تحفه (کتاب)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تحفه (در اخلاق و سیاست) کتابی اخلاقی و تاریخی است که به پند و نصیحت ملوک پرداخته و در ضمن آن، شرح مختصری از تاریخ اسلام (از پیامبر -صل الله علیه وآله- تا آخرین خلیفه عباسی ) را بیان می‌کند.


معرفی اجمالی

[ویرایش]

جای نام مؤلف آن در نسخه اصلی خالی بوده و از متن کتاب هم نشانه و قرینهای بدست نمی‌آید که ما را در شناختن وی یاری کند ولی احتمال می رود که مؤلف آن، میرزا شرفالدین فضل الله ابن عبدالله قزوینی (نزدیک ۶۴۰- ۷۴۰) که « المعجم فی آثارملوک العجم » را برای نصرةالدین احمد نوشته است، باشد.
این اثر مجموعهای به زبان فارسی بوده و به همه آثار معتبر فارسی، از شعر و نثر نظر داشته و به انواع صنایع ادبی از جمله ترصیع ، تنجیس ، سجع ، ایجاز ، اختصار ، استعاره و کنایه آراسته شده است و ظاهرا برای نصرةالدین احمدبن یوسف شاه بن البارغون بن هزارسب از اتابکان لرستان (۶۹۶- ۷۳۳) تدوین و به این نام، نامگذاری شده است.

ساختار کتاب

[ویرایش]

توضیحات احسان یارشاطر، مقدمه مصحح و دیباچهای از مؤلف آغازگر کتاب بوده و مطالب در ده باب تالیف شده اند.
روش تصنیف کتاب، به روش تجربه اجتماعی و ملاحظه خارجی می‌باشد که مستند است به تاریخ، اندیشه ها، اعمال و سخنان پیشینیان و خردمندان و درست مانند نصیحةالملوک غزالی است، با این تفاوت که در نصیحةالملوک تاریخ ایران گنجانده شده و در باب نهم کتاب حاضر، تاریخ اسلام آمده است.
در این شیوه مباحث آمیخته با کلمات طوال و قصار بزرگان، فرمانروایان، پیران و خردمندان آزموده و سرد و گرم چشیده است و رفتار و کردار آنها نقل شده و موضوعات، در جامه حکایات و افسانهها پوشیده می‌شود. پند نامه ها و اندرزنامه های بزرگان و نصایح، وصایا، عهود، مکاتیب، توقیعات و خطابه های پادشاهان و فرمانروایان غالبا بهمین اسلوب است و در نوشته های بزرگانی چون ابن مقفع ، جاحظ ، ابن قتیبه ، آداب الملوک سرخسی ، اسعادةالاسعاد عامری، محاضرات راغب سپاهانی، نثرالدرر ابوسعید منصور و... نیز مطالب بسیاری در همین شیوه گنجانیده شده است. این روش نسبت به روش منطقی (که مباحث علوم بطور نظری طرح و با آوردن یک رشته تعاریف و براهین، مطلوب ثابت و آشکار می‌شود- مانند کتابهای فارابی ، ابن سینا ، خواجه طوسی ، قاضی عضدایجی و...) و روش تعبد و استناد به وحی و شعور اجتماعی دینی (اتکای به کتب آسمانی و سخنان پیامبران و پیشوایان دینی و بیان مسائل اخلاقی و سیاسی مندرج در اسناد دینی و پذیرفتن آنها بی چون چرا) به واقع نزدیکتر و در ذهن عموم مردم بهتر جا گرفته است.
در پایان هر باب، حکایاتی که با موضوع آن باب تناسب و هماهنگی دارد، آورده شده است.
مصحح معتبرترین نسخههای کتاب را متن قرار داده و تفاوت سایر نسخ را در حاشیه (پاورقی) ضبط کرده است تا خواننده در قضاوت و اختیار آنچه به نظر وی صواب می‌نماید، مختار باشد و انتخاب و ترجیح وی، نکتهای را پوشیده نداشته و راه داوری را بر دیگران نبندد.

گزارش محتوا

[ویرایش]

توضیحات یارشاطر، غرض از انتشار این مجموعه را چنین معرفی می‌کند که آثار مهم زبان فارسی، که مهمترین میراث فرهنگی ما بشمار می‌رود، با روش انتقادی و دقت علمی‌ به طبع رسیده و در دسترس طالبان قرار گیرد.
وی روش اصلی طبع این اثر را، همان روشی که در کشورهای غربی در طبع انتقادی اینگونه متون متداول است، می‌داند که بر اساس رعایت حق قضاوت برای خوانندگان تدوین می‌شوند. یعنی کسی که تدوین و تصحیح متنی را به عهده دارد، با آنکه در روشن ساختن آن می‌کوشد و خواننده را برحسب اطلاع و درایت خویش به متن درست اصلی راهنمایی می‌کند، درک و سلیقه خود را حاکم مطلق نمی‌شمارد و همه نکاتی را که ممکن است موجب تعبیر دیگری بشود نیز، ضبط می‌کند.
مصحح در مقدمه، بعد از توضیح شیوههای نگارش کتب اخلاقی، به بیان احتمالاتی در مورد مؤلف کتاب، نسخه اصلی و مآخذ تصحیح متن می‌پردازد.
دیباچه مؤلف ضمن حمد و ثنای خداوند متعال، نعت رسول اکرم -صل الله علیه وآله-، ائمه اطهار -علیهم اسلام- و یاران ایشان، شیوه تقدیم کتاب به یوسف شاه را بیان و ابواب کتاب را نام می‌برد.

← باب اول


باب اول در ذکر فضائل والیان با عدل و داد بوده و ضمن ذکر احادیثی از پیامبر -صل الله علیه وآله- در تکریم ایشان، حکایاتی درمورد حاکمان عادل و ظالم بیان می‌کند.
[۱] تحفه، شرفالدین فضل الله ابن عبدالله قزوینی، متن، ص۱۳.
از آن جمله حکایتی است که بیان می‌کند: در زمین مغرب زالی (پیرزن) باغی داشت که در غایت برکت بود، چنانکه از یک نیشکر یک قدح پر می‌شد. چون حکایت این برکت به سمع شاه رسید، با خود اندیشید که آنجا را تصاحب کند و بدین منظور عزم آنجا کرد. پیرزن به شکرانه قدوم شاه کمر خدمت به میان بسته و بقدر وسع، ماحضری مهیا کرد. شاه حکایت نیشکر درمیان آورد. زال زمین بوسه داد و گفت این حکایت که عرضه داشته اند، مطابق واقع است. ملک فرمود که خواهم تا به چشم خویش ببینم. زن قدح برداشت و نیشکر بیفشرد. قدح پرنشد، در عدد دیگر ضم کرد، وفا ننمود. ملک متعجب شده و پرسید این چه حالتست؟ زال گفت مگر ملک قصد کرده که این بستان بستاند؟ ملک آگاه شده و با خود عهد کرد که چنین نکند. پس زال را گفت دیگر باره عصر کن. چون بفشرد، به حالت اول قدح پر شد. ملک چون این ماوقع بدید، زال را اکرام کرده و التزام نمود باقی عمر طریق عدل و داد بپیماید.

← باب دوم


باب دوم، با عنوان آنچه با رعیت مغبون است، سفارشاتی به والیان دارد و اموری که والی، خود بنفسه باید متصدی آنها بوده و مجال مشارکت غیر در آنها متصورنیست را، متذکر می‌شود. از جمله تدبیر و تربیت اهل حرم و خدم و نیز تفحص احوال قضات، نواب، ارباب جاه (صاحبان مناصب دولتی)، امراء و ارکان دولت( تا اگراز بوادر اقوال و صوادر افعال ایشان چیزی ناپسندیده شرع و عرف ظاهر شود، بگوشمال باس و بؤس خوش ایشانرا تادیب فرماید و آن منصب بدو سالم نگذارد. )

← باب سوم


باب سوم مطالب بسیار مختصری درباره حسن عدل و قبح ظلم بیان کرده و بیشتر به ذکر حکایات در این ضمینه می‌پردازد.

← باب چهارم


در باب چهارم صفاتی که نظام ملک و دولت منوط به مراعات آنان بوده و سعادت دنیا و آخرت در گرو اتصاف به آنهاست بیان می‌شود. مانند عفو ، قهر ، حزم (دوراندیشی) و....

← باب پنجم


باب پنجم در پی ذکر مآثر ملوک در جهانداری، حکایاتی از حاکمان بنی امیه و بنی عباس و اعمال و سخنان ایشان را بیان می‌کند.

← باب ششم


آنچه در باب ششم آمده، سخنان پندآمیز و حکمت آموز حکام و والیانی چون منوچهر، معتصم عباسی ، عبدالملک مروان ، منصور دوانیقی ، انوشیروان ، بهرام گور و جمشید است. از بهرام گور منقول است که: «چنان باش که مردم از تو در آسایش باشند، چنان مباش که تو از مردم درآسایش باشی. چنان باش که چون بمیری برهی، نه چنان که چون بمیری خلق از تطاول تو بارز رهند.»
بعد از ذکر روایتی از پیامبر -صل الله علیه وآله- بدین مضمون که «هرگاه خداوند به ملکی عنایت کند، به او وزیری کرامت فرماید که اگر دقیقهای عدل و احسان از لوح دل او برود، او را یادآور شود و اگر طریق عدل و داد بپیوید، او را یاری نماید»، باب هفتم به ذکر احوال وزراء پرداخته و برامکه را نمونهای از وزیران شایسته و فاضل معرفی می‌نماید.

← باب هشتم


باب هشتم به سؤالاتی که از بزرجمهر ، وزیر دانشمند انوشیروان پرسیده می‌شود و پاسخهای حکیمانه او به آنها، اختصاص دارد. از او می‌پرسند: کیست که سزای مرحمت است؟ او می‌گوید: کریمی که مسخر لئیم شود و عالمی که مغلوب جاهلی گردد- مستحق لؤم (سرزنش) کیست؟ - آنکه کفران نعمت کند و دوستان را بگذارد- ازچه احتراز واجب است؟ - از دوست فریبنده و دشمن قوی- چیست که چشم و دل را روشن گرداند؟ - فرزند نیکبخت و جفت موافق- قانعترین مرد کیست؟ - آنکه بر شهوت غالب آید.

← باب نهم


باب نهم که مفصلترین بخش کتاب است، به بیان تاریخ اسلام از تولد نبی اکرم -صل الله علیه وآله- - به همراه ویژگیها و خصوصیات ظاهری ایشان-، خلافت خلفای راشدین ، بنی امیه (معاویه ، یزید ، مروان ، عبدالملک ، ولید ،... مروان حمار)، تا نحوه سرنگونی آنها توسط ابومسلم خراسانی و روی کار آمدن بنی عباس و حاکمان آن (ابوالعباس سفاح، منصور، مهدی، هادی... مستنصر و مستعصم)، به همراه ویژگیها و اعمالی که ایشان انجام دادهاند، می‌پردازد.

← باب نهم


از سنجش باب نهم این اثر با کتاب « تجارب السلف »، چنین دریافت می‌شود که مؤلفان این دو کتاب، در این باب و جاهای دیگر، گویا از یک اصل و منبع بهره برده و کتابهای خود را تالیف کردهاند و ممکن است مؤلف کتاب تحفه نیز در تدوین کتاب خویش، از «تجارب السلف» استفاده برده باشد و آنرا ماخذ خود قرار داده و بعضی مطالب دیگر هم آورده و بر آن افزوده باشد.

← باب دهم


باب دهم به پند و نصیحت ملوک پرداخته و به آنان متذکر می‌شود که اگر ملکی تمام گردنکشان و یاغیان را به انقیاد خویش وادارد، بازهم از انقراض و نفاد (سپری شدن و تباهی) مصون نخواهد بود و اگر بی مانع و منازع، تمامی بسیط عالم را متصرف شود، بر قلیلی حاکم شده،(خاصه که این دولت هیچ کس را مسلم نبوده است. )
با مطالعه کتاب می‌توان چنین استنباط کرد که مؤلف، سنی مذهب باشد. زیرا از حکام بنی امیه و بنی عباس به خوبی یاد کرده و آنان را خلیفه رسول و امیرالمؤمنین خطاب می‌کند.

وضعیت کتاب

[ویرایش]

فهرست مطالب در ابتدا و فهرست لغات (کلمات دشوار و معانی آنها)، نام اشخاص، جغرافیایی، خاندانها- سلسلهها- مذاهب و کتبی که در متن به آنها اشاره شده در انتهای کتاب آمده است.
پاورقیها به اختلاف نسخ اشاره دارد.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. تحفه، شرفالدین فضل الله ابن عبدالله قزوینی، متن، ص۱۳.



منبع

[ویرایش]



nbsp;مصحح معتبرترین نسخههای کتاب را متن قرار داده و تفاوت سایر نسخ را در حاشیه (پاورقی) ضبط کرده است تا خواننده در قضاوت و اختیار آنچه به نظر وی صواب می



جعبه ابزار