تهجد در قرآن

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تهجد قیام در شب برای اقامه نماز و تلاوت قرآن و دعا و ذکر الهی است.


تعریف تهجد

[ویرایش]

واژه عربی تهجّد، از ریشه «ه -ج-د» به معنای خوابیدن و بیدار شدن است، از این رو برخی آن را از لغات اضداد شمرده‌اند. برخی معنای اصلی این ریشه را «فارغ شدن شخص از کارهای روزانه» دانسته‌اند؛ چه به کارهایی چون عبادت خدا بپردازد و چه به کارهای دیگر مانند خواب یا استراحت؛ یا بیدار باشد و هیچ کاری نکند. برخی معنای «هجُود» (مصدر ثلاثی مجرد) را به خواب رفتن و معنای «تهجد» (مصدر باب تفعّل) را بیدار شدن از خواب دانسته‌اند.
تهجد در اصطلاح متون دینی به معنای نماز شب یا بیدار شدن از خواب برای نماز شب
[۱۶] فتح الباری، ج ۸، ص ۲۰۵.
یا مطلق ذکر و عبادت خداست.
به نظر برخی تهجد تنها به عبادات مستحب و نیز عباداتی که پس از بیدار شدن از خواب انجام می‌شود اطلاق می‌گردد
[۱۹] فتح العزیز، ج ۴، ص ۲۳۳.
[۲۰] کشاف القناع، ج ۵، ص ۲۳.
، از این رو به عبادات واجب یا عبادات مستحبی که قبل از خوابِ شب انجام شود تهجد نمی‌گویند. به کسی که نماز شب می‌گزارد مُتَهجِّد یا هاجِد یا هَجود گفته می‌شود.
از واژه تهجد در یک آیه قرآن با فعل امر یاد شده است:«و مِنَ الَّیلِ فَتَهَجَّد بِهِ نافِلَةً لَکَ» اما این موضوع با تعابیر دیگر در آیاتی چند مطرح شده است؛ از جمله شب را با سجده و نماز گذراندن:«یبیتونَ لِرَبِّهِم سُجَّدًا وقِیما»، ترک کردن خوابگاه و خواندن خداوند:«تَتَجافی جُنوبُهُم عَنِ المَضاجِعِ یدعونَ رَبَّهُم»، استغفار در سحرگاهان:«وبِالاَسحارِ هُم یستَغفِرون»، بیدار شدن در شب و تلاوت قرآن :«قُمِ الَّیلَ... •... و رَتِّلِ القُرءانَ تَرتیلا»، سجده و تسبیح در شب:«ومِنَ الَّیلِ فَاسجُد لَهُ وسَبِّحهُ لَیلاً طَویلا» و باقیات صالحات :«والباقِیتُ الصّالِحتُ خَیرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَوابًا» که در برخی احادیث و منابع تفسیری مراد از آن نماز شب دانسته شده است ؛ نیز تعبیر «فَاِذا فَرَغتَ فَانصَب • و اِلی رَبِّکَ فَارغَب» که در برخی منابع حدیثی به نماز شب تفسیر شده است. در این آیات از تهجد در شرایع پیشین و همچنین از اهمیت، آثار و برخی از احکام و مباحث فقهی تهجد سخن به میان آمده است.

پیشینه تهجد

[ویرایش]

تهجد و شب زنده‌داری همواره از جمله عبادات مهم و سیره صالحان در همه زمان‌ها و شرایع الهی بوده و اولیای الهی شبانگاهان با خدای خود به راز و نیاز می‌پرداخته‌اند. برپایه احادیث، هیچ پیامبری مبعوث نگردید، جز این‌که در شب به تهجد و عبادت خدا می‌پرداخت ؛ همچنین اقامه نماز شب سبب دستیابی حضرت ابراهیم علیه‌السلام به مقام خلت به شمار رفته است. به موجب حدیثی دیگر، حضرت یعقوب علیه‌السلام در پاسخ به درخواست فرزندان خود مبنی بر استغفار برای آنان، وعده استغفار در سحرگاهان یا سحرگاه شب جمعه را به آنان داد:«قالوا یاَبانَا استَغفِر لَنا ذُنوبَنا اِنّا کُنّا خطِٔن • قالَ سَوفَ اَستَغفِرُ لَکُم رَبّی». در احادیث، از تهجد حضرت داود
[۵۶] مسند احمد، ج ۲، ص ۱۶۰.
[۵۷] صحیح البخاری، ج ۴، ص ۱۳۶.
و حضرت موسی علیهماالسلام نیز یاد شده است. در آیه ۲۷ حدید از رهبانیت پیروان حضرت مسیح یاد شده است:«و جَعَلنا فی قُلوبِ الَّذینَ اتَّبَعوهُ رَأفَةً و رَحمَةً و رَهبانیةً اِبتَدَعوها ما کَتَبنها عَلَیهِم اِلاَّ ابتِغاءَ رِضونِ اللّهِ». مراد از «رهبانیت» را نماز شب ، دوری کردن از زنان و نشستن در صومعه‌ها و دوری گزیدن از مردم و اشتغال به عبادت در کوه‌ها و بیابان‌ها دانسته‌اند. بنابر آیه ۲۷ حدید ، تهجد از جانب خداوند بر آن‌ها واجب نشده بود :«ما کَتَبناها عَلَیهِم» و کاری مستحب بود ؛ ولی آنان به روش‌هایی مانند نذر، آن را بر خود واجب کرده بودند. افزون بر این، در آیه ۱۱۳ آل عمران تهجد از ویژگی‌های برخی از اهل کتاب به شمار رفته است:«لَیسوا سَواءً مِن اَهلِ الکِتبِ اُمَّةٌ قائِمَةٌ یتلونَ ءایاتِ اللّهِ ءاناءَ الَّیلِ وهُم یسجُدون». آیه درباره عبدالله بن سلام و شماری از همراهان او نازل شد که اسلام را پذیرفتند و یهودیان آنان را از اشرار شمردند؛ ولی در این آیه از مؤمنان متهجد به شمار رفته و مدح شده‌اند. بنابر احادیثی دیگر، این آیه درباره اشخاص مذکور و نیز ۴۰ نفر از مسیحیان نجران و گروهی از مسیحیان حبشه و رومیان که اسلام آورده بودند، نازل شده است.
[۸۱] دقائق التفسیر، ج ۱، ص ۳۱۴.

در میان مسلمانان نیز تهجد امری رایج بوده است، به گونه‌ای که سجده در شبانگاه از ویژگی‌های بارز پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و پیروان او به شمار رفته است:«مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّهِ والَّذینَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم تَراهُم رُکَّعًا سُجَّدًا یبتَغونَ فَضلاً مِنَ اللّهِ و رِضونًا سیماهُم فی وُجوهِهِم مِن اَثَرِ السُّجودِ ذلِکَ مَثَلُهُم فِی التَّوراةِ و مَثَلُهُم فِی الاِنجیلِ». براساس روایات، این آیه به شب زنده داری اصحاب پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم اشاره دارد. در آیات ۱ ۳ مزمّل پیامبر اکرم به شب زنده داری در بخشی از شب مأمور شده است:«یاَیهَا المُزَّمِّل• قُمِ الَّیلَ اِلاّ قَلیلاً• نِصفَهُ اَوِ انقُص مِنهُ قَلیلاً». در پی نزول این آیه پیامبر آن چنان به شب زنده‌داری می‌پرداخت که پاهای مبارک آن حضرت ورم می‌کرد.
پیروان حضرت نیز با پیروی از قرآن و پیامبر به شب زنده داری می‌پرداختند و برای رعایت مفاد آیات مذکور، گاه تا صبح به نماز می‌ایستادند. سرانجام به عللی مانند بیمار شدن مسلمانان و مسافرت‌های تجاری آنان و نیز جهاد در راه خدا در مقدار تهجد تخفیف داده شد و مسلمانان به اندازه توان خود مأمور به تهجد شدند:«اِنَّ رَبَّکَ یعلَمُ اَنَّکَ تَقومُ اَدنی مِن ثُلُثَیِ الَّیلِ و نِصفَهُ و ثُلُثَهُ و طَائِفَةٌ مِنَ الَّذینَ مَعَکَ واللّهُ یقَدِّرُ الَّیلَ والنَّهارَ عَلِمَ اَن لَن تُحصوهُ فَتابَ عَلَیکُم فَاقرَءوا ما تَیسَّرَ مِنَ القُرءانِ عَلِمَ اَن سَیکونُ مِنکُم مَرضی وءاخَرونَ یضرِبونَ فِی الاَرضِ یبتَغونَ مِن فَضلِ اللّهِ وءاخَرونَ یقتِلونَ فی سَبیلِ اللّهِ فَاقرَءوا ما تَیسَّرَ مِنهُ». برخی فاصله نزول این آیه را با آیات پیشین ۱۰ سال و عده‌ای دیگر یک سال یا ۸ یا ۶ ماه دانسته‌اند. در آیه ۹ زمر نیز نمازگزاران در شب را ستوده است:«اَمَّن هُوَ قانِتٌ ءاناءَ الَّیلِ ساجِدًا و قائِمًا». بنا بر احادیث، این آیه درباره حضرت علی علیه‌السلام، عماربن یاسر ، ابوحذیفه و برخی دیگر از صحابه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نازل شده است؛ همچنین بر پایه احادیثی دیگر، آیه ۱۶ سجده که شب زنده‌داری را ویژگی مؤمنان دانسته، درباره حضرت علی علیه‌السلام و پیروان آن حضرت فرود آمده است. برخی شأن نزول آیه را گروهی از انصار یا اصحاب پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم دانسته‌اند.

اهمیت تهجد

[ویرایش]

تهجد در اسلام از اهمیت و جایگاه والایی برخوردار است، براین اساس، قرآن کریم در آیاتی پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و مسلمانان را به تهجد و عبادت خدا در شب ترغیب کرده است؛ از جمله در آیه ۷۹ اسراء :«و مِنَ الَّیلِ فَتَهَجَّد بِهِ نافِلَةً لَکَ». در آیه‌ای دیگر قرآن کریم به شفع و وتر سوگند یاد کرده است:«والشَّفعِ والوَتر» که بر اساس برخی روایات مراد از شفع و وتر سه رکعت پایانی نمازشب است. در آیاتی دیگر شب زنده داری از اوصاف و ویژگی های مؤمنان:«اِنَّما یؤمِنُ بِٔیتِنَا الَّذینَ... • تَتَجافی جُنوبُهُم عَنِ المَضاجِعِ»، پرهیزکاران:«اِنَّ المُتَّقینَ... • کانوا قَلیلاً مِنَ الَّیلِ ما یهجَعون»، بندگان خاص خداوند:«و عِبادُ الرَّحمنِ... • والَّذینَ یبیتونَ لِرَبِّهِم سُجَّدًا و قِیما»، بندگان صالح:«یتلونَ ءایتِ اللّهِ ءاناءَ الَّیلِ و هُم یسجُدون • و اُولئِکَ مِنَ الصّلِحین»، نیکوکاران:«اِنَّهُم کانوا قَبلَ ذلِکَ مُحسِنین • کانوا قَلیلاً مِنَ الَّیلِ ما یهجَعون» و عالمان ربانی :«اَمَّن هُوَ قنِتٌ ءاناءَ الَّیلِ ساجِدًا وقائِمًا... هَل یستَوِی الَّذینَ یعلَمونَ والَّذینَ لا یعلَمونَ» دانسته شده است؛ همچنین در احادیث یکی از مصادیق « ذاکران خدا » که در آیه ۳۵ احزاب به آنان وعده مغفرت و اجر عظیم داده شده:«والذّاکِرینَ اللّهَ کَثیرًا والذّاکِرتِ» متهجدان ذکر شده است
[۱۲۹] سنن ابن ماجه، ج ۱، ص ۴۲۴.
چنان که یکی از مصادیق باقیات صالحات که ثواب آن نزد خداوند پایدار دانسته شده:«والباقِیاتُ الصّالِحتُ خَیرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَوابًا» تهجد به شمار رفته است.

← اهمیت شب زنده داری در احادیث


افزون بر قرآن ، در احادیث به شب زنده داری اهتمام خاصی شده است؛ از جمله در حدیثی مال و فرزندان با الهام از آیه ۴۶ کهف ، زینت زندگی دنیا و نماز شب زینت زندگی آخرت خوانده شده است ؛ همچنین نماز شب، برترین نماز پس از نمازهای واجب
[۱۳۹] صحیح مسلم، ج ۳، ص ۱۶۹.
، از بهترین اعمال
[۱۴۱] جامع احادیث الشیعه، ج ۸، ص ۲۴.
، محبوب خداوند ، شرف مؤمن و مایه مباهات خداوند شمرده شده است.
[۱۴۸] جامع احادیث الشیعه، ج ۸، ص ۲۵.
در حدیثی دیگر، امکان سیر به سوی خدا بدون شب زنده‌داری نفی شده است. از سوی دیگر، ترک کنندگان نماز شب ، مغبون و خارج از صف پیروان (خالص) پیامبر
[۱۵۴] جامع احادیث الشیعه، ج ۸، ص ۴۴.
و اهل بیت علیهم‌السلام شمرده شده‌اند.

آثار و برکات تهجد

[ویرایش]

شب زنده‌داری آثار و برکات فراوانی دارد که برخی دنیوی و برخی اخروی است؛ از آثار دنیوی آن، تربیت معنوی و تقویت ایمان و اراده انسان و آماده شدن او برای پذیرش مسئولیت‌های مهم است ، از این رو قرآن به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمان شب زنده داری داده تا آماده دریافت گفتاری سنگین شود:«قُمِ الَّیلَ اِلاّ قَلیلا... • اِنّا سَنُلقی عَلَیکَ قَولاً ثَقیلا». به نظر بیش‌تر مفسران مراد از «قَولاً ثَقیلا» قرآن کریم است ، از آن رو که تکالیفی سنگین برای مکلفان دربر دارد یا از آن جهت که ابلاغ آن دشوار بود و سبب آزار پیامبر از سوی مشرکان می‌گشت یا از آن رو که در هنگام نزول کلام الهی ، رنگ چهره پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم دگرگون و از بدن آن حضرت عرق جاری می‌شد. احتمال دیگر در معنای ثقیل، ثقیل بودن از حیث تلقی معنای آن با توجه به بطون و ژرفای معارف آن است.

← آثار نافله شب


از دیگر آثار نافله شب ، پاک شدن گناهان است:«واَقِمِ الصَّلوةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وزُلَفًا مِنَ الَّیلِ اِنَّ الحَسَناتِ یذهِبنَ السَّیٔاتِ». بنابر روایتی در تفسیر آیه ، نماز در شب آثار گناهان انجام یافته در روز را می‌زداید ؛ همچنین براساس برخی احادیث، نماز شب از ارتکاب گناه در آینده نیز پیشگیری می‌کند
[۱۷۶] جامع احادیث الشیعه، ج ۸، ص ۲۷.
؛ همچنین در حدیثی با استناد به آیه ۷۹ اسراء «و مِنَ الَّیلِ فَتَهَجَّد بِهِ نافِلَةً لَکَ» نمازهای مستحب جبران کننده نقایص نمازهای واجب به شمار رفته است. از دیگر آثار تهجد، دستیابی به نعمت‌های الهی است:«تَرهُم رُکَّعًا سُجَّدًا یبتَغونَ فَضلاً مِنَ اللّهِ ورِضونًا». مراد از «فضل» رزق و ثواب خداوند و مراد از رضوان، رضایت الهی است. اثر دیگر تهجد، دستیابی به « مقام محمود » است که خداوند از امیدواری اعطای آن به پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در پی نماز شب سخن به میان آورده است:«فَتَهَجَّد بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسی اَن یبعَثَکَ رَبُّکَ مَقامًا مَحمودا». مقام محمود را بیش‌تر مفسران مقام شفاعت دانسته‌اند ، چنان که در احادیث شیعه و اهل سنت
[۱۸۸] سنن الترمذی، ج ۴، ص ۳۶۵.
[۱۸۹] صحیح البخاری، ج ۵، ص ۲۲۸.
نیز این تفسیر آمده است؛ ولی برخی مراد از آن را جلوس پیامبر بر عرش الهی یا دادن پرچم حمد به دست آن حضرت در قیامت دانسته‌اند که پیامبران و فرشتگان زیر آن گرد می‌آیند.

← ثواب اخروی نماز شب


اثر مهم دیگر تهجد، پاداش و ثواب اخروی است که ماهیت و میزان آن در آیات ۱۶-۱۷ سجده، بر غیر خداوند مخفی و مایه روشنی چشم متهجدان دانسته شده است:«تَتَجافی جُنوبُهُم عَنِ المَضاجِعِ... • فَلا تَعلَمُ نَفسٌ ما اُخفِیَ لَهُم مِن قُرَّةِ اَعینٍ جَزاءً بِما کانوا یعمَلون». در روایات اسلامی راز مخفی بودن ثواب نماز شب عظمت این نماز نزد خداوند دانسته شده است. از جمله پاداش‌های نماز شب، اکرام متهجدان در بهشت است:«اَلَّذینَ هُم عَلی صَلاتِهِم دائِمون... • اُولئِکَ فی جَنّتٍ مُکرَمون». در احادیث، مراد از نماز را در این آیه، نمازهای مستحب دانسته‌اند. در آیاتی دیگر بهشت جاودان، همسران بهشتی و رضوان الهی به تقوا پیشگان متهجد، وعده داده شده است:«لِلَّذینَ اتَّقَوا عِندَ رَبِّهِم جَنّتٌ تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهرُ خلِدینَ فیها واَزوجٌ مُطَهَّرَةٌ ورِضونٌ مِنَ اللّهِ... •... والمُستَغفِرینَ بِالاَسحار». در احادیث، رضوان الهی برتر از نعمت‌های مادی بهشت و برترین درجه تکریم الهی شمرده شده است ، چنان که در آیه ۷۲ توبهنیز به برتر بودن آن اشاره شده است:«وعَدَ اللّهُ المُؤمِنینَ والمُؤمِنتِ جَنّتٍ تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهرُ خلِدینَ فیها و مَسکِنَ طَیبَةً فی جَنّتِ عَدنٍ ورِضونٌ مِنَ اللّهِ اَکبَرُ ذلِکَ هُوَ الفَوزُ العَظیم».
در احادیث نیز آثار و برکات پرشماری برای تهجد و نماز شب ذکر شده است؛ مانند این‌که نماز شب موجب سلامتی بدن ، از میان رفتن دردهای جسمانی ، نورانی شدن چشم ، درخشش خانه‌ای که در آن تهجد صورت گیرد برای اهل آسمان
[۲۱۵] جامع احادیث الشیعه، ج ۸، ص ۳۴.
، نورانی شدن چهره، خوشبو شدن بدن و جلب روزی به شمار رفته است. در حدیثی دیگر نماز شب سبب رضایت پروردگار ، دوستی فرشتگان، خشم شیطان ، سلاحی در برابر دشمنان، موجب استجابت دعا و قبولی اعمال ، نور قبر ، پرده میان انسان و آتش دوزخ ، حجت مؤمن در برابر خداوند و نیز جواز عبور از صراط و کلید بهشت شمرده شده است.
[۲۱۹] جامع احادیث الشیعه، ج ۸، ص ۲۳.


احکام و مباحث فقهی تهجد

[ویرایش]


← وجوب یا استحباب تهجد


در آیات متعدد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و مسلمانان به شب زنده داری مأمور شده‌اند؛ از جمله:«و مِنَ الَّیلِ فَتَهَجَّد»، «قُمِ الَّیلَ اِلاّ قَلیلا». در آیات ۷-۸ انشراح نیز پیامبراکرم مأمور به عبادت الهی پس از فراغت از کارها شده است: «فَاِذا فَرَغتَ فَانصَب• واِلی رَبِّکَ فَارغَب» که برخی مراد از آن را نماز شب دانسته‌اند. ؛ همچنین در آیاتی دیگر تهجد از ویژگی‌های مؤمنان شمرده شده است اما درباره وجوب یا استحباب این عبادت بر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و مسلمانان آرای مختلفی مطرح شده است. دیدگاه مشهور فقهای شیعه و اهل سنت
[۲۳۰] روضة الطالبین، ج ۵، ص ۳۴۶.
[۲۳۱] المجموع فی شرح المهذب، ج ۳، ص ۳.
آن است که شب زنده‌داری بر پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم واجب بوده؛ اما بر دیگر مسلمانان مستحب است. دلیل وجوب آن بر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم آن است که خداوند آن حضرت را به تهجد امر کرده است:«و مِنَ الَّیلِ فَتَهَجَّد بِهِ نافِلَةً لَکَ» و امر بر وجوب دلالت دارد.
[۲۳۶] فتح العزیز، ج ۴، ص ۲۴۰.
بر اساس این نظر، مراد از «نافِلَةً لَکَ» در آیه مذکور آن است که این عبادت، افزون بر دیگر نمازها بر تو تشریع شده و برخی آن را «واجب است بر تو» تفسیر کرده‌اند.

←← استحباب تهجد بر پیروان پیامبر


درباره استحباب تهجد و نماز شب بر پیروان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نیز ادله گوناگونی اقامه شده است؛ از جمله مفاد آیه ۲۳۸ بقره که بر مراقبت مسلمانان در مورد نمازها و نماز وسطا فرمان داده است :«حفِظوا عَلَی الصَّلَوتِ والصَّلوةِ الوُسطی»؛ با این توضیح که اگر نماز شب واجب بود نمازهای واجب ۶ نماز می‌شد و نماز وسطا تصورپذیر نبود. برخی دلیل استحباب را تعبیر «و طَائِفَةٌ مِنَ الَّذینَ مَعَکَ» در آیه ۲۰ مزمل دانسته‌اند که اقامه نماز شب را به گروهی از اصحاب پیامبر نسبت داده است، در حالی که اگر نماز شب واجب بود باید همه مسلمانان آن را به جا می‌آوردند نه گروهی از آنان. مستند دیگر، آیه ۱۹ مزمّل است که رفتن به سوی خدا را به خواست خود انسان موکول کرده است.:«اِنَّ هذِهِ تَذکِرَةٌ فَمَن شاءَ اتَّخَذَ اِلی رَبِّهِ سَبیلا»؛ با این فرض که مراد از «هذِهِ» در آیه، نماز شب باشد. مؤید این تفسیر، آمدن همین آیه در سوره دهر در پی فرمان به نماز شب در آیه ۲۶ است. این دیدگاه در احادیث اهل بیت علیهم‌السلام نیز به صراحت مطرح شده است.

←← وجوب تهجد بر همگان


رأی دیگر آن است که تهجد بر همگان واجب است.
[۲۵۴] مواهب الجلیل، ج۵، ص۵.
[۲۵۶] وهبة الزحیلی، الفقه الاسلامی و ادلته، ج ۱، ص ۱۰۱۰.
برخی از پیروان این دیدگاه بر آن‌اند که ابتدا بر همه واجب بوده؛ ولی با نزول آیه «فَاقرَءوا ما تَیسَّرَ مِنَ القُرءانِ» مقدار آن کاهش یافته و دست کم چند رکعت از نماز شب واجب به شمار می‌رود. یا وجوب آن بر مسلمانان نسخ شده است.
[۲۶۰] المجموع فی شرح المهذب، ج ۳، ص ۳.
[۲۶۲] شربینی، الاقناع، ص ۹۷.
برخی گفته‌اند که نماز شب در ابتدا با نزول آیه «قُمِ الَّیلَ اِلاّ قَلیلا» بر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم واجب گردید؛ اما پس از مدتی این حکم نسخ شد. برای نسخ وجوب از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و مسلمانان به آیاتی استناد شده؛ از جمله آیاتی که بر وجوب انحصاریِ نمازهای پنج ‌ ‌گانه دلالت دارند ؛ مانند آیات ۷۸ ۷۹ اسراء :«اَقِمِ الصَّلوةَ لِدُلوکِ الشَّمسِ اِلی غَسَقِ الَّیلِ و قُرءانَ الفَجرِ • و مِنَ الَّیلِ فَتَهَجَّد»
[۲۶۷] المجموع فی شرح المهذب، ج ۱۶، ص ۱۴۲.
یا آیه ۲۰ مزمّل :«اِنَّ رَبَّکَ یعلَمُ... عَلِمَ اَن لَن تُحصوهُ فَتابَ عَلَیکُم فَاقرَءوا ما تَیسَّرَ مِنهُ واَقیمُوا الصَّلوةَ».
[۲۷۱] المغنی، ج ۱، ص ۷۷۰.
دیدگاه نسخ وجوب نماز شب برای پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم از سوی علمای امامیه و بیش‌تر فقهای اهل سنت
[۲۷۵] المجموع فی شرح المهذب، ج ۳، ص ۳.
[۲۷۶] مغنی المحتاج، ج ۱، ص ۱۲۱.
مردود شمرده شده است. اینان معتقدند نماز شب تا پایان عمر بر آن حضرت واجب بود.
دیدگاه دیگر آن است که تهجد بر هیچ‌کس واجب نبوده است
[۲۷۷] مواهب الجلیل، ج ۵، ص ۵.
[۲۷۸] عمدة القاری، ج ۷، ص ۱۸۹.
، زیرا آیه ۷۹ اسراء تهجد را بر پیامبر نافله دانسته است و نافله به امر مستحب گفته می‌شود.
[۲۸۱] شافعی، الام، ج ۱، ص ۸۶.
به علاوه، در آیات ۲- ۴ مزمّل، پیامبر در اقامه این نماز به مقدار نیمی از شب یا کمتر یا بیش‌تر مخیر شده است:«قُمِ الَّیلَ... • نِصفَهُ اَوِ انقُص مِنهُ قَلیلا• اَو زِد عَلَیهِ» و تخییر نشانه استحباب است.
[۲۸۳] شهید ثانی، زین العابدین بن علی، مسالک الافهام فی شرح شرائع الاسلام، ج ۱، ص ۲۲۰.

دلایل ذکر شده نمی‌تواند این دیدگاه را اثبات نماید؛ زیرا چنان‌که ذکر گردید «نافِلَةً لَکَ» در آیه ۷۹ اسراء به معنای اضافه بر واجبات دیگر است و تخییر در آیات ۳ و ۴ مزمل نیز نسبت به مقدار تهجد است نه در مورد اصل آن.

← شیوه و مصادیق تهجد


تهجد با انجام دادن عبادات مختلفی تحقق می‌یابد که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:

←← نماز


مهم‌ترین مصداق تهجد نماز خواندن است که از آن به نماز شب
[۲۹۱] سنن ابی‌داود، ج ۱، ص ۲۹۸.
یا نماز وتر
[۲۹۳] وهبة الزحیلی، الفقه الاسلامی و ادلته، ج ۲، ص ۱۰۰۹.
یاد می‌شود و قرآن کریم در آیاتی از آن سخن به میان آورده است؛ از جمله در آیه ۷۹ اسراء پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به تهجد در شب مأمور شده که مراد از آن را به قرینه کلمه «نافِلةً» نماز دانسته‌اند
[۲۹۸] اعانة الطالبین، ج ۱، ص ۳۰۸.
؛ همچنین در آیاتی دیگر از سجود و قیام در شب یاد شده است:«اَمَّن هُوَ قانِتٌ ءاناءَ الَّیلِ ساجِدًا وقائِمًا» که به نظر بسیاری از مفسران مراد نماز شب است.
در آیاتی دیگر مؤمنان به تسبیح در شب توصیه شده‌اند:«ومِنَ الَّلیلِ فَسَبِّحهُ» که در تفاسیر و احادیث به نماز شب تفسیر شده است. در آیه ۲۰ مزمّل نیز پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و پیروان او به تلاوت قرآن تا حدّ توان خود مأمور شده‌اند: «فَاقرَءوا ما تَیسَّرَ مِنَ القُرءانِ» که به نظر برخی مراد از واژه «القُرآنِ» نماز است زیرا نماز، دربردارنده قرآن است ، هرچند بسیاری برآن‌اند که مراد از آن، تلاوت قرآن در نماز شب است.
فقهای امامی مجموع رکعات نماز شب را ۱۱ رکعت می‌دانند که ۸ رکعت آن نافله شب و دو رکعت دیگر نماز شفع و یک رکعت پایانی آن نماز وَتْر نام دارد که اطلاق نماز شب بر مجموع ۱۱ رکعت از باب تغلیب است. در برخی احادیث نیز نماز شب ۱۳ رکعت دانسته شده که مراد از دو رکعت افزوده را دو رکعت نافله صبح دانسته‌اند ؛ اما فقهای اهل سنت درباره شمار رکعات نماز شب آرای گوناگونی دارند:یک، سه، ۵، ۷، ۱۱ و ۱۳ رکعت.
[۳۲۴] روضة الطالبین، ج ۱، ص ۴۳۰.
[۳۲۵] المجموع فی شرح المهذب، ج ۴، ص ۱۲.
برخی از آنان بر آن‌اند که رکعات نماز شب عدد خاصی ندارد و شمار رکعات آن به تمایل و توان نمازگزار بستگی دارد.
[۳۲۶] ابن عبدالبر، التمهید، ج ۱۳، ص ۲۱۴.
[۳۲۷] سعید بن علی بن وهف، قیام اللیل، ص ۱۹.


←← تلاوت قرآن


از دیگر مصادیق تهجد، تلاوت قرآن است:«اِنَّ رَبَّکَ یعلَمُ اَنَّکَ تَقومُ اَدنی مِن ثُلُثَیِ الَّیلِ... فَاقرَءوا ما تَیسَّرَ مِنَ القُرءانِ... فَاقرَءوا ما تَیسَّرَ مِنهُ». در آیاتی دیگر نیز به پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم شب زنده داری و تلاوت قرآن توصیه شده است:«یاَیهَا المُزَّمِّل • قُمِ الَّیلَ اِلاّ قَلیلا... • اَو زِد عَلَیهِ و رَتِّلِ القُرءانَ تَرتیلا». در آیه ۱۱۳ آل عمران نیز یکی از ویژگی‌های برخی مؤمنان، تلاوت آیات الهی در شب به شمار رفته است:«اُمَّةٌ قائِمَةٌ یتلونَ ءایتِ اللّهِ ءاناءَ الَّیلِ وهُم یسجُدون». بنابر حدیثی، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم قبل از هجرت در وادی مجنه در هنگام تهجد به تلاوت قرآن مشغول بود که گروهی از جن با شنیدن آیات قرآن به آن حضرت ایمان آوردند و در پی این رخداد، آیات ۲۹- ۳۲ احقاف در این باره نازل شد.
درباره این‌که آیا در تهجد، قرآن‌ به‌طور مستقل باید تلاوت شود یا مراد از آن، قرائت قرآن در نماز است دو دیدگاه وجود دارد: نخست این‌که مراد تلاوت مستقل است ، بر این اساس، برخی برآن‌اند که باید هنگام تهجد ۵۰، ۱۰۰، ۲۰۰ آیه یا ۳۱ قرآن را تلاوت کرد؛ ولی برخی دیگر به استناد آیه ۲۰ مزمّل گفته‌اند که در تلاوت قرآن میزان خاصی معین نشده و متهجد می‌تواند به اندازه فرصت و توان خود به تلاوت بپردازد.
تلاوت قرآن در تهجد را برخی مستحب و شماری دیگر واجب شمرده‌اند. به نظر برخی، از جمله ادله وجوب آن است که تلاوت قرآن موجب آگاهی متهجد به ادله ارسال پیامبران و تعالیم آنان و دیگر واجبات می‌گردد و ازاین‌رو واجب است.
دیدگاه دوم آن است که مراد آیه ۲۰ مزمّل، تلاوت قرآن در نماز شب است ، زیرا در ابتدای این آیه از قیام برای نماز یاد شده است:«اَنَّکَ تَقومُ اَدنی مِن ثُلُثَیِ الَّیلِ»، پس مراد از آن، قرائت حمد و سوره در نماز است که برخی آن را واجب شمرده‌اند ؛ اما برخی تنها قرائت حمد را واجب و قرائت سوره را مستحب دانسته‌اند.
درباره این‌که قرائت چه سوره‌هایی در نماز شب استحباب دارد، فقهای امامی به استناد برخی احادیث، قرائت سوره توحید را در رکعت اول و سوره کافرون را در رکعت دوم مستحب شمرده و برخی گفته‌اند که قرائت سی باره این دو سوره مستحب است. در ۶ رکعت دیگر، پس از حمد قرائت هر سوره‌ای جایز است ، هرچند سوره‌های بزرگ مانند انعام و کهف را ترجیح داده‌اند.
در نماز شفع نیز قرائت سوره توحید در هر دو رکعت یک
[۳۶۶] طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد، ص ۱۵۱.
یا سه بار یا قرائت سوره ملک در رکعت اول و سوره انسان در رکعت دوم یا یکی از دو سوره مُعَوَّذَتین در هر رکعت توصیه شده است. در نماز وتر تلاوت سوره توحید سه بار و سوره‌های فلق و ناس هر کدام یک بار مستحب به شمار رفته است.
افزون بر این، در موقعیت‌هایی دیگر نیز تلاوت برخی آیات قرآن به متهجدان توصیه شده است؛ از جمله قبل از خواب تلاوت دو آیه آخر سوره کهف برای بیدار شدن به قصد تهجد :«قُل لَو کانَ البَحرُ مِدادًا لِکَلِمتِ رَبّی... •... فَمَن کانَ یرجوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلیعمَل عَمَلاً صلِحًا و لایشرِک بِعِبادَةِ رَبِّهِ اَحَدا» و نیز قرائت آیات ۱۹۰- ۱۹۴ آل عمران پس از بیدار شدن که در آن‌ها از تدبر و تفکر خردمندان در آفرینش آسمان و زمین، و برخی درخواست‌ها و ادعیه آنان به درگاه الهی سخن رفته است:«اِنَّ فی خَلقِ السَّموتِ والاَرضِ واختِلفِ الَّیلِ والنَّهارِ لاَیتٍ لاُِولِی الاَلبب •... رَبَّنا وءاتِنا ما وعَدتَنا عَلی رُسُلِکَ ولا تُخزِنا یومَ القِیمَةِ اِنَّکَ لا تُخلِفُ المِیعاد».
[۳۷۹] جامع احادیث الشیعه، ج ۸، ص ۸۴ - ۹۱.


←← تسبیح و ذکر خدا


تسبیح و ذکر خداوند در برخی آیات مصداق تهجد به شمار رفته است:«و مِنَ الَّلیلِ فَسَبِّحهُ واِدبرَ النُّجوم». مراد از تسبیح در آیه به نظر برخی نماز شب است ؛ ولی برخی مقصود از آن را تسبیح پیش از نماز شب یا پس از آن
[۳۸۷] فتح الباری، ج ۸، ص ۴۵۹.
دانسته و برخی گفته‌اند:مراد ۳۴ بار الله اکبر و ۳۳ مرتبه الحمد للّه و ۳۳ بار سبحان اللّه یا تسبیح خاص :«سبحان اللّه و الحمد للّه و لاإله إلاّ اللّه و اللّه أکبر و لا حول و لا قوة إلاّ باللّه العلی العظیم» است. افزون بر این‌ها، تسبیحات دیگری قبل یا بعد از نماز شب یا ضمن آن در احادیث اهل بیت علیهم‌السلام ذکر شده است. در برخی آیات پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به ذکر نام پروردگار مأمور شده است:«قُمِ الَّیلَ اِلاّ قَلیلا •... واذکُرِ اسمَ رَبِّکَ». برخی مراد از ذکر نام خداوند را در این آیه، اقامه نماز یا ذکر «بسم اللّه الرحمن الرحیم» در ابتدای نماز یا ابتدای سوره‌های قرآن دانسته‌اند؛ ولی برخی آن را عام و شامل اذکاری مانند ذکر تسبیح (سبحان الله)، تهلیل (لا إله إلاّ اللّه) تکبیر (اللّه اکبر) و مانند این‌ها دانسته‌اند. احادیثی که اذکار خاص نماز شب را دربردارند نیز مؤید این نظرند. زیرا این اذکار در این احادیث آمده است.

←← دعا و تضرع به درگاه الهی


دعا و درخواست از خداوند برای نجات از عذاب الهی و جلب رحمت او از دیگر مصادیق تهجد است:«تَتَجافی جُنوبُهُم عَنِ المَضاجِعِ یدعونَ رَبَّهُم خَوفًا وطَمَعًا». از جمله دعاهایی که در آیات ۷۹ - ۸۰ اسراء به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم توصیه شده، آن است که از خداوند بخواهد او را در هر کاری با صداقت وارد و با صداقت از آن خارج سازد و از جانب خود تسلطی یاری بخش برایش قرار دهد:«و مِنَ الَّیلِ فَتَهَجَّد... • و قُل رَبِّ اَدخِلنی مُدخَلَ صِدقٍ واَخرِجنی مُخرَجَ صِدقٍ واجعَل لی مِن لَدُنکَ سُلطنًا نَصیرا»؛ همچنین در آیه‌ای دیگر متهجدان به «تبتّل» به سوی درگاه الهی فراخوانده شده‌اند:«قُمِ الَّلیلَ... • و تَبَتَّل اِلَیهِ تَبتیلا». « تبتل » در برخی احادیث به بلند کردن دست به سوی خداوند در نماز و تضرع و اشک ریختن و درخواست حاجت از خداوند تفسیر شده است. برخی مفسران معنای آن را انقطاع بنده از دنیا و خالی کردن نفس از غیر خداوند و شماری دیگر اخلاص در عبادت دانسته‌اند.
از دیدگاه فقهی در نماز شب و تهجد به ویژه قنوت نماز وتر هر دعایی رواست ، هرچند در احادیث دعاهایی خاص وارد شده است.

←← استغفار برای خود و دیگران


مصداق دیگر تهجد، استغفار از گناهان و طلب بخشش از خداوند برای خود و دیگران است:«کانوا قَلیلاً مِنَ الَّیلِ ما یهجَعون • وبِالاَسحارِ هُم یستَغفِرون». افزون بر این، در آیه ۹۸ یوسف از وعده استغفار حضرت یعقوب به فرزندان خود در زمانی خاص سخن به میان آمده:«قال سَوفَ اَستَغفِرُ لَکُم رَبّی اِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحیم» و زمان این استغفار در احادیث، سحرگاهان یا سحرگاه شب جمعه ذکر شده است. در حدیثی مراد از استغفار کنندگان در آیه ۱۸ ذاریات کسانی دانسته شده که ۷۰ بار در نماز وتر استغفار می‌کنند. بنابر روایتی دیگر، مداومت تا یک سال بر گفتن این ذکر در نماز وتر، موجب ثبت شدن نام متهجد در شمار استغفارکنندگان در سحرگاهان یا از مصادیق آیه مذکور می‌گردد. برپایه حدیثی از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هرشب هنگام سحر فرشته‌ای مؤمنان را به استغفار فرا می‌خواند.
[۴۳۸] مسند احمد، ج ۴، ص ۲۲.
[۴۳۹] مسند احمد، ج ۴، ص۲۱۷.

سیره آن حضرت نیز گفتن ۷۰ مرتبه ذکر «أستغفرالله ربی و أتوب إلیه» در قنوت نماز وتر بود ؛ همچنین امام زین العابدین علیه‌السلام با گفتن ۳۰۰ بار «العفو» به درگاه الهی استغفار می‌فرمود.
برپایه احادیث، مستحب است هنگام تهجد و نماز شب برای ۴۰ مؤمن طلب غفران شود.، چنان که در آیاتی به درخواست بخشش برای مؤمنان‌ به‌طور عام اشاره شده است:«رَبَّنَا اغفِر لَنا ولاِِخونِنَا الَّذینَ سَبَقونا بِالایمنِ».

← زمان و مدت تهجد


تهجد چنان‌که از مفهوم واژه آن برمی‌آید، عباداتی است که در شب انجام می‌گیرد. این نکته را از آیات متعدد می‌توان استفاده کرد؛ از جمله آیه ۷۹ اسراء که به صراحت از شب سخن به میان آورده است:«و مِنَ الَّیلِ فَتَهَجَّد بِهِ نافِلَةً لَکَ» و نیز آیه ۹ زمر :«اَمَّن هُوَ قانِتٌ ءاناءَ الَّیلِ ساجِدًا». به نظر برخی مراد از «ءاناءَ الَّیلِ» آغاز، وسط و پایان شب است. در آیه ۶۴ فرقان نیز از تهجد با تعبیر بیتوته یاد شده است:«والَّذینَ یبیتونَ لِرَبِّهِم سُجَّدًا و قِیما». مراد از بیتوته‌کنندگان کسانی‌اند که شب را درک کنند یا در شب به عبادت خدا بپردازند. حکمت گزینش شب برای تهجد آن است که شب برای ایجاد ارتباط با خداوند بهتر و زمینه عبادت و خودسازی بیش‌تر فراهم است، چنان که روز برای کار و رفع نیازهای دنیوی مناسب تر است:«اِنَّ ناشِئَةَ الَّیلِ هِیَ اَشَدُّ وطًٔا واَقوَمُ قیلا • اِنَّ لَکَ فِی النَّهارِ سَبحًا طَویلا» نیز گفته‌اند که آمادگی انسان در شب برای اندیشه و تفکر بیش‌تر است و عبادت تأثیر بیشتری در قلب دارد. افزون بر این، عبادت در شب، دور از چشم دیگران و بدون ریا و با خلوص بیشتری همراه است و به سبب دشواری بیشتر، ثواب افزون تری دارد.
درباره مدت تهجد آیات قرآن و احادیث بخشی از شب را مناسب دانسته‌اند، چنان که ضمیر «مِن» در برخی از آیات تهجد بر این نکته دلالت دارد :«و مِنَ الَّیلِ فَتَهَجَّد بِهِ» در آیات دیگری نیز به این امر تصریح شده؛ از جمله در آیات ۱۶ ۱۸ ذاریات مؤمنانی که اندکی از شب را می‌خوابند و بیش‌تر به تهجّد می‌پردازند، ستوده شده‌اند:«اِنَّهُم کانوا قَبلَ ذلِکَ مُحسِنین• کانوا قَلیلاً مِنَ الَّیلِ ما یهجَعون • وبِالاَسحارِ هُم یستَغفِرون». در آیات ۲ - ۴ مزمّل پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم مأمور شده که نیمی از شب یا اندکی کمتر یا بیش‌تر از آن را به شب زنده داری بپردازد :«قُمِ الَّیلَ اِلاّ قَلیلا • نِصفَهُ اَوِ انقُص مِنهُ قَلیلا • اَو زِد عَلَیهِ». برخی از مفسران جمله «اِلاّ قَلیلا» را استثنا از واژه «اللَّیلَ» دانسته و مفاد آیه را چنین تبیین کرده‌اند که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌بایست در همه شب‌ها جز برخی از شب‌ها که عذری داشته به تهجّد بپردازد. بر پایه دیدگاهی که در برخی احادیث نیز مطرح شده و بسیاری از مفسران آن را پذیرفته‌اند ، کلمه «نِصفَهُ» بدل از «قَلیلا» و مفسّر آن است، در نتیجه، آن حضرت به نمازگزاردن در نیمی از شب یا کمتر یا بیش‌تر از آن مأمور شده است.
بر پایه برخی احادیث، پس از نزول این آیات، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم همه شب را به نماز و عبادت می‌پرداخت که آیات ۱- ۲ طه نازل شد و آن حضرت را از تحمل مشقت زیاد بازداشت :«طه• ما اَنزَلنا عَلَیکَ القُرءانَ لِتَشقی»؛ همچنین این تخفیف در مورد آن حضرت و نیز مؤمنانی که تمام شب را به نماز می‌ایستادند، به موجب آیه ۲۰ مزمّل اعمال شد و آنان به اقامه نماز شب به اندازه توان خود مکلف شدند :«اِنَّ رَبَّکَ یعلَمُ اَنَّکَ تَقومُ اَدنی مِن ثُلُثَیِ الَّلیلِ ونِصفَهُ وثُلُثَهُ وطَائِفَةٌ مِنَ الَّذینَ مَعَکَ واللّهُ یقَدِّرُ الَّیلَ والنَّهارَ عَلِمَ اَن لَن تُحصوهُ فَتابَ عَلَیکُم فَاقرَءوا ما تَیسَّرَ مِنَ القُرءانِ». در ادامه آیه مذکور، حکمت‌های دیگر تخفیفِ یاد شده، بیماری برخی مؤمنان و مسافرت آنان برای کسب روزی و جهاد در راه خدا ذکر شده است:«عَلِمَ اَن سَیکونُ مِنکُم مَرضی وءاخَرونَ یضرِبونَ فِی الاَرضِ یبتَغونَ مِن فَضلِ اللّهِ وءاخَرونَ یقتِلونَ فی سَبیلِ اللّهِ فَاقرَءوا ما تَیسَّرَ مِنهُ». در برخی احادیث نیز بدین سبب که خانواده انسان و اعضای بدن او هم بر او حقی دارند، از برخاستن از بستر خواب در تمام شب نهی شده است.
[۴۸۶] سنن نسائی، ج ۴، ص ۲۱۰.

درباره وقت خاص و زمان فضیلت نماز شب چندین نظر در منابع فقهی مطرح است؛ فقهای امامی وقت خاص آن را از نیمه شب تا طلوع فجر و بیش‌تر فقهای اهل سنت پس از نماز عشاء تا طلوع فجر دانسته‌اند
[۴۹۲] اعانة الطالبین، ج ۱، ص ۲۹۱.
[۴۹۳] المجموع فی شرح المهذب، ج ۴، ص ۱۳، ۲۱.
، حتی برخی از اهل سنت برگزاری نماز شب را قبل از اقامه نماز عشاء جایز شمرده‌اند.
[۴۹۴] روضة الطالبین، ج ۱، ص ۴۳۱.
[۴۹۵] نیل الاوطار، ج ۳، ص ۴۹.
فقهای همه مذاهب اسلامی بر آن‌اند که بهتر است نماز شب در آخرین بخش شب و نزدیک طلوع فجر (که سحر نامیده می‌شود) اقامه گردد.
[۴۹۸] وهبة الزحیلی، الفقه الاسلامی و ادلته، ج ۲، ص ۱۰۱۴ - ۱۰۱۶.
مؤید این رأی به نظر برخی، آیات ۱۷ -۱۸ ذاریات است که پس از یادآوری تهجد در شب، استغفارکنندگان در سحر را ستوده است
[۵۰۱] المجموع فی شرح المهذب، ج۴، ص۱۴.
:«کانوا قَلیلاً مِنَ الَّیلِ ما یهجَعون • و بِالاَسحارِ هُم یستَغفِرون». امام صادق علیه‌السلام نیز در روایتی مراد از «ناشِئَةَ اللَیلِ» را در آیه ۶ مزمّل پایان شب ذکر فرموده است ؛ همچنین آن حضرت در پاسخ به پرسشی درباره وقت نماز شب، آخر شب را وقت خاص این نماز دانست. فقها اقامه نماز شب را در ابتدای شب برای مسافر ، بیمار و افراد معذور جایز شمرده‌اند.

← قضای نافله شب


قضا کردن نماز شب برای کسی که به اقامه آن در زمان خود موفق نشده، مستحب است. بر پایه روایتی، امام صادق علیه‌السلام قضا کردن نماز شب را در روز نیکو شمرد و در این مورد به آیه ۶۲ فرقان که شب و روز را جانشین یکدیگر شمرده، استناد فرمود
[۵۱۴] جامع احادیث الشیعه، ج ۴، ص ۳۴۰ - ۳۴۲.
:«و هُوَ الَّذی جَعَلَ الَّیلَ والنَّهارَ خِلفَةً لِمَن اَرادَ اَن یذَّکَّرَ اَو اَرادَ شُکورا». بر اساس روایتی دیگر، مراد از مداومت کنندگان بر نماز در آیه ۲۳ معارج :«اَلَّذینَ هُم عَلی صَلاتِهِم دائِمون» کسانی‌اند که قضای نافله‌های شب را در روز و قضای نافله‌های روز را در شب به جا می‌آورند ؛ همچنین برخی فقها با استناد به احادیث و نیز آیاتی که مؤمنان را به شتاب کردن در کار خیر فرا خوانده، مانند آیه ۱۴۸ بقره :«فَاستَبِقُوا الخَیرتِ» و نیز ۴۸ مائده و ۱۳۳ آل‌عمرانتعجیل در قضای نمازها از جمله نماز شب و به جا آوردن آن را در صبح آن شب مستحب به شمار آورده‌اند ، هرچند برخی فقها با استناد به احادیثی دیگر خواندن قضای نماز شب را در شب دیگر بهتر دانسته‌اند.

فهرست منابع

[ویرایش]

احکام القرآن، ابن العربی (م. ۵۴۳ ق.)، به کوشش محمد عبدالقادر، لبنان، دار الفکر؛ احکام القرآن، الجصاص (م. ۳۷۰ ق.)، به کوشش عبدالسلام محمد، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۵ ق؛ الاختصاص، المفید (م. ۴۱۳ ق.)، به کوشش غفاری و زرندی، بیروت، دارالمفید، ۱۴۱۴ ق؛ ارشاد العقل السلیم، ابوالسعود (م. ۹۸۲ ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۹ ق؛ اسباب النزول، الواحدی (م. ۴۶۸ ق.)، قاهرة، الحلبی و شرکاه، ۱۳۸۸ ق؛ الاستبصار، الطوسی (م ۴۶۰ ق.)، به کوشش سید موسوی الخرسان، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۶۳ ش؛ الاستذکار، ابن عبدالبر (م. ۴۶۳ ق.)، به کوشش سالم محمد و محمدعلی، دار الکتب العلمیة، ۲۰۰ م؛ اعانة الطالبین، السید البکری الدمیاطی (م. ۱۳۱۰ ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۸ ق؛ الاقناع، الشربینی (م. ۹۷۷ ق.)، بیروت، دارالمعرفه؛ الام، الشافعی (م ۲۰۴ ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۳ ق؛ الامالی، الطوسی (م. ۴۶۰ ق.)، قم، دارالثقافة، ۱۴۱۴ ق؛ انوار البهیه، شیخ عباس القمی (م. ۱۳۵۹ ق.)، قم، النشر الاسلامی، ۱۴۱۷ ق؛ انوار التنزیل، البیضاوی (م. ۶۸۵ ق.)، به کوشش عبدالقادر، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۶ ق؛ بحارالانوار، المجلسی (م. ۱۱۱۰ ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق؛ بحرالعلوم، السمرقندی (م. ۳۷۵ ق.)، به کوشش محمود مطرجی، بیروت، دار الفکر؛ البحر المحیط، ابوحیان الاندلسی (م. ۷۵۴ ق.)، به کوشش عادل احمد و دیگران، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۲ ق؛ تاج العروس، الزبیدی (م. ۱۲۰۵ ق.)، به کوشش علی شیری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ ق؛ التبیان، الطوسی (م. ۴۶۰ ق.)، به کوشش احمد حبیب العاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ تحریر الوسیله، امام خمینی قدس سره (م. ۱۳۶۸ ش.)، نجف، دار الکتب العلمیة، ۱۳۹۰ ق؛ تحف العقول، حسن بن شعبة الحرانی (م. قرن۴ ق.)، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۴ ق؛ تحفة الفقهاء، علاءالدین السمرقندی (م. ۹ - ۵۳۵ ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۴ ق؛ التحقیق، المصطفوی، تهران، وزارت ارشاد، ۱۳۷۴ ش؛ تذکرة الفقهاء، العلامة الحلی (م. ۷۲۶ ق.)، قم، آل البیت علیهم‌السلام لاحیاء التراث، ۱۴۱۴ ق؛ تفسیر الصافی، الفیض الکاشانی (م. ۱۰۹۱ ق.)، بیروت، نشر اعلمی، ۱۴۰۲ ق؛ تفسیر العزبن عبدالسلام، (م. ۶۶۰ ق.)، عزالدین عبدالسلام، به کوشش عبدالله بن ابراهیم، بیروت، دار ابن حزم، ۱۴۱۶ ق؛ تفسیر العیاشی، العیاشی (م. ۳۲۰ ق.)، به کوشش رسولی محلاّتی، تهران، المکتبة العلمیة الاسلامیه؛ تفسیر القرآن، السمعانی (م. ۴۸۹ ق.)، به کوشش غنیم بن عباس و یاسر بن ابراهیم، ریاض، دارالوطن، ۱۴۱۸ ق؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن ابی حاتم (م. ۳۲۷ ق.)، به کوشش اسعد محمد، بیروت، المکتبة العصریة، ۱۴۱۹ ق؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر (م. ۷۷۴ ق.)، به کوشش مرعشلی، بیروت، دار المعرفة، ۱۴۰۹ ق؛ تفسیر القمی، القمی (م. ۳۰۷ ق.)، به کوشش الجزائری، قم، دارالکتاب، ۱۴۰۴ ق؛ التفسیر الکبیر، الفخر الرازی (م. ۶۰۶ ق.)، قم، دفتر تبلیغات، ۱۴۱۳ ق؛ تفسیر کنزالدقایق، المشهدی، به کوشش العراقی، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۷ ق؛ تفسیر نمونه، مکارم شیرازی و دیگران، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۷۵ ش؛ تفسیر نورالثقلین، العروسی الحویزی (م. ۱۱۱۲ ق.)، به کوشش رسولی محلاتی، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش؛ التمهید، ابن عبدالبر (م. ۴۶۳ ق.)، به کوشش مصطفی و محمد عبدالکبیر، وزارة الاوقاف والشؤون الاسلامیة، ۱۳۸۷ ق؛ تهذیب الاحکام، الطوسی (م. ۴۶۰ ق.)، به کوشش موسوی و آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۶۵ ش؛ ثواب الاعمال، الصدوق (م. ۳۸۱ ق.)، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۸ ش؛ جامع احادیث الشیعه، اسماعیل معزی ملایری، قم، الصحف، ۱۴۱۳ ق؛ جامع البیان، الطبری (م. ۳۱۰ ق.)، به کوشش صدقی جمیل، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ ق؛ جامع الخلاف والوفاق، علی بن محمد القمی السبزواری (م. قرن ۷)، به کوشش حسنی، قم، زمینه سازان ظهور امام عصر (عج)، ۱۳۷۹ ش؛ الجامع لاحکام القرآن، القرطبی (م. ۶۷۱ ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ ق؛ جواهر الکلام، النجفی (م. ۱۲۶۶ ق.)، به کوشش قوچانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ حاشیة رد المحتار، محمد امین بن عابدین (م. ۱۲۳۲ ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق؛ الحبل المتین، البهائی (م. ۱۰۳۱ ق.)، قم، مکتبة بصیرتی، ۱۳۹۸ ق؛ الحدائق الناضره، یوسف البحرانی (م. ۱۱۸۶ق.)، به کوشش آخوندی، قم، نشر اسلامی، ۱۳۶۳ ش؛ حقائق التفسیر، السلمی (م. ۴۱۲ ق.)، به کوشش سید عمران، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۱ ق؛ حواشی الشروانی، الشروانی و العبادی (م. ۱۱۱۸ ق.)، بیروت، داراحیاءالتراث العربی؛ الخلاف، الطوسی (م. ۴۶۰ ق.)، به کوشش سید علی خراسانی و دیگران، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۸ ق؛ الدرالمنثور، السیوطی (م. ۹۱۱ ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ ق؛ دعائم الاسلام، النعمان المغربی (م. ۳۶۳ ق.)، به کوشش فیضی، قاهرة، دارالمعارف، ۱۳۸۳ ق؛ الدعوات، الراوندی (م. ۵۷۳ ق.)، قم، مدرسة الامام المهدی (عج)، ۱۴۰۷ ق؛ دقائق التفسیر، ابن التیمیة (م. ۷۲۸ ق.)، به کوشش محمد السید، دمشق، مؤسسة علوم القرآن، ۱۴۰۴ ق؛ ذخیرة المعاد، محمد باقر السبزواری (م. ۱۰۹۰ ق.)، آل البیت علیهم‌السلام لاحیاءالتراث؛ ذکری، الشهید الاول (م. ۷۸۶ ق.)، قم، آل البیت لاحیاءالتراث، ۱۴۱۹ ق؛ الرسائل العشر، الطوسی (م. ۴۶۰ ق.)، قم، النشر الاسلامی؛ روح المعانی، الآلوسی (م. ۱۲۷۰ ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ روضة الطالبین، النووی (م. ۶۷۶ ق.)، به کوشش عادل احمد و علی محمد، بیروت، دار الکتب العلمیه؛ روضة الواعظین، الفتال النیشابوری (م. ۵۰۸ ق.)، به کوشش سید محمد مهدی، قم، الرضی؛ زادالمسیر، ابن الجوزی (م. ۵۹۷ ق.)، به کوشش محمد عبدالرحمن، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷ ق؛ زبدة البیان، المقدس الاردبیلی (م. ۹۹۳ ق.)، به کوشش بهبودی، تهران، المکتبة المرتضویه؛ السرائر، ابن ادریس (م. ۵۹۸ ق.)، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۱ ق؛ سلسلة الینابیع الفقهیه، علی اصغر مروارید، بیروت، فقه الشیعة، ۱۴۱۳ ق؛ سنن ابی داود، السجستانی (م. ۲۷۵ ق.)، به کوشش سعید محمد اللحام، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۰ ق؛ سنن الترمذی، الترمذی (م. ۲۷۹ ق.)، به کوشش عبدالوهاب، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۲ ق؛ السنن الکبری، البیهقی (م. ۴۵۸ ق.)، بیروت، دار الفکر؛ سنن النسائی، النسائی (م. ۳۰۳ ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۳۴۸ ق؛ شرایع الاسلام، المحقق الحلی (م. ۶۷۶ ق.)، به کوشش سید صادق شیرازی، تهران، استقلال، ۱۴۰۹ ق؛ شرح اصول کافی، محمد صالح مازندرانی (م. ۱۰۸۱ ق.)، به کوشش سید علی عاشور، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۱ ق؛ الصحاح، الجوهری (م. ۳۹۳ ق.)، به کوشش عبدالغفور العطاری، بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۴۰۷ ق؛ صحیح البخاری، البخاری (م. ۲۵۶ ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۱ ق؛ صحیح مسلم، مسلم (م. ۲۶۱ ق.)، بیروت، دار الفکر؛ عدة الداعی، ابن فهد الحلی (م. ۸۴۱ ق.)، به کوشش موحد قمی، دار الکتب الاسلامی؛ علل الشرایع، الصدوق (م. ۳۸۱ ق.)، به کوشش بحرالعلوم، نجف، مکتبة الحیدری، ۱۳۸۵ ق؛ عمده القاری، العینی (م. ۸۵۵ ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ عون المعبود، العظیم آبادی (م. ۱۳۲۹ ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۵ ق؛ غنائم الایام، میرزا ابوالقاسم القمی (م. ۱۲۲۱ ق.)، به کوشش تبریزیان، الاعلام الاسلامی، ۱۴۱۷ ق؛ فتح الباری، ابن حجر العسقلانی (م. ۸۵۲ ق.)، بیروت، دارالمعرفه؛ فتح العزیز، عبدالکریم بن محمد الرافعی (م. ۶۲۳ ق.)، دار الفکر؛ فتح القدیر، الشوکانی (م. ۱۲۵۰ ق.)، بیروت، دارالمعرفه؛ الفقه الاسلامی و ادلته، وهبة الزحیلی، دمشق، دار الفکر، ۱۴۱۸ ق؛ فقه القرآن، الراوندی (م. ۵۷۳ ق.)، به کوشش حسینی، قم، کتابخانه نجفی، ۱۴۰۵ ق؛ القاموس المحیط، الفیروزآبادی (م. ۸۱۷ ق.)، بیروت، دارالعلم؛ قیام اللیل، سعید بن علی بن وهف، ریاض، مکتبة ملک فهد، ۱۴۲۱ ق؛ الکافی، الکلینی (م. ۳۲۹ ق.)، به کوشش غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۷۵ ش؛ الکشاف، الزمخشری (م. ۵۳۸ ق.)، مصطفی البابی، ۱۳۸۵ ق؛ کشاف القناع، منصور البهوتی (م. ۱۰۵۱ ق.)، به کوشش محمد حسن، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۸ ق؛ کشف الغطاء، کاشف الغطاء (م. ۱۲۲۷ ق.)، اصفهان، مهدوی؛ کشف اللثام، الفاضل الهندی (م. ۱۱۳۷ ق.)، قم، مکتبة النجفی، ۱۴۰۵ ق؛ الکشف والبیان، الثعلبی (م. ۴۲۷ ق.)، به کوشش ابن عاشور، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ ق؛ کفایة الاحکام (کفایة الفقه)، محمد باقر السبزواری (م. ۱۰۹۰ ق.)، اصفهان، مدرسة صدر مهدوی؛ لسان العرب، ابن منظور (م. ۷۱۱ ق.)، قم، ادب الحوزة، ۱۴۰۵ ق؛ المبسوط فی فقه الامامیه، الطوسی (م. ۴۶۰ ق.)، به کوشش بهبودی، تهران، مکتبة المرتضویه؛ مجمع البحرین، الطریحی (م. ۱۰۸۵ ق.)، به کوشش محمود عادل و احمد حسینی، تهران، فرهنگ اسلامی، ۱۴۰۸ ق؛ مجمع البیان، الطبرسی (م. ۵۴۸ ق.)، به کوشش گروهی از علماء، بیروت، اعلمی، ۱۴۱۵ ق؛ المجموع فی شرح المهذب، النووی (م. ۶۷۶ ق.)، دار الفکر؛ مختلف الشیعه، العلامة الحلی (م. ۷۲۶ ق.)، قم، النشر الاسلامی، ۱۴۱۲ ق؛ مسالک الافهام الی آیات الاحکام، فاضل الجواد الکاظمی (م. ۱۰۶۵ ق.)، به کوشش شریف زاده، تهران، مرتضوی، ۱۳۶۵ ش؛ مستدرک الوسائل، النوری (م. ۱۳۲۰ ق.)، بیروت، آل البیت علیهم‌السلام لاحیاء التراث، ۱۴۰۸ ق؛ مستند الشیعه، احمد النراقی (م. ۱۲۴۵ ق.)، قم، آل البیت علیهم‌السلام لاحیاء التراث، ۱۴۱۵ ق؛ مسند احمد، احمدبن حنبل (م. ۲۴۱ ق.)، بیروت، دار صادر؛ مصباح الفقیه، رضا الهمدانی (م. ۱۳۲۲ ق.)، تهران، مکتبة الصدر؛ مصباح المتهجد، الطوسی (م. ۴۶۰ ق.)، بیروت، فقه الشیعة، ۱۴۱۱ ق؛ معالم التنزیل، البغوی (م. ۵۱۰ ق.)، به کوشش خالد عبدالرحمن، بیروت، دارالمعرفه؛ معانی الاخبار، الصدوق (م. ۳۸۱ ق.)، به کوشش غفاری، قم، انتشارات اسلامی، ۱۳۶۱ ش؛ معانی القرآن، النحاس (م. ۳۳۸ ق.)، به کوشش الصابونی، عربستان، جامعة ام القری، ۱۴۰۹ ق؛ معجم الفروق اللغویه، ابوهلال العسکری (م. ۳۹۵ ق.)، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۲ ق؛ معجم مقاییس اللغه، ابن فارس (م. ۳۹۵ ق.)، به کوشش عبدالسلام محمد، قم، دفتر تبلیغات، ۱۴۰۴ ق؛ مغنی المحتاج، محمد الشربین (م. ۹۷۷ ق.)، بیروت، دار احیاءالتراث العربی، ۱۳۷۷ ق؛ المغنی والشرح الکبیر، عبدالله بن قدامة (م. ۶۲۰ ق.) و عبدالرحمن بن قدامة (م. ۶۸۲ ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیه؛ مفتاح الفلاح، البهائی (م. ۱۰۳۰ ق.)، بیروت، اعلمی؛ المقنع، الصدوق (م. ۳۸۱ ق.)، قم، مؤسسة الامام الهادی علیه‌السلام، ۱۴۱۵ ق؛ منتهی المطلب، العلامة الحلی (م. ۷۲۶ ق.)، چاپ سنگی؛ من لا یحضره الفقیه، الصدوق (م. ۳۸۱ ق.)، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۴ ق؛ مواهب الجلیل، الحطاب الرعینی (م. ۹۵۴ ق.)، به کوشش زکریا عمیرات، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۶ ق؛ میزان الحکمه، ری شهری، قم، دارالحدیث، ۱۴۱۶ ق؛ المیزان، الطباطبایی (م. ۱۴۰۲ ق.)، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق؛ نهایة الاحکام، العلامة الحلی (م. ۷۲۶ ق.)، به کوشش رجائی، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۰ ق؛ النهایه، الطوسی (م. ۴۶۰ ق.)، به کوشش آغا بزرگ تهرانی، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۰۰ق؛ نیل الاوطار، الشوکانی (م. ۱۲۵۵ ق.)، بیروت، دارالجیل، ۱۹۷۳م؛ وسائل الشیعه، الحر العاملی (م. ۱۱۰۴ق.)، قم، آل البیت علیهم‌السلام لاحیاءالتراث، ۱۴۱۲ق.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، ج ۶، ص ۳۴.    
۲. جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج ۲، ص ۵۵۵.    
۳. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۳، ص ۴۳۱، «هجد».    
۴. جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج ۲، ص ۵۵۵.    
۵. طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج ۴، ص ۴۰۶، «هجد».    
۶. طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج ۴، ص ۴۰۶.    
۷. جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج ۲، ص ۵۵۵.    
۸. زبیدی، مرتضی، تاج العروس، ج ۹، ص ۳۳۴، «هجد».    
۹. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۱۱، ص ۲۳۸، «هجد».    
۱۰. نحاس، ابی جعفر، معانی القرآن، ج ۴، ص ۱۸۳.    
۱۱. طوسی، محمد بن حسن، تفسیر التبیان، ج ۶، ص ۵۱۱.    
۱۲. قطب راوندی، سعید بن هبه الله، فقه القرآن، ج ۱، ص ۱۲۹.    
۱۳. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبده البیان، ص ۹۵.    
۱۴. آلوسی، شهاب الدین، روح المعانی، ج ۱۵، ص ۱۳۸.    
۱۵. آلوسی، شهاب الدین، روح المعانی، ج ۱۵، ص ۱۳۸.    
۱۶. فتح الباری، ج ۸، ص ۲۰۵.
۱۷. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۶، ص ۲۸۳.    
۱۸. جصاص، احمد بن علی، احکام القرآن، ج ۳، ص ۲۶۹.    
۱۹. فتح العزیز، ج ۴، ص ۲۳۳.
۲۰. کشاف القناع، ج ۵، ص ۲۳.
۲۱. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۳۰۴.    
۲۲. طوسی، محمد بن حسن، تفسیر التبیان، ج ۶، ص ۵۱۱.    
۲۳. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۹، ص ۱۷۷.    
۲۴. معجم ابن فارس، احمد، مقاییس اللغه، ج ۶، ص ۳۴.    
۲۵. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۳، ص ۴۳۱.    
۲۶. زبیدی، مرتضی، تاج العروس، ج ۹، ص ۳۳۴، «هجد».    
۲۷. فیروزآبادی، مجدالدین، القاموس المحیط، ج ۱، ص ۳۴۷.    
۲۸. اسراء/سوره۱۷، آیه۷۹.    
۲۹. فرقان/سوره۲۵، آیه۶۴.    
۳۰. سجده/سوره۳۲، آیه۱۶.    
۳۱. ذاریات/سوره۵۱، آیه۱۸.    
۳۲. مزمّل/سوره۷۳، آیه۲.    
۳۳. مزمّل/سوره۷۳، آیه۴.    
۳۴. انسان/سوره۷۶، آیه۲۶.    
۳۵. کهف/سوره۱۸، آیه۴۶.    
۳۶. مریم/سوره۱۹، آیه۷۶.    
۳۷. طوسی، محمد بن حسن، تفسیر التبیان، ج ۷، ص ۵۲.    
۳۸. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، ج ۳، ص ۲۴۴.    
۳۹. حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۲۶۴.    
۴۰. شرح/سوره۹۴، آیه۷.    
۴۱. سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، ج ۸، ص ۵۵۱.    
۴۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۳۱۴.    
۴۳. صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، ج ۲، ص ۳۲۸.    
۴۴. فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضة الواعظین، ص ۳۲۱.    
۴۵. نوری طبرسی، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۳۳۱.    
۴۶. حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج ۵، ص ۴۵۱.    
۴۷. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۱۳۶.    
۴۸. صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، ج ۱، ص ۳۵.    
۴۹. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن (تفسیر قرطبی)، ج ۵، ص ۴۰۱.    
۵۰. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۲، ص ۴۷۷.    
۵۱. حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۶۸.    
۵۲. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج ۴، ص ۲۵۱.    
۵۳. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۲۲.    
۵۴. حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۸۹.    
۵۵. یوسف/سوره۱۲، آیه۹۷ - ۹۸.    
۵۶. مسند احمد، ج ۲، ص ۱۶۰.
۵۷. صحیح البخاری، ج ۴، ص ۱۳۶.
۵۸. نوری طبرسی، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۳۳۱.    
۵۹. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۷۹، ص ۶۴.    
۶۰. حدید/سوره۵۷، آیه۱۷.    
۶۱. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۲، ص ۲۳۲.    
۶۲. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۷۲.    
۶۳. طوسی، محمد بن حسن، تفسیر التبیان، ج ۹، ص ۵۳۷.    
۶۴. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن (تفسیر قرطبی)، ج ۱۷، ص ۲۶۳.    
۶۵. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۹، ص ۴۰۳.    
۶۶. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۶۵، ص ۳۱۹.    
۶۷. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۱۴۷.    
۶۸. حدید/سوره۵۷، آیه۱۷.    
۶۹. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۹، ص ۴۰۳.    
۷۰. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، ج ۵، ص ۱۴۰.    
۷۱. حدید/سوره۵۷، آیه۲۷.    
۷۲. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج ۲۹، ص ۴۷۴.    
۷۳. بیضاوی، عبدالله بن عمر، تفسیرالبیضاوی (انوارالتنزیل و اسرارالتاویل)، ج ۵، ص ۳۰۵.    
۷۴. ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج ۴، ص ۲۳۹.    
۷۵. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۶۵، ص ۳۲۰.    
۷۶. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۱۴۷.    
۷۷. آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۳.    
۷۸. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۷، ص ۱۲۰.    
۷۹. طوسی، محمد بن حسن، تفسیر التبیان، ج ۲، ص ۵۶۲.    
۸۰. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۲، ص ۴۸۰.    
۸۱. دقائق التفسیر، ج ۱، ص ۳۱۴.
۸۲. حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۹۹.    
۸۳. قمی مشهدی، محمد، تفسیر کنزالدقائق، ج ۱، ص ۳۶۹.    
۸۴. فتح/سوره۴۸، آیه۲۹.    
۸۵. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۷۳.    
۸۶. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، ج ۵، ص ۴۵.    
۸۷. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۶۴، ص ۲۶۷.    
۸۸. مزمل/سوره۷۳، آیه۱-۳.    
۸۹. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ج ۲، ص ۳۹۲.    
۹۰. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۲۳، ص ۶۷۹.    
۹۱. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، ج ۳، ص ۲۹۹.    
۹۲. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۲۳، ص ۶۷۸.    
۹۳. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج ۳۰، ص ۶۸۲ و ۶۸۳.    
۹۴. مزمّل/سوره۷۳، آیه۲۰.    
۹۵. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن (تفسیر قرطبی)، ج ۱۹، ص ۳۴.    
۹۶. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج ۴، ص ۴۶۶.    
۹۷. ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج ۴، ص ۳۵۶.    
۹۸. زمر/سوره۳۹، آیه۹.    
۹۹. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القرآن الکریم(تفسیر قمی)، ج ۲، ص ۲۴۶.    
۱۰۰. ثعلبی، احمد بن محمد، تفسیر ثعلبی، ج ۸، ص ۲۲۴.    
۱۰۱. ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج ۴، ص ۱۰.    
۱۰۲. سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، ج ۲، ص ۲۹۷.    
۱۰۳. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۷، ص ۲۴۵.    
۱۰۴. سجده/سوره۳۲، آیه۱۶.    
۱۰۵. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، ج ۴، ص ۱۵۶.    
۱۰۶. حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص ۲۲۸.    
۱۰۷. واحدی، علی بن احمد، اسباب النزول، ص ۳۶۸.    
۱۰۸. ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج ۳، ص ۴۴۰.    
۱۰۹. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج ۳، ص ۴۶۸.    
۱۱۰. اسراء/سوره۱۷، آیه۷۹.    
۱۱۱. مزمّل/سوره۷۳، آیه۱ ۸.    
۱۱۲. طه/سوره۲۰، آیه۱۳۰.    
۱۱۳. ق/سوره۵۰، آیه۴۰.    
۱۱۴. طور/سوره۵۲، آیه۴۹.    
۱۱۵. انسان/سوره۷۶، آیه۲۶.    
۱۱۶. فجر/سوره۸۹، آیه۳.    
۱۱۷. دعائم الاسلام، تمیمی، ابو حنیفه، ج ۱، ص ۲۰۵.    
۱۱۸. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۳۴۷.    
۱۱۹. سجده/سوره۳۲، آیه۱۵ ۱۶.    
۱۲۰. ذاریات/سوره۵۱، آیه۱۵.    
۱۲۱. ذاریات/سوره۵۱، آیه۱۱۷.    
۱۲۲. فرقان/سوره۲۵، آیه۶۳ ۶۴.    
۱۲۳. آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۳ ۱۱۴.    
۱۲۴. ذاریات/سوره۵۱، آیه۱۶ ۱۷.    
۱۲۵. مازندرانی، محمدصالح، شرح اصول کافی، ج ۱، ص ۱۴۱.    
۱۲۶. زمر/سوره۳۹، آیه۹.    
۱۲۷. احزاب/سوره۳۳، آیه۳۵.    
۱۲۸. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۵۷.    
۱۲۹. سنن ابن ماجه، ج ۱، ص ۴۲۴.
۱۳۰. کهف/سوره۱۸، آیه۴۶.    
۱۳۱. مریم/سوره۱۹، آیه۷۶.    
۱۳۲. سلسلة مروارید، علی اصغر، الینابیع الفقهیه، ج ۴، ص ۵۰۶.    
۱۳۳. طوسی، محمد بن حسن، تفسیر التبیان، ج ۷، ص ۵۳.    
۱۳۴. قطب راوندی، سعید بن هبه الله، فقه القرآن، ج ۱، ص ۱۲۹.    
۱۳۵. کهف/سوره۱۸، آیه۴۶.    
۱۳۶. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج ۲، ص ۱۲۰.    
۱۳۷. صدوق، محمد بن علی، معانی الاخبار، ص ۳۲۴.    
۱۳۸. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۴۷۰.    
۱۳۹. صحیح مسلم، ج ۳، ص ۱۶۹.
۱۴۰. نوری طبرسی، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۳۳۷.    
۱۴۱. جامع احادیث الشیعه، ج ۸، ص ۲۴.
۱۴۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۳۲۵.    
۱۴۳. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۶۰، ص ۷۳.    
۱۴۴. محمدی ریشهری، محمد، میزان الحکمه، ج ۲، ص ۱۶۵۲.    
۱۴۵. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۲، ص ۱۴۸.    
۱۴۶. صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۷۲.    
۱۴۷. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۱۵۷.    
۱۴۸. جامع احادیث الشیعه، ج ۸، ص ۲۵.
۱۴۹. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۸۰.    
۱۵۰. قمی، عباس، الأنوار البهیة فی تواریخ الحجج الالهیة، ص ۳۱۹.    
۱۵۱. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۱۶۰.    
۱۵۲. صدوق، محمد بن علی، معانی الاخبار، ص ۳۴۲.    
۱۵۳. نوری طبرسی، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۶۴.    
۱۵۴. جامع احادیث الشیعه، ج ۸، ص ۴۴.
۱۵۵. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۱۶۲.    
۱۵۶. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۱۶۲.    
۱۵۷. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص ۱۷۲ - ۱۷۳.    
۱۵۸. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج ۳۰، ص ۶۸۲ و ۶۸۳.    
۱۵۹. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۲۰، ص ۶۲.    
۱۶۰. مزمّل/سوره۷۳، آیه۲.    
۱۶۱. مزمّل/سوره۷۳، آیه۵.    
۱۶۲. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج ۳۰، ص ۶۸۳.    
۱۶۳. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان، ص ۹۹.    
۱۶۴. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، ج ۵، ص ۲۴۰.    
۱۶۵. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، ج ۵، ص ۲۴۰.    
۱۶۶. ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج ۴، ص ۳۵۳.    
۱۶۷. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۱۶۲.    
۱۶۸. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان، ص ۹۹.    
۱۶۹. ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج ۴، ص ۳۵۳.    
۱۷۰. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج ۳۰، ص ۶۸۴.    
۱۷۱. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۲۰، ص ۶۲.    
۱۷۲. هود/سوره۱۱، آیه۱۱۴.    
۱۷۳. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، ج ۲، ص ۱۶۲ ۱۶۳.    
۱۷۴. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۷۳.    
۱۷۵. نوری طبرسی، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۳۳۱.    
۱۷۶. جامع احادیث الشیعه، ج ۸، ص ۲۷.
۱۷۷. اسراء/سوره۱۷، آیه۷۹.    
۱۷۸. صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، ج ۲، ص ۳۲۸.    
۱۷۹. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۷۴.    
۱۸۰. فتح/سوره۴۸، آیه۲۹.    
۱۸۱. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۸، ص ۲۹۹.    
۱۸۲. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج ۴، ص ۲۱۸.    
۱۸۳. اسراء/سوره۱۷، آیه۷۹.    
۱۸۴. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۱۷، ص ۵۲۷ - ۵۲۸.    
۱۸۵. طوسی، محمد بن حسن، تفسیر التبیان، ج ۶، ص ۵۱۲.    
۱۸۶. طوسی، محمد بن حسن، الامالی، ص ۴۵۵.    
۱۸۷. فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضة الواعظین، ص ۵۰۰.    
۱۸۸. سنن الترمذی، ج ۴، ص ۳۶۵.
۱۸۹. صحیح البخاری، ج ۵، ص ۲۲۸.
۱۹۰. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۱۷، ص ۵۳۰.    
۱۹۱. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۱۷، ص ۵۳۱.    
۱۹۲. مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، ص ۱۸.    
۱۹۳. طوسی، محمد بن حسن، تفسیر التبیان، ج۶، ص ۵۱۲.    
۱۹۴. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن (تفسیر قرطبی)، ج ۱۰، ص ۳۱۱.    
۱۹۵. اسراء /سوره۱۷، آیه۱۶-۱۷.    
۱۹۶. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، ج ۴، ص ۱۵۶.    
۱۹۷. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۱۶۳ - ۱۶۴.    
۱۹۸. معارج/سوره۷۰، آیه۲۳.    
۱۹۹. معارج/سوره۷۰، آیه۳۵.    
۲۰۰. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج ۲، ص ۲۴۰.    
۲۰۱. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۲۹.    
۲۰۲. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۵ ۱۷.    
۲۰۳. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۶، ص ۲۶۲.    
۲۰۴. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، ج ۱، ص ۳۲۱.    
۲۰۵. شوکانی، محمد، فتح القدیر، ج ۲، ص ۳۸۱ - ۳۸۲.    
۲۰۶. توبه/سوره۹، آیه۷۲.    
۲۰۷. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۱۵۰.    
۲۰۸. نوری طبرسی، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۳۳۱.    
۲۰۹. صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۷۲.    
۲۱۰. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج ۲، ص ۱۲۰.    
۲۱۱. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج ۲، ص ۱۲۲.    
۲۱۲. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۱۵۲.    
۲۱۳. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۸، ص۱۵۷.    
۲۱۴. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۸، ص۱۵۸.    
۲۱۵. جامع احادیث الشیعه، ج ۸، ص ۳۴.
۲۱۶. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج ۲، ص ۱۲۰.    
۲۱۷. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۱۴۹.    
۲۱۸. نوری طبرسی، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۳۳۵.    
۲۱۹. جامع احادیث الشیعه، ج ۸، ص ۲۳.
۲۲۰. اسراء/سوره۱۷، آیه۷۹.    
۲۲۱. مزمّل/سوره۷۳، آیه۲.    
۲۲۲. شرح/سوره۹۴، آیه۷.    
۲۲۳. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۳۹۱.    
۲۲۴. ابن عربی، محمد بن عبدالله، احکام القرآن، ج ۴، ص ۴۱۱.    
۲۲۵. سجده/سوره۳۲، آیه۱۵ ۱۷.    
۲۲۶. زمر/سوره۳۹، آیه۹.    
۲۲۷. سیوری، مقداد بن عبدالله، کنز العرفان فی فقه القرآن، ج ۱، ص ۱۵۱.    
۲۲۸. قطب راوندی، سعید بن هبه الله، فقه القرآن، ج ۱، ص ۱۲۹ - ۱۳۰.    
۲۲۹. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان، ص ۹۵.    
۲۳۰. روضة الطالبین، ج ۵، ص ۳۴۶.
۲۳۱. المجموع فی شرح المهذب، ج ۳، ص ۳.
۲۳۲. اسراء/سوره۱۷، آیه۷۹.    
۲۳۳. مزمّل/سوره۷۳، آیه۲۰.    
۲۳۴. شهید ثانی، زین العابدین بن علی، مسالک الافهام فی شرح شرائع الاسلام،ج ۷، ص ۷۴.    
۲۳۵. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج ۲۱، ص ۳۸۷.    
۲۳۶. فتح العزیز، ج ۴، ص ۲۴۰.
۲۳۷. ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج ۳، ص ۴۷.    
۲۳۸. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن (تفسیر قرطبی)، ج ۱۰، ص ۳۰۸.    
۲۳۹. بقره/سوره۲، آیه۲۳۸.    
۲۴۰. طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج ۱، ص ۵۳۴.    
۲۴۱. طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج ۱، ص ۵۳۵.    
۲۴۲. مزمل/سوره۷۳، آیه۲۰.    
۲۴۳. آلوسی، شهاب الدین، روح المعانی، ج ۱۵، ص ۱۲۴.    
۲۴۴. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۲۰، ص ۷۱.    
۲۴۵. مزمل/سوره۷۳، آیه۱۹.    
۲۴۶. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲۰، ص۷۱.    
۲۴۷. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۲۰، ص ۷۱.    
۲۴۸. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص ۱۸۹.    
۲۴۹. انسان/سوره۷۶، آیه۲۹.    
۲۵۰. انسان/سوره۷۶، آیه۲۶.    
۲۵۱. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۲۰، ص ۶۹.    
۲۵۲. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج ۲، ص ۲۴۲.    
۲۵۳. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۶۸.    
۲۵۴. مواهب الجلیل، ج۵، ص۵.
۲۵۵. طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج ۱، ص ۵۳۴.    
۲۵۶. وهبة الزحیلی، الفقه الاسلامی و ادلته، ج ۱، ص ۱۰۱۰.
۲۵۷. مزمّل/سوره۷۳، آیه۲۰.    
۲۵۸. اندلسی، محمد بن یوسف، البحر المحیط، ج ۸، ص ۳۵۹.    
۲۵۹. آلوسی، شهاب الدین، روح المعانی، ج ۱۵، ص ۱۲۴.    
۲۶۰. المجموع فی شرح المهذب، ج ۳، ص ۳.
۲۶۱. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۱۲.    
۲۶۲. شربینی، الاقناع، ص ۹۷.
۲۶۳. مزمّل/سوره۷۳، آیه۲.    
۲۶۴. ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج ۴، ص ۳۵۳.    
۲۶۵. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج ۳۰، ص ۶۸۲.    
۲۶۶. اسراء/سوره۱۷، آیه۷۸-۷۹.    
۲۶۷. المجموع فی شرح المهذب، ج ۱۶، ص ۱۴۲.
۲۶۸. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج ۲، ص ۱۰.    
۲۶۹. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن (تفسیر قرطبی)، ج ۱۹، ص ۵۵.    
۲۷۰. مزمل/سوره۷۳، آیه۲۰.    
۲۷۱. المغنی، ج ۱، ص ۷۷۰.
۲۷۲. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج ۳۰، ص ۶۸۲.    
۲۷۳. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۱۶۱.    
۲۷۴. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج ۲۹، ص ۱۲۶.    
۲۷۵. المجموع فی شرح المهذب، ج ۳، ص ۳.
۲۷۶. مغنی المحتاج، ج ۱، ص ۱۲۱.
۲۷۷. مواهب الجلیل، ج ۵، ص ۵.
۲۷۸. عمدة القاری، ج ۷، ص ۱۸۹.
۲۷۹. اسراء/سوره۱۷، آیه۷۹.    
۲۸۰. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج ۳۰، ص ۶۸۲.    
۲۸۱. شافعی، الام، ج ۱، ص ۸۶.
۲۸۲. مزمل/سوره۷۳، آیه۲-۴.    
۲۸۳. شهید ثانی، زین العابدین بن علی، مسالک الافهام فی شرح شرائع الاسلام، ج ۱، ص ۲۲۰.
۲۸۴. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج ۳۰، ص ۶۸۲.    
۲۸۵. اسراء/سوره۱۷، آیه۷۹.    
۲۸۶. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۶، ص ۲۸۳.    
۲۸۷. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن (تفسیر قرطبی)، ج ۱۰، ص ۳۰۸.    
۲۸۸. مزمل/سوره۷۳، آیه۲.    
۲۸۹. مزمل/سوره۷۳، آیه۴.    
۲۹۰. محقق حلی، جعفر بن حسن، شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج ۱، ص ۴۶.    
۲۹۱. سنن ابی‌داود، ج ۱، ص ۲۹۸.
۲۹۲. طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج ۱، ص ۵۳۶.    
۲۹۳. وهبة الزحیلی، الفقه الاسلامی و ادلته، ج ۲، ص ۱۰۰۹.
۲۹۴. اسراء/سوره۱۷، آیه۷۹.    
۲۹۵. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان، ص ۹۵.    
۲۹۶. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج ۲۹، ص ۱۲۶.    
۲۹۷. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج ۷، ص ۱۲.    
۲۹۸. اعانة الطالبین، ج ۱، ص ۳۰۸.
۲۹۹. زمر/سوره۳۹، آیه۹.    
۳۰۰. فرقان/سوره۲۵، آیه۶۴.    
۳۰۱. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، ج ۶، ص ۲۵۹.    
۳۰۲. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج ۲۶، ص ۴۲۸.    
۳۰۳. ق/سوره۵۰، آیه۴۰.    
۳۰۴. طور/سوره۵۲، آیه۴۸ ۴۹.    
۳۰۵. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان، ص ۶۱.    
۳۰۶. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۲۲، ص ۳۷۷.    
۳۰۷. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۸۰، ص ۱۳۳.    
۳۰۸. حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج ۵، ص ۱۴۳.    
۳۰۹. مزمل/سوره۷۳، آیه۲۰.    
۳۱۰. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن (تفسیر قرطبی)، ج ۱۹، ص ۵۳.    
۳۱۱. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۱۶۹.    
۳۱۲. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۲۳، ص ۶۹۸.    
۳۱۳. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۱۶۹.    
۳۱۴. قطب راوندی، سعید بن هبه الله، فقه القرآن، ج ۱، ص ۱۲۷.    
۳۱۵. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج ۱، ص ۱۵۵.    
۳۱۶. بحرانی، یوسف، حدائق الناضرة، ج ۶، ص ۲۲۷.    
۳۱۷. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج ۷، ص ۲۷ و ۲۸.    
۳۱۸. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج ۱، ص ۱۵۵.    
۳۱۹. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۱۳۷ - ۱۳۸.    
۳۲۰. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۳۵.    
۳۲۱. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۱۵۷.    
۳۲۲. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج ۷، ص ۲۷.    
۳۲۳. بحرانی، یوسف، حدائق الناضرة، ج ۶، ص ۲۴۰ ۲۴۲.    
۳۲۴. روضة الطالبین، ج ۱، ص ۴۳۰.
۳۲۵. المجموع فی شرح المهذب، ج ۴، ص ۱۲.
۳۲۶. ابن عبدالبر، التمهید، ج ۱۳، ص ۲۱۴.
۳۲۷. سعید بن علی بن وهف، قیام اللیل، ص ۱۹.
۳۲۸. مزمّل/سوره۷۳، آیه۲۰.    
۳۲۹. مزمل/سوره۷۳، آیه۱-۲.    
۳۳۰. مزمل/سوره۷۳، آیه۴.    
۳۳۱. آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۳.    
۳۳۲. احقاف/سوره۴۶، آیه۲۹-۳۰.    
۳۳۳. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، ج ۵، ص ۱۸.    
۳۳۴. حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، ج ۵، ص ۱۹.    
۳۳۵. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۱۶۹.    
۳۳۶. زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج ۴، ص ۶۴۳.    
۳۳۷. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۲۳، ص ۶۹۸.    
۳۳۸. زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل (تفسیر الزمخشری)، ج ۴، ص ۶۴۳.    
۳۳۹. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص ۱۹۴.    
۳۴۰. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۱۶۹.    
۳۴۱. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن (تفسیر قرطبی)، ج ۱۹، ص ۵۸.    
۳۴۲. مزمل/سوره۷۳، آیه۲۰.    
۳۴۳. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۱۶۹.    
۳۴۴. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان، ص ۹۶.    
۳۴۵. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۱۶۹.    
۳۴۶. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۱۶۹.    
۳۴۷. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص ۱۹۵.    
۳۴۸. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۱۶۹.    
۳۴۹. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص ۱۹۵.    
۳۵۰. مزمل/سوره۷۳، آیه۲۰.    
۳۵۱. قطب راوندی، سعید بن هبه الله، فقه القرآن، ج ۱، ص ۱۲۷.    
۳۵۲. جصاص، احمد بن علی، احکام القرآن، ج ۱، ص ۲۰.    
۳۵۳. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج ۳۰، ص ۶۸۲ و ۶۸۳.    
۳۵۴. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن (تفسیر قرطبی)، ج ۱، ص ۱۲۳.    
۳۵۵. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان، ص ۸۰.    
۳۵۶. بهائی، الحبل المتین، ص ۲۲۵.    
۳۵۷. بحرانی، یوسف، حدائق الناضرة، ج ۶، ص ۸۵.    
۳۵۸. حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعه فی أحکام الشریعة، ج ۲، ص ۳۳۰.    
۳۵۹. نراقی، احمد بن محمد مهدی، مستند الشیعه، ج ۵، ص ۱۸۶.    
۳۶۰. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج ۹، ص ۴۱۵.    
۳۶۱. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج ۷، ص ۲۷.    
۳۶۲. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج ۹، ص ۴۱۶.    
۳۶۳. سبزواری، محمدباقر، ذخیرة المعاد فی شرح الارشاد، ج ۲۱، ص ۱۸۳.    
۳۶۴. طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیه، ج ۱، ص ۱۰۸.    
۳۶۵. حلی، حسن بن یوسف، تذکره الفقهاء، ج۳، ص۱۶۱.    
۳۶۶. طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد، ص ۱۵۱.
۳۶۷. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج ۱، ص ۲۲۳.    
۳۶۸. کاشف الغطاء، جعفر، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة، ج ۳، ص ۱۳۸.    
۳۶۹. مروارید، علی اصغر، سلسلة الینابیع الفقهیه، ج ۳، ص ۳۳۰.    
۳۷۰. همدانی، رضا، مصباح الفقیه، ج ۲، ص ۸.    
۳۷۱. حلی، ابن ادریس، السرائر، ج ۱، ص ۳۰۸.    
۳۷۲. مروارید، علی اصغر، سلسلة الینابیع الفقهیه، ج ۴، ص ۷۲۹.    
۳۷۳. کاشف الغطاء، جعفر، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة، ج ۳، ص ۱۳۸.    
۳۷۴. کشف اللثام، فاضل هندی، محمد بن حسن، ج ۱، ص ۲۲۳.    
۳۷۵. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۲، ص ۵۴۰.    
۳۷۶. صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۷۱.    
۳۷۷. کهف/سوره۱۸، آیه۱۰۹ ۱۱۰.    
۳۷۸. آل عمران/سوره۳، آیه۱۹۰-۱۹۴.    
۳۷۹. جامع احادیث الشیعه، ج ۸، ص ۸۴ - ۹۱.
۳۸۰. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۱۸۷.    
۳۸۱. طور/سوره۵۲، آیه۴۸ ۴۹.    
۳۸۲. انسان/سوره۷۶، آیه۲۶.    
۳۸۳. جصاص، احمد بن علی، احکام القرآن، ج ۳، ص ۵۴۴.    
۳۸۴. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۹، ص ۲۴۹.    
۳۸۵. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۲۲، ص ۴۹۰ و ۴۹۱.    
۳۸۶. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۳۱۳.    
۳۸۷. فتح الباری، ج ۸، ص ۴۵۹.
۳۸۸. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۳۱۳.    
۳۸۹. جصاص، احمد بن علی، احکام القرآن، ج ۳، ص ۵۴۴.    
۳۹۰. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن (تفسیر قرطبی)، ج ۱۷، ص ۲۵.    
۳۹۱. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۲، ص ۵۳۸.    
۳۹۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۱۸۷ - ۲۰۰.    
۳۹۳. مزمّل/سوره۷۳، آیه۲.    
۳۹۴. مزمّل/سوره۷۳، آیه۸.    
۳۹۵. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۲۰، ص ۱۴۱.    
۳۹۶. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۱۶۴.    
۳۹۷. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۱۳۳.    
۳۹۸. قطب راوندی، سعید بن هبه الله، فقه القرآن، ج ۱، ص ۱۱۹.    
۳۹۹. سمعانی، منصور بن محمد، تفسیر سمعانی، ج ۶، ص ۸۰.    
۴۰۰. زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج ۴، ص ۶۳۹.    
۴۰۱. بیضاوی، عبدالله بن عمر، تفسیرالبیضاوی (انوارالتنزیل و اسرارالتاویل)، ج ۵، ص ۴۰۶.    
۴۰۲. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۷۱ - ۵۰۰.    
۴۰۳. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۱۹۸ - ۲۰۶.    
۴۰۴. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان، ص ۶۲.    
۴۰۵. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۸، ص ۱۰۸.    
۴۰۶. سجده/سوره۳۲، آیه۱۶.    
۴۰۷. اسراء/سوره۱۷، آیه۷۹-۸۰.    
۴۰۸. مزمّل/سوره۷۳، آیه۲.    
۴۰۹. مزمّل/سوره۷۳، آیه۸.    
۴۱۰. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، ج ۵، ص ۲۴۱.    
۴۱۱. قطب راوندی، سعید بن هبه الله، فقه القرآن، ج ۱، ص ۱۰۸.    
۴۱۲. حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۲۸۳.    
۴۱۳. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۲، ص ۴۷۹.    
۴۱۴. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۴۹.    
۴۱۵. طوسی، محمد بن حسن، تفسیر التبیان، ج ۱۰، ص ۱۶۴.    
۴۱۶. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۹، ص ۱۶۶.    
۴۱۷. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۱۶۴.    
۴۱۸. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۲۳، ص ۶۸۸.    
۴۱۹. قمی، علی بن محمد، جامع الخلاف و الوفاق، ص ۱۱۸.    
۴۲۰. طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج ۱، ص ۵۳۹.    
۴۲۱. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۷۱.    
۴۲۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۱۹۸ - ۲۰۶.    
۴۲۳. ذاریات/سوره۵۱، آیه۱۷ ۱۸.    
۴۲۴. آل عمران/سوره۳، آیه۱۶ ۱۷.    
۴۲۵. یوسف/سوره۱۲، آیه۹۸.    
۴۲۶. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۲، ص ۴۷۷.    
۴۲۷. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج ۴، ص ۲۵۱.    
۴۲۸. صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۲۲.    
۴۲۹. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۸۹.    
۴۳۰. ذاریات/سوره۵۱، آیه۱۸.    
۴۳۱. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۹، ص ۲۵۹.    
۴۳۲. حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۲۸۰.    
۴۳۳. صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۸۹.    
۴۳۴. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، ج ۱، ص ۳۲۲.    
۴۳۵. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۲۵۵.    
۴۳۶. حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۳۲۱.    
۴۳۷. نوری طبرسی، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۱۵۰ - ۱۵۱.    
۴۳۸. مسند احمد، ج ۴، ص ۲۲.
۴۳۹. مسند احمد، ج ۴، ص۲۱۷.
۴۴۰. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج ۲، ص ۱۳۰.    
۴۴۱. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۲۷۹.    
۴۴۲. صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۸۹ - ۴۹۰.    
۴۴۳. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۲۸۰.    
۴۴۴. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۸۷، ص ۲۷۴.    
۴۴۵. کاشف الغطاء، جعفر، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة، ج ۳، ص۲۲۴.    
۴۴۶. حشر/سوره۵۹، آیه۱۰.    
۴۴۷. اسراء/سوره۱۷، آیه۷۹.    
۴۴۸. زمر/سوره۳۹، آیه۹.    
۴۴۹. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج ۸، ص ۳۳۳.    
۴۵۰. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن (تفسیر قرطبی)، ج ۱۵، ص ۲۳۹.    
۴۵۱. فرقان/سوره۲۵، آیه۶۴.    
۴۵۲. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۷، ص ۳۱۱.    
۴۵۳. ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج ۳، ص ۳۲۷.    
۴۵۴. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۲، ص ۱۶.    
۴۵۵. زبیدی، مرتضی، تاج العروس، ج ۳، ص ۲۴ «بیت».    
۴۵۶. مزمّل/سوره۷۳، آیه۶ ۷.    
۴۵۷. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج ۲۲، ص ۱۱۳.    
۴۵۸. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص ۱۶۷.    
۴۵۹. طوسی، محمد بن حسن، تفسیر التبیان، ج ۱۰، ص ۱۶۰.    
۴۶۰. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۱۵۸.    
۴۶۱. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج ۳۰، ص ۶۸۵.    
۴۶۲. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۹، ص ۳۹۳.    
۴۶۳. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج ۳۰، ص ۶۸۵.    
۴۶۴. اندلسی، ابوحیان، البحر المحیط، ج ۸، ص ۳۵۵.    
۴۶۵. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج ۳۰، ص ۶۸۵.    
۴۶۶. طوسی، محمد بن حسن، تفسیر التبیان، ج ۱۰، ص ۲۱۹.    
۴۶۷. آلوسی، شهاب الدین، روح المعانی، ج ۸، ص ۶.    
۴۶۸. اسراء/سوره۱۷، آیه۷۹.    
۴۶۹. ق/سوره۵۰، آیه۴۰.    
۴۷۰. ذاریات/سوره۵۱، آیه۱۶-۱۷.    
۴۷۱. مزمل/سوره۷۳، آیه۲-۴.    
۴۷۲. طوسی، محمد بن حسن، تفسیر التبیان، ج ۱۰، ص ۱۶۱ - ۱۶۲.    
۴۷۳. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن (تفسیر قرطبی)، ج ۱۹، ص ۳۵.    
۴۷۴. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۲۰، ص ۶۰.    
۴۷۵. طوسی، محمد بن حسن، تفسیر التبیان، ج ۱۰، ص ۱۶۲.    
۴۷۶. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۱۶۱.    
۴۷۷. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۱۶۰ - ۱۶۱.    
۴۷۸. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، ج ۵، ص ۲۴۰.    
۴۷۹. طه/سوره۲۰، آیه۱-۲.    
۴۸۰. طوسی، محمد بن حسن، تفسیر التبیان، ج ۷، ص ۱۵۹.    
۴۸۱. زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل (تفسیر الزمخشری)، ج ۳، ص ۵۰.    
۴۸۲. مزمل/سوره۷۳، آیه۲۰.    
۴۸۳. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۱۲۷.    
۴۸۴. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص۱۹۶.    
۴۸۵. مزمّل/سوره۷۳، آیه۲۰.    
۴۸۶. سنن نسائی، ج ۴، ص ۲۱۰.
۴۸۷. حلی، حسن بن یوسف، تذکره الفقهاء، ج ۲، ص ۲۹۷.    
۴۸۸. سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، ج ۳، ص ۱۴۵.    
۴۸۹. سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، ج ۳، ص ۱۴۴.    
۴۹۰. طوسی، محمد بن حس، الخلاف، ج ۱، ص ۵۳۳.    
۴۹۱. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج ۷، ص ۱۹۶ و ۱۹۷.    
۴۹۲. اعانة الطالبین، ج ۱، ص ۲۹۱.
۴۹۳. المجموع فی شرح المهذب، ج ۴، ص ۱۳، ۲۱.
۴۹۴. روضة الطالبین، ج ۱، ص ۴۳۱.
۴۹۵. نیل الاوطار، ج ۳، ص ۴۹.
۴۹۶. طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج ۱، ص ۵۳۳.    
۴۹۷. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج ۷، ص ۲۱۰.    
۴۹۸. وهبة الزحیلی، الفقه الاسلامی و ادلته، ج ۲، ص ۱۰۱۴ - ۱۰۱۶.
۴۹۹. ذاریات/سوره۵۱، آیه۱۷-۱۸.    
۵۰۰. طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج ۱، ص ۵۳۳.    
۵۰۱. المجموع فی شرح المهذب، ج۴، ص۱۴.
۵۰۲. مزمل/سوره۷۳، آیه۶.    
۵۰۳. نوری طبرسی، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۳۳۲.    
۵۰۴. حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج ۵، ص ۴۴۹.    
۵۰۵. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج ۲، ص ۲۳۵.    
۵۰۶. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۲۵۶.    
۵۰۷. حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعه، ج ۲، ص ۵۲.    
۵۰۸. حلی، ابن ادریس، السرائر، ج ۱، ص ۲۰۲.    
۵۰۹. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج ۱، ص ۱۷۰.    
۵۱۰. بحرانی، یوسف، حدائق الناضرة، ج ۱۱، ص ۲۷.    
۵۱۱. حلی، حسن بن یوسف، نهایة الاحکام، ج ۱، ص ۳۲۶.    
۵۱۲. فرقان/سوره۲۵، آیه۶۲.    
۵۱۳. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۲۷۹.    
۵۱۴. جامع احادیث الشیعه، ج ۴، ص ۳۴۰ - ۳۴۲.
۵۱۵. معارج/سوره۷۰، آیه۲۳.    
۵۱۶. حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول صلی‌الله‌علیهم، ص ۱۱۷.    
۵۱۷. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۲۲۹.    
۵۱۸. بقره/سوره۲، آیه۱۴۸.    
۵۱۹. مائده/سوره۵، آیه۴۸.    
۵۲۰. آل عمران/سوره۳، آیه۱۳۳.    
۵۲۱. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج ۱، ص ۱۶۷ - ۱۶۸.    
۵۲۲. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج ۷، ص ۲۹۵.    
۵۲۳. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج ۱، ص ۱۶۸.    
۵۲۴. کاشف الغطاء، جعفر، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة، ج ۳، ص ۱۲۸.    


منبع

[ویرایش]

مرکز دائرة المعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله «تهجد».    



جعبه ابزار