انقباض

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



انقباض یعنی گرفته شدن و از آن در بابهایی مانند امر به معروف و نهی از منکر، اطعمه و اشربه و قضاء سخن رفته است.



تعریف واژه انقباض

[ویرایش]

مراد از واژه انقباض به لحاظ تعلّق آن به چیزی، متفاوت است. انقباض چهره، ترش رویی و اخم کردن؛ انقباض دست، کنایه از دور بودن از قدرت و حکومت؛ و انقباض گوشت، گرفتگی و جمع شدن ‌آن است.

میته یا مذکی بودن گوشت

[ویرایش]

گوشتی که مذکّی و میته بودن آن معلوم نیست، در اینکه به استناد اصل عدم تذکیه، به میته بودن آن حکم می‌شود یا با نهادن روی آتش آزمایش می‌گردد که اگر منقبض شود مذکّی وگرنه، میته است اختلاف می‌باشد. قول دوم به مشهور نسبت داده شده است.

رجوع به فقیه

[ویرایش]

مؤمنان هنگام نزاع و اختلاف با یکدیگر در زمان مبسوط الید نبودن امام علیه السّلام، باید به فقیه جامع الشرایط رجوع کنند.

کراهت ترش رو بودن قاضی

[ویرایش]

بر قاضی مکروه است در برخورد با دو طرف دعوا ترش رویی کند.

نهی از منکر

[ویرایش]

از مراتب نهی از منکر، درهم کشیدن چهره در برابر مرتکب شونده منکر است.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۶، ص۴۰۲.    
۲. نراقی، احمد، مستند الشیعة، ج۱۵، ص۱۵۰.    
۳. حلی،یحیی بن سعید، الجامع للشرائع، ج۱، ص۵۲۳.    
۴. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۰، ص۸۴.    
۵. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۷۸.    
۶. خمینی، روح الله، تحربر الوسیلة، ج۱، ص۴۷۶.    


منبع

[ویرایش]

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۱، ص۷۴۰-۷۴۱.    






جعبه ابزار