بیعت عقبه دوم

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



دومین پیمان یثربیان با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در عقبه منا به سال ۱۳ بعثت صورت گرفت که به بیعت عقبه دوم نام گرفت.


مقدمات عقبه دوم

[ویرایش]

اسلام آوردن تعدادی از یثربیان در موسم حج، تبلیغ اسلام و مسلمان شدن گروهی از مردم یثرب که منجر به انعقاد پیمان عقبه اول در سال دوازدهم بعثت در مکه شد، زمینه را برای فعالیت هرچه بیشتر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در یثرب فراهم ساخت. متعاقب این پیمان، ایشان "مصعب" را به عنوان نماینده خویش برای امر تبلیغ دین به همراه بیعت کنندگان عقبه اول به یثرب اعزام داشتند که اسلام آوردن اکثر مردم یثرب نشان دهنده موفقیت‌آمیز بودن دعوت در این سرزمین می‌باشد.

توضیح اجمالی

[ویرایش]

با فرا رسیدن موسم حج در سال سیزدهم بعثت، مصعب به همراه تعدادی از اهل یثرب که گروهی از آن را مسلمانان که بزرگان قوم همچون "کعب" و "براء ابن معرور" نیز در بین آنها دیده می‌شدند، رهسپار سرزمین وحی شدند. پس از انجام ملاقات‌هایی با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و انجام مناسک حج، مقرر گردید، مسلمانان یثرب در روز میانی ایام تشریق، (سه روز پس از ایام عید قربان (روزهای یازدهم، دوازدهم و سیزدهم ذی حجة) ایام تشریق گفته می‌شود) ملاقاتی جمعی با رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در مکان عقبه کنار جمره عقبه با رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) برگزار نمایند.
[۷] ابن حبان‌، ابوحاتم‌ محمد، صحیح ابن حبان، به ترتیب علی بن بلبان الفارسی، ج۱۴، ص۱۷۳.

یثربیان مسلمان همراه حدود ۵۰۰ تن از مشرکان، برای شرکت در مراسم حج راهی مکه شدند. مسلمانان که شمار آن‌ها را۹۰،
[۸] ابن جوزی، ابوالفرج عبدالرحمن، المنتظم، ج۳، ص۳۹-۴۲.
۷۰ یا ۷۵ تن (سه زن و ۷۲ مرد)
[۹] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۴۵۴.
به منظور مخفی ماندن این دیدار از دید مشرکان، افراد به صورت جداگانه و شبانه خود را به میعادگاه رسانیدند. نتیجه این گردهمایی، بیعت یثربیان با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بود که با نام بیعت عقبه دوم یا بیعة‌الحرب (از آن رو که مفاد بیعت بر دفاع از جان رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مبتنی بود)، مشهور گشت. برخی مورخان با احتساب دیدار شش نفر از خزرجیان در سال یازدهم بعثت، این پیمان را بیعت عقبه سوم می‌داند.

دفاع از پیامبر

[ویرایش]

در این دیدار، نخست عباس بن عبدالمطلب که مسلمان نبود، از آن جا که می‌خواست کار پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را استحکام بخشد، ضمن آگاه ساختن یثربیان از جایگاه رسول خدا میان مردم خویش، به آن‌ها یادآور شدکه او قصد هجرت به شهر آن‌ها را دارد. از این رو، اگر توان حمایت از او را ندارند، وی را به حال خود رها سازند.
[۱۴] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۴۴۱.
پس از سخنان عباس، براء بن معرور یثربیان را راستگویان و وفادارانی خواند که جان خود را در راه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فدا می‌کنند. سپس پیامبر با خواندن آیاتی از قرآن، آن‌ها را به خدا و اسلام فراخواند. براء، ایمان و تصدیق انصار را به آگاهی پیامبر رساند و همراه بیعت با وی، سوگند یاد کرد که از جان پیامبر، همانند جان زنان و فرزندان خود دفاع کند.
[۱۶] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۴۴۲.


← آمادگی دفاع ابو هیثم از پیامبر


ابوهیثم بن تیهان نیز آمادگی خود را برای دفاع از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) اعلام کرد. او که اسلام آوردن بیعت کنندگان را موجب گسستن پیمانشان با یهودیان می‌دانست، نگرانی خود را از روزی که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به میان قوم خود بازگردد و یثربیان را تنها بگذارد، ابراز کرد. رسول خدا با تاکید بر این پیمان،
[۲۱] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۴۴۲.
خود را در نبرد و صلح یثربیان همراه آن‌ها خواند.
[۲۲] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۴۴۲.
[۲۳] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۳۶۳.


← هشدار اسعد بن زراره


همچنین اسعد بن زراره خزرجی پیش از انجام بیعت، خطاب به انصار پیامد و دشواری این بیعت، از جمله واکنش عرب و رویارویی با آن‌ها را گوشزد کرد و از آن‌ها خواست اگر از جانشان هراس دارند، از بیعت منصرف شوند. ولی انصار بر بیعت تاکید کردند.
[۲۵] احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۳، ص۳۲۲-۳۲۳.
[۲۶] ابن حبان‌، ابوحاتم‌ محمد، صحیح ابن حبان، به ترتیب علی بن بلبان الفارسی، ج۱۴، ص۱۷۳.


← کلام عباس بن عباده


به گزارش از عاصم بن عمرو بن قتاده و عبدالله بن ابی بکر، عباس بن عباده خزرجی نیز خطاب به خزرجیان پیامدهای بیعت با پیامبر را که ممکن بود به کشته شدن بزرگان قوم و از دست رفتن اموالشان بینجامد، گوشزد کرد و از آن‌ها خواست تا اگر تحمل این سختی‌ها را ندارند، از بیعت خودداری کنند تا بر اثر پیمان شکنی، رسوایی دنیا و آخرت گریبانشان را نگیرد.
[۲۷] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۴۴۶.
[۲۹] ابن اثیر، علی بن محمد، اسد الغابه، ج۳، ص۵۹.
اما یثربیان آن گاه که در سؤال از رسول خدا دانستند در برابر همه سختی‌ها بهشت نصیب آن‌ها خواهد شد، همراه اعلام وفاداری، با او بیعت کردند. عباس بن عباده نیز پس از بیعت، برای درگیری با کافران اعلام آمادگی کرد که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) او را منع نمود.
[۳۰] احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۳، ص۴۶۲.
ابن قتیبه، عباس
[۳۱] ابن قتبیه، عبدالله بن مسلم، المعارف، ص۲۱.
را و ابن شهر آشوب، امام علی علیه‌السّلام
[۳۲] ابن شهرآشوب، المناقب، ج۲، ص۳۱.
را مامور گرفتن بیعت از یثربیان دانسته‌اند. پیامبر نه تن ازخزرجیان و سه تن از اوسیان را به عنوان نقیب خود میان قبایل یثرب برگزید و اسعد بن زراره را «نقیب نقیبان» خواند.
[۳۳] ابن ابی شیبه، المصنف، ج۸، ص۵۸۷.
[۳۴] عسقلانی، ابن حجر، فتح الباری، ج۷، ص۱۷۳.

برخی این سخنان را به عباس ابن عبدالمطلب عموی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)نسبت داده اند که "علامه جعفر مرتضی"، انتساب این گفته‌های موحدانه به عباس ابن عبدالمطلب که در آن زمان مشرک بوده را زیر سوال برده است و گوینده این سخنان را به علت تشابه اسمی و نیز تشابه سخنان، همان "عباس ابن عباده" دانسته‌اند.

← شنیدن صدای پیامبر


به گزارش ابونعیم، هنگامی که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مشغول گفت وگو با نقبای انصار بود، عباس بن عبدالمطلب صدای آن‌ها را شنید و به سوی آن‌ها رفت و با اوس و خزرج به گونه‌ای سخن گفت که موجب ناخرسندی آن‌ها شد. اسعد از رسول خدا اجازه خواست و پاسخ او را بدون تعرض داد تا روشن شود که دعوت آن‌ها از سر صدق است و بر آن وفادار خواهند بود. اسعد در سخنان خود، بر اطاعت از فرمان‌های پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) تاکید کرد.
[۳۶] اصفهانی، ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۲۶۲.


نخستین بیعت کننده با رسول خدا

[ویرایش]

در تعیین نخستین شخص بیعت کننده با رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در عقبه دوم اختلاف است. از ابوهیثم بن تیهان، اسعد بن زراره، و براء بن معروردر این میان یاد شده است. به نظر می‌رسد رقابت‌های قبیله‌ای گزارشگران، منشا اختلاف گزارش‌ها باشد.
[۴۱] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۴۴۷.


حاضرین در بیعت

[ویرایش]

اجتماع عقبه دوم بنابر مشهور با حضور هفتاد و سه نفر مرد از تیره‌های مختلف دو قبیله اوس و خزرج که یازده تن آنان از اوس و شصت و دو نفر از خزرج و دو زن از اهل یثرب تشکیل گردید.

← حاضرین از قبیله اوس


اسید ابن حضیر، ابوالهیثم ابن تیهان (مالک)، سلمة ابن سلامه، ظهیر ابن رافع، ابوبرده (هانی)، نهیر ابن هیثم، سعد ابن خیثمه، رفاعة ابن عبدالمنذر، عبدالله ابن جبیر، معن ابن عدی، عویم ابن ساعده.

← حاضرین از قبیله خزرج


ابوایوب ابن زید، معاذ ابن حارث، عوف ابن حارث، معوذ ابن حارث، عمارة ابن حزم، اسعد ابن زراره، سهل ابن عتیک، اوس ابن ثابت، ابوطلحة ابن سهل، قیس ابن ابی‌صعصعه، عمرو ابن غزّیه، سعد ابن ربیع، خارجة ابن زید، عبدالله ابن رواحه، بشیر ابن سعد، عبدالله ابن زید، خلاد ابن سوید، عقبة ابن عمرو ابن ثعلبه، زیاد ابن لبید، فروة ابن عمرو، خالد ابن قیس، رافع ابن مالک، ذکوان ابن عبد قیس، عباد ابن قیس، حارث ابن قیس، براء ابن معرور، بشر ابن براء، سنان ابن صیفی، طفیل ابن نعمان، معقل ابن منذر، یزید ابن منذر، مسعود ابن یزید، ضحاک ابن حارثه، یزید ابن حرام، جبار ابن صخر، طفیل ابن مالک، کعب ابن مالک، سلیم ابن عمرو، قطبة ابن عامر، یزید ابن عامر، ابوالیسر (کعب ابن عمروصیفی ابن سواد، ثعلبة ابن غنمه، عمرو ابن غنمه، عبس ابن عامر، عبدالله ابن انیس، خالد ابن عمرو، عبدالله ابن عمرو، جابر ابن عبدالله، معاذ ابن عمرو، ثابت ابن جذع، عمیر ابن حارث، خدیج ابن سلامه، معاذ ابن جبل (یا اسد ابن سارده)، عبادة ابن صامت، عباس ابن عباده، ابو عبدالرحمن (یزید ابن ثعلبهعمرو ابن حارث، رفاعة ابن عمرو، عقبة ابن وهب، سعد ابن عباده، منذر ابن عمرو.

← حاضرین از زنان


نسیبه دختر کعب و اسماء دختر عمرو ابن عدی که هر دو از خزرج بودند.
حضرت علی (علیه‌السّلام) و "حمزه" به عنوان نگهبان منطقه عقبه و "عباس ابن عبدالمطلب" افرادی هستند که به همراه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در آن شب حضور داشتند.

علت نامگذاری

[ویرایش]

این بیعت را به سبب تعهد یثربیان بر دفاع از پیامبر « بیعة الحرب » گفته‌اند.
[۴۹] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۴۵۴.
[۵۰] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۳۶۸.
نیز به سبب وقوع این پیمان در مکان عقبه آخر، آن را «عقبة الآخره
[۵۱] ابن سعد، محمد، الطبقات، ج۱، ص۱۷۱.
» و شرکت کنندگان در آن را «عقبیون
[۵۳] ، بلاذری، أحمد بن يحي، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۳۲.
[۵۴] ابن شهرآشوب، المناقب، ج۱، ص۳۳۳.
[۵۵] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۲، ص۵۷.
» گفته‌اند. شماری از مفسران مقصود از (رجال) در آیه (من المؤمنین رجال صدقوا. . . ) را بیعت کنندگان در عقبه دوم دانسته‌اند.
[۵۷] حموی، بدر الدین، غرر التبیان، ص۴۱۹.
نیز مقصود از «میثاق» در آیه ۷ مائده و ۱۵ احزاب
[۶۰] طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۳، ص۲۶۰.
[۶۱] ابن‌جوزی، عبدالرحمن بن علی، زاد المسیر، ج۲، ص۳۶۰.
و «انصار» در آیه ۱۰۰ توبهرا بیعت کنندگان روز عقبه شمرده‌اند.
[۶۴] بیضاوی، عبدالله، تفسیر بیضاوی، ج۲، ص۱۰۴.


آگاهی قریش از دیدار

[ویرایش]

به رغم مخفی کاری یثربیان برای حضور در عقبه و تاکید عباس بر پوشیده ماندن این بیعت تا پایان موسم حج ، قریش در همان شب از این دیدار آگاهی یافتندو به سوی عقبه آمدند. یثربیان به دستور پیامبر پراکنده شدند و از درگیری با قریش دوری جستند. فردای آن روز که بزرگان قریش از سران یثرب درباره شب گذشته پرسیدند، آن‌ها اظهار ناآگاهی کردند. اما قریش قانع نشدند و سعد بن عباده را به اسارت گرفتند. مطعم بن عدی و حارث بن حرب به سبب پیمانی که با سعد داشتند، وی را نجات دادند.

← عکس‌العمل مشرکان مکه


نقل شده است که پس از انعقاد پیمان، صدایی بلند از بالای کوه عقبه برخاست که خبر از این اجتماع و محتوای بیعت می‌داد که به فرموده پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ندای شیطان بود؛ لذا افراد در حالی که آمادگی خویش را برای حمله اعلام می‌نمودند به دستور پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بدون هیچ اقدامی به چادرهای خویش بازگشتند.
مشرکان نیز که مشکوک شده بودند از فردای همان شب، با سؤالاتی چند از یثربیان در صدد کسب اطلاعات بر آمده و زمانی به یقین رسیدند که کاروان یثربیان از مکه خارج شده بودند. تنها طی تعقیب آنان توانستند سعد ابن عباده را دستگیر و شکنجه نمایند. وی سرانجام با جبیر ابن مطعم و حارث ابن حرب که روزگاری آنان را در یثرب پناه داده بود، رهایی یافته به مدینه بازگشت.
[۷۰] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا، ج۱، ص۴۴۸-۴۴۹.
[۷۱] ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۸، چاپ دوم، ج۱، ص۱۷۳.


مفاد بیعت

[ویرایش]

مفاد بیعت، بیانگر نقش فعال مسلمانان یثرب و هماهنگی‌های از پیش صورت گرفته می‌باشد. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پس از تلاوت آیاتی از قرآن و دعوت حاضرین به خدا و ترغیب به اسلام مفاد پیمان را چنین اعلام نمودند:
- اطاعت از پیامبر در راحتی و سختی؛
- انفاق در زمان تنگدستی و ثروت؛
- امر به معروف و نهی از منکر؛
- گفتار حق و نهراسیدن از سرزنش دیگران؛
- به هنگام هجرت حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به یثرب از وی همچون دفاع از خود، زنان و فرزندانشان پشتیبانی و دفاع نمایند که در این صورت پاداش آنان بهشت می‌باشد.
از سوی دیگر مسلمانان یثرب نیز یادآور شدند که با این بیعت پیمان‌هایشان با یهود قطع خواهد شد و چنان نباشد که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پس از پیروزی آنها را رها کرده به سوی قوم خود باز گردند؟ رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمودند: خون من خون شما و حرمت من حرمت شماست. («بل الدم الدم والهدم الهدم. ) من از شما هستم و شما از منید، می‌جنگم با هر که شما بجنگید و صلح می‌کنم با هر که شما صلح کنید.

دستاوردها

[ویرایش]

۱) انتخاب نقبا: پس از انجام بیعت بنا به درخواست پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آنها از بین خود دوازده نفر را به عنوان نقیب که متکفل امور گردند، انتخاب نموده که نُه تن از خزرج و سه نفر از اوس بودند. نقبای خزرج عبارت بودند از: اسعد ابن زراره، سعد ابن ربیع، عبدالله ابن رواحه، رافع ابن مالک، براء ابن معرور، عبدالله ابن عمرو، عبادة ابن صامت، سعد ابن عباده، منذر ابن عمرو و نقبای اوس نیز اسید ابن حضیر، سعد ابن خیثمه، رفاعة ابن عبدالمنذر (یا ابوالهیثم ابن تیهان) بودند. آنگاه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) خطاب به نقبا فرمودند: شما همانند حواریین عیسی ابن مریم عهده‌دار امور قوم خود و من نیز نسبت به قوم خود؛ یعنی مسلمانان کفیل هستم.
۲) سه تن از یثربیان با نام‌های ذکوان ابن عبد قیس، عباس ابن عباده و عقبة ابن وهب پس از جریان بیعت، در معیت رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در مکه مانده و پس از مهاجرت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به مدینه مهاجرت نمودند. از این‌رو به این افراد مهاجری‌ـ‌انصاری گفته می‌شود. شاید بتوان آنان را به نوعی رابط میان مسلمانان مکه و یثرب دانست.
۳) مفاد بیعت، خود به خوبی بیانگر نقش مهم انصار در طراحی امر هجرت در برهه‌ای از زمان است که اقدامات مشرکین نه فقط جان مسلمانان، بلکه بقای اسلام را نیز به خطر‌انداخته بودند. همچنین به دنبال تقویت جبهه مسلمین، آیات جهاد با کفار نیز پس از بیعت دوم عقبه مبنی بر اینکه «و با کافران جنگ کنید تا فتنه و فساد از روی زمین برداشته شود. » نازل گردید.

فهرست منابع

[ویرایش]

الاستیعاب: ابن عبدالبر (م. ۴۶۳ق. )، به کوشش البجاوی، بیروت، دار الجیل، ۱۴۱۲ق؛ اسد الغابه: ابن اثیر (م. ۶۳۰ق. )، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ق؛ انساب الاشراف: البلاذری (م. ۲۷۹) ق. ، به کوشش سهیل زکار و ریاض زرکلی، دار الفکر، بیروت، ۱۴۱۷ق؛ انساب الاشراف: البلاذری (م. ۲۷۹ق. )، به کوشش زکار و زرکلی، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷ق؛ تفسیر بیضاوی (انوار التنزیل): البیضاوی (م. ۶۸۵ق. )، بیروت، اعلمی، ۱۴۱۰ق؛ بحار الانوار: المجلسی (م. ۱۱۱۱ق. )، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق؛ تاریخ طبری (تاریخ الامم و الملوک): الطبری (م. ۳۱۰ق. )، به کوشش محمد ابوالفضل، بیروت، دار التراث؛ تاریخ الصحابة الذین روی عنهم الاخبار: ابن حبان (م. ۳۵۴ق. )، به کوشش الضناوی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۰۸ق؛ جوامع الجامع: الطبرسی (م. ۵۴۸ق. )، قم، النشر الاسلامی، ۱۴۱۸ق؛ الثقات: ابن حبان (م. ۳۵۴ق. )، به کوشش شرف الدین، هند، وزارت معارف و شؤون فرهنگی؛ الروض المعطار: محمد بن عبدالمنعم الحمیری (م. ۹۰۰ق. )، به کوشش احسان عباس، بیروت، مکتبة لبنان، ۱۹۸۰م؛ زاد المسیر: ابن جوزی (م. ۵۹۷ق. )، بیروت، المکتب الاسلامی، ۱۴۰۷ق؛ السیرة النبویه: ابن هشام (م. ۲۱۳/۲۱۸ق. )، به کوشش السقاء و دیگران، بیروت، المکتبة العلمیه؛ صحیح ابن حبان: علی بن بلبان الفارسی (م. ۷۳۹ق. )، به کوشش شعیب الارنؤوط، الرساله، ۱۴۱۴ق؛ الصحیح من سیرة النبیصلی الله علیه وآله: جعفر مرتضی العاملی، بیروت، دار السیره، ۱۴۱۴ق؛ الطبقات الکبری: ابن سعد (م. ۲۳۰ق)، به کوشش محمد عبدالقادر، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۰ق؛ غرر التبیان: بدر الدین الحموی (م. ۷۳۳ق. )، به کوشش عبدالجواد خلف، دمشق، دار قتیبه، ۱۴۱۰ق؛ فتح الباری: ابن حجر العسقلانی (م. ۸۵۲ق. )، بیروت، دار المعرفه؛ الکامل فی التاریخ: ابن اثیر (م. ۶۳۰ق. )، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ق؛ مجمع البیان: الطبرسی (م. ۵۴۸ق. )، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ق؛ مسند احمد: احمد بن حنبل (م. ۲۴۱ق. )، بیروت، دار صادر؛ المصنف: ابن ابی شیبه (م. ۲۳۵ق. )، به کوشش سعید محمد، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ق؛ المعارف: ابن قتبیه (م. ۳۷۶ق. )، به کوشش ثروت عکاشه، قم، الرضی، ۱۳۷۳ش؛ معرفة الصحابه: ابونعیم الاصفهانی (م. ۴۳۰ق. )، به کوشش محمد حسن و مسعد عبدالحمید، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۲ق؛ مناقب آل ابی طالب: ابن شهرآشوب (م. ۵۸۸ق. )، به کوشش گروهی از اساتید، نجف، المکتبة الحیدریه، ۱۳۷۶ق؛ المنتظم: ابن جوزی (م. ۵۹۷ق. )، به کوشش نعیم زرزور، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۲ق.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا، ج۱، ص۴۲۸-۴۲۹.    
۲. ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۸، چاپ دوم، ج۱، ص۱۶۹-۱۷۰.    
۳. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷، چاپ دوم، ج۲، ص۳۶۰.    
۴. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا، ج۱، ص۴۳۱.    
۵. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا، ج۱، ص۴۳۷.    
۶. ابن منظور، لسان العرب، قم، نشر ادب الحوزه، ۱۴۰۵ق، ج۱۰، ص۱۷۶.    
۷. ابن حبان‌، ابوحاتم‌ محمد، صحیح ابن حبان، به ترتیب علی بن بلبان الفارسی، ج۱۴، ص۱۷۳.
۸. ابن جوزی، ابوالفرج عبدالرحمن، المنتظم، ج۳، ص۳۹-۴۲.
۹. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۴۵۴.
۱۰. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۹۸.    
۱۱. ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۸، چاپ دوم، چ۱، ص۱۷۱-۱۷۲.    
۱۲. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا، ج۱، ص۴۵۴.    
۱۳. ابن عبدالبر، الدرر، بی‌جا، بی‌تا، ج۱، ص۷۰.    
۱۴. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۴۴۱.
۱۵. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۹۸.    
۱۶. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۴۴۲.
۱۷. ابن سعد، محمد، الطبقات، ج۱، ص۱۷۲.    
۱۸. ابن سعد، محمد، الطبقات، ج۱، ص۱۷۲.    
۱۹. جوامع الجامع، الطبرسی، ج۱، ص۸۹.    
۲۰. جوامع الجامع، الطبرسی، ج۱، ص۸۹.    
۲۱. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۴۴۲.
۲۲. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۴۴۲.
۲۳. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۳۶۳.
۲۴. الطبقات، ابن سعد، ج۳، ص۴۵۶-۴۵۷.    
۲۵. احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۳، ص۳۲۲-۳۲۳.
۲۶. ابن حبان‌، ابوحاتم‌ محمد، صحیح ابن حبان، به ترتیب علی بن بلبان الفارسی، ج۱۴، ص۱۷۳.
۲۷. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۴۴۶.
۲۸. ابن حبان‌، ابوحاتم‌ محمد، الثقات، ج۱، ص۱۱۰.    
۲۹. ابن اثیر، علی بن محمد، اسد الغابه، ج۳، ص۵۹.
۳۰. احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۳، ص۴۶۲.
۳۱. ابن قتبیه، عبدالله بن مسلم، المعارف، ص۲۱.
۳۲. ابن شهرآشوب، المناقب، ج۲، ص۳۱.
۳۳. ابن ابی شیبه، المصنف، ج۸، ص۵۸۷.
۳۴. عسقلانی، ابن حجر، فتح الباری، ج۷، ص۱۷۳.
۳۵. جعفر مرتضی العاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، ج۴، ص۱۳۶.    
۳۶. اصفهانی، ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۲۶۲.
۳۷. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۰۰.    
۳۸. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۰۰.    
۳۹. الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۱۳۴۸.    
۴۰. بحار الانوار، المجلسی، ج۱۵، ص۳۷۰.    
۴۱. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۴۴۷.
۴۲. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا، ج۱، ص۴۶۶-۴۵۴.    
۴۳. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق.، ج۱، ص۲۵۲-۲۴۰.    
۴۴. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا، ج۱، ص۴۵۶-۴۵۴.    
۴۵. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا، ج۱، ص۴۶۶-۴۵۶.    
۴۶. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا، ج۱، ص۴۶۷.    
۴۷. علی ابن ابراهیم القمی، تفسیر القمی، تصحیح السید طیب الموسوی الجزائری، مؤسسة دار الکتاب للطباعة و النشر، قم، ۱۴۰۴ق.، چاپ سوم، ج۱، ص۲۷۳.    
۴۸. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا، ج۱، ص۴۴۱.    
۴۹. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۴۵۴.
۵۰. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۳۶۸.
۵۱. ابن سعد، محمد، الطبقات، ج۱، ص۱۷۱.
۵۲. ابن سعد، محمد، الطبقات، ج۳، ص۳۳۵.    
۵۳. ، بلاذری، أحمد بن يحي، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۳۲.
۵۴. ابن شهرآشوب، المناقب، ج۱، ص۳۳۳.
۵۵. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۲، ص۵۷.
۵۶. احزاب/سوره۳۳، آیه۲۳.    
۵۷. حموی، بدر الدین، غرر التبیان، ص۴۱۹.
۵۸. مائده/سوره۵، آیه۷.    
۵۹. احزاب/سوره۳۳، آیه۱۵.    
۶۰. طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۳، ص۲۶۰.
۶۱. ابن‌جوزی، عبدالرحمن بن علی، زاد المسیر، ج۲، ص۳۶۰.
۶۲. توبه/سوره۹، آیه۱۰۰.    
۶۳. جوامع الجامع، الطبرسی، ج۲، ص۹۰.    
۶۴. بیضاوی، عبدالله، تفسیر بیضاوی، ج۲، ص۱۰۴.
۶۵. ابن سعد، محمد، الطبقات، ج۱، ص۱۷۲.    
۶۶. الطبقات، ابن سعد، ج۱، ص۱۷۲-۱۷۳.    
۶۷. ابن سعد، محمد، الطبقات، ج۱، ص۱۷۳.    
۶۸. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا، ج۱، ص۴۴۷-۴۴۸.    
۶۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷، چاپ دوم، ج۲، ص۳۶۴-۳۶۵.    
۷۰. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا، ج۱، ص۴۴۸-۴۴۹.
۷۱. ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۸، چاپ دوم، ج۱، ص۱۷۳.
۷۲. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا، ج۱، ص۴۴۲.    
۷۳. بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعة، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۵ق.، ج۲، ص۴۴۴.    
۷۴. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا، ج۱، ص۴۴۶-۴۴۳    
۷۵. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق.، ج۱، ص۲۵۲.    
۷۶. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا، ج۱، ص۴۶۵-۴۶۰.    
۷۷. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا، ج۱، ص۴۴۸.    
۷۸. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا، ج۱، ص۴۶۸.    
۷۹. بقره/سوره۲، آیه۱۹۳.    


منبع

[ویرایش]

حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، برگرفته از مقاله«بیعت عقبه دوم».    
برگرفته از سایت پژوهه، مقاله «پیمان عقبه دوم» تاریخ بازیابی:۱۳۹۵/۸/۴.    






جعبه ابزار