بازگشت ادبی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بازْگَشْت‌ِ اَدَبی‌، یکی‌ از سبک‌های‌ ادب‌ فارسی‌، و عنوانی‌ برای‌ یکی‌ از دوره‌های‌ تاریخ‌ ادبیات‌ ایران‌ که‌ در آن‌، شاعران‌ و نویسندگان‌ از شیوه سرایندگان‌ و نویسندگان‌ِ پیرو سبک‌ هندی‌
[۱] دیوان‌، به‌ کوشش‌ حسین‌ کی‌ استوان‌، تهران‌، ۱۳۲۹ش‌.
روی‌ گرداندند و در کار سرودن‌ و نوشتن‌ به‌ روش‌ شاعران‌ و نویسندگان‌ پیرو سبک‌ عراقی‌ و خراسانی‌ بازگشتند.


پیدایش سبک هندی

[ویرایش]

پس از آن‌که بی‌توجهی شاهان صفوی به شعر و تعصب بیش از حد آنها به مسائل مذهبی سبب شد که تنها آثاری در حیطه‌ی مذهبی آفریده شود، شاعران برای ادامه‌ی فعالیت هنری خود رهسپار دیار هندوستان گردیدند و در کنار شاعران آن سرزمین، سبکی به نام سبک هندی را پدید آوردند. به این ترتیب، رفته رفته شعر و ادبیات از انحصار دربار خارج شد و در میان مردم کوچه و بازار رواج یافت.

← رواج شعر و ادبیات


درباره‌ی رواج شعر و ادبیات در میان مردم لازم است به مطلب مهمی اشاره بشود. در زمان یورش افغانان به ایران و پایان یافتن حکومت افشاریان، کتابخانه‌های مهمی همچون کتابخانه‌ی اصفهان به‌وسیله‌ی این مهاجمان به غارت برده شد. این کتاب‌ها و نیز کتب دیگری که در حمله‌ی نادر به دهلی وارد ایران شده بود، پس از انقراض افاغنه و نادریه به دست مردم افتاد.
بیشتر این آثار یا در شیراز به فروش رسید و یا در خراسان وقف آستانه‌ی رضوی گردید. انتشار این کتاب‌ها در میان مردم به‌ ویژه در شیراز، در تربیت و پرورش اهل علم و ادب مؤثر واقع شد؛ به گونه‌ای که در قرن‌های دوازده و سیزده شیوه‌ی نویسندگی تغییر کرد و به زبان ساده و طبیعی مردم نزدیک گردید.
[۲] سبک‌شناسی، محمدتقی؛ دوره‌ی سه جلدی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۳۷، ج سوم، چاپ دوم، ص ۳۱۷.


← تبدیل به سبکی پیچیده


پس از مدتی، نازک‌اندیشی، افراط در خیال‌پردازی و اصرار بر صنعت‌گری‌های زبانی، سبک هندی را به سبکی گنگ و پیچیده تبدیل و آن را به نوعی ابتذال گرفتار کرد. در اواخر عهد صفوی این سبک ادبی از رونق افتاد.
در دوره‌ی بعد نیز جنگ‌ها و لشکرکشی‌های پی‌درپی نادرشاه و اوضاع آشفته‌ی مملکت در زمان او و جانشینانش، شعر و به‌ طور کلی هنر را در حالت فترت و سستی قرار داد. کریم‌خان زند نیز نتوانست در زمینه‌ی هنر و فرهنگ گام مؤثری بردارد. با این حال، پایه‌های مکتب بازگشت در همین دوره در حال پی‌ریزی بود.
تا آنکه سرانجام آقامحمدخان قاجار توانست با خاموش کردن فتنه‌های داخلی بر اوضاع مسلط شود و آرامش نسبی را در کشور برقرار سازد. به این ترتیب فرصت مناسبی برای فعالیت‌های ادبی ایجاد گردید.
[۳] نقد ادبی، امیرکبیر، زرین‌کوب، عبدالحسین؛ تهران، چاپ پنجم ۱۳۷۳، جلد اول، ص ۲۶۱.
[۴] تاریخ ادبیات ایران در دوره بازگشت ادبی، خاتمی، احمد؛ تهران، نشر پایا، چاپ چهارم، ۱۳۸۰، صص۱۱ – ۲۷.


مقدمات‌

[ویرایش]

در این بخش به پیشینه، علت نام‌گذاری به این اسم و چرایی بازگشت ادبی می‌پردازیم.

← پیشینه


اگرچه این نهضت در فاصله‌ی زمانی ۱۵۰ ساله‌ی خود که از پایان حکومت نادرشاه افشار تا پایان حکومت ناصرالدین‌شاه افشار را دربر می‌گیرد، در تاریخ ادبیات فارسی فصل ممتاز و ویژه‌ای نیست، اما به دلایلی که بعد از این خواهد آمد، در این حوزه بی‌تأثیر هم نبوده است.
[۵] واژه‌نامه‌ی هنر شاعری، میرصادقی (ذوالقدر)، میمنت؛ تهران، مهناز، ۱۳۷۶، چاپ دوم، ص۳۰.

جنبش‌ بازگشت‌ در نیمه دوم‌ سده ۱۲ق‌/۱۸م‌ پدیدار شد، در عهد کریم‌خان‌ (۱۱۶۳-۱۱۹۳ق‌/۱۷۵۰-۱۷۷۹م‌) توسعه‌ یافت‌ و از زمان‌ فتحعلی‌شاه‌ قاجار (۱۲۱۲-۱۲۵۰ق‌/۱۷۹۷-۱۸۳۴م‌) به‌ رواج‌ کلی‌ رسید. آغاز این‌ دوره‌ را برخی‌ از محققان‌، اواخر عصر افشاریه‌،
[۶] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۳، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
[۷] شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۰۶، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.
و برخی‌ پایان‌ دوره صفویه‌ می‌دانند.
[۸] زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، سیری‌ در شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۵۱، تهران‌، ۱۳۶۷ش‌.
[۹] شمس‌ لنگرودی‌ محمد، مکتب‌ بازگشت‌، ج۱، ص۲، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
همایی‌ ضمن‌ تصریح‌ بدین‌ معنا که‌ سبک‌ هندی‌ در زمان‌ صفویه‌، افشاریه‌ و زندیه‌ رایج‌ بوده‌ است‌،
[۱۰] همایی‌ جلال‌الدین‌، تاریخ‌ ادبیات‌ ایران‌، ج۱، ص۲۹۸، به‌ کوشش‌ ماهدخت‌ بانو همایی‌، تهران‌، ۱۳۷۵ش‌.
در مقدمه دیوان‌ سروش‌ اظهار می‌دارد که‌ مقدمات‌ بازگشت‌ در عهد زندیه‌ فراهم‌ آمده‌ است‌.
[۱۱] همایی‌ جلال‌الدین‌، مقدمه ‌بر دیوان‌ سروش ‌اصفهانی‌، ج۱، ص‌ ۱۵، به ‌کوشش‌ محمدجعفر محجوب‌، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌.

به احتمال قوی تعبیر «بازگشت» را نخستین بار ملک الشعرای بهار در نوشته به کار برده است.
[۱۲] محمّدتقی بهار، «بازگشت ادبی»، ارمغان، دوره ۱۳، ش ۷، ص ۴۴۱ـ ۴۴۸، مهر ۱۳۱۱ ش.
[۱۳] محمّدتقی بهار، «بازگشت ادبی»، ارمغان، دوره ۱۳، ش ۸، ص ۵۱۹ـ۵۲۶، آبان ۱۳۱۱ ش.
[۱۴] محمّدتقی بهار، «بازگشت ادبی»، ارمغان، دوره ۱۳، ش ۱۰، ص ۷۱۳ـ۷۲۰، دی ۱۳۱۱ ش.
او در سبک شناسی،
[۱۵] محمّدتقی بهار، سبک شناسی، ج۳، ص۳۱۶، تهران ۱۳۲۱ ش.
پس از توصیف «انحطاط ادبی» عصر صفوی، با عبارت «رستاخیز یا بازگشت» نیز از این دوره یاد کرده است، به‌ نظر بهار دوره بازگشت‌ همزمان‌ با جلوس‌ کریم‌خان‌ زند آغاز می‌شود و مقارن‌ پادشاهی‌ مظفرالدین‌ شاه‌ (۱۳۱۳ق‌/۱۸۹۵م‌) و ظهور ادبیات‌ مشروطه‌ پایان‌ می‌یابد.
[۱۶] بهار محمدتقی‌، بازگشت‌ ادبی‌، ارمغان‌، شم ۷، ص‌ ۵۲۰، تهران‌، ۱۳۱۱ش‌، س‌ ۱۳، شم ۷، ۸، ۱۱، ۱۳.

رضازاده‌ شفق‌ شروع‌ نهضت‌ را اواخر سده ۱۲ق‌ می‌داند
[۱۷] رضازاده شفق‌ صادق‌، تاریخ‌ ادبیات‌ ایران‌، ج۱، ص‌ ۳۶۸، تهران‌، ۱۳۲۰ش‌.
و ریپکا به‌ پیروی‌ از بهار بر این‌ امر تأکید می‌ورزد
[۱۸] Rypka، Jet al، ج۱، ص‌۲۹۶-۲۹۵، Iranische Literaturgeschichte، Leipzig، ۱۹۵۹.
همچنین‌ در دایره المعارف‌ فارسی‌ با تصریح‌ بدین‌ معنا که‌ «دوره زندیه‌ و بخش‌ عمده‌ای‌ از دوره قاجاریه‌ را دوره بازگشت‌ خوانده‌اند»،
[۱۹] دایره المعارف‌ فارسی‌، ج۲، ص۱۸۲۸.
بر نظریه بهار تأکید شده‌ است‌ و سرانجام‌ زرین‌کوب‌ با تأیید ضمنی‌ این‌ نظریه‌ چنین‌ اظهارنظر می‌کند که‌ «بازگشت‌»، بازگشت‌ به‌ ادبیات‌ رسمی‌ و درباری‌ است‌، یعنی‌ ادبیات‌ مستوفیان‌، شاهزادگان‌، حکام‌ و صاحب‌ منصبان‌ دولتی‌؛ طبقاتی‌ که‌ در عهد افشاریه‌ و زندیه‌ همچنان‌ وارث‌ سنت‌های‌ ادبی‌ روزگاران‌ گذشته‌ بودند و توانستند راه‌ بازگشت‌ را هموار سازند.
[۲۰] زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، نقد ادبی‌، ج۲، ص۶۳۱-۶۳۲، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.


← نام‌گذاری‌


مخالفان‌ نهضت‌ بازگشت‌ این‌ جریان‌ را با تعبیراتی‌ منفی‌ مثل‌ تکرار
[۲۱] شفیعی‌کدکنی‌، ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۵۵، ترجمه حجت‌الله‌ اصیل‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
و رجعت‌
[۲۲] دایره المعارف‌ فارسی‌، ج۲، ص۱۸۲۸.
نام‌گذاری‌ کرده‌اند و موافقان‌، اعم‌ از پیشروان‌ و پیروان‌ در نام‌گذاری‌ نهضت‌، از تعبیراتی‌ مثبت‌ سود جسته‌اند؛
پیشروان‌ با تعبیراتی‌ مثل‌ تجدید بنای‌ متقدمان‌،
[۲۳] آذر بیگدلی‌ لطفعلی‌، آتشکده‌، ج۱، ص۴۱۶، به‌ کوشش‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌، ۱۳۳۷ش‌.
اقتفا به‌ طریقه متقدمین‌،
[۲۴] هدایت‌ رضا قلی‌، مجمع‌ الفصحا، ج۲، ص۹۲۸، به‌ کوشش‌ مظاهر مصفا، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌.
و اقتفای‌ استادان‌
[۲۵] صباحی‌ بیدگلی‌، دیوان‌، ج۱، ص۱۹۴، به‌ کوشش‌ احمد کرمی‌، تهران‌، ۱۳۶۵ش‌.
از بازگشت‌ سخن‌ گفته‌اند و پیروان‌ یا محققان‌ طرف‌دار بازگشت‌ در بحث‌ از این‌ جریان‌ از عناوینی‌ چون‌ نهضت‌، نهضت‌ جدید
[۲۶] اقبال‌ آشتیانی‌ عباس‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ هاتف‌ اصفهانی‌، ج۱، ص۴، به‌ کوشش‌ وحید دستگردی‌، تهران‌، ۱۳۳۲ش‌.
[۲۷] عباس اقبال آشتیانی، «سیّداحمد هاتف اصفهانی»، ج۱، ص۱-۸، در دیوان هاتف اصفهانی، چاپ وحید دستگردی، تهران ۱۳۴۵ ش.
[۲۸] رضازاده شفق‌ صادق‌، تاریخ‌ ادبیات‌ ایران‌، ج۱، ص‌ ۳۷۷، تهران‌، ۱۳۲۰ش‌.
، نهضت‌ ادبی‌،
[۲۹] همایی‌ جلال‌الدین‌، مقدمه ‌بر دیوان‌ سروش ‌اصفهانی‌، ج۱، ص۱۵، به ‌کوشش‌ محمدجعفر محجوب‌، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌.
رنسانس‌ ادبی‌، نهضت‌ بزرگ‌ ادبی‌،
[۳۰] صفایی‌ ابراهیم‌، نهضت‌ ادبی‌ ایران‌ در عصر قاجار، ج۱، ص۲-۳، تهران‌، ابن‌سینا.
نهضت‌ بازگشت‌ و تجدید حیات‌ ادبی‌،
[۳۱] رعدی‌ آذرخشی‌ غلامعلی‌، «درباره سبک‌های‌ شعر فارسی‌ و نهضت‌ بازگشت‌»، ج۱، ص۹۴، نامواره دکتر محمود افشار، تهران‌، ۱۳۶۴ش‌، ج‌ ۱.
«نهضت نو در شعر فارسی» و «دوره بازگشت» در شعر و نثر،
[۳۲] ذبیح اللّه صفا، «ادب»، ج۱، ص۶۷۹-۶۸۱، ایرانشهر، تهران ۱۳۴۲ ش.
«نهضت بازگشت به سبک قدما» در توصیف مرحله اول و «مکتب ادبی» در توصیف مرحله دوم آن،
[۳۳] عبدالحسین زرین کوب، سیری در شعر فارسی، ج۱، ص۱۵۱-۱۵۴، تهران ۱۳۶۳ ش.
«نهضت ادبی» و «نهضت نسبتاً مهمی در شعر فارسی»
[۳۴] یحیی آرین پور، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۳، تهران ۱۳۵۰ ش.
و نیز از تعبیر رستاخیز
[۳۵] بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۱۶، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
بهره‌ گرفته‌اند.
بازگشت‌، یا بازگشت‌ ادبی‌ اصطلاح‌ معاصران‌ است‌
[۳۶] صفا ذبیح‌الله‌، مختصری‌ در تاریخ‌ تحول‌ نظم‌ و نثر پارسی‌، ج۱، ص۱۲۷، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
و به‌ احتمال‌ قریب‌ به‌ یقین‌، نخستین‌ بار از سوی‌ بهار در سبک‌ شناسی‌
[۳۷] بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۱۶، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
به‌ کار رفته‌، و سپس‌ نزد اهل‌ ادب‌ رایج‌ شده‌ است‌.
در نوشته‌های دیگران، داوری‌ها و ارزشیابی‌های افراطی و تفریطی از کاربرد تعبیرها پیداست.
برای مثال، نویسنده ای با عبارات «نهضت بزرگ ادبی» و «رنسانس ادبی» از آن یاد می‌کند.
[۳۸] ابراهیم صفایی، نهضت ادبی ایران در عصر قاجار، ج۱، ص۲ و۳، تهران ۱۳۴۴ ش.

نویسنده مقاله «فارسی، ادبیات» در دایره المعارف فارسی مصاحب کلمه رجعت را برای توصیف این دوره به کار می‌برد، آن هم نه در معنای لغوی کلمه و نه مترادف با بازگشت بلکه با باری منفی و به معنای ارتجاع، و حتی تصریح می‌کند که این دوره را دوره «بازگشت» یا «نهضت» خوانده‌اند اما باید آن را دوره «رجعت» نامید.
[۳۹] ابراهیم صفایی، نهضت ادبی ایران در عصر قاجار، ج۱، ص۲ و۳، تهران ۱۳۴۴ ش.

به هر حال، اختلاف نظر در انتخاب و استعمال اصطلاحات برای اطلاق بر این دوره از تفاوت تلقی‌های ادبی و نیز دیدگاه‌های متفاوت درباره ماهیّت ادبی آن حکایت می‌کند.

← اندیشه بازگشت‌


با آنکه‌ برخی‌ از محققان‌ معتقدند که‌ فکر بازگشت‌، حاصل‌ روی‌ گرداندن‌ چند تن‌ سراینده خوش‌ قریحه صاحب‌ ذوق‌، یعنی‌ شعله‌، مشتاق‌، میرزامحمد نصیر و آذر بیگدلی‌ از سبک‌ روزگار خود (دنباله سبک‌ هندی‌)، و روی‌ آوردن‌ به‌ سبک‌ استادان‌ قدیم‌ است‌،
[۴۰] اقبال‌ آشتیانی‌ عباس‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ هاتف‌ اصفهانی‌، ج۱، ص۵، به‌ کوشش‌ وحید دستگردی‌، تهران‌، ۱۳۳۲ش‌.
[۴۱] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۳، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
اما بدون‌ تردید مرادشان‌ آن‌ نیست‌ که‌ این‌ امر خلق‌ الساعه‌ و بی‌سابقه‌، و تنها مولود اراده امثال‌ مشتاق‌ و آذر بوده‌ است‌
[۴۲] زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، سیری‌ در شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۵۱، تهران‌، ۱۳۶۷ش‌.
چه‌، از همان‌ اوایل‌ عهد صفوی‌، شاعران‌ و نویسندگانی‌ بوده‌اند که‌ در آثار قدما تتبع‌ می‌کرده‌اند و به‌ قول‌ نصرآبادی‌ به‌ روش‌ گذشتگان‌ علاقه‌ نشان‌ می‌داده‌اند و به‌ شیوه آنان‌ شعر می‌سروده‌اند،
[۴۳] بهار محمدتقی‌، بازگشت‌ ادبی‌، ارمغان‌، شم ۸، ص‌ ۷۱۵، تهران‌، ۱۳۱۱ش‌، س‌ ۱۳، شم ۷، ۸، ۱۱، ۱۳.
چنانکه‌ حکیم‌ شفایی‌ (د ۱۰۳۸ق‌/۱۶۲۹م‌) منظومه‌ای‌ به‌ پیروی‌ از حدیقه سنایی‌ موسوم‌ به‌ نمکدان‌ حقیقت‌ سرود
[۴۴] نصرآبادی‌ محمدطاهر، تذکره‌، ج۱، ص۳۱۰، به‌ کوشش‌ محمد ناجی‌نصرآبادی‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
[۴۵] بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۱۸، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
و امیدی‌ رازی‌ (د ۹۲۵ق‌/ ۱۵۱۹م‌) با تتبع‌ در آثار قدما در قصیده‌سرایی‌ استاد شد
[۴۶] نصرآبادی‌ محمدطاهر، تذکره‌، ج۲، ص۷۵۳، به‌ کوشش‌ محمد ناجی‌نصرآبادی‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
کاری‌ که‌ از لحاظ ذوق‌ هنری‌، رسم‌ و روش‌ گویندگان‌ عصر بازگشت‌ به‌ شمار می‌آید
[۴۷] زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، از گذشته ادبی‌ ایران‌، ج۱، ص۴۵۹-۴۶۰، تهران‌، ۱۳۷۵ش‌.
و پیروی‌ از آن‌ از سوی‌ شاعران‌ عهد سلطان‌ حسین‌ صفوی‌، گویای‌ این‌ حقیقت‌ است‌ که‌ تحول‌ سبک‌ از اواخر سده ۱۱ق‌/۱۷م‌ آغاز شده‌ است‌ و شاعران‌ نیمه اول‌ سده ۱۲ق‌ سبکی‌ متفاوت‌ با سبک‌ هندی‌ داشته‌اند.
[۴۸] «ید»، محیط طباطبایی‌ محمد، مقدمه‌ بر دیوان‌ مجمر، تهران‌، ۱۳۴۵ش‌.
روش‌ پیروی‌ از قدما به‌ سبب‌ غلبه شیوه تازه‌ (سبک‌ هندی‌) در عصر صفوی‌ و رواج‌ آن‌، به‌ تدریج‌ مغلوب‌ شد و چونان‌ آتشی‌ نهفته‌ زیر خاکستر باقی‌ ماند.
[۴۹] بهار محمدتقی‌، بازگشت‌ ادبی‌، ارمغان‌، شم ۸، ص۷۱۵، تهران‌، ۱۳۱۱ش‌، س‌ ۱۳، شم ۷، ۸، ۱۱، ۱۳.
[۵۰] بهار محمدتقی‌، شعرشناسی‌، ج۱، ص۵۵، بهار و ادب‌ فارسی‌، به‌ کوشش‌ محمد گلبن‌، تهران‌، ۱۳۵۱ش‌، ج‌ ۱.
[۵۱] زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، سیری‌ در شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۵۱، تهران‌، ۱۳۶۷ش‌.

در عصر فترت‌، یعنی‌ در فاصله سقوط صفویه‌ تا استقرار قاجاریه‌، و به‌ ویژه‌ در عهد افشاریه‌ و زندیه‌ مقدمات‌ بازگشت‌ ادبی‌ فراهم‌ آمد
[۵۲] همایی‌ جلال‌الدین‌، مقدمه ‌بر دیوان‌ سروش ‌اصفهانی‌، ج۱، ص۱۵، به ‌کوشش‌ محمدجعفر محجوب‌، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌.
و نطفه شعر دوره بازگشت‌ بسته‌ شد
[۵۳] شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۰۵، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.
و سپس‌ راه‌ رشد و گسترش‌ آن‌ هموار گشت‌.
از آن‌جا که‌ پدید آمدن‌ و رشد کردن‌ هر پدیده‌ای‌، نتیجه فقدان‌ موانع‌، و موجود بودن‌ شرایط است‌، اولاً مانع‌ ظهور و رشد مکتب‌ بازگشت‌، یعنی‌ سبک‌ هندی‌ در اثر ضعف‌ درونی‌ و فروپاشی‌ پشتوانه بیرونی‌ آن‌، با زوال‌ دستگاه‌ ادب‌پرور گورکانیان‌ هند، از میان‌ برخاست‌
[۵۴] نفیسی‌ سعید، مقدمه‌ بر دیوان‌ عاشق‌ اصفهانی‌، ج۱، ص۶، تهران‌، ۱۳۴۳ش‌.
ثانیاً اوضاع‌ و عوامل‌ مناسب‌ برای‌ ظهور و رشد این‌ مکتب‌ (بازگشت‌)، به‌ ویژه‌ در شیراز و اصفهان‌ و سپس‌ در تهران‌ فراهم‌ آمد.
می‌توان‌ اوضاع‌ و عوامل‌ مناسب‌ را به‌ اوضاع‌ اقتصادی‌، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ تقسیم‌ کرد:
۱. اوضاع‌ اقتصادی‌ مناسب‌ نخست‌ حاصل‌ ثروتی‌ بود که‌ نادر از هند به‌ ایران‌ آورد.
۲. و دیگر نتیجه پراکنده‌ شدن‌ ثروت‌ سلطنتی‌ صفویه‌، پس‌ از فروپاشی‌ در میان‌ مردم‌ بود.
[۵۵] مقدمه‌ بر دیوان‌ صائب‌، تهران‌، ۱۳۴۵ش‌.

۳. اوضاع‌ فرهنگی‌ مناسب‌ به‌ دنبال‌ دسترسی‌ مردم‌ به‌ کتاب‌های‌ سودمند و دیوان‌های‌ شاعران‌ در پی‌ فروپاشی‌ حکومت‌ صفوی‌ و تاراج‌ کتابخانه آنان‌ حاصل‌ شد.
[۵۶] بهار محمدتقی‌، بازگشت‌ ادبی‌، ارمغان‌، شم ۷، ص‌ ۵۲۰ -۵۲۱، تهران‌، ۱۳۱۱ش‌، س‌ ۱۳، شم ۷، ۸، ۱۱، ۱۳.
[۵۷] بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۱۶-۳۱۷، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
[۵۸] محجوب‌ محمدجعفر، مقدمه‌ بر دیوان‌ قاآنی‌، ج۱، ص۳۵، تهران‌، موسوی‌.
[۵۹] مؤتمن‌ زین‌العابدین‌، تحول‌ شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۷۹، تهران‌، طهوری‌.

بدین‌ترتیب‌، جنبش‌ موسوم‌ به‌ بازگشت‌ شکل‌ گرفت‌؛ خاستگاه‌ بازگشت‌، شهر اصفهان‌ بود. اصفهان‌ پس‌ از استیلای‌ افغانان‌ آسیب‌ بسیار دید و رو به‌ ویرانی‌ نهاد، اما بدان‌ سبب‌ که‌ زمان‌های‌ دراز مرکز علمی‌ و ادبی‌ و فرهنگی‌ بود، خاستگاه‌ بازگشت‌ ادبی‌ گردید.
[۶۰] اقبال‌ آشتیانی‌ عباس‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ هاتف‌ اصفهانی‌، ج۱، ص۴، به‌ کوشش‌ وحید دستگردی‌، تهران‌، ۱۳۳۲ش‌.
[۶۱] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۳، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
[۶۲] نفیسی‌ سعید، مقدمه‌ بر دیوان‌ عاشق‌ اصفهانی‌، ج۱، ص۶، تهران‌، ۱۳۴۳ش‌.
در اصفهان‌ ادیبان‌ و شاعرانی‌ که‌ از هجوم‌ افغانان‌ جان‌ به‌ در برده‌ بودند، توانستند ادبیات‌ را بازسازی‌ کنند.
[۶۳] Rypka، Jet al، ج۱، ص۲۹۵، Iranische Literaturgeschichte، Leipzig، ۱۹۵۹.
گزارش‌ آذر در آتشکده‌ از تلاش‌ مشتاق‌،
[۶۴] آذر بیگدلی‌ لطفعلی‌، آتشکده‌، ج۱، ص‌۴۱۶، به‌ کوشش‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌، ۱۳۳۷ش‌.
نمونه‌ای‌ از جد و جهد شاعران‌ در بازسازی‌ شعر و ادب‌ فارسی‌ تواند بود.

شعر بازگشت‌

[ویرایش]

نکته درخور تأمّل این‌که این حرکت بی‌مقدمه و یک‌باره یا فقط به اراده و خواهش یا به ذوق و قریحه مشتاق اصفهانی و هم‌گامان او و فارغ از تطوّرات ادبی و تحوّلات جامعه آغاز نشده و تحوّلی بی‌سابقه و ناگهانی نبوده است.
در دوره صفوی همه شاعران به سبک رایج در آن عصر شعر نمی‌سرودند.
شاعران بسیاری بودند که در قصیده و غزل سبک قدما را پیروی می‌کردند یا شعرشان تقلید سبک رایج در آن عهد نبود و اصالت و استقلال نسبی داشت.
محمدمحیط طباطبایی می‌گوید که عده‌ای به دنبال آذر بیگدلی مرتکب اشتباه شده‌اند و آغاز «تحوّل اسلوب سخن» را روزگار مشتاق و عاشق شمرده‌اند، حال آنکه «تتبّع سخن سخنوران عهد شاه سلطان حسین چنین دلالت می‌کند که این تحوّل سبک سخن در اواخر قرن یازدهم آغاز شده بود و شعرای نیمه اوّل سده دوازدهم از حیث قوّت اسلوب خود را از سیاق سخن هندی پسند دور کرده بودند».
[۶۵] حسین بن علی مجمر، دیوان مجمراصفهانی، ج۱، صید، تهران ۱۳۴۵ ش.

در واقع، تبحّرِ بارز نخستین شعرای بازگشت در سرودن قصیده و غزل به شیوه قدما گواه آشکار دوام سنّتی ریشه دار و انس و الفت عمیق با قالب و جان شعر قدیم است وگرنه طبیعی است که هیچ شاعری، هر چند مایه ور باشد، نمی تواند در بدو امر به این درجه از تسلّط بر کلام و فنون شعری دست یابد.
پس سرودن‌ شعر به‌ شیوه پیشینیان‌ (که‌ هیچ‌گاه‌ یکسره‌ متروک‌ نشد) مورد توجه‌ خاص‌ شاعرانی‌ قرار گرفت‌ که‌ عضو انجمن‌ ادبی‌ مشتاق‌ بودند. این‌ شاعران‌ که‌ پیشگامان‌ شعر بازگشت‌ به‌ شمار می‌آیند، عبارتند از سیدمحمد شعله اصفهانی‌ (د ۱۱۶۰ق‌/۱۷۴۷م‌)، میرسیدعلی‌ مشتاق‌ اصفهانی‌ (د ۱۱۷۱ق‌/۱۷۵۸م‌) و میرزا محمدنصیر اصفهانی‌ (د۱۱۹۲ق‌/ ۱۷۷۸م‌).
تلاش‌ در جهت‌ بازگشت‌ به‌ شیوه پیشینیان‌ در شعر با این‌ ۳ تن‌ (و به‌ ویژه‌ با کوشش‌های‌ مشتاق‌) آغاز شد و به‌ دنبال‌ پیوستن‌ شماری‌ از شاعران‌ به‌ محفل‌ مشتاق‌، گسترش‌ یافت‌ و سرنوشت‌ آینده شعر فارسی‌ را (که‌ مقدمات‌ دگرگونی‌ آن‌ پیش‌تر فراهم‌ شده‌ بود) رقم‌ زد.
مسائل‌ مربوط به‌ شعر بازگشت‌، یا بازگشت‌ در شعر را می‌توان‌ از دو دیدگاه‌ (تاریخی‌ و موضوعی‌) موردبحث‌ قرار داد.

← دیدگاه‌ تاریخی‌


شعر بازگشت‌، از دیدگاه‌ تاریخی‌، به‌ دو دوره متمایز تقسیم‌ می‌شود:

←← دوره اول


دوره اول‌ (از نیمه دوم‌ سده ۱۲ق‌/۱۸م‌ تا اوایل‌ سده ۱۳ق‌/۱۹م‌):
در این‌ دوره‌، شاعران‌ در کار تقلید از قدما و تتبع‌ در شعر آنان‌، بیشتر به‌ سبک‌ شاعران‌ سده‌های‌ ۶ - ۸ق‌/۱۲-۱۴م‌ نظر داشتند و در سرودن‌ غزل‌ و قصیده‌ و مثنوی‌ از روش‌ این‌ شاعران‌ (شاعران‌ آذربایجان‌ و عراق‌) پیروی‌ می‌کردند.
[۶۶] صفا ذبیح‌الله‌، مختصری‌ در تاریخ‌ تحول‌ نظم‌ و نثر پارسی‌، ج۱، ص۱۲۷، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
در این‌ دوره‌ دو انجمن‌ ادبی‌ در خاستگاه‌ بازگشت‌، اصفهان‌ تشکیل‌ شد و کار بازگشت‌ به‌ شیوه قدما در سرودن‌ شعر را پی‌ گرفت‌: انجمن‌ مشتاق‌ و انجمن‌ نشاط.
یک‌: انجمن‌ مشتاق‌، نخستین‌ انجمن‌ ادبی‌ است‌ که‌ در پی‌ پیوستن‌ شماری‌ از شاعران‌ به‌ «محفل‌ ادبی‌» مشتاق‌ اصفهانی‌، شکل‌ گرفت‌ و به‌ مدیریت‌ وی‌ اداره‌ شد.
شاعران و نویسندگانی که در این انجمن‌ها رفت و آمد داشتند، از پیچیدگی و گنگی سبک هندی دلرزه و ملول بودند، به‌همین سبب تصمیم گرفتند با نگاهی به آثار شاعران بزرگ گذشته سبک آن‌ها را احیا کنند.
[۶۷] پژوهشی در نثر و نظم دوره بازگشت ادبی، خاتمی، احمد، تهران، پایا، چاپ اول، ۱۳۷۴، ص۲۰۷.

این‌ شاعران‌ که‌ نخستین‌ مجددان‌ سبک‌ پیشینیان‌ به‌ شمار می‌آیند و شاعران‌ عهد فتحعلی‌شاه‌ شاگردان‌ آنان‌ محسوب‌ می‌شوند، عبارتند از عاشق‌ اصفهانی‌ (د ۱۱۸۱ق‌/۱۷۶۷م‌)، عبدالمجید شکسته‌نویس‌، متخلص‌ به‌ «مجید» (د ۱۱۸۵ق‌/۱۷۷۱م‌)، صهبای‌ قمی‌ (د ۱۱۹۱ق‌/۱۷۷۷م‌)، آذر بیگدلی‌ (د ۱۱۹۵ق‌/۱۷۸۱م‌)، هاتف‌اصفهانی‌ (د ۱۱۹۸ق‌/۱۷۸۴م‌)، صباحی‌ بیدگلی‌ (د ۱۲۰۶ یا ۱۲۰۷ق‌/۱۷۹۲ یا ۱۷۹۳م‌) و رفیق‌ اصفهانی‌ (د ۱۲۲۶ق‌/۱۸۱۱م‌).
[۶۸] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۳-۱۴، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.

نقش‌ مؤثر مشتاق‌ در جنبش‌ بازگشت‌ و به‌ تعبیر آذر در تذکره آتشکده‌ در تجدید «بنای‌ نظم‌ فصحای‌ بلاغت‌ شعار متقدمان‌»
[۶۹] آذر بیگدلی‌ لطفعلی‌، آتشکده‌، ج۱، ص۴۱۶، به‌ کوشش‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌، ۱۳۳۷ش‌.
امری‌ است‌ که‌ جمله تذکره‌نویسان‌ پس‌ از آذر بر آن‌ تأکید کرده‌اند.
[۷۰] بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۱۸، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
[۷۱] هدایت‌ رضا قلی‌، مجمع‌ الفصحا، ج۲، ص۹۲۸، به‌ کوشش‌ مظاهر مصفا، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌.
انجمن‌ مشتاق‌ پس‌ از مرگ‌ کریم‌خان‌ زند و در پی‌ ناآرامی‌های‌ ناشی‌ از آن‌، تعطیل‌ شد.
[۷۲] شمس‌ لنگرودی‌ محمد، مکتب‌ بازگشت‌، ج۱، ص۸۲، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.

دو: انجمن‌ نشاط، دومین‌ انجمن‌ ادبی‌ است‌ که‌ در روزگار آقا محمدخان‌ (سل ۱۲۰۹-۱۲۱۱ق‌/۱۷۹۴-۱۷۹۶م‌)، به‌ وسیله میرزا عبدالوهاب‌ نشاط (د۱۲۴۴ق‌/۱۸۲۸م‌)، کلانتر و حاکم‌ اصفهان‌ در این‌ شهر و در خانه وی‌ تشکیل‌ شد.
[۷۳] محیط طباطبایی‌ محمد، مقدمه‌ بر دیوان‌ مجمر،«یج‌»، تهران‌، ۱۳۴۵ش‌.
[۷۴] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۴، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
اعضای‌ این‌ انجمن‌ نسبت‌ به‌ مسائل‌ ادبی‌، از اعضای‌ انجمن‌ نخستین‌ آگاه‌تر، و در کاربرد سبک‌های ‌گوناگون ‌سخن‌ از آنان‌ کارآزموده‌تر بودند.
[۷۵] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۴، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
[۷۶] عبدالحسین زرین کوب، سیری در شعر فارسی، ج۱، ص۱۷۸، تهران ۱۳۶۳ ش.
این‌ انجمن‌ به‌ سبب‌ قدرت‌ و مکنت‌ نشاط و توجه‌ وی‌ به‌ شاعران‌ و نیز بدان‌ سبب‌ که‌ تجربه‌های‌ ارجمند انجمن‌ اول‌ را پشت‌ سر داشت‌، در کار بازگشت‌ گام‌های‌ مطمئن‌تر و مؤثرتری‌ برداشت‌.
[۷۷] شمس‌ لنگرودی‌ محمد، مکتب‌ بازگشت‌، ج۱، ص۸۷، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
[۷۸] واژه‌نامه‌ی هنر شاعری، میرصادقی (ذوالقدر)، میمنت، تهران، مهناز، ۱۳۷۶، چاپ دوم، ص۳۰.

این‌ انجمن‌ نیز پس‌ از کشته‌ شدن‌ آقامحمدخان‌ و احضار شدن‌ نشاط از سوی‌ فتحعلی‌شاه‌ به‌ تهران‌ تعطیل‌ شد
[۷۹] شمس‌ لنگرودی‌ محمد، مکتب‌ بازگشت‌، ج۱، ص۸۸، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
[۸۰] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۴، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
و مجمع‌ سخن‌سرایان‌ اصفهان‌ به‌ حجره مجمر اصفهانی‌ (د ۱۲۲۵ق‌/۱۸۱۰م‌)، در مدرسه کاسه‌گران‌ انتقال‌ یافت‌ و به صورت مجمع سخنسرایان شهر درآمد.
[۸۱] محیط طباطبایی‌ محمد، مقدمه‌ بر دیوان‌ مجمر، «یه‌»، تهران‌، ۱۳۴۵ش‌.
[۸۲] حسین بن علی مجمر، دیوان مجمراصفهانی، مقدمه محمد محیط طباطبایی، ص یه، تهران ۱۳۴۵ ش.

میرزاحسین وزیر فراهانی متخلّص به وفا، وزیر زندّیه، که مردی ادیب و سخن شناس و معتقد به طریقه بازگشت بود و کتابخانه ای از نفایس آثار داشت، در شیراز محفل ادبی دایر کرد.
[۸۳] عبدالحسین زرین کوب، سیری در شعر فارسی، ج۱، ص۱۵۱، تهران ۱۳۶۳ ش.
[۸۴] عبدالحسین زرین کوب، سیری در شعر فارسی، ج۱، ص۱۶۶، تهران ۱۳۶۳ ش.

از آن‌جا که‌ هدف‌ اساسی‌ پیشروان‌ بازگشت‌ در این‌ دوره‌، از منظر منفی‌ برانداختن‌ سبک‌ هندی‌ بود و از منظر مثبت‌ تتبع‌ در آثار قدما، مشتاق‌ اصفهانی‌ در غزل‌ بنیاد سبک‌ هندی‌ را درهم‌ شکست‌، هاتف‌ اصفهانی‌ در غزل‌سرایی‌ از شیوه سعدی‌ (د ۶۹۲ق‌/۱۲۹۳م‌) و خواجو (د ۷۵۳ق‌/۱۳۵۲م‌) و در قصیده‌پردازی‌ از امامی‌ هروی‌ (د ۶۶۷ق‌/ ۱۲۶۹م‌) و گاه‌ از سبک‌ خاقانی‌ (د ۵۸۲ یا ۵۹۵ق‌/۱۱۸۶ یا ۱۱۹۹م‌) پیروی‌ می‌کرد. آذر بیگدلی‌ در سرودن‌ قصیده‌های‌ غرا شیوه ظهیر فاریابی‌ (د ۵۹۸ق‌/۱۲۰۲م‌) را پیش‌ چشم‌ داشت‌. عبدالرزاق‌ دُنبلی‌، متخلص‌ به‌ مفتون‌ دادِ فصاحت‌ می‌داد و به‌ شیوه امیر معزی‌ (د میان‌ سال‌های‌ ۵۱۸ -۵۲۱ق‌/۱۱۲۴-۱۱۲۷م‌) قصیده‌ می‌سرود و شهاب‌ ترشیزی‌ در سرودن‌ قصیده‌ و قطعه‌ سبک‌ انوری‌ (د ۵۸۳ق‌/۱۱۸۷م‌) و خاقانی‌ را سرمشق‌ می‌ساخت‌ و غزل‌ را به‌ سبک‌ تازه‌، لطیف‌ و محکم‌ می‌سرود.
[۸۵] بهار محمدتقی‌، بازگشت‌ ادبی‌، ارمغان‌، شم ۸، ص‌ ۷۱۵-۷۱۶، تهران‌، ۱۳۱۱ش‌، س‌ ۱۳، شم ۷، ۸، ۱۱، ۱۳.

همایی‌ سبک‌ این‌ دوره‌ از بازگشت‌ را سبک‌ «عراقی‌ - اصفهانی‌ جدید» می‌نامد.
[۸۶] همایی‌ جلال‌الدین‌، مقدمه‌ و حواشی‌ بر دیوان‌ طرب‌، ج۱، ص۹۳-۹۴، تهران‌، ۱۳۴۲ش‌.
جلال الدین همایی، که عهد تنی چند از استادان قدیم شعر اصفهان را شخصاً درک کرده، برای سبک‌های شعر فارسی اصطلاح‌های دیگری اختیار کرده است و سبک شاعران دوره بازگشت را، که به تصریح او از انجمن مشتاق اصفهانی آغاز شد و «اثرش به قرن ۱۳ و ۱۴ رسید و هنوز هم آن شیوه مابین شعرای مکتب قدیم شایع و متداول است»،
[۸۷] ابوالقاسم بن رضاقلی طرب اصفهانی، دیوان طرب، ج۱، ص۱۱۳، چاپ جلال الدین همایی، تهران ۱۳۴۲ ش.
«سبک عراقی جدید» و «سبک عراقیِ اصفهانی جدید»
[۸۸] ابوالقاسم بن رضاقلی طرب اصفهانی، دیوان طرب، ج۱، ص۱۱۵، چاپ جلال الدین همایی، تهران ۱۳۴۲ ش.
در مقابلِ «سبک عراقی قدیم» و «سبک عراقی متوسّط» (سبک اصفهانی/ هندی) نام داده است.
به نظر او، حاصل ادبی انجمن مشتاق و شعر شاعران بازگشت ظهور سبک تازه‌ای در غزل‌سرایی بوده و این سبک تازه «آمیخته‌ای است از سبک عراقی قدیم و متوسط»،
[۸۹] ابوالقاسم بن رضاقلی طرب اصفهانی، دیوان طرب، ج۱، ص۱۱۶، چاپ جلال الدین همایی، تهران ۱۳۴۲ ش.
سبکی که عنصر غالبش از سبک عراقی و چاشنی آن از سبک اصفهانی/ هندی بوده است و اکثر شعرای اصفهان در قرن ۱۳ و ۱۴ پیرو همین سبک بوده‌اند.

←← دوره دوم


دوره دوم‌ (از اواخر نیمه اول‌ سده ۱۳ق‌/۱۹م‌ تا اوایل‌ سده ۱۴ق‌/۲۰م‌) :
در این‌ دوره‌، گویندگان‌ در عین‌ پیروی‌ از شاعران‌ سده‌های‌ ۶ - ۸ق‌ به‌ سبک‌ شاعران‌ سده‌های‌ ۴-۶ق‌ نیز توجه‌ کردند.
[۹۰] صفا ذبیح‌الله‌، مختصری‌ در تاریخ‌ تحول‌ نظم‌ و نثر پارسی‌، ج۱، ص۱۲۷، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.

دوره دوم‌، دوره ترقی‌ و کمال‌ مکتب‌ بازگشت‌ در شعر محسوب‌ می‌شود و تلاش‌های‌ دوره اول‌، به‌ طور کامل‌ ثمر می‌دهد و سخن‌ هدایت‌ در مجمع‌ الفصحا مبنی‌ بر پیروی‌ گویندگان‌ معاصر وی‌ از فصحای‌ متقدم‌
[۹۱] هدایت‌ رضا قلی‌، مجمع‌ الفصحا، ج۱، ص۹-۱۰، به‌ کوشش‌ مظاهر مصفا، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌.
بیشتر ناظر بر دوره دوم‌ است‌.
[۹۲] صفا ذبیح‌الله‌، مختصری‌ در تاریخ‌ تحول‌ نظم‌ و نثر پارسی‌، ج۱، ص۱۲۷، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.

در اواخر دوره اول‌ و در اوایل‌ دوره دوم‌، سومین‌ انجمن‌ ادبی‌ (که‌ در واقع‌ ادامه انجمن‌ دوم‌ (انجمن‌ نشاط) است‌) در تهران‌ (۱۲۱۲ق‌)، در دربار فتحعلی‌شاه‌ تشکیل‌ شد و از آن‌جا که‌ شاه‌، خود شاعر بود و «خاقان‌» تخلص‌ می‌کرد، این‌ انجمن‌ به‌ «انجمن‌ خاقان‌» شهرت‌ یافت‌.
[۹۳] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۵، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
[۹۴] شمس‌ لنگرودی‌ محمد، مکتب‌ بازگشت‌، ج۱، ص۱۱۴، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.

انجمن‌ خاقان‌ از یک‌ سو وارث‌ تجربه‌های‌ دو انجمن‌ پیشین‌ بود و اعضای‌ آن‌ شاعران‌ و ادیبان‌ کارآزموده آشنا به‌ دقایق‌ شعر قدیم‌ بودند
[۹۵] شمس‌ لنگرودی‌ محمد، مکتب‌ بازگشت‌، ج۱، ص۱۱۴، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
و از سوی‌ دیگر به‌ سبب‌ ارتباط آن‌ با دربار فتحعلی‌شاه‌ که‌ به‌ شیوه دربار سلطان‌ محمود غزنوی‌ و سلطان‌ سنجر سلجوقی‌ نظام‌ یافته‌ بود و شاعران‌ را می‌نواخت‌ و بدان‌ها صله‌ می‌داد،
[۹۶] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۵، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
شاعران‌ بسیاری‌ را به‌ امید گرفتن‌ صله‌ و لقب‌ به‌ خود خواند که‌ محور همه آن‌ها ملک‌الشعرا صبا بود.
[۹۷] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۵، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.

بدین‌سان‌، مرکزی‌ پدید آمد که‌ هرچند مرکز تبلیغات‌ سلطنت‌ محسوب‌ می‌شد، اما به‌ نوعی‌ مرکز آموزش‌ و گسترش‌ شعر و ادب‌ نیز بود و شاعرانی‌ توانا پرورد که‌ نام‌بردارترین‌ آنان‌، این‌ شاعرانند: سحاب‌ اصفهانی‌ (د ۱۲۲۲ق‌/ ۱۸۰۷م‌)، مجمر اصفهانی‌ (د ۱۲۲۵ق‌/۱۸۱۰م‌)، صبای‌ کاشانی‌ (د۱۲۳۸ق‌ / ۱۸۲۳م‌)، نشاط اصفهانی‌ (د ۱۲۴۴ق‌ / ۱۸۲۸م‌) و وصال‌ شیرازی‌ (د ۱۲۶۲ق‌/۱۸۴۶م‌)
[۹۸] Browne، EG، ج۶، ص۳۰۵-۳۱۶، A Literary History of Persia، Cambridge، ۱۹۳۰.

چنین‌ بود که‌ شعر فارسی‌ با آهنگ‌ بازگشت‌ به‌ سبک‌های‌ گذشته‌ (عراقی‌ و خراسانی‌) و رد مکتب‌ عرفی‌، صائب‌، شوکت‌ و شاعرانی‌ مانند آن‌ها در عصر فتحعلی‌شاه‌ به‌ کمال‌ رسید
[۹۹] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۷۹، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
و در دوره جانشینان‌ وی‌، به‌ ویژه‌ ناصرالدین‌ شاه‌ (مق ۱۳۱۳ق‌/۱۸۹۵م‌) همچنان‌ پیش‌ رفت‌. فتحعلی‌شاه‌ و ناصرالدین‌ شاه‌ در حفظ و استمرار نهضت‌ ادبی‌ غفلت‌ نورزیدند و با تشویق‌ شاعران‌، شعر و ادب‌ را رونق‌ بخشیدند.
عهد ناصری‌ آخرین‌ دوره وفور شعر و کمال‌ شاعری‌ در ایران‌ است‌. بزرگ‌ترین‌ قصیده‌سرایان‌ عهد ناصری‌ اینانند: قاآنی‌ شیرازی‌ (د ۱۲۷۰ق‌/۱۸۵۴م‌)، شهاب‌ اصفهانی‌ (د ۱۲۹۱ق‌/۱۸۷۴م‌) و سروش‌ اصفهانی‌ (د ۱۲۸۵ق‌/۱۸۶۸م‌)؛ و از حیث‌ تقدم‌ زمانی‌ صبای‌ کاشانی‌، سپس‌ محمودخان‌ ملک‌ الشعرا (د ۱۳۱۱ق‌/۱۸۹۳م‌) و فتح‌الله‌ خان‌ شیبانی‌ (د ۱۳۰۸ق‌/۱۸۹۱م‌)؛
[۱۰۰] فروغی‌ بسطامی‌، سروش‌ اصفهانی‌، دیوان‌، به‌ کوشش‌ حسین‌ کی‌ استوان‌، تهران‌، ۱۳۲۹ش‌.
(د ۱۲۷۴ق‌/۱۸۵۸م‌) و مجمر اصفهانی‌؛ سپس‌ یغمای‌ جندقی‌ (د ۱۲۷۶ق‌/۱۸۵۹م‌)، ملک‌ الشعرا عنقا و مسکین‌ اصفهانی‌.
[۱۰۱] همایی‌ جلال‌الدین‌، مقالات‌ ادبی‌، ج۱، ص۴۵۵-۴۵۶، تهران‌، ۱۳۶۹ش‌.

چنین‌ بود که‌ حاصل‌ تلاش‌های‌ دوره اول‌ در دوره دوم‌ (که‌ عصر کمال‌ محسوب‌ می‌شود
[۱۰۲] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۷۹، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
) «به‌ صورت‌ نوعی‌ نهضت‌ یا مکتب‌ ادبی‌» درآمد
[۱۰۳] زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، سیری‌ در شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۵۱، تهران‌، ۱۳۶۷ش‌.
و هدف‌ نهایی‌ و بنیادی‌ جنبش‌، یعنی‌ دستیابی‌ به‌ زبان‌ شیوای‌ قدما تحقق‌ یافت‌ و شاعرانی‌ ظهور کردند که‌ «بسیار خوب‌ از عهده تقلید متقدمین‌ برآمدند»
[۱۰۴] امیری‌ فیروزکوهی‌ کریم‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ صائب‌، ج۱، ص۱۴، تهران‌، ۱۳۴۵ش‌.
و «سخن‌ آنان‌ از حیث‌ رعایت‌ نکات‌ و دقایق‌ فنی‌، اختلافی‌ با آثار پنج‌ شش‌ قرن‌ پیش‌ نداشت‌»
[۱۰۵] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۶، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
و زبان‌ برخی‌ از آنان‌ را به‌ دشواری‌ می‌توان‌ از زبان‌ شیوای‌ قدما تشخیص‌ داد
[۱۰۶] شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۱۱، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.
چنانکه‌ برخی‌ از قصیده‌های‌ ملک‌الشعرا صبا، از جهت‌ لفظ آنچنان‌ شیوا و استوار است‌ و از جهت‌ معنا آن‌سان‌ دقیق‌ که‌ قصاید فصحای‌ سده ۶ق‌ را پیش‌ چشم‌ می‌آورد.
[۱۰۷] صفا ذبیح‌الله‌، مختصری‌ در تاریخ‌ تحول‌ نظم‌ و نثر پارسی‌، ج۱، ص۱۲۹، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.

مکتب‌ ادبی‌ عهد قاجار، گرچه‌ در اوج‌ شکوفایی‌ آن‌، کمال‌ تقلید از شیوه قدما، و کمال‌ تتبع‌ در آثار آنان‌ بود، اما به‌ نظر برخی‌ از محققان‌، تنی‌ چند از گویندگان‌ توانای‌ این‌ عصر، مثل‌ صبا و قاآنی‌، خود مکتبی‌ مستقل‌ بنیاد نهادند و در عین‌ تقلید و تتبع‌، دارای‌ سبک‌ و روشی‌ خاص‌ بودند که‌ مدت‌ها مورد پیروی‌ دیگر گویندگان‌ قرار داشت‌
[۱۰۸] مؤتمن‌ زین‌العابدین‌، تحول‌ شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۸۱، تهران‌، طهوری‌.
[۱۰۹] مؤتمن‌ زین‌العابدین‌، تحول‌ شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۹۱، تهران‌، طهوری‌.
چنانکه‌ نشاط پیرو مکتب‌ صبا بود و قصاید خود را به‌ تقلید از وی‌ می‌سرود و میرزا تقی‌ علی‌آبادی‌ (صاحب‌) نیز در مکتب‌ صبا درس‌ خوانده‌ بود و از شیوه او پیروی‌ می‌کرد.
[۱۱۰] بهار محمدتقی‌، بازگشت‌ ادبی‌، ارمغان‌، شم ۱۱، ص‌۷۵۲، تهران‌، ۱۳۱۱ش‌، س‌ ۱۳، شم ۷، ۸، ۱۱، ۱۳.

محققانی‌ که‌ موضوع‌ را از منظری‌ منفی‌ می‌نگرند، با استقلال‌ مکتب‌ هر یک‌ از شاعران‌ بازگشت‌ مخالفند و به‌ طور کلی‌ بازگشت‌ را مکتبی‌ اصیل‌ و مستقل‌ نمی‌شمارند، چنانکه‌ حمیدی‌ سبک‌ صبا را اقتباسی‌ از شیوه قصیده‌سرایان‌ قدیم‌ می‌داند و شعر او را نسبت‌ به‌ شعر قدما در سطحی‌ متوسط ارزیابی‌ می‌کند
[۱۱۱] حمیدی‌ شیرازی‌ مهدی‌، شعر در عصر قاجار، ج۱، ص‌۲۱-۲۲، تهران‌، ۱۳۶۴ش‌.
و شفیعی‌کدکنی‌ صریحاً اعلام‌ می‌کند که‌ جنبش‌ بازگشت‌، مکتب‌ نیست‌، بلکه‌ سیری‌ قهقهرایی‌ است‌.
[۱۱۲] شفیعی‌کدکنی‌، ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۵۶، ترجمه حجت‌الله‌ اصیل‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.

در پایان‌ عصر ناصری‌ با ۳ شاعر توانای‌ بلندآوازه‌، یعنی‌ یغمای‌ جندقی‌، فروغی‌ بسطامی‌ و فتح‌الله‌ خان‌ شیبانی‌ روبه‌رو می‌شویم‌ که‌ برخلاف‌ شاعران‌ قصیده‌سرای‌ این‌ دوره‌ مدیحه‌پرداز شناخته‌ نشده‌اند
[۱۱۳] زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، سیری‌ در شعر فارسی‌، ج۱، ص۴۹۲، تهران‌، ۱۳۶۷ش‌.
و در این‌ میان‌ فتح‌الله‌خان‌ شیبانی‌ (د ۱۳۰۸ق‌/۱۸۹۱م‌) نه‌ فقط اهل‌ مداهنه‌ و تملق‌ نیست‌ و شعر را وسیله گدایی‌ نکرده‌،
[۱۱۴] حمیدی‌ شیرازی‌ مهدی‌، شعر در عصر قاجار، ج۱، ص۲۶۰، تهران‌، ۱۳۶۴ش‌.
بلکه‌ شاعری‌ است‌ که‌ در اشعار او نوعی‌ لحن‌ اعتراض‌ مشهود است‌ که‌ به‌ دل‌ می‌نشیند،
[۱۱۵] اته‌ هرمان‌، تاریخ‌ ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۲۰۳، ترجمه صادق‌ رضازاده‌ شفق‌، تهران‌، ۱۳۵۶ش‌.
لحنی‌ که‌ در ادبیات‌ آن‌ دوره‌ بی‌سابقه‌ است‌ و تأثیر مستقیم‌ اروپا در آن‌ به‌ چشم‌ می‌خورد.
[۱۱۶] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۴۰-۱۴۱، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.

یغمای‌ جندقی‌ نیز چونان‌ شیبانی‌ اهل‌ عصیان‌ و اعتراض‌ بود
[۱۱۷] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۴۲، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
و فریاد اعتراض‌ خود را در نوشته‌ها و سروده‌های‌ خود در پوشش‌ طنز و هزل‌ و هجو بیان‌ می‌کرد.
[۱۱۸] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۱۵-۱۱۷، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.


← دیدگاه‌ موضوعی‌


بحث‌ از شعر بازگشت‌ از دیدگاه‌ موضوعی‌، بحثی‌ سبک‌شناختی‌ است‌ که‌ می‌توان‌ آن‌ را از ۳ نظر (لفظی‌، معنایی‌ و ادبی‌) مورد مطالعه‌ قرار داد:

←← لفظی


از این‌ منظر، زبان‌ شعر بازگشت‌ مورد گفت‌وگوست‌؛ چه‌ «شعر، هنری‌ است‌ وابسته‌ به‌ زبان‌ و همه فرایند خلاقه آن‌ در عرصه زبان‌ نمایان‌ می‌شود»
[۱۱۹] شفیعی‌کدکنی‌، ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۵۷، ترجمه حجت‌الله‌ اصیل‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
و یکی‌ از اصول‌ بیانیه شاعران‌ نهضت‌ بازگشت‌، نقد زبان‌ سست‌ شاعران‌ سبک‌ هندی‌، و دعوت‌ به‌ بازگشت‌ به‌ زبان‌ شیوای‌ متقدمان‌ است‌.
[۱۲۰] آذر بیگدلی‌ لطفعلی‌، آتشکده‌، ج۱، ص۴۱۶، به‌ کوشش‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌، ۱۳۳۷ش‌.
[۱۲۱] هدایت‌ رضا قلی‌، مجمع‌ الفصحا، ج۱، ص۱۰‌، به‌ کوشش‌ مظاهر مصفا، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌.

زبان‌ شعر شاعران‌ بازگشت‌ را می‌توان‌، با توجه‌ به‌ دوره‌های‌ تاریخی‌ این‌ نهضت‌ به‌ زبان‌ ابتدایی‌ (خام‌) و پیشرفته‌ (پخته‌) تقسیم‌ کرد:
یک‌: زبان‌ ابتدایی‌ (خام‌) : زبان‌ شاعران‌ دوره اول‌، به‌ ویژه‌ زبان‌ شاعران‌ انجمن‌ مشتاق‌، زبان‌ ابتدایی‌ و خام‌ بود؛ به‌ همین‌ سبب‌، آنان‌ در کار تقلید از قدما و تتبع‌ در آثار ایشان‌ چندان‌ کامیاب‌ نبودند.
[۱۲۲] شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۱۰، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.

دلیل‌ این‌ امر آن‌ است‌ که‌ شاعران‌ دوره اول‌ از دقایق‌ شعر پیشینیان‌ آگاهی‌ چندانی‌ نداشتند. شمیسا نشان‌ می‌دهد که‌ حتی‌ شاعری‌ چون‌ سروش‌ با همه تسط بر زبان‌ نمی‌دانسته‌ است‌ که‌ در کاربرد حرف‌ اضافه مضاعف‌، به‌ شیوه قدما، اولین‌ حرف‌ «به‌» است‌، مثل‌ «به‌ خردی‌ در» یا «به‌ دریادر» و تعبیراتی‌ مثل‌ «بر هزار اندر» و «در کنار اندر» ساخته‌ است‌.
[۱۲۳] شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۱۲، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.

دو: زبان‌ پیشرفته‌ (پخته‌) : زبان‌ شاعران‌ دوره دوم‌، یعنی‌ زبان‌ شاعران‌ عصر قاجار، زبانی‌ پیشرفته‌ و پخته‌ است‌. در این‌ دوره‌، زبان‌ پیشرفت‌ می‌کند و تعالی‌ می‌یابد و زبان‌ درست‌ و شیوای‌ فارسی‌، یعنی‌ زبان‌ گویندگان‌ قدیم‌ احیا می‌شود
[۱۲۴] صفا ذبیح‌الله‌، مختصری‌ در تاریخ‌ تحول‌ نظم‌ و نثر پارسی‌، ج۱، ص۱۳۱، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
و این‌ از آن‌روست‌ که‌ دست‌ کم‌، شماری‌ از شاعران‌ این‌ عصر مثل‌ قاآنی‌، شیبانی‌ و داوری‌ از دقایق‌ شعر پیشینیان‌ آگاهی‌ دارند و بر کاربرد الفاظ و تعبیرات‌ مسلطند و سخنانشان‌ از حیث‌ رعایت‌ نکات‌ و دقایق‌ فنی‌، اختلافی‌ با سخنان‌ قدما ندارد.
[۱۲۵] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۶، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.

شمیسا به‌ تفصیل‌ از مختصات‌ زبانی‌ شاعران‌ بازگشت‌ سخن‌ گفته‌، و با ذکر شواهد، خامی‌ زبان‌ دوره اول‌ و پختگی‌ و کمال‌ دوره دوم‌ را بازنموده‌ است‌.
[۱۲۶] شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۱۰-۳۱۶، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.


←← معنایی


شاعران‌ عصر بازگشت‌، آن‌ سان‌ که‌ در زبان‌ پیرو قدما بودند، در طرح‌ شاعرانه موضوع‌ و مضمون‌ نیز از قدما تقلید می‌کردند و می‌کوشیدند که‌ چون‌ قدما بیندیشند و چون‌ قدما اندیشه‌ها را به‌ نظم‌ آورند. در یک‌ کلام‌ کار شاعران‌ بازگشت‌ بازآفرینی‌ مضامین‌ شعر قدما به‌ زبان‌ قدما بود.
در قصیده آنان‌، اندیشه‌های‌ رایج‌ عهد غزنوی‌ و سلجوقی‌، و در غزلشان‌ افکار دوران‌ سعدی‌ و روزگار حافظ انعکاس‌ می‌یافت‌
[۱۲۷] شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۱۷، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.
یعنی‌ در غزلشان‌ از همان‌ عشقی‌ سخن‌ می‌رفت‌ که‌ از شعر حافظ و سعدی‌ برمی‌آمد، در قصایدشان‌ وصف‌هایی‌ از طبیعت‌ شکل‌ می‌گرفت‌ که‌ در قصاید امثال‌ فرخی‌ و منوچهری‌ دیده‌ می‌شود و در اشعارشان‌ از اخلاقیات‌ و زهد و عرفان‌ و حکمتی‌ سخن‌ در میان‌ می‌آمد که‌ مضمون‌ شعر قدماست‌.
[۱۲۸] شفیعی‌کدکنی‌، ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۶۱، ترجمه حجت‌الله‌ اصیل‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
[۱۲۹] شفیعی‌کدکنی‌، ادوار شعر فارسی‌ از مشروطیت‌ تا سقوط سلطنت‌، ج۱، ص۲۶، تهران‌، ۱۳۵۹ش‌.
[۱۳۰] صفا ذبیح‌الله‌، مختصری‌ در تاریخ‌ تحول‌ نظم‌ و نثر پارسی‌، ج۱، ص۱۳۱، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.

با این‌همه‌، به‌ نظر برخی‌ از محققان‌ بدان‌ سبب‌ که‌ سخنوران‌ عصر بازگشت‌ وارث‌ ادبیات‌ تمامی‌ سده‌های‌ گذشته‌ بوده‌اند، از یک‌ سو گونه‌ای‌ جامعیت‌ شعری‌ و ادبی‌ داشته‌اند و از سوی‌ دیگر از لحاظ اندیشه‌ و معنا و مضمون‌ از تأثیر محیط خود (که‌ عصاره‌ و چکیده تمامی‌ باورها و اندیشه‌های‌ گذشته‌ بوده‌، و در عین‌ حال‌، خود محیطی‌ مستقل‌ به‌ شمار می‌آمده‌ است‌) برکنار نمانده‌اند.
همچنین‌ باورها و اندیشه‌هایی‌ در اشعارشان‌ منعکس‌ است‌ (مثل‌ باورهای‌ مذهبی‌ منعکس‌ در ستایش‌ و سوگ‌ ائمه‌ (علیه‌السلام) ) که‌ در سده‌های‌ گذشته‌ و در شعر متقدمان‌ یا سابقه‌ نداشته‌، و یا سخت‌ نادر است‌.
[۱۳۱] مؤتمن‌ زین‌العابدین‌، تحول‌ شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۸۲-۱۸۳، تهران‌، طهوری‌.

این‌ سخنان‌ بدان‌ معناست‌ که‌ اندیشه‌ و فکر بازگشت‌، در عین‌ آنکه‌ بنیاد آن‌ تقلید و وابستگی‌ و لاجرم‌ عدم‌ اصالت‌ است‌، دارای‌ گونه‌ای‌ اصالت‌ و استقلال‌ و هویت‌ نیز هست‌. در جنب‌ بازآفرینی‌ موضوعات‌ و مضامین‌ شعر قدما، شاعران‌ این‌ عصر سعی‌ می‌کردند تا حد امکان‌ از مسائل‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ روزگارشان‌ فاصله‌ بگیرند و اینگونه‌ مسائل‌ را موضوع‌ و مضمون‌ شعر خود قرار ندهند و اگر ضرورتی‌ پیش‌ آمد، به‌ اشارتی‌ سطحی‌ بسنده‌ کنند و آن‌ اشارت‌ را هم‌ مقدمه موضوع‌ موردنظر خود، یعنی‌ مقدمه مدح‌ ممدوح‌ قرار دهند، چنانکه‌ سروش‌ اصفهانی‌ در مطلع‌ قصیده‌ای‌ به‌ کشته‌ شدن‌ خوارزمشاه‌ (خان‌ خیوه‌) از سوی‌ سپاه‌ ایران‌ و آوردن‌ سر او به‌ دربار ناصرالدین‌شاه‌، اشاره‌ می‌کند،
[۱۳۲] سروش‌ اصفهانی‌، دیوان‌، ج۱، ص‌ ۳۰۵، به‌ کوشش‌ حسین‌ کی‌ استوان‌، تهران‌، ۱۳۲۹ش‌.
تا از آن‌ مضمونی‌ در خدمت‌ مدح‌ بسازد.
شاعران این نهضت به قدری در کار خود غرق شده بودند که وظایف و تعهدات خود را به‌عنوان یک هنرمند نسبت به جامعه از یاد برده بودند. آن‌ها نه‌ تنها در صورت و ظاهر از شاعران گذشته تقلید می‌کردند، بلکه در محتوا نیز چشم بسته راه آن‌ها را می‌پیمودند؛ غافل از اینکه شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی عصر آن‌ها با روزگار شاعران مورد تقلیدیشان متفاوت است؛ از‌ این‌رو آثار این شاعران نهضت بازگشت نتوانسته شرایط اجتماعی و سیاسی کشور را به خوبی در خود منعکس کند، آنها برای تجارب شخصی خود ارزشی قائل نبودند.
شاید کلام مهدی اخوان ثالث حق مطلب را بهتر ادا نماید:
«نهضت بازگشت، فقط به سان کودتایی بود برای ساقط کردن سلطنت انحصاری دودمان سبک هندی، که همه از آن به تنگ آمده بودند و ایجاد ملوک‌الطوایفی در شعر و ادب، با این تفاوت که هیچ چهره‌ی درخشان‌تر از چهره‌های پیش پیدا نکرد. سهل است که حتی مشتی آدم‌های دروغین به وجود آورد: سعدی دروغین، سنایی دروغین، منوچهری دروغین و دیگر و دیگران.»
[۱۳۳] «نیما مردی بود مردستان»، اخوان ثالث، مهدی؛ مجله‌ی اندیشه و هنر، شماره‌ی ۹۰، فروردین ۱۳۳۹ ش، به نقل از صبا تا نیما، جلد اول، ص۱۹.

به گفته‌ی محمدرضا شفیعی کدکنی، این عصر، عصر مدیحه‌های تکراری است و شاعران این دوران کاریکاتور شاعران قرون گذشته هستند.
[۱۳۴] ادوار شعر فارسی از مشروطیت تا سقوط سلطنت، شفیعی کدکنی، محمدرضا؛ تهران، سخن، چاپ دوم، ۱۳۸۰، ص۱۹.
شاعرانی که بدون توجه به بی‌کفایتی شاهان قاجار، آنها را با محمود غزنوی و سلطان‌سنجر مقایسه می‌کردند و حتی بر ایشان برتری می‌دادند و با نهایت تملق و چاپلوسی بر ضعف و ناکارآمدی آن‌ها سرپوش می‌گذاشتند.
پرداختن‌ به‌ مسائل‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ در شعر شاعران‌ عصر بازگشت‌ امری‌ نادر بود که‌ در اواخر عصر بازگشت‌ و در آستانه انقلاب‌ مشروطه‌ روی‌ داد و به‌ شکل‌ اعتراض‌ در سخنان‌ شیبانی‌،
[۱۳۵] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۴۰-۱۴۲، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
و به‌ زبان‌ هزل‌ و هجو و طنز در سخنان‌ یغمای‌ جندقی‌ نمودار شد.
[۱۳۶] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۱۵-۱۱۷، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.


←← ادبی


از این‌ منظر، نخست‌ مسأله قالب‌ یا شکل‌ مورد نظر است‌ و دوم‌ مسأله بلاغت‌.
قالب‌های‌ رایج‌ نزد شاعران‌ عصر بازگشت‌ همان‌ قالب‌های‌ مورداستفاده شاعران‌ سبک‌ عراقی‌ و خراسانی‌ است‌، یعنی‌ قالب‌ غزل‌ و قالب‌ قصیده‌. قالب‌های‌ دیگر در درجه دوم‌ و سوم‌ اهمیت‌ قرار دارند.
در دوره اول‌ بازگشت‌، غلبه‌ با غزل‌سرایی‌ بود. مشتاق‌ و نشاط خود، غزل‌سرا بودند و بیش‌تر اعضای‌ انجمن‌ مشتاق‌ به‌ غزل‌ دلبستگی‌ داشتند و غزل‌های‌ آنان‌ یا سعدی‌وار بود، یا تلفیقی‌ بود از شیوه سعدی‌ و حافظ
[۱۳۷] شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۱۹، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.
و یا بر طبق‌ نظر همایی‌ برآمده‌ از سبکی‌ بود که‌ از تلفیق‌ سبک‌ عراقی‌ قدیم‌ و متوسط (سبک‌ عراقی‌ و هندی‌) به‌ ظهور رسیده‌ بود و عنصر غالب‌ آن‌ از سبک‌ عراقی‌ مایه‌ می‌ گرفت‌ و چاشنی‌ آن‌ از سبک‌ هندی‌ وام‌ داشت‌
[۱۳۸] همایی‌ جلال‌الدین‌، مقدمه‌ و حواشی‌ بر دیوان‌ طرب‌، ج۱، ص۱۱۶، تهران‌، ۱۳۴۲ش‌.
و این‌ سبکی‌ است‌ که‌ بیشتر غزل‌سرایان‌ اصفهان‌ در سده‌های‌ ۱۳ و ۱۴ق‌/۱۹ و ۲۰م‌ از آن‌ پیروی‌ کرده‌اند.
تأکید امیری‌ فیروزکوهی‌ بر این‌ معنا که‌ عاشق‌ اصفهانی‌ در غزل‌ طریقه‌ای‌ خاص‌ دارد،
[۱۳۹] امیری‌ فیروزکوهی‌ کریم‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ صائب‌، ج۱، ص‌ ۱۳، تهران‌، ۱۳۴۵ش‌.
مؤید دیدگاه‌ همایی‌ است‌.
شماری‌ از غزل‌های‌ شاعران‌ عصر بازگشت‌ از جمله‌ غزل‌های‌ خوب‌ زبان‌ فارسی‌ است‌ و این‌ از آن‌روست‌ که‌ غزل‌ این‌ دوره‌ از صافی‌ قرون‌ گذشته‌، و صاف‌ و زلال‌ و دلنشین‌ شده‌ است‌.
[۱۴۰] شمیسا، سیر غزل‌ در شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۸۴- ۱۸۵، تهران‌، ۱۳۶۲ش‌.

در دوره دوم‌ بازگشت‌ قالب‌ قصیده‌ مورد توجه‌ قرار می‌گیرد و قصیده‌سرایی‌ غلبه‌ می‌یابد و دو گونه‌ قصیده‌ سروده‌ می‌شود: یکی‌، قصاید ساده‌ به‌ شیوه شاعران‌ عصر غزنوی‌، مثل‌ قصاید سروش‌ و محمودخان‌ ملک‌ الشعرا؛ دیگر قصاید مصنوع‌ به‌ شیوه شاعران‌ عهد سلجوقی‌، مثل‌ قصاید قاآنی‌.
هدایت‌ در مقدمه مجمع‌ الفصحا دو گروه‌ قصیده‌ سرایان‌ را چنین‌ معرفی‌ می‌کند: «برخی‌ به‌ سیاق‌ فرخی‌ و منوچهری‌ شاهراه‌ عذوبت‌ و شیرین‌ مقالی‌ پیمودند و بعضی‌ به‌ طرز خاقانی‌ شروانی‌ و عبدالواسع‌ جبلی‌ قصاید مصنوعه رنگین‌ مسجع‌ مقفا سرودند».
[۱۴۱] هدایت‌ رضا قلی‌، مجمع‌ الفصحا، ج۱، ص۱۰‌، به‌ کوشش‌ مظاهر مصفا، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌.
قصیده بازگشت‌ را برخی‌ از محققان‌، اصیل‌،
[۱۴۲] مؤتمن‌ زین‌العابدین‌، تحول‌ شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۸۱، تهران‌، طهوری‌.
و برخی‌ آن‌را مثل‌ غزل‌ِ بازگشت‌، تکراری‌ و کلیشه‌ای‌،
[۱۴۳] شفیعی‌کدکنی‌، ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۶۱، ترجمه حجت‌الله‌ اصیل‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
و به‌ دور از هرگونه‌ اصالت‌
[۱۴۴] شمیسا، سیر غزل‌ در شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۸۲، تهران‌، ۱۳۶۲ش‌.
دانسته‌اند.
این نکته قابل ذکر است که غزل‌سرایان و قصیده‌سرایان به‌طور جداگانه فعالیت نمی‌کردند؛ یعنی برخی از شعرا غزل‌سرا و برخی قصیده‌سرا نبودند؛ بلکه هر شاعری می‌کوشید در هر دو زمینه به فعالیت بپردازد و به اقتضای شعری که می‌سرود، از سبک‌های مختلف و قالب‌های متفاوت بهره می‌جست.
[۱۴۵] مکتب بازگشت، لنگرودی، شمس؛ تهران، مرکز، ویرایش دوم، ۱۳۷۵، ص۴۸.

به‌عنوان نمونه به چند شعر از شاعران نهضت بازگشت که در تقلید از بزرگان ادب فارسی سروده‌اند، اشاره می‌کنیم:

آذر بیگدلی این رباعی را به تقلید از خیام سروده است:
این باغ سرِ کوی نگاری بوده است ••• وین شاخ گل، آتشین نگاری بوده است
وین سرو که در کنار جو می‌بینی ••• یاری است که در کنار یاری بوده است

و خیام سروده بود:
این کوزه چومن عاشق زاری بوده است ••• دربند سر زلف نگاری بوده است
این دسته که بر گردن او می‌بینی ••• دستی است که بر گردن یاری بوده است

مشتاق اصفهانی شعری با این مطلع دارد:
گرهمین خون مرا یار خورد، نوشش باد ••• ورنه اندیشه‌ی بیداد فراموشش باد

این شعر در استقبال غزلی از حافظ با این مطلع است:
صوفی ار باده به اندازه خورَد، نوشش باد ••• ورنه اندیشه‌ی این کار فراموشش باد
[۱۴۶] پژوهشی در نثر و نظم دوره بازگشت ادبی، خاتمی، احمد؛ تهران، پایا، چاپ اول، ۱۳۷۴، ص۲۰۸.

همین دو نمونه کافی است تا نشان دهد که این شاعران تا چه اندازه سعی در استفاده از زبان و قالب‌های کهن داشته‌اند.
بلاغت‌ در نظر شاعران‌ عصر بازگشت‌ نیز بلاغت‌ قدماست‌. اصول‌ بلاغت‌ در قصیده‌ همان‌ است‌ که‌ در سبک‌ خراسانی‌ پذیرفته‌ شده‌ است‌ و اصول‌ بلاغت‌ در غزل‌، همانا اصول‌ پذیرفته‌ در سبک‌ عراقی‌ است‌. شفیعی‌ کدکنی‌ تصریح‌ می‌کند که‌ تصاویر شعری‌ عصر بازگشت‌ همان‌ است‌ که‌ در شعر فرخی‌ و منوچهری‌ و سعدی‌ و حافظ می‌توان‌ یافت‌.
[۱۴۷] شفیعی‌کدکنی‌، ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۶۱، ترجمه حجت‌الله‌ اصیل‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.

رعایت‌ اصول‌ ادبی‌ بر طبق‌ موازین‌ رایج‌ در سبک‌ خراسانی‌ مورد تأکید بزرگان‌ عصر بازگشت‌ بوده‌ است‌. کتاب‌ براهین‌ العجم‌ نوشته محمدتقی‌ سپهر (د ۱۲۹۷ق‌/۱۸۸۰م‌) معلول‌ همین‌ تأکید و توجه‌ است‌. کتاب‌ به‌ سفارش‌ فتحعلی‌خان‌ صبا و در «قواعد قوافی‌»، یعنی‌ در فن‌ قافیه‌ تألیف‌، و بر بحث‌ «واو و یاء معلوم‌ و مجهول‌» و استفاده‌ از آن‌ در قافیه‌ تأکید شده‌ است‌ تا شاعران‌ در کار قافیه‌ و سرودن‌ شعر به‌ شیوه قدما گرفتار لغزش‌ نشوند.
[۱۴۸] سپهر محمدتقی‌، براهین‌ العجم‌، ج۱، ص۲۹، به‌ کوشش‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌، ۱۳۵۱ش‌.
[۱۴۹] جم، سپهر محمدتقی‌، ج۱، ص۳۵، براهین‌ العجم‌، به‌ کوشش‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌، ۱۳۵۱ش‌.

شاعرانی که بیش از همه مورد توجه سرایندگان نهضت بازگشت ادبی قرار گرفتند، عبارت بودند از: رودکی، فرخی، انوری، خاقانی، منوچهری، فردوسی، ناصر خسرو، نظامی، مولوی، سعدی و حافظ.
[۱۵۰] پژوهشی در نثر و نظم دوره بازگشت ادبی، خاتمی، احمد؛ تهران، پایا، چاپ اول، ۱۳۷۴، ص۲۱۱.


نثر بازگشت‌

[ویرایش]

بازگشت‌ در نثر، روی‌ گرداندن‌ از شیوه نگارش‌ معمول‌ در عصر صفوی‌ و روی‌ آوردن‌ به‌ روش‌ نگارش‌ نویسندگان‌ِ پیش‌ از روزگار مغول‌ است‌.
پیشگامان‌ حرکت‌ بازگشت‌، بیشتر به‌ شعر و بازگشت‌ به‌ شیوه شاعری‌ متقدمان‌ توجه‌ داشتند.
[۱۵۱] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۴۶، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
به‌ همین‌ سبب‌، بازگشت‌ به‌ شیوه پیشینیان‌ در نثر پس‌ از شعر آغاز شد
[۱۵۲] بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۴۷- ۳۴۸، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
و کند و تدریجی‌ پیش‌ رفت‌.
[۱۵۳] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۴۶، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.


← بانیان تحول نثر


از میان نویسندگانی که بانی تحول نثرند تنی چند به شرح زیر یادکرده‌اند:
عبدالرزاق بیگ دنبلی، متخلّص به مفتون صاحبِ تسلیه الابرار، اثری که به گفته ملک الشعرای بهار
[۱۵۴] محمّدتقی بهار، سبک شناسی، ج۳، ص۳۲۰-۳۲۱، تهران ۱۳۲۱ ش.
از شاهکارهای قرن دوازدهم هجری و نمونه آثار دوره بازگشت ادبی است؛
میرزا رضی (متوفی ۱۲۲۲) صاحب چند رساله و مترجم یک اثر تاریخی به فارسی در آغاز عصر قاجاریه
[۱۵۵] سفینه المحمود، چاپ عبدالرسول خیامپور، تبریز ۱۳۴۶ ش.

وقایع نگار (متوفی ۱۲۵۰)؛
میرزاابوالقاسم قائم مقام فراهانی (۱۱۹۳-۱۲۵۱)، نویسنده و منشی و شاعر و وزیر که انشای فارسی را با کلمات محاوره ای درآمیخت و نثر را به ایجاز و اختصار و سادگی سوق داد و در حقیقت به قالب نثر فارسی روح تازه‌ای دمید و تقریباً آن را برای کاربرد در همه زمینه‌ها آماده ساخت.
نسب نثر روزنامه‌ای سالم و فصیحِ عصر مشروطیت به نثر قائم مقام می‌رسد و کاربرد این نثر در جراید، در حقیقت، عامل مؤثر پذیرش آن در میان طبقات باسواد جامعه ایرانی بود.
منشآت فاضل خان گرّوسی (۱۱۹۸-۱۲۵۳) نمونه اعلای فصاحت عصر خود بود.
صاحب‌دیوان (متوفی ۱۲۵۶)، محرّر رسایل محرمانه شاه (امین رسایل)، از نویسندگان طراز اوّل عصر قاجار به شمار است.
رضاقلی‌خان هدایت، به گفته ادوارد براون
[۱۵۶] ادوارد گرانویل براون، تاریخ ادبیّات ایران، از آغاز عهد صفویه تا زمان حاضر، ترجمه غلامرضا رشید یاسمی، ص۲۱۹، تهران ۱۳۲۹ ش.
، یکی از بزرگترین نویسندگان ایران در قرن سیزدهم است.
[۱۵۷] کریستف بالایی و میشل کویی پرس، سرچشمه های داستان کوتاه فارسی، ج۱، ص۱۸ـ۱۹، ترجمه احمد کریمی حکاک، تهران ۱۳۶۶ ش.

میرزا محمّدتقی سپهر (متوفی ۱۲۹۷)، ملقّب به لسان الملک، صاحب ناسخ التواریخ، از نثرنویسان معروف این دوره است.
عبداللطیف طسوجی (متوفی ح۱۲۹۷)، مترجم هزار و یک شب از عربی، که در ترجمه به زبان فارسی شأن بالایی دارد، صاحب یکی از استوارترین و زیباترین نثرهای قاجاری است.
مجدالملک سینکی (متوفی ۱۲۹۸) و پسرش امین الدوله، صاحب رساله مجدّیه، از نثرنویسان چیره دست اند.
مهم‌ترین نثرنویسان دیگر این دوره عبارت‌اند از: بدایع نگار (متوفی ۱۲۹۹)؛ فرهادمیرزا معتمدالدوله (۱۲۳۳-۱۳۰۵)؛ امیرنظام گرّوسی (۱۲۳۶-۱۳۱۷) از منشیان نامی؛ نادرمیرزا (۱۲۴۲-۱۳۰۳)؛ محمّدطاهر میرزا (۱۲۵۰-۱۳۱۶)، نمایش‌نامه نویس و مترجم آثار الکساندر دوما و ترجمه‌های متعدد از زبان فرانسه به فارسی و از پیشگامان نهضت ترجمه در ایران معاصر؛ محمّد حسن خان اعتمادالسطنه (۱۲۵۹-۱۳۱۳)، که آثار تاریخی و تحقیقی بسیاری به قلم او یا منسوب به اوست (ترجمه‌هایی نیز از زبان فرانسه به فارسی به وی منسوب است که از لحاظ نثر حایز اهمیت است)؛ محمّدحسین فروغی، ملقّب به ذکاءالملک (۱۲۵۵-۱۳۲۵)، ادیب و شاعر و روزنامه نگار و به اصطلاح امروز «ویراستار» دارالترجمه همایونی که سهم بارزی در اصلاح نثر فارسی دارد.

← سبک‌های نثر نویسی


بدین‌ترتیب‌ که‌ نثر فارسی‌ در عهد افشاریان‌ و زندیان‌، اندک‌ اندک‌ از سستی‌ و بی‌مایگی‌ فاصله‌ گرفت‌ و در دوره قاجار به‌ شیوه پیشینیان‌ نزدیک‌ شد و وضعی‌ بالنسبه‌ مطبوع‌ و مطلوب‌ یافت‌
[۱۵۸] صفا ذبیح‌الله‌، مختصری‌ در تاریخ‌ تحول‌ نظم‌ و نثر پارسی‌، ج۱، ص۱۳۲، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
[۱۵۹] بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۱۰، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
و سپس‌ به‌ سوی‌ استواری‌ و پختگی‌ بیشتر
[۱۶۰] شفیعی‌کدکنی‌، ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۶۶، ترجمه حجت‌الله‌ اصیل‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
حرکت‌ کرد و سرانجام‌، از انحطاط و از «تعقید و تطویل‌» که‌ به‌ قول‌ همایی‌ عیوب‌ نثر عصر صفوی‌ است‌،
[۱۶۱] همایی‌ جلال‌الدین‌، مقدمه‌ بر حبیب‌ السیر خواندمیر، ج۱، ص۳۸-۳۹، تهران‌، ۱۳۳۳ش‌.
رهایی‌ یافت‌ و با صفت‌ روان‌ و ساده‌ به‌ پایگاهی‌ دست‌ یافت‌ که‌ در سراسر تاریخ‌ ادب‌ فارسی‌ به‌ شعر اختصاص‌ داشت‌.
[۱۶۲] بالائی‌ ک‌ و م‌ کوییپرس‌، سرچشمه‌های‌ داستان‌ کوتاه‌ فارسی‌، ج۱، ص۱۲، ترجمه احمد کریمی‌ حکاک‌، تهران‌، ۱۳۶۶ش‌.

بهار سبک‌های‌ نثر فارسی‌ را پس‌ از عصر صفوی‌ به‌ ۳ قسم‌ تقسیم‌ می‌کند: سبک‌ ساده‌نویسی‌ مثل‌ تذکره حزین‌ و نوشته‌های‌ آذر، سبک‌ قدما (دشوارنویسی‌) مثل‌ درّه نادره‌ و جهانگشای‌ نادری‌ از میرزا مهدی‌ استرابادی‌، و سبک‌ بین‌ بین‌ مثل‌ مجمل‌ التواریخ‌ ابوالحسن‌ گلستانه‌.
[۱۶۳] بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۱۰، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.

این‌ طبقه‌بندی‌، سخت‌ طبیعی‌ و عقلی‌ است‌؛ چرا که‌ می‌توان‌ براساس‌ نسبیت‌، نه‌ فقط در هر دوره‌، که‌ حتی‌ در آثار یک‌ نویسنده‌ نیز از طریق‌ سنجش‌ آثار با یکدیگر ۳ گونه‌ نثر (ساده‌، دشوار و بینابین‌) تشخیص‌ داد.
به‌ قول‌ ریپکا همواره‌ در طول‌ تاریخ‌، ساده‌نویسی‌ و دشوارنویسی‌ در کنار هم‌ حرکت‌ کرده‌اند.
[۱۶۴] Rypka، Jet al، ج۱، ص۲۹۸-۲۹۹، Iranische Literaturgeschichte، Leipzig، ۱۹۵۹.
مسأله‌ آن‌ است‌ که‌ در هر عصر کدام ‌یک‌ غالب‌ آمده‌، و حاکمیت‌ یافته‌ است‌.
به‌ سبک‌ بینابین‌ نوشتن‌ هم‌ در واقع‌ ساده‌نویسی‌ است‌، منتهی‌ بدان‌ سبب‌ که‌ ساده‌نویسی‌ همانند دشوارنویسی‌ دارای‌ مراتب‌ و درجات‌ مختلف‌ است‌، برخی‌ از نوشته‌ها در قیاس‌ با نوشته‌هایی‌ که‌ دشواری‌ بیشتری‌ دارند، آسان‌ و روان‌ می‌نمایند و در سنجش‌ با نوشته‌های‌ ساده‌تر و روان‌تر، دشوار به‌ نظر می‌رسند و از آن‌ها به‌ بینابین‌ (میانه دشوار و ساده‌) تعبیر می‌شود و بر این‌ اساس‌ با دو سبک‌ (دشوارنویسی‌ و ساده‌نویسی‌) مواجهیم‌.
بنابراین‌، ضمن‌ تبیین‌ و توضیح‌ این‌ دو سبک‌، سیر هر یک‌ را در ادوار بازگشت‌ نثر، مورد بررسی‌ قرار می‌دهیم‌:

←← دشوارنویسی‌


اگر آغاز عصر بازگشت‌ را چنانکه‌ برخی‌ از محققان‌ گفته‌اند، پایان‌ دوره صفویه‌ به‌ شمار آوریم‌،
[۱۶۵] زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، سیری‌ در شعر فارسی‌، ج۱، ص۴۵۹، تهران‌، ۱۳۶۷ش‌.
[۱۶۶] شمس‌ لنگرودی‌ محمد، مکتب‌ بازگشت‌، ج۱، ص۲، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
دوره اول‌، یا روزگار افشاریه‌ و زندیه‌ عصر غلبه دشوارنویسی‌ محسوب‌ می‌شود. دشوارنویسی‌ شامل‌ دو شیوه‌ است‌:
۱. شیوه قدما، که‌ از آن‌ به‌ نثر مزین‌ و مصنوع‌ تعبیر می‌شود. این‌گونه‌ نثر که‌ نثری‌ است‌ دشوار، اما هنرمندانه‌ و آکنده‌ از صنایع‌ بدیعی‌ و بیانی‌، در سده‌های‌ ۶ و ۷ق‌/۱۲ و ۱۳م‌ معمول‌ بود. از نمونه‌های‌ برجسته این‌ نثر، انشای‌ شهاب‌الدین‌ محمد نسوی‌ در کتاب‌ نفثه المصدور است‌.
[۱۶۷] یزدگردی‌ امیرحسن‌، مقدمه‌ بر نفثه المصدور محمد نسوی‌، ج۱، ص۵، تهران‌، ۱۳۴۳ش‌.

۲. شیوه عهد مغول‌ و صفوی‌، که‌ نثری‌ است‌ متکلف‌ و ملال‌آور و بیش‌تر با هدف‌ قدرت‌ نمایی‌ نوشته‌ شده‌ است‌. کمترین‌ عیوب‌ این‌ نثر، چنانکه‌ همایی‌ تصریح‌ کرده‌، «تعقید و تطویل‌» است‌.
[۱۶۸] همایی‌ جلال‌الدین‌، مقدمه‌ بر حبیب‌ السیر خواندمیر، ج۱، ص۳۸-۳۹، تهران‌، ۱۳۳۳ش‌.
تاریخ‌ وصاف‌، نوشته وصاف‌ الحضره‌ (سده ۸ق‌/۱۴م‌) و تاریخ‌ جهانگشای‌، نوشته عطاملک‌ جوینی‌ (د ۶۸۱ق‌/۱۲۸۲م‌) از عهد مغول‌ و عباسنامه‌ از وحید قزوینی‌ (د ۱۱۲۰ق‌/۱۷۰۸م‌) و محبوب‌ القلوب‌ از میرزا برخوردار فراهی‌ مربوط به‌ عصر صفوی‌ از نمونه‌های‌ سبک‌ دشوارنویسی‌ است‌.
[۱۶۹] شمیسا، سبک‌شناسی‌ نثر، ج۱، ص۲۱۶، تهران‌، ۱۳۷۶ش‌.

می‌توان‌ گونه نخست‌ را سبک‌ مثبت‌ و گونه دوم‌ را سبک‌ منفی‌ خواند. بازگشت‌ به‌ شیوه دشوارنویسی‌، بازگشت‌ به‌ گونه نخست‌ است‌ و به‌ همین‌ سبب‌ دره نادره‌، نوشته میرزا مهدی‌ استرابادی‌ (د ح‌ ۱۱۷۳ق‌/۱۷۶۰م‌) منشی‌ نادرشاه‌ که‌ به‌ تقلید از تاریخ‌ وصاف‌ و جهانگشای‌ جوینی‌ نوشته‌ شده‌ است‌، اثری‌ است‌ که‌ اگرچه‌ در دوره بازگشت‌ پدید آمده‌ است‌، اما در واقع‌، متعلق‌ به‌ دوره بازگشت‌ و سازگار با موازین‌ بازگشت‌ نیست‌ و استرابادی‌ می‌خواسته‌ است‌ تا در این‌ دوره‌، بدون‌ آشنایی‌ با ریزه‌کاری‌های‌ شیوه گذشتگان‌ به‌ سبک‌ آنها بنویسد.
[۱۷۰] زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، نه‌ شرقی‌، ج۱، ص۲۸۴، نه‌ غربی‌ - انسانی‌، تهران‌، ۱۳۵۳ش‌.
وی‌ در شرح‌ کارهای‌ نادرشاه‌ از شیوه‌ای‌ بهره‌ می‌گیرد که‌ در آن‌ عناصر زبان‌ عربی‌ زبان‌ فارسی‌ را یکسره‌ بی‌معنا می‌سازد و از حیّز انتفاع‌ ساقط می‌کند.
[۱۷۱] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۴۵-۴۶، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
دلیل‌ این‌ امر گذشته‌ از ناآشنایی‌ به‌ شیوه گذشتگان‌، استمرار آثار منفی‌ بی‌مبالاتی‌ و مسامحه نویسندگان‌ عصر صفوی‌ در امر نگارش‌ تا روزگار میرزا مهدی‌ استرابادی‌ نیز هست‌.
[۱۷۲] صفا ذبیح‌الله‌، مختصری‌ در تاریخ‌ تحول‌ نظم‌ و نثر پارسی‌، ج۱، ص۱۳۲، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
[۱۷۳] بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۱۰، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.

نمونه برجسته بازگشت‌ به‌ شیوه قدما در نثر مزین‌ و مصنوع‌، کتاب‌ ت جربه الاحرار و تسلیه الابرار نوشته عبدالرزاق‌ دنبلی‌ (د۱۲۴۳ق‌/۱۸۲۷م‌) است‌ که‌ به‌ تصریح‌ بهار در سبک‌شناسی‌ شاهکار سده ۱۲ق‌/۱۸م‌ به‌ شمار می‌آید.
[۱۷۴] بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۲۰، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
وجود این‌ اثر از آشنایی‌ برخی‌ از نویسندگان‌ در عصر زندیه‌ با شیوه قدما و تخفیف‌ آثار منفی‌ برآمده‌ از بی‌ مبالاتی‌های‌ نویسندگان‌ عصر صفوی‌ حکایت‌ می‌کند.

←← ساده‌نویسی‌


عصر قاجاریه‌ و به‌ تعبیر دقیق‌، دوره سلطنت‌ فتحعلی‌شاه‌ (۱۲۱۲-۱۲۵۰ق‌/۱۷۹۷-۱۸۳۴م‌) تا پایان‌ دوره سلطنت‌ ناصرالدین‌ شاه‌ (۱۳۱۳ق‌/۱۸۹۵م‌) دوره دوم‌ بازگشت‌ و عصر ساده‌نویسی‌ است‌. ساده‌نویسی‌ نیز دارای‌ دو شیوه‌ است‌:
۱. شیوه قدما، یا نثر مرسل‌، یعنی‌ نثر ساده آزاد از صنایع‌، مثل‌ تاریخ‌ بلعمی‌ از سده ۴ق‌/۱۰م‌، اثری‌ که‌ اهمیت‌ آن‌ از لحاظ زبانی‌ و به‌ عنوان‌ نمونه سبک‌ ساده‌نویسی‌ همچنان‌ باقی‌ است‌.
[۱۷۵] اته‌ هرمان‌، تاریخ‌ ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۲۸۰، ترجمه صادق‌ رضازاده‌ شفق‌، تهران‌، ۱۳۵۶ش‌.

۲. شیوه صفوی‌، و آن‌ نثر بالنسبه‌ ساده‌ای‌ است‌ که‌ برخلاف‌ نثر مرسل‌ قدما در آن‌ هم‌ لغات‌ و ترکیبات‌ عربی‌ هست‌، هم‌ اشاره‌ به‌ آیات‌ و احادیث‌، و هم‌ آمیختگی‌ با شعر،
[۱۷۶] شمیسا، سبک‌شناسی‌ نثر، ج۱، ص۲۱۵-۲۱۶، تهران‌، ۱۳۷۶ش‌.
مثل‌ تذکره شاه‌ طهماسب‌، عالم‌ آرای‌ صفوی‌ نوشته اسکندربیک‌ منشی‌ و رشحات‌ عین‌ الحیاه از علی‌ بن‌ حسین‌ کاشفی‌ سبزواری‌.
می‌توان‌ آثار نثر ساده‌ به‌ شیوه صفوی‌ را نسبت‌ به‌ نثر مرسل‌ قدما، نثر بین‌ بین‌ به‌ شمار آورد و از بازگشت‌ به‌ شیوه بین‌بین‌نویسی‌ و بازگشت‌ به‌ شیوه ساده‌نویسی‌ سخن‌ گفت‌ و بر این‌ بنیاد دوره دوم‌ بازگشت‌ در نثر را به‌ دو عصر تقسیم‌ کرد: عصر بین‌بین‌ نویسی‌، عصر ساده‌نویسی‌.
یک‌: عصر بین‌بین‌ نویسی‌، از آغاز دوره دوم‌، یعنی‌ حدود سال‌ جلوس‌ فتحعلی‌شاه‌ (۱۲۱۲ق‌) شروع‌ می‌شود و تا اوایل‌ عصر ناصری‌ ادامه‌ می‌یابد. نثر این‌ دوره‌، در قیاس‌ با نثر دوره اول‌، ساده‌ و روان‌، و در قیاس‌ با نثر عصر بعد دشوار است‌ و بدین‌ ترتیب‌، در این‌ عصر شیوه بین‌بین‌ که‌ خود نوعی‌ ساده‌نویسی‌ است‌، غلبه‌ می‌یابد و آثاری‌ از این‌ دست‌ پدید می‌آید: بستان‌ السیاحه‌ از حاج‌ زین‌العابدین‌ شروانی‌ (د ۱۲۵۳ق‌/۱۸۳۷م‌)؛ تذکره انجمن‌ خاقان‌ از میرزا فاضل‌ گروسی‌ (د ۱۲۵۴ق‌)؛ پریشان‌ از قاآنی‌ (د ۱۲۷۰ق‌/۱۸۵۴م‌)؛ ناسخ‌ التواریخ‌، نوشته محمدتقی‌ سپهر (د ۱۲۷۹ق‌/۱۸۶۲م‌)؛ مجمع‌ الفصحا و ریاض‌ العارفین‌، نوشته رضاقلی‌خان‌ هدایت‌ (د ۱۲۸۸ق‌/۱۸۷۱م‌).
دو: عصر ساده‌نویسی‌، از اوایل‌ عهد ناصری‌ آغاز می‌شود و تا پایان‌ سلطنت‌ ناصرالدین‌ شاه‌ و حدود جنبش‌ مشروطه‌، استمرار می‌یابد و آثاری‌ از این‌ دست‌ به‌ ظهور می‌رسد: ترجمه هزار و یک‌ شب‌ از میرزا عبداللطیف‌ تسوجی‌ (د ۱۲۹۷ق‌/۱۸۸۰م‌)؛ رساله مجدیه‌ از میرزا محمدخان‌ سینکی‌، ملقب‌ به‌ مجدالملک‌ (د ۱۲۹۸ق‌)؛ منشآت‌ فرهاد میرزا (د ۱۳۰۵ق‌/۱۸۸۸م‌)؛ سفرنامه‌های‌ ناصرالدین‌ شاه‌؛ روزنامه خاطرات‌، المآثر و الاثار و رساله خلسه‌ نوشته محمدحسن‌ اعتمادالسلطنه‌، معروف‌ به‌ صنیع‌الدوله‌ (د ۱۳۱۳ق‌/۱۸۹۵م‌)؛ حقایق‌ الاخبار از میرزا جعفر حقایق‌ نگار.

←← غلبه ساده‌نویسی‌


بازگشت‌ به‌ شیوه قدما و تلاش‌ در جهت‌ تقلید از سبک‌ مزین‌ و مصنوع‌ آنان‌ قرین‌ توفیق‌ نبود و چندان‌ نپایید و بازگشت‌ به‌ سوی‌ ساده‌نویسی‌ پیش‌ رفت‌. سبب‌ این‌ امر آن‌ بود که‌ اولاً بازگشت‌ در نثر تقلیدی‌ بود از سبک‌ قدما با گرایش‌ به‌ ساده‌نویسی‌
[۱۷۷] Rypka، Jet al، ج۱، ص۳۱۰، Iranische Literaturgeschichte، Leipzig، ۱۹۵۹.
ثانیاً ساده‌نویسی‌ از روح‌ عصر نشأت‌ می‌گرفت‌
[۱۷۸] شمیسا، سبک‌شناسی‌ نثر، ج۱، ص۲۴۲، تهران‌، ۱۳۷۶ش‌.
و جهان‌ نو دشوارگویی‌ و مغلق‌نویسی‌ را برنمی‌تابید و کثرت‌ موضوع‌ جایی‌ برای‌ لفاظی‌ها باقی‌ نمی‌گذاشت‌ و چنین‌ بود که‌ در سراسر قلمرو فرهنگی‌ ایران‌، میل‌ به‌ ساده‌نویسی‌ احساس‌ می‌شد. چنانکه‌ ابوطالب‌خان‌ (د ۱۲۲۰ق‌/۱۸۰۵م‌) از ایرانی‌نژادان‌ هند، ۳۰ سال‌ پیش‌ از ابوالقاسم‌ قائم‌ مقام‌ (د ۱۲۵۱ق‌/۱۸۳۵م‌)، پدر ساده‌نویسی‌ در ایران‌، با نوشتن‌ سفرنامه‌ای‌ موسوم‌ به‌ مسیر طالبی‌، در تحول‌ نثر فارسی‌ از دشوارنویسی‌ به‌ ساده‌نویسی‌ تأثیر نهاد.
[۱۷۹] شمیسا، سبک‌شناسی‌ نثر، ج۱، ص۲۴۲، تهران‌، ۱۳۷۶ش‌.
[۱۸۰] زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، نه‌ شرقی‌، ج۱، ص۲۸۵، نه‌ غربی‌ - انسانی‌، تهران‌، ۱۳۵۳ش‌.
همچنین‌ کتابی‌ به‌ نام‌ شگرف‌نامه‌، نوشته اعتصام‌الدین‌ که‌ نویسنده آن‌ از هند به‌ انگلستان‌ رفت‌ و طی‌ دو سال‌ و نیم‌ توقف‌ در آن‌ کشور، مشاهدات‌ خود را به‌ رشته تحریر درآورد، از آثاری‌ بود که‌ در ساده‌ شدن‌ نثر فارسی‌ تأثیر داشت‌.
[۱۸۱] زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، نه‌ شرقی‌، ج۱، ص۲۸۴، نه‌ غربی‌ - انسانی‌، تهران‌، ۱۳۵۳ش‌.

در درون‌ ایران‌ و در میان‌ پیشگامان‌ سبک‌ ساده‌نویسی‌، میرزا ابوالقاسم‌ قائم‌ مقام‌، مقامی‌ دیگر داشت‌. او پدر و پیشرو ساده‌نویسی‌ به‌ شمار می‌آید. وی‌ مردی‌ بود که‌ به‌ تعبیر بهار «هرچه‌ می‌خواست‌، می‌نوشت‌ و آن‌ را طوری‌ می‌آراست‌ که‌ به‌ نظر مقبول‌ می‌آمد».
[۱۸۲] بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۵۰، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
در منشآت‌ قائم‌ مقام‌ با آنکه‌ هر سه‌ گونه‌ نثر دیده‌ می‌شود، تأکید بر ساده‌نویسی‌ است‌.
[۱۸۳] شمیسا، سبک‌شناسی‌ نثر، ج۱، ص۲۴۱، تهران‌، ۱۳۷۶ش‌.
تأثیر قائم‌ مقام‌ در تحول‌ سبک‌ نثر فارسی‌ تا بدان‌جاست‌ که‌ می‌توان‌ گفت‌: اگر تلاش‌های‌ او نبود، نثر فارسی‌ نه‌ در دوره مشروطیت‌ آنگونه‌ که‌ باید تحول‌ می‌یافت‌، نه‌ به‌ نثر ساده‌ و درست‌ امروزی‌ بدل‌ می‌گشت‌.
[۱۸۴] شمیسا، سبک‌شناسی‌ نثر، ج۱، ص۲۴۱، تهران‌، ۱۳۷۶ش‌.
بهار او را پیرو مکتب‌ سعدی‌ در گلستان‌ معرفی‌ می‌کند و در نگارش‌ او ویژگی‌هایی‌ نشان‌ می‌دهد که‌ سبب‌ شده‌ است‌ تا نثر فارسی‌ هویتی‌ نو و روحی‌ تازه‌ بیابد و در عین‌ سادگی‌ و روانی‌ قابلیت‌های‌ مختلف‌ پیدا کند و در خدمت‌ بیان‌ و انتشار مسائل‌ِ برآمده‌ از اصلاحات‌ قرار گیرد
[۱۸۵] بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۴۹-۳۵۰، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
[۱۸۶] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۶۵-۶۶، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
و در بیان‌ مسائل‌ ادبی‌ (که‌ تا آن‌ زمان‌ شناخته‌ شده‌ بود) مثل‌ رمان‌ (داستان‌ بلند) و داستان‌ کوتاه‌
[۱۸۷] بالائی‌ ک‌ و م‌ کوییپرس‌، سرچشمه‌های‌ داستان‌ کوتاه‌ فارسی‌، ج۱، ص۱۲، ترجمه احمد کریمی‌ حکاک‌، تهران‌، ۱۳۶۶ش‌.
و نیز در بیان‌ موضوعات‌ فلسفی‌ و علمی‌ (علوم‌ جدید) مورد استفاده‌ واقع‌ شود و طبقه‌بندی‌ اته‌ از نثر فارسی‌ به‌ «نثر روایی‌ شاعرانه‌» و «نثر علمی‌ و فنی‌»
[۱۸۸] اته‌ هرمان‌، تاریخ‌ ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص‌۲۱۳-۲۱۴، ترجمه صادق‌ رضازاده‌ شفق‌، تهران‌، ۱۳۵۶ش‌.
معنایی‌ جدی‌تر و روشن‌تر پیدا کند؛ به‌ گواهی‌ آثار بازمانده‌ از آن‌ روزگار، در جریان‌ تألیف‌ و ترجمه متون‌ علمی‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ و در کار تهیه‌ و تدوین‌ کتب‌ علمی‌ درسی‌ از سوی‌ معلمان‌ دارالفنون‌، نثر فارسی‌ِ اصلاح‌ شده‌ به‌ وسیله قائم‌مقام‌ و پیروان‌ وی‌، بار بیان‌ِ معانی‌ علمی‌ را به‌ دوش‌ کشید و بدین‌سان‌ «تألیف‌ کتاب‌های‌ علمی‌ به‌ زبان‌ تازی‌، تقریباً متروک‌ شد».
[۱۸۹] نفیسی‌ سعید، شاهکار‌های‌ نثر فارسی‌ معاصر، ج۱، ص۱۸، تهران‌، معرفت‌.

خانلری‌ ضمن‌ بیان‌ این‌ معنا که‌ باید این‌ دوره‌ در تاریخ‌ ادبیات‌ فارسی‌ را (به‌ سبب‌ شکوفایی‌ و تنوع‌ مضمون‌ و مطلب‌) دوره نثر خواند، از وسعت‌ گرفتن‌ دامنه مقاصد نثر و بیان‌ مسائل‌ مختلف‌ سیاسی‌، اجتماعی‌، افسانه‌سرایی‌ (رمان‌نویسی‌) و مسائل‌ علوم‌ جدید در قالب‌ نثر سخن‌ می‌گوید
[۱۹۰] خانلری‌ پرویز، «نثر فارسی‌ در دوره اخیر»، ج۱، ص‌۱۳۱، نخستین‌ کنگره نویسندگان‌ ایران‌، تهران‌، ۱۳۲۶ش‌.
و آرین‌پور گزارشی‌ از تألیف‌ و ترجمه کتاب‌های‌ درسی‌ در آن‌ روزگار به‌ دست‌ می‌دهد.
[۱۹۱] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۲۵۹-۲۶۰، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.

این‌ نکته‌ نیز درخور توجه‌ است‌ که‌ ارتباط با اروپا و رفتن‌ دانشجویان‌ به‌ آنجا، تأسیس‌ چاپخانه‌ و انتشار روزنامه‌ در ایران‌، ترجمه‌ از زبان‌های‌ اروپایی‌ و تأسیس‌ دارالفنون‌ از جمله‌ عواملی‌ بود که‌ در پیشرفت‌ و رواج‌ ساده‌نویسی‌ تأثیر بسیار داشت‌.
[۱۹۲] بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۳۹، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
[۱۹۳] بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۴۲، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
[۱۹۴] بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۴۳، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
[۱۹۵] بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۴۷، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.


← تحول نثر و زبان‌ فرنگی


نکته دیگری که در تحوّل نثر فارسی درخور ذکر است این‌که نثر دوره بازگشت و تحوّل پس از آن متأثر از زبان‌های فرنگی نیست، چه پیش از آن‌که ترجمه از زبان‌های فرنگی آغاز شود و ایرانیان با افکار جدید مغرب زمین آشنا شوند بازگشت ادبی و آگاهی به جنبه های قوی و استوار نثر قدیم و امکانات متنوّع آن در عرصه های مختلْف نثر فارسی را به جانب سلامت و سلابت سوق داده و ظهور کسانی چون قائم مقام این حرکت را، خاصه در نثر، به اعتلا رسانیده بود.
البتّه بعدها ترجمه از زبان‌های خارجی (صرف نظر از آسیب‌هایی که مترجمان مقلد و ناآشنا به زبان ترجمه رساندند) در بهبود نثر فارسی بی تأثیر نبود، امّا انگیزه اصلی این تحوّل از محیط ایران و از خود نثر و اهتمام نثرنویسان سرچشمه گرفته بود.
پس از انقلاب مشروطیت، نویسندگان، با استفاده از زبانی که خداوندان نثر فارسی در دوره بازگشت احیا و هموار کرده بودند، توانستند مقاصد خود را به بهترین و مؤثرترین وجه بیان کنند و گذشته از رسیدن به هدف تأثیر کلام، نثر فارسی را به سهم خود تقویت کنند و غنا ببخشند.

← رواج تاریخ و تذکره نوبسی


تاریخ‌نویسی و تذکره‌نویسی در این دوره رواج بسیاری داشت. "مجمل‌التواریخ" اثر ابوالحسن محمدامین گلستانه، "مجمع‌التواریخ" نوشته‌ی میرزا‌محمدخلیل مرعشی صفوی و "تاریخ گیتی گشا" به قلم میرزامحمدصادق موسوی اصفهانی از جمله آثار تاریخی دوره‌ی بازگشت محسوب می‌شوند.
در زمینه‌ی تذکره‌نویسی نیز بیش از ۲۰۰ اثر وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از: "تذکره‌ی آتشکده" نوشته‌ی لطفعلی بیگ آذربیگدلی، "مجمع‌الفصحا" و "ریاض‌العارفین" اثر رضاقلی‌خان هدایت.
[۱۹۶] پژوهشی در نثر و نظم دوره بازگشت ادبی، خاتمی، احمد؛ تهران، پایا، چاپ اول، ۱۳۷۴، ص۵۱.

سفرنامه‌نویسی نیز تا حدی مورد توجه نویسندگان قرار گرفت. "سیاحت‌نامه‌ی ابراهیم‌بیگ" به قلم زین‌العابدین مراغه‌ای و "مسالک‌المحسنین" نوشته‌ی طالبوف در این حوزه جای می‌گیرند.
[۱۹۷] پژوهشی در نثر و نظم دوره بازگشت ادبی، خاتمی، احمد؛ تهران، پایا، چاپ اول، ۱۳۷۴، ص۵۱.


نقد

[ویرایش]

بازگشت‌ در نثر و در نتیجه‌ نثر بازگشت‌ از دیدگاه‌ صاحب‌نظران‌ جنبشی‌ مطلوب‌ به‌ شمار می‌آید، اما بازگشت‌ در شعر و حاصل‌ آن‌، یعنی‌ شعر بازگشت‌ حکایتی‌ دیگر دارد. ناقدان‌ در این‌ امر همداستانند که‌ سبک‌ هندی‌ (که‌ مراد از آن‌ «سبک‌ هندی‌ به‌ معنی‌ اخص‌»،
[۱۹۸] رعدی‌ آذرخشی‌ غلامعلی‌، «درباره سبک‌های‌ شعر فارسی‌ و نهضت‌ بازگشت‌»، ج۱، ص۹۳، نامواره دکتر محمود افشار، تهران‌، ۱۳۶۴ش‌، ج‌ ۱.
و به‌ تعبیر امیری‌ فیروزکوهی‌ سبک‌ِ «مقلدین‌ و کج‌ زبانان‌ بی‌ خبر از دقایق‌ لسان‌»
[۱۹۹] امیری‌ فیروزکوهی‌ کریم‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ صائب‌، ج۱، ص‌ ۱۲، تهران‌، ۱۳۴۵ش‌.
است‌) به‌ بن‌بست‌ رسیده‌ بود و بازگشت‌، واکنش‌ یا رستاخیزی‌ بود در برابر این‌ جریان‌، اما در باب‌ اهمیت‌ و ارزش‌ ادبی‌ آن‌ و نتایجی‌ که‌ به‌ بار آورد، هم‌داستان‌ نیستند.
از آن‌جا که‌ در نهایت‌، برخی‌ از ناقدان‌ به‌ موضوع‌ به‌ چشم‌ منفی‌ می‌نگرند و برخی‌ به‌ دیده مثبت‌، می‌توان‌ دیدگاه‌ها را به‌ منفی‌ و مثبت‌ تقسیم‌ کرد.

← دیدگاه‌ منفی‌


طرفداران‌ دیدگاه‌ منفی‌، جنبش‌ بازگشت‌ را که‌ تلاشی‌ در جهت‌ تقلید از قدما بود، مکتبی‌ ادبی‌ محسوب‌ نمی‌دارند،
[۲۰۰] شفیعی‌کدکنی‌، ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۵۶، ترجمه حجت‌الله‌ اصیل‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
بلکه‌ تحولی‌ ارتجاعی‌
[۲۰۱] محیط طباطبایی‌ محمد، بازگشت‌ سبک‌ هندی‌ به‌ ایران‌، ج۱، ص۲۵۱، صائب‌ و سبک‌ هندی‌، به‌ کوشش‌ محمد رسول‌ دریا گشت‌، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
و کودتایی‌ بی‌ثمر
[۲۰۲] اخوان‌ ثالث‌ مهدی‌، نیما مردی‌ بود مردستان‌، ج۱، ص۶۵۲، اندیشه‌ و هنر، تهران‌، ۱۳۳۹ش‌، شم ۹.
و سیری‌ قهقرایی‌ به‌ شمار می‌آورند که‌ به‌ تعبیر شفیعی‌کدکنی‌ در ترازنامه آن‌ یک‌ سود هست‌ و هزاران‌ زیان‌؛ سود مربوط به‌ زبان‌، و زیان‌ها مربوط به‌ اندیشه‌ و صور خیال‌ است‌
[۲۰۳] شفیعی‌کدکنی‌، ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۵۶ -۵۷، ترجمه حجت‌الله‌ اصیل‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
همچنین‌ به‌ نظر وی‌ شخصیت‌های‌ وابسته‌ به‌ این‌ جریان‌، شخصیت‌هایی‌ هستند کاریکاتورگونه‌ و مسخ‌ شده‌ که‌ می‌توان‌ از آن‌ها و حاصل‌ کارشان‌، در تاریخ‌ تکامل‌ شعر فارسی‌ صرف‌نظر کرد.
[۲۰۴] Browne، EG، ج۱، ص۲۰، A Literary History of Persia، Cambridge، ۱۹۳۰.

اته‌ نیز به‌ نوعی‌ از عدم‌ اصالت‌ جریان‌ بازگشت‌ سخن‌ می‌گوید و ذوق‌ هنرپردازی‌ گویندگان‌ این‌ عصر را تقلید از بزرگان‌ قدیم‌ می‌داند، با این‌ تفاوت‌ که‌ در شعر شاعران‌ بازگشت‌، عبارات‌ متکلف‌ اغراق‌آمیز، جانشین‌ معانی‌ اشعار و اقوال‌ قدما می‌شود.
[۲۰۵] اته‌ هرمان‌، تاریخ‌ ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص‌۲۰۲-۲۰۳، ترجمه صادق‌ رضازاده‌ شفق‌، تهران‌، ۱۳۵۶ش‌.

این‌ بازگشت‌ و این‌ تقلید هم‌ به‌ قول‌ نیما یوشیج‌ از سر عجز صورت‌ پذیرفته‌، و به‌ نابودی‌ استعدادهای‌ درخشان‌ ادبی‌ انجامیده‌ است‌
[۲۰۶] نیما یوشیج‌، ارزش‌ احساسات‌، ج۱، ص‌ ۵۰، به‌ کوشش‌ ابوالقاسم‌ جنتی‌ عطایی‌، تهران‌، ۱۳۳۵ش‌.
[۲۰۷] شمس‌ لنگرودی‌ محمد، مکتب‌ بازگشت‌، ج۱، ص۱۲۵، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
[۲۰۸] آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۵-۱۶، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
چه‌، رسوخ‌ اندیشه تقلید صرف‌ از شیوه قدما در جامعه‌ موجب‌ شد تا در برابر هرگونه‌ حرکت‌ جدید ادبی‌ مقاومت‌ صورت‌ گیرد
[۲۰۹] شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۲۲، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.
و در جنبش‌ بازگشت‌ هم‌ آن‌ اندازه‌ توانایی‌ نبود که‌ در پرتو آن‌، روش‌های‌ نوین‌ و زاینده‌ای‌ به‌ بار آید و موجب‌ تکامل‌ و استمرار ادب‌ فارسی‌ گردد و در نتیجه‌، بازگشت‌ موجب‌ شد تا تحول‌ ناگزیر جریان‌ شعر فارسی‌ نیز از مسیر طبیعی‌ خود دور شود
[۲۱۰] سادات‌ ناصری‌ حسن‌، «بازگشت‌ ادبی‌»، ج۱، ص۴۳۰، یغما، تهران‌، ۱۳۴۳ش‌، س‌ ۱۷، شم ۹.
و چنین‌ است‌ که‌ شبلی‌ نعمانی‌ تقلید را مردود می‌شمارد و چنین‌ اظهار نظر می‌کند که‌ شعر فارسی‌ با رودکی‌ آغاز می‌شود و با صائب‌ پایان‌ می‌گیرد و این‌ از آن‌ روست‌ که‌ شاعران‌ سبک‌ جدید، یعنی‌ شاعران‌ بازگشت‌، تنها مقلد شاعران‌ قدیمند.
[۲۱۱] شبلی‌ نعمانی‌ محمد، شعر العجم‌، ج۱، ص۱۵۸، ترجمه محمدتقی‌ فخر داعی‌، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.

در میان‌ طرفداران‌ دیدگاه‌ منفی‌، برخی‌ به‌ سبب‌ گرایش‌ به‌ سبک‌ هندی‌ و هواداری‌ از این‌ سبک‌ چنین‌ اظهار نظر می‌کنند که‌ هنر شاعران‌ بازگشت‌ این‌ بود که‌ زمینه غفلت‌ از بخشی‌ مهم‌ از شعر و ادب‌ فارسی‌ (یعنی‌ شعر سبک‌ هندی‌) را فراهم‌ آوردند.
[۲۱۲] امیری‌ فیروزکوهی‌ کریم‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ صائب‌، ج۱، ص۱۳، تهران‌، ۱۳۴۵ش‌.


← دیدگاه‌ مثبت‌


طرفداران‌ دیدگاه‌ مثبت‌، بازگشت‌ را جنبشی‌ می‌دانند که‌ از روند تکامل‌ تاریخ‌ ادبیات‌ فارسی‌ برآمده‌ است‌ و به‌ تعبیر نفیسی‌ حاصل‌ ضعف‌ روش‌ شاعران‌ توانایی‌، مثل‌ صائب‌ و کلیم‌ است‌ که‌ از پروردن‌ شاعران‌ بزرگ‌ فرو ماندند.
[۲۱۳] نفیسی‌ سعید، مقدمه‌ بر دیوان‌ عاشق‌ اصفهانی‌، ج۱، ص۶، تهران‌، ۱۳۴۳ش‌.
آنان‌ بر این‌ معنا تأکید می‌ورزند که‌ این‌ نهضت‌، برخلاف‌ پندار کسانی‌ که‌ با نظر سطحی‌ به‌ موضوع‌ می‌نگرند، تقلید صرف‌ و بازگشت‌ بی‌قید و شرط به‌ شیوه قدما نیست‌،
[۲۱۴] رعدی‌ آذرخشی‌ غلامعلی‌، «درباره سبک‌های‌ شعر فارسی‌ و نهضت‌ بازگشت‌»، ج۱، ص۹۳، نامواره دکتر محمود افشار، تهران‌، ۱۳۶۴ش‌، ج‌ ۱.
بلکه‌ تلاشی‌ است‌ با هدف‌ تجدید حیات‌ شعر و حتی‌ تجدید حیات‌ زبان‌ فارسی‌
[۲۱۵] رعدی‌ آذرخشی‌ غلامعلی‌، «درباره سبک‌های‌ شعر فارسی‌ و نهضت‌ بازگشت‌»، ج۱، ص۹۴، نامواره دکتر محمود افشار، تهران‌، ۱۳۶۴ش‌، ج‌ ۱.
و اگر به‌ دیده انصاف‌ بنگریم‌ شعر بازگشت‌ دارای‌ جاذبه‌های‌ ویژه‌ای‌ است‌ که‌ موجب‌ برانگیختن‌ تحسین‌های‌ قلبی‌ خواننده‌ می‌شود.
[۲۱۶] شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۲۲، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.

از این‌ منظر است‌ که‌ ریپکا پیشروان‌ نهضت‌ بازگشت‌ را شاعرانی‌ خردمند و صاحب‌ِ ذوق‌ِ انتقادی‌ می‌خواند و می‌گوید: آنان‌ با همین‌ خرد و ذوق‌ دریافتند که‌ راه‌ رهایی‌ شعر فارسی‌ بازگشت‌ به‌ شیوه استادان‌ متقدم‌ است.
[۲۱۷] Rypka، Jet al، ج۱، ص۲۹۵، Iranische Literaturgeschichte، Leipzig، ۱۹۵۹.

طرفداران‌ دیدگاه‌ مثبت‌، نمایندگان‌ برجسته سبک‌ هندی‌ را تأیید می‌کنند و تنها «سبک‌ هندی‌ به‌ معنی‌ اخص‌»،
[۲۱۸] رعدی‌ آذرخشی‌ غلامعلی‌، «درباره سبک‌های‌ شعر فارسی‌ و نهضت‌ بازگشت‌»، ج۱، ص۹۳، نامواره دکتر محمود افشار، تهران‌، ۱۳۶۴ش‌، ج‌ ۱.
و به‌ تعبیر آذر در آتشکده‌ «متأخرین‌ِ» اهل‌ «تصرفات‌ نالایق‌»
[۲۱۹] آذر بیگدلی‌ لطفعلی‌، آتشکده‌، ج۱، ص‌۴۱۶، به‌ کوشش‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌، ۱۳۳۷ش‌.
را که‌ «مقلدینی‌ کج‌ زبان‌»
[۲۲۰] امیری‌ فیروزکوهی‌ کریم‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ صائب‌، ج۱، ص۱۲، تهران‌، ۱۳۴۵ش‌.
بوده‌اند، مورد نقد قرار می‌دهند و آثارشان‌ را مردود می‌شمارند و اِعراض‌ کردن‌ از آن‌ را عامل‌ پیشرفت‌ شعر و ادب‌ می‌دانند.
[۲۲۱] هدایت‌ رضا قلی‌، مجمع‌ الفصحا، ج۱، ص۱۰‌، به‌ کوشش‌ مظاهر مصفا، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌.
[۲۲۲] اقبال‌ آشتیانی‌ عباس‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ هاتف‌ اصفهانی‌، ج۱، ص۴- ۵، به‌ کوشش‌ وحید دستگردی‌، تهران‌، ۱۳۳۲ش‌.
[۲۲۳] مؤتمن‌ زین‌العابدین‌، تحول‌ شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۷۸، تهران‌، طهوری‌.
[۲۲۴] صمصامی‌ محمد، سیری‌ در ادبیات‌ ایران‌، ج۱، ص۱۲۲، اصفهان‌، ۱۳۴۰ش‌.
[۲۲۵] مکی‌ حسین‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ مشتاق‌، ج۱، ص۱۳-۱۴، تهران‌، ۱۳۲۰ش‌.
[۲۲۶] صفایی‌ ابراهیم‌، نهضت‌ ادبی‌ ایران‌ در عصر قاجار، ج۱، ص۲، تهران‌، ابن‌سینا.

تأمل‌ شاعران‌ بازگشت‌ در آثار قدما و توفیق‌ آنان‌ در فهم‌ این‌ آثار و تتبع‌ در آن‌ها تا بدان‌ پایه‌ است‌ که‌ می‌توان‌ چنانکه‌ شمیسا دریافته‌، و تصریح‌ کرده‌ است‌، این‌ معنا را پذیرفت‌ که‌ شاعران‌ بازگشت‌، پیشگامان‌ سبک‌شناسی‌ در ایران‌ هستند و سبک‌شناسی‌ در ایران‌، بی‌آنکه‌ نامی‌ داشته‌ باشد، از این‌ دوره‌ و با تلاش‌ این‌ شاعران‌ آغاز شده‌ است‌؛ زیرا که‌ این‌ شاعران‌ می‌بایست‌ در کار تقلید صحیح‌ در تمام‌ جوانب‌، اعم‌ از مختصات‌ زبانی‌، فکری‌ و ادبی‌ آثار قدما تأمل‌ کنند، آنها را بیاموزند و به‌ شاگردان‌ خویش‌ بیاموزانند، چنانکه‌ بهار پس‌ از تأسیس‌ دانشگاه‌ تهران‌، تجربه‌های‌ خود را در درس‌ سبک‌شناسی‌ به‌ دانشجویان‌ خود منتقل‌ کرد.
[۲۲۷] شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۲۱-۳۲۲، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) آذر بیگدلی‌ لطفعلی‌، آتشکده‌، به‌ کوشش‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌، ۱۳۳۷ش‌.
(۲) آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
(۳) اته‌ هرمان‌، تاریخ‌ ادبیات‌ فارسی‌، ترجمه صادق‌ رضازاده‌ شفق‌، تهران‌، ۱۳۵۶ش‌.
(۴) اخوان‌ ثالث‌ مهدی‌، نیما مردی‌ بود مردستان‌، اندیشه‌ و هنر، تهران‌، ۱۳۳۹ش‌، شم ۹.
(۵) اقبال‌ آشتیانی‌ عباس‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ هاتف‌ اصفهانی‌، به‌ کوشش‌ وحید دستگردی‌، تهران‌، ۱۳۳۲ش‌.
(۶) عباس اقبال آشتیانی، «سیّداحمد هاتف اصفهانی»، در دیوان هاتف اصفهانی، چاپ وحید دستگردی، تهران ۱۳۴۵ ش.
(۷) امیری‌ فیروزکوهی‌ کریم‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ صائب‌، تهران‌، ۱۳۴۵ش‌.
(۸) بالائی‌ ک‌ و م‌ کوییپرس‌، سرچشمه‌های‌ داستان‌ کوتاه‌ فارسی‌، ترجمه احمد کریمی‌ حکاک‌، تهران‌، ۱۳۶۶ش‌.
(۹) بهار محمدتقی‌، بازگشت‌ ادبی‌، ارمغان‌، تهران‌، ۱۳۱۱ش‌، س‌ ۱۳، شم ۷، ۸، ۱۱، ۱۳.
(۱۰) محمّدتقی بهار، «بازگشت ادبی»، ارمغان، دوره ۱۳، ش ۷، ۸، ۱۰،(مهر، آبان، دی، ۱۳۱۱ ش).
(۱۱) بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
(۱۲) بهار محمدتقی‌، شعرشناسی‌، بهار و ادب‌ فارسی‌، به‌ کوشش‌ محمد گلبن‌، تهران‌، ۱۳۵۱ش‌، ج‌ ۱.
(۱۳) حمیدی‌ شیرازی‌ مهدی‌، شعر در عصر قاجار، تهران‌، ۱۳۶۴ش‌.
(۱۴) خانلری‌ پرویز، «نثر فارسی‌ در دوره اخیر»، نخستین‌ کنگره نویسندگان‌ ایران‌، تهران‌، ۱۳۲۶ش‌.
(۱۵) دایره المعارف‌ فارسی‌.
(۱۶) رضازاده شفق‌ صادق‌، تاریخ‌ ادبیات‌ ایران‌، تهران‌، ۱۳۲۰ش‌.
(۱۷) رعدی‌ آذرخشی‌ غلامعلی‌، «درباره سبک‌های‌ شعر فارسی‌ و نهضت‌ بازگشت‌»، نامواره دکتر محمود افشار، تهران‌، ۱۳۶۴ش‌، ج‌ ۱.
(۱۸) زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، از گذشته ادبی‌ ایران‌، تهران‌، ۱۳۷۵ش‌.
(۱۹) زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، سیری‌ در شعر فارسی‌، تهران‌، ۱۳۶۷ش‌.
(۲۰) عبدالحسین زرین کوب، سیری در شعر فارسی، تهران ۱۳۶۳ ش.
(۲۱) زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، نقد ادبی‌، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
(۲۲) زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، نه‌ شرقی‌، نه‌ غربی‌ - انسانی‌، تهران‌، ۱۳۵۳ش‌.
(۲۳) سادات‌ ناصری‌ حسن‌، «بازگشت‌ ادبی‌»، یغما، تهران‌، ۱۳۴۳ش‌، س‌ ۱۷، شم ۹.
(۲۴) سپهر محمدتقی‌، براهین‌ العجم‌، به‌ کوشش‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌، ۱۳۵۱ش‌.
(۲۵) سروش‌ اصفهانی‌، دیوان‌، به‌ کوشش‌ حسین‌ کی‌ استوان‌، تهران‌، ۱۳۲۹ش‌.
(۲۶) شبلی‌ نعمانی‌ محمد، شعر العجم‌، ترجمه محمدتقی‌ فخر داعی‌، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
(۲۷) شفیعی‌کدکنی‌، ادبیات‌ فارسی‌، ترجمه حجت‌الله‌ اصیل‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
(۲۸) شفیعی‌کدکنی‌، ادوار شعر فارسی‌ از مشروطیت‌ تا سقوط سلطنت‌، تهران‌، ۱۳۵۹ش‌.
(۲۹) محمّدرضا شفیعی کدکنی، ادوار شعر فارسی: از مشروطیت تا سقوط سلطنت، تهران ۱۳۴۲ ش.
(۳۰) شمس‌ لنگرودی‌ محمد، مکتب‌ بازگشت‌، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
(۳۱) شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.
(۳۲) شمیسا، سبک‌شناسی‌ نثر، تهران‌، ۱۳۷۶ش‌.
(۳۳) شمیسا، سیر غزل‌ در شعر فارسی‌، تهران‌، ۱۳۶۲ش‌.
(۳۴) صباحی‌ بیدگلی‌، دیوان‌، به‌ کوشش‌ احمد کرمی‌، تهران‌، ۱۳۶۵ش‌.
(۳۵) صفا ذبیح‌الله‌، مختصری‌ در تاریخ‌ تحول‌ نظم‌ و نثر پارسی‌، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
(۳۶) ذبیح اللّه صفا، «ادب»، ایرانشهر، تهران ۱۳۴۲ ش.
(۳۷) صفایی‌ ابراهیم‌، نهضت‌ ادبی‌ ایران‌ در عصر قاجار، تهران‌، ابن‌سینا.
(۳۸) صمصامی‌ محمد، سیری‌ در ادبیات‌ ایران‌، اصفهان‌، ۱۳۴۰ش‌.
(۳۹) محجوب‌ محمدجعفر، مقدمه‌ بر دیوان‌ قاآنی‌، تهران‌، موسوی‌.
(۴۰) محیط طباطبایی‌ محمد، بازگشت‌ سبک‌ هندی‌ به‌ ایران‌، صائب‌ و سبک‌ هندی‌، به‌ کوشش‌ محمد رسول‌ دریا گشت‌، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
(۴۱) محیط طباطبایی‌ محمد، مقدمه‌ بر دیوان‌ مجمر، تهران‌، ۱۳۴۵ش‌.
(۴۲) مکی‌ حسین‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ مشتاق‌، تهران‌، ۱۳۲۰ش‌.
(۴۳) مؤتمن‌ زین‌العابدین‌، تحول‌ شعر فارسی‌، تهران‌، طهوری‌.
(۴۴) زین العابدین مؤتمن، تحوّل شعر فارسی، تهران (تاریخ مقدمه ۱۳۳۹ ش).
(۴۵) نصرآبادی‌ محمدطاهر، تذکره‌، به‌ کوشش‌ محمد ناجی‌نصرآبادی‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
(۴۶) نفیسی‌ سعید، شاهکار‌های‌ نثر فارسی‌ معاصر، تهران‌، معرفت‌.
(۴۷) نفیسی‌ سعید، مقدمه‌ بر دیوان‌ عاشق‌ اصفهانی‌، تهران‌، ۱۳۴۳ش‌.
(۴۸) نیما یوشیج‌، ارزش‌ احساسات‌، به‌ کوشش‌ ابوالقاسم‌ جنتی‌ عطایی‌، تهران‌، ۱۳۳۵ش‌.
(۴۹) هدایت‌ رضا قلی‌، مجمع‌ الفصحا، به‌ کوشش‌ مظاهر مصفا، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌.
(۵۰) همایی‌ جلال‌الدین‌، تاریخ‌ ادبیات‌ ایران‌، به‌ کوشش‌ ماهدخت‌ بانو همایی‌، تهران‌، ۱۳۷۵ش‌.
(۵۱) همایی‌ جلال‌الدین‌، مقالات‌ ادبی‌، تهران‌، ۱۳۶۹ش‌.
(۵۲) همایی‌ جلال‌الدین‌، مقدمه‌ بر حبیب‌ السیر خواندمیر، تهران‌، ۱۳۳۳ش‌.
(۵۳) جلال الدین همایی، «ترجمه حال سروش اصفهانی»، در دیوان سروش اصفهانی، چاپ محمّدجعفر محجوب، تهران ۱۳۳۹ ش.
(۵۴) همایی‌ جلال‌الدین‌، مقدمه ‌بر دیوان‌ سروش ‌اصفهانی‌، به ‌کوشش‌ محمدجعفر محجوب‌، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌.
(۵۵) ابوالقاسم بن رضاقلی طرب اصفهانی، دیوان طرب، چاپ جلال الدین همایی، تهران ۱۳۴۲ ش.
(۵۶) همایی‌ جلال‌الدین‌، مقدمه‌ و حواشی‌ بر دیوان‌ طرب‌، تهران‌، ۱۳۴۲ش‌.
(۵۷) یزدگردی‌ امیرحسن‌، مقدمه‌ بر نفثه المصدور محمد نسوی‌، تهران‌، ۱۳۴۳ش‌.
(۵۸) ادوارد گرانویل براون، تاریخ ادبیّات ایران، از آغاز عهد صفویه تا زمان حاضر، ترجمه غلامرضا رشید یاسمی، تهران ۱۳۲۹ ش.
(۵۹) Browne، EG، A Literary History of Persia، Cambridge، ۱۹۳۰.
(۶۰) Rypka، Jet al، Iranische Literaturgeschichte، Leipzig، ۱۹۵۹.
(۶۱) ریکاردو زیپولی، چرا سبک هندی در دنیای غرب سبک باروک خوانده می‌شود؟، تهران ۱۳۶۳ ش.
(۶۲) محمود قاجار شاهزاده ایران، سفینه المحمود، چاپ عبدالرسول خیامپور، تبریز ۱۳۴۶ ش.
(۶۳) مصاحب، ذیل «عاشق» و «فارسی، ادبیات».
(۶۴) عبدالرزاق بن نجفقلی مفتون دنبلی، حدائق الجنان.
(۶۵) نیمایوشیج، ارزش احساسات، چاپ ابوالقاسم جنتی عطائی، تهران ۱۳۳۵ ش.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. دیوان‌، به‌ کوشش‌ حسین‌ کی‌ استوان‌، تهران‌، ۱۳۲۹ش‌.
۲. سبک‌شناسی، محمدتقی؛ دوره‌ی سه جلدی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۳۷، ج سوم، چاپ دوم، ص ۳۱۷.
۳. نقد ادبی، امیرکبیر، زرین‌کوب، عبدالحسین؛ تهران، چاپ پنجم ۱۳۷۳، جلد اول، ص ۲۶۱.
۴. تاریخ ادبیات ایران در دوره بازگشت ادبی، خاتمی، احمد؛ تهران، نشر پایا، چاپ چهارم، ۱۳۸۰، صص۱۱ – ۲۷.
۵. واژه‌نامه‌ی هنر شاعری، میرصادقی (ذوالقدر)، میمنت؛ تهران، مهناز، ۱۳۷۶، چاپ دوم، ص۳۰.
۶. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۳، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۷. شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۰۶، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.
۸. زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، سیری‌ در شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۵۱، تهران‌، ۱۳۶۷ش‌.
۹. شمس‌ لنگرودی‌ محمد، مکتب‌ بازگشت‌، ج۱، ص۲، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۱۰. همایی‌ جلال‌الدین‌، تاریخ‌ ادبیات‌ ایران‌، ج۱، ص۲۹۸، به‌ کوشش‌ ماهدخت‌ بانو همایی‌، تهران‌، ۱۳۷۵ش‌.
۱۱. همایی‌ جلال‌الدین‌، مقدمه ‌بر دیوان‌ سروش ‌اصفهانی‌، ج۱، ص‌ ۱۵، به ‌کوشش‌ محمدجعفر محجوب‌، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌.
۱۲. محمّدتقی بهار، «بازگشت ادبی»، ارمغان، دوره ۱۳، ش ۷، ص ۴۴۱ـ ۴۴۸، مهر ۱۳۱۱ ش.
۱۳. محمّدتقی بهار، «بازگشت ادبی»، ارمغان، دوره ۱۳، ش ۸، ص ۵۱۹ـ۵۲۶، آبان ۱۳۱۱ ش.
۱۴. محمّدتقی بهار، «بازگشت ادبی»، ارمغان، دوره ۱۳، ش ۱۰، ص ۷۱۳ـ۷۲۰، دی ۱۳۱۱ ش.
۱۵. محمّدتقی بهار، سبک شناسی، ج۳، ص۳۱۶، تهران ۱۳۲۱ ش.
۱۶. بهار محمدتقی‌، بازگشت‌ ادبی‌، ارمغان‌، شم ۷، ص‌ ۵۲۰، تهران‌، ۱۳۱۱ش‌، س‌ ۱۳، شم ۷، ۸، ۱۱، ۱۳.
۱۷. رضازاده شفق‌ صادق‌، تاریخ‌ ادبیات‌ ایران‌، ج۱، ص‌ ۳۶۸، تهران‌، ۱۳۲۰ش‌.
۱۸. Rypka، Jet al، ج۱، ص‌۲۹۶-۲۹۵، Iranische Literaturgeschichte، Leipzig، ۱۹۵۹.
۱۹. دایره المعارف‌ فارسی‌، ج۲، ص۱۸۲۸.
۲۰. زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، نقد ادبی‌، ج۲، ص۶۳۱-۶۳۲، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۲۱. شفیعی‌کدکنی‌، ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۵۵، ترجمه حجت‌الله‌ اصیل‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
۲۲. دایره المعارف‌ فارسی‌، ج۲، ص۱۸۲۸.
۲۳. آذر بیگدلی‌ لطفعلی‌، آتشکده‌، ج۱، ص۴۱۶، به‌ کوشش‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌، ۱۳۳۷ش‌.
۲۴. هدایت‌ رضا قلی‌، مجمع‌ الفصحا، ج۲، ص۹۲۸، به‌ کوشش‌ مظاهر مصفا، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌.
۲۵. صباحی‌ بیدگلی‌، دیوان‌، ج۱، ص۱۹۴، به‌ کوشش‌ احمد کرمی‌، تهران‌، ۱۳۶۵ش‌.
۲۶. اقبال‌ آشتیانی‌ عباس‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ هاتف‌ اصفهانی‌، ج۱، ص۴، به‌ کوشش‌ وحید دستگردی‌، تهران‌، ۱۳۳۲ش‌.
۲۷. عباس اقبال آشتیانی، «سیّداحمد هاتف اصفهانی»، ج۱، ص۱-۸، در دیوان هاتف اصفهانی، چاپ وحید دستگردی، تهران ۱۳۴۵ ش.
۲۸. رضازاده شفق‌ صادق‌، تاریخ‌ ادبیات‌ ایران‌، ج۱، ص‌ ۳۷۷، تهران‌، ۱۳۲۰ش‌.
۲۹. همایی‌ جلال‌الدین‌، مقدمه ‌بر دیوان‌ سروش ‌اصفهانی‌، ج۱، ص۱۵، به ‌کوشش‌ محمدجعفر محجوب‌، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌.
۳۰. صفایی‌ ابراهیم‌، نهضت‌ ادبی‌ ایران‌ در عصر قاجار، ج۱، ص۲-۳، تهران‌، ابن‌سینا.
۳۱. رعدی‌ آذرخشی‌ غلامعلی‌، «درباره سبک‌های‌ شعر فارسی‌ و نهضت‌ بازگشت‌»، ج۱، ص۹۴، نامواره دکتر محمود افشار، تهران‌، ۱۳۶۴ش‌، ج‌ ۱.
۳۲. ذبیح اللّه صفا، «ادب»، ج۱، ص۶۷۹-۶۸۱، ایرانشهر، تهران ۱۳۴۲ ش.
۳۳. عبدالحسین زرین کوب، سیری در شعر فارسی، ج۱، ص۱۵۱-۱۵۴، تهران ۱۳۶۳ ش.
۳۴. یحیی آرین پور، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۳، تهران ۱۳۵۰ ش.
۳۵. بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۱۶، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۳۶. صفا ذبیح‌الله‌، مختصری‌ در تاریخ‌ تحول‌ نظم‌ و نثر پارسی‌، ج۱، ص۱۲۷، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
۳۷. بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۱۶، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۳۸. ابراهیم صفایی، نهضت ادبی ایران در عصر قاجار، ج۱، ص۲ و۳، تهران ۱۳۴۴ ش.
۳۹. ابراهیم صفایی، نهضت ادبی ایران در عصر قاجار، ج۱، ص۲ و۳، تهران ۱۳۴۴ ش.
۴۰. اقبال‌ آشتیانی‌ عباس‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ هاتف‌ اصفهانی‌، ج۱، ص۵، به‌ کوشش‌ وحید دستگردی‌، تهران‌، ۱۳۳۲ش‌.
۴۱. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۳، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۴۲. زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، سیری‌ در شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۵۱، تهران‌، ۱۳۶۷ش‌.
۴۳. بهار محمدتقی‌، بازگشت‌ ادبی‌، ارمغان‌، شم ۸، ص‌ ۷۱۵، تهران‌، ۱۳۱۱ش‌، س‌ ۱۳، شم ۷، ۸، ۱۱، ۱۳.
۴۴. نصرآبادی‌ محمدطاهر، تذکره‌، ج۱، ص۳۱۰، به‌ کوشش‌ محمد ناجی‌نصرآبادی‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
۴۵. بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۱۸، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۴۶. نصرآبادی‌ محمدطاهر، تذکره‌، ج۲، ص۷۵۳، به‌ کوشش‌ محمد ناجی‌نصرآبادی‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
۴۷. زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، از گذشته ادبی‌ ایران‌، ج۱، ص۴۵۹-۴۶۰، تهران‌، ۱۳۷۵ش‌.
۴۸. «ید»، محیط طباطبایی‌ محمد، مقدمه‌ بر دیوان‌ مجمر، تهران‌، ۱۳۴۵ش‌.
۴۹. بهار محمدتقی‌، بازگشت‌ ادبی‌، ارمغان‌، شم ۸، ص۷۱۵، تهران‌، ۱۳۱۱ش‌، س‌ ۱۳، شم ۷، ۸، ۱۱، ۱۳.
۵۰. بهار محمدتقی‌، شعرشناسی‌، ج۱، ص۵۵، بهار و ادب‌ فارسی‌، به‌ کوشش‌ محمد گلبن‌، تهران‌، ۱۳۵۱ش‌، ج‌ ۱.
۵۱. زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، سیری‌ در شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۵۱، تهران‌، ۱۳۶۷ش‌.
۵۲. همایی‌ جلال‌الدین‌، مقدمه ‌بر دیوان‌ سروش ‌اصفهانی‌، ج۱، ص۱۵، به ‌کوشش‌ محمدجعفر محجوب‌، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌.
۵۳. شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۰۵، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.
۵۴. نفیسی‌ سعید، مقدمه‌ بر دیوان‌ عاشق‌ اصفهانی‌، ج۱، ص۶، تهران‌، ۱۳۴۳ش‌.
۵۵. مقدمه‌ بر دیوان‌ صائب‌، تهران‌، ۱۳۴۵ش‌.
۵۶. بهار محمدتقی‌، بازگشت‌ ادبی‌، ارمغان‌، شم ۷، ص‌ ۵۲۰ -۵۲۱، تهران‌، ۱۳۱۱ش‌، س‌ ۱۳، شم ۷، ۸، ۱۱، ۱۳.
۵۷. بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۱۶-۳۱۷، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۵۸. محجوب‌ محمدجعفر، مقدمه‌ بر دیوان‌ قاآنی‌، ج۱، ص۳۵، تهران‌، موسوی‌.
۵۹. مؤتمن‌ زین‌العابدین‌، تحول‌ شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۷۹، تهران‌، طهوری‌.
۶۰. اقبال‌ آشتیانی‌ عباس‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ هاتف‌ اصفهانی‌، ج۱، ص۴، به‌ کوشش‌ وحید دستگردی‌، تهران‌، ۱۳۳۲ش‌.
۶۱. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۳، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۶۲. نفیسی‌ سعید، مقدمه‌ بر دیوان‌ عاشق‌ اصفهانی‌، ج۱، ص۶، تهران‌، ۱۳۴۳ش‌.
۶۳. Rypka، Jet al، ج۱، ص۲۹۵، Iranische Literaturgeschichte، Leipzig، ۱۹۵۹.
۶۴. آذر بیگدلی‌ لطفعلی‌، آتشکده‌، ج۱، ص‌۴۱۶، به‌ کوشش‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌، ۱۳۳۷ش‌.
۶۵. حسین بن علی مجمر، دیوان مجمراصفهانی، ج۱، صید، تهران ۱۳۴۵ ش.
۶۶. صفا ذبیح‌الله‌، مختصری‌ در تاریخ‌ تحول‌ نظم‌ و نثر پارسی‌، ج۱، ص۱۲۷، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
۶۷. پژوهشی در نثر و نظم دوره بازگشت ادبی، خاتمی، احمد، تهران، پایا، چاپ اول، ۱۳۷۴، ص۲۰۷.
۶۸. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۳-۱۴، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۶۹. آذر بیگدلی‌ لطفعلی‌، آتشکده‌، ج۱، ص۴۱۶، به‌ کوشش‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌، ۱۳۳۷ش‌.
۷۰. بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۱۸، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۷۱. هدایت‌ رضا قلی‌، مجمع‌ الفصحا، ج۲، ص۹۲۸، به‌ کوشش‌ مظاهر مصفا، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌.
۷۲. شمس‌ لنگرودی‌ محمد، مکتب‌ بازگشت‌، ج۱، ص۸۲، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۷۳. محیط طباطبایی‌ محمد، مقدمه‌ بر دیوان‌ مجمر،«یج‌»، تهران‌، ۱۳۴۵ش‌.
۷۴. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۴، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۷۵. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۴، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۷۶. عبدالحسین زرین کوب، سیری در شعر فارسی، ج۱، ص۱۷۸، تهران ۱۳۶۳ ش.
۷۷. شمس‌ لنگرودی‌ محمد، مکتب‌ بازگشت‌، ج۱، ص۸۷، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۷۸. واژه‌نامه‌ی هنر شاعری، میرصادقی (ذوالقدر)، میمنت، تهران، مهناز، ۱۳۷۶، چاپ دوم، ص۳۰.
۷۹. شمس‌ لنگرودی‌ محمد، مکتب‌ بازگشت‌، ج۱، ص۸۸، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۸۰. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۴، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۸۱. محیط طباطبایی‌ محمد، مقدمه‌ بر دیوان‌ مجمر، «یه‌»، تهران‌، ۱۳۴۵ش‌.
۸۲. حسین بن علی مجمر، دیوان مجمراصفهانی، مقدمه محمد محیط طباطبایی، ص یه، تهران ۱۳۴۵ ش.
۸۳. عبدالحسین زرین کوب، سیری در شعر فارسی، ج۱، ص۱۵۱، تهران ۱۳۶۳ ش.
۸۴. عبدالحسین زرین کوب، سیری در شعر فارسی، ج۱، ص۱۶۶، تهران ۱۳۶۳ ش.
۸۵. بهار محمدتقی‌، بازگشت‌ ادبی‌، ارمغان‌، شم ۸، ص‌ ۷۱۵-۷۱۶، تهران‌، ۱۳۱۱ش‌، س‌ ۱۳، شم ۷، ۸، ۱۱، ۱۳.
۸۶. همایی‌ جلال‌الدین‌، مقدمه‌ و حواشی‌ بر دیوان‌ طرب‌، ج۱، ص۹۳-۹۴، تهران‌، ۱۳۴۲ش‌.
۸۷. ابوالقاسم بن رضاقلی طرب اصفهانی، دیوان طرب، ج۱، ص۱۱۳، چاپ جلال الدین همایی، تهران ۱۳۴۲ ش.
۸۸. ابوالقاسم بن رضاقلی طرب اصفهانی، دیوان طرب، ج۱، ص۱۱۵، چاپ جلال الدین همایی، تهران ۱۳۴۲ ش.
۸۹. ابوالقاسم بن رضاقلی طرب اصفهانی، دیوان طرب، ج۱، ص۱۱۶، چاپ جلال الدین همایی، تهران ۱۳۴۲ ش.
۹۰. صفا ذبیح‌الله‌، مختصری‌ در تاریخ‌ تحول‌ نظم‌ و نثر پارسی‌، ج۱، ص۱۲۷، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
۹۱. هدایت‌ رضا قلی‌، مجمع‌ الفصحا، ج۱، ص۹-۱۰، به‌ کوشش‌ مظاهر مصفا، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌.
۹۲. صفا ذبیح‌الله‌، مختصری‌ در تاریخ‌ تحول‌ نظم‌ و نثر پارسی‌، ج۱، ص۱۲۷، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
۹۳. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۵، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۹۴. شمس‌ لنگرودی‌ محمد، مکتب‌ بازگشت‌، ج۱، ص۱۱۴، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۹۵. شمس‌ لنگرودی‌ محمد، مکتب‌ بازگشت‌، ج۱، ص۱۱۴، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۹۶. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۵، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۹۷. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۵، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۹۸. Browne، EG، ج۶، ص۳۰۵-۳۱۶، A Literary History of Persia، Cambridge، ۱۹۳۰.
۹۹. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۷۹، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۱۰۰. فروغی‌ بسطامی‌، سروش‌ اصفهانی‌، دیوان‌، به‌ کوشش‌ حسین‌ کی‌ استوان‌، تهران‌، ۱۳۲۹ش‌.
۱۰۱. همایی‌ جلال‌الدین‌، مقالات‌ ادبی‌، ج۱، ص۴۵۵-۴۵۶، تهران‌، ۱۳۶۹ش‌.
۱۰۲. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۷۹، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۱۰۳. زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، سیری‌ در شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۵۱، تهران‌، ۱۳۶۷ش‌.
۱۰۴. امیری‌ فیروزکوهی‌ کریم‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ صائب‌، ج۱، ص۱۴، تهران‌، ۱۳۴۵ش‌.
۱۰۵. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۶، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۱۰۶. شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۱۱، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.
۱۰۷. صفا ذبیح‌الله‌، مختصری‌ در تاریخ‌ تحول‌ نظم‌ و نثر پارسی‌، ج۱، ص۱۲۹، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
۱۰۸. مؤتمن‌ زین‌العابدین‌، تحول‌ شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۸۱، تهران‌، طهوری‌.
۱۰۹. مؤتمن‌ زین‌العابدین‌، تحول‌ شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۹۱، تهران‌، طهوری‌.
۱۱۰. بهار محمدتقی‌، بازگشت‌ ادبی‌، ارمغان‌، شم ۱۱، ص‌۷۵۲، تهران‌، ۱۳۱۱ش‌، س‌ ۱۳، شم ۷، ۸، ۱۱، ۱۳.
۱۱۱. حمیدی‌ شیرازی‌ مهدی‌، شعر در عصر قاجار، ج۱، ص‌۲۱-۲۲، تهران‌، ۱۳۶۴ش‌.
۱۱۲. شفیعی‌کدکنی‌، ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۵۶، ترجمه حجت‌الله‌ اصیل‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
۱۱۳. زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، سیری‌ در شعر فارسی‌، ج۱، ص۴۹۲، تهران‌، ۱۳۶۷ش‌.
۱۱۴. حمیدی‌ شیرازی‌ مهدی‌، شعر در عصر قاجار، ج۱، ص۲۶۰، تهران‌، ۱۳۶۴ش‌.
۱۱۵. اته‌ هرمان‌، تاریخ‌ ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۲۰۳، ترجمه صادق‌ رضازاده‌ شفق‌، تهران‌، ۱۳۵۶ش‌.
۱۱۶. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۴۰-۱۴۱، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۱۱۷. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۴۲، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۱۱۸. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۱۵-۱۱۷، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۱۱۹. شفیعی‌کدکنی‌، ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۵۷، ترجمه حجت‌الله‌ اصیل‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
۱۲۰. آذر بیگدلی‌ لطفعلی‌، آتشکده‌، ج۱، ص۴۱۶، به‌ کوشش‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌، ۱۳۳۷ش‌.
۱۲۱. هدایت‌ رضا قلی‌، مجمع‌ الفصحا، ج۱، ص۱۰‌، به‌ کوشش‌ مظاهر مصفا، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌.
۱۲۲. شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۱۰، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.
۱۲۳. شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۱۲، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.
۱۲۴. صفا ذبیح‌الله‌، مختصری‌ در تاریخ‌ تحول‌ نظم‌ و نثر پارسی‌، ج۱، ص۱۳۱، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
۱۲۵. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۶، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۱۲۶. شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۱۰-۳۱۶، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.
۱۲۷. شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۱۷، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.
۱۲۸. شفیعی‌کدکنی‌، ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۶۱، ترجمه حجت‌الله‌ اصیل‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
۱۲۹. شفیعی‌کدکنی‌، ادوار شعر فارسی‌ از مشروطیت‌ تا سقوط سلطنت‌، ج۱، ص۲۶، تهران‌، ۱۳۵۹ش‌.
۱۳۰. صفا ذبیح‌الله‌، مختصری‌ در تاریخ‌ تحول‌ نظم‌ و نثر پارسی‌، ج۱، ص۱۳۱، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
۱۳۱. مؤتمن‌ زین‌العابدین‌، تحول‌ شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۸۲-۱۸۳، تهران‌، طهوری‌.
۱۳۲. سروش‌ اصفهانی‌، دیوان‌، ج۱، ص‌ ۳۰۵، به‌ کوشش‌ حسین‌ کی‌ استوان‌، تهران‌، ۱۳۲۹ش‌.
۱۳۳. «نیما مردی بود مردستان»، اخوان ثالث، مهدی؛ مجله‌ی اندیشه و هنر، شماره‌ی ۹۰، فروردین ۱۳۳۹ ش، به نقل از صبا تا نیما، جلد اول، ص۱۹.
۱۳۴. ادوار شعر فارسی از مشروطیت تا سقوط سلطنت، شفیعی کدکنی، محمدرضا؛ تهران، سخن، چاپ دوم، ۱۳۸۰، ص۱۹.
۱۳۵. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۴۰-۱۴۲، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۱۳۶. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۱۵-۱۱۷، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۱۳۷. شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۱۹، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.
۱۳۸. همایی‌ جلال‌الدین‌، مقدمه‌ و حواشی‌ بر دیوان‌ طرب‌، ج۱، ص۱۱۶، تهران‌، ۱۳۴۲ش‌.
۱۳۹. امیری‌ فیروزکوهی‌ کریم‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ صائب‌، ج۱، ص‌ ۱۳، تهران‌، ۱۳۴۵ش‌.
۱۴۰. شمیسا، سیر غزل‌ در شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۸۴- ۱۸۵، تهران‌، ۱۳۶۲ش‌.
۱۴۱. هدایت‌ رضا قلی‌، مجمع‌ الفصحا، ج۱، ص۱۰‌، به‌ کوشش‌ مظاهر مصفا، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌.
۱۴۲. مؤتمن‌ زین‌العابدین‌، تحول‌ شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۸۱، تهران‌، طهوری‌.
۱۴۳. شفیعی‌کدکنی‌، ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۶۱، ترجمه حجت‌الله‌ اصیل‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
۱۴۴. شمیسا، سیر غزل‌ در شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۸۲، تهران‌، ۱۳۶۲ش‌.
۱۴۵. مکتب بازگشت، لنگرودی، شمس؛ تهران، مرکز، ویرایش دوم، ۱۳۷۵، ص۴۸.
۱۴۶. پژوهشی در نثر و نظم دوره بازگشت ادبی، خاتمی، احمد؛ تهران، پایا، چاپ اول، ۱۳۷۴، ص۲۰۸.
۱۴۷. شفیعی‌کدکنی‌، ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۶۱، ترجمه حجت‌الله‌ اصیل‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
۱۴۸. سپهر محمدتقی‌، براهین‌ العجم‌، ج۱، ص۲۹، به‌ کوشش‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌، ۱۳۵۱ش‌.
۱۴۹. جم، سپهر محمدتقی‌، ج۱، ص۳۵، براهین‌ العجم‌، به‌ کوشش‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌، ۱۳۵۱ش‌.
۱۵۰. پژوهشی در نثر و نظم دوره بازگشت ادبی، خاتمی، احمد؛ تهران، پایا، چاپ اول، ۱۳۷۴، ص۲۱۱.
۱۵۱. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۴۶، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۱۵۲. بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۴۷- ۳۴۸، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۱۵۳. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۴۶، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۱۵۴. محمّدتقی بهار، سبک شناسی، ج۳، ص۳۲۰-۳۲۱، تهران ۱۳۲۱ ش.
۱۵۵. سفینه المحمود، چاپ عبدالرسول خیامپور، تبریز ۱۳۴۶ ش.
۱۵۶. ادوارد گرانویل براون، تاریخ ادبیّات ایران، از آغاز عهد صفویه تا زمان حاضر، ترجمه غلامرضا رشید یاسمی، ص۲۱۹، تهران ۱۳۲۹ ش.
۱۵۷. کریستف بالایی و میشل کویی پرس، سرچشمه های داستان کوتاه فارسی، ج۱، ص۱۸ـ۱۹، ترجمه احمد کریمی حکاک، تهران ۱۳۶۶ ش.
۱۵۸. صفا ذبیح‌الله‌، مختصری‌ در تاریخ‌ تحول‌ نظم‌ و نثر پارسی‌، ج۱، ص۱۳۲، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
۱۵۹. بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۱۰، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۱۶۰. شفیعی‌کدکنی‌، ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۶۶، ترجمه حجت‌الله‌ اصیل‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
۱۶۱. همایی‌ جلال‌الدین‌، مقدمه‌ بر حبیب‌ السیر خواندمیر، ج۱، ص۳۸-۳۹، تهران‌، ۱۳۳۳ش‌.
۱۶۲. بالائی‌ ک‌ و م‌ کوییپرس‌، سرچشمه‌های‌ داستان‌ کوتاه‌ فارسی‌، ج۱، ص۱۲، ترجمه احمد کریمی‌ حکاک‌، تهران‌، ۱۳۶۶ش‌.
۱۶۳. بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۱۰، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۱۶۴. Rypka، Jet al، ج۱، ص۲۹۸-۲۹۹، Iranische Literaturgeschichte، Leipzig، ۱۹۵۹.
۱۶۵. زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، سیری‌ در شعر فارسی‌، ج۱، ص۴۵۹، تهران‌، ۱۳۶۷ش‌.
۱۶۶. شمس‌ لنگرودی‌ محمد، مکتب‌ بازگشت‌، ج۱، ص۲، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۱۶۷. یزدگردی‌ امیرحسن‌، مقدمه‌ بر نفثه المصدور محمد نسوی‌، ج۱، ص۵، تهران‌، ۱۳۴۳ش‌.
۱۶۸. همایی‌ جلال‌الدین‌، مقدمه‌ بر حبیب‌ السیر خواندمیر، ج۱، ص۳۸-۳۹، تهران‌، ۱۳۳۳ش‌.
۱۶۹. شمیسا، سبک‌شناسی‌ نثر، ج۱، ص۲۱۶، تهران‌، ۱۳۷۶ش‌.
۱۷۰. زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، نه‌ شرقی‌، ج۱، ص۲۸۴، نه‌ غربی‌ - انسانی‌، تهران‌، ۱۳۵۳ش‌.
۱۷۱. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۴۵-۴۶، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۱۷۲. صفا ذبیح‌الله‌، مختصری‌ در تاریخ‌ تحول‌ نظم‌ و نثر پارسی‌، ج۱، ص۱۳۲، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
۱۷۳. بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۱۰، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۱۷۴. بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۲۰، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۱۷۵. اته‌ هرمان‌، تاریخ‌ ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۲۸۰، ترجمه صادق‌ رضازاده‌ شفق‌، تهران‌، ۱۳۵۶ش‌.
۱۷۶. شمیسا، سبک‌شناسی‌ نثر، ج۱، ص۲۱۵-۲۱۶، تهران‌، ۱۳۷۶ش‌.
۱۷۷. Rypka، Jet al، ج۱، ص۳۱۰، Iranische Literaturgeschichte، Leipzig، ۱۹۵۹.
۱۷۸. شمیسا، سبک‌شناسی‌ نثر، ج۱، ص۲۴۲، تهران‌، ۱۳۷۶ش‌.
۱۷۹. شمیسا، سبک‌شناسی‌ نثر، ج۱، ص۲۴۲، تهران‌، ۱۳۷۶ش‌.
۱۸۰. زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، نه‌ شرقی‌، ج۱، ص۲۸۵، نه‌ غربی‌ - انسانی‌، تهران‌، ۱۳۵۳ش‌.
۱۸۱. زرین‌کوب‌ عبدالحسین‌، نه‌ شرقی‌، ج۱، ص۲۸۴، نه‌ غربی‌ - انسانی‌، تهران‌، ۱۳۵۳ش‌.
۱۸۲. بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۵۰، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۱۸۳. شمیسا، سبک‌شناسی‌ نثر، ج۱، ص۲۴۱، تهران‌، ۱۳۷۶ش‌.
۱۸۴. شمیسا، سبک‌شناسی‌ نثر، ج۱، ص۲۴۱، تهران‌، ۱۳۷۶ش‌.
۱۸۵. بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۴۹-۳۵۰، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۱۸۶. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۶۵-۶۶، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۱۸۷. بالائی‌ ک‌ و م‌ کوییپرس‌، سرچشمه‌های‌ داستان‌ کوتاه‌ فارسی‌، ج۱، ص۱۲، ترجمه احمد کریمی‌ حکاک‌، تهران‌، ۱۳۶۶ش‌.
۱۸۸. اته‌ هرمان‌، تاریخ‌ ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص‌۲۱۳-۲۱۴، ترجمه صادق‌ رضازاده‌ شفق‌، تهران‌، ۱۳۵۶ش‌.
۱۸۹. نفیسی‌ سعید، شاهکار‌های‌ نثر فارسی‌ معاصر، ج۱، ص۱۸، تهران‌، معرفت‌.
۱۹۰. خانلری‌ پرویز، «نثر فارسی‌ در دوره اخیر»، ج۱، ص‌۱۳۱، نخستین‌ کنگره نویسندگان‌ ایران‌، تهران‌، ۱۳۲۶ش‌.
۱۹۱. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۲۵۹-۲۶۰، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۱۹۲. بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۳۹، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۱۹۳. بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۴۲، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۱۹۴. بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۴۳، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۱۹۵. بهار محمدتقی‌، سبک‌شناسی‌، ج۳، ص۳۴۷، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۱۹۶. پژوهشی در نثر و نظم دوره بازگشت ادبی، خاتمی، احمد؛ تهران، پایا، چاپ اول، ۱۳۷۴، ص۵۱.
۱۹۷. پژوهشی در نثر و نظم دوره بازگشت ادبی، خاتمی، احمد؛ تهران، پایا، چاپ اول، ۱۳۷۴، ص۵۱.
۱۹۸. رعدی‌ آذرخشی‌ غلامعلی‌، «درباره سبک‌های‌ شعر فارسی‌ و نهضت‌ بازگشت‌»، ج۱، ص۹۳، نامواره دکتر محمود افشار، تهران‌، ۱۳۶۴ش‌، ج‌ ۱.
۱۹۹. امیری‌ فیروزکوهی‌ کریم‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ صائب‌، ج۱، ص‌ ۱۲، تهران‌، ۱۳۴۵ش‌.
۲۰۰. شفیعی‌کدکنی‌، ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۵۶، ترجمه حجت‌الله‌ اصیل‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
۲۰۱. محیط طباطبایی‌ محمد، بازگشت‌ سبک‌ هندی‌ به‌ ایران‌، ج۱، ص۲۵۱، صائب‌ و سبک‌ هندی‌، به‌ کوشش‌ محمد رسول‌ دریا گشت‌، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۲۰۲. اخوان‌ ثالث‌ مهدی‌، نیما مردی‌ بود مردستان‌، ج۱، ص۶۵۲، اندیشه‌ و هنر، تهران‌، ۱۳۳۹ش‌، شم ۹.
۲۰۳. شفیعی‌کدکنی‌، ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص۵۶ -۵۷، ترجمه حجت‌الله‌ اصیل‌، تهران‌، ۱۳۷۸ش‌.
۲۰۴. Browne، EG، ج۱، ص۲۰، A Literary History of Persia، Cambridge، ۱۹۳۰.
۲۰۵. اته‌ هرمان‌، تاریخ‌ ادبیات‌ فارسی‌، ج۱، ص‌۲۰۲-۲۰۳، ترجمه صادق‌ رضازاده‌ شفق‌، تهران‌، ۱۳۵۶ش‌.
۲۰۶. نیما یوشیج‌، ارزش‌ احساسات‌، ج۱، ص‌ ۵۰، به‌ کوشش‌ ابوالقاسم‌ جنتی‌ عطایی‌، تهران‌، ۱۳۳۵ش‌.
۲۰۷. شمس‌ لنگرودی‌ محمد، مکتب‌ بازگشت‌، ج۱، ص۱۲۵، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۲۰۸. آرین‌پور یحیی‌، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۵-۱۶، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۲۰۹. شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۲۲، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.
۲۱۰. سادات‌ ناصری‌ حسن‌، «بازگشت‌ ادبی‌»، ج۱، ص۴۳۰، یغما، تهران‌، ۱۳۴۳ش‌، س‌ ۱۷، شم ۹.
۲۱۱. شبلی‌ نعمانی‌ محمد، شعر العجم‌، ج۱، ص۱۵۸، ترجمه محمدتقی‌ فخر داعی‌، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
۲۱۲. امیری‌ فیروزکوهی‌ کریم‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ صائب‌، ج۱، ص۱۳، تهران‌، ۱۳۴۵ش‌.
۲۱۳. نفیسی‌ سعید، مقدمه‌ بر دیوان‌ عاشق‌ اصفهانی‌، ج۱، ص۶، تهران‌، ۱۳۴۳ش‌.
۲۱۴. رعدی‌ آذرخشی‌ غلامعلی‌، «درباره سبک‌های‌ شعر فارسی‌ و نهضت‌ بازگشت‌»، ج۱، ص۹۳، نامواره دکتر محمود افشار، تهران‌، ۱۳۶۴ش‌، ج‌ ۱.
۲۱۵. رعدی‌ آذرخشی‌ غلامعلی‌، «درباره سبک‌های‌ شعر فارسی‌ و نهضت‌ بازگشت‌»، ج۱، ص۹۴، نامواره دکتر محمود افشار، تهران‌، ۱۳۶۴ش‌، ج‌ ۱.
۲۱۶. شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۲۲، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.
۲۱۷. Rypka، Jet al، ج۱، ص۲۹۵، Iranische Literaturgeschichte، Leipzig، ۱۹۵۹.
۲۱۸. رعدی‌ آذرخشی‌ غلامعلی‌، «درباره سبک‌های‌ شعر فارسی‌ و نهضت‌ بازگشت‌»، ج۱، ص۹۳، نامواره دکتر محمود افشار، تهران‌، ۱۳۶۴ش‌، ج‌ ۱.
۲۱۹. آذر بیگدلی‌ لطفعلی‌، آتشکده‌، ج۱، ص‌۴۱۶، به‌ کوشش‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌، ۱۳۳۷ش‌.
۲۲۰. امیری‌ فیروزکوهی‌ کریم‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ صائب‌، ج۱، ص۱۲، تهران‌، ۱۳۴۵ش‌.
۲۲۱. هدایت‌ رضا قلی‌، مجمع‌ الفصحا، ج۱، ص۱۰‌، به‌ کوشش‌ مظاهر مصفا، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌.
۲۲۲. اقبال‌ آشتیانی‌ عباس‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ هاتف‌ اصفهانی‌، ج۱، ص۴- ۵، به‌ کوشش‌ وحید دستگردی‌، تهران‌، ۱۳۳۲ش‌.
۲۲۳. مؤتمن‌ زین‌العابدین‌، تحول‌ شعر فارسی‌، ج۱، ص۱۷۸، تهران‌، طهوری‌.
۲۲۴. صمصامی‌ محمد، سیری‌ در ادبیات‌ ایران‌، ج۱، ص۱۲۲، اصفهان‌، ۱۳۴۰ش‌.
۲۲۵. مکی‌ حسین‌، مقدمه‌ بر دیوان‌ مشتاق‌، ج۱، ص۱۳-۱۴، تهران‌، ۱۳۲۰ش‌.
۲۲۶. صفایی‌ ابراهیم‌، نهضت‌ ادبی‌ ایران‌ در عصر قاجار، ج۱، ص۲، تهران‌، ابن‌سینا.
۲۲۷. شمیسا، سبک‌شناسی‌ شعر، ج۱، ص۳۲۱-۳۲۲، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۱، ص۴۳۴۷، برگرفته از مقاله «بازگشت ادبی».    
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ج۱، ص۲۰۴، برگرفته از مقاله «بازگشت ادبی»، شماره۲۰۴.    
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «بازگشت ادبی»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۰۹/۱۰.    






جعبه ابزار