تومان

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تومان (یا تومن/ تُمان/ تُمن/ تومانه/ طومان)، واحد شمارش معادلِ ده هزار، قصبه ای مشتمل بر صد دِه، قشونی متشکل از ده هزار سپاهی، واحدِ پول.


ریشه واژه

[ویرایش]

ریشه واژه تومان را مغولی،
[۱] شمیس شریک امین، ذیل واژه.
ترکی ـ مغولی
[۲] محمدحسین بن خلف برهان، برهان قاطع، ذیل «تومن».
و ترکی آذری
[۳] حسین کاظم قدری، تورک لغتی، ذیل واژه.
دانسته‌اند و بعضی بر آن‌اند که این واژه از زبان چینی کهن یا پیش از چینی به زبان تُخاری راه یافته است. تومان در تخاری کهن با ضبط تمان و در تخاری متأخر به شکل تومانه در معنای ده هزار به کار رفته است.
[۴] رشیدالدین فضل اللّه، جامع التواریخ، ج۳، تعلیقات روشن و موسوی، ص۲۳۴۵.
[۵] دورفر، ج۲، ص۵۶۷ ـ ۵۶۸.
[۶] کلاوسون، ج۱، ص۵۰۷ ـ ۵۰۸.
به نوشته بوداگوف، تومان در اصل بر رقمهای کلان دلالت می‌کرده و تُومانْمَقْ به معنای ثروتمند شدن و زیاد شدن، از همین کلمه مشتق شده است.
[۷] بوداگوف، ج۱، ص۴۰۶.


پیشینه واژه

[ویرایش]

کاربرد تومان در سنگنبشته های ترکی
[۸] رشیدالدین فضل اللّه، جامع التواریخ، ج۳، تعلیقات روشن و موسوی، ص۲۳۴۵.
حکایت از پیشینه کهن این واژه دارد؛ با وجود این، نخستین شواهد کاربرد تومان در زبان فارسی به متون تاریخی دوره مغول باز می‌گردد.
[۹] رشیدالدین فضل اللّه، جامع التواریخ، ج۳، تعلیقات روشن و موسوی، ص۲۳۴۵.
(به گفته روشن و موسوی نخستین بار این واژه در سده ششم در کتاب قند یا قندیه به کار رفته اما متن این کتاب را محمد عبدالجلیل سمرقندی ، از مؤلفان دوره تیموری، بازنویسی کرده است و همه کاربردهای تومان در آن به دوره تیموری باز می گردد)

کاربردهای تومان

[ویرایش]


← واحد تقسیمات کشوری


۱) تومان به عنوان واحد تقسیمات کشوری، تنها در متون تاریخیِ دوره ایلخانان (۶۵۴ـ۷۵۰) و تیموریان (ح ۷۷۱ـ۹۱۶) به کار رفته است.
[۱۰] جوینی، ج۲، ص۲۵۵.
[۱۱] عبداللّه بن فضل اللّه وصّاف الحضره، تاریخ وصّاف، ج۱، ص۲۸۴.
[۱۲] حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب، ج۱، ص۴۷ـ ۴۸.
[۱۳] حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب، ج۱، ص۷۵.
[۱۴] حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب، ج۱، ص۱۵۱ و جاهای دیگر.
[۱۵] محمدبن عبدالجلیل سمرقندی، قندیّه، ج۱، ص۷۲.
به نوشته برهان تومان قصبه ای شامل صد روستاست.
[۱۶] محمدحسین بن خلف برهان، برهان قاطع، ذیل «تومن».
بوداگوف نیز تومان را در بخارا واحد مساحت زمین، معادل چهل طناب و ولایتی شامل چند شهر و صد روستا دانسته
[۱۷] محمدحسین بن خلف برهان، برهان قاطع، ذیل «تومن».
و قدری آن را معادل سنجق گفته است.
[۱۸] بوداگوف، ج۱، ص۴۰۶.
تومان به معنای واحد ارضی در میان گورکانیان هند (حک: ۹۳۲ـ۱۲۷۴) نیز به کار می‌رفت.
[۱۹] بابر، امپراتور هند، ج۱، ص۷۵.
[۲۰] بابر، امپراتور هند، ج۱، ص۱۲۶.

به نوشته بارتولد، تومان کوچکترین واحدِ اداری و مالی به شمار می‌رفت و معمولاً هر ولایت، به چند تومان تقسیم می‌شد
[۲۱] د. اسلام، چاپ اول، ذیل واژه.
[۲۲] حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب، ج۱، ص۴۷ـ ۴۸.
[۲۳] حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب، ج۱، ص۷۵.
[۲۴] حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب، ج۱، ص۱۵۱.
اما گمان می‌رود تومانها به عنوان نواحیِ لشکری و اداری تنها در برخی ایالات پدید آمده باشند.
[۲۵] ایلیا پاولوویچ پطروشفسکی، کشاورزی و مناسبات ارضی در ایران عهد مغول، ج۲، ص۵۰۰، پانویس ۲.
بنا بر شواهد مذکور تومان همچنین به اقطاع در اختیار سرداران قرار می‌گرفت و آنان موظف بودند در ازای هر تومان ده هزار سوار برای حکومت فراهم آورند. گاهی نیز برخی از این اراضی (تومانها) در زمره اینجوی خانهای مغول قرار می‌گرفتند.
[۲۶] داوودبن محمد بناکتی، تاریخ بناکتی = روضه اولی الالباب فی معرفه التواریخ و الانساب، ج۱، ص۴۵۲.
به گفته بارتولد
[۲۷] د. اسلام، چاپ اول، ذیل واژه.
و ولادیمیرتسوف
[۲۸] باریس یاکوولیویچ ولادیمیرتسوف، نظام اجتماعی مغول، ج۱، ص۲۱۳.
[۲۹] باریس یاکوولیویچ ولادیمیرتسوف، نظام اجتماعی مغول، ج۱، ص۲۱۵.
تومان همان ایل و اولوس بوده است.

← واحد تقسیمات لشکری


۲) تومان به عنوان واحد تقسیمات لشکری، قشونی مرکّب از ده هزار سپاهی بوده است. در دوره هخامنشیان (۵۵۹ ـ ۳۳۰ ق م) و دوره ساسانیان (ح ۲۲۶ـ۶۵۲)، در ایران، یک گروه ده هزار نفری از سواران بر گزیده، با نام «فوج جاودان» وجود داشت که فرمانده آن را ورهرنیگان خودای می‌نامیدند
[۳۰] علی سامی، تمدن ساسانی، ج۲، ص۶۱.
اما اصطلاح تومان به این معنا از دوره مغول در ایران رواج یافت.
[۳۱] رشیدالدین فضل اللّه، جامع التواریخ، ج۱، ص۷۰.
[۳۲] رشیدالدین فضل اللّه، جامع التواریخ، ج۱، ص۱۱۲.
[۳۳] رشیدالدین فضل اللّه، جامع التواریخ، ج۱، ص۱۵۱.
[۳۴] رشیدالدین فضل اللّه، جامع التواریخ، ج۱، ص۳۲۹.
[۳۵] عبداللّه بن فضل اللّه وصّاف الحضره، تاریخ وصّاف، ج۱، ص۲۰.
[۳۶] عبداللّه بن فضل اللّه وصّاف الحضره، تاریخ وصّاف، ج۱، ص۴۶.
[۳۷] داوودبن محمد بناکتی، تاریخ بناکتی = روضه اولی الالباب فی معرفه التواریخ و الانساب، ج۱، ص۳۵۴.
[۳۸] داوودبن محمد بناکتی، تاریخ بناکتی = روضه اولی الالباب فی معرفه التواریخ و الانساب، ج۱، ص۳۶۶ـ۳۶۷.
[۳۹] داوودبن محمد بناکتی، تاریخ بناکتی = روضه اولی الالباب فی معرفه التواریخ و الانساب، ج۱، ص۴۲۳.
در این‌که تومانها دقیقاً شامل ده هزار سپاهی بوده‌اند تردید وجود دارد، زیرا شواهد حاکی از آن است که تعداد هر واحد سپاهیان مغول در چین بین ۳۰۰۰ تا ۰۰۰، ۷ تن در نوسان بوده است.
[۴۰] د. اسلام، چاپ دوم، ذیل «تومان ۱۰».
[۴۱] باریس یاکوولیویچ ولادیمیرتسوف، نظام اجتماعی مغول، ج۱، ص۲۱۹.
فرمانده این قشون را امیرتومان می‌نامیدند.
[۴۲] جوینی، ج۱، ص۲۳.
[۴۳] رشیدالدین فضل اللّه، جامع التواریخ، ج۱، ص۳۲۹.
به نوشته پطروشفسکی این امیران، همان خانهای ایلات اسکان یافته بودند که به القاب نظامی ملقب شدند.
[۴۴] ایلیا پاولوویچ پطروشفسکی، کشاورزی و مناسبات ارضی در ایران عهد مغول، ج۲، ص۵۲۸ ـ۵۲۹.
آنان در نظام لشکری و سیاسی کشور نقشی عمده و بر سایر فرماندهان نظامی ریاست داشتند.
[۴۵] جوینی، ج۱، ص۲۴.
[۴۶] محمودبن محمد آقسرایی، تاریخ سلاجقه، ذیل «تومان»، یا، مسامره الاخبار و مسایره الاخیار.
[۴۷] ابوبکر قطبی اهری، تاریخ شیخ اویس، ج۱، ص۱۵۴.
[۴۸] ابوبکر قطبی اهری، تاریخ شیخ اویس، ج۱، ص۱۶۴.


←← منصب امیر تومان


به نوشته شمس منشی
[۴۹] محمدبن هندوشاه شمس منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۲، ص۲۵ـ۲۶.
که بیشترین و مهمترین اطلاعات را در باره امیر تومان به دست داده است، این منصب هم از راه ارث هم به سبب شایستگیهای فردی به اشخاص اعطا می‌شد و امیرتومان موظف بود مواجب، جیره، اسلحه و کلیه احتیاجات سپاهیان و فرماندهان زیردست خود را، مطابق با آنچه از سوی دیوان معیّن شده بود، فراهم آورد. در مقابل، امیران و سپاهیان تابع او می‌بایست مطیع فرمان او بودند و هنگام ضرورت برای جنگ و لشکرکشی آماده می‌شدند. به گفته رشیدالدین فضل اللّه، ختائیان امیرتومان را وَنْگْشَیْ می خواندند.
[۵۰] رشیدالدین فضل اللّه، جامع التواریخ، ج۲، ص۹۰۶.
[۵۱] ولادیمیروویچ بارتولد، ترکستان من الفتح العربی الی الغز و المغولی، ج۱، ص۵۶۰.

این منصب در دوره تیموری نیز وجود داشت.
[۵۲] عبداللّه بن لطف اللّه حافظ ابرو، ذیل کتاب ظفرنامه نظام الدین شامی، ج۱، ص۲۲.
امیرتومان که هنگام شرفیابی به حضور تیمور، سمت چپ وی قرار می‌گرفت، موظف بود به هنگام ضرورت سپاهیان را گرد آورد.
[۵۳] تیمور گورکان، تزوکات تیموری، ج۱، ص۳۰۸، تحریر ابوطالب حسینی تربتی به فارسی.
[۵۴] تیمور گورکان، تزوکات تیموری، ج۱، ص۳۲۸، تحریر ابوطالب حسینی تربتی به فارسی.

وجود تعابیری مانند تومان آغا، تومان اغل، تومان ترکان، تومان قتلق، تومنه خان،
[۵۵] شرف الدین علی یزدی، ظفرنامه، ج۱، ص۱۱۳۸.
توم گِزال (سرلشکر در عثمانی)
[۵۶] جمشید صالحپور، فرهنگ جامع ترکی استانبولی به فارسی، ذیل "tدmgeneral"،.
تومان بیگ، تومان بیگی و تومان بیکلاری
[۵۷] بابر، امپراتور هند، ج۲، فهرست، ص۱۳۲.
در منابع مربوط به عثمانی و هند، بیانگر وجود این منصب در این کشورهاست. قلقشندی و عُمَری از نویسندگان دوره ممالیک مصر نیز به منصب امیرتومانی اشاره کرده‌اند و بر آن‌اند که امیرتومانی از مناصب نظامی ایران و همان امیرنویان بوده و به تعبیری نویان از القاب امیرتومان بوده است.
[۵۸] احمدبن یحیی عمری، التعریف بالمصطلح الشریف، ج۱، ص۶۹.
[۵۹] احمدبن یحیی عمری، التعریف بالمصطلح الشریف، ج۱، ص۷۸.
[۶۲] قلقشندی، صبح الاعشي، ج۶، ص۱۸۲.
[۶۳] قلقشندی، صبح الاعشي، ج۷، ص۲۶۳.
[۶۴] رکن الدین بیبرس منصوری، کتاب التحفه الملوکیه فی الدوله الترکیه، ج۱، ص۷۴.
[۶۵] رکن الدین بیبرس منصوری، کتاب التحفه الملوکیه فی الدوله الترکیه، ج۱، ص۸۲.
[۶۶] رکن الدین بیبرس منصوری، کتاب التحفه الملوکیه فی الدوله الترکیه، ج۱، ص۲۳۸.

واحد لشکری تومان و منصب امیرتومانی در دوره آق قوینلو (ح ۸۰۰ ـ ۹۰۸) و قراقوینلو (ح ۷۷۷ـ۸۷۳) نیز وجود داشت.
[۶۷] ابوبکر طهرانی، کتاب دیار بکریه، ج۲، ص۴۲۷.
[۶۸] روملو، ج۱۱، ص۴۳۴.
با این حال در عصر صفوی نشانی از این قشون و منصب مربوط به آن نیست.

←← تومان بندی


در دوره قاجار (۱۲۱۰ـ۱۳۴۴)، در ۱۲۶۸ تقسیم بندی جدیدی با عنوان «تومان بندی» در ارتش ایران شکل گرفت که بر اساس آن سپاه ایران به ده تومان تقسیم می‌گردید و هر تومان به تفاوت از چهار تا یازده هنگ را شامل می‌شد.
[۶۹] جهانگیر قائم مقامی، تاریخ تحولات سیاسی نظام ایران: از آغاز قرن یازدهم هجری تا سال ۱۳۰۱ هجری شمسی، ج۱، ص۶۹.
اصطلاحاتی مانند «تومانِ پیش جنگ» ــ به معنای نیرویی به تعداد یک تومان در پیشاپیش قسمت اصلی قوا با مأموریت مراقبت و اعلام خبر و جلوگیری از غافلگیری ــ «تومان پیاده» و «نیم تومان» در این دوره به کار رفته است.
[۷۰] یحیی مدرسی، حسین سامعی، و زهرا صفوی مبرهن، و زهرا صفوی مبرهن، فرهنگ اصطلاحات دوره قاجار، ص ۱۷۳.
کرزن
[۷۱] جرج ناتانیل کرزن، ایران و قضیه ایران، ج۱، ص۶۷۳.
تومان را برابر با لشکر دانسته است. از این دوره نسخه ای خطی با عنوان کتابچه تومان بندی افواج باقی‌مانده است (نسخه خطی کتابخانه ملی، ش ۵۸۹ رف).
ظاهراً این تشکیلات تا ۱۳۰۷ هم بر قرار بوده و احتمالاً در ۱۳۰۸ لغو گردیده است. در این دوره هر فوج شامل پانصد سرباز بود. دو فوج یک تیپ را تشکیل می‌داد و پنج تیپ (پنج هزار تن) زیر فرمان یک میرپنج و ده میرپنج (پنجاه تیپ) تحت فرماندهی یک امیر تومان بودند.
[۷۲] جهانگیر قائم مقامی، تاریخ تحولات سیاسی نظام ایران: از آغاز قرن یازدهم هجری تا سال ۱۳۰۱ هجری شمسی، ج۱، ص۶۹ و پانویس ۲.


←← لقب افتخاری امیرتومان


به نظر می‌رسد در این دوره در برخی موارد عنوان امیرتومان صرفاً به عنوان لقبی افتخاری به کار رفته است؛ مثلاً از آن‌جا که مدرسه دارالفنون در آغاز مدرسه نظام بوده و بیش‌تر به منظور تعلیم و تربیت نظامیان تأسیس شده بوده، رؤسای مدرسه گاه نشان و حمایل امیرتومانی می‌گرفتند.
[۷۳] ابراهیم بن اسداللّه صدیق الممالک، منتخب التواریخ، ج۱، ص۲۸۶.
[۷۴] جهانگیر قائم مقامی، یکصدوپنجاه سند تاریخی: از جلایریان تا پهلوی، ج۱، ص۳۵۹.
چنانکه این عنوان بر بسیاری از صاحب منصبان مهم نظامی اطلاق و به آن‌ها نشانهای شیر و خورشید نیز اعطا می‌شد.
[۷۵] محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه، المآثر و الاثار، ج۱، ص۳۴۹ـ ۳۵۰، در چهل سال تاریخ ایران.
[۷۶] محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه، المآثر و الاثار، ج۱، ص۴۲۲، در چهل سال تاریخ ایران.
[۷۷] ابراهیم بن اسداللّه صدیق الممالک، منتخب التواریخ، ج۱، ص۲۸۹.
ظاهراً اعطای بی قاعده این عنوان به بسیاری از کارگزاران حکومتی سبب شد تا حکومت در ۱۳۱۱ بر پایه «قانون بذل مناصب عالیه عساکر دولت علیه ایران»، مقرر کند، «اداره عالیه مناصب نظامی» از پنج سردار و هفت امیرتومان تشکیل شود و چون عده امیران تومان بیش از این تعداد بود قوانینی برای کاهش تعداد آنان به تصویب رسید.
[۷۸] ابراهیم بن اسداللّه صدیق الممالک، منتخب التواریخ، ج۱، ص۲۸۴ـ۲۸۵.
در این دوران امرای تومان ریاست قشون برخی ولایات و سرحدداری را نیز عهده دار شدند
[۷۹] ابراهیم بن اسداللّه صدیق الممالک، منتخب التواریخ، ج۱، ص۲۹۲ـ۲۹۳.
که پیشتر از وظایف بیگلربیگی بود.

←← لغو امیرتومان


طبق قانون ۱۳۰۱ ش، مقرر شد کلیه درجات و نشانها و امتیازات صاحب منصبان نظامی دوران پیش، چه واقعی و چه افتخاری، از نیابت تا سرداری لغو و به جای آن‌ها درجات جدیدی وضع شود. به این ترتیب به جای «امیرتومان» عنوان «امیرلشکر» وضع گردید که دومین مرتبه نظامی به شمار می‌رفت.
[۸۰] باقر عاقلی، رضاشاه و قشون متحدالشکل (۱۳۲۰ـ۱۳۰۰)، ج۱، ص۱۱۸.
همچنین مقرر شد بعضی از صاحب منصبان نظامی، از قبیل امیرتومانهایی که به خدمت دعوت نشده بودند، از حقوق بازنشستگی برخوردار شوند. عده ای که به خدمت دعوت شدند نیز تا شش درجه تنزل مقام یافتند و تنها هفت سردار با درجه امیرلشکری وارد قشون جدید شدند.
[۸۱] باقر عاقلی، رضاشاه و قشون متحدالشکل (۱۳۲۰ـ۱۳۰۰)، ج۱، ص۱۱۹.


← واحد پول


۳) تومان به عنوان واحد پول. شواهد کاربرد تومان در این مفهوم به دوره مغول باز می‌گردد. برپایه منابع این دوره، تومان معادل ده هزار دینار زر رایج بوده و گاه برای شمارش آقچه، مال، بالش، حقوق دیوانی و خراج ممالک به کار می‌رفته است. پس از فرمان یکسان کردن اوزان و مقیاسها در دوره غازان، اصطلاح «تومان غازانی» یا بعدها «تومان تبریزی» یا «تومان دیوانی» نیز رواج یافت.
[۸۲] جوینی، ج۱، ص۱۶۹.
[۸۳] رشیدالدین فضل اللّه، جامع التواریخ، ج۲، ص۱۴۹۳.
[۸۴] رشیدالدین فضل اللّه، سوانح الافکار رشیدی، ج۱، ص۱۶۳.
[۸۵] رشیدالدین فضل اللّه، سوانح الافکار رشیدی، ج۱، ص۲۱۵.
[۸۶] عبداللّه بن فضل اللّه وصّاف الحضره، تاریخ وصّاف، ج۱، ص۳۳۶.
[۸۷] داوودبن محمد بناکتی، تاریخ بناکتی = روضه اولی الالباب فی معرفه التواریخ و الانساب، ج۱، ص۳۶.
[۸۸] عبداللّه بن محمد کاشانی، تاریخ اولجایتو، ج۱، ص۱۵۵.
[۸۹] محمدبن هندوشاه شمس منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۲، ص۱۲.
[۹۰] محمدبن هندوشاه شمس منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۲، ص۱۲۸ـ ۱۲۹.
[۹۱] حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب، ج۱، ص۴۷.
[۹۲] حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب، ج۱، ص۷۴ـ ۷۵.
[۹۳] حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب، ج۱، ص۱۰۰.
[۹۴] حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب، ج۱، ص۱۳۸.
[۹۵] محمودبن محمد آقسرایی، تاریخ سلاجقه، ج۱، ص۶۲، یا، مسامره الاخبار و مسایره الاخیار.
[۹۶] محمودبن محمد آقسرایی، تاریخ سلاجقه، ج۱، ص۲۱۰، یا، مسامره الاخبار و مسایره الاخیار.
[۹۷] محمودبن محمد آقسرایی، تاریخ سلاجقه، ج۱، ص۲۱۴، یا، مسامره الاخبار و مسایره الاخیار.
[۹۸] محمودبن محمد آقسرایی، تاریخ سلاجقه، ج۱، ص۲۳۱ـ۲۳۲، یا، مسامره الاخبار و مسایره الاخیار.
[۹۹] ابوبکر قطبی اهری، تاریخ شیخ اویس، ج۱، ص۱۳۸.
[۱۰۰] محمد قزوینی، یادداشتهای قزوینی، ج۲، ص۱۱۳.


←← در دوره تیموری


در دوره تیموری، بویژه در هرات، «تومان کپکی» رواج داشت و هر ۵۰۰، ۱ تومان کپکی معادل ۰۰۰، ۹ تومان عراقی بود.
[۱۰۱] عبداللّه بن لطف اللّه حافظ ابرو، ذیل کتاب ظفرنامه نظام الدین شامی، ج۱، ص۲۰.
[۱۰۲] عبداللّه بن لطف اللّه حافظ ابرو، ذیل کتاب ظفرنامه نظام الدین شامی، ج۱، ص۳۸.
در دوره های آق قوینلو و قراقوینلو و صفویه و افشاریه و زندیه، علاوه بر تومان، اصطلاح «تومان تبریزی» بار دیگر در فرمانهای حکومتی و محاوره عامه رواج یافت.
[۱۰۳] ابوبکر طهرانی، کتاب دیار بکریه، ج۲، ص۳۴۱.
[۱۰۴] ابوبکر طهرانی، کتاب دیار بکریه، ج۲، ص۳۶۳.
[۱۰۵] علی نقی نصیری، القاب و مواجب دوره سلاطین صفویه، ج۱، ص۸۸.
[۱۰۶] محمدکاظم مروی، ج۱، ص۳۶۸.
[۱۰۷] محمدکاظم مروی، ج۲، ص۵۴۰.
[۱۰۸] محمدکاظم مروی، ج۲، ص۵۸۲.
[۱۰۹] محمدکاظم مروی، ج۲، ص۷۹۵.
[۱۱۰] محمدکاظم مروی، ج۳، ص۹۲۵.
[۱۱۱] محمدکاظم مروی، ج۳، ص۹۵۶.
[۱۱۲] محمدکاظم مروی، ج۳، ص۱۱۲۹.
[۱۱۳] نادرمیرزا قاجار، تاریخ و جغرافی دارالسلطنه تبریز، ج۱، ص۳۴۶.
[۱۱۴] نادرمیرزا قاجار، تاریخ و جغرافی دارالسلطنه تبریز، ج۱، ص۳۵۲ـ۳۵۳.


←← در دوره صفویه


در دوره صفویه یک تومان معادل پنجاه عباسی و در دوره افشاریه معادل بیست نادری بوده است.
[۱۱۵] شاردن، ج۴، ص۱۸۱.
[۱۱۶] نادرمیرزا قاجار، تاریخ و جغرافی دارالسلطنه تبریز، ج۱، ص۳۵۶.

به نوشته بارتولد نخستین بار فتحعلی شاه قاجار در ۱۲۱۲ به ضرب سکه طلای تومان پرداخت.
[۱۱۷] د. اسلام، چاپ اول، ذیل واژه.
پیش از این تاریخ مسکوکی به نام تومان وجود نداشت بلکه اصطلاح تومان در محاسبات، به عنوان واحد شمارش به کار می‌رفت. بر اساس منابع سکه شناسی، نخستین سکه تومان موجود متعلق به دوره ناصری است که با وزن ۱۸ نخود و عیار ۹۹۰ ضرب شد.
[۱۱۸] فرهنگ نوین فرح بخش و هوشنگ نوین فرح بخش، سکه های رایج ایران در یکصد سال اخیر، ج۱، ص۶.
[۱۱۹] فرهنگ نوین فرح بخش و هوشنگ نوین فرح بخش، سکه های رایج ایران در یکصد سال اخیر، ج۱، ص۷ـ۹.
[۱۲۰] فرهنگ نوین فرح بخش و هوشنگ نوین فرح بخش، سکه های رایج ایران در یکصد سال اخیر، ج۱، ص۴۸ـ۴۹.
[۱۲۱] فرهنگ نوین فرح بخش و هوشنگ نوین فرح بخش، سکه های رایج ایران در یکصد سال اخیر، ج۱، ص۵۲ـ۶۳.
[۱۲۲] د. اسلام، چاپ دوم، ذیل «تومان ۲۰».
از دوره مظفرالدین شاه، سکه ده تومانی طلا همراه با تصویر وی به عنوان یادگاری در دست است.
[۱۲۳] محمد مشیری، نشان و مدال های ایران از آغاز سلطنت قاجاریه تا امروز، ج۱، ص۶۲.
به نوشته ترابی طباطبائی در این دوره به جای شاهی، یک تومانی ضرب می‌شد.
[۱۲۴] جمال ترابی طباطبائی، سکه های ماشینی ایران و مقدمه ای بر سکه شناسی، ج۱، ص۸۰.
آلبوم سکه های رابینو حاکی از ضرب واژه تومان بر روی سکه های دوره ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه، محمدعلی شاه و احمدشاه است (تصویر ۲۵، ش ۶۴۶ـ۶۴۹، ۶۵۳ـ۶۵۴، تصویر ۲۶، ش ۶۶۶، ۶۶۸ـ۶۶۹، ۶۸۰ـ۶۸۱، تصویر ۲۷، ش ۶۸۹ میان سالهای ۱۲۹۳ تا ۱۳۲۷ ضرب شده اند).

←← در دوره رضاشاه پهلوی


در دوره رضاشاه پهلوی سکه ای یک تومانی با وزن پانزده نخود ضرب شد
[۱۲۵] فرهنگ نوین فرح بخش و هوشنگ نوین فرح بخش، سکه های رایج ایران در یکصد سال اخیر، ج۱، ص۶۳.
و در ۲۷ اسفند ۱۳۰۸، در پی تصویب مجلس شورای ملی، در نام سکه‌ها تغییراتی دادند و مقرر شد هر ریال معادل صد دینار و ده ریال برابر با یک تومان باشد.
[۱۲۶] جمال ترابی طباطبائی، سکه های ماشینی ایران و مقدمه ای بر سکه شناسی، ج۱، ص۱۳۴.
از آن پس، واحد پول در اسناد رسمی و دولتی ریال است و همین واحد بر روی سکه‌ها و اسکناسها ثبت می‌شود. در عین حال، در محاسبات غیررسمی، کاربرد تومان رایجتر است و اگرچه یک تومان به شکل رسمی برابر ده ریال است، امروزه در تداول عامه و محاسبات لفظی، بویژه در میان اهل کسب و کار، به هر هزار تومان و گاه به هر یک میلیون تومان، یک تومان اطلاق می‌شود.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) محمودبن محمد آقسرایی، تاریخ سلاجقه، یا، مسامره الاخبار و مسایره الاخیار، چاپ عثمان توران، آنکارا ۱۹۴۴، چاپ افست تهران ۱۳۶۲ ش؛
(۲) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه، المآثر و الا´ثار، در چهل سال تاریخ ایران، چاپ ایرج افشار، ج ۱، تهران ۱۳۶۳ ش؛
(۳) بابر، امپراتور هند، بابرنامه، چاپ مانو ایزی نینک، کیوتو ۱۹۹۵ـ۱۹۹۶؛
(۴) ولادیمیروویچ بارتولد، ترکستان من الفتح العربی الی الغز و المغولی، نقله عن الروسیه صلاح الدین عثمان هاشم، کویت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱؛
(۵) محمدحسین بن خلف برهان، برهان قاطع، چاپ محمد معین، تهران ۱۳۶۱ ش؛
(۶) داوودبن محمد بناکتی، تاریخ بناکتی = روضه اولی الالباب فی معرفه التواریخ و الانساب، چاپ جعفر شعار، تهران ۱۳۴۸ ش؛
(۷) رکن الدین بیبرس منصوری، کتاب التحفه الملوکیه فی الدوله الترکیه، چاپ عبدالحمید صالح حمدان، قاهره ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷؛
(۸) ایلیا پاولوویچ پطروشفسکی، کشاورزی و مناسبات ارضی در ایران عهد مغول، ترجمه کریم کشاورز، تهران ۱۳۵۷ ش؛
(۹) جمال ترابی طباطبائی، سکه های ماشینی ایران و مقدمه ای بر سکه شناسی، تبریز ۱۳۷۱ ش؛
(۱۰) تیمور گورکان، تزوکات تیموری، تحریر ابوطالب حسینی تربتی به فارسی، آکسفورد ۱۷۷۳، چاپ افست تهران ۱۳۴۲ ش؛
(۱۱) جوینی؛
(۱۲) عبداللّه بن لطف اللّه حافظ ابرو، ذیل کتاب ظفرنامه نظام الدین شامی، چاپ بهمن کریمی، تهران ?( ۱۳۲۸ ش )؛
(۱۳) حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب؛
(۱۴) یاسنت لویی رابینو، آلبوم سکه ها، نشانها و مهرهای پادشاهان ایران ( از سال ۱۵۰۰ تا ۱۹۴۸ میلادی )، چاپ محمد مشیری، تهران ۱۳۵۳ ش؛
(۱۵) رشیدالدین فضل اللّه، جامع التواریخ، چاپ محمد روشن و مصطفی موسوی، تهران ۱۳۷۳ ش؛
(۱۶) رشیدالدین فضل اللّه، سوانح الافکار رشیدی، چاپ محمدتقی دانش پژوه، تهران ۱۳۵۸ ش؛
(۱۷) روملو؛
(۱۸) علی سامی، تمدن ساسانی، شیراز ۱۳۴۲ـ ۱۳۴۴ ش؛
(۱۹) محمدبن عبدالجلیل سمرقندی، قندیّه، در قندیّه و سمریّه، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۶۷ ش؛
(۲۰) شرف الدین علی یزدی، ظفرنامه، چاپ عصام الدین اورونبایوف، تاشکند ۱۹۷۲؛
(۲۱) فرهنگ اصطلاحات دیوانی دوران مغول، تهران ۱۳۵۷ ش؛
(۲۲) محمدبن هندوشاه شمس منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، چاپ عبدالکریم علی اوغلی علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶؛
(۲۳) جمشید صالحپور، فرهنگ جامع ترکی استانبولی به فارسی، تهران ۱۳۷۵ ش؛
(۲۴) ابراهیم بن اسداللّه صدیق الممالک، منتخب التواریخ، تهران ۱۳۶۶ ش؛
(۲۵) ابوبکر طهرانی، کتاب دیار بکریه، چاپ نجاتی لوغال و فاروق سومر، آنکارا ۱۹۶۲ـ۱۹۶۴، چاپ افست تهران ۱۳۵۶ ش؛
(۲۶) باقر عاقلی، رضاشاه و قشون متحدالشکل ( ۱۳۲۰ـ۱۳۰۰ )، تهران ۱۳۷۹ ش؛
(۲۷) احمدبن یحیی عمری، التعریف بالمصطلح الشریف، چاپ محمدحسین شمس الدین، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸؛
(۲۸) جهانگیر قائم مقامی، تاریخ تحولات سیاسی نظام ایران : از آغاز قرن یازدهم هجری تا سال ۱۳۰۱ هجری شمسی، تهران ۱۳۲۶ ش؛
(۲۹) جهانگیر قائم مقامی، یکصدوپنجاه سند تاریخی : از جلایریان تا پهلوی، تهران ۱۳۴۸ ش؛
(۳۰) حسین کاظم قدری، تورک لغتی، ج ۲، استانبول ۱۹۲۸؛
(۳۱) محمد قزوینی، یادداشتهای قزوینی، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۶۳ ش؛
(۳۲) ابوبکر قطبی اهری، تاریخ شیخ اویس، با مقدمه و ترجمه انگلیسی یوهانز فن لون، لاهه ۱۳۷۳؛
(۳۳) قلقشندی، صبح الاعشی؛
(۳۴) عبداللّه بن محمد کاشانی، تاریخ اولجایتو، چاپ مهین مهبلی، تهران ۱۳۴۸ ش؛
(۳۵) جرج ناتانیل کرزن، ایران و قضیه ایران، ترجمه غ . وحید مازندرانی، تهران ۱۳۵۰ ش؛
(۳۶) یحیی مدرسی، حسین سامعی، و زهرا صفوی مبرهن، فرهنگ اصطلاحات دوره قاجار: قشون و نظمیه، تهران ۱۳۸۰ ش؛
(۳۷) عالم آرای نادری، چاپ محمدامین ریاحی،تهران ۱۳۶۴ ش؛
(۳۸) محمد مشیری، نشان و مدال های ایران از آغاز سلطنت قاجاریه تا امروز، تهران ۱۳۵۴ ش؛
(۳۹) نادرمیرزا قاجار، تاریخ و جغرافی دارالسلطنه تبریز، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تبریز ۱۳۷۳ ش؛
(۴۰) علی نقی نصیری، القاب و مواجب دوره سلاطین صفویه، چاپ یوسف رحیم لو، مشهد ۱۳۷۲ ش؛
(۴۱) فرهنگ نوین فرح بخش و هوشنگ نوین فرح بخش، سکه های رایج ایران در یکصد سال اخیر، تهران ۱۳۴۹ ش؛
(۴۲) عبداللّه بن فضل اللّه وصّاف الحضره، تاریخ وصّاف، چاپ سنگی بمبئی ۱۲۶۹؛
(۴۳) باریس یاکوولیویچ ولادیمیرتسوف، نظام اجتماعی مغول، ترجمه شیرین بیانی، تهران ۱۳۶۵ ش؛
(۴۴) شمیس شریک امین؛
(۴۵) محمدکاظم مروی؛
(۴۶) واسیلی؛
(۴۷) Lazar Budagov, Stravnitelniy Slovar Turetsko-Tatarskik ¢h ¢narec §iy , St. Petersburg ۱۸۶۹;
(۴۸) Jean Chardin, Voyages du Chevalier Chardin en Perse et autres lieux de l'Orient , new ed. by L.Langle ©s, Paris ۱۸۱۱;
(۴۹) Sir Gerard Clauson, An etymological dictionary of pre-thirteenth-century Turkish , Oxford ۱۹۷۲;
(۵۰) Gerhard Doerfer, Tدrkische und mongolische Elemente im Neupersischen , Wiesbaden ۱۹۶۳-۱۹۷۵;
(۵۱) EI ۱ , s.v. "Tuman" (by W. Barthold);
(۵۲) EI ۲ , svv. "Tu ¦ma ¦n. ۱" (by R. Amitai), "Tu ¦ma ¦n. ۲" (by R.E.Darley-Doran)؛

پانویس

[ویرایش]
 
۱. شمیس شریک امین، ذیل واژه.
۲. محمدحسین بن خلف برهان، برهان قاطع، ذیل «تومن».
۳. حسین کاظم قدری، تورک لغتی، ذیل واژه.
۴. رشیدالدین فضل اللّه، جامع التواریخ، ج۳، تعلیقات روشن و موسوی، ص۲۳۴۵.
۵. دورفر، ج۲، ص۵۶۷ ـ ۵۶۸.
۶. کلاوسون، ج۱، ص۵۰۷ ـ ۵۰۸.
۷. بوداگوف، ج۱، ص۴۰۶.
۸. رشیدالدین فضل اللّه، جامع التواریخ، ج۳، تعلیقات روشن و موسوی، ص۲۳۴۵.
۹. رشیدالدین فضل اللّه، جامع التواریخ، ج۳، تعلیقات روشن و موسوی، ص۲۳۴۵.
۱۰. جوینی، ج۲، ص۲۵۵.
۱۱. عبداللّه بن فضل اللّه وصّاف الحضره، تاریخ وصّاف، ج۱، ص۲۸۴.
۱۲. حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب، ج۱، ص۴۷ـ ۴۸.
۱۳. حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب، ج۱، ص۷۵.
۱۴. حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب، ج۱، ص۱۵۱ و جاهای دیگر.
۱۵. محمدبن عبدالجلیل سمرقندی، قندیّه، ج۱، ص۷۲.
۱۶. محمدحسین بن خلف برهان، برهان قاطع، ذیل «تومن».
۱۷. محمدحسین بن خلف برهان، برهان قاطع، ذیل «تومن».
۱۸. بوداگوف، ج۱، ص۴۰۶.
۱۹. بابر، امپراتور هند، ج۱، ص۷۵.
۲۰. بابر، امپراتور هند، ج۱، ص۱۲۶.
۲۱. د. اسلام، چاپ اول، ذیل واژه.
۲۲. حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب، ج۱، ص۴۷ـ ۴۸.
۲۳. حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب، ج۱، ص۷۵.
۲۴. حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب، ج۱، ص۱۵۱.
۲۵. ایلیا پاولوویچ پطروشفسکی، کشاورزی و مناسبات ارضی در ایران عهد مغول، ج۲، ص۵۰۰، پانویس ۲.
۲۶. داوودبن محمد بناکتی، تاریخ بناکتی = روضه اولی الالباب فی معرفه التواریخ و الانساب، ج۱، ص۴۵۲.
۲۷. د. اسلام، چاپ اول، ذیل واژه.
۲۸. باریس یاکوولیویچ ولادیمیرتسوف، نظام اجتماعی مغول، ج۱، ص۲۱۳.
۲۹. باریس یاکوولیویچ ولادیمیرتسوف، نظام اجتماعی مغول، ج۱، ص۲۱۵.
۳۰. علی سامی، تمدن ساسانی، ج۲، ص۶۱.
۳۱. رشیدالدین فضل اللّه، جامع التواریخ، ج۱، ص۷۰.
۳۲. رشیدالدین فضل اللّه، جامع التواریخ، ج۱، ص۱۱۲.
۳۳. رشیدالدین فضل اللّه، جامع التواریخ، ج۱، ص۱۵۱.
۳۴. رشیدالدین فضل اللّه، جامع التواریخ، ج۱، ص۳۲۹.
۳۵. عبداللّه بن فضل اللّه وصّاف الحضره، تاریخ وصّاف، ج۱، ص۲۰.
۳۶. عبداللّه بن فضل اللّه وصّاف الحضره، تاریخ وصّاف، ج۱، ص۴۶.
۳۷. داوودبن محمد بناکتی، تاریخ بناکتی = روضه اولی الالباب فی معرفه التواریخ و الانساب، ج۱، ص۳۵۴.
۳۸. داوودبن محمد بناکتی، تاریخ بناکتی = روضه اولی الالباب فی معرفه التواریخ و الانساب، ج۱، ص۳۶۶ـ۳۶۷.
۳۹. داوودبن محمد بناکتی، تاریخ بناکتی = روضه اولی الالباب فی معرفه التواریخ و الانساب، ج۱، ص۴۲۳.
۴۰. د. اسلام، چاپ دوم، ذیل «تومان ۱۰».
۴۱. باریس یاکوولیویچ ولادیمیرتسوف، نظام اجتماعی مغول، ج۱، ص۲۱۹.
۴۲. جوینی، ج۱، ص۲۳.
۴۳. رشیدالدین فضل اللّه، جامع التواریخ، ج۱، ص۳۲۹.
۴۴. ایلیا پاولوویچ پطروشفسکی، کشاورزی و مناسبات ارضی در ایران عهد مغول، ج۲، ص۵۲۸ ـ۵۲۹.
۴۵. جوینی، ج۱، ص۲۴.
۴۶. محمودبن محمد آقسرایی، تاریخ سلاجقه، ذیل «تومان»، یا، مسامره الاخبار و مسایره الاخیار.
۴۷. ابوبکر قطبی اهری، تاریخ شیخ اویس، ج۱، ص۱۵۴.
۴۸. ابوبکر قطبی اهری، تاریخ شیخ اویس، ج۱، ص۱۶۴.
۴۹. محمدبن هندوشاه شمس منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۲، ص۲۵ـ۲۶.
۵۰. رشیدالدین فضل اللّه، جامع التواریخ، ج۲، ص۹۰۶.
۵۱. ولادیمیروویچ بارتولد، ترکستان من الفتح العربی الی الغز و المغولی، ج۱، ص۵۶۰.
۵۲. عبداللّه بن لطف اللّه حافظ ابرو، ذیل کتاب ظفرنامه نظام الدین شامی، ج۱، ص۲۲.
۵۳. تیمور گورکان، تزوکات تیموری، ج۱، ص۳۰۸، تحریر ابوطالب حسینی تربتی به فارسی.
۵۴. تیمور گورکان، تزوکات تیموری، ج۱، ص۳۲۸، تحریر ابوطالب حسینی تربتی به فارسی.
۵۵. شرف الدین علی یزدی، ظفرنامه، ج۱، ص۱۱۳۸.
۵۶. جمشید صالحپور، فرهنگ جامع ترکی استانبولی به فارسی، ذیل "tدmgeneral"،.
۵۷. بابر، امپراتور هند، ج۲، فهرست، ص۱۳۲.
۵۸. احمدبن یحیی عمری، التعریف بالمصطلح الشریف، ج۱، ص۶۹.
۵۹. احمدبن یحیی عمری، التعریف بالمصطلح الشریف، ج۱، ص۷۸.
۶۰. قلقشندی، صبح الاعشی، ج۴، ص۴۲۱.    
۶۱. قلقشندی، صبح الاعشی، ج۱۵، ص۲۰۲.    
۶۲. قلقشندی، صبح الاعشي، ج۶، ص۱۸۲.
۶۳. قلقشندی، صبح الاعشي، ج۷، ص۲۶۳.
۶۴. رکن الدین بیبرس منصوری، کتاب التحفه الملوکیه فی الدوله الترکیه، ج۱، ص۷۴.
۶۵. رکن الدین بیبرس منصوری، کتاب التحفه الملوکیه فی الدوله الترکیه، ج۱، ص۸۲.
۶۶. رکن الدین بیبرس منصوری، کتاب التحفه الملوکیه فی الدوله الترکیه، ج۱، ص۲۳۸.
۶۷. ابوبکر طهرانی، کتاب دیار بکریه، ج۲، ص۴۲۷.
۶۸. روملو، ج۱۱، ص۴۳۴.
۶۹. جهانگیر قائم مقامی، تاریخ تحولات سیاسی نظام ایران: از آغاز قرن یازدهم هجری تا سال ۱۳۰۱ هجری شمسی، ج۱، ص۶۹.
۷۰. یحیی مدرسی، حسین سامعی، و زهرا صفوی مبرهن، و زهرا صفوی مبرهن، فرهنگ اصطلاحات دوره قاجار، ص ۱۷۳.
۷۱. جرج ناتانیل کرزن، ایران و قضیه ایران، ج۱، ص۶۷۳.
۷۲. جهانگیر قائم مقامی، تاریخ تحولات سیاسی نظام ایران: از آغاز قرن یازدهم هجری تا سال ۱۳۰۱ هجری شمسی، ج۱، ص۶۹ و پانویس ۲.
۷۳. ابراهیم بن اسداللّه صدیق الممالک، منتخب التواریخ، ج۱، ص۲۸۶.
۷۴. جهانگیر قائم مقامی، یکصدوپنجاه سند تاریخی: از جلایریان تا پهلوی، ج۱، ص۳۵۹.
۷۵. محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه، المآثر و الاثار، ج۱، ص۳۴۹ـ ۳۵۰، در چهل سال تاریخ ایران.
۷۶. محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه، المآثر و الاثار، ج۱، ص۴۲۲، در چهل سال تاریخ ایران.
۷۷. ابراهیم بن اسداللّه صدیق الممالک، منتخب التواریخ، ج۱، ص۲۸۹.
۷۸. ابراهیم بن اسداللّه صدیق الممالک، منتخب التواریخ، ج۱، ص۲۸۴ـ۲۸۵.
۷۹. ابراهیم بن اسداللّه صدیق الممالک، منتخب التواریخ، ج۱، ص۲۹۲ـ۲۹۳.
۸۰. باقر عاقلی، رضاشاه و قشون متحدالشکل (۱۳۲۰ـ۱۳۰۰)، ج۱، ص۱۱۸.
۸۱. باقر عاقلی، رضاشاه و قشون متحدالشکل (۱۳۲۰ـ۱۳۰۰)، ج۱، ص۱۱۹.
۸۲. جوینی، ج۱، ص۱۶۹.
۸۳. رشیدالدین فضل اللّه، جامع التواریخ، ج۲، ص۱۴۹۳.
۸۴. رشیدالدین فضل اللّه، سوانح الافکار رشیدی، ج۱، ص۱۶۳.
۸۵. رشیدالدین فضل اللّه، سوانح الافکار رشیدی، ج۱، ص۲۱۵.
۸۶. عبداللّه بن فضل اللّه وصّاف الحضره، تاریخ وصّاف، ج۱، ص۳۳۶.
۸۷. داوودبن محمد بناکتی، تاریخ بناکتی = روضه اولی الالباب فی معرفه التواریخ و الانساب، ج۱، ص۳۶.
۸۸. عبداللّه بن محمد کاشانی، تاریخ اولجایتو، ج۱، ص۱۵۵.
۸۹. محمدبن هندوشاه شمس منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۲، ص۱۲.
۹۰. محمدبن هندوشاه شمس منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۲، ص۱۲۸ـ ۱۲۹.
۹۱. حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب، ج۱، ص۴۷.
۹۲. حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب، ج۱، ص۷۴ـ ۷۵.
۹۳. حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب، ج۱، ص۱۰۰.
۹۴. حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب، ج۱، ص۱۳۸.
۹۵. محمودبن محمد آقسرایی، تاریخ سلاجقه، ج۱، ص۶۲، یا، مسامره الاخبار و مسایره الاخیار.
۹۶. محمودبن محمد آقسرایی، تاریخ سلاجقه، ج۱، ص۲۱۰، یا، مسامره الاخبار و مسایره الاخیار.
۹۷. محمودبن محمد آقسرایی، تاریخ سلاجقه، ج۱، ص۲۱۴، یا، مسامره الاخبار و مسایره الاخیار.
۹۸. محمودبن محمد آقسرایی، تاریخ سلاجقه، ج۱، ص۲۳۱ـ۲۳۲، یا، مسامره الاخبار و مسایره الاخیار.
۹۹. ابوبکر قطبی اهری، تاریخ شیخ اویس، ج۱، ص۱۳۸.
۱۰۰. محمد قزوینی، یادداشتهای قزوینی، ج۲، ص۱۱۳.
۱۰۱. عبداللّه بن لطف اللّه حافظ ابرو، ذیل کتاب ظفرنامه نظام الدین شامی، ج۱، ص۲۰.
۱۰۲. عبداللّه بن لطف اللّه حافظ ابرو، ذیل کتاب ظفرنامه نظام الدین شامی، ج۱، ص۳۸.
۱۰۳. ابوبکر طهرانی، کتاب دیار بکریه، ج۲، ص۳۴۱.
۱۰۴. ابوبکر طهرانی، کتاب دیار بکریه، ج۲، ص۳۶۳.
۱۰۵. علی نقی نصیری، القاب و مواجب دوره سلاطین صفویه، ج۱، ص۸۸.
۱۰۶. محمدکاظم مروی، ج۱، ص۳۶۸.
۱۰۷. محمدکاظم مروی، ج۲، ص۵۴۰.
۱۰۸. محمدکاظم مروی، ج۲، ص۵۸۲.
۱۰۹. محمدکاظم مروی، ج۲، ص۷۹۵.
۱۱۰. محمدکاظم مروی، ج۳، ص۹۲۵.
۱۱۱. محمدکاظم مروی، ج۳، ص۹۵۶.
۱۱۲. محمدکاظم مروی، ج۳، ص۱۱۲۹.
۱۱۳. نادرمیرزا قاجار، تاریخ و جغرافی دارالسلطنه تبریز، ج۱، ص۳۴۶.
۱۱۴. نادرمیرزا قاجار، تاریخ و جغرافی دارالسلطنه تبریز، ج۱، ص۳۵۲ـ۳۵۳.
۱۱۵. شاردن، ج۴، ص۱۸۱.
۱۱۶. نادرمیرزا قاجار، تاریخ و جغرافی دارالسلطنه تبریز، ج۱، ص۳۵۶.
۱۱۷. د. اسلام، چاپ اول، ذیل واژه.
۱۱۸. فرهنگ نوین فرح بخش و هوشنگ نوین فرح بخش، سکه های رایج ایران در یکصد سال اخیر، ج۱، ص۶.
۱۱۹. فرهنگ نوین فرح بخش و هوشنگ نوین فرح بخش، سکه های رایج ایران در یکصد سال اخیر، ج۱، ص۷ـ۹.
۱۲۰. فرهنگ نوین فرح بخش و هوشنگ نوین فرح بخش، سکه های رایج ایران در یکصد سال اخیر، ج۱، ص۴۸ـ۴۹.
۱۲۱. فرهنگ نوین فرح بخش و هوشنگ نوین فرح بخش، سکه های رایج ایران در یکصد سال اخیر، ج۱، ص۵۲ـ۶۳.
۱۲۲. د. اسلام، چاپ دوم، ذیل «تومان ۲۰».
۱۲۳. محمد مشیری، نشان و مدال های ایران از آغاز سلطنت قاجاریه تا امروز، ج۱، ص۶۲.
۱۲۴. جمال ترابی طباطبائی، سکه های ماشینی ایران و مقدمه ای بر سکه شناسی، ج۱، ص۸۰.
۱۲۵. فرهنگ نوین فرح بخش و هوشنگ نوین فرح بخش، سکه های رایج ایران در یکصد سال اخیر، ج۱، ص۶۳.
۱۲۶. جمال ترابی طباطبائی، سکه های ماشینی ایران و مقدمه ای بر سکه شناسی، ج۱، ص۱۳۴.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تومان»، شماره۴۰۷۵.    






جعبه ابزار