بیت المدراس

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بیت المدراس از مراکز تعلیمی یهود در یثرب بوده است.


معرفی اجمالی

[ویرایش]

بیت المدراس/المدراشبه معنای مکان فراگیری دانش و دانشمند
[۳] النهایه، مبارک ابن اثیر، ج۲، ص۱۱۳، «درس».
و المدارس به معنای آموزگار نیز آمده است.واژه شناسان وزن مفعال را از صیغه‌های مبالغه شمرده، اشاره آن را به مکان غیر متداول می‌دانند؛ اما وجود معنی اول یعنی مکان تعلیم
[۵] المصنف، عبدالرزاق الصنعانی، ج۷، ص۳۱۶.
[۷] النهایه، مبارک ابن اثیر، ج۲، ص۱۱۳.
و نیز عالم
[۹] صحیح البخاری، البخاری، ج۵، ص۱۷۰.
[۱۱] عمدة القاری، العینی، ج۸، ص۱۳۳.
در روایات، لغویان را بر آن داشته که در ترجمه واژه مدراس، به هر دو معنی اشاره نمایند.
[۱۳] النهایه، مبارک ابن اثیر، ج۲، ص۱۱۳.
بر پایه معنای نخست، افزونی بیت به المدراس، افزونی عام به خاص است.
[۱۴] عمدة القاری، العینی، ج۲۴، ص۱۰۱.


معنای اصطلاحی بیت المدارس

[ویرایش]

بیت المدراس در اصطلاح به جایی گفته می‌شد که یهودیان در آن به فراگیری تورات و علوم دینی مربوط به آن
[۱۵] عمدة القاری، العینی، ج۱۵، ص۸۹-۹۰.
و بحث و تبادل نظر درباره امور گوناگون می‌پرداختند. به این خانه‌ها بیت التلمود نیز گفته می‌شد.دائرة المعارف جودائیکا «بیت المدراش» را معادل دبیرستان‌های کنونی می‌داند که دانش آموزان برای شنیدن احکام یهودی در آن گرد می‌آمدند و حضرت اسحق نیز پس از ۱۳ سالگی در آن شرکت می‌کرد.
[۱۸] مقاله BET HA-MIDRASH از دائرة المعارف جودائیکا و مقاله bet (ha) -medrash از EI.


معنای واژه مدارس

[ویرایش]

واژه مدراس از لغت عبری مدراش گرفته شدهکه پیشینه آن به سال ۶۹م. و محاصره اورشلیم از سوی سپاه تیتوس، امپراتور روم، بازمی گردد. در این زمان، یکی از کاهنان به نام یوحنا از لشکر روم گریخت و در شهر ساحلی یبنه در فلسطین مرکزی علمی دایر کرد که به زبان عبری به آن مدراش می‌گفتند. وی در این مکان، در صدد برآمد که حیات ادبی قوم خود را با تنظیم و تدوین شرایع و اصول آیین موسوی ثبات بخشد. از این رو، شاگردان بسیار در مدراش گرد آمدند و به تفسیر کتاب‌های مقدس باستانی و گردآوری اخبار و روایت‌های اسرائیلی مشغول شدند.
[۲۱] تاریخ جامع ادیان، جان ناس، ص۳۶۸.
[۲۲] مقاله BET HA-MIDRASH از دائرة المعارف جودائیکا.
این مرکز ۶۰ سال در آن شهر پابرجا ماند و پژوهش‌های دینی فراوان از خود بر جای نهاد تا این که هم زمان با نبردی خونین که در دوره قیصر روم، هادریانوس، رخ داد، این مدرسه بسته شد. از ثمرات آن پرورش استادانی بود که توانستند کتاب میشنای کبیر را که مشتمل بر حدود چهار هزار مسئله دینی در تفسیر تورات است، تالیف نمایند.
[۲۳] تاریخ جامع ادیان، جان ناس، ص۳۶۹.
[۲۴] مقاله BET HA-MIDRASH از دائرة المعارف جودائیکا.


بیت المدارس یثرب

[ویرایش]

به گزارش ابن اسحق (م. ۱۵۷ق.) یهودیان یثرب نیز مرکزی علمی و دینی به نام «بیت المدراس» داشتند که در آن جا تورات و احکام دینی خود را فرا می‌گرفتند.در منابع تاریخی آگاهی‌هایی اندکی در این زمینه در دست است. برخی جای بیت المدراس را در مشربه‌ام ابراهیم• دانسته‌اند.بر این اساس، باید اسلام آوردن مخیریق یهودی، مالک مشربه و شش باغ دیگر، را که پیش از نبرد احد به شهادت رسید، در آن جا دانست.به گزارش منابع تاریخیو تفسیری،
[۳۱] جامع البیان، الطبری، ج۳، ص۱۴۶.
رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم در این مکان با معرفی دین اسلام به عنوان دین ابراهیمی، از یهودیان خواست تا مسلمان شوند؛ اما آن‌ها با یهودی خواندن ابراهیم، از فرمان رسول خدا سرباززدند. او از آن‌ها خواست که برای اثبات سخنشان تورات را میان خویش داور قرار دهند؛ اما ایشان خودداری کردند. آورده‌اند که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم همراه گروهی از مسلمانان در بیت المدراس یهود را میان پذیرش اسلام و بیرون آمدن از مدینه مخیر ساخت.
[۳۴] صحیح البخاری، البخاری، ج۸، ص۵۷.
[۳۵] مسند ابی عوانه، یعقوب الاسفرائنی، ج۴، ص۲۵۹.
[۳۶] مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۲، ص۴۵۱.
سپس آیات ۲۳-۲۴ آل عمران نازل شد که خودداری آن‌ها را از حاکم قرار دادن تورات و پندار نادرستشان درباره آتش دوزخ را وصف نموده است.با توجه به نزول این سوره در سال‌های نخست هجرت، می‌توان حدس زد که دعوت رسول خدا از یهود در همین سال‌ها بوده است؛ در همین مکان، هنگامی که یهودیان از پیامبر درباره حکم زن و مرد یهودی که مرتکب زنای محصنه شده بودند، پرسیدند، رسول خدا بر پایه حکم تورات به سنگسار نمودن آن دو حکم نمود.
[۴۲] سبل الهدی، محمد بن یوسف الصالحی، ج۳، ص۴۰۶-۴۰۷.
بر پایه گزارشی، گروهی از یهودیان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم را برای مذاکره به قف، از وادی‌های مدینه که بیت المدراس در آن قرار داشت، دعوت کردند.
[۴۳] حجاز در صدر اسلام، صالح احمد العلی، ص۳۹۳.
در آن جا، به گزارش ابو هریره، رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم از دانشمندترین فرد یهود پرسید و آن‌ها ابن صوریا را نام بردند. پیامبر با وی در خلوت درباره دینش به گفت وگو پرداخت و نعمت‌های الهی بر یهود را برشمرد.این گزارش از این رو قابل خدشه است که ابوهریره در سال‌های پایانی زندگانی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم مسلمان شد و در آن هنگام، یهودیان در مدینه حضور نداشتند؛ بر پایه منابع اهل سنت، ابوبکر به دستور پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم برای دعوت یهود به اسلام، وارد بیت المدراس شد و با یکی از دانشوران آن‌ها به نام فنحاص گفت وگو کرد و هنگامی که او خدای را فقیر خواند، سیلی محکمی به صورت وی نواختکه باعث شد یهودی شکایتش را به پیامبر ببرد.از حضور مسیحیان نجران پیش از مباهله (۱۰ق.) با پیامبر در این مکان و گفت وگو با دانشمندان یهود نیز گزارشی در دست است.
[۵۰] تفسیر فرات الکوفی، الفرات الکوفی، ص۸۷-۸۸.
این گزارش قابل خدشه است؛ زیرا در آن هنگام، مدینه از یهود خالی بود. نیز آورده‌اند که در بیت المدراس، برخی مسلمانان همانند عمار و حذیفة بن یمان از سوی یهود تحریک شدند که از اسلام روی برگردانند و این درخواست با واکنش منفی این دسته از صحابه روبه رو شد.
[۵۳] المحرر الوجیز، ابن عطیة الاندلسی، ج۱، ص۱۶۹.
[۵۴] تفسیر ثعالبی، الثعالبی، ج۱، ص۳۰۱-۳۰۲.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) اسباب النزول، الواحدی (م. ۴۶۸ق.) ، قاهره، الحلبی و شرکاه، ۱۳۸۸ق.
(۲) الاغانی، ابوالفرج الاصفهانی (م. ۳۵۶ق.) ، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۵ق.
(۳) تاریخ جامع ادیان، جان ناس، ترجمه، حکمت، پیروز، ۱۳۵۴ش.
(۴) تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر (م. ۵۷۱ق.) ، به کوشش علی شیری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق.
(۵) تاریخ المدینة المنوره، ابن شبه (م. ۲۶۲ق.) ، به کوشش شلتوت، قم، دار الفکر، ۱۴۱۰ق.
(۶) تفسیر ابن ابی حاتم (تفسیر القرآن العظیم)، ابن ابی حاتم (م. ۳۲۷ق.) ، به کوشش اسعد محمد، بیروت، المکتبة العصریه، ۱۴۱۹ق.
(۷) تفسیر ابوحمزه (تفسیر القرآن الکریم)، ابوحمزه ثمالی (م. ۱۴۸ق.) ، گردآوری عبدالرزاق حرزالدین، به کوشش معرفت، قم، الهادی، ۱۴۲۰ق.
(۸) تفسیر بغوی (معالم التنزیل)، البغوی (م. ۵۱۰ق.) ، به کوشش عبدالرزاق، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
(۹) تفسیر ثعالبی (الجواهر الحسان)، الثعالبی (م. ۸۷۵ق.) ، به کوشش عبدالفتاح و دیگران، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۸ق.
(۱۰) تفسیر فرات الکوفی، الفرات الکوفی (م. ۳۰۷ق.) ، به کوشش محمد کاظم، تهران، وزارت ارشاد، ۱۳۷۴ش.
(۱۱) حجاز در صدر اسلام، صالح احمد العلی، ترجمه، آیتی، مشعر، ۱۳۷۵ش.
(۱۲) دائرة المعارف جودائیکا. زاد المسیر، ابن جوزی (م. ۵۹۷ق.) ، به کوشش عبدالرزاق، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۲۲ق.
(۱۳) سبل الهدی، محمد بن یوسف الصالحی (م. ۹۴۲ق.) ، به کوشش عادل احمد و علی محمد، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۴ق.
(۱۴) السنن الکبری، البیهقی (م. ۴۵۸ق.) ، بیروت، دار الفکر.
(۱۵) السیرة النبویه، ابن هشام (م. ۲۱۳/۲۱۸ق.) ، به کوشش السقاء و دیگران، بیروت، دار المعرفه.
(۱۶) صحیح البخاری، البخاری (م. ۲۵۶ق.) ، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۱ق.
(۱۷) عمدة القاری، العینی (م. ۸۵۵ق.) ، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
(۱۸) عیون الاثر، ابن سید الناس (م. ۷۳۴ق.) ، بیروت، دار القلم، ۱۴۱۴ق.
(۱۹) کنز العمال، المتقی الهندی (م. ۹۷۵ق.) ، به کوشش السقاء، بیروت، الرساله، ۱۴۱۳ق.
(۲۰) لسان العرب، ابن منظور (م. ۷۱۱ق.) ، قم، ادب الحوزه، ۱۴۰۵ق.
(۲۱) المحرر الوجیز، ابن عطیة الاندلسی (م. ۵۴۶ق.) ، به کوشش عبدالسلام، لبنان، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۳ق.
(۲۲) مسند احمد، احمد بن حنبل (م. ۲۴۱ق.) ، بیروت، دار صادر.
(۲۳) المصنف، عبدالرزاق الصنعانی (م. ۲۱۱ق.) ، به کوشش حبیب الرحمن، المجلس العلمی.
(۲۴) المعالم الاثیره، محمد محمد حسن شراب، بیروت، دار القلم، ۱۴۱۱ق.
(۲۵) النهایه، مبارک ابن اثیر (م. ۶۰۶ق.) ، به کوشش الزاوی و الطناحی، قم، اسماعیلیان، ۱۳۶۷ش.
(۲۶) المفصل، جواد علی، دار الساقی، ۱۴۲۲ق.
(۲۷) وفاء الوفاء، السمهودی (م. ۹۱۱ق.) ، به کوشش محمد عبدالحمید، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۲۰۰۶م.
(۲۸) تفسیر قرطبی (الجامع لاحکام القرآن)، القرطبی (م. ۶۷۱ق.) ، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ق.
(۲۹) جامع البیان، الطبری (م. ۳۱۰ق.) ، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۱۲ق.
(۳۰) مسند ابی عوانه، یعقوب الاسفرائنی (م. ۳۱۶ق.) ، بیروت، دار المعرفه.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. المفصل، جواد علی، ج۱۵، ص۲۸۳.    
۲. لسان العرب، ابن منظور، ج۶، ص۸۰.    
۳. النهایه، مبارک ابن اثیر، ج۲، ص۱۱۳، «درس».
۴. لسان العرب، ابن منظور، ج۶، ص۸۰.    
۵. المصنف، عبدالرزاق الصنعانی، ج۷، ص۳۱۶.
۶. لسان العرب، ابن منظور، ج۶، ص۸۰.    
۷. النهایه، مبارک ابن اثیر، ج۲، ص۱۱۳.
۸. کنز العمال، المتقی الهندی، ج۵، ص۴۴۱.    
۹. صحیح البخاری، البخاری، ج۵، ص۱۷۰.
۱۰. السنن الکبری، البیهقی، ج۸، ص۴۲۹.    
۱۱. عمدة القاری، العینی، ج۸، ص۱۳۳.
۱۲. لسان العرب، ابن منظور، ج۶، ص۸۰.    
۱۳. النهایه، مبارک ابن اثیر، ج۲، ص۱۱۳.
۱۴. عمدة القاری، العینی، ج۲۴، ص۱۰۱.
۱۵. عمدة القاری، العینی، ج۱۵، ص۸۹-۹۰.
۱۶. المفصل، جواد علی، ج۱۲، ص۱۲۶.    
۱۷. المفصل، جواد علی، ج۱۵، ص۲۹۱.    
۱۸. مقاله BET HA-MIDRASH از دائرة المعارف جودائیکا و مقاله bet (ha) -medrash از EI.
۱۹. المفصل، جواد علی، ج۱۵، ص۲۸۳.    
۲۰. المعالم الاثیره، محمد محمد حسن شراب، ص۱۷.    
۲۱. تاریخ جامع ادیان، جان ناس، ص۳۶۸.
۲۲. مقاله BET HA-MIDRASH از دائرة المعارف جودائیکا.
۲۳. تاریخ جامع ادیان، جان ناس، ص۳۶۹.
۲۴. مقاله BET HA-MIDRASH از دائرة المعارف جودائیکا.
۲۵. النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۵۵۱، ۵۶۴.    
۲۶. تاریخ المدینة المنوره، ابن شبه، ج۱، ص۱۷۳.    
۲۷. وفاء الوفاء، السمهودی، ج۳، ص۳۵.    
۲۸. عیون الاثر، ابن سید الناس، ج۱، ص۲۴۰.    
۲۹. السیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۵۵۲-۵۵۳.    
۳۰. عیون الاثر، ابن سید الناس، ج۱، ص۲۴۶.    
۳۱. جامع البیان، الطبری، ج۳، ص۱۴۶.
۳۲. تفسیر ابن ابی حاتم، ابن ابی حاتم، ج۲، ص۶۲۲.    
۳۳. تفسیر بغوی، البغوی، ج۱، ص۴۲۴.    
۳۴. صحیح البخاری، البخاری، ج۸، ص۵۷.
۳۵. مسند ابی عوانه، یعقوب الاسفرائنی، ج۴، ص۲۵۹.
۳۶. مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۲، ص۴۵۱.
۳۷. آل عمران/سوره۳، آیه۲۳.    
۳۸. اسباب النزول، الواحدی، ص۱۰۲.    
۳۹. تفسیر قرطبی، قرطبی، ج۴، ص۵۰.    
۴۰. السیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۵۶۴-۵۶۵.    
۴۱. عیون الاثر، ابن سید الناس، ج۱، ص۲۴۹.    
۴۲. سبل الهدی، محمد بن یوسف الصالحی، ج۳، ص۴۰۶-۴۰۷.
۴۳. حجاز در صدر اسلام، صالح احمد العلی، ص۳۹۳.
۴۴. المعالم الاثیره، محمد محمد حسن شراب، ص۲۲۷-۲۲۸.    
۴۵. تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج۳، ص۴۱۸.    
۴۶. السیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۵۵۸-۵۵۹.    
۴۷. عیون الاثر، ابن سید الناس، ج۱، ص۲۴۷-۲۴۸.    
۴۸. السیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۵۵۹.    
۴۹. عیون الاثر، ابن سید الناس، ج۱، ص۲۴۷-۲۴۸.    
۵۰. تفسیر فرات الکوفی، الفرات الکوفی، ص۸۷-۸۸.
۵۱. تفسیر ابوحمزه، ابوحمزه ثمالی، ص۱۳۳-۱۳۴.    
۵۲. الاغانی، ابوالفرج الاصفهانی، ج۱۲، ص۲۶۷.    
۵۳. المحرر الوجیز، ابن عطیة الاندلسی، ج۱، ص۱۶۹.
۵۴. تفسیر ثعالبی، الثعالبی، ج۱، ص۳۰۱-۳۰۲.


منبع

[ویرایش]

حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، برگرفته از مقاله«بیت المدراس».    



جعبه ابزار