تفاخر به موقعیت اجتماعی (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



آیاتی از قرآن به نکوهش تفاخر به موقعیت اجتماعی پرداخته است که به آن ها اشاره می‌کنیم.
موقعیت اجتماعی ، موجب تفاخر انسانها می‌گردد.


تفاخر به مقام سقایه الحاج

[ویرایش]

اجعلتم سقایة الحاج وعمارة المسجد الحرام کمن ءامن بالله والیوم الاخر وجـهد فی سبیل الله لا یستوون عند الله والله لا یهدی القوم الظــلمین. آیا سیراب کردن حجاج، و آباد ساختن مسجد الحرام را، همانند (عمل) کسی قرار دادید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده، و در راه او جهاد کرده است؟! (این دو،) نزد خدا مساوی نیستند! و خداوند گروه ظالمان را هدایت نمی‌کند
کلمه" سقایت" بر وزن حکایت و جنایت و نکایت، مصدر است، گفته می‌شود:
" سقی، یسقی، سقایة".
این کلمه به معنای محل آب خوردن، و ظرفی که با آن آب می‌خورند نیز آمده، از آن جمله در قرآن است که فرموده: " جعل السقایة فی رحل اخیه" و در روایات آمده که عمل سقایت حاج و آب دادن به ایشان، یکی از مفاخر و از شؤوناتی بوده که مورد مباهات عرب جاهلیت بوده، و در این روایات، سقایت به معنای مصدر (آب دادن) آمده. و نیز در آثار آمده که سقایت حوضهای کوچکی از چرم بوده که در عهد قصی بن کلاب (یکی از اجداد پیغمبر اسلام ص) آن را در سایه کعبه قرار داده و با شتر از چاه‌ها آب گوارا می‌آوردند، و در آن می‌ریختند تا زائرین کعبه بیاشامند، و قصی این سمت را در هنگام وفات به پسرش عبد مناف واگذار کرد. و از آن ببعد همواره در میان فرزندانش بود تا آنکه در آخر به عباس بن عبد المطلب رسید.

شان نزول

[ویرایش]

در شان نزول آیات فوق روایات مختلفی در کتب اهل سنت و شیعه نقل شده است.
حاکم ابو القاسم حسکانی بسندش از بریدة روایت کرده که وقتی شیبة و عباس بیکدیگر فخر و مباهات میکردند، در اینمیان علی بن ابی طالب بدانها گذشت و فرمود:
بچه چیز بیکدیگر مباهات میکنید؟ عباس گفت: فضیلتی را که من دارم هیچکس دارا نیست، و آن منصب سقایت حاجیان است. شیبة گفت: و من هم متصدی تعمیر مسجد الحرام هستم! علی علیه‌السّلام فرمود: من برای شما شرم دارم زیرا من در کودکی بفضیلتی مفتخر شدم که شما بدان فضیلت مفتخر نگشتید، آن دو گفتند: آن فضیلت چیست؟
فرمود: بینی شما دو نفر را با شمشیر زدم تا وقتی که بخدا و رسول او ایمان آوردید.
عباس که این سخن را از علی علیه‌السّلام شنید خشمناک برخاست و هم چنان که دامنش (از خشم) بر زمین کشیده میشد بنزد رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم آمده گفت:
می‌بینی که علی با من چگونه روبرو شده و چه میگوید؟ حضرت دستور داده فرمود: علی را نزد من آرید، و چون علی علیه‌السّلام بنزد آن حضرت آمد رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم بدو فرمود:
چرا با عمویت اینگونه سخن گفتی؟ علی در پاسخ آن حضرت عرض کرد: ‌ای رسول خدا من از روی حق و حقیقت با وی سخن گفتم چه او را خوش آید و چه ناخوش! در اینوقت جبرئیل نازل شد و سلام پروردگار را برسول خدا رسانید و سپس این آیه را نازل کرد.
عباس که این جریان را مشاهده کرد سه بار گفت: «ما راضی شدیم...»

تفاخر عرب جاهلی به موقعیت اجتماعی

[ویرایش]

واذا تتلی علیهم ءایـتنا بینـت قال الذین کفروا للذین ءامنوا‌ای الفریقین خیر مقامـا واحسن ندیـا. و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده می‌شود، کافران به مؤمنان می‌گویند: «کدام یک از دو گروه و شما     جایگاهش بهتر، و جلسات انس و مشورتش زیباتر، و بخشش او بیشتر است؟! »
از آنجا که معیار ارزش در جامعه جاهلی آن زمان- همچون هر جامعه جاهلی دیگر- همان زر و زیور و پول و مقام و هیات ظاهر بود، ثروتمندان ستمکار همچون" ن ضر بن حارث " و امثال وی بر گروه مؤمنان فقیر، فخرفروشی کرده، می‌گفتند: نشانه شخصیت ما با ما است، و نشانه عدم شخصیت شما همان فقر و محرومیتتان است!.
این خود دلیل بر حقانیت ما و عدم حقانیت شما است!.
چنان که قرآن در نخستین آیه مورد بحث می‌گوید: " هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده شود کافران مغرور و ستمگر، به کسانی که ایمان آورده‌اند می‌گویند کدامیک از دو گروه ما و شما جایگاهش بهتر، جلسات انس و مشورتش زیباتر، و بذل و بخشش او بیشتر است"؟ (و اذا تتلی علیهم آیاتنا بینات قال الذین کفروا للذین آمنوا‌ای الفریقین خیر مقاما و احسن ندیا).
مخصوصا در روایات اسلامی می‌خوانیم که این گروه اشرافی و مترف، زیباترین لباسهایشان را می‌پوشیدند و زینت می‌کردند، جلو یاران رسول الله صراه می‌رفتند و نگاه تحقیر و تمسخر آمیز به آنها می‌کردند، آری این است راه و رسم این طبقه در هر عصر و زمان.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. توبه/سوره۹، آیه۱۹.    
۲. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۲۷۰، ترجمه موسوی همدانی.    
۳. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۲۷.    
۴. مریم/سوره۱۹، آیه۷۳.    
۵. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۱۲۲.    


منبع

[ویرایش]

مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۸، ص۲۴۷، برگرفته از مقاله «تفاخر به موقعیت اجتماعی (قرآن)»    






جعبه ابزار