تلاوت قرآنذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تلاوت، یک اصطلاح قرآنی است که به خواندن قرآن و اندیشیدن در معانی آن تِلاوت گفته می‌شود.


معنای تلاوت

[ویرایش]

تلاوت از ریشه «ت ل و» در لغت به معنای متابعت است. [۱] [۲] [۳] مُتابعت گاهی جسمانی و گاهی با پیروی از مواعظ و حکمت ها و گاهی با قرائت و تدبّر در معناست؛ [۴] مانند «اِنَّ الَّذینَ یَتلونَ کِتبَ اللّهِ واَقاموا الصَّلوةَ واَنفَقوا مِمّا رَزَقنهُم سِرًّا وعَلانِیَةً یَرجونَ تِجرَةً لَن تَبور». [۵] البته در دو صورت اول مصدرش «تُلُوّ» و «تُلْو» و در صورت سوم «تلاوة» است. راغب برای متابعت جسمانی نمونه ای قرآنی نیاورده است؛ ولی برخی آیه «و الشَّمسِ وضُحها • والقَمَرِ اِذا تَلها» [۶] را از این دست دانسته اند. [۷] [۸]

معانی دیگر تلاوت

[ویرایش]

برخی، معانی دیگری چون نازل کردن [۹] [۱۰] و بازگو کردن [۱۱] [۱۲] برای تلاوت ذکر کرده اند. برخی نیز تلاوت در آیه «واتَّبَعوا ما تَتلوا الشَّیطینُ عَلی مُلکِ سُلَیمنَ» [۱۳] را به معنای دروغ بستن دانسته [۱۴] [۱۵] [۱۶] و معتقدند اگر فعل «تلا» با «عَلی» متعدی شود به این معناست. [۱۷] [۱۸] فخر رازی معنای تلاوت در آیه را خبر دادن می داند و معتقد است اگر خبر دهنده دروغ بگوید، گفته می شود:«تلا علی فلان» و زمانی که راست بگوید گفته می شود:«تلا عن فلان» [۱۹]، به هر روی تلاوت در اصطلاح عبارت است از خواندن قرآن با ترتیل و آرامش همراه با طنین ویژه ای که ناشی از بزرگداشت و خشوع تلاوت کننده در برابر آن باشد. [۲۰]

تعریف لغوی تلاوت

[ویرایش]

«تلاوت قرآن»، «متابعت از قرآن در قرائت و دنبال کردن معانی و پیروی در عمل» می‌باشد.

ریشه تلاوت

[ویرایش]

تلاوت، یکی از صورتهای مصدری ریشه ت ـ ل ـ و و به معنای خواندن است [۲۱]
به نوشته ابن فارس [۲۲] این ریشه یک معنا بیش ندارد و آن در پی آمدن (اِتْباع، اتّباع) است و چون در خواندن قرآن آیات در پی یکدیگر می آیند، به آن «تِلاوة القرآن» گفته شده است.
راغب اصفهانی [۲۳] نیز همین معنا را برای ریشه مذکور بیان کرده و گفته است به خواندن قرآن و اندیشیدن در معانی آن تِلاوت می گویند.
وی همچنین اشاره کرده که واژه تِلاوت فقط به خواندن کتابهای آسمانی اختصاص دارد، بر خلاف قرائت که کاربرد آن عام است، اما به نوشته ابن منظور [۲۴] برخی کاربرد تلاوت را نیز عام می دانند.

تعریف اصطلاحی تلاوت

[ویرایش]

مفسران نیز تلاوت را به معنای خواندن و بر گرفته از معنای اصلی آن (در پی آمدن) دانسته‌اند.
از جمله، به نوشته شیخ طوسی [۲۵] و مرحوم طبرسی [۲۶] و علامه‌طباطبائی [۲۷] خواندن (قرائت) را از آنرو تلاوت می گویند که حروف از پی یکدیگر می آیند [۲۸]
توضیح بعدی شیخ طوسی [۲۹] و مرحوم طبرسی [۳۰] نیز در خور توجه است : عمل خواندن را تلاوت می گویند چون حروف در پی یکدیگر ادا می شوند و به آن قرائت می گویند از آنرو که حروف در یک جا جمع می شوند (اصل معنای ق ـ ر ـ ء جمع شدن است).
پس تلاوت در اصطلاح علوم قرآنی تلاوت يعني قرائتي که همراه با فهم معنا باشد به طوري که فهم منتهي به عمل مفهوم آیه تفهيم شده باشد. در واقع تلاوت يعني:قرائت + فهم معنا = عمل = تلاوت.

انواع مصدر واژه تلاوت

[ویرایش]

۱-اگر تلاوت و دنبال کردن آیات، «امری مادی و یا پیروی در حکم» باشد، مصدرش، «تُلُوّ وِ تِلْو» خواهد بود،
مثالِ پیرویِ مادی و پیروی در حکم:
«وَ الْقَمَرِ إذا تَلیها». [۳۱]
(قسم به ماه آنگاه که در پی خورشید رود و در حکمِ نورانیت، از آن تبعیت نماید).
مثالِ پیروی در حکم فقط:
«وَ یَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ...». [۳۲]
(وشاهدی از خاندان پیامبر او را الگو می‌گیرد و از او متابعت می‌نماید).
۲-اگر «متابعت» به واسطه «قرائت یا تدبر در معنی» باشد مصدرش «تِلاوَهْ» می‌باشد.
مثالِ پیروی در قرائت و تدبرِ معنی:
«...مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّهٌ قائِمَهٌ یَتْلُونَ آیاتِ اللَّهِ آناءَ اللَّیْلِ وَ هُمْ یَسْجُدُونَ [۳۳]
(بعضی از اهلِ‌کتاب، امتی بپا خاسته‌اند که آیاتِ خدا را در اوقات شب در حالی که به سجده رفته‌اند با قرائت و تدبر در معنی، ‌دنبال می‌کنند).
مثالِ پیروی در قرائت و تدبر و عمل:
«الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْكِتابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِكَ یُؤْمِنُونَ بِهِ...». [۳۴]
(کسانی که به آنان کتاب دادیم آن را به حق تلاوت می‌نمایند، چرا که آنان به آن ایمان دارند)، در این مورد، حدیث دیگری از پیامبر «حق تلاوت» را «پیرویِ راستین در عمل» معرفی می‌نماید: «فی قَوْلِهِ تَعالی: «... یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ...»: یَتَّبِعُونَهُ حَقَّ اتّباعِهِ». [۳۵]
می‌بینیم این آیه شریفه، نظر به تلاوتِ جامع در پیرویِ لفظی، معنوی و عملی دارد.

کاربرد در قرآن

[ویرایش]

به گفته راغب، تلاوت ویژه پیروی از کتاب های آسمانی است؛ خواه با خواندن آن باشد که گویا قاری در پی کلمات و معانی می رود و خواه با پیروی از اوامر و نواهی آن [۳۶]، از این رو باید قرآن را امام و پیشوای خود قرار داد و در پی آن حرکت کرد و این همان حقیقت تلاوت است. [۳۷] واژه تلاوت همراه با احترام و قداست بوده، درباره کتاب های آسمانی به ویژه قرآن کریم به کار می رود. [۳۸] واژه تلاوت و مشتقات آن بیش از ۶۰ بار در قرآن کریم به کار رفته اند.

تفاوت قرائت و تلاوت

[ویرایش]

«هر تلاوتی»، «قرائت» می‌باشد امّا «هر قرائتی» لزوماً «تلاوت» ‌محسوب نمی‌شود؛ و اساساً «تلاوت» در مواردی بکار می‌رود که مطالب قرائت شده، وجوبِ پیروی را در پی آورد، از این رو گفته نمی‌شود: «تَلَوْتُ رِقْعَتَكَ»: «نامه‌ات را تلاوت کردم»، بلکه صحیح آن، «قَرَأْتُ رِقْعَتَكَ» می‌باشد؛ این معنی را بوضوح در آیات می‌بینیم:
«أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَفَلا تَعْقِلُونَ» [۳۹]
(آیا مردم را به نیکی فرمان می‌دهید و خود را فراموش می‌کنید حال آنکه شما کتاب را تلاوت می‌کنید! پس چرا تعقل نمی‌کنید ـ و هوای نفستان را مهار نمی‌زنیدـ).
در آیه شریفه با توبیخ، ‌سؤال می‌کند، که: «تلاوتِ کتاب»، چرا «موجبِ عمل» نگشته است و چرا هوایِ نفس را مهار ننموده است؟
در قرآنِ کریم، آنجا که از «قرائت»، «تأنی و دقت» نیز مقصود باشد فعلِ قرائت با قید اضافی آورده می‌شود: «وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النَّاسِ عَلی مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِیلاً». [۴۰] (و قرآنی عظیم را ـ نازل کردیم ـ که جدا جدایش نمودیم ـ قطعه قطعه نازل کردیم ـ به این مقصود که آن را برمردم با تأنی و درنگ بخوانی و به این دلیل که به نحو خاصی آن را نازل کردیم).
فرق معنایی تلاوت و قرائت این است که قرائت به معنای خواندن و غالباً خواندن صورت ظاهر آیات است، اما تلاوت هم خواندن صورت ظاهر آیات است و هم در موردی به کار می رود که شخص ضمن خواندن کلام الهی، به معانی و مفاهیم و مصادیق و اوامر و نواهی نیز توجه دارد، چنانکه گویی آیات در همان لحظه بر او نازل می شوند [۴۱]

تلاوت در قرآن

[ویرایش]

در قرآن بر فضیلت تلاوت قرآن تأکید شده است، از جمله در آیه ۲۹ سوره فاطر آمده است که تلاوت صحیح و حقیقی قرآن، تجارتی بدون زیان است.
لفظ تلاوت فقط یک بار در قرآن کریم [۴۲] آمده، اما مشتقات آن بیش از پنجاه بار به کار رفته است [۴۳]
در قرآن تلاوت و مشتقات آن عموماً برای خواندن مطالبی به کار رفته که پیروی از مضامین آنها ضروری است [۴۴]
تلاوت قرآن دارای مراتبی است که بالاترین آنها حق تلاوت آن است. [۴۵] [۴۶] [۴۷]

معنای حق تلاوت

[ویرایش]

در معنای حق تلاوت اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی آن را خواندن یا پیروی کردن با خضوع و خشوع و صفای اعتقاد و بدون تغییر و تحریف قرآن دانسته‌اند.
کلبی آن را درنگ کردن به هنگام ذکر جنّت و نار و طلب بهشت از خدا و پناه بردن به او از شرّ جهنم، بیان کرده است.
بعضی نیز حق تلاوت را ترتیل الفاظ قرآن و فهم معانی آن و تدبر در آن یا عمل کردن به محکمات قرآن و ایمان آوردن به متشابهات آن ذکر کرده اند. [۴۸] [۴۹]

حق تلاوت در روایات

[ویرایش]

در بسیاری از احادیث پیامبر اکرم و ائمه اطهار بر تلاوت قرآن تأکید شده است. بنا بر روایاتی از پیامبر اکرم و امام علی و امام صادق علیهم السلام، حق تلاوت مرتبه ای است که تلاوت کننده قرآن، آن را با فهم وتدبر بخواند و به دستورهای آن به گونه ای شایسته عمل کند [۵۰] [۵۱] [۵۲]
در حدیثی نبوی آمده است که تلاوت قرآن، نور و مایه برکت و وسعت روزی است [۵۳]
در سفارشهای پیامبر اکرم به علی علیه السلام برتلاوت قرآن، در هر حال، تأکید گردیده [۵۴] و در خطبه ۱۱۰ نهج البلاغه به نیکو تلاوت کردن قرآن توصیه شده است.
پیامبر گرامی (ص) می‌فرمایند: «خانه‌های خود را با تلاوت قرآن نورانی کنید.» [۵۵]
یکی از راههای انس با قرآن، «تلاوت» آیات کلام الله مجید است.«اتْلُ ما أُوحِیَ إِلَیْكَ مِنْ كِتابِ». [۵۶]

صحابه و تفسیر تلاوت

[ویرایش]

ابن عباس، ابن مسعود، مجاهدبن جبر و حسن بصری، تلاوت را پیروی کامل از قرآن، عمل به حلال و پرهیز از حرام آن، تفسیر کرده اند. [۵۷] [۵۸] [۵۹]

اداب تلاوت

[ویرایش]

در برخی آیات قرآن و در بسیاری از احادیث، برای تلاوت و قرائت کلام خدا آدابی ذکر شده است که اجمالاً به آداب ظاهری و باطنی تقسیم می شوند [۶۰] [۶۱]

← اداب ظاهری تلاوت


برخی از آداب ظاهری عبارت اند از:
گرفتن وضو و شستن دهان پیش از تلاوت [۶۲]
و پناه بردن به خدا [۶۳]
تلاوت با صوت نیکو و دوری از لحن اهل فسق [۶۴] [۶۵]
خواندن با حزن [۶۶]
گوش فرا دادن و سکوت کردن در هنگامی که قرآن تلاوت می شود [۶۷]
مراعات حرمت مصحف و مداومت بر تلاوت [۶۸]
و قرائت به ترتیل [۶۹] [۷۰]
همچنین یکی از مهمترین مسائل مرتبط با تلاوت، فنّ تلفظ صحیح حروف و اصوات قرآن با رعایت لهجه فصیح عربی است که به آن تجوید عملی گفته می شود.

← اداب باطنی تلاوت


برخی آداب باطنی نیز عبارت اند از:
اخلاص و دوری از ریا [۷۱]
خشوع، [۷۲] [۷۳]
تدبر در هنگام خواندن آیات [۷۴] [۷۵] [۷۶]
و عمل به احکام و مراعات حدود الهی [۷۷] [۷۸]

کتاب درباره تلاوت

[ویرایش]

در باره تلاوت قرآن و آداب و فضائل آن کتابهای متعددی به زبانهای مختلف از جمله عربی و فارسی تألیف شده است. [۷۹] [۸۰] [۸۱]

معنای قرائت

[ویرایش]

«قرائت» در لغت به معنای جمع کردن و در اصطلاح ضمیمه کردن حروف و کلمات به یکدیگر است. [۸۲]

کاربرد واژه قرائت

[ویرایش]

واژه قرائت در باره قرآن و دیگر کتاب ها و نوشته ها به کار می رود، با این تفاوت که درباره قرآن تلفظ الفاظ و کلمات در آن، لازم است؛ ولی در مورد سایر کتاب ها و نوشته ها، اصل در آن، ادراک معنا و مفهوم کلام است؛ خواه با نگاه کردن و مطالعه و خواه با تلفظ و خواندن باشد. واژه «قرء» و مشتقات آن (به جز قرآن) ۱۸ بار در قرآن به کار رفته اند و واژه «قرآن» ۷۰ بار به کار رفته است که دو مورد آن [۸۳] به معنای خواندن [۸۴] [۸۵] [۸۶] [۸۷] و دو مورد دیگر [۸۸] به معنای نماز صبح است. [۸۹] [۹۰] [۹۱] در سایر موارد نام کتاب آسمانی مسلمانان است [۹۲] که به بخشی از آن نیز اطلاق می شود.

تفاوت واژه قرائت و تلاوت

[ویرایش]

واژه تلاوت تنها در باره کتاب های آسمانی [۹۳] به ویژه قرآن کریم به کار می رود که با احترام و تکریم همراه است و پس از خواندن، عمل به مضامین آن نیز لازم است؛ ولی قرائت در خواندن هر نوشته ای به کار می رود [۹۴] [۹۵] [۹۶] ؛ همچنین قرائت در خواندن یک کلمه نیز به کار می رود؛ ولی تلاوت در باره دو کلمه و بیشتر است. [۹۷]

فضیلت تلاوت قرآن

[ویرایش]

از مهم ترین اهداف بعثت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) تلاوت آیات الهی بر مردم است:«لَقَد مَنَّ اللّهُ عَلَی المُؤمِنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولاً مِن اَنفُسِهِم یَتلوا عَلَیهِم ءایتِهِ». [۹۸]
خدای متعالی تلاوت قرآن را به پیامبر اکرم فرمان داد:«اُتلُ ما اوحِیَ اِلَیکَ مِنَ الکِتبِ» [۹۹] ، چنان که خود آن حضرت از این مأموریت خبر داده است:«واُمِرتُ اَن اَکونَ مِنَ المُسلِمین • واَن اَتلُوا القُرءانَ» [۱۰۰] ، از این رو تبلیغ رسالت پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با تلاوت قرآن آغاز شد.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) بحارالانوار، المجلسی (م. ۱۱۱۰ ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.
(۲) البحر المحیط، ابوحیان الاندلسی (م. ۷۵۴ ق.)، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۲ ق.
(۳) التبیان، الطوسی (م. ۴۶۰ ق.)، به کوشش احمد حبیب العاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
(۴) التحقیق، المصطفوی، تهران، وزارت ارشاد، ۱۳۷۴ ش.
(۵) ترتیب العین، خلیل (م. ۱۷۵ ق.)، به کوشش المخزومی و دیگران، دارالهجرة، ۱۴۰۹ ق.
(۶) تفسیر روح البیان، بروسوی (م. ۱۱۳۷ ق.)، بیروت، دارالفکر.
(۷) تفسیر العیاشی، العیاشی (م. ۳۲۰ ق.)، به کوشش رسولی محلاّتی، تهران، المکتبة العلمیة الاسلامیه.
(۸) التفسیر الکبیر، الفخر الرازی (م. ۶۰۶ ق.)، قم، دفتر تبلیغات، ۱۴۱۳ ق.
(۹) جامع البیان، الطبری (م. ۳۱۰ ق.)، به کوشش صدقی جمیل، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ ق.
(۱۰) روح المعانی، الآلوسی (م. ۱۲۷۰ ق.)، به کوشش علی عبدالباری، بیروت، ۱۴۱۵ ق.
(۱۱) فقه القرآن، الراوندی (م. ۵۷۳ ق.)، به کوشش حسینی، قم، کتابخانه نجفی، ۱۴۰۵ ق.
(۱۲) کشف الاسرار، میبدی (م. ۵۲۰ ق.)، به کوشش حکمت، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۱ ش.
(۱۳) مجمع البیان، الطبرسی (م. ۵۴۸ ق.)، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ ق.
(۱۴) معجم الفروق اللغویه، ابوهلال العسکری (م. ۳۹۵ ق.)، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۲ ق.
(۱۵) معجم مقاییس اللغه، ابن فارس (م. ۳۹۵ ق.)، به کوشش عبدالسلام محمد، قم، دفتر تبلیغات، ۱۴۰۴ ق.
(۱۶) مفردات، الراغب (م. ۴۲۵ ق.)، به کوشش صفوان داودی، دمشق، دارالقلم، ۱۴۱۲ ق.
(۱۷)المیزان، الطباطبایی (م. ۱۴۰۲ ق.)، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.
(۱۸)الوجوه والنظائر، الدامغانی (م. ۴۷۸ ق.)، به کوشش فاطمة یوسف، دمشق، مکتبة الفارابی، ۱۴۱۹ ق.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ترتیب العین، ج۸، ص۱۳۴.
۲. مقاییس اللغه، ج۱، ص۳۵۱.    
۳. مفردات، ص۱۶۷، «تلو».    
۴. مفردات، ص۱۶۷.    
۵. فاطر/ سوره۳۵، آیه۲۹.    
۶. شمس/ سوره۹۱، آیه۱-۲.    
۷. الوجوه والنظائر، ص۱۷۹.
۸. کشف الاسرار، ج۱۰، ص۵۰۵.
۹. آل عمران/ سوره۳، آیه۵۸.    
۱۰. الوجوه والنظائر، ص۱۷۸ -۱۷۹.
۱۱. قصص/ سوره۲۸، آیه۳.    
۱۲. البحر المحیط، ج۸، ص۲۸۵.    
۱۳. بقره/ سوره۲، آیه۱۰۲.    
۱۴. المیزان، ج۱، ص۲۳۳.    
۱۵. المیزان، ج۱، ص۲۳۷.    
۱۶. الفروق اللغویه، ص۱۴۰.    
۱۷. مفردات، ص۱۶۸.    
۱۸. مجمع البیان، ج۱، ص۳۳۶.
۱۹. التفسیر الکبیر، ج۳، ص۲۰۳.
۲۰. بحارالانوار، ج۷۶، ص۲۰۶.
۲۱. احمدبن علی بیهقی، تاج المصادر، ج۱، ص۹۹، چاپ هادی عالم زاده، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۵ ش.
۲۲. ابن فارس، مقائیس اللغه، ذیل «تلو».
۲۳. حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ج۱، ۷۵، چاپ محمد سیدکیلانی، تهران ( ۱۳۳۲ ش ).    
۲۴. ابن منظور، لسان العرب، ج۱۴، ص۱۰۴.    
۲۵. طوسی، التبیان، ج۱، ۱۹۹.    
۲۶. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۱، ص۱۹۱.    
۲۷. طباطبائی، المیزان، ج۵، ص۲۹۸.    
۲۸. طوسی، التبیان، ج۱، ص۴۴۲.    
۲۹. طوسی، التبیان، ج۱، ص۴۴۲.    
۳۰. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۱، ص۱۹۱.    
۳۱. شمس/سوره۹۱، آیه۲.    
۳۲. هود/سوره۱۱، آیه۱۷.    
۳۳. آل عمران/سوره۳،آیه۱۱۳.    
۳۴. بقره/سوره۲، آیه۲۱.    
۳۵. دارالمنثور، ج۱، ص۱۱۱.
۳۶. مفردات، ص۱۶۷.    
۳۷. التحقیق، ج۱، ص۳۹۳ -۳۹۴، «تلو».
۳۸. مفردات، ص۱۶۷.    
۳۹. بقره/سوره۲، آیه۴۴.    
۴۰. اسراء/سوره۱۷، آیه۱۰۶.    
۴۱. الموسوعة الفقهیّة، ج۱۳، ص۲۵۰ـ۲۶۰، کویت : وزارة الاوقاف والشئون الاسلامیة، ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۴۲. بقره/سوره۲، آیه۱۲۱.    
۴۳. محمدفؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، ذیل «تلا»، قاهره ۱۳۶۴، چاپ افست تهران ( ۱۳۹۷ ).
۴۴. حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ج۱، ۷۵، چاپ محمد سیدکیلانی، تهران ( ۱۳۳۲ ش ).    
۴۵. بقره/سوره۲، آیه۱۲۱.    
۴۶. نهج البلاغه، خطبه ۱۱۰.
۴۷. علی بن حسین (ع)، امام چهارم، الصحیفة السجادیة، ص۴۵۸، دعای ۴۷، چاپ محمدجواد حسینی جلالی، قم ۱۳۸۰ ش.
۴۸. سیوطی، الإتقان فی علوم القرآن، ج۱، ص۱۱۱.
۴۹. فتح اللّه بن شکراللّه کاشانی، منهج الصادقین، ج۱، ص۲۹۰، چاپ علی اکبر غفاری، تهران ( ۱۳۸۵ ).
۵۰. نهج البلاغه، خطبه ۱۸۲.
۵۱. مسعودبن عیسی ورّام، تنبیه الخواطر و نزهة النواظرالمعروف بمجموعه ورّام، ج۲، ص۲۳۶،( چاپ علی اصغر حامد )، تهران ( ۱۳۷۶ )
۵۲. سیوطی، الإتقان فی علوم القرآن، ج۱، ص۱۱۱.
۵۳. کلینی، کافی، ج۲، ص۶۱۰.    
۵۴. ابن بابویه، کتاب من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۱۸۸، چاپ علی اکبر غفاری، قم ۱۴۰۴.    
۵۵. شیخ کلینی،الاصول من الکافی،ج۲،ص۶۱۰.    
۵۶. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۴۵.    
۵۷. طوسی، التبیان، ج۱، ص۴۴۱.    
۵۸. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۱، ص۱۹۸.
۵۹. ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، ج۲، ص۱۳۵، چاپ محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، مشهد ۱۳۶۵ـ۱۳۷۶ ش.
۶۰. الموسوعة الفقهیّة، ج۱۳، ص۲۵۲ـ ۲۵۳، کویت : وزارة الاوقاف والشئون الاسلامیة، ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۶۱. الموسوعة الفقهیّة، ج۱۳، ص۲۵۵ـ۲۵۶، کویت : وزارة الاوقاف والشئون الاسلامیة، ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۶۲. مجلسی، بحارالانوار، ج۸۹، ص۲۱۳.    
۶۳. نحل/سوره۱۶، آیه۹۸.    
۶۴. کلینی، کافی، ج۲، ص۶۱۶.    
۶۵. مجلسی، بحارالانوار، ج۸۹، ص۱۹۰ ۱۹۵.    
۶۶. کلینی، کافی، ج۲، ص۶۱۴.    
۶۷. اعراف/سوره۷، ص۲۰۴.    
۶۸. کلینی، کافی، ج۲، ص۶۱۶.    
۶۹. مزّمّل/سوره۷۳، آیه۴.    
۷۰. عبدعلی بن جمعه حویزی، کتاب تفسیر نورالثقلین، ج۴، ص۱۵، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم ( ۱۳۸۳۱۳۸۵ ).    
۷۱. مجلسی، بحارالانوار، ج۸۹، ص۱۸۴.    
۷۲. حدید/سوره۵۷، آیه۱۶.    
۷۳. مجلسی، بحارالانوار، ج۸۹، ص۲۱۰.    
۷۴. ص/سوره۳۸، آیه۲۹.    
۷۵. محمد/سوره۴۷، آیه۲۴.    
۷۶. مجلسی، بحارالانوار، ج۸۹، ص۲۱۱.    
۷۷. نهج البلاغه، خطبه ۱۸۲.
۷۸. مجلسی، بحارالانوار، ج۸۹، ص۱۸۵.    
۷۹. محمدحسن بکائی، کتابنامه بزرگ قرآن کریم، ج۱، ص۴ـ۶، تهران ۱۳۷۴ ش.
۸۰. محمدحسن بکائی، کتابنامه بزرگ قرآن کریم، ج۴، ص۱۲۷۵ـ۱۲۷۶، تهران ۱۳۷۴ ش.
۸۱. محمدحسن بکائی، کتابنامه بزرگ قرآن کریم، ج۷، ص۲۸۵۸ـ۲۸۵۹، تهران ۱۳۷۴ ش.
۸۲. مفردات، ص۶۶۸ -۶۶۹، «قرأ».    
۸۳. قیامت/ سوره۷۵، ایات۱۷ -۱۸.    
۸۴. جامع البیان، ج۱، ص۶۵.
۸۵. جامع البیان، ج۲۹، ص۲۳۵ -۲۳۶.
۸۶. التبیان، ج۱، ص۱۸.    
۸۷. التبیان، ج۱۰، ص۱۹۶.    
۸۸. اسراء/ سوره۱۷، آیه ۷۸.    
۸۹. جامع البیان، ج۱۵، ص۱۷۴.
۹۰. تفسیر عیاشی، ج۲، ص۳۰۹.    
۹۱. فقه القرآن، ج۱، ص۸۲.    
۹۲. مفردات، ص۶۶۸ -۶۶۹. «قرأ».    
۹۳. مفردات، ص۱۶۷، «تلو».    
۹۴. مفردات، ص۱۶۷.    
۹۵. روح البیان، ج۵، ص۲۳۸.
۹۶. الفروق اللغویه، ص۱۴۰.    
۹۷. الفروق اللغویه، ص۱۴۰.    
۹۸. آل عمران/ سوره۳، آیه۱۶۴.    
۹۹. عنکبوت/ سوره۲۹، آیه۴۵.    
۱۰۰. نمل/ سوره۲۷، آیات۹۱ -۹۲.    


منابع

[ویرایش]

دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تلاوت»، شماره۳۸۱۹.    
اندیشه قم.    
برگرفته از مقاله تلاوت، دائرة المعارف قرآن کریم.    


رده‌های این صفحه : آداب تلاوت | تلاوت قرآن | قرآن شناسی




جعبه‌ابزار