ثاراللهذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ثارالله، لقب امام حسین علیه‌السلام در منابع شیعی است.


ماده ثار در لغت

[ویرایش]

ثارالله، لقب امام حسین علیه‌السلام در منابع شیعی. ثار از مادّه «ث أر» است که در آن همزه به الف بدل شده است. ثأر در لغت به معنای خون و خونخواهی و قاتل و دشمن و به صورت (مثلاً ثأرتُ فلاناًبفلانٍ) به معنای کشتن قاتل برای انتقام خون مقتول است. [۱] [۲] [۳] [۴] خونخواهی و انتقام از عادات عرب پیش از اسلام و ثار از مفاهیم رایج در فرهنگ آن زمان بوده، چنانکه در کتب تاریخ و تفسیر گوشه‌هایی از اعتقادات و رفتارهای عرب جاهلی در این زمینه گزارش شده است [۵] [۶] ازاین رو، واژه ثار با تعبیرات متعدد و متنوعی در کتب قدیمی لغت یافت می‌شود. اگر چه تعبیر ثارالله در این کتابها نیامده، آرای لغویان مشهور درباره معنای ثار در تعبیرات مشابه، در بیان معنای آن مورد توجه بوده است.

← نظر جوهری


جوهری [۷] ثار را در تعبیر «یا ثاراتِ فلان» به معنای قاتل دانسته است و بیش‌تر لغت نویسان بعدی به رأی او استناد کرده‌اند. مشهورترین شاهد مثال برای این تعبیر، «یا ثاراتِ عثمان» است که هم در حدیث و هم در شعر حسّان بن ثابت آمده است. [۸] [۹] [۱۰]

← توضیح ابن اثیر


ابن اثیر [۱۱] در توضیح این تعبیر دو معنا برای ثار ذکر کرده است: نخست آن‌که بر اساس قول جوهری ثار به معنای قاتل است؛ بنابراین، منادا در این تعبیر قاتلان ‌عثمان‌اند که به منظور ایجاد وحشت در دل آنها، مورد خطاب قرار می‌گیرند. دوم آن‌که در این ترکیب، مضاف (اهل) حذف شده است که در این صورت مخاطب، خونخواهان عثمان‌اند که برای خونخواهی طلبیده می‌شوند. [۱۲] [۱۳]

← نظر زمخشری


زمخشری [۱۴] این دو وجه را، به ترتیب، از قبیل استعمال مصدر در معنای اسم مفعول و اسم فاعل دانسته است. وی عبارت «یالَثاراتِ الحسین» را نیز شاهد مثال آورده و معنای آن را چنین ذکر کرده است : «ای خونهای حسین حاضر شوید که اکنون زمان طلب کردنتان است». [۱۵] هر چند ممکن است «یالَثاراتِ» تسهیل یا تصحیف شده «یا آل ثاراتِ» باشد. [۱۶] [۱۷]

ثارالله در احادیث و متون شیعی

[ویرایش]

ثاراللّه در احادیث و متون شیعی به عنوان یکی از القاب امام حسین علیه‌السلام ذکر گردیده است. این تعبیر در برخی زیارات مخصوص امام حسین علیه‌السلام، از جمله زیارت عاشورا [۱۸] [۱۹] و زیارت وارث [۲۰] [۲۱] و چند زیارت دیگر [۲۲] [۲۳] [۲۴] در عباراتی چون «السلام علیک یا ثارَاللّه و ابنَ ثارِه» وارد شده است. همچنین شاعر بزرگ شیعی، ابن رومی (متوفی ۲۸۳) [۲۵] در قصیده بلندی که در رثای یحیی بن عمر (از نوادگان امام حسین علیه‌السلام که در ۲۵۰ به فرمان حکومت وقت به شهادت رسید) سروده، این تعبیر را به کار برده است. [۲۶] [۲۷]

← پنج وجه معنایی برای ثارالله


در مجموع، لغویان و حدیث شناسان، پنج وجه معنایی برای ثارالله ذکر کرده‌اند:
اول: آنکه ثار مصدر و مضافِ آن (اهل) محذوف است، در این صورت ثارالله یعنی کسی که شایسته آن است که خداوند خونخواهی او را بکند. [۲۸]
دوم: آنکه ثار به معنای مفعولی (مثئور) است، یعنی کشته شده‌ای که خونخواه دارد و ثاراللّه به کسی گفته می‌شود که خدا خونخواه اوست [۲۹]
سوم: آنکه ثار به معنای مطلقخون در نظر گرفته شود، در این حالت ثارالله همانند تعبیراتی چون عین اللّه و یداللّه در معنای مجازی به کار رفته است؛
چهارم: آنکه ثار تصحیف ثائر، و «ثارالله» مترادف «الثائرُلِله» است، در این صورت ثارالله به معنای کسی است که در راه خدا و برای او خونخواهی کرده است [۳۰] [۳۱]
پنجم :آنکه ثار به معنای خونِطلب شده، است، در این صورت، اضافه‌اش به اللّه از آن جهت است که خداوند ولیّ حقیقی این خون است.

← ارزیابی این معانی توسط میرزاابوالفضل طهرانی


میرزاابوالفضل طهرانی، [۳۲] ضمن بیان این پنج وجه، به ارزیابی آن‌ها پرداخته است. وی قول نخست را به دلیل خلاف ظاهر بودن و قائل شدن به تقدیر نپذیرفته و احتمال دوم را، گر چه مانعی ندارد، به سبب عدم تصریح لغویان بعید دانسته و وجه سوم را به دلیل این‌که ثار به معنای خونِ قابلِ مطالبه و نه مطلق خون است، دور از صواب شمرده است. در مورد وجه چهارم نیز معتقد است با وجود نسخه‌های صحیح، قول به تصحیف درباره این لفظ چندان پذیرفتنی نیست، ضمن این‌که از نظر لغوی [۳۳] ثار به معنای ثائر استعمال می‌شود، لذا نیازی به قول به تصحیف نیست.
از نظر وی قول پنجم، که به گفته او پیش از وی سابقه نداشته، صحیح ‌ترین و مناسب ‌ترین وجه است.

ثار الله در برخی احادیث امامان شیعه

[ویرایش]

در برخی احادیثِ امامان شیعه علیهم‌السلام، که شامل تعلیم کیفیت زیارت مزار امام حسین علیه‌السلام است و تعبیر ثارالله در آن‌ها به کار رفته، مراد از این تعبیر نیز توضیح داده شده است. مضمون این روایات آن است که امام حسین علیه‌السلام «ثاراللّه فی الارض» است و خداوند، که خود منتقم خون اوست، همه انسانها را دعوت به خونخواهی وی می‌کند و سرانجام اولیای امام حسین علیه‌السلام انتقام خون وی را خواهند گرفت. [۳۴] [۳۵] [۳۶] [۳۷] [۳۸]
از اقوال ذکر شده در باره مراد از «ثارالله» در این روایات، آن است که خودِ آن حضرت به امر خدا در دوران رجعت، انتقام خون خود و خاندانش را از دشمنانش خواهد گرفت [۳۹] [۴۰]. به علاوه، بر اساس حدیثی از امام صادق علیه‌السلام، در آیة ۳۳ سوره اسراء [۴۱] («... و مَن قُتِل مَظلوماً فَقَدْ جَعَلن'ا لِوَلیّهِ سُلْطاناً...») مراد از مظلوم، امام حسین علیه‌السلام و مراد از ولی او امام قائم است که به خونخواهی آن حضرت قیام خواهد کرد. [۴۲] [۴۳] [۴۴]
همچنین طبق احادیث دیگری هنگامی که فرشتگان با دیدن واقعه کربلا اندوهگین شدند و لب به اعتراض گشودند، خداوند به آنان بشارت داد که به وسیله حضرت قائم از ظالمان به امام حسین علیه‌السلام انتقام خواهد گرفت. [۴۵] [۴۶] [۴۷]

بررسی جامعه شناسانه علی شریعتی

[ویرایش]

در دوره معاصر، علی شریعتی (متوفی ۱۳۵۶ ش) بیش از دیگران، این تعبیر را مطمح نظر قرار داد. وی با توجه به مفهوم ثار در جامعه شناسی و فرهنگ عرب و جریان آن در تاریخ و فرهنگ شیعه، میان این مفهوم و مفاهیم ثوره و وراثت پیوندی برقرار کرد که به نظر وی تفسیر کننده فلسفه تاریخ اسلام و انسان از دید شیعی است. به گفته او تمام داستان زندگی انسان از آدم و ماجرای هابیل و قابیل تا آخرالزمان و تحقق انتقام جهانی، تلاش برای خونخواهی است، همچنانکه سراسر تاریخ شیعه پر از خونریزیها و در نتیجه ثارهایی است که از هر نسل به نسل بعدی به ارث می‌رسد. اما تفاوت این ثارها با ثارهای دیگر نظیر آنچه در عصر جاهلیت رواج داشته، آن است که اینها ثارالله‌اند. در این میان امام حسین علیه‌السلام، که حلقه‌ای از زنجیر طولانی آدم علیه‌السلام تا آخرالزمان است، وارث این خونهاست که خودش نیز به صورت ثار (ثارالله) در آمده است. [۴۸]

رساله محمدامین لاری

[ویرایش]

علی اکبربن محمدامین لاری در قرن سیزدهم رساله‌ای با نام شرح حدیث «یا ثارَالله و ابنَ ثارِه» نوشته که موضوع اصلی آن اثبات طهارت خون امامان و مباحثی در اثبات عصمت آنان است. [۴۹]
منابع :
(۱) ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث والاثر، چاپ صلاح بن محمدبن عویضه، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
(۲) ابن بابویه، علل الشرایع، نجف ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ افست قم.
(۳) ابن بابویه، کتاب من لایحضره الفقیه، ترجمة محمدجواد غفاری، صدر بلاغی، و علی اکبر غفاری، قم ۱۳۶۷ـ۱۳۶۹ ش.
(۴) ابن رومی، دیوان، چاپ عبدالامیر علی مهنا، بیروت ۱۴۱۱/ ۱۹۹۱.
(۵) ابن طاووس، اقبال الاعمال، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ۱۴۱۴ـ۱۴۱۶.
(۶) ابن فارس، مقاییس اللغه.
(۷) ابن قولویه، کامل الزیارات، چاپ جواد قیومی، قم ۱۴۱۷.
(۸) ابن منظور، لسان العرب.
(۹) ابن نما، ذوب النضار فی شرح الثار، چاپ فارس حسون کریم، قم ۱۴۱۶.
(۱۰) ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، چاپ کاظم مظفر، نجف ۱۳۸۵/۱۹۶۵، چاپ افست قم ۱۴۰۵.
(۱۱) جوادعلی، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بغداد ۱۴۱۳/ ۱۹۹۳.
(۱۲) اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بیروت ۱۴۰۷.
(۱۳) حسّان بن ثابت، دیوان، چاپ ولید عرفات، لندن ۱۹۷۱.
(۱۴) احمد حسینی اشکوری، فهرست نسخه های خطی کتابخانة عمومی حضرت آیة اللّه العظمی مرعشی نجفی، قم ۱۳۵۴ـ۱۳۷۶ ش.
(۱۵) محمودبن عمر زمخشری، اساس البلاغة، مصر ۱۹۷۲ـ۱۹۷۳.
(۱۶) علی شریعتی، حسین وارث آدم، تهران ۱۳۸۱ ش.
(۱۷) فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، چاپ احمد حسینی، تهران ۱۳۶۲ ش.
(۱۸) محمدبن حسن طوسی، الامالی، قم ۱۴۱۴.
(۱۹) محمدبن حسن طوسی، مصباح المتهجد، بیروت ۱۴۱۱/ ۱۹۹۱.
(۲۰) ابوالفضل بن ابوالقاسم طهرانی، شفاءالصدور فی شرح زیارة العاشور، تهران ۱۳۷۶ ش.
(۲۱) عباس محمود عقاد، ابن الرومی: حیاته من شعره، مصر ۱۳۷۶/۱۹۵۷.
(۲۲) محمدبن مسعود عیاشی، کتاب التفسیر، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم ۱۳۸۰ـ۱۳۸۱، چاپ افست تهران.
(۲۳) کلینی، الاصول من الکافی.
(۲۴) فرات بن ابراهیم کوفی، تفسیرفرات الکوفی، چاپ محمدکاظم محمودی، تهران ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
(۲۵) مجلسی، بحار الانوار.
(۲۶) محمدبن محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴.
(۲۷) محمدبن محمد مفید، کتاب المزار، چاپ محمدباقر موحدی ابطحی، قم ۱۴۰۹.
(۲۸) الموسوعة الفقهیة، ج ۱۵، کویت: وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة، ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
(۲۹) محمدمهدی بن ابی ذر نراقی، مشکلات العلوم، چاپ حسن نراقی، تهران ۱۳۶۷ ش.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، ذیل «ثأر»، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بیروت ۱۴۰۷.
۲. ابن فارس، مقاییس اللغه، ذیل «ثأر».
۳. ابن منظور، لسان العرب،ذیل «ثأر».    
۴. محمدبن محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ذیل «ثأر»، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴.
۵. الموسوعة الفقهیة، ج ۱۵، ذیل «ثأر»، کویت: وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة، ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
۶. جوادعلی، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۵۹۲ ـ۶۰۴، بغداد ۱۴۱۳/ ۱۹۹۳.
۷. اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، ذیل «ثأر»، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بیروت ۱۴۰۷.
۸. حسّان بن ثابت، دیوان، ج۱، ص۹۶، چاپ ولید عرفات، لندن ۱۹۷۱.
۹. محمودبن عمر زمخشری، اساس البلاغة، ذیل «ثأر»، مصر ۱۹۷۲ـ۱۹۷۳.
۱۰. ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث والاثر، ذیل «ثأر»، چاپ صلاح بن محمدبن عویضه، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
۱۱. ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث والاثر، ذیل «ثأر»، چاپ صلاح بن محمدبن عویضه، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
۱۲. ابن منظور، لسان العرب،ذیل «ثأر».    
۱۳. محمدبن محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ذیل «ثأر»، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴.
۱۴. محمودبن عمر زمخشری، اساس البلاغة، ذیل «ثأر»، مصر ۱۹۷۲ـ۱۹۷۳.
۱۵. ابوالفضل بن ابوالقاسم طهرانی، شفاءالصدور فی شرح زیارة العاشور، ج۱، ص۱۶۳، تهران ۱۳۷۶ ش.
۱۶. ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج۳، ص۲۹، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ۱۴۱۴ـ۱۴۱۶.
۱۷. ابن نما، ذوب النضار فی شرح الثار، ج۱، ص۱۰۲، چاپ فارس حسون کریم، قم ۱۴۱۶.
۱۸. ابن قولویه، کامل الزیارات، ج۱، ص۳۲۸، چاپ جواد قیومی، قم ۱۴۱۷.
۱۹. محمدبن حسن طوسی، مصباح المتهجد، ج۱، ص۷۷۴، بیروت ۱۴۱۱/ ۱۹۹۱.
۲۰. محمدبن محمد مفید، کتاب المزار، ج۱، ص۹۵، چاپ محمدباقر موحدی ابطحی، قم ۱۴۰۹.
۲۱. محمدبن حسن طوسی، مصباح المتهجد، ج۱، ص۷۲۰، بیروت ۱۴۱۱/ ۱۹۹۱.
۲۲. کلینی، الاصول من الکافی، ج۴، ص۵۷۶.    
۲۳. ابن بابویه، کتاب من لایحضره الفقیه، ترجمة محمدجواد غفاری، صدر بلاغی، و علی اکبر غفاری، ج ۳، ص ۵۱۸،قم ۱۳۶۷ـ۱۳۶۹ ش.
۲۴. ابن قولویه، کامل الزیارات، ج۱، ص۳۶۴، چاپ جواد قیومی، قم ۱۴۱۷.
۲۵. ابن رومی، دیوان،ج۲، ص۲۷، چاپ عبدالامیر علی مهنا، بیروت ۱۴۱۱/ ۱۹۹۱.
۲۶. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ج۱، ص۴۲۰۴۲۹، چاپ کاظم مظفر، نجف ۱۳۸۵/۱۹۶۵، چاپ افست قم ۱۴۰۵.    
۲۷. عباس محمود عقاد، ابن الرومی: حیاته من شعره، ج۱، ص۲۱۰ـ ۲۱۵، مصر ۱۳۷۶/۱۹۵۷.
۲۸. مجلسی، بحار الانوار، ج۹۸، ص۱۵۱.    
۲۹. محمودبن عمر زمخشری، اساس البلاغة، ذیل «ثأر»، مصر ۱۹۷۲ـ۱۹۷۳.
۳۰. فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، ذیل «ثأر»، چاپ احمد حسینی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۳۱. مجلسی، بحار الانوار، ج۹۸، ص۱۵۱.    
۳۲. ابوالفضل بن ابوالقاسم طهرانی، شفاءالصدور فی شرح زیارة العاشور، ج۱، ص۱۶۳ـ۱۶۴، تهران ۱۳۷۶ ش.
۳۳. محمودبن عمر زمخشری، اساس البلاغة، ذیل «ثأر»، مصر ۱۹۷۲ـ۱۹۷۳.
۳۴. ابن قولویه، کامل الزیارات، ج۱، ص۳۵۸،چاپ جواد قیومی، قم ۱۴۱۷.
۳۵. ابن قولویه، کامل الزیارات، ج۱، ص۳۶۰،چاپ جواد قیومی، قم ۱۴۱۷.
۳۶. ابن قولویه، کامل الزیارات، ج۱، ص۳۸۶،چاپ جواد قیومی، قم ۱۴۱۷.
۳۷. مجلسی، بحار الانوار، ج۹۸، ص۱۴۸.    
۳۸. مجلسی، بحار الانوار، ج۹۸، ص۱۶۹.    
۳۹. مجلسی، بحار الانوار، ج۹۸، ص۱۵۱.    
۴۰. محمدمهدی بن ابی ذر نراقی، مشکلات العلوم،ص ۳۰۰، چاپ حسن نراقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۴۱. اسراء/سوره۱۷، آیه۳۳.    
۴۲. فرات بن ابراهیم کوفی، تفسیرفرات الکوفی، ج۱، ص۲۴۰، چاپ محمدکاظم محمودی، تهران ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۴۳. محمدبن مسعود عیاشی، کتاب التفسیر، ج۲، ص۲۹۰، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم ۱۳۸۰ـ۱۳۸۱، چاپ افست تهران.
۴۴. مجلسی، بحار الانوار، ج۴۴، ص۲۱۸.    
۴۵. کلینی، الاصول من الکافی، ج۱، ص۴۶۵.    
۴۶. ابن بابویه، علل الشرایع، ج۱، ص۱۶۰، نجف ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ افست قم.
۴۷. محمدبن حسن طوسی، الامالی، ج۱، ص۴۱۸، قم ۱۴۱۴.    
۴۸. علی شریعتی، حسین وارث آدم، ج۱، ص۹۵ـ۱۰۶، تهران ۱۳۸۱ ش.
۴۹. احمد حسینی اشکوری، فهرست نسخه های خطی کتابخانة عمومی حضرت آیة اللّه العظمی مرعشی نجفی، ج۱۱، ص۹۹ـ۱۰۰، قم ۱۳۵۴ـ۱۳۷۶ ش.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «ثار الله»، شماره۴۲۲۰.    






جعبه‌ابزار