تعلیم (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تعلیم به معنای کسی را چیزی آموختن
[۱] لغت نامه، ج۴، ص۵۹۷۱، «تعلم».
است.در اين مقاله آیاتی معرفی می‌شوند که در آن‌ها از واژه «علّم» و مشتقّات آن و آنچه به نوعى مفهوم تعليم را مى‌فهماند، استفاده شده است.


آداب تعلیم

[ویرایش]

تلاش هاروت و ماروت (دو فرشته الهی در زمان سلیمان علیه السلام) برای ایجاد تعهد در متعلمان، هنگام آموزش سحر به آنان:
«واتبعوا ما تتلوا الشیـطین علی ملک سلیمـن وما کفر سلیمـن ولـکن الشیـطین کفروا یعلمون الناس السحر وما انزل علی الملکین ببابل هـروت ومـروت وما یعلمان من احد حتی یقولا انما نحن فتنة فلا تکفر...؛و (یهود) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم می‌خواندند پیروی کردند. سلیمان هرگز (دست به سحر نیالود؛ و) کافر نشد؛ ولی شیاطین کفر ورزیدند؛ و به مردم سحر آموختند. و (نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل، هاروت و ماروت، نازل شد پیروی کردند. (آن دو، راه سحر کردن را، برای آشنایی با طرز ابطال آن، به مردم یاد می‌دادند. و) به هیچ کس چیزی یاد نمی‌دادند، مگر اینکه از پیش به او می‌گفتند: ما وسیله آزمایشیم کافر نشو! (و از این تعلیمات، سوء استفاده نکن!)»

ابزار تعلیم

[ویرایش]
ابزار تعلیم با توجه به آیات قرآن عبارتند از:

← حس


نقش حس و مشاهده عینی، در تعلیم و شناخت مجهولات:
«فبعث الله غرابـا یبحث فی الارض لیریه کیف یوری سوءة اخیه قال یـویلتی اعجزت ان اکون مثل هـذا الغراب فاوری سوءة اخی فاصبح من النـدمین؛سپس خداوند زاغی را فرستاد که در زمین، جستجو (و کندوکاو) می‌کرد؛ تا به او نشان دهد چگونه جسد برادر خود را دفن کند. او گفت: «وای بر من! آیا من نتوانستم مثل این زاغ باشم و جسد برادرم را دفن کنم؟! » و سرانجام (از ترس رسوایی، و بر اثر فشار وجدان، از کار خود) پشیمان شد»

← قلم


تعلیم مجهولات از جانب خداوند به انسان، به وسیله قلم:
«... باسم ربک... • الذی علم بالقلم• علم الانسـن ما لم یعلم؛بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید،• همان کس که انسان را از خون بسته‌ای خلق کرد!• بخوان که پروردگارت (از همه) بزرگوارتر است،• همان کسی که بوسیله قلم تعلیم نمود،• و به انسان آنچه را نمی‌دانست یاد داد!»
طبق یک تفسیر منظور تعلیم کتابت است، و طبق تفسیر دیگر منظور علومی است که از طریق کتابت به انسان رسیده است.

تشویق به تعلیم

[ویرایش]

مبارزه با بی سوادی و ترغیب دانش آموزی و نوشتن و خواندن، دارای اولویت در برنامه هدایتی و تربیتی جامعه اسلامی:
«ن والقلم و ما یسطرون؛ن، سوگند به قلم و آنچه می‌نویسند»

تعلیم آداب معاشرت

[ویرایش]
یکی از تعالیم مهم قرآن،تعلیم آداب معاشرت است.

← تعلیم آداب معاشرت به فرزند


••• پدر و مادر، موظف به تعلیم آداب ورود به اتاق و محل استراحت خود به فرزندان شان:
«یـایها الذین ءامنوا لیستـذنکم الذین ملکت‌ایمـنکم والذین لم یبلغوا الحلم منکم ثلـث مرات من قبل صلوة الفجر وحین تضعون ثیابکم من الظهیرة ومن بعد صلوة العشاء ثلـث عورت لکم لیس علیکم ولا علیهم جناح بعدهن طوافون علیکم بعضکم علی بعض کذلک یبین الله لکم الایـت والله علیم حکیم• واذا بلغ الاطفـل منکم الحلم فلیستـذنوا کما استـذن الذین من قبلهم کذلک یبین الله لکم ءایـته والله علیم حکیم؛ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بردگان شما، و همچنین کودکانتان که به حد بلوغ نرسیده‌اند، در سه وقت باید از شما اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح، و نیمروز هنگامی که لباس‌های (معمولی) خود را بیرون می‌آورید، و بعد از نماز عشا؛ این سه وقت خصوصی برای شماست؛ اما بعد از این سه وقت، گناهی بر شما و بر آنان نیست (که بدون اذن وارد شوند) و بر گرد یکدیگر بگردید (و با صفا و صمیمیت به یکدیگر خدمت نمایید). این گونه خداوند آیات را برای شما بیان می‌کند، و خداوند دانا و حکیم است!• و هنگامی که اطفال شما به سن بلوغ رسند باید اجازه بگیرند، همان گونه که اشخاصی که پیش از آنان بودند اجازه می‌گرفتند؛ اینچنین خداوند آیاتش را برای شما بیان می‌کند، و خدا دانا و حکیم است!».

••• آموزش اخلاق و آداب معاشرت، از وظایف پدر، درباره فرزند خویش:
«یـبنی... • واقصد فی مشیک واغضض من صوتک ان انکر الاصوت لصوت الحمیر؛پسرم! • ...• (پسرم! ) در راه رفتن، اعتدال را رعایت کن؛ از صدای خود بکاه (و هرگز فریاد مزن) که زشت‌ترین صداها صدای خران است»

← تعلیم آداب معاشرت به پیامبر اسلام


پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌ تحت تعلیم خداوند، در کیفیت رفتار با مردم:
۱. «واذا جاءک الذین یؤمنون بـایـتنا فقل سلـم علیکم کتب ربکم علی نفسه الرحمة انه من عمل منکم سوءا بجهــلة ثم تاب من بعده واصلح فانه غفور رحیم؛هر گاه کسانی که به آیات ما ایمان دارند نزد تو آیند، به آنها بگو: سلام بر شما پروردگارتان، رحمت را بر خود فرض کرده؛ هر کس از شما کار بدی از روی نادانی کند، سپس توبه و اصلاح (و جبران) نماید، (مشمول رحمت خدا می‌شود چرا که) او آمرزنده مهربان است»
۲. «ادفع بالتی هی احسن السیئة نحن اعلم بما یصفون؛بدی را به بهترین راه و روش دفع کن (و پاسخ بدی را به نیکی ده)! ما به آنچه توصیف می‌کنند آگاهتریم»
۳. «ولا تستوی الحسنة ولا السیئة ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک وبینه عدوة کانه ولی حمیم؛هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است»

← تعلیم آداب معاشرت به مؤمنان


تعلیم ادب معاشرت با پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم به مؤمنان، از سوی خداوند:
«یـایها الذین ءامنوا لا تقدموا بین یدی الله ورسوله واتقوا الله ان الله سمیع علیم• یـایها الذین ءامنوا لا ترفعوا اصوتکم فوق صوت النبی ولا تجهروا له بالقول کجهر بعضکم لبعض ان تحبط اعمــلکم وانتم لا تشعرون• ان الذین یغضون اصوتهم عند رسول الله اولـئک الذین امتحن الله قلوبهم للتقوی لهم مغفرة واجر عظیم• ان الذین ینادونک من وراء الحجرت اکثرهم لایعقلون• ولو انهم صبروا حتی تخرج الیهم لکان خیرا لهم والله غفور رحیم؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چیزی را بر خدا و رسولش مقدم نشمرید (و پیشی مگیرید)، و تقوای الهی پیشه کنید که خداوند شنوا و داناست!• ‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید! صدای خود را فراتر از صدای پیامبر نکنید، و در برابر او بلند سخن مگویید (و داد و فریاد نزنید) آن گونه که بعضی از شما در برابر بعضی بلند صدا می‌کنند، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالی که نمی‌دانید!• آنها که صدای خود را نزد رسول خدا کوتاه می‌کنند همان کسانی هستند که خداوند دل‌هایشان را برای تقوا خالص نموده، و برای آنان آمرزش و پاداش عظیمی است!• (ولی) کسانی که تو را از پشت حجره‌ها بلند صدا می‌زنند، بیشترشان نمی‌فهمند!•اگر آنها صبر می‌کردند تا خود به سراغشان آیی، برای آنان بهتر بود؛ و خداوند آمرزنده و رحیم است!»

تعلیم احتجاج

[ویرایش]

تعليم روش احتجاج به محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله از سوى خداوند:
۱. «وقالوا لن تمسنا النار الا ایامـا معدودة قل اتخذتم عند الله عهدا فلن یخلف الله عهده ‌ام تقولون علی الله ما لاتعلمون؛و گفتند: «هرگز آتش دوزخ، جز چند روزی، به ما نخواهد رسید.» بگو: آیا پیمانی از خدا گرفته‌اید؟! - و خداوند هرگز از پیمانش تخلف نمی‌ورزد- یا چیزی را که نمی‌دانید به خدا نسبت می‌دهید؟!»
۲. «واذا قیل لهم ءامنوا بما انزل الله قالوا نؤمن بما انزل علینا ویکفرون بما وراءه وهو الحق مصدقـا لما معهم قل فلم تقتلون انبیاء الله من قبل ان کنتم مؤمنین• قل ان کانت لکم الدار الاخرة عند الله خالصة من دون الناس فتمنوا الموت ان کنتم صـدقین؛و هنگامی که به آنها گفته شود: به آنچه خداوند نازل فرموده، ایمان بیاورید! » می‌گویند: «ما به چیزی ایمان می‌آوریم که بر خود ما نازل شده است. و به غیر آن، کافر می‌شوند؛ در حالی که حق است؛ و آیاتی را که بر آنها نازل شده، تصدیق می‌کند. بگو: اگر (راست می‌گویید، و به آیاتی که بر خودتان نازل شده) ایمان دارید، پس چرا پیامبران خدا را پیش از این، به قتل می‌رساندید؟! • ... • بگو: اگر آن (چنان که مدعی هستید) سرای دیگر در نزد خدا، مخصوص شماست نه سایر مردم، پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می‌گویید»
۳. «وقالوا لن یدخل الجنة الا من کان هودا او نصـری تلک امانیهم قل هاتوا برهـنکم ان کنتم صـدقین؛آنها گفتند: «هیچ کس، جز یهود یا نصاری، هرگز داخل بهشت نخواهد شد.» این آرزوی آنهاست! بگو: «اگر راست می‌گویید، دلیل خود را (بر این موضوع) بیاورید»
۴. «سیقول السفهاء من الناس ما ولـهم عن قبلتهم التی کانوا علیها قل لله المشرق والمغرب یهدی من یشاء الی صرط مستقیم؛به زودی سبک مغزان از مردم می‌گویند: چه چیز آنها (مسلمانان) را، از قبله‌ای که بر آن بودند، بازگردانید؟! بگو: مشرق و مغرب، از آن خداست؛ خدا هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می‌کند»
۵. «لقد کفر الذین قالوا ان الله هو المسیح ابن مریم قل فمن یملک من الله شیــا ان اراد ان یهلک المسیح ابن مریم و امه ومن فی الارض جمیعـا ولله ملک السمـوت والارض وما بینهما یخلق ما یشاء والله علی کل شیء قدیر• وقالت الیهود والنصـری نحن ابنـؤا الله واحبـؤه قل فلم یعذبکم بذنوبکم بل انتم بشر ممن خلق یغفر لمن یشاء ویعذب من یشاء ولله ملک السمـوت والارض وما بینهما والیه المصیر؛آنها که گفتند: خدا، همان مسیح بن مریم است، بطور مسلم کافر شدند؛ بگو: اگر خدا بخواهد مسیح بن مریم و مادرش و همه کسانی را که روی زمین هستند هلاک کند، چه کسی می‌تواند جلوگیری کند؟ (آری،) حکومت آسمانها و زمین، و آنچه میان آن دو قرار دارد از آن خداست؛ هر چه بخواهد، می‌آفریند؛ (حتی انسانی بدون پدر، مانند مسیح؛) و او، بر هر چیزی تواناست. • یهود و نصاری گفتند: ما، فرزندان خدا و دوستان (خاص) او هستیم. بگو: پس چرا شما را در برابر گناهانتان مجازات می‌کند؟! بلکه شما هم بشری هستید از مخلوقاتی که آفریده؛ هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، می‌بخشد؛ و هر کس را بخواهد (و مستحق بداند)، مجازات می‌کند؛ و حکومت آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست، از آن اوست؛ و بازگشت همه موجودات، به سوی اوست»
۶. «ان الدین عند الله الاسلـم وما اختلف الذین اوتوا الکتـب الا من بعد ما جاءهم العلم بغیـا بینهم ومن یکفر بـایـت الله فان الله سریع الحساب• فان حاجوک فقل اسلمت وجهی لله ومن اتبعن وقل للذین اوتوا الکتـب والامیین ءاسلمتم فان اسلموا فقد اهتدوا وان تولوا فانما علیک البلـغ والله بصیر بالعباد؛دین در نزد خدا، اسلام (و تسلیم بودن در برابر حق) است. و کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده شد، اختلافی (در آن) ایجاد نکردند، مگر بعد از آگاهی و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در میان خود؛ و هر کس به آیات خدا کفر ورزد، (خدا به حساب او می‌رسد؛ زیرا) خداوند، سریع الحساب است. • اگر با تو، به گفتگو و ستیز برخیزند، (با آنها مجادله نکن! و) بگو: «من و پیروانم، در برابر خداوند (و فرمان او)، تسلیم شده‌ایم.» و به آنها که اهل کتاب هستند (یهود و نصاری) و بی سوادان (مشرکان) بگو: «آیا شما هم تسلیم شده‌اید؟» اگر (در برابر فرمان و منطق حق، تسلیم شوند، هدایت می‌یابند؛ و اگر سرپیچی کنند، (نگران مباش! زیرا) بر تو، تنها ابلاغ (رسالت) است؛ و خدا نسبت به (اعمال و عقاید) بندگان، بیناست»
۷. «فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا وابناءکم ونساءنا ونساءکم وانفسنا وانفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکـذبین؛هر گاه بعد از علم و دانشی که (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آن گاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم»
۸. «کل الطعام کان حلا لبنی اسرءیل الا ما حرم اسرءیل علی نفسه من قبل ان تنزل التورة قل فاتوا بالتورة فاتلوها ان کنتم صـدقینهمه غذاها (ی پاک) بر بنی اسرائیل حلال بود، جز آنچه اسرائیل (یعقوب)، پیش از نزول تورات، بر خود تحریم کرده بود؛ (مانند گوشت شتر که برای او ضرر داشت.) بگو: اگر راست می‌گویید تورات را بیاورید و بخوانید! (این نسبت‌هایی که به پیامبران پیشین می‌دهید، حتی در تورات تحریف شده شما نیست!)»
۹. «الذین قالوا ان الله عهد الینا الا نؤمن لرسول حتی یاتینا بقربان تاکله النار قل قد جاءکم رسل من قبلی بالبینـت وبالذی قلتم فلم قتلتموهم ان کنتم صـدقین(اینها) همان کسانی (هستند) که گفتند: خداوند از ما پیمان گرفته که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم تا (این معجزه را انجام دهد:) یک قربانی بیاورد، که آتش (صاعقه آسمانی) آن را بخورد! بگو: پیامبرانی پیش از من، برای شما آمدند؛ و دلایل روشن، و آنچه را گفتید آوردند؛ پس چرا آنها را به قتل رساندید اگر راست می‌گویید؟!»
۱۰. قل لمن ما فی السمـوت والارض قل لله کتب علی نفسه الرحمة لیجمعنکم الی یوم القیـمة لا ریب فیه الذین خسروا انفسهم فهم لا یؤمنون• وله ما سکن فی الیل والنهار وهو السمیع العلیم• قل اغیرالله اتخذ ولیـا فاطر السمـوت والارض وهو یطعم ولا یطعم قل انی امرت ان اکون اول من اسلم ولا تکونن من المشرکین• قل انی اخاف ان عصیت ربی عذاب یوم عظیم• من یصرف عنه یومئذ فقد رحمه وذلک الفوز المبین• وان یمسسک الله بضر فلا کاشف له الا هو وان یمسسک بخیر فهو علی کل شیء قدیر• وهو القاهر فوق عباده وهو الحکیم الخبیر• قل ای شیء اکبر شهـدة قل الله شهید بینی وبینکم واوحی الی هـذا القرءان لانذرکم به ومن بلغ ائنکم لتشهدون ان مع الله ءالهة اخری قل لا اشهد قل انما هو الـه واحد واننی بریء مما تشرکون؛بگو: آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آن کیست؟ بگو: «از آن خداست؛ رحمت (و بخشش) را بر خود، حتم کرده؛ (و به همین دلیل،) بطور قطع همه شما را در روز قیامت، که در آن شک و تردیدی نیست، گرد خواهد آورد. (آری،) فقط کسانی که سرمایه‌های وجود خویش را از دست داده و گرفتار خسران شدند، ایمان نمی‌آورند. • و برای اوست آنچه در شب و روز قرار دارد؛ و او، شنوا و داناست. • بگو: آیا غیر خدا را ولی خود انتخاب کنم؟! (خدایی) که آفریننده آسمانها و زمین است؛ اوست که روزی می‌دهد، و از کسی روزی نمی‌گیرد. بگو: من مامورم که نخستین مسلمان باشم؛ و (خداوند به من دستور داده که) از مشرکان نباش! • بگو: «من (نیز) اگر نافرمانی پروردگارم کنم، از عذاب روزی بزرگ (روز رستاخیز) می‌ترسم! • آن کس که در آن روز، مجازات الهی به او نرسد، خداوند او را مشمول رحمت خویش ساخته؛ و این همان پیروزی آشکار است. • اگر خداوند زیانی به تو برساند، هیچ کس جز او نمی‌تواند آن را برطرف سازد! و اگر خیری به تو رساند، او بر همه چیز تواناست؛ (و از قدرت او، هر گونه نیکی ساخته است.) • اوست که بر بندگان خود، قاهر و مسلط است؛ و اوست حکیم آگاه! • بگو: بالاترین گواهی، گواهی کیست؟ (و خودت پاسخ بده و) بگو: خداوند، گواه میان من و شماست؛ و (بهترین دلیل آن این است که) این قرآن بر من وحی شده، تا شما و تمام کسانی را که این قرآن به آنها می‌رسد، بیم دهم (و از مخالفت فرمان خدا بترسانم). آیا براستی شما گواهی می‌دهید که معبودان دیگری با خداست؟! » بگو: «من هرگز چنین گواهی نمی‌دهم. بگو: اوست تنها معبود یگانه؛ و من از آنچه برای او شریک قرار می‌دهید، بیزارم»
۱۱. «قل ارءیتکم ان‌اتـکم عذاب الله او اتتکم الساعة اغیر الله تدعون ان کنتم صـدقین• بل ایاه تدعون فیکشف ما تدعون الیه ان شاء وتنسون ما تشرکون؛بگو: «به من خبر دهید اگر عذاب پروردگار به سراغ شما آید، یا رستاخیز برپا شود، آیا (برای حل مشکلات خود،) غیر خدا را می‌خوانید اگر راست می‌گویید؟! • (نه،) بلکه تنها او را می‌خوانید! و او اگر بخواهد، مشکلی را که بخاطر آن او را خوانده‌اید، برطرف می‌سازد؛ و آنچه را (امروز) همتای خدا قرار می‌دهید، (در آن روز) فراموش خواهید کرد».
۱۲. قل ارءیتم ان اخذ الله سمعکم وابصـرکم وختم علی قلوبکم من الـه غیر الله یاتیکم به انظر کیف نصرف الایـت ثم هم یصدفون• قل ارءیتکم ان‌اتـکم عذاب الله بغتة او جهرة هل یهلک الا القوم الظــلمون؛بگو: «به من خبر دهید اگر خداوند، گوش و چشم هایتان را بگیرد، و بر دلهای شما مهر نهد (که چیزی را نفهمید)، چه کسی جز خداست که آنها را به شما بدهد؟! ببین چگونه آیات را به گونه‌های مختلف برای آنها شرح می‌دهیم، سپس آنها روی می‌گردانند! • بگو: به من خبر دهید اگر عذاب خدا بطور ناگهانی (و پنهانی) یا آشکارا به سراغ شما بیاید، آیا جز جمعیت ستمکار هلاک می‌شوند؟!»
۱۳. قل لا اقول لکم عندی خزائن الله ولا اعلم الغیب ولا اقول لکم انی ملک ان اتبع الا ما یوحی الی قل هل یستوی الاعمی والبصیر افلا تتفکرونبگو: من نمی‌گویم خزاین خدا نزد من است؛ و من، (جز آنچه خدا به من بیاموزد،) از غیب آگاه نیستم! و به شما نمی‌گویم من فرشته‌ام؛ تنها از آنچه به من وحی می‌شود پیروی می‌کنم. بگو: آیا نابینا و بینا مساویند؟! پس چرا نمی‌اندیشید؟»
۱۴. «قل انی نهیت ان اعبد الذین تدعون من دون الله قل لا اتبع اهواءکم قد ضللت اذا وما انا من المهتدین• قل انی علی بینة من ربی وکذبتم به ما عندی ما تستعجلون به ان الحکم الا لله یقص الحق وهو خیر الفـصلین• قل لو ان عندی ما تستعجلون به لقضی الامر بینی وبینکم والله اعلم بالظــلمین؛ بگو: من از پرستش کسانی که غیر از خدا می‌خوانید، نهی شده‌ام! بگو: من از هوی و هوس‌های شما، پیروی نمی‌کنم؛ اگر چنین کنم، گمراه شده‌ام؛ و از هدایت یافتگان نخواهم بود! • بگو: من دلیل روشنی از پروردگارم دارم؛ و شما آن را تکذیب کرده‌اید! آنچه شما در باره آن (از نزول عذاب الهی) عجله دارید، به دست من نیست! حکم و فرمان، تنها از آن خداست! حق را از باطل جدا می‌کند، و او بهترین جدا کننده (حق از باطل) است. • بگو: اگر آنچه درباره آن عجله دارید نزد من بود، (و به درخواست شما ترتیب اثر می‌دادم، عذاب الهی بر شما نازل می‌گشت؛) و کار میان من و شما پایان گرفته بود؛ ولی خداوند ظالمان را بهتر می‌شناسد (و بموقع مجازات می‌کند.)»
۱۵. «قل من ینجیکم من ظـلمـت البر والبحر تدعونه تضرعـا وخفیة لئن انجـنا من هـذه لنکونن من الشـکرین• قل الله ینجیکم منها ومن کل کرب ثم انتم تشرکون• قل هو القادر علی ان یبعث علیکم عذابـا من فوقکم او من تحت ارجلکم او یلبسکم شیعـا ویذیق بعضکم باس بعض انظر کیف نصرف الایـت لعلهم یفقهون؛بگو: چه کسی شما را از تاریکی‌های خشکی و دریا رهایی می‌بخشد؟ در حالی که او را با حالت تضرع (و آشکارا) و در پنهانی می‌خوانید؛ (و می‌گویید: ) اگر از این (خطرات و ظلمت‌ها) ما را رهایی می‌بخشد، از شکرگزاران خواهیم بود. • بگو: خداوند شما را از اینها، و از هر مشکل و ناراحتی، نجات می‌دهد؛ باز هم شما برای او شریک قرار می‌دهید! (و راه کفر می‌پویید.) • بگو: او قادر است که از بالا یا از زیر پای شما، عذابی بر شما بفرستد؛ یا بصورت دسته‌های پراکنده شما را با هم بیامیزد؛ و طعم جنگ (و اختلاف) را به هر یک از شما بوسیله دیگری بچشاند.» ببین چگونه آیات گوناگون را (برای آنها) بازگو می‌کنیم! شاید بفهمند (و بازگردند)»
۱۶. «قل اندعوا من دون الله ما لا ینفعنا ولا یضرنا ونرد علی اعقابنا بعد اذ هدنا الله کالذی استهوته الشیـطین فی الارض حیران له اصحـب یدعونه الی الهدی ائتنا قل ان هدی الله هو الهدی وامرنا لنسلم لرب العــلمینبگو: آیا غیر از خدا، چیزی را بخوانیم (و عبادت کنیم) که نه سودی به حال مال دارد، نه زیانی؛ و (به این ترتیب،) به عقب برگردیم بعد از آنکه خداوند ما را هدایت کرده است؟! همانند کسی که بر اثر وسوسه‌های شیطان، در روی زمین راه را گم کرده، و سرگردان مانده است؛ در حالی که یارانی هم دارد که او را به هدایت دعوت می‌کنند (و می‌گویند:) به سوی ما بیا! بگو: تنها هدایت خداوند، هدایت است؛ و ما دستور دادیم که تسلیم پروردگار عالمیان باشیم»
۱۷. «وما قدروا الله حق قدره اذ قالوا ما انزل الله علی بشر من شیء قل من انزل الکتـب الذی جاء به موسی نورا وهدی للناس تجعلونه قراطیس تبدونها وتخفون کثیرا وعلمتم ما لم تعلموا انتم ولا ءاباؤکم قل الله ثم ذرهم فی خوضهم یلعبون؛آنها خدا را درست نشناختند که گفتند: خدا، هیچ چیز بر هیچ انسانی، نفرستاده است! بگو: چه کسی کتابی را که موسی آورد، نازل کرد؟! کتابی که برای مردم، نور و هدایت بود؛ اما شما) آن را بصورت پراکنده قرار می‌دهید؛ قسمتی را آشکار، و قسمت زیادی را پنهان می‌دارید؛ و مطالبی به شما تعلیم داده شده که نه شما و نه پدرانتان، از آن با خبر نبودید! بگو: خدا! سپس آنها را در گفتگوهای لجاجت آمیزشان رها کن، تا بازی کنند»
۱۸. «سیقول الذین اشرکوا لو شاء الله ما اشرکنا ولا ءاباؤنا ولا حرمنا من شیء کذلک کذب الذین من قبلهم حتی ذاقوا باسنا قل هل عندکم من علم فتخرجوه لنا ان تتبعون الا الظن وان انتم الا تخرصون• قل فلله الحجة البــلغة فلو شاء لهدکم اجمعین• قل هلم شهداءکم الذین یشهدون ان الله حرم هـذا فان شهدوا فلا تشهد معهم ولا تتبع اهواء الذین کذبوابـایـتنا والذین لا یؤمنون بالاخرة وهم بربهم یعدلون؛بزودی مشرکان (برای تبرئه خویش) می‌گویند: اگر خدا می‌خواست، نه ما مشرک می‌شدیم و نه پدران ما؛ و نه چیزی را تحریم می‌کردیم! کسانی که پیش از آنها بودند نیز، همین گونه دروغ می‌گفتند؛ و سرانجام (طعم) کیفر ما را چشیدند. بگو: آیا دلیل روشنی (بر این موضوع) دارید؟ پس آن را به ما نشان دهید؟ شما فقط از پندارهای بی اساس پیروی می‌کنید، و تخمین‌های نابجا می‌زنید. • بگو: دلیل رسا (و قاطع) برای خداست (دلیلی که برای هیچ کس بهانه‌ای باقی نمی‌گذارد). و اگر او بخواهد، همه شما را (به اجبار) هدایت می‌کند. (ولی چون هدایت اجباری بی ثمر است، این کار را نمی‌کند.) • بگو: گواهان خود را، که گواهی می‌دهند خداوند اینها را حرام کرده است، بیاورید! اگر آنها (بدروغ) گواهی دهند، تو با آنان (هم‌صدا نشو! و) گواهی نده! و از هوی و هوس کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، و کسانی که به آخرت ایمان ندارند و برای خدا شریک قائلند، پیروی مکن!»
۱۹. «قل اغیر الله ابغی ربـا وهو رب کل شیء ولا تکسب کل نفس الا علیها ولا تزر وازرة وزر اخری ثم الی ربکم مرجعکم فینبئکم بما کنتم فیه تختلفون؛بگو: آیا غیر خدا، پروردگاری را بطلبم، در حالی که او پروردگار همه چیز است؟! هیچ کس، عمل (بدی) جز به زیان خودش، انجام نمی‌دهد؛ و هیچ گنهکاری گناه دیگری را متحمل نمی‌شود؛ سپس بازگشت همه شما به سوی پروردگارتان است؛ و شما را از آنچه در آن اختلاف داشتید، خبر خواهد داد»
۲۰. «یسـلونک عن الساعة ایان مرسـها قل انما علمها عند ربی لا یجلیها لوقتها الا هو ثقلت فی السمـوت والارض لا تاتیکم الا بغتة یسـلونک کانک حفی عنها قل انما علمها عند الله ولـکن اکثر الناس لا یعلمون• قل لا املک لنفسی نفعـا ولا ضرا الا ما شاء الله ولو کنت اعلم الغیب لاستکثرت من الخیر وما مسنی السوء ان انا الا نذیر وبشیر لقوم یؤمنوندرباره قیامت از تو سؤال می‌کنند، کی فرامی رسد؟! بگو: علمش فقط نزد پروردگار من است؛ و هیچ کس جز او (نمی‌تواند) وقت آن را آشکار سازد؛ (اما قیام قیامت، حتی) در آسمانها و زمین، سنگین (و بسیار پر اهمیت) است؛ و جز بطور ناگهانی، به سراغ شما نمی‌آید! (باز) از تو سؤال می‌کنند، چنان که گویی تو از زمان وقوع آن با خبری! بگو: «علمش تنها نزد خداست؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند. • بگو: من مالک سود و زیان خویش نیستم، مگر آنچه را خدا بخواهد؛ (و از غیب و اسرار نهان نیز خبر ندارم، مگر آنچه خداوند اراده کند؛) و اگر از غیب با خبر بودم، سود فراوانی برای خود فراهم می‌کردم، و هیچ بدی (و زیانی) به من نمی‌رسید؛ من فقط بیم دهنده و بشارت دهنده‌ام برای گروهی که ایمان می‌آورند! (و آماده پذیرش حقند)»
۲۱. «ایشرکون ما لا یخلق شیــا وهم یخلقون• ولا یستطیعون لهم نصرا ولا انفسهم ینصرون• ام لهم ارجل یمشون بها‌ ام لهم‌ اید یبطشون بها‌ ام لهم اعین یبصرون بها‌ ام لهم ءاذان یسمعون بها قل ادعوا شرکاءکم ثم کیدون فلا تنظرون• والذین تدعون من دونه لا یستطیعون نصرکم ولا انفسهم ینصرون؛آیا موجوداتی را همتای او قرار می‌دهند که چیزی را نمی‌آفرینند، و خودشان مخلوقند. • و نمی‌توانند آنان را یاری کنند، و نه خودشان را یاری می‌دهند. • ... • آیا (آنها حد اقل همانند خود شما) پاهایی دارند که با آن راه بروند؟! یا دست‌هایی دارند که با آن چیزی را بگیرند (و کاری انجام دهند)؟! یا چشمانی دارند که با آن ببینند؟! یا گوش‌هایی دارند که با آن بشنوند؟! (نه، هرگز، هیچ کدام،) بگو: « (اکنون که چنین است،) بتهای خویش را که شریک خدا قرار داده‌اید (بر ضد من) بخوانید، و برای من نقشه بکشید، و لحظه‌ای مهلت ندهید، (تا بدانید کاری از آنها ساخته نیست)! • ... • و آنهایی را که جز او می‌خوانید، نمی‌توانند یاریتان کنند، و نه (حتی) خودشان را یاری دهند»
۲۲. «قل من یرزقکم من السماء والارض امن یملک السمع والابصـر ومن یخرج الحی من المیت ویخرج المیت من الحی ومن یدبر الامر فسیقولون الله فقل افلا تتقون• قل هل من شرکائکم من یبدؤا الخلق ثم یعیده قل الله یبدؤا الخلق ثم یعیده فانی تؤفکون• قل هل من شرکائکم من یهدی الی الحق قل الله یهدی للحق افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع امن لا یهدی الا ان یهدی فما لکم کیف تحکمون؛بگو: چه کسی شما را از آسمان و زمین روزی می‌دهد؟ یا چه کسی مالک (و خالق) گوش و چشم هاست؟ و چه کسی زنده را از مرده، و مرده را از زنده بیرون می‌آورد؟ و چه کسی امور (جهان) را تدبیر می‌کند؟ بزودی (در پاسخ) می‌گویند: خدا، بگو: پس چرا تقوا پیشه نمی‌کنید (و از خدا نمی‌ترسید)؟ • بگو: آیا هیچ یک از معبودهای شما، آفرینش را ایجاد می‌کند و سپس باز می‌گرداند؟! بگو: تنها خدا آفرینش را ایجاد کرده، سپس باز می‌گرداند؛ با این حال، چرا از حق روی‌گردان می‌شوید؟! • بگو: آیا هیچ یک از معبودهای شما، به سوی حق هدایت می‌کند؟! بگو: تنها خدا به حق هدایت می‌کند! آیا کسی که هدایت به سوی حق می‌کند برای پیروی شایسته تر است، یا آن کس که خود هدایت نمی‌شود مگر هدایتش کنند؟ شما را چه می‌شود، چگونه داوری می‌کنید؟!».
۲۳. «قل ارءیتم ما انزل الله لکم من رزق فجعلتم منه حرامـا وحلـلا قل ءالله اذن لکم‌ام علی الله تفترون؛بگو: آیا روزی‌هایی را که خداوند بر شما نازل کرده دیده‌اید، که بعضی از آن را حلال، و بعضی را حرام نموده‌اید؟! بگو: آیا خداوند به شما اجازه داده، یا بر خدا افترا می‌بندید (و از پیش خود، حلال و حرام می‌کنید؟! )»
۲۴. «قل یـایها الناس ان کنتم فی شک من دینی فلا اعبد الذین تعبدون من دون الله ولـکن اعبدالله الذی یتوفــکم وامرت ان اکون من المؤمنین• وان اقم وجهک للدین حنیفـا ولا تکونن من المشرکین؛بگو: ای مردم! اگر در عقیده من شک دارید، من آنهایی را که جز خدا می‌پرستید، نمی‌پرستم! تنها خداوندی را پرستش می‌کنم که شما را می‌میراند! و من مامورم که از مؤمنان باشم! • و (به من دستور داده شده که: ) روی خود را به آیینی متوجه ساز که از هر گونه شرک، خالی است؛ و از مشرکان مباش!»
۲۵. «قل من رب السمـوت والارض قل الله قل افاتخذتم من دونه اولیاء لا یملکون لانفسهم نفعـا ولا ضرا قل هل یستوی الاعمی والبصیر‌ام هل تستوی الظـلمـت والنور‌ام جعلوا لله شرکاء خلقوا کخلقه فتشـبه الخلق علیهم قل الله خــلق کل شیء وهو الواحد القهـر؛بگو: چه کسی پروردگار آسمانها و زمین است؟ بگو: الله! (سپس) بگو: آیا اولیا (و خدایانی) غیر از او برای خود برگزیده‌اید که (حتی) مالک سود و زیان خود نیستند (تا چه رسد به شما؟! ) بگو: آیا نابینا و بینا یکسانند؟! یا ظلمت‌ها و نور برابرند؟! آیا آنها همتایانی برای خدا قرار دادند بخاطر اینکه آنان همانند خدا آفرینشی داشتند، و این آفرینش‌ها بر آنها مشتبه شده است؟! بگو: خدا خالق همه چیز است؛ و اوست یکتا و پیروز»
۲۶. «افمن هو قائم علی کل نفس بما کسبت وجعلوا لله شرکاء قل سموهم ام تنبـونه بما لا یعلم فی الارض ام بظـهر من القول بل زین للذین کفروا مکرهم وصدوا عن السبیل ومن یضلل الله فما له من هاد؛آیا کسی که بالای سر همه ایستاده، (و حافظ و نگهبان و مراقب همه است،) و اعمال همه را می‌بیند (، همچون کسی است که هیچ یک از این صفات را ندارد)؟! آنان برای خدا همتایانی قرار دادند؛ بگو: آنها را نام ببرید! آیا چیزی را به او خبر می‌دهید که از وجود آن در روی زمین بی خبر است، یا سخنان ظاهری (و تو خالی) می‌گویید؟! (نه، شریکی برای خدا وجود ندارد؛) بلکه در نظر کافران، دروغ‌هایشان زینت داده شده، (و بر اثر ناپاکی درون، چنین می‌پندارند که واقعیتی دارد؛) و آنها از راه (خدا) بازداشته شده‌اند؛ و هر کس را خدا گمراه کند، راهنمایی برای او وجود نخواهد داشت»
۲۷. «ویقول الذین کفروا لست مرسلا قل کفی بالله شهیدا بینی وبینکم ومن عنده علم الکتـب؛آنها که کافر شدند می‌گویند: تو پیامبر نیستی! بگو: کافی است که خداوند، و کسی که علم کتاب (و آگاهی بر قرآن) نزد اوست، میان من و شما گواه باشند»
۲۸. «سبحـنه وتعــلی عما یقولون علوا کبیرا؛او پاک و برتر است از آنچه آنها می‌گویند، بسیار برتر و منزه تر»
۲۹. «وقالوا اءذا کنا عظـمـا ورفـتـا اءنا لمبعوثون خلقـا جدیدا• قل کونوا حجارة او حدیدا• او خلقـا مما یکبر فی صدورکم فسیقولون من یعیدنا قل الذی فطرکم اول مرة فسینغضون الیک رءوسهم ویقولون متی هو قل عسی ان یکون قریبـا؛و گفتند: آیا هنگامی که ما، استخوان‌های پوسیده و پراکنده‌ای شدیم، دگر بار آفرینش تازه‌ای خواهیم یافت؟! • بگو: شما سنگ باشید یا آهن،• یا هر مخلوقی که در نظر شما، از آن هم سخت تر است (و از حیات و زندگی دورتر می‌باشد، باز خدا قادر است شما را به زندگی مجدد بازگرداند). آنها بزودی می‌گویند: چه کسی ما را باز می‌گرداند؟! بگو: همان کسی که نخستین بار شما را آفرید. آنان سر خود را (از روی تعجب و انکار،) به سوی تو خم می‌کنند و می‌گویند: در چه زمانی خواهد بود؟! بگو: شاید نزدیک باشد»
۳۰. «ولقد صرفنا للناس فی هـذا القرءان من کل مثل فابی اکثر الناس الا کفورا• وقالوا لن نؤمن لک حتی تفجر لنا من الارض ینـبوعـا• او تکون لک جنة من نخیل وعنب فتفجر الانهـر خلــلها تفجیرا• او تسقط السماء کما زعمت علینا کسفـا او تاتی بالله والملـئکة قبیلا• او یکون لک بیت من زخرف او ترقی فی السماء ولن نؤمن لرقیک حتی تنزل علینا کتـبـا نقرؤه قل سبحان ربی هل کنت الا بشرا رسولا• وما منع الناس ان یؤمنوا اذ جاءهم الهدی الا ان قالوا ابعث الله بشرا رسولا• قل لو کان فی الارض ملـئکة یمشون مطمئنین لنزلنا علیهم من السماء ملکـا رسولا• قل کفی بالله شهیدا بینی وبینکم انه کان بعباده خبیرا بصیرا؛ما در این قرآن، برای مردم از هر چیز نمونه‌ای آوردیم (و همه معارف در آن جمع است)؛ اما بیشتر مردم (در برابر آن، از هر کاری) جز انکار، ابا داشتند! • و گفتند: ما هرگز به تو ایمان نمی‌آوریم تا اینکه چشمه جوشانی از این سرزمین (خشک و سوزان) برای ما خارج سازی... • یا باغی از نخل و انگور از آن تو باشد؛ و نهرها در لابه لای آن جاری کنی... • یا قطعات (سنگ‌های) آسمان را- آن چنان که می‌پنداری- بر سر ما فرود آری؛ یا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بیاوری... • یا برای تو خانه‌ای پر نقش و نگار از طلا باشد؛ یا به آسمان بالا روی؛ حتی اگر به آسمان روی، ایمان نمی‌آوریم مگر آنکه نامه‌ای بر ما فرود آوری که آن را بخوانیم! بگو: منزه است پروردگارم (از این سخنان بی معنی)! مگر من جز انسانی فرستاده خدا هستم؟! • تنها چیزی که بعد از آمدن هدایت مانع شد مردم ایمان بیاورند، این بود (که از روی نادانی و بی خبری) گفتند: آیا خداوند بشری را بعنوان رسول فرستاده است؟! • بگو: (حتی) اگر در روی زمین فرشتگانی (زندگی می‌کردند، و) با آرامش گام برمی داشتند، ما فرشته‌ای را به عنوان رسول، بر آنها می‌فرستادیم! (چرا که رهنمای هر گروهی باید از جنس خودشان باشد). • بگو: همین کافی است که خداوند، میان من و شما گواه باشد؛ چرا که او نسبت به بندگانش آگاه و بیناست»
۳۱. «بل قالوا مثل ما قال الاولون• قالوا اءذا متنا وکنا ترابـا وعظـمـا اءنا لمبعوثون• لقد وعدنا نحن وءاباؤنا هـذا من قبل ان هـذا الا اسـطیر الاولین• قل لمن الارض ومن فیها ان کنتم تعلمون• سیقولون لله قل افلاتذکرون• قل من رب السمـوت السبع ورب العرش العظیم• سیقولون لله قل افلا تتقون• قل من بیده ملکوت کل شیء وهو یجیر ولا یجار علیه ان کنتم تعلمون• سیقولون لله قل فانی تسحرون• بل اتینـهم بالحق وانهم لکـذبون؛(نه،) بلکه آنان نیز مثل آنچه پیشینیان گفته بودند گفتند. • آنها گفتند: آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوان‌هایی (پوسیده) شدیم، آیا بار دیگر برانگیخته خواهیم شد؟! • این وعده به ما و پدرانمان از قبل داده شده؛ این فقط افسانه‌های پیشینیان است! • بگو: زمین و کسانی که در آن هستند از آن کیست، اگر شما می‌دانید؟! • بزودی (در پاسخ تو) می‌گویند: همه از آن خداست! بگو: آیا متذکر نمی‌شوید؟! • بگو: چه کسی پروردگار آسمان‌های هفتگانه، و پروردگار عرش عظیم است؟• بزودی خواهند گفت: همه اینها از آن خداست! بگو: آیا تقوا پیشه نمی‌کنید (و از خدا نمی‌ترسید و دست از شرک برنمی دارید)؟! • بگو: اگر می‌دانید، چه کسی حکومت همه موجودات را در دست دارد، و به بی پناهان پناه می‌دهد، و نیاز به پناه دادن ندارد؟! • خواهند گفت: (همه اینها) از آن خداست» بگو: با این حال چگونه می‌گویید سحر شده‌اید (و این سخنان سحر و افسون است)؟! • نه، (واقع این است که) ما حق را برای آنها آوردیم؛ و آنان دروغ می‌گویند!»
۳۲. «فلما جاءهم الحق من عندنا قالوا لولا اوتی مثل ما اوتی موسی او لم یکفروا بما اوتی موسی من قبل قالوا سحران تظـهرا وقالوا انا بکل کـفرون• قل فاتوا بکتـب من عند الله هو اهدی منهما اتبعه ان کنتم صـدقین؛ولی هنگامی که حق از نزد ما برای آنها آمد گفتند: چرا مثل همان چیزی که به موسی داده شد به این پیامبر داده نشده است؟! مگر بهانه جویانی همانند آنان، معجزاتی را که در گذشته به موسی داده شد، انکار نکردند و گفتند: این دو نفر (موسی و هارون) دو ساحرند که دست به دست هم داده‌اند (تا ما را گمراه کنند) و ما به هر دو کافریم؟! • بگو: اگر راست می‌گویید (که تورات و قرآن از سوی خدا نیست)، کتابی هدایت بخش تر از این دو از نزد خدا بیاورید، تا من از آن پیروی کنم»
۳۳. «قل ارءیتم ان جعل الله علیکم الیل سرمدا الی یوم القیـمة من الـه غیر الله یاتیکم بضیاء افلا تسمعون• قل ارءیتم ان جعل الله علیکم النهار سرمدا الی یوم القیـمة من الـه غیر الله یاتیکم بلیل تسکنون فیه افلا تبصرون• ومن رحمته جعل لکم الیل والنهار لتسکنوا فیه ولتبتغوا من فضله ولعلکم تشکرون؛بگو: به من خبر دهید اگر خداوند شب را تا قیامت بر شما جاودان سازد، آیا معبودی جز خدا می‌تواند روشنایی برای شما بیاورد؟! آیا نمی‌شنوید؟! • بگو: به من خبر دهید اگر خداوند روز را تا قیامت بر شما جاودان کند، کدام معبود غیر از خداست که شبی برای شما بیاورد تا در آن آرامش یابید؟ آیا نمی‌بینید؟! • و از رحمت اوست که برای شما شب و روز قرار داد تا هم در آن آرامش داشته باشید و هم برای بهره گیری از فضل خدا تلاش کنید، و شاید شکر نعمت او را بجا آورید!»
۳۴. «قل ادعوا الذین زعمتم من دون الله لا یملکون مثقال ذرة فی السمـوت ولا فی الارض وما لهم فیهما من شرک وما له منهم من ظهیر• ولا تنفع الشفـعة عنده الا لمن اذن له حتی اذا فزع عن قلوبهم قالوا ماذا قال ربکم قالوا الحق وهو العلی الکبیر• قل من یرزقکم من السمـوت والارض قل الله وانا او ایاکم لعلی هدی او فی ضلـل مبین• قل لا تسـلون عما اجرمنا ولا نسـل عما تعملون• قل یجمع بیننا ربنا ثم یفتح بیننا بالحق وهو الفتاح العلیم• قل ارونی الذین الحقتم به شرکاء کلا بل هو الله العزیز الحکیم؛بگو: کسانی را که غیر از خدا (معبود خود) می‌پندارید بخوانید! (آنها هرگز گرهی از کار شما نمی‌گشایند، چرا که) آنها به اندازه ذره‌ای در آسمانها و زمین مالک نیستند، و نه در (خلقت و مالکیت) آنها شریکند، و نه یاور او (در آفرینش) بودند. • هیچ شفاعتی نزد او، جز برای کسانی که اذن داده، سودی ندارد! (در آن روز همه در اضطرابند) تا زمانی که اضطراب از دلهای آنان زایل گردد (و فرمان از ناحیه او صادر شود؛ در این هنگام مجرمان به شفیعان) می‌گویند: پروردگارتان چه دستوری داده؟ می‌گویند: حق را (بیان کرد و اجازه شفاعت درباره مستحقان داد)؛ و اوست بلندمقام و بزرگ مرتبه! • بگو: چه کسی شما را از آسمانها و زمین روزی می‌دهد؟ بگو: الله! و ما یا شما بر (طریق) هدایت یا در ضلالت آشکاری هستیم! • بگو: شما از گناهی که ما کرده‌ایم سؤال نخواهید شد، (همان گونه که) ما در برابر اعمال شما مسئول نیستیم! • بگو: پروردگار ما همه ما را جمع می‌کند، سپس در میان ما بحق داوری می‌نماید (و صفوف مجرمان را از نیکوکاران جدا می‌سازد)، و اوست داور (و جدا کننده) آگاه! • بگو: کسانی را که بعنوان شریک به او ملحق ساخته‌اید به من نشان دهید! هرگز چنین نیست! (او شریک و شبیهی ندارد)، بلکه او خداوند عزیز و حکیم است!»
۳۵. «قل ارءیتم شرکاءکم الذین تدعون من دون الله ارونی ماذا خلقوا من الارض‌ام لهم شرک فی السمـوت‌ام ءاتینـهم کتـبـا فهم علی بینت منه بل ان یعد الظــلمون بعضهم بعضـا الا غرورا؛بگو: این معبودانی را که جز خدا می‌خوانید به من نشان دهید چه چیزی از زمین را آفریده‌اند، یا اینکه شرکتی در (آفرینش و مالکیت) آسمانها دارند؟! یا به آنان کتابی (آسمانی) داده‌ایم و دلیلی از آن برای (شرک) خود دارند؟! نه هیچ یک از اینها نیست، ظالمان فقط وعده‌های دروغین به یکدیگر می‌دهند!»
۳۶. «قل انی اخاف ان عصیت ربی عذاب یوم عظیم• قل الله اعبد مخلصـا له دینی• فاعبدوا ما شئتم من دونه قل ان الخـسرین الذین خسروا انفسهم واهلیهم یوم القیـمة الا ذلک هو الخسران المبین؛بگو: «من اگر نافرمانی پروردگارم کنم، از عذاب روز بزرگ (قیامت) می‌ترسم»
۳۷. «قل ائنکم لتکفرون بالذی خلق الارض فی یومین وتجعلون له اندادا ذلک رب العــلمین• وجعل فیها روسی من فوقها وبـرک فیها وقدر فیها اقوتها فی اربعة ایام سواء للسائلین• ثم استوی الی السماء وهی دخان فقال لها وللارض ائتیا طوعـا او کرهـا قالتا اتینا طـائعین• فقضـهن سبع سمـوات فی یومین واوحی فی کل سماء امرها وزینا السماء الدنیا بمصـبیح وحفظـا ذلک تقدیر العزیز العلیم؛بگو: آیا شما به آن کس که زمین را در دو روز آفرید کافر هستید و برای او همانندهایی قرار می‌دهید؟! او پروردگار جهانیان است! • او در زمین کوه‌های استواری قرار داد و برکاتی در آن آفرید و مواد غذایی آن را مقدر فرمود، - اینها همه در چهار روز بود- درست به اندازه نیاز تقاضا کنندگان! • سپس به آفرینش آسمان پرداخت، در حالی که بصورت دود بود؛ به آن و به زمین دستور داد: به وجود آیید (و شکل گیرید)، خواه از روی اطاعت و خواه اکراه! آنها گفتند: ما از روی طاعت می‌آییم (و شکل می‌گیریم)! • در این هنگام آنها را بصورت هفت آسمان در دو روز آفرید، و در هر آسمانی کار آن (آسمان) را وحی (و مقرر) فرمود، و آسمان پایین را با چراغ‌هایی (ستارگان) زینت بخشیدیم، و (با شهاب‌ها از رخنه شیاطین) حفظ کردیم، این است تقدیر خداوند توانا و دانا!»
۳۸. «قل ان کان للرحمـن ولد فانا اول العـبدین؛بگو: اگر برای خداوند فرزندی بود، من نخستین پرستنده او بودم»
۳۹. «قل ارءیتم ما تدعون من دون الله ارونی ماذا خلقوا من الارض‌ام لهم شرک فی السمـوت ائتونی بکتـب من قبل هـذا او اثـرة من علم ان کنتم صـدقین• ‌ام یقولون افتره قل ان افتریته فلا تملکون لی من الله شیــا هو اعلم بما تفیضون فیه کفی به شهیدا بینی وبینکم وهو الغفور الرحیم• قل ما کنت بدعـا من الرسل وما ادری ما یفعل بی ولا بکم ان اتبع الا ما یوحی الی وما انا الا نذیر مبین• قل ارءیتم ان کان من عند الله وکفرتم به وشهد شاهد من بنی اسرءیل علی مثله فـامن واستکبرتم ان الله لا یهدی القوم الظــلمین؛به آنان بگو: این معبودهایی را که غیر از خدا پرستش می‌کنید به من نشان دهید چه چیزی از زمین را آفریده‌اند، یا شرکتی در آفرینش آسمان‌ها دارند؟ کتابی آسمانی پیش از این، یا اثر علمی از گذشتگان برای من بیاورید (که دلیل صدق گفتار شما باشد) اگر راست می‌گویید• ... • بلکه می‌گویند: این آیات را بر خدا افترا بسته است! » بگو: اگر من آن را به دروغ به خدا نسبت داده باشم (لازم است مرا رسوا کند و) شما نمی‌توانید در برابر خداوند از من دفاع کنید! او کارهایی را که شما در آن وارد می‌شوید بهتر می‌داند؛ همین بس که خداوند گواه میان من و شما باشد؛ و او آمرزنده و مهربان است! • بگو: من پیامبر نوظهوری نیستم؛ و نمی‌دانم با من و شما چه خواهد شد؛ من تنها از آنچه بر من وحی می‌شود پیروی می‌کنم، و جز بیم دهنده آشکاری نیستم! • بگو: به من خبر دهید اگر این قرآن از سوی خدا باشد و شما به آن کافر شوید، در حالی که شاهدی از بنی اسرائیل بر آن شهادت دهد، و او ایمان آورد و شما استکبار کنید (چه کسی گمراهتر از شما خواهد بود)؟! خداوند گروه ستمگر را هدایت نمی‌کند!»
۴۰. «قل یـایها الذین هادوا ان زعمتم انکم اولیاء لله من دون الناس فتمنوا الموت ان کنتم صـدقین• ولا یتمنونه ابدا بما قدمت ایدیهم والله علیم بالظــلمین؛بگو: ‌ای یهودیان! اگر گمان می‌کنید که (فقط) شما دوستان خدائید نه سایر مردم، پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می‌گویید (تا به لقای محبوبتان برسید)! • ولی آنان هرگز تمنای مرگ نمی‌کنند بخاطر اعمالی که از پیش فرستاده‌اند؛ و خداوند ظالمان را بخوبی می‌شناسد!»
۴۱. «قل هو الذی انشاکم وجعل لکم السمع والابصـر والافـدة قلیلا ما تشکرون• قل هو الذی ذراکم فی الارض والیه تحشرون• ویقولون متی هـذا الوعد ان کنتم صـدقین• قل انما العلم عند الله وانما انا نذیر مبین• فلما راوه زلفة سیـت وجوه الذین کفروا وقیل هـذا الذی کنتم به تدعون• قل ارءیتم ان اهلکنی الله ومن معی او رحمنا فمن یجیر الکـفرین من عذاب الیم• قل هو الرحمـن ءامنا به وعلیه توکلنا فستعلمون من هو فی ضلـل مبین• قل ارءیتم ان اصبح ماؤکم غورا فمن یاتیکم بماء معین؛بگو: او کسی است که شما را آفرید و برای شما گوش و چشم و قلب قرار داد؛ اما کمتر سپاسگزاری می‌کنید! • بگو: او کسی است که شما را در زمین آفرید و به سوی او محشور می‌شوید! • آنها می‌گویند: اگر راست می‌گویید این وعده قیامت چه زمانی است؟! • بگو: علم آن تنها نزد خداست؛ و من فقط بیم دهنده آشکاری هستم! • هنگامی که آن (وعده الهی) را از نزدیک می‌بینند، صورت کافران زشت و سیاه می‌گردد، و به آنها گفته می‌شود: این همان چیزی است که تقاضای آن را داشتید• بگو: به من خبر دهید اگر خداوند مرا و تمام کسانی را که با من هستند هلاک کند، یا مورد ترحم قرار دهد، چه کسی کافران را از عذاب دردناک پناه می‌دهد؟! • بگو: او خداوند رحمان است، ما به او ایمان آورده و بر او توکل کرده‌ایم؛ و بزودی می‌دانید چه کسی در گمراهی آشکار است! • بگو: به من خبر دهید اگر آب‌های (سرزمین) شما در زمین فرو رود، چه کسی می‌تواند آب جاری و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟»

تعلیم احکام

[ویرایش]
تعلیم احکام به انسان‌هاو پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله از مسائل مهم در قرآن کریم محسوب می‌شود. آیات متعددی از قرآن، به این مسأله پرداخته است.

← تعلیم احکام دادو ستد


تعلیم احکام و چگونگی داد و ستد، از جانب خداوند به انسان‌ها:
یـایها الذینءامنوا اذا تداینتم بدین الی اجل مسمی فاکتبوه ولیکتب بینکم کاتب بالعدل ولا یاب کاتب ان یکتب کما علمه الله فلیکتب ولیملل الذی علیه الحق ولیتق الله ربه ولا یبخس منه شیــا فان کان الذی علیه الحق سفیهـا اوضعیفـا او لایستطیع ان یمل هوفلیملل ولیه بالعدل واستشهدوا شهیدین من رجالکم فان لم یکونا رجلین فرجل وامراتان ممن ترضون من الشهداء ان تضل احدهما فتذکر احدهما الاخری ولا یاب الشهداء اذا ما دعوا ولا تسـموا ان تکتبوه صغیرا او کبیرا الی اجله ذلکم اقسط عند الله واقوم للشهـدة وادنی الا ترتابوا الا ان تکون تجـرة حاضرة تدیرونها بینکم فلیس علیکم جناح الا تکتبوها واشهدوا اذا تبایعتم ولا یضار کاتب ولا شهید وان تفعلوا فانه فسوق بکم واتقوا الله ویعلمکم الله والله بکل شیء علیم؛ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که بدهی مدت داری (به خاطر وام یا داد و ستد) به یکدیگر پیدا کنید، آن را بنویسید! و باید نویسنده‌ای از روی عدالت، (سند را) در میان شما بنویسد! و کسی که قدرت بر نویسندگی دارد، نباید از نوشتن- همان طور که خدا به او تعلیم داده- خودداری کند! پس باید بنویسد، و آن کس که حق بر عهده اوست، باید املا کند، و از خدا که پروردگار اوست بپرهیزد، و چیزی را فروگذار ننماید! و اگر کسی که حق بر ذمه اوست، سفیه (یا از نظر عقل) ضعیف (و مجنون) است، یا (به خاطر لال بودن،) توانایی بر املا کردن ندارد، باید ولی او (به جای او،) با رعایت عدالت، املا کند! و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر این حق) شاهد بگیرید! و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن، از کسانی که مورد رضایت و اطمینان شما هستند، انتخاب کنید! (و این دو زن، باید با هم شاهد قرار گیرند،) تا اگر یکی انحرافی یافت، دیگری به او یادآوری کند. و شهود نباید به هنگامی که آنها را (برای شهادت) دعوت می‌کنند، خودداری نمایند! و از نوشتن (بدهی خود،) چه کوچک باشد یا بزرگ، ملول نشوید (هر چه باشد بنویسید)! این، در نزد خدا به عدالت نزدیکتر، و برای شهادت مستقیم تر، و برای جلوگیری از تردید و شکنزاع و گفتگو) بهتر می‌باشد؛ مگر اینکه داد و ستد نقدی باشد که بین خود، دست به دست می‌کنید. در این صورت، گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید. ولی هنگامی که خرید و فروش (نقدی) می‌کنید، شاهد بگیرید! و نباید به نویسنده و شاهد، (به خاطر حق‌گویی،) زیانی برسد (و تحت فشار قرار گیرند)! و اگر چنین کنید، از فرمان پروردگار خارج شده‌اید. از خدا بپرهیزید! و خداوند به شما تعلیم می‌دهد؛ خداوند به همه چیز داناست».

← تعلیم احکام به پیامبراسلام


خداوند، تعلیم دهنده احکام به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله:
۱. «یسـلونک ماذا ینفقون قل ما انفقتم من خیر فللولدین والاقربین والیتـمی‌والمسـکین وابن السبیل وما تفعلوا من خیر فان الله به علیم• یسـلونک عن الشهر الحرام قتال فیه قل قتال فیه کبیر وصد عن سبیل الله وکفر به والمسجد الحرام واخراج اهله منه اکبر عند الله والفتنة اکبر من القتل ولا یزالون یقـتلونکم حتی یردوکم عن دینکم ان استطـعوا ومن یرتدد منکم عن دینه فیمت وهو کافر فاولـئک حبطت اعمــلهم فی الدنیا والاخرة واولـئک اصحـب النار هم فیها خــلدون• یسـلونک عن الخمر والمیسر قل فیهما اثم کبیر ومنـفع للناس واثمهما اکبر من نفعهما ویسـلونک ماذا ینفقون قل العفو کذلک یبین الله لکم الایـت لعلکم تتفکرون• فی الدنیا والاخرة ویسـلونک عن الیتـمی‌قل اصلاح لهم خیر وان تخالطوهم فاخونکم والله یعلم المفسدمن المصلح ولو شاء الله لاعنتکم ان الله عزیز حکیم؛از تو سؤال می‌کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر خیر و نیکی (و سرمایه سودمند مادی و معنوی) که انفاق می‌کنید، باید برای پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد. و هر کار خیری که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است. (لازم نیست تظاهر کنید، او می‌داند). • ... • از تو، در باره جنگ کردن در ماه حرام، سؤال می‌کنند؛ بگو: «جنگ در آن، (گناهی) بزرگ است؛ ولی جلوگیری از راه خدا (و گرایش مردم به آیین حق) و کفر ورزیدن نسبت به او و هتک احترام مسجد الحرام، و اخراج ساکنان آن، نزد خداوند مهم‌تر از آن است؛ و ایجاد فتنه، (و محیط نامساعد، که مردم را به کفر، تشویق و از ایمان باز می‌دارد) حتی از قتل بالاتر است. و مشرکان، پیوسته با شما می‌جنگند، تا اگر بتوانند شما را از آیینتان برگردانند؛ ولی کسی که از آیینش برگردد، و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال نیک (گذشته) او، در دنیا و آخرت، بر باد می‌رود؛ و آنان اهل دوزخند؛ و همیشه در آن خواهند بود. • ... • در باره شراب و قمار از تو سؤال می‌کنند، بگو: در آنها گناه و زیان بزرگی است؛ و منافعی (از نظر مادی) برای مردم در بردارد؛ (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است. و از تو می‌پرسند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: از ما زاد نیازمندی خود. اینچنین خداوند آیات را برای شما روشن می‌سازد، شاید اندیشه کنید! • (تا اندیشه کنید) درباره دنیا و آخرت! و از تو در باره یتیمان سؤال می‌کنند، بگو: اصلاح کار آنان بهتر است. و اگر زندگی خود را با زندگی آنان بیامیزید، (مانعی ندارد؛) آنها برادر (دینی) شما هستند.» (و همچون یک برادر با آنها رفتار کنید! ) خداوند، مفسدان را از مصلحان، باز می‌شناسد. و اگر خدا بخواهد، شما را به زحمت می‌اندازد؛ (و دستور می‌دهد در عین سرپرستی یتیمان، زندگی و اموال آنها را بکلی از اموال خود، جدا سازید؛ ولی خداوند چنین نمی‌کند؛) زیرا او توانا و حکیم است».
۲. «یـایها الذین ءامنوا اذا تداینتم بدین الی اجل مسمی فاکتبوه ولیکتب بینکم کاتب بالعدل ولا یاب کاتب ان یکتب کما علمه الله فلیکتب ولیملل الذی علیه الحق ولیتق الله ربه ولا یبخس منه شیــا فان کان الذی علیه الحق سفیهـا اوضعیفـا او لایستطیع ان یمل هو فلیملل ولیه بالعدل واستشهدوا شهیدین من رجالکم فان لم یکونا رجلین فرجل وامراتان ممن ترضون من الشهداء ان تضل احدهما فتذکر احدهما الاخری ولا یاب الشهداء اذا ما دعوا ولا تسـموا ان تکتبوه صغیرا او کبیرا الی اجله ذلکم اقسط عند الله واقوم للشهـدة وادنی الا ترتابوا الا ان تکون تجـرة حاضرة تدیرونها بینکم فلیس علیکم جناح الا تکتبوها واشهدوا اذا تبایعتم ولا یضار کاتب ولا شهید وان تفعلوا فانه فسوق بکم واتقوا الله ویعلمکم الله والله بکل شیء علیم؛ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که بدهی مدت داری (به خاطر وام یا داد و ستد) به یکدیگر پیدا کنید، آن را بنویسید! و باید نویسنده‌ای از روی عدالت، (سند را) در میان شما بنویسد! و کسی که قدرت بر نویسندگی دارد، نباید از نوشتن- همان طور که خدا به او تعلیم داده- خودداری کند! پس باید بنویسد، و آن کس که حق بر عهده اوست، باید املا کند، و از خدا که پروردگار اوست بپرهیزد، و چیزی را فروگذار ننماید! و اگر کسی که حق بر ذمه اوست، سفیه (یا از نظر عقل) ضعیف (و مجنون) است، یا (به خاطر لال بودن،) توانایی بر املا کردن ندارد، باید ولی او (به جای او،) با رعایت عدالت، املا کند! و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر این حق) شاهد بگیرید! و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن، از کسانی که مورد رضایت و اطمینان شما هستند، انتخاب کنید! (و این دو زن، باید با هم شاهد قرار گیرند،) تا اگر یکی انحرافی یافت، دیگری به او یادآوری کند. و شهود نباید به هنگامی که آنها را (برای شهادت) دعوت می‌کنند، خودداری نمایند! و از نوشتن (بدهی خود،) چه کوچک باشد یا بزرگ، ملول نشوید (هر چه باشد بنویسید)! این، در نزد خدا به عدالت نزدیکتر، و برای شهادت مستقیم تر، و برای جلوگیری از تردید و شک (و نزاع و گفتگو) بهتر می‌باشد؛ مگر اینکه داد و ستد نقدی باشد که بین خود، دست به دست می‌کنید. در این صورت، گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید. ولی هنگامی که خرید و فروش (نقدی) می‌کنید، شاهد بگیرید! و نباید به نویسنده و شاهد، (به خاطر حق‌گویی،) زیانی برسد (و تحت فشار قرار گیرند)! و اگر چنین کنید، از فرمان پروردگار خارج شده‌اید. از خدا بپرهیزید! و خداوند به شما تعلیم می‌دهد؛ خداوند به همه چیز داناست»
۳. «ویستفتونک فی النساء قل الله یفتیکم فیهن وما یتلی علیکم فی الکتـب فی یتـمی‌ النساء الـتی لا تؤتونهن ما کتب لهن وترغبون ان تنکحوهن والمستضعفین من الولدن وان تقوموا للیتـمی‌بالقسط وما تفعلوا من خیر فان الله کان به علیمـا؛از تو درباره حکم زنان سؤال می‌کنند؛ بگو: «خداوند درباره آنان به شما پاسخ می‌دهد: آنچه در قرآن درباره زنان یتیمی که حقوقشان را به آنها نمی‌دهید، و می‌خواهید با آنها ازدواج کنید، و نیز آنچه درباره کودکان صغیر و ناتوان برای شما بیان شده است، (قسمتی از سفارش‌های خداوند در این زمینه می‌باشد؛ و نیز به شما سفارش می‌کند که) با یتیمان به عدالت رفتار کنید! و آنچه از نیکی‌ها انجام می‌دهید؛ خداوند از آن آگاه است (و به شما پاداش شایسته می‌دهد)»
۴. «یستفتونک قل الله یفتیکم فی الکلــلة ان امرؤا هلک لیس له ولد وله اخت فلها نصف ما ترک وهو یرثها ان لم یکن لها ولد فان کانتا اثنتین فلهما الثلثان مما ترک وان کانوا اخوة رجالا ونساء فللذکر مثل حظ الانثیین یبین الله لکم ان تضلوا والله بکل شیء علیم؛از تو (در باره ارث خواهران و برادران) سؤال می‌کنند، بگو: «خداوند، حکم کلاله (خواهر و برادر) را برای شما بیان می‌کند: اگر مردی از دنیا برود، که فرزند نداشته باشد، و برای او خواهری باشد، نصف اموالی را که به جا گذاشته، از او (ارث) می‌برد؛ و (اگر خواهری از دنیا برود، وارث او یک برادر باشد،) او تمام مال را از آن خواهر به ارث می‌برد، در صورتی که (میت) فرزند نداشته باشد؛ و اگر دو خواهر (از او) باقی باشند دو سوم اموال را می‌برند؛ و اگر برادران و خواهران با هم باشند، (تمام اموال را میان خود تقسیم می‌کنند؛ و) برای هر مذکر، دو برابر سهم مؤنث است. خداوند (احکام خود را) برای شما بیان می‌کند تا گمراه نشوید؛ و خداوند به همه چیز داناست»
۵. «یسـلونک ماذا احل لهم قل احل لکم الطیبـت وما علمتم من الجوارح مکلبین تعلمونهن مما علمکم الله فکلوا مما امسکن علیکم واذکروا اسم الله علیه واتقوا الله ان الله سریع الحساب؛از تو سؤال می‌کنند چه چیزهایی برای آنها حلال شده است؟ بگو: آنچه پاکیزه است، برای شما حلال گردیده؛ (و نیز صید) حیوانات شکاری و سگ‌های آموخته (و تربیت یافته) که از آنچه خداوند به شما تعلیم داده به آنها یاد داده‌اید، (بر شما حلال است؛) پس، از آنچه این حیوانات برای شما (صید می‌کنند و) نگاه می‌دارند، بخورید؛ و نام خدا را (به هنگام فرستادن حیوان برای شکار،) بر آن ببرید؛ و از (معصیت) خدا بپرهیزید که خداوند سریع الحساب است»
۶. «قل لا اجد فی ما اوحی الی محرمـا علی طاعم یطعمه الا ان یکون میتة او دمـا مسفوحـا او لحم خنزیر فانه رجس او فسقـا اهل لغیر الله به فمن اضطر غیر باغ ولا عاد فان ربک غفور رحیم؛بگو: در آنچه بر من وحی شده، هیچ غذای حرامی نمی‌یابم؛ بجز اینکه مردار باشد، یا خونی که (از بدن حیوان) بیرون ریخته، یا گوشت خوک - که اینها همه پلیدند- یا حیوانی که به گناه، هنگام سر بریدن، نام غیر خدا (نام بتها) بر آن برده شده است. اما کسی که مضطر (به خوردن این محرمات) شود، بی آنکه خواهان لذت باشد و یا زیاده روی کند (گناهی بر او نیست)؛ زیرا پروردگارت، آمرزنده مهربان است»
۷. «قل تعالوا اتل ما حرم ربکم علیکم الا تشرکوا به شیــا وبالولدین احسـنـا ولا تقتلوا اولـدکم من املـق نحن نرزقکم وایاهم ولا تقربوا الفوحش ماظهر منها وما بطن ولا تقتلواالنفس التی حرم الله الا بالحق ذلکم وصــکم به لعلکم تعقلون؛بگو: بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک خدا قرار ندهید! و به پدر و مادر نیکی کنید! و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نکشید! ما شما و آنها را روزی می‌دهیم؛ و نزدیک کارهای زشت نروید، چه آشکار باشد چه پنهان! و انسانی را که خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانید! مگر بحق (و از روی استحقاق)؛ این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش کرده، شاید درک کنید»
۸. «قل انما حرم ربی الفوحش ماظهر منها ومابطن والاثم والبغی بغیر الحق وان تشرکوا بالله ما لم ینزل به سلطـنـا وان تقولوا علی الله ما لا تعلمون؛بگو: خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشکار باشد چه پنهان، حرام کرده است؛ و (همچنین) گناه و ستم بناحق را؛ و اینکه چیزی را که خداوند دلیلی برای آن نازل نکرده، شریک او قرار دهید؛ و به خدا مطلبی نسبت دهید که نمی‌دانید»
۹. «یسـلونک عن الانفال قل الانفال لله والرسول فاتقوا الله واصلحوا ذات بینکم واطیعوا الله ورسوله ان کنتم مؤمنین؛از تو درباره انفال (غنایم، و هر گونه مال بدون مالک مشخص) سؤال می‌کنند؛ بگو: انفال مخصوص خدا و پیامبر است؛ پس، از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و خصومت‌هایی را که در میان شماست، آشتی دهید! و خدا و پیامبرش را اطاعت کنید اگر ایمان دارید»
۱۰. «قل للمؤمنین یغضوا من ابصـرهم ویحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون• وقل للمؤمنـت یغضضن من ابصـرهن ویحفظن فروجهن ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن ولا یبدین زینتهن الا لبعولتهن او ءابائهن او ءاباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخونهن او بنی اخونهن او بنی اخوتهن اونسائهن او ما ملکت‌ایمـنهن او التـبعین غیر اولی الاربة من الرجال او الطفل الذین لم یظهروا علی عورت النساء ولایضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن وتوبوا الی الله جمیعـا ایه المؤمنون لعلکم تفلحون؛به مؤمنان بگو چشم‌های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و عفاف خود را حفظ کنند؛ این برای آنان پاکیزه تر است؛ خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است!• و به آنان با ایمان بگو چشم‌های خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را- جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم کیششان، یا بردگانشان (کنیزانشان)، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند؛ و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود (و صدای خلخال که برپا دارند به گوش رسد). و همگی بسوی خدا بازگردید‌ای مؤمنان، تا رستگار شوید!»
۱۱. «یـایها النبی قل لازوجک وبناتک ونساء المؤمنین یدنین علیهن من جلـبیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلایؤذین وکان الله غفورا رحیمـا؛ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلباب‌ها (روسری‌های بلند) خود را بر خویش فرو افکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است؛ (و اگر تا کنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است»

تعليم ادب دريافت وحى‌

[ویرایش]

تعلیم ادب دریافت وحی به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌ از جانب خداوند:
۱. «فتعــلی الله الملک الحق ولا تعجل بالقرءان من قبل ان یقضی الیک وحیه وقل رب زدنی علمـا؛پس بلندمرتبه است خداوندی که سلطان حق است! پس نسبت به (تلاوت) قرآن عجله مکن، پیش از آنکه وحی آن بر تو تمام شود؛ و بگو: پروردگارا! علم مرا افزون کن!».
۲. «لا تحرک به لسانک لتعجل به؛زبانت را بخاطر عجله برای خواندن آن (قرآن) حرکت مده»

تعلیم استعاذه

[ویرایش]

••• خداوند، آموزنده استعاذه به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم:
۱. «قل اعوذ برب الفلق• من شر ما خلق• ومن شر غاسق اذا وقب• ومن شر النفـثـت فی العقد• ومن شر حاسد اذا حسد؛بگو: پناه می‌برم به پروردگار سپیده صبح،• از شر تمام آنچه آفریده است؛• و از شر هر موجود شرور هنگامی که شبانه وارد می‌شود؛• و از شر آنها که با افسون در گره‌ها می‌دمند (و هر تصمیمی را سست می‌کنند)؛• و از شر هر حسودی هنگامی که حسد می‌ورزد!».
۲. «قل اعوذ برب الناس• ملک الناس• الـه الناس• من شر الوسواس الخناس• الذی یوسوس فی صدور الناس• من الجنة والناس؛بگو: پناه می‌برم به پروردگار مردم،• به مالک و حاکم مردم،• به (خدا و) معبود مردم،• از شر وسوسه گر پنهانکار،• که در درون سینه انسانها وسوسه می‌کند،• خواه از جن باشد یا از انسان»

••• استعاذه به خدا از وسوسه‌های شیاطین و حضور آنان، دعای تعلیمی خداوند به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم:
«وقل رب اعوذ بک من همزت الشیـطین• واعوذ بک رب ان یحضرون؛و بگو: پروردگارا! از وسوسه‌های شیاطین به تو پناه می‌برم! • و از اینکه آنان نزد من حاضر شوند (نیز) -‌ای پروردگار من- به تو پناه می‌برم»

تعلیم به انبیاء

[ویرایش]

یکی از مواهب الهی به انبیاء علیهم‌السلام، تعالیم الهی بوده است.
[۱۱۰] به مقاله تعلیم به انبیاء (قرآن) رجوع شود.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. لغت نامه، ج۴، ص۵۹۷۱، «تعلم».
۲. بقره/سوره۲، آیه۱۰۲.    
۳. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۳۳.    
۴. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱، ص۳۷۳.    
۵. مائده/سوره۵، آیه۳۱.    
۶. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۴، ص۳۵۲.    
۷. علق/سوره۹۶، آیه۱.    
۸. علق/سوره۹۶، آیه۴.    
۹. علق/سوره۹۶، آیه۵.    
۱۰. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۱۵۸.    
۱۱. قلم/سوره۶۸، آیه۱.    
۱۲. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۳۶۷.    
۱۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۳۷۰.    
۱۴. نور/سوره۲۴، آیه۵۸.    
۱۵. نور/سوره۲۴، آیه۵۹.    
۱۶. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۱۶۳.    
۱۷. لقمان/سوره۳۱، آیه۱۷.    
۱۸. لقمان/سوره۳۱، آیه۱۹.    
۱۹. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۵۵.    
۲۰. انعام/سوره۶، آیه۵۴.    
۲۱. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۱۰۴.    
۲۲. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۹۶.    
۲۳. فصلت/سوره۴۱، آیه۳۴.    
۲۴. حجرات/سوره۴۹، آیه۱-۵.    
۲۵. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۸، ص۴۷.    
۲۶. بقره/سوره۲، آیه۸۰.    
۲۷. بقره/سوره۲، آیه۹۱.    
۲۸. بقره/سوره۲، آیه۹۴.    
۲۹. بقره/سوره۲، آیه۱۱۱.    
۳۰. بقره/سوره۲، آیه۱۴۲.    
۳۱. مائده/سوره۵، آیه۱۷.    
۳۲. مائده/سوره۵، آیه۱۸.    
۳۳. آل عمران/سوره۳، آیه۱۹.    
۳۴. آل عمران/سوره۳، آیه۲۰.    
۳۵. آل عمران/سوره۳، آیه۶۱.    
۳۶. آل عمران/سوره۳، آیه۹۳.    
۳۷. آل عمران/سوره۳، آیه۱۸۳.    
۳۸. انعام/سوره۶، آیه۱۲ - ۱۹.    
۳۹. انعام/سوره۶، آیه۴۰.    
۴۰. انعام/سوره۶، آیه۴۱.    
۴۱. انعام/سوره۶، آیه۴۶.    
۴۲. انعام/سوره۶، آیه۴۷.    
۴۳. انعام/سوره۶، آیه۵۰.    
۴۴. انعام/سوره۶، آیه۵۶ - ۵۸.    
۴۵. انعام/سوره۶، آیه۶۳ - ۶۵.    
۴۶. انعام/سوره۶، آیه۷۱.    
۴۷. انعام/سوره۶، آیه۹۱.    
۴۸. انعام/سوره۶، آیه۱۴۸ - ۱۵۰.    
۴۹. انعام/سوره۶، آیه۱۶۴.    
۵۰. اعراف/سوره۷، آیه۱۸۷.    
۵۱. اعراف/سوره۷، آیه۱۸۸.    
۵۲. اعراف/سوره۷، آیه۱۹۱.    
۵۳. اعراف/سوره۷، آیه۱۹۲.    
۵۴. اعراف/سوره۷، آیه۱۹۵.    
۵۵. اعراف/سوره۷، آیه۱۹۷.    
۵۶. یونس/سوره۱۰، آیه۳۱.    
۵۷. یونس/سوره۱۰، آیه۳۴.    
۵۸. یونس/سوره۱۰، آیه۳۵.    
۵۹. یونس/سوره۱۰، آیه۵۹.    
۶۰. یونس/سوره۱۰، آیه۱۰۴.    
۶۱. یونس/سوره۱۰، آیه۱۰۵.    
۶۲. رعد/سوره۱۳، آیه۱۶.    
۶۳. رعد/سوره۱۳، آیه۳۳.    
۶۴. رعد/سوره۱۳، آیه۴۳.    
۶۵. اسراء/سوره۱۷، آیه ۴۳.    
۶۶. اسراء/سوره۱۷، آیه۴۹ - ۵۱.    
۶۷. اسراء/سوره۱۷، آیه۸۹ - ۹۶.    
۶۸. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۸۱ - ۹۰.    
۶۹. قصص/سوره۲۸، آیه۴۸.    
۷۰. قصص/سوره۲۸، آیه۴۹.    
۷۱. قصص/سوره۲۸، آیه۷۱ - ۷۳.    
۷۲. سبا/سوره۳۴، آیه۲۲ - ۲۷.    
۷۳. فاطر/سوره۳۵، آیه۴۰.    
۷۴. زمر/سوره۳۹، آیه۱۳ - ۱۵.    
۷۵. فصلت/سوره۴۱، آیه۹ - ۱۲.    
۷۶. زخرف/سوره۴۳، آیه۸۱.    
۷۷. احقاف/سوره۴۶، آیه۴.    
۷۸. احقاف/سوره۴۶، آیه۸ - ۱۰.    
۷۹. جمعه/سوره۶۲، آیه۶.    
۸۰. جمعه/سوره۶۲، آیه۷.    
۸۱. ملک/سوره۶۷، آیه۲۳ - ۳۰.    
۸۲. بقره/سوره۲، آیه۲۸۲.    
۸۳. مکارم شیرازی،ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۸۲.    
۸۴. بقره/سوره۲، آیه۲۱۵.    
۸۵. بقره/سوره۲، آیه۲۱۷.    
۸۶. بقره/سوره۲، آیه۲۱۹.    
۸۷. بقره/سوره۲، آیه۲۲۰.    
۸۸. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۱۶۰.    
۸۹. بقره/سوره۲، آیه۲۸۲.    
۹۰. نساء/سوره۴، آیه۱۲۷.    
۹۱. نساء/سوره۴، آیه۱۷۶.    
۹۲. مائده/سوره۵، آیه۴.    
۹۳. انعام/سوره۶، آیه۱۴۵.    
۹۴. انعام/سوره۶، آیه۱۵۱.    
۹۵. اعراف/سوره۷، آیه۳۳.    
۹۶. انفال/سوره۸، آیه۱.    
۹۷. نور/سوره۲۴، آیه۳۰.    
۹۸. نور/سوره۲۴، آیه۳۱.    
۹۹. احزاب/سوره۳۳، آیه۵۹.    
۱۰۰. طه/سوره۲۰، آیه۱۱۴.    
۱۰۱. قیامت/سوره۷۵، آیه۱۶.    
۱۰۲. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲۰، ص۱۰۹.    
۱۰۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۳۱۳-۳۱۴.    
۱۰۴. فلق/سوره۱۱۳، آیه۱ - ۵.    
۱۰۵. ناس/سوره۱۱۴، آیه۱ - ۶.    
۱۰۶. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۴۷۴.    
۱۰۷. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۹۷.    
۱۰۸. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۹۸.    
۱۰۹. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۶۵.    
۱۱۰. به مقاله تعلیم به انبیاء (قرآن) رجوع شود.


منبع

[ویرایش]
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۸، ص۲۲۲، برگرفته از مقاله «تعلیم».    


رده‌های این صفحه : تعلیم و تربیت | موضوعات قرآنی




جعبه ابزار