ایام تشریق

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تَشْریق، عنوانی برای روزهای ۱۱-۱۳ ذیحجه است. بخش مهمی از مناسک حج در این ایام صورت می‌گیرد. بنابراین در فرهنگ اسلامی به داشتن آداب و جایگاهی ویژه ممتاز شده است. قرائت آیات نخست سوره برائت توسط امام علی (علیه‌السلام) و پیمان عقبه دوم در این ایام بوده است.

در مورد وجه تسمیه این ایام به تشریق اقوال مختلفی وجود دارد؛ مهم‌ترین آن اقوال این است که چون در این سه روز حاجیان گوشت‌های قربانی را تکه تکه، و در نور آفتاب خشک می‌کرده‌اند، آن را ایام تشریق نامیده‌اند.
در قرآن کریم، تعبیر تشریق به کار نرفته است. اما مفسران تعبیر قرآنی «ایام معدودات» و «ایّام معلومات» اشاره به ایام تشریق دانسته‌اند. تکبیر، قربانی‌کردن، بیتوته در منا، رمی جمرات و ... از جمله اعمال و احکامی است که از آیات قرآن و روایات برای این ایام استفاده می‌شود.


مقدمه

[ویرایش]

‌ایام تَشریق ( ایام معدودات ) روزهاى یازده، دوازده و سیزدهم ذیحجه است. در صدر اسلام و سده‌های متقدم، هرکدام از این ۳ روز نیز برای خود نام‌هایی ویژه داشته‌اند.
در برخی از منابع، از این ایام به عنوان عیدی از عیدهای اسلامی یاد شده است.
[۲] دارمی‌، عبدالله‌، السنن، ج۲، ص۳۷، به کوشش فواز احمد زمرلی‌ و خالد سبع‌ علمی، بیروت، ۱۴۰۷ق.

در حوادث سال نهم هجرت آورده‌اند که پیامبر اکرم (صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم) در موسم حج، علی (علیه‌السلام) را مأمور به قرائت آیات نخستین سورة برائت برای حجاج کرد؛ این واقعه را در ایام تشریق دانسته اند. همچنین پیمان عقبه دوم میان پیامبر و انصار، که به هجرت آن حضرت به مدینه انجامید، نیز در روز دوم این ایام در سال سیزدهم بعثت رخ داده است. (برای یادکردهای دیگر از رخدادها به منابع زیر مراجعه کنید.)
[۱۲] نک‌: ابن‌حنبل، احمد، المسند، ج۳، ص۴۱۵، قاهره، ۱۳۱۳ق.
[۱۸] بهایی، محمد، توضیح المقاصد، ج۱، ص۳۰، قم، ۱۴۰۶ق.
[۱۹] شوکانی، محمد، نیل الاوطار، ج۵، ص۸۲، بیروت، ۱۹۷۳م.


واژه‌شناسی

[ویرایش]

ایّام، جمع یوم (روز) و تشریق بر وزن تفعیل به معنای خشک کردن گوشت در آفتاب،زیبا و نورانی شدن صورت، روی به سوی مشرق کردن و نماز عید است و تعبیر «ایّام تشریق» به صورت ترکیبی در اصطلاح فقه به روزهای یازدهم تا سیزدهم و به نظر برخی به روزهای دهم تا سیزدهم ذی‌حجّه اطلاق می‌شود.
روز دهم «یوم‌ النحر»، روز یازدهم «یوم‌ القر»، روز دوازدهم «یوم‌ النَفْر الاوّل» و روز سیزدهم «یوم‌النَفْر الثانی» یا ‌«یوم‌ الصدر» نام‌دارد.

وجه تسمیه

[ویرایش]

درباره وجه نام‌گذاری، هم در منابع لغوی و هم در منابع دینی گفته شده است که سبب آن به آفتاب خشکاندن (= تشریق) گوشت قربانی‌های حاجیان در این ایام است؛
[۳۶] ابن‌ابی‌شیبه، عبداللٰه، المصنف، ج۴، ص۵۵۱، به کوشش سعید لحام، بیروت، ۱۴۰۹ق.
یا آن‌که حاجیان بعد از طلوع خورشید، قربانی را ذبح یا نحر می‌کنند. یا این‌که در این روزها روح و جان آدمی با نور عبادت و عرفان نورانی می‌شود.
[۴۲] تفسیر آیات الاحکام، ج‌۲، ص‌۲۰۵.


برخی گفته‌اند: بر اثر تابیدن ماه در شب‌های این ایّام به این روزها ایّام تشریق گفته شده است. نیز گفته شده است که عرب جاهلی در طی مناسک خود، خطاب به کوه ثبیر واقع در منا می‌گفتند: «ای ثبیر از نور خورشید برافروز (اَشرِق ثـَبیر) تا قربانی کنیم»، و قربانی را زمانی انجام می‌دادند که خورشید می‌دمید.

اشارات تابعان به ایام تشریق، گاه به همراه توضیحات دربارۀ ویژگی آن، یا ذکر نام‌های جایگزین برای آن است. بر این پایه می‌توان نتیجه گرفت که «ایام تشریق»، نامی بازمانده از دوره جاهلیت بوده است.
از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که مشرکان در روزهای تشریق پس از پایان مناسک حج در منا گرد می‌آمدند، از پدران خویش یاد، و بدان‌ها تفاخر می‌کردند. به همین سبب، مسلمانان مأمور شدند که در آن هنگام ذکر خدا کنند.

تشریق در قرآن کریم

[ویرایش]

در قرآن کریم، تعبیر تشریق به کار نرفته است، اما از همان سدۀ نخست هجری، تعبیر قرآنی «ایام معدودات» را اشاره به ایام تشریق دانسته‌اند. طبق رخی روایات، ایام تشریق مرجع تعبیر قرآنی آیه ۲۸ سوره حج «و‌یَذکُرُوا اسمَ اللّهِ فِی اَیّام مَعلومات» نیز بوده است.

در تعیین مراد از «ایّام معلومات» اقوال متعددی وجود دارد؛ از جمله ایّام تشریق، ۱۰ روز اول ذی‌حجه، ۹ روز اول ذی‌حجه، عید قربان و سه روز پس از آن، روز ترویه و ‌۴ روز پس از آن و روز عرفه و سه روز بعد از آن؛ ولی بیشتر کسانی که این اقوال را ذکر کرده‌اند ایّام ‌تشریق را نیز یکی از مصادیق ایام معلومات برشمرده‌اند.

مفسران شیعی نیز، برخی نظر اول و برخی با استناد به روایات اهل بیت (علیهم‌السلام) رأی دوم را بر گزیده‌اند. بنابر روایتی از امام صادق (علیه السلام) ایّام معلومات و ایام معدودات یکی و همان ایّام تشریق است. برخی روایات اهل سنت نیز ایام معلومات را همان ایام تشریق دانسته است.

احکام ایام تشریق

[ویرایش]

با توجه به آیات قرآن کریم و منابع فقهی شیعه و اهل سنت اعمال و احکامی برای ایام تشریق ذکر شده است.

← بیتوته در منا


یکی از اعمال ایام تشریق بیتوته در مناست. برخی از فقها وجوب بیتوته را از آیه «واذکُروا اللّهَ فِی اَیّام مَعدودت فَمَن تَعَجَّلَ فی یَومَینِ فَلاَ اِثمَ عَلَیهِ و مَن تَاَخَّرَ فَلاَ اِثمَ عَلَیهِ لِمَنِ اتَّقی و اتَّقوا اللّهَ و اعلَموا اَنَّکُم اِلَیهِ تُحشَرون؛ و یاد کنید خدا را در «ایام معدودات» (ایام تشریق) پس هرکس در دو روز شتاب کند (و در روز سوم نماند) گناهی بر او نیست و اگر دیر کند ( و روز سوّم) باز‌ گردد نیز گناهی بر او نیست...» استفاده کرده‌اند، با این استدلال که لازمه امر خداوند به ذکر در این ایام و گناهکار بودن آنان در‌ صورت ترک منا قبل از دو روز، وجوب اقامت در این مکان است.

روایات پرشماری از اهل ‌بیت (علیهم السلام) نیز بر وجوب بیتوته در این ایام دلالت دارد. بیشتر اهل سنت نیز بیتوته کردن را واجب و شماری از آنان، آن را مستحب شمرده‌اند.
[۷۹] نووی، یحیی، المجموع، ج‌۸‌، ص‌۲۴۵‌ـ‌۲۴۶، به کوشش محمود مطرحی، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
[۸۰] ابن‌قدامه‌، عبدالله‌، المغنی‌، ج‌۳، ص‌۴۷۳‌ـ‌۴۷۴، بیروت‌، دارالکتاب العربی.
هم‌چنین از جملات «فَمَنْ تَعَجَّلَ» و «مَنْ تَاَخَّرَ» استفاده کرده‌اند که حاجیان میان ماندن در منا بین دو روز و سه روز مخیّرند. ولی فقهای امامیه و اهل سنت از جمله «لِمَنِ اتَّقی» و برخی احادیث استفاده کرده‌اند که این تخییر ویژه کسانی است که تقوا پیشه کرده، از برخی محرمات احرام مانند شکار و استمتاع از زنان یا همه آن‌ها اجتناب کنند و در غیر این صورت باید تا روز سوم در منا بمانند؛ هم‌چنین اگر حاجی پس از غروب روز دوم در منا مانده باشد باید شب سوم را نیز بیتوته کند.

در مورد تعبیر «لاَ اِثْمَ عَلَیْهِ» در آیه فوق نیز احتمال‌های گوناگونی مطرح شده است؛ از جمله این‌که این جمله به معنای حرام نبودن کوچ در روز دوم یا سوم است و تکرار آن برای روز سوم، با این‌که کوچ کردن در روز سوم نه تنها حرمت ندارد بلکه فضیلت هم دارد یا مردود شمردن سنت جاهلیت است که تعجیل پس از دو روز یا سه روز را حرام می‌دانستند یا به جهت رد نظر کسانی است که جمله «لاَ اِثْمَ عَلَیْهِ» در بخش اول را دارای این مفهوم می‌دانند که تأخیر در کوچ کردن از منا تا سه روز حرام است.

احتمال دیگر این است که مراد نفی گناه است؛ یعنی کسی که حج به‌جا آورَد و از محرمات بپرهیزد همه گناهانش بخشیده می‌شود؛ چنان‌که در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) نیز این معنا آمده است. برخی مراد از «فَمَنْ تَعَجَّلَ... وَ مَنْ تَاَخَّرَ» را تعجیل و تأخیر مرگ و مقصود از «لاَ اِثْمَ عَلَیْهِ» را نفی گناه دانسته‌اند؛ یعنی هرکس مرگش در این ایّام فرا رسد گناهانش بخشیده می‌شود و کسی که زنده بماند و از کبایر بپرهیزد نیز گناهی بر او نیست. این احتمال را هر چند حدیثی تأیید می‌کند، ولی افزون بر ضعف روایت چنین معنایی از ظاهر آیه بعید است.

← ذبح قربانی


در فقه اسلامی، یکی از واجبات سه‌گانۀ حج در منا قربانی کردن است. بجز برخی از فقیهان متقدم که زمان قربانی را محدود به روز عید قربان دانسته‌اند، نزد عالمان مذاهب گوناگون اهل سنت، از جمله ابوحنیفه، مالک و احمد بن حنبل، روز قربانی، روز عید قربان و دو روز نخست از ایام تشریق است و قربانی در روز سوم روا نیست.
[۱۰۰] جصاص‌، احمد، احکام‌ القرآن‌، ج۵، ص۶۸، به کوشش محمد صدیق‌ قمحاوی، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
[۱۰۱] مرغینانی‌، برهان‌الدین‌، الهدایة، ج۴، ص۷۳، همراه‌ فتح‌ القدیر، قاهره‌، ۱۳۱۹ق‌.
اما نزد شافعی و نیز اوزاعی فقیه اهل شام تا پایان روز سوم از ایام تشریق نیز قربانی جایز است.
[۱۰۴] شافعی‌، محمد، الام‌، ج۲، ص۲۲۲، بیروت‌، دارالمعرفة.


نزد فقهای امامیه نیز قول مشهور در وقت قربانی کردن در منا روز عید قربان و تمامی ایام تشریق، و در غیر منا روز عید و دو روز پس از آن بوده است. عالمان متأخر ضمن تأیید این‌که تا پایان ذیحجه، امکان به جای آوردن قربانی وجود دارد، انجام آن در روز عید قربان را احوط، و در صورت فوت شدن، اجرای آن را در ایام تشریق قرین احتیاط دانسته‌اند.
[۱۱۰] خویی، سیدابوالقاسم، الحج، ج۵، ص۲۰۵، به تقریر رضا خلخالی، قم، ۱۴۰۷ق.


← رمی جمرات


از دیگر واجبات حج در ایام تشریق، رمی جمرات است. پرتاب سنگ‌ریزه‌ها به جمرات سه گانه در روزهاى یازدهم و دوازدهم بر حاجى واجب است. این حکم در روز سیزدهم ذیحجّه نیز براى کسى که شب سیزدهم در منى مانده، ثابت است.

← تکبیر


بر طبق روایات و متون فقهی، از آداب خاص ایام تشریق ذکر تکبیر پس از وعده‌های نماز است. برخی مراد از ذکر را در آیه «واذکُروا اللّهَ فی اَیّام مَعدودت» مطلق یاد خدا می‌دانند که مؤمنان باید به جای فخرفروشی به پدران و ستایش آنان که از سنت‌های دوران جاهلیت بود به آن ملتزم باشند. چنان‌که در دو آیه قبل از آیه مذکور به این امر اشاره شده است: «فَاِذا قَضَیتُم مَنـسِکَکُم فَاذکُروا‌اللّهَ کَذِکرِکُم ءاباءَکُم اَو اَشَدَّ ذِکرًا» برخی دیگر آن را یاد خدا هنگام قربانی و رمی جمرات دانسته‌اند؛ لیکن بیشتر مفسران و فقهای شیعه و اهل سنت مراد از ذکر را گفتن تکبیر بعد از نمازهای واجب دانسته‌اند.

←← اذکار تکبیر


به نظر فقهای امامیه این اذکار عبارت است از: «الله‌أکبر، الله‌أکبر، لا إله إلا اللّه و الله‌أکبر، الله‌أکبر و للّه الحمد، الله‌أکبر علی ما هدانا، والحمد للّه علی ما أولانا، الله‌أکبر علی ما رزقنا من بهیمة الأنعام». این اذکار را حاضران در منا بعد از ۱۵ نماز قرائت می‌کنند که از نماز ظهر روز عید آغاز شده، با نماز صبح روز سیزدهم پایان می‌پذیرد؛ اما کسانی که در منا نیستند آن‌ها را بعد از ‌۱۰ نماز قرائت می‌کنند که اولین آن، نماز ظهر روز عید است؛ اما فقهای اهل سنت در مورد این نمازها آرای متفاوتی بیان داشته‌اند؛ از جمله: از نماز صبح روز عرفه تا نماز عصر آخرین روز از ایّام تشریق یا تا نماز عصر روز عید، از نماز ظهر روز عید تا نماز عصر روز دوم از ایّام تشریق یا تا نماز صبح آخرین روز از ایّام تشریق و از نماز مغرب روز عید تا نماز صبح آخرین روز از ایّام تشریق.

←← حکم شرعی اذکار


درباره وجوب یا استحباب این اذکار اختلاف نظر وجود دارد. از ظاهر امر «اُذکرُوا...» وجوب این اذکار استفاده می‌شود. در روایاتی از اهل ‌بیت (علیهم‌السلام) نیز به وجوب این تکبیرها اشاره شده است، بر همین اساس برخی از فقهای امامی به وجوب این تکبیرها فتوا داده‌اند، ولی بیشتر فقیهان امامی با استناد به روایاتی دیگر به استحباب این تکبیرها قائل شده و آیه و روایات مذکور را بر استحباب حمل کرده‌اند. اهل سنت نیز با توجه به روایات، آن را «سنت» دانسته و برخی به وجوب آن تصریح کرده‌اند.
[۱۳۶] ابن‌قدامه‌، عبدالله‌، المغنی‌، ج‌۲، ص۱۲۶-۱۲۷، بیروت‌، دارالکتاب العربی.
[۱۳۷] ابن‌قدامه‌، عبدالله‌، المغنی‌، ج‌۳، ص۴۳۸، بیروت‌، دارالکتاب العربی.


←← ذکر در ایام معلومات


در آیات ۲۷ ـ ۲۸ سوره حج یکی از فواید و علل دعوت مردم به حجّ، ذکر خداوند در «ایّام معلومات» که به نظر برخی مقصود ایام تشریق است معرفی شده است:«و اَذِّن فِی‌النّاسِ بِالحَجِّ... • لِیَشهَدوا مَنـفِعَ لَهُم و یَذکُرُوا اسمَ اللّهِ فِی اَیّام مَعلومـات عَلی ما رَزَقَهُم مِن بَهیمَةِ الاَنعـم». در معنای ذکر در این آیه نیز اقوال متعددی در میان مفسران و فقهای شیعه و اهل سنت مطرح است؛ برخی مقصود از آن را مطلق ذکر خداوند در دهه ذی‌حجه دانسته‌اند.
عده‌ای دیگر آن را تکبیرهای مخصوص بعد از نمازهای پنج‌گانه در منا دانسته‌اند که از نماز ظهر روز عید آغاز شده، تا نماز صبح روز سیزدهم ادامه می‌یابد، چنان که در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) آمده است.
برخی ذکر را کنایه از ذبح دانسته‌اند ولی بسیاری از مفسران مراد از آن را بردن نام خداوند هنگام ذبح یا نحر قربانی می‌دانند.
[۱۴۸] صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن، ج‌۱۷، ص‌۷۰.


← غسل


حکم بن عتیبه، از فقیهان کوفه، به استحباب ۳ غسل در ۳ روز تشریق اشاره کرده،
[۱۴۹] ابن‌ابی‌شیبه، عبداللٰه، المصنف، به کوشش سعید لحام، بیروت، ۱۴۰۹ق.
و استحباب آن به‌خصوص در منابع فقه شافعی مورد تأکید قرار گرفته است.
[۱۵۲] نووی، یحیی، المجموع، ج۲، ص۲۰۲، به کوشش محمود مطرحی، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.

مطابق برخی روایات، علت قرار گرفتن مناسک حج اسلامی در این ایام، وقوع حج و طواف فرشتگان در آغاز خلقت زمین، و سپس حج تمامی پیامبران در همین روز است.

← حرمت روزه


اگر حج‌گزار قربانی نیابد باید ۱۰ روز روزه بگیرد: سه روز در ایام حج و ۷ روز پس از بازگشت به وطن: «فَمَن تَمَتَّعَ بِالعُمرَةِ اِلَی الحَجِّ فَمَا استَیسَرَ مِنَ الهَدیِ فَمَن لَم یَجِد فَصِیامُ ثَلـثَةِ اَیّام فِی‌الحَجِّ وسَبعَة اِذا رَجَعتُم تِلکَ عَشَرَةٌ کامِلَة» مشهور فقهای امامیه و منابع اهل سنت روزه این ایام را منهی دانسته‌اند که اغلب به معنای تحریم و گاه به معنای کراهت گرفته شده است.
در قول قدیم شافعی و قول برخی از فقیهان عراق گزارندۀ حج تمتع اگر پیش از عرفه موفق به ۳ روز روزه نشده باشد، می‌تواند در ایام تشریق روزه بدارد. در تعلیل این نهی، به میهمان بودن حاجیان بر سفرۀ نعمت خداوند اشاره شده است.
[۱۶۲] کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۴، ص۲۲۴، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، ۱۳۶۳ش.
لیکن در اینکه این حکم مخصوص کسى است که در حال به جا آوردن مناسک حج است و یا همه حاضران در منى را در برمى‌گیرد، اختلاف است.

← نفر


کوچ کردن از منا بعد از ظهر روز دوازدهم، براى کسى که به قول مشهور، از زن و صید اجتناب کرده باشد ـ که به آن نَفْر اوّل گفته مى‌شود ـ و نیز روز سیزدهم بعد از رمی جمرات، هر چند قبل از ظهر، برای کسی که شب سیزدهم در منا مانده ـ که از آن به نَفْر دوم تعبیر می‌شود ـ جایز است.
[۱۶۷] طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی ج۲، ص۵۴۱.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابن‌ابی‌شیبه، عبداللٰه، المصنف، به کوشش سعید لحام، بیروت، ۱۴۰۹ق.
(۲) ابن‌ابی‌عاصم، احمد، الآحاد و المثانی، به کوشش باسم فیصل جوابره، ریاض، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
(۳) ابن‌اثیر، مبارک‌، النهایة، به‌ کوشش‌ طاهر احمد زاوی و محمود محمد طناحی‌، قاهره‌، ۱۳۸۳ق‌/۱۹۶۳م‌.
(۴) صدوق، محمد بن علی، الخصال، به کوشش علی‌اکبر غفاری، قم، ۱۴۰۳ق.
(۵) صدوق، محمد بن علی، علل ‌الشرایع، نجف، ۱۳۸۶ق/۱۹۶۶م.
(۶) صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا (ع)، به کوشش حسین اعلمی، بیروت، ۱۴۰۴ق.
(۷) صدوق، محمد بن علی، معانی الاخبار، به کوشش علی‌اکبر غفاری، قم، ۱۳۶۱ش.
(۸) صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، به کوشش علی‌اکبر غفاری، قم، ۱۴۰۴ق.
(۹) صدوق، محمد بن علی، الهدایة، قم، ۱۴۱۸ق.
(۱۰) ابن‌سکیت‌، یعقوب‌، اصلاح‌ المنطق‌، به‌ کوشش‌ احمد محمد شاکر و عبدالسلام‌ محمد هارون‌، قاهره‌، ۱۹۴۹م.
(۱۱) ابن‌شهرآشوب، محمد، مناقب آل ابی‌طالب، نجف، ۱۳۷۶ق.
(۱۲) ابن‌طاووس، علی، اقبال‌الاعمال، به کوشش جواد قیومی، قم، ۱۴۱۵ق.
(۱۳) ابن‌عبدالبر، یوسف، التمهید، به کوشش مصطفی بن احمد علوی‌ و محمد عبدالکبیر بکری‌، رباط، ۱۳۸۷ق.
(۱۴) ابن‌قدامه‌، عبدالله‌، المغنی‌، بیروت‌، دارالکتاب العربی.
(۱۵) ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب.
(۱۶) ابواسحاق‌ شیرازی، ابراهیم‌، التنبیه، به کوشش عمادالدین‌ احمد حیدر، بیروت، ۱۴۰۳ق.
(۱۷) ابوداوود سجستانی، سلیمان، السنن، به‌ کوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، قاهره‌، ۱۳۶۹ق.
(۱۸) احمد بن حنبل، المسند، قاهره، ۱۳۱۳ق.
(۱۹) بخاری، محمد، الصحیح، به کوشش مصطفی دیب البغا، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
(۲۰) ترمذی، محمد، السنن‌، به‌ کوشش‌ احمد محمد شاکر و دیگران‌، قاهره‌، ۱۳۵۷ق‌/۱۹۳۸م.
(۲۱) جصاص‌، احمد، احکام‌ القرآن‌، به کوشش محمد صدیق‌ قمحاوی، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
(۲۲) خمینی، روح الله، تحریر الوسیلة، نجف، ۱۳۹۰ق.
(۲۳) خوانساری، احمد، جامع المدارک، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، ۱۳۵۵ش.
(۲۴) خویی، ابوالقاسم، الحج، به تقریر رضا خلخالی، قم، ۱۴۰۷ق.
(۲۵) دارمی‌، عبدالله‌، السنن، به کوشش فواز احمد زمرلی‌ و خالد سبع‌ علمی، بیروت، ۱۴۰۷ق.
(۲۶) رافعی، عبدالکریم، فتح العزیز، بیروت، دارالفکر.
(۲۷) سرخسی‌، محمد، المبسوط، قاهره‌، مطبعة الاستقامه‌.
(۲۸) شافعی‌، محمد، الام‌، بیروت‌، دارالمعرفة.
(۲۹) شوکانی، محمد، نیل‌الاوطار، بیروت، ۱۹۷۳م.
(۳۰) شهید ثانی‌، زین‌الدین‌، الروضة البهیة، به کوشش محمد کلانتر، بیروت، دارالتعارف.
(۳۱) شیخ بهایی، محمد، توضیح‌المقاصد، قم، ۱۴۰۶ق.
(۳۲) نجفی، محمدحسن‌، جواهر الکلام‌، به‌ کوشش‌ محمود قوچانی‌، تهران‌، ۱۳۹۴ق‌.
(۳۳) طبری، تفسیر، به کوشش محمود محمد شاکر و احمد محمد شاکر، قاهره، دارالمعارف.
(۳۴) طوسی‌، محمد، التبیان‌، به‌ کوشش‌ قصیر عاملی‌، نجف‌، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۴م.
(۳۵) طوسی‌، محمد، تهذیب‌ الاحکام‌، به‌ کوشش‌ حسن‌ موسوی خرسان‌، نجف‌، ۱۳۷۹ق‌.
(۳۶) طوسی‌، محمد، الخلاف، به‌ کوشش‌ محمدمهدی نجف و دیگران، قم، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
(۳۷) طوسی‌، محمد، المبسوط، به کوشش محمد تقی کشفی، تهران، ۱۳۸۷ق.
(۳۸) غزالی، محمد، الوسیط، به کوشش احمد محمود ابراهیم و محمد محمد تامر، قاهره، ۱۴۱۷ق.
(۳۹) فخرالدین، رازی، التفسیر الکبیر، قاهره‌، المطبعة البهیه‌.
(۴۰) قاضی نعمان، دعائم‌الاسلام، به کوشش آصف فیضی، قاهره، ۱۳۸۹ق/ ۱۹۶۹م.
(۴۱) قرآن کریم.
(۴۲) قفال چاچی‌، محمد، حلیة العلماء، به‌ کوشش‌ یاسین‌ احمد ابراهیم‌ درادکه‌، عمان‌، ۱۹۸۸م‌.
(۴۳) کاسانی، ابوبکر، بدائع ‌الصنائع، قاهره، ۱۴۰۶ق/ ۱۹۸۶م.
(۴۴) کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، ۱۳۶۳ش.
(۴۵) مالک‌ بن‌ انس‌، الموطأ، به‌ کوشش‌ محمد فؤاد عبدالباقی‌، قاهره‌، ۱۳۷۰ق‌/۱۹۵۱م‌.
(۴۶) ماوردی، علی، الحاوی‌ الکبیر، به کوشش علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت، ۱۴۱۴ق.
(۴۷) مجلسی‌، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/ ۱۹۸۳م‌.
(۴۸) محقق‌ حلی‌، جعفر، شرائع‌ الاسلام‌، به کوشش‌ عبدالحسین‌ محمدعلی‌، نجف‌، ۱۳۸۹ق‌/۱۹۶۹م‌.
(۴۹) مرغینانی‌، برهان‌الدین‌، «الهدایة»، همراه‌ فتح‌ القدیر، قاهره‌، ۱۳۱۹ق‌.
(۵۰) مفید، محمد، المقنعة، قم، ۱۴۱۰ق.
(۵۱) نووی، یحیی، المجموع، به کوشش محمود مطرحی، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م؛
(۵۲) قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، بیروت ۱۳۷۶/۱۹۵۷، چاپ افست تهران ۱۳۶۴ ش.
(۵۳) طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، چاپ احمد حسینی، تهران ۱۳۶۲ ش.
(۵۴) طبری، تاریخ (بیروت).
(۵۵) طباطبائی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن.
(۵۶) طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان.
(۵۷) صاحب بن عبّاد، المحیط فی اللغة، چاپ محمدحسن آل یاسین، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴.
(۵۸) زرقانی، محمد بن عبدالباقی، شرح الزّرقانی علی موطأ الامام مالک، بیروت (بی تا).
(۵۹) ابن‌اثیر، عزالدین، الکامل فی التاریخ، چاپ عبداللّه قاضی، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
(۶۰) ابن‌عربی، احکام القرآن، چاپ محمد عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ماوردی، علی، الحاوی‌ الکبیر، ج۴، ص۱۹۴، به کوشش علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت، ۱۴۱۴ق.    
۲. دارمی‌، عبدالله‌، السنن، ج۲، ص۳۷، به کوشش فواز احمد زمرلی‌ و خالد سبع‌ علمی، بیروت، ۱۴۰۷ق.
۳. ابوداوود سجستانی، سلیمان، السنن، ج۲، ص۳۲۰، به‌ کوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، قاهره‌، ۱۳۶۹ق.    
۴. ترمذی، محمد، السنن‌، ج۳، ص۱۴۳، به‌ کوشش‌ احمد محمد شاکر و دیگران‌، قاهره‌، ۱۳۵۷ق‌/۱۹۳۸م.    
۵. طوسی، محمد بن حسن، التبّیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۶۹.    
۶. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج۱۵، ص۲۱۸.    
۷. مجلسی‌، محمدباقر، بحار الانوار، ج۲۱، ص۲۷۳، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/ ۱۹۸۳م‌.    
۸. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۶۰.    
۹. ابن‌اثیر، عزالدین، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۹۸.    
۱۰. مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۱۹، ص۲۴۲۵.    
۱۱. مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۱۹، ص۴۷.    
۱۲. نک‌: ابن‌حنبل، احمد، المسند، ج۳، ص۴۱۵، قاهره، ۱۳۱۳ق.
۱۳. ابن‌ابی‌عاصم، احمد، الآحاد و المثانی، ج۱، ص۱۳۱، به کوشش باسم فیصل جوابره، ریاض، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.    
۱۴. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۳۹، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، ۱۳۶۳ش.    
۱۵. صدوق، محمد بن علی، الخصال، به کوشش علی‌اکبر غفاری، ج۱، ص۴۸۶، قم، ۱۴۰۳ق.    
۱۶. ابن‌شهرآشوب محمد، مناقب آل ابی‌طالب، ج۱، ص۱۴۹، نجف، ۱۳۷۶ق.    
۱۷. ابن‌طاووس، علی، اقبال الاعمال، ج۱، ص۴۵۴.    
۱۸. بهایی، محمد، توضیح المقاصد، ج۱، ص۳۰، قم، ۱۴۰۶ق.
۱۹. شوکانی، محمد، نیل الاوطار، ج۵، ص۸۲، بیروت، ۱۹۷۳م.
۲۰. ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج‌۱۲، ص‌۶۴۹، «یوم».    
۲۱. ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان‌العرب، ج‌۱۰، ص۱۷۶.    
۲۲. ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج‌۱۰، ص‌۱۷۷، «شرق».    
۲۳. طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، ج۲، ص۵۰۴.    
۲۴. ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱۰، ص۱۷۴.    
۲۵. طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، ج‌۲، ص‌۵۰۴‌، «شرق».    
۲۶. ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج‌۱۲، ص‌۶۴۹، «یوم».    
۲۷. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج‌۵‌، ص۳۴۰.    
۲۸. سیوری، مقداد بن عبدالله، کنز العرفان، ج‌۱، ص‌۳۱۹.    
۲۹. طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، ج‌۲، ص‌۵۰۴‌، «شرق».    
۳۰. طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌۱۴، ص‌۳۷۰.    
۳۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج‌۲۰، ص‌۴۴.    
۳۲. حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام، ج‌۱، ص‌۴۵۰    
۳۳. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج‌۳، ص‌۲۷۹.    
۳۴. سیوری، مقداد بن عبدالله، کنز العرفان، ج‌۱، ص‌۳۱۹.    
۳۵. نجفی، محمدحسن‌، جواهر الکلام‌، ج۱۶، ص۳۲۷، به‌ کوشش‌ محمود قوچانی‌، تهران‌، ۱۳۹۴ق‌..    
۳۶. ابن‌ابی‌شیبه، عبداللٰه، المصنف، ج۴، ص۵۵۱، به کوشش سعید لحام، بیروت، ۱۴۰۹ق.
۳۷. ماوردی، علی، الحاوی‌ الکبیر، ج۴، ص۱۹۴، به کوشش علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت، ۱۴۱۴ق.    
۳۸. ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب ج۱۰، ص۱۷۶، ذیل شرق.    
۳۹. ابن‌اثیر، مجدالدین، النهایة فی غریب الحدیث و الاثر، ج۲، ص۴۶۴، واژه «شرق».    
۴۰. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج‌۱۶، ص‌۳۲۷.    
۴۱. طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع‌البحرین، ج‌۲، ص‌۵۰۴‌.    
۴۲. تفسیر آیات الاحکام، ج‌۲، ص‌۲۰۵.
۴۳. سیوری، مقداد بن عبدالله، کنز العرفان، ج‌۱، ص‌۳۱۹.    
۴۴. ابن‌سکیت‌، یعقوب‌، اصلاح‌ المنطق‌، ج۱، ص۹۲، به‌ کوشش‌ احمد محمد شاکر و عبدالسلام‌ محمد هارون‌، قاهره‌، ۱۹۴۹م.    
۴۵. ابن‌اثیر، مجدالدین، النهایة فی غریب الحدیث و الاثر، ج۲، ص۴۶۴، به‌ کوشش‌ طاهر احمد زاوی و محمود محمد طناحی‌، قاهره‌، ۱۳۸۳ق‌/۱۹۶۳م‌.    
۴۶. ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱۰، ص۱۷۶، ذیل شرق.    
۴۷. سیوری، مقداد بن عبدالله، کنز العرفان، ج‌۱، ص‌۳۱۹.    
۴۸. طریحی، فخرالدین محمد، مجمع البحرین، ج۲، ص۵۰۴.    
۴۹. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج۴، ص۲۰۸-۲۱۰، به کوشش محمود محمد شاکر و احمد محمد شاکر، قاهره، دارالمعارف.    
۵۰. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۴، ص۵۱۶، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، ۱۳۶۳ش.    
۵۱. مغربی، قاضی نعمان، دعائم الاسلام، ج۱، ص۳۴۰، به کوشش آصف فیضی، قاهره، ۱۳۸۹ق/ ۱۹۶۹م.    
۵۲. بقره/سوره۲، آیه۲۰۳.    
۵۳. بخاری، محمد بن اسماعیل، الصحیح، ج۱، ص۲۰، دمشق، ۱۴۲۲ه.    
۵۴. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج۴، ص۲۰۸-۲۱۵، به کوشش محمود محمد شاکر و احمد محمد شاکر، قاهره، دارالمعارف.    
۵۵. طوسی‌، محمد بن حسن، تهذیب‌ الاحکام‌، ج۵، ص۴۴۷، به‌ کوشش‌ حسن‌ موسوی خرسان‌، نجف‌، ۱۳۷۹ق‌.    
۵۶. طوسی‌، محمد بن حسن، تهذیب‌ الاحکام‌، ج۵، ص۴۸۷، به‌ کوشش‌ حسن‌ موسوی خرسان‌، نجف‌، ۱۳۷۹ق‌.    
۵۷. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج۳، ص۱۳.    
۵۸. ابن‌عربی، محمد بن عبدالله، احکام القرآن، ج۱، ص۲۰۰.    
۵۹. سیوطی، عبدالرحمان بن ابی‌بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، ج۱، ص۲۳۴.    
۶۰. حج/سوره۲۲، آیه۲۸.    
۶۱. صدوق، محمد بن علی، معانی الاخبار، ج۱، ص۲۹۷، به کوشش علی‌اکبر غفاری، قم، ۱۳۶۱ش.    
۶۲. طوسی‌، محمد بن حسن، التبّیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۱۰، به‌ کوشش‌ قصیر عاملی‌، نجف‌، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۴م.    
۶۳. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج‌۱۸، ص‌۶۱۰، به کوشش محمود محمد شاکر و احمد محمد شاکر، قاهره، دارالمعارف.    
۶۴. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج‌۷، ص‌۱۴۶.    
۶۵. طوسی‌، محمد بن حسن، تهذیب‌ الاحکام‌، ج۵، ص۴۴۷، به‌ کوشش‌ حسن‌ موسوی خرسان‌، نجف‌، ۱۳۷۹ق‌.    
۶۶. ابن‌جوزی، عبدالرحمان بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج‌۳‌، ص‌۲۳۳.    
۶۷. طباطبائی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۴، ص۳۷۰.    
۶۸. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج۵، ص۳۴۰.    
۶۹. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۷، ص۱۲۹.    
۷۰. سیوطی، عبدالرحمان بن ابی‌بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، ج۱، ص۵۶۲.    
۷۱. صدوق، محمد بن علی، معانی الاخبار، ج‌۱، ص‌۲۹۷.    
۷۲. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل‌ الشیعه، ج‌۱۴، ص‌۲۷۱.    
۷۳. بروجردی، سیدحسین، جامع احادیث الشیعه، ج‌۱۴، ص‌۴۴۰.    
۷۴. طبری، محمد بن جریر، جامع‌ البیان، ج‌۱۸، ص‌۶۱۰، به کوشش محمود محمد شاکر و احمد محمد شاکر، قاهره، دارالمعارف.    
۷۵. سیوطی، عبدالرحمان بن ابی‌بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، ج۶، ص۳۸.    
۷۶. سیوری، مقداد بن عبدالله، کنز العرفان، ج‌۱، ص‌۳۱۹.    
۷۷. بقره/سوره۲، آیه۲۰۳.    
۷۸. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج‌۱۴، ص‌۲۵۱‌‌۲۵۹.    
۷۹. نووی، یحیی، المجموع، ج‌۸‌، ص‌۲۴۵‌ـ‌۲۴۶، به کوشش محمود مطرحی، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
۸۰. ابن‌قدامه‌، عبدالله‌، المغنی‌، ج‌۳، ص‌۴۷۳‌ـ‌۴۷۴، بیروت‌، دارالکتاب العربی.
۸۱. شوکانی، محمد بن علی، نیل الاوطار، ج‌۵‌، ص۹۶.    
۸۲. کاظمی، فاضل، مسالک الافهام إلی آیات الأحکام، ج‌۲، ص‌۲۲۳.    
۸۳. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج‌۴، ص‌۲۲۱، به کوشش محمود محمد شاکر و احمد محمد شاکر، قاهره، دارالمعارف.    
۸۴. ابن‌جوزی، عبدالرحمان بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج‌۱، ص‌۱۶۹.    
۸۵. کاظمی، فاضل، مسالک الافهام إلی آیات الأحکام، ج‌۲، ص‌۲۲۴.    
۸۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج‌۲۰، ص‌۳۶.    
۸۷. شوکانی، محمد بن علی، فتح القدیر، ج‌۱، ص‌۲۳۶.    
۸۸. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج‌۱۴، ص‌۲۷۹.    
۸۹. سیوری، مقداد بن عبدالله، کنز العرفان، ج‌۱، ص‌۳۲۰.    
۹۰. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۵۳‌.    
۹۱. کاظمی، فاضل، مسالک الافهام إلی آیات الأحکام، ج۲، ص‌۲۲۳.    
۹۲. سایس، محمدعلی، تفسیر آیات الاحکام، ج۱، ص‌۱۲۵.    
۹۳. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۵۳‌.    
۹۴. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر عیاشی، ج‌۱، ص‌۹۹.    
۹۵. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۵۳‌.    
۹۶. راوندی، قطب‌الدین، فقه القرآن، ج‌۱، ص‌۳۰۱.    
۹۷. کاظمی، فاضل، مسالک الافهام إلی آیات الأحکام، ج‌۲، ص‌۲۲۶.    
۹۸. محقق‌ حلی‌، جعفر، شرائع‌ الاسلام‌، ج۱، ص۲۳۴-۲۳۹، به کوشش‌ عبدالحسین‌ محمدعلی‌، نجف‌، ۱۳۸۹ق‌/۱۹۶۹م‌.    
۹۹. قفال چاچی‌، محمد، حلیة العلماء، ج۳، ص۳۲۰، به‌ کوشش‌ یاسین‌ احمد ابراهیم‌ درادکه‌، عمان‌، ۱۹۸۸م‌.    
۱۰۰. جصاص‌، احمد، احکام‌ القرآن‌، ج۵، ص۶۸، به کوشش محمد صدیق‌ قمحاوی، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
۱۰۱. مرغینانی‌، برهان‌الدین‌، الهدایة، ج۴، ص۷۳، همراه‌ فتح‌ القدیر، قاهره‌، ۱۳۱۹ق‌.
۱۰۲. ابن‌عبدالبر، یوسف، التمهید، ج۱۲، ص۱۳۰، به کوشش مصطفی بن احمد علوی‌ و محمد عبدالکبیر بکری‌، رباط، ۱۳۸۷ق.    
۱۰۳. ابن‌قدامه‌، عبدالله‌، المغنی‌، ج۳، ص۴۵۴، بیروت‌، دارالکتاب العربی.    
۱۰۴. شافعی‌، محمد، الام‌، ج۲، ص۲۲۲، بیروت‌، دارالمعرفة.
۱۰۵. ابن‌عبدالبر، یوسف، التمهید، ج۱۲، ص۱۳۰، به کوشش مصطفی بن احمد علوی‌ و محمد عبدالکبیر بکری‌، رباط، ۱۳۸۷ق.    
۱۰۶. محقق‌ حلی‌، جعفر، شرائع‌ الاسلام‌، ج۱، ص۲۳۹، به کوشش‌ عبدالحسین‌ محمدعلی‌، نجف‌، ۱۳۸۹ق‌/۱۹۶۹م‌.    
۱۰۷. شهید ثانی‌، زین‌الدین‌، الروضة البهیة، ج۲، ص۳۰۵، به کوشش محمد کلانتر، بیروت، دارالتعارف.    
۱۰۸. نجفی، محمدحسن‌، جواهر الکلام‌، ج۱۹، ص۲۲۳، به‌ کوشش‌ محمود قوچانی‌، تهران‌، ۱۳۹۴ق‌.    
۱۰۹. موسوی خمینی، سیدروح‌الله، تحریر الوسیلة، ج۱، ص۴۴۷، نجف، ۱۳۹۰ق.    
۱۱۰. خویی، سیدابوالقاسم، الحج، ج۵، ص۲۰۵، به تقریر رضا خلخالی، قم، ۱۴۰۷ق.
۱۱۱. خوانساری، احمد، جامع المدارک، ج۲، ص۴۵۵ بب، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، ۱۳۵۵ش.    
۱۱۲. مفید، محمد بن محمد، المقنعة، ج۱، ص۴۲۱، قم، ۱۴۱۰ق.    
۱۱۳. طوسی‌، محمد بن حسن، المبسوط، ج۱، ص۳۶۸، به کوشش محمد تقی کشفی، تهران، ۱۳۸۷ق.    
۱۱۴. محقق‌ حلی‌، جعفر، شرائع‌ الاسلام‌، ج۱، ص۲۳۳، به کوشش‌ عبدالحسین‌ محمدعلی‌، نجف‌، ۱۳۸۹ق‌/۱۹۶۹م‌.    
۱۱۵. شهید ثانی‌، زین‌الدین‌، الروضة البهیة، ج۲، ص۲۶۸، به کوشش محمد کلانتر، بیروت، دارالتعارف.    
۱۱۶. نجفی، محمدحسن‌، جواهر الکلام‌، ج۲۰، ص۱۵-۱۶، به‌ کوشش‌ محمود قوچانی‌، تهران‌، ۱۳۹۴ق‌.    
۱۱۷. بقره/سوره۲، آیه۲۰۳.    
۱۱۸. سایس، محمدعلی، تفسیر آیات الاحکام، ج۱، ص‌۲۲.    
۱۱۹. بقره/سوره۲، آیه۲۰۰.    
۱۲۰. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج‌۷، ص۱۴۶.    
۱۲۱. سیوری، مقداد بن عبدالله، کنز العرفان، ج‌۱، ص‌۳۱۹.    
۱۲۲. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۵۳‌.    
۱۲۳. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج‌۵‌، ص۳۴۰.    
۱۲۴. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۵۳‌.    
۱۲۵. سیوری، مقداد بن عبدالله، کنز العرفان، ج‌۱، ص‌۳۱۹.    
۱۲۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج‌۲۰، ص‌۳۵، به‌ کوشش‌ محمود قوچانی‌، تهران‌، ۱۳۹۴ق‌.    
۱۲۷. ابن‌عربی، محمد بن عبدالله، احکام القرآن، ج‌۱، ص‌۱۹۹-۲۰۰.    
۱۲۸. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج‌۳، ص‌۴.    
۱۲۹. ابن‌جوزی، عبدالرحمان بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج‌۱، ص۱۶۹.    
۱۳۰. طوسی‌، محمد بن حسن، تهذیب‌ الاحکام‌، ج‌۵‌، ص۲۷۰، به‌ کوشش‌ حسن‌ موسوی خرسان‌، نجف‌، ۱۳۷۹ق‌.    
۱۳۱. حمیری، ابوالعباس، قرب الاسناد، ص‌۲۲۱.    
۱۳۲. طوسی‌، محمد، تهذیب‌ الاحکام‌، ج‌۵‌، ص۲۷۰، به‌ کوشش‌ حسن‌ موسوی خرسان‌، نجف‌، ۱۳۷۹ق‌.    
۱۳۳. طوسی‌، محمد، تهذیب‌ الاحکام‌، ج‌۵‌، ص۲۷۰، به‌ کوشش‌ حسن‌ موسوی خرسان‌، نجف‌، ۱۳۷۹ق‌.    
۱۳۴. کاظمی، فاضل، مسالک الافهام إلی آیات الأحکام، ج‌۲، ص‌۲۲۰.    
۱۳۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج‌۲۰، ص‌۳۴.    
۱۳۶. ابن‌قدامه‌، عبدالله‌، المغنی‌، ج‌۲، ص۱۲۶-۱۲۷، بیروت‌، دارالکتاب العربی.
۱۳۷. ابن‌قدامه‌، عبدالله‌، المغنی‌، ج‌۳، ص۴۳۸، بیروت‌، دارالکتاب العربی.
۱۳۸. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۷، ص۱۴۶.    
۱۳۹. ابن‌جوزی، عبدالرحمان بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج۵، ص۴۲۵.    
۱۴۰. طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌۱۴، ص‌۳۷۱.    
۱۴۱. کاظمی، فاضل، مسالک الافهام إلی آیات الأحکام، ج‌۲، ص‌۱۲۳.    
۱۴۲. طوسی‌، محمد بن حسن، تهذیب‌ الاحکام‌، ج‌۳‌، ص‌۱۳۹، به‌ کوشش‌ حسن‌ موسوی خرسان‌، نجف‌، ۱۳۷۹ق‌.    
۱۴۳. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج‌۷، ص‌۱۴۶‌.    
۱۴۴. زمخشری، جارالله، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۳، ص۱۵۳.    
۱۴۵. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۷، ص‌۱۲۹.    
۱۴۶. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج‌۱۲، ص۴۱.    
۱۴۷. طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌۱۴، ص‌۳۷۰.    
۱۴۸. صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن، ج‌۱۷، ص‌۷۰.
۱۴۹. ابن‌ابی‌شیبه، عبداللٰه، المصنف، به کوشش سعید لحام، بیروت، ۱۴۰۹ق.
۱۵۰. غزالی، محمد، الوسیط، ج۲، ص۲۹۱، به کوشش احمد محمود ابراهیم و محمد محمد تامر، قاهره، ۱۴۱۷ق.    
۱۵۱. رافعی، عبدالکریم، فتح العزیز، ج۷، ص۲۴۳، بیروت، دارالفکر.    
۱۵۲. نووی، یحیی، المجموع، ج۲، ص۲۰۲، به کوشش محمود مطرحی، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
۱۵۳. صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۱۲۷، به کوشش حسین اعلمی، بیروت، ۱۴۰۴ق.    
۱۵۴. صدوق، محمد بن علی، علل ‌الشرایع، ج۱، ص۲۷۴، نجف، ۱۳۸۶ق/۱۹۶۶م.    
۱۵۵. بقره/سوره۲، آیه۱۹۶.    
۱۵۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج‌۱۹، ص‌۱۷۲.    
۱۵۷. سرخسی‌، محمد، المبسوط، ج۳، ص۶۳، قاهره‌، مطبعة الاستقامه‌.    
۱۵۸. مرغینانی‌، برهان‌الدین‌، الهدایة، ج۱، ص۱۵۲، همراه‌ فتح‌ القدیر، قاهره‌، ۱۳۱۹ق‌.    
۱۵۹. ابواسحاق‌ شیرازی، ابراهیم‌، التنبیه، ج۱، ص۶۸، به کوشش عمادالدین‌ احمد حیدر، بیروت، ۱۴۰۳ق.    
۱۶۰. ابن‌عبدالبر، یوسف، التمهید، ج۱۲، ص۱۲۵-۱۲۸، به کوشش مصطفی بن احمد علوی‌ و محمد عبدالکبیر بکری‌، رباط، ۱۳۸۷ق.    
۱۶۱. ابن‌قدامه‌، عبدالله‌، المغنی‌، ج۳، ص۱۷۰، بیروت‌، دارالکتاب العربی    .
۱۶۲. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۴، ص۲۲۴، به کوشش علی‌اکبر غفاری، تهران، ۱۳۶۳ش.
۱۶۳. صدوق، محمد بن علی، علل ‌الشرایع، ج۲، ص۴۴۳، نجف، ۱۳۸۶ق/۱۹۶۶م.    
۱۶۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۷، ص۱۲۲ - ۱۲۳    
۱۶۵. طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۴۷۴.    
۱۶۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام ج۲۰ ص۳۶ - ۴۲    
۱۶۷. طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی ج۲، ص۵۴۱.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «ایام تشریق»، شماره۵۹۴۲.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۱، ص۷۷۶ - ۷۷۸    
پرتال جامع علوم و معارف اسلامی، برگرفته از مقاله «ایام تشریق»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۸/۲/۲۷    
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «ایام تشریق»، شماره۳۵۶۵.    






جعبه ابزار