تملک

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مالک شدن را تَمَلُّک گویند و در بابهای مربوط به عقود و ایقاعات و نیز بابهایی نظیر جهاد، احیاء موات و حدود از آن سخن رفته است.


حکم تکلیفی تَمَلُّک

[ویرایش]

تملّک به معنای فراهم کردن اسباب آن همچون قبول در عقود، حیازت، و احیاء موات، امری مباح است، لیکن گاهی ـ به سبب عارضه‌ای ـ حکم دیگری پیدا می‌کند، مانند کراهت تملّک از راه قرض گرفتن بدون ضرورتیا وجوب تملّک آب وضو با خریدن در صورت توقف تحصیل آب بر آن.

اركان تملك

[ویرایش]

وجود سبب تملّك و تملّك كننده دو رکن اساسى حصول تملّك است.

← سبب تملّك


سبب تملّك يا اختیاری است يا قهری.
اسباب اختيارى عبارتند از:
۱. قبول در عقود تمليكى همچون بیع، هبه، صدقه، صلح، اجاره و جز آنها.
۲. حیازت.
۳. احیاء موات.
۴. غنیمت.
۵. التقاط.
۶. اخذ به شفعه.
۷. مقاصّه.
اسباب قهرى تملّك عبارتند از:
مرگ كه سبب انتقال قهرى مال میّت به ورثه او مى‌گردد. و ارتداد كه اموال مرتد با شرايطى به طور قهرى به ورثه او منتقل مى‌شود.

← تملّك كننده


در تملّك كننده اهليّت شرط است. انسان حتى جنینِ در رحم مادر، صلاحيت تملّك دارد؛ از اين‌رو، جنين ارث مى‌برد به شرط آنكه زنده به دنیا آيد.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. خویی، ابوالقاسم، منهاج الصالحین، ج۲، ص۱۶۹.    
۲. توضیح المسائل مراجع، ج۱، ص۳۷۲، م۶۶۵.    


منبع

[ویرایش]

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۲، ص۶۳۵.    


رده‌های این صفحه : فقه | معاملات | ملکیت




جعبه ابزار