تکامل انواع

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تکامل یا تطور انواع، نظریه‌ای علمی که بویژه در زیست شناسی مطرح شده و اهمیت یافته است. بر طبق این نظریه، انواع یا گونه‌های موجودات در طول زمان یکسان و ثابت نمانده‌اند، بلکه دستخوش تغییر و تحول شده و متناسب با شرایط، تطور یافته‌اند. این نظریه سابقه‌ای کهن دارد، اما از قرن هجدهم به صورت جدّیتری در حوزه علوم طبیعی مطرح شده است، مثلاً در اثر ژرژ لویی بوفون
[۱] تاریخ طبیعی عمومی و خصوصی، ژرژ لویی بوفون.
و در اثر لامارک
[۲] فلسفه جانور شناختی، لامارک.
مطرح شده است.


طرح نظریه انواع

[ویرایش]

نقطه عطف در طرح این نظریه، منشأ انواع چارلز داروین است که اثری بسیار مهم در تاریخ علوم طبیعی محسوب می‌شود. داروین در این کتاب و سپس در منشأ انسان از این نظریه صورت بندی علمی و مبتنی بر شواهد تجربی به دست داد که در مجامع علمی با استقبال مواجه شد و سبب گردید گاه اصطلاح «داروینیسم» به عنوان مترادف نظریه تکامل یا تطور انواع به کار رود. نظریه داروین امروزه در عالم علم کهنه می‌نماید و با پرسش‌های فراوان مواجه شده، اما نظریه‌های مبتنی بر تکامل یا تطور انواع همچنان مطرح است.

رویکرد ادیان مختلف بر نظریه تکامل

[ویرایش]

پیروان و صاحب نظران ادیان در برابر این نظریه رویکردها و مواضع مختلفی داشته‌اند. در مقاله حاضر نخست گزارشی اجمالی از این نظریه و مواجهه مسیحیان و یهودیان با آن مطرح می‌شود، سپس رویکرد مسلمانان (به ویژه در ایران) در برابر این نظریه مطرح می‌گردد، در بخش سوم، گزارشی اجمالی از سیر تألیفات اندیشمندان عرب زبان در این زمینه ارائه می‌گردد.

مواجهه جهان غرب با نظریه تکامل

[ویرایش]

در تاریخ علوم طبیعی و زیست شناسی، واژه تکامل یا تطور، معانی چندگانه‌ای دارد و نظریه تکامل در معنایی عام، بر این نکته تکیه دارد که همه جهان یا بخش‌هایی از اجزای آن دستخوش تحولات پایدار و فزاینده است و در طی این روند بر تعداد و تنوع و پیچیدگی اجزای جهان افزوده می‌شود. با این تعریف، باور به نظریه تکامل یا تطور در تقابل با ثابت و یکنواخت انگاشتن جهان و اجزای آن قرار می‌گیرد. و قائلان به آن با این اندیشه که اجزای جهان از آغاز خلقت ثابت و برقرار مانده باشند، مخالف‌اند.
[۳] دانشنامه دین و اخلاق، ج۵، ص۶۱۵.
[۴] فرهنگ تاریخ عقاید، ج ۲، ص ۱۷۴.
[۵] داروین، ص ۲۳۰.

در یک نگاه کلی، نظریه‌های اولیه تکامل گرا ساده و مبهم و کمتر تجربی بودند، ولی نظریه‌های بعدی و متأخرتر پیچیده‌تر و دقیق‌تر و تحقیق پذیرتر شدند. عمده اختلاف نظرها درباره منشأ و خصوصیت و علل روند تکاملی است. بررسی و اطلاق نظریه تکامل در حوزه موجودات زنده و بسط آن به مسائل مرتبط موجب شد تا نظریه‌هایی در مورد تکامل بشر، ذهن، اخلاق و فرهنگ بشری پدید آید و نیز دیدگاه‌هایی فلسفی مطرح شود و با پیگیری روند تکامل در چیزهای غیر زنده، نظریه های مرتبط با فیزیک، تکامل زمین، منظومه شمسی و کیهان ظهور و بروز یافت.
[۶] دایره المعارف دین، ج ۵، ص ۲۱۱.
[۷] فرهنگ تاریخ عقاید، ج ۲، ص ۱۷۴.


نظریه تکامل در زیست شناسی

[ویرایش]

نظریه تکامل، در معنای محدودتر و مشهورتر، در حیطه زیست شناسی و ناظر به موجودات زنده و آلی مطرح می‌شود و بنا بر آن همه انواع جانداران روی زمین، از گیاه و حیوان، در طی روندی تدریجی، طولانی و مستمر از انواع و اشکال بسیار متفاوت اولیه به صورت کنونی در آمده‌اند.
[۸] داروین، ص ۲۳۰.
پیشینه این نظریه به دوره فلاسفه پیشاسقراطی در یونان و حتی پیش از آن در فرهنگ‌های چین و هند باز می‌گردد، البته در مورد اخیر این موضوع عمدتاً در قالب اسطوره مطرح شده است. همچنین حضور و سیر تحول این نظریه را می‌توان در سده های میانه، و دوران نوزایی و روشنگری بررسی کرد.
[۹] فرهنگ تاریخ عقاید، ص ۱۷۴ـ ۱۷۵.
[۱۰] دایره المعارف دین، ج ۵، ص ۲۱۱.
[۱۱] دانشنامه دین و اخلاق، ج۵، ص۶۱۵ـ۶۱۷.


ارائه نظریه تکامل توسط داروین

[ویرایش]

چارلز داروین، طبیعیدان انگلیسی، در ۱۸۵۹/۱۲۷۶ کتاب منشأ انواع را بر پایه مدارک علمی محکمی که بیش از بیست سال به گردآوری آن‌ها پرداخته بود، منتشر ساخت. در واقع، سهم وی در این امر نه ابداع و ابتکار نظریه تکامل که پیشتر از جانب امثال بوفون و لامارک نیز مطرح شده بود،
[۱۲] فرهنگ آثار: معرفی آثار مکتوب ملل جهان از آغاز تا امروز، ج۱، ص۳۹۸.
[۱۳] فرهنگ آثار: معرفی آثار مکتوب ملل جهان از آغاز تا امروز، ج۲، ص۱۰۸۲.
[۱۴] فرهنگ آثار: معرفی آثار مکتوب ملل جهان از آغاز تا امروز.
بلکه ارائه این نظریه به صورت آزمون پذیر بود که شواهد متقنی را در اثبات آن به دست داد.
[۱۵] فرهنگ تاریخ عقاید، ج ۲، ص ۱۸۰.
داروین عامل اصلی تکامل و تحول انواع را انتخاب طبیعی می‌دانست. او، که تحت تأثیر قوانین مالتوس قرار گرفته بود، آنها را کم و بیش قابل تطبیق بر انواع جانوری و گیاهی می‌شمرد.
[۱۶] فرهنگ آثار: معرفی آثار مکتوب ملل جهان از آغاز تا امروز، ج۱، ص۳۹۸.
از نظر او این عامل بر موجودات زنده‌ای تأثیر دارد که در پی تغییرات تصادفی واجد خصوصیاتی متفاوت و در عین حال قابل توارث می‌شوند و به تبع آن بقا و تولید مثل آن موجودات نیز دگرگونی می‌یابد. این تحول در میزان جمعیت، خود تابعی است از مساعدت یا ممانعت آن خصوصیات موجودات زنده در جدال بر سر حیات که تنازع بقا خوانده می‌شود. نتیجه انتخاب طبیعی این است که موجودات زنده تواناتر، با شرایط بسیار گوناگون حیات سازگاری می‌یابند و در مقابل، انواعی که انطباق و سازگاری کمتری دارند نابود می‌شوند.
[۱۷] داروین، ص ۶۳؛.
[۱۸] ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۰۶.
[۱۹] دایره المعارف فلسفه راتلیج، ج۳، ص۴۷۶ـ ۴۷۷.

به این ترتیب، به رغم خواست و قصد داروین از دادن این نظریه، عملاً اندکی پس از مطرح شدن آن، در حوزه‌های گوناگون دانش بشری این نظریه بسط یافت و نتایج فلسفیِ به دست آمده از آن، جهان بینی خاصی را شکل بخشید. با نفوذ مفاهیم و آموزه های داروینی در علوم اجتماعی، واژه تکامل در آثار مردم شناسان، روان شناسان، جامعه شناسان و مورخان نهادهای اخلاقی و حقوقی و سیاسی نیز کاربرد بسیار یافت.
[۲۰] فرهنگ تاریخ عقاید، ج ۲، ص ۱۸۱.
جامعه شناسانی همچون هربرت اسپنسر نیز داروینیسم اجتماعی را گسترش دادند و تاکنون نسبت و پیوند نظریه تکامل با فلسفه اجتماعی و اخلاق، موضوع بحث و بررسی است (برای آگاهی بیش‌تر درباره این مباحث رجوع کنید به سیدنی وب، به این آدرس
[۲۱] فرانکلین لوفان بومر، جریانهای بزرگ در تاریخ اندیشه غربی، ج۱، ص۷۴۱ـ۷۴۶.
). علاوه بر این، باور به تکامل در حیطه های گوناگون وجود بشری، ناظر به عالم خارج و عالم درون او از ذهن و روح و مانند اینها، به اقسام تکامل گرایی مابعد طبیعی انجامید
[۲۲] دایره المعارف دین، ج ۵، ص ۲۱۰ـ۲۱۱.
و شاخه های گوناگون فلسفی، از جمله تکامل گرایی مکانیکی، حیات گرا و عمل گرا ظهور کرد (برای آگاهی بیش‌تر از این جریانها رجوع کنید به این آدرس
[۲۳] فرهنگ تاریخ عقاید، ج ۲، ص ۱۸۱ـ۱۸۵.
).

مخالفان با نظریه تکامل

[ویرایش]

نظریه تکامل داروین در وهله نخست با مخالفت دانشمندان علوم طبیعی مواجه شد و سپس در بر خورد با آموزه های دینی مسیحی و یهودی، واکنش‌های گوناگونی بر انگیخت. واکنش مسیحیان نسبت به این نظریه یکسان نبود. بعد از مرگ داروین آثاری در دفاع از آن و تبیین سازگاری آن با تعالیم مسیحی تألیف شد و پاپ هم منشأ انواع را در زمره کتاب‌های ممنوع قرار نداد.
[۲۴] دایره المعارف دین، ج ۵، ص ۲۰۸.
داروین خود نیز پس از تألیف منشأ انواع در مصاحبه‌ای گفت که تصور آن‌که این جهان شگفت و شگرف، از جمله انسان با تمام تواناییش، نتیجه نوعی تصادف یا ضرورت بی هدف باشد، بی نهایت دشوار بلکه محال است.
[۲۵] دان کیوپیت، دریای ایمان، ج۱، ص۹۰.
[۲۶] ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۱۲.


هواداران نظریه تکامل

[ویرایش]

هواداران دینی نظریه تکامل (داروینیسم) به نظارت و اشراف الهی بر روند تکامل قائل بودند و در پس گزینش طبیعی، یک وجود با تدبیر و اهل گزینش و نیز وجود یک طرح مافوق طبیعی را می‌پذیرفتند.
[۲۷] دایره المعارف دین، ج ۵، ص ۲۰۹.
آنها خلقت الهی را از مجاری قوانین طبیعی می‌دانستند، نه این‌که به صورت ناگهانی و‌ به طور معجزه آسا همه موجودات، کامل و تام آفریده شده باشند.
[۲۸] دان کیوپیت، دریای ایمان، ج۱، ص۸۳.
داروین نیز در یک مورد
از قوانین طبیعی به عنوان «وسائط ثانویه» ای که خداوند از طریق آن‌ها به آفرینش می‌پردازد، سخن گفته و اشاره کرده است که حیطه پژوهش دانشمندان همین «علل ثانویه» است، بی آن‌که بتوانند بپرسند چرا طبیعت این چنین عمل می‌کند.
[۲۹] ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۱۲.


چالش‌های نظریه تکامل

[ویرایش]

با این اوصاف، نظریه تکامل و مبانی و لوازم آن در برخورد با آموزه‌های مسیحی، چالش‌هایی را در حوزه انسان شناسی، جهان شناسی، الاهیات، اخلاق، و اعتبار کتاب مقدّس ــ که به نظر می‌رسید سفر تکوین در آن به نحو خاص در تقابل با این نظریه است ــ بر انگیخت. برخاستن انسان از موجودی کمتر سازمان یافته
[۳۰] داروین، ص ۷۱۲.
و بخشی از طبیعت بودن انسان و فرهنگ او و ارجاع قدرت فکری و گرایش اخلاقی و اعتقادات او به تکامل مادّی
[۳۱] داروین، ص ۷۱۴ـ ۷۱۵.
ضربه‌ای زیست شناسانه، در تمایز با ضربه کیهان شناسانه کوپرنیک و ضربه روانکاوانه فروید، به اشرفیت انسان نسبت به دیگر موجودات بود. به نظر برخی، این دیدگاه متضمن نفی آفرینش شکوهمند انسان،
[۳۲] مک گراث، ج۱، ص۱۸۹.
[۳۳] مک گراث، ج۱، ص۱۹۲.
نفی شباهت انسان و خدا،
[۳۴] نورالدین فرهیخته، داروینیسم و مذهب، ج۱، ص۱۴۸.
نفی هبوط آدم
[۳۵] بروک، ج۱، ص۲۸۱.
و نفی امتیاز انسان در برخورداری از روح و جاودانگی بود.
[۳۶] ایان باربور، ج۱، ص۱۱۰.
[۳۷] ایان باربور، ج۱، ص۱۱۴.
[۳۸] دان کیوپیت، ج۱، ص۸۶.
[۳۹] دان کیوپیت، ج۱، ص۸۹.
نفی هدفداری جهان و نفی طرح و تدبیر الهی
[۴۰] مک گراث، ج۱، ص۱۸۸.
[۴۱] هاکسلی، ص ۴۷۷ـ ۴۷۸.
و ارتباط مداوم خداوند با آن
[۴۲] هاکسلی، ص ۴۶۱.
[۴۳] بروک، ج۱، ص۲۸۲.
و نفی نظام ثابت و سلسله مراتبی عالم و تاریخی دیدن و تاریخی شدن عالم در حوزه آموزه های جهان شناسی، موجب پدید
آمدن مباحثی شد.
[۴۴] ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۰۰.
[۴۵] ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۱۰.
[۴۶] ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۲۲.
[۴۷] دان کیوپیت، دریای ایمان، ج۱، ص۷۸.
[۴۸] دان کیوپیت، دریای ایمان، ج۱، ص۸۹.
[۴۹] آسیب پذیری برهان نظم هاکسلی، ص ۴۷۹.
[۵۰] هاوت، ص ۵۰.
و فروپاشی نظام ارزشی سنّتی،
[۵۱] بروک، ج۱، ص۲۸۲.
[۵۲] فریدریش ویلهم نیچه، تبارشناسی اخلاق، ج۱، ص۲۲ـ۲۳.
برپایی نظام اخلاقی سکولار و مخالف با هنجارهای دینی بر پایه اندیشه ترقی تکاملی،
[۵۳] ص ۷۲۲، تامس هنری هاکسلی،.
از دیگر چالشها بود.

رویارویی با چالش‌ها

[ویرایش]

واکنش رجال دینی و متألهان و اندیشمندان مسیحی در رویارویی با این چالش‌ها به گونه‌های متفاوتی صورت گرفته است. بنیادگرایان پروتستان با رویکردی نص محورانه و ظاهر گرایانه و با اذعان به قطعیت و خطا ناپذیری نصوص دینی و بر این مبنا که دین هم مثل علم، پدیده های طبیعی را تبیین می کند، تکامل را کاملاً نفی می‌کردند.
[۵۴] دایره المعارف دین، ج ۵، ص ۲۰۹.
[۵۵] عقل و اعتقاد دینی، ص ۲۴۰ـ۲۴۱.
[۵۶] ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۲۰.
بدین شیوه و‌ به طور کلی نسبت علم و دین در اذهان بنیادگرایان متعارض می‌نماید. در مقابل، عموم رجال و متألهان مسیحی (مشتمل بر کاتولیکها، پروتستانها، نوخواهان و متجددان، و در نهایت نو ارتدوکسها) در صدد جمع و سازگاری، یا دست کم نفی ناسازگاری، میان نصوص و آموزه های مسیحی با نظریه تکامل بر آمدند. این تلاش‌ها با نوعی تجدید نظر در مبانی و آموزه های مسیحی (عقل و اعتقاد دینی) همراه بود. همچنانکه اندیشه‌های جدیدی چون تفکیک هسته مرکزی و جوهر تعالیم وحیانی از زوائد و عرضیاتِ (مفروضات و مسبوقات علمی و فرهنگی) مندرج در تعالیم الاهی، تأویل پذیری کتاب مقدّس، و ارتباط و نسبت‌های مختلف میان علم و دین، در مدّ نظر آنان قرار گرفت.
[۵۷] دایره المعارف دین، ص ۲۱۰.
[۵۸] ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۲۱ـ ۱۴۱.
[۵۹] ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۴۰۵ـ ۴۴۸.


رویارویی گروه چهارگانه با نظریه تکامل

[ویرایش]

گروههای چهارگانه یاد شده، بر خلاف بنیادگرایان، با ادعای حفظ پایبندی خود به کتاب مقدّس، البته نه به معنای ظاهری آن، شواهد و قرائن صحت نظریه تکامل را نفی نمی‌کنند. کاتولیکها به سطوح و ساحتهای مختلف حقیقت و انعطاف و توسع و تنوع در تفسیر کتاب مقدّس و اجازه تأویل آیات متشابه اذعان کردند و حتی مدتها قبل از نظریه داروین، برخی مفسران کاتولیک، تعبیر شش روز آفرینش را استعاره‌ای از دوره‌های زمین شناسی قلمداد کرده بودند.
[۶۰] ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۲۵.
کاتولیک‌های نواندیش عملاً با محدود کردن حجیت کتاب مقدّس به حوزه بیان حقایق دینی و مرتبط با سعادت و رستگاری ابدی انسان، مفروضات و مسبوقات علمی و تاریخی نویسندگان کتاب مقدّس را که غیر اصلی و جنبی‌اند، قابل نقد و ارزیابی دانستند.
[۶۱] دایره المعارف دین، ص ۲۱۰.
علاوه بر اینها چنان که در منشور پاپی سال ۱۹۵۰ هم آمده است، کاتولیکها تکامل را در حیطه تن انسانی پذیرفتند، اما روح مجرد را ــ که از جانب خداوند به بدنی افاضه شده که بنا به قانون تکامل، مستعد دریافت آن گردیده است ــ خارج از دایره بررسی‌های علمی و دیرینه شناسی دانستند.
[۶۲] دایره المعارف دین، ص ۲۱۰.
اما پروتستان‌ها با تأکید بر وحدت شخصی انسان و این که خداوند کل انسان‌ها را طی عملکرد تدریجی علل ثانوی و تمهیدی طولانی پرورده است، خداوند را طراح اولیه کل جریان تکامل و عامل کارساز و مدبر پاره ای موارد، که داروین اتفاقی می‌دانست، قلمداد می‌کردند.
[۶۳] ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۲۳.
[۶۴] مک گراث، ج۱، ص۱۹۰.
[۶۵] مک گراث، ج۱، ص۱۹۲.
اینان روایت کتاب مقدّس در سفر تکوین و موارد دیگرِ مرتبط با نظریه تکامل را شاعرانه و کنایی یا اسطوره‌ای معرفی می‌کردند.
[۶۶] ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۴۰۸.
تجدد خواهان از این هم فراتر رفتند و کتاب مقدّس را مکتوبی معرف یک مرحله خاص از بینش دینیِ تکامل یابنده انسان دانستند. از نظر آن‌ها مبنای الاهیات را نه در عقل و نه در نقل که در احوال قلبی دینی و اخلاقی باید جستجو کرد. بر این اساس، تعارضات علم و دین رنگ می‌بازد. از همه مهم‌تر تلقی حلولی و غیر شخص وارِ این گروه از خداوند است. اخص صفات خداوند نه تنزه و تعالی، که سریان در طبیعت است. به این ترتیب خلقت الهی امری خارجی و یک بار برای همیشه نیست بلکه درونی و جاری و ساری و مستمر در زمان است.
[۶۷] ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۲۶ـ۱۲۹.

در قرن بیستم دیدگاه دیگری با عنوان نو ارتدوکسی به ارائه راه حلی دیگر در مواجهه با تکامل پرداخت. از نظر اینان روایت کتاب مقدّس از دو رویداد آغاز جهان و پیدایش انسان، علت اصلی متعارض انگاشتن اعتقاد دینی با نظریه تکامل است، حال آن‌که این روایت کاملاً نمادین می‌باشد و اشاره به حقایقی دارد که سطح و ساحت آن‌ها به کلی متمایز از تاریخ تکامل است. در اینجا خلقت به معنای وجود، منشأ زمانی برای جهان نیست بلکه ناظر بر رابطه بنیادین بین خداوند و جهان است.
[۶۸] ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۴۰۸.
[۶۹] هاوت، ص ۵۲ ـ۵۳.
[۷۰] هاوت، ص ۵۶ ـ ۵۸.
علاوه بر این، نو ارتدوکسی همراه با اگزیستانسیالیسم و فلسفه تحلیل زبانی، روایت دینی خلقت و نظریه تکامل را دو بیان بی ارتباط، که تماسی با یکدیگر ندارند، می‌داند.
[۷۱] ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۴۴۷.


چگونگی رویارویی یهودیان با نطریه تکامل

[ویرایش]

در باب چگونگی رویارویی یهودیان با نظریه تکامل، و اساساً در مورد مواجهه یهودیت با اندیشه علمی، هنوز گزارش جامعی وجود ندارد.
[۷۲] رودرمن، ج۱، ص۲۳۷.
در عین حال در یک داوری کلی، واکنشهای یهودیان هم به چالش‌های علمی هم تجدد، از مقاومت و مخالفت نسبی تا قبول کامل در نوسان است. یهودیان اصلاح گرا و نو ارتدوکس‌ها کم و بیش بر اساس دیدگاهی تحصلی و علم گرا، نسبت به نظریات علمی و نتایج و محصولات آن‌ها پذیرش و همراهی نشان می‌دهند.
[۷۳] رابینسون، ص ۲۸۹.
در مقابل، برخی یهودیان و خصوصاً ارتدوکسها در دفاع از ظواهر متون و تعالیم مقدّس، با علم مخالفت می‌کنند، هرچند این مخالفت‌ها در قرن بیستم، بجز واکنش‌های گروهی از ارتدوکسها، خارج از حوزه علوم طبیعی و تنها در حوزه علوم انسانی و اجتماعی است.
[۷۴] رابینسون، ص ۲۹۰.

در کنار مخالفت‌های شدید برخی یهودیان، نو ارتدوکسها و اصلاح گرایان و دیگر حامیان یهودی نظریه تکامل، با دو قید آن را پذیرفتند: امتیاز و برتری انسان نسبت به دیگر جانداران حفظ شود
[۷۵] رابینسون، ص ۲۸۹.
و دیگر آن که تکامل، حاصلِ هدایت و نظارت حکیمانه و قانونمند الهی دانسته شود
[۷۶] د. جودائیکا، ج ۶، ستون ۱۰۰۱.
و حتی برخی، گذشته از اذعان به سازگاری و توافق، مدعی فضلِ تقدم تعالیم یهودی در تأیید نظریه تکامل شدند.
[۷۷] د. جودائیکا، ج ۶، ستون ۱۰۰۲ـ۱۰۰۳.


مبنای ابن میمون درباره نظریه تکامل

[ویرایش]

البته نوعی مواجهه سنّتی یهودیت با نظریه تکامل را باید با همان مبنای ابن میمون
[۷۸] ابن میمون، دلاله الحائرین، ج۱، ص۳۵۴ـ۳۵۶.
درباره قدم عالم مشخص کرد. به نظر ابن میمون، اگر ادله و قرائن کافی برای یک نظریه علمی اقامه شد، ناگزیر باید راهی برای تفسیر و بازخوانی عبارات و ظواهر ناسازگار و معارض با آن در کتاب مقدّس یافت، چون به اعتقاد آن‌ها هیچ چیزی در تورات نیست که با علم و معرفت حاصل از تحقیق در باب جهان در تعارض باشد.
[۷۹] د. جودائیکا، ج ۶، ستون ۱۰۰۴.
به نظر ایشان نظریه تکامل در عین این که مورد اتفاق و اجماع گسترده‌ای قرار گرفته، هنوز در حکم فرضیه‌ای غیرقطعی است.
[۸۰] د. جودائیکا، ج ۶، ستون ۱۰۰۴.
دیگر این که با فرض پذیرش نظریه تکامل از یک دیدگاه توحیدی، آن را نباید مولود نیروهای شیمیایی و فیزیکی کور و فاقد شعور، بلکه باید حاصل دخالت الهی دانست. مثلاً در آگاده که بخش غیر مرتبط با قواعد و احکام شرعی تعالیم ربانی است
[۸۱] د. جودائیکا، ج ۲، ستون ۳۵۴.
و در مدراش که بخش گزیده موعظه‌ها و خطبه‌ها و تفسیرهای کتاب مقدّس از تعالیم ربانی
[۸۲] د. جودائیکا، ج ۱۱، ستون ۱۵۰۷.
است، بازتابی از اندیشه های تکاملی یونان باستان قابل مشاهده است
[۸۳] د. جودائیکا، ج ۶، ستون ۱۰۰۰.
، از جمله این که حیات در ادواری متقدمتر از محاسبات رایج یهودی جریان داشته است.
[۸۴] د. جودائیکا، ج ۶، ستون ۱۰۰۱.
همچنین طبق یک روایت آگاده، خداوند «هر هفت سال یک بار عالم خود را تغییر می‌دهد»
[۸۵] د. جودائیکا، ج ۶، ستون ۱۰۰۳.
که می‌تواند منظور، هفت سالی باشد که هر روزش بنا به مزامیر داود معادل هزار سال است (۹۰:۴؛ برای آگاهی بیش‌تر درباره این ادعاها رجوع کنید به این آدرس
[۸۶] د. جودائیکا، ج ۶، ستون ۱۰۰۱، ۱۰۰۳.
).

پیشینه اشکالات بر نظریه تکامل

[ویرایش]

نظریه تکامل از آغاز مطرح شدن آن، دستخوش اشکالات و اعتراضات بود. پیشینه این مخالفت‌ها را در یونان باستان می‌توان جستجو کرد، از جمله افلاطون و ارسطو در زمره مخالفان آن بودند.
[۸۷] فرهنگ تاریخ عقاید، ج ۲، ص ۱۷۵.
به دنبال مخالفت‌های ارسطو و نیز مخالفت‌های دانشمندان سده‌های میانه، نظریه تکامل به مدت دو هزاره به حاشیه رانده شد
[۸۸] فرهنگ تاریخ عقاید، ج ۲، ص ۱۷۶.
تا این‌که در صورت بندی و تقریر جدید و علمی آن توسط داروین، مجالی گسترده برای مطرح شدن یافت، اما در این مقطع نیز صرف نظر از نقدها و واکنش‌های اصحاب کلیسا و اهل دیانت، نظریه تکامل و بویژه تعمیم آن به حیطه اجتماع و اخلاق و جهان شناسی، در معرض نقدهای علمی و فلسفی بسیاری قرار گرفت.
برخی اشکالات علمی را در واقع باید ناظر به کاستی‌ها، نارسایی‌ها و پرسش‌های بی پاسخ مانده مرتبط با نظریه داروین و در جهت تکمیل آن دانست تا بیان خطاها و شواهد نقض این نظریه.
[۸۹] دایره المعارف فلسفه راتلیج، ج۳، ص۴۸۰.
پرسش‌هایی درباره سرعت و کیفیت و نحوه تغییر تکاملی از قبیل زمان تحول تکاملی، سطح و ساحتی که در آن تغییر تکاملی صورت می‌گیرد (داخل انواع یا در سطحی کلان‌تر و فراتر از انواع) از این دست اشکالات می‌باشد.

← اشکالات داروین


از اشکالات نظریه داروین نشناختن ماهیت سازوکار وراثت و ضعف در تبیین آن است.
[۹۰] محمود بهزاد، داروینیسم و تکامل، ج۱، ص۲۲۱.
[۹۱] پیتر باولر، چارلز داروین و میراث او، ج۱، ص۱۶۷.
[۹۲] پیتر باولر، چارلز داروین و میراث او، ج۱، ص۲۲۶.
وی چگونگی انتقال صفات از والدین به فرزند را فرع بر نحوه شکل گیری بدن جنین از مواد بدن والدین می‌دانست.
[۹۳] داروین، ص ۱۲.
نقد دیگر این است که حذف یک نوع اشراف حکیمانه و به تبع آن، توجیه و تبیین تکامل بر مبنای بخت و اتفاق به نامحتمل بودن آن می‌انجامد، بویژه آن که بسیاری از موارد انطباق و سازگاری در جانداران، بر ظهور خود به خودیِ چندین تعدیل و سازگاری یکجا و متقارن متوقف است، به گونه‌ای که وقوع انفرادی هر یک از آن موارد سازگاری (مثلاً دستگاه بینایی) در سازگاری و بقای موجود تأثیر نخواهد داشت. همچنین توجیه ناپذیری تحولات غیرسازگار مانند شاخ‌های عظیم گوزن ایرلندی و دندان نیش پلنگ شمشیرْ دندان،
[۹۴] ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۴۱۸ـ۴۲۱.
وجود مثال‌های نقضی مانند انگل‌ها که برای سازگار شدن با شیوه زندگی آسانتر، مسیر قهقرایی طی می‌کنند،
[۹۵] پیتر باولر، چارلز داروین و میراث او، ج۱، ص۱۷۱.
از دیگر اشکالات علمی مطرح شده می‌باشد. نکته دیگری که در نظریه داروین مورد توجه خاص قرار گرفته، اصل و نسب حیوانی‌ای است که برای انسان قائل شده است. بسیاری از زیست شناسان اخیر، و از جمله برخی از نو داروینیستها، به تمایز انسان از دیگر حیوانات توجه بیشتری کرده‌اند و پدیده های بشری همچون قوای عقلانی و ذهنی، استعداد تفهیم و تفاهم نمادین، آزادی انتخاب و تکامل فرهنگی او را با انتخاب طبیعی قابل تبیین نمی‌دانند.
[۹۶] پیتر باولر، چارلز داروین و میراث او، ج۱، ص۲۲۵.
[۹۷] ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۱۵.
[۹۸] ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۳۹ـ۱۴۰.


← نقدهای فلسفی بر نظریه تکامل


در کنار اشکالات پیشگفته، نقدهای روش شناختی و فلسفی نیز مطرح شده است. نظریه تکامل بر یک همانگویی استوار است. توضیح آن که نظریه انتخاب طبیعی مبتنی بر بقای اصلح است اما در پاسخ به این که کدامیک از جانداران اصلح هستند، پاسخ داده می‌شود آن جاندارانی که باقی مانده‌اند و این همانگویی منطقی، هسته مرکزی نظریه تکاملی قلمداد می‌شود.
[۹۹] دایره المعارف فلسفه راتلیج، ج۳، ص۴۸۰.
بعلاوه، این نظریه فاقد قدرت پیش بینی سمت و سوی روند تکاملی یک جمعیت است، همچنانکه در باب تاریخ گذشته حیات نمی‌تواند روند تکامل را ترسیم کند.
[۱۰۰] دایره المعارف فلسفه راتلیج، ج۳، ص۴۸۰.
این نارسایی، به سبب اتکا و ابتنای این نظریه بر عوامل مهار نشدنی و پیش بینی ناپذیر (مانند تغییرات محیطی، جهش اتفاقی و تعامل پیچیده افراد یک نوع) میرباشد. به نظر تامس هاکسلی، از پیروان سرسخت داروین، مفهوم انسب و اصلح بار ارزشی و اخلاقی دارد در حالی که در عالم طبیعت امور کاملاً تحت تأثیر اسباب و احوال عینی حرکت می‌کنند و تحت شرایطی، همچون سرد شدن دوباره زمین، انتخاب انسب ممکن است به چیزی جز گلسنگ و جلبک اجازه بقا ندهد.
[۱۰۱] فرانکلین لوفان بومر، جریانهای بزرگ در تاریخ اندیشه غربی، ج۱، ص۷۲۷.


← اشکالات دیگر


نادرست دانستن گذر از «است» و واقعیات به «باید» و حیطه ارزش‌ها و هنجارها و پاس نداشتن مرز علم و فلسفه، از دیگر اشکالات قابل طرح بر تعمیم‌های نظریه تکامل در جهان شناسی و اخلاق و اجتماع بوده است.
[۱۰۲] سروش، ۱۳۵۸ش، ص ۱۴۷ـ ۱۴۹.
[۱۰۳] سروش، ۱۳۵۸ش، ص ۲۰۵ـ۲۲۴.
[۱۰۴] عبدالکریم سروش، علم چیست، ج۱، ص۷۴ـ۸۲.
[۱۰۵] عبدالکریم سروش، علم چیست، ج۱، ص۸۶.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) علاوه بر کتاب مقدّس . عهد عتیق ؛
(۲) ابن میمون ، دلالة الحائرین ، چاپ حسین اتای ، آنکارا ۱۹۷۴؛
(۳) ایان باربور، علم و دین ، ترجمة بهاءالدین خرمشاهی ، تهران ۱۳۶۲ ش ؛
(۴) پیتر باولر، چارلز داروین و میراث او ، ترجمة حسن افشار، تهران ۱۳۸۰ ش ؛
(۵) فرانکلین لوفان بومر، جریانهای بزرگ در تاریخ اندیشة غربی : گزیدة آثار بزرگ در تاریخ اندیشه اروپای غربی از سده های میانه تا امروز ، ترجمة حسین بشیریه ، تهران ۱۳۸۰ ش ؛
(۶) محمود بهزاد، داروینیسم و تکامل ، تهران ۱۳۵۳ ش ؛
(۷) عبدالکریم سروش ، دانش و ارزش ، ( تهران ) ۱۳۵۸ ش ؛
(۸) همو، علم چیست ، فلسفه چیست ؟ ، تهران ۱۳۶۸ ش ؛
(۹) فرهنگ آثار: معرفی آثار مکتوب ملل جهان از آغاز تا امروز ، به سرپرستی رضا سیدحسینی ، تهران : سروش ، ۱۳۷۸ ش ـ ؛
(۱۰) نورالدین فرهیخته ، داروینیسم و مذهب : نبرد اندیشه ها در زیست شناسی ، تهران ۱۳۵۷ ش ؛
(۱۱) دان کیوپیت ، دریای ایمان ، ترجمة حسن کامشاد، تهران ۱۳۸۰ ش ؛
(۱۲) فریدریش ویلهم نیچه ، تبارشناسی اخلاق ، ترجمة داریوش آشوری ، تهران ۱۳۷۷ ش ؛
(۱۳) Jhon Hedley Brooke, Science and religion: some historical perspectives , Cambridge ۱۹۹۸;
(۱۴) Charles Darwin, The origin of species by means of natural selection: the descent of man and selection in relation to sex , Chicago ۱۹۷۱;
(۱۵) Dictionary of the history of ideas , ed. Philip P. Wiener, New York ۱۹۷۳, s.v."evolutionism" (by Thomas A.Goudge);
(۱۶) Encyclopaedia Judaica , Jerusalem ۱۹۷۸-۱۹۸۲, s.vv. "Aggadah", "evolution" (by Jehuda Feliks), "Midrash" (by Moshe David Herr);
(۱۷) Encyclopaedia of religion and ethics , ed. James Hastings, Edinburgh ۱۹۸۰-۱۹۸۱, s.v. "evolution (biological)" (by R. C. Punnett);
(۱۸) The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York ۱۹۸۷, s.v. "evolution" (by Theodore Roszak);
(۱۹) John F.Haught, Science and religion: from conflict to conversation , New York ۱۹۹۵;
(۲۰) Thomas Henry Huxley, "On the reception of the Origin of species ", in Science and religious belief ۱۶۰۰-۱۹۰۰ , ed. D. C. Goodman, Dorchester, Gt. Brit.: The Open University, ۱۹۷۳;
(۲۱) E. Alister Mc Grath, Science & religion: an introduction , Oxford ۱۹۹۹;
(۲۲) Reason & religious belief: an introdution to the philosophy of religion , by Michael Peterson et al ., ۲nd ed. Oxford: Oxford University Press, ۱۹۹۸;
(۲۳) Ira Robinson, "Judaism since ۱۷۰۰", in The History of science and religion in the Western tradition: an encyclopedia , ed. Gary B. Ferngren, New York: Garland, ۲۰۰۰;
(۲۴) Routledge encyclopedia of philosophy , ed. Edward Craig, London: Routledge, ۱۹۹۸, s.v. "evolution, theory of" (by Elisabeth A. Iloyd);
(۲۵) David B. Ruderman, "Judaism to ۱۷۰۰", in The History of science and religion in the Western tradition , ibid.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. تاریخ طبیعی عمومی و خصوصی، ژرژ لویی بوفون.
۲. فلسفه جانور شناختی، لامارک.
۳. دانشنامه دین و اخلاق، ج۵، ص۶۱۵.
۴. فرهنگ تاریخ عقاید، ج ۲، ص ۱۷۴.
۵. داروین، ص ۲۳۰.
۶. دایره المعارف دین، ج ۵، ص ۲۱۱.
۷. فرهنگ تاریخ عقاید، ج ۲، ص ۱۷۴.
۸. داروین، ص ۲۳۰.
۹. فرهنگ تاریخ عقاید، ص ۱۷۴ـ ۱۷۵.
۱۰. دایره المعارف دین، ج ۵، ص ۲۱۱.
۱۱. دانشنامه دین و اخلاق، ج۵، ص۶۱۵ـ۶۱۷.
۱۲. فرهنگ آثار: معرفی آثار مکتوب ملل جهان از آغاز تا امروز، ج۱، ص۳۹۸.
۱۳. فرهنگ آثار: معرفی آثار مکتوب ملل جهان از آغاز تا امروز، ج۲، ص۱۰۸۲.
۱۴. فرهنگ آثار: معرفی آثار مکتوب ملل جهان از آغاز تا امروز.
۱۵. فرهنگ تاریخ عقاید، ج ۲، ص ۱۸۰.
۱۶. فرهنگ آثار: معرفی آثار مکتوب ملل جهان از آغاز تا امروز، ج۱، ص۳۹۸.
۱۷. داروین، ص ۶۳؛.
۱۸. ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۰۶.
۱۹. دایره المعارف فلسفه راتلیج، ج۳، ص۴۷۶ـ ۴۷۷.
۲۰. فرهنگ تاریخ عقاید، ج ۲، ص ۱۸۱.
۲۱. فرانکلین لوفان بومر، جریانهای بزرگ در تاریخ اندیشه غربی، ج۱، ص۷۴۱ـ۷۴۶.
۲۲. دایره المعارف دین، ج ۵، ص ۲۱۰ـ۲۱۱.
۲۳. فرهنگ تاریخ عقاید، ج ۲، ص ۱۸۱ـ۱۸۵.
۲۴. دایره المعارف دین، ج ۵، ص ۲۰۸.
۲۵. دان کیوپیت، دریای ایمان، ج۱، ص۹۰.
۲۶. ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۱۲.
۲۷. دایره المعارف دین، ج ۵، ص ۲۰۹.
۲۸. دان کیوپیت، دریای ایمان، ج۱، ص۸۳.
۲۹. ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۱۲.
۳۰. داروین، ص ۷۱۲.
۳۱. داروین، ص ۷۱۴ـ ۷۱۵.
۳۲. مک گراث، ج۱، ص۱۸۹.
۳۳. مک گراث، ج۱، ص۱۹۲.
۳۴. نورالدین فرهیخته، داروینیسم و مذهب، ج۱، ص۱۴۸.
۳۵. بروک، ج۱، ص۲۸۱.
۳۶. ایان باربور، ج۱، ص۱۱۰.
۳۷. ایان باربور، ج۱، ص۱۱۴.
۳۸. دان کیوپیت، ج۱، ص۸۶.
۳۹. دان کیوپیت، ج۱، ص۸۹.
۴۰. مک گراث، ج۱، ص۱۸۸.
۴۱. هاکسلی، ص ۴۷۷ـ ۴۷۸.
۴۲. هاکسلی، ص ۴۶۱.
۴۳. بروک، ج۱، ص۲۸۲.
۴۴. ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۰۰.
۴۵. ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۱۰.
۴۶. ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۲۲.
۴۷. دان کیوپیت، دریای ایمان، ج۱، ص۷۸.
۴۸. دان کیوپیت، دریای ایمان، ج۱، ص۸۹.
۴۹. آسیب پذیری برهان نظم هاکسلی، ص ۴۷۹.
۵۰. هاوت، ص ۵۰.
۵۱. بروک، ج۱، ص۲۸۲.
۵۲. فریدریش ویلهم نیچه، تبارشناسی اخلاق، ج۱، ص۲۲ـ۲۳.
۵۳. ص ۷۲۲، تامس هنری هاکسلی،.
۵۴. دایره المعارف دین، ج ۵، ص ۲۰۹.
۵۵. عقل و اعتقاد دینی، ص ۲۴۰ـ۲۴۱.
۵۶. ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۲۰.
۵۷. دایره المعارف دین، ص ۲۱۰.
۵۸. ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۲۱ـ ۱۴۱.
۵۹. ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۴۰۵ـ ۴۴۸.
۶۰. ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۲۵.
۶۱. دایره المعارف دین، ص ۲۱۰.
۶۲. دایره المعارف دین، ص ۲۱۰.
۶۳. ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۲۳.
۶۴. مک گراث، ج۱، ص۱۹۰.
۶۵. مک گراث، ج۱، ص۱۹۲.
۶۶. ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۴۰۸.
۶۷. ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۲۶ـ۱۲۹.
۶۸. ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۴۰۸.
۶۹. هاوت، ص ۵۲ ـ۵۳.
۷۰. هاوت، ص ۵۶ ـ ۵۸.
۷۱. ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۴۴۷.
۷۲. رودرمن، ج۱، ص۲۳۷.
۷۳. رابینسون، ص ۲۸۹.
۷۴. رابینسون، ص ۲۹۰.
۷۵. رابینسون، ص ۲۸۹.
۷۶. د. جودائیکا، ج ۶، ستون ۱۰۰۱.
۷۷. د. جودائیکا، ج ۶، ستون ۱۰۰۲ـ۱۰۰۳.
۷۸. ابن میمون، دلاله الحائرین، ج۱، ص۳۵۴ـ۳۵۶.
۷۹. د. جودائیکا، ج ۶، ستون ۱۰۰۴.
۸۰. د. جودائیکا، ج ۶، ستون ۱۰۰۴.
۸۱. د. جودائیکا، ج ۲، ستون ۳۵۴.
۸۲. د. جودائیکا، ج ۱۱، ستون ۱۵۰۷.
۸۳. د. جودائیکا، ج ۶، ستون ۱۰۰۰.
۸۴. د. جودائیکا، ج ۶، ستون ۱۰۰۱.
۸۵. د. جودائیکا، ج ۶، ستون ۱۰۰۳.
۸۶. د. جودائیکا، ج ۶، ستون ۱۰۰۱، ۱۰۰۳.
۸۷. فرهنگ تاریخ عقاید، ج ۲، ص ۱۷۵.
۸۸. فرهنگ تاریخ عقاید، ج ۲، ص ۱۷۶.
۸۹. دایره المعارف فلسفه راتلیج، ج۳، ص۴۸۰.
۹۰. محمود بهزاد، داروینیسم و تکامل، ج۱، ص۲۲۱.
۹۱. پیتر باولر، چارلز داروین و میراث او، ج۱، ص۱۶۷.
۹۲. پیتر باولر، چارلز داروین و میراث او، ج۱، ص۲۲۶.
۹۳. داروین، ص ۱۲.
۹۴. ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۴۱۸ـ۴۲۱.
۹۵. پیتر باولر، چارلز داروین و میراث او، ج۱، ص۱۷۱.
۹۶. پیتر باولر، چارلز داروین و میراث او، ج۱، ص۲۲۵.
۹۷. ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۱۵.
۹۸. ایان باربور، علم و دین، ج۱، ص۱۳۹ـ۱۴۰.
۹۹. دایره المعارف فلسفه راتلیج، ج۳، ص۴۸۰.
۱۰۰. دایره المعارف فلسفه راتلیج، ج۳، ص۴۸۰.
۱۰۱. فرانکلین لوفان بومر، جریانهای بزرگ در تاریخ اندیشه غربی، ج۱، ص۷۲۷.
۱۰۲. سروش، ۱۳۵۸ش، ص ۱۴۷ـ ۱۴۹.
۱۰۳. سروش، ۱۳۵۸ش، ص ۲۰۵ـ۲۲۴.
۱۰۴. عبدالکریم سروش، علم چیست، ج۱، ص۷۴ـ۸۲.
۱۰۵. عبدالکریم سروش، علم چیست، ج۱، ص۸۶.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تکامل یا تطور انواع»، شماره.    

رده‌های این صفحه : مقالات دانشنامه جهان اسلام




جعبه ابزار