تنزیل

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تنزیل واژه‌ای قرآنی به معنای فروفرستادن. این واژه پانزده بار در قرآن کریم به کار رفته است. طبق دیدگاه مفسران واژه انزال به معنای نزول دفعی قرآن، و تنزیل به معنای نزول تدریجی آن است. و به وحی و قرآن نیز تنزیل گفته شده است.


واژه‌شناسی

[ویرایش]

تنزیل، واژه‌ای قرآنی است. تنزیل در لغت به معنای فرو فرستادن، فرود آوردن، ترتیب دادن و به ترتیب فرو فرستادن است.
[۳] معجم المقایس ذیل «نزل».
[۴] علی‌اکبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، ذیل واژه.
و همچنین به معنای مطلق وحی و قرآن مجید
[۵] علی‌اکبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، ذیل واژه .
به کار می رود. تَنْزیل، مصدر باب تفعیل از مادۀ «نَزَلَ»، اصطلاحی ناظر به نزول قرآن کریم، و در دوره‌های متأخر نزول تدریجی آن. تنزیل همچنین نامی برای این کتاب آسمانی نیز هست. دامغانی
[۶] حسین بن محمود دامغانی، الوجوه و النظائر لالفاظ کتاب الله العزیز، ج۱، ص۱۸۷ـ ۱۸۸، چاپ محمدحسن ابوالعزم زفیتی، قاهره ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
برای انزال و تنزیل در قرآن نه وجه معنایی ذکر کرده است : سخن ، آفریدن ، باریدن باران ، بیان کردن، فرود آوردن ، ثواب، فرستادن ، وسعت دادن روزی و تعلیم.

تنزیل در قرآن

[ویرایش]

این واژه پانزده بار در قرآن کریم به کار رفته
[۱۶] محمد فؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، ذیل واژه، قاهره ۱۳۶۴، چاپ افست تهران (۱۳۹۷)
که شش مورد آن در اشاره به قرآن کریم یا توصیف آن است. موارد دیگر نیز بجز یک مورد که در باره فرود آمدن فرشتگان است، با قرآن ارتباط دارد. واژه تنزیل در همه کاربردهای قرآنی، ضمن آیات یا در کنار آیاتی آمده که در آن از عظمت و اهمیت کتاب (قرآن) و انذار و بشارت سخن رفته است.
[۲۳] مقالات اولین کنفرانس تحقیقاتی علوم و مفاهیم قرآن، ص۲۳۵.

این واژه در چهار سوره (مؤمن، فصلت، جاثیه و احقاف) از هفت سوره حوامیم دقیقاً پس از حروف مقطعه حم آمده است و این کاربرد به یکی از مضامین مشترک این گروه از سوره‌ها، یعنی خاستگاه و مبدأ وحی و چگونگی نزول قرآن، اشاره دارد.
[۲۴] عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن مجید، ج۳، ص۲۸.
[۲۵] عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن مجید، ج۴، ص۲۴۸.
در آیات قرآن، برای گزارش و تبیین چگونگی نزول قرآن کریم، هم واژه انزال و هم واژه تنزیل به کار رفته است.

دیدگاه‌های مختلف درباره نزول قرآن

[ویرایش]

اختلاف دربارۀ کیفیت نزول قرآن و این‌که آیا قرآن کریم جـز نزول تدریجی، که مسلّم دانستـه می‌شود، نزولی دفعی نیز داشته است، به پاره‌ای از آیات قرآن بر می‌گردد. در ۳ نمونه از آیات، از نزول قرآن کریم در زمان‌های مشخص «ماه رمضان»، «شب مبارک» و «شب قدر» سخن به میان آمده است و نمونه‌هایی نظیر «وَ قُرآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النّاسِ.» و «وَ قالَ الّذینَ کَفَروا لَو لٰانُزِّلَ عَلَیهِ الْقُرآنُ جُملةً واحِدَةً...» نیز هستند که به گونه‌ای دیگر مسئلۀ کیفیت نزول قرآن در آن‌ها مطرح شده است. جز این آیات باید به حدیثی منسوب به پیامبر اکرم
[۳۶] منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
نیز اشاره کرد که بر طبق مضمون آن کتب آسمانی، و از جمله قرآن کریم در شب‌های مشخصی از ماه رمضان نازل شده‌اند برای روایت امامی این مضمون به نقل از امام صادق (علیه‌السلام) است.
[۳۷] ابوعبید قاسم بن سلّام، فضائل القرآن، ج۱، ص۲۲۳، به کوشش وهبی سلیمان غاوجی، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
[۳۸] طبری، تفسیر، ج۲، ص۸۴.
[۳۹] عبدالرحمان ابن ابی حاتم، تفسیرالقرآن العظیم، ج۱، ص۳۱۰، به کوشش اسعد محمد طیب، بیروت، ۱۴۱۹ق/ ۱۹۹۹م.
[۴۲] سیوطی، الدر المنثور، ج۱، ص۱۸۹، بیروت، دارالمعرفه.
[۴۴] محمد ابن بابویه، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۱۰۲، به کوشش حسن موسوی خرسان، تهران، ۱۳۹۰ق.
نظریات مختلف دربارۀ کیفیت نزول قرآن کریم در دو ردۀ اصلی موافق و مخالف نزول دفعی طبقه‌بندی می‌شوند.

← ابن‌عباس


در ردۀ نخست نظریۀ شاخص و مشهور از ابن عباس است که بر اساس آن قرآن کریم در شب ۲۴ ماه رمضان یا همان شب مبارک و شب قدر به صورت یکپارچه بر آسمان دنیا، و سپس در طول ۲۰ سال به تدریج بر پیامبر اکرم
[۴۵] منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
نازل شده است.
[۴۶] طبری، تفسیر، ج۳، ص۸۴-۸۵.
[۴۷] طبری، تفسیر، ج۳۰، ص۱۶۶-۱۶۷.
[۴۸] عبدالرحمان ابن ابی حاتم، تفسیرالقرآن العظیم، ج۱، ص۳۱۰-۳۱۱، به کوشش اسعد محمد طیب، بیروت، ۱۴۱۹ق/ ۱۹۹۹م.
[۴۹] احمد بیهقی، الاسماء و الصفات، ج۱، ص۲۳۵، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
[۵۰] سیوطی، الدر المنثور، ج۱، ص۱۸۹، بیروت، دارالمعرفه.
برای روایت امامی این مضمون به نقل از امام صادق (علیه‌السلام)،
نظریۀ دیگر این رده در واقع تفسیری بر نظریۀ ابن عباس است با این مضمون که در هر شب قدر از سال‌های نبوت پیامبر اکرم
[۵۲] منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
آن مقدار از قرآن کریم که قرار بوده در طول سال نازل بشود، از لوح محفوظ بر آسمان دنیا نازل می‌شده، و جبرئیل در طول سال به تدریج از آسمان دنیا بر پیامبر اکرم
[۵۳] منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
نازل می‌کرده است. این نظریه را که به شکلی پرداخته‌تر طبری
[۵۴] طبری، تفسیر، ج۲، ص۸۵.
و سیوطی
[۵۵] سیوطی، الدر المنثور، ج۱، ص۱۸۹، بیروت، دارالمعرفه.
از ابن جریج نقل کرده‌اند، در عمدۀ منابع با اختلاف‌هایی در مضمون به مقاتل بن سلیمان نسبت داده‌اند.
[۵۶] محمد ابوحیان غرناطی، البحر المحیط، ج۲، ص۳۹، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م.
[۵۹] فضل طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۵۱۸، صیدا، ۱۳۳۳ق.
[۶۰] محمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۲، ص۲۹۷، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.


← عامر شعبی


در ردۀ دوم که به نظریات مخالف نزول دفعی قرآن اختصاص دارد، نظریۀ اصلی از آنِ عامر شعبی (د ح۱۰۰ق) است که شب قدر را زمان آغاز نزول قرآن کریم می‌داند.
[۶۲] طبری، تفسیر، ج۳۰، ص۱۶۶.
[۶۴] فضل طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۵۱۸، صیدا، ۱۳۳۳ق.
[۶۶] محمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۲۰، ص۱۳۰، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
[۶۷] محمد ابوحیان غرناطی، البحر المحیط، ج۸، ص۴۹۶، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م.
این نظریه ظاهراً در روایت نبوی نیز پیشینه دارد.
[۶۸] قرآن کریم.
[۷۰] ابوعبید قاسم بن سلّام، فضائل القرآن، ج۱، ص۲۲۳، به کوشش وهبی سلیمان غاوجی، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
[۷۱] محمد ابوحیان غرناطی، البحر المحیط، ج۲، ص۳۹، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م.
[۷۲] سیوطی، الدر المنثور، ج۱، ص۱۸۹-۱۹۰، بیروت، دارالمعرفه.


← سیدمرتضی


نظریۀ سوم این رده از سیدمرتضی (د ۴۳۶ق) است که معتقد است منظور از قرآن در آیات مورد بحث، نه همۀ آیات قرآن به صورت مجموعی، بلکه جنس و ماهیت آن است،
[۷۴] محمد ابوحیان غرناطی، البحر المحیط، ج۲، ص۳۹، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م.
بدون انتساب به سیدمرتضی.

← اهل سنّت


اعتقاد به نزول دفعی یا اقتصار بر نزول تدریجی قرآن در میان اهل سنت و امامیه مسیرهای متفاوتی پیموده است. در میان اهل سنت اعتقاد به نزول دفعی قرآن اگرچه تا عصر حاضر دوام یافته، و بلکه تا یک‌صد سال گذشته (ادامۀ مقاله)، به عنوان نظریۀ پذیرفته غلبه نیز داشته،
[۷۵] حسین بغوی، معالم التنزیل، ج۱، ص۱۵۱، به کوشش خالد عبدالرحمان عک و مروان سوار، بیروت، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م.
[۷۷] محمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۲، ۲۹۷، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
[۷۸] محمد ابوحیان غرناطی، البحر المحیط، ج۲، ص۳۹، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م.
[۷۹] محمد زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، ج۱، ص۳۲۱، به کوشش یوسف عبدالرحمان مرعشلی و دیگران، بیروت، ۱۴۱۵ق/ ۱۹۹۴م.
[۸۱] عبدالله بیضاوی، انوار التنزیل، ج۲، ص۵۶۹، قاهره، ۱۳۸۸ق/ ۱۹۶۸م.
[۸۳] محمود آلوسی، روح المعانی، ج۲، ص۶۱، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
با این وجود، از لحاظ نظری توسعۀ چندانی نیافته است؛ چنان که زرقانی به عنوان نمونه‌ای معاصر با تحلیل مضمون نظریۀ ابن عباس تنها به تفکیک ۳ مرحلۀ نزول قرآن (نزول بر لوح محفوظ، بر آسمان دنیا و بر پیامبر اکرم)
[۸۴] منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
پرداخته است.

← بیهقی


نظریۀ نزول دفعی اگرچه به لحاظ نظری پیوندی مستقیم با پذیرش نظریۀ قِدَم قرآن ندارد، در سیر تاریخی خود برای تقویت این نظریه مورد استناد قرار گرفته است. برای نمونه بیهقی با استناد به همین موارد و نقل قولی از احمد بن حنبل، به قائلان حادث بودن کلام الهی که به آیۀ «ما یَأتیهِمْ مِنْ ذِکرٍ مِنْ رَبِّهمْ مُحْدَثٍ...» استدلال کرده‌اند، چنین پاسخ می‌دهد که احتمالاً مراد از «حادث شده» در اینجا «تنزیل» کلام الٰهی است و نه خود آن
[۸۸] احمد بن حنبل، مسند، ج۱، ص۲۳۴-۲۳۵، بیروت، دارالفکر.
که «نزول قرآن» برای سازگاری با اندیشۀ قدم، به «شنواندن و فهماندن قرآن به جبرئیل» تأویل شده است.

← امامیه


در میـان امـامیـه با صرف نظر از موارد استثناء گرایش به نظریۀ نزول دفعی نه تنها تا عصر حاضر دوام یافته
[۹۱] محمد مفید، تصحیح الاعتقاد، ج۱، ص۱۰۲-۱۰۳، به کوشش هبةالدین شهرستانی، قم، ۱۳۶۳ش.
[۹۲] علی سیدمرتضی، الامالی، ج۱، ص۴۰۳-۴۰۴، به کوشش احمد حسینی و مهدی رجایی، قم، ۱۴۰۵ق.
ادامۀ مقاله، بلکه به لحاظ نظری هم توسعه یافته و متحول شده است.

←← فیض کاشانی


چنان‌که مولا فتح‌الله کاشانی (د ۹۸۸ق) با تفکیک مراحل سه‌گانۀ نزول قرآن و تمایز گذاشتن میان معانی واژه‌های «انزال» و «تنزیل» نظریۀ نزول دفعی را استحکام و انسجام بخشیده است.
[۹۵] فتح‌الله کاشانی، منهج الصادقین، ج۱، ص۱۷، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.

فیض کاشانی (د ۱۰۹۱ق) نیز با تفسیر روایات نزول دفعی به نزول معنا و محتوای قرآن بر قلب پیامبر اکرم
[۹۶] منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
و این‌که در نزول تدریجی نیز همان معانی از باطن قلب بر زبان پیامبر اکرم
[۹۷] منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
جاری می‌شده، و الفاظش را جبرئیل بر او وحی می‌کرده است، در واقع انفصال میان دوگونه نزول قرآن را از میان برداشته، و آن را به صورت پدیده‌ای پیوسته توصیف کرده است. در عصر حاضر نیز در میان امامیه همان چارچوب نظریۀ فیـض حفظ شده است.
برای نمونه، و اختلاف‌ها بیش‌تر به ذائقـه و گرایش‌های مفسران باز می‌گردد. مثلاً طالقانی (د ۱۳۵۸ش) با رویکردی که به ذهن و زبان مخاطب عصـر جدید دارد، نزول دفعـی را به شکل‌گیری ایدۀ یک اثر در لایه‌های عمیق ذهن نویسنده تشبیه کرده است،
[۱۰۰] محمود طالقانی، پرتوی از قرآن، ج۶، ص۱۹۴، تهران، ۱۳۵۰ش.
و طباطبایی (د ۱۳۶۰ش) با توجه به گرایش و شمّ فلسفی‌اش قرآن یکباره نازل شده را به منزلۀ تصویر و مثالی از حقیقت و اصل قرآن که در لوح محفوظ است، معرفی می‌کند.

← نکته پایانی


اندیشۀ اقتصار بر نزول تدریجی در عصر حاضر مسیر عکس نظریۀ نزول دفعی را پیموده است؛ نتیجۀ جریان اصلاح‌طلبی دینی با رویکرد اجتماعی در نیمۀ اول سدۀ جدید است که می‌کوشد با به دست دادن فهمی اصیل از قرآن و سنت که سازگار با شرایط زندگی در دوران تجدد باشد، حیات فردی و اجتماعی مسلمانان را بهبود بخشد و زمینۀ آزادی ایشان را از استیلای استعمار فراهم آورد،
[۱۰۲] تفسیر نمونه، به کوشش ناصر مکارم شیرازی، قم، ۱۳۶۴ش.

طبیعی است که در چنین رویکردی، قرآن به عنوان کتاب هدایت و عمل به آموزه‌های آن به عنوان تنها راه بهروزی و آزادی از سلطه و استعمار، دیگر نمی‌تواند امری گسیخته از امور زمینی و شرایط اجتماعی نزول قرآن بوده باشد. برای نمونه شیخ‌محمد عبده (د ۱۳۲۳ق) با چنین اندیشه‌ای بر نزول تدریجی قرآن اقتصار ورزیده،
[۱۰۳] محمدرشید رضا، تفسیر القرآن الحکیم (المنار)، ج۲، ص۱۶۱-۱۶۲، قاهره، ۱۳۵۰ق.
و بعد از او نیز کسانی چون سیدقطب، د ۱۳۸۶ق،
[۱۰۴] سید قطب، فی ظلال القرآن، ج۲، ص۱۷۱، بیروت، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.
احمدمصطفی مراغی، د ۱۳۷۱ق؛
[۱۰۵] احمد مصطفی مراغی، تفسیر، ج۲، ص۷۳، بیروت، ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴م.
[۱۰۶] احمد مصطفی مراغی، تفسیر، ج۳۰، ص۲۰۷-۲۰۸، بیروت، ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴م.
ابن عاشور، د ۱۳۹۳ق؛
[۱۰۷] محمدطاهر ابن عاشور، التحریر والتنویر، ج۲، ص۱۶۹-۱۷۰، بیروت، ۱۴۲۰ق/۲۰۰۰م.
محمدعزت دروزه، د ۱۴۰۴ق؛ و صبحی صالح، د ۱۴۰۷ق؛ نظریۀ نزول دفعی را با استدلالهای مختلف نقد کرده، و بر نزول تدریجی قرآن اقتصار ورزیده‌اند.
در پی‌جویی قائلان به این نظریه در میان مفسران امامی معاصر می‌توان دست کم به محمدتقی شریعتی د ۱۳۶۶ش؛
[۱۱۰] محمدتقی شریعتی، تفسیر نوین، ج۱، ص۲۷۶، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
و محمدجواد مغنیه، د ۱۴۰۰ق؛
[۱۱۱] محمدجواد مغنیه، الکاشف، ج۱، ص۲۸۴، بیروت، ۱۹۶۸م.
[۱۱۲] محمدجواد مغنیه، الکاشف، ج۵، ص۹۵-۹۶، بیروت، ۱۹۶۸م.
با خاستگاه‌های بومی و زمینه‌های فرهنگی متفاوت اشاره کرد که هر دو صرفاً نزول تدریجی قرآن را پذیرفته‌اند.

مفهوم‌شناسی تنزیل

[ویرایش]

در معناشناسی تنزیل چنین گفتند که:

← هم‌معنایی انزال و تنزیل


در بحث از چگونگی نزول قرآن کریم، جز به دست دادن روایات، بعضاً تأملاتی زبان‌شناختی نیز دربارۀ تفاوت یا هم‌معنایی انزال و تنزیل مطرح شده است. در مروری بر قرائت‌های مختلف و وجوه تبیین آن‌ها توسط مفسران نخستین (از صحابه و تابعان)، می‌توان بازتاب‌هایی از این احساس را دریافت که ساخت «تفعیل» به صورت ضمنی بر معنای «تکثیر و تدریج» دلالت می‌کند؛ احساسی که در نسلهای بعد می‌توانسته است به عنوان خاستگاه و زمینۀ فرق گذاشتن میان معانی «انزال» و «تنزیل» به شمار آید.
برای نمونه، قرائت «فَرَّقْناهُ» در «و قُرآناً فَرقناهُ لِتَقرَأهُ عَلَی النّاسِ عَلی مُکْثٍ...» که به‌رغم غیر مشهور بودن، مورد پذیرش جمعی از بزرگان صحابه و تابعان قرار گرفته این‌گونه تبیین و توجیه شده است که «فَرَقناه» یعنی «نزَّلناه شیئاً بعد شیء.»
[۱۱۵] طبری، تفسیر، ج۱۵، ص۱۱۸-۱۱۹.
[۱۱۶] محمد ابوحیان غرناطی، البحر المحیط، ج۶، ص۸۷، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م.

فرق گذاشتن میان «انزال» و «تنزیل» بر اساس تمایز در معنای ضمنی ساخت‌های «افعال» و «تفعیل»، ظاهراً از آغاز سدۀ ۲ق در میان زبان‌شناسان و قاریان به‌ویژه قاریان زبان‌شناس، مورد گفت‌وگو بوده، و به‌تدریج صورت‌بندی شده است. برای نمونه ابوعمرو بن علاء (د ۱۵۴ق) میان «نزَّل» و «اَنزَل» فرق می‌گذاشته است، بدون این‌که وجه افتراق را بیان کند.
کسایی (د ۱۸۹ق)، با فاصلۀ یک نسل از ابـوعمرو، بـا استنـاد بـه قرائت ابن مسعود کـه قرائت مشهور «نُزِّلَ الْمَلائکَةُ تَنْزیلاً» را «اَنزَلَ الملائکةَ تنزیلاً» می‌خوانده
[۱۲۰] محمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۳، ص۲۴، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
معتقد به عدم تفاوت اساسی در معانی این دو صیغه بوده است، اما بر اساس قیاس وجه تفاوت ضمنی آن‌ها را در این دانسته که «نزَّل» در صیغه‌ای که بر تکثیر دلالت می‌کند (تفعیل) به کار رفته است. ابوعبیده معمربن مثنّی، د۲۱۰ق؛
[۱۲۲] حسن نیشابوری، غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج۲، ص۴۷۳، چ سنگی.
و ابوعبید قاسم بن سلّام، د ۲۲۴ق؛
[۱۲۳] ابوعبید قاسم بن سلّام، فضائل القرآن، ج۱، ص۲۲۲، به کوشش وهبی سلیمان غاوجی، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
نیز نظیر این دیدگاه را در مورد اختلاف قرائت «و قرآناً فَرَقناهُ/ فَرَّقناهُ لِتَقرَأهُ عَلَی النّاسِ» ابراز داشته‌اند.

برای نمونه‌های متأخرتر،
[۱۲۴] حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ج۱، ص۵۰۹-۵۱۰، به کوشش ندیم مرعشلی، بیروت، ۱۳۹۲ق/۱۹۷۲م.
[۱۲۶] محمد ابوحیان غرناطی، البحر المحیط، ج۲، ص۳۹، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م.
[۱۲۷] محمد ابوحیان غرناطی، البحر المحیط، ج۶، ص۴۹۴، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م.
مطالعۀ کاربردهای قرآنی فعلهای «اَنزل» و «نَزَّل» و ساخت‌های تصریفی آن‌ها نشان از همسانی و عدم تفاوت در معنای آن‌ها دارد. برای مثال «اَنزل» و «نزَّل» در مورد پدیده‌های گوناگون اعم از «آب» مثلاً؛ «رزق» «منّ و سلوی» مثلاً ،«ملائکه» مثلاً و «قرآن» با تعبیرهای مختلف «کتاب» مثلاً «ذکر» مثلاً «قرآن» مثلا؛ و جز اینها‌ به‌طور مشترک به کار رفته‌اند. در نمونه‌هایی خاص که «اَنزَل» و «نَزَّل» به طور مشترک برای نزول «ذکر» به کار رفته‌اند. و یا آن‌گاه که «نُزِّل» برای مفهوم نزول دفعی و یکپارچۀ قرآن به کار رفته، عدم‌تمایز این دو ساخت کاملاً آشکار است.

با این‌همه، اگر به دنبال تمایزی صرفاً معناشناختی میان انزال و تنزیل نباشیم، می‌توان وجوهی از تمایز این دو ساخت را در نوع کاربردهای قرآنی آن‌ها به دست داد. در مطالعه‌ای گذرا و به قصد تفکیک و مقایسۀ نوع کاربرد هر کدام از این ساختها، مشخص می‌شود که در قرآن کریم:

اولاً، شمار موارد کاربرد صیغه‌های مختلف «انزال» ۳ برابر موارد کاربرد صیغه‌های مختلف «تنزیل» است؛

ثانیاً، از نظر میزان پراکندگی و نسبت کاربرد صیغه‌های ماضی به صیغه‌های طیف مضارع (مضارع، امر و مستقبل) اختلاف قابل ملاحظه‌ای میان موارد کاربرد این دو ساخت وجود دارد. از میان موارد پرشمار کاربرد صیغه‌های «انزال» فقط حدود ۱٪ موارد به طیف مضارع (یک مورد مستقبل و دو مورد امر) اختصاص دارد، در حالی که در کاربرد صیغه‌های تنزیل نسبتی متعادل میان موارد ماضی و مضارع وجود دارد (از مجموع موارد کاربرد صیغه‌های تنزیل حدود ۵۵٪ موارد ماضی و ۴۵٪ موارد مضارع‌اند.)؛

ثالثاً، از نظر ساخت مصدری فقط مصدر تنزیل (و نه انزال)، به کار رفته است.

همسانی معنای انزال و تنزیل از یک‌سو و اختلاف آن دو در میزان تداول، گستره و پراکندگی کاربردها از سوی دیگر، در گزارشهای مربوط به ضبط قرائات و مصاحف نخستین نیز بازتاب یافته است. برای نمونه، ضبط و قرائت رسمی «و نُزِّلَ الْمَلائکَةُ تَنْزیلاً»، بر طبق گزارش‌ها، در مصحف مکه و قرائت ابن‌کثیر که «نُزَّلُ الْمَلائکَةَ تَنْزیلاً» ضبط شده،
[۱۶۴] محمد ابن جزری، النشر فی القرائات العشر، ج۲، ص۳۳۴، به کوشش علی محمد ضباع، بیروت، دارالکتب العلمیه.
ابوعمرو آن را «نُزِلَ المَلائکةُ تَنْزیلاً»، ابن‌مسعود «اَنزَلَ الْمَلائکةَ» و ابی بن کعب، بنا به دو گزارش، «نُزِّلَت المَلائکةُ» و «تَنَزَّلَت المَلائکةُ» خوانده است،
[۱۶۵] محمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۳، ص۲۴، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
در حالی‌که در همۀ این قرائتها «تنزیلاً» بدون تغییر و تطبیق با فعل به کار رفته است.

← کاربردهای واژه تنزیل


گونه‌شناسی کاربردهای واژۀ تنزیل: صرف‌نظر از تصریفها و صیغه‌های تنزیل و به قصد شناخت جایگاه و معنای خود واژۀ تنزیل در ادبیات دینی، در معناشناسی تاریخی این واژه ۳ گونه از کاربردها، برحسب تفاوت در معنای ضمنی، از یکدیگر متمایز می‌شوند:

←← برحسب تقدم زمانی


برحسب تقدم زمانی، در قرآن کریم واژۀ «تنزیل» در قریب به اتفاق موارد در ارجاع به نزول قرآن از جانب خداوند به کار رفته است. کاربرد پرشمار این واژه در بافتهای تکرار شونده‌ای نظیر «تَنْزیلُ الْکِتابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزیزِ الْحَکیم»، «اِنَّهُ لَتَنْزیلُ رَبِّ الْعالَمین/ تَنْزیلُ الْکِتابِ/تَنْزیلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمین» و نظایر اینها که در آن‌ها تأکید کلام بر جانب «نازل‌کنندۀ» قرآن یعنی خداوند متعال است، سبب شده است که در اینجا «تنزیل» بیشتر معنای ضمنی «نازل‌کننده» را تداعی کند تا «آنچه نازل شده».
[۱۸۰] منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
بدین ترتیب معنای «تنزیل» در اینجا به بار مفهومی «وحی» بسیار نزدیک شده است.
در پی‌جویی این‌گونه از دلالت «تنزیل» در متون پس از قرآن می‌توان نمونه‌هایی محدود را به دست داد. برای مثال از امام علی (علیه‌السلام) خطبه‌ای روایت شده است در وصف پیامبر اکرم
[۱۸۱] منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
که خداوند محمد
[۱۸۲] منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
را هشداردهندۀ عالمیان و امین بر «تنزیل» برانگیخته است،
[۱۸۳] نهج‌البلاغة، به کوشش محمد عبده، بیروت، دارالمعرفه.
و یا در روایتی از ابن‌عباس نقل شده که او در تفسیر آیۀ «لاتُحَرِّک بِه لِسانَکَ لِتَعْجَلَ بِه.» گفته است که پیامبر
[۱۸۶] منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
از شدت «تنزیل» لبهایش را تکان می‌داد.
[۱۸۷] محمد بخاری، صحیح، ج۱، ص۴، بیروت، ۱۴۰۱ق.
[۱۸۸] محمد بخاری، صحیح، ج۸، ص۲۰۸، بیروت، ۱۴۰۱ق.
[۱۸۹] مسلم بن حجاج، الجامع الصحیح، ج۲، ص۳۵، بیروت، دارالجیل.
پیداست که در اینجا «تنزیل» به طور مشخص بر معنای وحی دلالت دارد.

←← تنزیل مترادف نزول


تنزیل در پاره‌ای از کاربردهای اکثر متقدم، مترادف با «نزول» و با ارجاع به «آنچه نازل شده» به کار رفته است و معنای ضمنی «شرایط و زمینه‌های نزول آیات» را تداعی می‌کند. برای نمونه می‌توان کاربرد این واژه را در عناوین برخی از آثار مرتبط با نزول آیات و سوره‌ها مانند تنزیل القرآن ابن‌شهاب زهری،
[۱۹۰] محمد ابن ‌شهاب زهری، «تنزیل القرآن»، ج۱، ص۲۳، ضمن رسائل و نصوص ۳، به کوشش صلاح‌الدین منجد، بیروت، دارالکتب الجدید.
التنزیل محمد بن مسعود عیاشی
[۱۹۱] ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۲۴۵.
برای اشاره‌ای دربارۀ محتوای کتاب،
[۱۹۲] آقابزرگ الذریعة، ج۴، ص۴۵۴.
و کتاب التنزیل و ترتیبه از ابوالقاسم بن محمدبن حبیب نیشابوری
[۱۹۳] GAS,، ج۱، ص۴۷.
و همچنین کتاب التنزیل فی امیرالمؤمنین از محمدبن احمد بن ابی الثلج دربارۀ آیات نازل شده مرتبط با امام علی (علیه‌السلام)
[۱۹۴] محمد طوسی، الفهرست، ج۱، ص۱۵۱، به کوشش محمدصادق آل بحر العلوم، نجف، ۱۳۵۶ق/۱۹۳۷م.
مثال زد کاربرد ترکیب «نزول القرآن» به عنوان اصطلاح متداول این علم در عنوان باب مرتبط، در الفهرست.
[۱۹۵] ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۴۰.
همچنین است کاربرد آن در نام آثاری از حسن بصری،
[۱۹۶] ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۴۰.
و از عکرمه
[۱۹۷] ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۴۰.
برای روایت عبدالعزیز بن یحیی جلودی از اثر ابن عباس با ضبط التنزیل،
[۱۹۸] احمد نجاشی، الرجال، ج۱، ص۲۴۲، به کوشش موسی شبیری زنجانی، قم، ۱۴۱۶ق.
جز اینها می‌توان به استفاده از ترکیب «اسباب التنزیل» به جای «اسباب النزول» در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) دربارۀ شرایط و لوازم شناخت قرآن،
[۱۹۹] محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴، ص۹۳، تهران، ۱۳۸۷ق.
و نیز استفاده از واژۀ «تنزیل» با دلالت بر مصادیق و اسباب نزول آیات، در روایت نبوی «اِنَّ مِنْکُم مَن یقاتِل علی تأویل القرآن کما قاتَلتُ علی تنزیله.»
[۲۰۰] احمد بن حنبل، مسند، ج۳، ص۳۳، بیروت، دارالفکر.
[۲۰۱] احمد بن حنبل، مسند، ج۳، ص۸۲، بیروت، دارالفکر.
[۲۰۲] محمد حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۲۳، بیروت، ۱۳۹۸ق/۱۹۷۸م.
اشاره کرد.

←← عنوان نامی عام


اما متداول‌ترین کاربرد واژۀ تنزیل به‌ویژه از سده‌های میانه به بعد با ارجاع به مجموعۀ آنچه نازل شده،
[۲۰۴] قرآن کریم.
به کاربرد آن به عنوان نامی عام برای قرآن کریم باز می‌گردد. مقایسه و گونه‌شناسی نام آثاری که واژۀ تنزیل و یا قرآن به عنوان نام قرآن کریم در آن‌ها به کار رفته است، با صرف‌نظر از موارد استثنا، نشان می‌دهد که:
اولاً، تنزیل به عنوان نام قرآن بیش‌تر در عناوین آن دسته از آثار دیده می‌شود که از اواخر سدۀ ۵ ق به بعد پدید آمده‌اند برای موردی متقدم‌تر،
[۲۰۵] حاجی خلیفه، کشف، ج۱، ص۵۳۸.
[۲۰۶] GAS، ج۱، ص۴۲-۴۳.
معرفی جامع التأویل لمحکم التنزیل از محمد بن بحر اصفهانی، د ۳۲۲ق، حال آن‌که قرآن به عنوان فراگیرترین نام برای این کتاب آسمانی در عناوین متقدم‌ترین آثار نیز دیده می‌شود.
[۲۰۷] ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۳۷-۴۱.

ثانیاً، واژۀ تنزیل در قریب به اتفاق موارد در عناوین آثار تفسیری به کار رفته است که برای نمونه می‌توان به عناوینی نظیر انوار التنزیل و اسرار التأویل بیضاوی، معالم التنزیل بغوی، حقائق التأویل فی متشابه التنزیل سیدرضی، الکشاف عن حقائق التنزیل زمخشری، مدارک التنزیل و حقائق التأویل نسفی، لباب التأویل فی معانی التنزیل معروف به تفسیر خازن، و الاکلیل فی استنباط التنزیل سیوطی اشاره کرد؛ چنان‌که می‌توان عناوین آشنایی چون فضائل القرآن، اعجاز القرآن، علوم القرآن، امثال القرآن، خواص القرآن، اقسام القرآن و یا اجزاء القرآن، مقطوع القرآن و موصوله، عدد آی القرآن و جز اینها را مثال زد.
کاربرد تنزیل به عنوان نام قرآن، به‌ویژه در نام‌گذاری تفاسیر، تداعی‌کنندۀ این معنا ست که مجموعۀ آنچه به عنوان قرآن و کلام‌الله در دسترس ما ست، بیش و پیش از آن‌که بخواهد از نظر «کلام» بودنش مورد توجه و اهتمام قرار بگیرد، از آن نظر که از جانب «خداوند» است، اهمیت دارد و به همین دلیل متمایز از سایر کلامهاست، بخش پیشین مقاله، معنای نخست تنزیل. پس مفسر نیز در مقام فهم و تفسیر قرآن می‌کوشد تا با گذر از واسطۀ الفاظ و عبارات هرچه بیش‌تر به مراد و مقصود خداوند دست یابد و «تنزیل» او را «تأویل» نماید. بدین ترتیب مشخص می‌شود که چرا در نام‌گذاری تفاسیر واژۀ تنزیل بر قرآن غلبه یافته، و چنین رابطۀ هم‌نشینی برجسته‌ای با واژۀ «تأویل» برقرار کرده است.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) آقابزرگ الذریعة.
(۲) محمود آلوسی، روح المعانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
(۳) عبدالرحمان ابن ابی حاتم، تفسیرالقرآن العظیم، به کوشش اسعد محمد طیب، بیروت، ۱۴۱۹ق/ ۱۹۹۹م.
(۴) محمد ابن بابویه، من لایحضره الفقیه، به کوشش حسن موسوی خرسان، تهران، ۱۳۹۰ق.
(۵) محمد ابن جزری، النشر فی القرائات العشر، به کوشش علی محمد ضباع، بیروت، دارالکتب العلمیه.
(۶) محمدطاهر ابن عاشور، التحریر والتنویر، بیروت، ۱۴۲۰ق/۲۰۰۰م.
(۷) ابن منظور، لسان.
(۸) ابن ندیم، الفهرست.
(۹) محمد ابوحیان غرناطی، البحر المحیط، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م.
(۱۰) عبدالرحمان ابوشامه، المرشد الوجیز، به کوشش طیار آلتی قولاج، بیروت، دارصادر.
(۱۱) ابوعبید قاسم بن سلّام، فضائل القرآن، به کوشش وهبی سلیمان غاوجی، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
(۱۲) ابوالفتوح رازی، روض الجنان، به کوشش محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، مشهد، ۱۳۶۵-۱۳۷۶ش.
(۱۳) احمد بن حنبل، مسند، بیروت، دارالفکر.
(۱۴) محمد بخاری، صحیح، بیروت، ۱۴۰۱ق.
(۱۵) حسین بغوی، معالم التنزیل، به کوشش خالد عبدالرحمان عک و مروان سوار، بیروت، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م.
(۱۶) عبدالله بیضاوی، انوار التنزیل، قاهره، ۱۳۸۸ق/ ۱۹۶۸م.
(۱۷) احمد بیهقی، الاسماء والصفات، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
(۱۸) تفسیر نمونه، به کوشش ناصر مکارم شیرازی، قم، ۱۳۶۴ش.
(۱۹) احمد ثعلبی، الکشف و البیان، به کوشش ابومحمد بن عاشور و نظیر ساعدی، بیروت، ۱۴۲۲ق/۲۰۰۲م.
(۲۰) حاجی خلیفه، کشف.
(۲۱) محمد حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، بیروت، ۱۳۹۸ق/۱۹۷۸م.
(۲۲) محمدعزت دروزه، التفسیر الحدیث، بیروت، ۱۴۲۱ق/۲۰۰۰م.
(۲۳) حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، به کوشش ندیم مرعشلی، بیروت، ۱۳۹۲ق/۱۹۷۲م.
(۲۴) محمدرشید رضا، تفسیر القرآن الحکیم (المنار)، قاهره، ۱۳۵۰ق.
(۲۵) محمد زرقانی، مناهل العرفان فی علوم القرآن، بیروت، ۱۴۱۶ق/۱۹۹۶م.
(۲۶) محمد زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، به کوشش یوسف عبدالرحمان مرعشلی و دیگران، بیروت، ۱۴۱۵ق/ ۱۹۹۴م.
(۲۷) محمود زمخشری، الکشاف، بیروت، ۱۴۰۷ق.
(۲۸) محمد ابن ‌شهاب زهری، «تنزیل القرآن»، ضمن رسائل و نصوص ۳، به کوشش صلاح‌الدین منجد، بیروت، دارالکتب الجدید.
(۲۹) علی سیدمرتضی، الامالی، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالکتاب العربی.
(۳۰) علی سیدمرتضی، الرسائل، به کوشش احمد حسینی و مهدی رجایی، قم، ۱۴۰۵ق.
(۳۱) سیوطی، الاتقان، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
(۳۲) سیوطی، الدر المنثور، بیروت، دارالمعرفه.
(۳۳) محمدتقی شریعتی، تفسیر نوین، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
(۳۴) صبحی صالح، مباحث فی علوم القرآن، بیروت، ۱۹۸۵م.
(۳۵) محمود طالقانی، پرتوی از قرآن، تهران، ۱۳۵۰ش.
(۳۶) محمدحسین طباطبایی، المیزان، بیروت، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
(۳۷) فضل طبرسی، مجمع البیان، صیدا، ۱۳۳۳ق.
(۳۸) طبری، تفسیر.
(۳۹) محمد طوسی، التبیان، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملـی، بیروت، ۱۴۰۹ق.
(۴۰) محمد طوسی، الفهرست، به کوشش محمدصادق آل بحر العلوم، نجف، ۱۳۵۶ق/۱۹۳۷م.
(۴۱) محسن فیض کاشانی، الصافی، به کوشش ابوالحسن شعرانی، تهران، ۱۳۵۶ش.
(۴۲) قرآن کریم.
(۴۳) محمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
(۴۴) سید قطب، فی ظلال القرآن، بیروت، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.
(۴۵) فتح‌الله کاشانی، منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
(۴۶) محمد کلینی، الکافی، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، ۱۳۶۵ش.
(۴۷) محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، تهران، ۱۳۸۷ق.
(۴۸) احمد مصطفی مراغی، تفسیر، بیروت، ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴م.
(۴۹) مسلم بن حجاج، الجامع الصحیح، بیروت، دارالجیل.
(۵۰) محمدجواد مغنیه، الکاشف، بیروت، ۱۹۶۸م.
(۵۱) محمد مفید، تصحیح الاعتقاد، به کوشش هبةالدین شهرستانی، قم، ۱۳۶۳ش.
(۵۲) احمد نجاشی، الرجال، به کوشش موسی شبیری زنجانی، قم، ۱۴۱۶ق.
(۵۳) نهج‌البلاغة، به کوشش محمد عبده، بیروت، دارالمعرفه.
(۵۴) حسن نیشابوری، غرائب القرآن و رغائب الفرقان، چ سنگی.
(۵۵) علی واحدی، اسباب النزول، بیروت، دارالکتب العلمیه.
(۵۶) ابن حجر عسقلانی، فتح الباری شرح صحیح البخاری، بیروت : دارالمعرفه.
(۵۷) ابن کثیر، تفسیرالقرآن العظیم، بیروت ۱۴۱۲.
(۵۸) علی بن محمد جرجانی، کتاب التعریفات، چاپ ابراهیم ابیاری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
(۵۹) عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن مجید، ج۳، ۴، (تهران) ۱۳۶۴ ش.
(۶۰) اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح : تاج اللغة و صحاح العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت)، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ ش.
(۶۱) محمد‌باقر حجتی، «نگاهی دیگر یا تحلیل گسترده در باره اسم و عنوان یا اسامی و عناوین قرآن کریم »، در مجموعه سخنرانیها و مقالات اولین کنفرانس تحقیقاتی علوم و مفاهیم قرآن : ۲۷ رجب ۱۴۰۹ هجری قمری، قم : دارالقرآن الکریم، ۱۳۶۸ ش.
(۶۲) عبد علی بن جمعه حویزی، کتاب تفسیر نورالثقلین، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم (۱۳۸۳ـ ۱۳۸۵).
(۶۳) حسین بن محمود دامغانی، الوجوه و النظائر لالفاظ کتاب الله العزیز، ج۱، چاپ محمدحسن ابوالعزم زفیتی، قاهره ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
(۶۴) علی‌اکبر دهخدا، لغت نامه دهخدا.
(۶۵) محمد کاظم شاکر، روش های تأویل قرآن : معناشناسی و روش شناسی تأویل در سه حوزه روایی، باطنی و اصولی، قم ۱۳۷۶ ش.
(۶۶) نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی، «نظریه ای در باره کیفیت نزول قرآن »، کیهان اندیشه، ش ۳۲ (مهر و آبان ۱۳۶۹).
(۷۰) محمد فؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، قاهره ۱۳۶۴، چاپ افست تهران (۱۳۹۷).
(۷۱) محمد بن یعقوب فیروزآبادی، بصائر ذوی التمییز فی لطائف الکتاب العزیز، ج۵، چاپ عبدالعلیم طحاوی، قاهره ۱۳۹۰/۱۹۷۰.
(۷۲) احمد بن محمد فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، بیروت : دارالفکر.
(۷۳) مسعودی، مروج (بیروت).
(۷۴) محمد علی مهدوی‌راد، «اوصاف قرآن : تنزیل »، فرهنگ جهاد، سال ۴، ش ۱ (پاییز ۱۳۷۷).
(۷۵) نصر بن مزاحم، وقعه صفین، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۳۸۲، چاپ افست قم ۱۴۰۴.
(۷۶) GAS.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح:تاج اللغة و صحاح العربیة، ذیل «نزل»، ج۵، ص۱۸۲۹، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت)، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ ش.    
۲. لسان العرب، ذیل «نزل».    
۳. معجم المقایس ذیل «نزل».
۴. علی‌اکبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، ذیل واژه.
۵. علی‌اکبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، ذیل واژه .
۶. حسین بن محمود دامغانی، الوجوه و النظائر لالفاظ کتاب الله العزیز، ج۱، ص۱۸۷ـ ۱۸۸، چاپ محمدحسن ابوالعزم زفیتی، قاهره ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۷. زمر سوره ۳۹، آیه۱.    
۸. حدید/سوره۵۷، آیه۲۵.    
۹. ق/سوره۵۰، آیه۹.    
۱۰. اسراء/سوره۱۷، آیه۱۰۶.    
۱۱. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۲۹.    
۱۲. فصلت/سوره۴۱، آیه۳۲.    
۱۳. سجده/سوره۳۲، آیه۱۴.    
۱۴. شوری/سوره۴۲، آیه۲۷.    
۱۵. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۹۲-۱۹۴.    
۱۶. محمد فؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، ذیل واژه، قاهره ۱۳۶۴، چاپ افست تهران (۱۳۹۷)
۱۷. یس/سوره۳۶، آیه۵.    
۱۸. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۹۲.    
۱۹. فصلت/سوره۴۱، آیه۴۲.    
۲۰. واقعه/سوره۵۶، آیه۸۰.    
۲۱. حاقه/سوره۶۹، آیه۴۳.    
۲۲. منافقون/سوره۲۵، آیه ۲۵.    
۲۳. مقالات اولین کنفرانس تحقیقاتی علوم و مفاهیم قرآن، ص۲۳۵.
۲۴. عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن مجید، ج۳، ص۲۸.
۲۵. عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن مجید، ج۴، ص۲۴۸.
۲۶. بقره/سوره۲، آیه۲.    
۲۷. بقره/سوره۲، آیه۱۸۵.    
۲۸. دخان/سوره۴۴، آیه۴۴.    
۲۹. دخان/سوره۴۴، آیه۳.    
۳۰. قدر/سوره۹۷، آیه۹۷.    
۳۱. قدر/سوره۹۷، آیه۱.    
۳۲. إسراء/سوره۱۷، آیه۱۷.    
۳۳. اسراء/سوره۱۷، آیه۱۰۶.    
۳۴. فرقان/سوره۲۵، آیه۲۵.    
۳۵. فرقان/سوره۲۵، آیه۳۲.    
۳۶. منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
۳۷. ابوعبید قاسم بن سلّام، فضائل القرآن، ج۱، ص۲۲۳، به کوشش وهبی سلیمان غاوجی، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
۳۸. طبری، تفسیر، ج۲، ص۸۴.
۳۹. عبدالرحمان ابن ابی حاتم، تفسیرالقرآن العظیم، ج۱، ص۳۱۰، به کوشش اسعد محمد طیب، بیروت، ۱۴۱۹ق/ ۱۹۹۹م.
۴۰. احمد بیهقی، الاسماء و الصفات، ج۱، ص۲۳۴، بیروت، دار احیاء التراث العربی.    
۴۱. احمد ثعلبی، الکشف و البیان، ج۲، ص۶۸، به کوشش ابومحمد بن عاشور و نظیر ساعدی، بیروت، ۱۴۲۲ق/۲۰۰۲م.    
۴۲. سیوطی، الدر المنثور، ج۱، ص۱۸۹، بیروت، دارالمعرفه.
۴۳. محمد کلینی، الکافی، ج۲، ص۶۲۹، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، ۱۳۶۵ش.    
۴۴. محمد ابن بابویه، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۱۰۲، به کوشش حسن موسوی خرسان، تهران، ۱۳۹۰ق.
۴۵. منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
۴۶. طبری، تفسیر، ج۳، ص۸۴-۸۵.
۴۷. طبری، تفسیر، ج۳۰، ص۱۶۶-۱۶۷.
۴۸. عبدالرحمان ابن ابی حاتم، تفسیرالقرآن العظیم، ج۱، ص۳۱۰-۳۱۱، به کوشش اسعد محمد طیب، بیروت، ۱۴۱۹ق/ ۱۹۹۹م.
۴۹. احمد بیهقی، الاسماء و الصفات، ج۱، ص۲۳۵، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
۵۰. سیوطی، الدر المنثور، ج۱، ص۱۸۹، بیروت، دارالمعرفه.
۵۱. محمد کلینی، الکافی، ج۲، ص۶۲۹.، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، ۱۳۶۵ش.    
۵۲. منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
۵۳. منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
۵۴. طبری، تفسیر، ج۲، ص۸۵.
۵۵. سیوطی، الدر المنثور، ج۱، ص۱۸۹، بیروت، دارالمعرفه.
۵۶. محمد ابوحیان غرناطی، البحر المحیط، ج۲، ص۳۹، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م.
۵۷. عبدالرحمان ابوشامه، المرشد الوجیز، ج۱، ص۱۸، به کوشش طیار آلتی قولاج، بیروت، دارصادر.    
۵۸. محمد زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، ج۱، ص۱۹۲-۱۹۳، به کوشش یوسف عبدالرحمان مرعشلی و دیگران، بیروت، ۱۴۱۵ق/ ۱۹۹۴م.    
۵۹. فضل طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۵۱۸، صیدا، ۱۳۳۳ق.
۶۰. محمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۲، ص۲۹۷، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
۶۱. سیوطی، الاتقان، ج۱، ص۱۴۸، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.    
۶۲. طبری، تفسیر، ج۳۰، ص۱۶۶.
۶۳. محمود زمخشری، الکشاف، ج۴، ص۷۸۰، بیروت، ۱۴۰۷ق.    
۶۴. فضل طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۵۱۸، صیدا، ۱۳۳۳ق.
۶۵. عبدالرحمان ابوشامه، المرشد الوجیز، ج۱، ص۲۰، به کوشش طیار آلتی قولاج، بیروت، دارصادر.    
۶۶. محمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۲۰، ص۱۳۰، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
۶۷. محمد ابوحیان غرناطی، البحر المحیط، ج۸، ص۴۹۶، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م.
۶۸. قرآن کریم.
۶۹. علی واحدی، اسباب النزول، ج۱، ص۹، بیروت، دارالکتب العلمیه.    
۷۰. ابوعبید قاسم بن سلّام، فضائل القرآن، ج۱، ص۲۲۳، به کوشش وهبی سلیمان غاوجی، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
۷۱. محمد ابوحیان غرناطی، البحر المحیط، ج۲، ص۳۹، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م.
۷۲. سیوطی، الدر المنثور، ج۱، ص۱۸۹-۱۹۰، بیروت، دارالمعرفه.
۷۳. علی سیدمرتضی، الرسائل، ج۱، ص۴۰۴، به کوشش احمد حسینی و مهدی رجایی، قم، ۱۴۰۵ق.    
۷۴. محمد ابوحیان غرناطی، البحر المحیط، ج۲، ص۳۹، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م.
۷۵. حسین بغوی، معالم التنزیل، ج۱، ص۱۵۱، به کوشش خالد عبدالرحمان عک و مروان سوار، بیروت، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م.
۷۶. عبدالرحمان ابوشامه، المرشد الوجیز، ج۱، ص۱۰-۱۲، به کوشش طیار آلتی قولاج، بیروت، دارصادر.    
۷۷. محمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۲، ۲۹۷، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
۷۸. محمد ابوحیان غرناطی، البحر المحیط، ج۲، ص۳۹، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م.
۷۹. محمد زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، ج۱، ص۳۲۱، به کوشش یوسف عبدالرحمان مرعشلی و دیگران، بیروت، ۱۴۱۵ق/ ۱۹۹۴م.
۸۰. سیوطی، الاتقان، ج۱، ص۱۴۶، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.    
۸۱. عبدالله بیضاوی، انوار التنزیل، ج۲، ص۵۶۹، قاهره، ۱۳۸۸ق/ ۱۹۶۸م.
۸۲. محمود زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۲۲۷، بیروت، ۱۴۰۷ق.    
۸۳. محمود آلوسی، روح المعانی، ج۲، ص۶۱، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
۸۴. منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
۸۵. محمد زرقانی، مناهل العرفان فی علوم القرآن، ج۱، ص۴۰، بیروت، ۱۴۱۶ق/۱۹۹۶م.    
۸۶. انبیاء/سوره۲۱، آیه۲۱.    
۸۷. انبیاء/سوره۲۱، آیه۲.    
۸۸. احمد بن حنبل، مسند، ج۱، ص۲۳۴-۲۳۵، بیروت، دارالفکر.
۸۹. عبدالرحمان ابوشامه، المرشد الوجیز، ج۱، ص۱۴، به کوشش طیار آلتی قولاج، بیروت، دارصادر.    
۹۰. محمد کلینی، الکافی، ج۲، ص۶۲۹، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، ۱۳۶۵ش.    
۹۱. محمد مفید، تصحیح الاعتقاد، ج۱، ص۱۰۲-۱۰۳، به کوشش هبةالدین شهرستانی، قم، ۱۳۶۳ش.
۹۲. علی سیدمرتضی، الامالی، ج۱، ص۴۰۳-۴۰۴، به کوشش احمد حسینی و مهدی رجایی، قم، ۱۴۰۵ق.
۹۳. محمد طوسی، التبیان، ج۲، ص۱۲۱-۱۲۲، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت، ۱۴۰۹ق.    
۹۴. ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ج۲۰، ص۳۴۲، به کوشش محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، مشهد، ۱۳۶۵-۱۳۷۶ش.    
۹۵. فتح‌الله کاشانی، منهج الصادقین، ج۱، ص۱۷، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
۹۶. منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
۹۷. منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
۹۸. محسن فیض کاشانی، الصافی، ج۱، ص۴۲-۴۳، به کوشش ابوالحسن شعرانی، تهران، ۱۳۵۶ش.    
۹۹. تفسیر نمونه، به کوشش ناصر مکارم شیرازی، ج۲۱، ص۱۴۸-۱۵۲، قم، ۱۳۶۴ش.    
۱۰۰. محمود طالقانی، پرتوی از قرآن، ج۶، ص۱۹۴، تهران، ۱۳۵۰ش.
۱۰۱. محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۲، ص۱۶-۱۸، بیروت، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.    
۱۰۲. تفسیر نمونه، به کوشش ناصر مکارم شیرازی، قم، ۱۳۶۴ش.
۱۰۳. محمدرشید رضا، تفسیر القرآن الحکیم (المنار)، ج۲، ص۱۶۱-۱۶۲، قاهره، ۱۳۵۰ق.
۱۰۴. سید قطب، فی ظلال القرآن، ج۲، ص۱۷۱، بیروت، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.
۱۰۵. احمد مصطفی مراغی، تفسیر، ج۲، ص۷۳، بیروت، ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴م.
۱۰۶. احمد مصطفی مراغی، تفسیر، ج۳۰، ص۲۰۷-۲۰۸، بیروت، ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴م.
۱۰۷. محمدطاهر ابن عاشور، التحریر والتنویر، ج۲، ص۱۶۹-۱۷۰، بیروت، ۱۴۲۰ق/۲۰۰۰م.
۱۰۸. محمدعزت دروزه، التفسیر الحدیث، ج۲، ص۱۳۲، بیروت، ۱۴۲۱ق/۲۰۰۰م.    
۱۰۹. صبحی صالح، مباحث فی علوم القرآن، ج۱، ص۵۰-۵۱، بیروت، ۱۹۸۵م.    
۱۱۰. محمدتقی شریعتی، تفسیر نوین، ج۱، ص۲۷۶، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
۱۱۱. محمدجواد مغنیه، الکاشف، ج۱، ص۲۸۴، بیروت، ۱۹۶۸م.
۱۱۲. محمدجواد مغنیه، الکاشف، ج۵، ص۹۵-۹۶، بیروت، ۱۹۶۸م.
۱۱۳. اسراء/سوره۱۷، آیه۱۷.    
۱۱۴. اسراء/سوره۱۷، آیه۱۰۶.    
۱۱۵. طبری، تفسیر، ج۱۵، ص۱۱۸-۱۱۹.
۱۱۶. محمد ابوحیان غرناطی، البحر المحیط، ج۶، ص۸۷، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م.
۱۱۷. ابن منظور، لسان، ج۱۱، ص۶۵۶، ذیل نزل.    
۱۱۸. فرقان/سوره۲۵، آیه۲۵.    
۱۱۹. ابن منظور، لسان، ج۱۱، ص۶۵۶، ذیل نزل.    
۱۲۰. محمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۳، ص۲۴، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
۱۲۱. ابن منظور، لسان، ج۱۱، ص۶۵۹، ذیل نزل.    
۱۲۲. حسن نیشابوری، غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج۲، ص۴۷۳، چ سنگی.
۱۲۳. ابوعبید قاسم بن سلّام، فضائل القرآن، ج۱، ص۲۲۲، به کوشش وهبی سلیمان غاوجی، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
۱۲۴. حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ج۱، ص۵۰۹-۵۱۰، به کوشش ندیم مرعشلی، بیروت، ۱۳۹۲ق/۱۹۷۲م.
۱۲۵. محمود زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۳۳۶، بیروت، ۱۴۰۷ق.    
۱۲۶. محمد ابوحیان غرناطی، البحر المحیط، ج۲، ص۳۹، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م.
۱۲۷. محمد ابوحیان غرناطی، البحر المحیط، ج۶، ص۴۹۴، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م.
۱۲۸. بقره/سوره۲، آیه۲.    
۱۲۹. بقره/سوره۲، آیه۲۲.    
۱۳۰. بقره/سوره۲، آیه۱۶۴.    
۱۳۱. زخرف/سوره۴۳، آیه۴۳.    
۱۳۲. زخرف/سوره۴۳، آیه۱۱.    
۱۳۳. ق/سوره۵۰، آیه۵۰.    
۱۳۴. ق/سوره۵۰، آیه۹.    
۱۳۵. یونس/سوره۱۰، آیه۱۰.    
۱۳۶. یونس/سوره۱۰، آیه۵۹.    
۱۳۷. غافر/سوره۴۰، آیه۴۰.    
۱۳۸. غافر/سوره۴۰، آیه۱۳.    
۱۳۹. بقره/سوره۲، آیه۲.    
۱۴۰. بقره/سوره۲، آیه۵۷.    
۱۴۱. طه/سوره۲۰، آیه۲۰.    
۱۴۲. طه/سوره۲۰، آیه۸۰.    
۱۴۳. انعام/سوره۶، آیه۶.    
۱۴۴. انعام/سوره۶، آیه۱۱۱.    
۱۴۵. فرقان/سوره۲۵، آیه۲۵.    
۱۴۶. فرقان/سوره۲۵، آیه۲۱.    
۱۴۷. بقره/سوره۲، آیه۲.    
۱۴۸. بقره/سوره۲، آیه۱۷۶.    
۱۴۹. بقره/سوره۲، آیه۲۱۳.    
۱۵۰. حجر/سوره۱۵، آیه۱۵.    
۱۵۱. حجر/سوره۱۵، آیه۹.    
۱۵۲. نحل/سوره۱۶، آیه۱۶.    
۱۵۳. نحل/سوره۱۶، آیه۴۴.    
۱۵۴. فرقان/سوره۲۵، آیه۲۵.    
۱۵۵. فرقان/سوره۲۵، آیه۳۲.    
۱۵۶. طه/سوره۲۰، آیه۲۰.    
۱۵۷. طه/سوره۲۰، آیه۲.    
۱۵۸. نحل/سوره۱۶، آیه۱۶.    
۱۵۹. نحل/سوره۱۶، آیه۴۴.    
۱۶۰. فرقان/سوره۲۵، آیه۲۵.    
۱۶۱. فرقان/سوره۲۵، آیه۳۲.    
۱۶۲. فرقان/سوره۲۵، آیه۲۵.    
۱۶۳. فرقان/سوره۲۵، آیه۳۲.    
۱۶۴. محمد ابن جزری، النشر فی القرائات العشر، ج۲، ص۳۳۴، به کوشش علی محمد ضباع، بیروت، دارالکتب العلمیه.
۱۶۵. محمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۳، ص۲۴، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
۱۶۶. زمر/سوره۳۹، آیه۳۹.    
۱۶۷. زمر/سوره۳۹، آیه۱.    
۱۶۸. جاثیه/سوره۴۵، آیه۴۵.    
۱۶۹. جاثیه/سوره۴۵، آیه۲.    
۱۷۰. احقاف/سوره۴۶، آیه۴۶.    
۱۷۱. احقاف/سوره۴۶، آیه۲.    
۱۷۲. شعراء/سوره۲۶، آیه۲۶.    
۱۷۳. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۹۲.    
۱۷۴. سجده/سوره۳۲، آیه۳۲.    
۱۷۵. سجده/سوره۳۲، آیه۲.    
۱۷۶. واقعه/سوره۵۶، آیه۵۶.    
۱۷۷. واقعه/سوره۵۶، آیه۸۰.    
۱۷۸. حاقه/سوره۶۹، آیه۶۹.    
۱۷۹. حاقه/سوره۶۹، آیه۴۳.    
۱۸۰. منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
۱۸۱. منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
۱۸۲. منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
۱۸۳. نهج‌البلاغة، به کوشش محمد عبده، بیروت، دارالمعرفه.
۱۸۴. قیامه/سوره۷۵، آیه۷۵.    
۱۸۵. قیامه/سوره۷۵، آیه۱۶.    
۱۸۶. منهج الصادقین، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، علمیۀ اسلامیه.
۱۸۷. محمد بخاری، صحیح، ج۱، ص۴، بیروت، ۱۴۰۱ق.
۱۸۸. محمد بخاری، صحیح، ج۸، ص۲۰۸، بیروت، ۱۴۰۱ق.
۱۸۹. مسلم بن حجاج، الجامع الصحیح، ج۲، ص۳۵، بیروت، دارالجیل.
۱۹۰. محمد ابن ‌شهاب زهری، «تنزیل القرآن»، ج۱، ص۲۳، ضمن رسائل و نصوص ۳، به کوشش صلاح‌الدین منجد، بیروت، دارالکتب الجدید.
۱۹۱. ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۲۴۵.
۱۹۲. آقابزرگ الذریعة، ج۴، ص۴۵۴.
۱۹۳. GAS,، ج۱، ص۴۷.
۱۹۴. محمد طوسی، الفهرست، ج۱، ص۱۵۱، به کوشش محمدصادق آل بحر العلوم، نجف، ۱۳۵۶ق/۱۹۳۷م.
۱۹۵. ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۴۰.
۱۹۶. ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۴۰.
۱۹۷. ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۴۰.
۱۹۸. احمد نجاشی، الرجال، ج۱، ص۲۴۲، به کوشش موسی شبیری زنجانی، قم، ۱۴۱۶ق.
۱۹۹. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴، ص۹۳، تهران، ۱۳۸۷ق.
۲۰۰. احمد بن حنبل، مسند، ج۳، ص۳۳، بیروت، دارالفکر.
۲۰۱. احمد بن حنبل، مسند، ج۳، ص۸۲، بیروت، دارالفکر.
۲۰۲. محمد حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۲۳، بیروت، ۱۳۹۸ق/۱۹۷۸م.
۲۰۳. محمد کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۱-۱۲، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، ۱۳۶۵ش.    
۲۰۴. قرآن کریم.
۲۰۵. حاجی خلیفه، کشف، ج۱، ص۵۳۸.
۲۰۶. GAS، ج۱، ص۴۲-۴۳.
۲۰۷. ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۳۷-۴۱.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «تنزیل»، شماره۶۱۱۵.    
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله « تنزیل»، شماره۳۹۳۵.    
فرهنگ‌نامه علوم قرآنی، برگرفته از مقاله «تنزیل».    






جعبه ابزار