تفلیس (شهر)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تِفلیس، پایتخت گرجستان و نیز قسمت شرقی گرجستان (کارتلیا) می باشد.


ریشه و معنا

[ویرایش]

در گرجی این شهر تیفلیسی یا تهبیلیسی مشتق از واژه تپهیلی (به معنای گرم، منسوب به چشمه های آب گرم تفلیس) و در عربی تَفْلیس نامیده می‌شود.

جغرافیا

[ویرایش]

جغرافیای طبیعی. اراضی تفلیس در هزاره چهارم تا سوم پیش از میلاد مسکون شد. برای اولین بار در سالنامه های قرن چهارم میلادی، از تفلیس به عنوان قلعه ـ شهر نام برده شده است. تفلیس به علت واقع شدن در محل تلاقی راههای مهم، همیشه دارای اهمیت منطقه ای بوده و همین ویژگیها، سبب گسترش و توسعه این شهر از دیرباز تاکنون شده است.
[۲] بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۲.

این شهر در ۱۲۰ کیلومتری رشته کوه قفقاز بزرگ و ۲۵۰ کیلومتری دریای سیاه قرار دارد و با شهرهای تاشکند، استانبول ، رم، بارسلون ، بوستون و شیکاگو هم عرض است.
[۳] بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۳.
شهر در دو طرف ساحل رود کُر / کور (به زبان گرجی متکواری) در درون دره ای گسترده است. این رود که از کوههای شرقی ترکیه سرچشمه می‌گیرد، به طول ۳۶ کیلومتر در شهر جاری است. سد اورتاچالا سرعت جریان آب را در مسیر شهر کاهش می‌دهد و رژیم آبی آن را تنظیم می‌کند.
[۴] بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۳.


نهرهای مهم

[ویرایش]

پنج نهر کوهستانی، که از آبراهه های زیرزمینی می‌گذرند، از دامنه های اطراف تفلیس به کر می‌ریزند: دیگمیس تسکالی، وِرِه و تساوکیسیس تسقالی/ تسکالی از مغرب، گلدانیس تسکالی و لوچینیس تسکالی از مشرق. دو دریاچه کوچک به نام لیسی و کو در دامنه های شمالی تفلیس واقع شده اند. «دریاچه تفلیس» در پشت رشته کوه ماخات واقع است و پیرامون آن، دشت سامگوری قرار دارد.
[۵] بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۳ـ۹۴.
کوههای مِتاتْسْ میندا در مغرب، تابوری و تیغه های سُولالاکی در جنوب و رشته کوه ماخات در مشرق شهر واقع شده اند.
[۶] بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۳.
در دامنه های شمال شرقی کوه تابوری، چشمه های آب گرم جریان دارد که دارای ترکیبات قلیایی و سولفات است.
[۷] بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۳.


رشد شهری

[ویرایش]

تفلیس در گذشته های دور، ابتدا در طول سواحل رودخانه رشد کرد. بعدها با افزایش جمعیت، ساخت و ساز به دامنه‌ها و تپه‌ها و فلاتهای اطراف رودخانه کشیده شد که این فلاتها در شمال و شمال شرقی شهر واقع شده است. قسمتهای جنوب شرقی شهر از خیابانهای تنگ و خانه های قدیمی دو یا سه طبقه تشکیل شده که مجموعه قدیمی شهر تفلیس را تشکیل می‌دهد.
[۸] بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۴.


آب وهوا

[ویرایش]

هوای تفلیس به سبب نسیمی که از کوهستانها در دره های اطراف می‌وزد، همیشه پاکیزه است. متوسط درجه حرارت آن ْ۲ر۱۳است. در گرمترین ماه تابستان ، درجه حرارت به ْ۲ر۲۵ و در سردترین ماه زمستان به ْ۹ر۰- می رسد. از آذر تا اسفند (بین ۳۰ تا ۳۵ روز) دمای هوا به زیر صفر می‌رسد.
[۹] بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۴ـ ۹۵.
متوسط سالانه بارندگی ۵۰۵ میلیمتر است که ۳۴ آن در ماههای گرم می‌بارد. حدود ۲۵ روز از فصل تابستان آن بسیار گرم است و دمای هوا تا ْ۳۰ بالا می‌رود.
[۱۰] بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۴.


جمعیت

[ویرایش]

بر اساس آخرین سرشماری (۱۹۸۹)، جمعیت شهر تفلیس ۹۳۶، ۲۴۶، ۱ تن بوده است، متشکل از: ۱ر۶۶% گرجی، ۱۰% ارمنی، ۷ر۲% اوسِت (آس)، ۴ر۲% کُرد، ۸ر۱% یونانی، ۴ر۱% آذربایجانی و ۳ر۱% اکرائینی. یهودیها و یهودیهای گرجی، آسوریها، بلاروسیاها (روسهای سفید) و تاتارها از دیگر اقوام ساکن تفلیس‌اند که نسبت هر کدام از آنها، کمتر از ۱% کل جمعیت شهر است. ارامنه تفلیس و روسها و یهودیها، از جمله اقوامی هستند که تعداد آن‌ها در فاصله ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹ کاهش یافته است. احتمالاً جنگ آذربایجان و ارمنستان در کاهش ارامنه بی تأثیر نبوده است. مهاجرت یهودیهای شوروی سابق به فلسطین اشغالی نیز ممکن است سبب کاهش تعداد یهودیها در طی سالهای یاد شده باشد.
[۱۱] بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۵.

به نوشته مینورسکی،
[۱۲] مینورسکی، ج ۸، ص ۷۶۲.
در ۱۱۹۷/ ۱۷۸۳ پس از سلطنت تیموراز و ایراکلی، شهر ۴۰۰۰ خانه با ۰۰۰، ۶۱ سکنه داشت. در ۱۲۱۸/۱۸۰۳ شهر فقط بین ۲۷۰۰ تا ۳۰۰۰ خانه با ۰۰۰، ۳۵ تن جمعیت داشت. این کاهش جمعیت به علت حمله آقامحمدخان در ۱۲۰۹ـ۱۲۱۰/ ۱۷۹۵ بود. یکی دو دهه بعد، جمعیت بسرعت افزایش یافت. در سرشماری ۱۳۴۰ـ۱۳۴۱/۱۹۲۲، تفلیس ۹۵۸، ۲۳۳ تن جمعیت داشت که از آن میان ۳۰۹، ۸۵ تن ارمنی، ۸۸۴، ۸۰ تن گرجی، ۶۱۲، ۳۸ تن روسی، ۷۶۸، ۹ تن یهودی، ۹۸۴، ۳ تن ایرانی، ۲۵۵، ۳ تن ترکهای آذری، ۴۵۷، ۲ تن آلمانی و غیره بوده اند.

وصف تفلیس

[ویرایش]

به نوشته احمدبن اسحاق یعقوبی در قرن سوم، تفلیس شهری در ارمنستان و فاصله میان آن و قالیقلا ، سی فرسخ بود. رودخانه بزرگ، یعنی رودخانه کبیر (کر) که از شهر قالیقلا سرچشمه می‌گیرد، از میان این شهر می‌گذشت. اصطخری در قرن چهارم، اهمیت تفلیس را از دربند (باب الابواب) کمتر دانسته و از دو دیوار آن یاد کرده است. وی تفلیس را شهری پرنعمت، با میوه های بسیار و کشاورزی پر رونق ذکر کرده که آب گرمابه های آن بدون نیاز به آتش، همانند حمامهای طبریه، گرم بوده است. وی یادآوری می‌کند که در همه اَرّان شهری بزرگتر از بردعه و دربند و تفلیس نیست و رود کر که آبی خوش دارد، از میان تفلیس می‌گذرد.

← سخن ابن حوقل


ابن حوقل (قرن چهارم) اطلاعات نسبتاً جامعی درباره تفلیس ارائه داده است. وی می‌نویسد که تفلیس در وسعت به باب الابواب نمی‌رسد و دو حصار گِلی و سه دروازه دارد، و دارای مسجدجامع و شهری «فراخ نعمت و استوار و پر برکت و ارزان کالا» ست و بر سایر بلاد مشابه، برتری دارد. در تفلیس علاوه بر حمامهای طبیعی، آسیاهایی ساخته‌اند که با استفاده از آب رود کر ، گندم را آرد می‌کند (مانند آسیاهای موصِل و رَقّه). در آن‌جا شعائر اسلام برپاست و مسجدجامع آن از هر پلیدی محافظت و از طرف سلطان با شمع و قندیل و جز آن روشن می‌گردد. اذان در همه مساجد به بانگ بلند خوانده می‌شود و کسی مانع نیست. مسلمانان با گرجیان آمیخته‌اند و مذهب مسلمانان شهر، تسنن محض بر پایه مذاهب قدیم است و علم حدیث و نیز محدّثان را بزرگ می‌شمارند و مردم آن‌جا سالم و غریب نوازند. مؤلف کتاب حدودالعالم نیز از بزرگی، آبادی و نعمت بسیار شهر و دو باروی آن یاد می‌کند و آن را «ثغر می‌داند بر روی کافران». در قرن چهارم ابودُلَف از شهر تفلیس و از حمامهای گرم آن بدون نیاز به آتش، از آسیاها و از دیوار عظیمی که دور شهر کشیده‌اند یاد می‌کند.
خاقانی شروانی نیز بارها به تفلیس سفر و در آن‌جا اقامت کرده و در وصف تفلیس شعر سروده است.
[۱۸] بدیل بن علی خاقانی، دیوان، ج۱، ص۷۵۹.


← سخن حمداللّه مستوفی


به نوشته حمداللّه مستوفی
[۱۹] حمداللّه مستوفی، نزهة القلوب، ج۱، ص۹۳.
در قرن هشتم، تفلیس از اقلیم پنجم است که در دره واقع است و این شهر از طرفی محدود به کوه است و آب رودخانه کر از میان آن می‌گذرد و خانه های آن در کنار رود کر یکی بر روی دیگری ساخته شده است؛ یعنی، بام یکی، حیاط دیگری است. در آن‌جا حمامهای آب گرم طبیعی هست و محصولاتش غلات از نوع بسیار خوب، و میوه آن کم است.

← سخن ابوالفداء


ابوالفداء در همین قرن، تفلیس را شهری براستی پر نعمت و پر میوه معرفی می‌کند و می‌گوید که مسلمانان پس از آن‌که تفلیس را گشودند، زمان درازی در آن ماندند و علمای بزرگی نیز از آن‌جا برخاستند، سپس گرجیان نصارا آن دیار را پس گرفتند.
[۲۰] اسماعیل بن علی ابوالفداء، تقویم البلدان، ج۱، ص۴۰۳.

مارکوپولو ، سیاح ونیزی (متوفی ۱۳۲۴ میلادی)، در سفر خود از ایتالیا به چین، از تفلیس گذر کرده و آن را شهری بزرگ نامیده و روستاها و قلعه های پیرامون شهر را وصف و از ساکنان مسیحی ارمنی، گرجی و از مسلمانان و یهودیان، یاد کرده است .
[۲۱] مارکوپولو، ص ۵۰.
[۲۲] حواشی یول، ش ۳، ص ۵۶ ـ۵۷.


← سخن اولیا چلبی


در قرن یازدهم، حاجی خلیفه گزارشی مختصر، متعلق به سالهای ۱۰۳۹ـ ۱۰۴۵، از تفلیس ارائه کرده است. اولیا چلبی نیز در همان قرن، تفلیس را وصف و جزئیات بسیاری درباره ارگ شهر عرضه کرده است. به نوشته وی
[۲۳] مصطفی بن عبداللّه حاجی خلیفه، جهان نما، ج۲، ص۳۱۷ـ ۳۱۸.
بخش بزرگتر شهر، که در ساحل راست کُر واقع بود، شش هزار گام محیط و باروهای آن شصت ذراع بلندی داشت. شهر دارای هفتاد برج و پادگانی با سه هزار سرباز بود. خندقی وجود نداشت. برجی نیز برای تأمین آب قلعه ساخته شده بود (سولوق قُله). در ارگ بزرگ ششصد خانه گِلی بود و در ارگ کوچکتر (در ساحل چپ) فقط سیصد خانه بود ولی این ارگ به واسطه باروهایش، بسیار محکم بود.

← سخن شاردن فرانسوی


شاردِن ، سیاح فرانسوی، نخستین فرد اروپایی است که بتفصیل از تفلیس گزارش داده است. وی که در ۱۰۸۴/ ۱۶۷۳ از تفلیس عبور کرده، می نویسد تفلیس اگر چه بزرگ نیست، از قشنگترین شهرهای ایران است. این شهر در دامنه کوهی واقع است و رود کر در شرق این کوه جریان دارد. بیشتر خانه‌هایی که در سمت راست رود ساخته شده، بر روی صخره بنا شده اند. دور شهر قلعه های محکم وجود دارد و از هر طرف، به غیر از سمت رودخانه، دیوار مستحکمی دور شهر کشیده اند. امتداد شهر، طولی و از جنوب به شمال است. در دامنه کوهی در جنوب، قلعه بزرگی واقع است که ساکنان آن از رعایا و سپاهیان ایرانی الاصل هستند. میدانِ جلو این قلعه، محل اجتماع اهالی شهر در بازار است. قلعه مذکور مأمن و پناهگاه (بست) اشخاص مقروض یا خطاکاران است
[۲۴] شاردن، ج ۲، ص ۷۲ـ۷۳.
وی همچنین می‌نویسد در تفلیس چهارده کلیسا وجود دارد که شش کلیسا مخصوص گرجیهاست و باقی به ارامنه تعلق دارد. با وجودی که شهر تحت سلطه ایران و در تصرف مسلمانان است، مسجدی در آن بنا نکرده اند. به نوشته او مسلمانان چند بار خواستند مسجدی بسازند ولی گرجیها و ارامنه مطّلع شده به زور اسلحه نگذاشتند این کار سربگیرد
[۲۵] شاردن، ص ۷۶ـ۷۹.
شاردن یک اطلس نیز تنظیم کرده که منظره ای عمومی از تفلیس را در بر دارد. در همین اطلس نوزده اثر تاریخی نشان داده شده است.

← دوره صفوی


در دوره صفوی (ح ۹۰۶ـ ۱۱۳۵)، قلعه تفلیس از استحکامات نظامی شهر بود که از یک سو به کوه و از دیگر سو به رود کر محدود می‌شد. پلی بسیار محکم در آن‌جا ساخته بودند که برای رفتن از تفلیس به ولایت گرجستان از آن پل استفاده می‌شد و شهر تفلیس در جانب غربی پل واقع بود. قلعه چند حمام داشت و ارتفاع برجهای آن زیاد و غیر قابل نفوذ بود، چنانکه از هیچ طرف تسلط بر آن متصور نبود، چون در سه طرف آن کوههای بلند واقع بود و یک طرف آن رودخانه کر می‌گذشت و به همین سبب مکانی برای اقامت و نزول لشکر در حریم شهر و قلعه نبود.
[۲۶] اسکندرمنشی، ج۱، ص۸۴.
[۲۷] اسکندرمنشی، ج۲، ص۷۱۷ـ ۷۱۸.


← نقشه دلیسل


از قرن دوازدهم/ هجدهم توصیفات تورنفور در دست است. دُلیسلْ نقشه ای تمام نما از تفلیس با نام " اطلاعاتی درباره نقشه عمومی گرجستان " در ۱۱۸۰/ ۱۷۶۶ در پاریس چاپ کرد (مؤلف در اثنای اقامت موقت خود در روسیه آن را از «شاهزاده گرجی» دریافت کرده بود). فرهنگ جغرافیایی یوسلیان (۱۲۸۳/ ۱۸۶۶) از نظر نشان دادن موقعیتهای ساختمانهای قدیمی ارزشمند است.
===دوره قاجار==
ناصرالدین شاه (حک: ۱۲۶۴ـ۱۳۱۳) هنگام بازگشت از سفر اروپا در رجب ۱۲۹۰ مدت کوتاهی در تفلیس اقامت کرد. به نوشته او، در شمال رود کر، شهر جدید و محله فرنگیها و عمارت جانشین و حاکم نشین قرار داشته و طرف جنوب، شهر قدیم تفلیس بوده است. روی تپه آثار قلعه قدیم سلاطین گرجی باقی بوده است. شهر که تا پنجاه سال قبل، بسیار محقر و کثیف بوده کم کم دارای خانه‌ها و عمارات و مکتبخانه‌ها شده و کوچه های وسیع سنگفرش در آن ساخته بودند. وی جمعیت شهر را پنجاه هزار تن ذکر کرده که اغلب غربا و خارجی و مخلوطی از طوایف ایرانی، روسی، گرجی، داغستانی، چرکس، آلمانی و ارمنی بوده اند.
[۲۸] ناصرالدین قاجار، شاه ایران، ج۱، ص۲۳۷ـ۲۴۱، سفرنامه ناصرالدین شاه.
این نکته را نیز افزوده است که «اکثر اهل تفلیس نظامی هستند و قزاق قشونی».
[۲۹] ناصرالدین قاجار، شاه ایران، ج۱، ص۲۴۳، سفرنامه ناصرالدین شاه.


← سخن اعتمادالسلطنه


محمدحسن خان اعتمادالسلطنه (متوفی ۱۳۱۳)، در همان سالها، در وصف تفلیس می‌گوید که این شهر دو قسمت است: شهر قدیم و شهر جدید. کوچه های شهر قدیم تنگ و کثیف و پر پیچ وخم و کوچه های شهر جدید راست و نظیف و وسیع و عرض هر کوچه شصت قدم است. هفت کاروانسرا و دو مسجد در تفلیس بنا شده و دارای بیمارستان است. از دیگر بناها و تأسیسات شهر از عدالتخانه بزرگ، ضرابخانه و جُباخانه (انبار اسلحه) و کارخانه های اسلحه سازی نام می‌برد. در بازار تفلیس از هر ملیتی مثل فرنگی و ایرانی و گرجی و ارمنی و چرکس و ترکمن و قلموق و لزگی با لباسهای گوناگون و زبانهای متفاوت دیده می‌شوند. جمعیت تفلیس تقریباً ۰۰۰، ۶۵ تن است و در پادگان شهر همیشه حدود ده هزار سربازِ آماده وجود دارد.
[۳۰] اعتمادالسلطنه، ج۱، ص۷۶۳.
به نوشته او
[۳۱] اعتمادالسلطنه، ج۱، ص۷۶۴.
در تفلیس، کنسولگری ایران نیز فعالیت داشته است.

← سخن سراج الدین بن عبدالرئوف


میرزا سراج الدین بن عبدالرئوف که در ۱۳۱۸ ش /۱۹۰۰ از تفلیس دیدار کرده، آن را شهری آباد و خوش آب و هوا خوانده و از باغ و بوستانهای باصفا و فراوان آن سخن به میان آورده و آن را یکی از شهرهای قدیم قفقاز دانسته که چند سال در تصرف ایران بوده و در ابتدای حکومت قاجار به دست روسها افتاده است. به نوشته وی، اهالی آن اغلب ارمنی و گرجی‌اند و تعدادی سکنه مسلمان نیز دارد. وی در ذکر باغهای تفلیس از «باغ مجتهد» نام برده و آن را باغی بی نظیر وصف کرده است.
[۳۲] سراج الدین بن عبدالرئوف، تحف اهل بخارا، ج۱، ص۶۵ـ۶۶.


مسلمانان تفلیس

[ویرایش]

در میانِ شخصیتهای اسلامی که به تفلیس منسوب اند، هم اهل سنّت دیده می‌شود هم شیعه . اگرچه به گفته ابن حوقل در قرن چهارم، مسلمانان تفلیسی سنّی اند، بنا بر نقل تاریخ قم (تألیف ۳۷۸)
[۳۴] قمی، ص ۹۷.
، نام تفلیس در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام ، در کنار نام قم و کوفه آمده که می‌توان حدس زد شماری از شیعیان در این شهر می‌زیسته اند
[۳۵] لردکیپانیدزه، ص ۶۶ـ۶۷.


رجال اسلامی

[ویرایش]

وجود تعداد شایان توجهی از رجال اسلامی منسوب به تفلیس گواه رونق فرهنگ اسلامی شهر است. حکم کردن درباره تفلیسی بودن منسوبان به تفلیس دشوار است ولی این روشن است که آن‌ها مسلمان اند
[۳۶] لردکیپانیدزه، ص ۶۷.
مثلاً، امیر تفلیس، اسحاق بن اسماعیل دارای نسبت تفلیسی است و این نشان می‌دهد که وی مدت مدیدی در تفلیس اقامت داشته است. گفته می‌شود بیان بن حمران تفلیسی از اصحاب امام صادق علیه‌السلام و ساکن مدائن بوده است.
[۳۷] تستری، ج۲، ص۴۱۳.
مرقد ملاحسین تفلیسی (قرن دوازدهم)، عالم شیعی و اهل ریاضت و زهد نیز محل توجه مردم بوده است.
[۳۸] عبدالکریم بن مهدی گزی برخواری، تذکره القبور، ج۱، ص۷۹ـ۸۰.

از دیگر عالمان و شخصیتهایی که لقب تفلیسی داشته اند، این اشخاص بوده اند: شرف الدین بدیع الزمان ابوالفضل حُبَیْش تفلیسی ؛ شیخ عبدالسلام تفلیسی، شیخ الاسلام تفلیس
[۳۹] محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، قسم ۳، ص ۱۱۲۶.
[۴۰] اسماعیل بن علی ابوالفداء، تقویم البلدان.
ابواحمد حامدبن یوسف بن الحسین تفلیسی و محمدبن بیان بن حمران مدائنی تفلیسی. عیسی الرقی التفلیسی، از مشاهیر اطبای اسلام، در خدمت سیف الدوله از آل حمدان بود و در طب و دیگر علوم مهارت بسیار داشت. وی به زبان سریانی آشنا بود و تعدادی از آثار طبی سریانی را به عربی ترجمه کرد. تألیفاتی نیز داشته است.
[۴۲] شمس الدین بن خالد سامی، قاموس الاعلام، ذیل «تفلیسی».


تخریب مسجد تاریخی شیعیان

[ویرایش]

در ۱۹۵۸/ ۱۳۳۷ ش، در زمان برگزاری جشن ۱۵۰۰ سالگی تأسیس شهر تفلیس، برای احداث پل جدید کر در زیر کلیسای متخی، پلی تاریخی و باریک را ویران و پل فلزی عظیمی جایگزین آن کردند. برای ساخت پل، مسجد تاریخی شیعیان تفلیس را ــ که به دستور سلطان صفوی ساخته شده بود و در کنار آن بود ــ به رغم اعتراض دانشمندان و فرهنگیان گرجی تخریب کردند. این مسجد یکی از آثار ارزشمند تاریخی و معماری شهر بود که کاشی کاریهای هنری داشت و مورد احترام پیروان ادیان دیگر در تفلیس و گرجستان بود.

مسجد دو محرابی

[ویرایش]

پس از تخریب مسجد، شیعیان، که عمدتاً آذربایجانی بودند، به سبب ضعف مالی و مخالفت دولت شوروی با ساخت مسجد، بدون مسجد ماندند و با مراجعه به مفتی سنّیها از او خواستند که تدبیری بیندیشد. پس از بحث و بررسی، با موافقت سنّیها، مسجد سنّیها (واقع در محله شیطان بازار ) را با پرده دو قسمت کردند و قسمتی در اختیار شیعیان قرار گرفت و در آن قسمت محراب جدیدی احداث شد. اکنون این مسجد، تنها مسجد دو محرابی در جهان اسلام است. شیعیان تفلیس برادرانه در کنار سنّیها زندگی می‌کنند. در بخش قدیمی شهر مساجد مسلمانان و کلیساهای مسیحیان گرگوری (ارمنیها) و مسیحیان ارتدوکس (گرجیها و روسها) و کنیسه های یهودیان در کنار هم قرار گرفته اند. این شیوه زندگی مسالمت آمیز از گذشته های دور تاکنون متداول بوده است. پس از جنگ ارمنستان و آذربایجان بر سر قره باغ، که در ۷ ژوئیه ۱۹۲۳ پایان گرفت، در شهر تفلیس مسلمانان آذری و ارمنیها در یک محله زندگی می‌کنند و با یکدیگر درگیری و خصومتی ندارند.

تخریب گورستان مسلمانان

[ویرایش]

علاوه بر مسجد شیعیان، گورستان مسلمانان در جنوب نارین قلعه نیز تخریب و به باغ گیاه شناسی افزوده شد و فقط قسمت کوچکی از گورستان که میرزا فتحعلی آخوندزاده و اعضای خانواده او در آن دفن شده اند، نگهداری شده است. علاوه بر آن خانه میرزا فتحعلی آخوندزاده در خیابانی به نام او (واقع در محله مسلمانان آذری) اینک به موزه تبدیل شده است.

نشر فرهنگ اسلامی و زبان فارسی

[ویرایش]

تفلیس در دوره معاصر نیز در نشر فرهنگ اسلامی و زبان فارسی سهم داشته است. در اواخر قرن بیستم نخستین قرآن به زبان گرجی به همت ایلیا چاوچاوادزه ، روشنفکر و ادیب گرجی، در تفلیس چاپ شد. در ۱۳۱۶/ ۱۸۹۸، قرآنی با ترجمه و تفسیر ترکی آذری مجمع البیان فی تفسیر القرآن از محمد شَکَوی در مطبعه غیرت به چاپ رسید. مجله ملانصرالدین (یکی از روزنامه های روشنفکران قفقاز که در انقلاب ۱۹۰۵ روسیه و انقلاب مشروطیت ایران، به زبانهای ترکی و روسی منتشر می‌شد) در تفلیس چاپ می‌شد. انتشار این روزنامه تا ۱۹۳۱/ ۱۳۱۱ ش ادامه داشت و حدود ۳۴۰ شماره از آن در تفلیس چاپ و منتشر شد
[۴۳] د. آ.، ج ۷، ص ۳۷.
قانون قدسی، اثر عباسقلی (مشهور به باکیخانوف و متخلص به قدسی) در دستور زبان فارسی، در ۱۲۳۶/ ۱۸۲۱ در تفلیس چاپ شده است.
[۴۴] عزیز دولت آبادی، سرایندگان شعر پارسی در قفقاز، ج۱، ص۵۸ ـ۵۹.
میرزا محرّم، متخلص به مریض قراباغی ، از شعرای پارسی گوی قفقاز، متولد شوشی بود که در تفلیس متوطن شد و از مقربان کنت وورونتسوف گردید.
[۴۵] عزیز دولت آبادی، سرایندگان شعر پارسی در قفقاز، ج۱، ص۲۰۰.
دیوان نگاری قراباغی،
[۴۶] مصطفی بن عبداللّه حاجی خلیفه، جهان نما.
از شعرا و فضلای سده سیزدهم، بارها در تفلیس به چاپ رسیده است.
[۴۷] عزیز دولت آبادی، سرایندگان شعر پارسی در قفقاز، ج۱، ص۲۰۹.
مهدی قلی خان متخلص به وفای داغستانی، از شعرای پارسی گو، نیز در تفلیس به مناصب عالی گماشته شد.
[۴۸] عزیز دولت آبادی، سرایندگان شعر پارسی در قفقاز، ج۱، ص۳۳۷.
در تفلیس در زمینه نمایش نیز فعالیتهای چشمگیری صورت گرفته است و علاوه بر تئاتر گرجی، تئاترهای آذربایجانی، کردی، ارمنی و روسی نیز فعالیت داشته است.

آثار تاریخی

[ویرایش]

در قسمت جنوب شرقی شهر بقایای « نارین قلعه » (قسمتهای قدیمی آن متعلق به قرن چهارم میلادی است و قسمتهای بعدی در قرون شانزدهم تا هفدهم میلادی ساخته شده است) قرار دارد. کلیسای سنگی «آنچیس خاتی» (قرن ششم)، معبد «مِتِخ» (۱۲۷۸ـ۱۲۹۳)، کلیسای جامع سِیوُنی (قرون ششم تا هفتم میلادی)، حمامهای رستم خان (قرن هفدهم) و مسجد تفلیس، از جمله آثار تاریخی شهر در این قسمت است. اکثر مسلمانان تفلیس (شیعه های آذری) در این قسمت شهر ساکن اند.
[۴۹] بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۹.


مرکز تفلیس کنونی

[ویرایش]

از قرن نوزدهم به بعد، قسمت جدید شهر (مرکز تفلیس کنونی) توسعه یافته و نوسازیهایی در آن انجام شده است. مرکز حکومتی، سیرک، استادیوم ورزشی، مهمانخانه «ایوِریا»، مؤسسه کشاورزی ، رستوران «آراگوی»، سالن کنسرت فیلارمونیک تفلیس، ساختمان مرکزی تلگراف و مجموعه ورزشی «کاریشخالا» از جمله بناهای مهم و دیدنی شهر تفلیس به شمار می‌آیند.
[۵۰] بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۹.
در ۱۹۸۲ نیز مجموعه یادبود میرزا فتحعلی آخوندزاده افتتاح شد که شامل مجسمه، خانه مسکونی و بعضی از آثار وی است.
[۵۱] بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۹.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۲) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه.
(۳) ابن حوقل.
(۴) اسماعیل بن علی ابوالفداء، کتاب تقویم البلدان.
(۵) ابودلف خزرجی، سفرنامه ابودلف در ایران.
(۶) اسکندرمنشی.
(۷) اصطخری.
(۸) اعتمادالسلطنه.
(۹) بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان.
(۱۰) اولیا چلبی.
(۱۱) بلاذری.
(۱۲) تستری.
(۱۳) مصطفی بن عبداللّه حاجی خلیفه، جهان نما.
(۱۴) حدودالعالم.
(۱۵) حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب.
(۱۶) بدیل بن علی خاقانی، دیوان.
(۱۷) عزیز دولت آبادی، سرایندگان شعر پارسی در قفقاز.
(۱۸) شمس الدین بن خالد سامی، قاموس الاعلام.
(۱۹) سراج الدین بن عبدالرئوف، تحف اهل بخارا.
(۲۰) سمعانی.
(۲۱) حسن بن محمدقمی، کتاب تاریخ قم.
(۲۲) عبدالکریم بن مهدی گزی برخواری، تذکره القبور.
(۲۳) ناصرالدین قاجار، شاه ایران، سفرنامه ناصرالدین شاه.
(۲۴) یعقوبی، البلدان.
(۲۵) A ¦ zarba ¦ yja ¦ n Sa ¦ vet Ensiklopediya ¦ s i , Baku ۱۹۷۶-۱۹۸۷;.
(۲۶) Jean Chardin, Voyages du Chevalier Chardin en Perse et autres lieux de l'Orient , new ed by L Langlهs, Paris ۱۸۱۱;.
(۲۷) EI ۱ , sv "Tiflis" (by V Minorsky) ;.
(۲۸) Maria D Lordkipanidze, Tbilisi (IV-nachalo XII v) : istoricheskii Ocherk , Tbilisi ۱۹۹۱;.
(۲۹) Marco Polo, The book of Ser Marco Polo the Venetian concerning the kingdoms and marvels of the East , translated and edited, with notes by Henry Yule, ۱۸۷۱, ۳rd ed by Henri Cordier, ۱۹۰۳-۱۹۲۰, repr London ۱۹۷۵.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. بلاذری، ج۱، ص۲۰۰.    
۲. بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۲.
۳. بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۳.
۴. بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۳.
۵. بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۳ـ۹۴.
۶. بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۳.
۷. بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۳.
۸. بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۴.
۹. بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۴ـ ۹۵.
۱۰. بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۴.
۱۱. بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۵.
۱۲. مینورسکی، ج ۸، ص ۷۶۲.
۱۳. یعقوبی، البلدان، ج۱، ص۲۰۷.    
۱۴. یعقوبی، البلدان، ج۱، ص۲۰۷.    
۱۵. ابن حوقل، صورة الارض، ج۲، ص۳۴۰.    
۱۶. حدودالعالم، ج۱، ص۱۶۷.    
۱۷. حدودالعالم، ج۱، ص۴۸.    
۱۸. بدیل بن علی خاقانی، دیوان، ج۱، ص۷۵۹.
۱۹. حمداللّه مستوفی، نزهة القلوب، ج۱، ص۹۳.
۲۰. اسماعیل بن علی ابوالفداء، تقویم البلدان، ج۱، ص۴۰۳.
۲۱. مارکوپولو، ص ۵۰.
۲۲. حواشی یول، ش ۳، ص ۵۶ ـ۵۷.
۲۳. مصطفی بن عبداللّه حاجی خلیفه، جهان نما، ج۲، ص۳۱۷ـ ۳۱۸.
۲۴. شاردن، ج ۲، ص ۷۲ـ۷۳.
۲۵. شاردن، ص ۷۶ـ۷۹.
۲۶. اسکندرمنشی، ج۱، ص۸۴.
۲۷. اسکندرمنشی، ج۲، ص۷۱۷ـ ۷۱۸.
۲۸. ناصرالدین قاجار، شاه ایران، ج۱، ص۲۳۷ـ۲۴۱، سفرنامه ناصرالدین شاه.
۲۹. ناصرالدین قاجار، شاه ایران، ج۱، ص۲۴۳، سفرنامه ناصرالدین شاه.
۳۰. اعتمادالسلطنه، ج۱، ص۷۶۳.
۳۱. اعتمادالسلطنه، ج۱، ص۷۶۴.
۳۲. سراج الدین بن عبدالرئوف، تحف اهل بخارا، ج۱، ص۶۵ـ۶۶.
۳۳. ابن حوقل، صورة الارض، ج۲، ص۳۴۰.    
۳۴. قمی، ص ۹۷.
۳۵. لردکیپانیدزه، ص ۶۶ـ۶۷.
۳۶. لردکیپانیدزه، ص ۶۷.
۳۷. تستری، ج۲، ص۴۱۳.
۳۸. عبدالکریم بن مهدی گزی برخواری، تذکره القبور، ج۱، ص۷۹ـ۸۰.
۳۹. محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، قسم ۳، ص ۱۱۲۶.
۴۰. اسماعیل بن علی ابوالفداء، تقویم البلدان.
۴۱. سمعانی، ج۳، ص۶۳.    
۴۲. شمس الدین بن خالد سامی، قاموس الاعلام، ذیل «تفلیسی».
۴۳. د. آ.، ج ۷، ص ۳۷.
۴۴. عزیز دولت آبادی، سرایندگان شعر پارسی در قفقاز، ج۱، ص۵۸ ـ۵۹.
۴۵. عزیز دولت آبادی، سرایندگان شعر پارسی در قفقاز، ج۱، ص۲۰۰.
۴۶. مصطفی بن عبداللّه حاجی خلیفه، جهان نما.
۴۷. عزیز دولت آبادی، سرایندگان شعر پارسی در قفقاز، ج۱، ص۲۰۹.
۴۸. عزیز دولت آبادی، سرایندگان شعر پارسی در قفقاز، ج۱، ص۳۳۷.
۴۹. بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۹.
۵۰. بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۹.
۵۱. بهرام امیراحمدیان، جغرافیای گرجستان، ج۱، ص۹۹.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «شهر تفلیس»، شماره.    

رده‌های این صفحه : مقالات دانشنامه جهان اسلام




جعبه ابزار