ممالک و کشورهای تحت مأموریت، قدرت تجزیه و تحلیل و استنباط قوی، صبر و قدرت تحمل شکنجه را برای جاسوس بر شمرده است.
[۱۰۶] محمد بن هندوشاه شمس‌منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۲۴۲، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
[۱۰۷] محمد بن هندوشاه شمس‌منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۳۴۶، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
[۱۰۸] محمدباقر بن محمد مؤمن سبزواری، روضة الانوار عباسی: در اخلاق و شیوة کشورداری، ج۱، ص۸۱۲، چاپ اسماعیل چنگیزی اردهایی، تهران ۱۳۷۷ ش.
[۱۰۹] عارف عبدالغنی، نظم الاستخبارات عندالعرب و المسلمین، ج۱، ص۴۰۷ـ ۴۰۸، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
به علاوه جاسوس باید زبان قومی را که برای جاسوسی به میان آنان می‌رفت، به خوبی می‌دانست.
[۱۱۰] قلقشندی، ج۱، ص۱۲۴.
به گزارش اولئاریوس،
[۱۱۱] آدام اولئاریوس، سفرنامه آدام الئاریوس: بخش ایران، ج۱، ص۲۰۰، ترجمه احمد بهپور، تهران ۱۳۶۳ ش.
برخی جاسوسان در دوره صفوی با چند زبان خارجی آشنا بودند. جاسوسان نباید یکدیگر را می‌شناختند و در میان سپاهیان نیز هیچ‌کس نباید آنان را می‌شناخت. حاکم در صورت شکست جاسوس در انجام دادن مأموریت، یا اختلاف گزارش دو جاسوس در باره یک مسئله، نباید کینه آنان را به دل می‌گرفت.
[۱۱۲] عبدالحمید بن یحیی کاتب، رساله عبدالحمید الکاتب فی نصیحة ولی العهد، ج۱، ص۱۹۲ـ۱۹۳، در رسائل البلغاء، اختیار و تصنیف محمد کردعلی، قاهره: لجنة التألیف و الترجمة و النشر، ۱۳۷۴/۱۹۵۴.
[۱۱۳] قلقشندی، ج۱، ص۱۲۵.


مقرری جاسوسان

[ویرایش]

مرسوم بود که به جاسوسان مقرری گزاف داده شود تا از خیانت یا فروختن اسرار به دشمن باز داشته شوند.
[۱۱۴] محمد بن هندوشاه شمس‌منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۲۴۲، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
[۱۱۵] محمد بن هندوشاه شمس‌منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۲۴۵، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
[۱۱۶] محمدباقر بن محمد مؤمن سبزواری، روضة الانوار عباسی: در اخلاق و شیوة کشورداری، ج۱، ص۸۱۳، چاپ اسماعیل چنگیزی اردهایی، تهران ۱۳۷۷ ش.
[۱۱۷] آندری یوگنیویچ برتلس، ناصرخسرو و اسماعیلیان، ج۱، ص۱۳۲، ترجمة یحیی آرین پور، (تهران) ۱۳۴۶ ش.
حتی توصیه می‌شد به جاسوسانی که خبری ناخوشایند می‌آورند، عطایی بیش از دیگران بخشیده شود.
[۱۱۸] قلقشندی، ج۱، ص۱۲۶.
از مقدار مقرری جاسوسان، جز موارد اندک، اطلاعی در دست نیست.
[۱۱۹] محسن بن علی تنوخی، نشوار المحاضرة و اخبار المذاکرة، ج۳، ص۲۸۳، چاپ عبود شالجی، بیروت ۱۳۹۱ـ۱۳۹۳/۱۹۷۱ـ۱۹۷۳.
[۱۲۰] حاجی بن نظام عقیلی، آثارالوزراء، ج۱، ص۱۱۹، چاپ جلال الدین محدث ارموی، تهران ۱۳۶۴ ش.


فعالیت‌های ضدجاسوسی

[ویرایش]

همچنین به پادشاهان و فرماندهان نظامی توصیه می‌شد که متوجه جاسوسان دشمن نیز باشند و فعالیتهای ضدجاسوسی را از نظر دور ندارند.
[۱۲۱] عبدالحمید بن یحیی کاتب، رساله عبدالحمید الکاتب فی نصیحة ولی العهد، ج۱، ص۱۹۳، در رسائل البلغاء، اختیار و تصنیف محمد کردعلی، قاهره: لجنة التألیف و الترجمة و النشر، ۱۳۷۴/۱۹۵۴.
[۱۲۲] محمد بن هندوشاه شمس‌منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۳۴۸ـ۳۴۹، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
[۱۲۳] قلقشندی، ج۱، ص۱۲۶.


روشهای جاسوسان برا ارسال خبر

[ویرایش]

جاسوسان روشهای متفاوتی برای فرستادن اخبار داشتند. هر چند که وسیله رایج، ارسال نامه به شکلهای مختلف بود،
[۱۲۴] محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۶۹۵ـ۶۹۶.
گاه جاسوس با ارسال تصویر صورت یک شخص یا نقشه‌های دقیق به همراه اطلاعات مهم از یک سرزمین، مأموریت خویش را انجام می‌داد.
[۱۲۵] دولتشاه سمرقندی، کتاب تذکرة الشعراء، ج۱، ص۹۳، چاپ ادوارد براون، لیدن ۱۳۱۸/۱۹۰۱.


مجازات جاسوسی

[ویرایش]

مجازات جاسوسانی که به اسارت در می‌آمدند، عمدتاً قتل به شیوه‌های مختلف و گاه زجرآور بود،
[۱۲۶] محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۱۷، بیروت: دارالجیل.
[۱۲۷] ابن عبری، تاریخ مختصرالدول، ج۱، ص۲۹۱، چاپ انطوان صالحانی یسوعی، بیروت ۱۹۵۸.
[۱۲۸] دولتشاه سمرقندی، کتاب تذکرة الشعراء، ج۱، ص۹۳، چاپ ادوارد براون، لیدن ۱۳۱۸/۱۹۰۱.
اما گاهی نیز به جاسوس، پس از اسارت، صله و مقرری بیشتری می‌دادند تا ضمن استفاده از اطلاعاتش، وی را به جاسوسی و خبرگیری برای خویش بگمارند.
[۱۲۹] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۹، ص۱۳.
[۱۳۰] قلقشندی، ج۱، ص۱۲۶.


احکام جاسوسی

[ویرایش]

جاسوسى مسلمانى علیه مسلمانان، حرام و موجب ثبوت تعزیر است؛ هر چند امام علیه السّلام مى‌تواند او را عفو کند.
جایز نیست فرمانده لشکر، کسى را که علیه مسلمانان جاسوسى مى‌کند یا جاسوسى را پناه مى‌دهد، همراه خود به جنگ ببرد و اگر چنین فردى در جنگ شرکت کند، از غنایم سهمى نمى‌برد.
جاسوسى کردن علیه کفار، به نفع مسلمانان جایز است و بنابر تصریح برخى، جاسوس از غنایم نیز سهم مى‌برد.
امان دادن به جاسوس دشمن باطل است.
پناه دادن کافر ذمی جاسوس مشرکان را، در صورتى که خوددارى از آن در عقد ذمه شرط شده باشد، موجب بطلان عقد مى‌شود و در صورت عدم اشتراط، قرارداد باطل نمى‌شود، لیکن ذمّى تعزیر مى‌گردد.
برخى، پناه دادن جاسوس را مطلقا‌ موجب بطلان عقد دانسته‌اند؛ هرچند ترک آن در عقد شرط نشده باشد.
[۱۴۱] الدروس الشرعیة ،ج۲،ص۳۴



فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) محمد بن احمد ابشیهی، المستطرف فی کلّ فنّ مستظرف، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶، چاپ افست قم ۱۳۶۸ ش.
(۲) ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ.
(۳) ابن بطوطه، مهذب رحلة ابن بطوطة، المسماة تحفة النظار، فی غرائب الامصار، و عجائب الاسفار، ج ۲، چاپ احمد عوامری و محمد احمد جادمولی، قاهره ۱۹۳۴.
(۴) ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ترجمه محمدعلی موحد، تهران ۱۳۷۰ ش.
(۵) ابن دایه، کتاب المکافاة و حسن العقبی، چاپ محمودمحمد شاکر، قاهره ۱۳۵۹/۱۹۴۰.
(۶) ابن عبری، تاریخ مختصرالدول، چاپ انطوان صالحانی یسوعی، بیروت ۱۹۵۸.
(۷) ابن عربشاه، کتاب عجائب المقدور فی اخبار تیمور، قاهره ۱۲۸۵.
(۸) ابن منظور.
(۹) ابوشجاع روذراوری، ذیل کتاب تجارب الامم، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶، چاپ افست بغداد.
(۱۰) اسکندرمنشی.
(۱۱) فرخ بن مهدی امین الدوله غفاری، مجموعه اسناد و مدارک فرخ خان امین الدوله، قسمت ۱، چاپ کریم اصفهانیان و قدرت اللّه روشنی (زعفرانلو)، تهران ۱۳۵۸ ش.
(۱۲) آدام اولئاریوس، سفرنامه آدام الئاریوس: بخش ایران، ترجمه احمد بهپور، تهران ۱۳۶۳ ش.
(۱۳) بابر، امپراتور هند، بابرنامه، چاپ مانو ایزی نینک، کیوتو ۱۹۹۵ـ۱۹۹۶.
(۱۴) آندری یوگنیویچ برتلس، ناصرخسرو و اسماعیلیان، ترجمة یحیی آرین پور، (تهران) ۱۳۴۶ ش.
(۱۵) پی یر بریان، تاریخ امپراتوری هخامنشیان: از کوروش تا اسکندر، ترجمه مهدی سمسار، تهران ۱۳۷۷ ش.
(۱۶) محمد بن محمد بلعمی، تاریخ‌نامه طبری، چاپ محمد روشن، تهران ۱۳۶۶ ش.
(۱۷) فتح بن علی بنداری، تاریخ سلسله سلجوقی = زبدة النصرة و نخبة العصرة، ترجمه محمدحسین جلیلی، تهران ۱۳۵۶ ش.
(۱۸) محمد بن مؤید بهاءالدین بغدادی، التوسل الی الترسل، چاپ احمد بهمنیار، تهران ۱۳۱۵ ش.
(۱۹) ابراهیم بن محمد بیهقی، المحاسن و المساوی، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره (۱۳۸۰/۱۹۶۱).
(۲۰) محمد بن حسین بیهقی.
(۲۱) محسن بن علی تنوخی، نشوار المحاضرة و اخبار المذاکرة، چاپ عبود شالجی، بیروت ۱۳۹۱ـ۱۳۹۳/۱۹۷۱ـ۱۹۷۳.
(۲۲) تیمور گورکان، تزوکات تیموری، تحریر ابوطالب حسینی تربتی به فارسی، آکسفورد ۱۷۷۳، چاپ افست تهران ۱۳۴۲ ش.
(۲۳) عبدالملک بن محمد ثعالبی، آداب الملوک، چاپ جلیل عطیه، بیروت ۱۹۹۰.
(۲۴) عمرو بن بحر جاحظ، کتاب التاج فی اخلاق الملوک، چاپ احمد زکی باشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
(۲۵) عبدالحی حسنی، الهند فی العهد الاسلامی، چاپ عبدالعلی حسنی و ابوالحسن علی حسنی ندوی، حیدرآباد دکن ۱۳۹۲/ ۱۹۷۲.
(۲۶) ابونصراحمد حسینی، «نظام دیوان الاستخبار فی الهند فی عهدالمسلمین»، المقتطف، ج ۹۷، ش ۴ (شوال ۱۳۵۹/ نوامبر ۱۹۴۰).
(۲۷) پیترو دلاواله، سفرنامه پیترو دلاواله: قسمت مربوط به ایران، ترجمه شعاع الدین شفا، تهران ۱۳۴۸ ش.
(۲۸) ابوبکر بن عبداللّه دواداری، کنزالدرر و جامع الغرر، ج ۸، چاپ اولریش هارمان، قاهره ۱۳۹۱/۱۹۷۱.
(۲۹) دولتشاه سمرقندی، کتاب تذکرة الشعراء، چاپ ادوارد براون، لیدن ۱۳۱۸/۱۹۰۱.
(۳۰) علی اکبر دهخدا، امثال و حکم، تهران ۱۳۵۷ ش.
(۳۱) محمدهاشم رستم الحکما، رستم التواریخ، چاپ محمد مشیری، تهران ۱۳۴۸ ش.
(۳۲) رشیدالدین فضل اللّه.
(۳۳) احمدفرید رفاعی، عصرالمأمون، قاهره ۱۳۴۶/۱۹۲۸.
(۳۴) محمدباقر بن محمد مؤمن سبزواری، روضة الانوار عباسی: در اخلاق و شیوة کشورداری، چاپ اسماعیل چنگیزی اردهایی، تهران ۱۳۷۷ ش.
(۳۵) محمد بن هندوشاه شمس‌منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
(۳۶) جمال الدین شیال، «الجاسوسیة فی حروب الایوبیین».
(۳۷) المقتطف، ج ۹۹، ش ۵ (ذیقعده ۱۳۶۰/ دسامبر ۱۹۴۱).
(۳۸) هلال بن محسن صابی، رسوم دارالخلافة، چاپ میخائیل عوّاد، بغداد ۱۳۸۳/۱۹۶۴.
(۳۹) صبّاغ، الجالیات الاوروبیّة فی بلادالشام فی العهد العثمانی فی القرنین السادس عشر و السابع عشر (العاشر و الحادی عشر الهجریین)، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
(۴۰) طبری، تاریخ (بیروت).
(۴۱) حسن بن عبداللّه عباسی، آثارالاول فی ترتیب الدول، چاپ عبدالرحمان عمیره، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
(۴۲) عبدالحمید بن یحیی کاتب، رساله عبدالحمید الکاتب فی نصیحة ولی العهد، در رسائل البلغاء، اختیار و تصنیف محمد کردعلی، قاهره: لجنة التألیف و الترجمة و النشر، ۱۳۷۴/۱۹۵۴.
(۴۳) عارف عبدالغنی، نظم الاستخبارات عندالعرب و المسلمین، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
(۴۴) حاجی بن نظام عقیلی، آثارالوزراء، چاپ جلال الدین محدث ارموی، تهران ۱۳۶۴ ش.
(۴۵) علیمحمدخان بهادر دیوان گجرات، مرآت احمدی، چاپ عبدالکریم بن نورمحمد و رحمة اللّه بن فتح محمد، چاپ سنگی بمبئی ۱۳۰۶ـ۱۳۰۷.
(۴۶) محمد بن محمد عمادالدین کاتب، البرق الشامی، ج ۳، چاپ مصطفی حیاری، عمان ۱۹۸۷.
(۴۷) محمد بن محمد عمادالدین کاتب، خریدة القصر و جریدة العصر، ج ۲، قسم شعراء العراق، جزء ۴، چاپ محمد.
بهجة اثری، بغداد ۱۳۹۳/۱۹۷۳؛
(۴۸) کیکاوس بن اسکندر عنصرالمعالی، قابوس نامه، چاپ غلامحسین یوسفی، تهران ۱۳۶۴ ش.
(۴۹) نصراللّه فلسفی، زندگانی شاه عباس اول، ج ۳، تهران ۱۳۵۳ ش.
(۵۰) قلقشندی.
(۵۱) عبدالحی بن ضحاک گردیزی، تاریخ گردیزی، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران ۱۳۶۳ ش.
(۵۲) برنارد لوئیس، نخستین مسلمانان در اروپا، ترجمه م قائد، تهران ۱۳۷۴ ش.
(۵۳) علی بن محمد ماوردی، کتاب نصیحة الملوک، چاپ محمدجاسم حدیثی، بغداد (۱۴۰۶/ ۱۹۸۶).
(۵۴) محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، چاپ محمدامین ریاحی، تهران ۱۳۶۴ ش.
(۵۵) مسعودی، مروج (بیروت).
(۵۶) مسکویه.
(۵۷) صلاح الدین منجّد، بین الخلفاء و الخلعاء فی العصر العباسی، بیروت: دارالکتاب الجدید.
(۵۸) نامه تنسر به گشنسپ، چاپ مجتبی مینوی، تهران: خوارزمی، ۱۳۵۴ ش.
(۵۹) حسن بن علی نظام الملک، سیاستنامه، چاپ محمد قزوینی و مرتضی مدرس چهاردهی، تهران ۱۳۴۴ ش.
(۶۰) احمد بن عبدالوهاب نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، (۱۹۲۳) ـ۱۹۹۰.
(۶۱) محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، بیروت: دارالجیل.
(۶۲) هرودوت، تواریخ، ترجمه با حواشی غ وحید مازندرانی، (تهران).
(۶۳) احمد بن محمد مقیم هروی، طبقات اکبری، چاپ بی دی و محمدهدایت حسین، کلکته ۱۹۲۷ـ (۱۹۳۵).
(۶۴) یاقوت حموی، معجم الادباء، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۹۳.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. علی اکبر دهخدا، امثال و حکم، ج۲، ص۵۷۴، تهران ۱۳۵۷ ش.
۲. ابن منظور، ذیل «جسس».
۳. پی یر بریان، تاریخ امپراتوری هخامنشیان: از کوروش تا اسکندر، ج۱، ص۷۲۵ـ۷۲۷، ترجمه مهدی سمسار، تهران ۱۳۷۷ ش.
۴. هرودوت، تواریخ، ج۱، ص۱۹۸ـ۲۰۱، ترجمه با حواشی غ وحید مازندرانی، (تهران).
۵. نامه تنسر به گشنسپ، چاپ مجتبی مینوی، ج۱، ص۷۱، تهران: خوارزمی، ۱۳۵۴ ش.
۶. عمرو بن بحر جاحظ، کتاب التاج فی اخلاق الملوک، ج۱، ص۱۶۷ـ ۱۶۸، چاپ احمد زکی باشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
۷. ابراهیم بن محمد بیهقی، المحاسن و المساوی، ج۱، ص۲۳۴، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره (۱۳۸۰/۱۹۶۱).
۸. علی بن محمد ماوردی، کتاب نصیحة الملوک، ج۱، ص۳۸۸، چاپ محمدجاسم حدیثی، بغداد (۱۴۰۶/ ۱۹۸۶).
۹. مسعودی، مروج (بیروت)، ج۱، ص۲۹۸ـ۳۰۰.
۱۰. مسعودی، مروج (بیروت)، ج۱، ص۳۰۳.
۱۱. عمرو بن بحر جاحظ، کتاب التاج فی اخلاق الملوک، ج۱، ص۱۶۸ـ۱۶۹، چاپ احمد زکی باشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
۱۲. علی بن محمد ماوردی، کتاب نصیحة الملوک، ج۱، ص۳۸۷، چاپ محمدجاسم حدیثی، بغداد (۱۴۰۶/ ۱۹۸۶).
۱۳. محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۱، ص۱۵۰، بیروت: دارالجیل.
۱۴. محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۱، ص۲۵۹، بیروت: دارالجیل.
۱۵. محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۱، ص۲۸۲، بیروت: دارالجیل.
۱۶. محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۱۷، بیروت: دارالجیل.
۱۷. محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۵۶، بیروت: دارالجیل.
۱۸. محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۷۲، بیروت: دارالجیل.
۱۹. محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۱۴۴، بیروت: دارالجیل.
۲۰. محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۲۷۹، بیروت: دارالجیل.
۲۱. محمد بن محمد عمادالدین کاتب، البرق الشامی، ج۳، ص۱۴۹، ج ۳، چاپ مصطفی حیاری، عمان ۱۹۸۷.
۲۲. حسن بن عبداللّه عباسی، آثارالاول فی ترتیب الدول، ج۱، ص۱۷۹ـ۱۸۶، چاپ عبدالرحمان عمیره، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۳. قلقشندی، ج۱، ص۱۲۳.
۲۴. صلاح الدین منجّد، بین الخلفاء و الخلعاء فی العصر العباسی، ج۱، ص۸۸، بیروت: دارالکتاب الجدید.
۲۵. ج ۲، قسم شعراءالعراق، جزء ۴، ص ۶۰۱، محمد بن محمد عمادالدین کاتب، خریدة القصر و جریدة العصر، ج ۲، قسم شعراء العراق، جزء ۴، چاپ محمد.
۲۶. یاقوت حموی، معجم الادباء، ج۵، ص۲۲۰۲، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۹۳.
۲۷. عمرو بن بحر جاحظ، کتاب التاج فی اخلاق الملوک، ج۱، ص۱۶۹، چاپ احمد زکی باشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
۲۸. مسعودی، مروج (بیروت)، ج۳، ص۳۰۷.
۲۹. محمد بن محمد بلعمی، تاریخ‌نامه طبری، ج۲، ص۹۳۷، چاپ محمد روشن، تهران ۱۳۶۶ ش.
۳۰. محمد بن احمد ابشیهی، المستطرف فی کلّ فنّ مستظرف، ج۱، ص۱۱۱، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶، چاپ افست قم ۱۳۶۸ ش.
۳۱. عبدالحمید بن یحیی کاتب، رساله عبدالحمید الکاتب فی نصیحة ولی العهد، ج۱، ص۱۹۲ـ۱۹۳، در رسائل البلغاء، اختیار و تصنیف محمد کردعلی، قاهره: لجنة التألیف و الترجمة و النشر، ۱۳۷۴/۱۹۵۴.
۳۲. ابراهیم بن محمد بیهقی، المحاسن و المساوی، ج۱، ص۲۵۴، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره (۱۳۸۰/۱۹۶۱).
۳۳. عبدالملک بن محمد ثعالبی، آداب الملوک، ج۱، ص۱۰۸، چاپ جلیل عطیه، بیروت ۱۹۹۰.
۳۴. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۷، ص۵۱۹ ـ۵۲۰.
۳۵. ابن دایه، کتاب المکافاة و حسن العقبی، ج۱، ص۶۳، چاپ محمودمحمد شاکر، قاهره ۱۳۵۹/۱۹۴۰.
۳۶. احمد بن عبدالوهاب نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲۲، ص۲۳۹، (۱۹۲۳) ـ۱۹۹۰.
۳۷. احمدفرید رفاعی، عصرالمأمون، ج۱، ص۳۲۷ـ ۳۲۸، قاهره ۱۳۴۶/۱۹۲۸.
۳۸. محسن بن علی تنوخی، نشوار المحاضرة و اخبار المذاکرة، ج۳، ص۲۷۶ـ۲۸۳، چاپ عبود شالجی، بیروت ۱۳۹۱ـ۱۳۹۳/۱۹۷۱ـ۱۹۷۳.
۳۹. محسن بن علی تنوخی، نشوار المحاضرة و اخبار المذاکرة، ج۸، ص۱۱۲ـ۱۱۴، چاپ عبود شالجی، بیروت ۱۳۹۱ـ۱۳۹۳/۱۹۷۱ـ۱۹۷۳.
۴۰. عمرو بن بحر جاحظ، کتاب التاج فی اخلاق الملوک، ج۱، ص۱۷۰ـ۱۷۱، چاپ احمد زکی باشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
۴۱. عبدالملک بن محمد ثعالبی، آداب الملوک، ج۱، ص۱۰۹، چاپ جلیل عطیه، بیروت ۱۹۹۰.
۴۲. عبدالحی بن ضحاک گردیزی، تاریخ گردیزی، ج۱، ص۳۱۵، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران ۱۳۶۳ ش.
۴۳. عبدالملک بن محمد ثعالبی، آداب الملوک، ج۱، ص۱۰۸، چاپ جلیل عطیه، بیروت ۱۹۹۰.
۴۴. کیکاوس بن اسکندر عنصرالمعالی، قابوس نامه، ج۱، ص۲۱۹، چاپ غلامحسین یوسفی، تهران ۱۳۶۴ ش.
۴۵. محمد بن هندوشاه شمس‌منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۲۴۱ـ۲۴۲، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
۴۶. هلال بن محسن صابی، رسوم دارالخلافة، ج۱، ص۷۲، چاپ میخائیل عوّاد، بغداد ۱۳۸۳/۱۹۶۴.
۴۷. ابوشجاع روذراوری، ذیل کتاب تجارب الامم، ج۱، ص۵۹، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶، چاپ افست بغداد.
۴۸. مسکویه، ج۲، ص۸۳.
۴۹. مسکویه، ج۲، ص۸۰۳.
۵۰. حسن بن علی نظام الملک، سیاستنامه، ج۱، ص۸۱ ـ ۸۲، چاپ محمد قزوینی و مرتضی مدرس چهاردهی، تهران ۱۳۴۴ ش.
۵۱. محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۱۴۵ـ۱۴۶.
۵۲. محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۴۳۰.
۵۳. محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۴۵۹.
۵۴. محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۶۱۹.
۵۵. آندری یوگنیویچ برتلس، ناصرخسرو و اسماعیلیان، ج۱، ص۱۳۱ـ۱۳۳، ترجمة یحیی آرین پور، (تهران) ۱۳۴۶ ش.
۵۶. حسن بن علی نظام الملک، سیاستنامه، ج۱، ص۸۲، چاپ محمد قزوینی و مرتضی مدرس چهاردهی، تهران ۱۳۴۴ ش.
۵۷. فتح بن علی بنداری، تاریخ سلسله سلجوقی = زبدة النصرة و نخبة العصرة، ج۱، ص۷۶، ترجمه محمدحسین جلیلی، تهران ۱۳۵۶ ش.
۵۸. حسن بن علی نظام الملک، سیاستنامه، ج۱، ص۷۳ـ۸۲، چاپ محمد قزوینی و مرتضی مدرس چهاردهی، تهران ۱۳۴۴ ش.
۵۹. حسن بن علی نظام الملک، سیاستنامه، ج۱، ص۸۷ ـ۱۰۱، چاپ محمد قزوینی و مرتضی مدرس چهاردهی، تهران ۱۳۴۴ ش.
۶۰. دولتشاه سمرقندی، کتاب تذکرة الشعراء، ج۱، ص۹۳، چاپ ادوارد براون، لیدن ۱۳۱۸/۱۹۰۱.
۶۱. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱۱، ص۳۲۵.
۶۲. ابوبکر بن عبداللّه دواداری، کنزالدرر و جامع الغرر، ج۸، ص۲۹۴، ج ۸، چاپ اولریش هارمان، قاهره ۱۳۹۱/۱۹۷۱.
۶۳. جمال الدین شیال، «الجاسوسیة فی حروب الایوبیین»، ج۱، ص۴۶۶ـ۴۶۹.
۶۴. محمد بن مؤید بهاءالدین بغدادی، التوسل الی الترسل، ج۱، ص۴۱ـ۴۲، چاپ احمد بهمنیار، تهران ۱۳۱۵ ش.
۶۵. رشیدالدین فضل اللّه، ج۲، ص۹۹۵.
۶۶. ابن عبری، تاریخ مختصرالدول، ج۱، ص۲۹۱، چاپ انطوان صالحانی یسوعی، بیروت ۱۹۵۸.
۶۷. ابوبکر بن عبداللّه دواداری، کنزالدرر و جامع الغرر، ج۸، ص۵۷، ج ۸، چاپ اولریش هارمان، قاهره ۱۳۹۱/۱۹۷۱.
۶۸. ابوبکر بن عبداللّه دواداری، کنزالدرر و جامع الغرر، ج۸، ص۲۵۲ـ ۲۵۸، ج ۸، چاپ اولریش هارمان، قاهره ۱۳۹۱/۱۹۷۱.
۶۹. رشیدالدین فضل اللّه، ج۲، ص۱۲۷۹.
۷۰. محمد بن هندوشاه شمس‌منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۲۳۸ـ۲۴۵، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
۷۱. محمد بن هندوشاه شمس‌منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۳۴۰ـ ۳۴۹، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
۷۲. محمد بن هندوشاه شمس‌منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۲۴۰، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
۷۳. احمد بن محمد مقیم هروی، طبقات اکبری، ج۱، ص۱۵۲، چاپ بی دی و محمدهدایت حسین، کلکته ۱۹۲۷ـ (۱۹۳۵).
۷۴. ابن بطوطه، مهذب رحلة ابن بطوطة، ج۲، ص۱۰۶، المسماة تحفة النظار، فی غرائب الامصار، و عجائب الاسفار، ج ۲، چاپ احمد عوامری و محمد احمد جادمولی، قاهره ۱۹۳۴.
۷۵. ابن بطوطه، مهذب رحلة ابن بطوطة، ج۲، ص۱۰۶، المسماة تحفة النظار، فی غرائب الامصار، و عجائب الاسفار، ج ۲، چاپ احمد عوامری و محمد احمد جادمولی، قاهره ۱۹۳۴.
۷۶. ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ج۲، ص۱۲۶، ترجمه محمدعلی موحد، تهران ۱۳۷۰ ش.
۷۷. بابر، امپراتور هند، ج۱، ص۵۸۰، بابرنامه، چاپ مانو ایزی نینک، کیوتو ۱۹۹۵ـ۱۹۹۶.
۷۸. بابر، امپراتور هند، ج۱، ص۵۸۸، بابرنامه، چاپ مانو ایزی نینک، کیوتو ۱۹۹۵ـ۱۹۹۶.
۷۹. علیمحمدخان بهادر دیوان گجرات، مرآت احمدی، ج۲، ص۱۱۸، چاپ عبدالکریم بن نورمحمد و رحمة اللّه بن فتح محمد، چاپ سنگی بمبئی ۱۳۰۶ـ۱۳۰۷.
۸۰. عبدالحی حسنی، الهند فی العهد الاسلامی، ج۱، ص۳۳۸، چاپ عبدالعلی حسنی و ابوالحسن علی حسنی ندوی، حیدرآباد دکن ۱۳۹۲/ ۱۹۷۲.
۸۱. ابونصراحمد حسینی، «نظام دیوان الاستخبار فی الهند فی عهدالمسلمین»، ج۱، ص۴۰۲ـ۴۰۴، المقتطف، ج ۹۷، ش ۴ (شوال ۱۳۵۹/ نوامبر ۱۹۴۰).
۸۲. تیمور گورکان، تزوکات تیموری، ج۱، ص۲۱۴، تحریر ابوطالب حسینی تربتی به فارسی، آکسفورد ۱۷۷۳، چاپ افست تهران ۱۳۴۲ ش.
۸۳. تیمور گورکان، تزوکات تیموری، ج۱، ص۲۱۶، تحریر ابوطالب حسینی تربتی به فارسی، آکسفورد ۱۷۷۳، چاپ افست تهران ۱۳۴۲ ش.
۸۴. ابن عربشاه، کتاب عجائب المقدور فی اخبار تیمور، ج۱، ص۲۲۰ـ۲۲۱، قاهره ۱۲۸۵.
۸۵. ابن عربشاه، کتاب عجائب المقدور فی اخبار تیمور، ج۱، ص۲۲۰ـ۲۲۱، قاهره ۱۲۸۵.
۸۶. اسکندرمنشی، ج۱، ص۲۹.
۸۷. اسکندرمنشی، ج۳، ص۱۰۱۷.
۸۸. اسکندرمنشی، ج۳، ص۱۰۳۲.
۸۹. اسکندرمنشی، ج۳، ص۱۰۳۸.
۹۰. پیترو دلاواله، سفرنامه پیترو دلاواله: قسمت مربوط به ایران، ج۱، ص۴۲۱، ترجمه شعاع الدین شفا، تهران ۱۳۴۸ ش.
۹۱. نصراللّه فلسفی، زندگانی شاه عباس اول، ج۳، ص۱۷۸، ج ۳، تهران ۱۳۵۳ ش.
۹۲. نصراللّه فلسفی، زندگانی شاه عباس اول، ج۳، ص۱۷۶ـ ۱۸۲، ج ۳، تهران ۱۳۵۳ ش.
۹۳. برنارد لوئیس، نخستین مسلمانان در اروپا، ج۱، ص۱۷۲ـ۱۷۴، ترجمه م قائد، تهران ۱۳۷۴ ش.
۹۴. پانویس ۳، صبّاغ، ج۲، ص۶۲۶، الجالیات الاوروبیّة فی بلادالشام فی العهد العثمانی فی القرنین السادس عشر و السابع عشر (العاشر و الحادی عشر الهجریین)، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۹۵. محمدهاشم رستم الحکما، رستم التواریخ، ج۱، ص۲۰۶ـ۲۰۷، چاپ محمد مشیری، تهران ۱۳۴۸ ش.
۹۶. محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۱، ص۳۵۸، چاپ محمدامین ریاحی، تهران ۱۳۶۴ ش.
۹۷. محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۳، ص۹۱۱، چاپ محمدامین ریاحی، تهران ۱۳۶۴ ش.
۹۸. فرخ بن مهدی امین الدوله غفاری، مجموعه اسناد و مدارک فرخ خان امین الدوله، ج۱، ص۱۸۴، قسمت ۱، چاپ کریم اصفهانیان و قدرت اللّه روشنی (زعفرانلو)، تهران ۱۳۵۸ ش.
۹۹. محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۱۴۵.
۱۰۰. محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۶۹۵.
۱۰۱. حسن بن علی نظام الملک، سیاستنامه، ج۱، ص۸۷، چاپ محمد قزوینی و مرتضی مدرس چهاردهی، تهران ۱۳۴۴ ش.
۱۰۲. ابن بطوطه، مهذب رحلة ابن بطوطة، ج۲، ص۱۰۶، المسماة تحفة النظار، فی غرائب الامصار، و عجائب الاسفار، ج ۲، چاپ احمد عوامری و محمد احمد جادمولی، قاهره ۱۹۳۴.
۱۰۳. ج ۳، ۲۷۶ـ۲۸۳، محسن بن علی تنوخی، نشوار المحاضرة و اخبار المذاکرة، چاپ عبود شالجی، بیروت ۱۳۹۱ـ۱۳۹۳/۱۹۷۱ـ۱۹۷۳.
۱۰۴. ابن عربشاه، کتاب عجائب المقدور فی اخبار تیمور، ج۱، ص۲۲۰، قاهره ۱۲۸۵.
۱۰۵. قلقشندی، ج۱، ص۱۲۳ـ۱۲۶.
۱۰۶. محمد بن هندوشاه شمس‌منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۲۴۲، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
۱۰۷. محمد بن هندوشاه شمس‌منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۳۴۶، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
۱۰۸. محمدباقر بن محمد مؤمن سبزواری، روضة الانوار عباسی: در اخلاق و شیوة کشورداری، ج۱، ص۸۱۲، چاپ اسماعیل چنگیزی اردهایی، تهران ۱۳۷۷ ش.
۱۰۹. عارف عبدالغنی، نظم الاستخبارات عندالعرب و المسلمین، ج۱، ص۴۰۷ـ ۴۰۸، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۱۰. قلقشندی، ج۱، ص۱۲۴.
۱۱۱. آدام اولئاریوس، سفرنامه آدام الئاریوس: بخش ایران، ج۱، ص۲۰۰، ترجمه احمد بهپور، تهران ۱۳۶۳ ش.
۱۱۲. عبدالحمید بن یحیی کاتب، رساله عبدالحمید الکاتب فی نصیحة ولی العهد، ج۱، ص۱۹۲ـ۱۹۳، در رسائل البلغاء، اختیار و تصنیف محمد کردعلی، قاهره: لجنة التألیف و الترجمة و النشر، ۱۳۷۴/۱۹۵۴.
۱۱۳. قلقشندی، ج۱، ص۱۲۵.
۱۱۴. محمد بن هندوشاه شمس‌منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۲۴۲، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
۱۱۵. محمد بن هندوشاه شمس‌منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۲۴۵، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
۱۱۶. محمدباقر بن محمد مؤمن سبزواری، روضة الانوار عباسی: در اخلاق و شیوة کشورداری، ج۱، ص۸۱۳، چاپ اسماعیل چنگیزی اردهایی، تهران ۱۳۷۷ ش.
۱۱۷. آندری یوگنیویچ برتلس، ناصرخسرو و اسماعیلیان، ج۱، ص۱۳۲، ترجمة یحیی آرین پور، (تهران) ۱۳۴۶ ش.
۱۱۸. قلقشندی، ج۱، ص۱۲۶.
۱۱۹. محسن بن علی تنوخی، نشوار المحاضرة و اخبار المذاکرة، ج۳، ص۲۸۳، چاپ عبود شالجی، بیروت ۱۳۹۱ـ۱۳۹۳/۱۹۷۱ـ۱۹۷۳.
۱۲۰. حاجی بن نظام عقیلی، آثارالوزراء، ج۱، ص۱۱۹، چاپ جلال الدین محدث ارموی، تهران ۱۳۶۴ ش.
۱۲۱. عبدالحمید بن یحیی کاتب، رساله عبدالحمید الکاتب فی نصیحة ولی العهد، ج۱، ص۱۹۳، در رسائل البلغاء، اختیار و تصنیف محمد کردعلی، قاهره: لجنة التألیف و الترجمة و النشر، ۱۳۷۴/۱۹۵۴.
۱۲۲. محمد بن هندوشاه شمس‌منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۳۴۸ـ۳۴۹، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
۱۲۳. قلقشندی، ج۱، ص۱۲۶.
۱۲۴. محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۶۹۵ـ۶۹۶.
۱۲۵. دولتشاه سمرقندی، کتاب تذکرة الشعراء، ج۱، ص۹۳، چاپ ادوارد براون، لیدن ۱۳۱۸/۱۹۰۱.
۱۲۶. محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۱۷، بیروت: دارالجیل.
۱۲۷. ابن عبری، تاریخ مختصرالدول، ج۱، ص۲۹۱، چاپ انطوان صالحانی یسوعی، بیروت ۱۹۵۸.
۱۲۸. دولتشاه سمرقندی، کتاب تذکرة الشعراء، ج۱، ص۹۳، چاپ ادوارد براون، لیدن ۱۳۱۸/۱۹۰۱.
۱۲۹. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۹، ص۱۳.
۱۳۰. قلقشندی، ج۱، ص۱۲۶.
۱۳۱. المبسوط،ج۲،ص۱۵    
۱۳۲. جواهر الفقه، ص۵۱    
۱۳۳. قواعد الاحکام،ج۱،ص۵۰۵    
۱۳۴. جامع المقاصد، ج۳، ص۳۸۹    
۱۳۵. تحریرالاحکام،ج۲،ص۱۳۹    
۱۳۶. جواهر الکلام،ج۲۱،ص۲۰۱    
۱۳۷. جواهر الکلام،ج۲۱،ص۱۰۰    
۱۳۸. قواعد الاحکام،ج۱،ص۴۸۱و۴۸۲    
۱۳۹. جواهر الکلام،ج۲۱،ص۲۶۸    
۱۴۰. الروضة البهیة،ج۲،ص۳۸۸و۳۸۹    
۱۴۱. الدروس الشرعیة ،ج۲،ص۳۴


منبع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «جاسوسی»، شماره۴۳۳۲.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، جلد۳، صفحه۳۶.    






جعبه ابزار