تفنگچی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تفنگچی، عنوان سربازان تفنگدار در تشکیلات نظامی صفویان بود.


ورود تفنگ به ایران

[ویرایش]

در پی ورود تفنگ به ایران ، دستة تفنگچیان در دوره صفوی (ح ۹۰۶ـ ۱۱۳۵) تشکیل شد. نخستین شواهد در باره وجود تفنگچیان به دوره شاه طهماسب اول (۹۳۰ـ ۹۸۴) باز می‌گردد
[۱] محمودبن غیاث الدین خواندمیر، ج۱، ص۱۴۹، تاریخ شاه اسماعیل و شاه طهماسب صفوی ،ذیل تاریخ حبیب السیر.
[۲] محمودبن غیاث الدین خواندمیر، ج۱، ص۱۴۲، تاریخ شاه اسماعیل و شاه طهماسب صفوی ، ذیل تاریخ حبیب السیر.
[۳] روملو، ج۱۲، ص۲۷۰.
اما رسته تفنگچیان به مثابه واحد منظم نظامی در دورة شاه عباس اول (۹۹۶ـ ۱۰۳۸) گسترش یافت
[۴] علی نقی نصیری، القاب و مواجب دوره سلاطین صفویه، ج۱، ص۱۹ـ۲۰.
[۵] پیترو دلاواله، سفرنامة پیترو دلاواله: قسمت مربوط به ایران، ج۱، ص۳۴۴ـ۳۴۵.
[۶] شاردن، ج ۵، ص ۲۹۷.
به نوشته اروج بیگ
[۷] اروج بیگ بن سلطان علی بیگ، دون ژوان ایرانی، ج۱، ص۱۴۶.
و سیوری ،
[۸] راجر سیوری، ایران عصر صفوی، ج۱، ص۵۷.
در دوره شاه اسماعیل اول (۹۰۶ـ۹۳۰) نیز تفنگچیان وجود داشتند اما این موضوع محل تردید است.

تیپ تفنگداران

[ویرایش]

به نوشته شاردن
[۹] شاردن، ج ۵، ص۲۹۷.
[۱۰] محمودبن هدایت اللّه افوشته یی، نقاوة الا´ثار فی ذکر الاخیار: در تاریخ صفویه، ج۱، ص۲۲۴.
تیپ تفنگداران، نخستین فوج پیاده نظام در ایران به شمار می‌رفتند و افزون بر تفنگ، به شمشیر و خنجر نیز مجهز بودند. آنان، که بیش‌تر از میان روستاییان و کشاورزان گماشته می‌شدند، در زمان صلح به کشاورزی می‌پرداختند. نجیب زادگان، یعنی قزلباشها، وارد این دسته نمی‌شدند.
[۱۱] پیترو دلاواله، سفرنامة پیترو دلاواله: قسمت مربوط به ایران، ج۱، ص۳۴۴ـ۳۴۵.
به نوشته محمد معصوم
[۱۲] محمد معصوم، خلاصة السیر: تاریخ روزگار شاه صفی صفوی، ج۱، ص۷۸.
و علی نقی نصیری ،
[۱۳] علی نقی نصیری، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه، ج۱، ص۲۰.
فرماندهی تفنگچیان را ابتدا مین باشی (فرمانده هزار تن) بر عهده داشت اما دلاواله
[۱۴] علی نقی نصیری، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه، ج۱، ص۲۰.
نوشته است که یوزباشی (فرمانده صد تن) فرمانده تفنگچیان بود.

تفنگچی آقاسیگری

[ویرایش]

منصب «تفنگچی آقاسیگری» (فرماندهی تفنگچیان) اندکی بعد به وجود آمد. اگرچه در منابع دوره صفوی به این منصب اشاره بسیار شده است،
[۱۵] محمدابراهیم بن زین العابدین نصیری، دستور شهریاران: سالهای ۱۱۰۵ تا ۱۱۱۰ ه ق پادشاهی شاه سلطان حسین صفوی، ج۱، ص۳۶۹.
[۱۶] محمد معصوم، خلاصة السیر: تاریخ روزگار شاه صفی صفوی، ج۱، ص۳۸۱.
تاریخ دقیق شکل گیری آن روشن نیست. به نوشته علی نقی نصیری،
[۱۷] علی نقی نصیری، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه، ج۱، ص۲۰.
منصب تفنگچی آقاسیگری را، که از مناصب معتبر به شمار می‌رفته است، «نواب گیتی ستان»
[۱۸] عالم آرای شاه اسماعیل.
تأسیس کرد
[۱۹] مستوفی، ص ۸۹ ـ۹۱.
[۲۰] ولادیمیر فئودوروویچ مینورسکی، سازمان اداری حکومت صفوی، ج۱، ص۱۴، یا، تحقیقات و حواشی و تعلیقات استاد مینورسکی بر تذکرة الملوک.
و عده ای از سپاهیان را با عنوان «تفنگچیان خاصة شریفه» تعیین کرد و تحت فرمان تفنگچی آقاسی قرار داد. او رئیس کل مین باشیها و یوزباشیها و جارچیان و ریکایان (دسته ای از ملازمان شاهی) و تفنگچیان بود و پرداخت مواجب و ادارة امور تفنگچیان را بر عهده داشت (
[۲۱] میرزاسمیعا، ص ۹.
[۲۲] علی نقی نصیری، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه، ج۱، ص۱۹ـ۲۰.


تفنگچیان پیشاپیش سپاه

[ویرایش]

تفنگچیان موظف بودند به هنگام سوارکاری و در میدانهای جنگ پیشاپیش سپاه شاه حرکت کنند. علی نقی نصیری
[۲۳] علی نقی نصیری، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه، ج۱، ص۲۰.
در وصفِ پوششِ تفنگچیان خاصة شریفه نوشته است : «در میان سپاه از تفنگچیان رنگینتر قشونی نمی‌باشد، خصوصاً وقتی که همه مخمل پوش و کمربندهای نقره پهن در میان بسته، کلاههای نمدیِ پَردار در سر و بیدقهای رنگارنگ به دوراندازها بسته در دوش داشته باشند.» آنان در زمره پیاده نظام به شمار می‌رفتند اما گاه جزو سواره نظام نیز بودند. بنا بر شواهد، تعداد تفنگچیان در زمان دیگر شاهان صفوی تغییر می‌کرده است
[۲۴] علی نقی نصیری، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه، ج۱، ص۱۹.
[۲۵] شاردن، ج ۵، ص ۲۹۷.
[۲۶] ولادیمیر فئودوروویچ مینورسکی، سازمان اداری حکومت صفوی، ج۱، ص۵۴، یا، تحقیقات و حواشی و تعلیقات استاد مینورسکی بر تذکرة الملوک.


ثبت و ضبط اسامی و مواجب و تعیین مدت خدمت تفنگچیان

[ویرایش]

ثبت و ضبط اسامی و مواجب و تعیین مدت خدمت تفنگچیان را در این دوره وزیر تفنگچیان برعهده داشت. وی فهرست اسامی تفنگچیان را، پس از تصدیق وزیر دیوان اعلی و تفنگچی آقاسی، امضا و فرمانهای مواجب و سایر امور مالی را مُهر می‌کرد.
[۲۷] میرزاسمیعا، ص ۳۸ـ۳۹.
[۲۸] علی نقی نصیری، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه، ج۱، ص۵۵.

از دیگر صاحب منصبان اداری در این تشکیلات، مستوفیِ تفنگچیان و چهار محرر تحت فرمان وی بودند. مستوفیِ تفنگچیان ثبت و ضبط مواجب و حقوق دسته تفنگچیان را برعهده داشت.
[۲۹] میرزاسمیعا، ص ۳۹.


فوج جدید از تفنگچیان

[ویرایش]

در دورة شاه عباس دوم (۱۰۵۲ـ۱۰۷۷) فوجی جدید از تفنگچیان تشکیل شد که به سبب استفاده از تفنگ جزایر/ جزائر/ جزائری (تفنگی کوتاه با قطر دهانة بزرگ)، به آن‌ها جزایرچی/ جزائرچی یا جزائری انداز می‌گفتند.
[۳۰] شاردن، ج ۵، ص ۳۱۰.
[۳۱] ولادیمیر فئودوروویچ مینورسکی، سازمان اداری حکومت صفوی، ج۱، ص۵۶، یا، تحقیقات و حواشی و تعلیقات استاد مینورسکی بر تذکرة الملوک.
جزائرچیان به خنجر ، شمشیر و جزائر مسلح بودند و بیش‌تر وظیفة نگهبانی از دروازة حیاط درونی کاخ عالی قاپو را بر عهده داشتند.
[۳۲] انگلبرت کمپفر، سفرنامة کمپفر، ج۱، ص۲۴۹.
به نوشته شاردن
[۳۳] شاردن، ج ۵، ص ۳۱۱.
جزائرچیان تحت فرمان تفنگچی آقاسی بودند اما به گفته سانسون ،
[۳۴] مارتین سانسون، سفرنامة سانسون: وضع کشور ایران در عهدشاه سلیمان صفوی، ج۱، ص۸۸.
فرمانده گروه چهارهزار نفری جزائرچیان در دوره شاه سلیمان اول صفوی (۱۰۷۷ـ ۱۱۰۵) توپچی باشی بوده است. البته چون وظیفة اصلی جزائرچیان نگهبانی بوده
[۳۵] شاردن، ج ۵، ص ۳۱۰ـ۳۱۱.
و بیش‌تر از میان غلامان انتخاب می‌شده اند،
[۳۶] میرزا سمیعا، تذکرة الملوک، ج۱، ص۳۸.
می بایست تحت فرمان ایشیک آقاسی بوده باشند.
[۳۷] انگلبرت کمپفر، سفرنامة کمپفر، ج۱، ص۹۹ـ ۱۰۰.
گزارش نصیری در دستور شهریاران (نصیری، ص ۶۷) در بارة اعزام گروهی از تفنگچیان و جزائریان و غلامان به فرماندهی ایشیک آقاسی، برای سرکوب غارتگران محالّ یزد و نائین، نیز این نظر را تأیید می‌کند. چون جزائرچیان بیش‌تر نگهبان بوده اند، کشیکچی نیز نامیده شده اند.
[۳۸] شاردن، ج ۵، ص ۳۱۱.
[۳۹] ولادیمیر فئودوروویچ مینورسکی، سازمان اداری حکومت صفوی، ج۱، ص۵۷، یا، تحقیقات و حواشی و تعلیقات استاد مینورسکی بر تذکرة الملوک.


نادرشاه قبل از حکومت

[ویرایش]

نادرشاه (حک: ۱۱۴۸ـ۱۱۶۰) نیز در آغاز کار تفنگچی آقاسی باباعلی بیگ، حاکم ابیورد بود.
[۴۰] محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۱، ص۱۱، چاپ محمدامین ریاحی.
در این دوره، با رواجِ روز افزون سلاحهای گرم، مانند جزایر و زنبورک و توپ و شمخال، رسته تفنگچیان در کنار جزایرچیان، زنبورکچیان، شمخالچیان و توپچیان دسته مهمی را در میان سپاهیان تشکیل می‌دادند.
[۴۱] محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۱، ص۸۵، چاپ محمدامین ریاحی.
[۴۲] محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۱، ص۱۳۸، چاپ محمدامین ریاحی.
[۴۳] محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۱، ص۱۷۴، چاپ محمدامین ریاحی.
[۴۴] محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۲، ص۴۴۷، چاپ محمدامین ریاحی.
[۴۵] محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۲، ص۶۱۸ـ۶۱۹، چاپ محمدامین ریاحی.
[۴۶] محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۲، ص۸۴۷، چاپ محمدامین ریاحی.
[۴۷] محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۲، ص۸۴۹، چاپ محمدامین ریاحی.
[۴۸] ویلم فلور، حکومت نادرشاه (به روایت منابع هلندی)، ج۱، ص۵۷.
اما تفاوت میان این دسته‌ها روشن نیست و گاه به نظر می‌رسد که این واژه‌ها به گونه ای معادلِ یکدیگر به کار رفته اند؛ مثلاً مروی
[۴۹] محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۱، ص۱۲۸، چاپ محمدامین ریاحی.
نوشته است : «جزایرچیان به انداختن تفنگ و ناوک ضربزنگ مشغول گردیدند».
[۵۰] محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۱، ص۱۳۸، چاپ محمدامین ریاحی.
[۵۱] محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۱، ص۱۷۴، چاپ محمدامین ریاحی.

با توجه به اشاره های مکرر به حضور تفنگچیان در ولایات گوناگون در دوره زندیه (ح ۱۱۶۳ـ ح۱۲۰۸)
[۵۲] ابوالحسن غفاری کاشانی، گلشن مراد، ج۱، ص۸۷۵ ـ۸۷۶.
[۵۳] محمدصادق نامی اصفهانی، تاریخ گیتی گُشا، ج۱، ص۱۹۱، با مقدمة سعید نفیسی.
می توان گفت که دستة تفنگچیان، به مثابه نیروی نظامی در این دوره اهمیت بیشتری یافتند.

دوره قاجار

[ویرایش]

در دورة قاجار (۱۲۱۰ـ۱۳۴۴) حاکمان نواحی گوناگون موظف بودند به هنگام نیاز تفنگچیانی برای حکومت فراهم آورند
[۵۴] قائم مقامی، ۱۳۴۸ ش، ص ۳۱۸.
تفنگچیان این دوره نیز گاه جزو پیاده نظام و گاه جزو سواره نظام بودند.
[۵۵] ابوالقاسم بن عیسی قائم مقام، نامه های پراکندة قائم مقام فراهانی، ج۱، ص۳۷.
[۵۶] ابوالقاسم بن عیسی قائم مقام، نامه های پراکندة قائم مقام فراهانی، ج۱، ص۵۷.
افزون بر این تفنگچیان، واحدی به نام «تفنگداران خاصه» نیز وجود داشت
[۵۷] محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه، المآثر و الا´ثار، ج۱، ص۳۸۷، در چهل سال تاریخ ایران.
که به نوشته عبداللّه مستوفی
[۵۸] عبداللّه مستوفی، شرح زندگانی من، ج۱، ص۴۱۲ـ۴۱۳، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دورة قاجاریه.
«در تحت ریاست تفنگدارباشی هریک سالی صد الی دویست تومان مواجب می‌گرفتند و اسب و نوکر هم نگاه می‌داشتند.» شاه گاه آنان را برای انجام دادن مأموریتهای خاص به ولایات اعزام می‌کرد. به گفتة همو،
[۵۹] عبداللّه مستوفی، شرح زندگانی من، ج۱، ص۴۱۲ـ۴۱۳، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دورة قاجاریه.
این دسته از تفنگچیان اهمیت نظامی خود را از دست دادند و جنبة تشریفاتی یافتند و از تعدادشان کاسته شد. به نوشته او،
[۶۰] عبداللّه مستوفی، شرح زندگانی من، ج۱، ص۴۱۳، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دورة قاجاریه.
آخرین تفنگدارباشی غلامحسین غفاری (امین خلوت و وزیر دربار) بود.

قائم مقامی

[ویرایش]

قائم مقامی بر آن است که قوای ایران در ۱۳۳۷ از چهار قسمت تشکیل می‌شد که چهارمین قسمت آن، «تفنگداران جنوب ایران» یا «پلیس جنوب» بود ولی هیچگاه دولت ایران آن‌ها را به رسمیت نشناخت
[۶۱] قائم مقامی ۱۳۲۶ ش، ص ۱۶۷.
[۶۲] مفتون دنبلی، ص ۱۹۶.
[۶۳] یحیی مدرسی، حسین سامعی، ج۱، ص۱۴۴ـ۱۴۶، و زهرا صفوی مبرهن، فرهنگ اصطلاحات دورة قاجار: قشون و نظمیه.
[۶۴] یحیی مدرسی، حسین سامعی، ج۱، ص۱۸۷، و زهرا صفوی مبرهن، فرهنگ اصطلاحات دورة قاجار: قشون و نظمیه.

عنوان «تفک انداز» و «تفکچی» در دوره ظهیرالدین محمد بابر (۹۳۲ـ۹۳۷)، مؤسس سلسله مغولان هند ،
[۶۵] بابر، امپراتور هند، ج۲، فهرست، ص۱۲۲، بابرنامه.
و در عثمانی
[۶۶] یوزف فون هامر ـ پورگشتال، تاریخ امپراطوری عثمانی، ج۱، ص۵۷۶، ترجمة میرزا زکی علی آبادی.
[۶۷] یوزف فون هامر ـ پورگشتال، تاریخ امپراطوری عثمانی، ج۱، ص۹۷۰، ترجمة میرزا زکی علی آبادی.
[۶۸] یوزف فون هامر ـ پورگشتال، تاریخ امپراطوری عثمانی، ج۱، ص۱۳۳۹، ترجمة میرزا زکی علی آبادی.
[۶۹] یوزف فون هامر ـ پورگشتال، تاریخ امپراطوری عثمانی، ج۱، ص۱۷۳۹، ترجمة میرزا زکی علی آبادی.
[۷۰] یوزف فون هامر ـ پورگشتال، تاریخ امپراطوری عثمانی، ج۱، ص۲۱۴۸، ترجمة میرزا زکی علی آبادی.
نیز به کار رفته و احتمالاً معادلِ « بندقدار » یا « رماه البندق » کشورهای عربی بوده است.
[۷۱] قلقشندی، ج۵، ص۴۳۱.
[۷۲] ابن کنان، حدائق الیاسمین فی ذکر قوانین الخلفاء و السلاطین، ج۱، ص۱۳۸.
[۷۳] ابن کنان، حدائق الیاسمین فی ذکر قوانین الخلفاء و السلاطین، ج۱، ص۲۰۶.
[۷۴] ابن کنان، حدائق الیاسمین فی ذکر قوانین الخلفاء و السلاطین، ج۱، ص۲۰۸.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابن کنان، حدائق الیاسمین فی ذکر قوانین الخلفاء و السلاطین، چاپ عباس صباغ، بیروت ۱۴۱۲/ ۱۹۹۱.
(۲) اروج بیگ بن سلطان علی بیگ، دون ژوان ایرانی، ترجمة مسعود رجب نیا، تهران ۱۳۳۸ ش.
(۳) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه، المآثر و الا´ثار، در چهل سال تاریخ ایران، چاپ ایرج افشار، ج ۱، تهران ۱۳۶۳ ش.
(۴) محمودبن هدایت اللّه افوشته یی، نقاوة الا´ثار فی ذکر الاخیار: در تاریخ صفویه، چاپ احسان اشراقی، تهران ۱۳۷۳ ش.
(۵) بابر، امپراتور هند، بابرنامه، چاپ مانو ایزی نینک، کیوتو ۱۹۹۵ـ۱۹۹۶.
(۶) محمودبن غیاث الدین خواندمیر، تاریخ شاه اسماعیل و شاه طهماسب صفوی (ذیل تاریخ حبیب السیر)، چاپ محمدعلی جراحی، تهران ۱۳۷۰ ش.
(۷) پیترو دلاواله، سفرنامة پیترو دلاواله: قسمت مربوط به ایران، ترجمة شعاع الدین شفا، تهران ۱۳۴۸ ش.
(۸) روملو.
(۹) مارتین سانسون، سفرنامة سانسون: وضع کشور ایران در عهدشاه سلیمان صفوی، ترجمة محمد مهریار، اصفهان ۱۳۷۷ ش.
(۱۰) راجر سیوری، ایران عصر صفوی، ترجمة کامبیز عزیزی، تهران ۱۳۷۸ ش.
(۱۱) عالم آرای شاه اسماعیل، چاپ اصغر منتظر صاحب، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹ ش.
(۱۲) ابوالحسن غفاری کاشانی، گلشن مراد، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تهران ۱۳۶۹ ش.
(۱۳) ویلم فلور، حکومت نادرشاه (به روایت منابع هلندی)، ترجمة ابوالقاسم سری، تهران ۱۳۶۸ ش.
(۱۴) ابوالقاسم بن عیسی قائم مقام، نامه های پراکندة قائم مقام فراهانی، چاپ جهانگیر قائم مقامی، بخش ۱، تهران ۱۳۵۷ ش.
(۱۵) جهانگیر قائم مقامی، تاریخ تحولات سیاسی نظام ایران: از آغاز قرن یازدهم هجری تا سال ۱۳۰۱ هجری شمسی، تهران ۱۳۲۶ ش.
(۱۶) جهانگیر قائم مقامی، یکصدوپنجاه سند تاریخی: از جلایریان تا پهلوی، تهران ۱۳۴۸ ش.
(۱۷) قلقشندی.
(۱۸) انگلبرت کمپفر، سفرنامة کمپفر، ترجمة کیکاوس جهانداری، تهران ۱۳۶۰ ش.
(۱۹) محمد معصوم، خلاصة السیر: تاریخ روزگار شاه صفی صفوی، تهران ۱۳۶۸ ش.
(۲۰) یحیی مدرسی، حسین سامعی، و زهرا صفوی مبرهن، فرهنگ اصطلاحات دورة قاجار: قشون و نظمیه، تهران ۱۳۸۰ ش.
(۲۱) محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، چاپ محمدامین ریاحی، تهران ۱۳۶۴ ش.
(۲۲) عبداللّه مستوفی، شرح زندگانی من، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دورة قاجاریه، تهران ۱۳۷۷ ش.
(۲۳) محمدمحسن مستوفی، زبدة التواریخ، چاپ بهروز گودرزی، تهران ۱۳۷۵ ش.
(۲۴) عبدالرزاق بن نجفقلی مفتون دنبلی، مآثر سلطانیه: تاریخ جنگهای ایران و روس، تبریز ۱۲۴۱، چاپ غلامحسین صدری افشار، چاپ افست تهران ۱۳۵۱ ش.
(۲۵) میرزا سمیعا، تذکرة الملوک، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۷۸ ش.
(۲۶) ولادیمیر فئودوروویچ مینورسکی، سازمان اداری حکومت صفوی، یا، تحقیقات و حواشی و تعلیقات استاد مینورسکی بر تذکرة الملوک، ترجمة مسعود رجب نیا، در همان منبع.
(۲۷) محمدصادق نامی اصفهانی، تاریخ گیتی گُشا، با مقدمة سعید نفیسی، تهران ۱۳۶۳ ش.
(۲۸) علی نقی نصیری، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه، چاپ یوسف رحیم لو، مشهد ۱۳۷۲ ش.

(۲۹) محمدابراهیم بن زین العابدین نصیری، دستور شهریاران: سالهای ۱۱۰۵ تا ۱۱۱۰ ه ق پادشاهی شاه سلطان حسین صفوی، چاپ محمدنادر نصیری مقدم، تهران ۱۳۷۳ ش.
(۳۰) یوزف فون هامر ـ پورگشتال، تاریخ امپراطوری عثمانی، ترجمة میرزا زکی علی آبادی، چاپ جمشید کیان فر، تهران ۱۳۶۷ـ۱۳۶۹ ش.
(۳۱) Jean Chardin, Voyages du Cheralier Chardin en Perse et autres lieux de l'Orient , new ed by LLangle © s, Paris ۱۸۱۱.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. محمودبن غیاث الدین خواندمیر، ج۱، ص۱۴۹، تاریخ شاه اسماعیل و شاه طهماسب صفوی ،ذیل تاریخ حبیب السیر.
۲. محمودبن غیاث الدین خواندمیر، ج۱، ص۱۴۲، تاریخ شاه اسماعیل و شاه طهماسب صفوی ، ذیل تاریخ حبیب السیر.
۳. روملو، ج۱۲، ص۲۷۰.
۴. علی نقی نصیری، القاب و مواجب دوره سلاطین صفویه، ج۱، ص۱۹ـ۲۰.
۵. پیترو دلاواله، سفرنامة پیترو دلاواله: قسمت مربوط به ایران، ج۱، ص۳۴۴ـ۳۴۵.
۶. شاردن، ج ۵، ص ۲۹۷.
۷. اروج بیگ بن سلطان علی بیگ، دون ژوان ایرانی، ج۱، ص۱۴۶.
۸. راجر سیوری، ایران عصر صفوی، ج۱، ص۵۷.
۹. شاردن، ج ۵، ص۲۹۷.
۱۰. محمودبن هدایت اللّه افوشته یی، نقاوة الا´ثار فی ذکر الاخیار: در تاریخ صفویه، ج۱، ص۲۲۴.
۱۱. پیترو دلاواله، سفرنامة پیترو دلاواله: قسمت مربوط به ایران، ج۱، ص۳۴۴ـ۳۴۵.
۱۲. محمد معصوم، خلاصة السیر: تاریخ روزگار شاه صفی صفوی، ج۱، ص۷۸.
۱۳. علی نقی نصیری، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه، ج۱، ص۲۰.
۱۴. علی نقی نصیری، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه، ج۱، ص۲۰.
۱۵. محمدابراهیم بن زین العابدین نصیری، دستور شهریاران: سالهای ۱۱۰۵ تا ۱۱۱۰ ه ق پادشاهی شاه سلطان حسین صفوی، ج۱، ص۳۶۹.
۱۶. محمد معصوم، خلاصة السیر: تاریخ روزگار شاه صفی صفوی، ج۱، ص۳۸۱.
۱۷. علی نقی نصیری، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه، ج۱، ص۲۰.
۱۸. عالم آرای شاه اسماعیل.
۱۹. مستوفی، ص ۸۹ ـ۹۱.
۲۰. ولادیمیر فئودوروویچ مینورسکی، سازمان اداری حکومت صفوی، ج۱، ص۱۴، یا، تحقیقات و حواشی و تعلیقات استاد مینورسکی بر تذکرة الملوک.
۲۱. میرزاسمیعا، ص ۹.
۲۲. علی نقی نصیری، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه، ج۱، ص۱۹ـ۲۰.
۲۳. علی نقی نصیری، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه، ج۱، ص۲۰.
۲۴. علی نقی نصیری، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه، ج۱، ص۱۹.
۲۵. شاردن، ج ۵، ص ۲۹۷.
۲۶. ولادیمیر فئودوروویچ مینورسکی، سازمان اداری حکومت صفوی، ج۱، ص۵۴، یا، تحقیقات و حواشی و تعلیقات استاد مینورسکی بر تذکرة الملوک.
۲۷. میرزاسمیعا، ص ۳۸ـ۳۹.
۲۸. علی نقی نصیری، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه، ج۱، ص۵۵.
۲۹. میرزاسمیعا، ص ۳۹.
۳۰. شاردن، ج ۵، ص ۳۱۰.
۳۱. ولادیمیر فئودوروویچ مینورسکی، سازمان اداری حکومت صفوی، ج۱، ص۵۶، یا، تحقیقات و حواشی و تعلیقات استاد مینورسکی بر تذکرة الملوک.
۳۲. انگلبرت کمپفر، سفرنامة کمپفر، ج۱، ص۲۴۹.
۳۳. شاردن، ج ۵، ص ۳۱۱.
۳۴. مارتین سانسون، سفرنامة سانسون: وضع کشور ایران در عهدشاه سلیمان صفوی، ج۱، ص۸۸.
۳۵. شاردن، ج ۵، ص ۳۱۰ـ۳۱۱.
۳۶. میرزا سمیعا، تذکرة الملوک، ج۱، ص۳۸.
۳۷. انگلبرت کمپفر، سفرنامة کمپفر، ج۱، ص۹۹ـ ۱۰۰.
۳۸. شاردن، ج ۵، ص ۳۱۱.
۳۹. ولادیمیر فئودوروویچ مینورسکی، سازمان اداری حکومت صفوی، ج۱، ص۵۷، یا، تحقیقات و حواشی و تعلیقات استاد مینورسکی بر تذکرة الملوک.
۴۰. محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۱، ص۱۱، چاپ محمدامین ریاحی.
۴۱. محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۱، ص۸۵، چاپ محمدامین ریاحی.
۴۲. محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۱، ص۱۳۸، چاپ محمدامین ریاحی.
۴۳. محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۱، ص۱۷۴، چاپ محمدامین ریاحی.
۴۴. محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۲، ص۴۴۷، چاپ محمدامین ریاحی.
۴۵. محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۲، ص۶۱۸ـ۶۱۹، چاپ محمدامین ریاحی.
۴۶. محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۲، ص۸۴۷، چاپ محمدامین ریاحی.
۴۷. محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۲، ص۸۴۹، چاپ محمدامین ریاحی.
۴۸. ویلم فلور، حکومت نادرشاه (به روایت منابع هلندی)، ج۱، ص۵۷.
۴۹. محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۱، ص۱۲۸، چاپ محمدامین ریاحی.
۵۰. محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۱، ص۱۳۸، چاپ محمدامین ریاحی.
۵۱. محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۱، ص۱۷۴، چاپ محمدامین ریاحی.
۵۲. ابوالحسن غفاری کاشانی، گلشن مراد، ج۱، ص۸۷۵ ـ۸۷۶.
۵۳. محمدصادق نامی اصفهانی، تاریخ گیتی گُشا، ج۱، ص۱۹۱، با مقدمة سعید نفیسی.
۵۴. قائم مقامی، ۱۳۴۸ ش، ص ۳۱۸.
۵۵. ابوالقاسم بن عیسی قائم مقام، نامه های پراکندة قائم مقام فراهانی، ج۱، ص۳۷.
۵۶. ابوالقاسم بن عیسی قائم مقام، نامه های پراکندة قائم مقام فراهانی، ج۱، ص۵۷.
۵۷. محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه، المآثر و الا´ثار، ج۱، ص۳۸۷، در چهل سال تاریخ ایران.
۵۸. عبداللّه مستوفی، شرح زندگانی من، ج۱، ص۴۱۲ـ۴۱۳، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دورة قاجاریه.
۵۹. عبداللّه مستوفی، شرح زندگانی من، ج۱، ص۴۱۲ـ۴۱۳، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دورة قاجاریه.
۶۰. عبداللّه مستوفی، شرح زندگانی من، ج۱، ص۴۱۳، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دورة قاجاریه.
۶۱. قائم مقامی ۱۳۲۶ ش، ص ۱۶۷.
۶۲. مفتون دنبلی، ص ۱۹۶.
۶۳. یحیی مدرسی، حسین سامعی، ج۱، ص۱۴۴ـ۱۴۶، و زهرا صفوی مبرهن، فرهنگ اصطلاحات دورة قاجار: قشون و نظمیه.
۶۴. یحیی مدرسی، حسین سامعی، ج۱، ص۱۸۷، و زهرا صفوی مبرهن، فرهنگ اصطلاحات دورة قاجار: قشون و نظمیه.
۶۵. بابر، امپراتور هند، ج۲، فهرست، ص۱۲۲، بابرنامه.
۶۶. یوزف فون هامر ـ پورگشتال، تاریخ امپراطوری عثمانی، ج۱، ص۵۷۶، ترجمة میرزا زکی علی آبادی.
۶۷. یوزف فون هامر ـ پورگشتال، تاریخ امپراطوری عثمانی، ج۱، ص۹۷۰، ترجمة میرزا زکی علی آبادی.
۶۸. یوزف فون هامر ـ پورگشتال، تاریخ امپراطوری عثمانی، ج۱، ص۱۳۳۹، ترجمة میرزا زکی علی آبادی.
۶۹. یوزف فون هامر ـ پورگشتال، تاریخ امپراطوری عثمانی، ج۱، ص۱۷۳۹، ترجمة میرزا زکی علی آبادی.
۷۰. یوزف فون هامر ـ پورگشتال، تاریخ امپراطوری عثمانی، ج۱، ص۲۱۴۸، ترجمة میرزا زکی علی آبادی.
۷۱. قلقشندی، ج۵، ص۴۳۱.
۷۲. ابن کنان، حدائق الیاسمین فی ذکر قوانین الخلفاء و السلاطین، ج۱، ص۱۳۸.
۷۳. ابن کنان، حدائق الیاسمین فی ذکر قوانین الخلفاء و السلاطین، ج۱، ص۲۰۶.
۷۴. ابن کنان، حدائق الیاسمین فی ذکر قوانین الخلفاء و السلاطین، ج۱، ص۲۰۸.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تفنگچی»، شماره۳۷۳۴.    






جعبه ابزار