بدیغورس

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بَدیغورَس‌، نگارنده ناشناس‌ِ کتابی‌ مشهور درباره «ابدال‌ ادویه‌» بوده که‌ در دوره اسلامی‌ از اعتباری‌ ویژه‌ برخوردار بود.


واژه‌شناسی

[ویرایش]

این‌ نام‌ در متون‌ عربی‌ به‌ صورتهای‌ بدیغوروس‌،
[۱] Ritter, H and R Walzer, X Arabishe) bersetzungen Griechischer Artze in Stamuler Bibliotheken n , Sitzungsberichte der Preussischen Akademie der Wissenschaften (Phil ، hist Klasse Nr ۲۶) , Berlin, ۱۹۳۴، ج۱، ص۸۲۵.
[۲] Plessner, M, X Beitdr L ge zur Islamischen Literaturgeschichte n , Islamica, Leipzig, ۱۹۳۱, vol IV، ج۱، ص۵۴۶.
بدیغورش‌،
[۳] محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۱۹، ص۳۰۰، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
[۴] عبدالرحمان‌ ابن‌ وافد، الادویه المفرده، ج۱، ص۹۰، به‌ کوشش‌ احمد حسن‌ بسج‌، بیروت‌، ۱۴۲۰ق‌/۲۰۰۰م‌.
فیثاغورس‌،
[۵] داوود عطار هارونی‌، منهاج‌ الدکان‌ و دستور الاعیان‌ فی‌ اعمال‌ و تراکیب‌ الادویه النافعه للابدان‌، ج۱، ص۲۱۱، به‌ کوشش‌ حسن‌ عاصی‌، بیروت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
و بیتاغورس‌
[۶] احمد ابن‌ جزار، الاعتماد فی‌ الادویه المفرده، ج۱، ص۲۸، چ‌ تصویری‌، به‌ کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
و در روایات‌ لاتینی‌ این‌ آثار به‌ شکل‌ بِدیگُرَس‌، بَلْدیگُروس‌، بدیگوروسوس‌ و حتی‌ اِدیگُروس‌ و جز آن‌ آمده‌ است‌. و وستنفلد این‌ نام‌ را تحریف‌ شده نام‌ پوثاگوراس‌۱ (فیثاغورس‌)، ریاضی‌ دان‌ مشهور یونانی‌ می‌داند.
مایر، بدیغورس‌ را فیثاغورس‌ دروغین‌ می‌پنداشت‌.
[۷] Steinschneider, M, Die arabischen) bersetzungen aus dem Griechischen, Graz, ۱۹۶۰، ج۱، ص۷.
Ritter و والتسر
[۸] Ritter, H and R Walzer, X Arabishe) bersetzungen Griechischer Artze in Stamuler Bibliotheken n , Sitzungsberichte der Preussischen Akademie der Wissenschaften (Phil ، hist Klasse Nr ۲۶) , Berlin, ۱۹۳۴، ج۱، ص‌۸۴۱.
و ابراهیم‌ بن‌ مراد
[۹] ابراهیم‌ بن‌ مراد، بحوث‌ فی‌ التاریخ‌ الطب‌ و الصیدله عند العرب‌، ج۱، ص‌۲۱۵، بیروت‌، ۱۹۹۱م‌.
نیز این‌ نظریه‌ را پذیرفته‌اند.
به‌ نظر لُکلر، بدیغورس‌ احتمالاً پزشکی‌ یونانی‌ و هم‌ نام‌ پیثاگوراس‌ مشهور بوده‌ که‌ در ایران‌ می‌زیسته‌ است‌؛ زیرا در رساله او برخی‌ مفردات‌ دارویی‌ِ ایرانی‌ و هندی‌ دیده‌ می‌شود که‌ دانشمندان‌ یونانی‌ و یونانی‌ مآب‌ نمی‌شناخته‌اند.
[۱۰] ۱۸، Ullmann, M, Islamic Medicine, Edinburgh, ۱۹۷۸، ج۱، ص۲۸۶ «پزشکی‌ اسلامی‌۲».
[۱۱] Ullmann, M, Islamic Medicine, Edinburgh, ۱۹۷۸، ج۱، ص۲۳۳-۲۳۵.
مایرهوف‌ و جورجی‌ صبحی‌، بدیغورس‌ را «یک‌ پزشک‌ ناشناس‌ یونانی‌ یا بیزانسی‌» دانسته‌اند
[۱۲] Meyerhof, M and G P Sobhi, tr The Abridged Version of X The Books of Simple Drugs n , Cairo, ۱۹۴۰, vol I (۴)، ج۱، ص‌۵۵۵.
بادیغورَس‌ را (که‌ به‌ زعم‌ وی‌ در نسخه خطی‌ آمده‌) فیثاغورس‌ِ پزشک‌ یا فیثاغورس‌ مجعول‌ دانسته‌، و بر آن‌ است‌ که‌ رساله وی‌ احتمالاً سریانی‌ و شاید فارسی‌ بوده‌ است‌. اولمان‌ نیز به‌ پیروی‌ از لکلر، و با استناد به‌ ورنر زوندرمان‌، بر آن‌ است‌ که‌ هر چند نام‌ بدیغورس‌ یا مشابه‌ آن‌ در متون‌ پهلوی‌ دیده‌ نشده‌، اما با توجه‌ به‌ شکل‌ نام‌ فیثاغورس‌ در متون‌ سریانی‌، می‌توان‌ تلفظ آن‌ را در دوره ساسانی‌ به‌ صورت‌ باز سازی‌ شده •پیثَگُرَس‌ دانست‌ که‌ به‌ تدریج‌ به‌ •پذیغُرس‌ و •پَذیغورَس‌ تبدیل‌ شده‌، و از آن‌جا در زبان‌ عربی‌ به‌ بذیغورس‌ یا بدیغورس‌ تغییر شکل‌ یافته‌ است‌
[۱۳] Ullmann, M, Islamic Medicine, Edinburgh, ۱۹۷۸، ج۱، ص۲۳۵.
البته‌ واژه‌ای‌ را که‌ زوندرمان‌ برای‌ شکل‌ احتمالی‌ نام‌ بدیغورس‌ در خط پهلوی‌ آورده‌، می‌توان‌ به‌ ۸ صورت‌ •پتیگورش‌،... (با جابه‌جایی‌ پ‌ با ب‌، ت‌ با ذ و گ‌ با غ‌) خواند؛ اما آخرین‌ حرف‌ این‌ نام‌ را فقط می‌توان‌ «ش‌» خواند.

روزگار بدیغورس

[ویرایش]

از روزگار زندگی‌ بدیغورس‌ چیزی‌ نمی‌دانیم‌. به‌ تصور آنکه‌ رازی‌ در الحاوی‌ نظر بولس‌ درباره طراثیث‌ را به‌ واسطه بدیغورس‌ نقل‌ کرده‌، روزگار این‌ یک‌ را حدود سده ۷م‌ دانسته‌ است‌؛ اما از مقایسه این‌ نقل‌ قول‌ با مدخل‌ طراثیث‌ در مفردات‌ِ الحاوی‌ و نیز نقل‌ قول‌های‌ دیگران‌ از این‌ دو، می‌توان‌ دریافت‌ که‌ عبارت‌ رازی‌ به‌ صورت‌ «بدیغورس‌: الطراثیث‌ خاصته‌ حبس‌ البطن‌ و الدم‌. قال‌ بولس‌...» بوده‌ که‌ در متن‌ چاپی‌ یک‌ بار عبارت‌ «خاصته‌...» و بار دیگر نام‌ بدیغورس‌ افتاده‌ است‌.
[۱۴] محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۶، ص۱۹۳، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
[۱۵] محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۱، ص۱۵۷، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
[۱۶] حامد ابن‌ سمجون‌، جامع‌ الادویه المفرده، ج۱، ص۲۷۱، چ‌ تصویری‌، به‌کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
[۱۷] عبدالله‌ ابن‌ بیطار، الجامع‌ لمفردات‌ الادویه و الاغذیه، ج۳، ص۱۰۱، قاهره‌، ۱۲۹۱ق‌.


تحقیق درباره بدیغورس

[ویرایش]

بررسی‌های‌ صورت‌ گرفته‌ درباره قراباذین‌ شاپور بن‌ سهل‌ (د ح‌ ۲۵۴ق‌) و الکناش‌ الصغیر ابن‌ سرابیون‌ (د اواخر سده ۳ق‌)، حاکی‌ از آن‌ است‌ که‌ در این‌ دو اثر مهم‌ داروشناسی‌ نیز از بدیغورس‌ یاد نشده‌ است‌.
[۱۸] یادداشتهای‌ منتشر نشده مؤلف‌ و صادق‌ سجادی‌.

دلیل‌ اولمان‌
[۱۹] Ullmann, M, Islamic Medicine, Edinburgh, ۱۹۷۸، ج۱، ص۲۳۷».
مبنی‌ بر استناد اسحاق‌ بن‌ عمران‌ (ه م‌) به‌ بدیغورس‌ نیز چندان‌ پذیرفتنی‌ نیست‌؛ زیرا رساله الادویه المفرده اسحاق‌ مفقود شده‌ است‌ و نمی‌توان‌ صرفاً به‌ دلیل‌ شباهت‌ برخی‌ نظرات‌ این‌ دو، یکی‌ را پیرو دیگری‌ دانست‌. پس‌ با توجه‌ به‌ اینکه‌ رازی‌ نخستین‌ راوی‌ بدیغورس‌ است‌، باید هنگام‌ ظهور روایت‌ عربی‌ رساله او را در حدود سال‌های‌ ۲۷۰-۲۸۰ق‌ دانست‌. در آغاز و انجام‌ دو نسخه موجود روایت‌ عربی‌ «ابوزید حنین‌ بن‌ اسحاق‌ اسرائیلی‌» به‌ عنوان‌ مترجم‌ یاد شده‌ است‌.
اولمان‌ با استناد به‌ تفاوت‌ بسیار چگونگی‌ ضبط نام‌ گیاه‌ - داروها در روایت‌ عربی‌ ابدال‌ بدیغورس‌ با عشر مقالات‌ فی‌ العین‌ حنین‌ و نیز ترجمه عربی‌ دیوسقوریدس‌ (که‌ توسط حنین‌ اصطلاح‌ شده‌)، و نیز با توجه‌ به‌ نسبت‌ اسرائیلی‌ که‌ جای‌ دیگری‌ برای‌ حنین‌ یاد نشده‌، و تأکید خود حنین‌ بر انتساب‌ نادرست‌ برخی‌ ترجمه‌ها به‌ وی‌، در درستی‌ این‌ انتساب‌ تردید کرده‌ است‌
[۲۰] Ullmann, M, Islamic Medicine, Edinburgh, ۱۹۷۸، ج۱، ص۲۳۲-۲۳۳.
البته‌ تفاوت‌ نام‌ مفردات‌ در این‌ ۳ ترجمه‌ بیش‌ از آنکه‌ نشانه تفاوت‌ مترجم‌ باشد، حاکی‌ از به‌ کار رفتن‌ این‌ اصطلاحات‌ در متن‌ اصلی‌ است‌؛ اما بررسی‌ بیش‌ از ۳۰۰ مورد شکل‌ِ ارائه خواص‌ دارویی‌، تفاوت‌ قابل‌ توجهی‌ در سبک‌ نگارش‌ روایت‌ عربی‌ِ رساله ابدال‌ با ترجمه‌های‌ مکتب‌ حنین‌ و حتی‌ آثار دیگرداروشناسان‌ دوره اسلامی‌ (البته‌ بجز ابن‌ ماسویه‌) را نشان‌ می‌دهد، و این‌ ما را بر آن‌ می‌دارد که‌ حنین‌ را مترجم‌ این‌ متن‌ ندانیم‌.
از سوی‌ دیگر هیچ‌ نشانه‌ای‌ در دست‌ نیست‌ تا بدانیم‌ رساله بدیغورس‌ از چه‌ زبانی‌ به‌ عربی‌ ترجمه‌ شده‌ است‌. اگر این‌ زبان‌ را یونانی‌ یا سریانی‌ بدانیم‌، چرا باید پذیرفت‌ که‌ یک‌ یونانی‌ ساکن‌ ایران‌ - که‌ کتابی‌ به‌ یونانی‌ یا سریانی‌ (به‌ اعتبار رواج‌ این‌ زبان‌ در میان‌ دانشمندان‌ ایرانی‌) نوشته‌ حتی‌ درباره برخی‌ داروهایی‌ که‌ نام‌ یونانیشان‌ رایج‌ تر بوده‌، از نام‌های‌ کهن‌ فارسی‌ بهره‌ برده‌ است‌؟ مثلاً وی‌ به‌ جای‌ نام‌های‌ بسیار رایج‌ بزر قطونا، عنب‌ الثعلب‌، مازریون‌، کرمه البیضاء (یا فاشرا) و کرمهالسوداء (فاشرستین‌)، به‌ ترتیب‌ اِسفیوش‌ (اَسپجوش‌)، روباه‌تُربَک‌، هفت‌برگ‌، هزارجَشان‌ و شست‌ بِداز آورده‌ است‌
[۲۱] محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۱، ص۲۲۲-۲۲۷، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
[۲۲] محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۱، ص۵۶۱ -۵۶۲، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
[۲۳] محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۱، ص۶۳۹، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
[۲۴] عبدالله‌ ابن‌ بیطار، الجامع‌ لمفردات‌ الادویه و الاغذیه، ج۱، ص۳۹، قاهره‌، ۱۲۹۱ق‌.
[۲۵] حامد ابن‌ سمجون‌، جامع‌ الادویه المفرده، ج۲، ۱۲۹-۱۳۴، چ‌ تصویری‌، به‌کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
در حالی‌ که‌ حتی‌ در کهن‌ترین‌ آثار داروشناسی‌ فارسی‌، یعنی‌ هدایةالمتعلمین‌ فی‌ الطب‌ اخوینی‌ بخاری‌ و الابنیه عن‌ حقایق‌ الادویه ابومنصور موفق‌ هروی‌ تا این‌ حد اصطلاحات‌ «فارسی‌ کم‌ کاربرد» دیده‌ نمی‌شود.
ابومنصور اصطلاحات‌ بزر قطونا، عنب‌ الثعلب‌، هزارجشان‌ و ششبداز یا شش‌ پیاز (تصحیف‌ شست‌ بداز) «معروف‌ به‌ فاشرستین‌» را به‌ کار برده‌ است‌.
[۲۶] موفق‌ هروی‌ ابومنصور، الابنیه عن‌ حقایق‌ الادویه، ج۱، ص‌۵۱، به‌ کوشش‌ احمد بهمنیار و حسین‌ محبوبی‌ اردکانی‌، تهران‌، ۱۳۴۶ش‌.
[۲۷] موفق‌ هروی‌ ابومنصور، الابنیه عن‌ حقایق‌ الادویه، ج۱، ص۲۳۴، به‌ کوشش‌ احمد بهمنیار و حسین‌ محبوبی‌ اردکانی‌، تهران‌، ۱۳۴۶ش‌.
[۲۸] موفق‌ هروی‌ ابومنصور، الابنیه عن‌ حقایق‌ الادویه، ج۱، ص۳۴۱، به‌ کوشش‌ احمد بهمنیار و حسین‌ محبوبی‌ اردکانی‌، تهران‌، ۱۳۴۶ش‌.
[۲۹] موفق‌ هروی‌ ابومنصور، الابنیه عن‌ حقایق‌ الادویه، ج۱، ص۲۰۱، به‌ کوشش‌ احمد بهمنیار و حسین‌ محبوبی‌ اردکانی‌، تهران‌، ۱۳۴۶ش‌.
اخوینی‌ نیز به‌ جای‌ روباه‌ تربک‌، انگور گرگ‌ آورده‌،
[۳۰] ربیع‌ اخوینی‌ بخاری‌، هدایه المتعلمین‌، ج۱، ص‌۴۳۷، به‌ کوشش‌ جلال‌ متینی‌، مشهد، ۱۳۷۱ش‌.
و ابن‌ ربن‌ طبری‌، پزشک‌ مشهور ایرانی‌ نیز به‌ هزارجشان‌ و ششبداز اشاره‌ کرده‌ است‌.
[۳۱] علی‌ ابن‌ ربن‌، فردوس‌ الحکمه، ج۱، ص‌۴۵۲، به‌ کوشش‌ محمد زبیر صدّیقی‌، برلین‌، ۱۹۲۸م‌.

گذشته‌ از این‌، نمی‌توان‌ پذیرفت‌ که‌ کتابی‌ که‌ پس‌ از ترجمه‌ این‌ چنین‌ رواج‌ یافته‌، پیش‌ از ترجمه‌، توجه‌ پزشکانی‌ چون‌ ابن‌ سرابیون‌ و شاپور بن‌ سهل‌ را - که‌ به‌ یونانی‌ و سریانی‌ تسلط داشتند - به‌ خود جلب‌ نکرده‌ باشد.

← نتیجه‌گیری


در نتیجه‌، منطقی‌ تر آن‌ است‌ که‌ روایت‌ اصلی‌ کتاب‌ را پهلوی‌ بدانیم‌ که‌ چندان‌ با یونانی‌بودن‌ مؤلف‌ سازگار نیست‌؛ نامی‌ ساختگی‌ و شبه‌ یونانی‌ برگزیده‌، و برای‌ کسب‌ اعتبار بیشتر، تألیف‌ِ خود را به‌ عنوان‌ یکی‌ از ترجمه‌های‌ مترجمی‌ مشهور چون‌ حنین‌ معرفی‌ کرده‌ باشد. همچنین‌ بعید نیست‌ که‌ داروشناسی‌ ایرانی‌ برای‌ اثبات‌ نفوذ پزشکی‌ ایرانی‌ در پزشکی‌ یونانی‌، دست‌ به‌ چنین‌ کاری‌ زده‌ باشد. نشانه‌های‌ دیگری‌ نیز احتمال‌ ایرانی‌ بودن‌ مؤلف‌ را تقویت‌ می‌کند. مثلاً درباره برخی‌ داروهای‌ ایرانی‌، از جمله‌ داروی‌ انداهیمان‌ تنها مأخذ پزشکان‌ مسلمان‌، سخنان‌ بدیغورس‌ است‌. رازی‌ در مفردات‌ الحاوی‌ درباره این‌ دارو، یادداشتهای‌ منتشر نشده مؤلف‌ و صادق‌ سجادی‌. (نیز ذیل‌ انداسیمان‌ که‌ بی‌شک‌ تصحیف‌ انداهیمان‌ است‌) چنین‌ آورده‌ است‌: «گیاهی‌ کرمانی‌ است‌. بدیغورس‌ گوید: برای‌ شکم‌ روش‌ بسیار نیک‌ است‌».
[۳۲] محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۰، ص۴۴، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
[۳۳] محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۰، ص۵۹، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
وی‌ در ابدال‌ (گ‌ ۱۳۱ آ، سطر ۳)، بدل‌ این‌ دارو را بدون‌ اشاره‌ به‌ نام‌ بدیغورس‌، از او نقل‌ می‌کند. ۳ قرن‌ و نیم‌ پس‌ از وی‌ ابن‌ بیطار نیز به‌رغم‌ جست‌وجوهای‌ بسیار در منابع‌، درباره این‌ دارو تنها به‌ بدیغورس‌، و تک‌ جمله رازی‌ استناد می‌کند.
[۳۴] عبدالله‌ ابن‌ بیطار، الجامع‌ لمفردات‌ الادویه و الاغذیه، ج۱، ص۶۲، قاهره‌، ۱۲۹۱ق‌.


محتوای رساله ابدال

[ویرایش]

اثر موجود رساله فی‌ ابدال‌ الادویه و الاشجار و الصموغ‌ و الطین‌ در شرح ‌۱۶۳ دارو در ۵ فصل‌ بدین‌ ترتیب‌ است‌:
۱. قوانین‌ جایگزین‌سازی‌ (اِبدال‌) داروها و خواص‌ ۳ داروی‌ زعفران‌، دارچین‌ و گل‌ صد تومانی۱‌؛
۲. خواص‌ و بدل‌ ۳۲ دارو که‌ از درختان‌ گرفته‌ می‌شود؛
۳. خواص‌ و بدل‌ ۳۸ گیاه‌ کوچک‌ یا علف‌؛
۴. خواص‌ و بدل‌ ۴۶ گیاه‌ بزرگ‌ و گیاهان‌ بوته‌دار؛
۵. خواص‌ و بدل‌ ۴۴ نوع‌ صمغ‌ یا ماده معدنی‌.
بدیغورس‌ همیشه‌ نخست‌ خاصیت‌ هر دارو، و سپس‌ دو یا ۳ بدل‌ آن‌ را با تأکید به‌ نسبت‌ وزن‌ آن‌ به‌ وزن‌ داروی‌ اصلی‌، یاد می‌کند
[۳۵] Ullmann, M, Islamic Medicine, Edinburgh, ۱۹۷۸، ج۱، ص۲۳۱-۲۳۲.
از این‌ رساله‌ دو دست‌ نویس‌ (یکی‌ با تاریخ‌ کتابت‌ ۶۴۳ق‌/۱۲۴۵م‌) در کتابخانه ایاصوفیه‌ موجود است‌
[۳۶] Ritter, H and R Walzer, X Arabishe) bersetzungen Griechischer Artze in Stamuler Bibliotheken n , Sitzungsberichte der Preussischen Akademie der Wissenschaften (Phil ، hist Klasse Nr ۲۶) , Berlin, ۱۹۳۴، ج۱، ص۳۷۷.
[۳۷] Ritter, H and R Walzer, X Arabishe) bersetzungen Griechischer Artze in Stamuler Bibliotheken n , Sitzungsberichte der Preussischen Akademie der Wissenschaften (Phil ، hist Klasse Nr ۲۶) , Berlin, ۱۹۳۴، ج۱، ص۸۳۷ -۸۴۱.
[۳۸] Ritter, H and R Walzer, X Arabishe) bersetzungen Griechischer Artze in Stamuler Bibliotheken n , Sitzungsberichte der Preussischen Akademie der Wissenschaften (Phil ، hist Klasse Nr ۲۶) , Berlin, ۱۹۳۴، ج۱، ص۸۲۵.
[۳۹] Plessner, M, X Beitdr L ge zur Islamischen Literaturgeschichte n , Islamica, Leipzig, ۱۹۳۱, vol IV، ج۱، ص۵۴۶.


بهره‌گیری‌ پزشکان‌ اسلامی‌ از رساله

[ویرایش]

شمار استنادهای‌ پزشکانی‌ چون‌ بیرونی‌ در الصیدنه و نیز تمیمی‌ مقدسی‌ در المرشد، احمد بن‌ عواد مغربی‌ در قطف‌ الازهار، جلدکی‌ در دره
[۴۰] Ullmann, M, Islamic Medicine, Edinburgh, ۱۹۷۸، ج۱، ص۱».
چندان‌ قابل‌ توجه‌ نیست‌.
ابن‌ سینا به‌ رغم‌ بهره‌گیری‌ بسیار از رساله بدیغورس‌ (هم‌ مستقیم‌ و هم‌ به‌ واسطه آثار رازی‌) تنها دوبار ذیل‌ اکلیل‌ الملک‌ از وی‌ نام‌ برده‌ است‌
[۴۱] ابن‌ سینا، القانون‌، ج۱، ص۲۴۳، قاهره‌، ۱۲۹۴ق‌.
[۴۲] Ullmann, M, Islamic Medicine, Edinburgh, ۱۹۷۸، ج۱، ص۲۳۸-۲۳۹.
عطار هارونی‌ در منهاج‌ الدکان‌، بارها به‌ واسطه ابدال‌ رازی‌، و نیز ذیل‌ فاوانیا با استناد مستقیم‌ (یا شاید به‌ واسطه اثری‌ دیگر) به‌ «فیثاغورث‌»، از بدیغورس‌ نقل‌ قول‌ کرده‌ است‌.
[۴۳] داوود عطار هارونی‌، منهاج‌ الدکان‌ و دستور الاعیان‌ فی‌ اعمال‌ و تراکیب‌ الادویه النافعه للابدان‌، ج۱، ص۲۰۳، به‌ کوشش‌ حسن‌ عاصی‌، بیروت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
[۴۴] داوود عطار هارونی‌، منهاج‌ الدکان‌ و دستور الاعیان‌ فی‌ اعمال‌ و تراکیب‌ الادویه النافعه للابدان‌، ج۱، ص۲۱۱، به‌ کوشش‌ حسن‌ عاصی‌، بیروت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
[۴۵] سطر ۶، محمد بن‌ زکریا رازی‌، ج۱، ص۱۳۳ آ، ابدال‌ الادویه، نسخه خطی‌ کتابخانه مرکزی‌ دانشگاه‌ تهران‌، شم (۴)، ص۴۶۰.
[۴۶] احمد ابن‌ جزار، الاعتماد فی‌ الادویه المفرده، ج۱، ص۵۴، چ‌ تصویری‌، به‌ کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
[۴۷] حامد ابن‌ سمجون‌، جامع‌ الادویه المفرده، ج۳، ص۲۱۴، چ‌ تصویری‌، به‌کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
[۴۸] عبدالله‌ ابن‌ بیطار، الجامع‌ لمفردات‌ الادویه و الاغذیه، ج۳، ص۱۵۳، قاهره‌، ۱۲۹۱ق‌.
غافقی‌ و ابن‌ سرابی‌ (ه م‌، داک‌) نیز از رساله بدیغورس‌ بهره بسیار برده‌اند، اما در این‌ مقاله‌ تنها بخشی‌ از گزیده ابن‌ عبری‌
[۴۹] غریغوریوس‌ ابن‌ عبری‌، منتخب‌ کتاب‌ جامع‌ المفردات‌ غافقی‌، ج۱، ص۱۲۴، به‌ کوشش‌ ماکس‌ مایرهوف‌ و جورجی‌ صبحی‌، قاهره‌، ۱۹۴۰م‌.
از اثر غافقی‌ در دست‌ بوده‌ است‌
[۵۰] Leclerc, L, Histoire de La m E decine arabe, Paris, ۱۸۷۶، ج۱، ص۲۶۸.


بدیغورس در آثار اسلامی

[ویرایش]

در ۵ اثر معروف‌، بیش‌ از بقیه‌ به‌ بدیغورس‌ اشاره‌ شده‌ است‌:

← رازی‌


در متن‌ چاپی‌ بسیار مشوش‌ الحاوی‌، ۱۵۱ بار از بدیغورس‌ (یا شکلهای‌ تصحیف‌ شده نام‌ او) یاد شده‌ است‌. در مواردی‌ نیز نام‌ بدیغورس‌ در متن‌ چاپی‌ افتاده‌ است‌.
[۵۱] محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۱، ص۱۵۷، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
[۵۲] ذیل‌ کروان‌ و طراثیث‌، محمد بن‌ زکریا رازی‌، ج۲۱، ص۳۷۰، الحاوی‌، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
[۵۳] محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۶، ص۱۹۳، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
[۵۴] محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۷، ص۳۷، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
[۵۵] عبدالرحمان‌ ابن‌ وافد، الادویه المفرده، ج۱، ص۱۱۴، به‌ کوشش‌ احمد حسن‌ بسج‌، بیروت‌، ۱۴۲۰ق‌/۲۰۰۰م‌.
رازی‌ در الحاوی‌ تنها درباره خواص‌ داروها به‌ بدیغورس‌ استناد کرده‌ است‌ و نقل‌ قول‌های‌ مربوط به‌ داروهای‌ جایگزین‌ همگی‌ در رساله ابدال‌ او آمده‌اند. در این‌ رساله‌ تنها ذیل‌ حب‌ البان‌ از بدیغورس‌ یاد شده‌ (گ‌ ۱۳۲آ، سطر ۱۲)، اما مقایسه ابدال‌ رازی‌ و نقل‌ قول‌های‌ دیگران‌ از بدیغورس‌ نشان‌ می‌ دهد که‌ وی‌ دست‌ کم‌ در ۱۴ مورد دیگر نیز از رساله بدیغورس‌ بهره‌ برده‌ است‌.
درباره داروهایی‌ چون‌ انداهیمان‌ و کمافیطوس‌، مجموع‌ مطالبی‌ که‌ در الحاوی‌ و ابدال‌ آمده‌، مشابه‌ مطالبی‌ است‌ که‌ داروشناسان‌ دیگر از بدیغورس‌ نقل‌ کرده‌اند.
[۵۶] محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۱، ص۳۷۰، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
[۵۷] سطر ۲، محمد بن‌ زکریا رازی‌، ج۱، ص۱۳۲ب‌، ابدال‌ الادویه، نسخه خطی‌ کتابخانه مرکزی‌ دانشگاه‌ تهران‌، شم (۴)، ص۴۶۰.
[۵۸] اشاره‌ به‌ مشابهت‌ نظر رازی‌ و بدیغورس‌، احمد ابن‌ جزار، ج۱، ص۱۲۰، الاعتماد فی‌ الادویه المفرده، چ‌ تصویری‌، به‌ کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
[۵۹] حامد ابن‌ سمجون‌، جامع‌ الادویه المفرده، ج۲، ص۱۱۷- ۱۱۸، چ‌ تصویری‌، به‌کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
[۶۰] عبدالله‌ ابن‌ بیطار، الجامع‌ لمفردات‌ الادویه و الاغذیه، ج۴، ص۸۰، قاهره‌، ۱۲۹۱ق‌.


← ابن‌ جزار


وی‌ ۳۶بار درباره بدل‌ ۳۶ دارو به‌ بدیغورس‌ استناد کرده‌، و گاه‌ به‌ خاصیت‌ آنها نیز اشاره‌ کرده‌ است‌.
[۶۱] ابراهیم‌ بن‌ مراد، بحوث‌ فی‌ التاریخ‌ الطب‌ و الصیدله عند العرب‌، ج۱، ص۲۱۵، بیروت‌، ۱۹۹۱م‌.
[۶۲] Ullmann, M, Islamic Medicine, Edinburgh, ۱۹۷۸، ج۱، ص۲۳۸.
وی‌ جز در یک‌ مورد، همواره‌ مستقیماً به‌ کتاب‌ بدیغورس‌ مراجعه‌ کرده‌، و یک‌بار نیز به‌ صراحت‌ از ابدال‌ وی‌ نام‌ برده‌ است‌.
[۶۳] احمد ابن‌ جزار، الاعتماد فی‌ الادویه المفرده، ج۱، ص‌۹۵، چ‌ تصویری‌، به‌ کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
عجیب‌ آنکه‌ ابن‌ جزار به‌ هنگام‌ نقل‌ نظر بدیغورس‌ درباره حب‌ البان‌ آن‌ هم‌ به‌ واسطه ابدال‌ رازی‌، گویی‌ وی‌ را باز نشناخته‌ است‌.
[۶۴] احمد ابن‌ جزار، الاعتماد فی‌ الادویه المفرده، ج۱، ص‌۱۲۶، چ‌ تصویری‌، به‌ کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
[۶۵] سطر ۱۲، محمد بن‌ زکریا رازی‌، ج۱، ص۱۳۲ آ، ابدال‌ الادویه، نسخه خطی‌ کتابخانه مرکزی‌ دانشگاه‌ تهران‌، شم (۴)، ص۴۶۰.
[۶۶] عبدالله‌ ابن‌ بیطار، الجامع‌ لمفردات‌ الادویه و الاغذیه، ج۱، ص۸۰، قاهره‌، ۱۲۹۱ق‌.


← ابن‌ سمجون‌


وی‌ ۱۵ بار ذیل‌ ۱۴ دارو (دو بار ذیل‌ کمافیطوس‌) درباره خاصیت‌ یا بدل‌ دارو بدون‌ واسطه‌ به‌ بدیغورس‌ استناد کرده‌ است‌، زیرا برخی‌ مطالب‌ نقل‌ شده‌ توسط وی‌ (مثلاً بدل‌ طالیسفر)
[۶۷] حامد ابن‌ سمجون‌، جامع‌ الادویه المفرده، ج۱، ص۱۸۸، چ‌ تصویری‌، به‌کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
در استنادات‌ داروشناسان‌ قبلی‌ دیده‌ نمی‌شود. وی‌ گه‌ گاه‌ به‌ شباهت‌ میان‌ آراء اسحاق‌ بن‌ عمران‌ و رازی‌ از یک‌ سو و بدیغورس‌ از سوی‌ دیگر تأکید کرده‌ است‌.
[۶۸] حامد ابن‌ سمجون‌، جامع‌ الادویه المفرده، ج۲، ص۱۱۴، چ‌ تصویری‌، به‌کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
[۶۹] حامد ابن‌ سمجون‌، جامع‌ الادویه المفرده، ج۲، ص۱۱۸، چ‌ تصویری‌، به‌کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.


← ابن‌ وافد


وی‌ در کتاب‌ الادویه المفرده درباره ۱۴ دارو، جمعاً ۱۵ بار از «بدیغورش‌» نام‌ برده‌ است‌. اما با مقایسه این‌ استنادها و آنچه‌ در الحاوی‌ رازی‌ از بدیغورس‌ نقل‌ شده‌، به‌ خوبی‌ می‌ توان‌ دریافت‌ که‌ ابن‌ وافد مستقیماً به‌ کتاب‌ بدیغورس‌ دسترسی‌ نداشته‌، و همه این‌ مطالب‌ را تنها به‌ واسطه بخش‌ مفردات‌ الحاوی‌ آورده‌ است‌؛
[۷۰] محمد بن‌ زکریا رازی‌، ابدال‌ الادویه، نسخه خطی‌ کتابخانه مرکزی‌ دانشگاه‌ تهران‌، شم (۴)، ص۴۶۰.
و دیگر آنکه‌ همه موارد استناد وی‌ به‌ بدیغورس‌ را می‌توان‌ در بخش‌ مفردات‌ الحاوی‌ دید (مثلاً درباره اکلیل‌ الملک‌، ساذروان‌ و صمغ‌ عربی‌).
[۷۱] محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۰، ص۱۲۶، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
[۷۲] محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۱، ص۴۷، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
[۷۳] محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۱، ص۱۴۸، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
[۷۴] عبدالرحمان‌ ابن‌ وافد، الادویه المفرده، ج۱، ص۴۷، به‌ کوشش‌ احمد حسن‌ بسج‌، بیروت‌، ۱۴۲۰ق‌/۲۰۰۰م‌.
[۷۵] عبدالرحمان‌ ابن‌ وافد، الادویه المفرده، ج۱، ص۱۱۷، به‌ کوشش‌ احمد حسن‌ بسج‌، بیروت‌، ۱۴۲۰ق‌/۲۰۰۰م‌.
[۷۶] عبدالرحمان‌ ابن‌ وافد، الادویه المفرده، ج۱، ص۱۹۰، به‌ کوشش‌ احمد حسن‌ بسج‌، بیروت‌، ۱۴۲۰ق‌/۲۰۰۰م‌.


← ابن‌ بیطار


وی‌ ۳۹ بار ذیل‌ ۳۸دارو (۲بار ذیل‌ هیوفاریقون‌) درباره ابدال‌ یا خواص‌ داروها به‌ بدیغورس‌ استناد کرده‌ است‌. این‌ استنادها گاه‌ بی‌واسطه‌ است‌، مثلاً درباره دهن‌ بلسان‌ که‌ تنها او
[۷۷] عبدالله‌ ابن‌ بیطار، الجامع‌ لمفردات‌ الادویه و الاغذیه، ج۱، ص۱۰۹، قاهره‌، ۱۲۹۱ق‌.
نظر بدیغورس‌ را آورده‌ است‌ و گاه‌، چنانکه‌ خود تصریح‌ کرده‌، به‌ واسطه الحاوی‌
[۷۸] ۲۱/۴۷، محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
همچنین‌ به‌ نظر می‌رسد که‌ برخی‌ استنادهای‌ ابن‌ بیطار به‌ ابدال‌ الادویه (که‌ عنوانی‌ عام‌ است‌) مربوط به‌ بدیغورس‌ باشد (مثلاً درباره کباث‌).
[۷۹] عبدالله‌ ابن‌ بیطار، الجامع‌ لمفردات‌ الادویه و الاغذیه، ج۱، ص۵۱، قاهره‌، ۱۲۹۱ق‌.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابراهیم‌ بن‌ مراد، بحوث‌ فی‌ التاریخ‌ الطب‌ و الصیدله عند العرب‌، بیروت‌، ۱۹۹۱م‌.
(۲) عبدالله‌ ابن‌ بیطار، الجامع‌ لمفردات‌ الادویه و الاغذیه، قاهره‌، ۱۲۹۱ق‌.
(۳) احمد ابن‌ جزار، الاعتماد فی‌ الادویه المفرده، چ‌ تصویری‌، به‌ کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
(۴) علی‌ ابن‌ ربن‌، فردوس‌ الحکمه، به‌ کوشش‌ محمد زبیر صدّیقی‌، برلین‌، ۱۹۲۸م‌.
(۵) حامد ابن‌ سمجون‌، جامع‌ الادویه المفرده، چ‌ تصویری‌، به‌کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
(۶) ابن‌ سینا، القانون‌، قاهره‌، ۱۲۹۴ق‌.
(۷) غریغوریوس‌ ابن‌ عبری‌، منتخب‌ کتاب‌ جامع‌ المفردات‌ غافقی‌، به‌ کوشش‌ ماکس‌ مایرهوف‌ و جورجی‌ صبحی‌، قاهره‌، ۱۹۴۰م‌.
(۸) عبدالرحمان‌ ابن‌ وافد، الادویه المفرده، به‌ کوشش‌ احمد حسن‌ بسج‌، بیروت‌، ۱۴۲۰ق‌/۲۰۰۰م‌.
(۹) موفق‌ هروی‌ ابومنصور، الابنیه عن‌ حقایق‌ الادویه، به‌ کوشش‌ احمد بهمنیار و حسین‌ محبوبی‌ اردکانی‌، تهران‌، ۱۳۴۶ش‌.
(۱۰) ربیع‌ اخوینی‌ بخاری‌، هدایه المتعلمین‌، به‌ کوشش‌ جلال‌ متینی‌، مشهد، ۱۳۷۱ش‌.
(۱۱) ابوریحان‌ بیرونی‌، الصیدنه، به‌ کوشش‌ عباس‌ زریاب‌، تهران‌، ۱۳۷۰ش‌.
(۱۲) ابوریحان‌ بیرونی‌، الصیدنه، ترجمه کهن‌ فارسی‌ از ابوبکر کاسانی‌، به‌ کوشش‌ منوچهر ستوده‌ و ایرج‌ افشار، تهران‌، ۱۳۵۸ش‌.
(۱۳) داک‌، دفتر کتبخانه ایاصوفیه‌، استانبول‌، ۱۳۰۴ق‌.
(۱۴) محمد بن‌ زکریا رازی‌، ابدال‌ الادویه، نسخه خطی‌ کتابخانه مرکزی‌ دانشگاه‌ تهران‌، شم (۴)، ص۴۶۰.
(۱۵) محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
(۱۶) داوود عطار هارونی‌، منهاج‌ الدکان‌ و دستور الاعیان‌ فی‌ اعمال‌ و تراکیب‌ الادویه النافعه للابدان‌، به‌ کوشش‌ حسن‌ عاصی‌، بیروت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
(۱۷) یادداشتهای‌ منتشر نشده مؤلف‌ و صادق‌ سجادی‌.
(۱۸) Leclerc, L, Histoire de La m E decine arabe, Paris, ۱۸۷۶.
(۱۹) Meyerhof, M and G P Sobhi, tr The Abridged Version of X The Books of Simple Drugs n , Cairo, ۱۹۴۰, vol I (۴).
(۲۰) Plessner, M, X Beitdr L ge zur Islamischen Literaturgeschichte n , Islamica, Leipzig, ۱۹۳۱, vol IV.
(۲۱) Ritter, H and R Walzer, X Arabishe) bersetzungen Griechischer Artze in Stamuler Bibliotheken n , Sitzungsberichte der Preussischen Akademie der Wissenschaften (Phil - hist Klasse Nr ۲۶) , Berlin, ۱۹۳۴.
(۲۲) Steinschneider, M, Die arabischen) bersetzungen aus dem Griechischen, Graz, ۱۹۶۰.
(۲۳) Ullmann, M, Islamic Medicine, Edinburgh, ۱۹۷۸.
(۲۴) id, Die Medizin im Islam, Leiden, ۱۹۷۰.
(۲۵) id, X Die Schrift des Bad/ g = ras O ber die Ersatzdrogen n , Der Islam, Berlin/New York, ۱۹۷۳, vol L (۲؛

پانویس

[ویرایش]
 
۱. Ritter, H and R Walzer, X Arabishe) bersetzungen Griechischer Artze in Stamuler Bibliotheken n , Sitzungsberichte der Preussischen Akademie der Wissenschaften (Phil ، hist Klasse Nr ۲۶) , Berlin, ۱۹۳۴، ج۱، ص۸۲۵.
۲. Plessner, M, X Beitdr L ge zur Islamischen Literaturgeschichte n , Islamica, Leipzig, ۱۹۳۱, vol IV، ج۱، ص۵۴۶.
۳. محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۱۹، ص۳۰۰، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
۴. عبدالرحمان‌ ابن‌ وافد، الادویه المفرده، ج۱، ص۹۰، به‌ کوشش‌ احمد حسن‌ بسج‌، بیروت‌، ۱۴۲۰ق‌/۲۰۰۰م‌.
۵. داوود عطار هارونی‌، منهاج‌ الدکان‌ و دستور الاعیان‌ فی‌ اعمال‌ و تراکیب‌ الادویه النافعه للابدان‌، ج۱، ص۲۱۱، به‌ کوشش‌ حسن‌ عاصی‌، بیروت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
۶. احمد ابن‌ جزار، الاعتماد فی‌ الادویه المفرده، ج۱، ص۲۸، چ‌ تصویری‌، به‌ کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
۷. Steinschneider, M, Die arabischen) bersetzungen aus dem Griechischen, Graz, ۱۹۶۰، ج۱، ص۷.
۸. Ritter, H and R Walzer, X Arabishe) bersetzungen Griechischer Artze in Stamuler Bibliotheken n , Sitzungsberichte der Preussischen Akademie der Wissenschaften (Phil ، hist Klasse Nr ۲۶) , Berlin, ۱۹۳۴، ج۱، ص‌۸۴۱.
۹. ابراهیم‌ بن‌ مراد، بحوث‌ فی‌ التاریخ‌ الطب‌ و الصیدله عند العرب‌، ج۱، ص‌۲۱۵، بیروت‌، ۱۹۹۱م‌.
۱۰. ۱۸، Ullmann, M, Islamic Medicine, Edinburgh, ۱۹۷۸، ج۱، ص۲۸۶ «پزشکی‌ اسلامی‌۲».
۱۱. Ullmann, M, Islamic Medicine, Edinburgh, ۱۹۷۸، ج۱، ص۲۳۳-۲۳۵.
۱۲. Meyerhof, M and G P Sobhi, tr The Abridged Version of X The Books of Simple Drugs n , Cairo, ۱۹۴۰, vol I (۴)، ج۱، ص‌۵۵۵.
۱۳. Ullmann, M, Islamic Medicine, Edinburgh, ۱۹۷۸، ج۱، ص۲۳۵.
۱۴. محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۶، ص۱۹۳، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
۱۵. محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۱، ص۱۵۷، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
۱۶. حامد ابن‌ سمجون‌، جامع‌ الادویه المفرده، ج۱، ص۲۷۱، چ‌ تصویری‌، به‌کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
۱۷. عبدالله‌ ابن‌ بیطار، الجامع‌ لمفردات‌ الادویه و الاغذیه، ج۳، ص۱۰۱، قاهره‌، ۱۲۹۱ق‌.
۱۸. یادداشتهای‌ منتشر نشده مؤلف‌ و صادق‌ سجادی‌.
۱۹. Ullmann, M, Islamic Medicine, Edinburgh, ۱۹۷۸، ج۱، ص۲۳۷».
۲۰. Ullmann, M, Islamic Medicine, Edinburgh, ۱۹۷۸، ج۱، ص۲۳۲-۲۳۳.
۲۱. محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۱، ص۲۲۲-۲۲۷، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
۲۲. محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۱، ص۵۶۱ -۵۶۲، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
۲۳. محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۱، ص۶۳۹، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
۲۴. عبدالله‌ ابن‌ بیطار، الجامع‌ لمفردات‌ الادویه و الاغذیه، ج۱، ص۳۹، قاهره‌، ۱۲۹۱ق‌.
۲۵. حامد ابن‌ سمجون‌، جامع‌ الادویه المفرده، ج۲، ۱۲۹-۱۳۴، چ‌ تصویری‌، به‌کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
۲۶. موفق‌ هروی‌ ابومنصور، الابنیه عن‌ حقایق‌ الادویه، ج۱، ص‌۵۱، به‌ کوشش‌ احمد بهمنیار و حسین‌ محبوبی‌ اردکانی‌، تهران‌، ۱۳۴۶ش‌.
۲۷. موفق‌ هروی‌ ابومنصور، الابنیه عن‌ حقایق‌ الادویه، ج۱، ص۲۳۴، به‌ کوشش‌ احمد بهمنیار و حسین‌ محبوبی‌ اردکانی‌، تهران‌، ۱۳۴۶ش‌.
۲۸. موفق‌ هروی‌ ابومنصور، الابنیه عن‌ حقایق‌ الادویه، ج۱، ص۳۴۱، به‌ کوشش‌ احمد بهمنیار و حسین‌ محبوبی‌ اردکانی‌، تهران‌، ۱۳۴۶ش‌.
۲۹. موفق‌ هروی‌ ابومنصور، الابنیه عن‌ حقایق‌ الادویه، ج۱، ص۲۰۱، به‌ کوشش‌ احمد بهمنیار و حسین‌ محبوبی‌ اردکانی‌، تهران‌، ۱۳۴۶ش‌.
۳۰. ربیع‌ اخوینی‌ بخاری‌، هدایه المتعلمین‌، ج۱، ص‌۴۳۷، به‌ کوشش‌ جلال‌ متینی‌، مشهد، ۱۳۷۱ش‌.
۳۱. علی‌ ابن‌ ربن‌، فردوس‌ الحکمه، ج۱، ص‌۴۵۲، به‌ کوشش‌ محمد زبیر صدّیقی‌، برلین‌، ۱۹۲۸م‌.
۳۲. محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۰، ص۴۴، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
۳۳. محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۰، ص۵۹، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
۳۴. عبدالله‌ ابن‌ بیطار، الجامع‌ لمفردات‌ الادویه و الاغذیه، ج۱، ص۶۲، قاهره‌، ۱۲۹۱ق‌.
۳۵. Ullmann, M, Islamic Medicine, Edinburgh, ۱۹۷۸، ج۱، ص۲۳۱-۲۳۲.
۳۶. Ritter, H and R Walzer, X Arabishe) bersetzungen Griechischer Artze in Stamuler Bibliotheken n , Sitzungsberichte der Preussischen Akademie der Wissenschaften (Phil ، hist Klasse Nr ۲۶) , Berlin, ۱۹۳۴، ج۱، ص۳۷۷.
۳۷. Ritter, H and R Walzer, X Arabishe) bersetzungen Griechischer Artze in Stamuler Bibliotheken n , Sitzungsberichte der Preussischen Akademie der Wissenschaften (Phil ، hist Klasse Nr ۲۶) , Berlin, ۱۹۳۴، ج۱، ص۸۳۷ -۸۴۱.
۳۸. Ritter, H and R Walzer, X Arabishe) bersetzungen Griechischer Artze in Stamuler Bibliotheken n , Sitzungsberichte der Preussischen Akademie der Wissenschaften (Phil ، hist Klasse Nr ۲۶) , Berlin, ۱۹۳۴، ج۱، ص۸۲۵.
۳۹. Plessner, M, X Beitdr L ge zur Islamischen Literaturgeschichte n , Islamica, Leipzig, ۱۹۳۱, vol IV، ج۱، ص۵۴۶.
۴۰. Ullmann, M, Islamic Medicine, Edinburgh, ۱۹۷۸، ج۱، ص۱».
۴۱. ابن‌ سینا، القانون‌، ج۱، ص۲۴۳، قاهره‌، ۱۲۹۴ق‌.
۴۲. Ullmann, M, Islamic Medicine, Edinburgh, ۱۹۷۸، ج۱، ص۲۳۸-۲۳۹.
۴۳. داوود عطار هارونی‌، منهاج‌ الدکان‌ و دستور الاعیان‌ فی‌ اعمال‌ و تراکیب‌ الادویه النافعه للابدان‌، ج۱، ص۲۰۳، به‌ کوشش‌ حسن‌ عاصی‌، بیروت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
۴۴. داوود عطار هارونی‌، منهاج‌ الدکان‌ و دستور الاعیان‌ فی‌ اعمال‌ و تراکیب‌ الادویه النافعه للابدان‌، ج۱، ص۲۱۱، به‌ کوشش‌ حسن‌ عاصی‌، بیروت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
۴۵. سطر ۶، محمد بن‌ زکریا رازی‌، ج۱، ص۱۳۳ آ، ابدال‌ الادویه، نسخه خطی‌ کتابخانه مرکزی‌ دانشگاه‌ تهران‌، شم (۴)، ص۴۶۰.
۴۶. احمد ابن‌ جزار، الاعتماد فی‌ الادویه المفرده، ج۱، ص۵۴، چ‌ تصویری‌، به‌ کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
۴۷. حامد ابن‌ سمجون‌، جامع‌ الادویه المفرده، ج۳، ص۲۱۴، چ‌ تصویری‌، به‌کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
۴۸. عبدالله‌ ابن‌ بیطار، الجامع‌ لمفردات‌ الادویه و الاغذیه، ج۳، ص۱۵۳، قاهره‌، ۱۲۹۱ق‌.
۴۹. غریغوریوس‌ ابن‌ عبری‌، منتخب‌ کتاب‌ جامع‌ المفردات‌ غافقی‌، ج۱، ص۱۲۴، به‌ کوشش‌ ماکس‌ مایرهوف‌ و جورجی‌ صبحی‌، قاهره‌، ۱۹۴۰م‌.
۵۰. Leclerc, L, Histoire de La m E decine arabe, Paris, ۱۸۷۶، ج۱، ص۲۶۸.
۵۱. محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۱، ص۱۵۷، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
۵۲. ذیل‌ کروان‌ و طراثیث‌، محمد بن‌ زکریا رازی‌، ج۲۱، ص۳۷۰، الحاوی‌، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
۵۳. محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۶، ص۱۹۳، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
۵۴. محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۷، ص۳۷، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
۵۵. عبدالرحمان‌ ابن‌ وافد، الادویه المفرده، ج۱، ص۱۱۴، به‌ کوشش‌ احمد حسن‌ بسج‌، بیروت‌، ۱۴۲۰ق‌/۲۰۰۰م‌.
۵۶. محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۱، ص۳۷۰، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
۵۷. سطر ۲، محمد بن‌ زکریا رازی‌، ج۱، ص۱۳۲ب‌، ابدال‌ الادویه، نسخه خطی‌ کتابخانه مرکزی‌ دانشگاه‌ تهران‌، شم (۴)، ص۴۶۰.
۵۸. اشاره‌ به‌ مشابهت‌ نظر رازی‌ و بدیغورس‌، احمد ابن‌ جزار، ج۱، ص۱۲۰، الاعتماد فی‌ الادویه المفرده، چ‌ تصویری‌، به‌ کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
۵۹. حامد ابن‌ سمجون‌، جامع‌ الادویه المفرده، ج۲، ص۱۱۷- ۱۱۸، چ‌ تصویری‌، به‌کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
۶۰. عبدالله‌ ابن‌ بیطار، الجامع‌ لمفردات‌ الادویه و الاغذیه، ج۴، ص۸۰، قاهره‌، ۱۲۹۱ق‌.
۶۱. ابراهیم‌ بن‌ مراد، بحوث‌ فی‌ التاریخ‌ الطب‌ و الصیدله عند العرب‌، ج۱، ص۲۱۵، بیروت‌، ۱۹۹۱م‌.
۶۲. Ullmann, M, Islamic Medicine, Edinburgh, ۱۹۷۸، ج۱، ص۲۳۸.
۶۳. احمد ابن‌ جزار، الاعتماد فی‌ الادویه المفرده، ج۱، ص‌۹۵، چ‌ تصویری‌، به‌ کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
۶۴. احمد ابن‌ جزار، الاعتماد فی‌ الادویه المفرده، ج۱، ص‌۱۲۶، چ‌ تصویری‌، به‌ کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
۶۵. سطر ۱۲، محمد بن‌ زکریا رازی‌، ج۱، ص۱۳۲ آ، ابدال‌ الادویه، نسخه خطی‌ کتابخانه مرکزی‌ دانشگاه‌ تهران‌، شم (۴)، ص۴۶۰.
۶۶. عبدالله‌ ابن‌ بیطار، الجامع‌ لمفردات‌ الادویه و الاغذیه، ج۱، ص۸۰، قاهره‌، ۱۲۹۱ق‌.
۶۷. حامد ابن‌ سمجون‌، جامع‌ الادویه المفرده، ج۱، ص۱۸۸، چ‌ تصویری‌، به‌کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
۶۸. حامد ابن‌ سمجون‌، جامع‌ الادویه المفرده، ج۲، ص۱۱۴، چ‌ تصویری‌، به‌کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
۶۹. حامد ابن‌ سمجون‌، جامع‌ الادویه المفرده، ج۲، ص۱۱۸، چ‌ تصویری‌، به‌کوشش‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
۷۰. محمد بن‌ زکریا رازی‌، ابدال‌ الادویه، نسخه خطی‌ کتابخانه مرکزی‌ دانشگاه‌ تهران‌، شم (۴)، ص۴۶۰.
۷۱. محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۰، ص۱۲۶، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
۷۲. محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۱، ص۴۷، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
۷۳. محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، ج۲۱، ص۱۴۸، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
۷۴. عبدالرحمان‌ ابن‌ وافد، الادویه المفرده، ج۱، ص۴۷، به‌ کوشش‌ احمد حسن‌ بسج‌، بیروت‌، ۱۴۲۰ق‌/۲۰۰۰م‌.
۷۵. عبدالرحمان‌ ابن‌ وافد، الادویه المفرده، ج۱، ص۱۱۷، به‌ کوشش‌ احمد حسن‌ بسج‌، بیروت‌، ۱۴۲۰ق‌/۲۰۰۰م‌.
۷۶. عبدالرحمان‌ ابن‌ وافد، الادویه المفرده، ج۱، ص۱۹۰، به‌ کوشش‌ احمد حسن‌ بسج‌، بیروت‌، ۱۴۲۰ق‌/۲۰۰۰م‌.
۷۷. عبدالله‌ ابن‌ بیطار، الجامع‌ لمفردات‌ الادویه و الاغذیه، ج۱، ص۱۰۹، قاهره‌، ۱۲۹۱ق‌.
۷۸. ۲۱/۴۷، محمد بن‌ زکریا رازی‌، الحاوی‌، حیدر آباد دکن‌، ۱۳۷۴-۱۳۹۰ق‌/۱۹۵۵-۱۹۷۰م‌.
۷۹. عبدالله‌ ابن‌ بیطار، الجامع‌ لمفردات‌ الادویه و الاغذیه، ج۱، ص۵۱، قاهره‌، ۱۲۹۱ق‌.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «بدیغورس»، شماره۴۶۶۶.    
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «بدیغورس»، شماره۸۲۳.    






جعبه ابزار