تنگ

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تُنگ، ظرف مخصوص نگهداری و حمل مایعات، شامل سه قسمت اصلی بدنه، گردن و دهانه می‌باشد.


وجه تسمیه

[ویرایش]

از وجه تسمیه آن اطلاع دقیقی در دست نیست. به سبب شباهتش با کوزه، برخی واژه نامه‌ها آن را کوزه‌ای سفالین یا بلورین بیضی شکل که لوله و نایژه آن بر سرش قرار دارد یا کوزه‌ای که «شکمش کلان و گردنش کوتاه و دهانش تنگ باشد»، معرفی کرده‌اند.
[۱] محمد معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه تنگ.
[۲] علی اکبر نفیسی، فرهنگ نفیسی، ذیل واژه تنگ.


اشکال تنگ

[ویرایش]

این ظرف به اَشکال گوناگون دیده شده است: بدنه مدور، شَلْجَمی، گلابی شکل، مکعب و غیره با گردن کوتاه، بلند، باریک یا قطور با لبه‌هایی به اشکال گوناگون، همچنین تنگهایی با دسته یا بی‌دسته، پایه‌دار یا بی‌پایه و جز آن. این تنوع، سبب شباهت و همانندی تنگها با بعضی ظروف دیگر گردیده و گاه تشخیص تنگ و غیر آن را مشکل کرده است. از جمله پارچ، مشربه و نیز ابریق که هم به معنای تنگ و کوزه هم به معنای آفتابه به کار رفته است.
[۳] «مشربه»، محمد معین، ذیل «ابریق»، فرهنگ فارسی.
[۴] مهشید مشیری، فرهنگ زبان فارسی، ذیل «تنگ».
تنگ با این‌که از نظر کارکرد با صُراحی و آفتابه و گلابدان و قوری و قمقمه فرق دارد اما گاه تفکیک آن‌ها آسان نیست. تنگ ممکن است از سنگ، عاج و چوب نیز ساخته شود.

پیشینه تنگ

[ویرایش]

بنابر یافته‌های باستان شناسی، این ظرف از پیش از تاریخ کاربرد داشته است. امروزه نیز از آن استفاده می‌کنند یا برای تزئین به کار می‌برند. استفاده از تنگ در معابد و در نقوشی با مفاهیم اساطیری و دینی روی بدنه آن و ارتباط آن با آب و مفهوم برکت بخشی می‌تواند زمینه کاربردهای آیینی و نمادین آن باشد. چنانکه بر مُهری استوانه‌ای در چغازنبیل از اوایل هزاره دوم پیش از میلاد الاهه آب میان تنگهایی نشسته که آب از آن‌ها فوران می‌کند.
[۵] ادیت پورادا، حکاکی ها، ج۱، ص۴۷، ترجمه اصغر کریمی.
بر مهر دیگری از شوش، مردوک (خدای بزرگ بابلی) بر تخت نشسته و تنگی به دهان نزدیک کرده است.
[۶] ملکه ملک زاده (بیانی)، تاریخ مهر در ایران: از هزاره چهارم تا هزاره اول، ج۱، ص۸۹ ـ ۹۰.
تنگ سفالینی نیز از پیش از تاریخ منسوب به بین النهرین با نقش‌زنی بر روی گردن آن
[۷] علی بلوکباشی، صنایع قومی، ج۱، ص۱۲.
و نیز گوشواره‌ای طلا به شکل تنگ از دوره پارتیان
[۸] فریه، ص ۱۹۰.
به دست آمده است.

مکشوفه‌های باستانی تنگ

[ویرایش]

تنگهای کشف شده از تمدنهای باستانی در محدوده سرزمینهای اسلامی، از جمله بین النهرین و مصر، فراوان است.
[۹] سامی رزق بشای، فاروق وجدی ابراهیم و محمد عبدالفتاح عبدالمجید، ج۱، ص۴۲.
[۱۰] علی هاشم خیری و انعام عون احمد، «تقریر اولی عن تنقیبات بسمایه الاثریه»، ج۱، ص۱۶.
[۱۱] علی هاشم خیری و انعام عون احمد، «تقریر اولی عن تنقیبات بسمایه الاثریه»، ج۱، ص۱۸.
در ایران قدیم‌ترین نمونه های شناخته شده آن از قبور پارچینه در لرستان (شمال دِهلُران) به دست آمده که به دوره مس میانه تعلق دارد که تنگی سفالی با بدنه و گردن منقوش با خطوط هندسی سیاه رنگ است.
[۱۲] لوئی واندن برگ، ۱۹۸۷، ج۱، ص۹۱.
[۱۳] لوئی واندن برگ، ۱۹۸۷، ج۱، ص۱۲۶.
از نیمه دوم هزاره دوم و هزاره اول پیش از میلاد انواع فراوانی از تنگهای فلزی، سفالی و بدْل چینی از مناطق گوناگون ایران، از جمله چندار یا شندار در منطقه ساوجبلاغ
[۱۴] لوئی واندن برگ، باستان شناسی ایران باستان، ج۱، ص۱۲۳.
[۱۵] لوحه، ص۱۵۸.
و هفت تپه خوزستان به شکل مدور با کف نوکدار
[۱۶] نگهبان، ۱۳۷۲ ش ب، ص ۱۳۳ـ۱۳۷.
[۱۷] نگهبان، ۱۳۷۲ ش ب، ص ۱۵۸ـ ۱۵۹.
به جا مانده است. یکی از نمونه های جالب توجه این ظرف، پنج تنگ بدل چینی از تپه مارلیک در گیلان است که بعضی قسمتهای آنها، به سبب نوع خاک و پخت آن، به صورت شیشه در آمده و احتمالاً از نخستین نمونه های ظروف شیشه ای است.
[۱۸] عزت الله نگهبان، «جام موزائیک مارلیک»، ج۱، ص۶۲ـ ۶۵.
اطلاعات شایان توجهی درباره تنگهای عصر آهن (نیمه دوم هزاره دوم و هزاره اول قبل از میلاد) در گزارشهای کاوشهای تپه قیطریه تهران وجود دارد. از این محل سه نوع تنگ سفال خاکستری به دست آمده، شامل تنگهایی با دو گوشواره، یکی در کنار دهانه تنگ و دیگری در انحنای بدنه شلجمی آن، که احتمالاً از این دو گوشواره برای عبور دادن ریسمان و حمل تنگ بر ترک اسب یا بر دوش افراد استفاده می‌شده است.
[۱۹] سیف الله کامبخش فرد، تهران سه هزار و دویست ساله: بر اساس کاوشهای باستان شناسی، ج۱، ص۷۶.

گروه دیگر تنگهایی است با بدنه ای ظریف و باریک و با پوششی درخشانتر و شفافتر از گروه پیشین که مانند فلز به نظر می‌آیند. در تمام نقاط باستانی ایران از هزاره دوم پیش از میلاد تنگهایی که با این گروه قابل مقایسه باشد، به دست نیامده است. گروه دیگر تنگهایی است با گردن بسیار باریک و بدنه شلجمی دارای تزئینات مدور تکمه‌ای شکل که نماد سینه زن یا پستان گاو شیرده با مفهوم برکت بخشی است.
[۲۰] سیف الله کامبخش فرد، تهران سه هزار و دویست ساله: بر اساس کاوشهای باستان شناسی، ج۱، ص۷۶.
[۲۱] سیف الله کامبخش فرد، تهران سه هزار و دویست ساله: بر اساس کاوشهای باستان شناسی، ج۱، ص۸۹ ـ۹۰.


تنگ در دوره هخامنشیان

[ویرایش]

از دوره هخامنشیان سفالهای کمی باقی‌مانده و در میان آن‌ها کمتر ظرفی شبیه به تنگ می‌توان یافت.
[۲۲] وولف، ج۱، ص۱۴۱.
در بین آثار کشف شده از بَردِنِشانده (۲۵ کیلومتری شمال شرق مسجدسلیمان) نیز تنگهایی متعلق به اوایل دوره پارتها و از کنگاور و ری و آذربایجان شرقی تنگهایی متعلق به اواسط و اواخر این دوره به دست آمده است.
[۲۳] ارنی هرینک، سفال ایران در دوران اشکانی، ج۱، ص۴۳، ترجمه حمیده چوبک.
[۲۴] ارنی هرینک، سفال ایران در دوران اشکانی، ج۱، ص۱۲۰، ترجمه حمیده چوبک.
[۲۵] ارنی هرینک، سفال ایران در دوران اشکانی، ج۱، ص۱۲۲ـ۱۲۳، ترجمه حمیده چوبک.
[۲۶] ارنی هرینک، سفال ایران در دوران اشکانی، ج۱، ص۱۵۳، ترجمه حمیده چوبک.


تنگ در دوره ساسانی

[ویرایش]

از دوره ساسانی نیز در بین آثار سفالین و فلزی و شیشه‌ای، نمونه های زیبایی از این ظروف باقی‌مانده که نمونه های فلزی آن از شاهکارهایی است که گاه با اضافه کردن دسته و پایه آثاری درخور توجه پدید آورده است
[۲۷] چارلزتون، ص ۲۹۷، تصویر ۱.
در بین آثار سفالی نیز نمونه ای چشمگیر از نوع بدون لعاب با نقشِ کنده معروف به فلس ماهی وجود دارد.
[۲۸] فائق توحیدی، فن و هنر سفالگری، ج۱، ص۲۴۹.


تنگ در بعد از اسلام

[ویرایش]

پس از اسلام با گسترش و تکامل هنرها و صنایع دستی، تنگها تنوع بیشتری در شکل و جنس و تزئینات یافتند؛ اما مانند پیش از اسلام، تنگهای سفالین از این نظر چشمگیرتر بودند. سفالگری ایران را نقطه اوج این هنر در کشورهای اسلامی دانسته اند.
[۲۹] زکی محمدحسن، فنون الاسلام، ۱۴۰۱ الف، ج۱، ص۱۴۷ـ ۱۴۸.
[۳۰] وولف، ج۱، ص۱۳۶.
نمونه هایی عالی از تنگهای سفالی با انواع تزئینات در ایران یافته شده است. انواع تنگ سفالی بدون لعاب متعلق به سه قرن نخست اسلامی، از عراق و سوریه و ایران به دست آمده است
[۳۱] فاطمه کریمی و محمدیوسف کیانی، هنر سفالگری دوره اسلامی ایران، ج۱، ص۹.
[۳۲] فائق توحیدی، فن و هنر سفالگری، ج۱، ص۲۵۷.
[۳۳] موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۱۷۰، ترجمه عبدالله فریار، تهران ۱۳۶۵ ش.
[۳۴] تصویر ۵، گروبه، ج۱، ص۱۶.
از قرن پنجم، تنگهای سفالی بدون لعاب با تزئینات نقشِکنده، نقش قالب زده و نقش افزوده دیده می‌شود که بیش‌تر به شکل شلجمی دسته‌دار با دهانه باز ساخته شده‌اند.
[۳۵] فائق توحیدی، فن و هنر سفالگری، ج۱، ص۲۶۴.
علاوه بر این نوع، تعدادی تنگهای تزئینی لعابدار مانند تنگی با دهانه‌ای غیرمعمول و حلقه های تزئینی مانند گوشواره یا تنگ سیاهی شبیه به یک گربه از این دوره باقی‌مانده است.
[۳۶] تصویر ۱۳۳، گروبه، ج۱، ص۱۳۵ـ۱۳۶.
[۳۷] گروبه، ج۱، ص۱۳۵ـ۱۳۶، تصویر ۱۳۵.


دوره رونق سفال‌گری

[ویرایش]

قرن ششم و هفتم دوره رونق کم سابقه سفالگری اسلامی بود. رقابت سفالگران و فلزکاران نیز سبب تنوع هنری در ساخت انواع ظرفها، از جمله تنگها، گردید.
[۳۸] فائق توحیدی، فن و هنر سفالگری، ج۱، ص۲۷۱.
نمونه‌های بسیار زیبایی از تنگهای لعابدار از ایران، سوریه، ترکیه، افغانستان و آسیای مرکزی در مجموعه‌های هنری دنیا وجود دارد.
[۳۹] گروبه، ج۱، ص۱۵۵، تصویر ۱۵۰.
[۴۰] گروبه، ج۱، ص۱۷۹، تصویر ۱۷۷.
[۴۱] گروبه، ج۱، ص۲۷۲، تصویر ۳۱۱.
[۴۲] گروبه، ج۱، ص۳۲۲ـ ۳۲۳، تصویر ۳۸۸ـ ۳۹۱.
[۴۳] زکی محمدحسن، فنون الاسلام، ج۱، ص۳۴۳، تصویر ۲۷۸، ۱۴۰۱ الف.
[۴۴] گالینا آناتولیونا پوگاچنکووا و اکبر حکیموف، هنر در آسیای مرکزی، مترجم ناهید کریم زندی، تصویر ۱۵۲.
[۴۵] گالینا آناتولیونا پوگاچنکووا و اکبر حکیموف، هنر در آسیای مرکزی، مترجم ناهید کریم زندی، تصویر ۲، تهران ۱۳۷۲ ش.
از شاهکارهای سفال این دوره با شیوه‌ای نادر، تنگهای دو پوشه لعابدار از ایران با بدنه بیرونی مشبک است.
[۴۶] موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۱۷۷، تصویر ۱۱۳، ترجمه عبدالله فریار.
[۴۷] فاطمه کریمی و محمدیوسف کیانی، هنر سفالگری دوره اسلامی ایران، ج۱، ص۲۰۰ـ۲۰۱، تصویر ۳.
در همین دوره، زیباییِ تنگهای زرین فام آبریزدار یا لوله‌دار شبیه به ابریق ساخت گرگان، چشم‌گیر است.
[۴۸] فائق توحیدی، فن و هنر سفالگری، ج۱، ص۳۷۸ـ۳۷۹.
در قرن دهم و یازدهم ساخت تنگهای لعابدار در ایران و ترکیه رواج بسیار پیدا کرد
[۴۹] فائق توحیدی، فن و هنر سفالگری، ج۱، ص۳۸۳.
[۵۰] زکی محمدحسن، فنون الاسلام، ج۱، ص۸۲، تصویر ۲۴۹ـ۲۵۲، ۱۴۰۱ الف.
[۵۱] رایس، تصویر ۲۰۵، تصویر ۴.

کثرت تنگهای سفالین ایران در موزه های دنیا ــ با این‌که سفالگری در برخی نقاط مانند سوریه و مصر در دوره فاطمی به اوج خود رسیده بود
[۵۲] موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۲۰۳ـ۲۰۷، ترجمه عبدالله فریار، تهران ۱۳۶۵ ش.
ــ رواج و کاربرد فراوان اینگونه ظروف را در ایران و نیز گرایش سفالگران ایرانی را به ایجاد تنوع در ساخت ظروف نشان می‌دهد.

قدمت تنگ در کشورهای اسلامی

[ویرایش]

از دوره های گوناگون اسلامی تنگهای شیشه‌ای بسیاری به دست آمده که با توجه به اهمیت و قدمت شیشه‌گری در سوریه و مصر و بین النهرین، ابتدا به نظر می‌رسید فقط محدود به آن مناطق بوده است اما یافته‌های باستان شناسی از ری، گرگان، نیشابور و سمرقند، اهمیت این صنعت را در شرق سرزمینهای اسلامی نشان داد. تنگهای شیشه‌ای تا قرن سوم از نظر شکل نسبت به انواع سفالی آن در همین دوره، تنوع بیشتری دارند. این تنگها اغلب با شیشه های نیمه شفاف و گاه دو رنگ ساخته می‌شد، مانند تنگی از نیشابور که قسمت بالای آن لاجوردی و قسمت پایینش نباتی رنگ است. از تنگهای این دوره نمونه های بسیاری از ایران و سوریه موجود است
[۵۳] ج۱، ص۴۸ـ ۴۹، هلن علی اکبرزاده کرد مهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، تهران ۱۳۷۳ ش.
[۵۴] هلن علی اکبرزاده کرد مهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، ج۱، ص۷۵.
[۵۵] هلن علی اکبرزاده کرد مهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، ج۱، ص۸۴.
[۵۶] هلن علی اکبرزاده کرد مهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، ج۱، ص۹۰.
[۵۷] شینجی فوکائی، شیشه ایرانی، ج۱، ص۱۴۶، ترجمه انگلیسی از ادنا بیکرافورد، ترجمه فارسی از آرمان شیشه گر.
[۵۸] شینجی فوکائی، شیشه ایرانی، ج۱، ص۱۹۶، ترجمه انگلیسی از ادنا بیکرافورد، ترجمه فارسی از آرمان شیشه گر.
[۵۹] شینجی فوکائی، شیشه ایرانی، ج۱، ص۱۹۸، ترجمه انگلیسی از ادنا بیکرافورد، ترجمه فارسی از آرمان شیشه گر.
[۶۰] شینجی فوکائی، شیشه ایرانی، ج۱، ص۲۰۲، ترجمه انگلیسی از ادنا بیکرافورد، ترجمه فارسی از آرمان شیشه گر.
[۶۱] شینجی فوکائی، شیشه ایرانی، ج۱، ص۲۰۴، ترجمه انگلیسی از ادنا بیکرافورد، ترجمه فارسی از آرمان شیشه گر.
[۶۲] چارلزتون، ص ۲۹۹، تصویر ۵.
همچنین از شیوه تراش یا برش با خطوط افقی و موج‌دار با دست یا چرخ و گاه کتابت به خط کوفی، برای تزئین تنگها و ابریقهای شیشه‌ای استفاده می‌شد که نمونه های آن از ایران، سوریه و مصر در موزه متروپولیتن نگهداری می‌شود.
[۶۳] موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۲۱۶ـ۲۱۷، ترجمه عبدالله فریار.
[۶۴] وولف، ج۱، ص۱۶۹، تصویر ۲۵۰.
[۶۵] تصویر ۲۵۱، وولف، ج۱، ص۱۶۹.
تنگهای قرن چهارم و پنجم ایران از نظر شکل متنوع‌اند ولی تزئین ندارند یا تزئینات آن‌ها محدود به تراش سطحی است.
[۶۶] هلن علی اکبرزاده کرد مهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، ج۱، ص۹۶ـ۹۹.
[۶۷] هلن علی اکبرزاده کرد مهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، ج۱، ص۱۰۲.
[۶۸] هلن علی اکبرزاده کرد مهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، ج۱، ص۱۰۵.
[۶۹] هلن علی اکبرزاده کرد مهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، ج۱، ص۱۱۰.
[۷۰] هلن علی اکبرزاده کرد مهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، ج۱، ص۱۱۲.
علاوه بر اینها، تنگهای متفاوتی از این دوره با نقشهای قالبی و رشته شیشه های افزوده در جرجان به دست آمده است.
[۷۱] شینجی فوکائی، شیشه ایرانی، ج۱، ص۱۹۰ـ۱۹۱، ترجمه انگلیسی از ادنا بیکرافورد، ترجمه فارسی از آرمان شیشه گر.


هنر در دوره فاطمی

[ویرایش]

از قرن چهارم تا ششم، هنر دوره فاطمی به سبب ساخت آبخوریها و ظروف بلوریِ رنگی با تزئینات برجسته، طرحهای هندسی و طوماری و کتابت کوفی که در میان آن‌ها تنگهای کوچک سبز یا قرمز دیده می‌شود، قابل توجه است.
[۷۲] موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۲۱۹ـ۲۲۰، ترجمه عبدالله فریار.
ظروف و تنگهای این دوره به قدری ظریف و نازک بوده‌اند که به نظر می‌رسد بیش‌تر جنبه تزئینی داشته‌اند تا کاربردی.
[۷۳] کارل جی دوری، هنر اسلامی، ج۱، ص۷۸، ترجمه رضا بصیری.
از جمله عالی‌ترین آن‌ها در این دوره چند تنگ با نقش حیوان و گیاه، از جنس «بلور کوهی» است.
[۷۴] زکی محمدحسن، ج۱، ص۲۵۲، تصویر، ۷۴۳ـ ۷۴۵، ۱۴۰۱ الف.
[۷۵] زکی محمدحسن، فنون الاسلام، ج۱، ص۲۵۲، تصویر ۶، ۱۴۰۱ الف.

از قرن ششم تا نهم اگرچه ظروف شیشه مینایی در مصر و شاید عراق و ایران نیز ساخته می‌شد لیکن قسمت عمده ظروف این عصر در سوریه ساخته شده است.
[۷۶] موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۲۲۲، ترجمه عبدالله فریار، تهران ۱۳۶۵ ش.
دوره ایوبی و ممالیک، دوره اوج ساخت ظروف شیشه‌ای مذهَّب یا مینایی آبدانها و جامها و تنگهایی است که از زیباترین آثار شیشه‌ای دوره اسلامی محسوب می‌شوند.
[۷۷] موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۲۲۴، ترجمه عبدالله فریار، تهران ۱۳۶۵ ش.
[۷۸] موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۲۲۸، ترجمه عبدالله فریار، تهران ۱۳۶۵ ش.
[۷۹] موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۲۲۸، تصویر ۱۵۹، ترجمه عبدالله فریار.
[۸۰] زکی محمدحسن، فنون الاسلام، ج۱، ص۲۵۳، تصویر ۷۴۷ـ ۷۴۸، ۱۴۰۱ الف.


شیشه‌گری در ایران

[ویرایش]

شیشه‌گری ایران، که پس از دوره مغول رو به افول نهاده بود، در دوره صفویه احیا شد و ساخت تنگ دوباره رواج یافت.
[۸۱] وولف، ج۱، ص۱۶۹.
[۸۲] موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۲۳۱، ترجمه عبدالله فریار.
از قرن دهم تا سیزدهم تنگهای بلوری زیبایی به رنگ سفید و عسلی و بنفش و سبز و آبی، که تعدادی از آن‌ها نقاشی شده و جنبه تزئینی آن بیش از جنبه کاربردی آن بوده، از ایران و مصر و هند باقی‌مانده است.
[۸۳] تصویر ۷۶۸، زکی محمدحسن، ج۱، ص۲۵۹، ۱۴۰۱ الف.
[۸۴] موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۲۳۱، ترجمه عبدالله فریار، تهران ۱۳۶۵ ش.


انواع تنگ‌ها در قرون اولی

[ویرایش]

از سه قرن اول تنگهایی فلزی به شکل جانور یا پرنده به دست آمده که ضمن حفظ کردن سبک ساسانی، با ظرافت بیش‌تر ساخته شده است.
[۸۵] زکی محمدحسن، فنون الاسلام، ۱۴۰۱ الف، ج۱، ص۲۱۲.
[۸۶] آلن، ج۱، ص۱۸۰.
از دیگر الگوهای دوره ساسانی، که در دوره اسلام نیز رواج داشته، تنگی مفرغی با بدنه ای گلابی شکل و گردنی بلند و دسته ای کشیده است.
[۸۷] ارتور اپهام پوپ، شاهکارهای هنر ایران، ج۱، ص۷۱، با همکاری فیلیس آکرمن و اریک شرودر.
[۸۸] ارتور اپهام پوپ، شاهکارهای هنر ایران، ج۱، ص۷۷، تصویر ۴.
الگوی دیگر تنگ برنزی با بدنه ای مدور و پایه دار و گردنی بلند، دسته کشیده شبیه به آفتابه بدون لوله منسوب به اوایل قرن ششم است که رواج اولیه آن را به اوایل قرن نسبت می‌دهند.
[۸۹] ملکیان و شیروانی، ج۱، ص۸۵.
نمونه‌هایی از آن در آسیای مرکزی نیز دیده شده است.
[۹۰] گالینا آناتولیونا پوگاچنکووا و اکبر حکیموف، هنر در آسیای مرکزی، مترجم ناهید کریم زندی، تصویر ۱۸۰.


تنگ‌ها در قرون سه و چهار

[ویرایش]

در قرن سوم و چهارم تنگهای فلزی به شکل صورتهای تمثیلی حیوانات، مانند کله گاو نر، ساخته می‌شد، شاید به این سبب که گمان می‌کردند نوشیدن از ظرفهایی به شکل یکی از حیوانات نیرومند، سبب انتقال نیروی آن به فرد می‌گردد.
[۹۱] ارتور اپهام پوپ، شاهکارهای هنر ایران، ج۱، ص۸۳، با همکاری فیلیس آکرمن و اریک شرودر.
[۹۲] ملکیان و شیروانی، ج۱، ص۳۶، تصویر ۷.
از همین دوره تنگهایی به شکل گوزن و غاز و خروس در موزه ارمیتاژ نگهداری می‌شود. فریه نمونه‌های اولیه این نوع تنگ را به قلمرو مرکزی عباسیان نسبت داده است. همچنین او نمونه دیگری با بدنه گلابی شکل، پایه کوتاه و دهانه گرد و دسته‌دار را به عراق در سده سوم نسبت داده و معتقد است که این الگو بعدها به مشرق رفت و تا سده هفتم در ایران معمول بود.
[۹۳] آلن، ج۱، ص۱۸۰.
[۹۴] ملکیان و شیروانی، ج۱، ص۴۰.
تنگهای قرن سوم و چهارم و حتی پنجم فقط محدود به نوع گلابی شکل آن نیست بلکه نمونه‌های دسته دار با بدنه سبوشکل و گردن و دهانه گشاد از الگوهای رایج دیگر است.
[۹۵] ملکیان و شیروانی، ج۱، ص۴۷، تصویر ۸.
در آثار فلزی دوره سلجوقی بسیاری از شکلهای قدیمی بویژه مفرغهای قالبی با تزئینات قلم زنی، شامل تنگها و کوزه ها، حفظ شد.
[۹۶] مفرغ های لرستان و صنایع فلزی اسلامی، مجموعه موزه خرم آباد، ج۱، ص۱۹.


اوج صنعت فلزی تنگ‌ها

[ویرایش]

از قرن ششم و هفتم چند تنگ با بدنه تَرْکدار و گردن و دسته بلند کنده‌کاری شده بسیار ظریف و مرصع، که احتمالاً در خراسان ساخته شده‌اند، در موزه شهر کلیولند ایالت اوهایو در امریکا و مجموعه مورگان (مجموعه شخصی) وجود دارد که اوج صنعت فلزکاری تنگها را نشان می‌دهند. این تنگها مانند کوزه های فلزی سنگین نیست، زیرا ریخته نشده بلکه با چکش و از ورقه‌های فلزی ساخته شده‌اند. قطعاتی از نقره روی زمینه آن به شکل شاخ و برگهای مارپیچی حکاکی شده است. بر لبه تنگ مجموعه مورگان، طوطیهایی پشت به هم داده دور ظرف را فرا گرفته‌اند. این نقش یکی از نقوش خاص دوره سلجوقی است.
[۹۷] ارتور اپهام پوپ، ج۱، ص۸۴، تصویر ۸، شاهکارهای هنر ایران، با همکاری فیلیس آکرمن و اریک شرودر.
نمونه‌های دیگر از این نوع تنگ با شباهت‌ها و تفاوتهایی از قرن هفتم از موصل به دست آمده که در موزه ویکتوریا و آلبرت و موزه بریتانیا نگهداری می‌شود.
[۹۸] زکی محمدحسن، فنون الاسلام، ج۱، ص۱۵۸ـ۱۵۹، تصویر ۴۸۶، ۱۴۰۱ الف.
[۹۹] زکی محمدحسن، فنون الاسلام، ج۱، ص۱۵۸ـ۱۵۹، تصویر ۴۸۸ ۱۴۰۱ الف.


نمونه‌های تنگ در قرون هشت و نه

[ویرایش]

از مصر دوره فاطمی ایوبی، ممالیک
[۱۰۰] زکی محمدحسن، فنون الاسلام، ۱۴۰۱ الف، ج۱، ص۱۴۶ـ۱۷۳.
و ایران دوره تیموری تنگهای فلزی کمی باقی‌مانده است. نمونه آن تنگی نقره ای مطلا از اواخر سده هشتم یا اوایل سده نهم در موزه ارمیتاژ است.
[۱۰۱] آلن، ج۱، ص۱۸۲، تصویر ۲۲.

از دوره صفویه چند نمونه تنگ در موزه طوپقاپی سرای موجود است، از جمله یک تنگ مرصع و نیز تنگ مطلای شاه اسماعیل (اول)
[۱۰۲] کاخ طوپقاپی، ص ۲۳۱.
[۱۰۳] کاخ طوپقاپی، ص ۲۳۷.
[۱۰۴] کاخ طوپقاپی، ص ۲۳۸، تصویر ۹.
در کاخ عالی قاپو در اصفهان و حتی در بنای مذهبی چینی خانه در بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی، طرح تنگ را به صورت محفظه‌های توخالی بر روی سقفی کاذب در آورده‌اند.
[۱۰۵] مجتبی رضازاده اردبیلی، «مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی»، ج۱، ص۶۵۲.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) لوئی واندن برگ، باستان شناسی ایران باستان، با مقدمه رمن گیرشمن، ترجمه عیسی بهنام، تهران ۱۳۴۸ ش.
(۲) علی بلوکباشی، «صنایع قومی، محل انتقال هنجارها و ارزشهای فرهنگی»، دستها و نقشها، ش ۳ (تابستان ۱۳۷۴).
(۳) ارتور اپهام پوپ، شاهکارهای هنر ایران، با همکاری فیلیس آکرمن و اریک شرودر، اقتباس و نگارش پرویز ناتل خانلری، تهران ۱۳۸۰ ش.
(۴) ادیت پورادا، حکاکی ها، در چغازنبیل (دور ـ اونتاش)، ترجمه اصغر کریمی، ج ۴، تهران: سازمان میراث فرهنگی، ۱۳۷۵ ش.
(۵) گالینا آناتولیونا پوگاچنکووا و اکبر حکیموف، هنر در آسیای مرکزی، مترجم ناهید کریم زندی، تهران ۱۳۷۲ ش.
(۶) فائق توحیدی، فن و هنر سفالگری، تهران ۱۳۷۸ ش.
(۷) زکی محمد حسن، اطلس الفنون الزخرفیه و التصاویر الاسلامیه، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱ الف.
(۸) زکی محمد حسن، فنون الاسلام، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱ ب.
(۹) زکی محمد حسن، هنر ایران در روزگار اسلامی، ترجمه محمدابراهیم اقلیدی، تهران ۱۳۷۷ ش.
(۱۰) کارل جی دوری، هنر اسلامی، ترجمه رضا بصیری، تهران ۱۳۶۳ ش.
(۱۱) موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ترجمه عبدالله فریار، تهران ۱۳۶۵ ش.
(۱۲) مجتبی رضازاده اردبیلی، «مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی»، در مجموعه مقالات کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران (۱۲ـ۷ اسفند ماه ۱۳۷۴: ارگ بم ـ کرمان)، تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۷۴ـ۱۳۷۶ ش.
(۱۳) سامی رزق بشای، فاروق وجدی ابراهیم و محمد عبدالفتاح عبدالمجید، تاریخ الزخرفه للصف الثالث للصناعات الزخرفیه و النسجیه، چاپ قدری محمد احمد، قاهره ۱۹۹۲.
(۱۴) هلن علی اکبرزاده کرد مهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، تهران ۱۳۷۳ ش.
(۱۵) علی هاشم خیری و انعام عون احمد، «تقریر اولی عن تنقیبات بسمایه الاثریه»، سومر، ج ۴۵، ش ۱ و ۲ (۱۹۸۷ـ ۱۹۸۸).
(۱۶) شینجی فوکائی، شیشه ایرانی، ترجمه انگلیسی از ادنا بیکرافورد، ترجمه فارسی از آرمان شیشه گر، تهران ۱۳۷۱ ش.
(۱۷) سیف الله کامبخش فرد، تهران سه هزار و دویست ساله: بر اساس کاوشهای باستان شناسی، تهران ۱۳۷۰ ش.
(۱۸) فاطمه کریمی و محمدیوسف کیانی، هنر سفالگری دوره اسلامی ایران، (تهران) ۱۳۶۴ ش.
(۱۹) مهشید مشیری، فرهنگ زبان فارسی: الفبائی ـ قیاسی، تهران ۱۳۷۱ ش.
(۲۰) محمد معین، فرهنگ فارسی، تهران ۱۳۷۱ ش.
(۲۱) مفرغ های لرستان و صنایع فلزی اسلامی، مجموعه موزه خرم آباد، (بی جا: بی نا، بی تا).
(۲۲) ملکه ملک زاده (بیانی)، تاریخ مهر در ایران: از هزاره چهارم تا هزاره اول، تهران ۱۳۶۳ ش ـ.
(۲۳) علی اکبر نفیسی، فرهنگ نفیسی، تهران ۱۳۵۵ ش.
(۲۴) عزت الله نگهبان، «جام موزائیک مارلیک»، مجله باستانشناسی و تاریخ، سال ۷، ش الف و ۲ (اسفند ۱۳۷۲ الف).
(۲۵) عزت الله نگهبان، حفاری هفت تپه دشت خوزستان، تهران ۱۳۷۲ ش ب.
(۲۶) ارنی هرینک، سفال ایران در دوران اشکانی، ترجمه حمیده چوبک، تهران ۱۳۷۶ ش.
(۲۷) J W Allan، "Metalwork"، in The Arts of Persia، ed Ronald W Ferrier، New Haven: Yale University Press، ۱۹۸۹.
(۲۸) L Vanden Berghe، "Luristan، Pusht i-kuh au chalcolith-ique moyen"، Prإhistoire de la Mإsopotamie، Paris: C N R S، ۱۹۸۷.
(۲۹) R Charleston، "Gloss"، in The Arts of Persia، ibid.
(۳۰) Ronald W Ferrier، "Jewellery"، in ibid.
(۳۱) Ernst J Grube، Cobalt and lustre: the first centuries of Islamic pottery، London ۱۹۹۴.
(۳۲) Assadullah Souren Melikian-Chirvani، Islamic metalwork from the Iranian world: ۸th-۱۸th centuries، London ۱۹۸۲.
(۳۳) David Talbot Rice، Islamic art، London ۱۹۷۵.
(۳۴) Topkapi palace، tr Ender Gدrol، Istanbul: Akbank culture and art directorate، ۲۰۰۰.
(۳۵) Hans E Wulff، The traditional crafts of Persia، Cambridge، Mass ۱۹۶۶.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. محمد معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه تنگ.
۲. علی اکبر نفیسی، فرهنگ نفیسی، ذیل واژه تنگ.
۳. «مشربه»، محمد معین، ذیل «ابریق»، فرهنگ فارسی.
۴. مهشید مشیری، فرهنگ زبان فارسی، ذیل «تنگ».
۵. ادیت پورادا، حکاکی ها، ج۱، ص۴۷، ترجمه اصغر کریمی.
۶. ملکه ملک زاده (بیانی)، تاریخ مهر در ایران: از هزاره چهارم تا هزاره اول، ج۱، ص۸۹ ـ ۹۰.
۷. علی بلوکباشی، صنایع قومی، ج۱، ص۱۲.
۸. فریه، ص ۱۹۰.
۹. سامی رزق بشای، فاروق وجدی ابراهیم و محمد عبدالفتاح عبدالمجید، ج۱، ص۴۲.
۱۰. علی هاشم خیری و انعام عون احمد، «تقریر اولی عن تنقیبات بسمایه الاثریه»، ج۱، ص۱۶.
۱۱. علی هاشم خیری و انعام عون احمد، «تقریر اولی عن تنقیبات بسمایه الاثریه»، ج۱، ص۱۸.
۱۲. لوئی واندن برگ، ۱۹۸۷، ج۱، ص۹۱.
۱۳. لوئی واندن برگ، ۱۹۸۷، ج۱، ص۱۲۶.
۱۴. لوئی واندن برگ، باستان شناسی ایران باستان، ج۱، ص۱۲۳.
۱۵. لوحه، ص۱۵۸.
۱۶. نگهبان، ۱۳۷۲ ش ب، ص ۱۳۳ـ۱۳۷.
۱۷. نگهبان، ۱۳۷۲ ش ب، ص ۱۵۸ـ ۱۵۹.
۱۸. عزت الله نگهبان، «جام موزائیک مارلیک»، ج۱، ص۶۲ـ ۶۵.
۱۹. سیف الله کامبخش فرد، تهران سه هزار و دویست ساله: بر اساس کاوشهای باستان شناسی، ج۱، ص۷۶.
۲۰. سیف الله کامبخش فرد، تهران سه هزار و دویست ساله: بر اساس کاوشهای باستان شناسی، ج۱، ص۷۶.
۲۱. سیف الله کامبخش فرد، تهران سه هزار و دویست ساله: بر اساس کاوشهای باستان شناسی، ج۱، ص۸۹ ـ۹۰.
۲۲. وولف، ج۱، ص۱۴۱.
۲۳. ارنی هرینک، سفال ایران در دوران اشکانی، ج۱، ص۴۳، ترجمه حمیده چوبک.
۲۴. ارنی هرینک، سفال ایران در دوران اشکانی، ج۱، ص۱۲۰، ترجمه حمیده چوبک.
۲۵. ارنی هرینک، سفال ایران در دوران اشکانی، ج۱، ص۱۲۲ـ۱۲۳، ترجمه حمیده چوبک.
۲۶. ارنی هرینک، سفال ایران در دوران اشکانی، ج۱، ص۱۵۳، ترجمه حمیده چوبک.
۲۷. چارلزتون، ص ۲۹۷، تصویر ۱.
۲۸. فائق توحیدی، فن و هنر سفالگری، ج۱، ص۲۴۹.
۲۹. زکی محمدحسن، فنون الاسلام، ۱۴۰۱ الف، ج۱، ص۱۴۷ـ ۱۴۸.
۳۰. وولف، ج۱، ص۱۳۶.
۳۱. فاطمه کریمی و محمدیوسف کیانی، هنر سفالگری دوره اسلامی ایران، ج۱، ص۹.
۳۲. فائق توحیدی، فن و هنر سفالگری، ج۱، ص۲۵۷.
۳۳. موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۱۷۰، ترجمه عبدالله فریار، تهران ۱۳۶۵ ش.
۳۴. تصویر ۵، گروبه، ج۱، ص۱۶.
۳۵. فائق توحیدی، فن و هنر سفالگری، ج۱، ص۲۶۴.
۳۶. تصویر ۱۳۳، گروبه، ج۱، ص۱۳۵ـ۱۳۶.
۳۷. گروبه، ج۱، ص۱۳۵ـ۱۳۶، تصویر ۱۳۵.
۳۸. فائق توحیدی، فن و هنر سفالگری، ج۱، ص۲۷۱.
۳۹. گروبه، ج۱، ص۱۵۵، تصویر ۱۵۰.
۴۰. گروبه، ج۱، ص۱۷۹، تصویر ۱۷۷.
۴۱. گروبه، ج۱، ص۲۷۲، تصویر ۳۱۱.
۴۲. گروبه، ج۱، ص۳۲۲ـ ۳۲۳، تصویر ۳۸۸ـ ۳۹۱.
۴۳. زکی محمدحسن، فنون الاسلام، ج۱، ص۳۴۳، تصویر ۲۷۸، ۱۴۰۱ الف.
۴۴. گالینا آناتولیونا پوگاچنکووا و اکبر حکیموف، هنر در آسیای مرکزی، مترجم ناهید کریم زندی، تصویر ۱۵۲.
۴۵. گالینا آناتولیونا پوگاچنکووا و اکبر حکیموف، هنر در آسیای مرکزی، مترجم ناهید کریم زندی، تصویر ۲، تهران ۱۳۷۲ ش.
۴۶. موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۱۷۷، تصویر ۱۱۳، ترجمه عبدالله فریار.
۴۷. فاطمه کریمی و محمدیوسف کیانی، هنر سفالگری دوره اسلامی ایران، ج۱، ص۲۰۰ـ۲۰۱، تصویر ۳.
۴۸. فائق توحیدی، فن و هنر سفالگری، ج۱، ص۳۷۸ـ۳۷۹.
۴۹. فائق توحیدی، فن و هنر سفالگری، ج۱، ص۳۸۳.
۵۰. زکی محمدحسن، فنون الاسلام، ج۱، ص۸۲، تصویر ۲۴۹ـ۲۵۲، ۱۴۰۱ الف.
۵۱. رایس، تصویر ۲۰۵، تصویر ۴.
۵۲. موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۲۰۳ـ۲۰۷، ترجمه عبدالله فریار، تهران ۱۳۶۵ ش.
۵۳. ج۱، ص۴۸ـ ۴۹، هلن علی اکبرزاده کرد مهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، تهران ۱۳۷۳ ش.
۵۴. هلن علی اکبرزاده کرد مهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، ج۱، ص۷۵.
۵۵. هلن علی اکبرزاده کرد مهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، ج۱، ص۸۴.
۵۶. هلن علی اکبرزاده کرد مهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، ج۱، ص۹۰.
۵۷. شینجی فوکائی، شیشه ایرانی، ج۱، ص۱۴۶، ترجمه انگلیسی از ادنا بیکرافورد، ترجمه فارسی از آرمان شیشه گر.
۵۸. شینجی فوکائی، شیشه ایرانی، ج۱، ص۱۹۶، ترجمه انگلیسی از ادنا بیکرافورد، ترجمه فارسی از آرمان شیشه گر.
۵۹. شینجی فوکائی، شیشه ایرانی، ج۱، ص۱۹۸، ترجمه انگلیسی از ادنا بیکرافورد، ترجمه فارسی از آرمان شیشه گر.
۶۰. شینجی فوکائی، شیشه ایرانی، ج۱، ص۲۰۲، ترجمه انگلیسی از ادنا بیکرافورد، ترجمه فارسی از آرمان شیشه گر.
۶۱. شینجی فوکائی، شیشه ایرانی، ج۱، ص۲۰۴، ترجمه انگلیسی از ادنا بیکرافورد، ترجمه فارسی از آرمان شیشه گر.
۶۲. چارلزتون، ص ۲۹۹، تصویر ۵.
۶۳. موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۲۱۶ـ۲۱۷، ترجمه عبدالله فریار.
۶۴. وولف، ج۱، ص۱۶۹، تصویر ۲۵۰.
۶۵. تصویر ۲۵۱، وولف، ج۱، ص۱۶۹.
۶۶. هلن علی اکبرزاده کرد مهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، ج۱، ص۹۶ـ۹۹.
۶۷. هلن علی اکبرزاده کرد مهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، ج۱، ص۱۰۲.
۶۸. هلن علی اکبرزاده کرد مهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، ج۱، ص۱۰۵.
۶۹. هلن علی اکبرزاده کرد مهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، ج۱، ص۱۱۰.
۷۰. هلن علی اکبرزاده کرد مهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، ج۱، ص۱۱۲.
۷۱. شینجی فوکائی، شیشه ایرانی، ج۱، ص۱۹۰ـ۱۹۱، ترجمه انگلیسی از ادنا بیکرافورد، ترجمه فارسی از آرمان شیشه گر.
۷۲. موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۲۱۹ـ۲۲۰، ترجمه عبدالله فریار.
۷۳. کارل جی دوری، هنر اسلامی، ج۱، ص۷۸، ترجمه رضا بصیری.
۷۴. زکی محمدحسن، ج۱، ص۲۵۲، تصویر، ۷۴۳ـ ۷۴۵، ۱۴۰۱ الف.
۷۵. زکی محمدحسن، فنون الاسلام، ج۱، ص۲۵۲، تصویر ۶، ۱۴۰۱ الف.
۷۶. موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۲۲۲، ترجمه عبدالله فریار، تهران ۱۳۶۵ ش.
۷۷. موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۲۲۴، ترجمه عبدالله فریار، تهران ۱۳۶۵ ش.
۷۸. موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۲۲۸، ترجمه عبدالله فریار، تهران ۱۳۶۵ ش.
۷۹. موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۲۲۸، تصویر ۱۵۹، ترجمه عبدالله فریار.
۸۰. زکی محمدحسن، فنون الاسلام، ج۱، ص۲۵۳، تصویر ۷۴۷ـ ۷۴۸، ۱۴۰۱ الف.
۸۱. وولف، ج۱، ص۱۶۹.
۸۲. موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۲۳۱، ترجمه عبدالله فریار.
۸۳. تصویر ۷۶۸، زکی محمدحسن، ج۱، ص۲۵۹، ۱۴۰۱ الف.
۸۴. موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ج۱، ص۲۳۱، ترجمه عبدالله فریار، تهران ۱۳۶۵ ش.
۸۵. زکی محمدحسن، فنون الاسلام، ۱۴۰۱ الف، ج۱، ص۲۱۲.
۸۶. آلن، ج۱، ص۱۸۰.
۸۷. ارتور اپهام پوپ، شاهکارهای هنر ایران، ج۱، ص۷۱، با همکاری فیلیس آکرمن و اریک شرودر.
۸۸. ارتور اپهام پوپ، شاهکارهای هنر ایران، ج۱، ص۷۷، تصویر ۴.
۸۹. ملکیان و شیروانی، ج۱، ص۸۵.
۹۰. گالینا آناتولیونا پوگاچنکووا و اکبر حکیموف، هنر در آسیای مرکزی، مترجم ناهید کریم زندی، تصویر ۱۸۰.
۹۱. ارتور اپهام پوپ، شاهکارهای هنر ایران، ج۱، ص۸۳، با همکاری فیلیس آکرمن و اریک شرودر.
۹۲. ملکیان و شیروانی، ج۱، ص۳۶، تصویر ۷.
۹۳. آلن، ج۱، ص۱۸۰.
۹۴. ملکیان و شیروانی، ج۱، ص۴۰.
۹۵. ملکیان و شیروانی، ج۱، ص۴۷، تصویر ۸.
۹۶. مفرغ های لرستان و صنایع فلزی اسلامی، مجموعه موزه خرم آباد، ج۱، ص۱۹.
۹۷. ارتور اپهام پوپ، ج۱، ص۸۴، تصویر ۸، شاهکارهای هنر ایران، با همکاری فیلیس آکرمن و اریک شرودر.
۹۸. زکی محمدحسن، فنون الاسلام، ج۱، ص۱۵۸ـ۱۵۹، تصویر ۴۸۶، ۱۴۰۱ الف.
۹۹. زکی محمدحسن، فنون الاسلام، ج۱، ص۱۵۸ـ۱۵۹، تصویر ۴۸۸ ۱۴۰۱ الف.
۱۰۰. زکی محمدحسن، فنون الاسلام، ۱۴۰۱ الف، ج۱، ص۱۴۶ـ۱۷۳.
۱۰۱. آلن، ج۱، ص۱۸۲، تصویر ۲۲.
۱۰۲. کاخ طوپقاپی، ص ۲۳۱.
۱۰۳. کاخ طوپقاپی، ص ۲۳۷.
۱۰۴. کاخ طوپقاپی، ص ۲۳۸، تصویر ۹.
۱۰۵. مجتبی رضازاده اردبیلی، «مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی»، ج۱، ص۶۵۲.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تنگ»، شماره۳۹۸۵.    






جعبه ابزار