تهامه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تِهامَه، دشت ی ساحلی در امتداد دریای سرخ در مغرب شبه جزیره عربستان می‌باشد .


واژه‌شناسی

[ویرایش]

تهامه از ریشه ت ه م در لغت به معنای «شدت گرما و سکون باد و هوا » است و در اصطلاح به زمین پست با آب و هوای گرم همراه با هوای ساکن اطلاق می‌شود.
[۱] یاقوت حموی،معجم البلدان، ذیل "تهامه".

به نوشته یکی از محققان معاصر،
[۳] جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۱۷۰، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
واژه تهامه در متون عرب جنوبی به صورت تهمت و تهمتم و به معنای «سواحل پست میان کوه و دریا » آمده و ظاهراً این واژه با کلمه تِیهُوم عبری و تِیامْتو بابلی، به معنای دریا، از یک ریشه است.
به مردم منسوب به این منطقه تِهامی می‌گویند.
[۴] یاقوت حموی،معجم البلدان، ذیل "تهامه".

تهامه به مکه نیز اطلاق می‌شد و به پیامبر اکرم از این جهت، تهامی می‌گفتند.
[۵] ابن خلّکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان، ج۳، ص۳۸۱.
[۶] محمد بن عبداللّه حمیری، الرّوض المعطار فی خبر الاقطار، ج۱، ص۱۴۱ـ ۱۴۲، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۸۴.


نام دیگر

[ویرایش]

منطقه تِهامَه (جمع آن: تِهائِم) غور یا سافله نیز خوانده می‌شود.
بطلمیوس (متوفی ۱۶۵ یا ۱۷۰ میلادی) از تهامه و ساحل دریای سرخ به نام سینایدوکولپیتا نام برده است.
[۷] جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۳، ص۴۵۲ـ۴۵۳، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
[۸] جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۳۲، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.

تهامه در پیشگویی‌های سَطیح (پیشگوی عرب در قرن ششم میلادی) به صورت تَهَمَه ضبط شده است.
[۹] ابن هشام، السیرة النبویة، ج۱، ص۱۸، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، (بی تا).

این نام در روایات و اخبار عصر جاهلی و اشعار عرب نیز بسیار آمده است.
[۱۰] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۲، ص۲۸۵ـ۲۸۶.
[۱۱] عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۱۷، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.


پیشینه

[ویرایش]

تهامه تاریخی بسیار کهن دارد.
کاوش‌های باستان شناسان نشان می‌دهد که از هزاره هفتم پیش از میلاد، تهامه مسکون بوده،
[۱۲] الموسوعة الیمنیة، زیر نظر احمد جابر عفیف و دیگران، ذیل ماده، صنعاء ۱۴۱۲/۱۹۹۲، ذیل «الاشعر» (از معجم مقحفی)، «الادویة» (از م اسماعیل محمد متوکل)، «تاج العروس» (از حسین عبداللّه عمری و ابراهیم محمد صلوی)، «تاریخ الیمن فی ظل الدولة الامویة و العباسیة» (از حسین عبداللّه عمری)، «تهامه» (از فرانسین استون).
اما ظاهراً در هزاره نخست قبل از میلاد، در دوره پادشاهی بُختُنَصَّر (۶۰۵ـ۵۶۲ ق م)، از سکنه خالی بوده و عرب‌های سرزمین عراق برای فرار از ظلم و ستم او به تهامه رفته‌اند.
[۱۳] ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۸۳، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۱۴] ابن حائک، کتاب الاکلیل، ج۲، ص۲۸۶، ج ۲، چاپ محمد بن علی أکوع، قاهره ۱۳۸۶/۱۹۶۶.

گفته‌اند سلیمان پیامبر برای زیارت کعبه از تهامه عبور کرده، و اسکندر مقدونی هم از این منطقه دیدن کرده است.
[۱۵] احمد بن داوود دینوری، الاخبار الطوال، ج۱، ص۳۳، چاپ عبدالمنعم عامر، مصر (۱۳۷۹/۱۹۵۹)، چاپ افست بغداد (بی تا).
[۱۶] عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، کتاب المسالک و الممالک، ج۱، ص۷۸، چاپ ادریان فان لیوفن و اندری فری، تونس ۱۹۹۲.

برخی معتقدند که عَمالِقه نخستین مردمی بودند که، به دنبال خشکسالی در یمن ، راهی تهامه شدند و تا زمان حضرت اسماعیل علیه‌السلام مقیم آن‌جا بودند.
[۱۷] ابن سعید مغربی، نشوة الطرب فی تاریخ جاهلیة العرب، ج۱، ص۵۵، چاپ نصرت عبدالرحمان، عمان ۱۴۰۲/۱۹۸۲.


اقامت‌گاه قبایل

[ویرایش]

تهامه اقامتگاه قبایل مُضَر، ربیعه، اِیاد و اَنْمار (همگی از فرزندان نزاربن مَعدّبن عدنان ) گردید.
[۱۹] ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۸۳، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۲۰] عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۵۷، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.

با این حال، احتمالاً تهامه پس از ورود قبیله جُرهُم محل سکونت بیش‌تر قبایل عرب شده است
[۲۱] یعقوبی، البلدان، ج۱، ص۲۲۱.
[۲۲] محمد بن محمد ادریسی، کتاب نزهة المشتاق فی اختراق الافاق،ج۱،ص۱۴۸، قاهره: مکتبة الثقافة الدینیه، (بی تا).


اهمیت

[ویرایش]

کتیبه‌ها و بناهای باستانی بسیار در تهامه نشان می‌دهد که این سرزمین، از عَدَن تا شام ، در مسیر کاروان‌های تجاری قرار داشته است.
تهامه همواره موردتوجه دولت‌های کهن یمن و صحنه کشمکش آن‌ها بوده است.
[۲۳] محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۱، ص۴۵ـ۴۷، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
[۲۴] احمد وصفی زکریا، رحلتی الی الیمن، ج۱، ص۳۹ـ۴۳، دمشق ۱۴۰۶/۱۹۸۶.


رویدادهای تاریخی

[ویرایش]


← سال ۸۰۰ ـ ۱۱۵ ق م به بعد


تهامه یمن، در دوران حکومت ملوک سبأ (ح ۸۰۰ ـ ۱۱۵ ق م)، همواره زیر سلطه آنان قرار داشت.
[۲۵] احمد وصفی زکریا، رحلتی الی الیمن، ج۱، ص۴۳ـ۴۶، دمشق ۱۴۰۶/۱۹۸۶.

این سرزمین در طول دوره دوم فرمانروایی تبابعه (۱۱۵ ق م ـ ۵۲۵ میلادی) تحت سلطه آن‌ها بود.
[۲۶] احمد بن داوود دینوری، الاخبار الطوال، ج۱، ص۵۲، چاپ عبدالمنعم عامر، مصر (۱۳۷۹/۱۹۵۹)، چاپ افست بغداد (بی تا).
[۲۷] جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۵۴۱ـ۵۴۲، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
[۲۸] جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۳، ص۴۸۴، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
[۲۹] جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۳، ص۴۹۴ـ ۴۹۵، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.


← از سال ۳۴۰به بعد


در ۳۴۰ میلادی، حبشی‌ها برای مدتی تهامه یمن را تصرف کردند.
[۳۰] محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۱، ص۱۱۴ـ۱۱۶، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.

به نوشته برخی از مورخان، در سال ۷۰ میلادی دین یهود وارد تهامه شد و نخستین کسی که به این دین گروید ابوکَرِب اسعد کامل (قرن پنجم میلادی)، از پادشاهان حِمیَری ملقب به تبابعه بود.
[۳۱] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۲، ص۱۱۲.

وی در حدود ۴۰۰ میلادی، پس از تصرف تهامه خود را رسماً «ملِک سبأ و ذی ریدان و حضرموت و یمنت (یمن) و اعراب‌ها فی النجاد و تهامَه» خواند.
[۳۳] محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۱، ص۱۱۸ـ۱۱۹، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
[۳۴] میخائیل ب پیوتروفسکی، الیمن قبل الاسلام و القرون الاولی للهجرة: القرن الرابع حتی العاشر المیلادی، ج۱، ص۷۲، تعریب محمد شعیبی، بیروت ۱۹۸۷.

این لقب طولانی پادشاهان حمیری، از ۴۰۰ میلادی به بعد بروشنی در سنگنوشته‌های به دست آمده از یمن دیده می‌شود.
[۳۵] مطهرعلی اریانی، نقوش مسندیة و تعلیقات، ج۱، ص۲۴۴ـ ۲۴۵، یمن ۱۹۹۰.
[۳۶] مطهرعلی اریانی، نقوش مسندیة و تعلیقات، ج۱، ص۳۲۸، یمن ۱۹۹۰.

در اواسط قرن پنجم میلادی، همه تبابعه بجز ذونواس یوسف اشعر (حک: ۵۱۵ ـ ۵۲۵) مسیحی بودند و مسیحیت در تهامه رونق فراوان داشت.
[۳۷] محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۱، ص۱۲۱ـ۱۲۴، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.

در همین زمان بر اثر ویرانی بخش‌هایی از سد مأرب در یمن، افراد قبیله نَصربن أَزد به تهامه کوچ کردند و در آن‌جا ساکن شدند.
[۳۸] عبداللّه جرافی یمنی، المقتطف من تاریخ الیمن، ج۱، ص۷۳ـ۷۴، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.

با شکسته شدن سد مأرب (قرن ششم میلادی)، بعضی دیگر از قبایل اَزْد (از جمله قبیله معروف عَکّ) در تهامه ساکن شدند.
[۳۹] عبدالملک بن قریب اصمعی، تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۸۲ ـ ۸۵، چاپ محمدحسن آل یاسین، بغداد ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹.
[۴۰] یعقوبی، البلدان، ج۱، ص۲۰۴ـ۲۰۶.
[۴۱] ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۸۵، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۴۲] ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۲۵۰، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۴۳] ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۳۲۸، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۴۴] عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۱۳، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.

در این دوران قبایل دیگری نیز مقیم تهامه بودند، از جمله قبیله خُزاعه ، کِنانه، جُشَم، شیبان، عبدقیس، حَکَم، نَهد، جُهَیْنَه، مُزَینه، خَوْلان، هَمْدان و عِیاشی.
[۴۵] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۲، ص۲۸۴.
[۴۶] ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۸۵، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۴۷] ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۲۳۲، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۴۸] ابن حائک، کتاب الاکلیل، ج۲، ص۲۷۵، ج ۲، چاپ محمد بن علی أکوع، قاهره ۱۳۸۶/۱۹۶۶.
[۴۹] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون یا العبر، ج۲، ص۳۵۹.
[۵۰] محمود شکری آلوسی، بلوغ الارب فی معرفة احوال العرب، ج۲، ص۱۵۱، چاپ محمد بهجة اثری، بیروت (۱۳۱۴).


← سال۵۲۵ میلادی


در ۵۲۵ میلادی، اهالی حبشه به تهامه یورش بردند و آن‌جا حدود نیم قرن در تصرف آنان بود.
[۵۱] احمد وصفی زکریا، رحلتی الی الیمن، ج۱، ص۴۷، دمشق ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۵۲] محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۱، ص۱۲۴ـ ۱۲۵، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.

بنا بر یکی از سنگ‌نوشته‌های تهامه، ابرهه (حک: اواسط قرن ششم میلادی) لقب پادشاهان حمیری را به خود اختصاص داده بود که این نشان دهنده تسلط حبشیان بر کل یمن و از جمله سرزمین تهامه است.
[۵۳] محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۱، ص۱۲۹، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.


← سال ۵۷۰


در ۵۷۰ میلادی، مردم تهامه بر محمد بن خُزاعی، کارگزار ابرهه ، شوریدند و او را به قتل رساندند و همین امر باعث لشکرکشی ابرهه به سوی مکه شد.
[۵۴] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۲، ص۱۳۱.
[۵۵] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۲، ص۱۳۴.

تهامه در بعضی دوران‌ها، بویژه در اواخر قرن ششم میلادی در آغاز حکومت ایرانیان (ابناء) بر یمن، ولایتی مستقل به شمار می‌رفت
[۵۶] عرام بن اصبغ سلمی، کتاب أسماء جبال تهامه و سکانها و ما فیها من القری و ما ینبت علیها من الاشجار و ما فیها من المیاه، ج۱، ص۳۷۵، در نوادر المخطوطات، ج ۸، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره: شرکة مکتبة و مطبعة مصطفی البابی الحلبی، ۱۳۹۴/۱۹۷۴.
و تا ظهور اسلام تابع پادشاهان ساسانی بود.
[۵۷] عبداللّه جرافی یمنی، المقتطف من تاریخ الیمن، ج۱، ص۷۹ـ۸۰، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
[۵۸] میخائیل ب پیوتروفسکی، الیمن قبل الاسلام و القرون الاولی للهجرة: القرن الرابع حتی العاشر المیلادی، ج۱، ص۸۰، تعریب محمد شعیبی، بیروت ۱۹۸۷.

در دوره ساسانیان ، کارگزار تهامه مأمور جمع آوری خراج این سرزمین بود.
این کارگزار را مرزبان منطقه بادیه برمی‌گزید.
[۵۹] ابن خرداذبه، ج۱، ص۱۲۸.

تقریباً در همین زمان‌ها، تهامه صحنه نبردهایی مثل سُلان،
[۶۰] یعقوبی، البلدان، ج۱، ص۲۲۴.
خَزاز یا خَزازی، مُشَلَّل،
[۶۲] ابن حبیب، کتاب المنمّق فی اخبار قریش، ج۱، ص۱۳۰ـ۱۳۱، چاپ خورشید احمد فارق، حیدرآباد دکن ۱۳۸۴/۱۹۶۴.
فجار چهارم یا بَرّاض،
[۶۳] ابن حبیب، کتاب المنمّق فی اخبار قریش، ج۱، ص۱۹۰، چاپ خورشید احمد فارق، حیدرآباد دکن ۱۳۸۴/۱۹۶۴.
نَکِیف
[۶۴] یاقوت حموی، معجم البلدان،ذیل «نکیف».
و نبرد معروف بَسوس میان قبایل مختلف عرب بود.

عصر جاهلیت

[ویرایش]

در عصر جاهلیت ، عَمْرو بن لُحَیّ اَزْدی بت پرستی را در تهامه، همچنانکه در جاهای دیگر شبه جزیره عربستان ، رواج داد.
[۶۵] ابن کلبی، کتاب الاصنام، ج۱، ص۵۸، چاپ احمد زکی پاشا، قاهره ۱۳۳۲/ ۱۹۱۴.

مهمترین بت‌های عَکّ‌ها و اشعری‌ها در تهامه عبارت بودند از: سَعد؛ المنطبق، که گفته می‌شود پس از اسلام شمشیر ی در آن یافتند و پیامبر اکرم آن را مِخذَم نامید و به خود اختصاص داد؛ و ذوالخَلَصَه که جریر بن عبداللّه بَجَلی آن را شکست.
[۶۶] ابن کلبی، کتاب الاصنام، ج۱، ص۳۴ـ۳۶، چاپ احمد زکی پاشا، قاهره ۱۳۳۲/ ۱۹۱۴.
[۶۷] ابن حبیب، کتاب المحبّر، ج۱، ص۳۱۸، چاپ ایلزه لیشتن شتتر، حیدرآباد دکن ۱۳۶۱/۱۹۴۲، چاپ افست بیروت (بی تا).
[۶۸] ابن درید، کتاب الاشتقاق، ج۱، ص۵۶، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بغداد ۱۳۹۹/۱۹۷۹.


دوره اسلامی

[ویرایش]

در آغاز دوره اسلامی، برخی از مردم تهامه در غزوات بدر و احد و احزاب بر ضد مسلمانان جنگیدند.
[۶۹] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۲، ص۵۰۰.
[۷۰] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۲، ص۵۷۰.

اما بیش‌تر مردم آنجا، بتدریج از طریق نامه و فرستادگان پیامبر اکرم مسلمان شدند.
[۷۱] عبدالرحمان عبدالواحد شجاع، الیمن فی صدرالاسلام: من البعثة المحمدیة حتی قیام الدولة الامویة، ج۱، ص۱۴۹، دمشق ۱۴۰۸/۱۹۸۷.

در سال ششم، اسلام در تهامه منتشر شد و در سال هفتم، گروهی از قبایل اشعری و عکّ مسلمان شدند
[۷۲] ابن‌سعد، الطبقات الکبرى،ج ۱، قسم ۲، ص ۷۹.
[۷۳] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۶۹، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۷۴] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۷۱، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۷۵] ایمن فؤاد سید، تاریخ المذاهب الدینیة فی بلاد الیمن حتی نهایة القرن السادس الهجری، ج۱، ص۴۱، قاهره ۱۴۰۸/۱۹۸۸.

پیامبراکرم در سال هشتم، خالد بن ولید را برای دعوت مردم یمن روانه جنوب تهامه کرد، اما وی افراد قبیله بنی جَذِیمه را کشت و خشم رسول اکرم را بر انگیخت.
[۷۶] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۳، ص۶۶.

در قسمت‌های جنوبی تهامه، باذان (باذام )، کارگزار ساسانیان در یمن ، مسلمان شد و تهامه مانند دیگر نواحی یمن به قلمرو اسلام پیوست.
پس از آن، پیامبر اکرم باذان را فرمانروای سراسر یمن، از جمله تهامه، کرد.
[۷۷] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون یا العبر، ج۴، ص۲۷۰.
[۷۸] احمد وصفی زکریا، رحلتی الی الیمن، ج۱، ص۴۹، دمشق ۱۴۰۶/۱۹۸۶.


اقدامات پیامبر اسلام

[ویرایش]

پس از رواج اسلام در بخش‌هایی از تهامه، پیامبر اکرم تعدادی از صحابه و بزرگان یمن، از جمله علی علیه‌السلام، ابوسعید خالد بن سعید بن عاص و فَروة بن مُسَیک مرادی، را برای آموزش اصول اسلام و جمع آوری خراج یا به عنوان عاملان خود به تهامه روانه کرد.
[۷۹] عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۶۷، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
[۸۰] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۷۰ـ۷۲، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.


سرکوب مرتدان

[ویرایش]

پس از مرگ باذان، پیامبر اکرم یمن را به سه بخش تقسیم کرد و تهامه و زیستگاه قبایل عکّ و اشعری را به یکی از صحابیان، طاهر بن أبی هاله ، سپرد.
[۸۱] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۳، ص۲۲۸.

در همین زمان، أَسْوَد عَنْسی که در یمن مدعی پیامبری شده بود، با مخالفت قبیله عکّ مواجه شد.
[۸۲] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۳، ص۲۳۰.

ابوبکر، در همین سال و پس از به خلافت رسیدن، سپاهی به سرداری سُوَید بن مُقرّن و خالد بن أُسید برای سرکوبی مرتدان و مخالفان راهی تهامه کرد.
[۸۳] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۳، ص۲۴۹.
[۸۴] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۳، ص۳۱۹.

یکبار دیگر عده‌ای از اهالی تهامه، از جمله برخی از اشعری‌ها و عکّ‌ها، مرتد شدند اما سپاهیان اسلام به سرداری عبداللّه بن ابی امیه بن مُغیره مخزومی و طاهر بن أبی هاله آنان را سرکوب کردند.
[۸۵] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۳، ص۳۲۰ـ۳۲۱.
[۸۶] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون یا العبر، ج۲، ص۴۹۲ـ۴۹۳.
[۸۷] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۷۵، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.

در پی سرکوبی مرتدان، گروهی از افراد قبایل عکّ و مَذْحِج و اشعری راهی مدینه شدند و در فتوحات اسلامی شرکت کردند.
[۸۸] عبداللّه جرافی یمنی، المقتطف من تاریخ الیمن، ج۱، ص۸۸، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
[۸۹] محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۱، ص۱۷۳، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.


زمان خلفا

[ویرایش]

تهامه، که تا هنگام رحلت پیامبر اکرم یکی از سه مِخلاف (استان) یمن به شمار می‌رفت، در دوره خلافت ابوبکر با مخلاف جَنَد ادغام شد و آنگاه حضرت علی علیه‌السلام تمام یمن و از جمله تهامه را جزو یک ولایت قرار داد.
[۹۰] عبدالرحمان عبدالواحد شجاع، الیمن فی صدرالاسلام: من البعثة المحمدیة حتی قیام الدولة الامویة، ج۱، ص۲۴۱ـ۲۴۲، دمشق ۱۴۰۸/۱۹۸۷.
[۹۱] عبد اللّه عبدالسلام حداد، مدینة حیس الیمنیة: تاریخها و آثارها الدینیة، ج۱، ص۵۱، قاهره ۱۴۱۹/۱۹۹۹.

تهامه تا اواخر قرن دوم به عنوان بخشی از یمن، زیر نظر والیان اموی و بعد والیان عباسی قرار داشت و به علت دور بودن از مراکز خلافت امویان ( دمشق ) و عباسیان ( بغداد )، بجز در مواردی نادر، از استقرار سیاسی نسبی و آرامش کلی برخوردار بود.
[۹۲] الموسوعة الیمنیة، زیر نظر احمد جابر عفیف و دیگران، ذیل «تاریخ الیمن فی ظل الدولة الامویة و العباسیة»، صنعاء ۱۴۱۲/۱۹۹۲، ذیل «الاشعر» (از معجم مقحفی)، «الادویة» (از م اسماعیل محمد متوکل)، «تاج العروس» (از حسین عبداللّه عمری و ابراهیم محمد صلوی)، «تاریخ الیمن فی ظل الدولة الامویة و العباسیة» (از حسین عبداللّه عمری)، «تهامه» (از فرانسین استون).
[۹۳] ایمن فؤاد سید، ج۱، ص۴۲، تاریخ المذاهب الدینیة فی بلاد الیمن حتی نهایة القرن السادس الهجری، قاهره ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
[۹۴] ایمن فؤاد سید، ج۱، ص۵۲، تاریخ المذاهب الدینیة فی بلاد الیمن حتی نهایة القرن السادس الهجری، قاهره ۱۴۰۸/۱۹۸۸.

در ۱۸۳، مردم تهامه و از جمله قبیله عکّ بر محمد بن خالد برمکی ، کارگزار عباسیان در یمن، شوریدند و او را از آنجا بیرون کردند.
هارون الرشید ، حَمّاد بربری را به عنوان عامل جدید بر گزید و به وی دستور داد با خشونت تمام شورشیان تهامه را سرکوب کند.
حماد با سپاهی انبوه وارد تهامه شد و ساکنان تهامه را بشدت قلع و قمع کرد و آرامش را مجدداً به این سرزمین باز گرداند.
بر اثر خشونت حماد، قیام مردم تهامه بر ضد دولت عباسیان، به رهبری هیصم بن عبدالمجید هَمْدانی در ۱۸۴، شکل گرفت.
[۹۵] یعقوبی، البلدان، ج۲، ص۴۱۲ـ ۴۱۳.
[۹۶] عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۶۴ـ۶۵، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
[۹۷] عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۲۱۴، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
[۹۸] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۱۴۲ـ۱۴۳، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.

در ۲۰۲، قبایل تهامه، بویژه عکّ‌ها و اشعری‌ها، مجدداً از اوضاع آشفته خلافت عباسی استفاده کردند و سر به شورش برداشتند.
[۹۹] عماره یمنی، تاریخ الیمن، ج۱، ص۴۹ـ۵۰، المسمّی المفید فی أخبار صنعاء و زبید، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۹۸۵.

از بدو ورود اسلام به یمن تا تأسیس نخستین دولت مستقل بنی زیاد در تهامه (۲۰۴)، نام ۷۶ عامل و کارگزار این سرزمین ضبط شده است.
[۱۰۰] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۷ـ۳۲، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.

در اوایل سده سوم، مأمون عباسی (حک: ۱۹۸ـ ۲۱۸) که تهامه را تصرف کرده بود، تصمیم گرفت آن را از سایر مناطق یمن جدا سازد و مستقیماً تابع بغداد کند.
او سپاهی به سرداری محمد بن عبداللّه بن زیاد ، از نوادگان زیاد بن ابیه فرمانروای معروف امویان در عراق ، تدارک دید.
ابن زیاد پس از تصرف تهامه در شعبان ۲۰۴، شهر زَبید را تأسیس یا بازسازی کرد و آن را مرکز حکومت خویش قرار داد.
وی در این سال حکومت بنی زیاد را پی ریزی کرد.
[۱۰۱] عماره یمنی، تاریخ الیمن، ج۱، ص۷۶ـ۷۷، المسمّی المفید فی أخبار صنعاء و زبید، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۹۸۵.
[۱۰۲] ابن مجاور، صفة بلاد الیمن و مکة و بعض الحجاز، ج۱، ص۶۶ـ۶۷، المسماة تاریخ المستبصر، چاپ اسکار لوفگرن، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
[۱۰۳] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون یا العبر، ج۴، ص۲۷۲.
[۱۰۴] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۱۵۰ـ ۱۵۱، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.

وی در ۲۰۶ به یاری سپاهیان مأمون عباسی (حک: ۱۹۸ـ ۲۱۸) سراسر یمن و تهامه را نیز تصرف کرد.
[۱۰۵] ابن مجاور، صفة بلاد الیمن و مکة و بعض الحجاز، ج۱، ص۶۸، المسماة تاریخ المستبصر، چاپ اسکار لوفگرن، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.

در ۲۰۷، برخی از علویان در تهامه جنبشی به وجود آوردند که سرکوب شد.
[۱۰۶] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۸، ص۵۹۳.
[۱۰۷] عبدالرحمان عبدالواحد شجاع، الیمن فی عیون الرحالة، ج۱، ص۶۹ـ۷۰، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.

پس از مرگ محمد بن عبداللّه بن زیاد (۲۴۵)، فرزندان و نوادگانش ــ که نامدارترین آن‌ها اسحاق بن ابراهیم، معروف به ابوالجیش، بود و ظاهراً حکومتش بیش از هشتاد سال به درازا کشید ــ تا ۴۰۷ در تهامه حکومت کردند.
[۱۰۸] عماره یمنی، تاریخ الیمن، ج۱، ص۵۵، المسمّی المفید فی أخبار صنعاء و زبید، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۹۸۵.
[۱۰۹] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون یا العبر، ج۴، ص۲۷۲ـ۲۷۳.
[۱۱۰] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۱۵۸، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۱۱۱] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۱۸۹، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۱۱۲] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۳۲، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.


مشهورترین خاندان‌ها

[ویرایش]

در دوره اسلامی، بعضی طوایف و خاندان‌ها از جایگاه ویژه‌ای در این سرزمین برخوردار شدند، مانند سادات علوی بنی اَهْدَل، اشعری‌ها که در منطقه وسیعی از تهامه اقامت داشتند، و اَصابح که مالک بن انس اصبحی (امام مذهب مالکی ) به آن منسوب است.
[۱۱۳] ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۸۵، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۱۱۴] عبداللّه جرافی یمنی، ج۱، ص۶۲، المقتطف من تاریخ الیمن، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
[۱۱۵] عبداللّه جرافی یمنی، ج۱، ص۶۴، المقتطف من تاریخ الیمن، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
[۱۱۶] ابراهیم احمد مقحفی، معجم البلدان و القبائل الیمنیة، ذیل «بنوالاهْدَل»، صنعاء ۱۴۲۲/۲۰۰۲.

همچنین خاندان ابی عُقامه از مشهورترین خاندان‌های این سرزمین و شافعی مذهب بودند، شماری از قاضیان تهامه از میان آنان بر خاستند
[۱۱۷] عماره یمنی، تاریخ الیمن، ج۱، ص۲۳۳ـ۲۳۶، المسمّی المفید فی أخبار صنعاء و زبید، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۹۸۵.
و بنی زَواک که از سادات حسینی بودند.
[۱۱۸] محمد بن محمد زباره یمنی، ائمة الیمن بالقرن الرابع عشر للهجرة، بخش ۲، ص ۱۶،(قاهره) ۱۳۷۵ـ.
[۱۱۹] محمد بن محمد زباره یمنی، ائمة الیمن بالقرن الرابع عشر للهجرة،بخش ۲، ص۱۰۸، (قاهره) ۱۳۷۵ـ.
[۱۲۰] محمد بن محمد زباره یمنی، ائمة الیمن بالقرن الرابع عشر للهجرة، بخش ۲، ص۱۴۳، (قاهره) ۱۳۷۵ـ.


دیدگاه جغرافی‌دانان

[ویرایش]

جغرافیدانان مسلمان نیز مطالبی درباره تهامه دوره اسلامی نوشته‌اند، از جمله آن‌که تهامه جزو اقلیم دوم و یکی از پنج قسمت تشکیل دهنده جزیرة العرب در این دوره است.
[۱۲۱] ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۴۷، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۱۲۲] ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۸۵، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۱۲۳] عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۷، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۱۲۴] یاقوت حموی،معجم البلدان، ذیل «جزیرة العرب».
[۱۲۵] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون یا العبر، ج۲، ص۱۷.

ابن خرداذبه
[۱۲۶] ابن خرداذبه، ج۱، ص۱۵۵.
تهامه را جزو اِتیوفیا (یکی از چهار بخش آباد زمین) دانسته است.
در برخی منابع جغرافیایی آمده که بعضی نواحی، مانند ذاتِ عِرْق (ضرّیبه کنونی) واقع در حد فاصل نجد و تهامه، جُحْفه، قَرْح و مَدارج العَرْج جزو نواحی مرزی تهامه است.
[۱۲۷] ابن خرداذبه، ج۱، ص۱۲۵.
[۱۲۸] عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۹، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۱۲۹] عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۱۴، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۱۳۰] عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، کتاب المسالک و الممالک، ج۱، ص۱۴۴، چاپ ادریان فان لیوفن و اندری فری، تونس ۱۹۹۲.

در سده‌های اولیه اسلامی، در تهامه دو راه عمده میان عدن و مکه بود که هر دو از شهرها می‌گذشت: راه ساحلی که در امتداد دریای سرخ قرار داشت، و راه بیابانی و دور از ساحل (معروف به جاده سلطانی) که در زمان حکومت حسین بن سلامه آباد و پررونق بود.
[۱۳۱] عماره یمنی، تاریخ الیمن، ج۱، ص۷۰ـ۷۳، المسمّی المفید فی أخبار صنعاء و زبید، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۹۸۵.
[۱۳۲] ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۲۳۲ـ ۲۳۵، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.
[۱۳۳] عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۶۰، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).

همچنین نوشته‌اند که قسمتی از تهامه کوهستانی و مشتمل بر چند ناحیه از جمله ناحیه صَعْدَه و جُرَش و نَجْران، است که از شمال به مکه و از جنوب به عدن محدود می‌شوند
[۱۳۴] اصطخری، ج۱، ص۲۳.
[۱۳۵] ابن حوقل، ج۱، ص۳۶.
[۱۳۶] محمد بن محمد ادریسی، کتاب نزهة المشتاق فی اختراق الافاق،ج۱،ص۱۴۸، قاهره: مکتبة الثقافة الدینیه، (بی تا).

بنابر قول مقدسی (متوفی اواخر قرن چهارم)
[۱۳۷] مقدسی، ص ۹۶
، برخی از مردم تهامه سنی مذهب بودند.
[۱۳۸] ایمن فؤاد سید، تاریخ المذاهب الدینیة فی بلاد الیمن حتی نهایة القرن السادس الهجری، ج۱، ص۵۰ ـ۵۱، قاهره ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
[۱۳۹] ایمن فؤاد سید، تاریخ المذاهب الدینیة فی بلاد الیمن حتی نهایة القرن السادس الهجری، ج۱، ص۵۷ ـ ۵۸، قاهره ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
[۱۴۰] عبدالرحمان عبدالواحد شجاع، الیمن فی عیون الرحالة، ج۱، ص۱۲۶، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.


معروف‌ترین بازار

[ویرایش]

در باره شهرها و بازارهای تهامه نیز مطالبی آمده است.
از معروفترین بازارهای تهامه این‌ها بوده است: حُباشه (متعلق به قبل از اسلام که پیامبر اکرم در آن به دادوستد پرداخت)، بازار عدن (ظاهراً قدیمترین بازار تهامه) و بازار بزرگ عَثْر.
[۱۴۱] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۲، ص۲۸۱ـ۲۸۲.
[۱۴۲] ابن حائک، ج۱، ص۹۴، صفة جزیرة العرب، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۱۴۳] ابن حائک، ج۱، ص۹۸، صفة جزیرة العرب، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۱۴۴] یاقوت حموی،معجم البلدان، ج۱، ص۶ و ذیل «حباشه».
[۱۴۵] یعقوبی، البلدان، ج۱، ص۳۱۷ـ۳۱۹.
[۱۴۶] مقدسی، ج۱، ص۸۴ ـ ۸۵.


رقابت میان خاندان‌ها

[ویرایش]

در قرن سوم، بر اثر کم شدن نفوذ خلافت عباسیان در یمن، رقابت میان خاندان‌های حاکم در تهامه بالا گرفت، تا جایی که خاندان آل شَراحی در ناحیه عَرْکَبه حکومتی خودمختار برپا کردند و مدت شصت سال (۲۱۸ـ۲۷۹) در این منطقه فرمان راندند.
ظاهراً در این مدت، دولت بنی زیاد در این ناحیه نقش سیاسی نداشت.
[۱۴۷] ابن حائک، کتاب الاکلیل، ج۲، ص۶۶ و پانویس ۳، ج ۲، چاپ محمد بن علی أکوع، قاهره ۱۳۸۶/۱۹۶۶.
[۱۴۸] عبدالرحمان عبدالواحد شجاع، الیمن فی عیون الرحالة، ج۱، ص۷۲، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.


حکّام مسلط بر تهامه

[ویرایش]


← هادی الی الحق


در ۲۸۴، امام یحیی بن حسین بن قاسم رَسّی ملقب به هادی الی الحق و بنیانگذار حکومت امامان زیدیه یمن (متوفی ۲۹۸)، در تهامه قیام کرد و با حاکمان محلی منطقه چون بنی یَعْفُر و علی بن فضل قرمطی جنگید و مناطقی از تهامه را تصرف کرد.
[۱۴۹] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون یا العبر، ج۴، ص۲۷۲.
[۱۵۰] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۱۶۷، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۱۵۱] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۰۱، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۱۵۲] علی بن محمد عباسی علوی، سیرة الهادی الی الحق یحیی بن الحسین علیه و آله السلام، ج۱، ص۲۹۶ـ۲۹۷، چاپ سهیل زکار، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۱۵۳] علی بن محمد عباسی علوی، سیرة الهادی الی الحق یحیی بن الحسین علیه و آله السلام، ج۱، ص۴۰۰ـ ۴۰۵، چاپ سهیل زکار، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۱۵۴] محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۵ ـ۶، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.


← مظفر بن حاج


حکومت تهامه در ۲۹۳، به دستور خلیفه عباسی ، مکتفی باللّه برای مدتی به مظفر بن حاج ، برادر عَجّ بن حاج (عامل عباسیان در مکه )، واگذار گردید.
[۱۵۵] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۱۰، ص۱۲۸.

در این سال، علی بن فضل قرمطی به شهرهای تهامه، از جمله زَبید و کَدْراء و مَهْجَم، یورش برد و قسمت‌هایی از تهامه را تصرف کرد.
[۱۵۷] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۱۹۶ـ ۱۹۸، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.

پس از مرگ مظفر در ۲۹۸، پسرش محمد جانشین وی شد.

← ملاحظ و ابراهیم بن محمد حرملی


محمد پس از اندک زمانی فرمانروایی تهامه را به یکی از سردارانش به نام ملاحظ بن عبداللّه رومی سپرد.
[۱۵۸] عبدالرحمان عبدالواحد شجاع، الیمن فی عیون الرحالة، ج۱، ص۷۳ـ۷۴، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.

با مرگ ملاحظ در ۳۰۳، امیر مکه یکی از سردارانش، ابراهیم بن محمد حرملی ، را کارگزار تهامه کرد.
[۱۵۹] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۰۶، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.

در قرن چهارم، مذهب شافعی در تهامه رواج یافت.
[۱۶۰] محمد بن یوسف جندی کندی، السلوک فی طبقات العلماء و الملوک، ج۱، ص۲۱۶، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء، ج ۱، ۱۴۱۴/۱۹۹۳، ج ۲، ۱۴۱۶/ ۱۹۹۵.
[۱۶۱] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۰۳، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.

این مذهب به همت خاندان ابوعُقامَه ، چنان رونق یافت که تاکنون در قسمتی از تهامه باقی‌مانده است.
[۱۶۲] ایمن فؤاد سید، تاریخ المذاهب الدینیة فی بلاد الیمن حتی نهایة القرن السادس الهجری، ج۱، ص۶۰، قاهره ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
[۱۶۳] احمد وصفی زکریا، ج۱، ص۸۲، رحلتی الی الیمن، دمشق ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۱۶۴] احمد وصفی زکریا، ج۱، ص۱۲۱، رحلتی الی الیمن، دمشق ۱۴۰۶/۱۹۸۶.


← بردگان حبشی


از اواخر سده چهارم تا انقراض دولت بنی زیاد ، حکومت تهامه به دست بردگان حبشی که در دستگاه حکومت بنی زیاد کار می‌کردند، همانند حسین بن سلامه افتاد.
[۱۶۵] عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۵۹ـ۶۲، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
[۱۶۶] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۳۵ـ۲۳۷، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.

حسین بن سلامه از ۳۷۱ تا ۴۰۳، حکومت تهامه را به نمایندگی از موالی خویش به عهده گرفت و اصلاحات بسیاری کرد.
[۱۶۷] محمد بن یوسف جندی کندی، السلوک فی طبقات العلماء و الملوک، ج۲، ص۴۸۳، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء، ج ۱، ۱۴۱۴/۱۹۹۳، ج ۲، ۱۴۱۶/ ۱۹۹۵.

در ۳۷۹، عبداللّه بن قحطان بن یعفر به تهامه یورش برد و پس از شکست دادن سپاه حسین بن سلامه پیروزمندانه وارد زَبید شد و مدتی در آن‌جا حکومت کرد.
[۱۶۸] ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۱۶۳، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.

در ۴۱۲، نصرالدین نجاح یکی دیگر از بردگان حبشی هوادار بنی زیاد، حکومت بنو نجاح (۴۱۲ـ۵۵۴) را در جنوب تهامه به وجود آورد
[۱۶۹] ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۲۳۷ـ ۲۳۸، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.
اما بر اثر رقابت میان صُلَیْحی‌های شیعی یمن (حک: ۴۳۹ـ۵۳۲) و بنو نجاح حکومت تهامه چندین بار دست به دست گشت.
در ۴۵۲ یا ۴۵۵، نصیرالدین نجاح به دست کنیزی که علی بن محمد صُلَیحی به او اهدا کرده بود، در شهر کَدْراء مسموم و کشته شد و در پی آن صلیحیان بر تهامه تسلط یافتند.
[۱۷۰] عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۱۵۹ـ۱۶۴، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
[۱۷۱] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۵۳ـ۲۵۴، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.

در ۴۵۵ یا ۴۵۶، علی بن محمد صلیحی، اسعد بن شهاب صلیحی را عامل و کارگزار تهامه کرد.
وی با مردم تهامه و خاندان بنو نجاح رفتاری ملاطفت آمیز داشت.
[۱۷۲] ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۱۷۷ـ ۱۷۸، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.
[۱۷۳] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۵۵، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.

علی بن محمد صلیحی، در ۴۵۸ یا ۴۵۹، در راه مکه، در یکی از شهرهای تهامه به نام مَهجَم، به دست سعید و جَیّاش، فرزندان نجاح، کشته شد و حکومت زَبید (مرکز تهامه) مجدداً به بنو نجاح رسید.
[۱۷۴] ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۱۷۹ـ۱۸۲، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.
[۱۷۵] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۵۷ـ ۲۵۸، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.

برخی تاریخ قتل وی را ۴۷۳ دانسته‌اند.
[۱۷۶] ابن خلّکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان، ج۳، ص۴۱۴.
[۱۷۷] ابن مجاور، صفة بلاد الیمن و مکة و بعض الحجاز، ج۱، ص۷۳، المسماة تاریخ المستبصر، چاپ اسکار لوفگرن، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.


← احمد بن علی بن محمد صلیحی هَمْدانی


در حدود ۴۶۰، احمد بن علی بن محمد صلیحی هَمْدانی برای این‌که مادرش را از چنگ بنو نجاح نجات دهد، به تهامه یورش برد و پس از کشتار عظیم حبشیان هوادار بنو نجاح تهامه را مجدداً تصرف کرد.

← بنو نجاح


در ۴۷۹، بار دیگر بنو نجاح توانستند زَبید را تصرف کنند و بر تهامه تسلط یابند.
[۱۷۸] عماره یمنی، تاریخ الیمن، ج۱، ص۱۰۵ـ ۱۱۲، المسمّی المفید فی أخبار صنعاء و زبید، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۹۸۵.

در همین سال، سعید بن نجاح حبشی عرب‌های تهامه را در واقعه کَظائِم قتل عامل کرد.
[۱۷۹] عماره یمنی، تاریخ الیمن، ج۱، ص۱۲۱ـ۱۲۲، المسمّی المفید فی أخبار صنعاء و زبید، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۹۸۵.

در ۴۸۱، سعید بن نجاح، معروف به اَحْوَل، با توطئه همسر احمد بن علی بن محمد صلیحی در حصن یا جبل الشعر کشته شد و تهامه بار دیگر زیر فرمان اسعدبن شهاب صلیحی قرار گرفت و همان سیاست خوش رفتاری را با مردم تهامه ادامه داد.
[۱۸۰] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۷۲، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.

جیّاش بن نجاح (متوفی ۴۹۸ یا ۵۰۰)، مؤلف کتاب المفید فی اخبار زبید و ملقب به ملک مکین، مشهورترین فرمانروای بنو نجاح، پس از کشته شدن برادرش مدتی به هند رفت.
وی در ۴۸۲ یا ۴۸۳، بر تهامه چیره شد و تا زمان مرگش بر زبید و دیگر شهرهای تهامه فرمان راند.
[۱۸۱] ابن مجاور، صفة بلاد الیمن و مکة و بعض الحجاز، ج۱، ص۱۰۷، المسماة تاریخ المستبصر، چاپ اسکار لوفگرن، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
[۱۸۲] ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۲۴۳ـ ۲۴۵، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.
[۱۸۳] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۷۲ـ۲۷۵، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.

پس از مرگ جیّاش، دولت بنو نجاح به مدت نیم قرن دچار تزلزل و اختلافات داخلی شد، تا این‌که در ۵۵۴، علی بن مهدی رُعینی حِمْیَری آن را منقرض کرد.
[۱۸۴] ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۲۴۷ـ۲۴۹، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.


← بنی مهدی


علی بن مهدی رُعینی ، بنیانگذار دولت نوپای بنی مهدی ، پس از چهار ماه فرمانروایی، در شوال ۵۵۴ وفات یافت و حکومت تهامه به فرزندش مهدی رسید.
[۱۸۵] عماره یمنی، تاریخ الیمن، ج۱، ص۱۸۴ـ ۱۸۸، المسمّی المفید فی أخبار صنعاء و زبید، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۹۸۵.

پس از مرگ مهدی در ۵۵۸، دولت بنی مهدی به مدت ده سال دچار تشتت شد.
این خاندان نیز در ۵۶۹ به دست ایوبیان مصر منقرض گردید و افراد خاندان بنی مهدی در ۵۷۰ قتل عام شدند.
[۱۸۶] ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۲۶۴، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.
[۱۸۷] عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۱۲۷ـ ۱۲۸، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
[۱۸۸] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۳۱۵، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.


← ایوبیان


در ۵۶۹، شمس الدوله ملک معظم توران شاه بن ایوب، برادر صلاح الدین ایوبی ، فاتحانه وارد زبید شد.
وی در ۵۷۱ به مصر بازگشت و حکومت تهامه را به ابومیمون سیف الدوله مبارک بن کامل بن علی بن مُقلَّدبن مُنقِذ کِنانی و او نیز حکومت را به برادرش، خطّاب، سپرد.
[۱۸۹] عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۳۶ـ ۳۸، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
[۱۹۰] عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۶۹، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).

در ۵۷۹، سیف الاسلام طُغتکین بن ایوب حاکم تهامه شد و پس از چهارده سال فرمانروایی درگذشت.
[۱۹۱] عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۱۰۱ـ ۱۰۴، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).

در اواخر قرن ششم، مردم تهامه علیه ظلم و ستم ملک مُعِز اسماعیل بن طُغتکین (حک: ۵۹۳ ـ۵۹۹) قیام کردند.
در این قیام، معز در حومه شهر زبید کشته شد.
[۱۹۲] محمد بن یوسف جندی کندی، السلوک فی طبقات العلماء و الملوک، ج۲، ص۵۳۵، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء، ج ۱، ۱۴۱۴/۱۹۹۳، ج ۲، ۱۴۱۶/ ۱۹۹۵.
[۱۹۳] عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۱۹ـ۲۰، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).

در اوایل قرن هفتم، حکومت تهامه به ملک ناصر ایوب بن طغتکین رسید و چون خردسال بود ناگزیر اتابکش، سیف الدین سُنْقُر، اداره امور را به عهده گرفت.
با کشته شدن ملک ناصر در ۶۱۱ یا ۶۱۵ به دست وزیرش بدرالدین غازی، حکومت تهامه به ملک مسعود صلاح الدین یوسف بن کامل، آخرین حاکم ایوبی، رسید.
[۱۹۴] محمد بن یوسف جندی کندی، السلوک فی طبقات العلماء و الملوک، ج۲، ص۵۳۷ـ ۵۳۸، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء، ج ۱، ۱۴۱۴/۱۹۹۳، ج ۲، ۱۴۱۶/ ۱۹۹۵.
[۱۹۵] ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۲۹۲، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.

ملک مسعود در ۶۲۵ تهامه را به قصد شام ترک کرد و نورالدین عمر بن علی بن رسول را به جانشینی خویش در تهامه گماشت.

← دولت بنو رسول


نورالدین با شنیدن خبر مرگ ملک مسعود در راه مکه ، اعلام استقلال کرد و دولت بنو رسول (حک: ۶۲۶ـ ۸۵۸) را بنیان گذارد.
[۱۹۶] محمد بن یوسف جندی کندی، السلوک فی طبقات العلماء و الملوک، ج۲، ص۵۴۱، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء، ج ۱، ۱۴۱۴/۱۹۹۳، ج ۲، ۱۴۱۶/ ۱۹۹۵.
[۱۹۷] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۴۱۷ـ ۴۱۹، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.

در ۶۴۷، نورالدین عمر بن رسول کشته شد و پسرش، ملک مظفر یوسف بن عمر ، جانشین وی شد و در اندک زمانی تمامی سرزمین تهامه را تصرف کرد.
پس از او پسرش، ملک اشرف، به حکومت رسید و تقریباً تا اواخر قرن هفتم حکومت کرد
[۱۹۸] محمد بن یوسف جندی کندی، السلوک فی طبقات العلماء و الملوک، ج۲، ص۵۴۴ـ۵۴۵، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء، ج ۱، ۱۴۱۴/۱۹۹۳، ج ۲، ۱۴۱۶/ ۱۹۹۵.
[۱۹۹] عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۷۲ـ ۷۴، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
[۲۰۰] عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۱۸۱ـ۱۸۳، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
و ملک مؤید داود بن یوسف رسولی غسّانی (حک: ۶۹۶ـ۷۲۱) پس از او فرمانروای تهامه شد.
[۲۰۱] ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۳۴۱ـ۳۴۹، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.
[۲۰۲] عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۷۲ـ۷۴، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).

در دوره حکومت ملک مجاهد ابوالحسن علی بن داود رسولی (حک: ۷۲۱ـ۷۶۴)، در تهامه تزلزل و ناامنی ایجاد شد، به طوری که در ۷۲۴، نفوذ بنو رسول در اکثر مناطق تهامه از بین رفت.
در ۷۵۴، قبایل مَعازِبه تعدادی از شهرهای تهامه را سوزاندند و در ۷۶۳، نورالدین محمد بن میکائیل، کارگزار ملک مجاهد ایوبی، در بخش‌هایی از تهامه علیه بنو رسول قیام کرد.
[۲۰۳] عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، ج۲، ص۱۹۹، تاریخ ثغرعدن، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
[۲۰۴] عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، ج۲، ص۱۳۹، تاریخ ثغرعدن، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
[۲۰۵] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۵۰۰،چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۲۰۶] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، قسم ۲، ص ۵۱۷ـ ۵۱۸،چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.

در دوره ملک افضل عباس بن علی غسانی جَفْنی (حک: ۷۶۴ـ ۷۷۸) نیز تهامه ناآرام بود.
[۲۰۷] عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۱۰۵ـ۱۰۷، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).

از دیگر فرمانروایان رسولی تهامه، ملک اشرف اسماعیل بن عباس غسانی جفنی بود که تألیفات متعددی نیز داشت.
[۲۰۸] عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۲۰ـ۲۱، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).

در قرن نهم، شورش‌های متعددی در تهامه رخ داد که از آن جمله است: فتنه قبیله معازبه در زَبید در ۸۰۶، قیام مردم علیه حاکم تهامه در ۸۳۶ و نیز قیام آن‌ها در ۸۴۳ و ۸۴۴، و تخریب و سوزاندن شهرهایی چون مَهجَم و قَحَمَه و کَدراء در ۸۵۵.
[۲۰۹] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۵۶۰ ـ۵۶۱، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۲۱۰] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۵۷۰، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۲۱۱] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۵۷۸ ـ ۵۷۹، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۲۱۲] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۵۸۴ ـ ۵۸۵، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.

در زمان دولت بنو رسول، در تهامه نهضت علمی و ادبی و فرهنگی ایجاد شد و بزرگانی چون خَزْرَجی (مورخ) و فیروزآبادی (ادیب و زبان شناس و مؤلف کتاب مشهور القاموس المحیط ) از حمایت فرمانروایان بنی رسول بر خوردار شدند.
[۲۱۳] عبدالرحمان بعکر، کواکب یمنیة فی سماء الاسلام، ج۱، ص۳۷۵ـ۳۸۱، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.


← دولت بنو طاهر


با سقوط دولت بنو رسول در ۸۵۸، دولت بنو طاهر (حک: ۸۵۸ ـ ۹۲۳) در تهامه تأسیس شد.
[۲۱۴] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۵۸۵ ـ ۵۸۶، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.

در دوره ملک مجاهد شمس الدین بن طاهر (حک: ۸۵۸ ـ ۸۸۳)، مردم تهامه در ۸۷۱ و ۸۷۵ بر ضد وی قیام کردند و حکومت به ملک منصور تاج الدین عبدالوهاب بن داود (حک: ۸۸۳ ـ ۸۹۴) رسید.
پس از مرگ ملک منصور، ملک ظافر عامر، نامدارترین و آخرین حاکم خاندان بنو طاهر، به حکومت رسید.
در زمان وی، شورش‌های زیادی در تهامه رخ داد که منجر به انقراض دولت بنو طاهر به دست ممالیک چَرْکَسی مصر گردید.
[۲۱۵] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۶۰۳، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۲۱۶] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۶۰۵، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۲۱۷] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۶۱۵، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۲۱۸] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۶۵۰، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۲۱۹] ایوب صبری پاشا، مرآة جزیرة العرب، ج۱، ص۱۰۶ـ ۱۰۷، ترجمه و تعلیق احمد فؤاد متولّی و صفصافی احمد مرسی، قاهره ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
[۲۲۰] ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۴۲۲ـ۴۷۱، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.


← عثمانی‌ها


در ۹۲۳، حکومت ممالیک مصر به دست سلطان سلیم عثمانی از بین رفت و ممالیک حاکم بر تهامه ناگزیر با سلطان جدید عثمانی بیعت کردند و تا ۹۴۵ در یمن فرمان راندند.
[۲۲۱] سعید عوض باوزیر، معالم تاریخ الجزیرة العربیة، ج۱، ص۲۰۲، عدن ۱۳۸۵/۱۹۶۶.
[۲۲۲] محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۱۹۳، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.

در ۹۵۲، عثمانی‌ها وارد تهامه شدند و تا ۱۰۴۵ بر مناطق گوناگون تهامه تسلط داشتند.
[۲۲۳] ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۶۹۰ـ۶۹۳، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۲۲۴] سلوی سعد سلیمان غالبی، الامام المتوکل علی اللّه اسماعیل بن القاسم و دوره فی توحید الیمن: ۱۰۵۴ـ۱۰۸۷ ه/ ۱۶۴۴ـ۱۶۷۶ م، ج۱، ص۲۳، (بی جا: بی نا)، ۱۴۱۱/۱۹۹۱.

از اوایل سده یازدهم تا اواسط سده سیزدهم، تهامه همانند سایر نواحی یمن زیرفرمان امامان زیدیه قرار گرفت.
[۲۲۵] محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۲۱۵ـ ۲۳۵، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.

در ۱۲۴۹، ابراهیم پاشا ، فرزند محمدعلی پاشا و والی عثمانی مصر، تهامه را فتح کرد و دوره دوم حکومت ترک‌ها بر تهامه آغاز شد که تا ۱۳۳۷ ادامه یافت.
[۲۲۶] محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۲۳۶، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
[۲۲۷] محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۳۰۰، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.

در ۱۳۱۹، قبیله زَرانیق (از قبایل بزرگ منطقه) در تهامه شورش کرد و دولت عثمانی با دشواری بسیار توانست این شورش را سرکوب کند.
[۲۲۸] محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۲۴۶، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.


← ادریسیان


در ۱۳۲۸، سیدمحمد بن علی ادریسی در تهامه عسیر بر ضدّ عثمانیها قیام کرد و با کمک ایتالیایی‌ها به امام یحیی بن محمد حمیدالدین ، از امامان زیدی یمن که از اوایل قرن چهاردهم سلسله‌ای موروثی در آن‌جا تأسیس کرده بود، یورش برد و در ۱۳۳۱ امارت ادریسیان را در تهامه تأسیس کرد.
[۲۲۹] محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۲۶۱، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
[۲۳۰] محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۲۶۷، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.

انگلیسی‌ها، پس از تصرف تهامه در جنگ جهانی اول (۱۹۱۴ـ ۱۹۱۸)، آن را در ۱۳۰۰ ش/ ۱۹۲۱ به سید محمد بن علی ادریسی سپردند که با مرگ وی به فرزندانش رسید.
[۲۳۱] محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۲۶۲ـ۲۶۴، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.

در ۱۳۰۳ ش/ ۱۹۲۴ سپاه امام یحیی برای مصاف با سپاهیان سید حسن ادریسی به تهامه آمد.
[۲۳۲] احمد وصفی زکریا، رحلتی الی الیمن، ج۱، ص۷۵، دمشق ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۲۳۳] محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۲۶۲ـ۲۶۳، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
[۲۳۴] محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۲۶۸، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.

در ۱۳۰۷ ش/ ۱۹۲۸، قبیله زرانیق بار دیگر در تهامه بر ضد امام یحیی شورش کرد.

← سعودیان


در ۱۳۰۹ ش/ ۱۹۳۰ تهامه عسیر و امارت ادریسیان جزو قلمرو سعودی‌ها شد و در ۱۳۱۳ ش/ ۱۹۳۴، میان سعودی‌ها و سپاهیان امام یحیی زیدی در تهامه جنگ در گرفت.
[۲۳۵] محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۲۶۶، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
[۲۳۶] محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۲۶۸، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.


بزرگان برخاسته از تهامه

[ویرایش]

از تهامه بزرگان بسیاری برخاسته‌اند که برخی از مشهورترین آنان عبارت‌اند از: حُصَین بن نَضْله ، معروف به کاهن، که در دوران جاهلیت به بزرگ اهل تهامه مشهور بود؛ عبدالرحمان غافِقی تِهامی (متوفی ۱۱۴)، فاتح بخشی از فرانسه
[۲۳۷] عبدالرحمان بعکر، ج۱، ص۱۶۴، کواکب یمنیة فی سماء الاسلام، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
[۲۳۸] عبدالرحمان بعکر، ج۱، ص۲۰۳-۲۰۷، کواکب یمنیة فی سماء الاسلام، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
ابوقُرّه موسی بن طارق زَبیدی ، شاگرد مالک بن اَنَس و مؤلف اولین مسند حدیث در تهامه
[۲۳۹] عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن،ج۲،ص۲۵۹-۲۶۰، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
[۲۴۰] عبدالرحمان بعکر، کواکب یمنیة فی سماء الاسلام، ج۱، ص۳۲۵، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
و بزرگان دیگری که به زَبید منسوب‌اند، از جمله عبدالرحمان بن علی دَیْبَع زبیدی ، مورخ قرن دهم و مؤلف قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون و نیز بغیة المستفید باخبار مدینة زبید، محمد مرتضی حسینی زبیدی مؤلف تاج العروس من جواهر القاموس، محمد بن ابی بکر ، معروف به ابن حَطّاب زبیدی، فقیه؛ علی بن عبدالرحمان حداد ، ترویج کنندة طریقت قادریه ؛ علی بن عمر بن دَعْسین، مروّج طریقه شاذلیه در تهامه
[۲۴۱] عبدالرحمان بعکر، کواکب یمنیة فی سماء الاسلام، ج۱، ص۳۲۵، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
ابوبکر بن عیسی بن عثمان اشعری ، معروف به ابن حَنْکاس، فقیه حنفی بزرگ تهامه
[۲۴۲] عبدالرحمان بعکر، کواکب یمنیة فی سماء الاسلام، ج۱، ص۴۲۲ـ۴۲۳، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
ابوالحسن علی بن محمد تهامی (متوفی ۴۱۰ یا ۴۱۶)، شاعر مشهور عرب
[۲۴۳] ابن خلّکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان، ج۳، ص۳۷۸ـ۳۸۱.
حسن بن محمد تهامی، شاعر سده چهارم و پنجم
[۲۴۴] عمر رضا کحّاله، معجم المؤلفین، ج۳، ص۲۷۸، دمشق ۱۹۵۷ـ۱۹۶۱، چاپ افست بیروت (بی تا).
و حسین بن علی قمی معروف به ابن قم، شاعر صلیحی‌ها.
[۲۴۵] عماره یمنی، تاریخ الیمن، ج۱، ص۱۹۴، المسمّی المفید فی أخبار صنعاء و زبید، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۹۸۵.

همچنین صحابیان و محدّثان و فقها و متکلمانی که با عنوان اشعری شناخته می‌شوند (مثلاً ابوموسی اشعری ، ابوالحسن اشعری و سعد بن عبداللّه اشعری ) همه به تهامه منسوب‌اند.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) محمود شکری آلوسی، بلوغ الارب فی معرفة احوال العرب، چاپ محمد بهجة اثری، بیروت (۱۳۱۴).
(۲) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ.
(۳) ابن حائک، صفة جزیرة العرب، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۴) ابن حائک، کتاب الاکلیل، ج ۲، چاپ محمد بن علی أکوع، قاهره ۱۳۸۶/۱۹۶۶.
(۵) ابن حبیب، کتاب المحبّر، چاپ ایلزه لیشتن شتتر، حیدرآباد دکن ۱۳۶۱/۱۹۴۲، چاپ افست بیروت (بی تا).
(۶) ابن حبیب، کتاب المنمّق فی اخبار قریش، چاپ خورشید احمد فارق، حیدرآباد دکن ۱۳۸۴/۱۹۶۴.
(۷) ابن حوقل.
(۸) ابن خرداذبه.
(۹) ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون یا العبر.
(۱۰) ابن خلّکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان.
(۱۱) ابن درید، کتاب الاشتقاق، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بغداد ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
(۱۲) ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.
(۱۳) ابن‌سعد، الطبقات الکبرى.
(۱۴) ابن سعید مغربی، نشوة الطرب فی تاریخ جاهلیة العرب، چاپ نصرت عبدالرحمان، عمان ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
(۱۵) ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
(۱۶) ابن کلبی، کتاب الاصنام، چاپ احمد زکی پاشا، قاهره ۱۳۳۲/ ۱۹۱۴.
(۱۷) ابن مجاور، صفة بلاد الیمن و مکة و بعض الحجاز، المسماة تاریخ المستبصر، چاپ اسکار لوفگرن، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
(۱۸) ابن منظور، لسان العرب.
(۱۹) ابن هشام، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، (بی تا).
(۲۰) عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
(۲۱)محمد بن محمد ادریسی، کتاب نزهة المشتاق فی اختراق الافاق، قاهره: مکتبة الثقافة الدینیه، (بی تا).
(۲۲) مطهرعلی اریانی، نقوش مسندیة و تعلیقات، یمن ۱۹۹۰.
(۲۳) اصطخری.
(۲۴) عبدالملک بن قریب اصمعی، تاریخ العرب قبل الاسلام، چاپ محمدحسن آل یاسین، بغداد ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹.
(۲۵) اطلس المملکة العربیة السعودیة، ریاض: وزارة التعلیم العالی، ۱۴۲۰/۲۰۰۰.
(۲۶) سعید عوض باوزیر، معالم تاریخ الجزیرة العربیة، عدن ۱۳۸۵/۱۹۶۶.
(۲۷) عبدالرحمان بعکر، کواکب یمنیة فی سماء الاسلام، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
(۲۸) عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، کتاب المسالک و الممالک، چاپ ادریان فان لیوفن و اندری فری، تونس ۱۹۹۲.
(۲۹) عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۳۰) میخائیل ب پیوتروفسکی، الیمن قبل الاسلام و القرون الاولی للهجرة: القرن الرابع حتی العاشر المیلادی، تعریب محمد شعیبی، بیروت ۱۹۸۷.
(۳۱) عبداللّه جرافی یمنی، المقتطف من تاریخ الیمن، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
(۳۲) محمد بن یوسف جندی کندی، السلوک فی طبقات العلماء و الملوک، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء، ج ۱، ۱۴۱۴/۱۹۹۳، ج ۲، ۱۴۱۶/ ۱۹۹۵.
(۳۳) محمد بن احمد حجری یمانی، مجموع بلدان الیمن و قبائلها، چاپ اسماعیل بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۱۶/۱۹۹۶.
(۳۴) محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
(۳۵) فؤاد حمزه، قلب جزیرة العرب، ریاض (۱۳۵۲/۱۹۳۳).
(۳۶) محمد بن عبداللّه حمیری، الرّوض المعطار فی خبر الاقطار، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۸۴.
(۳۷) احمد بن داوود دینوری، الاخبار الطوال، چاپ عبدالمنعم عامر، مصر (۱۳۷۹/۱۹۵۹)، چاپ افست بغداد (بی تا).
(۳۸) محمد بن محمد زباره یمنی، ائمة الیمن بالقرن الرابع عشر للهجرة، (قاهره) ۱۳۷۵ـ.
(۳۹) عرام بن اصبغ سلمی، کتاب أسماء جبال تهامه و سکانها و ما فیها من القری و ما ینبت علیها من الاشجار و ما فیها من المیاه، در نوادر المخطوطات، ج ۸، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره: شرکة مکتبة و مطبعة مصطفی البابی الحلبی، ۱۳۹۴/۱۹۷۴.
(۴۰) ایمن فؤاد سید، تاریخ المذاهب الدینیة فی بلاد الیمن حتی نهایة القرن السادس الهجری، قاهره ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
(۴۱) عبدالرحمان عبدالواحد شجاع، الیمن فی صدرالاسلام: من البعثة المحمدیة حتی قیام الدولة الامویة، دمشق ۱۴۰۸/۱۹۸۷.
(۴۲) عبدالرحمان عبدالواحد شجاع، الیمن فی عیون الرحالة، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
(۴۳) ایوب صبری پاشا، مرآة جزیرة العرب، ترجمه و تعلیق احمد فؤاد متولّی و صفصافی احمد مرسی، قاهره ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
(۴۴) طبری، تاریخ (بیروت).
(۴۵) علی بن محمد عباسی علوی، سیرة الهادی الی الحق یحیی بن الحسین علیه و آله السلام، چاپ سهیل زکار، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۴۶) عبد اللّه عبدالسلام حداد، مدینة حیس الیمنیة: تاریخها و آثارها الدینیة، قاهره ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
(۴۷) حسین بن احمد عرشی، کتاب بلوغ المرام، فی شرح مسک الختام فی من تولّی ملک الیمن من ملک و امام، چاپ انستاس ماری کرملی، (قاهره ۱۹۳۹)، چاپ افست بیروت (بی تا).
(۴۸) جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
(۴۹) عماره یمنی، تاریخ الیمن، المسمّی المفید فی أخبار صنعاء و زبید، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۹۸۵.
(۵۰) سلوی سعد سلیمان غالبی، الامام المتوکل علی اللّه اسماعیل بن القاسم و دوره فی توحید الیمن: ۱۰۵۴ـ۱۰۸۷ ه/ ۱۶۴۴ـ۱۶۷۶ م، (بی جا: بی نا)، ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
(۵۱) عمر رضا کحّاله، جغرافیة شبه جزیرة العرب، چاپ احمدعلی، مکه ۱۳۸۴/۱۹۶۴.
(۵۲) عمر رضا کحّاله، معجم المؤلفین، دمشق ۱۹۵۷ـ۱۹۶۱، چاپ افست بیروت (بی تا).
(۵۳) فاطمه محمد محجوب، الموسوعة الذهبیة للعلوم الاسلامیة، ج ۱۰، قاهره: دارالفکر العربی، (بی تا).
(۵۴) ابراهیم احمد مقحفی، معجم البلدان و القبائل الیمنیة، صنعاء ۱۴۲۲/۲۰۰۲.
(۵۵) مقدسی.
(۵۶) الموسوعة الیمنیة، زیر نظر احمد جابر عفیف و دیگران، صنعاء ۱۴۱۲/۱۹۹۲، ذیل «الاشعر» (از معجم مقحفی)، «الادویة» (از م اسماعیل محمد متوکل)، «تاج العروس» (از حسین عبداللّه عمری و ابراهیم محمد صلوی)، «تاریخ الیمن فی ظل الدولة الامویة و العباسیة» (از حسین عبداللّه عمری)، «تهامه» (از فرانسین استون).
(۵۷) عبدالواسع بن یحیی واسعی یمانی، تاریخ الیمن، المسمّی فرجة الهموم و الحزن فی حوادث و تاریخ الیمن، صنعاء ۱۹۹۱.
(۵۸) احمد وصفی زکریا، رحلتی الی الیمن، دمشق ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
(۵۹) حافظ وهبه، جزیرة العرب فی القرن العشرین، (قاهره ۱۳۷۵/۱۹۵۶).
(۶۰) یاقوت حموی،معجم البلدان.
(۶۱) یعقوبی، البلدان.
(۶۲) یعقوبی، تاریخ.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. یاقوت حموی،معجم البلدان، ذیل "تهامه".
۲. ابن منظور، لسان العرب،ذیل «تهم».    
۳. جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۱۷۰، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۴. یاقوت حموی،معجم البلدان، ذیل "تهامه".
۵. ابن خلّکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان، ج۳، ص۳۸۱.
۶. محمد بن عبداللّه حمیری، الرّوض المعطار فی خبر الاقطار، ج۱، ص۱۴۱ـ ۱۴۲، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۸۴.
۷. جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۳، ص۴۵۲ـ۴۵۳، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۸. جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۳۲، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۹. ابن هشام، السیرة النبویة، ج۱، ص۱۸، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، (بی تا).
۱۰. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۲، ص۲۸۵ـ۲۸۶.
۱۱. عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۱۷، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۲. الموسوعة الیمنیة، زیر نظر احمد جابر عفیف و دیگران، ذیل ماده، صنعاء ۱۴۱۲/۱۹۹۲، ذیل «الاشعر» (از معجم مقحفی)، «الادویة» (از م اسماعیل محمد متوکل)، «تاج العروس» (از حسین عبداللّه عمری و ابراهیم محمد صلوی)، «تاریخ الیمن فی ظل الدولة الامویة و العباسیة» (از حسین عبداللّه عمری)، «تهامه» (از فرانسین استون).
۱۳. ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۸۳، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۴. ابن حائک، کتاب الاکلیل، ج۲، ص۲۸۶، ج ۲، چاپ محمد بن علی أکوع، قاهره ۱۳۸۶/۱۹۶۶.
۱۵. احمد بن داوود دینوری، الاخبار الطوال، ج۱، ص۳۳، چاپ عبدالمنعم عامر، مصر (۱۳۷۹/۱۹۵۹)، چاپ افست بغداد (بی تا).
۱۶. عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، کتاب المسالک و الممالک، ج۱، ص۷۸، چاپ ادریان فان لیوفن و اندری فری، تونس ۱۹۹۲.
۱۷. ابن سعید مغربی، نشوة الطرب فی تاریخ جاهلیة العرب، ج۱، ص۵۵، چاپ نصرت عبدالرحمان، عمان ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
۱۸. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون یا العبر، ج۲، ص۳۰.    
۱۹. ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۸۳، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۰. عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۵۷، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۱. یعقوبی، البلدان، ج۱، ص۲۲۱.
۲۲. محمد بن محمد ادریسی، کتاب نزهة المشتاق فی اختراق الافاق،ج۱،ص۱۴۸، قاهره: مکتبة الثقافة الدینیه، (بی تا).
۲۳. محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۱، ص۴۵ـ۴۷، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۲۴. احمد وصفی زکریا، رحلتی الی الیمن، ج۱، ص۳۹ـ۴۳، دمشق ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۲۵. احمد وصفی زکریا، رحلتی الی الیمن، ج۱، ص۴۳ـ۴۶، دمشق ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۲۶. احمد بن داوود دینوری، الاخبار الطوال، ج۱، ص۵۲، چاپ عبدالمنعم عامر، مصر (۱۳۷۹/۱۹۵۹)، چاپ افست بغداد (بی تا).
۲۷. جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۵۴۱ـ۵۴۲، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۲۸. جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۳، ص۴۸۴، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۲۹. جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۳، ص۴۹۴ـ ۴۹۵، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۳۰. محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۱، ص۱۱۴ـ۱۱۶، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۳۱. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۲، ص۱۱۲.
۳۲. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون یا العبر، ج۲، ص۶۷.    
۳۳. محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۱، ص۱۱۸ـ۱۱۹، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۳۴. میخائیل ب پیوتروفسکی، الیمن قبل الاسلام و القرون الاولی للهجرة: القرن الرابع حتی العاشر المیلادی، ج۱، ص۷۲، تعریب محمد شعیبی، بیروت ۱۹۸۷.
۳۵. مطهرعلی اریانی، نقوش مسندیة و تعلیقات، ج۱، ص۲۴۴ـ ۲۴۵، یمن ۱۹۹۰.
۳۶. مطهرعلی اریانی، نقوش مسندیة و تعلیقات، ج۱، ص۳۲۸، یمن ۱۹۹۰.
۳۷. محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۱، ص۱۲۱ـ۱۲۴، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۳۸. عبداللّه جرافی یمنی، المقتطف من تاریخ الیمن، ج۱، ص۷۳ـ۷۴، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۳۹. عبدالملک بن قریب اصمعی، تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۸۲ ـ ۸۵، چاپ محمدحسن آل یاسین، بغداد ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹.
۴۰. یعقوبی، البلدان، ج۱، ص۲۰۴ـ۲۰۶.
۴۱. ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۸۵، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۴۲. ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۲۵۰، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۴۳. ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۳۲۸، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۴۴. عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۱۳، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۴۵. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۲، ص۲۸۴.
۴۶. ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۸۵، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۴۷. ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۲۳۲، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۴۸. ابن حائک، کتاب الاکلیل، ج۲، ص۲۷۵، ج ۲، چاپ محمد بن علی أکوع، قاهره ۱۳۸۶/۱۹۶۶.
۴۹. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون یا العبر، ج۲، ص۳۵۹.
۵۰. محمود شکری آلوسی، بلوغ الارب فی معرفة احوال العرب، ج۲، ص۱۵۱، چاپ محمد بهجة اثری، بیروت (۱۳۱۴).
۵۱. احمد وصفی زکریا، رحلتی الی الیمن، ج۱، ص۴۷، دمشق ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۵۲. محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۱، ص۱۲۴ـ ۱۲۵، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۵۳. محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۱، ص۱۲۹، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۵۴. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۲، ص۱۳۱.
۵۵. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۲، ص۱۳۴.
۵۶. عرام بن اصبغ سلمی، کتاب أسماء جبال تهامه و سکانها و ما فیها من القری و ما ینبت علیها من الاشجار و ما فیها من المیاه، ج۱، ص۳۷۵، در نوادر المخطوطات، ج ۸، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره: شرکة مکتبة و مطبعة مصطفی البابی الحلبی، ۱۳۹۴/۱۹۷۴.
۵۷. عبداللّه جرافی یمنی، المقتطف من تاریخ الیمن، ج۱، ص۷۹ـ۸۰، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۵۸. میخائیل ب پیوتروفسکی، الیمن قبل الاسلام و القرون الاولی للهجرة: القرن الرابع حتی العاشر المیلادی، ج۱، ص۸۰، تعریب محمد شعیبی، بیروت ۱۹۸۷.
۵۹. ابن خرداذبه، ج۱، ص۱۲۸.
۶۰. یعقوبی، البلدان، ج۱، ص۲۲۴.
۶۱. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۲۰۵۲۲.    
۶۲. ابن حبیب، کتاب المنمّق فی اخبار قریش، ج۱، ص۱۳۰ـ۱۳۱، چاپ خورشید احمد فارق، حیدرآباد دکن ۱۳۸۴/۱۹۶۴.
۶۳. ابن حبیب، کتاب المنمّق فی اخبار قریش، ج۱، ص۱۹۰، چاپ خورشید احمد فارق، حیدرآباد دکن ۱۳۸۴/۱۹۶۴.
۶۴. یاقوت حموی، معجم البلدان،ذیل «نکیف».
۶۵. ابن کلبی، کتاب الاصنام، ج۱، ص۵۸، چاپ احمد زکی پاشا، قاهره ۱۳۳۲/ ۱۹۱۴.
۶۶. ابن کلبی، کتاب الاصنام، ج۱، ص۳۴ـ۳۶، چاپ احمد زکی پاشا، قاهره ۱۳۳۲/ ۱۹۱۴.
۶۷. ابن حبیب، کتاب المحبّر، ج۱، ص۳۱۸، چاپ ایلزه لیشتن شتتر، حیدرآباد دکن ۱۳۶۱/۱۹۴۲، چاپ افست بیروت (بی تا).
۶۸. ابن درید، کتاب الاشتقاق، ج۱، ص۵۶، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بغداد ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
۶۹. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۲، ص۵۰۰.
۷۰. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۲، ص۵۷۰.
۷۱. عبدالرحمان عبدالواحد شجاع، الیمن فی صدرالاسلام: من البعثة المحمدیة حتی قیام الدولة الامویة، ج۱، ص۱۴۹، دمشق ۱۴۰۸/۱۹۸۷.
۷۲. ابن‌سعد، الطبقات الکبرى،ج ۱، قسم ۲، ص ۷۹.
۷۳. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۶۹، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۷۴. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۷۱، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۷۵. ایمن فؤاد سید، تاریخ المذاهب الدینیة فی بلاد الیمن حتی نهایة القرن السادس الهجری، ج۱، ص۴۱، قاهره ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۷۶. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۳، ص۶۶.
۷۷. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون یا العبر، ج۴، ص۲۷۰.
۷۸. احمد وصفی زکریا، رحلتی الی الیمن، ج۱، ص۴۹، دمشق ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۷۹. عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۶۷، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
۸۰. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۷۰ـ۷۲، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۸۱. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۳، ص۲۲۸.
۸۲. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۳، ص۲۳۰.
۸۳. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۳، ص۲۴۹.
۸۴. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۳، ص۳۱۹.
۸۵. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۳، ص۳۲۰ـ۳۲۱.
۸۶. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون یا العبر، ج۲، ص۴۹۲ـ۴۹۳.
۸۷. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۷۵، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۸۸. عبداللّه جرافی یمنی، المقتطف من تاریخ الیمن، ج۱، ص۸۸، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۸۹. محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۱، ص۱۷۳، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۹۰. عبدالرحمان عبدالواحد شجاع، الیمن فی صدرالاسلام: من البعثة المحمدیة حتی قیام الدولة الامویة، ج۱، ص۲۴۱ـ۲۴۲، دمشق ۱۴۰۸/۱۹۸۷.
۹۱. عبد اللّه عبدالسلام حداد، مدینة حیس الیمنیة: تاریخها و آثارها الدینیة، ج۱، ص۵۱، قاهره ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۹۲. الموسوعة الیمنیة، زیر نظر احمد جابر عفیف و دیگران، ذیل «تاریخ الیمن فی ظل الدولة الامویة و العباسیة»، صنعاء ۱۴۱۲/۱۹۹۲، ذیل «الاشعر» (از معجم مقحفی)، «الادویة» (از م اسماعیل محمد متوکل)، «تاج العروس» (از حسین عبداللّه عمری و ابراهیم محمد صلوی)، «تاریخ الیمن فی ظل الدولة الامویة و العباسیة» (از حسین عبداللّه عمری)، «تهامه» (از فرانسین استون).
۹۳. ایمن فؤاد سید، ج۱، ص۴۲، تاریخ المذاهب الدینیة فی بلاد الیمن حتی نهایة القرن السادس الهجری، قاهره ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۹۴. ایمن فؤاد سید، ج۱، ص۵۲، تاریخ المذاهب الدینیة فی بلاد الیمن حتی نهایة القرن السادس الهجری، قاهره ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۹۵. یعقوبی، البلدان، ج۲، ص۴۱۲ـ ۴۱۳.
۹۶. عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۶۴ـ۶۵، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
۹۷. عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۲۱۴، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
۹۸. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۱۴۲ـ۱۴۳، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۹۹. عماره یمنی، تاریخ الیمن، ج۱، ص۴۹ـ۵۰، المسمّی المفید فی أخبار صنعاء و زبید، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۹۸۵.
۱۰۰. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۷ـ۳۲، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۱۰۱. عماره یمنی، تاریخ الیمن، ج۱، ص۷۶ـ۷۷، المسمّی المفید فی أخبار صنعاء و زبید، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۹۸۵.
۱۰۲. ابن مجاور، صفة بلاد الیمن و مکة و بعض الحجاز، ج۱، ص۶۶ـ۶۷، المسماة تاریخ المستبصر، چاپ اسکار لوفگرن، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۱۰۳. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون یا العبر، ج۴، ص۲۷۲.
۱۰۴. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۱۵۰ـ ۱۵۱، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۱۰۵. ابن مجاور، صفة بلاد الیمن و مکة و بعض الحجاز، ج۱، ص۶۸، المسماة تاریخ المستبصر، چاپ اسکار لوفگرن، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۱۰۶. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۸، ص۵۹۳.
۱۰۷. عبدالرحمان عبدالواحد شجاع، الیمن فی عیون الرحالة، ج۱، ص۶۹ـ۷۰، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۱۰۸. عماره یمنی، تاریخ الیمن، ج۱، ص۵۵، المسمّی المفید فی أخبار صنعاء و زبید، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۹۸۵.
۱۰۹. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون یا العبر، ج۴، ص۲۷۲ـ۲۷۳.
۱۱۰. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۱۵۸، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۱۱۱. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۱۸۹، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۱۱۲. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۳۲، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۱۱۳. ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۸۵، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۱۴. عبداللّه جرافی یمنی، ج۱، ص۶۲، المقتطف من تاریخ الیمن، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۱۱۵. عبداللّه جرافی یمنی، ج۱، ص۶۴، المقتطف من تاریخ الیمن، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۱۱۶. ابراهیم احمد مقحفی، معجم البلدان و القبائل الیمنیة، ذیل «بنوالاهْدَل»، صنعاء ۱۴۲۲/۲۰۰۲.
۱۱۷. عماره یمنی، تاریخ الیمن، ج۱، ص۲۳۳ـ۲۳۶، المسمّی المفید فی أخبار صنعاء و زبید، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۹۸۵.
۱۱۸. محمد بن محمد زباره یمنی، ائمة الیمن بالقرن الرابع عشر للهجرة، بخش ۲، ص ۱۶،(قاهره) ۱۳۷۵ـ.
۱۱۹. محمد بن محمد زباره یمنی، ائمة الیمن بالقرن الرابع عشر للهجرة،بخش ۲، ص۱۰۸، (قاهره) ۱۳۷۵ـ.
۱۲۰. محمد بن محمد زباره یمنی، ائمة الیمن بالقرن الرابع عشر للهجرة، بخش ۲، ص۱۴۳، (قاهره) ۱۳۷۵ـ.
۱۲۱. ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۴۷، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۲۲. ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۸۵، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۲۳. عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۷، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۲۴. یاقوت حموی،معجم البلدان، ذیل «جزیرة العرب».
۱۲۵. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون یا العبر، ج۲، ص۱۷.
۱۲۶. ابن خرداذبه، ج۱، ص۱۵۵.
۱۲۷. ابن خرداذبه، ج۱، ص۱۲۵.
۱۲۸. عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۹، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۲۹. عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۱۴، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۳۰. عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، کتاب المسالک و الممالک، ج۱، ص۱۴۴، چاپ ادریان فان لیوفن و اندری فری، تونس ۱۹۹۲.
۱۳۱. عماره یمنی، تاریخ الیمن، ج۱، ص۷۰ـ۷۳، المسمّی المفید فی أخبار صنعاء و زبید، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۹۸۵.
۱۳۲. ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۲۳۲ـ ۲۳۵، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.
۱۳۳. عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۶۰، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
۱۳۴. اصطخری، ج۱، ص۲۳.
۱۳۵. ابن حوقل، ج۱، ص۳۶.
۱۳۶. محمد بن محمد ادریسی، کتاب نزهة المشتاق فی اختراق الافاق،ج۱،ص۱۴۸، قاهره: مکتبة الثقافة الدینیه، (بی تا).
۱۳۷. مقدسی، ص ۹۶
۱۳۸. ایمن فؤاد سید، تاریخ المذاهب الدینیة فی بلاد الیمن حتی نهایة القرن السادس الهجری، ج۱، ص۵۰ ـ۵۱، قاهره ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۱۳۹. ایمن فؤاد سید، تاریخ المذاهب الدینیة فی بلاد الیمن حتی نهایة القرن السادس الهجری، ج۱، ص۵۷ ـ ۵۸، قاهره ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۱۴۰. عبدالرحمان عبدالواحد شجاع، الیمن فی عیون الرحالة، ج۱، ص۱۲۶، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۱۴۱. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۲، ص۲۸۱ـ۲۸۲.
۱۴۲. ابن حائک، ج۱، ص۹۴، صفة جزیرة العرب، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۴۳. ابن حائک، ج۱، ص۹۸، صفة جزیرة العرب، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۴۴. یاقوت حموی،معجم البلدان، ج۱، ص۶ و ذیل «حباشه».
۱۴۵. یعقوبی، البلدان، ج۱، ص۳۱۷ـ۳۱۹.
۱۴۶. مقدسی، ج۱، ص۸۴ ـ ۸۵.
۱۴۷. ابن حائک، کتاب الاکلیل، ج۲، ص۶۶ و پانویس ۳، ج ۲، چاپ محمد بن علی أکوع، قاهره ۱۳۸۶/۱۹۶۶.
۱۴۸. عبدالرحمان عبدالواحد شجاع، الیمن فی عیون الرحالة، ج۱، ص۷۲، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۱۴۹. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون یا العبر، ج۴، ص۲۷۲.
۱۵۰. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۱۶۷، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۱۵۱. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۰۱، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۱۵۲. علی بن محمد عباسی علوی، سیرة الهادی الی الحق یحیی بن الحسین علیه و آله السلام، ج۱، ص۲۹۶ـ۲۹۷، چاپ سهیل زکار، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۱۵۳. علی بن محمد عباسی علوی، سیرة الهادی الی الحق یحیی بن الحسین علیه و آله السلام، ج۱، ص۴۰۰ـ ۴۰۵، چاپ سهیل زکار، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۱۵۴. محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۵ ـ۶، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۱۵۵. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۱۰، ص۱۲۸.
۱۵۶. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۵۴۶.    
۱۵۷. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۱۹۶ـ ۱۹۸، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۱۵۸. عبدالرحمان عبدالواحد شجاع، الیمن فی عیون الرحالة، ج۱، ص۷۳ـ۷۴، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۱۵۹. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۰۶، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۱۶۰. محمد بن یوسف جندی کندی، السلوک فی طبقات العلماء و الملوک، ج۱، ص۲۱۶، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء، ج ۱، ۱۴۱۴/۱۹۹۳، ج ۲، ۱۴۱۶/ ۱۹۹۵.
۱۶۱. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۰۳، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۱۶۲. ایمن فؤاد سید، تاریخ المذاهب الدینیة فی بلاد الیمن حتی نهایة القرن السادس الهجری، ج۱، ص۶۰، قاهره ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۱۶۳. احمد وصفی زکریا، ج۱، ص۸۲، رحلتی الی الیمن، دمشق ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۱۶۴. احمد وصفی زکریا، ج۱، ص۱۲۱، رحلتی الی الیمن، دمشق ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۱۶۵. عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۵۹ـ۶۲، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
۱۶۶. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۳۵ـ۲۳۷، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۱۶۷. محمد بن یوسف جندی کندی، السلوک فی طبقات العلماء و الملوک، ج۲، ص۴۸۳، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء، ج ۱، ۱۴۱۴/۱۹۹۳، ج ۲، ۱۴۱۶/ ۱۹۹۵.
۱۶۸. ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۱۶۳، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.
۱۶۹. ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۲۳۷ـ ۲۳۸، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.
۱۷۰. عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۱۵۹ـ۱۶۴، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
۱۷۱. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۵۳ـ۲۵۴، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۱۷۲. ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۱۷۷ـ ۱۷۸، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.
۱۷۳. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۵۵، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۱۷۴. ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۱۷۹ـ۱۸۲، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.
۱۷۵. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۵۷ـ ۲۵۸، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۱۷۶. ابن خلّکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان، ج۳، ص۴۱۴.
۱۷۷. ابن مجاور، صفة بلاد الیمن و مکة و بعض الحجاز، ج۱، ص۷۳، المسماة تاریخ المستبصر، چاپ اسکار لوفگرن، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۱۷۸. عماره یمنی، تاریخ الیمن، ج۱، ص۱۰۵ـ ۱۱۲، المسمّی المفید فی أخبار صنعاء و زبید، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۹۸۵.
۱۷۹. عماره یمنی، تاریخ الیمن، ج۱، ص۱۲۱ـ۱۲۲، المسمّی المفید فی أخبار صنعاء و زبید، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۹۸۵.
۱۸۰. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۷۲، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۱۸۱. ابن مجاور، صفة بلاد الیمن و مکة و بعض الحجاز، ج۱، ص۱۰۷، المسماة تاریخ المستبصر، چاپ اسکار لوفگرن، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۱۸۲. ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۲۴۳ـ ۲۴۵، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.
۱۸۳. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۲۷۲ـ۲۷۵، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۱۸۴. ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۲۴۷ـ۲۴۹، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.
۱۸۵. عماره یمنی، تاریخ الیمن، ج۱، ص۱۸۴ـ ۱۸۸، المسمّی المفید فی أخبار صنعاء و زبید، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۹۸۵.
۱۸۶. ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۲۶۴، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.
۱۸۷. عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۱۲۷ـ ۱۲۸، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
۱۸۸. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۳۱۵، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۱۸۹. عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۳۶ـ ۳۸، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
۱۹۰. عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۶۹، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
۱۹۱. عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۱۰۱ـ ۱۰۴، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
۱۹۲. محمد بن یوسف جندی کندی، السلوک فی طبقات العلماء و الملوک، ج۲، ص۵۳۵، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء، ج ۱، ۱۴۱۴/۱۹۹۳، ج ۲، ۱۴۱۶/ ۱۹۹۵.
۱۹۳. عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۱۹ـ۲۰، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
۱۹۴. محمد بن یوسف جندی کندی، السلوک فی طبقات العلماء و الملوک، ج۲، ص۵۳۷ـ ۵۳۸، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء، ج ۱، ۱۴۱۴/۱۹۹۳، ج ۲، ۱۴۱۶/ ۱۹۹۵.
۱۹۵. ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۲۹۲، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.
۱۹۶. محمد بن یوسف جندی کندی، السلوک فی طبقات العلماء و الملوک، ج۲، ص۵۴۱، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء، ج ۱، ۱۴۱۴/۱۹۹۳، ج ۲، ۱۴۱۶/ ۱۹۹۵.
۱۹۷. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۴۱۷ـ ۴۱۹، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۱۹۸. محمد بن یوسف جندی کندی، السلوک فی طبقات العلماء و الملوک، ج۲، ص۵۴۴ـ۵۴۵، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء، ج ۱، ۱۴۱۴/۱۹۹۳، ج ۲، ۱۴۱۶/ ۱۹۹۵.
۱۹۹. عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۷۲ـ ۷۴، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
۲۰۰. عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۱۸۱ـ۱۸۳، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
۲۰۱. ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۳۴۱ـ۳۴۹، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.
۲۰۲. عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۷۲ـ۷۴، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
۲۰۳. عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، ج۲، ص۱۹۹، تاریخ ثغرعدن، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
۲۰۴. عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، ج۲، ص۱۳۹، تاریخ ثغرعدن، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
۲۰۵. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۵۰۰،چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۲۰۶. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، قسم ۲، ص ۵۱۷ـ ۵۱۸،چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۲۰۷. عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۱۰۵ـ۱۰۷، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
۲۰۸. عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، ج۲، ص۲۰ـ۲۱، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
۲۰۹. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۵۶۰ ـ۵۶۱، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۲۱۰. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۵۷۰، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۲۱۱. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۵۷۸ ـ ۵۷۹، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۲۱۲. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۵۸۴ ـ ۵۸۵، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۲۱۳. عبدالرحمان بعکر، کواکب یمنیة فی سماء الاسلام، ج۱، ص۳۷۵ـ۳۸۱، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۲۱۴. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۵۸۵ ـ ۵۸۶، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۲۱۵. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۶۰۳، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۲۱۶. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۶۰۵، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۲۱۷. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۶۱۵، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۲۱۸. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۶۵۰، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۲۱۹. ایوب صبری پاشا، مرآة جزیرة العرب، ج۱، ص۱۰۶ـ ۱۰۷، ترجمه و تعلیق احمد فؤاد متولّی و صفصافی احمد مرسی، قاهره ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۲۲۰. ابن دیبع، کتاب قرّة العیون بأخبار الیمن المیمون، ج۱، ص۴۲۲ـ۴۷۱، چاپ محمد بن علی أکوع، (بیروت) ۱۴۰۹/ ۱۹۸۸.
۲۲۱. سعید عوض باوزیر، معالم تاریخ الجزیرة العربیة، ج۱، ص۲۰۲، عدن ۱۳۸۵/۱۹۶۶.
۲۲۲. محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۱۹۳، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۲۲۳. ابن قاسم، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، ج۱، ص۶۹۰ـ۶۹۳، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۲۲۴. سلوی سعد سلیمان غالبی، الامام المتوکل علی اللّه اسماعیل بن القاسم و دوره فی توحید الیمن: ۱۰۵۴ـ۱۰۸۷ ه/ ۱۶۴۴ـ۱۶۷۶ م، ج۱، ص۲۳، (بی جا: بی نا)، ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۲۲۵. محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۲۱۵ـ ۲۳۵، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۲۲۶. محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۲۳۶، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۲۲۷. محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۳۰۰، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۲۲۸. محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۲۴۶، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۲۲۹. محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۲۶۱، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۲۳۰. محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۲۶۷، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۲۳۱. محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۲۶۲ـ۲۶۴، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۲۳۲. احمد وصفی زکریا، رحلتی الی الیمن، ج۱، ص۷۵، دمشق ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۲۳۳. محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۲۶۲ـ۲۶۳، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۲۳۴. محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۲۶۸، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۲۳۵. محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۲۶۶، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۲۳۶. محمد یحیی حداد، تاریخ الیمن السیاسی، ج۲، ص۲۶۸، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۲۳۷. عبدالرحمان بعکر، ج۱، ص۱۶۴، کواکب یمنیة فی سماء الاسلام، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۲۳۸. عبدالرحمان بعکر، ج۱، ص۲۰۳-۲۰۷، کواکب یمنیة فی سماء الاسلام، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۲۳۹. عبداللّه طیب بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن،ج۲،ص۲۵۹-۲۶۰، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن ۱۹۳۶ـ (۱۹۵۰).
۲۴۰. عبدالرحمان بعکر، کواکب یمنیة فی سماء الاسلام، ج۱، ص۳۲۵، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۲۴۱. عبدالرحمان بعکر، کواکب یمنیة فی سماء الاسلام، ج۱، ص۳۲۵، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۲۴۲. عبدالرحمان بعکر، کواکب یمنیة فی سماء الاسلام، ج۱، ص۴۲۲ـ۴۲۳، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۲۴۳. ابن خلّکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان، ج۳، ص۳۷۸ـ۳۸۱.
۲۴۴. عمر رضا کحّاله، معجم المؤلفین، ج۳، ص۲۷۸، دمشق ۱۹۵۷ـ۱۹۶۱، چاپ افست بیروت (بی تا).
۲۴۵. عماره یمنی، تاریخ الیمن، ج۱، ص۱۹۴، المسمّی المفید فی أخبار صنعاء و زبید، چاپ محمد بن علی أکوع، صنعاء ۱۹۸۵.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تهامه»، شماره۴۰۹۸.    


رده‌های این صفحه : جغرافیای اسلامی | عربستان




جعبه ابزار