تأسیس

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



امضا و تأسیس نوعی ملاک در طبقه‌بندی گزاره‌های دینی براساس بودن آن‌ها قبل از اسلام یا پیدایش آن‌ها در دین جدید می‌باشد.

فهرست مندرجات

۱ - معنای واژه امضا و تأسیس
۲ - معنای امضا و تأسیس در فقه و اصول
۳ - کاربرد واژه امضا در فقه
۴ - طبقه‌بندی احکام امضائی
۵ - اصطلاح امضا و تأسیس در غیر فقه
۶ - ریشه‌یابی نظریه امضا و تأسیس در قرآن
       ۶.۱ - دین مقبول الهی
       ۶.۲ - معنای اسلام در تفاسیر
       ۶.۳ - نسخ‌ناپذیری دین
       ۶.۴ - وجه اشتراک ادیان
       ۶.۵ - تصدیق ادیان توسط یکدیگر
       ۶.۶ - مهیمن بودن قرآن
       ۶.۷ - تفصیل کتاب‌های آسمانی
       ۶.۸ - تأکید احکام عقلی و عرفی
۷ - نظریه امضا و تأسیس در فرهنگ اسلامی
       ۷.۱ - زمینه‌ساز ظهور اندیشه امضا
       ۷.۲ - تأثیر شرائط زمان و مکان در اجتهاد
       ۷.۳ - تأثیرات فترة الشریعه در فقه
              ۷.۳.۱ - استصحاب شرایع پیشین
              ۷.۳.۲ - عرفی کردن معاملات
       ۷.۴ - امضا احکام در مباحث عقلی
              ۷.۴.۱ - تأدیبات صلاحیه
              ۷.۴.۲ - عرفی شدن شریعت
              ۷.۴.۳ - نظریه تصویب و تخطئه
       ۷.۵ - امضای احکام در مطالعات تاریخی
۸ - فهرست منابع
۹ - پانویس
۱۰ - منبع

معنای واژه امضا و تأسیس

[ویرایش]

واژه تأسیس در لغت به معنای آغازیدن و بنیان نهادن و امضا به معنای انجام دادن و اجرای یک تصمیم است. واژه تأسیس در دانش‌های هیئت و نجوم ، عروض ، کلام ، فقه و اصول به صورت اصطلاحی خاص درآمده است.
[۳] کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۳۷۱ ـ ۳۷۲.


معنای امضا و تأسیس در فقه و اصول

[ویرایش]

اصطلاح امضا و تأسیس در فقه و اصول به معنای افاده مضمونی جدید در برابر اصطلاح « تأکید » به معنای بیان دوباره مضمون پیشین به‌کار رفته
[۴] التعریفات، ج۱، ص۷۱.
[۵] التعاریف، ص ۱۵۵
که از پیشینه دراز و کاربرد فراوان در این دو دانش برخوردار است.
[۶] الاحکام، ج۴، ص۲۵۳.
[۷] الاحکام، ج۴، ص۲۶۱.
[۸] ارشادالفحول، ج۱، ص۳۲۹.


کاربرد واژه امضا در فقه

[ویرایش]

واژه امضا در علم فقه ، کاربردهای گوناگونی دارد؛ از قبیل: تأیید و تنفیذ برخی معاملات ،
[۹] التنبیه، ج۱، ص۱۳۴ ـ ۱۳۵.
[۱۰] المبسوط، ج۷، ص۱۱۵.
[۱۱] کتب و رسائل و فتاوی، ج۲، ص۳۴۰.
[۱۲] کتب و رسائل و فتاوی، ج۲، ص۳۵۷.
اجرا و تنفیذ حکم قاضی ،
[۱۳] الجامع الصغیر، ج۱، ص۲۸۶.
[۱۴] شرح فتح القدیر، ج۵، ص۴۰۱.
[۱۵] شرح فتح القدیر، ج۵، ص۴۰۶.
دادن برخی‌ اختیارات و اجازه برخی تصرفات به اشخاص
[۱۶] فتح الباری، ج۷، ص۳۹۳.
یا تأیید تصرفات پیشین آن‌ها.
[۱۷] کتب و رسائل و فتاوی، ج۲۰، ص۵۷۷.


طبقه‌بندی احکام امضائی

[ویرایش]

اصطلاح متداول تأسیس و امضا در ارتباط با نوعی طبقه‌بندی احکام شریعت مطرح شده که ملاک آن، تقنین بدوی یا تأیید احکام پیشین است. مفهوم تأسیس و امضا تا حدودی از مفاهیم نسبی به شمار آمده و از این‌رو در تعیین محدوده هر یک از آن‌ها تهافت‌هایی به چشم می‌خورد. در طبقه‌بندی احکام امضایی می‌توان آن‌ها را بر سه‌ گونه شمرد: امور عقلایی و مقبول نزد همگان، آداب و رسوم ملت‌ها، و بقایای شرایع پیشین.
[۱۹] مدخل الی فلسفة الفقه، ج۱، ص۹۷.
برخی در نگاهی کاربردی به این تقسیم‌بندی، احکام وحیانی در مقام الزام شرعی را تأسیس و احکام عقلایی و عرفی را که در شریعت مورد تأیید قرار گرفته‌اند امضایی شمرده‌اند.
[۲۰] تحریرات فی الفقه، ج۴، ص۶۶، «خیارات».


اصطلاح امضا و تأسیس در غیر فقه

[ویرایش]

با این‌که اصطلاح امضا و تأسیس در عرصه فقه ظاهر شده، اما با توسعه شمول آن می‌توان ابعاد عقیدتی و اخلاقی دین را نیز به آن افزود. در این صورت آیات فراوانی به این موضوع مربوط خواهد شد که از وحدت دین الهی در همه نبوت‌ها یاد می‌کنند و نیز آیاتی که قرآن و پیامبر اسلام را تصدیق کننده پیام‌های آسمانی پیشین می‌شمرد. افزون بر این موارد در ارتباط با احکام فقهی نیز به‌رغم نسخ پاره‌ای از احکام شرایع پیشین از امضا و تأیید پاره‌ای دیگر از احکام یاد شده است، به علاوه بسیاری از احکام مذکور در قرآن از قبل در آداب و رسوم رایج در شبه جزیره یا بین برخی اقوام مجاور آن وجود داشته و قرآن آن‌ها را تأیید و حفظ کرده است که نمونه بارز آن برخی از شعائر و مناسک گوناگون حج است و البته در موارد بسیاری نیز قرآن پاره‌ای از آن آداب و رسوم را حذف کرده و به رسمیت نشناخته است. در کنار این موارد در مجموعه دیگری از آیات، پیام اسلام دارای تفصیل بیشتری نسبت به ادیان الهی پیشین معرفی شده که به جنبه تأسیسی دین اسلام اشاره دارد.

ریشه‌یابی نظریه امضا و تأسیس در قرآن

[ویرایش]


← دین مقبول الهی


خداوند در آیه ۱۹ آل‌ عمران: تنها دین ارائه شده از سوی خویش را اسلام معرفی کرده و عامل اختلاف در ادیان الهی را سرکشی برخی پیروان آن ادیان می‌شمرد: «اِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الاِسلـمُ و مَا اختَلَفَ الَّذینَ اوتوا الکِتـبَ اِلاّ مِن بَعدِ ما جاءَهُمُ العِلمُ بَغیـًا بَینَهُم و مَن یَکفُر بِـایـتِ اللّهِ فَاِنَّ اللّهَ سَریعُ الحِسَاب» ازاین‌رو و با توجه به شمول معنایی‌ اسلام در آیه پیشین، هیچ دینی نزد خداوند به جز اسلام پذیرفته نیست: «و مَن یَبتَغِ غَیرَ الاِسلـمِ دینـًا فَلَن یُقبَلَ مِنهُ و هُوَ فِی الأخِرَةِ مِنَ الخـسِرین» در روایات اهل سنت و شیعه نیز با تعریف اسلام به مطلق تسلیم در برابر خدا و تصدیق اولیایش، برداشتی عام از این مفهوم قرآنی ارائه شده است.
[۳۹] تفسیر سید مصطفی خمینی، ج۱، ص۹۹.
[۴۱] الدرالمنثور، ج۲، ص۱۶۶ ـ ۱۶۸.


← معنای اسلام در تفاسیر


در برخی تفاسیر نیز اسلام به انقیاد و کرنش در برابر خداوند و اقرار به دستوراتش معنا شده و گاه نیز مرادف مفهوم قرآنی ایمان تلقی شده و از این‌رو به‌رغم اختلاف شرایع از اسلام به عنوان بخش ثابت همه ادیان الهی یاد شده که پذیرش آن بر هر دین‌داری لازم است و تفاوت‌های دیگر ادیان با دین اسلام در این حوزه ناشی از تحریفات آن ادیان است.
[۴۷] مجمع البیان، ج۲، ص۷۷۰.
[۴۸] جوامع الجامع، ج۱، ص۲۷۱.
علامه طباطبایی (رحمه الله) در تأیید این دیدگاه با نفی هرگونه تنافی در ادیان الهی، بخش محوری‌ در آن‌ها را یکسان شمرده و اختلافات را در هر دو حوزه اعتقادات و احکام ناظر به تفاصیل تکمیلی می‌شمرد هم‌چنین وی برای تفکیک دو بخش مشترک و متفاوت ادیان از اصطلاح قرآنی «دین» برای بخش نخست و « شریعت » برای بخش دوم استفاده می‌کند.

← نسخ‌ناپذیری دین


دین بر خلاف شریعت در هیچ صورتی قابل نسخ نیست، از این‌رو در آیه ۱۳ شوری آخرین دین را مجموعه پیام‌های انبیای پیشین معرفی می‌کند: «شَرَعَ لَکُم مِنَ الدّینِ ما وصّی بِهِ نوحـًا و الَّذی اَوحَینا اِلَیکَ و ما وصَّینا بِهِ اِبرهیمَ و موسی و عیسی» این پیام واحد که در سه محورِ توحید و نبوت و معاد نمودار است، گرچه برای هر ملت و دوره‌ای به شیوه‌ای متفاوت بیان شده، اما با این حال همگان به پیروی و عدم اختلاف و تفرقه در آن دعوت شده‌اند: «اَقیموا الدّینَ و لا تَتَفَرَّقوا فیه» مفهوم استقامت در آیه «اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیم» به وحدت پیام الهی در همه ادیان آسمانی اشاره دارد و این اشتراک در صراط مستقیم موجب شده که پیروان همه ادیان الهی، ملتی واحد شمرده شوند: «و اِنَّ هـذِهِ اُمَّتُکُم اُمَّةً واحِدَةً واَنا رَبُّکُم فاتَّقون» که اختلافات خود ساخته موجب جدایی آن‌ها شده است: «فَتَقَطَّعوا اَمرَهُم بَینَهُم زُبُرًا»

← وجه اشتراک ادیان


افزون بر آن، بخش مشترک ادیان نیز در واقع امضا و تأیید روی‌کرد فطری انسان به خداپرستی بوده که در همه ادیان به نوعی نمود یافته است: «فَاَقِم وَجهَکَ لِلدّینِ حَنیفـًا فِطرَتَ اللّهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها لا تَبدیلَ لِخَلقِ اللّهِ ذلِکَ الدّینُ القَیِّم» و از این‌رو دین در نگاهی کلی فرآورده‌ای تأسیسی به شمار نمی‌رود، بلکه پیامی در تأیید نسخه اصلی خویش است که در حقیقتِ جهان هستی و نیز فطرت بشری نهفته است. در برابر این تفسیر از مفهوم اسلام که بر تأیید بخش وسیعی از ادیان پیشین دلالت دارد برخی دیگر از مفسران آن را در گستره‌ای محدودتر به معنای اصطلاح متداول امروزی به عنوان نامی برای دینی خاص در کنار دیگر ادیان شمرده‌اند.

← تصدیق ادیان توسط یکدیگر


در پاره‌ای دیگر از آیات ، خداوند پیام عیسی در انجیل را تأیید و تصدیق پیام تورات معرفی‌ می‌کند: «و قَفَّینا عَلی ءاثـرِهِم بِعیسَی ابنِ مَریَمَ مُصَدِّقـًا لِما بَینَ یَدَیهِ مِنَ التَّورةِ و ءاتَینـهُ الاِنجیلَ فیهِ هُدیً و نورٌ و مُصَدِّقـًا لِما بَینَ یَدَیهِ مِنَ‌ التَّورةِ و هُدیً و مَوعِظَةً لِلمُتَّقین» هم‌چنین وحی محمّدی نیز تأیید و تصدیقی بر آن‌چه در اختیار اهل کتاب است معرفی شده است: «و ءامِنوا بِما اَنزَلتُ مُصَدِّقـًا لِما مَعَکُم و لا تَکونوا اَوَّلَ کافِر بِهِ و لا تَشتَروا بِـایـتی ثَمَنـًا قَلیلاً و اِیّـیَ فَاتَّقون» مفسران منظور از این تصدیق را تطابق و هماهنگی پیام قرآن با کتاب‌های آسمانی پیشین دانسته
[۸۱] مجمع البیان، ج۱، ص۳۲۵.
[۸۲] مجمع البیان، ج۲، ص۳۹۳.
و چنین نتیجه گرفته‌اند که ایمان و تصدیق کتاب‌های آسمانی پیشین با تکذیب قرآن که در بردارنده مضامین همان کتاب‌هاست قابل جمع نیست و تکذیب آن ناگزیر تکذیب آن‌ها را نیز در پی دارد،
[۸۳] مجمع البیان، ج۱، ص۲۰۸.
[۸۴] مجمع البیان، ج۳، ص۱۹۱.
زیرا آیین همه پیامبران در حوزه اعتقادات که مبتنی بر توحید است یگانه و یکسان است،
[۸۵] مجمع البیان، ج۲، ص۷۶۰.
افزون بر این، برخی احکام فقهی قرآن نیز مطابق کتاب‌های آسمانی گذشته است.
[۸۶] مجمع البیان، ج۳، ص۳۱۳.
تأکید قرآن بر یکسانی و هماهنگی قرآن با کتاب‌های پیشین برای برانگیختن عواطف مخالفان و کاستن از شدت انکارشان بوده است
[۸۷] تفسیر سید مصطفی خمینی، ج۵، ص۵۴۱.
هم‌چنین نشان درستی‌ بخشی از تورات و انجیل موجود بوده و آیات تحریف آن‌ها دلالت بر نادرستی تمامی بخش‌های آن‌ها ندارد.
روند امضای احکام فقهی کتاب‌های پیشین در ارتباط با خود آن کتاب‌ها نیز صادق است؛ عیسی خود را تصدیق کننده تورات و نه ناسخ آن معرفی می‌کند، گرچه او در مواردی نیز پاره‌ای از الزامات فقهی تورات را که بر اثر ستم و طغیان آن‌ها تشریع شده بود برداشته و مسیحیان را از آن معاف داشته است، با این حال تصدیق کتاب‌های آسمانی پیشین مستلزم آن است که احکام آن‌ها در صورت عدم نسخ همچنان پابرجا و معتبر باشد
[۹۳] جامع‌البیان، مج ۳، ج ۳، ص ۳۸۳
بنابراین از این منظر عملکرد مسیحیان که خود را ملزم به پیروی از احکام فقهی تورات نمی‌بینند نقدپذیر است.

← مهیمن بودن قرآن


قرآن در کنار تصدیق کتاب‌های گذشته، خود را «مُهَیْمِن» بر آن‌ها معرفی می‌کند: «و اَنزَلنا اِلَیکَ الکِتـبَ بِالحَقِّ مُصَدِّقـًا لِما بَینَ یَدَیهِ مِنَ الکِتـبِ و مُهَیمِنـًا عَلَیهِ... لِکُلّ جَعَلنا مِنکُم شِرعَةً و مِنهاجـًا» در تفسیر واژه مهیمن برخی آن را به معنای گواه و شاهد و حافظ یا امین و تصدیق کننده دانسته‌اند
[۹۹] جامع‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۸، ص ۷۱
بنابراین، عمل به قرآن، عمل به کتاب‌های پیشین را در پی داشته و در نتیجه قرآن برطرف کننده اختلافات پدید آمده در کتاب‌های پیشین است. برخی در تفسیر ویژگی «مُهَیمِناً» آن را مکمل ویژگی «مُصَدِّقاً» شمرده و آن را به این معنا می‌دانند که قرآن با وجود تصدیق کتاب‌های پیشین برای خود اختیار نسخ یا تکمیل پاره‌ای از آن احکام و گزاره‌های آن را قائل است، بنا بر این، کتاب‌های پیشین همه نیازهای جاودانه دینی بشر را‌ به‌ طور کامل بیان نکرده، دین آخرین در مواردی باید به اصلاح و تکمیل آن‌ها بپردازد. این اصلاح و تکمیل در مواردی مربوط به تحریفات بشری بوده و در مواردی ناظر به تکلیف‌های موقتی‌ است که بنا به نیازها و شرایط آن دوره تشریع شده بود.

← تفصیل کتاب‌های آسمانی


هم‌چنین در آیاتی دیگر خداوند قرآن را تفصیل کتاب‌های آسمانی معرفی می‌کند: «و ما کانَ هـذا القُرءانُ اَن یُفتَری مِن دونِ اللّهِ ولـکِن تَصدیقَ الَّذی بَینَ یَدَیهِ و تَفصیلَ الکِتـبِ لا رَیبَ فیهِ مِن رَبِّ العــلَمین» ذکر ویژگی تفصیل پس از تصدیق بدین معنا دانسته شده که قرآن بخش‌های مجمل کتاب‌های پیشین را تفصیل و تبیین کرده است
[۱۰۹] المیزان، ج۱۰، ص۶۴.
هم‌چنین بشارت آمدن پیامبر اسلام به وسیله پیامبران پیشین می‌تواند به جنبه‌های کاستی آن ادیان اشاره داشته باشد که قرار است در دین آخرین، تکمیل و بیان گردد.

← تأکید احکام عقلی و عرفی


در کنار این آیات به مجموعه‌ای دیگر بر می‌خوریم که تأیید برخی احکام عقلی یا عرفی‌ را در بردارد؛ سفارش به پیروی از عقل و برهان ، آزاد اندیشی و حلال شمردن خرید و فروش نمونه‌های بارزی از این‌گونه گزاره‌های امضایی است. این‌ گونه اخیر از موارد امضایی به ویژه نوع عرفی آن بیشترین بازتاب را در فقه اسلامی داشته است.

نظریه امضا و تأسیس در فرهنگ اسلامی

[ویرایش]


← زمینه‌ساز ظهور اندیشه امضا


شباهت و نزدیکی فراوان ادیان ابراهیمی و نیز استمرار پاره‌ای آیین‌های عرب قبل از اسلام در این دین می‌توانسته زمینه‌ساز ظهور اندیشه امضا باشد، افزون بر این، حضور نسبتاً کم‌رنگ مباحث فقهی حقوقی در قرآن و عدم تعرض کامل به این مباحث در مجموعه روایات پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نیز مؤثر بوده است، همان‌گونه که نقش تنظیمی و نه تأسیسی کتاب و سنت ، عامل مهمی‌ در پیشرفت اسلام و استقبال ملت‌های غیرمسلمان از آن تلقی شده است.
[۱۱۹] هرمنوتیک کتاب و سنت، ج۱، ص۵۶.


← تأثیر شرائط زمان و مکان در اجتهاد


فقهای مسلمان در دوره ساخت نظام حقوقی اسلام به تدریج ضرورت در نظر گرفتن شرایط متغیّر زمان و مکان را دریافته، گاه با محدود ساختن قلمرو شریعت به منابع دیگری هم‌چون عقل
[۱۲۰] الاوائل، ج۲، ص۶۲.
و رأی
[۱۲۱] الطبقات، ج۲، ص۳۶۰.
[۱۲۲] الفهرست، ج۱، ص۲۵۶.
پناه برده و گاه با تکیه بر احکام امضایی شریعت، جنبه انعطاف‌پذیر آن‌ها را برای تأمین شرایط مذکور به‌ کار گرفتند
[۱۲۳] روضة الطالبین، ج۳، ص۵.
[۱۲۴] المغنی، ج۴، ص۴.
هم‌چنین رجوع به عرف زمانه در موارد فقدان نصّ ، مناسب‌‌ترین راه برای پر کردن خلأهای شریعت به شمار رفته است،
[۱۲۵] فقه السنه، ج۳، ص۶۹.
تا آن‌جا که برخی از اهل سنت به صراحت شناخت عرف زمانه را از شروط اجتهاد یاد کرده‌اند.
[۱۲۶] المبسوط، ج۱۶، ص۶۲.


← تأثیرات فترة الشریعه در فقه


در این میان از برخی فقها در موارد فقدان نصّ که از آن به «فترة الشریعه» یاد کرده‌اند، اعتبار عرف‌ها و شرایع قبل از اسلام گزارش شده است.
[۱۲۷] آداب الفتوی، ج۱، ص۸۶.
در همین راستا برخی دیگر به بحث از اعتبار بخش‌های غیر منسوخ شرایع پیش از اسلام پرداخته‌اند که مستلزم نوعی امضای احکام گذشته است.
[۱۲۸] المحصول، ج‌۳، ص‌۲۷۴.
[۱۲۹] المحصول، ج‌۳، ص‌ ۲۶۵.
[۱۳۰] اللمع، ج۱، ص‌۱۳۶.


←← استصحاب شرایع پیشین


این بحث در قرون بعدی با عنوان « استصحاب شرایع پیشین » به حوزه شیعه وارد شده و بحث‌های نظری فراوانی در پی داشته
[۱۳۳] حاشیة علی کفایه، ج۲، ص۴۱۱.
[۱۳۴] حاشیة علی کفایه، ج۲، ص۴۱۳.
و اصالت عدم النسخ نیز به یاری آن آمده
[۱۳۵] فرائد الاصول، ج۲، ص۶۵۵ ـ ۶۵۸.
و ثمرات عملی برای آن جستوجو شده است.
[۱۳۸] فرائدالاصول، ج ۲، ص ۶۵۶ ـ ۶۵۸


←← عرفی کردن معاملات


هم‌چنین در این بحث به مجموعه آیاتی که قرآن را تصدیق کننده کتاب‌های پیشین معرفی می‌کند استناد شده است.
[۱۴۱] تفسیر سید مصطفی خمینی، ج۴، ص۵۰۶ ـ ۵۰۷.
فقدان ادله خاص در ابواب معاملات
[۱۴۲] المکاسب و البیع، ج۲، ص۳۵۵.
موجب شده که نقش عرف در قانون‌گذاری‌های این بخش از فقه روزبه‌روز افزون‌تر گشته و تمایل به امضایی‌ شمردن همه یا غالب احکام ابواب معاملات
[۱۴۳] المکاسب و البیع، ج۱، ص۷.
و توجه به شیوه شارع در این ابواب که بسیاری از عناوین را بدون هیچ‌گونه تغییری، در شرع ، پذیرفته رو به گسترش است. در این بین آیاتی از قبیل «تِجـرَةً عَن تَراض»، «اَحَلَّ اللّهُ البَیع» و «اَوفوا بِالعُقود» در جلب توجه فقهای سنی و شیعه به عرفی کردن احکام معاملاتی تأثیر بسزایی داشته است.
[۱۵۳] جامع‌الشتات، ج۲، ص۲۶۸.
[۱۵۴] بدایع الصنایع، ج۵، ص۲۲۸.
[۱۵۵] عوائد الایام، ج۱، ص۱.


← امضا احکام در مباحث عقلی



←← تأدیبات صلاحیه


متکلمان در بحث از فلسفه نیاز به وحی و نبوت ، به امکان بعث رسول بدون شرع، تنها برای تأکید مفاد عقول اشاره کرده و بدین وسیله به رفع شبههلغویت پرداخته‌اند.
[۱۵۶] الذخیره، ج۱، ص۳۲۳.
[۱۵۷] الذخیره، ج۱، ص۳۲۷.
در همین راستا روی‌کرد برخی‌ اصلاح‌طلبان معاصر مانند اقبال لاهوری ،
[۱۵۸] احیای تفکر اسلامی، ج۱، ص۱۴۵ ـ ۱۴۷.
مطهری ،
[۱۵۹] خاتمیت، ج۱، ص۶۳ ـ ۶۷.
صدر (دو رساله النبوة الخاتمه و خلافة الانسان و شهادة الانبیاء) به فلسفه ختم نبوت بر مبنای بلوغ بشر در سیر تکاملی تاریخ و در نتیجه کاهشِ نیاز به وحی ثابت و مستمر، در کاربردی ساختن نظریه امضای احکام در حوزه فلسفه فقه یاری‌رسان است. صدر در این نظریه خود از آیات فراوانی که انسان را خلیفه خداوند در زمین و دارای اختیاراتی الهی می‌شمرد یاری جسته است. آرای محموده، مشهوره یا تأدیبات صلاحیه در آثار ابن‌ سینا ، خواجه طوسی و قطب رازی از فلاسفه مشاء
[۱۶۰] الاشارات و التنبیهات، ج۱، ص۲۲۰ ـ ۲۲۱.
یا بدیهیات احکام به تعبیر لاهیجی
[۱۶۱] سرمایه ایمان، ج۱، ص۵۹ ـ ۶۲.
و سبزواری تقارب بسیاری با احکام ارشادی در فقه دارد که امضای مستقلات عقلیه به شمار می‌رود.
ابن‌ سینا از تأدیبات صلاحیه به عنوان بخش مشترک همه شرایع
[۱۶۳] الاشارات و التنبیهات، ج۱، ص۲۲۰ ـ ۲۲۱.
و سبزواری از بدیهیات احکام به عنوان موارد حسن و قبح ذاتی یاد می‌کند.

←← عرفی شدن شریعت


نگاه فلسفی غزالی به دانش فقه و تبیین ماهیت دنیوی آن به ویژه با توجه به دیدگاه انعطاف‌پذیر او در مصالح مرسله و مقاصد شریعت ، می‌تواند در گسترش حوزه امضائیات و فرآیند عرفی شدن شریعت بسیار اثرگذار باشد.
[۱۶۵] احیاء علوم الدین، ج۱، ص۱۶ ـ ۱۷.
[۱۶۶] المستصفی، ج۱، ص۱۷۴ ـ ۱۸۰.


←← نظریه تصویب و تخطئه


نگاه متفاوت دو نظریه تصویب و تخطئه به قلمرو شریعت، قابل پیوند با تقسیم‌بندی امضا و تأسیس است. مخطّئه با پذیرش این پیش‌فرض که هر واقعه‌ای را حکم شرعی مشخصی است، شریعت را پدیده‌ای تأسیسی و اجتهاد را فرآیندی کاملاً اکتشافی می‌شمرند. در مقابل، مصوّبه با پذیرش این پیش‌فرض که حکم خداوند تابع برداشت اجتهادی آنان است، شریعت را پدیده‌ای امضایی و اجتهاد را فرآیندی ابداعی می‌شمرند.
[۱۶۹] اسلام و مقتضیات زمان، ج۲، ص۱۷۱ ـ ۱۷۳.


← امضای احکام در مطالعات تاریخی


در حوزه مطالعات تاریخی، توجه به بعد دیگری از امضای احکام به چشم می‌خورد. مورخانی مانند ابن حبیب
[۱۷۰] المحبر، ج۱، ص۲۳۶ـ۲۴۲.
[۱۷۱] المحبر، ج۱، ص۳۱۱ ـ ۳۱۵.
[۱۷۲] المحبر، ج۱، ص۳۱۹ ـ ۳۲۲.
و یعقوبی
[۱۷۳] تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۵۴.
[۱۷۴] تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۵۶.
به موارد متعددی از قوانین و سنت‌های عرب که در شریعت اسلام استمرار یافته است، اشاره کرده‌اند. برخی به تفصیل از بازتاب آیین‌ها و سنت‌های عرب در شریعت اسلام در اعمال و مناسک حجّ ، احکام وراثت ، ازدواج و طلاق ، قصاص و حدود و دیات و... بحث کرده و با نگاهی مردم شناسانه به تفسیر مجموعه وسیعی از آیات مربوطه پرداخته‌اند.
[۱۷۵] رک: المفصل، ج۵، ص۴۶۹ ـ ۶۲۴.
[۱۷۶] رک: المفصل، ج۶، ص۳۲۰ ـ ۳۹۰.
برخی خاورشناسان نیز با بررسی تأثیر نظام‌های حقوقی روم و ایران بر فقه اسلام ، نتیجه گرفته‌اند که این دین ، ارمغان جدیدی برای بشریت نیاورده و تنها تلفیقی بازسازی شده از نظام‌های پیشین است.
[۱۷۷] العقیدة والشریعه، ج۱، ص۱۱.
دانشمندان مسلمان از نگاه تاریخی و کلامی به این اتهامات پاسخ گفته‌اند.
[۱۷۸] رک: نقدالمتن.


فهرست منابع

[ویرایش]

آداب الفتوی؛ الاحکام فی اصول الاحکام، آمدی؛ احیاء علوم الدین؛ احیای تفکر اسلامی؛ ارشاد الفحول الی تحقیق الحق من علم الاصول؛ اسلام و مقتضیات زمان؛ الاشارات و التنبیهات؛ الاوائل؛ بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع؛ تاریخ الیعقوبی؛ التبیان فی تفسیر القرآن؛ تحریرات فی الفقه (خیارات)؛ التعاریف؛ التعریفات؛ تفسیر جوامع الجامع؛ تفسیر الصافی؛ تفسیر غریب القرآن الکریم؛ تفسیر القرآن الکریم، سید مصطفی خمینی؛ تفسیر القمی؛ التنبیه فی الفقه الشافعی؛ تنقیح الاصول؛ جامع البیان عن تأویل آی القرآن؛ جامع الشتات؛ الجامع الصغیر؛ الحاشیة علی کفایة الاصول؛ حاشیة مجمع الفائدة والبرهان؛ خاتمیت؛ الدرالمنثور فی التفسیر بالمأثور؛ الذخیرة فی علم الکلام؛ روضة الطالبین و عمدة المفتین؛ زبدة الاصول؛ سرمایه ایمان؛ شرح اسماء الحسنی؛ شرح فتح القدیر للعاجز الفقیر؛ الطبقات الکبری؛ العقیدة والشریعة فی الاسلام؛ عوائد الایام؛ فتح الباری شرح صحیح البخاری؛ فرائد الاصول؛ فقه السنه؛ فقه الصادق (علیه‌السلام)؛ فوائد الاصول؛ القواعد الفقهیه، بجنوردی؛ القواعد الفقهیه، مکارم؛ کتاب الفهرست؛ کتب و رسائل و فتاوی؛ لسان العرب؛ اللمع فی اصول الفقه؛ المبسوط؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ المحبر؛ المحصول فی علم اصول الفقه؛ مدخل الی فلسفة الفقه؛ المستصفی فی علم الاصول؛ المعالم الجدیده؛ معانی القرآن، نحاس؛ المغنی و الشرح الکبیر؛ المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام؛ المکاسب و البیع؛ المنتقی الاصول؛ المنخول من تعلیقات الاصول؛ موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم؛ المیزان فی تفسیرالقرآن؛ نقد المتن بین صناعة المحدثین؛ نهایة الافکار فی مباحث الالفاظ؛ هرمنوتیک کتاب و سنت.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. لسان العرب، ج۶، ص۶، «اسس».    
۲. لسان العرب، ج۱۵، ص۲۸۳، «مضی».    
۳. کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۳۷۱ ـ ۳۷۲.
۴. التعریفات، ج۱، ص۷۱.
۵. التعاریف، ص ۱۵۵
۶. الاحکام، ج۴، ص۲۵۳.
۷. الاحکام، ج۴، ص۲۶۱.
۸. ارشادالفحول، ج۱، ص۳۲۹.
۹. التنبیه، ج۱، ص۱۳۴ ـ ۱۳۵.
۱۰. المبسوط، ج۷، ص۱۱۵.
۱۱. کتب و رسائل و فتاوی، ج۲، ص۳۴۰.
۱۲. کتب و رسائل و فتاوی، ج۲، ص۳۵۷.
۱۳. الجامع الصغیر، ج۱، ص۲۸۶.
۱۴. شرح فتح القدیر، ج۵، ص۴۰۱.
۱۵. شرح فتح القدیر، ج۵، ص۴۰۶.
۱۶. فتح الباری، ج۷، ص۳۹۳.
۱۷. کتب و رسائل و فتاوی، ج۲۰، ص۵۷۷.
۱۸. منتقی الاصول، ج۷، ص۲۴ ۲۶.    
۱۹. مدخل الی فلسفة الفقه، ج۱، ص۹۷.
۲۰. تحریرات فی الفقه، ج۴، ص۶۶، «خیارات».
۲۱. آل‌عمران/سوره۳، آیه۳.    
۲۲. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۹.    
۲۳. بقره/سوره۲، آیه۲.    
۲۴. بقره/سوره۲، آیه۹۱.    
۲۵. یونس/سوره۱۰، آیه۱۰.    
۲۶. یونس/سوره۱۰، آیه۳۷.    
۲۷. بقره/سوره۲، آیه۲.    
۲۸. بقره/سوره۲، آیه۱۸۳.    
۲۹. توبه/سوره۹، آیه۹.    
۳۰. توبه/سوره۹، آیه۳۷.    
۳۱. انفال/سوره۸، آیه۸.    
۳۲. انفال/سوره۸، آیه۳۵.    
۳۳. یونس/سوره۱۰، آیه۱۰.    
۳۴. یونس/سوره۱۰، آیه۳۷.    
۳۵. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۹.    
۳۶. المیزان، ج۳، ص۲۷۸.    
۳۷. آل‌عمران/سوره۳، آیه۳.    
۳۸. آل‌عمران/سوره۳، آیه۸۵.    
۳۹. تفسیر سید مصطفی خمینی، ج۱، ص۹۹.
۴۰. المیزان، ج۳، ص۱۲۶۱۲۷.    
۴۱. الدرالمنثور، ج۲، ص۱۶۶ ـ ۱۶۸.
۴۲. التبیان، ج۱، ص۴۶۴.    
۴۳. مجمع البیان، ج۱، ص۳۹۲.    
۴۴. المیزان، ج۳، ص۱۲۰ ۱۲۱.    
۴۵. التبیان، ج۱، ص۴۷۲.    
۴۶. مجمع البیان، ج۱، ص۳۹۹.    
۴۷. مجمع البیان، ج۲، ص۷۷۰.
۴۸. جوامع الجامع، ج۱، ص۲۷۱.
۴۹. المیزان، ج۳، ص۱۲۰۱۲۱.    
۵۰. المیزان، ج۷، ص۲۴۸.    
۵۱. المیزان، ج۱۰، ص۶۴.    
۵۲. مائده/سوره۵، آیه۵.    
۵۳. مائده/سوره۵، آیه۴۸.    
۵۴. جاثیه/سوره۴۵، آیه۴۵.    
۵۵. جاثیه/سوره۴۵، آیه۱۸.    
۵۶. معانی القرآن، ج۲، ص۳۱۹.    
۵۷. المیزان، ج۵، ص۳۵۰.    
۵۸. شوری/سوره۴۲، آیه۱۳.    
۵۹. المیزان، ج۵، ص۳۵۱.    
۶۰. المیزان، ج۱۸، ص۳۰.    
۶۱. حمد/سوره۱، آیه۱.    
۶۲. حمد/سوره۱، آیه۵.    
۶۳. المیزان، ج۷، ص۲۴۸.    
۶۴. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۲۳.    
۶۵. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۵۳.    
۶۶. روم/سوره۳۰، آیه۳۰.    
۶۷. روم/سوره۳۰، آیه۳۰.    
۶۸. المیزان، ج۷، ص۱۹۲.    
۶۹. المیزان، ج۹، ص۲۴۱.    
۷۰. غریب القرآن، ص ۵۴۰.    
۷۱. الصافی، ج۱، ص۳۲۲.    
۷۲. مائده/سوره۵، آیه۵.    
۷۳. مائده/سوره۵، آیه۴۶.    
۷۴. صفّ/سوره۶۱، آیه۶۱.    
۷۵. صفّ/سوره۶۱، آیه۶.    
۷۶. بقره/سوره۲، آیه۲.    
۷۷. بقره/سوره۲، آیه۴۱.    
۷۸. بقره/سوره۲، آیه۲.    
۷۹. بقره/سوره۲، آیه۹۱.    
۸۰. التبیان، ج۱، ص۳۶۴.    
۸۱. مجمع البیان، ج۱، ص۳۲۵.
۸۲. مجمع البیان، ج۲، ص۳۹۳.
۸۳. مجمع البیان، ج۱، ص۲۰۸.
۸۴. مجمع البیان، ج۳، ص۱۹۱.
۸۵. مجمع البیان، ج۲، ص۷۶۰.
۸۶. مجمع البیان، ج۳، ص۳۱۳.
۸۷. تفسیر سید مصطفی خمینی، ج۵، ص۵۴۱.
۸۸. المیزان، ج۳، ص۸ ۹.    
۸۹. صفّ/سوره۶۱، آیه۶۱.    
۹۰. صفّ/سوره۶۱، آیه۶.    
۹۱. آل‌عمران/سوره۳، آیه۳.    
۹۲. آل‌عمران/سوره۳، آیه۵۰.    
۹۳. جامع‌البیان، مج ۳، ج ۳، ص ۳۸۳
۹۴. التبیان، ج۲، ص۴۷۰.    
۹۵. المیزان، ج۳، ص۲۰۱.    
۹۶. المیزان، ج۳، ص۳۱۲.    
۹۷. مائده/سوره۵، آیه۵.    
۹۸. مائده/سوره۵، آیه۴۸.    
۹۹. جامع‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۸، ص ۷۱
۱۰۰. معانی القرآن، ج۲، ص۳۱۷ ۳۱۸.    
۱۰۱. معانی القرآن، ج۶، ص۳۶۴.    
۱۰۲. نحل/سوره۱۶، آیه۶۴.    
۱۰۳. نحل/سوره۱۶، آیه۱۶.    
۱۰۴. المیزان، ج۵، ص۳۴۹.    
۱۰۵. المیزان، ج۸، ص۲۴۵.    
۱۰۶. المیزان، ج۸، ص۲۸۱.    
۱۰۷. یونس/سوره۱۰، آیه۱۰.    
۱۰۸. یونس/سوره۱۰، آیه۳۷.    
۱۰۹. المیزان، ج۱۰، ص۶۴.
۱۱۰. صف/سوره۶۱، آیه۶۱.    
۱۱۱. صف/سوره۶۱، آیه۶.    
۱۱۲. المیزان، ج۱۹، ص۲۵۲.    
۱۱۳. بقره/سوره۲، آیه۲.    
۱۱۴. بقره/سوره۲، آیه۱۷۰ ۱۷۱.    
۱۱۵. زمر/سوره۳۹، آیه۳۹.    
۱۱۶. زمر/سوره۳۹، آیه۱۸.    
۱۱۷. بقره/سوره۲، آیه۲.    
۱۱۸. بقره/سوره۲، آیه۲۷۵.    
۱۱۹. هرمنوتیک کتاب و سنت، ج۱، ص۵۶.
۱۲۰. الاوائل، ج۲، ص۶۲.
۱۲۱. الطبقات، ج۲، ص۳۶۰.
۱۲۲. الفهرست، ج۱، ص۲۵۶.
۱۲۳. روضة الطالبین، ج۳، ص۵.
۱۲۴. المغنی، ج۴، ص۴.
۱۲۵. فقه السنه، ج۳، ص۶۹.
۱۲۶. المبسوط، ج۱۶، ص۶۲.
۱۲۷. آداب الفتوی، ج۱، ص۸۶.
۱۲۸. المحصول، ج‌۳، ص‌۲۷۴.
۱۲۹. المحصول، ج‌۳، ص‌ ۲۶۵.
۱۳۰. اللمع، ج۱، ص‌۱۳۶.
۱۳۱. حاشیة مجمع، ج۱، ص۴۰۹.    
۱۳۲. تنقیح الاصول، ج۱، ص۳۴۷.    
۱۳۳. حاشیة علی کفایه، ج۲، ص۴۱۱.
۱۳۴. حاشیة علی کفایه، ج۲، ص۴۱۳.
۱۳۵. فرائد الاصول، ج۲، ص۶۵۵ ـ ۶۵۸.
۱۳۶. نهایة الافکار، ج۳، ص۱۷۴ ۱۷۷.    
۱۳۷. فوائد الاصول، ج۴، ص۴۷۸ ۴۷۹.    
۱۳۸. فرائدالاصول، ج ۲، ص ۶۵۶ ـ ۶۵۸
۱۳۹. زبدة الاصول، ج۴، ص۲۸۶ ۲۸۷.    
۱۴۰. القواعدالفقهیه، مکارم، ج۱، ص۳۲۶.    
۱۴۱. تفسیر سید مصطفی خمینی، ج۴، ص۵۰۶ ـ ۵۰۷.
۱۴۲. المکاسب و البیع، ج۲، ص۳۵۵.
۱۴۳. المکاسب و البیع، ج۱، ص۷.
۱۴۴. القواعدالفقهیه، بجنوردی، ج۴، ص۲۷.    
۱۴۵. القواعد الفقهیه، مکارم، ج ۲، ص ۳۰.    
۱۴۶. فقه الصادق (علیه‌السلام)، ج ۱۹، ص ۱۵.    
۱۴۷. نساء/سوره۴، آیه۴.    
۱۴۸. نساء/سوره۴، آیه۲۹.    
۱۴۹. بقره/سوره۲، آیه۲.    
۱۵۰. بقره/سوره۲، آیه۲۷۵.    
۱۵۱. مائده/سوره۵، آیه۵.    
۱۵۲. مائده/سوره۵، آیه۱.    
۱۵۳. جامع‌الشتات، ج۲، ص۲۶۸.
۱۵۴. بدایع الصنایع، ج۵، ص۲۲۸.
۱۵۵. عوائد الایام، ج۱، ص۱.
۱۵۶. الذخیره، ج۱، ص۳۲۳.
۱۵۷. الذخیره، ج۱، ص۳۲۷.
۱۵۸. احیای تفکر اسلامی، ج۱، ص۱۴۵ ـ ۱۴۷.
۱۵۹. خاتمیت، ج۱، ص۶۳ ـ ۶۷.
۱۶۰. الاشارات و التنبیهات، ج۱، ص۲۲۰ ـ ۲۲۱.
۱۶۱. سرمایه ایمان، ج۱، ص۵۹ ـ ۶۲.
۱۶۲. شرح اسماء الحسنی، ج۱، ص۱۰۶.    
۱۶۳. الاشارات و التنبیهات، ج۱، ص۲۲۰ ـ ۲۲۱.
۱۶۴. شرح اسماء الحسنی، ج۱، ص۱۰۶.    
۱۶۵. احیاء علوم الدین، ج۱، ص۱۶ ـ ۱۷.
۱۶۶. المستصفی، ج۱، ص۱۷۴ ـ ۱۸۰.
۱۶۷. المنخول، ج۱، ص۵۵۹ ۵۶۵.    
۱۶۸. المعالم الجدیده، ج۱، ص۳۸ ۴۰.    
۱۶۹. اسلام و مقتضیات زمان، ج۲، ص۱۷۱ ـ ۱۷۳.
۱۷۰. المحبر، ج۱، ص۲۳۶ـ۲۴۲.
۱۷۱. المحبر، ج۱، ص۳۱۱ ـ ۳۱۵.
۱۷۲. المحبر، ج۱، ص۳۱۹ ـ ۳۲۲.
۱۷۳. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۵۴.
۱۷۴. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۵۶.
۱۷۵. رک: المفصل، ج۵، ص۴۶۹ ـ ۶۲۴.
۱۷۶. رک: المفصل، ج۶، ص۳۲۰ ـ ۳۹۰.
۱۷۷. العقیدة والشریعه، ج۱، ص۱۱.
۱۷۸. رک: نقدالمتن.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه موضوعی قرآن.    


رده‌های این صفحه : اقسام حکم شرعی | فقه




جعبه ابزار