بوی خوش

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



از کارهای ممنوع در حال احرام ، هر گونه بهره بردن از بوی خوش، خواه بوییدن عطرها و خواه آغشتن لباس و بدن به مواد خوشبو کننده و خواه دیگر کاربردها مانند خوردن، لمس کردن و مالیدن آن‌ها است.

فهرست مندرجات

۱ - در ابواب مختلف فقهی
۲ - حرمت کاربرد بوی خوش
       ۲.۱ - کاربرد بوی خوش پیش از احرام
۳ - گستره حرمت طیب
       ۳.۱ - مصداق‌های «طیب» حرام
              ۳.۱.۱ - میت محرم
       ۳.۲ - مواد معطر
۴ - برخی مصداق‌های مهم «طیب»
       ۴.۱ - گیاهان خوشبو
       ۴.۲ - خوراکی‌های خوشبو
۵ - ƒانواع کاربردهای حرام طیب
۶ - ƒموارد اختلافی کاربردهای حرام طیب
       ۶.۱ - استشمام عمدی بوی خوش
       ۶.۲ - تماس با ماده خوشبو
       ۶.۳ - استفاده از فرش یا فراش معطر
       ۶.۴ - نشستن نزد عطرفروش یا شخص خوشبو
       ۶.۵ - حمل کردن عطر در ظرف
       ۶.۶ - استنشاق و حقنه ماده معطر
       ۶.۷ - کاربرد شوینده‌های خوشبو
       ۶.۸ - کاربرد لباس رنگ شده با ماده خوشبو
۷ - موارد استثنا مصداق‌های بوی خوش
       ۷.۱ - خلوق کعبه
       ۷.۲ - عطر بازار عطرفروشان میان صفا و مروه
       ۷.۳ - نیاز و اضطرار
       ۷.۴ - استهلاک ماده خوشبوکننده
۸ - کفاره بوی خوش
       ۸.۱ - استفاده عمدی از طیب
       ۸.۲ - میزان کفاره در فقه امامی
       ۸.۳ - استفاده اشتباهی از طیب
۹ - ƒسایر احکام
       ۹.۱ - تحلل از طیب
       ۹.۲ - وجوب زایل کردن عطر از بدن و لباس
       ۹.۳ - وجوب گرفتن بینی از بوی خوش
       ۹.۴ - حرمت گرفتن بینی از بوی بد
۱۰ - فهرست منابع
۱۱ - پانویس
۱۲ - منبع

در ابواب مختلف فقهی

[ویرایش]

این موضوع در مبحث حج منابع فقهی با عنوان «طیب» که در لغت به معنای عطر و هر چیز خوشبو است، در باب محرمات احرام یاد گشته و در آن به حکم فقهی گونه‌های انتفاع احرام گزار از بوی خوش پرداخته شده است. در احادیث امامان علیه‌السّلام کاربرد عطر و بوی خوش از اخلاق پیامبران شمرده شده است. نیز بر پایه منابع تاریخی و حدیثی، اهتمام و التزام به کاربرد بوی خوش و استفاده از عطر در سیره پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم و امامان علیه‌السّلام به چشم می‌خورد
[۸] صحیح البخاری، ج۷، ص۵۹-۶۱.
و در احادیث هم بدان سفارش شده و بویژه در مواردی مستحب مؤکد به شمار رفته است؛ از جمله کاربرد عطر در روز جمعه و برای حضور در نماز جمعه و نمازهای عید فطر و عید قربان
[۲۴] مواهب الجلیل، ج۲، ص۵۷۵.
و نیز هنگام زیارت مرقد مطهر پیامبر و امامان.
[۲۷] الفقه علی المذاهب الاربعه، ج۱، ص۹۴۷-۹۵۹.
با این همه، بر پایه برخی علل و حکمت‌ها، در مواردی ویژه، فقیهان این کار را ممنوع یا مکروه شمرده‌اند که در این جا می‌توان به این احکام اشاره کرد: کراهت استشمام گل خوشبو هنگام روزه ،
[۲۸] مواهب الجلیل، ج۳، ص۳۴۹.
[۲۹] مغنی المحتاج، ج۱، ص۴۳۵.
حرمت به کارگیری بوی خوش برای زنی که در عده وفات به سر می‌برد،
[۳۲] المدونة الکبری، ج۲، ص۴۳۱.
و حرمتیا کراهت کاربرد بوی خوش هنگام اعتکاف . حکمت این ممنوعیت را برای احرام گزار، دوری او از آسایش طلبی، لذت جویی و پیرایه‌های دنیوی و روی آوردن و اهتمام به مقاصد اخروی یاد کرده‌اند.
[۳۷] صحیح مسلم، ج۸، ص۷۴.
[۳۹] صحیح مسلم، ج۸، ص۱۲.

ƒ

حرمت کاربرد بوی خوش

[ویرایش]

مهم‌ترین حکم فقهی درباره «طیب» در باب محرمات احرام، حرمت کاربرد بوی خوش است که بر حسب گونه ماده خوشبوکننده، انواع گوناگون دارد. در منابع فقهی ذیل این موضوع، هم به حکم کاربرد بوی خوش پیش از احرام و هم به گستره حکم حرمت در حال احرام پرداخته شده است. گستره حکم از یک سو به انواع و مصداق‌های حرام «طیب» و از سوی دیگر به گونه‌های ممنوع کاربرد بوی خوش بازمی گردد.
‚

← کاربرد بوی خوش پیش از احرام


به باور فقیهان امامی، در صورتی که بوی عطر در بدن یا لباس تا هنگام احرام زوال یابد یا قابل رفع باشد، کاربرد آن پیش از احرام مباح و در غیر این صورت، حرام است.
[۴۴] المعتمد، ج۴، ص۱۹۲.
به باور آنان، افزون بر دلیل‌های خاص این حرمت، ادله حرمت استعمال بوی خوش برای محرم هم شامل کاربرد آغازین عطر می‌شود و هم ادامه دادن آن در حال احرام. همچنین به باور امامیان، آغشتن بدن به روغن خوشبو پیش از احرام در صورتی که بوی آن تا هنگام احرام باقی بماند، به پشتوانه احادیث حرام است. البته به تصریح برخی فقها، این ممنوعیت را باید منوط بدان دانست که وقت محرم شدن تنگ و بوی خوش غیر قابل رفع باشد. اما در صورتی که زمان احرام موسع باشد، چنین حرمتی وجود ندارد. نهایت آن که هنگام احرام باید ماده خوشبو را برطرف ساخت. از این رو، برخی فقها بدین استدلال که در غیر حال احرام خودداری از مواد خوشبو لازم نیست، این حرمت را نمی‌پذیرند و به پشتوانه احادیث یاد شده، به کراهت باور دارند. البته به باور آن‌ها، ازاله بوی خوش در هنگام احرام واجب است.
به باور مشهور فقیهان اهل سنت ،
[۵۸] المغنی، ج۳، ص۲۲۶-۲۲۸.
خوشبو ساختن بدن پیش از احرام برای کسی که قصد احرام دارد، مستحب و خوشبو ساختن لباس پیش از احرام جایز است؛ خواه آثار عطر و حتی عین آن تا هنگام احرام باقی بماند و خواه نماند. شافعی کاربرد زعفران را به پشتوانه حدیثی، برای مردان حرام شمرده است. دلیل نظر مشهور، گزارش‌هایی است منقول از عایشه
[۶۳] مسند احمد، ج۶، ص۱۸۶.
[۶۴] صحیح البخاری، ج۲، ص۱۴۵.
که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم در حجة الوداع هنگام احرام مواد خوشبوکننده به کار برد. در برابر، برخی فقیهان اهل سنت، از جمله مالک بن انس و برخی مالکیان
[۶۸] بدایة المجتهد، ج۱، ص۲۶۳-۲۶۴.
[۶۹] مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۳۱-۲۳۲.
و نیز محمد بن حسن شیبانی از حنفیان این کار را مکروه شمرده‌اند. حتی به مالک اعتقاد به حرمت نیز نسبت داده شده است.
[۷۱] تنویر الحوالک، ص۳۱۲.
[۷۲] مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۳۱-۲۳۲.
پشتوانه اصلی باور به کراهت یا حرمت، حدیث یعلی بن امیه
[۷۴] مسند احمد، ج۴، ص۲۲۴.
[۷۵] صحیح مسلم، ج۴، ص۴-۵.
است که بر پایه آن، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم به شخصی که بدن و لباسش آغشته به عطر بود، دستور فرمود که هنگام احرام، بدن خود را بشوید و لباس خود را درآورد. پیروان نظر مشهور در دلالت این حدیث مناقشه کرده و گفته‌اند که صدور این حدیث در سال هشتم قمری بوده و گزارش‌های یاد شده از سیره نبوی به سال دهم قمری بازمی گردد و حکم اول نسخ شده است.
[۷۶] المغنی، ج۳، ص۲۲۷-۲۲۸.
مخالفان به پشتوانه برخی روایت‌های متعارض با گزارش عایشه، گفته‌اند که پیامبر هنگام احرام آثار عطر را از بدن خود زدود؛ همچنان که از روایتی دیگر این نکته استنباط شده است. برخی از آنان نیز مفاد این گزارش را بر فرضی حمل کرده‌اند که آثار عطر تا هنگام احرام باقی نمانده باشد و یا آن را حکمی ویژه او دانسته‌اند.
در فقه اهل سنت، در این زمینه سخنانی دیگر نیز یاد شده است،
[۸۳] مغنی المحتاج، ج۱، ص۴۷۹.
از جمله: مستحب نبودن کاربرد طیب پیش از احرام برای زنان، حرمت این کار برای زنان یا مردان و زنان در صورت باقی ماندن عین ماده خوشبوکننده. بسیاری از فقیهان اهل سنت فتوا داده‌اند که اگر احرام گزار لباسی را که پیش از احرام معطر ساخته، در حال احرام درآورد، پوشیدن آن دیگر بار جایز نیست.
[۸۴] المغنی، ج۳، ص۲۲۸.

‚

گستره حرمت طیب

[ویرایش]


← مصداق‌های «طیب» حرام


به باور بیشینه قریب به اتفاق فقیهان امامیو همه فقیهان اهل سنت،
[۸۹] بدایة المجتهد، ج۱، ص۲۶۳.
[۹۰] المغنی، ج۳، ص۲۹۳.
خودداری احرام گزار از هر گونه ماده خوشبوکننده که عرف آن را عطر (طیب) بشمارد، واجب و کاربرد آن با شروطی ویژه حرام است. پشتوانه اهل سنت
[۹۲] المغنی، ج۳، ص۲۹۳.
و امامیان احادیث گوناگون است که از تعابیر آن‌ها عمومیت استفاده می‌شود و همه انواع طیب را در بر می‌گیرد. ممنوعیت یاد شده شامل شخصی که در حال احرام فوت کند و نیز کودک احرام گزار هم می‌گردد.

←← میت محرم


کاربرد مواد خوشبو مانند کافور برای غسل دادن میت محرم، یعنی احرام گزاری که پیش از تحلل درگذشته، نیز به پشتوانه احادیث در فقه امامی، حنبلی و شافعی ممنوع به شمار رفته است. همچنین کسی که مسؤولیت احرام دادن کودکی را بر عهده دارد، به باور برخی فقیهان باید مراقب خودداری کودک محرم از کاربرد بوی خوش باشد.
[۱۰۰] مواهب الجلیل، ج۳، ص۴۲۸.


← مواد معطر


برخی فقیهان امامی، از جمله شیخ طوسی ، در برخی آثار خود، به پشتوانه احادیثی که تنها چند گونه خوشبوکننده را بر محرم ممنوع ساخته‌اند، تنها چهار
[۱۰۳] الجامع للشرائع، ص۱۸۳.
یا پنج یا شش گونه ماده معطر را مشمول این حکم دانسته‌اند که عبارتند از: مشک، عود، عنبر، زعفران، کافور، و اسپرک (ورس). به باور این فقیهان، احادیث یاد شده مخصص احادیث عام است. برخی از اینان خودداری از دیگر مواد خوشبوکننده را برای احرام گزار مستحب و کاربرد آن‌ها را مکروه دانسته‌اند. از پشتوانه‌های این سخن، تعبیر «لاینبغی» در برخی احادیث عام است که مقصود از آن را کراهت شمرده‌اند.
[۱۱۱] ذخیرة المعاد، ج۲، ص۵۹۱.
مهم‌ترین دلیل‌های ضعف دیدگاه غیر مشهور، به باور پیروان دیدگاه مشهور (تعمیم مصداق‌های طیب) عبارتند از: امکان مناقشه در سند و دلالت احادیث دلالت گر بر حصر، وجود مناط حرمت در همه انواع طیب، وجود اختلاف در این روایت‌ها و فراوانی احادیث عام دلالت گر بر حرمت هر گونه طیب. برخی فقیهان پسین پیرو این دیدگاه، التزام به سخن مشهور را سازگار با احتیاط شمرده‌اند.
[۱۱۶] المعتمد، ج۴، ص۱۱۸-۱۲۰.
[۱۱۷] مناسک حج، ص۲۰۶.
پاره‌ای منابع فقهی با وجود پذیرش نظر مشهور، گویا به پشتوانه ادله یاد شده، حرمت کاربرد این چند ماده یاد شده را مؤکد می‌دانند.
بر پایه دیدگاه مشهور، هر چیز که عرفا «طیب» به شمار رود، یعنی هر چیز خوشبو که غرض اصلی یا آشکار از کاربردش بوی خوش آن باشد، مشمول حکم حرمت است.
[۱۲۱] المغنی، ج۳، ص۲۹۳.
[۱۲۲] مغنی المحتاج، ج۱، ص۵۲۰.
با این همه، در فقه اسلامی درباره صدق عنوان «طیب» بر برخی چیزهای خوشبو اختلافات جدی وجود دارد و همه مصداق‌های طیب ممنوع، به باور پیروان مذاهب گوناگون یکسان نیستند. مثلا گیاه حنا را مالک و شافعی و احمد حنبل و امامیان، بر خلاف ابوحنیفه، طیب نمی‌دانند و روغن بنفشه را حنبلیان، مالکیان و حنفیان
[۱۳۲] المدونة الکبری، ج۱، ص۴۵۶.
[۱۳۴] المغنی، ج۳، ص۳۰۰.
بر خلاف شافعیان و برخی امامیان
[۱۳۷] المعتمد، ج۴، ص۱۹۲.
طیب به شمار آورده‌اند. همچنین کاجیره (عصفر) به باور احمد حنبل و شافعیان و امامیان طیب نیست؛ ولی به باور مالک و محمد بن حسن شیبانی ، از حنفیان، طیب است. بیشتر این مصداق‌های مناقشه برانگیز را می‌توان در دو گروه اصلی جای داد: گیاهان خوشبو و خوراکی‌های خوشبو.
ƒ

برخی مصداق‌های مهم «طیب»

[ویرایش]

‚

← گیاهان خوشبو


برخی منابع فقهی امامی و اهل سنت
[۱۴۳] المغنی، ج۳، ص۲۹۳-۲۹۴.
گیاهان خوشبو را سه گونه دانسته‌اند:
۱. گیاهانی که به سبب معطر بودن کاشته نمی‌شوند و از آن‌ها عطر گرفته نمی‌شود، مانند گیاهان صحرایی از جمله اذخر و شب بو و درمنه و گل‌های میوه‌ها.
۲. گیاهانی که به سبب خوشبو بودن تکثیر می‌شوند و از آن‌ها عطر هم به دست می‌آید؛ مانند گل سرخ ، بنفشه، یاسمن و نیلوفر.
۳. گیاهانی که به سبب معطر بودن کاشته می‌شوند، ولی از آن‌ها عطر به دست نمی‌آید؛ مانند گل نرگس ، ریحان و مرزنجوش . بیشینه قریب به اتفاق فقیهان امامی و اهل سنت
[۱۴۷] المغنی، ج۳، ص۲۹۳-۲۹۴.
کاربرد گونه اول از گیاهان خوشبو را بر احرام گزار حرام نمی‌دانند؛ چنان که در حدیثی از امام صادق علیه‌السّلام کاربرد گیاهان صحرایی یاد شده تجویز گشته است. ولی درباره دو گونه دیگر اختلاف نظر وجود دارد: برخی
[۱۵۰] المغنی، ج۳، ص۲۹۴.
کاربرد گونه دوم و برخی
[۱۵۳] المغنی، ج۳، ص۲۹۴.
از جمله شافعی، استعمال گونه سوم آن‌ها را ممنوع شمرده‌اند، به ویژه گونه دوم که مصداق‌های آن به تصریح برخی فقیهان «طیب» به شمار می‌روند. شماری از فقیهان هم در دو گونه اخیر یا یکی از آن‌ها قائل به جواز یا کراهت شده‌اند.
[۱۵۷] المغنی، ج۳، ص۲۹۴.

بسیاری از فقیهان امامی و اهل سنت کوشیده‌اند برای استفاده احرام گزار از گل‌ها با عنوان عام «ریاحین» حکمی فراگیر بیان کنند. برخی فقها
[۱۵۹] المدونة الکبری، ج۱، ص۴۵۶.
از جمله مالکیان و بیشتر امامیان، همه ریاحین را مکروه شمرده‌اند و برخی از جمله شافعیان و شماری از امامیان آن را حرام دانسته‌اند. در فقه حنفی، هر دو قول کراهت و حرمت گزارش شده است. پشتوانه برخی قائلان به حرمت، احادیثی است که فقیهان دیگر آن‌ها را اصالتا یا در مقام جمع میان روایات، بر کراهت حمل کرده‌اند. احادیث یاد شده از پشتوانه‌های حرمت کاربرد گیاهان گونه دوم در تقسیم سه گانه پیشین است.

← خوراکی‌های خوشبو


به تصریح فقیهان امامی و اهل سنت
[۱۷۵] المغنی، ج۳، ص۲۹۳-۲۹۴.
[۱۷۷] مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۲۳.
میوه‌های خوشبو مانند سیب و نیز عصاره آن‌ها در شمار گونه اول نباتات در تقسیم پیشین قرار می‌گیرد و خوردن آن‌ها از آن رو که «طیب» به شمار نمی‌روند، برای احرام گزار جایز است. در حدیثی از امام صادق علیه‌السّلام جواز خوردن میوه‌ها چنین تعلیل شده که آن‌ها «طعام» هستند، نه «طیب». البته شیخ طوسی خودداری از آن‌ها را اولی شمرده است. بوییدن میوه‌های خوشبو را نیز بیشتر فقیهان جایز دانسته‌اند ولی این کار در برخی احادیث شیعی ممنوع به شمار رفته و بسیاری از امامیان به پشتوانه همین دلیل، به حرمت بوییدن آن‌ها باور دارند.
[۱۸۶] مناسک حج، ص۲۰۷.
برخی از آن‌ها به پشتوانه ادله دیگر، از تلازم میان خوردن و استشمام، به جواز آن معتقدند.
[۱۸۸] المعتمد، ج۴، ص۱۲۱-۱۲۲.

به باور فقیهان امامی و اهل سنت،
[۱۹۳] روضة الطالبین، ج۶، ص۳۸۴.
[۱۹۵] کشاف القناع، ج۲، ص۴۹۹.
به پشتوانه ادله عام و نیز احادیث خاص، از جمله تعبیر «او طعاما فیه طیب»، خوردن غذایی که شامل مواد معطر مانند زعفران باشد، بر محرمان حرام است. البته حرمت خوراک یاد شده منوط بدان است که ماده معطر در غذا مستهلک نشده باشد. مالکیان و برخی حنفیان در صورتی که خوراک آغشته به طیب، مطبوخ و پخته باشد، به سبب استحاله طیب در غذا، خوردن آن را جایز دانسته‌اند.
[۱۹۸] الموطا، ج۱، ص۳۳۰.
[۲۰۰] مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۳۱.


ƒانواع کاربردهای حرام طیب

[ویرایش]

بر پایه مذاهب گوناگون فقهی، در هر یک از مصداق‌های طیب، یک یا چند کاربرد آن بر احرام گزاران ممنوع است. به گفته شماری از فقیهان امامی، در احادیث مربوطه تنها بر سه گونه کاربرد یعنی بوییدن، تناول کردن و مالیدن عطر تاکید شده است. با این همه، به تصریح برخی امامیان،
[۲۰۴] المعتمد، ج۴، ص۱۲۰.
می‌توان به پشتوانه اجماع و ادله دیگر «استعمال طیب» را شامل همه گونه‌های کاربرد بوی خوش دانست. آرای مذاهب گوناگون درباره شمول حکم حرمت بر برخی از انواع کاربرد طیب مختلف است. اما می‌توان مهم‌ترین انواع کاربرد بوی خوش را که در بیشتر مذاهب برای احرام گزاران ممنوع به شمار رفته، چنین برشمرد: آغشتن بدن و لباس به مواد خوشبوکننده (عطر زدن به بدن و لباس)،
[۲۰۶] المغنی، ج۳، ص۲۹۳-۲۹۴.
خوردن و آشامیدن طیب،
[۲۱۰] المغنی، ج۳، ص۲۹۹.
مالیدن روغن خوشبو به بدن،
[۲۱۳] المغنی، ج۳، ص۳۰۰.
سرمه کشیدن با مواد معطر،
[۲۲۱] حاشیة الدسوقی، ج۲، ص۶۱.
پوشیدن لباس معطر
[۲۲۲] المغنی، ج۳، ص۲۹۵.
[۲۲۳] مغنی المحتاج، ج۱، ص۴۸۰.
و انتفاع از عطر به شکل بخور.
[۲۲۷] کشاف القناع، ج۲، ص۴۹۹.
پشتوانه این سخنان، احادیث عام دلالت گر بر حرمت کاربرد بوی خوش در حال احرام و نیز احادیث خاص دلالت گر بر کاربردهای یاد شده است.
[۲۳۰] کشاف القناع، ج۲، ص۴۹۹.
همچنین احادیث دلالت گر بر حرمت کاربرد بوی خوش برای غسل میت محرم و نیز احادیث دلالت گر بر حرمت کاربرد روغن خوشبو پیش از احرام را به طریق اولی دال بر حکم حرمت در موارد یاد شده دانسته‌اند.
[۲۳۱] المغنی، ج۳، ص۲۹۳.
البته درباره برخی انواع یاد شده سخنان نادری جز حرمت، مانند کراهت و جواز، در منابع فقهی یاد شده است؛ از جمله: کراهت کاربرد روغن خوشبو و کراهت کاربرد سرمه خوشبو.
از سوی دیگر، به تصریح فقیهان امامی و اهل سنت
[۲۴۲] المغنی، ج۳، ص۳۰۲.
همه کارهای مربوط به مواد خوشبوکننده بر احرام گزار حرام نیست؛ بلکه کارهایی که بهره بردن از بوی خوش (به تعبیر فقها: «استعمال طیب» و «انتفاع طیب») به شمار نمی‌روند، جایز است؛ همچون: دیدن و خرید و فروش عطر و عبور کردن از محل فروش عطر. به گفته علامه حلی ، «استعمال طیب» عبارت است از بوییدن عطر، مالیدن آن به بدن و لباس و چسباندن ماده معطر به آن دو به قصد خوشبو شدن. به باور او، درباره هر چیز که بیشترین کاربرد آن، خوشبو کردن باشد، دیگر کاربردها مانند خوردن و کاربرد دارو در حال احرام ممنوع است؛ ولی کاربرد چیزهایی که بیشتر استعمالی چون خوردن یا معالجه دارند، بر احرام گزار جایز است.

ƒموارد اختلافی کاربردهای حرام طیب

[ویرایش]

درباره حکم فقهی برخی کاربردهای بوی خوش در حال احرام، میان مذاهب اسلامی و حتی گاه میان فقیهان یک مذهب فقهی، اختلاف نظر وجود دارد یا در منابع فقهی آرای تفصیلی یاد شده است؛ یعنی حرمت کاربرد طیب منوط به تحقق قیود و شروطی گشته است. برخی از این قبیل کاربردهای بوی خوش عبارتند از:
‚

← استشمام عمدی بوی خوش


بوییدن عطر از روی عمد بر پایه فقه امامی و حنبلی
[۲۴۹] المغنی، ج۳، ص۳۰۱-۳۰۲.
بر احرام گزار حرام است. شافعیان در برخی مصداق‌های طیب مانند گل‌ها و مالکیان
[۲۵۱] مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۲۳.
[۲۵۲] مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۲۸.
در عطرهای دارای اثر ماندگار (به تعبیر آنان: «طیب مؤنث») به حرمت استشمام باور دارند. ولی مالکیان
[۲۵۳] مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۲۳.
[۲۵۴] مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۲۸.
در دیگر عطرها («طیب مذکر») و حنفیان به طور کلی بوییدن را مکروه شمرده‌اند. به دیدگاه مشهور فقهی، بوییدن گلاب مانند بوییدن گل خوشبو بر محرم ممنوع است؛
[۲۵۷] المغنی، ج۳، ص۳۰۰.
[۲۵۹] کشاف القناع، ج۲، ص۴۹۹.
ولی برخی شافعیان استشمام گلاب را بدین استناد که این استفاده کاربرد غالب آن نیست، حرام ندانسته‌اند.
‚

← تماس با ماده خوشبو


به باور شماری از فقیهان امامی و اهل سنت،
[۲۶۵] المغنی، ج۳، ص۲۹۴-۲۹۵.
مالیدن دست یا هر نقطه بدن یا لباس به ماده خوشبوکننده، حرام و موجب کفاره است، بدین شرط که آن ماده مرطوب باشد یا خشک ولی به صورت پودر باشد و یا عین ماده به بدن یا لباس بچسبد و آن را خوشبو کند؛ و گر نه حرام نیست.
‚

← استفاده از فرش یا فراش معطر


بر پایه دیدگاه شماری از فقیهان، کاربرد فرش یا فراش معطر برای نشستن یا خوابیدن اصولا بر محرم حرام است.
[۲۶۹] ذخیرة المعاد، ج۱، ص۵۹۲.
ولی اگر بر فرش عطرآلود پارچه‌ای قرار گیرد که مانع خوشبو شدن لباس احرام گزار و تماس با ماده معطر باشد، نشستن یا خوابیدن بر آن بر فرد محرم جایز است.
‚

← نشستن نزد عطرفروش یا شخص خوشبو


به باور فقیهان امامی و اهل سنت،
[۲۷۶] المغنی، ج۳، ص۳۰۲.
نشستن احرام گزار نزد عطرفروش و نیز کسی که به خود عطر زده، جایز است و به باور برخی از آن‌ها مکروه به شمار می‌رود. برخی فقها جواز این کار را منوط به آن دانسته‌اند که بوی عطر جذب بدن یا لباس احرام گزار نشود. شماری از فقیهان امامی و اهل سنت در صورتی که قصد او از این کار استشمام بوی خوش باشد، چنین کارهایی را مکروه یا حرام شمرده‌اند.
[۲۸۲] المغنی، ج۳، ص۳۰۱-۳۰۲.
نشستن در محلی که بخور عطر در آن جا وجود دارد، نیز بر پایه فقه شافعی مکروه است.
‚

← حمل کردن عطر در ظرف


جابه جا کردن عطر در ظرف دربسته به باور فقیهان حرام نیست؛
[۲۸۷] مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۳۰-۲۳۱.
ولی در صورتی که آن ظرف دربسته نباشد یا جابه جا کردن به قصد استشمام صورت گیرد، شماری از فقیهان به حرمت این کار باور دارند.
[۲۸۸] المغنی، ج۳، ص۳۰۱.

‚

← استنشاق و حقنه ماده معطر


استنشاق ماده خوشبو از راه بینی (سعوط) به باور بسیاری از فقها بر محرم ممنوع است؛ هر چند به باور بعضی، حرام و موجب کفاره نیست.
[۲۹۵] روضة الطالبین، ج۲، ص۴۰۷.
شماری از فقیهان، حقنه کردن ماده خوشبو را نیز بر احرام گزار حرام شمرده‌اند.
[۲۹۹] کشاف القناع، ج۲، ص۴۹۹.

‚

← کاربرد شوینده‌های خوشبو


بر پایه منابع فقهی، شستن بدن با موادی چون سدر ، خطمی و اشنان (گیاهی که پیشتر برای شست وشو به کار می‌رفته) در صورتی که آمیخته با خوشبوکننده نباشد، بر احرام گزار حرام نیست.
[۳۰۰] المدونة الکبری، ج۱، ص۳۸۹.
البته بسیاری از فقیهان کاربرد این شوینده‌ها را مکروه و اندکی از فقیهان برخی از آن‌ها را ممنوع شمرده‌اند.
[۳۰۳] المدونة الکبری، ج۱، ص۳۶۳.
[۳۰۵] المغنی، ج۳، ص۲۷۰-۲۷۱.
همچنین کاربرد شوینده‌های جدید مانند شامپو و صابون و خمیر دندان در منابع فقهی اهل سنت تجویز شده
[۳۰۶] حاشیة رد المحتار، ج۲، ص۵۳۸.
و بیشتر فقیهان امامی معاصر از باب احتیاط خودداری از آن‌ها به ویژه شوینده‌های معطر را لازم شمرده‌اند.
[۳۱۰] مناسک حج، ص۲۰۸.

‚

← کاربرد لباس رنگ شده با ماده خوشبو


به باور فقیهان
[۳۱۴] مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۱۴.
استفاده کردن احرام گزار از لباسی که با مواد معطر (طیب) مانند زعفران و گل‌های خوشبو رنگ آمیزی شده، ممنوع است؛ مگر آن که بوی خوش رنگ از میان رفته باشد. ولی اگر لباس با موادی رنگ شده باشد که عرفا مصداق «طیب» نیستند، کاربرد آن جایز است. مثلا پوشیدن لباسی که با عصفر (گیاهی سرخ رنگ) رنگ شده، به باور امامیان، شافعیان و حنبلیان
[۳۱۷] المغنی، ج۳، ص۲۹۶.
که آن را طیب نمی‌دانند، جایز و به باور حنفیان و مالکیان
[۳۲۰] مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۱۵.
که آن را مصداق طیب می‌شمرند، حرام یا مکروه است. البته مالکیان میان لباس رنگ شده «مفدم» که از رنگ خوشبو اشباع شده و «مورد» که از رنگ اشباع نشده، تفاوت‌هایی را برشمرده‌اند.
[۳۲۱] مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۱۴-۲۱۵.

ƒ

موارد استثنا مصداق‌های بوی خوش

[ویرایش]

فقیهان، به ویژه فقهای امامی، برخی مصداق‌های بوی خوش یا کاربردهای آن را از شمول حکم حرمت مستثنا دانسته‌اند. این موارد عبارتند از:

← خلوق کعبه


به باور فقیهان امامی و شماری از فقیهان اهل سنت
[۳۲۵] المدونة الکبری، ج۱، ص۴۵۷.
[۳۲۶] مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۳۳.
از جمله مالکیان، خلوق کعبه (عطر ویژه پوشش کعبه) به پشتوانه احادیث
[۳۲۷] المصنف، ج۴، ص۲۸۸.
از حکم حرمت استشمام بر احرام گزار استثنا گشته و بهره بردن از آن موجب کفاره قلمداد نشده است. البته اگر بدن یا لباس احرام گزار به مقداری فراوان از خلوق کعبه آغشته شود، مالکیان رفع آن را واجب دانسته‌اند.
[۳۳۰] مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۳۳.
[۳۳۱] حاشیة الدسوقی، ج۲، ص۶۳.
مقصود از خلوق، عطری ویژه مرکب از موادی چون زعفران است که کعبه با آن خوشبو می‌شده است.
[۳۳۴] حاشیة الدسوقی، ج۲، ص۶۲.
اندکی از فقیهان این استثنا را افزون بر این عطر خاص، شامل هر عطری شمرده‌اند که کعبه بدان آغشته می‌شود.
‚

← عطر بازار عطرفروشان میان صفا و مروه


به باور فقیهان امامی،
[۳۳۹] المعتمد، ج۴، ص۱۲۴-۱۲۵.
به پشتوانه حدیثی،
[۳۴۰] الکافی، ج۴، ص۳۵۴.
عبور هنگام سعی از بازار عطرفروشان که پیشتر در محوطه میان صفا و مروه قرار داشته و استشمام بوی عطر موجود در فضای آن جا بر احرام گزار حرام نیست. شماری از فقیهان امامی
[۳۴۲] کتاب الحج، ج۲، ص۹۴.
و اهل سنت
[۳۴۴] مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۲۰.
به طور کلی عبور از هر بازار عطرفروشی و استشمام بوی آن را در حال احرام جایز و شماری از اهل سنت
[۳۴۵] المدونة الکبری، ج۱، ص۴۵۶.
از جمله مالک، آن را مکروه شمرده‌اند.
‚

← نیاز و اضطرار


همه فقیهان امامی و اهل سنت
[۳۵۲] حاشیة الدسوقی، ج۲، ص۶۱.
در صورت اضطرار و حتی نیاز، کاربرد بوی خوش را برای احرام گزار روا شمرده‌اند. پشتوانه آنان، احادیث گوناگون ناظر بر جایز بودن کارهایی چون خوردن، سرمه کشیدن، استنشاق کردن و مالیدن مواد خوشبو مانند روغن به بدن برای مداوا یا نیازهای ضروری دیگر است. گاهی هم فقیهان از باب جمع میان روایات، مفاد احادیث تجویز کننده عام را بر صورت اضطرار حمل کرده‌اند.
‚

← استهلاک ماده خوشبوکننده


به تصریح فقها
[۳۵۷] مغنی المحتاج، ج۱، ص۵۲۰.
و به پشتوانه احادیث، اگر ماده معطر مانند زعفران به گونه‌ای با ماده‌ای دیگر مخلوط و در آن مستهلک شود که از نظر عرف، مصداق «طیب» نباشد، کاربرد آن مانند خوردن بر احرام گزار حرام نیست؛ به ویژه اگر همه ویژگی‌های آن ماده یعنی بو و رنگ و طعم آن از میان رفته باشد. البته اگر تنها بوی ماده خوشبو باقی مانده باشد، بیشتر فقیهان به حرمت آن باور دارند.
[۳۵۹] المغنی، ج۳، ص۲۹۹-۳۰۰.
به دیدگاه شماری از فقیهان، در صورتی که تنها بوی ماده معطر از میان رفته و دو وصف دیگر باقی مانده باشد، نیز کاربرد آن جایز است. ولی برخی امامیان، حنبلیان و شافعیان در فرضی که طعم یا رنگ باقی مانده باشد، استفاده از آن را ممنوع دانسته‌اند.
[۳۶۵] المغنی، ج۳، ص۳۰۰.
در صورتی که عین ماده خوشبو باقی مانده، ولی بوی آن از میان رفته باشد، مالکیان به ممنوعیت کاربرد آن باور دارند.
[۳۶۹] مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۲۸-۲۲۹.
همچنین در صورتی که بوی ماده خوشبوکننده بر اثر مرور زمان از میان رفته باشد، کاربرد آن به باور بیشتر فقیهان جایز است.
[۳۷۱] المغنی، ج۳، ص۲۹۵.
ولی مالک در این فرض و نیز در حالی که بر اثر شسته شدن لباس رنگ آمیزی شده، عین ماده خوشبو یا رنگ آن باقی مانده و بوی آن از میان رفته باشد، کاربرد آن را مکروه شمرده است.
[۳۷۳] مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۱۴.

ƒ

کفاره بوی خوش

[ویرایش]


← استفاده عمدی از طیب


کاربرد عمدی بوی خوش در حال احرام، از نگاه فقیهان امامی و اهل سنت
[۳۸۰] مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۲۸.
موجب کفاره است. در بیشتر منابع پیشین امامی، تنها برخی کاربردهای طیب مشمول کفاره قلمداد شده‌اند؛ همچنان که بر پایه احادیث، تنها یک یا دو گونه از این کاربردها از جمله روغن مالیدن و تناول کردن کفاره دارند.
[۳۸۳] المعتمد، ج۴، ص۱۲۵-۱۲۸.
با این همه، فقیهان امامی بیشتر به پشتوانه اجماع ، همه مصداق‌های ممنوع طیب و نیز همه روش‌های کاربرد بوی خوش از جمله استفاده آن به صورت عطر، خوراک، بخور، سرمه، رنگ، استنشاق و روغن (پماد) و نیز لمس کردن را مشمول کفاره دانسته‌اند. فقیهان اهل سنت نیز تقریبا همین باور را دارند.
[۳۸۸] الفقه الاسلامی، ج۳، ص۲۳۵-۲۳۸.
اندکی از فقیهان امامی برآنند که کفاره طیب تنها در چند مصداق ویژه طیب که در احادیث یاد شده، مطابق با نظر غیر مشهور واجب است. کاربرد عمدی طیب به دست شخص فاقد حس بویایی (اخشم) موجب کفاره است. از آن جا که حرمت کاربرد بوی خوش، حکمی پیوسته و شامل همه لحظات احرام است، در صورتی که احرام گزار پس از کاربرد آن به سبب فراموشی یا اجبار یا اکراه در زمان مناسب به رفع آن اقدام نکند، کفاره بر او واجب می‌شود. همچنین در صورتی که خود به خود ماده‌ای خوشبو به بدن و لباس او بچسبد و او در زایل کردن آن در زمان مناسب اهمال کند،
[۳۹۸] حاشیة الدسوقی، ج۲، ص۶۲.
حنفیان استشمام بوی خوش را موجب کفاره نمی‌دانند.

← میزان کفاره در فقه امامی


کفاره بوی خوش در فقه امامی، به پشتوانه احادیث، قربانی کردن یک گوسفند است؛ همچنان که حنفیان نیز کفاره کاربرد عمدی و بدون عذر بوی خوش را همین دانسته‌اند.
[۴۰۳] بدائع الصنائع، ج۲، ص۱۸۹-۱۹۰.
البته وجوب این کفاره منوط به آن است که دست کم یک عضو کامل به ماده خوشبوکننده آغشته شده باشد و در صورت آغشته شدن بخشی از یک عضو به عطر، کفاره آن اطعام یک مسکین (صدقه دادن) است.
[۴۰۴] . المبسوط، سرخسی، ج۴، ص۱۲۲.
ولی به باور دیگر مذاهب چهارگانه اهل سنت، به گونه مطلق و نیز به دیدگاه حنفیان در صورت به کار بردن طیب به سبب عذر، کفاره بوی خوش عبارت است از تخییر میان سه گزینه: قربانی کردن یک گوسفند، اطعام شش مسکین، و سه روز روزه گرفتن.
[۴۰۸] کشاف القناع، ج۲، ص۵۲۴-۵۲۵.
البته سخنانی دیگر نیز در این مذاهب یاد شده است. در پاره‌ای روایت‌های شیعی کفاره طیب صدقه دادن یاد شده است که افزون بر مناقشه سندی و دلالتی،
[۴۱۲] المعتمد، ج۴، ص۱۲۸-۱۲۹.
در منابع گوناگون فقهی بر موارد ویژه حمل شده است؛ از جمله کفاره کاربرد بوی خوش در حال اضطرار و نیاز، کفاره طیب در صورت جهل و فراموشی، و حمل بر استحباب.

← استفاده اشتباهی از طیب


کاربرد طیب به سبب جهل یا اشتباه و یا فراموشی، به باور مشهور فقیهان امامی و شماری از فقیهان اهل سنت
[۴۲۱] المغنی، ج۳، ص۵۲۸.
از جمله بیشتر حنبلیان و شافعیان، مشمول کفاره نیست. ولی دیگر فقیهان اهل سنت در صورت کاربرد بوی خوش به سبب فراموشی یا جهل نیز کفاره را واجب دانسته‌اند.
[۴۲۳] المغنی، ج۳، ص۵۲۷.
حتی برخی شافعیان در صورت کاربرد چیزی خوشبو با علم به حکم و جهل به وجوب کفاره یا ناآگاهی از طیب بودن آن (جهل به موضوع) به وجوب کفاره باور دارند. اگر کاربرد بوی خوش برآمده از اکراه باشد، کفاره واجب نیست. در موارد اضطرار به کاربرد طیب، گاهی ادای کفاره واجب به شمار رفته است؛ از جمله درباره کاربرد روغن یا داروی خوشبو.
اگر احرام گزار به گونه مکرر به کاربرد بوی خوش اقدام کند، به باور شماری از فقیهان، در صورتی که این کارها در یک زمان صورت گیرد، تنها یک کفاره و در غیر این صورت، کفاره‌های گوناگون واجب خواهد شد.
[۴۳۱] المغنی، ج۳، ص۵۲۷.
شماری دیگر در صورت تقارب زمانی وقوع اسباب گوناگون (اتحاد مجلس)، به تداخل کفارات (وجوب یک کفاره) باور دارند و بعضی اتحاد صنف را معیار تداخل شمرده‌اند.

ƒسایر احکام

[ویرایش]

افزون بر حکم اصلی حرمت کاربرد بوی خوش در حال احرام، احکامی دیگر نیز درباره موضوع بوی خوش وجود دارد که مهم‌ترین آن‌ها چگونگی تحلل محرم از طیب در احرام حج و عمره است. این احکام عبارتند از:
‚

← تحلل از طیب


به باور فقیهان امامی، در احرام عمره خواه مفرده و خواه تمتع، با انجام شدن حلق یا تقصیر، کاربرد بوی خوش بر احرام گزار حلال می‌شود. در احرام حج قران و افراد به پشتوانه احادیث، با انجام حلق یا تقصیر پس از دیگر اعمال منا یعنی رمی جمره عقبه و قربانی کردن، تحلل از طیب حاصل می‌گردد. برخی فقها این تحلل را منوط به آن دانسته‌اند که طواف و سعی پیش از اعمال منا انجام شده باشد. ولی دیگر افراد آنان، به پشتوانه اطلاق ادله، چنین شرطی را نپذیرفته‌اند. به باور مشهور فقیهان امامی، به دلیل احادیث گوناگون، در احرام حج تمتع با حصول تحلل اول (وقوع حلق یا تقصیر پس از رمی جمره عقبه و ذبح قربانی حرمت کاربرد بوی خوش پایان نمی‌پذیرد، مگر آن که پیشتر طواف زیارت ادا شده باشد. البته مفاد بعضی روایات در منابع شیعی بر حلیت طیب پس از تحلل اول (حلق یا تقصیر) دلالت دارد که فقیهان آن‌ها را قابل تخصیص شمرده یا بر تقیه یا بر غیر حج تمتع حمل کرده‌اند.
[۴۶۰] المعتمد، ج۵، ص۳۲۴-۳۲۵.
ولی به پشتوانه روایت‌های پیشین، ابن ابی عقیل عمانی و اندکی دیگر از فقیهان در حج تمتع به کراهت کاربرد بوی خوش پس از تحلل اول تا هنگام تحلل دوم باور دارند. اندکی از فقیهان امامی، بر خلاف نظر مشهور، برآنند که در صورت تقدم طواف زیارت بر اعمال منا در حج قران یا افراد یا به سبب اضطرار در حج تمتع، با ادای طواف و سعی، تحلل از طیب حاصل می‌شود. در احرام حج تمتع، تحلل از بوی خوش پس از تحلل دوم تحقق می‌یابد و تحلل دوم به باور شماری از فقیهان امامی پس از ادای طواف و نماز طواف و به باور بیشتر آنان پس از انجام دادن سعی حاصل می‌گردد و پشتوانه آن احادیث و استصحاب است.
بر پایه فقه امامی، کاربرد بوی خوش در حج تمتع پس از طواف زیارت تا هنگام ادای طواف نساء مکروه است. فقیهان مقصود از نهی را در صحیحه محمد بن اسماعیل که این کار را تا طواف نساء ممنوع شمرده است، کراهت دانسته یا آن را بر وجوهی دیگر قابل حمل شمرده‌اند.
به باور فقیهان اهل سنت، در عمره مفرده و نیز عمره تمتع، با حصول تحلل که با انجام شدن حلق یا تقصیر تحقق می‌یابد همه محرمات احرام از جمله بهره بردن از بوی خوش بر شخص محرم حلال می‌شود.
[۴۸۵] المغنی، ج۳، ص۴۰۹، ۴۱۱.
بر پایه دیدگاه مشهور در فقه اهل سنت،
[۴۸۷] المغنی، ج۳، ص۴۶۷.
در حج با انجام شدن دو کار از سه واجب حج یعنی رمی جمره عقبه، حلق یا تقصیر و طواف، تحلل اول رخ می‌دهد و با انجام شدن کار سوم، تحلل دوم یا تحلل اکبر حاصل می‌شود. البته به باور برخی، تحلل اول با رمی جمره عقبه و بر پایه نظری دیگر، با حلق محقق می‌گردد.
[۴۹۰] الشرح الکبیر، ابوالبرکات، ج۲، ص۴۵.
از دیدگاه فقیهانی که حلق را «نسک» نمی‌دانند، تحلل اول با انجام شدن یکی از دو کار دیگر تحقق می‌یابد. به باور فقیهان مذاهب اهل سنت جز مالکیان، پس از تحلل اول، جز مباشرت جنسی و نکاح همه محرمات احرام از جمله کاربرد بوی خوش بر محرم حلال می‌شود.
[۴۹۵] المغنی، ج۳، ص۴۶۲-۴۶۳.
پشتوانه این نظر، چند روایت و نیز گزارش عایشه از حج پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم است که پیامبر پیش از ادای طواف زیارت بوی خوش به کار برد.
[۴۹۷] المغنی، ج۳، ص۴۶۲-۴۶۳.
ولی مالکیان به پشتوانه سخنی از عمر بن خطاب بر آنند که پس از تحلل اول، کاربرد بوی خوش هم بر احرام گزار حلال نمی‌شود و حرمت آن تا هنگام تحلل دوم ادامه دارد.
[۴۹۸] المغنی، ج۳، ص۴۶۳.
[۴۹۹] مواهب الجلیل، ج۴، ص۱۸۵.
شافعی استناد به روایت عمر را نپذیرفته است. به باور شافعیان، پس از تحلل اول تا حصول تحلل دوم، کاربرد بوی خوش جایز و بلکه مستحب است.
‚

← وجوب زایل کردن عطر از بدن و لباس


اگر هنگام احرام بدن یا لباس احرام گزار بی اختیار یا با اختیار آغشته به عطر شود، به دیدگاه همه فقیهان امامی و اهل سنت، برطرف کردن بوی خوش از بدن و لباس با روش‌هایی چون شستن یا عوض کردن آن واجب است. این وجوب، فوری است. بیشتر فقیهان به پشتوانه احادیث، بر آنند که احرام گزار خود می‌تواند به رفع بوی خوش بپردازد. حتی اندکی از آن‌ها به پشتوانه احادیث یاد شده گفته‌اند که اگر ازاله بوی خوش مستلزم بوییدن باشد، استشمام هم جایز است. ولی برخی از آن‌ها باور دارند که احرام گزار نباید خود این کار را انجام دهد؛ بلکه لازم است فردی غیر محرم را به این کار وادارد یا با واسطه ابزاری این کار را انجام دهد تا عطر را لمس نکند. شماری از فقیهان درخواست رفع بوی خوش از غیرمحرم را مستحب دانسته‌اند.
[۵۱۱] المغنی، ج۳، ص۵۲۷.
اگر احرام گزار اندکی آب همراه داشته باشد که برای رفع بوی خوش و وضو گرفتن کافی نباشد، شماری از فقیهان به وجوب زایل کردن بوی خوش با آب و طهارت با تیمم باور دارند؛ زیرا طهارت با آب دارای بدل است. برخی به تخییر باور دارند. ولی دیگر فقیهان بر آنند که طهارت با آب مقدم است و کاربرد بوی خوش به سبب فقدان آب جایز به شمار می‌رود. شماری از فقیهان در صورت اصابه بوی خوش در وقت، طهارت را مقدم شمرده‌اند و در غیر این صورت، ازاله بو را مقدم دانسته‌اند.
‚

← وجوب گرفتن بینی از بوی خوش


در صورتی که احرام گزار ناخواسته در فضای آکنده از بوی خوش قرار گیرد، به باور فقیهان امامی،
[۵۱۹] کشف الغطاء، ج۲، ص۱۰۶.
به پشتوانه احادیث، واجب است بینی خود را بگیرد تا بوی خوش را استشمام نکند. همچنین است هنگامی که احرام گزار مضطر به دیگر کاربردهای مواد خوشبو مانند لمس کردن یا خوردن شود یا به تصرفات مجاز در مواد خوشبو مانند خرید و فروش بپردازد؛ زیرا اضطرار به یک گونه کاربرد بوی خوش، موجب جواز کاربردهای دیگر آن نمی‌گردد، بلکه باید به مورد اضطرار اکتفا شود. البته شماری از فقیهان گفته‌اند که امر به گرفتن بینی در احادیث یاد شده، قابل حمل بر استحباب است.
‚

← حرمت گرفتن بینی از بوی بد


به باور مشهور فقیهان امامی، به پشتوانه احادیثی از امامان علیه‌السّلام هر گاه احرام گزار در معرض بوی ناخوشایند قرار گیرد، گرفتن بینی برای احتراز از استشمام بوی بد حرام است، هر چند انجام دادن این کار موجب کفاره نیست.
[۵۳۰] مناسک حج، ص۲۰۸.
البته شماری از فقیهان از باب احتیاط به این حکم ملتزم شده‌اند. به باور برخی از باورداران به حرمت، دلالت احادیث یاد شده بر حرمت خدشه ناپذیر است.
[۵۳۳] کتاب الحج، ج۲، ص۹۵-۹۷.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) الاستبصار: الطوسی (م. ۴۶۰ق.) ، به کوشش موسوی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ش.
(۲) الاستذکار: ابن عبدالبر (م. ۴۶۳ق.)، به کوشش سالم عطا و محمد معوض، دار الکتب العلمیه، ۲۰۰۰م.
(۳) اضواء البیان: محمد امین الشنقیطی (م. ۱۳۹۳ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق.
(۴) اعانة الطالبین: السید البکری الدمیاطی (م. ۱۳۱۰ق.) ، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۸ق.
(۵) الام: الشافعی (م ۲۰۴ق.) ، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۳ق.
(۶) البحر الرائق: ابونجیم المصری (م. ۹۷۰ق.) ، به کوشش زکریا عمیرات، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۸ق.
(۷) بدائع الصنائع: علاء الدین الکاسانی (م. ۵۸۷ق.) ، پاکستان، المکتبة الحبیبیه، ۱۴۰۹ق.
(۸) تحریر الاحکام الشرعیه: العلامة الحلی (م. ۷۲۶ق.) ، به کوشش بهادری، قم، مؤسسة الامام الصادق علیه السلام، ۱۴۲۰ق.
(۹) تحفة الفقهاء: علاء الدین السمرقندی (م. ۵۳۵/۵۳۹ق.) ، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۴ق.
(۱۰) تذکرة الفقهاء: العلامة الحلی (م. ۷۲۶ق.) ، قم، آل البیت علیهم السلام، ۱۴۱۴ق.
(۱۱) تنویر الحوالک: السیوطی (م. ۹۱۱ق.) ، به کوشش محمد الخالدی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۸.
(۱۲) تهذیب الاحکام: الطوسی (م. ۴۶۰ق.) ، به کوشش موسوی و آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.
(۱۳) جامع المقاصد: الکرکی (م. ۹۴۰ق.) ، قم، آل البیت علیهم السلام، ۱۴۱۱ق.
(۱۴) الجامع للشرائع: یحیی بن سعید الحلی (م. ۶۹۰ق.) ، به کوشش گروهی از فضلا، قم، سید الشهداء، ۱۴۰۵ق.
(۱۵) جواهر الکلام: النجفی (م. ۱۲۶۶ق.) ، به کوشش قوچانی و دیگران، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
(۱۶) الجوهر النقی: الماردینی (۷۵۰ق.) ، دار الفکر.
(۱۷) حاشیة الدسوقی: الدسوقی (م. ۱۲۳۰ق.) ، احیاء الکتب العربیه.
(۱۸) حاشیة رد المحتار: ابن عابدین (م. ۱۲۵۲ق.) ، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق.
(۱۹) الحدائق الناضره: یوسف البحرانی (م. ۱۱۸۶ق.) ، به کوشش آخوندی، قم، نشر اسلامی، ۱۳۶۳ش.
(۲۰) الخلاف: الطوسی (م. ۴۶۰ق.) ، به کوشش خراسانی و دیگران، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۷ق.
(۲۱) الدروس الشرعیه: الشهید الاول (م. ۷۸۶ق.) ، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۲ق.
(۲۲) ذخیرة المعاد: محمد باقر السبزواری (م. ۱۰۹۰ق.) ، آل البیت علیهم السلام.
(۲۳) رسائل المرتضی: السید المرتضی (م. ۴۳۶ق.) ، به کوشش حسینی و رجایی، قم، دار القرآن، ۱۴۰۵ق.
(۲۴) روضة الطالبین: النووی (م. ۶۷۶ق.) ، به کوشش عادل احمد و علی محمد، بیروت، دار الکتب العلمیه.
(۲۵) السرائر: ابن ادریس (م. ۵۹۸ق.) ، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۱ق.
(۲۶) شرائع الاسلام: المحقق الحلی (م. ۶۷۶ق.) ، به کوشش سید صادق شیرازی، تهران، استقلال، ۱۴۰۹ق.
(۲۷) الشرح الکبیر: ابوالبرکات (م. ۱۲۰۱ق.) ، مصر، دار احیاء الکتب العربیه.
(۲۸) الشرح الکبیر: عبدالرحمن بن قدامه (م. ۶۸۲ق.) ، بیروت، دار الکتب العلمیه.
(۲۹) الصحاح: الجوهری (م. ۳۹۳ق.) ، به کوشش العطار، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۴۰۷ق.
(۳۰) صحیح البخاری: البخاری (م. ۲۵۶ق.) ، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۱ق.
(۳۱) صحیح مسلم بشرح النووی: النووی (م. ۶۷۶ق.) ، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۷ق.
(۳۲) صحیح مسلم: مسلم (م. ۲۶۱ق.) ، بیروت، دار الفکر.
(۳۳) صراط النجاة: میرزا جواد التبریزی، برگزیده، ۱۴۱۶ق.
(۳۴) الطبقات الکبری: ابن سعد (م. ۲۳۰ق.) ، بیروت، دار صادر.
(۳۵) عمدة القاری: العینی (م. ۸۵۵ق.) ، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
(۳۶) العین: خلیل (م. ۱۷۵ق.) ، به کوشش المخزومی و السامرائی، دار الهجره، ۱۴۰۹ق.
(۳۷) فتح العزیز: عبدالکریم بن محمد الرافعی (م. ۶۲۳ق.) ، دار الفکر.
(۳۸) الفقه الاسلامی و ادلته: وهبة الزحیلی، دمشق، دار الفکر، ۱۴۱۸ق.
(۳۹) فقه السنه: سید سابق، بیروت، دار الکتاب العربی.
(۴۰) الفقه علی المذاهب الاربعة و مذهب اهل البیت علیهم السلام: عبدالرحمن الجزیری، محمد غروی و مازج یاسر، بیروت، الثقلین، ۱۴۱۹ق.
(۴۱) قواعد الاحکام: العلامة الحلی (م. ۷۲۶ق.) ، قم، النشر الاسلامی، ۱۴۱۳ق.
(۴۲) الکافی فی الفقه: ابوالصلاح الحلبی (م. ۴۴۷ق.) ، به کوشش استادی، اصفهان، مکتبة امیرالمؤمنین علیه السلام، ۱۴۰۳ق.
(۴۳) الکافی: الکلینی (م. ۳۲۹ق.) ، به کوشش غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۵ش.
(۴۴) کتاب الحج: تقریر بحث الگلپایگانی، الصابری، قم، الخیام، ۱۴۰۰ق.
(۴۵) کشاف القناع: منصور البهوتی (م. ۱۰۵۱ق.) ، به کوشش محمد حسن، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۸ق.
(۴۶) کشف اللثام: الفاضل الهندی (م. ۱۱۳۷ق.) ، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۶ق.
(۴۷) کفایة الاحکام (کفایة الفقه): محمد باقر السبزواری (م. ۱۰۹۰ق.) ، به کوشش الواعظی، قم، النشر الاسلامی، ۱۴۲۳ق.
(۴۸) لسان العرب: ابن منظور (م. ۷۱۱ق.) ، قم، ادب الحوزه، ۱۴۰۵ق.
(۴۹) المبسوط فی فقه الامامیه: الطوسی (م. ۴۶۰ق.) ، به کوشش بهبودی، تهران، المکتبة المرتضویه.
(۵۰) المبسوط: السرخسی (م. ۴۸۳ق.) ، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ق.
(۵۱) مجمع الزوائد: الهیثمی (م. ۸۰۷ق.) ، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۲ق.
(۵۲) مجمع الفائدة و البرهان: المحقق الاردبیلی (م. ۹۹۳ق.) ، به کوشش عراقی و دیگران، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۶ق.
(۵۳) المجموع شرح المهذب: النووی (م. ۶۷۶ق.) ، دار الفکر.
(۵۴) المحلی بالآثار: ابن حزم الاندلسی (م. ۴۵۶ق.) ، به کوشش احمد شاکر، بیروت، دار الفکر.
(۵۵) مختلف الشیعه: العلامة الحلی (م. ۷۲۶ق.) ، قم، النشر الاسلامی، ۱۴۱۲ق.
(۵۶) مدارک الاحکام: سید محمد بن علی الموسوی العاملی (م. ۱۰۰۹ق.) ، قم، آل البیت علیهم السلام، ۱۴۱۰ق.
(۵۷) المدونة الکبری: مالک بن انس (م. ۱۷۹ق.) ، مصر، مطبعة السعاده.
(۵۸) المراسم العلویه: سلار حمزة بن عبدالعزیز (م. ۴۴۸ق.) ، به کوشش حسینی، قم، المجمع العالمی لاهل البیت: ، ۱۴۱۴ق.
(۵۹) مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام: الشهید الثانی (م. ۹۶۵ق.) ، قم، معارف اسلامی، ۱۴۱۶ق.
(۶۰) مستند الشیعه: احمد النراقی (م. ۱۲۴۵ق.) ، قم، آل البیت علیهم السلام، ۱۴۱۵ق.
(۶۱) مسند احمد: احمد بن حنبل (م. ۲۴۱ق.) ، بیروت، دار صادر.
(۶۲) المصنف: ابن ابی شیبه (م. ۲۳۵ق.) ، به کوشش سعید محمد، دار الفکر، ۱۴۰۹ق.
(۶۳) المعتمد فی شرح المناسک: محاضرات الخوئی (م. ۱۴۱۳ق.) ، الخلخالی، قم، مدرسة دار العلم، ۱۴۱۰ق.
(۶۴) معجم علوم القرآن: ابراهیم محمد الجرمی، دمشق، دار القلم، ۱۴۲۲ق.
(۶۵) مغنی المحتاج: محمد الشربینی (م. ۹۷۷ق.) ، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۳۷۷ق.
(۶۶) المغنی: عبدالله بن قدامه (م. ۶۲۰ق.) ، بیروت، دار الکتب العلمیه.
(۶۷) المقنع: الصدوق (م. ۳۸۱ق.) ، قم، مؤسسة الامام الهادی علیه السلام، ۱۴۱۵ق.
(۶۸) المقنعه: المفید (م. ۴۱۳ق.) ، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۰ق.
(۶۹) من لا یحضره الفقیه: الصدوق (م. ۳۸۱ق.) ، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۴ق.
(۷۰) مناسک حج (محشی): محمدرضا محمودی، تهران، مشعر، ۱۴۲۹ق.
(۷۱) منتهی المطلب: العلامة الحلی (م. ۷۲۶ق.) ، چاپ سنگی.
(۷۲) مواهب الجلیل: الحطاب الرعینی (م. ۹۵۴ق.) ، به کوشش زکریا عمیرات، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۶ق.
(۷۳) الموطا: مالک بن انس (م. ۱۷۹ق.) ، به کوشش محمد فؤاد، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۶ق.
(۷۴) المهذب: القاضی ابن البراج (م. ۴۸۱ق.) ، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۶ق.
(۷۵) النهایه: الطوسی (م. ۴۶۰ق.) ، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۰ق.
(۷۶) وسائل الشیعه: الحر العاملی (م. ۱۱۰۴ق.) ، قم، آل البیت علیهم السلام، ۱۴۱۲ق.
(۷۷) الوسیلة الی نیل الفضیله: ابن حمزه (م. ۵۶۰ق.) ، به کوشش الحسون، قم، مکتبة النجفی، ۱۴۰۸ق.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. العین، ج۲، ص۸، «عطر».    
۲. الصحاح، ج۱، ص۱۷۳، «طیب».    
۳. الصحاح، ج۲، ص۷۵۱، «عطر».    
۴. لسان العرب، ج۱، ص۵۶۵، «طیب».    
۵. الکافی، کلینی، ج۶، ص۵۱۰.    
۶. من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۱۳۱.    
۷. وسائل الشیعه، ج۲، ص۱۴۲-۱۴۴.    
۸. صحیح البخاری، ج۷، ص۵۹-۶۱.
۹. الطبقات، ج۱، ص۳۹۹.    
۱۰. وسائل الشیعه، ج۲، ص۱۴۹-۱۵۰.    
۱۱. وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۲۳۷.    
۱۲. مجمع الزوائد، ج۵، ص۱۵۷-۱۵۸.    
۱۳. وسائل الشیعه، ج۲، ص۱۴۱-۱۵۳.    
۱۴. الکافی، کلینی، ج۶، ص۵۱۱.    
۱۵. المحلی، ج۲، ص۸-۹.    
۱۶. المحلی، ج۵، ص۷۶.    
۱۷. وسائل الشیعه، ج۷، ص۳۶۴-۳۶۶.    
۱۸. وسائل الشیعه، ج۷، ص۳۹۵- ۳۹۶.    
۱۹. المراسم، ص۷۷.    
۲۰. الاستذکار، ج۱، ص۳۶۴.    
۲۱. اعانة الطالبین، ج۲، ص۹۷.    
۲۲. الام، ج۱، ص۲۸۴.    
۲۳. الاستذکار، ج۱، ص۳۶۴.    
۲۴. مواهب الجلیل، ج۲، ص۵۷۵.
۲۵. وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۳۹۰.    
۲۶. اعانة الطالبین، ج۲، ص۳۵۵.    
۲۷. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج۱، ص۹۴۷-۹۵۹.
۲۸. مواهب الجلیل، ج۳، ص۳۴۹.
۲۹. مغنی المحتاج، ج۱، ص۴۳۵.
۳۰. الحدائق، ج۱۳، ص۱۵۸-۱۶۰.    
۳۱. المبسوط، طوسی، ج۵، ص۲۶۳-۲۶۴.    
۳۲. المدونة الکبری، ج۲، ص۴۳۱.
۳۳. النهایه، ص۱۷۲.    
۳۴. شرائع الاسلام، ج۱، ص۱۶۱.    
۳۵. المجموع، ج۶، ص۵۲۸.    
۳۶. المجموع، ج۶، ص۵۲۸.    
۳۷. صحیح مسلم، ج۸، ص۷۴.
۳۸. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۲۴۱.    
۳۹. صحیح مسلم، ج۸، ص۱۲.
۴۰. عمدة القاری، ج۲، ص۲۲۳.    
۴۱. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۲۲۶.    
۴۲. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۳۳۳.    
۴۳. جواهر الکلام، ج۲۰، ص۳۹۵.    
۴۴. المعتمد، ج۴، ص۱۹۲.
۴۵. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۲۲۶-۲۲۷.    
۴۶. شرائع الاسلام، ج۱، ص۲۲۶.    
۴۷. قواعد الاحکام، ج۱، ص۴۷۰-۴۷۱.    
۴۸. جواهر الکلام، ج۲۰، ص۳۹۵- ۳۹۸.    
۴۹. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۲۱.    
۵۰. مسالک الافهام، ج۲، ص۲۶۰.    
۵۱. جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۷۴-۳۷۵.    
۵۲. وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۴۶۰-۴۶۲.    
۵۳. مسالک الافهام، ج۲، ص۲۶۰-۲۶۱.    
۵۴. جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۷۵.    
۵۵. الوسیله، ص۱۶۴.    
۵۶. جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۷۵.    
۵۷. تحفة الفقهاء، ج۱، ص۴۰۰-۴۰۱.    
۵۸. المغنی، ج۳، ص۲۲۶-۲۲۸.
۵۹. المجموع، ج۷، ص۲۱۸.    
۶۰. المجموع، ج۷، ص۲۲۱-۲۲۲.    
۶۱. الام، ج۲، ص۱۶۵.    
۶۲. الام، ج۷، ص۲۲۷.    
۶۳. مسند احمد، ج۶، ص۱۸۶.
۶۴. صحیح البخاری، ج۲، ص۱۴۵.
۶۵. الام، ج۲، ص۱۶۴-۱۶۵.    
۶۶. الام، ج۷، ص۲۲۷.    
۶۷. المجموع، ج۷، ص۲۲۲.    
۶۸. بدایة المجتهد، ج۱، ص۲۶۳-۲۶۴.
۶۹. مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۳۱-۲۳۲.
۷۰. بدائع الصنائع، ج۲، ص۱۴۴.    
۷۱. تنویر الحوالک، ص۳۱۲.
۷۲. مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۳۱-۲۳۲.
۷۳. اضواء البیان، ج۵، ص۸۵.    
۷۴. مسند احمد، ج۴، ص۲۲۴.
۷۵. صحیح مسلم، ج۴، ص۴-۵.
۷۶. المغنی، ج۳، ص۲۲۷-۲۲۸.
۷۷. المجموع، ج۷، ص۲۲۲.    
۷۸. المجموع، ج۷، ص۲۲۳.    
۷۹. المجموع، ج۷، ص۲۲۳.    
۸۰. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۲۲۷.    
۸۱. اضواء البیان، ج۵، ص۸۶-۸۷.    
۸۲. المجموع، ج۷، ص۲۱۸.    
۸۳. مغنی المحتاج، ج۱، ص۴۷۹.
۸۴. المغنی، ج۳، ص۲۲۸.
۸۵. المجموع، ج۷، ص۲۱۸.    
۸۶. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۱۹.    
۸۷. شرائع الاسلام، ج۱، ص۱۸۴.    
۸۸. قواعد الاحکام، ج۱، ص۴۲۳.    
۸۹. بدایة المجتهد، ج۱، ص۲۶۳.
۹۰. المغنی، ج۳، ص۲۹۳.
۹۱. المجموع، ج۷، ص۲۶۹.    
۹۲. المغنی، ج۳، ص۲۹۳.
۹۳. مختلف الشیعه، ج۴، ص۷۰-۷۱.    
۹۴. مدارک الاحکام، ج۷، ص۳۱۹-۳۲۰.    
۹۵. الحدائق، ج۱۵، ص۴۱۳-۴۱۶.    
۹۶. المقنعه، ص۴۴۰.    
۹۷. الحدائق، ج۳، ص۴۳۱.    
۹۸. وسائل الشیعه، ج۲، ص۵۰۳-۵۰۵.    
۹۹. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۲۹.    
۱۰۰. مواهب الجلیل، ج۳، ص۴۲۸.
۱۰۱. التهذیب، ج۵، ص۲۹۹.    
۱۰۲. وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۴۴۶.    
۱۰۳. الجامع للشرائع، ص۱۸۳.
۱۰۴. مستند الشیعه، ج۱۱، ص۳۶۸.    
۱۰۵. المهذب، ج۱، ص۲۲۰-۲۲۲.    
۱۰۶. النهایه، ص۲۱۹.    
۱۰۷. الوسیله، ص۱۶۲.    
۱۰۸. الاستبصار، ج۲، ص۱۸۰.    
۱۰۹. مستند الشیعه، ج۱۱، ص۳۷۳.    
۱۱۰. النهایه، ص۲۱۹.    
۱۱۱. ذخیرة المعاد، ج۲، ص۵۹۱.
۱۱۲. الحدائق، ج۱۵، ص۴۱۶-۴۱۷.    
۱۱۳. مختلف الشیعه، ج۴، ص۷۰-۷۱.    
۱۱۴. مجمع الفائده، ج۶، ص۲۸۴-۲۸۵.    
۱۱۵. مدارک الاحکام، ج۷، ص۳۲۲.    
۱۱۶. المعتمد، ج۴، ص۱۱۸-۱۲۰.
۱۱۷. مناسک حج، ص۲۰۶.
۱۱۸. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۱۹.    
۱۱۹. قواعد الاحکام، ج۱، ص۴۲۳.    
۱۲۰. جامع المقاصد، ج۳، ص۱۸۰.    
۱۲۱. المغنی، ج۳، ص۲۹۳.
۱۲۲. مغنی المحتاج، ج۱، ص۵۲۰.
۱۲۳. الحدائق، ج۱۵، ص۴۱۳.    
۱۲۴. مستند الشیعه، ج۱۱، ص۳۷۴.    
۱۲۵. المجموع، ج۷، ص۲۷۴- ۲۷۶.    
۱۲۶. المجموع، ج۷، ص۲۷۹- ۲۸۰.    
۱۲۷. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۳۰۶-۳۰۷.    
۱۲۸. کشف اللثام، ج۵، ص۳۴۵.    
۱۲۹. بدائع الصنائع، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲.    
۱۳۰. المجموع، ج۷، ص۲۸۲.    
۱۳۱. منتهی المطلب، ج۲، ص۷۸۴.    
۱۳۲. المدونة الکبری، ج۱، ص۴۵۶.
۱۳۳. بدائع الصنائع، ج۲، ص۱۹۰.    
۱۳۴. المغنی، ج۳، ص۳۰۰.
۱۳۵. المجموع، ج۷، ص۲۸۰.    
۱۳۶. منتهی المطلب، ج۲، ص۷۸۷.    
۱۳۷. المعتمد، ج۴، ص۱۹۲.
۱۳۸. المبسوط، سرخسی، ج۴، ص۱۲۶.    
۱۳۹. المجموع، ج۷، ص۲۸۲.    
۱۴۰. جواهر الکلام، ج۱۸، ص۴۲۴-۴۲۵.    
۱۴۱. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۵۲.    
۱۴۲. تحریر الاحکام، ج۲، ص۲۶-۲۷.    
۱۴۳. المغنی، ج۳، ص۲۹۳-۲۹۴.
۱۴۴. المجموع، ج۷، ص۲۷۷-۲۷۸.    
۱۴۵. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۳۰۴-۳۰۵.    
۱۴۶. مجمع الفائده، ج۶، ص۲۸۶-۲۸۷.    
۱۴۷. المغنی، ج۳، ص۲۹۳-۲۹۴.
۱۴۸. المجموع، ج۷، ص۲۷۷-۲۷۸.    
۱۴۹. الکافی، کلینی، ج۴، ص۳۵۵.    
۱۵۰. المغنی، ج۳، ص۲۹۴.
۱۵۱. المجموع، ج۷، ص۲۷۷.    
۱۵۲. تحریر الاحکام، ج۲، ص۲۷.    
۱۵۳. المغنی، ج۳، ص۲۹۴.
۱۵۴. المجموع، ج۷، ص۲۷۸.    
۱۵۵. تحریر الاحکام، ج۲، ص۲۷.    
۱۵۶. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۵۲.    
۱۵۷. المغنی، ج۳، ص۲۹۴.
۱۵۸. المجموع، ج۷، ص۲۷۶-۲۷۸.    
۱۵۹. المدونة الکبری، ج۱، ص۴۵۶.
۱۶۰. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۱۹.    
۱۶۱. مستند الشیعه، ج۱۲، ص۵۰.    
۱۶۲. الام، ج۲، ص۱۶۱- ۱۶۵.    
۱۶۳. المقنعه، ص۴۳۲.    
۱۶۴. الحدائق، ج۱۵، ص۴۱۹.    
۱۶۵. بدائع الصنائع، ج۲، ص۱۹۱.    
۱۶۶. المبسوط، سرخسی، ج۴، ص۱۲۳.    
۱۶۷. الکافی، کلینی، ج۴، ص۳۵۳-۳۵۴.    
۱۶۸. التهذیب، ج۵، ص۳۰۷.    
۱۶۹. مختلف الشیعه، ج۴، ص۷۱-۷۲.    
۱۷۰. الحدائق، ج۱۵، ص۴۱۹.    
۱۷۱. مستند الشیعه، ج۱۲، ص۵۰-۵۱.    
۱۷۲. مدارک الاحکام، ج۷، ص۳۲۴.    
۱۷۳. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۵۲.    
۱۷۴. تحریرالاحکام، ج۲، ص۲۶.    
۱۷۵. المغنی، ج۳، ص۲۹۳-۲۹۴.
۱۷۶. فتح العزیز، ج۷، ص۴۵۶.    
۱۷۷. مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۲۳.
۱۷۸. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۵۲.    
۱۷۹. الکافی، کلینی، ج۴، ص۳۵۶.    
۱۸۰. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۵۲.    
۱۸۱. الشرح الکبیر، ابن قدامه، ج۳، ص۲۸۲.    
۱۸۲. تحریر الاحکام، ج۲، ص۲۶-۲۷.    
۱۸۳. الکافی، کلینی، ج۴، ص۳۵۶.    
۱۸۴. التهذیب، ج۵، ص۳۰۵-۳۰۶.    
۱۸۵. مختلف الشیعه، ج۴، ص۷۲-۷۳.    
۱۸۶. مناسک حج، ص۲۰۷.
۱۸۷. الحدائق، ج۱۵، ص۴۱۲-۴۱۳.    
۱۸۸. المعتمد، ج۴، ص۱۲۱-۱۲۲.
۱۸۹. المقنع، ص۲۳۱.    
۱۹۰. المقنعه، ص۳۹۷.    
۱۹۱. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۱۹.    
۱۹۲. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۵۳.    
۱۹۳. روضة الطالبین، ج۶، ص۳۸۴.
۱۹۴. البحر الرائق، ج۳، ص۶.    
۱۹۵. کشاف القناع، ج۲، ص۴۹۹.
۱۹۶. الکافی، کلینی، ج۴، ص۳۵۴.    
۱۹۷. التهذیب، ج۵، ص۷۱.    
۱۹۸. الموطا، ج۱، ص۳۳۰.
۱۹۹. بدائع الصنائع، ج۲، ص۱۹۱.    
۲۰۰. مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۳۱.
۲۰۱. مجمع الفائده، ج۶، ص۲۸۴.    
۲۰۲. مستند الشیعه، ج۱۱، ص۳۷۶.    
۲۰۳. مستند الشیعه، ج۱۱، ص۳۷۶.    
۲۰۴. المعتمد، ج۴، ص۱۲۰.
۲۰۵. المبسوط، سرخسی، ج۴، ص۱۲۲-۱۲۳.    
۲۰۶. المغنی، ج۳، ص۲۹۳-۲۹۴.
۲۰۷. المجموع، ج۷، ص۲۶۹-۲۷۱.    
۲۰۸. مستند الشیعه، ج۱۱، ص۳۷۶-۳۷۸.    
۲۰۹. بدائع الصنائع، ج۲، ص۱۹۱.    
۲۱۰. المغنی، ج۳، ص۲۹۹.
۲۱۱. المجموع، ج۷، ص۲۶۹.    
۲۱۲. جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۲۳.    
۲۱۳. المغنی، ج۳، ص۳۰۰.
۲۱۴. المجموع، ج۷، ص۲۷۴.    
۲۱۵. الحدائق، ج۱۵، ص۵۰۰.    
۲۱۶. المجموع، ج۷، ص۲۷۹-۲۸۰.    
۲۱۷. المجموع، ج۷، ص۲۶۹.    
۲۱۸. المجموع، ج۷، ص۲۸۱.    
۲۱۹. المجموع، ج۷، ص۳۵۳.    
۲۲۰. الحدائق، ج۱۵، ص۴۵۴.    
۲۲۱. حاشیة الدسوقی، ج۲، ص۶۱.
۲۲۲. المغنی، ج۳، ص۲۹۵.
۲۲۳. مغنی المحتاج، ج۱، ص۴۸۰.
۲۲۴. مدارک الاحکام، ج۷، ص۳۲۵.    
۲۲۵. شرائع الاسلام، ج۱، ص۲۲۶.    
۲۲۶. المجموع، ج۷، ص۲۷۱-۲۷۲.    
۲۲۷. کشاف القناع، ج۲، ص۴۹۹.
۲۲۸. المجموع، ج۷، ص۲۷۱-۲۷۲.    
۲۲۹. شرائع الاسلام، ج۱، ص۲۲۶.    
۲۳۰. کشاف القناع، ج۲، ص۴۹۹.
۲۳۱. المغنی، ج۳، ص۲۹۳.
۲۳۲. مجمع الفائده، ج۶، ص۲۸۲.    
۲۳۳. الحدائق، ج۱۵، ص۵۰۰-۵۰۲.    
۲۳۴. الدروس، ج۱، ص۳۷۴.    
۲۳۵. المهذب، ج۱، ص۲۲۱-۲۲۲.    
۲۳۶. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۱۹.    
۲۳۷. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۵۳.    
۲۳۸. مدارک الاحکام، ج۷، ص۳۲۷.    
۲۳۹. مستند الشیعه، ج۱۱، ص۳۷۹-۳۸۰.    
۲۴۰. الام، ج۲، ص۱۶۵-۱۶۶.    
۲۴۱. الام، ج۲، ص۲۲۳.    
۲۴۲. المغنی، ج۳، ص۳۰۲.
۲۴۳. المجموع، ج۷، ص۲۸۱.    
۲۴۴. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۳۱۵.    
۲۴۵. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۳۰۶.    
۲۴۶. تحریر الاحکام، ج۲، ص۲۶.    
۲۴۷. مجمع الفائده، ج۶، ص۲۸۴.    
۲۴۸. مستند الشیعه، ج۱۱، ص۳۷۶.    
۲۴۹. المغنی، ج۳، ص۳۰۱-۳۰۲.
۲۵۰. فتح العزیز، ج۷، ص۴۶۰.    
۲۵۱. مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۲۳.
۲۵۲. مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۲۸.
۲۵۳. مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۲۳.
۲۵۴. مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۲۸.
۲۵۵. المبسوط، سرخسی، ج۴، ص۱۲۳.    
۲۵۶. بدائع الصنائع، ج۲، ص۱۹۱.    
۲۵۷. المغنی، ج۳، ص۳۰۰.
۲۵۸. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۳۱۶.    
۲۵۹. کشاف القناع، ج۲، ص۴۹۹.
۲۶۰. المجموع، ج۷، ص۲۷۲.    
۲۶۱. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۵۳.    
۲۶۲. الوسیله، ص۱۶۹.    
۲۶۳. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۳۱۸.    
۲۶۴. الام، ج۲، ص۱۶۵.    
۲۶۵. المغنی، ج۳، ص۲۹۴-۲۹۵.
۲۶۶. المجموع، ج۷، ص۲۷۲.    
۲۶۷. المجموع، ج۷، ص۲۷۵.    
۲۶۸. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۳۱۶.    
۲۶۹. ذخیرة المعاد، ج۱، ص۵۹۲.
۲۷۰. المجموع، ج۷، ص۲۷۲-۲۷۳.    
۲۷۱. الحدائق، ج۱۵، ص۴۲۸.    
۲۷۲. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۵۳.    
۲۷۳. قواعد الاحکام، ج۱، ص۴۷۳.    
۲۷۴. الام، ج۲، ص۱۶۵.    
۲۷۵. الام، ج۲، ص۲۲۳.    
۲۷۶. المغنی، ج۳، ص۳۰۲.
۲۷۷. المجموع، ج۷، ص۲۷۱.    
۲۷۸. المجموع، ج۷، ص۲۷۵.    
۲۷۹. المجموع، ج۷، ص۲۸۰.    
۲۸۰. جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۳۱.    
۲۸۱. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۵۳.    
۲۸۲. المغنی، ج۳، ص۳۰۱-۳۰۲.
۲۸۳. المجموع، ج۷، ص۲۷۱.    
۲۸۴. المجموع، ج۷، ص۲۷۵.    
۲۸۵. المجموع، ج۷، ص۲۷۵.    
۲۸۶. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۳۱۵.    
۲۸۷. مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۳۰-۲۳۱.
۲۸۸. المغنی، ج۳، ص۳۰۱.
۲۸۹. المجموع، ج۷، ص۲۷۲.    
۲۹۰. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۳۱۵.    
۲۹۱. الام، ج۲، ص۱۶۶.    
۲۹۲. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۱۹.    
۲۹۳. المجموع، ج۷، ص۲۶۹.    
۲۹۴. الشرح الکبیر، ابن قدامه، ج۳، ص۲۸۱.    
۲۹۵. روضة الطالبین، ج۲، ص۴۰۷.
۲۹۶. المجموع، ج۷، ص۲۷۱.    
۲۹۷. الام، ج۲، ص۱۶۶.    
۲۹۸. تحریر الاحکام، ج۲، ص۲۸.    
۲۹۹. کشاف القناع، ج۲، ص۴۹۹.
۳۰۰. المدونة الکبری، ج۱، ص۳۸۹.
۳۰۱. المجموع، ج۷، ص۳۵۵.    
۳۰۲. وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۴۵۶-۴۵۷.    
۳۰۳. المدونة الکبری، ج۱، ص۳۶۳.
۳۰۴. المبسوط، سرخسی، ج۴، ص۸.    
۳۰۵. المغنی، ج۳، ص۲۷۰-۲۷۱.
۳۰۶. حاشیة رد المحتار، ج۲، ص۵۳۸.
۳۰۷. فقه السنه، ج۱، ص۶۶۶.    
۳۰۸. صراط النجاة، ج۱، ص۲۲۷.    
۳۰۹. صراط النجاة، ج۲، ص۲۲۳.    
۳۱۰. مناسک حج، ص۲۰۸.
۳۱۱. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۱۹.    
۳۱۲. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۵۰.    
۳۱۳. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۳۱۸.    
۳۱۴. مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۱۴.
۳۱۵. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۵۱.    
۳۱۶. المجموع، ج۷، ص۲۸۲.    
۳۱۷. المغنی، ج۳، ص۲۹۶.
۳۱۸. المبسوط، سرخسی، ج۴، ص۱۲۶.    
۳۱۹. بدائع الصنائع، ج۲، ص۱۸۵.    
۳۲۰. مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۱۵.
۳۲۱. مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۱۴-۲۱۵.
۳۲۲. المقنعه، ص۴۳۲.    
۳۲۳. رسائل المرتضی، ج۳، ص۶۶.    
۳۲۴. مدارک الاحکام، ج۷، ص۳۲۴.    
۳۲۵. المدونة الکبری، ج۱، ص۴۵۷.
۳۲۶. مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۳۳.
۳۲۷. المصنف، ج۴، ص۲۸۸.
۳۲۸. التهذیب، ج۵، ص۶۹.    
۳۲۹. وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۴۴۹-۴۵۰.    
۳۳۰. مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۳۳.
۳۳۱. حاشیة الدسوقی، ج۲، ص۶۳.
۳۳۲. کشف اللثام، ج۵، ص۳۴۹-۳۵۰.    
۳۳۳. الحدائق، ج۱۵، ص۴۲۲.    
۳۳۴. حاشیة الدسوقی، ج۲، ص۶۲.
۳۳۵. مسالک الافهام، ج۲، ص۲۵۳-۲۵۴.    
۳۳۶. الحدائق، ج۱۵، ص۴۲۲.    
۳۳۷. مستند الشیعه، ج۱۱، ص۳۷۶.    
۳۳۸. مستند الشیعه، ج۱۱، ص۳۷۶.    
۳۳۹. المعتمد، ج۴، ص۱۲۴-۱۲۵.
۳۴۰. الکافی، ج۴، ص۳۵۴.
۳۴۱. مجمع الفائده، ج۶، ص۲۸۹.    
۳۴۲. کتاب الحج، ج۲، ص۹۴.
۳۴۳. بدائع الصنائع، ج۲، ص۱۹۱.    
۳۴۴. مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۲۰.
۳۴۵. المدونة الکبری، ج۱، ص۴۵۶.
۳۴۶. بدائع الصنائع، ج۲، ص۱۹۱.    
۳۴۷. السرائر، ج۱، ص۵۴۵.    
۳۴۸. قواعد الاحکام، ج۱، ص۴۲۳.    
۳۴۹. مدارک الاحکام، ج۷، ص۳۲۷.    
۳۵۰. بدائع الصنائع، ج۲، ص۱۹۰-۱۹۱.    
۳۵۱. المجموع، ج۷، ص۳۳۵.    
۳۵۲. حاشیة الدسوقی، ج۲، ص۶۱.
۳۵۳. وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۴۴۷-۴۴۸.    
۳۵۴. بدائع الصنائع، ج۲، ص۱۹۰.    
۳۵۵. الجوهر النقی، ج۵، ص۵۹.    
۳۵۶. المجموع، ج۷، ص۲۷۳.    
۳۵۷. مغنی المحتاج، ج۱، ص۵۲۰.
۳۵۸. الحدائق، ج۱۵، ص۴۲۴.    
۳۵۹. المغنی، ج۳، ص۲۹۹-۳۰۰.
۳۶۰. فتح العزیز، ج۷، ص۴۵۸.    
۳۶۱. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۳۱۴.    
۳۶۲. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۳۱۴.    
۳۶۳. الحدائق، ج۱۵، ص۴۲۷.    
۳۶۴. مستند الشیعه، ج۱۱، ص۳۷۷-۳۷۸.    
۳۶۵. المغنی، ج۳، ص۳۰۰.
۳۶۶. المجموع، ج۷، ص۲۷۳.    
۳۶۷. مسالک الافهام، ج۲، ص۲۵۴.    
۳۶۸. المجموع، ج۷، ص۲۸۲.    
۳۶۹. مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۲۸-۲۲۹.
۳۷۰. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۱۹.    
۳۷۱. المغنی، ج۳، ص۲۹۵.
۳۷۲. المجموع، ج۷، ص۲۷۳.    
۳۷۳. مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۱۴.
۳۷۴. الدروس، ج۱، ص۳۷۵.    
۳۷۵. قواعد الاحکام، ج۱، ص۴۷۰-۴۷۱.    
۳۷۶. الحدائق، ج۱۵، ص۴۳۱.    
۳۷۷. الام، ج۲، ص۱۶۶.    
۳۷۸. الام، ج۲، ص۲۲۴.    
۳۷۹. المجموع، ج۷، ص۳۷۷.    
۳۸۰. مواهب الجلیل، ج۴، ص۲۲۸.
۳۸۱. مستند الشیعه، ج۱۳، ص۲۶۶.    
۳۸۲. مستند الشیعه، ج۱۳، ص۲۶۷-۲۶۹.    
۳۸۳. المعتمد، ج۴، ص۱۲۵-۱۲۸.
۳۸۴. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۵۳.    
۳۸۵. شرائع الاسلام، ج۱، ص۲۲۶.    
۳۸۶. الحدائق، ج۱۵، ص۴۳۱.    
۳۸۷. المجموع، ج۷، ص۲۶۹.    
۳۸۸. الفقه الاسلامی، ج۳، ص۲۳۵-۲۳۸.
۳۸۹. الکافی، حلبی، ص۲۰۴.    
۳۹۰. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۵۲.    
۳۹۱. المجموع، ج۷، ص۲۷۳.    
۳۹۲. جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۳۵.    
۳۹۳. المجموع، ج۷، ص۳۳۸.    
۳۹۴. المجموع، ج۷، ص۳۴۰.    
۳۹۵. تذکرة الفقهاء، ج۸، ص۱۲.    
۳۹۶. فتح العزیز، ج۷، ص۴۶۲.    
۳۹۷. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۳۱۸.    
۳۹۸. حاشیة الدسوقی، ج۲، ص۶۲.
۳۹۹. بدائع الصنائع، ج۲، ص۱۹۱.    
۴۰۰. البحر الرائق، ج۳، ص۴.    
۴۰۱. قواعد الاحکام، ج۱، ص۴۷۰-۴۷۱.    
۴۰۲. الدروس، ج۱، ص۳۷۵.    
۴۰۳. بدائع الصنائع، ج۲، ص۱۸۹-۱۹۰.
۴۰۴. . المبسوط، سرخسی، ج۴، ص۱۲۲.
۴۰۵. بدائع الصنائع، ج۲، ص۱۸۹-۱۹۰.    
۴۰۶. بدائع الصنائع، ج۲، ص۱۹۱.    
۴۰۷. المجموع، ج۷، ص۳۷۷.    
۴۰۸. کشاف القناع، ج۲، ص۵۲۴-۵۲۵.
۴۰۹. المجموع، ج۷، ص۳۷۷-۳۷۸.    
۴۱۰. الکافی، کلینی، ج۴، ص۳۵۳-۳۵۴.    
۴۱۱. الاستبصار، ج۲، ص۱۷۸.    
۴۱۲. المعتمد، ج۴، ص۱۲۸-۱۲۹.
۴۱۳. الدروس، ج۱، ص۳۷۵.    
۴۱۴. مدارک الاحکام، ج۸، ص۴۳۱.    
۴۱۵. الحدائق، ج۱۵، ص۴۳۲-۴۳۳.    
۴۱۶. قواعد الاحکام، ج۱، ص۴۷۲.    
۴۱۷. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۳۱۷.    
۴۱۸. تذکرة الفقهاء، ج۸، ص۱۳.    
۴۱۹. مدارک الاحکام، ج۸، ص۴۳۱.    
۴۲۰. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۳۵۰.    
۴۲۱. المغنی، ج۳، ص۵۲۸.
۴۲۲. المجموع، ج۷، ص۳۳۸.    
۴۲۳. المغنی، ج۳، ص۵۲۷.
۴۲۴. المجموع، ج۷، ص۳۴۳.    
۴۲۵. المجموع، ج۷، ص۳۴۰.    
۴۲۶. المجموع، ج۷، ص۳۴۰.    
۴۲۷. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۳۱۸.    
۴۲۸. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۵۰-۳۵۱.    
۴۲۹. بدائع الصنائع، ج۲، ص۱۹۱.    
۴۳۰. الخلاف، ج۲، ص۲۹۹.    
۴۳۱. المغنی، ج۳، ص۵۲۷.
۴۳۲. المجموع، ج۷، ص۳۷۶.    
۴۳۳. المجموع، ج۷، ص۳۷۸-۳۷۹.    
۴۳۴. المجموع، ج۷، ص۳۸۲.    
۴۳۵. الحدائق، ج۱۵، ص۵۵۲.    
۴۳۶. جواهر الکلام، ج۲۰، ص۴۳۵-۴۳۶.    
۴۳۷. النهایه، ص۲۴۵-۲۴۶.    
۴۳۸. السرائر، ج۱، ص۵۸۰.    
۴۳۹. تذکرة الفقهاء، ج۸، ص۴۳۹.    
۴۴۰. تذکرة الفقهاء، ج۸، ص۳۴۳.    
۴۴۱. مدارک الاحکام، ج۸، ص۱۰۵.    
۴۴۲. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۷۷.    
۴۴۳. السرائر، ج۱، ص۶۰۱.    
۴۴۴. الوسیله، ص۱۸۷.    
۴۴۵. الدروس، ج۱، ص۴۵۵.    
۴۴۶. الحدائق، ج۱۷، ص۲۵۸-۲۵۹.    
۴۴۷. جواهر الکلام، ج۱۹، ص۲۵۷.    
۴۴۸. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۷۶-۳۷۷.    
۴۴۹. الحدائق، ج۱۷، ص۲۵۰.    
۴۵۰. الحدائق، ج۱۷، ص۲۵۲-۲۵۳.    
۴۵۱. جواهر الکلام، ج۱۹، ص۲۵۱-۲۵۲.    
۴۵۲. وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۲۳۲-۲۳۶.    
۴۵۳. الدروس، ج۱، ص۴۵۵.    
۴۵۴. الحدائق، ج۱۷، ص۲۶۱.    
۴۵۵. جواهر الکلام، ج۱۹، ص۲۵۶.    
۴۵۶. الحدائق، ج۱۷، ص۲۵۳-۲۵۵.    
۴۵۷. جواهر الکلام، ج۱۹، ص۲۵۴.    
۴۵۸. مدارک الاحکام، ج۸، ص۱۰۳-۱۰۴.    
۴۵۹. الحدائق، ج۱۷، ص۲۵۵-۲۵۷.    
۴۶۰. المعتمد، ج۵، ص۳۲۴-۳۲۵.
۴۶۱. مختلف الشیعه، ج۴، ص۲۹۸.    
۴۶۲. مدارک الاحکام، ج۸، ص۱۰۵.    
۴۶۳. جواهر الکلام، ج۱۹، ص۲۵۴.    
۴۶۴. مسالک الافهام، ج۲، ص۳۲۴-۳۲۵.    
۴۶۵. مدارک الاحکام، ج۸، ص۱۰۶.    
۴۶۶. جواهر الکلام، ج۱۹، ص۲۵۸.    
۴۶۷. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۷۷.    
۴۶۸. شرائع الاسلام، ج۱، ص۱۹۸.    
۴۶۹. قواعد الاحکام، ج۱، ص۴۴۵.    
۴۷۰. جواهر الکلام، ج۱۹، ص۲۵۸.    
۴۷۱. الکافی، حلبی، ص۲۱۶.    
۴۷۲. الدروس، ج۱، ص۴۵۵.    
۴۷۳. مسالک الافهام، ج۲، ص۳۲۴.    
۴۷۴. مختلف الشیعه، ج۴، ص۳۰۰.    
۴۷۵. مدارک الاحکام، ج۸، ص۱۰۶.    
۴۷۶. الحدائق، ج۱۷، ص۲۶۱-۲۶۲.    
۴۷۷. النهایه، ص۲۶۳.    
۴۷۸. السرائر، ج۱، ص۶۰۲.    
۴۷۹. شرائع الاسلام، ج۱، ص۱۹۸.    
۴۸۰. الاستبصار، ج۲، ص۲۹۰.    
۴۸۱. تذکرة الفقهاء، ج۸، ص۳۴۵.    
۴۸۲. مدارک الاحکام، ج۸، ص۱۰۹.    
۴۸۳. الحدائق، ج۱۷، ص۲۷۱.    
۴۸۴. تحفة الفقهاء، ج۱، ص۴۰۳.    
۴۸۵. المغنی، ج۳، ص۴۰۹، ۴۱۱.
۴۸۶. المجموع، ج۸، ص۲۳۲.    
۴۸۷. المغنی، ج۳، ص۴۶۷.
۴۸۸. المجموع، ج۸، ص۲۲۴-۲۲۵.    
۴۸۹. بدائع الصنائع، ج۲، ص۱۴۰-۱۴۲.    
۴۹۰. الشرح الکبیر، ابوالبرکات، ج۲، ص۴۵.
۴۹۱. فتح العزیز، ج۷، ص۳۷۳-۳۷۴.    
۴۹۲. المجموع، ج۸، ص۲۲۴- ۲۲۵.    
۴۹۳. الام، ج۲، ص۱۶۴-۱۶۵.    
۴۹۴. الام، ج۲، ص۲۴۱.    
۴۹۵. المغنی، ج۳، ص۴۶۲-۴۶۳.
۴۹۶. المجموع، ج۸، ص۲۲۵.    
۴۹۷. المغنی، ج۳، ص۴۶۲-۴۶۳.
۴۹۸. المغنی، ج۳، ص۴۶۳.
۴۹۹. مواهب الجلیل، ج۴، ص۱۸۵.
۵۰۰. الام، ج۷، ص۲۲۷.    
۵۰۱. المجموع، ج۸، ص۲۳۳-۲۳۴.    
۵۰۲. النهایه، ص۲۱۹.    
۵۰۳. السرائر، ج۱، ص۵۴۵.    
۵۰۴. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۳۱۸.    
۵۰۵. الام، ج۲، ص۲۲۳.    
۵۰۶. جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۳۲.    
۵۰۷. الحدائق، ج۱۵، ص۴۲۵-۴۲۶.    
۵۰۸. مستند الشیعه، ج۱۱، ص۳۷۹.    
۵۰۹. مدارک الاحکام، ج۷، ص۳۲۶.    
۵۱۰. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۵۲.    
۵۱۱. المغنی، ج۳، ص۵۲۷.
۵۱۲. المجموع، ج۷، ص۲۷۵.    
۵۱۳. المجموع، ج۷، ص۲۷۵.    
۵۱۴. تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۳۱۰.    
۵۱۵. تذکرة الفقهاء، ج۸، ص۱۳.    
۵۱۶. جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۳۳.    
۵۱۷. الحدائق، ج۱۵، ص۴۲۷.    
۵۱۸. مدارک الاحکام، ج۷، ص۳۲۵.    
۵۱۹. کشف الغطاء، ج۲، ص۱۰۶.
۵۲۰. مستند الشیعه، ج۱۱، ص۳۷۶-۳۷۷.    
۵۲۱. التهذیب، ج۵، ص۳۰۵.    
۵۲۲. النهایه، ص۲۱۹.    
۵۲۳. الحدائق، ج۱۵، ص۴۲۲-۴۲۳.    
۵۲۴. مستند الشیعه، ج۱۱، ص۳۷۶-۳۷۷.    
۵۲۵. الاستبصار، ج۲، ص۱۸۰-۱۸۱.    
۵۲۶. المقنعه، ص۴۳۲.    
۵۲۷. النهایه، ص۲۱۹.    
۵۲۸. الدروس، ج۱، ص۳۷۴.    
۵۲۹. وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۴۵۲-۴۵۳.    
۵۳۰. مناسک حج، ص۲۰۸.
۵۳۱. مدارک الاحکام، ج۷، ص۳۲۵.    
۵۳۲. کفایة الاحکام، ج۱، ص۲۹۸.    
۵۳۳. کتاب الحج، ج۲، ص۹۵-۹۷.


منبع

[ویرایش]

حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، برگرفته از مقاله «بوی خوش».    



جعبه‌ابزار