توحید (اسلام)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اعتقاد به یگانگی خداوند و نفی هرگونه شریک برای او را توحید گویند. از آن به مناسبت در باب طهارت و صلات سخن گفته شده است.


مفهوم توحید

[ویرایش]

توحید، بنیادی ‌ترین آموزه اعتقادی در اسلام می‌باشد که دارای جنبه های متعدد نظری و عملی است.
مطابق مفهوم توحید، خداوند، یکتا، دارای همه صفات کمالی ، بی مانند، بری از تغییر و نیز خالق یگانه عالم و بی شریک است، اداره عالم به اراده او صورت می‌گیرد و دانش و توان فراگیرش بر همه عالم محیط است؛ همه آفریدگان باید او را پرستش کنند و این پرستش بی نیاز از پایمردی است.

از منظر قرآن

[ویرایش]

بنا بر قرآن ، باور توحیدی ریشه در فطرت انسان ها دارد و هرگونه اعتقاد و رفتار غیر توحیدی نشانه انحراف از این بنیان وجودی و ناشی از عوامل روانی و محیطی و جغرافیایی و تاریخی و غیره است.
همه پیامبران منادی توحید بوده‌اند و بیشترین اهتمامشان زدودن شرک و آیین ها و رفتارهای مشرکانه بوده است.
قرآن به ویژه از نوح و ابراهیم یاد می‌کند و به مناسبت های گوناگون و گاه به تفصیل، مبارزات توحیدی آنان را گزارش میدهد. همچنین از دو دین بزرگ یهودیت و مسیحیت به عنوان دو دین توحیدی نام می برد، هرچند برخی آرای آنان در همین موضوع (مثلاً فرزند خدا بودن عیسی ) را نقد می کند و آن را انحراف از توحید می‌خواند.

از منظر فلسفه و کلام

[ویرایش]

نظام های فلسفی و کلامی در جهان اسلام نیز با وجود پاره ای اختلافات، بر پایه توحید شکل گرفته اند. مذاهب و مکاتب و فِرق درون عالم اسلام نیز پیش از هر چیز با این آموزه آزموده شده اند.
در مطالعات کنونی ادیان، مراد از توحید همان است که در یهودیت و مسیحیت و اسلام و در نظام های فلسفی مبتنی بر این ادیان وجود دارد، در برابر سایر تصورات از الوهیت در سنن دیگر دینی (مثلاً سرشت غیرشخصی خدا، حلول خدا در عالم، وجود نیروهای شر در کنار خدا)، مثل برخی صورت های آیین هندو و بودایی .
[۱] دایرة المعارف دین، ویرایش میرچا الیاده، ج۱۰، ص۶۸ـ۶۹، نیویورک ۱۹۸۷.


از منظر دین شناسی

[ویرایش]

توحید در تاریخ دین حضوری دیرینه دارد. مطابق یک نظریه، نخستین مرحله درک بشر از امر الوهی، نوعی توحید ابتدایی، و اعتقاد به چند خدا ــ که در اغلب ادیان ابتدایی مشاهده می شود ــ انحراف از این دریافت اولیه بوده است.
هر چند برای این نظریه شواهد دقیق تاریخی یافته نشده است، مطابق تحقیقات متأخر، بسیاری از مردمان بدوی یا باستانی ، علاوه بر خدایان متعدد، به خدایی برتر و مافوق خدایان دیگر نیز معتقد بوده‌اند که چه بسا همین امر زمینه تأمل در توحید را فراهم کرده بوده است.
[۲] دایرة المعارف دین، ویرایش میرچا الیاده، ج۱۰، ص۶۹، نیویورک ۱۹۸۷.


منشأ عقیده به توحید

[ویرایش]

در باره پیدایی و شکل گیری عقیده به توحید نیز محققان ادیان از روش های تعقلی و پی بردن به منطق قدرت واحد الاهی در برخی مناطق و سنّت ها و نیز روش تجربه عرفانی و تجربه تاریخی سخن گفته اند.
[۳] دایرة المعارف دین، ویرایش میرچا الیاده، ج۱۰، ص۷۱، نیویورک ۱۹۸۷.

به علاوه، در دوره معاصر تأملات و تحقیقات فراوانی در باره توحید و کارکردهای آن، گاه همراه با نگاه انتقادی (مثلاً منتهی شدن باور توحیدی به تمامت خواهی در جامعه؛ ناسازگاری توحید با آزادی انسان و ابتنای عقیده به توحید بر دیدگاه های پدرسالارانه )، صورت گرفته است که پاسخ های دیگر محققان (از جمله نقش توحید در آزادی بخشی، به مفاهیم مختلف آن) را درپی داشته است.
[۴] دایرة المعارف دین، ویرایش میرچا الیاده، ج۱۰، ص۷۵، نیویورک ۱۹۸۷.


مجالات بحث

[ویرایش]

موضوع این مقاله بررسی توحید در اسلام است، مشتمل بر:
۱) واژه ۲) توحید در قرآن و تفسیر ۳) توحید در حدیث ؛ ۴) توحید در کلام ۵) توحید در فلسف. ۶) توحید در عرفان

واژه شناسی

[ویرایش]

توحید، از ریشه «وحد»، به معنای «یکی گفتن» است.
[۵] احمدبن علی بیهقی، تاج المصادر، ج۲، ص۵۹۲، چاپ هادی عالم زاده، تهران ۱۳۶۶ـ ۱۳۷۵ ش.
در دوره جدید به معنای «یکی کردن» نیز به کار می‌رود.
[۶] ادوارد ویلیام لین، واژگان عربی انگلیسی، ذیل «وحد»، کمبریج ۱۹۸۴.
[۷] المعجم الوسیط، تألیف ابراهیم انیس و دیگران، ذیل «وحد»، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۷ش.

کلمه وحد ــ که واژه های واحد ، وحید ، وَحْد (وَحدَهُ، وحدَک، وحدی)، وحدانیت ، وحدانی و اَحد (همزه جانشین واو) از آن اشتقاق یافته ــ دلالت بر یکی بودن دارد و کاربرد این کلمات برای خدا نیز ناظر به همین معناست.
[۹] ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ذیل «احد» و «وحد».
[۱۰] ابن منظور، لسان العرب، ذیل «احد» و «وحد».


← کاربرد قرآنی


واژه توحید در قرآن نیامده اما اشتقاقات مذکور چندین بار و غالباً برای خدا به کار رفته است (وحدَه شش بار فقط برای خدا، واحد ۲۳ بار از سی بار به صورت وصف خدا، وحید یک بار برای خدا بنا بر یکی از دو احتمال، احد فقط دو بار ــ از ۵۳ بار کاربرد آن ــ برای خدا).
[۱۱] محمدفؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، ذیل «اَحد» و «وحد»، بیروت: داراحیاءالتراث العربی.


← کاربرد حدیثی


در حدیث ، علاوه بر این واژه ها، واژگان توحید، موحد ، وحدانیت، توحُّد، متوحّد، وحدَک، و وحدی، بارها آمده است.
[۱۲] علیرضا برازش، المعجم المفهرس لالفاظ احادیث بحارالانوار، ذیل «وحد»، تهران ۱۳۷۲ـ۱۳۷۳ ش.
[۱۳] آرنت یان ونسینک، المعجم المفهرس لالفاظ الحدیث النبوی، ذیل «وحد»، لیدن ۱۹۳۶ـ۱۹۶۹.

طبق احادیث، پیامبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله وسلم) واژه توحید را در اشاره و اقرار به یکتایی خدا و نفی هر گونه شرک ، و‌ به‌طور کلی به معنای تصدیق گزاره «لااله الاّ اللّه وحدَه لاشریک له» و مانند آن، به کار بردند. این کاربرد در احادیث امامان نیز وجود دارد.
[۱۶] ابن بابویه، التوحید، ج۱، ص۴۲، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ۱۳۵۷ ش.


←← تطور حدیثی واژه


از قرن دوم به این سو کاربرد واژه توحید در همین معنا و سپس در اشاره به مجموعه مباحث مرتبط با وجود و صفات و افعال خدا رایج شد و در احادیث شیعه نیز در همین گستره معنایی به کار رفت. بعدها این توسعه معنایی مبنای تدوین آثاری با عنوان «کتاب التوحید»، به استقلال یا بخشی از یک کتاب جامع حدیثی و غیر آن، گردید و حتی دانش کلام از آن رو که اساسی ‌ترین مبحث آن بحث توحید است، «علم التوحید» و گاه «علم التوحید و الصفات» نام گرفت.
[۱۹] مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المقاصد، ج۴، ص۶، چاپ عبدالرحمان عمیره، قاهره ۱۴۰۹/۱۹۸۹، چاپ افست قم ۱۳۷۰ـ۱۳۷۱ ش.
[۲۰] مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المقاصد، ج۴، ص۱۱، چاپ عبدالرحمان عمیره، قاهره ۱۴۰۹/۱۹۸۹، چاپ افست قم ۱۳۷۰ـ۱۳۷۱ ش.
[۲۱] محمد اعلی بن علی تهانوی، کتاب کشاف اصطلاحات فنون، ج۱، ص۲۲، چاپ محمد وجیه و دیگران، کلکته ۱۸۶۲، چاپ افست تهران ۱۹۶۷.
[۲۲] محمد اعلی بن علی تهانوی، کتاب کشاف اصطلاحات فنون، ج۲، ص۱۴۷۰، چاپ محمد وجیه و دیگران، کلکته ۱۸۶۲، چاپ افست تهران ۱۹۶۷.
[۲۳] محمد عبده، رساله التوحید، ج۱، ص۴۳، بیروت ۱۳۹۶/۱۹۷۶.
[۲۴] دایرةالمعارف جهان اسلام، ذیل "Tawhid"، توسط دی ژیماره.
[۲۵] دائرة المعارف الاسلامیه، ذیل «التوحید، علم»، قاهره: دارالشعب، ۱۹۶۹، (از محمدیوسف موسی).


←← ابزار شناسایی


برخی نیز توحید را به منزله معرف مسلمانان ( اهل التوحید ) به کار بردند
[۲۶] علی بن اسماعیل اشعری، کتاب مقالات الاسلامیّین و اختلاف المصلّین، ج۱، ص۱۴۶، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
[۲۷] محمدبن محمد مفید، اوائل المقالات، ص ۵۱، چاپ ابراهیم انصاری زنجانی خوئینی، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
، همچنان که گاه برخی مذاهب کلامی ، مثلاً معتزلیان و سَلَفی ها ، به سبب تبیین خاص از آموزه توحید یا تأکید بیش‌تر بر جایگاه نظری آن در مجموعه باورهای دینی، اهل التوحید (یا اهل التوحید و العدل) خوانده شدند.
[۲۸] محمدبن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۵۷، چاپ احمد فهمی محمد، قاهره ۱۳۶۷ـ ۱۳۶۸/ ۱۹۴۸ـ۱۹۴۹، چاپ افست بیروت.


←← ابزار جریان سازی


توحید همچنین آموزه کانونی و عامل شکل گیری جریان ها و جنبش های جدید اجتماعی و سیاسی در جهان اسلام بوده است.

عینیت صفات و ذات

[ویرایش]

در مورد اعتقاد به این که جهان سازنده و آفریدگار دارد، انسان نباید بی‌تفاوت باشد، فطرت و نهاد انسان و قانون علیت و براهین دیگر بیانگر آن است که جهان را ذات پاک خدا آفریده؛ چرا که ممکن نیست ‌با دیدن آن همه نقش عجب بر در و دیوار وجود، فکر او را نکرد و به او اعتقاد نیافت. بعد از خدایابی، باید خدا را شناخت و در شناخت ‌خدا نخستین چیزی که مطرح می‌شود یکتایی و بی‌همتایی خدا است، او ذات پاک و بسیط و یکتا است و غبار شرک، هرگز بر دامن کبریایی او نخواهد نشست.
بر همین اساس صفات او عین ذات او است، زیرا خداوند وجودی است که از هر جهت‌بی‌نهایت است، به همین دلیل هیچ صفت کمالی در بیرون ذات او وجود ندارد، چرا که او کمال مطلق است، بنابراین نمی‌توان صفت کمالی را خارج از وجود او تصور کرد.
برای این که در صراط توحید قدم برداریم، و از هرگونه شرک پاک باشیم، باید بدانیم که توحید شاخه‌های متعددی دارد، (چنان که به همین مناسبت‌ شرک دارای شاخه‌های مختلفی است).

اقسام توحید

[ویرایش]

در میان دانشمندان عقاید معروف است که توحید دارای چهار شاخه اصلی است که عبارتند از:
۱ - توحید ذات
۲ - توحید صفات
۳ - توحید عبادت (یعنی پرستش تنها شایسته ذات پاک خدا است)
۴ - توحید افعال.
هر یک از این شاخه‌ها نیز به شاخه‌های دیگر تقسیم می‌شوند.

اقسام شرک

[ویرایش]

به همین نسبت، شرک نیز دارای شاخه‌های گوناگون است،

← شرک ذاتی


شرک در ذات به این معنا که معتقد باشیم خدا در ذاتش بیش از یکی است، مثل عقیده دوگانه پرستان که اعتقاد به اهریمن خدای شرور و بدی‌ها، و یزدان خدای خیر و نیکی‌ها است، و مثل عقیده تثلیث مسیحیان که معتقدند که خدا همان «اب، ابن و روح القدس‌» است و این سه در عین آن که سه است، یکی شده و درهم آمیخته شده‌اند .

← شرک صفاتی


شرک در صفات مانند این که بگوییم، صفات خدا جدای از ذات خدا است .

← شرک عبادی


شرک در عبادت، یعنی در پرستش برای خدا شریک قایل شویم، که غالبا مبارزه پیامبران با مشرکان، در مورد همین شرک بود، که آنها در پرستش، چیزهای دیگر را نیز می‌پرستیدند، و آن را شریک خدا قرار می‌دادند.

← شرک افعالی


شرک افعالی که در مقابل توحید افعالی قرار گرفته، به این معنا که اعتقاد داشته باشیم موجود دیگری در آفرینش پدیده‌ها، یا در ربوبیت و اداره و تدبیر نظام جهان با خدا شرکت دارد. همچنین در مالکیت و حاکمیت جهان.
بنابراین باید از هرگونه شرک پرهیز نمود، تا بتوان در پرتو توحید ناب حرکت کرد.
[۲۹] پاسدار اسلام : آبان ۱۳۸۰، شماره ۲۳۹.


اهمیت اجتناب از شرک

[ویرایش]

شرک به قدری مورد نفرت است که به طور جدی باید از آن -حتی به اندازه یک لحظه پرهیز کرد، چنان که پیامبر (ص) به یکی از یارانش به نام عبدالله بن مسعود فرمود: «ایاک ان تشرک بالله طرفة عین، و ان نشزت بالمنشار او قطعت او صلبت او حرقت‌بالنار"؛ از همتا قراردادن برای خدا حتی به اندازه یک چشم به هم زدن اجتناب کن، هرچند با اره تو را بریده بریده کنند، یا تو را قطعه قطعه نمایند، یا به دار آویزند و یا در آتش بسوزانند.»
[۳۰] علامه مجلسی، بحارالانوار، ج‌۷۷، ص‌۱۰۷.

مردی به محضر رسول خدا (ص) آمد و پرسید: بالاترین مرحله علم چیست؟ پیامبر (ص) در پاسخ فرمود: «شناخت ‌خدا آن گونه که شایسته او است‌» آن گاه در توضیح افزود: «این که بدانی خدا نه مثلی دارد، نه شبیهی، و او را به عنوان معبود واحد، خالق، قادر، اول، آخر، ظاهر و باطن بشناسی، که نه همتایی دارد و نه مانندی، این است ‌حقیقت معرفت ‌خدا.»
[۳۱] بحار، ج‌۳، ص‌۱۴.

هنگام جنگ جمل که آتش جنگ به شدت شعله ور بود، مردی جلو آمد و گفت: «ای امیرمؤمنان! آیا تو می‌گویی خداوند واحد است؟» در این هنگام سپاهیان به او حمله و انتقاد کردند که اکنون چه وقت این سؤال است، حضرت علی (ع) به سپاهیان فرمود: او را به حالش بگذارید، آنچه که این عرب از ما می‌خواهد، ما از گروه دشمن می‌خواهیم (و به خاطر آن می‌جنگیم). سپس فرمود: ای اعرابی! این که می‌گوییم خدا واحد است چهار معنا دارد که دو معنای آن ناروا، و دو معنای آن صحیح و ثابت است، اما آن دو معنای ناروا:
۱ - این که کسی بگوید خدا واحد است و مقصودش واحد عددی باشد، یعنی یکی که دو ندارد، در صورتی که خدا یکتایی است که نداشتن دومی برای او تصور ندارد، بنابراین داخل در اعداد نمی‌شود.
۲ - کسی بگوید خدا واحد است و منظورش از واحد، نوعی از جنس باشد، این نیز درست نیست، زیرا مفهومش شبیه تراشی برای خدا است،.
اما آن دو معنای صحیح، یکی این است که او یکتا است و هیچ گونه شبیه ندارد، دوم این که بگویی او «احدی المعنی‌» است، یعنی ذات او نه در وجود خارجی و نه عقل و وهم قابل تقسیم و تجزیه نیست.
[۳۲] بحار، ج‌۳، ص‌۲۰۶ و ۲۰۷.


احکام توحید

[ویرایش]


← میزان کفر و ایمان


توحید از ارکان و اصول اسلام بلکه همه ادیان آسمانی می‌باشد و کسی که آن را انکار نماید و برای خداوند شریک قائل شود، مشرک و نجس است.
[۳۳] العروة الوثقی ج۱، ص۶۷.
[۳۴] توضیح المسائل مراجع ج۱، ص۸۴ م۱۰۶.


← رکن تشهد


شهادت به وحدانیّت خداوند متعال از ارکان تشهّد نماز است و بدون آن تشهّد تحقق نمی‌یابد.

← در اذان و اقامه


دو بار شهادت به توحید از فصول اذان و اقامه است.

← تلقین به محتضر و میت


تلقین توحید، همراه دیگر معارف اعتقادی به محتضر و میّت مستحب است.

← استحباب اقرار بیمار


مستحب است مریض هنگام عیادت مؤمنان از او، نزد آنان به توحید، نبوّت، امامت و جز آن از عقاید دینی اقرار کند.

فهرست‌منابع

[ویرایش]

(۱) علاوه‌برقرآن.
(۲) عبدالرحمان بن حسن آل شیخ، فتح المجید: شرح کتاب التوحید، چاپ عبدالعزیزبن عبداللّه بن باقر، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
(۳) محمودبن عبداللّه آلوسی، روح المعانی، بیروت: داراحیاء التراث العربی.
(۴) محمود شکری آلوسی، بلوغ الارب فی معرفه احوال العرب، چاپ محمد بهجه اثری، بیروت( ۱۳۱۴ ).
(۵) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۷، چاپ افست بیروت.
(۶) ابن اسحاق، سیره ابن اسحاق، چاپ محمد حمیداللّه، قونیه ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۷) ابن بابویه، التوحید، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم( ۱۳۵۷ ش ).
(۸) ابن تیمیّه، التسعینیه، چاپ محمدبن ابراهیم عجلان، ریاض ۱۴۲۰/۱۹۹۹.
(۹) ابن تیمیّه، مجموع الفتاوی، چاپ مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
(۱۰) ابن جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، چاپ محمدبن عبدالرحمان عبداللّه، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
(۱۱) ابن حبیب، کتاب المحبـّر، چاپ ایلزه لیشتن شتتر، حیدرآباد دکن ۱۳۶۱/۱۹۴۲، چاپ افست بیروت.
(۱۲) ابن حبیب، کتاب المنمّق فی اخبار قریش، چاپ خورشید احمد فاروق، حیدرآباد دکن ۱۳۸۴/۱۹۶۴.
(۱۳) ابن سعد، الطبقات الکبری.
(۱۴) ابن شعبه، تحف العقول عن آل الرسول، بیروت ۱۳۹۴/۱۹۷۴.
(۱۵) ابن طاووس، کشف المحجه لثمره المهجه، نجف ۱۳۷۰/۱۹۵۰.
(۱۶) ابن عاشور (محمد طاهر بن محمد)، تفسیر التحریر و التنویر، تونس ۱۹۸۴.
(۱۷) ابن فارس، معجم مقاییس اللغة.
(۱۸) ابن قیّم جوزیّه، اغاثه اللهفان فی مصاید الشیطان، چاپ محمد عفیفی، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
(۱۹) ابن قیّم جوزیّه، توضیح المقاصد و تصحیح القواعد فی شرح قصیده الامام ابن القیم، چاپ زهیر شاویش، بیروت ۱۴۰۶.
(۲۰) ابن کلبی، کتاب الاصنام، چاپ احمد زکی پاشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
(۲۱) ابن منظور، لسان العرب.
(۲۲) ابن میثم، شرح نهج البلاغه، قم ۱۳۶۲ ش.
(۲۳) ابن ندیم، کتاب الفهرست.
(۲۴) ابن هشام، مغنی اللبیب عن کتاب الاعاریب، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره ( ۱۹۶۴ )، چاپ افست قم ۱۴۰۴.
(۲۵) ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف فی الکلام، چاپ رضا استادی،( قم) ۱۳۶۳ ش.
(۲۶) محمدبن عبداللّه ازرقی، کتاب اخبار مکه شرفهااللّه تعالی و ماجاء فیها من الا´ثار، روایه اسحاق بن احمد خزاعی، در اخبار مکه المشرفه، ج ۱، غتنغه ۱۲۷۵.
(۲۷) علی بن اسماعیل اشعری، کتاب مقالات الاسلامیّین و اختلاف المصلّین، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
(۲۸) عبدالملک بن عبداللّه امام الحرمین، الشامل فی اصول الدین، بیروت ۱۴۲۰/۱۹۹۹.
(۲۹) محمدبن طیب باقلاّنی، الانصاف فیما یجب اعتقاده و لایجوز الجهل به، چاپ عمادالدین احمد حیدر، بیروت ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶.
(۳۰) علیرضا برازش، المعجم المفهرس لالفاظ احادیث بحارالانوار، تهران ۱۳۷۲ـ۱۳۷۳ ش.
(۳۱) مرتضی بروجردی، مستندالعروه الوثقی، تقریرات درس آیه اللّه خوئی، ج ۴، قم ۱۳۶۸ ش.
(۳۲) عبداللّه بن عمر بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التأویل، المعروف بتفسیر البیضاوی، مصر ۱۳۳۰، چاپ افست بیروت.
(۳۳) احمدبن علی بیهقی، تاج المصادر، چاپ هادی عالم زاده، تهران ۱۳۶۶ـ ۱۳۷۵ ش.
(۳۴) مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المقاصد، چاپ عبدالرحمان عمیره، قاهره ۱۴۰۹/۱۹۸۹، چاپ افست قم ۱۳۷۰ـ۱۳۷۱ ش.
(۳۵) محمد اعلی بن علی تهانوی، کتاب کشاف اصطلاحات فنون، چاپ محمد وجیه و دیگران، کلکته ۱۸۶۲، چاپ افست تهران ۱۹۶۷.
(۳۶) علی بن محمد جرجانی، شرح المواقف، چاپ محمد بدرالدین نعسانی حلبی، مصر ۱۳۲۵/ ۱۹۰۷، چاپ افست قم ۱۳۷۰ ش.
(۳۷) نعمت اللّه بن عبداللّه جزایری، نورالبراهین، او، انیس الوحید فی شرح التوحید، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۱۷.
(۳۸) محمودبن علی حمصی رازی، المنقذ من التقلید، قم ۱۴۱۲ـ۱۴۱۴.
(۳۹) ابوالقاسم خوئی، البیان فی تفسیرالقرآن، قم ۱۴۱۸.
(۴۰) ابوالقاسم خوئی، معجم رجال الحدیث، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، چاپ افست قم.
(۴۱) دائرة المعارف الاسلامیه، قاهره: دارالشعب،( ۱۹۶۹ (، ذیل «التوحید، علم» (از محمدیوسف موسی).
(۴۲) حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، چاپ محمد سید کیلانی، تهران( ۱۳۳۲ ش ).
(۴۳) قاسم بن ابراهیم رسی، «کتاب اصول العدل و التوحید»، در رسائل العدل و التوحید، چاپ محمد عماره، ج ۱،( قاهره ): دارالهلال، ۱۹۷۱.
(۴۴) محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن الحکیم الشهیر بتفسیر المنار،( تقریرات درس ) شیخ محمد عبده، ج ۳، مصر ۱۳۶۷.
(۴۵) محمود روحانی، المعجم الاحصائی لالفاظ القرآن الکریم = فرهنگ آماری کلمات قرآن کریم، مشهد ۱۳۶۶ـ ۱۳۶۸ ش.
(۴۶) زمخشری، الکشّاف عن حقیقة التنزیل.
(۴۷) جعفر سبحانی، الالهیات علی هدی الکتاب و السنه و العقل، به قلم حسن محمد مکی عاملی، ج ۲، قم ۱۴۱۳.
(۴۸) جعفر سبحانی، منشور جاوید، ج ۲، قم، ۱۳۷۳ ش.
(۴۹) محمدبن احمد شمس الائمه سرخسی، کتاب المبسوط، قاهره، ۱۳۲۴، چاپ افست استانبول، ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.
(۵۰) محمدبن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، چاپ احمد فهمی محمد، قاهره ۱۳۶۷ـ ۱۳۶۸/ ۱۹۴۸ـ۱۹۴۹، چاپ افست بیروت.
(۵۱) محمدبن عبدالکریم شهرستانی، نهایه الاقدام فی علم الکلام، چاپ آلفرد گیوم، قاهره.
(۵۲) لویس شیخو، النصرانیه و آدابها بین عرب الجاهلیه، بیروت ۱۹۸۹.
(۵۳) محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی، شرح اصول الکافی: کتاب التوحید، قسم ۱، چاپ محمد خواجوی، تهران ۱۳۷۰ ش.
(۵۴) طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن.
(۵۵) محمدکاظم بن عبدالعظیم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، بیروت ۱۴۰۴.
(۵۶) احمدبن علی طبرسی، الاحتجاج، چاپ محمدباقر موسوی خرسان، نجف ۱۳۸۶/ ۱۹۶۶.
(۵۷) فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن.
(۵۸) طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن.
(۵۹) محمدبن حسن طوسی، التبیان فی تفسیرالقرآن، چاپ احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت.
(۶۰) محمدبن حسن طوسی، کتاب تمهیدالاصول فی علم الکلام، چاپ عبدالمحسن مشکوه الدینی، تهران ۱۳۶۲ ش.
(۶۱) محمدفؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، بیروت: داراحیاءالتراث العربی.
(۶۲) محمد عبده، رساله التوحید، بیروت ۱۳۹۶/۱۹۷۶.
(۶۳) حسن بن عبداللّه عسکری، الفروق اللغویّه، چاپ حسام الدین قدسی، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۶۴) عبدالرحمان بن احمد عضدالدین ایجی، المواقف فی علم الکلام، بیروت: عالم الکتب.
(۶۵) حسن بن یوسف علامه حلّی، انوار الملکوت فی شرح الیاقوت، چاپ محمد نجمی زنجانی،( قم ) ۱۳۶۳ ش.
(۶۶) حسن بن یوسف علامه حلّی، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، چاپ حسن حسن زاده آملی، قم ۱۴۰۷.
(۶۷) علیبن حسین علم الهدی، شرح جمل العلم و العمل، چاپ یعقوب جعفری مراغی،( تهران ) ۱۴۱۴.
(۶۸) جوادعلی، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت ۱۹۶۷ـ ۱۹۷۸.
(۶۹) علی بن ابی طالب (علیه‌السلام)، امام اول، نهج البلاغه، چاپ صبحی صالح، قاهره ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
(۷۰) مقدادبن عبداللّه فاضل مقداد، ارشاد الطالبین الی نهج المسترشدین، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۰۵.
(۷۱) مقدادبن عبداللّه فاضل مقداد، اللوامع الالهیه فی المباحث الکلامیه، چاپ محمدعلی قاضی طباطبائی، قم ۱۳۸۰ ش.
(۷۲) محمدبن عمر فخررازی، الاربعین فی اصول الدین، چاپ احمد حجازی سقا، قاهره ۱۹۸۶.
(۷۳) محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، او، مفاتیح الغیب، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
(۷۴) محمدبن عمر فخررازی، کتاب المحصَّل، چاپ حسین اتای، قاهره ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
(۷۵) یحیی بن زیاد فرّاء، معانی القرآن، ج ۲، چاپ محمدعلی نجار، مصر ۱۹۵۵، چاپ افست تهران.
(۷۶) علی اصغر فقیهی، وهابیان: بررسی و تحقیق گونه ای در باره عقاید و تاریخ فرقه وهابی، تهران( ۱۳۵۷ ش ).
(۷۷) محمدبن شاه مرتضی فیض کاشانی، کتاب الوافی، چاپ ضیاءالدین علامه اصفهانی، اصفهان ۱۳۶۵ـ۱۳۷۴ ش.
(۷۸) محمدسعیدبن محمدمفید قاضی سعید قمی، شرح توحید الصدوق، چاپ نجفقلی حبیبی، تهران، ج ۲، ۱۴۱۶، ج ۳، ۱۴۱۹.
(۷۹) قاضی عبدالجباربن احمد، شرح الاصول الخمسه، چاپ سمیر مصطفی رباب، بیروت ۱۴۲۲.
(۸۰) قاضی عبدالجباربن احمد، المختصر فی اصول الدین، در رسائل العدل و التوحید، چاپ محمد عماره، ج ۱، ( قاهره ): دارالهلال، ۱۹۷۱.
(۸۱) قاضی عبدالجباربن احمد، المغنی فی ابواب التوحید و العدل، ج ۴، چاپ محمدمصطفی حلمی و ابوالوفا غنیمی تفتازانی، قاهره ۱۹۶۵.
(۸۲) محمودبن مسعود قطب الدین شیرازی، دره التاج، بخش ۱، چاپ محمد مشکوه، تهران ۱۳۶۹ ش.
(۸۳) کلینی، الکافی.
(۸۴) عبدالرزاق بن علی لاهیجی، گوهر مراد، چاپ زین العابدین قربانی لاهیجی، تهران ۱۳۷۲ ش.
(۸۵) محمدبن محمد ماتریدی، کتاب التوحید، چاپ فتح اللّه خلیف، استانبول ۱۹۷۹.
(۸۶) محمدصالح بن احمد مازندرانی، شرح اصول الکافی، مع تعالیق ابوالحسن شعرانی، چاپ علی عاشور، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
(۸۷) علی بن محمد ماوردی، النکت و العیون:تفسیرالماوردی، چاپ عبد المقصود بن عبدالرحیم، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
(۸۸) عبدالرحمان بن مأمون متولی شافعی، الغنیه فی اصول الدین، چاپ عمادالدین احمد حیدر، بیروت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۷.
(۸۹) مجلسی، بحارالانوار.
(۹۰) احمد مصطفی مراغی، تفسیرالمراغی، بیروت ۱۹۸۵.
(۹۱) المعجم الوسیط، تألیف ابراهیم انیس و دیگران، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۷ش.
(۹۲) محمدبن محمد مفید، اوائل المقالات، چاپ ابراهیم انصاری زنجانی خوئینی، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
(۹۳) محمدباقربن محمد میرداماد، التعلیقه علی کتاب الکافی، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۰۳.
(۹۴) محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج ۱۰، چاپ عباس قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.
(۹۵) حسن بن محمدنظام الاعرج، تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان، چاپ زکریا عمیرات، بیروت ۱۴۱۶/۱۹۹۶.
(۹۶) سعیدبن محمد نیسابوری، فی التوحید، دیوان الاصول لابی رشید سعیدبن محمد النیسابوری قاهره ۱۳۸۵/ ۱۹۶۵.
(۹۷) آرنت یان ونسینک، المعجم المفهرس لالفاظ الحدیث النبوی، لیدن ۱۹۳۶ـ۱۹۶۹.
(۹۸) یاقوت حموی، معجم البلدان.
(۹۸) یاقوت حموی، معجم الادباء.
(۹۹) یعقوبی، تاریخ الیعقوبی.
(۱۰۰) دایرةالمعارف جهان اسلام، ذیل "Tawhid"، توسط دی ژیماره.
(۱۰۱) دایرة المعارف دین، ویرایش میرچا الیاده، نیویورک ۱۹۸۷.
(۱۰۲) ادوارد ویلیام لین، واژگان عربی انگلیسی، کمبریج ۱۹۸۴.
(۱۰۳) دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد، ویرایش جان ال اسپوزیتو، نیویورک ۱۹۹۵، ذیل "توحید" (توسط تامارا سوون).
(۱۰۴) فؤاد سزگین، تاریخ نگارش عرب تا حدود ۴۳۰ ه، لیدن ۱۹۶۷.
(۱۰۵) هری اوسترین ولفسون، فلسفه کلام، کمبریج، ماساچوست ۱۹۷۶.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. دایرة المعارف دین، ویرایش میرچا الیاده، ج۱۰، ص۶۸ـ۶۹، نیویورک ۱۹۸۷.
۲. دایرة المعارف دین، ویرایش میرچا الیاده، ج۱۰، ص۶۹، نیویورک ۱۹۸۷.
۳. دایرة المعارف دین، ویرایش میرچا الیاده، ج۱۰، ص۷۱، نیویورک ۱۹۸۷.
۴. دایرة المعارف دین، ویرایش میرچا الیاده، ج۱۰، ص۷۵، نیویورک ۱۹۸۷.
۵. احمدبن علی بیهقی، تاج المصادر، ج۲، ص۵۹۲، چاپ هادی عالم زاده، تهران ۱۳۶۶ـ ۱۳۷۵ ش.
۶. ادوارد ویلیام لین، واژگان عربی انگلیسی، ذیل «وحد»، کمبریج ۱۹۸۴.
۷. المعجم الوسیط، تألیف ابراهیم انیس و دیگران، ذیل «وحد»، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۷ش.
۸. حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل «احد» و «وحد»، چاپ محمد سید کیلانی، تهران ۱۳۳۲ ش.    
۹. ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ذیل «احد» و «وحد».
۱۰. ابن منظور، لسان العرب، ذیل «احد» و «وحد».
۱۱. محمدفؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، ذیل «اَحد» و «وحد»، بیروت: داراحیاءالتراث العربی.
۱۲. علیرضا برازش، المعجم المفهرس لالفاظ احادیث بحارالانوار، ذیل «وحد»، تهران ۱۳۷۲ـ۱۳۷۳ ش.
۱۳. آرنت یان ونسینک، المعجم المفهرس لالفاظ الحدیث النبوی، ذیل «وحد»، لیدن ۱۹۳۶ـ۱۹۶۹.
۱۴. ابن بابویه، التوحید، ج۱، ص۲۰، حدیث ۸، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ۱۳۵۷ ش.    
۱۵. ابن بابویه، التوحید، ج۱، ص۲۲۲۳، حدیث ۱۵ و ۱۷، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ۱۳۵۷ ش.    
۱۶. ابن بابویه، التوحید، ج۱، ص۴۲، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ۱۳۵۷ ش.
۱۷. ابن بابویه، التوحید، ج۱، ص۹۰، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ۱۳۵۷ ش.    
۱۸. ابن بابویه، التوحید، ج۱، ص۵۶ ۵۸، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ۱۳۵۷     ش.
۱۹. مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المقاصد، ج۴، ص۶، چاپ عبدالرحمان عمیره، قاهره ۱۴۰۹/۱۹۸۹، چاپ افست قم ۱۳۷۰ـ۱۳۷۱ ش.
۲۰. مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المقاصد، ج۴، ص۱۱، چاپ عبدالرحمان عمیره، قاهره ۱۴۰۹/۱۹۸۹، چاپ افست قم ۱۳۷۰ـ۱۳۷۱ ش.
۲۱. محمد اعلی بن علی تهانوی، کتاب کشاف اصطلاحات فنون، ج۱، ص۲۲، چاپ محمد وجیه و دیگران، کلکته ۱۸۶۲، چاپ افست تهران ۱۹۶۷.
۲۲. محمد اعلی بن علی تهانوی، کتاب کشاف اصطلاحات فنون، ج۲، ص۱۴۷۰، چاپ محمد وجیه و دیگران، کلکته ۱۸۶۲، چاپ افست تهران ۱۹۶۷.
۲۳. محمد عبده، رساله التوحید، ج۱، ص۴۳، بیروت ۱۳۹۶/۱۹۷۶.
۲۴. دایرةالمعارف جهان اسلام، ذیل "Tawhid"، توسط دی ژیماره.
۲۵. دائرة المعارف الاسلامیه، ذیل «التوحید، علم»، قاهره: دارالشعب، ۱۹۶۹، (از محمدیوسف موسی).
۲۶. علی بن اسماعیل اشعری، کتاب مقالات الاسلامیّین و اختلاف المصلّین، ج۱، ص۱۴۶، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
۲۷. محمدبن محمد مفید، اوائل المقالات، ص ۵۱، چاپ ابراهیم انصاری زنجانی خوئینی، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
۲۸. محمدبن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۵۷، چاپ احمد فهمی محمد، قاهره ۱۳۶۷ـ ۱۳۶۸/ ۱۹۴۸ـ۱۹۴۹، چاپ افست بیروت.
۲۹. پاسدار اسلام : آبان ۱۳۸۰، شماره ۲۳۹.
۳۰. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج‌۷۷، ص‌۱۰۷.
۳۱. بحار، ج‌۳، ص‌۱۴.
۳۲. بحار، ج‌۳، ص‌۲۰۶ و ۲۰۷.
۳۳. العروة الوثقی ج۱، ص۶۷.
۳۴. توضیح المسائل مراجع ج۱، ص۸۴ م۱۰۶.
۳۵. جواهر الکلام ج۱۰، ص۲۴۶.    
۳۶. جواهر الکلام ج۹، ص۸۱-۸۲.    
۳۷. الروضة البهیة ج۱، ص۵۷۲.    
۳۸. تحریر الوسیلة ج۱، ص۹۲.    
۳۹. العروة الوثقی ج۱، ص۳۷۲.    


منابع

[ویرایش]

دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «توحید»، شماره۵۰۴۹.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۲، ص۶۵۷.    






جعبه ابزار