تکاثر (اخلاق)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلید واژه: اخلاق، تکاثر، تفاخر، زندگی، فرهنگ.


خلاصه بحث از تکاثر

[ویرایش]

زندگی دنیا و همه امکانات آن از مدت عمرآدمی، مواهب و نعمات خدادادی، نیرو و فکر و ابزارها و تعلیمات و تجربه هایی که دراختیار آدمی قرار گرفته است، مزرعه ای است برای آخرت و تجارت گاهی است که در صورت معامله صحیح حداقل سود آن دست یابی به نعیم جاودانه بهشت می باشد.
براین اساس آیات وحیانی قرآن کریم و تعلیمات قرآنی، مردم را به معرفت یابی هوشیارانه و عاقبت اندیشانه نسبت به دنیا و آنچه درآن است دعوت نموده تا با چنین آگاهی و شناختی زندگی خود را وسیله ی فراهم ساختن کمالاتی سازد که از او خواسته شده و به خیر و سعادتی جاودانه رهنمود کند که برای او فراهم شده است و از آنچه مایه ی بدبختی و بد عاقبتی و سقوط به اسفل السافلین است دوری گزیده و نجات یابد.
قرآن کریم دو نوع فرهنگ و زندگی را پیش روی مخاطبان خود ترسیم نموده است. قرآن کریم، این دو زندگی را در برابر بشریت در پرده هائی زنده چنان مصور می سازد که سراسر جان آدمی را تحت تأثیر قرار می دهد و همه ی قلب را مجذوب حقایق آن می سازد.
در این مقاله نشانه هائی از زندگی تکاثری همچون لهو و لعب، فخر فروشی به یکدیگر و نازیدن به فزونی اموال و سایر چیزهائی که سبب ساز تفاخر است مطرح گردیده و چند گزاره اخلاقی از زندگی و فرهنگ تکاثری مورد بررسی قرارگرفته است.

علامات زندگی تکاثری

[ویرایش]

نشانه های زندگی تکاثری:
زندگی تکاثری زندگانی است که آدمی آن را همچون هدفی اصلی در نظر می گیرد یعنی یک زندگی کور و حیوانی که تمام تلاش های آدمی کسب لذات و تکاثر مالی و مصرف گرائی و تجمل پرستی و زندگی متصف به این صفات است.
قرآن کریم چنین زندگی را اینچنین ترسیم نموده است. ( اعلموا أنما الحیاه الدنیا لعب و لهو و زینه و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد)،بدانید که زندگی این جهان بازی و سرگرمی و آرایشی و فخرفروشی به یکدیگر و نازیدن به فزونی اموال و فرزندان است.

← مراحل مختلف زندگی انسان


انسان در هر مرحله ای از مراحل زندگی دنیوی دارای روحیه و گرایشی متفاوت با مرحله قبل و مرحله بعد است.
۱.کودکی: بازی "انما الحیوه الدنیا لعب".
۲-نوجوانی: لهو- اشتغال به کارهای سرگرم کننده "انما الحیوه الدنیا و لعب و لهو".
۳-جوانی: طالب زینت و خود نمائی "انما الحیوه الدنیا و لعب و لهو و زینه".
۴-میان سالی: تفاخر و فخر فروشی به دیگران "انما الحیوه الدنیا... و تفاخر بینکم".
۵-پیری و کهنسالی: تکاثر در اموال و اولاد "انما الحیوه الدنیا و تکاثر فی الاموال و الاولاد".
انسان موجودی فزون طلب، زیاده خواه، حریص بر اموال و فرزندانش در دوران پیری می باشد و این امر حکایت از تکاثر طلبی انسان دارد.

خصوصیات زندگی تکاثری

[ویرایش]

آیات ۳۲ سوره انعام،۳۸ و ۶۹ سوره توبه،۱۰۳ و ۱۰۴ سوره کهف،گرفتاران زندگی تکاثری را اینچنین معرفی نموده اند.
بازی خوردگانی که سرگرم بازی دنیا شده اند.
دنیا طلبانی که نعمت زودگذر و ناپایدار دنیا را بر نعمت های پایدارجهان آخرت ترجیح می دهند.
ضرر دیدگانی که در عین زیان دیدن به کارهائی می پردازند که سودی برای آنها ندارد.
رسول گرامی اسلام (ص) فریب خوردگان تکاثر طلب دنیا را فاقد عقل و شعور و علم دانسته اند.
[۷] مجلسی،محمد باقر، بحار الانوار، ج۷۳، ص۱۲۲.

و امام علی (ع) تکاثر طلبان تفاخر پیشه را به سوارانی خفته تشبیه نموده که کاروانشان در حرکت است و آنگاه بیدار می شوند که تباه شده اند و همه چی خود را از دست داده اند.
[۸] نهج البلاغه، ۱۱۱۵ (عبده)، ۱۶۵/۳.


تفاخر نشانه آشکار متکاثران

[ویرایش]

تفاخر یکی از نشانه های زندگی تکاثری است.
قرآن کریم یکی از نشانه های بارز زندگی تکاثری را تفاخر می داند (و زینه و تفاخر بینکم) زندگی تجملی و تفاخری که مملو از کبر،اسراف، غرور و نفاق و طغیان گری و حیوان گرائی است، زندگی است که از مسیرحق و عدالت منحرف و از جاده انسانیت و فضیلت به دور و از میانه روی فرا رفته و فناپذیر شده و پژمردگی و تباهی سراسر آن را فرا گرفته است و دلبستگان آن دچار بی خردی، کوری دل و سستی دین و سقوط در ظلمات شده و می شوند.

← معنای تفاخر


تفاخر به معنی مباهات کردن در اموری مانند مال و مقامو نیز خود را بزرگ وانمود کردن است.

← زمینه پیدایش تفاخر


زمینه های تفاخر:
با بررسی ترجمه و تفسیر آیات ۲۰ و ۲۳ سوره حدید،۱۰ سوره هود،۳۴ و ۳۵ و ۳۷ و ۳۹ و ۴۲ سوره کهف،۷۶ و ۷۹ سوره قصص،۵-۱ سوره تکاثر،۳۶ و ۳۸ سوره نساء،۱۸ سوره لقمان،۱۵ سوره فصلت،۵۱ سوره زخرف،و ۳۶ و ۳۸ سوره سبأ،زمینه های ایجاد تفاخر مشخص می گردد.
۱-بهرمندی از نعمت: ( و لئن اذقناه نعماء بعد ضراء مسته... انه لفرح فخور)
۲-بهره مندی از ثروت زیاد: ( ان قارون کان من قوم موسی... لا تفرح ان لا یحب الفرحین...)
۳-جهالت ریشه برتر نمائی: (الهاکم التکاثر حتی زرتم المقابر)
۴-خود پسندی و عجب: ( ان الله لا یحب من کان مختالا فخورا)
۵-دنیا خواهی: ( اعلموا أنما الحیاه الدنیا لعب و لهو و زینه و تفاخر بینکم)
۶-ریا: ( و الذین نیفقون اموالهم رئاء الناس)
۷-شرک:(و اعبدوا الله و لا تشرکوا به شیئا...)
۸-بهره مندی از قدرت زیاد: ( فأما عاد فاستکبروا فی الارض بغیرالحق)
۹-بهره مندی از کثرت فرزند: ( و قالوا نحن اکثراموالا و اولادا و ما نحن بمعذبین)
۱۰-همراهی شیطان با آدمی: (و من یکن الشیطان له قرینا فساء قرینا)

← انواع تفاخر


انواع تفاخر:
قرآن کریم در آیات متعدد به ذکر انواع تفاخر پرداخته است.
با بررسی ترجمه و تفسیر آیات۱۰ و ۲۷ سوره هود،۱۰۵ و ۱۱۱ سوره شعراء،۳۲ و ۳۴ سوره کهف،۱ و ۲ سوره تکاثر،۳۵ سوره سبأ،۳۵ سوره کهف،۱۵ سوره فصلت،۷۶ و ۷۹ سوره قصص،۷۳ سوره مریم،۱۹ سوره توبه،۲۳ سوره حدید،۱۰۱ سوره مؤمنون،و ۲۰۰ سوره بقره،انواع تفاخر مشخص می گردد.
۱-تفاخر به اشرافیت: (فقال الملا الذین کفروا من قومه...)
۲-تفاخر به ملک و باغ: (و اضرب لهم مثلا رجلین جعلنا لاحدهما جنتین من اعناب...)
۳-تفاخر به ثروت: (و نادی فرعون فی قومه قال یا قوم..)
۴-تفاخر به جمعیت: (الهاکم التکاثر حتی زرتم المقابر)
۵-تفاخر به فرزند: ( انا اکثر منک مالا و اعز نفرا)
۶-تفاخر به قدرت: ( ام انا خیر من هذا الذی هو مهین و لا یکاد یبین)
۷-تفاخر به گنج ها و فلزات ارزشمند: (و آتیناه من الکنوز ما ان مفاتحه لتنوا بالعصبه)
۸-تفاخر به مردگان: ( الهاکم التکاثرحتی زرتم المقابر)
۹-تفاخر به موقعیت اجتماعی: (قال الذین کفروا للذین آمنوا ای الفریقین خیر مقاما)
۱۰. تفاخر به نعمت های زودگذر: ( و لا تفرحوا بما آتاکم و الله لا یحب کل مختالا فخورا)
۱۱-تفاخر به نیاکان: ( فإدا فضیتم مناسککم فاذکروا الله کذکرکم آباءکم او اشد ذکرا)
۱۲-به خدمات اجتماعی: (اجعلتم سقایه الحاج و عماره المسجد الحرام)

← نتایج تفاخر


آثار تفاخر:
قرآن کریم آثار شوم و نفرت انگیز تفاخر را نیز در آیات متعدد مطرح نموده است.
با بررسی ترجمه و تفسیر آیات۱ و ۲ سوره تکاثر،۳۶ و ۳۷ سوره نساء،۲۳ و ۲۴ سوره حدید،۷۳ سوره مریم،۱۸ سوره لقمان،۳۲ و ۳۷ و ۴۲ و ۴۳ سوره کهف،۷۶ و ۷۹ و ۸۱ سوره قصص،۳۴ و ۳۵ سوره سبأ،آثار تفاخر در صحنه زندگی فردی و اجتماعی انسان مشخص می گردد.
۱-اعراض از یاد خدا: ( فإدا فضیتم مناسککم فاذکروا الله کذکرکم آباءکم او اشد ذکرا)
۲-اعراض از یاد آخرت: (الهاکم التکاثر حتی زرتم المقابر)
۳-تاثیرناپذیری از قرآن و تلاوت آن: (و اذا تتلی علیهم آیاتنا بینات قال الذین کفروا...)
۴-کتمان فضل خدا: (و یکتمون ما آتاهم الله من فضله)
۵-کفران نعمت: (و یامرون الناس بالبخل و یکتمون ما آثارهم الله)
۶- محرومیت از محبت خدا: (ان الله لا یحب من کان مختالا فخورا)
۷-ممانعت از پذیرش دعوت انبیاء: (و ما ارسلنا فی قریه من نذیر الاقال مترفوها انا بما ارسلتم به کافرون)
۸-محرومیت از نصرت خدا: ( و لم تکن له فئه ینصرونه من الله و ما کان منتصرا)
۹-خروج از ایمان و دخول در کفر: ( و هو یحاوره اکفرت بالذی خلقک من تراب)
۱۰-ممانعت از احسان و انفاق: ( و بالوالدین احسانا... ان الله لا یحب من کان مختالا فخورا)
۱۱-نابودی ثروت و گرفتاری به فقر و بدبختی: (ان قارون کان... فخسفنا به و بداره الارض)
۱۲-گرفتاری در شهوات و هوس های دنیائی: (اعلموا أنما الحیاه الدنیا لعب و لهو و زینه و تفاخر بینکم)
۱۳-گرفتاری به رذائل اخلاقی:
الف) بخل ورزی: (الذین یبخلون و یأمرون الناس بالبخل)
ب) تکبر:(و لا تصعر خدک للناس)
ج) غرور: ( ولا تمش فی الارض مرحا ان الله لا یحب کل مختالا فخورا)

خصایص متکاثران

[ویرایش]

یکی از مصادیق زندگی تکاثری اخلاق رذیله متکاثران است.
زندگی و فرهنگ متکاثران و تفاخر کنندگان چنان دستخوش انحراف، پژمردگی و سقوط می گردد که با هرکس روبرو گردند حیله ای در نظر گیرند و با تکبر، فخر فروشی، نفاق، ستمگری و طغیانگری به غصب، سرقت و دزدی و فزون طلبی پرداخته و بر روح خود چهره ای حیوانی بپوشانند.
امام صادق (ع) خصوصیات اخلاقی و رفتاری متکاثران مترف را اینچنین ترسیم نموده است: ( دنیا همچون پیکره ای است که سر آن تکبر است و چشم آن حرص و گوش آن طمع و زبان آن ریا و دست آن شهوت و پای آن خود پسندی و دل آن غفلت بود آن نبود و حاصل آن بی حاصلی است.
پس هر کس آن را دوست بدارد کبر را از آن به ارث می برد و هر کس آن را بپسندد حرص و آز بهره اش می شود و هر کس آن را بجوید به طمع افتد، و هر کس ستایشگر آن باشد به ریا گرفتار گردد، و هر کس خواهان آن شود خود پسندی بر جانش چنگ زند و هر کس دل به آن خوش و آرام دارد غفلت بر او چیرگی یابد و هر کس دلباخته ی متاعش گردد او را هماره مفتون سازد و هر کس (ثروت) آن را گرد آورد و بدان بخل ورزد او را به جایگاه خویش یعنی دوزخ کشاند.

بعضی از خصوصیات اخلاقی متکاثران

[ویرایش]

بعضی از خصوصیات اخلاقی متکاثران:

← نفاق


انفاق:به معنی دو روئی، پوشاندن کفر و آشکار کردن ایمان، کسی را که به نفاق متصف است منافق می گویند.

←← خصایص منافقین


خداوند در قرآن کریم در آیات زیادی به منافقان و نفاق اشاره کرده است.
قرآن کریم در سوره بقره آیات ۱۴۲، ۱۳۸، ۱۴۱۴۳ سوره نساء،۶۷ توبه،۴ منافقون، نشانه های نفاق و منافقون را مشخص نموده است.
قرآن کریم منافقین را افرادی بی شخصیت، میان تهی و مثل مجسمه های بی روح و وابسته و مترسک های فریبکار که همیشه سرگردان و متغیر و راهنمای باطل و فساد هستند معرفی نموده است.
مرض نفاق از جمله امراض متکاثران مترف است.
در قرآن آمده است: ( سیقول لک المخلفون من الاعراب،شغلتنا اموالنا و اهلونا فاستغفرلنا یقولون بافواههم مالیس فی قلوبهم)( به زودی اعراب مختلف که در جهاد با تو شرکت نداشتند به تو خواهند گفت: محافظت از اموال و خانواده ما را مشغول کرد. پس برای ما آمرزش طلب و آنها به زبان هایشان چیزی را می گویند که در دل هایشان نیست ( و آن را قبول ندارند)
همچنین در قرآن آمده است: ( یا ایها الذین آمنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی کالذی ینفق ماله ء رئاء الناس و لا یومن بالله و الیوم الاخره فمثله کمثل صفوان علیه تراب فاصابه وابل فترکه صلدا)( ای کسانی که ایمان آورده اید صدقات خود را با منت نهادن و آزردن باطل نکنید مانند آن کسانی که مالش به ریا برای خود نمائی به مردم انفاق می کند ولی به خدا و روز واپسین ایمان ندارد و (مثل چنین منافقی مثل سنگ سخت و صافی است که خاکی اندک بر آن نشسته باشد پس باران تند و درشتی به آن برسد و آن سنگ را بدون خاک و گیاه واگذارد)
صدقه و انفاق او نظیر خاکی است که باران آن را می شوید و ریا کاران منافق به چیزی از آنچه کسب کرده اند دست نمی یابند.

← ظلم و طغیان


ستمگری و طغیان گری: متکاثران ستمگران ظالمی هستند که یا در حق خود و یا به دیگران ظلم می کنند.
قرآن کریم ستمکاری آنها را اینچنین ترسیم نموده است: ( و دخل جنته و هو ظالم لنفسه)( و آن مرد توانگر به باغ خود وارد شد و او در حق خود ستم می کرد)
و (ان الله لا یظلم الناس شیئا و لکن الناس انفسهم یظلمون)
خصوصیت دیگر متکاثران طغیان گری است (کلا ان الانسان لیطغی ان راه استغنی)
و (فلما من طغی و آثر الحیاه الدنیا فان الجحیم هی الماوی)
خداوند این ستمگران طغیانگر را غرق در نعمت می کند و آنها را در مرحله استدراج قرار می دهد و آنها با غفلت ورزی، قدر ناشناسی، کفران نعمت و حق ناگذاری، نعمات خداوندی را تبدیل به نغمت نموده و اسباب سقوط خود را فراهم می نمایند.

← شاد خواری


شاد خواری (مترفی): از دیگر خصوصیات اخلاقی و رفتاری متکاثران شاد خواری مترفی است منظور از شاد خواری مترفی زندگی در ناز و نعمت (مرفهان بی درد) است که اموال به دست آورده از راه غصب، اجحاف و سرقت را با اسراف و اتراف هزینه نموده و با جاه طلبی تمام به تجمل و ترویج آن می پردازند.
از جمله نتایج چنین زندگی مخالفت با انبیاء و صالحان و زیر بار حرف حق نرفتن می باشد.
در قرآن کریم آمده است: (و ما ارسلنا فی قریه من نذیر الا قال مترفوها انا بما ارسلتم به کافرون و قالوا نحن اکثر امولا و اولاد و ما نحن بمعذبین)
در هیچ شهری بیم دهنده ای (پیامبری) را به رسالت نفرستادیم مگر اینکه شاد خوران (مترفین و مرفهین بی درد) گفتند ما به این دین که برای ابلاغ آن آمده اید اعتقاد نداریم و گفتند: ما اموال و فرزندان بیشتری داریم و ما عذاب نخواهیم شد.

←← فقر نتیجه مال اندوزی اغنیاء


در ارتباط با نحوه جمع آوری مال و منال توسط شاد خوران مترف احادیث متعددی آمده است که از آن جمله امام صادق (ع) فرمودند: ( انما وضعت الزکاه اختباراً لاغنیاء و معونه لفقراء)
اگر (توانگران و مرفهان) زکات اموال خود را بدهند هیچ مسلمانی فقیر و نیازمند نخواهد ماند.
و امام حسن عسگری (ع) فرمودند: (اغنیاؤهم یسرقون زاد الفقراء) یعنی اغنیاء با احتکار،با اجحاف، با گران فروشی و با کم فروشی زاد و توشه فقرا را سرقت می کنند و حقوق آنها را ضایع می نمایند.
اصولا تحصیل اموال حرام نتیجه ای جز گرایش به اخلاق و کردار حرام نخواهد داشت.

نتایج بحث از تکاثر

[ویرایش]

با تکیه بر آیات قرآن و روایات معصومین (ع) فرهنگ و زندگی تکاثری و عوارض آن ارائه شده تا با شناخت نشانه های فرهنگ و اخلاق تکاثری از گرایش و پردازش به آن اجتناب نموده و نیرو و فکر و ابزار و تعلیمات و تجربه های خود را برای کسب و تحصیل فرهنگ و زندگی کوثری بکار گیریم که نتیجه آن سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت انسان خواهد بود.
نتایج کاربردی این بحث بدین ترتیب است:
۱-شناخت اخلاق رذیله ناشی از فرهنگ و زندگی تکاثری،
۲-آسیب شناسی اخلاق رذیله فرهنگ و زندگی تکاثری،
۳-تهذیب و تزکیه خود از اخلاق رذیله فرهنگ و زندگی تکاثری،
۴-جایگزینی فرهنگ و زندگی کوثری در اخلاق فردی و خانوادگی و اجتماعی.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. حدید/سوره۵۷، آیه۲۰.    
۲. انعام/سوره۶، آیه۳۲.    
۳. توبه/سوره۹، آیه۳۸.    
۴. توبه/سوره۹، آیه۶۹.    
۵. کهف/سوره۱۸، آیه۱۰۳.    
۶. کهف/سوره۱۸، آیه۱۰۴.    
۷. مجلسی،محمد باقر، بحار الانوار، ج۷۳، ص۱۲۲.
۸. نهج البلاغه، ۱۱۱۵ (عبده)، ۱۶۵/۳.
۹. راغب اصفهانی، مفردات، ص۶۲۷، (واژه فخر).    
۱۰. لسان العرب، ج۱۰، ص۱۹۸( واژه فخر).    
۱۱. حدید/سوره۵۷، آیه۲۰.    
۱۲. حدید/سوره۵۷، آیه۲۳.    
۱۳. هود/سوره۱۱، آیه۱۰.    
۱۴. کهف/سوره۱۸، آیه۳۴.    
۱۵. کهف/سوره۱۸، آیه۳۵.    
۱۶. کهف/سوره۱۸، آیه۳۷.    
۱۷. کهف/سوره۱۸، آیه۳۹.    
۱۸. کهف/سوره۱۸، آیه۴۲.    
۱۹. قصص/سوره۲۸، آیه۷۹.    
۲۰. تکاثر/سوره۱۰۲، آیه۵-۱.    
۲۱. نساء/سوره۴، آیه۳۶.    
۲۲. نساء/سوره۴، آیه۳۸.    
۲۳. لقمان/سوره۳۱، آیه۱۸.    
۲۴. فصّلت/سوره۴۱، آیه۱۵.    
۲۵. زخرف/سوره۴۳، آیه۵۱.    
۲۶. سبأ/سوره۳۴، آیه۳۶.    
۲۷. سبأ/سوره۳۴، آیه۳۸.    
۲۸. هود/سوره۱۱، آیه۱۰.    
۲۹. قصص/سوره۲۸، آیه۷۶.    
۳۰. قصص/سوره۲۸، آیه۷۹.    
۳۱. تکاثر/سوره۱۰۲، آیه۵-۱.    
۳۲. نساء/سوره۴، آیه۳۶.    
۳۳. حدید/سوره۵۷، آیه۲۰.    
۳۴. نساء/سوره۴، آیه۳۶.    
۳۵. نساء/سوره۴، آیه۳۸.    
۳۶. نساء/سوره۴، آیه۳۶.    
۳۷. فصّلت/سوره۴۱، آیه۱۵.    
۳۸. سبأ/سوره۳۴، آیه۳۵.    
۳۹. نساء/سوره۴، آیه۳۸.    
۴۰. هود/سوره۱۱، آیه۱۰.    
۴۱. هود/سوره۱۱، آیه۲۷.    
۴۲. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۰۵.    
۴۳. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۱۱.    
۴۴. کهف/سوره۱۸، آیه۳۲.    
۴۵. کهف/سوره۱۸، آیه۳۴.    
۴۶. تکاثر/سوره۱۰۲، آیه۱.    
۴۷. تکاثر/سوره۱۰۲، آیه۲.    
۴۸. سبأ/سوره۳۴، آیه۳۵.    
۴۹. کهف/سوره۱۸، آیه۳۵.    
۵۰. فصّلت/سوره۴۱، آیه۱۵.    
۵۱. قصص/سوره۲۸، آیه۷۶.    
۵۲. قصص/سوره۲۸، آیه۷۹.    
۵۳. مریم/سوره۱۹، آیه۷۳.    
۵۴. توبه/سوره۹، آیه۱۹.    
۵۵. حدید/سوره۵۷، آیه۲۳.    
۵۶. مومنون/سوره۲۳، آیه۱۰۱.    
۵۷. بقره/سوره۲، آیه۲۰۰.    
۵۸. هود/سوره۱۱، آیه۲۷.    
۵۹. کهف/سوره۱۸، آیه۳۲.    
۶۰. کهف/سوره۱۸، آیه۳۴.    
۶۱. زخرف/سوره۴۳، آیه۵۱.    
۶۲. زخرف/سوره۴۳، آیه۵۳.    
۶۳. تکاثر/سوره۱۰۲، آیه۱.    
۶۴. تکاثر/سوره۱۰۲، آیه۲.    
۶۵. کهف/سوره۱۸، آیه۳۴.    
۶۶. زخرف/سوره۴۳، آیه۵۱.    
۶۷. زخرف/سوره۴۳، آیه۵۳.    
۶۸. قصص/سوره۲۸، آیه۷۶.    
۶۹. قصص/سوره۲۸، آیه۷۹.    
۷۰. تکاثر/سوره۱۰۲، آیه۱.    
۷۱. تکاثر/سوره۱۰۲، آیه۲.    
۷۲. مریم/سوره۱۹، آیه۷۳.    
۷۳. حدید/سوره۵۷، آیه۲۳.    
۷۴. بقره/سوره۲، آیه۲۰۰.    
۷۵. توبه/سوره۹، آیه۱۹.    
۷۶. تفسیر نورالثقلین، ج۱، ص۱۹۸، روایت امام محمدباقر(ع)).    
۷۷. تکاثر/سوره۱۰۲، آیه۱.    
۷۸. تکاثر/سوره۱۰۲، آیه۲.    
۷۹. نساء/سوره۴، آیه۳۶.    
۸۰. نساء/سوره۴، آیه۳۷.    
۸۱. حدید/سوره۵۷، آیه۲۳.    
۸۲. حدید/سوره۵۷، آیه۲۴.    
۸۳. مریم/سوره۱۹، آیه۷۳.    
۸۴. لقمان/سوره۳۱، آیه۱۸.    
۸۵. کهف/سوره۱۸، آیه۳۲.    
۸۶. کهف/سوره۱۸، آیه۳۷.    
۸۷. کهف/سوره۱۸، آیه۴۲.    
۸۸. کهف/سوره۱۸، آیه۴۳.    
۸۹. قصص/سوره۲۸، آیه۷۶.    
۹۰. قصص/سوره۲۸، آیه۷۹.    
۹۱. قصص/سوره۲۸، آیه۸۱.    
۹۲. سبا/سوره۳۴، آیه۳۴.    
۹۳. سبأ/سوره۳۴، آیه۳۵.    
۹۴. بقره/سوره۲، آیه۲۰۰.    
۹۵. تکاثر/سوره۱۰۲، آیه۱.    
۹۶. تکاثر/سوره۱۰۲، آیه۲.    
۹۷. مریم/سوره۱۹، آیه۷۳.    
۹۸. نساء/سوره۴، آیه۳۶.    
۹۹. نساء/سوره۴، آیه۳۷.    
۱۰۰. نساء/سوره۴، آیه۳۶.    
۱۰۱. نساء/سوره۴، آیه۳۷.    
۱۰۲. نساء/سوره۴، آیه۳۶.    
۱۰۳. سبأ/سوره۳۴، آیه۳۴.    
۱۰۴. سبأ/سوره۳۴، آیه۳۵.    
۱۰۵. کهف/سوره۱۸، آیه۴۳.    
۱۰۶. کهف/سوره۱۸، آیه۳۷.    
۱۰۷. نساء/سوره۴، آیه۳۶.    
۱۰۸. قصص/سوره۲۸، آیه۸۱.    
۱۰۹. حدید/سوره۵۷، آیه۲۰.    
۱۱۰. حدید/سوره۵۷، آیه۲۴.    
۱۱۱. لقمان/سوره۳۱، آیه۱۸.    
۱۱۲. لقمان/سوره۳۱، آیه۱۸.    
۱۱۳. بقره/سوره۲، آیه۱۴.    
۱۱۴. بقره/سوره۲، آیه۱۳۸.    
۱۱۵. بقره/سوره۲، آیه۱۴۲.    
۱۱۶. نساء/سوره۴، آیه۱۴۳.    
۱۱۷. توبه/سوره۹، آیه۶۷.    
۱۱۸. منافقون/سوره۶۳، آیه۴.    
۱۱۹. سوره فتح/سوره۴۸، آیه۱۱.    
۱۲۰. بقره/سوره۲، آیه۲۶۴.    
۱۲۱. کهف/سوره۱۸، آیه۳۵.    
۱۲۲. یونس/سوره۱۰، آیه۴۴.    
۱۲۳. علق/سوره۹۶، آیه۶.    
۱۲۴. علق/سوره۹۶، آیه۷.    
۱۲۵. نازعات/سوره۷۹، آیه۳۷.    
۱۲۶. نازعات/سوره۷۹، آیه۳۸.    
۱۲۷. سبا/سوره۳۴، آیه۳۴.    
۱۲۸. سبأ/سوره۳۴، آیه۳۵.    


منبع

[ویرایش]
دانشنامه موضوعی قرآن    


رده‌های این صفحه : تفسیر | قرآن شناسی | واژگان قرآنی




جعبه ابزار