انشاء (فقه)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ایجاد یا ابراز معنا، مقابل اخبار را اِنشاء می‌گویندواز آن در باب تجارت بحث شده است.


تعریف انشاء

[ویرایش]

مشهور فقها انشاء را به ایجاد معنا با لفظ تعریف کرده‌اند، مانند ایجاد معنای فروختن با لفظ «بِعتُ» و خریدن با لفظ «اِشْتَریتُ»؛ لیکن برخی، آن را ابراز امر نفسانی (معنا) دانسته‌اند.

تفاوت انشاء و اخبار

[ویرایش]

تفاوت انشاء با اِخبار این است که جمله انشایی، در خارج مابازاء ندارد که با آن تطبیق داده شود. از این رو، به صدق و کذب متّصف نمی‌گردد؛ امّا جمله خبری که در مقام خبر دادن از ثبوت یا نفی چیزی است گاه مطابق با واقع و گاه مخالف با آن است. از این رو، به صدق و کذب متّصف می‌شود.

تقسیمات

[ویرایش]


← انشاء فعلی و قولی


انشاء به لحاظ ابراز آن به انشاء فعلی و قولی تقسیم می‌شود. انشاء فعلی عبارت است از انشاء با دادن و گرفتن و یا هرفعل دیگری که جایگزین قول باشد مثل اشاره لال و یا نوشتن. و انشاء قولی (انشاء لفظی، انشاء به صیغه) عبارت است از انشاء با لفظ و صیغه مخصوص. برای مثال، انشاء تملیک و تملّک در بیع، گاه با تحویل دادن کالا و دریافت بهای آن تحقّق می‌یابد و گاه با صیغه «بِعْتُ» و اِشْتَریتُ».

← انشاء تنجیزی و تعلیقی


انشاء به لحاظ ایجاد یا ابراز متعلّق آن (مُنشأ) به نحو مطلق یا مشروط، به انشاء تنجیزی و تعلیقی تقسیم می‌شود. اول، مانند انشاء ملکیّت کتاب برای شخصی بدون هیچ شرطی، و دوم، مانند انشاء ملکیّت کتاب برای شخصی به شرط آمدن شخصی‌دیگر.
انشاء تنجیزی تأثیر فعلی دارد، بر خلاف انشاء تعلیقی که اثر بالفعل ندارد و تأثیر آن مشروط به تحقّق شرط است.

← انشاء خارجی و قلبی


انشاء به لحاظ مُنشَأ آن، به انشاء خارجی و قلبی (نیّت) (انشاء نفسی، انشاء ضمیری) تقسیم می‌شود. شرط صحّت همه عقود و ایقاعات انشاء خارجی است و انشاء قلبی کفایت نمی‌کند، مگر در نذر و عهد که از برخی، کفایت نیّت قلبی در تحقّق آن دو، نقل شده است.

حکم

[ویرایش]

در تمامی عقود و ایقاعات، قصد انشاء معتبر است. در اینکه در قرائت نماز، افزون بر قصد قرائت قرآن، می‌توان در مثل آیه{ الحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ العَالَمین}قصد انشاء حمد، در آیه{ الرَّحْمـن الرَّحِیم }
قصد انشاء مدح، در آیه{ إیّاکَ نَعْبُد وَ ایّاکَ نَسْتَعین}قصد انشاء خطاب و در آیه{ اِهْدِنا الصِّراطَ المُسْتَقیم}قصد انشاء طلب هدایت کرد، اختلاف است. بسیاری از فقها آن را جایز دانسته‌اند.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. خویی، ابوالقاسم، مصباح الفقاهة، ج۲، ص۵۲.    
۲. خوانساری، احمد، جامع المدارک، ج۳، ص۷۱.    
۳. خمینی، روح الله، تحریر الوسیلة، ج۲، ص۴۳۳.    
۴. اصفهانی، محمدحسین، حاشیة الکتاب المکاسب، ج۱، ص۲۹۶.    
۵. خویی، ابوالقاسم، مصباح الفقاهة، ج۳، ص۸۱.    
۶. مصطفی، خمینی، کتاب البیع، ج۱، ص۱۶۹-۱۷۰.    
۷. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، حاشیة المکاسب، ج۱، ص۶۶.    
۸. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۱۴۷-۱۴۸.    
۹. طباطبایی حکیم، محسن، مستمسک العروة الوثقی، ج۶، ص۲۸۸.    


منبع

[ویرایش]

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیه السلام ج۱، ص۷۲۷-۷۲۹.    


رده‌های این صفحه : عقود | فقه | معاملات




جعبه ابزار