بصیرت

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بصیرت به معنای شناخت حقیقت و قدرت درک صحیح امور می باشد.


بصیرت در لغت

[ویرایش]

بصیرت در لغت، به معنای عقیده قلبی، شناخت، یقین، زیرکی و عبرت آمده است.

بصیرت در اصطلاح

[ویرایش]

بصیرت در اصطلاح، عبارت است از قوه‌ای در قلب شخص، که به نور قدسی منوّر بوده، به وسیله آن حقایق اشیا و امور را درک می‏کند؛ همان‏گونه که شخص به وسیله چشم، صُوَر و ظواهر اشیا را می‏بیند.
[۲] فرهنگ قرآن، اکبر هاشمی رفسنجانی، ج‏۶، ص۲۶۴.


بصیرت از دیدگاه امیرالمومنین

[ویرایش]

برخی گفته‏اند: شناخت روشن و یقینی از دین، تکلیف، پیشوا، حجت خدا، راه، دوست و دشمن، حق و باطل، «بصیرت » نام دارد.
[۳] پیام‌های عاشورا، جواد محدثی، ص۲۵۵-۲۵۷.
چنانچه حضرت امیر علیه السلام از رزمندگان راستین با این صفت یاد می‏کند که: «حَمَلُوا بَصائِرَهُمْ عَلی اسْیافِهِمْ؛
[۵] نهج البلاغه، سید رضی، ترجمه فیض الاسلام، خ طبه۱۵۰، ص۴۶۰.
بصیرت های خویش را بر شمشیرهایشان سوار کردند. یعنی اگر در میدان نبرد، تیغ می‏زدند از روی بصیرت بود.»

بصیرت در آینه روایات

[ویرایش]

در مورد اهمیت و ارزش بصیرت و اینکه منظور از بصیرت، کدام قسم آن است به چند حدیث اکتفا می‌کنیم.
۱- پیامبر خدا صلوات الله علیه می‌فرماید: «کور آن نیست که چشمش نابینا باشد بلکه کور (واقعی) آن کسی است که دیده بصیرتش کور باشد.»
[۶] میزان الحکمة، محمد محمدی ری شهری، ج۱، ص۵۵۸.

۲- حضرت امام علی علیه السلام می‌فرماید: «اگر دیده بصیرت، کور باشد نگریستن چشم سودی نمی‌دهد.»
[۷] تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، عبد الواحد آمدی، ص۴۱.

۳- حضرت امام علی علیه السلام می‌فرماید: «با بصیرت کسی است که بشنود و بیندیشد، نگاه کند و ببیند، از عبرت‌ها بهره گیرد آنگاه راه روشنی را بپیماید که در آن از افتادن در پرتگاه‌ها به دور ماند.»
[۸] نهج البلاغه، سید رضی، خطبه۱۵۲، ص۴۷۳.


← اهمیت بصیرت در روایات


همانطور که از احادیث فوق استفاده می‌شود بینش و آگاهی، در مورد کارهایی که انسان انجام می‌دهد، بخصوص اعمال فردی و اجتماعی، حائز اهمیت فوق العاده بوده و در صورت نبود بینش کافی، مخصوصا در برهه‌های حساس زندگی، آدمی را تا مرحله افتادن در پرتگاه‌ها و خروج از صراط مستقیم الهی پیش می‌برد.

بصیرت در قرآن

[ویرایش]

ماده بصیرت در ضمن آیات قرآن، در سه معنی بکار برده شده است.
۱- بمعنی بینائی دل: چنانکه درآیه‌ مبارکه می‏‌فرماید: «وَ ما یَسْتَوِی الْأَعْمی وَ الْبَصِیرُ؛ هرگز کوردل و روشن ضمیر یکسان نیستند.»
۲- بمعنی بینائی چشم: چنانکه درآیه‌ مبارکه می‏فرماید: «فَجَعَلْناهُ سَمِیعاً بَصِیراً؛ (بدین جهت) او را شنوا و بینا قرار دادیم!»
۳- بمعنی بینائی با برهان
[۱۱] أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ابوالفضل داور پناه، ج‏۷، ص۲۰۴.
و دلیل: چنانکه درآیه‌ مبارکه می‏فرماید: «قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أَعْمی وَ قَدْ کُنْتُ بَصِیراً؛ انسان غافل در روز قیامت می‏گوید خدایا چرا مرا نابینا محشور کردی و حال آنکه من در دنیا بینا و آگاه بودم؟»

آثار بصیرت

[ویرایش]

بصیرت نیز مانند سایر مباحث اخلاقی، دارای آثار بخصوصی است که در زیر به آن می پردازیم:

← توحید


از جمله آثار بصیرت، ره ‏یافتن به توحید و قدرت خدا می‌باشد. در این مورد در آیه‌ شریفه چنین وارد شده است: «قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ …. قُلْ هَلْ یسْتَوِی الْأَعْمَی وَالْبَصِیرُ أَمْ …؛ بگو: چه کسی پروردگار آسمان‌ها و زمین است؟ بگو: الله! (سپس) بگو: آیا اولیا (و خدایانی) غیر از او برای خود برگزیده‌اید که (حتی) مالک سود و زیان خود نیستند (تا چه رسد به شما؟!) بگو: آیا نابینا و بینا یکسانند؟! یا ظلمت‌ها و نور برابرند؟! آیا آن‌ها همتایانی برای خدا قرار دادند بخاطر اینکه آنان همانند خدا آفرینشی داشتند و این آفرینش‌ها بر آن‌ها مشتبه شده است؟! بگو: خدا خالق همه چیز است؛ و اوست یکتا و پیروز!»

← درخواست بازگشت در آخرت


از دیگر آثار بصیرت و روشن‏بینی، درخواست مجرمان در قیامت، برای رجوع به دنیا است، چنانچه قرآن می‌فرماید: «وَلَوْ تَرَی إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاکِسُو رُءُوسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ؛ واگر ببینی مجرمان را هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان سر به زیر افکنده، می‌گویند: پروردگارا! آنچه وعده کرده بودی دیدیم و شنیدیم؛ ما را بازگردان تا کار شایسته‌ای انجام دهیم؛ ما (به قیامت) یقین داریم!»

← عبرت‏ آموزی


عبرت‏آموزی نیز یکی دیگر از آثار بصیرت می‌باشد.
۱) خداوند متعال می¬فرماید: «قَدْ کَانَ لَکُمْ آیةٌ فِی فِئَتَینِ الْتَقَتَا...یرَوْنَهُمْ مِثْلَیهِمْ رَأْی الْعَینِ وَاللَّهُ یؤَیدُ بِنَصْرِهِ مَنْ یشَاءُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَعِبْرَةً لِأُولِی الْأَبْصَارِ؛ در دو گروهی که (در میدان جنگ بدر) با هم رو به رو شدند، نشانه (و درس عبرتی) برای شما بود: یک گروه، در راه خدا نبرد می‌کرد و جمع دیگری که کافر بود (در راه شیطان و بت) در حالی که آن‌ها (گروه مؤمنان) را با چشم خود، دو برابر آنچه بودند، می‌دیدند. (و این خود عاملی برای وحشت و شکست آن‌ها شد) و خداوند هر کس را بخواهد (و شایسته بداند) با یاری خود تأیید می‌کند. در این، عبرتی است برای بینایان!»
۲)در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: «مَثَلُ الْفَرِیقَینِ کَالْأَعْمَی وَالْأَصَمِّ وَالْبَصِیرِ وَالسَّمِیعِ هَلْ یسْتَوِیانِ مَثَلًا أَفَلَا تَذَکَّرُونَ؛ حال این دو گروه ( مؤمنان و منکران‌ ، حال «نابینا و کر» و «بینا و شنوا» است؛ آیا این دو، همانند یکدیگرند؟! آیا پند نمی‌گیرند؟!»
برای مطالعه بیشتر می توانید به آیه ۴۴ سوره نور، آیه ۵۸ سوره غافر و آیه ۲ سوره حشر، مراجعه کنید.

← سود شخصی


حصول منفعت برای خود فرد، یکی دیگر از نتایج بصیرت و ژرف نگری می‌باشد
[۲۰] فرهنگ قرآن، اکبر هاشمی رفسنجانی، ج‏۶، ص۲۶۴.
چنانچه می‌فرماید: «قَدْ جَاءَکُمْ بَصَائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ...؛ دلایل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ کسی که (به وسیله آن، حق را) ببیند، به سود خود اوست؛...»

ابزار بصیرت

[ویرایش]

برای شناخت و درک صحیح از حقایق، مسلّما ابزارهایی مورد نیاز است که در زیر به آن‌ها پرداخته شده است.
۱) چشم: از جمله ابزار شناخت و درک صحیح حقایق، چشم است چنانچه می‌خوانیم: «وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ... وَلَهُمْ أَعْینٌ لَا یبْصِرُونَ بِهَا...؛ به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم؛... آن‌ها چشمانی دارند که با آن نمی‌بینند؛...»
خداوند می‌فرماید: «وَلَقَدْ مَکَّنَّاهُمْ فِیمَا إِنْ مَکَّنَّاکُمْ فِیهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَأَبْصَارًا وَأَفْئِدَةً...؛ ما به آن‌ها (قوم عاد) قدرتی دادیم که به شما ندادیم و برای آنان گوش و چشم و دل قرار دادیم؛ (اما به هنگام نزول عذاب) نه گوش‌ها و چشم‌ها و نه عقل‌هایشان برای آنان هیچ سودی نداشت؛ چرا که آیات خدا را انکار می‌کردند؛...»
۲) قلب: قلب نیز یکی دیگر از ابزار بصیرت و درک حقایق می‌باشد در همین زمینه می‌خوانیم: «وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا یفْقَهُونَ بِهَا...؛ به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم؛ آن‌ها د‌‌ل‌ها (عقل‌ها)یی دارند که با آن (اندیشه نمی‌کنند و) نمی‌فهمند؛...»
۳) گوش: گوش نیز از جمله ابزار¬های شناخت و درک صحیح حقایق می‌باشد. می‌خوانیم: «وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ... وَلَهُمْ آذَانٌ لَا یسْمَعُونَ بِهَا...؛ به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم؛... آنها گوش‌هایی دارند که با آن نمی‌شنوند؛...»

اهل بصیرت

[ویرایش]

کسانی که اهل بصیرت می باشند چنین معرفی شده اند:
۱) حضرت ابراهیم علیه السلام
حضرت ابراهیم علیه السلام از جمله کسانی بود که از بصیرت برخوردار بوده چنانچه قرآن می‌فرماید: «وَکَذَلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِیکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ؛ و این چنین، ملکوت آسمان‌ها و زمین (و حکومت مطلقه خداوند بر آن‌ها) را به ابراهیم نشان دادیم؛ (تا به آن استدلال کند،) و اهل یقین گردد.»
۲)انابه‌‏کنندگان
بنده انابه‏کننده(کسانی که به درگاه خداوند انابه کردند) از انسان‌های روشن‏ضمیر و اهل‏ بصیرت می‌باشد: «تَبْصِرَةً وَذِکْرَی لِکُلِّ عَبْدٍ مُنِیبٍ؛ تا وسیله بینایی و یادآوری برای هر بنده توبه کاری باشد!»
۳) بندگان خاصّ خدا
برخورد آگاهانه بندگان شایسته خداوند، به هنگام ذکر آیات پروردگارشان، موجب قرار گرفتنشان در شمار اهل بصیرت می‌شود: «بندگان (خاص خداوند) رحمان،... کسانی هستند که هرگاه آیات پروردگارشان به آنان گوشزد شود، کر و کور روی آن نمی‌افتند.»
۴) حضرت محمّد صلوات الله علیه
پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلوات الله علیه نیز از ضمیری روشن و آگاه برخوردار بودند. قرآن درباره ایشان می فرماید: «بگو: این راه من است من، با بصیرت به سوی خدا دعوت می‌کنم!...»
۵) متقین‏
پرهیزکاران، از انسان‌های بیدار دل در مصاف با وسوسه‌های شیطانی هستند: «پرهیزگاران هنگامی که گرفتار وسوسه‌های شیطان شوند، به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) می‌افتند و (در پرتو یاد او، راه حق را می‌بینند و) ناگهان بینا می‌گردند.»

اسباب بصیرت

[ویرایش]

چیزهائی که موجب پیدای بصیرت در انسان می شوند عبارتند از:
۱) آخرت‌‏اندیشی‏
آخرت‏اندیشی، سبب پیدایش بصیرت در انسان می‌شود، قرآن می‌فرماید: «و به خاطر بیاور بندگان ما... را، صاحبان دست‌ها(ی نیرومند) و چشم‌ها(ی بینا)! ما آن‌ها را با خلوص ویژه‌ای خالص کردیم و آن یادآوری سرای آخرت بود!»
۲) آیات خدا
آیات الهی در زمین و انسان (آفاقی و انفسی ، از عوامل بصیرت می‌باشد: «و در زمین آیاتی برای جویندگان یقین است و در وجود خود شما (نیز آیاتی است)؛ آیا نمی‌بینید؟!»
۳) امدادهای خدا
امدادهای الهی مثل پیروزی مسلمانان در غزوه بدر، از عوامل عبرت و بصیرت می‌باشد: «در دو گروهی که (در میدان جنگ بدر) با هم رو به رو شدند، نشانه (و درس عبرتی) برای شما بود: یک گروه، در راه خدا نبرد می‌کرد؛ و جمع دیگری که کافر بود... در این، عبرتی است برای بینایان (اهل بصیرت)!»
۴) تقوا
تقوا و پرهیزکاری، از عوامل روشنایی ضمیر و بیداردلی می‌باشد: «پرهیزگاران هنگامی که گرفتار وسوسه‌های شیطان شوند، به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) می‌افتند؛ و (در پرتو یاد او، راه حق را می‌بینند و) ناگهان بینا می‌گردند.»
۵) کتب آسمانی مثل قرآن و تورات‏
محتوای کتاب‌های آسمانی مانند قرآن و تورات، مایه درک عمیق و بصیرت مردم است: «... بگو: من تنها از چیزی پیروی می‌کنم که بر من وحی می‌شود؛ این وسیله بینایی از طرف پروردگارتان است...» «و ما به موسی کتاب آسمانی دادیم بعد از آنکه اقوام قرون نخستین را هلاک نمودیم؛ کتابی که برای مردم بصیرت‌آفرین بود...»

مانع بصیرت‏

[ویرایش]

غفلت انسان در دنیا، مانع بصیرت نسبت به حقایق آخرتی است: «(به او خطاب می‌شود) تو از این صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودی و ما پرده را از چشم تو کنار زدیم و امروز چشمت کاملا تیزبین است!»

بصیرت در حادثه عاشورا

[ویرایش]

حماسه ‏آفرینان عاشورا، بی‌‏هدف و کورکورانه به کربلا نیامده بودند. آنان اهل بصیرت بودند؛ هم نسبت به درستی و حقّانیت راه و رهبرشان، هم به اینکه وظیفه‏شان جهاد و یاری امام است.
[۳۹] ‏ پیام‌های عاشورا، جواد محدثی،‏ ص۲۵۵.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. لسان‌العرب، ابن منظور، ج۴، ص۶۵، واژه«بصر».    
۲. فرهنگ قرآن، اکبر هاشمی رفسنجانی، ج‏۶، ص۲۶۴.
۳. پیام‌های عاشورا، جواد محدثی، ص۲۵۵-۲۵۷.
۴. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۹، ص۱۳۰.    
۵. نهج البلاغه، سید رضی، ترجمه فیض الاسلام، خ طبه۱۵۰، ص۴۶۰.
۶. میزان الحکمة، محمد محمدی ری شهری، ج۱، ص۵۵۸.
۷. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، عبد الواحد آمدی، ص۴۱.
۸. نهج البلاغه، سید رضی، خطبه۱۵۲، ص۴۷۳.
۹. فاطر/سوره۳۵،آیه۱۹.    
۱۰. انسان/سوره۷۶،آیه۲.    
۱۱. أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ابوالفضل داور پناه، ج‏۷، ص۲۰۴.
۱۲. طه/سوره۲۰،آیه۱۲۵.    
۱۳. رعد/سوره۱۳،آیه۱۶.    
۱۴. سجده/سوره۳۲،آیه۱۲.    
۱۵. آل عمران/سوره۳،آیه۱۳.    
۱۶. هود/سوره۱۱،آیه۲۴.    
۱۷. نور/سوره۲۴، آیه۴۴    
۱۸. غافر/سوره۴۰، آیه۵۸    
۱۹. حشر/سوره۵۹، آیه۲    
۲۰. فرهنگ قرآن، اکبر هاشمی رفسنجانی، ج‏۶، ص۲۶۴.
۲۱. انعام/سوره۶،آیه۱۰۴.    
۲۲. اعراف/سوره۷،آیه۱۷۹.    
۲۳. احقاف/سوره۴۶،آیه۲۶.    
۲۴. اعراف/سوره۷،آیه۱۷۹.    
۲۵. اعراف/سوره۷،آیه۱۷۹.    
۲۶. انعام/سوره۶،آیه۷۵.    
۲۷. ق/سوره۵۰،آیه۸.    
۲۸. فرقان/سوره۲۵،آیه۶۳.    
۲۹. فرقان/سوره۲۵،آیه۷۳.    
۳۰. یوسف/سوره۱۲،آیه۱۰۸.    
۳۱. اعراف/سوره۷،آیه۲۰۱.    
۳۲. ص/سوره۳۸،آیه۴۵-۴۶.    
۳۳. ذاریات/سوره۵۱،آیه۲۰-۲۱.    
۳۴. آل عمران/سوره۳،آیه۱۳.    
۳۵. اعراف/سوره۷،آیه۲۰۱.    
۳۶. اعراف/سوره۷،آیه۲۰۳.    
۳۷. قصص/سوره۲۸،آیه۴۳.    
۳۸. ق/سوره۵۰،آیه۲۲.    
۳۹. ‏ پیام‌های عاشورا، جواد محدثی،‏ ص۲۵۵.


منبع

[ویرایش]
سایت پژوهه    






جعبه‌ابزار