بنی تغلب

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بنی تغلب، قبیله‌ای مشهور از عرب شمالی که نسبشان به ربیعه، سپس به عدنان می‌رسد و گروه بسیاری از دانشمندان و شاعران و جنگاوران از آن برخاسته‌اند.


معرفی اجمالی

[ویرایش]

تَغْلِب، بَنی (در حالت منسوب تَغ‌لَبی به فتح لام)، قبیله‌ای مشهور از عرب شمالی که نسبشان به ربیعه، سپس به عدنان می‌رسد و گروه بسیاری از دانشمندان و شاعران و جنگاوران از آن برخاسته‌اند. در قرون نخستین اسلامی کتاب‌هایی درباره نسب و شجره‌نامه تغلبیان نوشته شده بود که هیچ‌یک از آن‌ها باقی نمانده است. تغلب بن وائل سه پسر به نام‌های غَنْم، اَوْس و عِمران داشت. اغلب بزرگان و مشاهیر تغلبی از نسل غنم بودند و در کتب انساب و شجره‌نامه‌ها منحصراً به این نسل توجه شده است. بکر بن عمرو بن غنم شش فرزند به نام‌های جُشَم، مالک، عمرو، ثَعلبه، معاویه و حارث داشت که به سبب شباهت چشم‌هایشان با چشم نوعی مار، اَراقِم (جمع اَرقم، نوعی مار خالدار) نام گرفتند. گروه‌های مختلفِ قبیله تغلب از نسل این شش تن بودند.
دیار ربیعه نام مسکن اصلی ایشان است که در حوالی سنجار و نصیبین قرار داشت و به دلیل همسایگی با مناطق مسیحی‌نشین رومی، بیشتر افراد قبیله مسیحی بوده‌اند. قبیله دیگری نیز از عرب قحطانی جنوبی که به تغلب بن علوان یمنی از نسل قضاعه منسوب‌اند، به این نام خوانده شده‌اند که البته اهمیت و گستردگی قبیله نخست را ندارند. تغلبیان را غلباوی و بنی غلبا هم گفته‌اند،
[۱۲] سویدی، محمدامین، سبائک الذهب، ج۱، ص۲۲۸، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
گرچه گاهی بنی غلبا را قبیله‌ای جداگانه فرض کرده‌اند.

← نام دثار


نام تغلب در اصل دثار بوده است و برای او از ۲ تا ۴ برادر شمرده‌اند، مشهور به بکر و غنز و شُخَیص و حارث که ۳ تن نخستین، سران قبیله‌های خود گردیدند و بعدها میان فرزندان و نوادگان دو قبیله بکر و تغلب ۴۰ سال پی در پی جنگ افتاد.
[۲۳] ابن مغربی، حسین بن علی، الایناس بعلم الانساب، ج۱، ص۶۵، چاپ ابراهیم ابیاری، بیروت ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
در برخی منابع، نام آن تغلب بنت وائل ضبط شده است، زیرا تغلب را اسم قبیله و مؤنث دانسته‌اند و به نظر برخی محققانِ معاصر، تغلب نام دختر وائل بوده است.
[۲۶] عطیة اللّه، احمد، القاموس الاسلامی، ج۱، ص۴۸۰، قاهره ۱۳۸۳ـ۱۳۹۶/ ۱۹۶۳ـ۱۹۷۶.
به کسانی که خود را به این قبیله منسوب می‌کردند، «تَغْلِبی» یا «تَغْلَبی» می گفتند،
گاه نیز آنان را «غَلباوی» (غَلباء: قدرتمند و پیروز) می خواندند.
[۲۹] ابن حائک همدانی، حسن بن احمد، الاکلیل، ج۱، ص۲۱۶، چاپ محمدبن علی أکوع، بغداد ۱۹۷۷.
تغلب، همراه با سه قبیله شیبان و إِیاد و بَهراء، یکی از چهار قبیله بزرگ و توانمند عرب به شمار می‌رفت.

← سرانجام


ابن سعید مغربی (متوفی ۶۸۵) نوشته است که سراسر جزیره ابن عمر و دیار ربیعه را گشته، اما کوچکترین اثری از تغلبیان به صورت قبیله‌ای نیرومند و مستقل عرب نیافته است. به عقیده اطرقجی
[۳۳] اطرقجی، رمزیه، تغلب و دور‌ها فی التاریخ، ج۱، ص۱۶۹، آداب الرافدین، (سپتامبر ۱۹۷۸).
از قرن نهم دیگر نامی از این قبیله پرآوازه یافته نشده است. برخی از قبایل دَواسِر وشَمَّر در عربستان خود را با قبیله تغلب مرتبط می‌دانند.
[۳۴] حمزه، فؤاد، قلب جزیرة العرب، ج۱، ص۱۵۸، ریاض (۱۳۵۲/ ۱۹۳۳).


مشاغل

[ویرایش]

تغلبیان، علاوه بر کشاورزی و دامپروری، تجارت نیز می‌کردند. گروهی از آنان که در جزیره فَرَسان، واقع در دریای سرخ، می‌زیستند، سالانه یک کاروان تجاری راهی حبشه می‌کردند.
[۳۶] ابن حائک همدانی، حسن بن احمد، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۹۶، چاپ محمدبن علی أکوع، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.
به نوشته یاقوت حموی تغلبیان در کَباث، واقع در دیار ربیعه، نیز بازار داشتند.

پیش از اسلام

[ویرایش]

تاریخ پیش از اسلام قبیله آکنده از جنگ‌های گوناگون وکشمکش‌های قبیله‌ای است و نخستین گزارش از ایشان در خبر لشکرکشی شاپور ساسانی (ذوالاکتاف) به عربستان آمده است که در بازگشت خود، به سرزمین تغلب میان عراق و شام حمله برد، چاه‌هایشان را بیاگند، بسیاری از ایشان را کشت و گروهی از آنان را به سوی جنوب (بحرین) کوچاند.
[۴۱] نولدکه، تئودُر، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ج۱، ص۱۱۱، ترجمه عباس زریاب، تهران، ۱۳۵۸ش.


← جنگ‌های بسوس


در گزارشی دیگر از جنگ‌های مداوم و متعدد ۴۰ ساله میان دو قبیله تغلب و بکر سخن می‌رود که در مجموع به جنگ‌های بسوس مشهور شد. علت جنگ، ظاهراً کشته شدن کُلَیب رئیس مستبد قبیله تغلب بود. دامنه این جنگ‌ها وسعت یافت و به شهرها نیز کشیده شد.
[۴۴] عبدالحمید، سعد زغلول، فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ص، ۳۱۴- ۳۱۵، بیروت، ۱۹۷۶م.
[۴۵] دلّو، برهان‌الدین، جزیرةالعرب قبل الاسلام، ج۲، ص۳۸۲ بب‌، بیروت، ۱۹۸۹م.

تغلبیان در عصر جاهلی جنگ‌های فراوانی با قبایل عرب، بویژه با قبیله بکر بن وائل، به راه انداختند. آنان در قرن پنجم میلادی زیر سلطه حاکمان کِندَه، دست نشاندگان پادشاهان حِمْیَریِ یمن، بودند.
[۴۷] اطرقجی، رمزیه، تغلب و دور‌ها فی التاریخ، ج۱، ص۱۵۸، آداب الرافدین، (سپتامبر ۱۹۷۸).
بر اثر سختگیری‌های عاملان و حاکمان یمنی بر قبایل ربیعه و از جمله تغلب، یکی از بزرگان تغلب به نام ربیعه بن حارث، قبایل ربیعه را متحد کرد و به مصاف یمنی‌ها رفت، اما شکست خورد. پس از وی پسرش، کُلَیْب، رهبریِ تغلب و ربیعه را به عهده گرفت و با متحدکردن عرب‌های عدنانی، قبایل قحطانی یمن را در نبرد خزاز (خَزازی) شکست داد و سلطه حاکمان یمنی را از بین برد.
[۵۲] ابوعبیده، معمربن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۲۹ـ۳۴، چاپ عادل جاسم بیاتی، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
کلیب، که ستمگری پیش گرفته بود، در حدود ۴۹۶ میلادی به دست جَسّاس بن مُرّه، از قبیله بکر، کشته شد. این واقعه موجب بروز جنگی چهل ساله (بَسوس) میان بکر و تغلب
[۵۷] ابوعبیده، معمربن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۱۶۵ـ۱۷۰، چاپ عادل جاسم بیاتی، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
و سبب ضعف تغلبیان شد؛ به طوری که پس از آن تحت سلطه پادشاه کنده، حارث بن عمرو (حک: ۴۹۵ـ۵۳۱ میلادی)، در آمدند.

←← صلح بکر و تغلب


حارث پس از تسلط بر حیره، مرکز امارت لخمیان، دو فرزند خود، شُرَحْبیل و سَلمه، را فرمانروا کرد؛ شرحبیل را فرمانروای قبیله بکر و سلمه را فرمانروای قبیله تغلب.
[۶۰] ابوعبیده، معمربن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۴۶ـ۴۷، چاپ عادل جاسم بیاتی، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
این اقدام از جنگ و دشمنی میان این دو قبیله جلوگیری نکرد
[۶۲] ابوعبیده، معمربن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۴۵ـ ۶۵، چاپ عادل جاسم بیاتی، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
تا این‌که در اواسط قرن ششم میلادی عَمرو بن هند (حک: ۵۵۴ ـ ۵۷۴ میلادی)، که با حمایت انوشیروان ساسانی (حک: ۵۳۱ ـ ۵۷۹ میلادی) به امارت حیره رسیده بود، در محلی به نام ذوالمجاز در نزدیکی مکه، موفق شد میان دو قبیله بکر و تغلب صلح برقرار کند،
[۶۷] سالم، سیدعبدالعزیز، تاریخ العرب فی عصر الجاهلیة، ج۱، ص۳۱۹، (اسکندریه) ۱۹۸۸.
اما به علت اهانت به تغلبیان، شاعر مشهور تغلبی، عمرو بن کلثوم، او را به قتل رساند.
[۶۸] ابوعبیده، معمربن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۶۰۵ـ۶۰۷، چاپ عادل جاسم بیاتی، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.

تغلبیان در نبردِ ذی قار در اوایل قرن هفتم میلادی نیز شرکت داشتند و در کنار ایرانیان با قبایل بکر و شیبان جنگیدند.
[۷۱] ابوعبیده، معمربن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۴۸۹ـ۵۰۲، چاپ عادل جاسم بیاتی، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
[۷۵] ابوعبیده، معمربن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۴۵۵ـ۴۵۶، چاپ عادل جاسم بیاتی، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
[۷۶] ابوعبیده، معمربن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۴۷۷ـ۴۸۰، چاپ عادل جاسم بیاتی، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
[۷۷] ابوعبیده، معمر بن مثنی، دیوان النقائض، ج۱، ص۱۷۲، بیروت ۱۹۹۸.
[۷۸] ابوعبیده، معمر بن مثنی، دیوان النقائض، ج۱، ص۳۹۱ـ۳۹۳، بیروت ۱۹۹۸.


← علت جنگ‌ها


در تعلیل این جنگ‌ها باید به ساخت اقتصادی زندگی قبیله‌ای و وابستگی آنان به زمین، چراگاه و چاه‌های آب توجه کرد. آن‌گونه که برمی‌آید، بنی تغلب با قدرت یافتن در دوره‌ای معین، همه منابع اقتصادی موجود را از آن خود کرده، بکریان را از آن محروم ساخته بودندکه‌ موجب کینه و دشمنی افراد دو قبیله ــ که با هم نسبت خونی و فامیلی هم داشتند ــ گردید چنان‌که جابه‌جایی‌های مکانی نیز مؤید همین نظر است و نشان می‌دهد که قبایل در پی دست‌یافتن به زمین و منابع جدید حیات به جنگ و تحرک می‌پرداختند.
[۸۹] پیگولوسکایا، ن و، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ج۱، ص۳۳۶، ترجمه عنایت‌الله رضا، تهران، ۱۳۷۲ش.
سرانجام به وساطت قیس بن شراحیل (شرحبیل)، میان دو قبیله صلح شد. آن‌گاه منذر بن ماءالسماء پسر خود عمرو بن هند را به ریاست هر دو قبیله گماشت و با نیروی آنان با قبیله بنی آکل‌المرار جنگید و پیروز شد. بنی تغلب به سوی شام رفتند و پیدا نیست که چرا دوباره میان دو قبیله جنگ شد. آنچه برمی‌آید این است که حارث فرمانروای غسان بر تغلبیان فرود آمد و قصد کوبیدن ایشان داشت که خود شکست یافت و گریخت.
[۹۱] ابوعبیده، معمربن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۵۷۹-۵۸۰، به کوشش عادل جاسم بیاتی، بغداد، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
از آن پس، بنی تغلب برای بقا و تثبیت موقعیت و برتری خود بر بکریان و دیگران، خود را به منذر نزدیک ساختند و در جنگ اُواره اول در ۵۵۴م که بکریان به شدت سرکوب و کشته شدند، در خدمت او بودند.
[۹۵] جادالمولی، محمد احمد و دیگران، ایام العرب فی الجاهلیة، ج۱، ص۹۹، ریاض، ۱۳۶۱ق/۱۹۴۲م.


← پیمان با امرای حیره


در حوالی ظهور اسلام ــ که به پس از اسلام نیز نسبت داده شده است ــ تغلبی‌ها را هم‌پیمان امرای حیره ــ که به ساسانی‌ها متمایل بودند ــ می‌یابیم. اما ظاهراً تغلبیان، دیگر مایل به شرکت در منازعات قدرتمندان نبودند و به همین سبب از سوی عمرو بن منذر سرکوب شدند،
[۹۸] پیگولوسکایا، ن و، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ج۱، ص۲۵۷، ترجمه عنایت‌الله رضا، تهران، ۱۳۷۲ش.
نیز از تسلط معدی‌کرب بن حارث بر آن آگاهی داریم. زمانی هم، کلیب و مهلهل از سران قبیله به اسارت زهیر بن جناب افتادند که ربیعة بن مُرّه پدر آن دو در حمله انتقامی آنان را آزاد کرد. به هر صورت تاریخ پیش از اسلام بنی تغلب پر از شرح جنگ‌هایی از این قبیله است که در بعضی از آن‌ها ورود قبیله صرفاً به علت قرار گرفتن در میان قدرت‌های بزرگ زمان بوده است.
[۱۰۲] نولدکه، تئودُر، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ج۱، ص۵۰۲-۵۰۳، ترجمه عباس زریاب، تهران، ۱۳۵۸ش.


پس از اسلام

[ویرایش]

هنگام ظهور اسلام و قدرت یافتن مسلمانان و در دوران خلفا، بنی تغلب بیش‌تر در موضع مقابل و مخالف قرار می‌گرفتند و در ایجاد حوادثی چند نقش داشتند. در نخستین سال‌های اسلام ۱۶ نفر تغلبی مسلمان و مسیحی برای عقد پیمان با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به حضور رسیدند و مسیحیانشان تعهد کردند فرزندان خود را به آیین مسیحیت در نیاورند. برخى قدما گفته‌اند: اگر مسلمانان قدرت را به دست گیرند و بر قیام به حق گرد هم آیند، بنى تغلب را بر آیین خود تأیید ‌نمى‌كنند و از آنان جزیه نمى‌گیرند؛ زیرا آنان شرطى را كه رسول خدا (صلّى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم)، مبنى بر وادار نكردن فرزندان خود بر آیین مسیحیت، با ایشان كرده بود زیر پا نهادند. نیز پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بر یکی از سران این قبیله به نام جرّار اسلام عرضه کرد که وی نپذیرفت، پس زیدالخیل، شاعر جنگاور را به جنگ او فرستاد و او به دست زید کشته شد.
در نبرد‌های نخستین دوره فتوحات اسلامی، تغلبیان گاه در کنار ساسانیان و رومیان با مسلمانان می‌جنگیدند و گاهی نیز به مسلمانان یاری می‌رساندند.
[۱۱۱] واقدی، محمدبن عمر، تاریخ فتوح الجزیره و الخابور و دیار بکر و العراق، ج۱، ص۶۵، چاپ عبدالعزیز فیاض حرفوش، دمشق ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
[۱۱۲] واقدی، محمدبن عمر، تاریخ فتوح الجزیره و الخابور و دیار بکر و العراق، ج۱، ص۱۳۵ـ۱۳۶، چاپ عبدالعزیز فیاض حرفوش، دمشق ۱۴۱۷/۱۹۹۶.


← جنگ با خلیفه اول


در ۱۱ق/۶۳۲م زنی سجاح نام از گروندگان به مسیلمه کذاب، به دعوی پیامبری برخاست و سران بنی تغلب از او هواخواهی کردند و درصدد جنگ با ابوبکر خلیفه اول برآمدند. در۱۲ق جنگ عین‌التّمر واقع شد که طی آن خالد بن ولید سردار مسلمانان با مهران پسر بهرام چوبین می‌جنگید که در سپاه خود بسیاری عرب از جمله از بنی‌تغلب شرکت داشتند. شکست در سپاه ایران افتاد و عقّة بن عقّه سردار تغلبی سپاه ایران نیز کشته شد. سپس ربیعة بن بحیر به انتقام عقه برخاست که بازهم شکست نصیب تغلبی‌ها شد و دختر ربیعه نیز به اسارت مسلمانان درآمد که علی (علیه‌السلام) او را خرید و از او صاحب دو فرزند به نام‌های عمر و رقیه شد.
بار دیگر و در همان سال بنی تغلب در مخالفت با خالد که به سمت شام می‌رفت، به طرفداری از سپاه روم جنگیدند و شکست یافتند. در یک مورد نادر در ۱۳ق، در جنگی میان ایرانیان و مسلمانان، گروهی از تغلبیان مسیحی به کمک سردار عرب مثنی آمدند. از سوی دیگر گروهی از بنی تغلب ساکن نواحی کباث، صفین و انبار از فرمان عاملان مثنی سرپیچیدند، اما از سوی او سخت گوشمال یافتند و بسیاری از ایشان هنگام فرار از مهلکه در دجله غرق گردیدند. در ۱۶ق، مردی به نام انطاق به مخالفت با مسلمانان برخاست و گروهی از جمله رومی‌ها و مسیحیان بنی تغلب را با خود همراه ساخت. مسلمانان برای دفع او به فتح تکریت رفتند. بنی تغلب همراه رومیان چون به برتری مسلمانان پی بردند، امان خواستند تا به آنان بپیوندند که به شرط پذیرش اسلام به آنان امان داده شد. در این جنگ تنها همین عده از بنی تغلب جان بدر بردند.

← پرداخت جزیه


در ۱۷ق، پس از آن‌که فتوحات مسلمانان در زمان خلیفه عمر مسلم شد، بنی تغلب در وضع خاصی قرار گرفتند. همراه گروهی که برای روشن شدن وضع سرزمین‌های گشوده شده نزد عمر می‌رفتند، یک تن نیز به نمایندگی بنی تغلب وجود داشت.
حکومت اسلامی، بنى تغلب را همچون دیگر مسیحیان، به انتخاب یكى از سه امر، آزاد گذاشت: ۱) اسلام‌آوردن، ۲) ماندن بر آیین خود و پرداخت جزیه، ۳) جنگیدن. بر این اساس، بنى تغلب هرچند عرب بودند لیكن در صورت بقا بر مسیحیت ملزم به پرداخت جزیه شدند. نظر عمر از آغاز آن بود که بنی تغلب یا باید مسلمان شوند که در این صورت مالیات‌های اسلامی همچون خمس و زکات و خراج زمین خواهند پرداخت و یا جزای مسلمان نشدن یعنی جزیه بپردازند، چراکه برای سکنه خارج از سرزمین اصلی عربستان اسلام اجباری نبود؛ اما از بیم آن‌که این قبیله به سپاه غیرعرب بپیوندند، سرانجام عمر پذیرفت که آنان مبلغ جزیه را به عنوان صدقه اسلامی به‌طور مضاعف بپردازند، البته به شرط آن‌که نوزادان خود را به آیین مسیحی درنیاورند.
بنی تغلب این قرار را پذیرفتند و همراه سعد وقاص سردار عرب به مدائن و کوفه مهاجرت کردند تا این مالیات از ایشان، چه مسیحی، چه مسلمان به‌طور یکسان گرفته شود. آنگاه عمر، ولید بن عقبه را بر امر صدقه ایشان مأمور ساخت. ولید به فتح جزیره آغاز نمود و بر بنی تغلب فرود آمد و از همان آغاز به سخت‌گیری پرداخت و از آنان جز اسلام نمی‌پذیرفت. ایستادگی قبیله موجب نامه‌نگاری به عمر شد و عمر رأی سابق خود را تکرار کرد. پس بعضی به اسلام و بعضی به جزیه راضی شدند. عمر چون از یک‌سو دوگانگی نظر بنی تغلب در اجرای دستور خود را دید و از سوی دیگر سخت‌گیری ولید را به سود و مصلحت نمی‌دید، او را برکنار ساخت و کسانی دیگر را به این کار برگماشت.

← دوران امام علی


این دوگانگی در امر سیاسی ـ اجتماعی قبیله، در دوران امام علی (علیه‌السلام) نیز پیداست. در ۳۶ق/۶۵۶م، گروهی از بنی تغلب به امام علی (عليه‌السلام) گرایش یافتند. سپاه معاویه به همین سبب در حوالی صفین و دارا بر قبیله تاختند و غارت کردند و ۸ نفر اسیر گرفتند. بنی تغلب نیز گرد آمدند و به تلافی بر لشکر شام حمله کردند و غنیمت یافتند.
در عین حال شماری هم به معاویه گرایش پیدا کردند و به سوی او رفتند و از او آزادی آن ۷ یا ۸ نفر اسیر را خواستند که موافقت نکرد. پس در راه بازگشت، فرستاده امام علی (عليه‌السلام) را دیدند که به موصل می‌رفت که او آن‌ها را شماتت کرد و درنتیجه جنگی واقع شد و فرستاده امام (عليه‌السلام) کشته شد. اما امام علی (عليه‌السلام) از خطای ایشان به سبب بازگشتشان چشم پوشید. گزارشی از پیوستن گروهی از بنی تغلب به امام حسین (علیه‌السلام) نیز دردست است که برخی از آنان همراه ایشان شهید گشتند.
عصبیت و جنگ‌های قبیله‌ای و نیز جنگ با عاملان حکومتی همچنان در میان بنی تغلب ادامه داشت. بیشترین جنگ‌های قبیله‌ای ــ که علت آن‌ها را سروری و برتری قبیله‌ای بر دیگری نوشته‌اند
[۱۵۳] شمیسانی، حسن، مدینة ماردین، ج۱، ص۵۷-۶۱، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
ــ میان قبیله قیس و بنی تغلب روی داده که برخی از آن‌ها بزرگ و مهم بوده که همانند دوران پیش از اسلام نام‌گذاری شده‌اند، ازجمله یوم ماکسین و یوم ثرثار.
[۱۵۵] غندور، محمدیوسف، تاریخ جزیرة ابن عمر، ج۱، ص۴۱-۴۲، بیروت، ۱۹۹۰م.
نیز جنگی در ۷۷ق/۶۹۶م و جنگی هم در ۱۰۶ق/۷۲۴م در بروقان بلخ میان قبیله و نصربن سیار عامل امویان در خراسان روی داد که گزارش شده است.

← دوران اموی و عباسی


در سال ۳۹، گروهی از آنان از علی (علیه‌السلام) و از معاویه جدا شدند و در نواحی موصل اقامت گزیدند. در دوره اموی و عباسی نیز تغلبیان در برخی حوادث مهم سیاسی و جنگ‌ها نقش داشتند.
[۱۶۳] ازدی، یزیدبن محمد، تاریخ الموصل، ج۱، ص۲۶۷ـ ۲۶۸، چاپ علی حبیبه، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
[۱۶۴] ازدی، یزیدبن محمد، تاریخ الموصل، ج۱، ص۲۸۱ـ۲۸۳، چاپ علی حبیبه، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
در سال ۲۱۴، یکی از تغلبیان به نام مالک بن طوق بن مالک بن عتّاب، والی موصل شد.
[۱۶۶] ازدی، یزیدبن محمد، تاریخ الموصل، ج۱، ص۳۹۵ـ۳۹۶، چاپ علی حبیبه، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷.

در زمان عباسیان در جریان جمع‌آوری صدقات بنی تغلب، روح بن صالح همدانی عامل هارون‌الرشید کشته شد که به تلافی آن گروه بسیاری از افراد قبیله کشته و اسیر شدند. در دوران متوکل عباسی، سیاستی در پیش گرفته شد تا سرزمین‌های قبیله که در اثر جنگ‌های بی‌شمار آن‌ها رو به ویرانی نهاده بود، مصون بماند.
[۱۶۸] غندور، محمدیوسف، تاریخ جزیرة ابن عمر، ج۱، ص۵۷-۵۹، بیروت، ۱۹۹۰م.
[۱۶۹] شمیسانی، حسن، مدینة ماردین، ج۱، ص۷۲، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
در سال‌های ۲۶۷ و ۲۸۰ و ۲۸۲ق، قبیله بنی تغلب پناه دهنده و یاری‌رسان هارون یکی از سران خوارج بود.
آخرین درگیری گزارش شده از بنی تغلب با عاملان حکومت، مربوط به حمدانیان است که در ۳۲۷ق/۹۳۹م اتفاق افتاد. حمدانیان شاخه‌ای از بنی تغلب بودند که حکومتی محلی در موصل پایه‌گذاری کردند. مکتفی خلیفه عباسی ابوالهیجاء عبدالله بن حمدان را در ۲۹۲ق/۹۰۵م حاکم موصل ساخت
[۱۷۴] خواندمیر، غیاث‌الدین، حبیب السیر، ج۲، ص۵۴۶، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ۱۳۳۳ش.
و بازماندگان او حکومت را در خانواده حفظ کردند و گستره حکومت ایشان تا جزیره و حلب رسید و تا ۴۳۰ق/۱۰۳۹م باقی بودند.
[۱۷۵] سویدی، محمدامین، سبائک الذهب، ج۱، ص۲۳۳، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.


← حمله مغولان


وقتی در ۶۸۱ق/۱۲۸۲م مغول‌ها برای بار دوم به شام حمله کردند و پیروزی ایشان نزدیک شد، بنی تغلب ناگهان از کمین بیرون جستند و بر سمت چپ سپاه مغول تاختند که مغولان شکست خورده، فرار کردند.
[۱۷۶] ابن عبری، غریغوریوس، تاریخ مختصر الدول، ج۱، ص۲۸۸، بیروت، ۱۹۵۸م.
مجموعه این گزارش‌ها نشان می‌دهد که افراد این قبیله همواره خوی جنگجویی خود را حفظ کرده، و در تمام این سال‌ها در مقر اصلی خویش، یعنی سرزمینی نزدیک شام و یا در جاهای دیگری به حکم حکومت‌های وقت کوچانده یا کوچیده‌اند، و قدرت قبیله‌ای خود را از دست نداده بوده‌اند.

شعبه‌ها

[ویرایش]

شعبه‌های بسیاری از اصل قبیله بنی تغلب جدا شده‌اند که هریک نام خاصی یافته‌اند، هرچند در کتاب‌های تاریخ گاه نام شاخه را برده‌اند و گاه آن‌ها را به نام ریشه خود بنی تغلب نامیده‌اند. مهم‌ترین این شعبه‌ها عبارت‌اند از: بنی عِکَب که خود به دو شاخه بنی عدی و بنی کنانه تقسیم شده‌اند، بنی وحد، بنی حمدان، بنی عتاب، بنی فَدَوْکَس، اراقم که خود جمع چند شاخه است، بنی شعبه و جز آن.
[۱۸۳] ابن عنبه، احمد، الفصول الفخریة، ج۱، ص۶۱، به کوشش جلال‌الدین محدث ارموی، تهران، ۱۳۴۷ش.
[۱۸۴] سویدی، محمدامین، سبائک الذهب، ج۱، ص۲۳۳، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
گروهی از بنی تغلب در دوره جاهلیت به مصر کوچیدند و با قبطیان درآمیختند که نسل جدیدی از این آمیزش پیدا شد.

پراکندگی جغرافیایی

[ویرایش]

چنین برمی‌آید که قبیله تغلب همراه تیره‌های دیگر ربیعه نخست از تهامه برآمده‌اند و اندک‌اندک از آن‌جا به حجاز و نجد و بحرین گسترده شده‌اند.
[۱۸۸] جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۴۹۰، بیروت ۱۹۷۶ـ ۱۹۷۸.
[۱۸۹] اطرقجی، رمزیه، تغلب و دور‌ها فی التاریخ، ج۱، ص۱۵۵، آداب الرافدین، سپتامبر ۱۹۷۸.
جنگ‌های طولانی قبیله‌ای میان بکر و تغلب از عوامل کوچیدن هر دو قبیله در زمان‌های مختلف به شمال بوده است، چنان‌که تا اطراف جزیره فراتیه رسیدند و گروه‌هایی از آنان در سمت و سوی سنجار و نصیبین ساکن شدند. مسکن جدید آن‌ها واقع در میان موصل به طرف رأس عین و نصیبین و خابور است که به دیار ربیعه مشهور شد و مسکن مشترک تغلبی‌ها و بکری‌ها گردید. تغلبی‌ها بیش‌تر در ثرثار میان سنجار و تکریت پخش شدند. مرغوبیت زمین در آن نواحی و آب فراوان رودهای دجله و فرات و خابور از جاذبه‌های قطعی آن برای اسکان دائمی قبیله به‌شمار می‌رفته است.
[۱۹۱] شمیسانی، حسن، مدینة ماردین، ج۱، ص۵۶-۵۷، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
[۱۹۲] غندور، محمدیوسف، تاریخ جزیرة ابن عمر، ج۱، ص۴۲، بیروت، ۱۹۹۰م.
دیار ربیعه البته سرزمین وسیعی بود با شهرها و آبادی‌های بسیار که در مآخذ گوناگون به مناسبت جنگ‌ها یا حوادث دیگر نام آن‌ها برده شده است، ازجمله جزایر فرسان؛ موضع العقارب، حوالی نصیبین که مسکن اصلی آل حمدان بود؛ حوالی جبل سنجار؛ و نیز اطراف سواد عراق میان بلد بکر و بلد قضاعه و جزیره ابن عمر
[۱۹۶] هورینی، نصر، شرح دیباچة القاموس، ص۳۸۴.
همچنین شهر رحبه در کرانه رود فرات،
[۱۹۷] سویدی، محمدامین، سبائک الذهب، ج۱، ص۲۲۸، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
جزیره فراتیه، ماردین و دارا،
[۱۹۹] شمیسانی، حسن، مدینة ماردین، ج۱، ص۷۲، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
وادی ظبی بر فرات و الاَحَصّ.
[۲۰۰] سرحانی، سلطان طریخم مذهن، جامع انساب قبائل العرب، ج۱، ص۳۵، دوحه، دارالثقافه.

تغلبیان در قرن هفتم در بادیة الشام و نواحی دیگر پراکنده شدند.
[۲۰۱] اطرقجی، رمزیه، تغلب و دور‌ها فی التاریخ، ج۱، ص۱۶۹، آداب الرافدین، (سپتامبر ۱۹۷۸).
گروهی از بنی تغلب در ۱۹۹ق/۸۱۵م، دیر اعلی در ارتفاعات شمال موصل مشرف بر دجله را مسکن خود ساختند
[۲۰۲] ازدی، یزید، تاریخ الموصل، ج۱، ص۳۳۸، به کوشش علی حبیبه، قاهره، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
و برخی در سُکَیر، ماکسین، شرعبیه و شهرهای کنار رود خابور ساکن گردیدند. حمله انتقامی شاپور دوم به اعراب که پس از قدرت‌نمایی، به آشتی او با بنی تغلب انجامید، گروهی از آنان را به کرمان، تَوّج و اهواز کوچاند.
[۲۰۷] نولدکه، تئودُر، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ج۱، ص۱۱۸، ترجمه عباس زریاب، تهران، ۱۳۵۸ش.
با بنای شهر کوفه در ۱۷ق/۶۳۸م، گروهی تغلبی به آن‌جا مهاجرت کردند. نیز از سکونت تیره‌هایی از این قبیله در بحرین نشان‌هایی دردست است که تا زمان سلجوقیان همراه با جنگ و غلبه آنان بر قبایل دیگر بوده، و پس از آن به موضع ضعف افتاده‌اند.

← علت پراکندگی و مهاجرت


درباره تاریخ این مهاجرت‌ها و علت‌های آن اختلاف نظر وجود دارد. برخی مورخان علت پراکنده شدن تغلبیان و بویژه مهاجرت آنان به دیار ربیعه را جنگ بَسوس دانسته‌اند که در حدود ۵۳۰ میلادی بین آنان و پسرعموهایشان (قبیله بکربن وائل) رخ داد و به شکست تغلبیان انجامید.
[۲۱۶] ابوعبیده، معمربن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۱۶۵ـ۱۷۰، چاپ عادل جاسم بیاتی، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
اما به نوشته طبری، دسته‌هایی از تغلبیان در اواسط قرن چهارم میلادی ساکن دیار ربیعه بودند و شاپور ذوالاکتاف (۳۱۰ـ۳۷۹ میلادی) به آنان حمله کرد.
[۲۲۰] ابن حائک همدانی، حسن بن احمد، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۲۴۶، چاپ محمدبن علی أکوع، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.


عقاید و آداب و فرهنگ

[ویرایش]

پراکندگی تیره‌های گوناگون قبیله در مکان‌های مختلف و مدت زمانی که بر آن گذشته بود، از دوران زندگی در جنوب عربستان تا موج‌های مهاجرتی که در اثر جنگ‌ها و جست‌وجوی زمین‌های مناسب‌تر برای زندگی به سوی شمال به وقوع پیوست، تغلبیان را همواره در معرض آشنایی با عقاید و فرهنگ مردمان مختلف قرار داد که بر آن‌ها تأثیر نهاد. در گذشته‌های دور آنان نیز همانند دیگر قبایل داخلی عربستان بت‌پرست بودند. وجود نام عبد یغوث در میان قبیله نشان از آن دارد که یغوث یکی از بت‌های آنان بوده است.
[۲۳۵] دلّو، برهان‌الدین، جزیرةالعرب قبل الاسلام، ج۲، ص۱۸۶، بیروت، ۱۹۸۹م.
اوال بتی بود که به تغلب و بکر هر دو تعلق داشت.
[۲۳۶] زکی پاشا، احمد، تکمله بر الاصنام کلبی، ج۱، ص۱۰۷، قاهره، ۲۰۰۰م.
بنی تغلب نیز همانند بیش‌تر اعراب جاهلی کعبه‌هایی داشتند که به احتمال قوی خانه بت‌های آنان بوده، و به دور آن طواف می‌کرده‌اند.

← لقب مستعرب


اینکه بنی تغلب را مستعرب خوانده‌اند، نه به دلیل نژاد و نسب، بلکه به سبب سکونت آن‌ها در سرزمین‌های نزدیک به روم شرقی است و اختلاطی که به ناگزیر با رومیان یافتند، چنان‌که تأثیر آن در فرهنگ و لهجه ایشان پیدا ست. جزیره ابن عمر در شمال بین‌النهرین در سده ۲ق به دست حسن بن عمر تغلبی پدید آمد و برای سده‌ها از رونق اقتصادی برخوردار بود و همچنین مسیحیت در آن رونقی داشت. چند روحانی مشهور مسیحی نیز از این شهر برخاستند، ازجمله: اسقف عثمان تغلبی، اسقف داوود و اسقف یوحنا.
[۲۳۹] غندور، محمدیوسف، تاریخ جزیرة ابن عمر، ج۱، ص۲۳۰، بیروت، ۱۹۹۰م.
[۲۴۰] غندور، محمدیوسف، تاریخ جزیرة ابن عمر، ج۱، ص۲۵۹، بیروت، ۱۹۹۰م.
[۲۴۱] غندور، محمدیوسف، تاریخ جزیرة ابن عمر، ج۱، ص۳۳۷، بیروت، ۱۹۹۰م.

قبیله بنى تغلب، پیش از ظهور اسلام همراه دو قبیله عرب دیگر به نام «تنوخ» و «بهراء» به آیین مسیحیت گرویدند. بدین جهت به سه قبیله یاد شده، مسیحیان عرب گفته مى‌شود.

← نفوذ مسیحیت


پس از آغاز حرکت قبیله به سوی شمال تا سرحدات ایران و روم در شام، و مجاورت با مناطق مسیحی‌نشین، بیشتر آنان را پیرو مسیحیت ساخت، چراکه شام مسکن مسیحیان رومی یا تحت سیطره رومیان بود و از غرب به مصر و حبشه راه داشت که مسیحیت در آن‌جا نیز رسوخ کرده بود و در شرق نیز آل منذر که در مرز ایران و عربستان حکومت می‌کردند، نیز مسیحی بودند؛ با این‌همه، به دقت نمی‌توان تاریخی برای نفوذ مسیحیت در قبیله تعیین نمود. گفته شده است که احودمه یا احودمی یکی از شاگردان یعقوب در میان تغلبیان آیین مسیحیت را تبلیغ می‌کرد. نکته‌ای که بسیار اهمیت دارد این است که دولت روم شرقی یا بیزانس سخت اهتمام داشت که قبایل ساکن در قلمرو دولت خود را مسیحی سازد، زیرا در این صورت زمینه روحی و روانی کاملاً مناسبی برای تثبیت سلطه خود بر آنان فراهم می‌آمد از این‌رو نه تنها قبیله تغلب، بلکه همه قبایلی که به شام مهاجرت کردند، مسیحی شدند. این قبایل نزد نسب‌شناسان عرب به عرب‌های متنصر معروف شدند تا میان آنان با عرب‌های بت‌پرست تمایزی باشد.
گروهی از تغلبیان مسیحی در جزایر فَرَسان دارای کلیسا بودند و آیین‌های خویش را در آن‌جا اجرا می‌کردند.
[۲۵۱] ابن حائک همدانی، حسن بن احمد، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۹۶، چاپ محمدبن علی أکوع، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.
به عقیده برخی، تغلبیان در صدر اسلام، برای حفظ عادات و رسوم جاهلی و استمرار شراب‌خواری خود به مسیحیت گرویدند و از این‌رو جزو اهل کتاب شمرده نمی‌شدند. در سال نهم هجری مسیحیان بنی تغلب، نزد پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) رفتند و متعهد شدند که در ازای باقی ماندن بر مسیحیت، فرزندانشان را به این دین در نیاورند. پس از رحلت پیامبر، تغلبیان جزو قبایلی بودند که مرتد شدند و پس از مقاومت‌های فراوان، مسلمانان آنان را سرکوب کردند.

← تفاوت با قبایل عرب


بنی تغلب از بسیاری جهات با دیگر قبایل عرب متفاوت گشتند و آداب خاص خود را که به رسوم و سنن مسیحیان نزدیک‌تر بود، یافتند؛ مثلاً گوشت خوک می‌خوردند که در دوران جاهلیت اعراب بدوی نیز از آن کراهت داشتند. این تفاوت‌ها گاه باعث می‌شد شیوخ مسیحی تغلبی مورد تمسخر افراد قبایل دیگر، به‌ویژه دشمنان و حریفان جنگی خود قرار گیرند. با ظهور اسلام بسیاری از تغلبی‌ها مسلمان شدند؛ ازجمله سجاح، زنی که دعوی پیامبری کرد و فتنه‌ای برانگیخت، نیز سرانجام پس از آن‌که چندسالی در میان بنی تغلب ماند و پیروانی یافت در زمان معاویه و پس از قلع و قمع شدن طرفدارانش اسلام آورد.

شعر و ادبیات و شاعران

[ویرایش]

ادبیات قبیله بنی تغلب از یک‌سو مانند دیگر قبایل عرب بر شعر استوار بود و از سوی دیگر به علت خروج از سرزمین اصلی عربستان و سکونت در مرزهای روم و ایران برخی تأثیرات از آنان پذیرفته بود. شعر، همچون همه قبایل جاهلی، در بنی تغلب جایگاهی ویژه داشت، چراکه قبیله در پرتو الهامات شعرا راه صواب می‌یافت که گاه شاعری با یک بیت شعر بر شأن و مرتبت قبیله می‌افزود یا از آن می‌کاست. در قبیله‌ای مانند بنی تغلب که پیشینه درازش همه در جنگ سپری شده بود، کشته‌ها داده، و از افرادش شجاعت‌ها سرزده بود، از موضوعات مهم شعر بدوی، وصف و مدح و رثا و فخر و هجا بیشترین جایگاه را داشت. مهلهل را در رثا، و عمروبن کلثوم را در فخریه‌سرایی از شاعران مشهور شمرده‌اند.
[۲۶۸] فاخوری، حنّا، تاریخ ادبیات زبان عربی، ج۱، ص۴۲، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، ۱۳۷۴ش.

دانشمندان زبان و واژه‌شناسان عرب همواره به شعر و گویش قبایل برای شناخت معنی و اِعراب واژه‌ها استشهاد کرده‌اند. با این‌که شاعران بزرگی از بنی تغلب برخاستند، به سبب آن‌که زبان و لهجه آنان در اثر مجاورت با مردم مناطق رومی و مسیحی‌نشین، با زبان قبایل داخلی اندک تفاوتی پیدا کرده بود، به شعر و لغت ایشان مراجعه نمی‌کردند. نیز گفته شده که بنی‌تغلب به زبان عبری متنهایی می‌خوانده‌اند، اگرچه معلوم نشده است که چه متنهایی به عبری می‌خوانده‌اند؛ اما پیداست که سخن از متون مذهبی مسیحی است که آن هم به سریانی بوده که به سهو یا به عمد عبرانی گفته شده است.

← دوره جاهلی


از میان قبیله تغلب، شاعران فراوانی در عصر جاهلی ظهور کردند که برخی از مشهورترین آنان عبارت‌اند از: مُهَلْهِل بن ربیعه، اولین قصیده سرای عرب؛ عَمرو بن کَلْثوم، صاحب یکی از معلقات سبع؛ کُلَیْب بن ربیعه؛ أَخْنَس بن شهاب معروف به فارس عصا؛ سَلَمه بن خالدبن کعب معروف به سفّاح؛ صُرَیْم بن مَعْشَر معروف به اُفنون؛ جابربن حُنَی، بِشر بن سواده معروف به ابن سَلْوَه؛ و عَمیره بن جُعَل.
[۲۷۸] ابن نباته، محمد بن محمد، سرح العیون فی شرح رسالة ابن زیدون، ج۱، ص۹۲ـ ۹۳، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۳/ ۱۹۶۴.
برخی شاعران زن این قبیله به شهرت رسیدند.
از شاعران مشهور نخست باید از مهلهل (عدی بن ربیعه) نام برد که خود رئیس قبیله یود و جنگ‌های ۴۰ ساله را همو رهبری می‌کرد. گفته‌اند که او نخستین کس در سرودن قصیده است و نیز فرزدق شاعر می‌گوید او نخستین کسی است که شعر عرب را روانی و سلاست بخشید.
[۲۸۴] فاخوری، حنّا، تاریخ ادبیات زبان عربی، ج۱، ص۴۹-۵۱، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، ۱۳۷۴ش.
دیگر عمرو بن کلثوم که نوه دختری مهلهل است. او نیز به ریاست رسید و همو بود که عمرو بن هند شاه حیره را کشت. از او به عنوان صاحب یکی از قصاید مشهور معلقه نام برده‌اند.
[۲۸۶] فاخوری، حنّا، تاریخ ادبیات زبان عربی، ج۱، ص۸۸، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، ۱۳۷۴ش.
از اُفنون (صُریم بن معشر) نیز به عنوان یکی دیگر از شاعران جاهلی تغلبی می‌توان نام برد.

← دوره اسلامی


در دوره اسلامی نیز ادیبان و شاعران و سرداران و فقیهان و قاضیان و محدّثان بسیاری در میان تغلبیان ظهور کردند، برخی از مشهورترین افراد این قبیله عبارت‌اند از: در قرن اول، عمرو بن اَهْتَم (شاعر مُخَضْرَم)، غیاث بن غَوْث معروف به اَخْطَل (مداح خلفای اموی)، اَعْشی بنی تغلب (شاعر مسیحی و ستایش‌گر ولید بن عبدالملک)، ابورُبَیس، و عُتبه بن وَغْل در قرن دوم، کلثوم بن عمرو (شاعر دربار هارون الرشید و برامکه)، قاسم بن طَوق در قرن سوم، احمدبن عمر بن خطاب عدْوی و اسحاق بن ایوب، دو تن از سرداران معروف موصل
[۲۹۷] ازدی، یزیدبن محمد، تاریخ الموصل، ج۱، ص۸۸، چاپ علی حبیبه، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
[۲۹۸] ازدی، یزیدبن محمد، تاریخ الموصل، ج۱، ص۳۳۷ـ ۳۳۸، چاپ علی حبیبه، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
در قرن چهارم و پنجم، حسن بن عبداللّه (والی اسکندریه در ۴۱۴) و حسن بن حسین بن حمدان (والی دمشق در ۴۳۳ـ۴۴۰؛ در قرن هفتم و هشتم، ابوالحسن علی بن بسّام شنترینی مؤلف الذخیره فی محاسن اهل الجزیره، ابن صَصَری فقیه بزرگ شافعی و قاضی القضاة شام در ۷۰۲، و فرج بن قاسم فقیه و شاعر بزرگ غرناطه (متوفی ۷۸۳).
از شاعران تغلبی دوره اسلامی، مشهورتر از همه اخطل، ابومالک از شعبه بنی فَدُوْکَس است که از میان شاعران جاهلی وی را به نابغه ذُیبانی تشبیه کرده‌اند. او به مدح معاویه، یزید و دیگر بنی امیه پرداخت. ابوتمام دو کتاب به نام‌های نقائض جریر و اخطل و نقائض جریر و فرزدق تألیف کرده است که هر دو کتاب اشعار و اخبار بسیاری از اخطل را در بر دارند. دیگر، کعب بن جُعیل شاعر تغلبی معاصر معاویه است. وی در حضور یزید از هجو انصار پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) خودداری کرد. دیگر، قطامی (عمیربن شُیَیم) شاعری با تشبیب خوب و دقیق که یک‌بار در جنگ قیس و تغلب نزدیک بود، کشته شود، اما توسط یکی از ممدوحان سابق خود نجات یافت. نیز، عتابی (کلثوم بن عمرو) که ازنوادگان عمرو بن کلثوم بود و شاعری و کاتبی هر دو در او جمع بود و به این هر دو ستوده شده است. او در زمان هارون‌الرشید و مأمون می‌زیست، و سرانجام، اخنس بن شهاب که به فارس العصا شهرت داشت. سکری اشعار بنی تغلب را در کتابی جمع کرده است.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل.
(۲) ابن اعثم، کوفی احمد، الفتوح، به کوشش علی شیری، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
(۳) ابن بکر، محمد، التمهید و البیان، به کوشش محمود یوسف زاید، بیروت، دارالثقافه.
(۴) ابن جوزی، عبدالرحمان، المنتظم، به کوشش محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
(۵) ابن حزم، علی، جمهرة انساب العرب، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
(۶) ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد، العبر.
(۷) ابن درید، محمد، الاشتقاق، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۷۸ق/۱۹۵۸م.
(۸) ابن سلام، جمحی، محمد، طبقات الشعراء، به کوشش یوزف هل، لیدن، ۱۹۱۳م.
(۹) ابن عاصم، مفضل، الفاخر، به کوشش استوری، لیدن، ۱۹۱۵م.
(۱۰) ابن عبری، غریغوریوس، تاریخ مختصر الدول، بیروت، ۱۹۵۸م.
(۱۱) ابن عنبه، احمد، الفصول الفخریة، به کوشش جلال‌الدین محدث ارموی، تهران، ۱۳۴۷ش.
(۱۲) ابن قتیبه، عبدالله، الشعر و الشعراء، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۹۰۲م.
(۱۳) ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
(۱۴) ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة.
(۱۵) ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب.
(۱۶) بکری، ابو عبید، المسالک و الممالک، به کوشش وان لون و ا فره، تونس، ۱۹۹۲م.
(۱۷) بکری، ابو عبید، معجم ما استعجم، به کوشش مصطفی سقا، قاهره، ۱۳۶۴ق/۱۹۴۵م.
(۱۸) ابوعبیده، معمر، ایام العرب قبل الاسلام، به کوشش عادل جاسم بیاتی، بغداد، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
(۱۹) اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، قاهره، ج ۹، ۱۹۹۲م، ج ۱۷، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۹۹۳م.
(۲۰) ازدی، یزید، تاریخ الموصل، به کوشش علی حبیبه، قاهره، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
(۲۱) امین، سید محسن، اعیان الشیعة، به کوشش حسن امین، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
(۲۲) برو، توفیق، تاریخ العرب القدیم، دمشق، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
(۲۳) بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش گویتین، بیت‌المقدس، ۱۹۳۶م.
(۲۴) بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به کوشش عبدالله انیس طباع و عمر انیس طباع، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
(۲۵) پیگولوسکایا، ن و، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایت‌الله رضا، تهران، ۱۳۷۲ش.
(۲۶) زبیدی، مرتضی، تاج‌العروس.
(۲۷) جادالمولی، محمد احمد و دیگران، ایام العرب فی الجاهلیة، ریاض، ۱۳۶۱ق/۱۹۴۲م.
(۲۸) جوهری، اسماعیل، صحاح، بیروت، ۱۳۷۵ق.
(۲۹) حازمی، محمد، عجالة المبتدی، به کوشش عبدالله کنون، قاهره، ۱۳۸۴ق/۱۹۶۵م.
(۳۰) خواندمیر، غیاث‌الدین، حبیب السیر، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ۱۳۳۳ش.
(۳۱) دلّو، برهان‌الدین، جزیرةالعرب قبل الاسلام، بیروت، ۱۹۸۹م.
(۳۲) زکی پاشا، احمد، تکمله بر الاصنام کلبی، قاهره، ۲۰۰۰م.
(۳۳) سرحانی، سلطان طریخم مذهن، جامع انساب قبائل العرب، دوحه، دارالثقافه.
(۳۴) سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالرحمان بن یحیی معلمی، حیدرآباد دکن، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
(۳۵) سویدی، محمدامین، سبائک الذهب، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
(۳۶) شمیسانی، حسن، مدینة ماردین، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
(۳۷) طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری.
(۳۸) عبدالحمید، سعد زغلول، فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت، ۱۹۷۶م.
(۳۹) علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۶م.
(۴۰) غندور، محمدیوسف، تاریخ جزیرة ابن عمر، بیروت، ۱۹۹۰م.
(۴۱) فاخوری، حنّا، تاریخ ادبیات زبان عربی، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، ۱۳۷۴ش.
(۴۲) قلقشندی، احمد، صبح الاعشی، قاهره، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
(۴۳) قلقشندی، احمد، نهایة الارب، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.
(۴۴) کحاله، عمررضا، معجم قبائل العرب، بیروت، مؤسسة الرساله.
(۴۵) کلبی، هشام، نسب معد و الیمن الکبیر، به کوشش محمود فردوس عظم، دمشق، ۱۹۳۹م.
(۴۶) مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ۱۴۰۳ق.
(۴۷) مسعودی، علی، التنبیه و الاشراف، بیروت، دارصعب.
(۴۸) میدانی، احمد، مجمع الامثال، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، بیروت، دارالمعرفه.
(۴۹) نولدکه، تئودُر، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ترجمه عباس زریاب، تهران، ۱۳۵۸ش.
(۵۰) هَمْدانی، حسن، صفة جزیرةالعرب، به کوشش محمدبن علی اکوع، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
(۵۱) هورینی، نصر، شرح دیباچة القاموس، قاهره، ۱۳۵۳ق/۱۹۳۵م.
(۵۲) ابن اثیر، عزالدین علی، اللباب فی تهذیب الانساب، بیروت ۱۴۱۴/ ۱۹۹۴.
(۵۳) آمدی، حسن بن بشر، المؤتلف و المختلف فی اسماء الشعراء و کناهم و القابهم و انسابهم و بعض شعرهم، معجم الشعراء، چاپ ف کرنکو، بیروت ۱۴۰۲/ ۱۹۸۲.
(۵۴) ابن حائک همدانی، حسن بن احمد، صفة جزیرة العرب، چاپ محمدبن علی أکوع، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.
(۵۵) ابن حائک همدانی، حسن بن احمد، کتاب الاکلیل، چاپ محمدبن علی أکوع، بغداد ۱۹۷۷.
(۵۶) ابن حبیب، کتاب المحبّر، چاپ ایلزه لیشتن شتتر، حیدرآباد دکن ۱۳۶۱/ ۱۹۴۲، چاپ افست بیروت.
(۵۷) ابن حوقل، کتاب صورة الارض.
(۵۸) ابن خطیب، الاحاطة فی اخبار غرناطة، چاپ محمدعبداللّه عنان، قاهره ۱۳۹۳ـ۱۳۹۷/ ۱۹۷۳ـ۱۹۷۷.
(۵۹) ابن خلکان، وفیات الاعیان.
(۶۰) ابن رشیق، العمدة فی محاسن الشعر و آدابه و نقده، چاپ محمدمحیی الدین عبدالحمید، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
(۶۱) ابن سعید مغربی، المغرب فی حلی المغرب، چاپ شوقی ضیف، قاهره ۱۹۶۴.
(۶۲) ابن سعید مغربی، نشوة الطرب فی تاریخ جاهلیة العرب، چاپ نصرت عبدالرحمان، عمان ۱۹۸۲.
(۶۳) ابن عبدربه، العقد الفرید، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۱/ ۱۹۸۸ـ۱۹۹۰.
(۶۴) ابن کلبی، جمهرة النسب، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق.
(۶۵) ابن کلبی، نسب معدَّوالیمن الکبیر، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
(۶۶) ابن مغربی، کتاب الایناس بعلم الانساب، چاپ ابراهیم ابیاری، بیروت ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
(۶۷) ابن نباته، سرح العیون فی شرح رسالة ابن زیدون، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۳/ ۱۹۶۴.
(۶۸) ابن ندیم، محمد، الفهرست.
(۶۹) ابن هشام، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی.
(۷۰) ابوتمام، حبیب بن اوس، کتاب الوحشیات و هوالحماسه الصّغری، چاپ عبدالعزیز میمنی راجکوتی، قاهره ۱۹۷۰.
(۷۱) ابوعبیده، معمر بن مثنی، دیوان النقائض: نقائض جریر و الفرزدق، بیروت ۱۹۹۸.
(۷۲) اطرقجی، رمزیه، تغلب و دور‌ها فی التاریخ، آداب الرافدین، سپتامبر ۱۹۷۸.
(۷۳) بصری، علی بن ابی‌الفرج، الحماسة البصریة، چاپ مختارالدین احمد، حیدرآباد دکن ۱۳۸۳/ ۱۹۶۴.
(۷۴) بغدادی، عبدالقادر، خزانة الادب و لب لباب لسان العرب، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۹۶۷ـ۱۹۸۰.
(۷۵) بیضاوی، عبداللّه، تفسیر البیضاوی، مصر ۱۳۳۰، چاپ افست بیروت.
(۷۶) حمزه، فؤاد، قلب جزیرة العرب، ریاض (۱۳۵۲/ ۱۹۳۳).
(۷۷) سالم، سیدعبدالعزیز، تاریخ العرب فی عصر الجاهلیة، (اسکندریه) ۱۹۸۸.
(۷۸) شمشاطی، علی بن محمد، کتاب الانوار و محاسن الاشعار، چاپ سیدمحمدیوسف و عبدالستار احمد فراج، کویت ۱۳۹۷ـ ۱۳۹۸/ ۱۹۷۷ـ ۱۹۷۸.
(۷۹) صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات.
(۸۰) عطیه‌اللّه، احمد، القاموس الاسلامی، قاهره ۱۳۸۳ـ۱۳۹۶/ ۱۹۶۳ـ۱۹۷۶.
(۸۱) مرزبانی، محمد بن عمران، اشعار النساء، چاپ سامی مکی عانی و هلال ناجی، بغداد ۱۳۹۶/۱۹۷۶.
(۸۲) مرزبانی، محمد بن عمران، معجم الشعراء، چاپ ف کرنکو، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
(۸۳) ضبّی، مفضّل، امثال العرب، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۸۴) نصربن مزاحم، وقعة صفین، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۳۸۲، چاپ افست قم ۱۴۰۴.
(۸۵) واقدی، محمد، تاریخ فتوح الجزیره و الخابور و دیار بکر و العراق، چاپ عبدالعزیز فیاض حرفوش، دمشق ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
(۸۶) حموی، یاقوت، معجم البلدان.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن کلبی، هشام بن محمد، جمهرة النسب لابن الکلبی، ج۱، ص۵۶۴، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق.    
۲. ابن حزم، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، ج۱، ص۳۰۲، چاپ عبدالسلام محمدهارون، قاهره (۱۹۸۲).    
۳. حازمی، محمد، عجالة المبتدی، ج۱، ص۱۰، به کوشش عبدالله کنون، قاهره، ۱۳۸۴ق/۱۹۶۵م.    
۴. سمعانی، عبدالکریم، الانساب، ج۳، ص۵۷ بب‌.    
۵. ابن ندیم، محمد، الفهرست، ج۱، ص۱۸۸.    
۶. ابن خلّکان، شمس الدین، وفیات الاعیان، ج۳، ص۳۰۸.    
۷. ابن کلبی، هشام بن محمد، جمهرة النسب لابن الکلبی، ج۱، ص۵۶۴، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق.    
۸. ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، ج۱، ص۹۵، چاپ ثروت عکاشة، قاهره ۱۹۶۰.    
۹. ابن کلبی، هشام بن محمد، جمهرة النسب لابن الکلبی، ج۱، ص۵۶۵، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق.    
۱۰. ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، ج۱، ص۹۶، چاپ ثروت عکاشة، قاهره ۱۹۶۰.    
۱۱. قلقشندی، احمد، نهایة الارب، ج۱، ص۱۸۶- ۱۸۷، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.    
۱۲. سویدی، محمدامین، سبائک الذهب، ج۱، ص۲۲۸، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
۱۳. زبیدی، مرتضی، تاج‌العروس، ذیل غلب.    
۱۴. جوهری، اسماعیل، صحاح، ج۱، ص۱۹۵، بیروت، ۱۳۷۵ق.    
۱۵. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ذیل غلب.    
۱۶. ابن حزم، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، ج۱، ص۳۰۲، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.    
۱۷. کلبی، هشام بن محمد، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۹، به کوشش محمود فردوس عظم، دمشق، ۱۹۳۹م.    
۱۸. ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، ج۱، ص۹۵، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.    
۱۹. ابن درید، محمد، الاشتقاق، ج۱، ص۳۳۵، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۷۸ق/۱۹۵۸م.    
۲۰. ابن درید، محمد، الاشتقاق، ج۱، ص۳۳۸، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۷۸ق/۱۹۵۸م.    
۲۱. میدانی، احمد، مجمع الامثال، ج۱، ص۳۷۴، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، بیروت، دارالمعرفه.    
۲۲. ابن کلبی، هشام بن محمد، جمهرة النسب لابن الکلبی، ج۱، ص، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق.    
۲۳. ابن مغربی، حسین بن علی، الایناس بعلم الانساب، ج۱، ص۶۵، چاپ ابراهیم ابیاری، بیروت ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
۲۴. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ذیل «غلب».    
۲۵. زبیدی، مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، ذیل «غلب»، چاپ عبدالکریم عزباوی، کویت ۱۳۸۶/۱۹۶۷.    
۲۶. عطیة اللّه، احمد، القاموس الاسلامی، ج۱، ص۴۸۰، قاهره ۱۳۸۳ـ۱۳۹۶/ ۱۹۶۳ـ۱۹۷۶.
۲۷. سمعانی، عبدالکریم، الانساب، ج۳، ص۵۷.    
۲۸. ابن اثیر، عز الدین علی، اللباب فی تهذیب الانساب، ج۱، ص۲۱۷- ۲۱۸، بیروت ۱۴۱۴/ ۱۹۹۴.    
۲۹. ابن حائک همدانی، حسن بن احمد، الاکلیل، ج۱، ص۲۱۶، چاپ محمدبن علی أکوع، بغداد ۱۹۷۷.
۳۰. قلقشندی، احمدبن علی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۱۸۶، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۴.    
۳۱. ابن حبیب، محمد، المحبّر، ج۱، ص۲۳۴، چاپ ایلزه لیشتن شتتر، حیدرآباد دکن ۱۳۶۱/ ۱۹۴۲، چاپ افست بیروت.    
۳۲. مغربی، ابن سعید، نشوة الطرب فی تاریخ جاهلیة العرب، ج۱، ص۶۳۹، چاپ نصرت عبدالرحمان، عمان ۱۹۸۲.    
۳۳. اطرقجی، رمزیه، تغلب و دور‌ها فی التاریخ، ج۱، ص۱۶۹، آداب الرافدین، (سپتامبر ۱۹۷۸).
۳۴. حمزه، فؤاد، قلب جزیرة العرب، ج۱، ص۱۵۸، ریاض (۱۳۵۲/ ۱۹۳۳).
۳۵. بلاذری، احمدبن یحیی، فتوح البلدان، ج۱، ص۲۱۷.    
۳۶. ابن حائک همدانی، حسن بن احمد، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۹۶، چاپ محمدبن علی أکوع، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.
۳۷. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۴، ص۲۵۰.    
۳۸. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۴، ص۴۳۳.    
۳۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۵۷.    
۴۰. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۱، ص۳۹۲.    
۴۱. نولدکه، تئودُر، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ج۱، ص۱۱۱، ترجمه عباس زریاب، تهران، ۱۳۵۸ش.
۴۲. قلقشندی، احمد، صبح الاعشی، ج۱، ص۳۹۱، قاهره، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.    
۴۳. ابن عاصم، مفضل، الفاخر، ص۹۵، به کوشش استوری، لیدن، ۱۹۱۵م.    
۴۴. عبدالحمید، سعد زغلول، فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ص، ۳۱۴- ۳۱۵، بیروت، ۱۹۷۶م.
۴۵. دلّو، برهان‌الدین، جزیرةالعرب قبل الاسلام، ج۲، ص۳۸۲ بب‌، بیروت، ۱۹۸۹م.
۴۶. مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، دانشنامه بزرگ اسلامی، بسوس.    
۴۷. اطرقجی، رمزیه، تغلب و دور‌ها فی التاریخ، ج۱، ص۱۵۸، آداب الرافدین، (سپتامبر ۱۹۷۸).
۴۸. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۸، ص۸۴، بیروت ۱۹۷۶ ۱۹۷۸.    
۴۹. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۸، ص۹۰، بیروت ۱۹۷۶ ۱۹۷۸.    
۵۰. اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، ج۱۹، ص۱۶۱۹.    
۵۱. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۰۴ ۵۰۶، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/ ۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۵۲. ابوعبیده، معمربن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۲۹ـ۳۴، چاپ عادل جاسم بیاتی، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۵۳. ابن عبدربه، أحمد بن محمد، العقد الفرید، ج۶، ص۶۹- ۷۰، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۰۸۱۴۱۱/ ۱۹۸۸۱۹۹۰.    
۵۴. بکری، عبداللّه بن عبدالعزیز، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع، ج۲، ص۴۹۶، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.    
۵۵. ضبّی، مفضّل، امثال العرب، ج۱، ص۸۸- ۸۹، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۵۶. ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، ج۱، ص۶۰۵، چاپ ثروت عکاشة، قاهره ۱۹۶۰.    
۵۷. ابوعبیده، معمربن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۱۶۵ـ۱۷۰، چاپ عادل جاسم بیاتی، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۵۸. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۸، ص۸۶- ۸۸، بیروت ۱۹۷۶ ۱۹۷۸.    
۵۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۹۵۹۷، بیروت.    
۶۰. ابوعبیده، معمربن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۴۶ـ۴۷، چاپ عادل جاسم بیاتی، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۶۱. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۶، ص۲۶، بیروت ۱۹۷۶ ۱۹۷۸.    
۶۲. ابوعبیده، معمربن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۴۵ـ ۶۵، چاپ عادل جاسم بیاتی، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۶۳. اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، ج۱۲، ص۴۱۸ ۴۱۹.    
۶۴. ابن عبدربه، أحمد بن محمد، العقد الفرید، ج۶، ص۷۸، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۰۸۱۴۱۱/ ۱۹۸۸۱۹۹۰.    
۶۵. شمشاطی، علی بن محمد، الانوار و محاسن الاشعار، ج۱، ص۳۶ ۳۷، چاپ سیدمحمدیوسف و عبدالستار احمد فراج، کویت ۱۳۹۷ ۱۳۹۸/ ۱۹۷۷ ۱۹۷۸.    
۶۶. اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، ج۱۱، ص۳۰.    
۶۷. سالم، سیدعبدالعزیز، تاریخ العرب فی عصر الجاهلیة، ج۱، ص۳۱۹، (اسکندریه) ۱۹۸۸.
۶۸. ابوعبیده، معمربن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۶۰۵ـ۶۰۷، چاپ عادل جاسم بیاتی، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۶۹. ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، ج۱، ص۶۴۸، چاپ ثروت عکاشة، قاهره ۱۹۶۰.    
۷۰. اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، ج۱۱، ص۳۶.    
۷۱. ابوعبیده، معمربن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۴۸۹ـ۵۰۲، چاپ عادل جاسم بیاتی، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۷۲. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۱۹۳ ۲۱۲، بیروت.    
۷۳. اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، ج۲۴، ص۲۲۴ ۲۳۰.    
۷۴. اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، ج۱۱، ص۹۰.    
۷۵. ابوعبیده، معمربن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۴۵۵ـ۴۵۶، چاپ عادل جاسم بیاتی، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۷۶. ابوعبیده، معمربن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۴۷۷ـ۴۸۰، چاپ عادل جاسم بیاتی، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۷۷. ابوعبیده، معمر بن مثنی، دیوان النقائض، ج۱، ص۱۷۲، بیروت ۱۹۹۸.
۷۸. ابوعبیده، معمر بن مثنی، دیوان النقائض، ج۱، ص۳۹۱ـ۳۹۳، بیروت ۱۹۹۸.
۷۹. قیروانی، ابن رشیق، العمدة فی محاسن الشعر و آدابه و نقده، ج۲، ص۲۱۷۲۲۵، چاپ محمدمحیی الدین عبدالحمید، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.    
۸۰. بکری، عبداللّه بن عبدالعزیز، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع، ج۱، ص۱۳۳، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.    
۸۱. بکری، عبداللّه بن عبدالعزیز، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع، ج۲، ص۵۹۵، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.    
۸۲. بکری، عبداللّه بن عبدالعزیز، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع، ج۱، ص۱۸۱، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.    
۸۳. بکری، عبداللّه بن عبدالعزیز، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع، ج۱، ص۲۸۱، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.    
۸۴. بکری، عبداللّه بن عبدالعزیز، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع، ج۲، ص۶۹۷، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.    
۸۵. بکری، عبداللّه بن عبدالعزیز، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع، ج۴، ص۱۳۱۳، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.    
۸۶. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۴، ص۲۹۳.    
۸۷. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۳۴۵.    
۸۸. برو، توفیق، تاریخ العرب القدیم، ج۱، ص۲۱۴، دمشق، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.    
۸۹. پیگولوسکایا، ن و، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ج۱، ص۳۳۶، ترجمه عنایت‌الله رضا، تهران، ۱۳۷۲ش.
۹۰. قلقشندی، احمد، صبح الاعشی، ج۱، ص۳۹۱، قاهره، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.    
۹۱. ابوعبیده، معمربن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۵۷۹-۵۸۰، به کوشش عادل جاسم بیاتی، بغداد، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
۹۲. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۱، ص۵۳۹-۵۴۰.    
۹۳. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۲۵۳، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۶م.    
۹۴. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۱، ص۵۵۲- ۵۵۳.    
۹۵. جادالمولی، محمد احمد و دیگران، ایام العرب فی الجاهلیة، ج۱، ص۹۹، ریاض، ۱۳۶۱ق/۱۹۴۲م.
۹۶. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۲۲۶-۲۲۷، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۶م.    
۹۷. مسعودی، علی، التنبیه و الاشراف، ج۱، ص۲۰۸، بیروت، دارصعب.    
۹۸. پیگولوسکایا، ن و، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ج۱، ص۲۵۷، ترجمه عنایت‌الله رضا، تهران، ۱۳۷۲ش.
۹۹. اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، ج۹، ص۵۸، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۹۹۳م.    
۱۰۰. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۱، ص۵۰۴-۵۰۵.    
۱۰۱. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۸، ص۸۳، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۶م.    
۱۰۲. نولدکه، تئودُر، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ج۱، ص۵۰۲-۵۰۳، ترجمه عباس زریاب، تهران، ۱۳۵۸ش.
۱۰۳. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة، ج۵، ص۹۳.    
۱۰۴. حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة، ج۴، ص۴۴۵.    
۱۰۵. اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، ج۱۷، ص۱۶۶، قاهره، ج ۹، ۱۹۹۲م، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۹۹۳م.    
۱۰۶. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۳۸۱۳۸۴، بیروت.    
۱۰۷. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۴۶۴، بیروت.    
۱۰۸. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۴۶۶، بیروت.    
۱۰۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۴۷۵، بیروت.    
۱۱۰. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۳۵۳۷، بیروت.    
۱۱۱. واقدی، محمدبن عمر، تاریخ فتوح الجزیره و الخابور و دیار بکر و العراق، ج۱، ص۶۵، چاپ عبدالعزیز فیاض حرفوش، دمشق ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
۱۱۲. واقدی، محمدبن عمر، تاریخ فتوح الجزیره و الخابور و دیار بکر و العراق، ج۱، ص۱۳۵ـ۱۳۶، چاپ عبدالعزیز فیاض حرفوش، دمشق ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
۱۱۳. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۹۷ ۳۹۹، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/ ۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۱۱۴. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۲۳ ۵۲۴، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/ ۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۱۱۵. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۲۵۶.    
۱۱۶. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۴، ص۲۹۴.    
۱۱۷. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۴، ص۲۶۷.    
۱۱۸. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۲۶۹.    
۱۱۹. ابن اعثم کوفی، احمد، الفتوح، ج۱، ص۲۲، به کوشش علی شیری، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.    
۱۲۰. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۳۷۶.    
۱۲۱. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۳۸۲-۳۸۳.    
۱۲۲. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۵، ص۱۵۴.    
۱۲۳. ابن جوزی، عبدالرحمان، المنتظم، ج۴، ص۱۱۰، به کوشش محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.    
۱۲۴. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة، ج۶، ص۳۵۲.    
۱۲۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۴۶۴.    
۱۲۶. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۴۷۵- ۴۷۶.    
۱۲۷. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۲، ص۴۴۶-۴۴۷.    
۱۲۸. ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد، العبر، ج۳، ص۱۰۷.    
۱۲۹. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة، ج۷، ص۷۱-۷۲.    
۱۳۰. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۲، ص۵۲۷.    
۱۳۱. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۴۰.    
۱۳۲. زبیدی مرتضی، تاج‌العروس، ذیل تغلب.    
۱۳۳. بلاذری، احمد، فتوح البلدان، ج۱، ص۲۱۷، به کوشش عبدالله انیس طباع و عمر انیس طباع، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.    
۱۳۴. بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۵، ص۳۱، به کوشش گویتین، بیت‌المقدس، ۱۹۳۶م.    
۱۳۵. ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، ج۱، ص۳۱۹، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.    
۱۳۶. ابن بکر، محمد، التمهید و البیان، ج۱، ص۵۲، به کوشش محمود یوسف زاید، بیروت، دارالثقافه.    
۱۳۷. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۵۵.    
۱۳۸. طوسی، محمد بن حسن، المبسوط، ج۲، ص۵۰.    
۱۳۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۲۳۲- ۲۳۳.    
۱۴۰. ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، ج۱، ص۵۷۴، چاپ ثروت عکاشة، قاهره ۱۹۶۰.    
۱۴۱. بلاذری، احمد، فتوح البلدان، ج۱، ص۲۱۶- ۲۱۸.    
۱۴۲. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۵۶.    
۱۴۳. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۲، ص۵۳۳.    
۱۴۴. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۵۰۰.    
۱۴۵. ابن اعثم کوفی، احمد، الفتوح، ج۴، ص۲۲۴، به کوشش علی شیری، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.    
۱۴۶. منقری، نصربن مزاحم، وقعة صفّین، ج۱، ص۱۴۶، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۳۸۲، چاپ افست قم ۱۴۰۴.    
۱۴۷. منقری، نصربن مزاحم، وقعة صفّین، ج۱، ص۱۷۰- ۱۷۱، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۳۸۲، چاپ افست قم ۱۴۰۴.    
۱۴۸. منقری، نصربن مزاحم، وقعة صفّین، ج۱، ص۳۶۲، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۳۸۲، چاپ افست قم ۱۴۰۴.    
۱۴۹. منقری، نصربن مزاحم، وقعة صفّین، ج۱، ص۴۸۶- ۴۸۷، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۳۸۲، چاپ افست قم ۱۴۰۴.    
۱۵۰. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۳، ص۳۸۰.    
۱۵۱. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۵، ص۷۱، بیروت، ۱۴۰۳ق.    
۱۵۲. امین، سید محسن، اعیان الشیعة، ج۱، ص۶۰۶، به کوشش حسن امین، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.    
۱۵۳. شمیسانی، حسن، مدینة ماردین، ج۱، ص۵۷-۶۱، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
۱۵۴. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۴، ص۳۰۹ بب‌.    
۱۵۵. غندور، محمدیوسف، تاریخ جزیرة ابن عمر، ج۱، ص۴۱-۴۲، بیروت، ۱۹۹۰م.
۱۵۶. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۶، ص۲۶۳- ۲۶۴.    
۱۵۷. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۷، ص۳۰-۳۱.    
۱۵۸. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۳۸۰، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/ ۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۱۵۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۶، ص۲۶۳، بیروت.    
۱۶۰. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۷، ص۳۰۳۲، بیروت.    
۱۶۱. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۸، ص۳۵، بیروت.    
۱۶۲. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۸، ص۲۶۱، بیروت.    
۱۶۳. ازدی، یزیدبن محمد، تاریخ الموصل، ج۱، ص۲۶۷ـ ۲۶۸، چاپ علی حبیبه، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
۱۶۴. ازدی، یزیدبن محمد، تاریخ الموصل، ج۱، ص۲۸۱ـ۲۸۳، چاپ علی حبیبه، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
۱۶۵. ابن خلّکان، شمس الدین، وفیات الاعیان، ج۶، ص۳۱۳۴.    
۱۶۶. ازدی، یزیدبن محمد، تاریخ الموصل، ج۱، ص۳۹۵ـ۳۹۶، چاپ علی حبیبه، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
۱۶۷. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۶، ص۱۱۳.    
۱۶۸. غندور، محمدیوسف، تاریخ جزیرة ابن عمر، ج۱، ص۵۷-۵۹، بیروت، ۱۹۹۰م.
۱۶۹. شمیسانی، حسن، مدینة ماردین، ج۱، ص۷۲، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
۱۷۰. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۷، ص۳۶۰.    
۱۷۱. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۷، ص۴۶۳.    
۱۷۲. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۷، ص۴۷۲.    
۱۷۳. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۸، ص۲۷۲.    
۱۷۴. خواندمیر، غیاث‌الدین، حبیب السیر، ج۲، ص۵۴۶، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ۱۳۳۳ش.
۱۷۵. سویدی، محمدامین، سبائک الذهب، ج۱، ص۲۳۳، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
۱۷۶. ابن عبری، غریغوریوس، تاریخ مختصر الدول، ج۱، ص۲۸۸، بیروت، ۱۹۵۸م.
۱۷۷. ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، ج۱، ص۹۶، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.    
۱۷۸. ابن درید، محمد، الاشتقاق، ص۳۳۷، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۷۸ق/۱۹۵۸م.    
۱۷۹. ابن درید، محمد، الاشتقاق، ص۶۸، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۷۸ق/۱۹۵۸م.    
۱۸۰. ابن درید، محمد، الاشتقاق، ص۳۳۶-۳۳۸، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۷۸ق/۱۹۵۸م.    
۱۸۱. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ذیل وحد.    
۱۸۲. ابن حزم، علی، جمهرة انساب العرب، ج۱، ص۳۰۴، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.    
۱۸۳. ابن عنبه، احمد، الفصول الفخریة، ج۱، ص۶۱، به کوشش جلال‌الدین محدث ارموی، تهران، ۱۳۴۷ش.
۱۸۴. سویدی، محمدامین، سبائک الذهب، ج۱، ص۲۳۳، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
۱۸۵. کحاله، عمررضا، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۲۰، بیروت، مؤسسة الرساله.    
۱۸۶. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۷، ص۳۳۷، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۶م.    
۱۸۷. بکری، ابو عبید، المسالک و الممالک، ج۱، ص۹۱، به کوشش وان لون و ا فره، تونس، ۱۹۹۲م.    
۱۸۸. جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۴۹۰، بیروت ۱۹۷۶ـ ۱۹۷۸.
۱۸۹. اطرقجی، رمزیه، تغلب و دور‌ها فی التاریخ، ج۱، ص۱۵۵، آداب الرافدین، سپتامبر ۱۹۷۸.
۱۹۰. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۸، ص۸۲، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۶م.    
۱۹۱. شمیسانی، حسن، مدینة ماردین، ج۱، ص۵۶-۵۷، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
۱۹۲. غندور، محمدیوسف، تاریخ جزیرة ابن عمر، ج۱، ص۴۲، بیروت، ۱۹۹۰م.
۱۹۳. هَمْدانی، حسن، صفة جزیرةالعرب، ج۱، ص۵۳، به کوشش محمدبن علی اکوع، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.    
۱۹۴. هَمْدانی، حسن، صفة جزیرةالعرب، ج۱، ص۱۳۳، به کوشش محمدبن علی اکوع، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.    
۱۹۵. هَمْدانی، حسن، صفة جزیرةالعرب، ج۱، ص۱۶۹، به کوشش محمدبن علی اکوع، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.    
۱۹۶. هورینی، نصر، شرح دیباچة القاموس، ص۳۸۴.
۱۹۷. سویدی، محمدامین، سبائک الذهب، ج۱، ص۲۲۸، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
۱۹۸. ابن قتیبه عبدالله، المعارف، ص۹۴، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.    
۱۹۹. شمیسانی، حسن، مدینة ماردین، ج۱، ص۷۲، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
۲۰۰. سرحانی، سلطان طریخم مذهن، جامع انساب قبائل العرب، ج۱، ص۳۵، دوحه، دارالثقافه.
۲۰۱. اطرقجی، رمزیه، تغلب و دور‌ها فی التاریخ، ج۱، ص۱۶۹، آداب الرافدین، (سپتامبر ۱۹۷۸).
۲۰۲. ازدی، یزید، تاریخ الموصل، ج۱، ص۳۳۸، به کوشش علی حبیبه، قاهره، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
۲۰۳. بکری، ابو عبید، معجم ما استعجم، ج۱، ص۱۱۸، به کوشش مصطفی سقا، قاهره، ۱۳۶۴ق/۱۹۴۵م.    
۲۰۴. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۴، ص۳۱۰- ۳۱۴.    
۲۰۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۵۷.    
۲۰۶. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۶۱.    
۲۰۷. نولدکه، تئودُر، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ج۱، ص۱۱۸، ترجمه عباس زریاب، تهران، ۱۳۵۸ش.
۲۰۸. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۴۰.    
۲۰۹. قلقشندی، احمد، صبح الاعشی، ج۱، ص۳۴۲، قاهره، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.    
۲۱۰. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۵۷، بیروت.    
۲۱۱. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۶۱، بیروت.    
۲۱۲. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۴۷۵، بیروت.    
۲۱۳. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۷، ص۱۷۲، بیروت.    
۲۱۴. ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، ج۱، ص۶۰۵، چاپ ثروت عکاشة، قاهره ۱۹۶۰.    
۲۱۵. ضبّی، مفضّل، امثال العرب، ج۱، ص۱۲۹۱۳۷، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۲۱۶. ابوعبیده، معمربن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۱۶۵ـ۱۷۰، چاپ عادل جاسم بیاتی، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۲۱۷. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۵۷- ۶۰، بیروت.    
۲۱۸. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۳۸۳، بیروت.    
۲۱۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۴۷۵، بیروت.    
۲۲۰. ابن حائک همدانی، حسن بن احمد، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۲۴۶، چاپ محمدبن علی أکوع، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.
۲۲۱. بکری، عبداللّه بن عبدالعزیز، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع، ج۱، ص۸۱۸۴، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.    
۲۲۲. بکری، عبداللّه بن عبدالعزیز، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع، ج۱، ص۳۳۸، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.    
۲۲۳. بکری، عبداللّه بن عبدالعزیز، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع، ج۲، ص۵۰۵، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.    
۲۲۴. عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع، ج۳، ص۷۸۰، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.    
۲۲۵. بکری، عبداللّه بن عبدالعزیز، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع، ج۴، ص۱۱۷۵، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.    
۲۲۶. بکری، عبداللّه بن عبدالعزیز، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع، ج۴، ص۱۳۶۲، چاپ مصطفی سقا، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.    
۲۲۷. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۱، ص۱۱۳.    
۲۲۸. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۱، ص۴۵۸.    
۲۲۹. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۴۹۴.    
۲۳۰. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۵، ص۲۳۸.    
۲۳۱. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۸۸، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت، داراحیاء التراث العربی.    
۲۳۲. ابن حبیب، محمد، المحبّر، ج۱، ص۳۱۷، چاپ ایلزه لیشتن شتتر، حیدرآباد دکن ۱۳۶۱/ ۱۹۴۲، چاپ افست بیروت.    
۲۳۳. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۵، ص۳۹۱.    
۲۳۴. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱۱، ص۲۶۲، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۶م.    
۲۳۵. دلّو، برهان‌الدین، جزیرةالعرب قبل الاسلام، ج۲، ص۱۸۶، بیروت، ۱۹۸۹م.
۲۳۶. زکی پاشا، احمد، تکمله بر الاصنام کلبی، ج۱، ص۱۰۷، قاهره، ۲۰۰۰م.
۲۳۷. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱۱، ص۴۱۶، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۶م.    
۲۳۸. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۶، ص۵۹۹-۶۰۰، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۶م.    
۲۳۹. غندور، محمدیوسف، تاریخ جزیرة ابن عمر، ج۱، ص۲۳۰، بیروت، ۱۹۹۰م.
۲۴۰. غندور، محمدیوسف، تاریخ جزیرة ابن عمر، ج۱، ص۲۵۹، بیروت، ۱۹۹۰م.
۲۴۱. غندور، محمدیوسف، تاریخ جزیرة ابن عمر، ج۱، ص۳۳۷، بیروت، ۱۹۹۰م.
۲۴۲. ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد، العبر، ج۲، ص۳۰۱.    
۲۴۳. ابن حوقل، محمد، صورة الارض، ج۱، ص۱۹.    
۲۴۴. قیروانی، ابن رشیق، العمدة فی محاسن الشعر و آدابه و نقده، ج۲، ص۱۹۴، چاپ محمدمحیی الدین عبدالحمید، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.    
۲۴۵. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۴، ص۲۵۰.    
۲۴۶. برو، توفیق، تاریخ العرب القدیم، ج۱، ص۳۰۷-۳۰۸، دمشق، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.    
۲۴۷. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱۲، ص۱۶۸، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۶م.    
۲۴۸. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱۲، ص۱۶۷- ۱۶۸، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۶م.    
۲۴۹. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة، ج۲، ص۱۶۰.    
۲۵۰. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱۲، ص۱۷۱، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۶م.    
۲۵۱. ابن حائک همدانی، حسن بن احمد، صفة جزیرة العرب، ج۱، ص۹۶، چاپ محمدبن علی أکوع، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.
۲۵۲. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۴، ص۲۵۰.    
۲۵۳. بلاذری، احمدبن یحیی، فتوح البلدان، ج۱، ص۱۸۲.    
۲۵۴. ابن حزم، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، ج۱، ص۴، چاپ عبدالسلام محمدهارون، قاهره (۱۹۸۲).    
۲۵۵. بیضاوی، عبداللّه، تفسیر البیضاوی، ج۲، ص۲۹۷، مصر ۱۳۳۰، چاپ افست بیروت.    
۲۵۶. ابن کلبی، هشام بن محمد، نسب معدَّ والیمن الکبیر، ج۱، ص۸۳- ۹۴، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.    
۲۵۷. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۵۵ ۵۶، بیروت.    
۲۵۸. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۲۶۹، بیروت.    
۲۵۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۳۷۶، بیروت.    
۲۶۰. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۳۸۳، بیروت.    
۲۶۱. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۳۶، بیروت.    
۲۶۲. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۴۰، بیروت.    
۲۶۳. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۹، ص۶۴، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۶م.    
۲۶۴. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱۲، ص۱۶۲، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۶م.    
۲۶۵. بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۷، ص۶۸، به کوشش گویتین، بیت‌المقدس، ۱۹۳۶م.    
۲۶۶. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۲۷۵.    
۲۶۷. ابن جوزی، عبدالرحمان، المنتظم، ج۴، ص۲۴، به کوشش محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.    
۲۶۸. فاخوری، حنّا، تاریخ ادبیات زبان عربی، ج۱، ص۴۲، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، ۱۳۷۴ش.
۲۶۹. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱۲، ص۷۹، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۶م.    
۲۷۰. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱۷، ص۴۲۷، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۶م.    
۲۷۱. ابوتمام، حبیب بن اوس، الوحشیات و هوالحماسه الصّغری، ج۱، ص۲۱۵، چاپ عبدالعزیز میمنی راجکوتی، قاهره ۱۹۷۰.    
۲۷۲. ابن قتیبه، عبدالله، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۱۳۷ ۱۳۹، او، طبقات الشعراء، چاپ مفید قمیحة و نعیم زرزور، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.    
۲۷۳. ابن قتیبه، عبدالله، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۱۸۲۱۸۳، او، طبقات الشعراء، چاپ مفید قمیحة و نعیم زرزور، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.    
۲۷۴. آمدی، حسن بن بشر، المؤتلف و المختلف فی اسماء الشعراء و کناهم و القابهم و انسابهم و بعض شعرهم، ج۱، ص۱۰۴.    
۲۷۵. آمدی، حسن بن بشر، المؤتلف و المختلف فی اسماء الشعراء و کناهم و القابهم و انسابهم و بعض شعرهم، ج۱، ص۳۱.    
۲۷۶. مرزبانی، محمد بن عمران، معجم الشعراء، ج۱، ص۲۰۲، چاپ ف کرنکو، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.    
۲۷۷. شمشاطی، علی بن محمد، الانوار و محاسن الاشعار، ج۱، ص۴۷- ۵۲، چاپ سیدمحمدیوسف و عبدالستار احمد فراج، کویت ۱۳۹۷ ۱۳۹۸/ ۱۹۷۷ ۱۹۷۸.    
۲۷۸. ابن نباته، محمد بن محمد، سرح العیون فی شرح رسالة ابن زیدون، ج۱، ص۹۲ـ ۹۳، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۳/ ۱۹۶۴.
۲۷۹. بغدادی، عبدالقادر، خزانة الادب و لب لباب لسان العرب، ج۱، ص۳۳۳، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۹۶۷۱۹۸۰.    
۲۸۰. بغدادی، عبدالقادر، خزانة الادب و لب لباب لسان العرب، ج۶، ص۸، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۹۶۷۱۹۸۰.    
۲۸۱. بغدادی، عبدالقادر، خزانة الادب و لب لباب لسان العرب، ج۷، ص۳۷، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۹۶۷۱۹۸۰.    
۲۸۲. مرزبانی، محمد بن عمران، اشعار النساء، ج۱، ص۹۸، چاپ سامی مکی عانی و هلال ناجی، بغداد ۱۳۹۶/۱۹۷۶.    
۲۸۳. ابن قتیبه، عبدالله، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۲۸۸، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۹۰۲م.    
۲۸۴. فاخوری، حنّا، تاریخ ادبیات زبان عربی، ج۱، ص۴۹-۵۱، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، ۱۳۷۴ش.
۲۸۵. ابن قتیبه، عبدالله، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۲۲۸، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۹۰۲م.    
۲۸۶. فاخوری، حنّا، تاریخ ادبیات زبان عربی، ج۱، ص۸۸، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، ۱۳۷۴ش.
۲۸۷. ابن قتیبه، عبدالله، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۴۰۸، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۹۰۲م.    
۲۸۸. ابوتمام، حبیب بن اوس، الوحشیات و هوالحماسه الصّغری، ج۱، ص۴۱۴۲، چاپ عبدالعزیز میمنی راجکوتی، قاهره ۱۹۷۰.    
۲۸۹. ابن قتیبه، عبدالله، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۴۷۳- ۴۸۰، او، طبقات الشعراء، چاپ مفید قمیحة و نعیم زرزور، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.    
۲۹۰. ابن قتیبه، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۴۲۰۴۲۱، او، طبقات الشعراء، چاپ مفید قمیحة و نعیم زرزور، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.    
۲۹۱. اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، ج۱۱، ص۱۸۸.    
۲۹۲. اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، ج۱۸، ص۳۲۲.    
۲۹۳. ابن حزم، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، ج۱، ص۳۰۵، چاپ عبدالسلام محمدهارون، قاهره (۱۹۸۲).    
۲۹۴. بصری، علی بن ابی‌الفرج، الحماسة البصریة، ج۲، ص۸۱ ۸۲، چاپ مختارالدین احمد، حیدرآباد دکن ۱۳۸۳/ ۱۹۶۴.    
۲۹۵. اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، ج۱۳، ص۷۶.    
۲۹۶. مرزبانی، محمد بن عمران، معجم الشعراء، ج۱، ص۱۹۵، چاپ ف کرنکو، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.    
۲۹۷. ازدی، یزیدبن محمد، تاریخ الموصل، ج۱، ص۸۸، چاپ علی حبیبه، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
۲۹۸. ازدی، یزیدبن محمد، تاریخ الموصل، ج۱، ص۳۳۷ـ ۳۳۸، چاپ علی حبیبه، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
۲۹۹. ابن خلّکان، شمس الدین، وفیات الاعیان، ج۲، ص۲۷۹۲۸۱.    
۳۰۰. صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۱۱، ص۳۲۱.    
۳۰۱. مغربی، ابن سعید، المغرب فی حلی المغرب، ج۱، ص۴۱۷ ۴۱۸، چاپ شوقی ضیف، قاهره ۱۹۶۴.    
۳۰۲. صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۱۵، ص۵۰.    
۳۰۳. ابن خطیب، لسان الدین، الاحاطة فی اخبار غرناطة، ج۴، ص۲۱۲- ۲۱۳، چاپ محمدعبداللّه عنان، قاهره ۱۳۹۳۱۳۹۷/ ۱۹۷۳۱۹۷۷.    
۳۰۴. ابن قتیبه، عبدالله، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۴۷۳، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۹۰۲م.    
۳۰۵. ابن قتیبه، عبدالله، الشعر و الشعراء، ج۲، ص۶۳۵، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۹۰۲م.    
۳۰۶. ابن قتیبه، عبدالله، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۴۷۳- ۴۷۴، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۹۰۲م.    
۳۰۷. ابن قتیبه، عبدالله، الشعر و الشعراء، ج۲، ص۷۱۳، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۹۰۲م.    
۳۰۸. ابن قتیبه، عبدالله، الشعر و الشعراء، ج۲، ص۸۵۱، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۹۰۲م.    
۳۰۹. ابن درید، محمد، الاشتقاق، ج۱، ص۳۳۶، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۷۸ق/۱۹۵۸م.    
۳۱۰. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱۷، ص۳۴۸، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۶م.    


منبع

[ویرایش]

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام)، ج‌۲، ص۱۴۲- ۱۴۳    
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تغلب»، شماره۳۶۶۲.    
دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «بنی تغلب»، شماره۶۰۰۳.    






جعبه‌ابزار