ام‌حبیبه (همسر پیامبر)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ام‌حبیبه یکی از همسران پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)
[۱] السیرة النبویه، ج۴، ص۳۶۲.
و دختر دشمن سرسخت رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ابوسفیان بن حرب بن امیه بن عبدالشمس بن عبد مناف است. نامش «رَملَه» و در برخی روایات هند ذکر شده؛ اما از نظر بیشتر مورخین و نسب‌شناسان به رمله مشهور است.


زندگی‌نامه

[ویرایش]

او هفده سال پیش از بعثت در مکه به دنیا آمد. این تاریخ با روایاتی که سن او را در هفتم بعثت سی و چند ساله دانسته‌اند، مطابقت دارد.
مادرش صفیه بنت ابی‌العاص بن عبدشمس بن عبدمناف و عمه عثمان بن عفان بود. «رمله» پیش از بعثت نبی ‌مکرم اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با عبیدالله بن جحش اسدی برادر همسر دیگرشان، زینب بنت جحش ازدواج کرد. بعد از بعثت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) او و عبیدالله از اولین کسانی بودند که به حضرت ایمان آوردند و به دین اسلام گرویدند.
ام‌حبیبه در جریان هجرت دوم مسلمانان به حبشه همراه عبیدالله به آن سرزمین هجرت کرد.
[۱۸] انساب الاشراف، ج۱، ص۲۲۷.
وی از عبیدالله صاحب دختری به نام «حبیبه» شد به همین خاطر از آن پس به کنیه «ام‌حبیبه» خوانده می‌شد. همسرش در آنجا مرتد شد و به آیین مسیح درگذشت؛
[۲۴] السیرة النبویه، ج۴، ص۳۶۲.
اما امّ حبیبه که از او جدا شده بود همچنان بر اسلام خود ماند.

ازدواج با رسول‌خدا

[ویرایش]

در حبشه شوهرش عبیدالله از مسلمانی برگشت و نصرانی شد. ام‌حبیبه علی‌رغم اصرار شوهر بر مسیحی شدن، بر آیین اسلام باقی ماند، تا اینکه سرانجام عبیدالله در حبشه به همان آیین مسیحیت درگذشت. ام‌حبیبه بی‌یار و یاور و تنها شده بود؛ از این‌رو گوشه عزلت گزیده بود
[۳۶] عایشه بنت الشاطی، نساء النبی، ص۱۹۸، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۹۸۵.
تا اینکه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در سال شش
[۳۷] انساب الاشراف، ج۲، ص۷۲.
[۳۸] الاستیعاب، ج۴، ص۴۸۴.
یا هفتم هجری، یا هفت هجری عمرو بن امیه ضَمری را به همراه نامه‌ای نزد نجاشی فرستاد و از او خواست تا ام‌حبیبه را برایش خواستگاری کند و همراه دیگر مسلمانان به مدینه گسیل دارد.
ام‌حبیبه پسر عمویش خالد بن سعید بن عاص
[۴۳] انساب الاشراف، ج۱، ص۲۲۷.
[۴۴] تاریخ طبری، ج۲، ص۲۱۳.
یا عثمان بن عَفّان
[۴۵] تاریخ طبری، ج۲، ص۲۱۳.
را در این امر وکیل خود قرار داد. عمرو بن امیه به وکالت از رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از ام‌حبیبه خواستگاری نمود. در این مجلس نجاشی خطبه خواند و سپس نجاشی و خالد بن سعید عهده‌دار عقدشان گردیدند و ام‌حبیبه را با مهریه چهارصد دینار
[۵۵] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۱، ص۸۹، تحقیق اسعد داغر، قم، دار الهجره، چاپ دوم، ۱۴۰۹.
و به نقلی صد دینار به عقد رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در آوردند.
[۵۹] تاریخ الطبری، ج۲، ص۲۱۳.
پس به سنت انبیاء الهی، ولیمه‌ای از سوی نجاشی به حضار داده شد. سپس پس از مدتی همسر رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را به همراه دیگر مهاجران با هدایایی روانه مدینه کرد. آورده‌اند وقتی ابوسفیان از موضوع ازدواج دخترش ام‌حبیبه با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با خبر شد گفت: «این مردی است که نمی‌توان خواستش را بر نیاورد.» کاروان مهاجران هم‌زمان با فتح خیبر به مدینه رسیدند. روزی که ام‌حبیبه به مدینه آمد، سی و چند ساله بود.
[۶۸] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۳، ص۳۳، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۶.


ازدواج پیامبر با وی در قرآن

[ویرایش]

از آن‌جا که‌ ابوسفیان‌ در زمره دشمنان‌ اسلام‌ بود، ابن‌عباس‌ نزول‌ آیه «عَسَی‌اللّه‌ُ أَن‌ْ یَجْعَل‌َ بَیْنَکُم‌ْ وَ بَیْن‌َ الَّذین‌َ عادَیْتُم‌ْ مِنْهُم‌ْ مَوَدَّةً» را با ازدواج‌ پیامبر (ص‌) و ام‌ حبیبه‌ دختر وی مرتبط دانسته‌ است‌.

اوصاف اخلاقی

[ویرایش]

نقل است که پیش از فتح مکه ابوسفیان برای تجدید صلح حدیبیه به مدینه آمد، او به خانه دخترش ام‌حبیبه رفت و چون خواست بر فراش پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بنشیند، دخترش آن را جمع کرد. ابوسفیان گفت: «دخترم نمی‌دانم فراش شایسته من نیست یا من شایسته فراش نیستم.» ام‌حبیبه گفت: «این فراش پیغمبر خداست و تو مشرک و نجسی؛ نخواستم بر فراش پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بنشینی.» ابوسفیان گفت: «به خدا دخترکم از وقتی تو را ندیدم دچار شری شده‌ای.»
گفته شده که ام‌حبیبه به ذکاوت و گمان نیک و نیک‌رأیی و...معروف بوده است.

جایگاه ام‌حبیبه

[ویرایش]

امّ حبیبه از میان همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله)، از لحاظ نسب از همه به آن حضرت نزدیک تر و مهرش نیز بیشتر بوده است.
[۷۷] الاستیعاب، ج۴، ص۴۰۲.
[۷۸] سیر اعلام النبلاء، ص۲۱۹.
ایمان او به پیامبر (صلی الله علیه وآله) تا بدانجا بود که در سال هشتم هجرت وقتی پدرش ابوسفیان برای تجدید و تحکیم پیمان حدیبیه به مدینه آمد بر او وارد شد و خواست بنشیند. وی پدر را فردی مشرک و ناپاک خواند و اجازه نداد بر روی فرش رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بنشیند.
[۷۹] السیرة النبویه، ج۴، ص۳۹۶.
[۸۰] المغازی، ج۲، ص۷۹۲-۷۹۳.


ام‌حبیبه پس از وفات پیامبر

[ویرایش]

از او و احوالاتش پس از وفات پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) خبر چندانی در دست نیست؛ بیشترین اخباری که از زندگانی ام‌حبیبه پس از رحلت نبی‌ ‌خاتم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به ما رسیده مربوط می‌شود به وقایع ایام محاصره و قتل عثمان بن عفان و حوادث پس از آن است. عثمان که در محاصره معترضان گرفتار شده بود به سوی علی (علیه‌السّلام) و ام‌حبیبه و زبیر و سایر زنان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) کس فرستاد و از آنها تقاضای آب و غذا کرد.
[۸۳] تاریخ المدینه، ج۳، ص۱۳۱۲-۱۳۱۳.
علی (علیه‌السّلام) به کمک او شتافت؛ اما موفق نشد. سپس ام‌حبیبه سوار بر استری شد نزد آنان آمد و به بهانه این که وصیت‌نامه‌های بنی ‌امیه نزد عثمان است و من آنها را می‌خواهم تا مبادا اموال یتیمان و بیوه‌زنان از بین برود، سعی کرد وارد خانه عثمان شود و متاعی که همراه داشت به عثمان برساند؛ اما معترضین با او مخالفت کرده افسار استر را بریدند نزدیک بود که او از استر بیفتد که مردم او را گرفته به خانه بردند.
[۸۶] البدایة و النهایه، ج۷، ص۱۵۰.
[۸۷] تاریخ طبری، ج۲، ص۶۷۲.

او پس از کشته شدن عثمان بن عفان پیراهن آغشته به خون وی را همراه نعمان بن بشیر نزد برادرش معاویه به دمشق فرستاد.
[۸۸] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۳۵۳.
معاویه هم به وسیله این پیراهن مردم شام را علیه علی (علیه‌السّلام) تحریک و تحریض می‌کرد.
ام‌حبیبه هم همچون برادرانش روی خوشی به اهل بیت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بخصوص نسبت به علی (علیه‌السّلام) نشان نمی‌داده است به نقل از ابن ابی الحدید، ام‌حبیبه نیز مانند برادرش با علی (علیه‌السّلام) دشمن بوده است.
[۹۲] حسینی دشتی، مصطفی، معارف و معاریف، ج۱، ص۲۶۱، قم، اسماعیلیان، چاپ اول، ۱۳۶۹.


وفات

[ویرایش]

بنابر روایتی او به دمشق نیز سفر کرده است
[۹۴] سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۲۰.
حتی برخی وفات او را در همانجا دانسته‌اند به طوری که در کنار قبرستان باب الصغیر مزاری نیز به نام وی منسوب است؛
[۹۵] ابن‌بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ص۸۷، ترجمه محمد علی موحد، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، ۱۳۳۷.
[۹۷] سفرنامه ابن بطوطه، ج۱، ص۹۸.
اما چنان که در برخی روایات آمده، وی در سال چهل و چهار هجری
[۹۸] سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۲۲.
یا سال چهل و چهار
[۱۰۴] انساب الاشراف، ج۲، ص۷۴.
یا سال پنجاه و نه به سن هفتاد و چهار سالگی در مدینه درگذشت مروان بن حکم بر او نماز خواند و در قبرستان بقیع دفن گردید.

شخصیت روایی

[ویرایش]

امّ حبیبه از راویان حدیث پیامبر (صلی الله علیه وآله) بود و افرادی چون برادرش معاویه، عُرْوَة بن زبیر ، دخترش حبیبه و دیگران از او روایت کرده اند.
[۱۰۸] سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۱۹.
وی احادیثی را از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و زینب بنت جحش روایت کرده است. برادرانش معاویه و عنبسه و نیز کسانی چون انس بن مالک، ابوبکر بن سعید ثقفی، ابوجراح قرشی و شهر بن حوشب، مسیب بن رافع، عاصم بن ابی‌صالح
[۱۱۲] نسائی، احمد بن علی، سنن نسائی، ج۳، ص۲۶۰، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، ۱۹۳۰.
و دیگران از او روایت نقل کرده‌اند. از او شصت و پنج حدیث از پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در کتب صحاح سته نقل شده است.
[۱۱۳] عایشه بنت الشاطی، نساء النبی، ص۲۱۲.


امّ حبیبه در شأن نزول

[ویرایش]

مفسران شأن نزول برخی از آیات را به ام حبیبه نسبت داده اند.

← آیه ۷ سوره ممتحنه


۱. از نظر برخی مفسران عامه، ازدواج پیامبر (صلی الله علیه وآله) با امّ حبیبه موجب مودت بین وی و ابوسفیان شد، ازاین رو نزول آیه: «عَسَی اللّهُ اَن یَجعَلَ بَینَکُم وبَینَ الَّذینَ عادَیتُم مِنهُم مَوَدَّة یعنی امید است خدا میان شما و کسانی از مشرکان که با شما دشمنی کردند پیوند محبت برقرار کند..» را درباره این ازدواج دانسته اند
[۱۱۶] الدر المنثور، ج۸، ص۱۳۰.
[۱۱۷] انساب الاشراف، ج۲، ص۷۳.
.
لیکن برخی از مفسران ارتباط این آیه با ازدواج ام حبیبه را مردود و برخی دیگر از باب تطبیق دانسته اند.
[۱۱۸] تفسیر سمرقندی، ج۳، ص۳۵۳.
[۱۱۹] المحررالوجیز، ج۱۵، ص۴۹۰.
بیشتر مفسران نزول این آیه را درباره اسلام آوردن مشرکان در فتح مکه می دانند که موجب مودت بین مسلمانان و آنان شد.
[۱۲۱] جامع البیان، مج ۱۴، ج۲۸، ص۸۲.
[۱۲۳] التفسیرالکبیر، ج۲۹، ص۳۰۲-۳۰۳.


← آیات ۲۸-۲۹ احزاب


۲. به نقلی پس از چند غزوه ، زنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) از آن حضرت خواستند تا بر نفقه آنان بیفزاید و زندگی ایشان را توسعه دهد. گفته شده: درخواست ام حبیبه از پیامبر (صلی الله علیه وآله) جامه ای سُحُولی (جایی یا قبیله ای در یمن)
[۱۲۶] الموطأ، ج۱، ص۲۲۳.
یا سُحْوانیبوده است. رسول خدا (صلی الله علیه وآله) که توان بر آوردن این خواسته ها را نداشت مدت یک ماه از آنان کناره گرفت، تا آیات ۲۸-۲۹ سوره احزاب در این باره نازل شد و به زنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) هشدار داد که اگر زندگی پرزرق و برق دنیا را می خواهید می توانید از پیامبر جدا شوید:
[۱۳۱] مجمع البیان، ج۸، ص۵۵۵.

«یاَیُّهَا النَّبیُّ قُل لاَزوجِکَ اِن کُنتُنَّ تُرِدنَ الحَیوةَ الدُّنیا و زینَتَها فَتَعالَینَ اُمَتِّعکُنَّ واُسَرِّحکُنَّ سَراحًا جَمیلا و اِن کُنتُنَّ تُرِدنَ اللّهَ ورَسولَهُ والدّارَ الأخِرَةَ فَاِنَّ اللّهَ اَعَدَّ لِلمُحسِنتِ مِنکُنَّ اَجرًا عَظیما یعنی ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر شما زندگی دنیا و زرق و برق آن را می خواهید، بیایید با هدایایی شما را بهره مند سازم و به طرز نیکویی رهایتان سازم و اگر شما خدا و پیامبرش و سرای آخرت را می خواهید، خداوند برای نیکوکاران شما پاداشی بزرگ آماده ساخته است».
با نزول این آیات همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) از جمله امّ حبیبه بودن با آن حضرت را ترجیح دادند.

← آیه ۵۵ سوره احزاب


۳. به موجب برخی روایات، پس از نزول آیه تخییر زنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) ترسیدند که آن حضرت آنان را طلاق دهد، بدین سبب از وی خواستند همچنان همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) باقی باشند
[۱۳۵] جامع البیان، مج ۱۲، ج۲۲، ص۳۱.
[۱۳۶] اسباب النزول، ص۳۰۱.
[۱۳۷] مجمع البیان، ج۸، ص۵۷۳-۵۷۴.
و آن حضرت در تقسیم اوقات و نفقه هرگونه که صلاح دانست عمل کند.
درباره درخواست های ایشان آیه: «تُرجی مَن تَشاءُ مِنهُنَّ و تُوی اِلَیکَ مَن تَشاءُ. یعنی در مورد رفتار با همسرانت و تقسیم اوقات بر آن ها نوبت هر یک از آنان را که خواهی تأخیر انداز (ارجاء) و هر یک را که خواهی نزد خود جای ده (ایواء)» نازل شد.
برخی مفسران امّ حبیبه را از زنان «ارجاء» دانسته اند
[۱۳۹] جامع البیان، مج ۱۲، ج۲۲، ص۳۱.
[۱۴۰] روض الجنان، ج۱۶، ص۸.
[۱۴۱] تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۱۳۹.
، هر چند مفسران دیگری وی را از زنان «ایواء» برشمرده اند.
[۱۴۲] کشف الاسرار، ج۸، ص۷۰.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) قرآن‌ کریم‌.
(۲) محمد بن‌ اسحاق‌، السیر و المغازی، به‌کوشش‌سهیل‌ زکار، بیروت‌، ۱۳۹۸ق‌/ ۱۹۷۸م‌.
(۳) ابن‌بطوطه‌، رحله، بیروت‌، ۱۳۸۴ق‌/۱۹۶۵م‌.
(۴) محمد بن‌ حبیب‌، المحبر، به‌ کوشش‌ ایلزه‌ لیشتن‌ اشتتر، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۶۱ق‌/۱۹۴۲م‌.
(۵) ابن‌حجر عسقلانی‌، الاصابه، قاهره‌، ۱۳۲۸ق‌.
(۶) محمد بن‌ سعد، کتاب‌ الطبقات‌ الکبیر، به‌ کوشش‌ بروکلمان‌، لیدن‌، ۱۳۲۱ق‌.
(۷) ابن‌عبدالبر، الاستیعاب‌، به‌ کوشش‌ علی‌ محمد بجاوی، قاهره‌، ۱۳۸۰ق‌/۱۹۶۰م‌.
(۸) ابن‌عساکر، تاریخ‌ مدینه دمشق‌، تراجم‌ النساء، به‌ کوشش‌ سکینه‌ شهابی‌، دمشق‌، ۱۴۰۲ق‌/۱۹۸۱م‌.
(۹) ابن‌قدامه‌، التبیین‌ فی‌ انساب‌ القرشیین‌، به‌ کوشش‌ محمد نایف‌ دلیمی‌، بیروت‌، ۱۴۰۸ق‌/۱۹۸۸م‌.
(۱۰) عبدالملک‌ بن‌ هشام‌، السیرة النبویه، به‌کوشش‌ مصطفی‌ سقا و دیگران‌، قاهره‌، ۱۳۵۵ق‌/ ۱۹۳۶م‌.
(۱۱) احمد بن‌ حنبل‌، مسند، بیروت‌، دارصادر.
(۱۲) یعقوب‌ بسوی، المعرفة و التاریخ‌، به‌ کوشش‌ اکرم‌ ضیاء عمری، بغداد، ۱۳۹۶ق‌/۱۹۷۶م‌.
(۱۳) احمد بلاذری، انساب‌ الاشراف‌، به‌ کوشش‌ محمد حمیدالله‌، قاهره‌، ۱۹۵۹م‌.
(۱۴) احمد بیهقی‌، دلائل‌ النبوه، به‌ کوشش‌ عبدالمعطی‌ قلعجی‌، بیروت‌، ۱۹۸۵م‌.
(۱۵) عزالدین‌ تنوخی‌، «الاهتداء الی‌ قبر معاویة بن‌ ابی‌ سفیان‌ بدمشق‌»، مجلة المجمع‌ العلمی‌ العربی‌، دمشق‌، ۱۳۵۵ق‌/۱۹۳۷م‌.
(۱۶) احمد رضا، «آراء و انباء، قبر معاویة»، مجلة المجمع‌ العلمی‌ العربی‌، دمشق‌، ۱۳۶۴ق‌/۱۹۴۵م‌.
(۱۷) طبری، محمد بن جریر، تاریخ‌ طبری.
(۱۸) طبری، «المنتخب‌ من‌ کتاب‌ الذیل‌ المذیل‌».
(۱۹) علی‌ مسعودی، مروج‌ الذهب‌، به‌ کوشش‌ یوسف‌ اسعد داغر، بیروت‌، ۱۳۸۵ق‌/۱۹۶۵م‌.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. السیرة النبویه، ج۴، ص۳۶۲.
۲. الطبقات، ج۸، ص۷۶-۷۸.    
۳. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۸.    
۴. الاستیعاب، ج۴، ص۱۹۲۹.    
۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۱۱، ص۶۰۴، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷.    
۶. مسعودی، علی بن حسین، التنبیه و الاشراف، ص۲۲۳، تصحیح عبدالله اسماعیل الصاوی، قاهره، دار الصاوی.    
۷. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۴۵، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه.    
۸. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب‌ الاشراف‌، ج۱، ص۴۳۸، به‌ کوشش‌ محمد حمیدالله‌، قاهره‌، ۱۹۵۹م‌.    
۹. ابن‌عبدالبر، الاستیعاب‌، ج۴، ص۱۸۴۳، به‌ کوشش‌ علی‌ محمد بجاوی، قاهره‌، ۱۳۸۰ق‌/۱۹۶۰م‌.    
۱۰. ابن‌عبدالبر، الاستیعاب‌، ج۴، ص۱۹۲۹، به‌ کوشش‌ علی‌ محمد بجاوی، قاهره‌، ۱۳۸۰ق‌/۱۹۶۰م‌.    
۱۱. الاصابه، ج۸، ص۱۴۰.    
۱۲. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۴۰، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵.    
۱۳. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۱۱، ص۶۰۴.    
۱۴. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۷۶، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۱۵. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۷۶.    
۱۶. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۴۴، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دار الجبل، چاپ اول، ۱۹۹۲.    
۱۷. ابن اثیر، اسد الغابه، ج۶، ص۱۱۵، بیروت، دار الفکر، ۱۹۸۹.    
۱۸. انساب الاشراف، ج۱، ص۲۲۷.
۱۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۱۶۵.    
۲۰. مسعودی، علی بن حسین، التنبیه و الاشراف، ص۲۲۳.    
۲۱. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ج۱، ص۳۲۴.    
۲۲. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۷۷.    
۲۳. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۸، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۲۴. السیرة النبویه، ج۴، ص۳۶۲.
۲۵. اسدالغابه، ج۷، ص۳۰۳.    
۲۶. الطبقات، ج۸، ص۷۷.    
۲۷. المحبر، ص۷۶.    
۲۸. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۷۷.    
۲۹. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۶۲.    
۳۰. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۱۶۵.    
۳۱. مسعودی، علی بن حسین، التنبیه و الاشراف، ص۲۲۳.    
۳۲. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۱۱، ص۶۰۵.    
۳۳. مسعودی، علی بن حسین، التنبیه و الاشراف، ص۲۲۳.    
۳۴. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۷۷.    
۳۵. ابن‌قتیبه، المعارف، ص۱۳۶، تحقیق ثروت عکاشه، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتاب، چاپ دوم، ۱۹۹۲.    
۳۶. عایشه بنت الشاطی، نساء النبی، ص۱۹۸، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۹۸۵.
۳۷. انساب الاشراف، ج۲، ص۷۲.
۳۸. الاستیعاب، ج۴، ص۴۸۴.
۳۹. الطبقات، ج۸، ص۷۸.    
۴۰. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایه، ج۵، ص۲۹۴، بیروت، دار الفکر، ۱۹۸۶.    
۴۱. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۱۱، ص۶۰۶.    
۴۲. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۷۷.    
۴۳. انساب الاشراف، ج۱، ص۲۲۷.
۴۴. تاریخ طبری، ج۲، ص۲۱۳.
۴۵. تاریخ طبری، ج۲، ص۲۱۳.
۴۶. اسدالغابه، ج۷، ص۳۰۳.    
۴۷. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۹.    
۴۸. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۱۱، ص۶۰۵.    
۴۹. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۷۷.    
۵۰. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۷۷.    
۵۱. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۱۱، ص۶۰۵.    
۵۲. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۲.    
۵۳. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۶۵۳.    
۵۴. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۲.    
۵۵. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۱، ص۸۹، تحقیق اسعد داغر، قم، دار الهجره، چاپ دوم، ۱۴۰۹.
۵۶. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۴۵.    
۵۷. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۶۵۳.    
۵۸. الطبقات، ج۸، ص۷۸.    
۵۹. تاریخ الطبری، ج۲، ص۲۱۳.
۶۰. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۷۸.    
۶۱. محمد بن‌ حبیب‌، المحبر، ج۱، ص۷۶، به‌ کوشش‌ ایلزه‌ لیشتن‌ اشتتر، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۶۱ق‌/۱۹۴۲م‌.    
۶۲. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۹.    
۶۳. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۷۷-۷۸.    
۶۴. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ص۴۳۹.    
۶۵. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۷۹.    
۶۶. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۶۵۴.    
۶۷. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۷۸.    
۶۸. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۳، ص۳۳، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۶.
۶۹. ممتحنه‌/سوره۶۰، آیه۶۰.    
۷۰. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۷.    
۷۱. ابن‌ سعد، محمد، طبقات‌ الکبری، ج۸، ص۷۹، به‌ کوشش‌ بروکلمان‌، لیدن‌، ۱۳۲۱ق‌.    
۷۲. احمد بیهقی‌، دلائل‌ النبوه، ج۳، ص۴۵۹، به‌ کوشش‌ عبدالمعطی‌ قلعجی‌، بیروت‌، ۱۹۸۵م‌.    
۷۳. واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۹۲، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسه اعلمی، چاپ سوم، ۱۹۸۹.    
۷۴. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۹۶.    
۷۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۴۶.    
۷۶. سید جمیلی، نساء النبی، ص۱۲۱، بیروت، دار مکتبة الهلال، ۲۰۰۳.    
۷۷. الاستیعاب، ج۴، ص۴۰۲.
۷۸. سیر اعلام النبلاء، ص۲۱۹.
۷۹. السیرة النبویه، ج۴، ص۳۹۶.
۸۰. المغازی، ج۲، ص۷۹۲-۷۹۳.
۸۱. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۳۸۵ – ۳۸۶.    
۸۲. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۷۳، بیروت، دارصادر – دار بیروت، ۱۹۶۵.    
۸۳. تاریخ المدینه، ج۳، ص۱۳۱۲-۱۳۱۳.
۸۴. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۳۸۵ – ۳۸۶.    
۸۵. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۷۳، بیروت، دارصادر – دار بیروت، ۱۹۶۵.    
۸۶. البدایة و النهایه، ج۷، ص۱۵۰.
۸۷. تاریخ طبری، ج۲، ص۶۷۲.
۸۸. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۳۵۳.
۸۹. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج۵، ص۲۱۱، پورت سعید، مکتبة الثقافه الدینیه.    
۹۰. ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ اسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ج۳، ص۵۳۹، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۹۹۳.    
۹۱. ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ اسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ج۳، ص۵۳۹، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۹۹۳.    
۹۲. حسینی دشتی، مصطفی، معارف و معاریف، ج۱، ص۲۶۱، قم، اسماعیلیان، چاپ اول، ۱۳۶۹.
۹۳. تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۳۱.    
۹۴. سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۲۰.
۹۵. ابن‌بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ص۸۷، ترجمه محمد علی موحد، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، ۱۳۳۷.
۹۶. ابن عساکر، تاریخ دمشق، ج۲، ص۴۱۸.    
۹۷. سفرنامه ابن بطوطه، ج۱، ص۹۸.
۹۸. سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۲۲.
۹۹. مسعودی، علی بن حسین، التنبیه و الاشراف، ص۲۶۲.    
۱۰۰. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۱۱، ص۶۰۷.    
۱۰۱. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۰.    
۱۰۲. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۸۰.    
۱۰۳. الطبقات، ج۸، ص۸۰.    
۱۰۴. انساب الاشراف، ج۲، ص۷۴.
۱۰۵. المحبر، ص۸۹.    
۱۰۶. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۰.    
۱۰۷. تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۳۱.    
۱۰۸. سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۱۹.
۱۰۹. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۴۲.    
۱۱۰. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۱.    
۱۱۱. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۵، ص۵۶.    
۱۱۲. نسائی، احمد بن علی، سنن نسائی، ج۳، ص۲۶۰، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، ۱۹۳۰.
۱۱۳. عایشه بنت الشاطی، نساء النبی، ص۲۱۲.
۱۱۴. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۷.    
۱۱۵. تفسیر ماوردی، ج۵، ص۵۱۹.    
۱۱۶. الدر المنثور، ج۸، ص۱۳۰.
۱۱۷. انساب الاشراف، ج۲، ص۷۳.
۱۱۸. تفسیر سمرقندی، ج۳، ص۳۵۳.
۱۱۹. المحررالوجیز، ج۱۵، ص۴۹۰.
۱۲۰. البحرالمحیط، ج۱۰، ص۱۵۶.    
۱۲۱. جامع البیان، مج ۱۴، ج۲۸، ص۸۲.
۱۲۲. التبیان، ج۹، ص۵۸۱-۵۸۲.    
۱۲۳. التفسیرالکبیر، ج۲۹، ص۳۰۲-۳۰۳.
۱۲۴. البحرالمحیط، ج۸، ص۴۷۱.    
۱۲۵. تفسیر ماوردی، ج۴، ص۳۹۵.    
۱۲۶. الموطأ، ج۱، ص۲۲۳.
۱۲۷. معجم البلدان، ج۳، ص۱۹۵.    
۱۲۸. بحارالانوار، ج۱۶، ص۱۱۳.    
۱۲۹. التبیان، ج۸، ص۳۳۴.    
۱۳۰. احزاب/سوره۳۳، آیه۲۸-۲۹.    
۱۳۱. مجمع البیان، ج۸، ص۵۵۵.
۱۳۲. تفسیر ماوردی، ج۴، ص۳۹۶.    
۱۳۳. التبیان، ج۸، ص۳۳۵.    
۱۳۴. احزاب/سوره۳۳، آیه۲۸-۲۹.    
۱۳۵. جامع البیان، مج ۱۲، ج۲۲، ص۳۱.
۱۳۶. اسباب النزول، ص۳۰۱.
۱۳۷. مجمع البیان، ج۸، ص۵۷۳-۵۷۴.
۱۳۸. احزاب/سوره۳۳، آیه۵۱.    
۱۳۹. جامع البیان، مج ۱۲، ج۲۲، ص۳۱.
۱۴۰. روض الجنان، ج۱۶، ص۸.
۱۴۱. تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۱۳۹.
۱۴۲. کشف الاسرار، ج۸، ص۷۰.
۱۴۳. الدر المنثور، ج۶، ص۶۳۳.    


منابع

[ویرایش]

سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «ام حبیبه»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۰۵/۲۷.    
دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف اسلامی، ج۱۰، ص۱۶، برگرفته از مقاله «ام حبیبه».    






جعبه ابزار