بعل

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بعل نام بت قوم الیاس در بعلبک لبنان است.


معنای بعل

[ویرایش]

عربی یا عجمی بودن واژه بَعْل، مورد اختلاف است. دیدگاه نخست، کاربرد متداول و فراوان آن در زبان عربی را دلیل عربی بودن آن می‌داند.
[۲] معجم اعلام القرآن، ص‌۷۹.
از جمله معانی مشهور لغوی که در زبان عربی برای بعل گفته‌اند عبارت است از: خدا و رب
[۳] القاموس المحیط، ج‌۲، ص‌۱۲۸۰.
[۴] لسان العرب، ج‌۱، ص‌۴۴۹.
[۵] لغت نامه، ج‌۳، ص‌۴۲۳۲، «بعل».
، مالک
[۶] الغریبین، ج‌۱، ص‌۱۹۵.
[۷] القاموس المحیط، ج‌۲، ص‌۱۲۸۰.
، بت
[۸] المعجم الجامع، ص‌۷۰.
[۹] لغت نامه، ج‌۳، ص‌۴۲۳۲.
(یا نام بتی از طلا)
[۱۰] الغریبین، ج‌۱‌، ص‌۱۹۵، «بعل» .
[۱۱] الاصنام، ص‌۶۸‌.
و زوج.
[۱۲] لسان العرب، ج‌۱، ص‌۴۴۹.
[۱۳] القاموس المحیط، ج‌۲، ص‌۱۲۸۰، «بعل».
معانی دیگری نیز برای بعل گفته‌اند
[۱۴] لسان العرب، ج‌۱، ص‌۴۴۸.
[۱۵] القاموس‌المحیط، ج‌۲، ص‌۱۲۸۰، «بعل».
که به اختلاف موارد فرق می‌کند. برخی در جمع معانی یاد شده، بعل را چیزی قائم به ذات دانسته‌اند که نسبت به همنوعان خود برتر و از آن‌ها بی‌نیاز است، بر این اساس به رغم وجود این معنای مشترک در همه کاربردها، بعل در موارد گوناگون مصداق و معنای متفاوتی دارد؛ مثلاً بعلِ زن به معنای شوهر او، بعل در مورد درخت خرما به معنای نخل بی‌نیاز از آبیاری، بعلِ یک قبیله به معنای بتِ آنان، بعل یک چیز به معنای مالک و صاحب آن و بعل یک مکان به معنای بخش مرتفع آن است.
[۱۶] دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۳، ص‌۴۹۳‌-۴۹۴.
[۱۷] التحقیق، ج‌۱، ص‌۳۰۳، «بعل».


در مقابل، شماری دیگر از صاحب‌نظران بعل را از واژگان دخیل می‌دانند، با این تفاوت که برخی آن را حبشی یا سریانی و به معنای «ربّ»
[۱۸] واژه‌های دخیل، ص‌۱۴۴.
و برخی دیگر آن را در اصل لغتی بابلی و همان «بال» به معنای خدای بین‌النهرین دانسته‌اند.
[۱۹] جاهلیت و اسلام، ص ۲۶۵.
[۲۰] تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج ۲، ص‌۱۲-۱۷.


← بعل در زبان عبری


در زبان عبری این واژه به معنای رب النوع آمده است
[۲۱] کتاب مقدس، اول پادشاهان، ۱۶:۳۲.
[۲۲] قاموس کتاب مقدس، ص‌۱۸۰‌-۱۸۱.
؛ اما در اصطلاح فرهنگ اسلامی بعل اسم عَلَم برای بتی است که در شهر « بعلبک » لبنان ، بنی‌اسرائیل آن را می‌پرستیده‌اند تا این‌که الیاس پیامبر برای هدایت آنان مبعوث شد.
[۲۳] تاریخ طبری، ج‌۱، ص‌۴۶۱.
[۲۴] البدء والتاریخ، ج‌۳، ص‌۹۹.
[۲۵] مجمع البیان، ج‌۸‌، ص‌۷۱۳.
گویند:نام این شهر نیز برگرفته از نام همان بت‌است.
[۲۶] معجم‌البلدان، ج‌۱، ص‌۴۵۵.


← سابقه پیدایش بعل


هرچند اظهار نظر قطعی درباره سابقه پیدایش بعل به عنوان رب‌النوع مردمان آسیای غربی
[۲۸] تاریخ جامع ادیان، ص‌۳۳۸‌-۳۳۹.
[۲۹] قاموس کتاب مقدس، ص‌۱۰۸.
[۳۰] المفصل، ج‌۶‌، ص‌۳۰۶.
[۳۱] تاریخ ملل قدیم، ص‌۲۱۱.
دشوار است؛ اما در این‌که این بت قرنها پیش از میلاد مسیح ، پرستیده می‌شد، تردیدی نیست.
[۳۲] المفصل، ج‌۶‌، ص‌۳۰۷.
[۳۳] دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۵‌، ص‌۲۹۴.
ظاهراً فینیقیها (از ساکنان لبنان امروزی و مناطق همجوار) از نخستین اقوامی بودند که به پرستش آن روی آوردند.
[۳۴] تاریخ ملل قدیم، ص‌۲۰۴.
[۳۵] تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ص‌۱۲-۱۷.
آنها برای بعل قربانگاههایی ساخته و محافظان بسیاری بر آن گمارده بودند
[۳۶] تاریخ تمدن، ج‌۱، ص‌۳۴۵.
و در برپایی جشنها به قربانی کردن انسان نیز می‌پرداختند.
[۳۷] تاریخ تمدن، ج‌۱، ص‌۳۴۵.
هر شهر «بعل» یا «شهر‌خدا» ی خاصی داشته و همانند پدر، بزرگِ شاهان و سرچشمه حاصل‌خیزی زمین پنداشته می‌شده است.
[۳۸] تاریخ تمدن، ج‌۱، ص‌۳۴۵.


← بعل نزد کنعانیان


کنعانیان از دیگر اقوامی بودند که ظاهراً تحت تأثیر فینیقیها بعل را خدای آفتاب لقب داده
[۳۹] قاموس کتاب مقدس، ص‌۱۸۰.
[۴۰] دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۵‌، ص‌۲۹۴.
و شکل انسانی آن را به عنوان بزرگ‌ترین معبود می‌پرستیدند.
[۴۱] تاریخ جامع ادیان، ص‌۳۳۸‌-۳۳۹.
مطابق گزارشهایی، کنعانیان، به طور کلی خدایان خود را بعل نام نهاده و بر فراز قله‌ها، درون دره‌ها و کنار نهرها برای آن‌ها معابدی خاص و قربانگاههایی به نام بعلِ همان مکان، ساخته بودند.
[۴۲] اعلام قرآن، ص‌۲۵۵‌-۲۵۶.
[۴۳] تاریخ جامع ادیان، ص‌۳۳۸.
افزون بر آسیای غربی، گسترش بعل پرستی در نقاط مختلف اروپا نیز گزارش شده است؛ ایرلندیها، آن را به اسم «بیل»، رومیها «بیلوس» و یونیان به نام «فیلوس» عبادت می‌کردند
[۴۴] دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۲، ص‌۴۹۵.
[۴۵] اعلام قرآن، ص‌۲۵۵‌-۲۵۶.
یا پرستش آن‌ها شباهت بسیاری به پرستش بعل داشته است.
[۴۶] قاموس کتاب مقدس، ص‌۱۸۰‌-۱۸۱.
گزارش مسعودی از وجود بت بعل در یونان را می‌توان مؤید این مطلب دانست
[۴۷] مروج الذهب، ج‌۲، ص‌۲۷۴.
؛ گویا فینیقیها به عنوان قومی دریانورد در رواج آن نقش داشته‌اند.

به هر حال بیش‌تر اطلاعات تاریخی از پرستش بعل در ارتباط با اهالی سواحل شرقی دریای مدیترانه از شمال تا جنوب جزیرة‌العرب است، چنان‌که گفته شده: مردمان پاره‌ای از این مناطق فرزندان خود را برای تقرب به آن، قربانی می‌کردند
[۴۸] قاموس کتاب مقدس، ص‌۱۸۰‌-۱۸۱.
؛ نیز نام پادشاهان و شهرها را بعل می‌گذاشتند.
[۴۹] دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۲، ص‌۴۹۵.
[۵۰] قاموس کتاب مقدس، ص‌۱۸۱.
[۵۱] تاج العروس، ج‌۱۴، ص‌۵۸‌، «بعل».
عربهای ساکن حجازنیز بتهای لات ، عُزّی و منات را دختران آن می‌دانستند. بعل برای عرب جنوبی جزیرة‌العرب نیز شناخته شده بود
[۵۲] المفصل، ج‌۶‌، ص‌۳۰۷.
، چنان که بعل را از خدایان عرب جاهلی و مورد پرستش قبایل یمنی و مردم شمال جزیرة‌العرب دانسته‌اند.
[۵۳] تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج‌۲، ص‌۱۲-۱۶.


← روایات اسلامی درباره پرستش بعل


عمده روایات اسلامی درباره پرستش بعل، در ارتباط با بنی اسرائیل است؛ گویا عبادت آن از زمان موسی (علیه‌السلام) در میان این قوم مورد توجه بوده است.
[۵۴] تاریخ تمدن، ج‌۱، ص‌۳۶۵‌-۳۶۷.
[۵۵] دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۲، ص‌۴۹۴.
آنها به تقلید از ساکنان سرزمین کنعان و به تدریج به پرستش این بت روی آوردند، به گونه‌ای که در مواردی متعدد از بعل پرستی آنان یاد شده است.
[۵۶] کتاب مقدس، اول پادشاهان، ۱۶:۳۱‌۳۲، ۱۸:۱۹‌۲۶.
[۵۷] تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج۲، ص‌۱۲۱۷.

گویند: یهود در این زمان برای بعل معابد فراوانی ساخته و خدمه بسیاری به کار گرفته بودند. آنها همچنین برای تقرب به آن در اماکن مرتفع آتش‌افروزی کرده، به درگاهش قربانی می‌کردند
[۵۸] تاریخ تمدن، ج‌۱، ص‌۳۷۵.
[۵۹] دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۲، ص‌۴۹۴.
، چنان‌که گزارشی از پیروزی ایلیای پیامبر (علیه‌السلام) بر بعل پرستان و کشته‌شدن ۴۵۰ تن از خدمه آن حکایت دارد.
[۶۰] کتاب مقدس، اول پادشاهان، ۱۸:۱ به بعد، ص‌۴۳۶‌-۴۳۸.
[۶۱] تاریخ جامع ادیان، ص‌۳۴۱.
مطابق گزارشی دیگر، وقتی ایلیاء به نبوت و اصلاح دینی قیام کرد در سراسر کشور بنی‌اسرائیل فقط ۷۰۰۰ تن از پرستش بعل رویگردان بودند؛ اما بر اثر مبارزه او، پیروان بعل کم شدند.
[۶۲] تاریخ جامع ادیان، ص‌۳۴۱.
[۶۳] تاریخ تمدن، ج‌۱، ص‌۳۷۵.
برخی ایلیاء را همان الیاس (علیه‌السلام) می‌دانند.
[۶۴] التحریر والتنویر، ج‌۲۲، ص‌۱۶۶.
[۶۵] تفسیر قاسمی، ج‌۱۳، ص‌۱۲۷.
این گزارشها به میزان زیادی با منابع فرهنگ اسلامی مطابقت دارد.
[۶۶] روض الجنان، ج‌۱۶، ص‌۲۲۴.


← کاربرد قرآنی


واژه بعل، سه بار در قرآن آمده است: در آیه ۱۲۸ نساء و ۷۲ هود معنای شوهر
[۷۰] مفردات، ص‌۱۳۵.
[۷۱] التحقیق، ج‌۱، ص‌۳۴، «بعل».
و در آیه ۱۲۵ صافات معنای بت دارد
[۷۳] مفردات، ص‌۱۳۵.
[۷۴] التحقیق، ج‌۱، ص‌۳۴، «بعل».
:«و اِنَّ اِلیاسَ لَمِنَ المُرسَلین • اِذ قالَ لِقَومِهِ اَلا تَتَّقون‌• اَتَدعونَ بَعلاً‌و تَذَرونَ اَحسَنَ الخلِقین». مفسران در معنا و مصداق بعل در آیه ۱۲۵ صافّات اختلاف کرده‌اند. برخی چون عکرمه ، مجاهد ، قتاده و سدی آن را واژه‌ای یمنی به معنای رب دانسته‌اند.
[۷۶] جامع البیان، مج‌۱۲، ج‌۲۳، ص‌۱۱۰.
[۷۸] مجمع البیان، ج‌۸‌، ص‌۷۱۳.
ابن‌اسحاق بعل را نام زنی دانسته است که پرستیده می‌شده
[۷۹] جامع البیان، مج‌۱۲، ج‌۲۳، ص‌۱۱۱.
[۸۰] تفسیر قرطبی، ج‌۱۵، ص‌۷۷.
؛ اما آلوسی و برخی دیگر از مفسران این قول را نپذیرفته‌اند.
[۸۱] روح المعانی، مج‌۱۳، ج‌۲۳، ص‌۲۰۵.
مطابق قول ابن‌عباس ، حسن ، ضحاک و ابن‌زید که از شهرت برخوردار است
[۸۲] روح المعانی، مج‌۱۳، ج‌۲۳، ص‌۲۰۴.
[۸۳] تفسیر قرطبی، ج‌۱۵، ص‌۷۷.
، مراد از بعل بتی به همین نام در بعلبک
[۸۵] جامع البیان، مج‌۱۲، ج‌۲۳، ص‌۱۱۱.
بوده و نام این شهر برگرفته از همان بت است.
[۸۶] جامع البیان، مج‌۱۲، ج‌۲۳، ص‌۱۱۰.
[۸۸] تفسیر قرطبی، ج‌۱۵، ص‌۷۷.
منابع تفسیری و لغوی در بیان ویژگیهای بت بعل، آن را از طلا
[۸۹] مجمع البیان، ج‌۷، ص‌۷۱۳.
[۹۰] لسان العرب، ج‌۱، ص‌۴۴۹.
[۹۱] الغریبین، ج‌۱، ص‌۱۹۵.
، توخالی
[۹۲] روض الجنان، ج‌۱۶، ص‌۲۲۴.
[۹۳] تفسیر قرطبی، ج‌۱۵، ص‌۷۷.
، چهارروی
[۹۴] روض الجنان، ج‌۱۶، ص‌۲۲۴.
[۹۵] التفسیر الکبیر، ج‌۲۶، ص‌۱۶۱.
، دارای ارتفاع ۲۰ ذراعی
[۹۶] روض الجنان، ج‌۱۶، ص‌۲۲۴.
[۹۷] التفسیر الکبیر، ج‌۲۶، ص‌۱۶۱.
و دو یاقوت بزرگ در چشم
[۹۸] کشف الاسرار، ج‌۸‌، ص‌۲۹۶.
[۹۹] روح البیان، ج‌۵‌، ص‌۴۸۱.
، مانند انسانی نشسته بر صندلی در حال خوردن چیزی وصف کرده‌اند که شیطان با سخن گفتن از درون آن، مردم را به گمراهی می‌کشانده است. البته داستان‌پردازی مربوط به ورود شیطان به درون بت را شماری از مفسران نقد کرده و آن را از اسرائیلیات و قادح معجزات پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) برشمرده‌اند. تصویر بتی با این ویژگیها در موزه لوور پاریس موجود است.

← پرستش بعل پس از وفات حزقیل


به اعتقاد بیش‌تر مفسران، بنی اسرائیل پس از وفات حزقیل نبی به پرستش بعل روی آوردند. سبب رواج آن را نیز همسر اَحاب از پادشاهان این قوم دانسته‌اند.
[۱۰۳] جامع البیان، مج‌۱۲، ج‌۲۳، ص‌۱۱۱.
[۱۰۴] کشف‌الاسرار، ج‌۸‌، ص‌۲۹۵.
[۱۰۵] کتاب مقدس، اول پادشاهان، ۱۸.
از این زن با نامهایی چون «اَربل»
[۱۰۶] جامع البیان، مج‌۱۲، ج‌۲۳، ص‌۱۱۱.
، «اَزبل»
[۱۰۷] تاریخ طبری، ج‌۱، ص‌۴۶۱.
، اَربیل
[۱۰۸] روضة الصفا، ج‌۱، ص‌۳۲۷.
[۱۰۹] حبیب السیر، ج‌۱، ص‌۱۰۷.
و «زَبیل»
[۱۱۰] روض الجنان، ج‌۱۶، ص‌۲۲۵.
و به بدی یاد شده است. بر اساس گزارش این منابع هنگامی که بعل پرستی به اوج خود رسید، خداوند الیاس (علیه‌السلام) را برای هدایت و نجات مردم بعلبک مبعوث کرد.
[۱۱۱] مجمع البیان، ج‌۸‌، ص‌۷۱۳.
قرآن کریم نیز به صراحت مأموریت وی را برچیدن بعل‌پرستی دانسته است. آن حضرت با نکوهش پرستش بعل، بت پرستان را به پرستش خدای یگانه فرا خواند:«اَلا‌تَتَّقون • اَتَدعونَ بَعلاً وتَذَرونَ اَحسَنَ الخلِقین • اَللّهَ رَبَّکُم ورَبَّ ءابائِکُمُ الاَوَّلین». نکره آمدن بعل
[۱۱۴] روح المعانی، مج‌۱۳، ج‌۲۳، ص‌۲۰۵.
تأیید می‌کند که مراد از آیه این است: آیا بعضی از بعول را فرا می‌خوانید؟ ابن‌عاشور بعل را رب النوعی مذکر، متعلق به قوم کنعان و بزرگ‌ترین بت آنان دانسته که نزد ایشان رمز خورشید بوده است. در مقابل آن بت مؤنثی به نام «تأنیت» قرار داشته که رمز ماه بوده‌است.

← رد دعوت الیاس


بنا به گزارشهایی از مردم بعلبک جز وزیر اَحاب کسی دعوت الیاس (علیه‌السلام) را نپذیرفت
[۱۱۶] روضة الصفا، ج‌۱، ص‌۳۲۷.
، حتی پیروان بعل، درصدد قتل آن حضرت برآمدند، به گونه‌ای که الیاس وادار به فرار شد.
[۱۱۷] روض‌الجنان، ج‌۱۶، ص‌۲۲۶.
[۱۱۸] البدایة والنهایه، ج‌۱، ص‌۳۳۷.
در برخی منابع آمده است که وی بت بعل را شکست و گریخت
[۱۱۹] تفسیر قرطبی، ج‌۱۵، ص‌۷۷.
؛ اما با مرگ احاب و روی کار آمدن پادشاه جدید او دعوت الیاس (علیه‌السلام) را پذیرفت. به دنبال وی، قومش نیز ایمان آوردند و بت پرستانی که حاضر به ترک بعل پرستی نشدند قتل عام گشتند. شمار کشته‌شدگان ۱۰۰۰۰ تن گزارش شده است.
[۱۲۰] البدایة والنهایه، ج‌۱، ص‌۳۳۷.
از جمله کشته شدگان، محافظان بعل بودند که به انتقام آن دسته از کسانی که ایزابل همسر احاب آنان را کشته بود، کشته شدند. به موجب اخباری دیگر الیاس (علیه‌السلام) چون از دعوت خود نتیجه‌ای نگرفت بعل پرستان را نفرین کرد
[۱۲۲] جامع البیان، مج‌۱۲، ج‌۲۳، ص‌۱۱۲.
[۱۲۳] المنتظم، ج‌۱، ص‌۲۶۰.
[۱۲۴] قصص الانبیاء، ص‌۲۵۰.
و آنان گرفتار خشکسالی شدند.
[۱۲۵] تاریخ طبری، ج‌۱، ص‌۴۶۲.
[۱۲۶] الکامل، ج‌۱، ص‌۲۱۳.
پس از سه سال که بنی اسرائیل ایمان آوردند، دوباره رحمت الهی نازل شد
[۱۲۷] البدء والتاریخ، ج‌۱، ص‌۹۹.
[۱۲۸] قصص‌الانبیاء، ص‌۲۴۳.
؛ ولی چیزی نگذشت که این قوم دوباره به پرستش بعل روی آوردند. این بار الیاس (علیه‌السلام) از خداوند خواست تا وی را از شرّ بت‌پرستان آسوده سازد.
[۱۲۹] الکامل، ج‌۱، ص‌۲۱۳.


← احسن الخالقین


تعبیر «اَحسَن الخالِقین» در آیه با آن‌که آفریننده حقیقی در عالم جز خدا نیست ظاهراً اشاره به مصنوعاتی دارد که انسان با تغییر شکل دادن به مواد طبیعی درست می‌کند، بنابراین خالق بر آن‌ها اطلاق می‌گردد، هرچند خالق مجازی است
[۱۳۰] تفسیر قرطبی، ج‌۱۵، ص‌۷۷.
؛ به سخن دیگر از مجموع آیه «اَتَدعونَ بَعلاً وتَذَرونَ اَحسَنَ الخلِقین» می‌توان فهمید که شرک مردم آن دیار در خالقیت بوده‌است.

← فرجام بعل


از فرجام بعل اطلاع دقیقی در دست نیست. به موجب پاره‌ای گزارشها، به رغم مبارزاتی که برای ریشه‌کن کردن پرستش آن در زمانهای مختلف صورت گرفت باز هم عبادت آن استمرار یافت. سرانجام، این بت نیز همچون بتهای دیگر جزیرة‌العرب ، با گسترش اسلام از بین رفت.
[۱۳۳] جاهلیت و اسلام، ص‌۲۶۵‌-۲۶۶.
هنوز در شهر «پالمیر» که عرب آن را « تدمر » می‌گفتند آثار بتکده قدیمی بزرگی به نام بعل مشهود است. در کشفیات فینیقیها نیز آثاری از آن بر جای مانده است.
[۱۳۴] جاهلیت و اسلام، ص‌۲۶۵‌-۲۶۶.
[۱۳۵] دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۲، ص‌۴۹۴.


← بعل رب النوع آسمان باد و توفان


نظر به آنچه گذشت می‌توان به احتمال زیاد بعل را نه نام یک بت مشخص بلکه رب النوع آسمان ، باد و توفان به عنوان مظاهر نیروهای تأثیرگذار در رویش زراعت و گیاهان دانست.
[۱۳۶] تاریخ الحضارات العام، ج‌۱، ص‌۲۰۷‌۲۰۸.
[۱۳۷] تاریخ جامع ادیان، ص‌۳۳۸‌-۳۴۰.
[۱۳۸] تاریخ ملل قدیم آسیای غربی، ص‌۲۰۴‌-۲۱۱.
عَلَم جنس
[۱۳۹] اعلام قرآن، ص‌۲۵۵.
و عنوان بودن آن برای خدایان متعدد، همچنین اضافه شدن آن به واژگان گوناگون
[۱۴۰] المفصل، ج‌۶‌، ص‌۳۰۶‌-۳۰۷.
[۱۴۱] المفصل، ج‌۶‌، ص‌۳۳۳-‌۳۳۵.
[۱۴۲] قاموس کتاب مقدس، ص‌۱۸۰‌۱۸۴.
و نکره آمدنش در قرآن
[۱۴۳] روح المعانی، مج‌۱۲، ج‌۲۳، ص‌۲۰۵.
می‌تواند مؤید این دیدگاه‌باشد.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. مفردات، ص‌۱۳۵، «بعل».    
۲. معجم اعلام القرآن، ص‌۷۹.
۳. القاموس المحیط، ج‌۲، ص‌۱۲۸۰.
۴. لسان العرب، ج‌۱، ص‌۴۴۹.
۵. لغت نامه، ج‌۳، ص‌۴۲۳۲، «بعل».
۶. الغریبین، ج‌۱، ص‌۱۹۵.
۷. القاموس المحیط، ج‌۲، ص‌۱۲۸۰.
۸. المعجم الجامع، ص‌۷۰.
۹. لغت نامه، ج‌۳، ص‌۴۲۳۲.
۱۰. الغریبین، ج‌۱‌، ص‌۱۹۵، «بعل» .
۱۱. الاصنام، ص‌۶۸‌.
۱۲. لسان العرب، ج‌۱، ص‌۴۴۹.
۱۳. القاموس المحیط، ج‌۲، ص‌۱۲۸۰، «بعل».
۱۴. لسان العرب، ج‌۱، ص‌۴۴۸.
۱۵. القاموس‌المحیط، ج‌۲، ص‌۱۲۸۰، «بعل».
۱۶. دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۳، ص‌۴۹۳‌-۴۹۴.
۱۷. التحقیق، ج‌۱، ص‌۳۰۳، «بعل».
۱۸. واژه‌های دخیل، ص‌۱۴۴.
۱۹. جاهلیت و اسلام، ص ۲۶۵.
۲۰. تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج ۲، ص‌۱۲-۱۷.
۲۱. کتاب مقدس، اول پادشاهان، ۱۶:۳۲.
۲۲. قاموس کتاب مقدس، ص‌۱۸۰‌-۱۸۱.
۲۳. تاریخ طبری، ج‌۱، ص‌۴۶۱.
۲۴. البدء والتاریخ، ج‌۳، ص‌۹۹.
۲۵. مجمع البیان، ج‌۸‌، ص‌۷۱۳.
۲۶. معجم‌البلدان، ج‌۱، ص‌۴۵۵.
۲۷. الدرالمنثور، ج‌۷، ص‌۱۱۶.    
۲۸. تاریخ جامع ادیان، ص‌۳۳۸‌-۳۳۹.
۲۹. قاموس کتاب مقدس، ص‌۱۰۸.
۳۰. المفصل، ج‌۶‌، ص‌۳۰۶.
۳۱. تاریخ ملل قدیم، ص‌۲۱۱.
۳۲. المفصل، ج‌۶‌، ص‌۳۰۷.
۳۳. دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۵‌، ص‌۲۹۴.
۳۴. تاریخ ملل قدیم، ص‌۲۰۴.
۳۵. تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ص‌۱۲-۱۷.
۳۶. تاریخ تمدن، ج‌۱، ص‌۳۴۵.
۳۷. تاریخ تمدن، ج‌۱، ص‌۳۴۵.
۳۸. تاریخ تمدن، ج‌۱، ص‌۳۴۵.
۳۹. قاموس کتاب مقدس، ص‌۱۸۰.
۴۰. دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۵‌، ص‌۲۹۴.
۴۱. تاریخ جامع ادیان، ص‌۳۳۸‌-۳۳۹.
۴۲. اعلام قرآن، ص‌۲۵۵‌-۲۵۶.
۴۳. تاریخ جامع ادیان، ص‌۳۳۸.
۴۴. دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۲، ص‌۴۹۵.
۴۵. اعلام قرآن، ص‌۲۵۵‌-۲۵۶.
۴۶. قاموس کتاب مقدس، ص‌۱۸۰‌-۱۸۱.
۴۷. مروج الذهب، ج‌۲، ص‌۲۷۴.
۴۸. قاموس کتاب مقدس، ص‌۱۸۰‌-۱۸۱.
۴۹. دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۲، ص‌۴۹۵.
۵۰. قاموس کتاب مقدس، ص‌۱۸۱.
۵۱. تاج العروس، ج‌۱۴، ص‌۵۸‌، «بعل».
۵۲. المفصل، ج‌۶‌، ص‌۳۰۷.
۵۳. تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج‌۲، ص‌۱۲-۱۶.
۵۴. تاریخ تمدن، ج‌۱، ص‌۳۶۵‌-۳۶۷.
۵۵. دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۲، ص‌۴۹۴.
۵۶. کتاب مقدس، اول پادشاهان، ۱۶:۳۱‌۳۲، ۱۸:۱۹‌۲۶.
۵۷. تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج۲، ص‌۱۲۱۷.
۵۸. تاریخ تمدن، ج‌۱، ص‌۳۷۵.
۵۹. دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۲، ص‌۴۹۴.
۶۰. کتاب مقدس، اول پادشاهان، ۱۸:۱ به بعد، ص‌۴۳۶‌-۴۳۸.
۶۱. تاریخ جامع ادیان، ص‌۳۴۱.
۶۲. تاریخ جامع ادیان، ص‌۳۴۱.
۶۳. تاریخ تمدن، ج‌۱، ص‌۳۷۵.
۶۴. التحریر والتنویر، ج‌۲۲، ص‌۱۶۶.
۶۵. تفسیر قاسمی، ج‌۱۳، ص‌۱۲۷.
۶۶. روض الجنان، ج‌۱۶، ص‌۲۲۴.
۶۷. الدرالمنثور، ج‌۷، ص۱۱۶.    
۶۸. نساء/سوره۴، آیه۱۲۸.    
۶۹. هود/سوره۱۱، آیه۷۲.    
۷۰. مفردات، ص‌۱۳۵.
۷۱. التحقیق، ج‌۱، ص‌۳۴، «بعل».
۷۲. صافات/سوره۳۷، آیه۱۲۵.    
۷۳. مفردات، ص‌۱۳۵.
۷۴. التحقیق، ج‌۱، ص‌۳۴، «بعل».
۷۵. صافات/سوره۳۷، آیه۱۲۵.    
۷۶. جامع البیان، مج‌۱۲، ج‌۲۳، ص‌۱۱۰.
۷۷. التبیان، ج‌۸‌، ص‌۵۲۵‌.    
۷۸. مجمع البیان، ج‌۸‌، ص‌۷۱۳.
۷۹. جامع البیان، مج‌۱۲، ج‌۲۳، ص‌۱۱۱.
۸۰. تفسیر قرطبی، ج‌۱۵، ص‌۷۷.
۸۱. روح المعانی، مج‌۱۳، ج‌۲۳، ص‌۲۰۵.
۸۲. روح المعانی، مج‌۱۳، ج‌۲۳، ص‌۲۰۴.
۸۳. تفسیر قرطبی، ج‌۱۵، ص‌۷۷.
۸۴. الدرالمنثور، ج۷، ص‌۱۱۹.    
۸۵. جامع البیان، مج‌۱۲، ج‌۲۳، ص‌۱۱۱.
۸۶. جامع البیان، مج‌۱۲، ج‌۲۳، ص‌۱۱۰.
۸۷. الکشاف، ج‌۴، ص‌۶۰‌.    
۸۸. تفسیر قرطبی، ج‌۱۵، ص‌۷۷.
۸۹. مجمع البیان، ج‌۷، ص‌۷۱۳.
۹۰. لسان العرب، ج‌۱، ص‌۴۴۹.
۹۱. الغریبین، ج‌۱، ص‌۱۹۵.
۹۲. روض الجنان، ج‌۱۶، ص‌۲۲۴.
۹۳. تفسیر قرطبی، ج‌۱۵، ص‌۷۷.
۹۴. روض الجنان، ج‌۱۶، ص‌۲۲۴.
۹۵. التفسیر الکبیر، ج‌۲۶، ص‌۱۶۱.
۹۶. روض الجنان، ج‌۱۶، ص‌۲۲۴.
۹۷. التفسیر الکبیر، ج‌۲۶، ص‌۱۶۱.
۹۸. کشف الاسرار، ج‌۸‌، ص‌۲۹۶.
۹۹. روح البیان، ج‌۵‌، ص‌۴۸۱.
۱۰۰. التحریر والتنویر، ج‌۲۳، ص‌۱۶۷.    
۱۰۱. الدرالمنثور، ج‌۷، ص‌۱۱۷.    
۱۰۲. التحریر والتنویر، ج‌۲۳، ص‌۱۶۷.    
۱۰۳. جامع البیان، مج‌۱۲، ج‌۲۳، ص‌۱۱۱.
۱۰۴. کشف‌الاسرار، ج‌۸‌، ص‌۲۹۵.
۱۰۵. کتاب مقدس، اول پادشاهان، ۱۸.
۱۰۶. جامع البیان، مج‌۱۲، ج‌۲۳، ص‌۱۱۱.
۱۰۷. تاریخ طبری، ج‌۱، ص‌۴۶۱.
۱۰۸. روضة الصفا، ج‌۱، ص‌۳۲۷.
۱۰۹. حبیب السیر، ج‌۱، ص‌۱۰۷.
۱۱۰. روض الجنان، ج‌۱۶، ص‌۲۲۵.
۱۱۱. مجمع البیان، ج‌۸‌، ص‌۷۱۳.
۱۱۲. الدرالمنثور، ج‌۷، ص‌۱۱۶‌-۱۱۷.    
۱۱۳. صافات/سوره۳۷، آیه۱۲۴ ۱۲۶.    
۱۱۴. روح المعانی، مج‌۱۳، ج‌۲۳، ص‌۲۰۵.
۱۱۵. التحریر والتنویر، ج‌۲۳، ص‌۱۶۶.    
۱۱۶. روضة الصفا، ج‌۱، ص‌۳۲۷.
۱۱۷. روض‌الجنان، ج‌۱۶، ص‌۲۲۶.
۱۱۸. البدایة والنهایه، ج‌۱، ص‌۳۳۷.
۱۱۹. تفسیر قرطبی، ج‌۱۵، ص‌۷۷.
۱۲۰. البدایة والنهایه، ج‌۱، ص‌۳۳۷.
۱۲۱. التحریر والتنویر، ج‌۲۲، ص‌۱۶۸.    
۱۲۲. جامع البیان، مج‌۱۲، ج‌۲۳، ص‌۱۱۲.
۱۲۳. المنتظم، ج‌۱، ص‌۲۶۰.
۱۲۴. قصص الانبیاء، ص‌۲۵۰.
۱۲۵. تاریخ طبری، ج‌۱، ص‌۴۶۲.
۱۲۶. الکامل، ج‌۱، ص‌۲۱۳.
۱۲۷. البدء والتاریخ، ج‌۱، ص‌۹۹.
۱۲۸. قصص‌الانبیاء، ص‌۲۴۳.
۱۲۹. الکامل، ج‌۱، ص‌۲۱۳.
۱۳۰. تفسیر قرطبی، ج‌۱۵، ص‌۷۷.
۱۳۱. نمونه، ج‌۱۹، ص‌۱۴۰‌-۱۴۱.    
۱۳۲. صافّات/سوره۳۷، آیه۱۲۵.    
۱۳۳. جاهلیت و اسلام، ص‌۲۶۵‌-۲۶۶.
۱۳۴. جاهلیت و اسلام، ص‌۲۶۵‌-۲۶۶.
۱۳۵. دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۲، ص‌۴۹۴.
۱۳۶. تاریخ الحضارات العام، ج‌۱، ص‌۲۰۷‌۲۰۸.
۱۳۷. تاریخ جامع ادیان، ص‌۳۳۸‌-۳۴۰.
۱۳۸. تاریخ ملل قدیم آسیای غربی، ص‌۲۰۴‌-۲۱۱.
۱۳۹. اعلام قرآن، ص‌۲۵۵.
۱۴۰. المفصل، ج‌۶‌، ص‌۳۰۶‌-۳۰۷.
۱۴۱. المفصل، ج‌۶‌، ص‌۳۳۳-‌۳۳۵.
۱۴۲. قاموس کتاب مقدس، ص‌۱۸۰‌۱۸۴.
۱۴۳. روح المعانی، مج‌۱۲، ج‌۲۳، ص‌۲۰۵.
۱۴۴. صافّات/سوره۳۷، آیه۱۲۵.    


منبع

[ویرایش]

مرکز دائرة المعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله «بعل».    



جعبه ابزار