بهره‌مندان از حکمت (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حکمت عبارت است از قضایاى حقه‌اى که مطابق با واقع باشد، یعنى به نحوى مشتمل بر سعادت بشر باشد.


اهمیت حکمت

[ویرایش]

بهره‌مندان از حکمت، دارندگان خیر فراوان می‌باشند، همانطور که در قرآن می‌فرماید:
«یؤتی الحکمة من یشاء ومن یؤت الحکمة فقد اوتی خیرا کثیرا وما یذکر الا اولوا الالبـاب؛ (خدا) به هر كس كه بخواهد حكمت مى‌بخشد، و به هر كس حكمت داده شود، به یقین‌، خيرى فراوان داده شده است‌؛ و جز خردمندان‌، كسى پند نمى‌گيرد.»

← بررسی تفسیری آیه مذکور


نکاتى درباره آیه (و من یوت الحکمه ...)
معناى جمله، روشن است نکته‌اى که باید تذکر داد این است که نام دهنده حکمت را نبرده و این دو جهت دارد:
یکى اینکه جمله قبلى که مى‌فرمود:(خدا حکمت را به هر کس که بخواهد مى‌دهد) دلالت مى‌کند براینکه در جمله مورد بحث، (دهنده حکمت) خدا است.
جهت دوم این بود که بفهماند حکمت به خودى خود منشا خیر بسیار است، هر کس آن را داشته باشد (خیرى بسیار) دارد، و این خیر بسیار از این جهت نیست که حکمت منسوب به خدا است، و خدا آن را عطا کرده، چون صرف انتساب آن به خدا باعث خیر کثیر نمى‌شود، همچنانکه خدا مال را مى‌دهد ولى دادن خدا باعث نمى‌شود که مال، همه جا مایه سعادت باشد، چون به قارون هم مال داد، و فرمود: (و آتیناه من الکنوز ما ان مفاتحه لتنوء بالعصبه اولى القوة) تا آخر آیات این داستان.
نکته دیگر اینکه فرمود: (حکمت خیر کثیر است) با اینکه جا داشت به خاطر ارتفاع شأن و نفاست امر آن بطور مطلق فرموده باشد(حکمت خیر است) و این به آن جهت بود که بفهماند خیر بودن حکمت هم منوط به عنایت خدا و توفیق او است، و مساله سعادت منوط به عاقبت و خاتمه امر است، در مثل فارسى هم مى‌گویند (شاهنامه آخرش خوش است)، چون ممکن است خدا حکمت را به کسى بدهد، ولى در آخر کار منحرف شود، و عاقبتش شر گردد.
وَ مَا یَذَّکرُ إِلا أُولُوا الاَلْبَبِ
کلمه (الباب) جمع (لب) است، (ولب) در انسان‌ها به معناى عقل است، چون عقل در آدمى مانند مغز گردو است نسبت به پوست آن، و لذا در قرآن (لب) به همین معنا استعمال شده، و گویا کلمه عقل به آن معنائى که امروز معروف شده یکى از اسماء مستحدثه است، که از راه غلبه استعمال این معنا رابه خود گرفته، و بهمین جهت کلمه عقل هیچ در قرآن نیامده، و تنها افعال مشتق شده از آن در قرآن استعمال شده است، مانند (یعقلون).
کلمه (تذکر) که مصدر (یذکر) است به معناى منتقل شدن از نتیجه به مقدمات نتیجه، و یا منتقل شدن از مقدمات به نتیجه است، و آیه شریفه دلالت دارد بر اینکه به دست آوردن حکمت متوقف بر تذکراست، و تذکر هم متوقف بر عقل است، پس کسى که عقل ندارد حکمت ندارد، و ما در گذشته آنجا که سخن در ادراک‌هائى که در قرآن آمده داشتیم، درباره عقل چیرهائى گفتیم.

حسادت یهود به خاندان ابراهیم

[ویرایش]

در قرآن کریم به حسادت یهود به خاندان ابراهیم، به جهت اعطای حکمت به آنان از جانب خدا اشاره شده است، آنجا که می‌فرماید:
«‌أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَآ آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا؛ بلكه به مردم براى آنچه خدا از فضل خويش به آنان عطا كرده رشك مى‌ورزند در حقيقت ما به خاندان ابراهيم كتاب و حكمت داديم و به آنان ملكى بزرگ بخشيديم.»

← بیان تفسیری آیه مذکور


قضاوت‌هاى نادرست یهود از حسادت آنها نسبت به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و خـانـدانـش سـرچـشـمـه مـى‌گـیـرد و بـه هـمـیـن دلیل بى ارزش است، آنها بر اثر ظلم و ستم و کفران نعمت، مقام نبوت و حکومت را از دست دادنـد، و بـه هـمین جهت مایل نیستند این موقعیت الهى به دست هیچکس سپرده شود، و لذا نسبت بـه پـیـامـبـر اسلام (صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم) و خـانـدانـش کـه مشمول این موهبت الهى شده‌اند حسد می‌ورزند، و با آنگونه قضاوت‌هاى بى‌اساس می‌خواهند آبى بر شعله‌هاى آتش حسد خویش بپاشند (ام یحسدون الناس على ما آتیهم الله من فضله).
سـپس می‌فرماید: چرا از اعطاى چنین منصبى به پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم) و خـانـدان بنی هاشم تعجب و وحشت می‌کنید و حسد می‌ورزید در حالى که خداوند به شما و دودمـان آل ابراهیم، کتاب آسمانی و حکمت و دانش و حکومت پهناورى (همچون حکومت موسى و سلیمان و داود) داد، اما متأسفانه شما مردم ناخلف آن سرمایه‌هاى معنوى و مادى پرارزش را بـر اثـر شـرارت و قـسـاوت از دسـت دادیـد (فـقـد آتـیـنـا آل ابراهیم الکتاب و الحکمة و آتیناهم ملکا عظیما). از آنچه گفتیم روشن شد که منظور از (ناس) در (ام یحسدون الناس) پیامبر اسلام و خـانـدان او اسـت، زیـرا نـاس به معنى جمعى از مردم است، و اطلاق آن بر یک نفر (تنها شـخـص پـیـامـبـر) مـا دامـى کـه قـریـنـه‌اى در کـار نـبـاشـد جـایـز نـیـسـت بـه عـلاوه کلمه (آل ابراهیم) (خاندان ابراهیم) قرینه دیگرى است که منظور از ناس، پیامبر اسلام و خـانـدان او اسـت، زیـرا از قـریـنـه مقابله، چنین استفاده می‌شود که ما اگر به خاندان بنى هاشم چنین موقعیتى را دادیم تعجب ندارد، زیرا به خاندان ابراهیم نیز بر اثر شایستگى، آن همه موقعیت معنوى و مادى بخشیدیم.
در روایات مـتـعـددى کـه در مـنـابـع اهل تسنن و شیعه آمده است تصریح شده که منظور از (ناس) خاندان پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) می‌باشد:
از امام باقر (علیه‌السلام) در ذیـل ایـن آیـه چـنـیـن نـقـل شده است که فرمود: خداوند در خاندان ابراهیم پیامبران و انبیاء و پیشوایان قرار داد (سـپـس بـه یـهـود خـطـاب مـی‌کـند) چگونه حاضرید در برابر آن اعتراف کنید، اما درباره آل مـحـمـد (صـلى الله عـلیـه و آله و سلم) انکار می‌نمائید. و در روایت دیگرى از امام صادق (علیه السلام) مـی‌خـوانـیـم کـه دربـاره ایـن آیـه سـؤال کـردنـد فـرمـود: (نـحـن المـحـسـودون: یـعـنـى مـائیـم کـه در مـورد حـسد دشمنان قرار گرفته‌ایم).

پانویس

[ویرایش]
 
۱. بقره/سوره۲، آیه۲۶۹.    
۲. طباطبایی، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج۲، ص۶۰۷.    
۳. نساء/سوره۴، آیه۵۴.    
۴. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۳، ص۴۶۶.    


منبع

[ویرایش]
فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله «بهره‌مندان از حکمت».    



رده‌های این صفحه : حکمت | موضوعات قرآنی




جعبه ابزار