تازیانهذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تابیده چرمی یا غیر چرمی برای مجازات خطاکاران و غیر آن را تازیانه گویند. در فقه از آن در باب صوم و حدود سخن رفته است.

فهرست مندرجات

۱ - تعریف تازیانه
۲ - تازیانه در زبان عربی
       ۲.۱ - سَوْط
       ۲.۲ - مِجلَدَه یا مِجلاد
۳ - تازیانه در اصطلاح فقه
۴ - تازیانه در قرآن
۵ - اجرای حد در اسلام
۶ - اجرای حد یا تعزیر با تازیانه
       ۶.۱ - حد
       ۶.۲ - تعزیر
۷ - جنس تازیانه
۸ - کیفیت تازیانه زدن
۹ - کیفر مجرمان با تازیانه
۱۰ - حدّ زنا
       ۱۰.۱ - مجازات زناکار در صدر اسلام
              ۱۰.۱.۱ - نظر مفسران در تفسیر
              ۱۰.۱.۲ - نظر برخی بر نسخ
              ۱۰.۱.۳ - رد نسخ از طرف برخی
              ۱۰.۱.۴ - نظر دیگر در عدم نسخ
       ۱۰.۲ - نتیجه استفاده از آیات
       ۱۰.۳ - نظرات در زانی محصن
       ۱۰.۴ - اجرای حد جلد بر زانی اهل‌ذمه
       ۱۰.۵ - نظر برخی در نسخ حد رجم
              ۱۰.۵.۱ - جواب فقها از اشکال
       ۱۰.۶ - میزان حد جلد برای بردگان
۱۱ - حد قذف
       ۱۱.۱ - آیات دال بر حد قذف
              ۱۱.۱.۱ - شمول آیه بر زن و مرد
       ۱۱.۲ - شرائط اجرای حد قذف
       ۱۱.۳ - حدّ قذف بر بردگان
       ۱۱.۴ - عدم قبول شهادت از قذف‌کننده
              ۱۱.۴.۱ - نظر مذاهب اهل سنت
              ۱۱.۴.۲ - نظر فقهای شیعه
       ۱۱.۵ - قذف یک گروه
       ۱۱.۶ - ثبوت صحت مدعای قذف‌کننده
       ۱۱.۷ - توبه قذف‌:کننده
              ۱۱.۷.۱ - نظر مذاهب اسلامی
              ۱۱.۷.۲ - نظر فقهای حنفی
       ۱۱.۸ - لعان از موارد سقوط حد قذف
              ۱۱.۸.۱ - کیفیت وقوع لعان
              ۱۱.۸.۲ - شأن نزول آیه لعان
              ۱۱.۸.۳ - حکم پس از تحقق لعان
۱۲ - نحوه اجرای کیفر تازیانه
       ۱۲.۱ - حضور جمعی از مؤمنان
              ۱۲.۱.۱ - وجوب حضور به نظر برخی
              ۱۲.۱.۲ - حداقل شمار حضور
       ۱۲.۲ - میزان در نواختن تازیانه
       ۱۲.۳ - وساطت در اسقاط حد
       ۱۲.۴ - اجرای حد در حرم الهی
       ۱۲.۵ - اجرای حد بر بیمار و زن باردار
              ۱۲.۵.۱ - نا امیدی از بهبود مریض
       ۱۲.۶ - اجرای حد در گرما و سرما
۱۳ - تازیانه عذاب
       ۱۳.۱ - نظر مفسرین در تفسیر آیه
       ۱۳.۲ - تازیانه زدن کافران توسط ملائکه
       ۱۳.۳ - مجازات کافران در دوزخ
       ۱۳.۴ - مجازات جنیان در عهد حضرت سلیمان
۱۴ - پانویس
۱۵ - منبع

تعریف تازیانه

[ویرایش]

تازیانه، تابیده‌ای چرمی یا ریسمانی است که برای راندن چارپایان، تنبیه خطاکاران و مانند اینها از آن استفاده می‌شود و به آن شلاق و قَمچی نیز [۱]گفته می‌شود. [۲] [۳]

تازیانه در زبان عربی

[ویرایش]

در عربی با چند واژه از آن یاد شده است؛ از جمله:

← سَوْط


«سَوْط» که در اصل به معنای مخلوط کردن چیزی با چیزی است [۴] [۵] [۶]
و به تازیانه از آن جهت سوط گفته شده که هنگام اصابت به پوست، با آن مخلوط می‌شود [۷]یا از آن رو که بر اثر اصابت به پوست، خون با گوشت مخلوط می‌گردد. [۸] [۹]

← مِجلَدَه یا مِجلاد


مِجلَدَه یا مِجلاد که از ریشه «جِلْد» به معنای پوست گرفته شده است [۱۰] [۱۱] [۱۲]
و به تازیانه زدن جَلْد گفته می‌شود [۱۳] [۱۴]
، بدان جهت که تازیانه به پوست بدن می‌رسد یا بدان سبب که تازیانه از پوست ساخته می‌شده است. [۱۵]

تازیانه در اصطلاح فقه

[ویرایش]

واژه جَلْد در اصطلاح فقه و متون دینی بر کیفری خاص که برای برخی جرایم معین شده، اطلاق می‌گردد. [۱۶] [۱۷]

تازیانه در قرآن

[ویرایش]

در قرآن از تازیانه یک بار با واژه «سَوْط» سخن به میان آمده:«فَصَبَّ عَلَیهِم رَبُّکَ سَوطَ عَذاب» [۱۸]و در دو آیه واژه جَلْد (تازیانه زدن) آمده است: «فَاجلِدوا کُلَّ واحِد مِنهُما مِائَةَ جَلدَة» [۱۹] [۲۰]؛ همچنین در برخی آیات دیگر نیز از ضرب و عذاب کافران یاد شده است [۲۱] [۲۲] که برخی مفسران آن را به «زدن با تازیانه‌های الهی» تفسیر کرده‌اند. [۲۳]
در این آیات افزون بر مجازات برخی گناه‌کاران در دنیا با تازیانه، از تازیانه‌های عذاب الهی نیز سخن به میان آمده است.

اجرای حد در اسلام

[ویرایش]

در شرع مقدس اسلام براى ارتکاب برخى گناهان همچون زنا و لواط با شرایطى، حد مقرّر شده است.
در ارتکاب دیگر گناهان کبیره تعزیر ثابت است.

اجرای حد یا تعزیر با تازیانه

[ویرایش]

تازیانه در موارد زیر ابزار اجراى حد یا تعزیر است:

← حد


زنای غیر محصن [۲۴] مساحقه [۲۵] و بنابر مشهور تفخیذ [۲۶] صد تازیانه؛ قذف [۲۷] و نوشیدن شراب یا فقاع هشتاد تازیانه [۲۸] و قیادت ۷۵ تازیانه [۲۹]

← تعزیر


تعزیر به تازیانه زدن بر مجرم به مقدار صلاح‌دید حاکم شرع گفته می شود [۳۰] در روایات براى پاره ‏اى از جرایم مشمول تعزیر ، شمار تازیانه ذکر شده است، مانند روزه‌دارى که در ماه رمضان با همسر خود آمیزش کند که هرکدام به ۲۵ تازیانه تعزیر مى‏ شوند. [۳۱]

جنس تازیانه

[ویرایش]

تازیانه باید از نوع شلاق متعارف و بافته باشد؛ نه زیاد ضخیم و نه زیاد نازک. استفاده از مانند سیم، کابل و چوب جایز نیست. [۳۲]

کیفیت تازیانه زدن

[ویرایش]

تازیانه باید بر همه بدن- جز مواضع خطرناک مانند سر، صورت، عورت و قلب- تقسیم شود و بر یک موضع که سبب آسیب‏ پذیرى بیشتر مى‏ گردد زده نشود. [۳۳] [۳۴] [۳۵]

کیفر مجرمان با تازیانه

[ویرایش]

در فقه اسلامی تازیانه زدن، کیفر پاره‌ای جرایم مقرر شده است.
مواردی از این کیفرها و احکام آن در قرآن آمده است:

حدّ زنا

[ویرایش]

در اسلام حد زنا با تازیانه می‌باشد و در برخی موارد حکم آن سنگسار است.

← مجازات زناکار در صدر اسلام


در صدر اسلام بنابر آیات ۱۵ـ۱۶ نساء [۳۶]، مجازات زنان مرتکب زنا، زندانی کردن آنان در خانه تا زمان مرگ و مجازات مردان زناکننده، آزار دادن آنها مانند راه ندادن به مجالس و دشنام دادن بود [۳۷] [۳۸] [۳۹]«والّـتی یَأتینَ الفـحِشَةَ مِن نِسائِکُم فَاستَشهِدوا عَلَیهِنَّ اَربَعَةً مِنکُم فَاِن شَهِدوا فَاَمسِکوهُنَّ فِی البُیوتِ حَتّی یَتَوَفّـهُنَّ المَوتُ اَو یَجعَلَ اللّهُ لَهُنَّ سَبیلا • والَّذانِ یَأتِیـنِها مِنکُم فَـاذوهُما».

←← نظر مفسران در تفسیر


برخی مفسران حکم آیه اول را مربوط به زنان زناکننده محصن (شوهردار) و آیه دوم را مربوط به زنان و مردان [۴۰]زناکننده غیر محصن دانسته‌اند. [۴۱] [۴۲] [۴۳]
شماری دیگر آیه نخست را درباره مساحقه و آیه دوم را مربوط به لواط شمرده‌اند. [۴۴]

←← نظر برخی بر نسخ


به نظر بیشتر مفسران [۴۵] [۴۶] [۴۷]احکام مذکور با نزول آیه ۲ نور/۲۴ [۴۸]
که مجازات زنان و مردان زناکننده (غیر محصن) را ۱۰۰ ضربه تازیانه دانسته، نسخ شده است: «الزّانِیَةُ والزّانی فَاجلِدوا کُلَّ واحِد مِنهُما مِائَةَ جَلدَة...».
برخی ناسخ احکام مزبور را حدیث نبوی دانسته‌اند که مجازات زناکننده غیر‌محصن را ۱۰۰ تازیانه و یک‌‌‌سال تبعید و کیفر زناکننده محصن را ۱۰۰ تازیانه و رَجم (سنگسار) معین کرده است. [۴۹] [۵۰] [۵۱] [۵۲]

←← رد نسخ از طرف برخی


البته برخی نسخ مزبور را نپذیرفته‌اند. مستند آنان این‌است که احکامی که در آیات ۱۵ـ۱۶ نساء/۴ [۵۳]آمده، از ابتدا به زمانی معین محدود بوده و مراد از «یَجعَلَ اللّهُ لَهُنَّ سَبیلا»در آیه ۱۵ [۵۴]، محدودیت آن احکام تا زمانی است که حکم جدید (جَلْد و رَجْم) بیان‌ شود. [۵۵] [۵۶] [۵۷] [۵۸]

←← نظر دیگر در عدم نسخ


به نظر برخی دیگر، مراد از فاحشه، جرم مساحقه یا مفهومی اعم از آن است و احکام یاد شده اصولا نسخ نشده‌اند. [۵۹] [۶۰]

← نتیجه استفاده از آیات


به هر حال، کیفر زنا در مورد مردان و زنان غیر مُحصن به استناد آیه‌۲‌ نور/۲۴ [۶۱]جَلْد یعنی ۱۰۰‌ ضربه تازیانه است. [۶۲]

← نظرات در زانی محصن


برخی از فقهای شیعه [۶۳] [۶۴] [۶۵]و اهل سنت [۶۶]زانی محصن را نیز به استناد عموم آیه مشمول کیفر جَلْد شمرده‌اند؛ با این توضیح که ابتدا مجازات جَلْد و سپس حد رَجْم در مورد زناکار محصن اجرا می‌شود.

← اجرای حد جلد بر زانی اهل‌ذمه


درباره وجوب اجرای کیفر جلد بر زناکننده اهل ذمه، نیز به عموم این آیه استناد شده است. [۶۷]

← نظر برخی در نسخ حد رجم


برخی به استناد این آیه و با این استدلال که عموم قرآن با خبر واحد تخصیص‌پذیر نیست، صرفاً قائل به کیفر جلد برای همه زانیان (محصن و غیر محصن) شده و کیفر رجم را نپذیرفته و گفته‌اند که حد رَجم با این آیه نسخ شده است. [۶۸] [۶۹]

←← جواب فقها از اشکال


ولی فقهای شیعه و اهل سنت پاسخ داده‌اند که:
اولا رجم در سنت پیامبر‌ اکرم(صلی الله علیه وآله)پس از نزول این آیه وجود داشته است.
ثانیاً تخصیص عمومات قرآن با خبر واحد از دیدگاه علم اصول ممکن است.
ثالثاً ادله وجوب رجم، روایات متواتر است نه خبر واحد. [۷۰] [۷۱] [۷۲]

← میزان حد جلد برای بردگان


میزان کیفر جلد برای بردگان به نظر فقها نصف کیفر زناکننده آزاد (غیر‌برده) یعنی ۵۰ ضربه تازیانه است [۷۳] [۷۴] [۷۵]، زیرا در آیه‌۲۵ نساء/۴ [۷۶]مجازات برده زناکننده نصف کیفر غیر برده ذکر شده است: «فَاِن اَتَینَ بِفـحِشَة فَعَلَیهِنَّ نِصفُ ما عَلَی المُحصَنـتِ مِنَ العَذاب».
مراد از «المُحصَنـت» با توجه به ابتدای آیه، زنان آزاد و غیر برده و مراد از «العَذاب» کیفر جَلْد است، زیرا درباره مجازات رجم نصف قابل تصور نیست. [۷۷] [۷۸] [۷۹]
این مجازات شامل همه بردگان زناکننده، زن باشند یا مرد، محصن (همسردار) باشند یا غیر محصن و نیز برده جوان و سالمند می‌شود. [۸۰] [۸۱] [۸۲]

حد قذف

[ویرایش]

اگر کسی زن یا مرد پاکدامنی را به زنا متهم کند و نتواند ۴ شاهد بر ادعای خود بیاورد، از نظر شرع اسلام حد قذف بر او جاری می‌شود.

← آیات دال بر حد قذف


کیفر آنان که زنان پاکدامن را به زنا متهم کنند و نتوانند برای اثبات ادعای خود، ۴ شاهد بیاورند، ۸۰‌ تازیانه است: «والَّذینَ یَرمونَ المُحصَنـتِ ثُمَّ لَم یَأتوا بِاَربَعَةِ شُهَداءَ فَاجلِدوهُم ثَمـنینَ جَلدَة». [۸۳]گفته‌اند: این آیه درباره کسانی نازل شده که به یکی از همسران پیامبر نسبت ناروا داده‌اند و گفته شده: پس از نزول این آیه، پیامبر‌ اکرم(صلی الله علیه وآله)سه نفر را به سبب این جرم تازیانه زد. [۸۴] [۸۵] [۸۶]

←← شمول آیه بر زن و مرد


به نظر فقها مجازات مذکور در این آیه به مورد نزول و نیز قذف کنندگانِ زنان عفیف اختصاص ندارد، بلکه عام است و همه کسانی را که به مردان و زنان پاکدامن نسبت ناروا دهند، در بر می‌گیرد. [۸۷] [۸۸] [۸۹]

← شرائط اجرای حد قذف


البته به موجب این آیه برای ثبوت کیفر جلد برای قذف کننده (قاذف)، قذف‌ شونده (مقذوف) باید شرایط «اِحصان» را دارا باشد که مراد از آن در این آیه، وجود شرایط پنج‌گانه بلوغ، عقل، آزاد بودن، اسلام و پاکی از‌ زناست. [۹۰] [۹۱] [۹۲]

← حدّ قذف بر بردگان


حدّ قذف بردگان به نظر برخی فقها به استناد آیه مذکور، که میان برده و غیر برده تفاوتی نگذاشته و نیز‌ احادیث، ۸۰ تازیانه است [۹۳] [۹۴] ، در حالی که شماری از فقها با استناد به آیه ۲۵ نساء/۴ [۹۵]، که میزان کیفر بردگان‌ را نصف مجازات غیر بردگان شمرده، حد قذف برده را ۴۰‌ تازیانه دانسته‌اند. [۹۶] [۹۷] [۹۸]

← عدم قبول شهادت از قذف‌کننده


به نص آیه ۴ نور/۲۴ [۹۹]از قذف کننده هیچ‌گاه ادای شهادت پذیرفته نمی‌شود: «... و لا تَقبَلوا لَهُم شَهـدَةً اَبَدًا...».

←← نظر مذاهب اهل سنت


برخی مذاهب اهل سنت از جمله حنفیان و مالکیان عدم پذیرش گواهی او را [۱۰۰]منوط به اجرای حکم جَلد دانسته‌اند. [۱۰۱] [۱۰۲]

←← نظر فقهای شیعه


فقهای‌ شیعه بدین استناد که از آیه، تعلیقِ این حکم بر اجرای حد فهمیده نمی‌شود، به مجرد ثابت شدن قذف، شهادتِ قذف کننده را فاقد اعتبار می‌دانند. [۱۰۳] [۱۰۴] [۱۰۵]

← قذف یک گروه


هرگاه کسی گروهی را قذف کند، به نظر فقهای حنفی و مالکی تنها یک حد باید بر او جاری شود، زیرا به نظر آنان، از آیه ۴ نور/۲۴
[۱۰۶]«والَّذینَ یَرمونَ المُحصَنـت»استفاده می‌شود که اگر یک نفر چندین نفر (مُحْصَنات)را قذف کند، صرفاً مشمول یک کیفر یعنی ۸۰ تازیانه است؛ ولی فقهای امامی و شافعی بر آن‌اند که مراد از این آیه، که در آن هم قاذف و هم مقذوف به صورت جمع آمده، آن است که هرکسی یکی از محصنات را قذف کند، مشمول کیفر جلد است؛ یعنی هر قذفی یک کیفر دارد. [۱۰۷] [۱۰۸]

← ثبوت صحت مدعای قذف‌کننده


در صورتی که صحّت مدعای قذف‌کننده با شهادت گواهان کافی ثابت شود یا قذف شونده خود اقرار کند [۱۰۹]، به استناد مفهوم آیه ۴ نور /۲۴ [۱۱۰] «ثُمَّ لَم یَأتوا بِاَربَعَةِ شُهَداء» کیفر تازیانه زدن قذف کننده ساقط می‌گردد. [۱۱۱] [۱۱۲]

← توبه قذف‌: کننده


اگر قذف‌ کننده از کار خود پشیمان شده، توبه کند، احکام خاصی بر او جاری می‌شود و نظر فقهای اسلام مختلف است.

←← نظر مذاهب اسلامی


به نظر بیشتر مذاهب اسلامی، جز حنفیان، شهادت وی پذیرفته می‌شود و از شمار فاسقان بیرون می‌رود [۱۱۳] [۱۱۴]؛ ولی هیچ‌گاه از کیفر جَلْد مبرا نخواهد شد، زیرا به نظر آنان استثنا در آیه ۵‌ نور/۲۴ [۱۱۵] «اِلاَّ الَّذینَ تابوا مِن بَعدِ ذلِک»تنها به نیمه دوم آیه قبل:«ولا تَقبَلوا... هُمُ الفـسِقون» باز می‌گردد. [۱۱۶] [۱۱۷] [۱۱۸]
به تعبیر برخی فقها، کیفر جلد از آن رو که حق قذف شونده به شمار می‌رود، زایل نمی‌شود. [۱۱۹] [۱۲۰]

←← نظر فقهای حنفی


فقهای حنفی بر آن‌اند که توبه قاذف تنها فسق او را از میان بر می‌دارد، زیرا استثنا تنها به جمله پایانی آیه قبل باز می‌گردد، بنابراین در صورت اجرای حد جلد بر قاذف، دیگر هیچ‌گاه شهادت او پذیرفته نمی‌شود. [۱۲۱] [۱۲۲]

← لعان از موارد سقوط حد قذف


از مواردی که حد قذف (۸۰ تازیانه) ساقط می‌شود، صورتی است که مردی همسر خود را به زنا متهم کند و با انکار این امر از سوی زوجه، میان آنها‌ «لِعان» صورت گیرد.

←← کیفیت وقوع لعان


کیفیت وقوع لعان که در آیات‌۶‌ـ‌۹ نور/۲۴ [۱۲۳]بیان شده، بدین ترتیب [۱۲۴]است که شوهری که همسر خود را به زنا متهم‌کرده و شاهدی جز خود ندارد، برای اسقاط حد قذف از خود ۴ بار شهادت دهد که راست می‌گوید و سپس بگوید: لعنت خدا بر من اگر دروغگو باشم.
در صورتی که زوجه اتهام شوهر را نپذیرد، باید برای اسقاط حد زنا از خود ۴ بار شهادت دهد که وی دروغ می‌گوید و سپس بگوید: غضب خداوند بر من اگر او راستگو باشد. [۱۲۵] [۱۲۶]

←← شأن نزول آیه لعان


درباره شأن نزول این آیات گفته‌اند که پس از نزول آیه مربوط به حد قذف، سعد‌بن عباده نزد پیامبر‌ اکرم(صلی الله علیه وآله) آمد و گفت: اگر کسی همسر خود را در حال زنا ببیند و احضار شهود ممکن نباشد، تکلیف او چیست؟ اگر او را بکشد، قصاص خواهد شد و اگر نسبت زنا به او بدهد، مشمول حد قذف خواهد بود که آیات مذکور نازل شد و حکم مسئله را بیان کرد.
در برخی روایات، مورد نزول آیه شخصی به نام هلال‌بن امیه گزارش شده است. [۱۲۷] [۱۲۸] [۱۲۹]

←← حکم پس از تحقق لعان


پس از تحقق لعان، عقد ازدواج پایان می یابد و آن دو بر‌ هم حرام ابدی می‌شوند. [۱۳۰] [۱۳۱]

نحوه اجرای کیفر تازیانه

[ویرایش]

درباره چگونگی اجرای کیفر جلد در منابع فقهی، بر پایه احادیث، احکام الزامی و غیر الزامی متعددی ذکر شده‌اند.

← حضور جمعی از مؤمنان


از جمله این احکام، وجوب یا استحباب حضور جمعی از مؤمنان در هنگام اجرای حد جلد بر زناکار است: «و لیَشهَد عَذابَهُما طَـائِفَةٌ مِنَ المُؤمِنین». [۱۳۲]

←← وجوب حضور به نظر برخی


با توجه به کاربرد فعل امر: «لیَشهَد» در این آیه، اکثر قریب به اتفاق فقها به وجوب آن قائل شده‌اند. [۱۳۳] [۱۳۴]

←← حداقل شمار حضور


درباره حداقل شمار کسانی که حضور آنان برای اجرای حد جلد ضروری است، آرای بسیاری در منابع فقهی و تفسیری مطرح شده است؛ برخی فقها حضور دست کم ۱۰ نفر و برخی دیگر ۷ نفر را لازم دانسته‌اند. [۱۳۵] [۱۳۶]
شماری دیگر، به مناسبت تعداد گواهان لازم در زنا به حضور ۴ نفر قائل شده‌اند. [۱۳۷] [۱۳۸] [۱۳۹]
برخی فقها، از جمله ابن ادریس، بدین استناد که کمترین تعداد جماعت، که واژه «طائفه» در آیه به معنای آن است، سه نفر بوده و از آن رو که برای تحقق طائفه که از ریشه طَوْف به معنای احاطه کردن است، باید حداقل سه نفر حاضر باشند، حضور دست کم سه نفر را ضروری شمرده‌اند. [۱۴۰] [۱۴۱]
برخی دیگر، حضور یک نفر را نیز کافی دانسته‌اند.
[۱۴۲]

← میزان در نواختن تازیانه


همچنین بسیاری از فقهای شیعه [۱۴۳] [۱۴۴] [۱۴۵] [۱۴۶] و اهل‌ سنت [۱۴۷] [۱۴۸]با استناد به آیه ۲ نور/۲۴ [۱۴۹] «ولاَتَأخُذکُم بِهِما رَأفَةٌ فی دینِ اللّه» گفته‌اند که ضربه‌های تازیانه نباید خفیف و بدون درد باشد، بلکه باید محکم نواخته شود، هرچند شماری دیگر از فقها بر آن‌اند که تازیانه باید به طور متوسط زده شود. [۱۵۰] [۱۵۱] [۱۵۲]
در برخی روایات اهل‌بیت(علیهم السلام) نیز به شدید بودن ضربات تازیانه درباره زناکاران اشاره شده است. [۱۵۳] [۱۵۴] [۱۵۵] [۱۵۶]

← وساطت در اسقاط حد


برخی با استناد به این آیه جلوگیری از اجرای حد یا پذیرش وساطت برای اسقاط حد جلد را مردود شمرده‌اند. [۱۵۷] [۱۵۸]

← اجرای حد در حرم الهی


فقها به استناد آیه ۹۷ آل‌عمران [۱۵۹] «مَن دَخَلَهُ کانَ ءامِنـًا»، اجرای حدود از جمله حد جلد را در حرم الهی بر کسی که به آنجا پناه برده، روا نمی‌دانند، بلکه گفته‌اند که باید وی را از جهت آب و خوراک در تنگنا قرار داد تا از آنجا خارج شود و سپس حد بر او جاری گردد. [۱۶۰] [۱۶۱]

← اجرای حد بر بیمار و زن باردار


بر افراد بیمار تا زمان بهبودی و نیز زنان باردار تا زمان زایمان و سپری شدن دوره شیر دادن حد جلد جاری نمی‌شود. [۱۶۲] [۱۶۳] [۱۶۴]
مستحاضه اگر مستحق حد تازیانه باشند، حد بعد قطع خون بر او اجرا مى‏ شود. [۱۶۵]

←← نا امیدی از بهبود مریض


البته در مورد بیمارانی که بهبودی آنان ممکن نیست، دسته‌ای شامل ۱۰۰ تازیانه (در مورد زنا) به هم منضم شده و یک بار بر بدن آنان زده می‌شود. مستند این حکم حدیثی است که به موجب آن، پیامبر‌ اکرم(صلی الله علیه وآله)این چنین عمل کرد و به آیه ۴۴ سوره ص‌/۳۸ [۱۶۶]استناد فرمود که بنابر آن، حضرت ایوب مأمور شد تا سوگند خود را درباره مجازات همسرش که از فرمان خداوند سرپیچی کرده بود با دسته ۱۰۰ شاخه‌ای گندم عملی سازد: «خُذ بِیَدِکَ ضِغثـًا فَاضرِب بِهِ و لا تَحنَث». [۱۶۷] [۱۶۸] [۱۶۹]

← اجرای حد در گرما و سرما


حدّ تازیانه در گرما و سرمای شدید اجرا نمى ‏شود؛ بدین جهت در زمستان، وسط روز و در تابستان در اوائل یا اواخر روز حد زده مى‏ شود. [۱۷۰]

تازیانه عذاب

[ویرایش]

در آیه ۱۳ فجر/۸۹ [۱۷۱]
عذاب نازل شده بر اقوام پیشین به «فرو آوردن تازیانه عذاب بر آنان» یاد شده است: «فَصَبَّ عَلَیهِم رَبُّکَ سَوطَ عَذاب».

← نظر مفسرین در تفسیر آیه


به نظر برخی مفسران این تعبیر استعاره‌ای از آن رو در آیه ذکر شده که اعراب تازیانه زدن را سخت‌ترین کیفر بدنی می‌دانسته‌اند [۱۷۲] [۱۷۳] [۱۷۴] ، چنان که برخی گفته‌اند: رنج و عذاب شلاق از شمشیر بدتر است. [۱۷۵] [۱۷۶] [۱۷۷]
برخی نیز [۱۷۸] گفته‌اند که مراد از «سَوْط عَذاب» هر چیزی است که خداوند به سبب آن انسانها را عذاب کرده است. [۱۷۹] [۱۸۰] [۱۸۱]

← تازیانه زدن کافران توسط ملائکه


همچنین در آیاتی دیگر از زدن فرشتگان بر صورتها و پهلوهای کافران هنگام جان کندن آنان یاد شده است: «و لَو تَرَی اِذ یَتَوَفَّی الَّذینَ کَفَروا المَلَـئِکَةُ یَضرِبونَ وُجوهَهُم واَدبـرَهُم». [۱۸۲] [۱۸۳]
به نظر برخی مفسران، ملائکه هنگام احتضارِ کافران با تازیانه‌هایی از آتش بر صورت و پهلوهای آنان می‌زنند تا جانشان را بگیرند. [۱۸۴]

← مجازات کافران در دوزخ


همچنین کافران در دوزخ نیز با گرزهای آهنین مجازات می‌شوند: «و لَهُم مَقـمِعُ مِن حَدید». [۱۸۵]
برخی از مفسران و اهل لغت مراد از «مَقـمِعُ مِن حَدید» را تازیانه‌های آهنین دانسته‌اند که کافران با آن عذاب می‌شوند. [۱۸۶] [۱۸۷] [۱۸۸]

← مجازات جنیان در عهد حضرت سلیمان


افزون بر این برخی در تفسیر آیه ۱۲ سبأ /۳۴ [۱۸۹]که از مجازات جنیان در عهد حضرت سلیمان(علیه السلام)یاد کرده گفته‌اند: فرشته‌ای همراه سلیمان بود که جنیان متخلف از فرمانِ او را با تازیانه آتشین تنبیه می‌کرد. [۱۹۰] [۱۹۱] [۱۹۲] [۱۹۳]

پانویس

[ویرایش]
 
۱. دائرة المعارف قرآن کریم، ج۶، ص۸۱.
۲. لغت‌نامه، ج۴، ص۵۴۸۰.
۳. فرهنگ‌ فارسی، ج۱، ص۱۰۰۷، «تازیانه».
۴. مقاییس اللغه، ج۳، ص۱۱۵.
۵. لسان العرب، ج‌۶، ص‌۴۳۰، «سوط».    
۶. تاج العروس، ج‌۵، ص‌۱۶۴، «سوط».
۷. مقاییس اللغه، ج‌۳، ص‌۱۱۶، «سوط».
۸. لسان العرب، ج‌۶، ص‌۴۳۱، «سوط».    
۹. تاج العروس، ج‌۵، ص‌۱۶۴، «سوط».
۱۰. التحقیق، ج‌۲، ص‌۹۸ـ۹۹، «جلد».
۱۱. تاج العروس، ج‌۵، ص‌۱۶۴، «سوط».
۱۲. لسان العرب، ج‌۳، ص‌۱۲۵، «جلد»    
۱۳. لسان العرب، ج‌۳، ص‌۱۲۵، «جلد».    
۱۴. تاج العروس، ج‌۲، ص‌۳۲۲، «جلد».
۱۵. شرح و تفسیر لغات قرآن، ج‌۱، ص‌۳۸۰.
۱۶. ترمینولوژی حقوق جزای اسلامی، ص‌۴۶.
۱۷. فرهنگ معارف اسلامی، ج‌۱، ص‌۶۴۳.
۱۸. فجر/سوره۸۹، آیه۱۳.    
۱۹. نور/سوره۲۴، آیه۲.    
۲۰. نور/سوره۲۴، آیه۴.    
۲۱. انفال/سوره۸، آیه۵۰.    
۲۲. محمّد/سوره۴۷، آیه۲۷.    
۲۳. زادالمسیر، ج‌۳، ص‌۲۵۱.
۲۴. جواهر الکلام ج۴۱،ص ۳۲۳    
۲۵. جواهر الکام ج۴۱،ص۳۸۸    
۲۶. جواهر الکلام ج۴۱،ص۳۸۲    
۲۷. جواهر الکلام ج۴۱،ص۴۲۹    
۲۸. جواهر الکلام ج۴۱،ص۴۵۶    
۲۹. جواهر الکلام ج۴۱،ص۴۰۰.    
۳۰. جواهر الکلام ج۴۱،ص۴۴۸    
۳۱. جواهر الکلام ج۱۶،ص۳۰۸-۳۱۰    
۳۲. . استفتائات جدید (مکارم)ج۲،ص ۴۹۲
۳۳. جواهر الکلام ج۴۱،ص۳۶۱    
۳۴. الروضة البهیة ج۹،ص۲۰۵    
۳۵. استفتائات جدید (مکارم) ۲/ ۴۹۲
۳۶. نساء/سوره۴، آیه۱۵۱۶.    
۳۷. تفسیر قمی، ج‌۱، ص‌۶.    
۳۸. تفسیر ابن کثیر، ج‌۱، ص‌۴۷۲.    
۳۹. وسائل الشیعه، ج‌۲۸، ص‌۶۷.    
۴۰. دائرة المعارف قرآن کریم، ج۶، ص۸۲.
۴۱. جامع البیان، ج‌۴، ص‌۳۸۹ـ۳۹۱.
۴۲. المغنی، ج‌۱۰، ص‌۱۱۹.
۴۳. نمونه، ج‌۳، ص‌۳۴۳۳۴۵.    
۴۴. فقه القرآن، ج‌۲، ص‌۳۷۶.    
۴۵. مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۳۴.    
۴۶. الرساله، ص‌۱۲۸ـ۱۲۹.
۴۷. احکام القرآن، ج‌۲، ص‌۱۵۴.
۴۸. نور/سوره۲۴، آیه۲.    
۴۹. المغنی، ج‌۱۰، ص‌۱۲۰.
۵۰. کشاف القناع، ج‌۶، ص‌۱۱۴.
۵۱. فقه القرآن، ج‌۲، ص‌۲۹۱    
۵۲. فقه القرآن، ج‌۲، ص‌۳۷۶.    
۵۳. نساء/سوره۴، آیه۱۵۱۶.    
۵۴. نساء/سوره۴، آیه۱۵.    
۵۵. مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۳۴.    
۵۶. تفسیر قرطبی، ج‌۵، ص‌۸۶.    
۵۷. بحارالانوار، ج‌۶۶، ص‌۱۲۵.    
۵۸. بحارالانوار، ج‌۷۶، ص‌۳۱.    
۵۹. البیان، ص‌۳۱۰۳۱۳.    
۶۰. علوم القرآن، ص‌۲۱۰.    
۶۱. نور/سوره۲۴، آیه۲.    
۶۲. الفقه الاسلامی، ج‌۷، ص‌۵۳۶۲ـ۵۳۶۴.
۶۳. الانتصار، ص‌۵۱۶.    
۶۴. السرائر، ج‌۳، ص‌۴۴۰.    
۶۵. فقه القرآن، ج‌۲، ص‌۳۷۲.    
۶۶. تفسیر قرطبی، ج‌۱۲، ص‌۱۵۹.    
۶۷. بدائع الصنائع، ج‌۷، ص‌۳۸.
۶۸. مسالک الافهام، کاظمی، ج۴، ص۱۹۳.
۶۹. الفقه علی المذاهب الاربعة و مذهب اهل البیت(علیهم السلام)، ج‌۵، ص‌۹۸ـ۹۹.
۷۰. الفقه علی المذاهب الاربعة و مذهب اهل البیت(علیهم السلام)، ج‌۵، ص‌۹۸ـ۹۹.
۷۱. المغنی، ج‌۱۰، ص‌۱۲۰ـ۱۲۱.
۷۲. دائرة المعارف قرآن کریم، ج۶، ص۸۳.
۷۳. مسالک‌الافهام، شهیدثانی، ج‌۱۴، ص‌۳۷۰.    
۷۴. مجمع الفائده، ج‌۱۳، ص‌۸۶.    
۷۵. المجموع، ج‌۲۰، ص‌۹.
۷۶. نساء/سوره۴، آیه۲۵.    
۷۷. التبیان، ج‌۳، ص‌۱۷۱.    
۷۸. تفسیر قرطبی، ج‌۵، ص‌۱۴۵.    
۷۹. الدرالمنضود، ج‌۱، ص‌۳۳۲.    
۸۰. شرایع الاسلام، ج‌۴، ص‌۹۳۷.
۸۱. ریاض المسائل، ج‌۲، ص‌۴۶۷.    
۸۲. قواعد الاحکام، ج‌۳، ص‌۵۲۷.    
۸۳. نور/سوره۲۴، آیه۴.    
۸۴. السرائر، ج‌۳، ص‌۵۱۵.    
۸۵. جامع البیان، ج‌۱۸، ص‌۹۹ـ۱۰۰.
۸۶. تفسیر‌ قرطبی، ج‌۱۲، ص‌۲۰۱۲۰۲.    
۸۷. احکام‌ القرآن، ج۲، ص‌۲۱۳.    
۸۸. فقه القرآن، ج‌۲، ص‌۳۸۸.    
۸۹. منهج الصادقین، ج‌۶، ص‌۲۷۰.
۹۰. المبسوط، طوسی، ج۸، ص۱۵۱۶.    
۹۱. السرائر، ج۳، ص۵۱۶.    
۹۲. احکام القرآن، ج‌۲، ص‌۱۸۳.    
۹۳. السرائر، ج‌۳، ص‌۵۱۵.    
۹۴. غنیه، ص‌۴۲۷۴۲۸.    
۹۵. نساء/سوره۴، آیه۲۵.    
۹۶. مسالک‌الافهام، شهیدثانی، ج۱۴، ص۴۳۶.    
۹۷. ریاض المسائل، ج‌۲، ص‌۴۸۱.    
۹۸. الام، ج‌۳، ص‌۲۳۹.
۹۹. نور/سوره۲۴، آیه۴.    
۱۰۰. دائرة المعارف قرآن کریم، ج۶، ص۸۴.
۱۰۱. المغنی، ج‌۱۲، ص‌۷۴ـ۷۵.
۱۰۲. الکشاف، ج‌۳، ص‌۲۱۳.
۱۰۳. الخلاف، ج‌۶، ص‌۲۶۱.    
۱۰۴. جامع الخلاف والوفاق، ص‌۶۰۶.    
۱۰۵. زبدة البیان، ص‌۶۶۱.    
۱۰۶. نور/سوره۲۴، آیه۴.    
۱۰۷. الخلاف، ج‌۵، ص‌۴۰۴۴۰۵.    
۱۰۸. الفقه علی المذاهب الاربعة و مذهب اهل البیت(علیهم السلام)، ج‌۵، ص‌۳۲۲ـ۳۲۳.
۱۰۹. مسالک الافهام، شهید ثانی، ج‌۱۴، ص‌۱۷۶.    
۱۱۰. نور/سوره۲۴، آیه۴.    
۱۱۱. المبسوط، طوسی، ج۸، ص۱۷۱.    
۱۱۲. فقه‌ القرآن، ج۱، ص۴۲۸.    
۱۱۳. الموطأ، ج‌۲، ص‌۷۲۱.
۱۱۴. مسالک الافهام، شهید ثانی، ج‌۱۴، ص‌۱۷۳.    
۱۱۵. نور/سوره۲۴، آیه۵.    
۱۱۶. مجمع البیان، ج‌۷، ص‌۱۹۹.    
۱۱۷. مستند الشیعه، ج‌۱۸، ص‌۱۷۷.    
۱۱۸. تفسیر قرطبی، ج‌۱۲، ص‌۱۷۹.    
۱۱۹. التبیان، ج‌۷، ص‌۴۰۹.    
۱۲۰. فقه القرآن، ج‌۲، ص‌۳۸۹.    
۱۲۱. تفسیر قرطبی، ج‌۱۲، ص‌۱۷۹.    
۱۲۲. البحر الرائق، ج‌۷، ص‌۱۳۳.
۱۲۳. نور/سوره۲۴، آیه۶-۹.    
۱۲۴. دائرة المعارف قرآن کریم، ج۶، ص۸۵.
۱۲۵. مجمع‌البیان، ج‌۷، ص‌۲۰۲.    
۱۲۶. زبدة البیان، ص‌۶۱۴.    
۱۲۷. جامع‌البیان، ج۱۸، ص‌۱۰۸.
۱۲۸. مجمع‌البیان، ج‌۷، ص‌۲۰۲.    
۱۲۹. عوالی‌اللئالی، ج‌۳، ص‌۴۱۱.    
۱۳۰. اعانة‌الطالبین، ج۴، ص۱۷۲.
۱۳۱. شرایع‌الاسلام، ج۳، ص‌۶۵۶.
۱۳۲. نور/سوره۲۴، آیه۲.    
۱۳۳. السرائر، ج‌۳، ص‌۴۵۳.    
۱۳۴. کشف الرموز، ج‌۲، ص‌۵۵۳.    
۱۳۵. الخلاف، ج‌۵، ص‌۳۷۴.    
۱۳۶. السرائر، ج‌۳، ص‌۴۵۳.    
۱۳۷. فقه القرآن، ج‌۲، ص‌۳۷۳.    
۱۳۸. کشف اللثام، ج‌۲، ص‌۴۰۱.    
۱۳۹. تفسیر قرطبی، ج‌۱۲، ص‌۱۶۶.    
۱۴۰. السرائر، ج‌۳، ص‌۴۵۴.    
۱۴۱. کشف اللثام، ج‌۱۰، ص‌۴۵۷.    
۱۴۲. . المبسوط، طوسی، ج۸، ص۸؛ تفسیرقرطبی، ج۱۲، ص۱۶۶؛ کشف اللثام، ج‌۲، ص‌۴۰۱.
۱۴۳. دائرة المعارف قرآن کریم، ج۶، ص۸۶.
۱۴۴. فقه‌القرآن، ج‌۲، ص‌۳۷۳.    
۱۴۵. الروضة البهیه، ج‌۹، ص‌۱۰۶.    
۱۴۶. المهذب البارع، ج‌۵، ص‌۴۱.    
۱۴۷. تفسیر قرطبی، ج‌۱۲، ص‌۱۶۵۱۶۶.    
۱۴۸. کشاف القناع، ج‌۶، ص‌۱۰۴.
۱۴۹. نور/سوره۲۴، آیه۲.    
۱۵۰. تحریر الاحکام، ج‌۲، ص‌۲۲۲.    
۱۵۱. ایضاح الفوائد، ج‌۴، ص‌۴۸۲.    
۱۵۲. المغنی، ج‌۱۰، ص‌۳۳۸.
۱۵۳. تهذیب، ج‌۱۰، ص‌۳۱.
۱۵۴. تهذیب، ج‌۱۰، ص‌۷۰.
۱۵۵. وسائل الشیعه، ج‌۲۸، ص‌۹۲۹۳.    
۱۵۶. مستدرک الوسائل، ج‌۱۸، ص‌۵۰.    
۱۵۷. تفسیر قرطبی، ج‌۱۲، ص‌۱۶۵۱۶۶.    
۱۵۸. الحدود، ص‌۲۷۸ـ۲۷۹.
۱۵۹. آل‌عمران/سوره۳، آیه۹۷.    
۱۶۰. جواهرالکلام، ج‌۴۱، ص‌۳۴۴.    
۱۶۱. ریاض المسائل، ج‌۲، ص‌۴۶۹.
۱۶۲. السرائر، ج‌۳، ص‌۴۵۴    
۱۶۳. جواهرالکلام، ج‌۴۱، ص‌۳۴۰.    
۱۶۴. الفقه علی المذاهب الاربعة و مذهب اهل البیت(علیهم السلام)، ج‌۵، ص‌۹۰.
۱۶۵. جواهر الکلام ج۴۱،ص ۳۳۹-۳۴۰    
۱۶۶. ص/سوره۳۸، آیه۴۴.    
۱۶۷. الکافی، ج۷، ص۲۴۴.    
۱۶۸. مسالک الافهام، شهید ثانی، ج‌۱۴، ص‌۳۷۷۳۷۹.    
۱۶۹. الفقه علی‌المذاهب الاربعة و مذهب اهل‌البیت(علیهم السلام)، ج‌۵، ص‌۸۹ـ۹۰.
۱۷۰. جواهر الکلام ج۳۴۳،ص۴۱    
۱۷۱. فجر/سوره۸۹، آیه۱۳.    
۱۷۲. جامع‌البیان، ج۳۰، ص‌۱۲۶.
۱۷۳. تفسیر قرطبی، ج‌۲۰، ص‌۴۹.    
۱۷۴. روح‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۴۲۶.
۱۷۵. التبیان، ج۱، ص۳۷۷.    
۱۷۶. المبسوط، سرخسی، ج‌۲۴، ص‌۴۶.
۱۷۷. خلاصة عبقات الانوار، ج‌۳، ص‌۲۳۴.    
۱۷۸. دائرة المعارف قرآن کریم، ج۶، ص۸۷.
۱۷۹. مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۷۳۹.    
۱۸۰. تفسیر قرطبی، ج۲۰، ص‌۵۰.    
۱۸۱. الدرالمنثور، ج‌۶، ص‌۳۴۸.
۱۸۲. انفال/سوره۸، آیه۵۰.    
۱۸۳. محمّد/سوره۴۷، آیه۲۷.    
۱۸۴. زادالمسیر، ج‌۳، ص‌۲۵۱.
۱۸۵. حجّ/سوره۲۲، آیه۲۱.    
۱۸۶. جوامع الجامع، ج‌۲، ص‌۵۵۳.    
۱۸۷. لسان العرب، ج‌۸، ص‌۲۹۴۲۹۶.    
۱۸۸. الصافی، ج‌۳، ص‌۳۶۸.    
۱۸۹. سبأ/سوره۳۴، آیه۱۲.    
۱۹۰. مجمع البیان، ج‌۸، ص‌۲۰۱.    
۱۹۱. مجمع البیان، ج‌۸، ص‌۵۹۸.    
۱۹۲. زادالمسیر، ج‌۶، ص‌۲۲۶.
۱۹۳. بحارالانوار، ج‌۱۴، ص‌۷۶.    


منبع

[ویرایش]
دانشنامه موضوعی قرآن.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج‌۲،ص۳۱۵    



رده‌های این صفحه : تعزیرات | حدود | فقه | قضاوت




جعبه‌ابزار