تلبیه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



لبّیک گفتن در احرام را تلبیه گویند. از آن در باب حج سخن گفته شده است. تلبیه یکی از واجبات احرام است و به معنای لبیک گفتن است.

فهرست مندرجات

۱ - تلبیه و انعقاد احرام
۲ - رکن یا عدم رکن بودن تلبیه
۳ - انواع تلبیه و صورت تحقق آن
       ۳.۱ - تلبیه واجب
       ۳.۲ - تلبیه مستحب
۴ - وجوب تلبیه
۵ - نظر کاشف اللثام
۶ - نظر صاحب جواهر
۷ - زمان تلبیه
۸ - مقدار واجب تلبیه
۹ - محل قطع تلبیه در احرام عمره مفرده
۱۰ - بلند کردن صدا به تلبیه در وادی ابطح
۱۱ - عدم وجوب احکام احرام، قبل از تلبیه
۱۲ - پاسخ دادن دیگری به تلبیه
۱۳ - معنای تلبیه
       ۱۳.۱ - معنای اجابت بعد از اجابت
۱۴ - ارزیابی روایت
۱۵ - تعداد تلبیه واجب
۱۶ - سخن صاحب عروه
۱۷ - سخن تحریر الوسیله
۱۸ - سخن صاحب جواهر
۱۹ - سخن صاحب ریاض
۲۰ - دلیل انحصار وجوب تلبیه در چهار تا
       ۲۰.۱ - روایت اول
       ۲۰.۲ - ارزیابی روایت
       ۲۰.۳ - حدیث دوم
       ۲۰.۴ - ارزیابی روایت
       ۲۰.۵ - حدیث سوم
       ۲۰.۶ - نظر صاحب جواهر
       ۲۰.۷ - حدیث چهارم
       ۲۰.۸ - ارزیابی روایت
       ۲۰.۹ - حدیث پنجم
       ۲۰.۱۰ - ارزیابی روایت
۲۱ - پانویس
۲۲ - منبع

تلبیه و انعقاد احرام

[ویرایش]

تلبیه از واجبات احرام است و بدون آن احرام عمره و حج منعقد نمی‌شود جز در حج قران که حاجی- بنابر قول مشهور- مخیّر است بین تلبیه، اشعار و تقلید.

رکن یا عدم رکن بودن تلبیه

[ویرایش]

در اینکه تلبیه رکن است و ترک عمدی آن موجب بطلان عمل می‌شود، یا آنکه رکن نیست، اختلاف است.

انواع تلبیه و صورت تحقق آن

[ویرایش]

تلبیه به لحاظ کیفیت به واجب و مستحب تقسیم می‌گردد.

← تلبیه واجب


در کیفیت تلبیۀ واجب سه قول است:
۱. «لبّیک اللّهمّ لبّیک، لبّیک لا شریک لک لبّیک.»‌
۲. کیفیت نخست به اضافۀ «إنّ الحمد و النّعمة لک و الملک لا شریک لک».
۳. «لبّیک اللّهمّ لبّیک، لبّیک، إنّ الحمد و النّعمة لک و الملک لا شریک لک». برخی جملۀ «و الملک» را مقدّم بر «لک» آورده‌اند.

← تلبیه مستحب


تلبیۀ مستحب، تلبیه‌هایی است که پس از تلبیۀ واجب گفته می‌شود، مانند «لبّیک ذا المعارج لبّیک، لبّیک داعیا إلی دار السّلام...».

وجوب تلبیه

[ویرایش]

وجوب تلبیه جای هیچ گونه اشکال وجود ندارد و همه اعم از شیعه و سنی بر این مطلب اتفاق دارند.

نظر کاشف اللثام

[ویرایش]

صاحب کاشف اللثام می فرماید: لا أعرف خلافا في وجوبها و في الغنية: الاجماع عليها یعنی هیچ گونه اختلافی در وجوب تلبیه سراغ ندارم و ابن زهره در کتاب غنیه نیز بر آن ادعای اجماع کرده است.

نظر صاحب جواهر

[ویرایش]

صاحب جواهر نیز معتقد است که اجمالا هیچ گونه اختلافی در مساله وجود نداردو اجماع منقول و محصّل در مساله وجود دارد و هم چنین روایاتی در این مورد وجود دارد:
بلا خلاف فی اصل وجوبها فی الجملة بل الاجماع بقسمیه علیه مضافا علی النصوص التی سیمر علیکم

زمان تلبیه

[ویرایش]

زمان تلبیه پس از نیّت احرام است و در وجوب هم‌زمانی تلبیه با نیّت اختلاف است.
قول عدم وجوب به مشهور نسبت داده شده است.
[۱۲] مهذب الاحکام ج۱۳، ص۱۰۵.

بنابر قول به عدم وجوب تقارن، در اینکه تأخیر آن از میقات مطلقا جایز نیست یا جایز بلکه افضل است تأخیر آن تا بیداء برای کسی که از ذوالحلیفه محرم می‌شود، و تا رقطاء برای کسی که در مکّه محرم می‌شود، اختلاف است.

مقدار واجب تلبیه

[ویرایش]

مقدار واجب تلبیه یک بار است؛ لیکن تکرارش مستحب است و قطع آن در احرام عمرۀ تمتّع هنگام مشاهدۀ خانه‌های مکّه و در احرام حج، ظهر روز عرفه واجب است.

محل قطع تلبیه در احرام عمره مفرده

[ویرایش]

در محل قطع تلبیه در احرام عمرۀ مفرده چهار قول است: هنگام‌ دخول حرم، زمان مشاهدۀ کعبه، تفصیل بین کسی که خارج حرم محرم شده و کسی که برای احرام عمره از حرم بیرون رفته است، که برای اوّلی هنگام دخول حرم و برای دومی زمان مشاهدۀ کعبه، و قول چهارم تخییر بین قطع، هنگام دخول حرم و زمان دیدن کعبه. قول سوم به مشهور نسبت داده شده است.

بلند کردن صدا به تلبیه در وادی ابطح

[ویرایش]

بلند کردن صدا به تلبیه هنگام اشراف بر وادی ابطح برای کسی که از مکّه محرم شده و نیز برای سواره‌ای که از راه مدینه برای حج آمده، هنگامی که به وادی بیداء برسد، مستحب است. این حکم اختصاص به مرد دارد.

عدم وجوب احکام احرام، قبل از تلبیه

[ویرایش]

محرمات احرام پیش از گفتن تلبیه بر محرم حرام نمی‌شود.

پاسخ دادن دیگری به تلبیه

[ویرایش]

برای محرم پاسخ دادن دیگری به تلبیه مکروه است.

معنای تلبیه

[ویرایش]

فیروزآبادی چهار تفسیر برای لبیک مطرح می کند و می گوید:
۱. معناه انا مقیم علی طاعتک البابا بعد الباب. زیرا لب در لغت به معنای اقام بالمکان و لب بالمکان به معنای اقیم فیه می باشد.
۲.او معناه اتجاهی و قصدی لک. یعنی لبیک به معنای این است که (انا متوجه الیک توجها بعد توجه). این معنا از آنجا گرفته شده است که عرب می گوید: (داری تلب داره) ای تواجهها یعنی خانۀ من روبروی خانۀ فلان کس است.
۳. او معنای محبتی لک یعنی محبة بعد محبة این معنا از آنجا گرفته شده است که عرب می گوید: امراة لبة یعنی زوجه ای که همسرش را دوست می دارد.
۴.او معناه اخلاصی لک یعنی اخلاصی لک بعد اخلاص این معنا از آنجا گرفته شده است که عرب می گوید: فلان حسب اللباب یعنی کسی که حسبش خالص است.

← معنای اجابت بعد از اجابت


مراد از اجابت بعد از اجابت، اجابت کردن دعوت کیست؟
از بعضی از روایات استفاده می شود که اجابت دعوت ابراهیم علیه السلام است.
عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَمَّا أُمِرَ إِبْرَاهِيمُ وَ إِسْمَاعِيلُ ع بِبِنَاءِ الْبَيْتِ وَ تَمَّ بِنَاؤُهُ قَعَدَ إِبْرَاهِيمُ عَلَى رُكْنٍ (حضرت ابراهیم روی یکی از ستون ها نشست) ثُمَّ نَادَى هَلُمَّ الْحَجَّ (بیایید به سوی حج) فَلَوْ نَادَى هَلُمُّوا إِلَى الْحَجِّ (اگر می گفت همه بیائید) لَمْ يَحُجَّ إِلَّا مَنْ كَانَ يَوْمَئِذٍ إِنْسِيّاً مَخْلُوقاً (زیرا با لفظ جمع فقط مخاطبین همان زمان را شامل می شد) وَ لَكِنَّهُ نَادَى هَلُمَّ الْحَجَّ فَلَبَّى النَّاسُ فِي أَصْلَابِ الرِّجَالِ لَبَّيْكَ دَاعِيَ اللَّهِ لَبَّيْكَ دَاعِيَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَنْ لَبَّى عَشْراً يَحُجُّ عَشْراً وَ مَنْ لَبَّى خَمْساً يَحُجُّ خَمْساً وَ مَنْ لَبَّى أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ فَبِعَدَدِ ذَلِكَ وَ مَنْ لَبَّى وَاحِداً حَجَّ وَاحِداً وَ مَنْ لَمْ يُلَبِّ لَمْ يَحُجَّ .

ارزیابی روایت

[ویرایش]

استاد مکارم در مقام ارزیابی روایت می فرماید:
این حدیث معتبر است و دلالت دارد که همۀ افراد در اصلاب رجال دعوت ابراهیم را اجابت کردندولی ما در حج که تلبیه می گوئیم مراد ما اجابت دعوت ابراهیم نیست بلکه خطاب ما به خداست زیرا می گوئیم (لبیک اللهم لبیک) بین اینها می شود جمع کرد و آن اینکه ابراهیم چون خلیفة الله بود از طرف خدا ما را دعوت کرد.


تعداد تلبیه واجب

[ویرایش]

تلبیه های واجب احرام چهار تا می باشد. بر این مسئله ادعای اجماع شده است و البته مخالف ضعیفی هم دارد.

سخن صاحب عروه

[ویرایش]

صاحب عروة می فرماید: الثانی من واجبات الاحرام، التلبیات الاربع و القول بوجوب الخمس او الست ضعیف بل ادعی الاجماع علی عدم وجوب الازید من الاربع.

سخن تحریر الوسیله

[ویرایش]

در تحریر هم عبارت التلبیات الاربع آمده است.

سخن صاحب جواهر

[ویرایش]

در جواهر التلبیات الاربعة آمده است. (چون با تلبیات مؤنث مجازی باید الاربعه بگویند مانند تسبیحات اربعة و در بعضی از روایات هم الاربعة وجود دارد.)
ایشان در این مورد می فرماید:
الثانی من واجباته التلبیات الاربعة بلا خلاف بل عن المنتهی و التذکرة الاجماع علی عدم وجوب الزائد بل عن الاول منهما (منتهی) انه اجماع اهل العلم (یعنی شیعه و سنی) لکن عن الاقتصاد ما معناه وجوب الخمس بل عن المذهب البارع ان فیها قولا و هو علی الست و ان کنا لم نتحققه مع انه محجوج بما سمعت من الاجماع بقسمیه. (اجماع محصل و منقول)

سخن صاحب ریاض

[ویرایش]

صاحب ریاض در ج ۶ ص ۲۴۵ می فرماید: و ما زاد علی ذلک فی التلبیات الواردة فی الصحیح و فی غیره مستحب و لیس بواجب بلا خلاف فیه بیننا علی الظاهر المصرح فی جملۀ من العبائر.

دلیل انحصار وجوب تلبیه در چهار تا

[ویرایش]

دلائلی که بر انصحار وجوب در چهار تا دلالت دارد روایات متعددی است روایات صحیح و غیر صحیح دلالت بر این امر می کند.

← روایت اول


ح ۲: عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ وَ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ جَمِيعاً عَنْ‌ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ التَّلْبِيَةُ لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ إِنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ ذَا الْمَعَارِجِ لَبَّيْكَ الْحَدِيثَ وَ قَالَ فِي آخِرِهِ وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنَ التَّلْبِيَاتِ الْأَرْبَعِ فِي أَوَّلِ الْكِتَابِ وَ هِيَ الْفَرِيضَةُ وَ هِيَ التَّوْحِيدُ وَ بِهَا لَبَّى الْمُرْسَلُونَ
=

ارزیابی روایت

[ویرایش]
=
استاد مکارم در مقام ارزیابی این روایت می فرماید:
این روایت صحیحه است و هر چند در صدر روایت شش لبیک ذکر شده است (و حتی بیش از شش تا است زیرا صدر روایت ادامه دارد) ولی امام در ذیل روایت تصریح می کند که فقط چهار تای اول فریضه و واجب است.

← حدیث دوم


عَنْ فَضَالَةَ وَ صَفْوَانَ وَ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ جَمِيعاً عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ التَّلْبِيَةُ أَنْ تَقُولَ لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ إِنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ ذَا الْمَعَارِجِ (بعضی این روایت را دلیل بر لبیک های پنج گانه گرفته اند و از لبیک ذا المعارج را جزء لبیک های مستحبی و حال آنکه ظاهر روایت این است که لبیک لبیک هر دو به ذا المعارج می خورد) لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ دَاعِياً إِلَى دَارِ السَّلَامِ...
بعد امام علیه السلام لبیک های متعدد دیگری را ذکر می کند تا آنکه می فرماید: وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنَ التَّلْبِيَاتِ الْأَرْبَعِ الَّتِي كُنَّ فِي أَوَّلِ الْكَلَامِ وَ هِيَ الْفَرِيضَةُ وَ هِيَ التَّوْحِيدُ وَ بِهَا لَبَّى الْمُرْسَلُونَ...
=

ارزیابی روایت

[ویرایش]
=
استاد مکارم در مقام ارزیابی روایت دوم می فرماید:
مضمون این روایت شبیه همان روایت قبل است و راوی هر دو معاویة ابن عمار می باشد و شاید هر دو یک روایت باشد.

← حدیث سوم


عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ فِي قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ الْعَطَّارِ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص لَمَّا انْتَهَى إِلَى الْبَيْدَاءِ (که بیرون مسجد شجره است که زمین وسیعی است) حَيْثُ الْمِيلُ (در جایی که در آن علامت و نشانه ای وجود دارد) قَرُبَتْ لَهُ نَاقَةٌ (ناقه ای را نزد ایشان آوردند) فَرَكِبَهَا فَلَمَّا انْبَعَثَتْ بِهِ (وقتی ناقه، پیغمبر را بلند کرد) لَبَّى بِالْأَرْبَعِ فَقَالَ لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ إِنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ (وَ الْمُلْكَ لَكَ) لَا شَرِيكَ لَكَ ثُمَّ قَالَ هَاهُنَا يُخْسَفُ بِالْأَخَابِثِ
(ثُمَّ قَالَ إِنَّ النَّاسَ زَادُوا بَعْدُ وَ هُوَ حَسَنٌ (چند لبیک اضافه کرده اند که عیب ندارد ولی واجب همان چهار تا است.
=

نظر صاحب جواهر

[ویرایش]
=
صاحب جواهر از این روایت به صحیحة تعبیر می کند و حال آنکه این روایت از قرب الاسناد است و در اسناد قرب الاسناد بحث و اشکال وجود دارد. در هر حال اگر صحیحه هم نباشد، می تواند مؤید باشد.

← حدیث چهارم


عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى وَ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ عَنْ عِيسَى بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ كُلْثُومِ بْنِ عَبْدِ الْمُؤْمِنِ الْحَرَّانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِبْرَاهِيمَ ع أَنْ يَحُجَّ وَ يَحُجَّ بِإِسْمَاعِيلَ مَعَهُ ... وَ أَمَرَهُمَا بِالتَّلْبِيَاتِ الْأَرْبَعِ الَّتِي لَبَّى بِهَا الْمُرْسَلُونَ...

← ارزیابی روایت


استاد مکارم در مقام ارزیابی این روایت می فرماید:
کلثوم بن عبد المؤمن مجهول الحال است و حتی نام او در جامع الرواة هم نیامده است بعضی کلثوم بن عبد الرحمان گفتند که او هم مجهول الحال است.
بله در این روایت این سؤال وجود دارد که این روایت مربوط به انبیاء گذشته است و مربوط به شرایع سابقه می باشد ولی وقتی امام صادق علیه السلام آن را نقل می کند و هنگام بیان آن برای مسلمانان سکوت می کند مشخص می شود که حکم در شریعت اسلام هم همین است. خصوصا که بعد سایر اعمال حج را توضیح می دهد.

← حدیث پنجم


ح ۲۹: فِي الْخِصَالِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع فِي حَدِيثِ شَرَائِعِ الدِّينِ قَالَ وَ لَا يَجُوزُ الْحَجُّ إِلَّا مُتَمَتِّعاً وَ لَا يَجُوزُ الْقِرَانُ وَ الْإِفْرَادُ إِلَّا لِمَنْ كَانَ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ... وَ فَرَائِضُ الْحَجِّ الْإِحْرَامُ وَ التَّلْبِيَاتُ الْأَرْبَعُ وَ هِيَ لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ إِنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ...
=

ارزیابی روایت

[ویرایش]
=
در سند این روایت هم اعمش وجود دارد که فردی است که وثاقت او ثابت نشده است.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. جواهر الکلام ج۱۸، ص۲۱۵.    
۲. جواهر الکلام ج۱۸، ص۲۲۵.    
۳. الحدائق الناضرة ج۱۵، ص۶۵.    
۴. جواهر الکلام ج۱۸، ص۲۲۸-۲۳۱.    
۵. الکافی فی الفقه، ص۱۹۳.    
۶. المهذب ج۱، ص۲۱۵.    
۷. وسائل الشیعة ج۱۲، ص۳۸۲.    
۸. درس خارج فقه آیت االه مکارم،کتاب حج،چهارشنبه ۱ دی هشتاد ونه    
۹. کشف اللثام،ج۵،ص۲۶۱    
۱۰. جواهر الکلام،ج۱۸،ص۲۱۵    
۱۱. الحدائق الناضرة ج۱۵، ص۴۰.    
۱۲. مهذب الاحکام ج۱۳، ص۱۰۵.
۱۳. مستند الشیعة ج۱۱، ص۳۱۵-۳۱۹.    
۱۴. فقه الصادق ج۱۰، ص۲۴۹-۲۵۴.    
۱۵. مستند الشیعة ج۱۱، ص۳۲۲-۳۲۶.    
۱۶. مستند الشیعة ج۱۱، ص۳۱۹-۳۲۱.    
۱۷. الحدائق الناضرة ج۱۵، ص۷۱.    
۱۸. جواهر الکلام ج۱۸، ص۴۳۲.    
۱۹. درس خارج فقه آیت الله مکارم،کتاب الحج،چهارشنبه ۱ دی هشتاد و نه    
۲۰. وسائل الشیعه،ج۱۰،ص۱۱    
۲۱. درس خارج فقه آیت الله مکارم،کتاب حج،چهارشنبه ۱ دی هشتاد و نه    
۲۲. یزدی،سید کاطم،کتاب العروة الوثقی،ج۴،ص۶۶۳    
۲۳. امام خمینی، سید روح الله، تحریر الوسیله،ج۱،ص۴۱۴، طبع دارالکتب العلمیة    
۲۴. جواهر الکلام،ج۱۸،ص۲۱۵    
۲۵. ریاض المسائل،ج۶،ص۲۴۵و ۲۴۶    
۲۶. وسائل الشیعة،آل البیت،ج۱۲،ص۳۷۵ باب ۳۶ از ابواب احرام،حدیث ۲    
۲۷. درس خارج فقه آیت الله مکارم،کتاب حج،شنبه ۴ دی هشتاد ونه    
۲۸. وسائل الشیعه،آل لبیت،ج۱۲،ص۳۸۲، باب ۴۰ از ابئاب احرام،حدیث۲    
۲۹. درس خارج فقه آیت الله مکارم،کتاب حج،شنبه ۴ دی هشتاد ونه    
۳۰. وسائل الشیعه،آل البیت،ج۱۲،ص۳۷۶،باب ۳۶ از ابواب احرام،حدیث ۶    
۳۱. درس خارج فقه آیت الله مکارم،کتاب حج،شنبه ۴ دی هشتاد ونه    
۳۲. وسائل الشیعة،آل البیت،ج۱۱،ص۲۲۹، باب دوم از اقسام حج،حدیث۲۳.    
۳۳. درس خارج فقه آیت الله مکارم،کتاب حج،شنبه ۴ دی هشتاد ونه    
۳۴. وسائل الشیعة،آل البیت،ج۱۱،ص۲۳۳،باب دوم ازاقسام حج،حدیث ۲۹    


منبع

[ویرایش]

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۲، ص۶۱۳-۶۱۴.    


رده‌های این صفحه : احرام | تلبیه | حج | فقه




جعبه‌ابزار