اوس‌ و خزرج‌

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اوس وَ خَزْرَج، دو تیره مهم از اعراب یمانی که از مدت‌ها پیش از اسلام در شهر یثرب (مدینه) ساکن شدند و پس از هجرت آنها را « انصار » خواندند.


نسب اوس و خزرج

[ویرایش]

نسب اوس و خزرج به قبیله بزرگ یمانی ازد می رسید و بیش‌تر نسب نگاران و مورخان سده های نخستین هجری به سلسله نسب این دو تیره از طریق بنومازن بن ازد اشاره کرده اند.
[۱] کلبی محمد، جمهرة النسب، ج۱، ص۶۲۱، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ۱۴۰۷ق /۱۹۸۷م.
[۲] خلیفة بن خیاط، الطبقات، ج۱، ص۱۷۵، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۶م.
[۳] یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۰۲، بیروت، دارصادر.

نیای بزرگ دو تیره، عمروبن عامر مشهور به مُزَیقیاست و اوس و خزرج دو پسر حارثة بن ثعلبة بن عمروبن عامر بوده اند. نسب این دو، از طریق مادر که قیله بنت کاهل نام داشت، به قبیله بنی قضاعه می‌رسید
[۴] کلبی محمد، جمهرة النسب، ج۱، ص۳۶۳-۳۶۴، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ۱۴۰۷ق /۱۹۸۷م.
و بدین سبب، اوس و خزرج خود را بنی قیله نیز می‌خوانده اند.

← علت نامگذاری


عنوان اوس مختصر شده «اوس مناة» است که وابستگی و نسبت ایشان را به یکی از بُتان مشهور دوره جاهلی نشان می‌دهد.
[۹] کلبی محمد، الاصنام، ج۱، ص۱۳-۱۴، به کوشش احمد زکی پاشا، قاهره، ۱۹۲۴م.
[۱۰] کلبی محمد، الاصنام، ج۱، ص۲۷، به کوشش احمد زکی پاشا، قاهره، ۱۹۲۴م.

در دوره جاهلی، عرب‌ها به دو تیره اوس و خزرج به طورکلی، خزرج می‌گفتند
[۱۱] کلبی محمد، الاصنام، ج۱، ص۱۴، به کوشش احمد زکی پاشا، قاهره، ۱۹۲۴م.
خزرج را به معنای باد تند یا نسیم جنوب آورده اند.

← تاریخ اقامت ایشان در یثرب


تاریخ اقامت اوس و خزرج در شهر یثرب، با پراکندگی قوم ازد - که در نواحی یمن سکنی داشتند - در مناطق گوناگون شبه جزیره و پاره ای سرزمین های اطراف آن پیوندی نزدیک دارد. شایع ‌ترین روایات در مآخذ کهن حاکی از آن است که مهاجرت گروهی ازدیان از یمن، به سبب ویرانی سدّ مأرب بر اثر سیل بوده است.
[۱۵] ابن رسته احمد، الاعلاق النفیسة، ج۷، ص۶۲ -۶۳، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۹۱م.
[۱۶] یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۰۳، بیروت، دارصادر.


← سبب اصلی مهاجرت خزرجیان


اما درباره سبب اصلی مهاجرت ایشان و تاریخ وقوع آن میان محققان معاصر، اتفاق نظری وجود ندارد.
[۱۷] مهران محمد بیومی، تاریخ العرب القدیم، ج۱، ص۴۵۵- ۴۵۸، اسکندریه، ۱۹۸۹م.
[۱۸] شریف احمد ابراهیم، مکه و المدینة فی الجاهلیة و عهد الرسول، ج۱، ص۳۱۳-۳۱۶، قاهره، دارالفکر العربی.
[۱۹] ولفنسون اسرائیل، تاریخ الیهود فی بلاد العرب، ج۱، ص۶۳، قاهره، ۱۳۴۵ق/ ۱۹۲۷م.
از پاره ای روایت های دیگر چنین برمی آید که اوس و خزرج، پیش از ویرانی سد به یثرب مهاجرت کردند.
[۲۰] ولفنسون اسرائیل، تاریخ الیهود فی بلاد العرب، ج۱، ص۵۲، قاهره، ۱۳۴۵ق/ ۱۹۲۷م.


← دلیل مهاجرت خزرجیان


در این‌که هنگام مهاجرت، اوس و خزرج به عنوان دو تیره مستقل، از نواحی یمن خارج شده اند، تردید جدی است، چنانکه در روایاتی، مهاجرت به حارثة بن ثعلة پدر اوس و خزرج، پس از ویرانی سد نسبت داده شده است، یا آن‌که چون عمروبن عامر - جد بزرگ اوس و خزرج - ویرانی سد را پیش بینی کرده بود، زمین‌ها و بوستان های خود را فروخت و با فرزندانش مهاجرت کرد و پس از طی مراحلی، اوس و خزرج سرانجام در یثرب ساکن شدند.
[۲۲] ابن رسته احمد، الاعلاق النفیسة، ج۷، ص۶۲ -۶۳، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۹۱م.
[۲۳] یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۰۳، بیروت، دارصادر.

طبق روایتی که مهاجرت را به حارثة بن ثعلبة منسوب می‌کند، وی نخست با قوم خود به نواحی شام رفت، اما بروز پاره ای مشکلات میان ایشان و رومیان ، موجب هجرت و سپس اقامت این قوم در یثرب شد.
[۲۶] ابن هشام عبدالملک، التیجان فی ملوک حمیر، ج۱، ص۲۸۳، حیدرآباد دکن، ۱۳۴۷ق.
[۲۷] ابن هشام عبدالملک، التیجان فی ملوک حمیر، ج۱، ص۲۸۶، حیدرآباد دکن، ۱۳۴۷ق.


← هجرت حزرجیان اواخر قرن ۴م


به هر حال چنان‌که محققان گفته اند، هجرت ازدیان از یمن یکباره اتفاق نیفتاد.
[۲۸] شریف احمد ابراهیم، مکه و المدینة فی الجاهلیة و عهد الرسول، ج۱، ص۳۱۵، قاهره، دارالفکر العربی.
بعدها، دسته‌هایی از این مهاجران در شمال جزیرةالعرب و در جوار سرزمین شام دولت کوچک غسانی، و دسته‌هایی دیگر در بخش هایی از عراق فعلی (حیره) دولت آل منذر یا لخمیان را تشکیل دادند و هر یک، دست نشانده یکی از دو دولت بزرگ وقت، یعنی ایران و روم بودند.
به احتمال بسیار، پس از برپایی این دولت ها، هجرت اقوام ازد، از آن جمله اوس و خزرج یا اجداد ایشان، به جاهایی از جزیرةالعرب فزونی گرفت. به گفته برخی محققان، شاید هجرت اوس و خزرج دیرتر از دیگر اقوام ازدی و احتمالاً در اواخر سده ۴م انجام شده باشد.
[۲۹] شریف احمد ابراهیم، مکه و المدینة فی الجاهلیة و عهد الرسول، ج۱، ص۳۱۴-۳۱۶، قاهره، دارالفکر العربی.


← یثرب در دست یهودیان


این قوم، یثرب را برای اقامت برگزید که از حیث شرایط اقلیمی برای کشاورزی مناسب به نظر می‌رسید. چون این دسته از ازدیان به یثرب رسیدند و در آن‌جا سکنی گزیدند، گروهی از یهودیان در شهر به سر می‌بردند و اداره آن‌جا از حیث سیاسی و اقتصادی یکسره به دست ایشان بود.
[۳۰] ابن رسته احمد، الاعلاق النفیسة، ج۷، ص۶۲، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۹۱م.

روابط میان یهودیان و اوس و خزرج، نخست بر مبنای همکاری، به ویژه در کشاورزی شکل گرفت، اما اندک اندک با فزونی یافتن شمار مهاجران، تسلط یهودیان رو به کاهش نهاد. بعید نیست از همین دوران، با تشکیل بطون و شاخه های گوناگون، روند جدایی دو تیره از یکدیگر آغاز شده باشد.
تسلط اوس و خزرج بر یثرب، موجد پدیده دیگری شد که در تعلق این شهر به حوزه دو حکومت دست نشانده غسانی و لخمی ارتباط دارد. طبق یک روایت، یهودیان به عامل دولت ساسانی خراج و مالیات می‌پرداختند و از سوی ایشان، حکمرانی یثرب به یهودیان سپرده شده بود.
[۳۲] ابن رسته احمد، الاعلاق النفیسة، ج۷، ص۶۴، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۹۱م.


← سیادت خزرجیان بر یثرب


بنابر روایت دیگری، اوس و خزرج پس از آن‌که از ستم فرماندار یهودی شهر به ستوه آمدند، از غسانیان یاری طلبیدند. مالک بن عجلان از بنی غسان به یاری ایشان آمد و از آن پس دوره سیادت اوس و خزرج بر یثرب آغاز شد.
[۳۴] مهران محمد بیومی، تاریخ العرب القدیم، ج۱، ص۴۶۲-۴۶۴، اسکندریه، ۱۹۸۹م.
به هر حال، براساس پاره ای نشانه ها، اوس و خزرج خود را به غسانیان - که مانند آنها به ازد نسب می‌بردند - نزدیک تر احساس می‌کردند، و اگر هم تا اواسط سده ۶م - چنانکه برخی محققان حدس زده اند
[۳۶] کستر م ج، الحیرة و مکه، ج۱، ص۱۱-۱۴، ترجمه یحیی جبوری، بغداد، ۱۹۷۶م.
[۳۷] علی جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۱۲۹-۱۳۰، بیروت، ۱۹۷۶م.
- کارگزاران دولت ساسانی توسط یهودیان بر یثرب تسلط داشتند، از همین زمان ، با ورود اوس و خزرج به یثرب، اوضاع به نفع غسانیان می‌بایست دگرگون شده باشد و در این زمینه روایت‌هایی نیز در دست است.
[۳۸] ابن حبیب محمد، «اسماء المغتالین»، ج۱، ص۱۳۶- ۱۳۷، ضمن نوادر المخطوطات، به کوشش محمد عبدالسلام هارون، قاهره، ۱۳۷۳ق /۱۹۵۴م.
[۳۹] علی جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۵۷۸، بیروت، ۱۹۷۶م.
[۴۰] علی جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۱۳۴، بیروت، ۱۹۷۶م.
[۴۱] ولفنسون اسرائیل، تاریخ الیهود فی بلاد العرب، ج۱، ص۵۹ -۶۱، قاهره، ۱۳۴۵ق/ ۱۹۲۷م.


← رقابت و جنگ میان اوس و خزرج


در مدتی که اوس و خزرج بر یثرب تسلط داشتند، از چگونگی اداره شهر اطلاع دقیقی در دست نیست، به ویژه آن‌که میان دو تیره چنان رقابتی درگرفت که به جنگ‌ها و نزاع های خونین و دراز مدت منتهی شد و یهودیان بی گمان در افروختن آتش فتنه میان دو تیره نقش فعال داشتند.
[۴۲] مهران محمد بیومی، تاریخ العرب القدیم، ج۱، ص۴۸۱، اسکندریه، ۱۹۸۹م.
[۴۳] وکیل محمد سید، یثرب قبل الاسلام، ج۱، ص۷۵، حجاز، ۱۴۰۹ق /۱۹۸۹م.
از آن‌جا که قدرت دو تیره تقریباً برابر بود، هر یک می‌کوشیدند با انعقاد پیمان با گروهی از قبایل مشهور یهودی در یثرب، بر دیگری تفوق یابند، چنانکه اوسیان با بنی قریظه هم پیمان شدند و خزرجیان با بنی نضیر .
[۴۴] وکیل محمد سید، یثرب قبل الاسلام، ج۱، ص۷۵، حجاز، ۱۴۰۹ق /۱۹۸۹م.

حاصل این رقابت ها، بروز جنگ های خونین میان طوایف این دو تیره بود که در «ایام العرب» دوره جاهلی، برای هر یک نامی خاص هست، ولی روایات مربوط به آن، آمیخته با افسانه است.
[۴۵] مهران محمد بیومی، تاریخ العرب القدیم، ج۱، ص۴۸۰، اسکندریه، ۱۹۸۹م.


← ارتباط اوسیان با پیامبر


در نخستین جنگ به نام «حرب سُمیر»، پیروزی از آن اوس شد، اما در بیش‌تر جنگ های بعدی، خزرجیان تسلط یافتند. در واپسین جنگ این هر دو تیره به نام «حرب بُعاث» که اندکی پیش از هجرت حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) به یثرب اتفاق افتاد، اوسیان برای کسب پیروزی بر رقیب، به مکه آمدند و خواهان انعقاد پیمان با قریش شدند، اما اعتنایی ندیدند. در همین اوقات بود که میان برخی از ایشان و پیامبر (صلی الله علیه وآله) ارتباط حاصل شد.
[۴۸] ابن حبیب محمد، المنمق، ج۱، ص۲۶۸، به کوشش خورشید احمد فارق، بیروت، ۱۴۰۵ق /۱۹۸۵م.
[۵۱] ولفنسون اسرائیل، تاریخ الیهود فی بلاد العرب، ج۱، ص۶۸، قاهره، ۱۳۴۵ق/ ۱۹۲۷م.

ظاهراً خزرجیان بر آن بودند تا عبدالله بن اُبَی ابن سلول را - که بعدها از منافقان مشهور شد - تاج بر سر نهند و فرمانروایی شهر بدو بسپرند.
[۵۴] ولفنسون اسرائیل، تاریخ الیهود فی بلاد العرب، ج۱، ص۷۰، قاهره، ۱۳۴۵ق/ ۱۹۲۷م.


← اسلام آوردن اوس و خزرج


با هجرت پیامبر (صلی الله علیه وآله) به یثرب، اوس و خزرج اسلام آوردند و « انصار » عنوان یافتند و خود بدان افتخار می‌کردند.
[۵۵] علی جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۱۴۰-۱۴۱، بیروت، ۱۹۷۶م.
با این همه، در برخی مواقع، رقابت های دیرین میان دو تیره سر بر می‌آورد، چنانکه بر سر این‌که کدام یک در پیمان عقبه زودتر با آن حضرت دست بیعت دادند، اختلاف و تفاخر داشتند. این اختلاف درباره حضور ایشان در دیگر مواقع دوره اسلامی نیز وجود داشت.
[۵۶] ابن سعد محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۴، لیدن، ۱۳۲۲ق.
[۵۷] ابن قدامه عبدالله، التبیین فی انساب القرشیین، ج۱، ص۴۹۹، به کوشش محمد نایف دلیمی، بیروت، ۱۴۰۸ق /۱۹۸۸م.


← خاموشی فتنه توسط پیامبر


البته به نظر می‌رسد که در دوره اسلامی نیز اکثریت با خزرجیان بود، چنانکه در میان نقیبان ۱۲ گانه - در آغاز ارتباط با پیامبر (صلی الله علیه وآله) - ۳ تن از اوسیان بودند و بقیه از خزرج
[۵۹] طبری، تاریخ، ج۲، ص۳۶۳.
و در جنگ بدر نیز شمار افراد خزرج بیش‌تر از اوس بود.
[۶۰] ابن اسحاق محمد، سیره، ج۱، ص۲۸۸، به کوشش محمد حمیدالله، قونیه، ۱۴۰۱ق /۱۹۸۱م.
در جنگ های مریسیع و بنی قریظه و قضیه افک نیز اختلاف میان اوس و خزرج ظاهر شد، ولی پیامبر ( صلی الله علیه وآله ) آتش فتنه را خاموش کرد.
[۶۲] واقدی محمد، المغازی، ج۲، ص۴۱۵، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
[۶۳] واقدی محمد، المغازی، ج۲، ص۴۳۱، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
[۶۴] واقدی محمد، المغازی، ج۲، ص۵۱۵، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
[۶۵] ابن سعد محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۴۶، لیدن، ۱۳۲۲ق.
[۶۶] طبری، تاریخ، ج۲، ص۶۱۴.
[۶۷] احمد بن حنبل، مسند، ج۶، ص۵۹، قاهره، ۱۳۱۳ق.
[۶۸] احمد بن حنبل، مسند، ج۶، ص۱۹۶، قاهره، ۱۳۱۳ق.


← سود بردن سقیفیان از رقابت اوس و خزرج


پس از وفات آن حضرت نیز، در ماجرای سقیفه ، ابوبکر و یارانش از رقابت اوس و خزرج بر سر جانشینی پیامبر ( صلی الله علیه وآله ) سود بردند.
[۶۹] طبری، تاریخ، ج۳، ص۲۲۱-۲۲۲.
[۷۰] مسعودی علی، مروج الذهب، ج۲، ص۳۰۴، به کوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ۱۳۸۵ق /۱۹۶۵م.

اوس و خزرج هر یک دارای ۵ بطن بودند.
[۷۱] شریف احمد ابراهیم، مکه و المدینة فی الجاهلیة و عهد الرسول، ج۱، ص۳۱۰- ۳۱۱، قاهره، دارالفکر العربی.
این بطون خود به عشایر و شاخه های دیگری که شمار آنها بالغ بر ۴۰ شاخه می‌شد، به جز عشایر دیگری از اعراب که با دو تیره رابطه ولاء داشتند، تقسیم می‌شدند
[۷۲] شریف احمد ابراهیم، مکه و المدینة فی الجاهلیة و عهد الرسول، ج۱، ص۳۰۹، قاهره، دارالفکر العربی.


← شاعران معروف اوس و خزرج


اوس و خزرج علاوه بر آن‌که به جنگاوری و دلیری شهره بودند،
[۷۳] ابن عبدربه احمد، العقد الفرید، ج۲، ص۱۹۲-۱۹۳، به کوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ۱۴۰۲ق /۱۹۸۳م.
[۷۴] بلاذری احمد، فتوح البلدان، ج۱، ص۱۷، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۶۵م.
هر یک شاعرانی داشتند. از میان اوسیان، قیس بن خَطیم که به « زبان اوس » شهره بود، و ابوقیس ابن اسلت، نام بردارند،
[۷۵] علی جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۴۷۵، بیروت، ۱۹۷۶م.
[۷۶] ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲، ص۱۵۹، بیروت، ۱۳۹۰ق /۱۹۷۰م.
[۷۷] ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۵، ص۱۶۰، بیروت، ۱۳۹۰ق /۱۹۷۰م.
و از خزرجیان نیز باید به حسان بن ثابت - که مدایح او در حق حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) شهره است - و کعب بن مالک اشاره کرد.
[۷۸] ذهبی محمد، سیراعلام النبلاء، ج۲، ص۵۱۲، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ۱۴۰۶ق /۱۹۸۶م.
[۷۹] ذهبی محمد، سیراعلام النبلاء، ج۲، ص۵۲۳، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ۱۴۰۶ق /۱۹۸۶م.
[۸۰] علی جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۹، ص۶۵۴، بیروت، ۱۹۷۶م.


← نزول آیه وحدت در شأن اوس و خزرج


برخی از وجوه اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیز به دو تیره اوس و خزرج تعلق داشتند و بعدها اعضای دو تیره، هر یک به سببی به ایشان افتخار می‌کردند. در اوس کسانی مانند حنظله غسیل الملائکه ، عاصم بن ثابت، سعد بن معاذ، و در خزرج، زید بن ثابت، معاذ بن جبل، اُبَی بن کعب
[۸۱] ابن عبدربه احمد، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۱، به کوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ۱۴۰۲ق /۱۹۸۳م.
[۸۲] علی جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۱۳۷، بیروت، ۱۹۷۶م.
را باید نام برد.
گفته‌اند برخی از آیات قرآن کریم ، به ویژه آیه ۱۰۳ از سوره آل عمران که مؤمنان را به وحدت و پرهیز از تفرقه دعوت می‌کند، در شأن اوس و خزرج نازل شده است.
[۸۳] شیخ طوسی حسن، التبیان، ج۲، ص۵۴۵ -۵۴۶، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت، دارالتراث العربی.
[۸۴] قرطبی محمد، الجامع لاحکام القرآن، ج۴، ص۱۵۵، قاهره، دارالکتب المصریه.
[۸۵] طبری، تفسیر، ج۴، ص۱۷.


تالیف آثار اوسیان و خزرجیان

[ویرایش]

از میان مؤلفان و مورخان قدیم، کسانی چون ابوعبیده معمر بن مثنی، واقدی (۲۰۷ق) و علاّن شعوبی (اواخر قرن ۲ق)، آثاری درباره اوس و خزرج و انساب و جنگ‌ها و مثالب ایشان داشته اند.
[۸۶] ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۶۰.
[۸۷] ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۱۱۱.
[۸۸] ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۱۱۸.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابن اثیر، الکامل.
(۲) ابن اسحاق محمد، سیره، به کوشش محمد حمیدالله، قونیه، ۱۴۰۱ق /۱۹۸۱م.
(۳) ابن حبیب محمد، «اسماء المغتالین»، ضمن نوادر المخطوطات، به کوشش محمد عبدالسلام هارون، قاهره، ۱۳۷۳ق /۱۹۵۴م.
(۴) ابن حبیب محمد، المنمق، به کوشش خورشید احمد فارق، بیروت، ۱۴۰۵ق /۱۹۸۵م.
(۵) ابن حزم علی، جمهره انساب العرب، بیروت، ۱۴۰۳ق /۱۹۸۳م.
(۶) ابن درید محمد، الاشتقاق، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۷۸ق /۱۹۵۸م.
(۷) ابن رسته احمد، الاعلاق النفیسة، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۹۱م.
(۸) ابن سعد محمد، الطبقات الکبری، لیدن، ۱۳۲۲ق.
(۹) ابن سعید مغربی علی، نشوة الطرب، به کوشش نصرت عبدالرحمان، عمان، ۱۹۸۲م.
(۱۰) ابن عبدربه احمد، العقد الفرید، به کوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ۱۴۰۲ق /۱۹۸۳م.
(۱۱) ابن قتیبه عبدالله، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
(۱۲) ابن قدامه عبدالله، التبیین فی انساب القرشیین، به کوشش محمد نایف دلیمی، بیروت، ۱۴۰۸ق /۱۹۸۸م.
(۱۳) ابن منظور، لسان العرب.
(۱۴) ابن ندیم، الفهرست.
(۱۵) ابن هشام عبدالملک، التیجان فی ملوک حمیر، حیدرآباد دکن، ۱۳۴۷ق.
(۱۶) ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، بیروت، ۱۳۹۰ق /۱۹۷۰م.
(۱۷) احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ۱۳۱۳ق.
(۱۸) بلاذری احمد، انساب الاشراف، به کوشش محمد حمیدالله، قاهره، ۱۹۵۹م.
(۱۹) بلاذری احمد، فتوح البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۶۵م.
(۲۰) خلیفة بن خیاط، الطبقات، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۶م.
(۲۱) ذهبی محمد، سیراعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ۱۴۰۶ق /۱۹۸۶م.
(۲۲) سمهودی علی، وفاء الوفاء، به کوشش محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره، ۱۳۷۴ق/ ۱۹۵۵م.
(۲۳) شریف احمد ابراهیم، مکه و المدینة فی الجاهلیة و عهد الرسول، قاهره، دارالفکر العربی.
(۲۴) شیخ طوسی حسن، التبیان، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت، دارالتراث العربی.
(۲۵) طبری، تاریخ.
(۲۶) طبری، تفسیر.
(۲۷) علی جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت، ۱۹۷۶م.
(۲۸) قرطبی محمد، الجامع لاحکام القرآن، قاهره، دارالکتب المصریه.
(۲۹) کستر م ج، الحیرة و مکه، ترجمه یحیی جبوری، بغداد، ۱۹۷۶م.
(۳۰) کلبی محمد، الاصنام، به کوشش احمد زکی پاشا، قاهره، ۱۹۲۴م.
(۳۱) کلبی محمد، جمهرة النسب، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ۱۴۰۷ق /۱۹۸۷م.
(۳۲) کلبی محمد، نسب معدوالیمن الکبیر، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ۱۴۰۸ق /۱۹۸۸م.
(۳۳) مسعودی علی، مروج الذهب، به کوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ۱۳۸۵ق /۱۹۶۵م.
(۳۴) مهران محمد بیومی، تاریخ العرب القدیم، اسکندریه، ۱۹۸۹م.
(۳۵) واقدی محمد، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
(۳۶) وکیل محمد سید، یثرب قبل الاسلام، حجاز، ۱۴۰۹ق /۱۹۸۹م.
(۳۷) ولفنسون اسرائیل، تاریخ الیهود فی بلاد العرب، قاهره، ۱۳۴۵ق/ ۱۹۲۷م.
(۳۸) یعقوبی، تاریخ، بیروت، دارصادر.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. کلبی محمد، جمهرة النسب، ج۱، ص۶۲۱، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ۱۴۰۷ق /۱۹۸۷م.
۲. خلیفة بن خیاط، الطبقات، ج۱، ص۱۷۵، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۶م.
۳. یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۰۲، بیروت، دارصادر.
۴. کلبی محمد، جمهرة النسب، ج۱، ص۳۶۳-۳۶۴، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ۱۴۰۷ق /۱۹۸۷م.
۵. ابن قتیبه عبدالله، المعارف، ج۱، ص۱۰۹، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.    
۶. ابن حزم علی، جمهره انساب العرب، ج۱، ص۳۳۱، بیروت، ۱۴۰۳ق /۱۹۸۳م.    
۷. علی جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۷، ص۱۳۳، بیروت، ۱۹۷۶م.    
۸. علی جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۷، ص۱۳۵، بیروت، ۱۹۷۶م.    
۹. کلبی محمد، الاصنام، ج۱، ص۱۳-۱۴، به کوشش احمد زکی پاشا، قاهره، ۱۹۲۴م.
۱۰. کلبی محمد، الاصنام، ج۱، ص۲۷، به کوشش احمد زکی پاشا، قاهره، ۱۹۲۴م.
۱۱. کلبی محمد، الاصنام، ج۱، ص۱۴، به کوشش احمد زکی پاشا، قاهره، ۱۹۲۴م.
۱۲. ابن درید محمد، الاشتقاق، ج۱، ص۴۳۷، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۷۸ق /۱۹۵۸م.    
۱۳. ابن درید محمد، الاشتقاق، ج۱، ص۴۳۷، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۷۸ق /۱۹۵۸م.    
۱۴. ابن منظور، لسان العرب، ج۲، ص۲۵۵.    
۱۵. ابن رسته احمد، الاعلاق النفیسة، ج۷، ص۶۲ -۶۳، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۹۱م.
۱۶. یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۰۳، بیروت، دارصادر.
۱۷. مهران محمد بیومی، تاریخ العرب القدیم، ج۱، ص۴۵۵- ۴۵۸، اسکندریه، ۱۹۸۹م.
۱۸. شریف احمد ابراهیم، مکه و المدینة فی الجاهلیة و عهد الرسول، ج۱، ص۳۱۳-۳۱۶، قاهره، دارالفکر العربی.
۱۹. ولفنسون اسرائیل، تاریخ الیهود فی بلاد العرب، ج۱، ص۶۳، قاهره، ۱۳۴۵ق/ ۱۹۲۷م.
۲۰. ولفنسون اسرائیل، تاریخ الیهود فی بلاد العرب، ج۱، ص۵۲، قاهره، ۱۳۴۵ق/ ۱۹۲۷م.
۲۱. ابن سعید مغربی علی، نشوة الطرب، ج۱، ص۱۸۸، به کوشش نصرت عبدالرحمان، عمان، ۱۹۸۲م.    
۲۲. ابن رسته احمد، الاعلاق النفیسة، ج۷، ص۶۲ -۶۳، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۹۱م.
۲۳. یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۰۳، بیروت، دارصادر.
۲۴. ابن اثیر، الکامل، ج۱، ص۶۵۵ -۶۵۶.    
۲۵. ابن سعید مغربی علی، نشوة الطرب، ج۱، ص۱۸۸، به کوشش نصرت عبدالرحمان، عمان، ۱۹۸۲م.    
۲۶. ابن هشام عبدالملک، التیجان فی ملوک حمیر، ج۱، ص۲۸۳، حیدرآباد دکن، ۱۳۴۷ق.
۲۷. ابن هشام عبدالملک، التیجان فی ملوک حمیر، ج۱، ص۲۸۶، حیدرآباد دکن، ۱۳۴۷ق.
۲۸. شریف احمد ابراهیم، مکه و المدینة فی الجاهلیة و عهد الرسول، ج۱، ص۳۱۵، قاهره، دارالفکر العربی.
۲۹. شریف احمد ابراهیم، مکه و المدینة فی الجاهلیة و عهد الرسول، ج۱، ص۳۱۴-۳۱۶، قاهره، دارالفکر العربی.
۳۰. ابن رسته احمد، الاعلاق النفیسة، ج۷، ص۶۲، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۹۱م.
۳۱. بلاذری احمد، فتوح البلدان، ج۱، ص۱۷، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۶۵م.    
۳۲. ابن رسته احمد، الاعلاق النفیسة، ج۷، ص۶۴، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۹۱م.
۳۳. سمهودی علی، وفاء الوفاء، ج۱، ص۱۵۰، به کوشش محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره، ۱۳۷۴ق/ ۱۹۵۵م.    
۳۴. مهران محمد بیومی، تاریخ العرب القدیم، ج۱، ص۴۶۲-۴۶۴، اسکندریه، ۱۹۸۹م.
۳۵. علی جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۱۲۷، بیروت، ۱۹۷۶م.    
۳۶. کستر م ج، الحیرة و مکه، ج۱، ص۱۱-۱۴، ترجمه یحیی جبوری، بغداد، ۱۹۷۶م.
۳۷. علی جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۱۲۹-۱۳۰، بیروت، ۱۹۷۶م.
۳۸. ابن حبیب محمد، «اسماء المغتالین»، ج۱، ص۱۳۶- ۱۳۷، ضمن نوادر المخطوطات، به کوشش محمد عبدالسلام هارون، قاهره، ۱۳۷۳ق /۱۹۵۴م.
۳۹. علی جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۲، ص۵۷۸، بیروت، ۱۹۷۶م.
۴۰. علی جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۱۳۴، بیروت، ۱۹۷۶م.
۴۱. ولفنسون اسرائیل، تاریخ الیهود فی بلاد العرب، ج۱، ص۵۹ -۶۱، قاهره، ۱۳۴۵ق/ ۱۹۲۷م.
۴۲. مهران محمد بیومی، تاریخ العرب القدیم، ج۱، ص۴۸۱، اسکندریه، ۱۹۸۹م.
۴۳. وکیل محمد سید، یثرب قبل الاسلام، ج۱، ص۷۵، حجاز، ۱۴۰۹ق /۱۹۸۹م.
۴۴. وکیل محمد سید، یثرب قبل الاسلام، ج۱، ص۷۵، حجاز، ۱۴۰۹ق /۱۹۸۹م.
۴۵. مهران محمد بیومی، تاریخ العرب القدیم، ج۱، ص۴۸۰، اسکندریه، ۱۹۸۹م.
۴۶. ابن اثیر، الکامل، ج۱، ص۶۵۸ - ۶۵۹.    
۴۷. ابن اثیر، الکامل، ج۱، ص۶۵۹.    
۴۸. ابن حبیب محمد، المنمق، ج۱، ص۲۶۸، به کوشش خورشید احمد فارق، بیروت، ۱۴۰۵ق /۱۹۸۵م.
۴۹. بلاذری احمد، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۳۸، به کوشش محمد حمیدالله، قاهره، ۱۹۵۹م.    
۵۰. ابن اثیر، الکامل، ج۱، ص۶۸۰ -۶۸۱.    
۵۱. ولفنسون اسرائیل، تاریخ الیهود فی بلاد العرب، ج۱، ص۶۸، قاهره، ۱۳۴۵ق/ ۱۹۲۷م.
۵۲. بلاذری احمد، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۷۴، به کوشش محمد حمیدالله، قاهره، ۱۹۵۹م.    
۵۳. ابن سعید مغربی علی، نشوة الطرب، ج۱، ص۱۹۰، به کوشش نصرت عبدالرحمان، عمان، ۱۹۸۲م.    
۵۴. ولفنسون اسرائیل، تاریخ الیهود فی بلاد العرب، ج۱، ص۷۰، قاهره، ۱۳۴۵ق/ ۱۹۲۷م.
۵۵. علی جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۱۴۰-۱۴۱، بیروت، ۱۹۷۶م.
۵۶. ابن سعد محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۴، لیدن، ۱۳۲۲ق.
۵۷. ابن قدامه عبدالله، التبیین فی انساب القرشیین، ج۱، ص۴۹۹، به کوشش محمد نایف دلیمی، بیروت، ۱۴۰۸ق /۱۹۸۸م.
۵۸. بلاذری احمد، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۲، به کوشش محمد حمیدالله، قاهره، ۱۹۵۹م.    
۵۹. طبری، تاریخ، ج۲، ص۳۶۳.
۶۰. ابن اسحاق محمد، سیره، ج۱، ص۲۸۸، به کوشش محمد حمیدالله، قونیه، ۱۴۰۱ق /۱۹۸۱م.
۶۱. بلاذری احمد، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۹۰، به کوشش محمد حمیدالله، قاهره، ۱۹۵۹م.    
۶۲. واقدی محمد، المغازی، ج۲، ص۴۱۵، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۶۳. واقدی محمد، المغازی، ج۲، ص۴۳۱، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۶۴. واقدی محمد، المغازی، ج۲، ص۵۱۵، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۶۵. ابن سعد محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۴۶، لیدن، ۱۳۲۲ق.
۶۶. طبری، تاریخ، ج۲، ص۶۱۴.
۶۷. احمد بن حنبل، مسند، ج۶، ص۵۹، قاهره، ۱۳۱۳ق.
۶۸. احمد بن حنبل، مسند، ج۶، ص۱۹۶، قاهره، ۱۳۱۳ق.
۶۹. طبری، تاریخ، ج۳، ص۲۲۱-۲۲۲.
۷۰. مسعودی علی، مروج الذهب، ج۲، ص۳۰۴، به کوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ۱۳۸۵ق /۱۹۶۵م.
۷۱. شریف احمد ابراهیم، مکه و المدینة فی الجاهلیة و عهد الرسول، ج۱، ص۳۱۰- ۳۱۱، قاهره، دارالفکر العربی.
۷۲. شریف احمد ابراهیم، مکه و المدینة فی الجاهلیة و عهد الرسول، ج۱، ص۳۰۹، قاهره، دارالفکر العربی.
۷۳. ابن عبدربه احمد، العقد الفرید، ج۲، ص۱۹۲-۱۹۳، به کوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ۱۴۰۲ق /۱۹۸۳م.
۷۴. بلاذری احمد، فتوح البلدان، ج۱، ص۱۷، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۶۵م.
۷۵. علی جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۴۷۵، بیروت، ۱۹۷۶م.
۷۶. ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲، ص۱۵۹، بیروت، ۱۳۹۰ق /۱۹۷۰م.
۷۷. ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۵، ص۱۶۰، بیروت، ۱۳۹۰ق /۱۹۷۰م.
۷۸. ذهبی محمد، سیراعلام النبلاء، ج۲، ص۵۱۲، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ۱۴۰۶ق /۱۹۸۶م.
۷۹. ذهبی محمد، سیراعلام النبلاء، ج۲، ص۵۲۳، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ۱۴۰۶ق /۱۹۸۶م.
۸۰. علی جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۹، ص۶۵۴، بیروت، ۱۹۷۶م.
۸۱. ابن عبدربه احمد، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۱، به کوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ۱۴۰۲ق /۱۹۸۳م.
۸۲. علی جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۱۳۷، بیروت، ۱۹۷۶م.
۸۳. شیخ طوسی حسن، التبیان، ج۲، ص۵۴۵ -۵۴۶، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت، دارالتراث العربی.
۸۴. قرطبی محمد، الجامع لاحکام القرآن، ج۴، ص۱۵۵، قاهره، دارالکتب المصریه.
۸۵. طبری، تفسیر، ج۴، ص۱۷.
۸۶. ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۶۰.
۸۷. ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۱۱۱.
۸۸. ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۱۱۸.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه بزرگ اسلامی مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی برگرفته از مقاله «اوس و خزرج»ج۱۰، ص۴۱۲۷.    


رده‌های این صفحه : اصحاب پیامبر | تراجم | رجال | قبائل




جعبه ابزار