امیرکبیرذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



"میرزا تقی‌خان فراهانی" معروف به «امیرکبیر» (۱۲۲۲- ۱۲۶۸ق‌/ ۱۸۰۷-۱۸۵۲م‌)، سیاستمدار و صدر اعظم‌ عهد ناصرالدین‌ شاه‌ قاجار است.


تولد و زادگاه

[ویرایش]

وی‌ در هزاوه‌ در اطراف‌ فراهان‌ از توابع اراک دیده‌ به‌ جهان‌ گشود. [۱] [۲] برخی‌ به‌ وی‌ نسبت‌ سیادت‌ داده‌، و خاستگاه‌ خانواده او را کرمانشاه‌ دانسته‌اند. [۳] [۴] [۵]

والدین

[ویرایش]

پدرش‌ کربلایی‌ محمدقربان‌ که‌ از خانواده‌ای‌ پیشه‌ور در هزاوه‌ بود، [۶] نخست‌ به‌ عنوان‌ آشپز به‌ خدمت‌ میرزا عیسی‌ قائم‌مقام‌ (د ۱۲۲۶ق‌/ ۱۸۱۱م‌) درآمد و سپس‌ در دستگاه‌ فرزند او میرزا ابوالقاسم‌ قائم‌ مقام‌ ناظر آشپزخانه‌ شد. اقبال‌ آشتیانی‌ معتقد است‌ که‌ کربلایی‌ محمدقربان‌ در اواخر عمر قاپوچی‌ قائم‌ مقام‌ شد. [۷] وی‌ تا هنگام‌ قتل‌ قائم‌مقام‌ (۱۲۵۱ق‌/ ۱۸۳۵م‌) نیز زنده‌ بود. [۸] درباره تاریخ‌ دقیق‌ ولادت‌ امیر اختلاف‌ است‌، ولی‌ سال‌ ۱۲۲۲ق‌ به‌ نظر درست‌تر می‌رسد. [۹] [۱۰] [۱۱] بر این‌ اساس‌ میرزا تقی‌خان‌ در هنگام‌ مرگ‌ بیش‌ از ۴۶ سال‌ نداشته‌ است‌. مادر وی‌ فاطمه‌ سلطان‌، ملقب‌ به‌ معصومه‌ [۱۲] [۱۳] که‌ در تمام‌ اسناد عهد صدارت‌ امیر از وی‌ به‌ «والده امیرنظام‌» تعبیر شده‌ است‌ و ظاهراً در اواخر عمر با علی‌ محمدخان‌ قاجار وصلت‌ کرده‌ بوده‌، [۱۴] در صفر ۱۲۷۶/ سپتامبر ۱۸۵۹ هنوز حیات‌ داشته‌ است‌. [۱۵]

دوران‌ کودکی‌

[ویرایش]

محمدتقی‌ دوران‌ کودکی‌ را در خانواده قائم‌ مقام‌ به‌ خانه‌ شاگردی‌ سپری‌ کرد و سپس‌ مأمور محاسبه فیلخانه او شد. [۱۶] [۱۷] داستان‌ معروف‌ فرا گرفتن‌ درس‌ به‌ هنگام‌ خدمت‌ به‌ فرزندان‌ قائم‌مقام‌ که‌ به‌ تواتر در منابع‌ به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌، حاصل‌ همان‌ ایامی‌ است‌ که‌ به‌ خانه‌ شاگردی‌ مشغول‌ بوده‌ است‌. [۱۸] در این‌ ایام‌ هوش‌ و استعداد محمدتقی‌ در نامه‌نگاری‌ موجب‌ اعجاب‌ قائم‌مقام‌ شد [۱۹] و او را بر آن‌ داشت‌ تا از آن‌ جوان‌ در امور دبیری‌ بهره‌ جوید. به‌ این‌ ترتیب‌ محمدتقی‌ به‌ تدریج‌ با رجال‌ سیاسی‌ آن‌ روزگار آشنا گردید [۲۰] و به‌ زودی‌ توانست‌ حتی‌ خود را به‌ شاه‌ بنمایاند. [۲۱]

فرمان مستوفی‌گری‌

[ویرایش]

پس‌ از چندی‌ به‌ سبب‌ دقت‌ و صحت‌ در کار، گویا در ۱۲۴۹ق‌ فرمان‌ مستوفی‌گری‌ یافت‌. [۲۲] پس‌ از مدتی‌ از خدمت‌ قائم‌ مقام‌ مرخص‌ شد و به‌ جمع‌ مستوفیان‌ محمدخان‌ زنگنه امیرنظام‌ (د ۱۲۵۷ق‌/ ۱۸۴۱م‌) پیوست‌. گفته‌اند که‌ محمدتقی‌ پیش‌ از ورود به‌ دستگاه‌ امیرنظام‌، مدتی‌ را نیز در خدمت‌ قهرمان‌ میرزا، برادر شاه‌ گذرانیده‌ بود. [۲۳] گویا کناره‌گیری‌ وی‌ از خدمت‌ قائم‌مقام‌ به‌ خواسته خود قائم‌مقام‌ بوده‌ است‌. [۲۴] به‌ هرحال‌، محمدتقی‌ در کنار شخصیتی‌ چون‌ امیرنظام‌، با عنوان‌ مستوفی‌ نظام‌ می‌توانست‌ به‌ خوبی‌ قابلیتهای‌ خود را نشان‌ دهد، به‌ ویژه‌ که‌ عباس‌ میرزا به‌ امیرنظام‌ توصیه‌ کرده‌ بود تا از وجود شخصی‌ همچون‌ میرزاتقی‌ که‌ «سررشته معاملات‌ سنواتی‌» را دارد، بهره‌ جوید.

سفرهای شخصیت‌ساز

[ویرایش]

پس‌ از قتل‌ گریبایدوف‌، وزیر مختار روس‌ (۱۲۴۴ق‌/ ۱۸۲۸م‌)، چون‌ مقرر شد هیأتی‌ به‌ سرپرستی‌ خسرو میرزا برای‌ عذرخواهی‌ از این‌ واقعه‌ راهی‌ روسیه‌ شود، میرزاتقی‌ که‌ بیش‌ از ۲۳ سال‌ نداشت‌، در سلک‌ همراهان‌ امیرنظام‌ قرار گرفت‌. [۲۵] اگرچه‌ میرزاتقی‌ در مذاکرات‌ سیاسی‌ نقش‌ چندانی‌ نداشت‌، اما فرصت‌ یافت‌ تا از مؤسسات‌ آموزشی‌، فرهنگی‌ و صنایع‌ روسیه‌ بازدید کند. [۲۶] به‌ موقعیت‌ خوبی‌ که‌ در مسکو و سنت‌ پترزبورگ‌ برای‌ محمدتقی‌ فراهم‌ شده‌ بود، اشاره‌ می‌کند و آن‌ را حق‌ وی‌ می‌شمارد. وی‌ پس‌ از مراجعت‌ از این‌ سفر ملقب‌ به‌ «میرزا» و «خان‌» شد.
میرزا محمدتقی‌ خان‌ یک‌ بار دیگر نیز همراه‌ امیرنظام‌ به‌ روسیه‌ رفت‌ و سرپرستی‌ این‌ هیأت‌ را ناصرالدین‌ میرزای‌ ولیعهد برعهده‌ داشت‌. امپراتور روسیه‌ نسبت‌ به‌ میرزا محمدتقی‌ عنایتی‌ خاص‌ نشان‌ داد و هدیه‌ای‌ نیز برای‌ او فرستاد. [۲۷] [۲۸]
سفر دیگری‌ که‌ نقش‌ سازنده‌ای‌ در شخصیت‌ میرزا محمدتقی‌ ایفا کرد، سفارت‌ او به‌ ارزروم‌ در پی‌ پدید آمدن‌ بحران‌ در روابط ایران‌ و عثمانی‌ و دعاوی‌ ارضی‌ دولت‌ اخیر است‌ [۲۹] که‌ با هیأتی‌ رهسپار آن‌جا شد. نخست‌ قرار بود میرزا جعفرخان‌ مشیرالدوله‌ (د ۱۲۷۹ق‌/ ۱۸۶۲م‌) مأمور این‌ کار شود، اما به‌ علت‌ بیماری‌ از حضور در این‌ جمع‌ بازماند و میرزا تقی‌خان‌ در صفر ۱۲۵۹ طی‌ فرمانی‌ از سوی‌ محمدشاه‌ برای‌ این‌ کار در نظر گرفته‌ شد. [۳۰] وی‌ با رتبه سرتیپی‌ در رأس‌ ۲۰۰ تن‌ از رجال‌ سیاسی‌ - نظامی‌ ایران‌ رهسپار ارزروم‌ شد. [۳۱] [۳۲] پس‌ از ورود ایشان‌ به‌ ارزروم‌ دولت‌ عثمانی‌ خواست‌ مخارج‌ هیأت‌ را قبول‌ کند، ولی‌ میرزا تقی‌خان‌ از پذیرش‌ آن‌ سرباز زد. [۳۳] [۳۴] مذاکرات‌ ارزروم‌ به‌ طور متوالی‌ و هر بار در منزل‌ یکی‌ از نمایندگان‌ ۴ کشور ایران‌، عثمانی‌، روس‌ و انگلیس‌ پی‌ گرفته‌ می‌شد. چون‌ مذاکرات‌ طولانی‌ شد، میرزا تقی‌خان‌ ۱۷۰ تن‌ از ملازمان‌ خود را به‌ ایران‌ بازگرداند. [۳۵]
متن‌ کامل‌ این‌ مذاکرات‌ را بعداً به‌ دستور میرزا تقی‌خان‌ نوشتند و اکنون‌ موجود است‌. [۳۶] یکی‌ از وقایع‌ مهم‌ در این‌ مأموریت‌ که‌ انعکاس‌ مثبتی‌ در انظار بیگانگان‌ نسبت‌ به‌ ایرانیان‌ داشت‌، واقعه حمله اهالی‌ ارزروم‌ به‌ منزل‌ هیأت‌ ایرانی‌ است‌. گویا حاجی‌ میرزا آقاسی‌ به‌ میرزاتقی‌خان‌ گفته‌ بود تا از عثمانی‌ بخواهد که‌ مسجدی‌ برای‌ شیعیان‌ در بغداد بنا کند، اما امیر که‌ احتمالاً از پیامدهای‌ اجرای‌ این‌ فرمان‌ نگران‌ بود، کار را به‌ تعلل‌ گذرانید تا حاجی‌ با دستور اکید او را وادار به‌ اقدام‌ کرد و بر اثر این‌ درخواست‌، مردم‌ شهر بر او شوریدند [۳۷] [۳۸] [۳۹] و چند نفر را کشتند و زخمی‌ کردند و آنچه‌ توانستند به‌ یغما بردند. پس‌ از کشمکشها و مداخله قوای‌ نظامی‌ عثمانی‌ غائله‌ ختم‌ شد [۴۰] [۴۱] و نمایندگان‌ روسیه‌ و انگلستان‌ برای‌ عذرخواهی‌ نزد میرزا تقی‌خان‌ آمدند، [۴۲] ولی‌ او به‌ علت‌ اهانتی‌ که‌ شده‌ بود، تصمیم‌ به‌ ترک‌ ارزروم‌ گرفت‌ و سرانجام‌ باب‌ عالی‌، عارف‌ پاشا را از دربار عثمانی‌ برای‌ عذرخواهی‌ نزد او فرستاد. این‌ عمل‌ موجب‌ تثبیت‌ و تقویت‌ موقعیت‌ ایران‌ شد؛ ولی‌ از آن‌جا که‌ احتمال‌ می‌رفت‌ این‌ امر سبب‌ برهم‌ خوردن‌ توازن‌ در گفت‌ و گوها شود، وزیر مختار انگلیس‌ آشکارا از دولت‌ ایران‌ خواست‌ تا با صدور حکمی‌ امیر را موظف‌ به‌ امضای‌ عهدنامه‌ کند. [۴۳] [۴۴] پیش‌ از آن‌ نیز حاجی‌ میرزا آقاسی‌، میرزا تقی‌خان‌ را که‌ رابرت‌ کرزن‌، [۴۵] منشی‌ هیأت‌ انگلیسی‌، او را برجسته‌ترین‌ شخصیت‌ حاضر در مذاکرات‌ خوانده‌ بود، به‌ سبب‌ درشت‌گویی‌ در مجالس‌ گفت‌ و گو هشدار داده‌، [۴۶] و میرزا تقی‌خان‌ طی‌ نامه‌ای‌ گله‌آمیز تصریح‌ کرده‌ بود که‌ جز بیان‌ِ دقیق‌ نظریات‌ دولت‌ ایران‌ و شخص‌ صدراعظم‌ کاری‌ نکرده‌ است‌. لحن‌ او در این‌ نامه‌ حکایت‌ از روحیه خسته‌اش‌ به‌ علت‌ مداخله‌های‌ بی‌ جای‌ روس‌ و انگلیس‌ دارد. [۴۷] سرانجام‌، مذاکرات‌ به‌ مرحله امضای‌ یادداشت‌ تفاهم‌ و پیش‌نویس‌ عهدنامه‌ رسید و محمدشاه‌ طی‌ فرمانی‌ به‌ میرزا تقی‌خان‌ اجازه‌ داد تا در ۸ مسأله مورد منازعه‌ اقدام‌ نماید [۴۸] و به‌ این‌ ترتیب‌ معاهده ارزروم‌ منعقد گردید. این‌ اقامت‌ نسبتاً طولانی‌ به‌ امیر این‌ فرصت‌ را داد تا از نزدیک‌ با تحولات‌ جامعه عثمانی‌ پس‌ از اصلاحات‌ موسوم‌ به‌ «تنظیمات‌» که‌ از شعبان‌ ۱۲۵۵/ اکتبر ۱۸۳۹ آغاز شده‌ بود، آشنا گردد.

منصب‌ وزارت‌ نظام‌ آذربایجان‌

[ویرایش]

پس‌ از مرگ‌ محمدشاه‌ (۶ شوال‌ ۱۲۶۴ق‌/ ۵ سپتامبر ۱۸۴۸م‌) شاه‌ جدید - ناصرالدین‌ میرزا که‌ در آذربایجان‌ بود - از میرزا تقی‌خان‌ - که‌ در آن‌ زمان‌ منصب‌ وزارت‌ نظام‌ آذربایجان‌ را داشت‌ - خواست‌ تا مقدمات‌ ورود او به‌ تهران‌ را فراهم‌ کند. میرزا تقی‌خان‌ بدین‌منظور با اجازه شاه‌، [۴۹] مبلغی‌ از بازرگانان‌ تبریزی‌ وام‌ گرفت‌. [۵۰] [۵۱]
اردوی‌ ناصرالدین‌ شاه‌ در ۱۹ شوال‌ ۱۲۶۴ از تبریز به‌ راه‌ افتاد. [۵۲] وی‌ در باسمنج‌، میرزا تقی‌خان‌ را به‌ امیرنظامی‌ منصوب‌ کرد و به‌ این‌ وسیله‌ اعتماد خود را به‌ او آشکار ساخت‌. [۵۳] امیرنظام‌ در این‌ سفر درایت‌ بسیار نشان‌ داد و اردوی‌ شاهی‌ را با نهایت‌ نظم‌ به‌ تهران‌ رسانید. [۵۴] پس‌ از ورود شاه‌ به‌ تهران‌ و جلوس‌ بر تخت‌ سلطنت‌، امیرنظام‌ منصب‌ صدارت‌ یافت‌ و لقب‌ اتابک‌ اعظم‌ و امیرکبیر گرفت‌. [۵۵] [۵۶] امیر از پذیرش‌ لقب‌ صدراعظم‌ امتناع‌ کرد و به‌ همان‌ لقب‌ امیرنظام‌ بسنده‌ کرد. [۵۷] وی‌ در گام‌ نخست‌ به‌ اجرای‌ پاره‌ای‌ اصلاحات‌ اساسی‌ پرداخت‌ و بسیاری‌ از حکام‌ و والیان‌ را عزل‌، و گروهی‌ جدید را به‌ حکومت‌ و امارت‌ منصوب‌ کرد. [۵۸] در همین‌ روزگار به‌ سبب‌ ازدواجش‌ با عزت‌الدوله‌ خواهر ناصرالدین‌ شاه‌ توانست‌ از بدگوییهای‌ درباریان‌ آسوده‌ شود و به‌ علاوه‌ بر حوادث‌ و مسائل‌ حرم‌ نیز وقوف‌ یابد. [۵۹]
نخستین‌ گرفتاری‌ امیر در آغاز صدارتش‌، شورش‌ حسن‌خان‌ سالار فرزند اللهیار آصف‌الدوله‌ بود که‌ در رمضان‌ ۱۲۶۴، چند روز پیش‌ از مرگ‌ محمدشاه‌، در مشهد سر به‌ عصیان‌ برداشت‌. این‌ شورش‌ که‌ به‌ رقابت‌ دیرین‌ میان‌ دو شاخه دولو و قوانلوی‌ قاجار تعبیر می‌گردید، موجب‌ هراس‌ قوانلوها، به‌ ویژه‌ مهد علیا مادر ناصرالدین‌ شاه‌ شد. امیر نخست‌ کسانی‌ را ظاهراً برای‌ مذاکره‌ نزد سالار فرستاد، ولی‌ نتیجه‌ای‌ به‌ دست‌ نیامد. سرانجام‌، وی‌ با فرستادن‌ نیرو، سالار را سرکوب‌ کرد. [۶۰] [۶۱] [۶۲] [۶۳] [۶۴] قاطعیت‌ امیر در این‌ کار، دیگر مدعیان‌ سلطنت‌ را نیز خاموش‌ کرد، ولی‌ برخی‌ از نویسندگان‌ اشغال‌ منطقه قطور توسط دولت‌ عثمانی‌ را ناشی‌ از ضعف‌ حاکمیت‌ ملی‌ دولت‌ ایران‌ بر اثر شورش‌ سالار دانسته‌اند.

حادثه شورش‌ فوج‌ قهرمانیه‌

[ویرایش]

حادثه مهم‌ دیگر این‌ دوره‌، شورش‌ فوج‌ قهرمانیه‌ بر ضد امیر بود که‌ بنابر عواملی‌ متعدد رخ‌ داد. [۶۵] [۶۶] [۶۷] [۶۸] [۶۹] شورشیان‌ خواهان‌ عزل‌ و قتل‌ امیر شدند، ولی‌ کاری‌ از پیش‌ نبردند و با مساعی‌ آقاخان‌ نوری‌ و میرزا ابوالقاسم‌ امام‌ جمعه‌، غائله‌ آرام‌ گرفت‌. امیر بعداً آن‌ فوج‌ را تنبیه‌ کرد و به‌ عزل‌ و نصب‌ امرای‌ لشکری‌ و کشوری‌ دست‌ زد. [۷۰] [۷۱] [۷۲] [۷۳] در این‌ زمان‌ طرفداران‌ باب‌ به‌ ترویج‌ عقاید او و تحریک‌ مردم‌ برخاستند و در بعضی‌ نقاط، سران‌ ایشان‌ آشکارا به‌ معارضه‌ با دولت‌ پرداختند، تا آن‌جا که‌ امیر به‌ مقابله‌ برخاست‌ و باب‌ را به‌ امضای‌ تکذیب‌ نامه دعوی‌ خویش‌ واداشت‌؛ سپس‌ هم‌ به‌ فتوای‌ علما او را اعدام‌ کردند. [۷۴] [۷۵] [۷۶] [۷۷] [۷۸] در این‌ ایام‌ امیر مصلحت‌ چنان‌ دید که‌ برای‌ تثبیت‌ اقتدار سیاسی‌ دولت‌، شاه‌ را به‌ سفر در داخل‌ ایران‌ تشویق‌ کند و خود او را همراهی‌ نماید. با آنکه‌ وزرای‌ مختار روس‌ و انگلیس‌ با این‌ کار مخالف‌ بودند، ولی‌ امیر سخن‌ خود را پیش‌ برد و وزرای‌ مختار دو دولت‌ نیز در این‌ سفر شاه‌ و امیر را همراهی‌ کردند. در همین‌ سفر اولین‌ اقدام‌ شاه‌ برای‌ تحدید اختیارات‌ صدراعظم‌ صورت‌ گرفت‌ و امور مربوط به‌ خارجه‌ در ایران‌ را از دست‌ امیر خارج‌ گردانید. [۷۹] [۸۰]

در سیاست خارجی

[ویرایش]

در بعد سیاست‌ خارجی‌ و روابط با نمایندگیهای‌ دول‌ بیگانه‌ در ایران‌ نیز فعالیتهای‌ امیر بنیادی‌، و متکی‌ بر حفظ منافع‌ ملی‌ و حاکی‌ از علم‌ و اطلاع‌ و تسلط او بر عرف‌ بین‌المللی‌ است‌. اگرچه‌ پیش‌ از امیر نیز دولت‌ ایران‌ دارای‌ وزیر امور خارجه‌ بود، ولی‌ در عهد او وزارت‌ امور خارجه‌ به‌ عنوان‌ نهادی‌ مشخص‌ بنیان‌ نهاده‌ شد و نخستین‌ کارکنان‌ آن‌ را امیر خود انتخاب‌ کرد و ساختمانی‌ برای‌ آن‌ در نظر گرفت‌. [۸۱] وزارت‌ امور خارجه‌ از ۱۲۶۵ تا ۱۲۶۷ق‌ در دست‌ خود او بود و از این‌ تاریخ‌، میرزا محمدعلی‌ خان‌ را به‌ منصب‌ «وزارت‌ مهام‌ دول‌ خارجه‌» منصوب‌ کرد [۸۲] از کارهای‌امیر در این‌دوران‌، بازداشتن‌ سفرای‌بیگانه‌از مداخله‌ در امور داخلی‌ ایران‌، [۸۳] [۸۴] [۸۵] اهتزاز پرچم‌ ایران‌ در کشورهای‌ دیگر به‌ طور دائم‌ [۸۶] [۸۷] و گسیل‌ داشتن‌ نمایندگان‌ دائمی‌ سیاسی‌ برای‌ تأسیس‌ سفارتخانه‌ و نمایندگی‌ به‌ لندن‌، پترزبورگ‌، بمبئی‌، استانبول‌ و تفلیس‌، به‌ رغم‌ مخالفت‌ روسیه‌ [۸۸] [۸۹] [۹۰] و تدوین‌ دستور عمل‌ برای‌ مذاکرات‌ با وزرای‌ مختار دول‌ بیگانه‌، [۹۱] اتخاذ روشی‌ برای‌ کسب‌ اخبار و اطلاعات‌ از سفارتهای‌ بیگانه‌ که‌ باعث‌ بیم‌ و رعب‌ مداخله‌جویان‌ خارجی‌ شد. [۹۲] [۹۳] [۹۴]نظارت‌ بر رفت‌ و آمد بیگانگان‌ و مرسوم‌ کردن‌ اخذ تذکره‌ برای‌ آنها را می‌توان‌ یاد کرد. وی‌ همچنین‌ به‌ آموزش‌ و تربیت‌ مأموران‌ ایرانی‌ مقیم‌ خارج‌ از کشور عنایت‌ خاص‌ داشت‌ و می‌کوشید آن‌ها را از میان‌ شایسته‌ترین‌ افراد انتخاب‌ کند. [۹۵] [۹۶] [۹۷] [۹۸] [۹۹] [۱۰۰] [۱۰۱] [۱۰۲] امیر در سیاست‌ خارجی‌ از اصول‌ خاصی‌ پیروی‌ می‌کرد و از سیاست‌ موازنه منفی‌ سود می‌برد و با اعطای‌ هرگونه‌ امتیاز به‌ بیگانگان‌ مخالف‌ بود و در عین‌ حال‌ از سیاست‌ بهره‌گیری‌ از نیروی‌ سوم‌ و توسعه روابط متعادل‌ با کشورهای‌ جهان‌ طرفداری‌ می‌کرد. [۱۰۳] [۱۰۴] [۱۰۵] [۱۰۶]

در مسأله افغانستان

[ویرایش]

مسأله افغانان‌ و سرزمینی‌ که‌ سپس‌ افغانستان‌ نام‌ گرفت‌، به‌ روزگار امیر و به‌ اعتقاد جازم‌ او، به‌ رغم‌ مواضع‌ انگلستان‌، مسأله‌ای‌ داخلی‌ محسوب‌ می‌شد. با آنکه‌ انگلستان‌ همواره‌ امیر را هشدار می‌داد تا از «دخل‌ و تصرف‌ در امورات‌» هرات‌ خودداری‌کند، [۱۰۷]ولی‌ امیر مصمم‌ بود تا افغانان‌ را به‌ پشتیبانی‌ دولت‌ ایران‌ دلگرم‌ ساخته‌، از نزاعهای‌ قبیله‌ای‌ - که‌ لابد انگلستان‌ بنا بر سنت‌ سیاسی‌ خود بدان‌ دامن‌ می‌زد - باز دارد؛ چنانکه‌ یار محمدخان‌ و سپس‌ پسر او صید محمدخان‌ حاکم‌ هرات‌ را عملاً به‌ اطاعت‌ و تبعیت‌ از حکومت‌ خراسان‌ واداشت‌، و از کهندل‌ خان‌ و پسرش‌ سلطان‌ على‌خان‌ در قندهار، و دوست‌ محمدخان‌ حاکم‌ کابل‌ خواست‌ مراودات‌ خود را با انگلستان‌ قطع‌ کنند، یا تا تثبیت‌ موقعیت‌ سیاسى‌ و نظامى‌ ایران‌، با انگلیسیان‌ مماشات‌ کنند. [۱۰۸] [۱۰۹] [۱۱۰] [۱۱۱] [۱۱۲] [۱۱۳] وی‌ درباره سیستان‌ و بلوچستان‌ نیز همین‌ سیاست‌ را پیش‌ گرفت‌ تا به‌ آرامی‌ به‌ بسط قدرت‌ دولت‌ مرکزی‌ در میان‌ عشایر آن‌ منطقه‌ که‌ تحت‌ نفوذ انگلیسیان‌ بودند، بپردازد. [۱۱۴]

روابط با انگلستان‌

[ویرایش]

تحول‌ در روابط ایران‌ و انگلستان‌ به‌ روزگار امیر با ورود سرگرد شیل‌۱ که‌ پس‌ از دو سال‌ مرخصی‌ به‌ ایران‌ بازگشت‌، آغاز شد. شیل‌ در بدو ورود از وزارت‌ امیر اظهار خشنودی‌ کرد. [۱۱۵] ولی‌ مداخله آشکار و نهان‌ سفارت‌ انگلیس‌ در امور ایران‌، امیر را به‌ مقابله‌ واداشت‌ و بدین‌سبب‌ نسبت‌ به‌ خواستهای‌ سفارت‌ بی‌توجهی‌ کرد و امور آن‌ را معطل‌ گذاشت‌. [۱۱۶] [۱۱۷] این‌ برخورد موجب‌ اعتراضات‌ پیاپی‌ سفارت‌ و واکنش‌ شیل‌ شد. [۱۱۸] [۱۱۹] [۱۲۰] نخستین‌ موضوع‌ مورد مناقشه‌، تعریف‌ حق‌ و حدود حاکمیت‌ ایران‌ بر خلیج‌ فارس‌ بود. امیر همواره‌ می‌کوشید سیطره ایران‌ را بر نواحی‌ جنوبی‌ خلیج‌ فارس‌ تثبیت‌ کند و برای‌ این‌ کار، برخی‌ کارگزاران‌ دولت‌ در آن‌ مناطق‌ را تغییر داد. وی‌ در این‌ زمان‌ با طرح‌ مسأله الغای‌ تجارت‌ برده‌ در خلیج‌ فارس‌ توسط دولت‌ انگلستان‌ روبه‌رو شد و در پی‌ آن‌ نماینده این‌ کشور در ربیع‌ الثانی‌ ۱۲۶۵ به‌ دولت‌ ایران‌ اطلاع‌ داد که‌ ناوگان‌ انگلیسی‌، کشتیها را در این‌ آبها جست‌ و جو و توقیف‌ می‌کند. امیر به‌ شدت‌ به‌ مخالفت‌ برخاست‌ و آن‌ را سلب‌ حاکمیت‌ ایران‌ و مخالف‌ قوانین‌ اسلامی‌ دانست‌ و هشدار داد که‌ این‌ کار موجب‌ می‌شود که‌ روسها نیز درصدد کسب‌ امتیاز برآیند. [۱۲۱] [۱۲۲] [۱۲۳] با آنکه‌ وی‌ موافقت‌ کرد در یک‌ دوره ۴ ماهه‌ ناوگان‌ انگلیسی‌ با حضور مأموران‌ ایرانی‌، کشتیها را بازرسی‌ کند، ولی‌ بعداً این‌ کار را موقوف‌ کرد و اعلام‌ داشت‌ که‌ به‌ حکمرانان‌ فارس‌ و خوزستان‌ دستور داده‌ است‌ از حمل‌ و نقل‌ بردگان‌ ممانعت‌ کنند. [۱۲۴] [۱۲۵] [۱۲۶] اما کوششهای‌ شیل‌ و توسل‌ او به‌ ناصرالدین‌ شاه‌ موجب‌ شد تا امیر بپذیرد که‌ مدت‌ ۱۱ سال‌ ناوگان‌ انگلیسی‌ با حضور یک‌ صاحب‌ منصب‌ ایرانی‌ به‌ بازرسی‌ کشتیها بپردازد. [۱۲۷]
موضوع‌ دیگر، درخواستهای‌ مکرر سفارتهای‌ روس‌ و انگلیس‌ درباره صرف‌نظر کردن‌ از تنبیه‌ مجرمان‌ بود که‌ امیر این‌ را نیز به‌ شدت‌ رد کرد و آن‌ درخواستها را مداخله‌ در امور ایران‌ دانست‌. [۱۲۸]این‌ معنی‌ با اخذ تابعیت‌ ایرانیان‌ از سفارت‌ انگلیس‌ مرتبط بود که‌ به‌ طور خاص‌ در پناهندگی‌ برخی‌ افراد و اعضای‌ خاندانهای‌ مشهور [۱۲۹] [۱۳۰] [۱۳۱] [۱۳۲] [۱۳۳] [۱۳۴] و حمایت‌ انگلیسیان‌ از کسانی‌ که‌ مطرود امیر بودند، [۱۳۵] [۱۳۶] [۱۳۷] [۱۳۸] [۱۳۹] [۱۴۰] جلوه‌گر شد. نیز از آن‌جا که‌ سفارت‌ انگلیس‌ با اعطای‌ تحت‌ الحمایگی‌ به‌ مجرمان‌ مختلف‌ [۱۴۱] عملاً حاکمیت‌ ملی‌ ایران‌ را نقض‌ می‌کرد. [۱۴۲] امیر دستور داد رفت‌ و آمد ایرانیان‌ را به‌ سفارت‌ انگلیس‌ زیر نظر گیرند. [۱۴۳] [۱۴۴] مهم‌ترین‌ عامل‌ درگیری‌ سیاسی‌ سفارت‌ مذکور با دولت‌ ایران‌، مسأله ارامنه تبریز بود که‌ پس‌ از مرگ‌ محمد شاه‌، به‌ دلایلی‌ نامعلوم‌ امور سرپرستی‌ آنان‌ به‌ کنسول‌ انگلیس‌ سپرده‌ شده‌ بود. در این‌ وقت‌ امیر کلیه احکام‌ صادره‌ از جلوس‌ ناصرالدین‌ شاه‌ در تبریز تا ورود او به‌ تهران‌ را لغو کرد و سپس‌ به‌ دولت‌ انگلستان‌ نیز اطلاع‌ داده‌ شد که‌ امور ارامنه‌ منحصراً در اختیار دولت‌ ایران‌ است‌ [۱۴۵] [۱۴۶] و پس‌ از کشمکشهایی‌ سرانجام‌ امیر توانست‌ از مداخله سفارتهای‌ بیگانه‌ در امور اتباع ‌ایران ‌و اقلیتهای دینی جلوگیری کند. [۱۴۷] [۱۴۸]

روابط با روسیه‌

[ویرایش]

عصر صدارت‌ امیر صحنه برخورد دو دولت‌ ایران‌ و روسیه‌ بر سر مسائل‌ اقتصادی‌ و مرزی‌ بود. نخستین‌ برخورد بر سر امتیاز شیلات‌ ایران‌ ایجاد شد. امیر بدون‌ توجه‌ به‌ آنکه‌ روسیه‌ در عصر محمدشاه‌ طی‌ قراردادی‌ آن‌ را به‌ اجاره‌ گرفته‌ است‌ و به‌ استناد آن‌ به‌ مداخله‌ در امور شیلات‌ ایران‌ می‌پرداخت‌، آن‌ را به‌ بازرگانی‌ ایرانی‌ واگذاشت‌ و دولت‌ روسیه‌ کاری‌ از پیش‌ نبرد. [۱۴۹] موضوع‌ دیگر، مخالفت‌ شدید امیر با محافظت‌ انبار تجارتخانه روسیه‌ در استراباد توسط نیروی‌ نظامی‌ روس‌، و نیز ایجاد بیمارستانی‌ توسط روسها در سواحل‌ شمالی‌ ایران‌ بود. این‌ انبار پس‌ از تجدید ساختمان‌ رسماً به‌ دولت‌ روسیه‌ به‌ اجاره‌ داده‌ شد. [۱۵۰] [۱۵۱] دولت‌ روس‌ در هر دو مورد به‌ اعتراض‌ برخاست‌، ولی‌ امیر، صدراعظم‌ روسیه‌ را قانع‌ کرد که‌ این‌ کارها به‌ سود هیچ‌ یک‌ از دو دولت‌ نیست‌. [۱۵۲] [۱۵۳] [۱۵۴]
اوج‌ درگیری‌ میان‌ روس‌ و دولت‌ ایران‌ بر سر مسأله آشوراده‌ رخ‌ داد. روسها آن‌جا را در ۱۲۵۸ق‌/ ۱۸۴۲م‌ تصرف‌ کرده‌ بودند و امیر می‌کوشید دست‌ آنها را قطع‌ کند. در این‌ میان‌، مهدی‌ قلی‌ میرزا حاکم‌ مازندران‌، کنسول‌ روسیه‌ را به‌ جانبداری‌ از اشرار متهم‌ کرد [۱۵۵] و گروهی‌ از ترکمانان‌ یموت‌ به‌ قوای‌ روسیه‌ در آشوراده‌ حمله‌ کردند و عده‌ای‌ را به‌ قتل‌ رساندند؛ روسها نیز مجدداً قوایی‌ در آن‌جا پیاده‌ کردند و از امیر خواستند تا حاکم‌ مازندران‌ را عزل‌ کند. [۱۵۶] [۱۵۷] نزاع‌ بالا گرفت‌ و امیر به‌ مقابله‌ برخاست‌، ولی‌ سرانجام‌ برای‌ جلوگیری‌ از گسترش‌ نزاع‌ که‌ انگلیسیان‌ هم‌ در شعله‌ور کردن‌ آن‌ بی‌تأثیر نبودند، به‌ اجبار به‌ درخواست‌ روسیه‌ گردن‌ نهاد. [۱۵۸] [۱۵۹] افزون‌ بر اینها، مسائل‌ دیگری‌ نیز روابط ایران‌ و روسیه‌ را در این‌ دوره‌ به‌ تیرگی‌ می‌کشانید. [۱۶۰] [۱۶۱] [۱۶۲] [۱۶۳]

روابط با فرانسه‌

[ویرایش]

زمینه روابط ایران‌ با فرانسه‌ در دوره صدارت‌ امیر، به‌ تلاش‌ برای‌ اجرای‌ معاهده محرمانه ۱۲۶۳ق‌/ ۱۸۴۷م‌ در عصر محمدشاه‌ بازمی‌گردد که‌ طی‌ آن‌ به‌ اتباع‌ فرانسه‌ اجازه‌ داده‌ شده‌ بود که‌ در ایران‌ به‌ تجارت‌ بپردازند، ولی‌ اجرای‌ معاهده مذکور به‌ دلایلی‌ از جمله‌ ایجاد موانع‌ از سوی‌ دولتهای‌ روس‌ و انگلیس‌ به‌ تعویق‌ افتاده‌ بود. در این‌ وقت‌ کنت‌ دو سارتیژ نماینده سیاسی‌ فرانسه‌ به‌ تکاپو افتاد، [۱۶۴] [۱۶۵] اما اقدامات‌ نسنجیده او، و اعلام‌ جمهوریت‌ در فرانسه‌ و مسأله اتباع‌ مسیحی‌ کاتولیک‌ در ایران‌، امیر را در وضع‌ نامطلوبی‌ قرار داد و مکاتبات‌ به‌ جایی‌ نرسید، تا سرانجام‌ کنت‌ که‌ مواضعش‌ در این‌باره‌ مبهم‌ و متناقض‌ می‌نمود، به‌ رغم‌ خواست‌ امیر، ایران‌ را ترک‌ کرد. [۱۶۶] [۱۶۷] [۱۶۸] [۱۶۹] [۱۷۰] [۱۷۱] [۱۷۲] [۱۷۳] [۱۷۴] [۱۷۵] [۱۷۶] و روابط سیاسی‌ دو کشور قطع‌ شد. [۱۷۷] [۱۷۸]

روابط با امرای‌ آسیای‌ مرکزی‌

[ویرایش]

یکی‌ از دل‌ مشغولیهای‌ دولت‌ امیر در مرزهای‌ شرقی‌، وجود قبایل‌ ترکمن‌ و تعدیهای‌ ایشان‌ به‌ خاک‌ ایران‌ و مردم‌ بود. این‌ شرارتها امرای‌ خوارزم‌ و بخارا را نیز که‌ راه‌ ارتباط خود را با کشورهای‌ اسلامی‌ در خطر می‌دیدند، نگران‌ می‌کرد. از این‌رو، نیروهای‌ ایران‌ و امرای‌ خوارزم‌ و بخارا بارها به‌ ترکمانان‌ هجوم‌ بردند. در این‌ جنگها عده‌ای‌ از ایرانیان‌ اسیر شدند و ترکمانان‌ آنها را به‌ خوارزمیان‌ فروختند. چون‌ امیر تصمیم‌ به‌ سرکوب‌ ترکمانان‌ گرفت‌، امیر خوارزم‌ سفیری‌ به‌ دربار ایران‌ گسیل‌ کرد و از طرف‌ امیر نیز رضا قلی‌خان‌ هدایت‌ برای‌ رهانیدن‌ اسرای‌ ایرانی‌ و مطلع‌ کردن‌ خان‌ خیوه‌ از تحریکات‌ توسعه‌ طلبانه روسیه‌، رهسپار خوارزم‌ شد. [۱۷۹] [۱۸۰] [۱۸۱] [۱۸۲] [۱۸۳] بعضی‌ معتقدند که‌ هدایت‌ مأموریت‌ داشت‌ تا زمینه یک‌ اقدام‌ نظامی‌ برای‌ بیرون‌ راندن‌ روسها از تاشکند و سمرقند را فراهم‌ سازد. [۱۸۴] [۱۸۵] درباره بخارا تحرک‌ کمتری‌ نشان‌ داده‌ شد؛ اگرچه‌ بخاراییان‌ در ورود و عبور از ایران‌ و حتی‌ رفت‌ و آمد مأمورینشان‌ به‌ سمت‌ عثمانی‌ از ایران‌ با ممانعتی‌ روبه‌رو نمی‌شدند. [۱۸۶] به‌ طورکلی‌ سیاست‌ امیر در جلب‌ و جذب‌ بخارا و خوارزم‌ به‌ سبب‌ مخالفت‌ سرسختانه روسیه‌ با نزدیکی‌ ایران‌ و آسیای‌ مرکزی‌، و نیز به‌ سبب‌ عزل‌ امیر مقارن‌ بازگشت‌ هدایت‌ از سفر خوارزم‌، موفقیت‌آمیز نبود. [۱۸۷]

روابط با عثمانی‌

[ویرایش]

محور اصلی‌ روابط ایران‌ با عثمانی‌ در عصر صدارت‌ امیر، تفسیر و اجرای‌ مفاد عهدنامه ارزروم‌ درباره خطوط مرزی‌ بود که‌ توسط میرزا تقی‌خان‌، پیش‌ از صدارتش‌، منعقد شده‌ بود. در اوایل‌ صدارت‌ امیر، میرزا جعفرخان‌ مشیرالدوله‌ برای‌ تعیین‌ خطوط مرزی‌ به‌ بغداد گسیل‌ شد، اما عثمانیان‌ که‌ دولت‌ ایران‌ را مشغول‌ سرکوب‌ فتنه سالار می‌دیدند، به‌ ناگاه‌ نواحی‌ قطور و خوی‌ را تصرف‌ کردند. مأمور ايران‌ نيز به‌ دستور امير از شركت‌ در كميسيون‌ خودداری كرد، ولى‌ با فشار و قول‌ روسيه‌ و انگلستان‌ مبنى‌ بر رفع‌ اشغال‌، كميسيون‌ تشكيل‌ شد. با اينهمه‌، مذاكرات‌ به‌ سبب‌ ادعای ارضى‌ عثمانى‌ بر خرمشهر و مخالفت‌ شديد امير با اين‌ معنى‌، به‌ بن‌بست‌ كشيده‌ شد. [۱۸۸] [۱۸۹] [۱۹۰] [۱۹۱] با آنکه‌ امیر تا مدتی‌ به‌ فشارهای‌ انگلستان‌ برای‌ ادامه مذاکرات‌ وقعی‌ نگذاشت‌، ولی‌ سرانجام‌ به‌ سبب‌ وقایع‌ آشوراده‌، مجبور شد مشیرالدوله‌ را به‌ مذاکرات‌ بازگرداند. [۱۹۲] [۱۹۳] [۱۹۴] [۱۹۵] [۱۹۶] [۱۹۷] [۱۹۸] [۱۹۹] [۲۰۰] [۲۰۱]

روابط با دول‌ دیگر

[ویرایش]

فکر ایجاد روابط سیاسی‌ با آمریکا از مدتها قبل‌ از صدارت‌ امیر، کم‌ و بیش‌ وجود داشت‌، [۲۰۲] اما امیر آن‌ را تحقق‌ بخشید تا معادله قدرت‌ را در خلیج‌ فارس‌ که‌ به‌ سود انگلستان‌ بود، بر هم‌ زند. بدین‌ مناسبت‌ در ذیحجه ۱۲۶۷/ اکتبر ۱۸۵۱ میان‌ دو کشور عهدنامه دوستی‌ و کشتیرانی‌ در آبهای‌ طرفین‌ منعقد شد و مقرر گردید که‌ دولت‌ آمریکا در تهران‌، تبریز و بوشهر کنسولگری‌ تأسیس‌ کند. [۲۰۳] [۲۰۴] سنای‌ امریکا نیز این‌ قرارداد را به‌ «معاهدات‌ کامله الوداد» تبدیل‌ و تصویب‌ کرد و آمادگی‌ خود را برای‌ مبادله عهدنامه‌ به‌ دولت‌ ایران‌ اعلام‌ داشت‌، ولی‌ در این‌ میان‌ امیرکبیر معزول‌ شد و جانشینان‌ او تمایلی‌ به‌ این‌ کار نشان‌ ندادند. امریکاییان‌ معتقد بودند که‌ انگلستان‌ مانع‌ اصلی‌ برای‌ برقراری‌ روابط میان‌ دو دولت‌ است‌. [۲۰۵]
علاوه‌ بر امریکا، امیر کوشید با پروس‌، اتریش‌ و بلژیک‌ نیز رابطه‌ برقرار سازد ولی‌ انگلیسیان‌ که‌ به‌ ویژه‌ حضور اتریش‌ را با منافع‌ خود ناسازگار می‌دیدند، در راه‌ ایجاد رابطه سیاسی‌ ایران‌ با آن‌ کشور مانع‌تراشی‌ می‌کردند. درباره فکر رابطه‌ با بلژیک‌ اطلاعات‌ موجود منحصر است‌ به‌ قراردادی‌ میان‌ دو کشور که‌ وزیر مختار فرانسه‌ از آن‌ یاد کرده‌ است‌. [۲۰۶]

اصلاحات‌ و اقدامات‌ امیر

[ویرایش]

امیر اصلاحات‌ داخلی‌ را با امور نظامی‌ که‌ ضامن‌ حاکمیت‌ ملی‌ و تمامیت‌ ارضی‌ کشور بود و او خود در امر نظام‌ تجربه‌ای‌ طولانی‌ داشت‌، آغاز کرد. او نخست‌ صندوقی‌ برای‌ تأمین‌ مواجب‌ و نیازهای‌ مالی‌ نظامیان‌ ایجاد کرد تا نظامی‌گری‌ به‌ صورت‌ شغلی‌ مستقل‌ درآید. [۲۰۷] سپس‌ به‌ تدوین‌ قانون‌ سربازگیری‌ و طبقه‌بندی‌ رسته‌ها و درجات‌ و تجدید سازمان‌ نظامی‌ پرداخت‌. [۲۰۸] [۲۰۹] [۲۱۰] و اخذ «سیورسات‌» از رعیت‌ را ممنوع‌ کرد [۲۱۱] [۲۱۲] این‌ قوانین‌ تحت‌ عنوان‌ «نظام‌ ناصری‌» تدوین‌ و طبع‌ شد [۲۱۳] [۲۱۴] [۲۱۵] او همچنین‌ به‌ تأسیس‌ کارخانه‌هایی‌ برای‌ ساخت‌ ملزومات‌ نظامی‌ و تسلیحات‌ ساده‌، و متحدالشکل‌ گردانیدن‌ لباس‌ نظامیان‌ دست‌ زد. [۲۱۶] [۲۱۷] در زمینه تسلیحات‌، علاوه‌ بر آنکه‌ به‌ رغم‌ اعتراض‌ شدید دولت‌ روسیه‌، تجار و رعایای‌ ایران‌ را به‌ خرید اسلحه‌ از روسیه‌ ترغیب‌ می‌کرد. [۲۱۸] [۲۱۹] [۲۲۰] و از برخی‌ تجار انگلیسی‌ نیز اسلحه‌ می‌خرید. [۲۲۱] مایل‌ بود از کشورهایی‌ چون‌ بلژیک‌ نیز سلاح‌ بخرد و مستشارانی‌ از کشوری‌ بیطرف‌ برای‌ ارتش‌ استخدام‌ کند. [۲۲۲]

در زمینه اقتصادی‌

[ویرایش]

در زمینه اقتصادی‌، امیر طرفدار گسترش‌ تجارت‌ و کشاورزی‌، و در عین‌ حال‌ توسعه صنایع‌ ملی‌ بود. بدین‌سبب‌ به‌ ساخت‌ و توسعه بازارهای‌ تهران‌ و تبریز - سرای‌ امیر - و گسترش‌ شبکه راهها همت‌ گماشت‌. [۲۲۳] از سوی‌ دیگر افزایش‌ حقوق‌ گمرکی‌ واردات‌، موجب‌ ترغیب‌ و توجه‌ تجار ایرانی‌ به‌ صادرات‌ شد [۲۲۴] [۲۲۵] چنانکه‌ در ۱۲۶۷ق‌/ ۱۸۵۱م‌ صادرات‌ ایران‌ بر وارداتش‌ پیشی‌ گرفت‌ و تقریباً به‌ ۳ میلیون‌ لیره انگلیسی‌ رسید و پس‌ از ایجاد نمایشگاهی‌ از کالاهای‌ ایرانی‌ در تهران‌، انگلستان‌ از امیرکبیر خواست‌ تا چنین‌ نمایشگاهی‌ نیز در لندن‌ برپا سازد [۲۲۶] [۲۲۷]
از دیگر اصلاحات‌ امیر که‌ ارتباط مستقیم‌ با تجارت‌ دارد، ایجاد امنیت‌ در راهها و نظارت‌ بر عبور و مرور و صدور تذکره عبور، ایجاد قراول‌خانه‌ و چاپارخانه‌ در حدود شهرها، مساحی‌ و نقشه‌برداری‌ تهران‌ و دیگر مناطق‌ و راههای‌ کشور را باید ذکر کرد. [۲۲۸] [۲۲۹] [۲۳۰] امیر همچنین‌ معادن‌ را تا ۵ سال‌ از مالیات‌ معاف‌ کرد و برای‌ امور معادن‌ مسئولی‌ برگزید. وی‌ با علاقه تمام‌ به‌ حمایت‌ از صاحبان‌ حرفه‌ و تولید کنندگان‌ پرداخت‌. گروهی‌ را برای‌ فراگیری‌ صنایع‌ به‌ روسیه‌ و عثمانی‌ فرستاد و برای‌ خرید ماشین‌ آلات‌ صنعتی‌ از اتریش‌ اقداماتی‌ انجام‌ داد و کارخانجات‌ محدودی‌ در کشور دایر کرد؛ [۲۳۱] [۲۳۲] [۲۳۳] [۲۳۴] [۲۳۵] [۲۳۶].
در زمینه مالیه‌ نیز امیر دست‌ به‌ اصلاحاتی‌ بنیادی‌ زد. در پرداخت‌ بدهیهای‌ عقب‌ افتاده‌ تدبیری‌ اندیشید و اسناد و حواله‌های‌ دولتی‌ را اعتبار داد. [۲۳۷] [۲۳۸] منافع‌ اخذ مالیات‌ و ورود آن‌ به‌ خزانه دولت‌ را سامان‌ بخشید و در عین‌ حال‌ مالیاتهای‌ اجحاف‌ آمیز بر طبقات‌ ضعیف‌ را ملغی‌ ساخت‌. [۲۳۹] [۲۴۰] از سوء استفاده منشیان‌ و مستوفیان‌ جلوگیری‌ کرد و دستور داد تا کتابهایی‌ مشتمل‌ بر قوانین‌ گردآوری‌ مالیات‌ و شرح‌ وظایف‌ مأموران‌ مالیاتی‌، مبتنی‌ بر مقررات‌ مالی‌ فرانسه‌ تدوین‌ کنند. [۲۴۱] [۲۴۲] و با این‌ تنظیمات‌ مالیاتهای‌ عقب‌ افتاده‌ را از اشخاص‌ متنفذ وصول‌ کرد. [۲۴۳] برخی‌ مکاتبات‌ امیر حاکی‌ از صرف‌ اوقات‌ و دقت‌ بسیار در امور مالیه‌ از سوی‌ اوست‌ و این‌ امر را مایه انتظام‌ امور می‌دانست‌. [۲۴۴] [۲۴۵] وی‌ همچنین‌ مستمری‌ درباریان‌ را کاهش‌ داد و از این‌ طریق‌ به‌ اجرای‌ برخی‌ طرحهای‌ عمرانی‌ توفیق‌ یافت‌ و همین‌ امر از عوامل‌ دشمنی‌ و توطئه‌ بر ضد او شد. [۲۴۶] [۲۴۷]

در مسائل‌ فرهنگی‌

[ویرایش]

در مسائل‌ فرهنگی‌، برجسته‌ترین‌ کار امیر، زمینه‌سازی‌ تأسیس‌ دارالفنون‌ برای‌ تربیت‌ علمی‌ و فنی‌ جوانان‌ بر اساس‌ اصول‌ و علوم‌ جدید اروپایی‌ بود. چه‌، وی‌ اعتقاد داشت‌ که‌ انتقال‌ محیط علمی‌ اروپا به‌ ایران‌، بهتر از فرستادن‌ محصل‌ به‌ خارج‌ از کشور است‌. وی‌ پس‌ از کسب‌ موافقت‌ شاه‌ در اواخر ۱۲۶۶ق‌/ ۱۸۵۰م‌، میرزا رضا مهندس‌ را مأمور تدوین‌ نقشه ساختمانی‌ در شمال‌ شرقی‌ ارک‌ تهران‌ کرد و سپس‌ بنای‌ آن‌ را به‌ محمدتقی‌خان‌ معمارباشی‌ سپرد و بهرام‌ میرزا حاکم‌ تهران‌ مأمور نظارت‌ بر اجرای‌ آن‌ شد. [۲۴۸] [۲۴۹] خود امیر نیز از نظارت‌ بر امور آن‌ خودداری‌ نداشت‌. [۲۵۰]در نیمه دوم‌ ۱۲۶۷ق‌ ظاهراً بخشی‌ از مدرسه‌ که‌ اختصاص‌ به‌ تعالیم‌ نظامی‌ داشت‌، به‌ طور آزمایشی‌ شروع‌ به‌ کار کرد، [۲۵۱] اگرچه‌ افتتاح‌ رسمی‌ مدرسه‌ ۱۳ روز پس‌ از مرگ‌ امیر اتفاق‌ افتاد.
انتشار روزنامه وقایع‌ اتفاقیه‌ نیز از دیگر اصلاحات‌ فرهنگی‌ امیر به‌ شمار می‌رود. [۲۵۲] [۲۵۳] شیل‌ معتقد است‌ که‌ سر مقاله‌های‌ این‌ روزنامه‌ به‌ قلم‌ خود امیر بوده‌ است‌. [۲۵۴]

دیگر اصلاحات‌ فرهنگی‌

[ویرایش]

از دیگر اصلاحات‌ فرهنگی‌ و اجتماعی‌ امیر، دستور ترجمه کتب‌ اروپایی‌، ایجاد چاپخانه‌، تدوین‌ قانون‌ نامه‌ای‌ برای‌ پزشکان‌ و امتحان‌ از آنها، ترویج‌ آبله‌کوبی‌ و بنیان‌ نخستین‌ بیمارستان‌ دولتی‌ را می‌توان‌ نام‌ برد. [۲۵۵]
ایجاد امنیت‌، دیوانخانه‌ و دارالشرع‌ برای‌ استقرار عدالت‌ از دیگر امور مورد توجه‌ خاص‌ امیر بود. او برای‌ آگاهی‌ از رفتار حاکمان‌ شهرها، کسانی‌ را مخفیانه‌ بر می‌گماشت‌ و با گزارش‌ آنها به‌ توبیخ‌ یا تشویق‌ حاکمان‌ می‌پرداخت‌. [۲۵۶] با آنکه‌ امیر در اوایل‌ کار کوشید خود به‌ داوری‌ در امور مهم‌ بپردازد، [۲۵۷] ولی‌ سپس‌ شیخ‌ عبدالحسین‌ تهرانی‌ را به‌ ریاست‌ محکمه شرع‌ به‌ عنوان‌ عالی‌ترین‌ مرجع‌ قضا منصوب‌ کرد. دعاوی‌ حقوقی‌ پس‌ از طرح‌ در دیوانخانه‌ به‌ محکمه شرع‌ می‌رفت‌ و احکام‌ صادره‌ برای‌ اجرا به‌ دیوانخانه‌ ارجاع‌ می‌شد و در واقع‌ تلفیق‌ شایان‌ توجهی‌ میان‌ قوانین‌ عرفی‌ و شرعی‌ به‌ عمل‌ می‌آمد. [۲۵۸] [۲۵۹] [۲۶۰] امیر بر آزادی‌ دینی‌ اقلیتها تأکید می‌کرد و به‌ امور قضایی‌ آنان‌ نیز در همین‌ دیوانخانه‌ رسیدگی‌ می‌شد. [۲۶۱] [۲۶۲]
سرانجام‌، امیر به‌ عنوان‌ آغازگر اصلاحات‌ عمیق‌ و معتقد به‌ مشارکت‌ عمومی‌ در این‌ کار، با انتشار اعلامیه‌ای‌ از صاحب‌ نظران‌ خواست‌ که‌ نظریات‌ خود را درباره اصلاحات‌ امور کشوری‌ و لشکری‌ اعلام‌ کنند. رساله قانون‌ قزوینی‌ نیز در پاسخ‌ به‌ همین‌ درخواست‌ نگاشته‌ شد. [۲۶۳] با اینهمه‌، مطابق‌ بعضی‌ اسناد، سخت‌گیری‌ امیر نسبت‌ به‌ دیگران‌ که‌ گاه‌ آنان‌ را از بیان‌ حقیقت‌ باز می‌داشت‌ و نیز عزل‌ جمعی‌ از رجال‌ و کارگزاران‌، و در عین‌ حال‌ تسامح‌ بی‌اندازه‌اش‌ نسبت‌ به‌ بعضی‌ از بستگان‌ خود، کسانی‌ را واداشت‌ که‌ او را به‌ «بی‌ اعتدالی‌» منسوب‌ کنند. [۲۶۴] [۲۶۵] و به‌ همین‌ سبب‌ درباره اصلاحات‌ و رفتارهای‌ سیاسی‌ امیر نظریات‌ متفاوت‌ و متضادی‌ ابراز شده‌ است‌. [۲۶۶] [۲۶۷]

فرجام‌ کار

[ویرایش]

سرعت‌ سیر حوادث‌ از روزی‌ که‌ شاه‌ طی‌ فرمانی‌ تمام‌ امور را در کف‌ امیر نهاد، [۲۶۸] تا آنگاه‌ که‌ فرمان‌ عزلش‌ را صادر کرد، چنان‌ است‌ که‌ محققان‌ را غالباً دچار نوعی‌ حیرت‌ می‌کند. بی‌گمان‌ عزل‌ او امری‌ ناگهانی‌ نبود و از مدتها پیش‌ تحرکاتی‌ برای‌ تحدید قدرت‌ و اختیارات‌ امیر به‌ ظهور می‌رسید. به‌ علاوه‌، از برخی‌ نامه‌های‌ امیر به‌ شاه‌ نیز بر می‌آید که‌ خود وی‌ به‌ سبب‌ بعضی‌ رفتارهای‌ شاه‌ از عاقبت‌ خویش‌ اندیشناک‌ بوده‌ است‌. [۲۶۹] [۲۷۰] [۲۷۱] [۲۷۲] [۲۷۳] به‌ هر حال‌، فرمان‌ عزل‌ امیر از صدارت‌ و ابقای‌ وی‌ در امور نظام‌ به‌ خط و انشای‌ میرزا سعید مؤتمن‌ الملک‌ تهیه‌ شد و در پنجشنبه‌ ۱۹ محرم‌ ۱۲۶۸ توسط مهدعلیا به‌ اطلاع‌ او رسید و سپس‌ آجودان‌ باشی‌ فرمان‌ را رسماً به‌ او ابلاغ‌ کرد، اما اندکی‌ بعد به‌ خدمت‌ نظام‌ او نیز خاتمه‌ داده‌ شد. [۲۷۴] [۲۷۵] قابل‌ توجه‌ است‌ که‌ شاه‌ از واکنش‌ امیر بیم‌ داشت‌ و قراولان‌ خاصه‌ را آماده‌ باش‌ داده‌ بود. [۲۷۶] [۲۷۷] اما امیر با آنکه‌ از قدرت‌ و جسارت‌ لازم‌ برخوردار بود، مصالح‌ ملی‌ را بر موقعیت‌ شخصی‌ ترجیح‌ داد و به‌ واکنش‌ تندی‌ دست‌ نزد و گوشه عزلت‌ برگزید. [۲۷۸] [۲۷۹] و شاه‌ نیز کوشید تا این‌ کار را ناشی‌ از استعفای‌ امیر قلمداد کند. [۲۸۰]
به‌ هر حال‌، پس‌ از عزل‌ امیر از صدارت‌ و وزارت‌ نظام‌، آقاخان‌ نوری‌ آشکارا به‌ مخالفت‌ و دگرگون‌ کردن‌ کارهای‌ امیر برخاست‌؛ به‌ شکلی‌ که‌ امیر برآشفت‌ و از شاه‌ اجازه ملاقات‌ خواست‌. [۲۸۱] [۲۸۲] اما شاه‌ سخنان‌ امیر را نپذیرفت‌ و او را مورد عتاب‌ قرار داد. [۲۸۳] [۲۸۴] میرزا آقا خان‌ نوری‌ از حمایت‌ روس‌ و انگلیس‌ از امیر، و حتی‌ پناهندگی‌ امیر به‌ انگلیسیان‌ سخن‌ رانده‌ است‌. [۲۸۵] [۲۸۶] با آنکه‌ در دشمنی‌ او با امیر تردیدی‌ نیست‌ و حقایق‌ آشکار تعلق‌ خاطر امیر را به‌ بیگانگان‌ نفی‌ می‌کند، ولی‌ برخی‌ از نویسندگان‌ و خود انگلیسیان‌ بنابر عللی‌ همین‌ نظر را ترویج‌ کرده‌اند. [۲۸۷] [۲۸۸] [۲۸۹] [۲۹۰] [۲۹۱] آقاخان‌ نوری‌ برای‌ اثبات‌ این‌ مدعا کوشید تا از امیر اقرار بگیرد که‌ قصد افساد داشته‌ است‌ و شاه‌ را نیز با خود موافق‌ کرد. [۲۹۲] [۲۹۳] [۲۹۴] [۲۹۵] [۲۹۶] پس‌ از این‌، حکم‌ تبعید امیر به‌ کاشان‌، نخست‌ با عنوان‌ حکومت‌ آن‌ شهر، صادر شد و زیر نظر نظامیان‌ به‌ آنجا رفت‌. [۲۹۷] اندکی‌ بعد شاه‌ حکم‌ قتل‌ او را نیز امضا کرد و علی‌خان‌ فراشباشی‌ مأمور آن‌ کار گردید. وی‌ در بامداد ۱۸ ربیع‌ الاول‌ ۱۲۶۸ وارد فین‌ کاشان‌ شد و به‌ حمامی‌ که‌ امیر در آن‌جا مشغول‌ استحمام‌ بود، رفت‌ و حکم‌ را خواند. به‌ درخواست‌ امیر رگ‌ دستش‌ را گشودند، و سپس‌ به‌ سبب‌ تعجیلی‌ که‌ داشتند، او را خفه‌ کردند و برخی‌ اشیاء شخصی‌ او را به‌ غنیمت‌ بردند. [۲۹۸] [۲۹۹]
در تهران‌ مرگ‌ امیر را به‌ بیماری‌ او نسبت‌ دادند [۳۰۰] [۳۰۱] [۳۰۲] با اینهمه‌، انعکاس‌ این‌ حادثه‌ در تهران‌ نامطلوب‌ بود [۳۰۳] و سفارت‌ انگلیس‌ رسماً به‌ اعتراض‌ برخاست‌. [۳۰۴] شاه‌ خود را از مداخله‌ در این‌ کار مبرا دانست‌ [۳۰۵] و بعضی‌ از نوشتجات‌ حاکی‌ از مداخله خود در این‌ کار را از میان‌ برد. [۳۰۶]و خود میرزای‌ نوری‌ هم‌ تقصیر را به‌ گردن‌ حاج‌ علی‌خان‌ انداخت‌. [۳۰۷]
باید گفت‌ که‌ امیر هیچ‌گاه‌ نتوانست‌ با درباریان‌ کهنه‌ کار رابطه خوبی‌ برقرار کند و یا خود را از لحاظ رفتارهای‌ شخصی‌ و اجتماعی‌ واقعاً و عملاً در زمره درباریان‌ جای‌ دهد. این‌ معنی‌ یکی‌ معلول‌ نسب‌ خانوادگی‌ امیر بود که‌ در زمره نجبای‌ والانژاد محسوب‌ نمی‌شد [۳۰۸] و دیگر آنکه‌ روابط او با دربار شاه‌ بسیار بی‌تکلف‌ و صادقانه‌ و بدون‌ ظاهرسازی‌ و ریاکاریهای‌ مرسوم‌ بود. بر مخارج‌ شاه‌ نظارت‌ می‌کرد و مانع‌ ولخرجیهایش‌ می‌شد و از او می‌خواست‌ با اتکا به‌ خود و به‌ استقلال‌ به‌ اداره امور بپردازد [۳۰۹] [۳۱۰] [۳۱۱] [۳۱۲] [۳۱۳] [۳۱۴] با اینهمه‌، امیر شأن‌ شاه‌ را رعایت‌ می‌کرد و در برابر او برای‌ خود مرتبتی‌ قائل‌ نبود. [۳۱۵] رفتار ساده‌ و صادقانه امیر، موجب‌ رشک‌ و خشم‌ درباریان‌ متملق‌ می‌شد که‌ خود را در برابر امیر ضعیف‌ می‌دیدند و برای‌ خودنمایی‌ آن‌ را نوعی‌ توهین‌ به‌ شاه‌ می‌نمایاندند [۳۱۶] [۳۱۷] [۳۱۸] [۳۱۹]
مهدعلیا، مادر قدرت‌ طلب‌ شاه‌ که‌ علاقه شدیدی‌ به‌ مداخله‌ در امور، [۳۲۰] و نقش‌ مهمی‌ در حوادث‌ سیاسی‌ روزگار داشت‌، یکی‌ از مهم‌ترین‌ دشمنان‌ امیر بود. [۳۲۱] [۳۲۲] سخت‌گیریهای‌ امیر نسبت‌ به‌ اهل‌ حرم‌، به‌ ویژه‌ مهد علیا که‌ گویا نسبت‌ به‌ جایگاه‌ صدراعظم‌ نیز حسادت‌ می‌کرد [۳۲۳] [۳۲۴] [۳۲۵] مخالفت‌ امیر با خواستهای‌ نابجای‌ او [۳۲۶]از جمله‌ علل‌ دشمنی‌ مهدعلیا بود که‌ همراه‌ آقاخان‌ نوری‌ و حاج‌ علی‌خان‌ فراشباشی‌، در رأس‌ دشمنان‌ امیر قرار داشت‌ [۳۲۷] [۳۲۸] پولاک‌ که‌ اندکی‌ پس‌ از عزل‌ امیر وارد تهران‌ شد، این‌ واقعه‌ را بر اثر تحریکات‌ مهدعلیا دانسته‌ است‌. [۳۲۹]
از دیگر دستاویزهای‌ دشمنان‌ امیر در تحریک‌ شاه‌ بر ضد او، داستان‌ عباس‌ میرزا ملک‌ آراست‌ که‌ می‌گفتند امیر قصد خلع‌ ناصرالدین‌ شاه‌ و به‌ سلطنت‌ رساندن‌ او را دارد [۳۳۰] [۳۳۱] و برخی‌ نیز او را در برابر شاه‌، جسور و پر خطر جلوه‌ داده‌، [۳۳۲] یگانه‌ راه‌ بقای‌ سلطنت‌ را قتل‌ او دانستند. با اینهمه‌، جالب‌ توجه‌ است‌ که‌ به‌ نظر می‌رسد کسی‌ مانند مهدعلیا پس‌ از قتل‌ امیر، نقش‌ و اهمیت‌ او را در حفظ ارکان‌ سلطنت‌ ناصری‌ دریافت‌ و گویا از دشمنی‌ خود نیز متأسف‌ بود.

خلق‌ و خوی‌

[ویرایش]

درباره خلق‌ و خوی‌ امیر داستانها و روایاتی‌ که‌ در افواه‌ پس‌ از قتل‌ وی‌ رواج‌ بسیار یافت‌، مشحون‌ از نکات‌ جالب‌ توجه‌ است‌. وی‌ معمولاً پیش‌ از طلوع‌ آفتاب‌ سرکشی‌ به‌ امور را آغاز می‌کرد. [۳۳۳] خود به‌ یکایک‌ کارها می‌رسید و دستورهای‌ مقتضی‌ می‌داد [۳۳۴] وی‌ نظم‌ و ترتیبی‌ پدید آورد که‌ پس‌ از او نیز زبان‌زد خلق‌ بود. [۳۳۵] با وجود سخت‌گیریهایش‌ در کارهای‌ حکومتی‌، و مخالفت‌ سرسختانه‌اش‌ با مداخله بیگانگان‌، هیچ‌گاه‌ از راه‌ ادب‌ و عفاف‌ خارج‌ نمی‌شد، چنانکه‌ تأثیر بسیار خوبی‌ بر بیگانگانی‌ که‌ او را می‌دیدند، می‌گذاشت‌. [۳۳۶] علما و دانشمندان‌ را بسیار محترم‌ می‌داشت‌. [۳۳۷] [۳۳۸] [۳۳۹] [۳۴۰] و از مدیحه‌سرایی‌ شاعران‌ بیزار بود و قاآنی‌ را بدان‌ سبب‌ توبیخ‌ کرد. [۳۴۱] شدت‌ علاقه او را به‌ توسعه علوم‌ و فرهنگ‌ از کوششهایش‌ برای‌ تأسیس‌ دارالفنون‌ و دعوت‌ از معلمان‌ اروپایی‌ و تأسیس‌ روزنامه‌ می‌توان‌ دانست‌. [۳۴۲] [۳۴۳] امیر اعتقادات‌ دینی‌ استواری‌ داشت‌ و این‌ معنی‌ از نامه‌ها و رفتارهایش‌ به‌ خوبی‌ آشکار است‌ [۳۴۴] [۳۴۵] [۳۴۶] [۳۴۷] [۳۴۸] [۳۴۹] [۳۵۰]

آثار عمرانی‌

[ویرایش]

آثار عمرانی‌ امیر نیز قابل‌ توجه‌ است‌. غیر از بنای‌ دارالفنون‌ تهران‌، به‌ دستور او ارک‌ حکومتی‌ را تجدید بنا کردند و بر عمارات‌ آن‌ افزودند. نیز در بنای‌ میدان‌ توپخانه‌ و سبزه‌ میدان‌، به‌ ویژه‌ بازار بزرگ‌ آن‌ با طاقهای‌ هلالی‌ دخیل‌ بود [۳۵۱] [۳۵۲] و کاروانسرایی‌ بزرگ‌ در بازار تهران‌ ساخت‌ که‌ به‌ سرای‌ اتابکیه‌ معروف‌ شد. [۳۵۳] [۳۵۴] تکیه دولت‌ در ضلع‌ شرقی‌ میدان‌ ارک‌ هم‌ اصلاً از ساخته‌های‌ اوست‌. [۳۵۵] شیخ‌ عبدالحسین‌ تهرانی‌، مشهور به‌ شیخ‌ العراقین‌، وصی‌ امیر، مدرسه‌ و مسجدی‌ در تهران‌ از ماترک‌ امیر پس‌ از قتل‌ او ساخت‌ که‌ بعدها به‌ نام‌ خود او معروف‌ شد. [۳۵۶] [۳۵۷] همو بخش‌ مهمی‌ از میراث‌ امیر را صرف‌ توسعه‌ و بازسازی‌ بقعه‌های‌ عتبات‌ عالیات‌ و سامرا و طلاپوش‌ کردن‌ آستانه امامان‌ عسکری‌ (علیهما السلام‌) کرد. [۳۵۸] [۳۵۹] [۳۶۰] [۳۶۱] [۳۶۲] گویا امیر وصیت‌ کرده‌ بود که‌ از ماترکش‌ بیمارستانی‌ نیز در تهران‌ دایر کنند. [۳۶۳] پیکر امیر را نخست‌ در گورستان‌ «پشت‌ مشهد» کاشان‌ دفن‌ کردند، ولی‌ چندی‌ بعد همسرش‌ عزت‌الدوله‌ آن‌ را به‌ کربلا انتقال‌ داد و در محدوده رواق‌ شرقی‌ حرم‌ امام‌ حسین‌ (علیه‌السلام‌) معروف‌ به‌ پایین‌ پا به‌ خاک‌ سپرده‌ شد. [۳۶۴] [۳۶۵]

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
(۲) ‌آدمیت، فریدون‌، اندیشه ترقی‌ و حکومت‌ قانون‌ (عصر سپهسالار)، تهران‌، انتشارات‌ سخن‌.
(۳) ‌آدمیت، فریدون‌، مقالات‌ تاریخی‌، تهران‌، ۱۳۵۲ش‌.
(۴) اسناد قدیمه سال‌ ۱۲۶۲- ۱۲۶۵ق‌، کارتن‌ ۵، روسیه‌ ۴۳، بایگانی‌ وزارت‌ امور خارجه جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌.
(۵) اسناد مکمل‌ قاجاریه‌، بایگانی‌ وزارت‌ امور خارجه جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌.
(۶) «اسناد و فرامین‌ عهد از شوال‌ ۱۲۳۱ق‌ - ذیقعده ۱۳۵۲ق‌»، ج۵ اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
(۷) اسناد و مکاتبات‌ تاریخی‌ ایران‌ (قاجاریه‌)، به‌ کوشش‌ محمدرضا نصیری‌، تهران‌، ۱۳۶۸ش‌.
(۸) اسنادی‌ از روابط ایران‌ با مناطقی‌ از آسیای‌ مرکزی‌، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
(۹) اصل‌ مکاتبات‌، بایگانی‌ وزارت‌ امور خارجه جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌.
(۱۰) «اصل‌ نامه‌ها و مکاتبات‌ سارتیژ سفیر فرانسه‌ در ایران‌»، ج‌۱۴ سواد مکاتبات‌ (هم).
(۱۱) اعتضاد السلطنه‌، فتنه باب‌، به‌ کوشش‌ نوایی‌، عبدالحسین‌، تهران‌.
(۱۲) ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، تاریخ‌ منتظم‌ ناصری‌، به‌ کوشش‌ رضوانی‌، محمداسماعیل‌، تهران‌، دنیای‌ کتاب‌.
(۱۳) ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، خلسه‌، به‌ کوشش‌ محمود کتیرایی‌، تهران‌، ۱۳۱۷ش‌.
(۱۴) ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، صدرالتواریخ‌، به‌ کوشش‌ مشیری‌، ‌محمد، تهران‌، ۱۳۴۹ش‌.
(۱۵) ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، المآثر و الاثار، به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
(۱۶) ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، مرآه البلدان‌، به‌ کوشش‌ نوایی‌، عبدالحسین‌ و هاشم‌ محدث‌، تهران‌، ۱۳۶۷ش‌.
(۱۷) افراسیابی‌، بهرام‌، شاه‌ ذوالقرنین‌ و خاطرات‌ ملیجک‌، تهران‌.
(۱۸) ایرج‌افشار، «شصت‌ و چهار سند»، بررسیهای‌ تاریخی‌، تهران‌، ۱۳۴۹ش‌، س‌ ۵، شم ۳.
(۱۹) ‌اقبال آشتیانی‌، عباس، «امیرکبیر و مرحوم‌ هدایت‌»، نشریه وزارت‌ امور خارجه‌، تهران‌، ۱۳۳۵ش‌، شم ۱.
(۲۰) ‌اقبال آشتیانی‌، عباس، میرزا تقی‌خان‌ امیرکبیر، به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
(۲۱) ‌اقبال آشتیانی‌، عباس، «ورقی‌ چند از تاریخ‌ روابط ایران‌ و فرانسه‌»، نشریه وزارت‌ امور خارجه‌، تهران‌، ۱۳۲۷ش‌، شم ۱.
(۲۲) یغمایی، اقبال‌، «مدرسه دارالفنون‌»، یغما، ۱۳۴۸ش‌، س‌ ۲۲، شم ۱-۲.
(۲۳) حامد الگار، دین‌ و دولت‌ در ایران‌، ترجمه ابوالقاسم‌ سری‌، تهران‌، توس‌.
(۲۴) ‌امیرخیزی‌، اسماعیل، «اصل‌ و نسب‌ میرزا تقی‌خان‌»، خاطرات‌ وحید، ۱۳۵۱ش‌، شم ۱۶.
(۲۵) محمدتقی ‌امیرکبیر، «نامه امیرنظام‌ به‌ نمایندگان‌ روس‌ و انگلیس‌»، یک‌ صد سند تاریخی‌، به‌ کوشش‌ ابراهیم‌ صفایی‌، تهران‌، ۱۳۵۲ش‌.
(۲۶) امیرکبیر و دارالفنون‌، به‌ کوشش‌ روشنی‌ زعفرانلو، تهران‌، ۱۳۵۴ش‌.
(۲۷) ‌معزی، امیر‌، «نوادر الامیر»، همراه‌ نامه‌های‌ امیرکبیر، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌ داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
(۲۸) مروین‌ انتنر، روابط بازرگانی‌ روس‌ و ایران‌، ترجمه احمد توکلی‌، تهران‌، ۱۳۶۹ش‌.
(۲۹) اورسل‌، سفرنامه‌، ترجمه علی‌ اصغر سعیدی‌، تهران‌.
(۳۰) باستانی‌ پاریزی‌، محمدابراهیم‌، «طرحی‌ از چهره امیرکبیر در ادب‌ پارسی‌»، امیرکبیر و دارالفنون‌ (هم).
(۳۱) بامداد، ‌مهدی‌، شرح‌ حال‌ رجال‌ ایران‌، تهران‌، ۱۳۵۷ش‌.
(۳۲) هاینریش‌ بروگش‌، سفری‌ به‌ دربار سلطان‌ صاحبقران‌، ترجمه کردبچه‌، تهران‌، انتشارات‌ اطلاعات‌.
(۳۳) «بعضی‌ از مراسلات‌ امیرکبیر به‌ ناصرالدین‌ شاه‌»، یادگار، س‌ ۵، شم ۱-۲.
(۳۴) بهادر، محمدخان‌، «یک‌ شخص‌ مهم‌ یا میرزا تقی‌خان‌ اتابک‌»، ارمغان‌، تهران‌، ۱۳۱۳ش‌، س‌ ۱۵، شم ۳.
(۳۵) یاکوب‌ ادوارد پولاک‌، سفرنامه‌، ترجمه کیکاووس‌ جهانداری‌، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
(۳۶) تاریخ‌ اقتصادی‌ ایران‌، ترجمه یعقوب‌ آژند، تهران‌، ۱۳۶۲ش‌.
(۳۷) تقی‌زاده‌، حسن‌، «میرزا تقی‌خان‌ امیرنظام‌»، یغما، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌، س‌ ۲۹، شم ۱.
(۳۸) ‌تیموری، ابراهیم‌ ‌، عصر بی‌خبری‌، تهران‌، اقبال‌.
(۳۹) ثقفی‌، خلیل، مقالات‌ گوناگون‌، تهران‌، ۱۳۲۲ش‌.
(۴۰) جهانگیر میرزا، تاریخ‌ نو، به‌ کوشش‌ عباس‌ اقبال‌ آشتیانی‌، تهران‌، ۱۳۲۷ش‌.
(۴۱) «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶ اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
(۴۲) خورموجی‌، محمدجعفر، حقایق‌ الاخبار ناصری‌، به‌ کوشش‌ حسین‌ خدیوجم‌، تهران‌، ۱۳۴۴ش‌.
(۴۳) دایرة المعارف‌ تشیع‌، به‌ کوشش‌ احمد صدر حاج‌ سیدجوادی‌ و دیگران‌، تهران‌، ۱۳۶۶ش‌.
(۴۴) «دستورالعملها و فرامین‌ شاه‌ و صدراعظم‌ از ۱۲۶۷- ۱۲۷۵ق‌»، ج۲۴ سواد مکاتبات‌ (هم).
(۴۵) «دو نامه‌ از امیرکبیر»، یادگار، تهران‌، ۱۳۲۵ش‌، س‌ ۳، شم ۱.
(۴۶) دهقان‌، منوچهر، «نظام‌ ناصری‌»، بررسیهای‌ تاریخی‌، تهران‌، ۱۳۴۸ش‌، س‌ ۴، شم ۴.
(۴۷) اسناد وزارت‌ امور خارجه بریتانیا (FO).
(۴۸) دنیس‌ رایت‌، انگلیسیها در میان‌ ایرانیها، ترجمه اسکندر دلدم‌، تهران‌، ۱۳۶۴ش‌.
(۴۹) دنیس‌ رایت‌، ایرانیان‌ در میان‌ انگلیسیها، ترجمه کریم‌ امامی‌، تهران‌، ۱۳۶۶ش‌.
(۵۰) «رساله بهاءالملک‌ مأمور مذاکره‌ با نماینده انگلیسی‌ در امور مطالبات‌ و دعاوی‌ اتباع‌ انگلیسی‌»، ج۶۱ اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
(۵۱) رشدیه‌، حسن‌، «امیرکبیر و نصب‌ بیرق‌ ایران‌ در ممالک‌ روسیه‌»، ارمغان‌، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌، س‌ ۳۰، شم ۱.
(۵۲) رضازاده ملک‌، رحیم‌، روابط سیاسی‌ ایران‌ و امریکا، تهران‌، طهوری‌.
(۵۳) رضوانی‌، محمداسماعیل‌، «روزنامه‌نگاری‌ در عهد امیرکبیر»، امیرکبیر و دارالفنون‌ (هم).
(۵۴) غلامعلی ‌رعدی‌ آدرخشی‌، «چند پرسش‌ درباره امیرکبیر»، امیرکبیر و دارالفنون‌ (هم).
(۵۵) ‌ زریاب‌، عباس، «نامه‌های‌ موجود از امیرکبیر»، امیرکبیر و دارالفنون‌ (هم).
(۵۶) سارلی‌، اراز محمد، تاریخ‌ ترکمنستان‌، تهران‌، ۱۳۷۳ش‌.
(۵۷) ‌سپهر، محمدتقی، ناسخ‌ التواریخ‌، به‌ کوشش‌ محمدباقر بهبودی‌، تهران‌، ۱۳۸۵ق‌.
(۵۸) ستوده‌، منوچهر، «تهرانی‌ که‌ امیرکبیر در آن‌ می‌زیست‌»، امیرکبیر و دارالفنون‌ (هم).
(۵۹) ستوده‌، منوچهر، «کاروانسراهای‌ تهران‌ قدیم‌»، آینده‌، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌، شم ۲، ۳.
(۶۰) سواد مکاتبات‌، بایگانی‌ وزارت‌ امور خارجه جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌.
(۶۱) شیل‌، خاطرات‌، ترجمه حسین‌ ابوترابیان‌، تهران‌، ۱۳۶۲ش‌.
(۶۲) صادقی‌ پایین‌ کولایی‌، علی‌اکبر، «امیرکبیر و تلاشی‌ پیگیر در راه‌ ساماندهی‌ مالی‌ و صنعتی‌ کشور»، کیهان‌، ۳/ ۵/ ۱۳۷۱ش‌.
(۶۳) ابراهیم‌خان ‌صدیق‌ الممالک‌، منتخب‌ التواریخ‌ مظفری‌، به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌.
(۶۴) ابراهیم ‌صفایی‌، «سندی‌ تازه‌ درباره میرزا تقی‌خان‌ امیرکبیر»، گوهر، تهران‌، ۱۳۵۲ش‌، س‌ ۱، شم ۱۱-۱۲.
(۶۵) «عرایض‌ و گزارشها و مکاتبات‌ صدراعظم‌ و وزیر امور خارجه‌ از ۱۲۷۵ق‌ - ۱۲۸۰ق‌»، ج۵۹ اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
(۶۶) «عرایض‌ و گزارشهای‌ صدراعظم‌ و وزیر امور خارجه‌ و والیان‌ حکام‌ و زنان‌ حرمسرا»، اصل‌ مکاتبات‌ (هم)، ج۶۲.
(۶۷) ‌فتحی‌، نصرت‌الله‌، «امیرکبیر از نظر قائم‌مقام‌»، سخن‌، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌، س‌ ۲۵، شم ۳-۴.
(۶۸) ویلم ‌فلور، جستارهایی‌ از تاریخ‌ اجتماعی‌ ایران‌، ترجمه ابوالقاسم‌ سری‌، تهران‌، ۱۳۶۶ش‌.
(۶۹) ژان‌ باتیست ‌فووریه‌، سه‌ سال‌ در دربار ایران‌، ترجمه عباس‌ اقبال‌ آشتیانی‌، تهران‌، دنیای‌ کتاب‌.
(۷۰) فیودورکورف‌، سفرنامه‌، ترجمه اسکندر ذبیحیان‌، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
(۷۱) قاسمخانی‌ هزاوه‌ای‌، «اطلاعات‌ محلی‌ از خانواده امیرکبیر»، امیرکبیر و دارالفنون‌ (هم).
(۷۲) ابوالقاسم ‌قائم‌مقام‌ فراهانی‌، منشآت‌، به‌ کوشش‌ فرهاد میرزا، تهران‌، ارسطو.
(۷۳) جهانگیر قائم‌مقامی‌، «تاریخچه سربازگیری‌ در ایران‌»، بررسیهای‌ تاریخی‌، تهران‌، ۱۳۴۶ش‌، شم ۲.
(۷۴) قرارها و قراردادها، به‌ کوشش‌ سیف‌الله‌ وحیدنیا، تهران‌.
(۷۵) قزوینی، محمدشفیع‌، قانون‌ قزوینی‌، به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌، ۱۳۷۰ش‌.
(۷۶) ‌جبلی‌، کاوه، علیرضا، سیاست‌ خارجی‌ امیرکبیر، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
(۷۷) جرج‌ کرزن‌، ایران‌ و قضیه ایران‌، ترجمه وحید مازندرانی‌، تهران‌، ۱۳۶۲ش‌.
(۷۸) رابرت‌ کرزن‌، «خاطره من‌ از امیرکبیر»، ترجمه حسین‌ ابوترابیان‌، نگین‌، تهران‌، ۱۳۵۸ش‌، س‌ ۱۵، شم ۱۶۹.
(۷۹) رابرت‌ کرزن‌، «میرزا تقی‌خان‌ امیرکبیر»، ترجمه ابوترابیان‌، آینده‌، تهران‌، ۱۳۶۲ش‌، س‌ ۹، شم ۶.
(۸۰) کسروی‌، احمد، بهائیگری‌، تهران‌، کتابفروشی‌ پایدار.
(۸۱) «گزارشها و مکاتبات‌ میرزا آقاخان‌ نوری‌ تا ۱۲۶۹ق‌»، ج۳۲ اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
(۸۲) «گزارشها و مکاتبات‌ و بعضی‌ از پیشنهادهای‌ دولت‌ از ۱۲۶۷ق‌ ۱۲۹۷ق‌»، اصل‌ مکاتبات‌ (هم)، ج۶۹.
(۸۳) «گزارشهای‌ میرزاتقی‌خان‌ از مجالس‌ ارزروم‌ و مشیرالدوله‌ از کمیسیون‌ تحدید»، ج۱۸ سواد مکاتبات‌ (هم).
(۸۴) گزیده اسناد سیاسی‌ ایران‌ و عثمانی‌ (دوره قاجاریه‌)، تهران‌، ۱۳۶۹ش‌.
(۸۵) ژآ گوبینو، «میرزا تقی‌خان‌ امیر»، محیط، تهران‌، ۱۳۲۲ش‌، س‌ ۱، شم ۱.
(۸۶) ژآ گوبینو «میرزا تقی‌خان‌ امیرکبیر»، پانزدهمین‌ سالنامه دنیا، ۱۳۳۸ش‌.
(۸۷) مجلسی، فضل‌الله‌، «خاطراتی‌ از مالیه مملکت‌ در دوره قاجاریه‌»، خاطرات‌ وحید، تهران‌، س‌ ۹، شم ۵.
(۸۸) محبوبی‌ اردکانی‌، حسین‌، «کار آموزان‌ و دانشجویان‌ ایرانی‌ در روسیه‌»، راهنمای‌ کتاب‌، تهران‌، ۱۳۴۶ش‌، س‌ ۱۰، شم۶.
(۸۹) محمود محمود، تاریخ‌ روابط سیاسی‌ ایران‌ و انگلیس‌، تهران‌، اقبال‌.
(۹۰) محیط طباطبایی‌، ‌محمد، «دارالفنون‌ و امیرکبیر»، امیرکبیر و دارالفنون‌ (هم).
(۹۱) همایون‌، مخبر، «امیرکبیر و روش‌ جدید سربازگیری‌ در ایران‌»، ارمغان‌، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌، س‌ ۳۰، شم ۱.
(۹۲) ‌مدرسی‌ چهاردهی، مرتضی‌، «ایران‌ در جهان‌ عرب‌»، وحید، تهران‌، س‌ ۳.
(۹۳) مستوفی، عبدالله‌، شرح‌ زندگانی‌ من‌، تهران‌، ۱۳۴۱ش‌.
(۹۴) مشیری‌، ‌محمد، «اسناد و مکاتبات‌ تاریخی‌ ایران‌ (قاجاریه‌)»، بررسیهای‌ تاریخی‌، تهران‌، س‌ ۲، شم ۱۰.
(۹۵) معتضد، خسرو، حاج‌ امین‌ الضرب‌، تهران‌، انتشارات‌ خانزاده‌.
(۹۶) معتمدی‌، مسعود، «اردوکشی‌ مظفری‌ از قزوین‌ به‌ کردستان‌»، آینده‌، تهران‌، ۱۳۶۴ش‌، س‌ ۱۱.
(۹۷) «مکاتبات‌ امنا و کارکنان‌ دولت‌ در عهد فتحعلی‌شاه‌ و محمدشاه‌»، ج۱۴ اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
(۹۸) «مکاتبات‌ حاج‌ میرزا آقاسی‌ و امیرکبیر از ۱۲۶۲-۱۲۶۶ق‌»، ج۲ سواد مکاتبات‌ (هم).
(۹۹) «مکاتبات‌ حاجی‌ میرزا آقاسی‌ صدراعظم‌ به‌ محمدشاه‌»، ج۱۸ اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
(۱۰۰) «مکاتبات‌ سفارت‌ انگلیس‌ از ۵ رجب‌ ۱۲۶۸- ۲۸ شعبان‌ ۱۲۷۶»، ج۲۹ سواد مکاتبات‌ (هم).
(۱۰۱) «مکاتبات‌ سفرای‌ خارجی‌ با امیرکبیر و دستورات‌ امیر به‌ حکام‌ و سفرای‌ ایران‌ ۱۲۶۴-۱۲۶۷ق‌»، ۲۹ سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۱۲.
(۱۰۲) «مکاتبات‌ صدراعظم‌ از ۹ شوال‌ ۱۲۶۷- ۱۵ جمادی‌الثانی‌ ۱۲۶۸»، ۲۹ سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۱۹.
(۱۰۳) «مکاتبات‌ صدراعظم‌ از ۱۹ شوال‌ ۱۲۶۷-۱۹ جمادی‌الثانی‌ ۱۲۶۸»، ۲۹ سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۲۰.
(۱۰۴) «مکاتبات‌ صدراعظم‌ از ۲۴ شوال‌ ۱۲۶۷ - جمادی‌ الاخر ۱۲۶۸»، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۲۲.
(۱۰۵) «مکاتبات‌ صدراعظم‌ امیرکبیر به‌ سفرا در ۱۲۶۷ق‌»، ۲۹ سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۷.
(۱۰۶) «مکاتبات‌ صدراعظم‌ و وزیر امور خارجه‌ و حکام‌ به‌ همراه‌ فرامین‌ و احکام‌ از ۱۲۵۰-۱۲۵۲ق‌»، ۲۹ سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۲.
(۱۰۷) «مکاتبات‌ محمدشاه‌ با قائم‌مقام‌ و حاج‌ میرزا آقاسی‌ و سایر امنای‌ دولتی‌»، ج۲۴ اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
(۱۰۸) «مکاتبات‌ و گزارشها و نامه‌های‌ امنای‌ دولت‌ از ۲ ربیع‌الثانی‌ ۱۲۵۳- محرم‌ ۱۲۶۹»، ۲۹ سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۱۹.
(۱۰۹) «مکاتبات‌ و گزارشهای‌ حکام‌ دولتی‌ از ۱۲۶۹-۱۲۹۰ق‌»، «مکاتبات‌ و گزارشهای‌ والیان‌ و مأموران‌ دولتی‌ از ۱۲۶۳-۱۲۹۴ق‌»، ۲۹ سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۲۷.
(۱۱۰) «مکاتبات‌ و نامه‌های‌ سفیران‌ روس‌ و انگلیس‌ به‌ امیرکبیر»، ج۱۶ سواد مکاتبات‌ (هم.
(۱۱۱) ‌مکی‌، حسین، «امیرکبیر بانی‌ فرهنگ‌ نوین‌ ایران‌»، دنیا، تهران‌، ۱۳۳۱ش‌، س‌ ۸.
(۱۱۲) ‌مکی‌، حسین، زندگانی‌ میرزا تقی‌خان‌ امیرکبیر، تهران‌، ۱۳۶۰ش‌.
(۱۱۳) موسوی‌، محمد مهدی‌، «گزارشات‌ ۵ ساله سفارت‌ ایران‌ در لندن‌»، وحید، تهران‌، س‌ ۱۰، شم ۲.
(۱۱۴) نادر میرزا، تاریخ‌ و جغرافی‌ دارالسلطنه تبریز، به‌ کوشش‌ مشیری‌، ‌محمد، تهران‌، ۱۳۶۰ش‌.
(۱۱۵) «نامه امیرکبیر به‌ ناصرالدین‌ شاه‌»، یادگار، تهران‌، ۱۳۳۸ش‌، شم ۱.
(۱۱۶) «نامه‌ها و فرامین‌ ناصرالدین‌شاه‌ و امیرکبیر به‌ سفرا و حکام‌ سالهای‌ ۱۲۶۴- ۱۲۶۵ق‌»، ج۱۱ سواد مکاتبات‌ (هم).
(۱۱۷) «نامه‌ها و گزارشهای‌ میرزا آقاخان‌ نوری‌ از ۱۲۶۷-۱۲۷۰ق‌»، ج۳۰ اصل‌ مکاتبات‌.
(۱۱۸) نامه‌های‌ امیرکبیر، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
(۱۱۹) نایبیان‌، جلیل‌، روابط ایران‌ با دول‌ خارجی‌ در دوران‌ قاجاریه‌، تهران‌، ۱۳۷۳ش‌.
(۱۲۰) نوایی‌، عبدالحسین‌، «مهدعلیا جهان‌ خانم‌»، تاریخ‌ معاصر ایران‌، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌، شم ۵.
(۱۲۱) وامقی‌، ایرج‌، «نظریه‌ای‌ درباره امیرکبیر»، آینده‌، تهران‌، ۱۳۶۵ش‌، شم ۱۱، ۱۲.
(۱۲۲) ‌وثوق‌ زمانی، ابوالفتح‌، آشوراده‌ و هرات‌، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
(۱۲۳) ورجاوند، پرویز، «یکصد و پنجاهمین‌ سال‌ صدراعظمی‌ امیرکبیر»، کلک‌، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌، شم ۴۳-۴۴.
(۱۲۴) وقایع‌ اتفاقیه‌ (روزنامه‌)، چ‌ تصویری‌، تهران‌، ۱۳۷۳ش‌.
(۱۲۵) علی‌اکبر ولایتی‌، «اعتقادات‌ دینی‌ امیرکبیر»، کیهان‌ فرهنگی‌، تهران‌، ۱۳۷۴ش‌، شم ۱۲۱.
(۱۲۶) ‌هدایت‌، رضاقلی، روضه الصفا، قم‌، ۱۳۳۹ش‌.
(۱۲۷) ‌هدایت‌، رضاقلی، سفارت‌نامه خوارزم‌، به‌ کوشش‌ علی‌ حصوری‌، تهران‌، ۱۳۵۶ش‌.
(۱۲۸) ‌یزدانی‌، احمد، نظری‌ اجمالی‌ در دیانت‌ بهایی‌، تهران‌، ۱۳۲۹ش‌.
(۱۲۹) ابراهام‌ یسلسون‌، روابط سیاسی‌ ایران‌ و امریکا، ترجمه محمدباقر آرام‌، تهران‌، ۱۳۶۸ش‌.
(۱۳۰) یکتایی‌، مجید، «مالیه کشور در زمان‌ قاجار»، بررسیهای‌ تاریخی‌، ۱۳۵۲ش‌، س‌ ۸، شم ۶.
(۱۳۱) بایگانی‌ وزارت‌ امور خارجه جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۱۹، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۲. ‌آشتیانی‌، عباس ‌اقبال، ، میرزا تقی‌خان‌ امیرکبیر، ج۱، ص۱، به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۳. اورسل‌، سفرنامه‌، ج۱، ص۲۶۳، ترجمه علی‌ اصغر سعیدی‌، تهران‌.
۴. هاینریش‌ بروگش‌، سفری‌ به‌ دربار سلطان‌ صاحبقران‌، ج۱، ص۲۶۷، ترجمه کردبچه‌، تهران‌، انتشارات‌ اطلاعات‌.
۵. ژآ گوبینو، «میرزا تقی‌خان‌ امیر»، ج۱، ص۳۰، محیط، تهران‌، ۱۳۲۲ش‌، س‌ ۱، شم ۱.
۶. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۲۰، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۷. ‌اقبال آشتیانی‌، عباس، میرزا تقی‌خان‌ امیرکبیر، ج۱، ص۱، به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۸. ثقفی‌، خلیل، مقالات‌ گوناگون‌، ج۱، ص۱۱۰، تهران‌، ۱۳۲۲ش‌.
۹. مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، ج۱، ص۸۶، تهران، زوار، ۱۳۷۱، چاپ سوم.
۱۰. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۲۲، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۱۱. ‌امیرخیزی‌، اسماعیل، «اصل‌ و نسب‌ میرزا تقی‌خان‌»، ج۱، ص۹۱، خاطرات‌ وحید، ۱۳۵۱ش‌، شم ۱۶.
۱۲. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۲۱، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۱۳. قاسمخانی‌ هزاوه‌ای‌، «اطلاعات‌ محلی‌ از خانواده امیرکبیر»، ج۱، ص۲۶۰، امیرکبیر و دارالفنون‌ (هم).
۱۴. اسناد مکمل‌ قاجاریه‌، بایگانی‌ وزارت‌ امور خارجه جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، ج۱۵۷، ص۳۸۹.
۱۵. ‌اقبال آشتیانی‌، عباس، «امیرکبیر و مرحوم‌ هدایت‌»، ص۳۷۶، نشریه وزارت‌ امور خارجه‌، تهران‌، ۱۳۳۵ش‌، شم ۱.
۱۶. اسناد مکمل‌ قاجاریه‌، بایگانی‌ وزارت‌ امور خارجه جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، ج۱۵۷، ص۴.
۱۷. اسناد مکمل‌ قاجاریه‌، بایگانی‌ وزارت‌ امور خارجه جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، ج۱۵۷، ص۶.
۱۸. «مکاتبات‌ سفرای‌ خارجی‌ با امیرکبیر و دستورات‌ امیر به‌ حکام‌ و سفرای‌ ایران‌ ۱۲۶۴،۱۲۶۷ق‌»، ۲۹ سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۱، ص۹۱، ج۱۲.
۱۹. ‌فتحی‌، نصرت‌الله‌، «امیرکبیر از نظر قائم‌مقام‌»، سخن‌، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌، س‌ ۲۵، شم ۳-۴.
۲۰. تقی‌زاده‌، حسن‌، «میرزا تقی‌خان‌ امیرنظام‌»، ج۱، ص۱۴۰، یغما، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌، س‌ ۲۹، شم ۱.
۲۱. «مکاتبات‌ محمدشاه‌ با قائم‌مقام‌ و حاج‌ میرزا آقاسی‌ و سایر امنای‌ دولتی‌»ص۶۷، ج۲۴ اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۲۲. «مکاتبات‌ و گزارشها و نامه‌های‌ امنای‌ دولت‌ از ۲ ربیع‌الثانی‌ ۱۲۵۳- محرم‌ ۱۲۶۹»، ص۴۸، ۲۹ سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۱۹.
۲۳. ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، خلسه‌، ج۱، ص۷۶، به‌ کوشش‌ محمود کتیرایی‌، تهران‌، ۱۳۱۷ش‌.
۲۴. نادر میرزا، تاریخ‌ و جغرافی‌ دارالسلطنه تبریز، ص۵۰، به‌ کوشش‌ مشیری‌، ‌محمد، تهران‌، ۱۳۶۰ش‌.
۲۵. تقی‌زاده‌، حسن‌، «میرزا تقی‌خان‌ امیرنظام‌»، ج۱، ص۱۴۰، یغما، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌، س‌ ۲۹، شم ۱.
۲۶. میرزا ابوالقاسم‌ قائم‌مقام‌ در منشآت‌ خودابوالقاسم ‌قائم‌مقام‌ فراهانی‌، منشآت‌، ص۱۶۱، به‌ کوشش‌ فرهاد میرزا، تهران‌، ارسطو.
۲۷. ‌هدایت‌، رضاقلی، روضه الصفا، ج۱، ص۱۹۷، قم‌، ۱۳۳۹ش‌.
۲۸. ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، صدرالتواریخ‌، ج۱، ص۲۰۲، به‌ کوشش‌ مشیری‌، ‌محمد، تهران‌، ۱۳۴۹ش‌.
۲۹. ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، تاریخ‌ منتظم‌ ناصری‌، ج۳، ص۱۲۶۷، به‌ کوشش‌ رضوانی‌، محمداسماعیل‌، تهران‌، دنیای‌ کتاب‌.
۳۰. اسناد و مکاتبات‌ تاریخی‌ ایران‌ (قاجاریه‌)، به‌ کوشش‌ محمدرضا نصیری‌، ج۲، ص۲۰۲، تهران‌، ۱۳۶۸ش‌.
۳۱. ‌هدایت‌، رضاقلی، روضه الصفا، ج۱۰، ص۲۹۵، قم‌، ۱۳۳۹ش‌.
۳۲. ‌سپهر، محمدتقی، ناسخ‌ التواریخ‌، ج۳، ص۴۹-۵۰، به‌ کوشش‌ محمدباقر بهبودی‌، تهران‌، ۱۳۸۵ق‌.
۳۳. ‌هدایت‌، رضاقلی، روضه الصفا، ج۱۰، ص۲۹۶، قم‌، ۱۳۳۹ش‌.
۳۴. ‌سپهر، محمدتقی، ناسخ‌ التواریخ‌، ج۳، ص۵۰، به‌ کوشش‌ محمدباقر بهبودی‌، تهران‌، ۱۳۸۵ق‌.
۳۵. ‌هدایت‌، رضاقلی، روضه الصفا، ج۱۰، ص۲۹۶، قم‌، ۱۳۳۹ش‌.
۳۶. «گزارشهای‌ میرزاتقی‌خان‌ از مجالس‌ ارزروم‌ و مشیرالدوله‌ از کمیسیون‌ تحدید»، ص۲۱۱-۳۷۱، ج۱۸ سواد مکاتبات‌ (هم).
۳۷. جهانگیر میرزا، تاریخ‌ نو، ج۱، ص۲۸۹، به‌ کوشش‌ عباس‌ اقبال‌ آشتیانی‌، تهران‌، ۱۳۲۷ش‌.
۳۸. ‌سپهر، محمدتقی، ناسخ‌ التواریخ‌، ج۳، ص۵۱، به‌ کوشش‌ محمدباقر بهبودی‌، تهران‌، ۱۳۸۵ق‌.
۳۹. «میرزا تقی‌خان‌ امیرکبیر...»، ص۴۵۴، رابرت‌ کرزن‌، «میرزا تقی‌خان‌ امیرکبیر»، ترجمه ابوترابیان‌، آینده‌، تهران‌، ۱۳۶۲ش‌، س‌ ۹، شم ۶.
۴۰. ‌هدایت‌، رضاقلی، روضه الصفا، ج۱۰، ص۲۹۹، قم‌، ۱۳۳۹ش‌.
۴۱. ‌هدایت‌، رضاقلی، روضه الصفا، ج۱۰، ص۳۰۱-۳۰۲، قم‌، ۱۳۳۹ش‌.
۴۲. ‌سپهر، محمدتقی، ناسخ‌ التواریخ‌، ج۳، ص۵۴ - ۵۵، به‌ کوشش‌ محمدباقر بهبودی‌، تهران‌، ۱۳۸۵ق‌.
۴۳. اسناد قدیمه سال‌ ۱۲۶۲- ۱۲۶۵ق‌، کارتن‌ ۵، روسیه‌ ۴۳، بایگانی‌ وزارت‌ امور خارجه جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌.
۴۴. اسناد و مکاتبات‌ تاریخی‌ ایران‌ (قاجاریه‌)، به‌ کوشش‌ محمدرضا نصیری‌، ج۲، ص۲۱۵-۲۱۷، تهران‌، ۱۳۶۸ش‌.
۴۵. رابرت‌ کرزن‌، «میرزا تقی‌خان‌ امیرکبیر»، ج۱، ص۴۵۳، ترجمه ابوترابیان‌، آینده‌، تهران‌، ۱۳۶۲ش‌، س‌ ۹، شم ۶.
۴۶. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ و وزیر امور خارجه‌ و حکام‌ به‌ همراه‌ فرامین‌ و احکام‌ از ۱۲۵۰-۱۲۵۲ق‌»، ص۱۳۴، ۲۹ سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۲.
۴۷. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ از ۹ شوال‌ ۱۲۶۷- ۱۵ جمادی‌الثانی‌ ۱۲۶۸»، ص۱۹، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۱۹.
۴۸. اسناد و مکاتبات‌ تاریخی‌ ایران‌ (قاجاریه‌)، به‌ کوشش‌ محمدرضا نصیری‌، ج۲، ص۲۱۳-۲۱۴، تهران‌، ۱۳۶۸ش‌.
۴۹. ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، صدرالتواریخ‌، ج۱، ص۲۰۵-۲۰۶، به‌ کوشش‌ مشیری‌، ‌محمد، تهران‌، ۱۳۴۹ش‌.
۵۰. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۵۲، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۵۱. ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، خلسه‌، ج۱، ص۷۹، به‌ کوشش‌ محمود کتیرایی‌، تهران‌، ۱۳۱۷ش‌.
۵۲. ‌اقبال آشتیانی‌، عباس، میرزا تقی‌خان‌ امیرکبیر، ج۱، ص۹۹، به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۵۳. ‌هدایت‌، رضاقلی، روضه الصفا، ج۱۰، ص۳۵۹، قم‌، ۱۳۳۹ش‌.
۵۴. «مکاتبات‌ سفرای‌ خارجی‌ با امیرکبیر و دستورات‌ امیر به‌ حکام‌ و سفرای‌ ایران‌ ۱۲۶۴،۱۲۶۷ق‌»، ۲۹ سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۱، ص۲۶۳-۲۶۹، ج۱۲.
۵۵. ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، صدرالتواریخ‌، ج۱، ص۲۰۷، به‌ کوشش‌ مشیری‌، ‌محمد، تهران‌، ۱۳۴۹ش‌.
۵۶. ‌سپهر، محمدتقی، ناسخ‌ التواریخ‌، ج۳، ص۱۸۹-۱۹۰، به‌ کوشش‌ محمدباقر بهبودی‌، تهران‌، ۱۳۸۵ق‌.
۵۷. جرج‌ کرزن‌، ایران‌ و قضیه ایران‌، ج۱، ص۵۵۷، ترجمه وحید مازندرانی‌، تهران‌، ۱۳۶۲ش‌.
۵۸. ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، مرآه البلدان‌، ج۲، ص۱۰۴۹-۱۰۵۰، به‌ کوشش‌ نوایی‌، عبدالحسین‌ و هاشم‌ محدث‌، تهران‌، ۱۳۶۷ش‌.
۵۹. صدیق‌ الممالک‌، ابراهیم‌خان، منتخب‌ التواریخ‌ مظفری‌، ج۱، ص۱۰۰، به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌.
۶۰. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۲۳۵، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۶۱. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۱۶۰، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۶۲. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۱۹۷، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۶۳. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۱۹۸، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۶۴. «مکاتبات‌ حاج‌ میرزا آقاسی‌ و امیرکبیر از ۱۲۶۲-۱۲۶۶ق‌»، ج۲ ،ص۷۹، سواد مکاتبات‌ (هم).
۶۵. ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، تاریخ‌ منتظم‌ ناصری‌، ج۳، ص۱۶۹۴، به‌ کوشش‌ رضوانی‌، محمداسماعیل‌، تهران‌، دنیای‌ کتاب‌.
۶۶. بامداد، ‌مهدی‌، شرح‌ حال‌ رجال‌ ایران‌، ج۱، ص۲۱۲، تهران‌، ۱۳۵۷ش‌.
۶۷. تقی‌زاده‌، حسن‌، «میرزا تقی‌خان‌ امیرنظام‌»، ج۱، ص۱۴۲، یغما، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌، س‌ ۲۹، شم ۱.
۶۸. صدیق‌ الممالک‌، ابراهیم‌خان، منتخب‌ التواریخ‌ مظفری‌، ج۱، ص۱۰۰، به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌.
۶۹. جهانگیر میرزا، تاریخ‌ نو، ج۱، ص۳۳۳، به‌ کوشش‌ عباس‌ اقبال‌ آشتیانی‌، تهران‌، ۱۳۲۷ش‌.
۷۰. «گزارشها و مکاتبات‌ و بعضی‌ از پیشنهادهای‌ دولت‌ از ۱۲۶۷ق‌ ۱۲۹۷ق‌»، ص۳، اصل‌ مکاتبات‌ (هم)، ج۶۹.
۷۱. وقایع‌ اتفاقیه‌ (روزنامه‌)، ج۱، ص۱۱۳، چ‌ تصویری‌، تهران‌، ۱۳۷۳ش‌.
۷۲. ‌اقبال آشتیانی‌، عباس، میرزا تقی‌خان‌ امیرکبیر، ج۱، ص۳۳۷- ۳۳۸، به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۷۳. ‌هدایت‌، رضاقلی، روضه الصفا، ج۱۰، ص۴۰۲-۴۰۳، قم‌، ۱۳۳۹ش‌.
۷۴. «مکاتبات‌ و گزارشها و نامه‌های‌ امنای‌ دولت‌ از ۲ ربیع‌الثانی‌ ۱۲۵۳- محرم‌ ۱۲۶۹»، ص۵۹، ۲۹ سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۱۹.
۷۵. کسروی‌، احمد، بهائیگری‌، ج۱، ص۵۱ -۵۲، تهران‌، کتابفروشی‌ پایدار.
۷۶. وقایع‌ اتفاقیه‌ (روزنامه‌)، ج۱، ص۳، چ‌ تصویری‌، تهران‌، ۱۳۷۳ش‌.
۷۷. افراسیابی‌، بهرام‌، شاه‌ ذوالقرنین‌ و خاطرات‌ ملیجک‌، ج۱، ص۹۰-۹۳، تهران‌.
۷۸. ‌یزدانی‌، احمد، نظری‌ اجمالی‌ در دیانت‌ بهایی‌، ج۱، ص۱۳، تهران‌، ۱۳۲۹ش‌.
۷۹. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۵۵، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۸۰. ‌اقبال آشتیانی‌، عباس، میرزا تقی‌خان‌ امیرکبیر، ج۱، ص۲۴۱-۲۴۲، به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۸۱. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ امیرکبیر به‌ سفرا در ۱۲۶۷ق‌»، ص۱۱۳ a، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۷.
۸۲. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ امیرکبیر به‌ سفرا در ۱۲۶۷ق‌»، ص۸۳ b، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۷.
۸۳. ‌ زریاب‌، عباس، «نامه‌های‌ موجود از امیرکبیر»، ج۱، ص۱۷۲، امیرکبیر و دارالفنون‌ (هم).
۸۴. ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، صدرالتواریخ‌، ج۱، ص۲۱۹، به‌ کوشش‌ مشیری‌، ‌محمد، تهران‌، ۱۳۴۹ش‌.
۸۵. ‌معزی، امیر‌، «نوادر الامیر»، ج۱، ص۳۴۶- ۳۵۵، همراه‌ نامه‌های‌ امیرکبیر، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌ داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۸۶. ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، صدرالتواریخ‌، ج۱، ص۲۱۳، به‌ کوشش‌ مشیری‌، ‌محمد، تهران‌، ۱۳۴۹ش‌.
۸۷. رشدیه‌، حسن‌، «امیرکبیر و نصب‌ بیرق‌ ایران‌ در ممالک‌ روسیه‌»، ج۱، ص۴۴۳، ارمغان‌، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌، س‌ ۳۰، شم ۱.
۸۸. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۵۱۰، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۸۹. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ امیرکبیر به‌ سفرا در ۱۲۶۷ق‌»، ص۷۳ a، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۷.
۹۰. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ امیرکبیر به‌ سفرا در ۱۲۶۷ق‌»، ص۸۱ a، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۷.
۹۱. «بعضی‌ از مراسلات‌ امیرکبیر به‌ ناصرالدین‌ شاه‌»، ص۱۱۹، یادگار، س‌ ۵، شم ۱-۲.
۹۲. «مکاتبات‌ سفرای‌ خارجی‌ با امیرکبیر و دستورات‌ امیر به‌ حکام‌ و سفرای‌ ایران‌ ۱۲۶۴،۱۲۶۷ق‌»، ۲۹ سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۱، ص۳۴۷- ۳۴۸، ج۱۲.
۹۳. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۶۴ b، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۹۴. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۴۷ a، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۹۵. «دو نامه‌ از امیرکبیر»، یادگار، ص۵۸، تهران‌، ۱۳۲۵ش‌، س‌ ۳، شم ۱.
۹۶. «دو نامه‌ از امیرکبیر»، یادگار، ص۲۵، تهران‌، ۱۳۲۵ش‌، س‌ ۳، شم ۱.
۹۷. «مکاتبات‌ حاج‌ میرزا آقاسی‌ و امیرکبیر از ۱۲۶۲-۱۲۶۶ق‌»، ج۲ ،ص۳۱ b، سواد مکاتبات‌ (هم).
۹۸. «مکاتبات‌ حاج‌ میرزا آقاسی‌ و امیرکبیر از ۱۲۶۲-۱۲۶۶ق‌»، ج۲ ،ص۳۴ b، سواد مکاتبات‌ (هم).
۹۹. «مکاتبات‌ و نامه‌های‌ سفیران‌ روس‌ و انگلیس‌ به‌ امیرکبیر»، ج۱۶، ص۹۱ b، سواد مکاتبات‌ (هم).
۱۰۰. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ از ۲۴ شوال‌ ۱۲۶۷ - جمادی‌ الاخر ۱۲۶۸»، ص۱۷ b، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۲۲.
۱۰۱. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ از ۲۴ شوال‌ ۱۲۶۷ - جمادی‌ الاخر ۱۲۶۸»، ص۲۵ ش، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۲۲.
۱۰۲. ‌اقبال آشتیانی‌، عباس، «امیرکبیر و مرحوم‌ هدایت‌»، ص۴۳، نشریه وزارت‌ امور خارجه‌، تهران‌، ۱۳۳۵ش‌، شم ۱.
۱۰۳. ‌جبلی‌، کاوه، علیرضا، سیاست‌ خارجی‌ امیرکبیر، ج۱، ص۱۰۸، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۱۰۴. ‌جبلی‌، کاوه، علیرضا، سیاست‌ خارجی‌ امیرکبیر، ج۱، ص۱۱۱، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۱۰۵. ‌جبلی‌، کاوه، علیرضا، سیاست‌ خارجی‌ امیرکبیر، ج۱، ص۱۳۲، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۱۰۶. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۴۶۷- ۴۶۸، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۱۰۷. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ امیرکبیر به‌ سفرا در ۱۲۶۷ق‌»، ص۱۱۳ b، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۷.
۱۰۸. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۶۱۳، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۱۰۹. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۶۱۶- ۶۱۸، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۱۱۰. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۶۳۴- ۶۳۵، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۱۱۱. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۶۳۸، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۱۱۲. «نامه‌ها و فرامین‌ ناصرالدین‌شاه‌ و امیرکبیر به‌ سفرا و حکام‌ سالهای‌ ۱۲۶۴- ۱۲۶۵ق‌»، ج۱۱،ص۵۶ a، سواد مکاتبات‌ (هم).
۱۱۳. «نامه‌ها و فرامین‌ ناصرالدین‌شاه‌ و امیرکبیر به‌ سفرا و حکام‌ سالهای‌ ۱۲۶۴- ۱۲۶۵ق‌»، ج۱۱،ص۱۳۲ a، سواد مکاتبات‌ (هم).
۱۱۴. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۲۴۸-۲۵۴، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۱۱۵. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۱۲۱ a، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۱۶. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۱۱۶ b، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۱۷. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۱۲۲ a، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۱۸. «نامه‌ها و فرامین‌ ناصرالدین‌شاه‌ و امیرکبیر به‌ سفرا و حکام‌ سالهای‌ ۱۲۶۴- ۱۲۶۵ق‌»، ج۱۱،ص۳۵ b، سواد مکاتبات‌ (هم).
۱۱۹. «نامه‌ها و فرامین‌ ناصرالدین‌شاه‌ و امیرکبیر به‌ سفرا و حکام‌ سالهای‌ ۱۲۶۴- ۱۲۶۵ق‌»، ج۱۱،ص۷۳ a، سواد مکاتبات‌ (هم).
۱۲۰. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۱۳۰ b، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۲۱. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۱۲۲ a، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۲۲. «مکاتبات‌ حاج‌ میرزا آقاسی‌ و امیرکبیر از ۱۲۶۲-۱۲۶۶ق‌»، ج۲ ،ص۸۶ b، سواد مکاتبات‌ (هم).
۱۲۳. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۵۲۵، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۱۲۴. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۱۳۰ b، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۲۵. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ امیرکبیر به‌ سفرا در ۱۲۶۷ق‌»، ص۶۴ a، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۷.
۱۲۶. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ امیرکبیر به‌ سفرا در ۱۲۶۷ق‌»، ص۶۶ a، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۷.
۱۲۷. قرارها و قراردادها، به‌ کوشش‌ سیف‌الله‌ وحیدنیا، ج۱، ص۸۱ -۸۲، تهران‌.
۱۲۸. «مکاتبات‌ حاج‌ میرزا آقاسی‌ و امیرکبیر از ۱۲۶۲-۱۲۶۶ق‌»، ج۲ ،ص۵۱، سواد مکاتبات‌ (هم).
۱۲۹. «اسناد و فرامین‌ عهد از شوال‌ ۱۲۳۱ق‌ - ذیقعده ۱۳۵۲ق‌»، ج۵ ، صa ۳۶۵، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۳۰. «رساله بهاءالملک‌ مأمور مذاکره‌ با نماینده انگلیسی‌ در امور مطالبات‌ و دعاوی‌ اتباع‌ انگلیسی‌»، ج۶۱، ص۱۹۴، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۳۱. «رساله بهاءالملک‌ مأمور مذاکره‌ با نماینده انگلیسی‌ در امور مطالبات‌ و دعاوی‌ اتباع‌ انگلیسی‌»، ج۶۱، ص۱۹۷-۱۹۹، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۳۲. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۸۹، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۳۳. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۱۳۰ b، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۳۴. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ امیرکبیر به‌ سفرا در ۱۲۶۷ق‌»، ص۵۲ a، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۷.
۱۳۵. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۲۶۱، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۱۳۶. «مکاتبات‌ حاج‌ میرزا آقاسی‌ و امیرکبیر از ۱۲۶۲-۱۲۶۶ق‌»، ج۲ ،ص۴۲ b، سواد مکاتبات‌ (هم).
۱۳۷. «مکاتبات‌ حاج‌ میرزا آقاسی‌ و امیرکبیر از ۱۲۶۲-۱۲۶۶ق‌»، ج۲ ،ص۶۳ a-b، سواد مکاتبات‌ (هم).
۱۳۸. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۱۲۲ a، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۳۹. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۱۲۴ b، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۴۰. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ امیرکبیر به‌ سفرا در ۱۲۶۷ق‌»، ص۱۱۵ b، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۷.
۱۴۱. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۵۳۴ - ۵۳۵، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۱۴۲. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۱۲۴ b، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۴۳. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۵۳۶ -۵۳۷، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۱۴۴. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ امیرکبیر به‌ سفرا در ۱۲۶۷ق‌»، ص۱۰۴ a، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۷.
۱۴۵. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۵۴۰ -۵۴۱، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۱۴۶. «مکاتبات‌ حاج‌ میرزا آقاسی‌ و امیرکبیر از ۱۲۶۲-۱۲۶۶ق‌»، ج۲ ،ص۷۵ b، سواد مکاتبات‌ (هم).
۱۴۷. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ از ۱۹ شوال‌ ۱۲۶۷-۱۹ جمادی‌الثانی‌ ۱۲۶۸»، ص۵ a، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۲۰.
۱۴۸. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ از ۱۹ شوال‌ ۱۲۶۷-۱۹ جمادی‌الثانی‌ ۱۲۶۸»، ص۶ b، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۲۰.
۱۴۹. ‌تیموری، ابراهیم‌ ‌، عصر بی‌خبری‌، ج۱، ص۲۸۸، تهران‌، اقبال‌.
۱۵۰. ‌تیموری، ابراهیم‌ ‌، عصر بی‌خبری‌، ج۱، ص۲۶۷- ۲۶۸، تهران‌، اقبال‌.
۱۵۱. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۴۷۵، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۱۵۲. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۴۶ b، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۵۳. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۴۷ a، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۵۴. ‌تیموری، ابراهیم‌ ‌، عصر بی‌خبری‌، ج۱، ص۲۶۹-۲۷۳، تهران‌، اقبال‌.
۱۵۵. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۴۹۴- ۴۹۵، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۱۵۶. ‌وثوق‌ زمانی، ابوالفتح‌، آشوراده‌ و هرات‌، ج۱، ص۳۷-۴۰، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
۱۵۷. اسنادی‌ از روابط ایران‌ با مناطقی‌ از آسیای‌ مرکزی‌، تهران‌، ج۱، ص۱۵۹-۱۶۱، ۱۳۷۲ش‌.
۱۵۸. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۵۰۳، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۱۵۹. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۵۲ b، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۶۰. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ امیرکبیر به‌ سفرا در ۱۲۶۷ق‌»، ص۷۰ a، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۷.
۱۶۱. اسناد مکمل‌ قاجاریه‌، بایگانی‌ وزارت‌ امور خارجه جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، ج۱۲، ص۲۴۶.
۱۶۲. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۴۶ a، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۶۳. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۴۸ b، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۶۴. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۵۵۳ -۵۵۴، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۱۶۵. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۱۵۷ a، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۶۶. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۱۵۶ b، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۶۷. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۱۶۰ a، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۶۸. «نامه‌ها و فرامین‌ ناصرالدین‌شاه‌ و امیرکبیر به‌ سفرا و حکام‌ سالهای‌ ۱۲۶۴- ۱۲۶۵ق‌»، ج۱۱،ص۱۵ b، سواد مکاتبات‌ (هم).
۱۶۹. «نامه‌ها و فرامین‌ ناصرالدین‌شاه‌ و امیرکبیر به‌ سفرا و حکام‌ سالهای‌ ۱۲۶۴- ۱۲۶۵ق‌»، ج۱۱،ص۱۶ a، سواد مکاتبات‌ (هم).
۱۷۰. «اصل‌ نامه‌ها و مکاتبات‌ سارتیژ سفیر فرانسه‌ در ایران‌»، ج‌۱۴، ص۶ a، سواد مکاتبات‌ (هم).
۱۷۱. «اصل‌ نامه‌ها و مکاتبات‌ سارتیژ سفیر فرانسه‌ در ایران‌»، ج‌۱۴، صb۵۷، سواد مکاتبات‌ (هم).
۱۷۲. «اصل‌ نامه‌ها و مکاتبات‌ سارتیژ سفیر فرانسه‌ در ایران‌»، ج‌۱۴، صb۶۱، سواد مکاتبات‌ (هم).
۱۷۳. «اصل‌ نامه‌ها و مکاتبات‌ سارتیژ سفیر فرانسه‌ در ایران‌»، ج‌۱۴، صb۶۴، سواد مکاتبات‌ (هم).
۱۷۴. «اصل‌ نامه‌ها و مکاتبات‌ سارتیژ سفیر فرانسه‌ در ایران‌»، ج‌۱۴، صb۶۶، سواد مکاتبات‌ (هم).
۱۷۵. «اصل‌ نامه‌ها و مکاتبات‌ سارتیژ سفیر فرانسه‌ در ایران‌»، ج‌۱۴، صb۷۰، سواد مکاتبات‌ (هم).
۱۷۶. ‌اقبال آشتیانی‌، عباس، «ورقی‌ چند از تاریخ‌ روابط ایران‌ و فرانسه‌»، ج۱، ص۱۴- ۱۵، نشریه وزارت‌ امور خارجه‌، تهران‌، ۱۳۲۷ش‌، شم ۱.
۱۷۷. ‌اقبال آشتیانی‌، عباس، «ورقی‌ چند از تاریخ‌ روابط ایران‌ و فرانسه‌»، ج۱، ص۱۰- ۱۸، نشریه وزارت‌ امور خارجه‌، تهران‌، ۱۳۲۷ش‌، شم ۱.
۱۷۸. ‌اقبال آشتیانی‌، عباس، میرزا تقی‌خان‌ امیرکبیر، ج۱، ص۳۰۷-۳۰۹، به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۱۷۹. سارلی‌، اراز محمد، تاریخ‌ ترکمنستان‌، ج۱، ص۵۵، تهران‌، ۱۳۷۳ش‌.
۱۸۰. مستوفی، عبدالله‌، شرح‌ زندگانی‌ من‌، ج۱، ص۶۸، تهران‌، ۱۳۴۱ش‌.
۱۸۱. «مکاتبات‌ و نامه‌های‌ سفیران‌ روس‌ و انگلیس‌ به‌ امیرکبیر»، ج۱۶، ص۸۶ a، سواد مکاتبات‌ (هم).
۱۸۲. وقایع‌ اتفاقیه‌ (روزنامه‌)، ج۱، ص۱۷، چ‌ تصویری‌، تهران‌، ۱۳۷۳ش‌.
۱۸۳. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۶۰۳ -۶۰۴، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۱۸۴. ‌مکی‌، حسین، زندگانی‌ میرزا تقی‌خان‌ امیرکبیر، ج۱، ص۲۶۴، تهران‌، ۱۳۶۰ش‌.
۱۸۵. جم، ‌هدایت‌، رضاقلی، سفارت‌نامه خوارزم‌، به‌ کوشش‌ علی‌ حصوری‌، تهران‌، ۱۳۵۶ش‌.
۱۸۶. «مکاتبات‌ و نامه‌های‌ سفیران‌ روس‌ و انگلیس‌ به‌ امیرکبیر»، ج۱۶، ص۸۷ b، سواد مکاتبات‌ (هم).
۱۸۷. «نامه‌ها و گزارشهای‌ میرزا آقاخان‌ نوری‌ از ۱۲۶۷-۱۲۷۰ق‌»، ج۳۰، صb۱۸، اصل‌ مکاتبات‌.
۱۸۸. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۱۴۲-۱۵۴، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۱۸۹. مشیری‌، ‌محمد، «اسناد و مکاتبات‌ تاریخی‌ ایران‌ (قاجاریه‌)»، ج۱، ص۱۴۰، بررسیهای‌ تاریخی‌، تهران‌، س‌ ۲، شم ۱۰.
۱۹۰. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۴۸ b، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۹۱. «گزارشهای‌ میرزاتقی‌خان‌ از مجالس‌ ارزروم‌ و مشیرالدوله‌ از کمیسیون‌ تحدید»، ص۲۱۱-۳۷۱، ج۱۸ سواد مکاتبات‌ (هم).
۱۹۲. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۱۲۸ b، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۹۳. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۱۴۹ a، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۹۴. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۱۵۰ a، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۱۹۵. اسناد قدیمه سال‌ ۱۲۶۲- ۱۲۶۵ق‌، کارتن‌ ۵، روسیه‌ ۴۳، بایگانی‌ وزارت‌ امور خارجه جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌.
۱۹۶. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ امیرکبیر به‌ سفرا در ۱۲۶۷ق‌»، ص۷۶ a، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۷.
۱۹۷. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ امیرکبیر به‌ سفرا در ۱۲۶۷ق‌»، ص۷۸ b، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۷.
۱۹۸. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ امیرکبیر به‌ سفرا در ۱۲۶۷ق‌»، ص۸۲ b، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۷.
۱۹۹. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ امیرکبیر به‌ سفرا در ۱۲۶۷ق‌»، ص۹۲ a، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۷.
۲۰۰. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ امیرکبیر به‌ سفرا در ۱۲۶۷ق‌»، ص۹۴ a، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۷.
۲۰۱. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ از ۱۹ شوال‌ ۱۲۶۷-۱۹ جمادی‌الثانی‌ ۱۲۶۸»، ص۴ b، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۲۰.
۲۰۲. فیودورکورف‌، سفرنامه‌، ج۱، ص۱۶۱، ترجمه اسکندر ذبیحیان‌، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌.
۲۰۳. رضازاده ملک‌، رحیم‌، روابط سیاسی‌ ایران‌ و امریکا، ج۱، ص۸۹ -۹۰، تهران‌، طهوری‌.
۲۰۴. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۵۷۴، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۲۰۵. ابراهام‌ یسلسون‌، روابط سیاسی‌ ایران‌ و امریکا، ج۱، ص۵۷ - ۵۸، ترجمه محمدباقر آرام‌، تهران‌، ۱۳۶۸ش‌.
۲۰۶. «اصل‌ نامه‌ها و مکاتبات‌ سارتیژ سفیر فرانسه‌ در ایران‌»، ج‌۱۴، ص۷۰ b، سواد مکاتبات‌ (هم).
۲۰۷. ‌آدمیت، فریدون‌، اندیشه ترقی‌ و حکومت‌ قانون‌ (عصر سپهسالار)، تهران‌، انتشارات‌ سخن‌.
۲۰۸. همایون‌، مخبر، «امیرکبیر و روش‌ جدید سربازگیری‌ در ایران‌»، ج۱، ص۱۳۲، ارمغان‌، تهران‌، ۱۳۴۰ش‌، س‌ ۳۰، شم ۱.
۲۰۹. جهانگیر قائم‌مقامی‌، «تاریخچه سربازگیری‌ در ایران‌»، ج۱، ص۷۱، بررسیهای‌ تاریخی‌، تهران‌، ۱۳۴۶ش‌، شم ۲.
۲۱۰. معتمدی‌، مسعود، «اردوکشی‌ مظفری‌ از قزوین‌ به‌ کردستان‌»، ج۱، ص۱۰۷، آینده‌، تهران‌، ۱۳۶۴ش‌، س‌ ۱۱.
۲۱۱. محمود محمود، تاریخ‌ روابط سیاسی‌ ایران‌ و انگلیس‌، ج۲، ص۶۰۶، تهران‌، اقبال‌.
۲۱۲. وقایع‌ اتفاقیه‌ (روزنامه‌)، ج۱، ص۱۳، چ‌ تصویری‌، تهران‌، ۱۳۷۳ش‌.
۲۱۳. دهقان‌، منوچهر، «نظام‌ ناصری‌»، ج۱، ص۱۴۸، بررسیهای‌ تاریخی‌، تهران‌، ۱۳۴۸ش‌، س‌ ۴، شم ۴.
۲۱۴. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۱۴۲، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۲۱۵. وقایع‌ اتفاقیه‌ (روزنامه‌)، ج۱، ص۷۵، چ‌ تصویری‌، تهران‌، ۱۳۷۳ش‌.
۲۱۶. معتضد، خسرو، حاج‌ امین‌ الضرب‌، ج۱، ص۲۹۳، تهران‌، انتشارات‌ خانزاده‌.
۲۱۷. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۲۹۹، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۲۱۸. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ از ۲۴ شوال‌ ۱۲۶۷ - جمادی‌ الاخر ۱۲۶۸»، ص۶ a، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۲۲.
۲۱۹. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۴۵ a، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۲۲۰. اسناد مکمل‌ قاجاریه‌، بایگانی‌ وزارت‌ امور خارجه جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، ج۱۲، ص۲۶۴.
۲۲۱. «رساله بهاءالملک‌ مأمور مذاکره‌ با نماینده انگلیسی‌ در امور مطالبات‌ و دعاوی‌ اتباع‌ انگلیسی‌»، ج۶۱، ص۴۵، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۲۲۲. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ از ۱۹ شوال‌ ۱۲۶۷-۱۹ جمادی‌الثانی‌ ۱۲۶۸»، ص۲۰ b، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۲۰.
۲۲۳. ‌آدمیت، فریدون‌، اندیشه ترقی‌ و حکومت‌ قانون‌ (عصر سپهسالار)، تهران‌، انتشارات‌ سخن‌.
۲۲۴. تاریخ‌ اقتصادی‌ ایران‌، ترجمه یعقوب‌ آژند، ج۱، ص۱۲۱، تهران‌، ۱۳۶۲ش‌.
۲۲۵. ضمائم‌، مروین‌ انتنر، روابط بازرگانی‌ روس‌ و ایران‌، ترجمه احمد توکلی‌، تهران‌، ۱۳۶۹ش‌.
۲۲۶. تاریخ‌ اقتصادی‌ ایران‌، ترجمه یعقوب‌ آژند، ج۱، ص۲۰۱-۲۰۴، تهران‌، ۱۳۶۲ش‌.
۲۲۷. «مکاتبات‌ حاج‌ میرزا آقاسی‌ و امیرکبیر از ۱۲۶۲-۱۲۶۶ق‌»، ج۲ ،ص۱۲۵ a، سواد مکاتبات‌ (هم).
۲۲۸. ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، مرآه البلدان‌، ج۲، ص۱۰۵۰، به‌ کوشش‌ نوایی‌، عبدالحسین‌ و هاشم‌ محدث‌، تهران‌، ۱۳۶۷ش‌.
۲۲۹. ژآ گوبینو، «میرزا تقی‌خان‌ امیر»، ج۱، ص۳۲، محیط، تهران‌، ۱۳۲۲ش‌، س‌ ۱، شم ۱.
۲۳۰. ستوده‌، منوچهر، «کاروانسراهای‌ تهران‌ قدیم‌»، ج۱، ص۸۵۵، آینده‌، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌، شم ۲، ۳.
۲۳۱. معتضد، خسرو، حاج‌ امین‌ الضرب‌، ج۱، ص۲۹۰، تهران‌، انتشارات‌ خانزاده‌.
۲۳۲. نایبیان‌، جلیل‌، روابط ایران‌ با دول‌ خارجی‌ در دوران‌ قاجاریه‌، ج۱، ص۱۲۶، تهران‌، ۱۳۷۳ش‌.
۲۳۳. محبوبی‌ اردکانی‌، حسین‌، «کار آموزان‌ و دانشجویان‌ ایرانی‌ در روسیه‌»، ج۱، ص۵۶۵، راهنمای‌ کتاب‌، تهران‌، ۱۳۴۶ش‌، س‌ ۱۰، شم۶.
۲۳۴. مستوفی، عبدالله‌، شرح‌ زندگانی‌ من‌، ج۱، ص۷۵، تهران‌، ۱۳۴۱ش‌.
۲۳۵. وقایع‌ اتفاقیه‌ (روزنامه‌)، ج۱، ص۷، چ‌ تصویری‌، تهران‌، ۱۳۷۳ش‌.
۲۳۶. وقایع‌ اتفاقیه‌ (روزنامه‌)، ج۱، ص۹۹، چ‌ تصویری‌، تهران‌، ۱۳۷۳ش‌.
۲۳۷. یکتایی‌، مجید، «مالیه کشور در زمان‌ قاجار»، ج۱، ص۱۴۶، بررسیهای‌ تاریخی‌، ۱۳۵۲ش‌، س‌ ۸، شم ۶.
۲۳۸. مستوفی، عبدالله‌، شرح‌ زندگانی‌ من‌، ج۱، ص۶۸، تهران‌، ۱۳۴۱ش‌.
۲۳۹. صادقی‌ پایین‌ کولایی‌، علی‌اکبر، «امیرکبیر و تلاشی‌ پیگیر در راه‌ ساماندهی‌ مالی‌ و صنعتی‌ کشور»، ج۱، ص۱۵، کیهان‌، ۳/ ۵/ ۱۳۷۱ش‌.
۲۴۰. هاینریش‌ بروگش‌، سفری‌ به‌ دربار سلطان‌ صاحبقران‌، ج۱، ص۲۶۸، ترجمه کردبچه‌، تهران‌، انتشارات‌ اطلاعات‌.
۲۴۱. «مکاتبات‌ سفرای‌ خارجی‌ با امیرکبیر و دستورات‌ امیر به‌ حکام‌ و سفرای‌ ایران‌ ۱۲۶۴،۱۲۶۷ق‌»، ۲۹ سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۱، ص۲۸۳، ج۱۲.
۲۴۲. یکتایی‌، مجید، «مالیه کشور در زمان‌ قاجار»، ج۱، ص۱۴۸، بررسیهای‌ تاریخی‌، ۱۳۵۲ش‌، س‌ ۸، شم ۶.
۲۴۳. مستوفی، عبدالله‌، شرح‌ زندگانی‌ من‌، ج۱، ص۷۰-۷۲، تهران‌، ۱۳۴۱ش‌.
۲۴۴. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۱۱۷، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۲۴۵. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۱۲۰، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۲۴۶. ورجاوند، پرویز، «یکصد و پنجاهمین‌ سال‌ صدراعظمی‌ امیرکبیر»، ج۱، ص۱۱۵، کلک‌، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌، شم ۴۳-۴۴.
۲۴۷. مجلسی، فضل‌الله‌، «خاطراتی‌ از مالیه مملکت‌ در دوره قاجاریه‌»، ج۱، ص۶۳ -۶۴، خاطرات‌ وحید، تهران‌، س‌ ۹، شم ۵.
۲۴۸. ژان‌ باتیست ‌فووریه‌، سه‌ سال‌ در دربار ایران‌، ج۱، ص۱۳، ترجمه عباس‌ اقبال‌ آشتیانی‌، تهران‌، دنیای‌ کتاب‌.
۲۴۹. یغمایی، اقبال‌، «مدرسه دارالفنون‌»، ج۱، ص۱۴۴- ۱۴۵، یغما، ۱۳۴۸ش‌، س‌ ۲۲، شم ۱-۲.
۲۵۰. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۷۰، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۲۵۱. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۱۹۵، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۲۵۲. دنیس‌ رایت‌، انگلیسیها در میان‌ ایرانیها، ج۱، ص۱۹۵، ترجمه اسکندر دلدم‌، تهران‌، ۱۳۶۴ش‌.
۲۵۳. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ امیرکبیر به‌ سفرا در ۱۲۶۷ق‌»، ص۷۹ b، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۷.
۲۵۴. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ امیرکبیر به‌ سفرا در ۱۲۶۷ق‌»، ص۱۵۷، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۷.
۲۵۵. ورجاوند، پرویز، «یکصد و پنجاهمین‌ سال‌ صدراعظمی‌ امیرکبیر»، ج۱، ص۱۱۵-۱۱۶، کلک‌، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌، شم ۴۳-۴۴.
۲۵۶. بهادر، محمدخان‌، «یک‌ شخص‌ مهم‌ یا میرزا تقی‌خان‌ اتابک‌»، ج۱، ص۱۹۹، ارمغان‌، تهران‌، ۱۳۱۳ش‌، س‌ ۱۵، شم ۳.
۲۵۷. ویلم ‌فلور، جستارهایی‌ از تاریخ‌ اجتماعی‌ ایران‌، ج۱، ص۱۴۷، ترجمه ابوالقاسم‌ سری‌، تهران‌، ۱۳۶۶ش‌.
۲۵۸. الگار، حامد، دین‌ و دولت‌ در ایران‌، ج۱، ص۲۰۸-۲۰۹، ترجمه ابوالقاسم‌ سری‌، تهران‌، توس‌.
۲۵۹. شیل‌، خاطرات‌، ج۱، ص۱۱۷، ترجمه حسین‌ ابوترابیان‌، تهران‌، ۱۳۶۲ش‌.
۲۶۰. الگار، حامد، دین‌ و دولت‌ در ایران‌، ج۱، ص۲۰۳، ترجمه ابوالقاسم‌ سری‌، تهران‌، توس‌.
۲۶۱. «مکاتبات‌ حاج‌ میرزا آقاسی‌ و امیرکبیر از ۱۲۶۲-۱۲۶۶ق‌»، ج۲ ،ص۳۵ a، سواد مکاتبات‌ (هم).
۲۶۲. ویلم ‌فلور، جستارهایی‌ از تاریخ‌ اجتماعی‌ ایران‌، ج۱، ص۱۴۸، ترجمه ابوالقاسم‌ سری‌، تهران‌، ۱۳۶۶ش‌.
۲۶۳. قزوینی، محمدشفیع‌، قانون‌ قزوینی‌، ج۱، ص۳۴- ۳۵، به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌، ۱۳۷۰ش‌.
۲۶۴. اسناد مکمل‌ قاجاریه‌، بایگانی‌ وزارت‌ امور خارجه جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، ج۱۰۰، ص۱۱۰.
۲۶۵. «مکاتبات‌ سفارت‌ انگلیس‌ از ۵ رجب‌ ۱۲۶۸- ۲۸ شعبان‌ ۱۲۷۶»، ج۲۹، ص۵، سواد مکاتبات‌ (هم).
۲۶۶. وامقی‌، ایرج‌، «نظریه‌ای‌ درباره امیرکبیر»، ج۱، ص۶۹۹، آینده‌، تهران‌، ۱۳۶۵ش‌، شم ۱۱، ۱۲.
۲۶۷. محمود محمود، تاریخ‌ روابط سیاسی‌ ایران‌ و انگلیس‌، ج۲، ص۶۰۶، تهران‌، اقبال‌.
۲۶۸. ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، صدرالتواریخ‌، ج۱، ص۱۹۷- ۱۹۸، به‌ کوشش‌ مشیری‌، ‌محمد، تهران‌، ۱۳۴۹ش‌.
۲۶۹. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۸۳، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۲۷۰. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۱۶۱-۱۶۲، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۲۷۱. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۱۶۵، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۲۷۲. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۱۶۷، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۲۷۳. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۱۷۵، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۲۷۴. موسوی‌، محمد مهدی‌، «گزارشات‌ ۵ ساله سفارت‌ ایران‌ در لندن‌»، ج۱، ص۲۳۹، وحید، تهران‌، س‌ ۱۰، شم ۲.
۲۷۵. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۱۸۰-۱۸۱، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۲۷۶. شیل‌، خاطرات‌، ج۱، ص۲۲۱، ترجمه حسین‌ ابوترابیان‌، تهران‌، ۱۳۶۲ش‌.
۲۷۷. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۱۷۹، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۲۷۸. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۸۳، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۲۷۹. ‌هدایت‌، رضاقلی، سفارت‌نامه خوارزم‌، ج۱، ص۱۳۸، به‌ کوشش‌ علی‌ حصوری‌، تهران‌، ۱۳۵۶ش‌.
۲۸۰. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ از ۲۴ شوال‌ ۱۲۶۷ - جمادی‌ الاخر ۱۲۶۸»، ص۳۷ b، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۲۲.
۲۸۱. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۱۸۶، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۲۸۲. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۱۹۴، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۲۸۳. خورموجی‌، محمدجعفر، حقایق‌ الاخبار ناصری‌، ج۱، ص۱۰۵، به‌ کوشش‌ حسین‌ خدیوجم‌، تهران‌، ۱۳۴۴ش‌.
۲۸۴. ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، صدرالتواریخ‌، ج۱، ص۲۱۷، به‌ کوشش‌ مشیری‌، ‌محمد، تهران‌، ۱۳۴۹ش‌.
۲۸۵. «نامه‌ها و گزارشهای‌ میرزا آقاخان‌ نوری‌ از ۱۲۶۷-۱۲۷۰ق‌»، ج۳۰، صb۱۴، اصل‌ مکاتبات‌.
۲۸۶. «نامه‌ها و گزارشهای‌ میرزا آقاخان‌ نوری‌ از ۱۲۶۷-۱۲۷۰ق‌»، ج۳۰، صb۲۰، اصل‌ مکاتبات‌.
۲۸۷. هاینریش‌ بروگش‌، سفری‌ به‌ دربار سلطان‌ صاحبقران‌، ج۱، ص۲۶۹، ترجمه کردبچه‌، تهران‌، انتشارات‌ اطلاعات‌.
۲۸۸. دنیس‌ رایت‌، ایرانیان‌ در میان‌ انگلیسیها، ج۲، ص۳۷۱، ترجمه کریم‌ امامی‌، تهران‌، ۱۳۶۶ش‌.
۲۸۹. ژآ گوبینو، «میرزا تقی‌خان‌ امیر»، ج۱، ص۵۰ - ۵۱، محیط، تهران‌، ۱۳۲۲ش‌، س‌ ۱، شم ۱.
۲۹۰. ایرج‌افشار، «شصت‌ و چهار سند»، ج۱، ص۳۱۷، بررسیهای‌ تاریخی‌، تهران‌، ۱۳۴۹ش‌، س‌ ۵، شم ۳.
۲۹۱. ‌اقبال آشتیانی‌، عباس، میرزا تقی‌خان‌ امیرکبیر، ج۱، ص۳۲۳- ۳۲۵، به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۲۹۲. «نامه‌ها و گزارشهای‌ میرزا آقاخان‌ نوری‌ از ۱۲۶۷-۱۲۷۰ق‌»، ج۳۰، ص۸ a، اصل‌ مکاتبات‌.
۲۹۳. «نامه‌ها و گزارشهای‌ میرزا آقاخان‌ نوری‌ از ۱۲۶۷-۱۲۷۰ق‌»، ج۳۰، ص a ۱۰، اصل‌ مکاتبات‌.
۲۹۴. «نامه‌ها و گزارشهای‌ میرزا آقاخان‌ نوری‌ از ۱۲۶۷-۱۲۷۰ق‌»، ج۳۰، صa ۱۲، اصل‌ مکاتبات‌.
۲۹۵. «نامه‌ها و گزارشهای‌ میرزا آقاخان‌ نوری‌ از ۱۲۶۷-۱۲۷۰ق‌»، ج۳۰، صa ۲۵، اصل‌ مکاتبات‌.
۲۹۶. صفایی‌، ابراهیم، «سندی‌ تازه‌ درباره میرزا تقی‌خان‌ امیرکبیر»، ج۱، ص۱۰۳۵- ۱۰۳۸، گوهر، تهران‌، ۱۳۵۲ش‌، س‌ ۱، شم ۱۱-۱۲.
۲۹۷. ‌سپهر، محمدتقی، ناسخ‌ التواریخ‌، ج۳، ص۳۸۸، به‌ کوشش‌ محمدباقر بهبودی‌، تهران‌، ۱۳۸۵ق‌.
۲۹۸. هاینریش‌ بروگش‌، سفری‌ به‌ دربار سلطان‌ صاحبقران‌، ج۱، ص۲۷۰، ترجمه کردبچه‌، تهران‌، انتشارات‌ اطلاعات‌.
۲۹۹. بهادر، محمدخان‌، «یک‌ شخص‌ مهم‌ یا میرزا تقی‌خان‌ اتابک‌»، ج۱، ص۴۷۵، ارمغان‌، تهران‌، ۱۳۱۳ش‌، س‌ ۱۵، شم ۳.
۳۰۰. ‌اقبال آشتیانی‌، عباس، میرزا تقی‌خان‌ امیرکبیر، ج۱، ص۳۴۱، به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۳۰۱. ‌سپهر، محمدتقی، ناسخ‌ التواریخ‌، ج۳، ص۳۸۹، به‌ کوشش‌ محمدباقر بهبودی‌، تهران‌، ۱۳۸۵ق‌.
۳۰۲. «نامه‌ها و گزارشهای‌ میرزا آقاخان‌ نوری‌ از ۱۲۶۷-۱۲۷۰ق‌»، ج۳۰، صb ۲۱، اصل‌ مکاتبات‌.
۳۰۳. شیل‌، خاطرات‌، ج۱، ص۲۲۶، ترجمه حسین‌ ابوترابیان‌، تهران‌، ۱۳۶۲ش‌.
۳۰۴. «مکاتبات‌ سفارت‌ انگلیس‌ از ۵ رجب‌ ۱۲۶۸- ۲۸ شعبان‌ ۱۲۷۶»، ج۲۹، ص۶، سواد مکاتبات‌ (هم).
۳۰۵. اورسل‌، سفرنامه‌، ج۱، ص۲۶۶، ترجمه علی‌ اصغر سعیدی‌، تهران‌.
۳۰۶. «نامه‌ها و گزارشهای‌ میرزا آقاخان‌ نوری‌ از ۱۲۶۷-۱۲۷۰ق‌»، ج۳۰، صb ۲۵، اصل‌ مکاتبات‌.
۳۰۷. «نامه‌ها و گزارشهای‌ میرزا آقاخان‌ نوری‌ از ۱۲۶۷-۱۲۷۰ق‌»، ج۳۰، صb ۳، اصل‌ مکاتبات‌.
۳۰۸. ‌هدایت‌، رضاقلی، سفارت‌نامه خوارزم‌، ج۱، ص۱۳۹، به‌ کوشش‌ علی‌ حصوری‌، تهران‌، ۱۳۵۶ش‌.
۳۰۹. محمود محمود، تاریخ‌ روابط سیاسی‌ ایران‌ و انگلیس‌، ج۲، ص۶۱۸، تهران‌، اقبال‌.
۳۱۰. یغمایی، اقبال‌، «مدرسه دارالفنون‌»، ج۱، ص۸۰، یغما، ۱۳۴۸ش‌، س‌ ۲۲، شم ۱-۲.
۳۱۱. رعدی‌ آدرخشی‌، غلامعلی، «چند پرسش‌ درباره امیرکبیر»، ج۱، ص۱۵۰، امیرکبیر و دارالفنون‌ (هم).
۳۱۲. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۸۴، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۳۱۳. ‌ زریاب‌، عباس، «نامه‌های‌ موجود از امیرکبیر»، ج۱، ص۱۷۷، امیرکبیر و دارالفنون‌ (هم).
۳۱۴. ژآ گوبینو، «میرزا تقی‌خان‌ امیر»، ج۱، ص۳۳، محیط، تهران‌، ۱۳۲۲ش‌، س‌ ۱، شم ۱.
۳۱۵. ‌آدمیت، فریدون‌، مقالات‌ تاریخی‌، ج۱، ص۶۹، تهران‌، ۱۳۵۲ش‌.
۳۱۶. ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، صدرالتواریخ‌، ج۱، ص۲۱۶، به‌ کوشش‌ مشیری‌، ‌محمد، تهران‌، ۱۳۴۹ش‌.
۳۱۷. مستوفی، عبدالله‌، شرح‌ زندگانی‌ من‌، ج۱، ص۷۵، تهران‌، ۱۳۴۱ش‌.
۳۱۸. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۱۲۴، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۳۱۹. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۱۵۳، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۳۲۰. «نامه‌ها و گزارشهای‌ میرزا آقاخان‌ نوری‌ از ۱۲۶۷-۱۲۷۰ق‌»، ج۳۰، صa ۶۵، اصل‌ مکاتبات‌.
۳۲۱. نوایی‌، عبدالحسین‌، «مهدعلیا جهان‌ خانم‌»، ج۱، ص۲۵-۴۲، تاریخ‌ معاصر ایران‌، تهران‌، ۱۳۷۲ش‌، شم ۵.
۳۲۲. یغمایی، اقبال‌، «مدرسه دارالفنون‌»، ج۱، ص۲۲، یغما، ۱۳۴۸ش‌، س‌ ۲۲، شم ۱-۲.
۳۲۳. رابرت‌ کرزن‌، «خاطره من‌ از امیرکبیر»، ج۱، ص۲۳، ترجمه حسین‌ ابوترابیان‌، نگین‌، تهران‌، ۱۳۵۸ش‌، س‌ ۱۵، شم ۱۶۹.
۳۲۴. ژآ گوبینو، «میرزا تقی‌خان‌ امیر»، ج۱، ص۵۷، محیط، تهران‌، ۱۳۲۲ش‌، س‌ ۱، شم ۱.
۳۲۵. «خلاصه نوشتجات‌ دفترخانه وزارت‌ دول‌ خارجه‌ از ۱۲۴۳ق‌ - ۱۲۶۸ق‌»، ج۶، ص۱۲ b، اصل‌ مکاتبات‌ (هم).
۳۲۶. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۱۹۱-۱۹۲، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۳۲۷. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ج۱، ص۷۳۳، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۳۲۸. «نامه‌ها و گزارشهای‌ میرزا آقاخان‌ نوری‌ از ۱۲۶۷-۱۲۷۰ق‌»، ج۳۰، صa ۵، اصل‌ مکاتبات‌.
۳۲۹. یاکوب‌ ادوارد پولاک‌، سفرنامه‌، ج۱، ص۲۰۷، ترجمه کیکاووس‌ جهانداری‌، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۳۳۰. ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، خلسه‌، ج۱، ص۸۱ -۸۲، به‌ کوشش‌ محمود کتیرایی‌، تهران‌، ۱۳۱۷ش‌.
۳۳۱. ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، صدرالتواریخ‌، ج۱، ص۲۱۵، به‌ کوشش‌ مشیری‌، ‌محمد، تهران‌، ۱۳۴۹ش‌.
۳۳۲. ‌هدایت‌، رضاقلی، سفارت‌نامه خوارزم‌، ج۱، ص۱۳۸، به‌ کوشش‌ علی‌ حصوری‌، تهران‌، ۱۳۵۶ش‌.
۳۳۳. «مکاتبات‌ حاج‌ میرزا آقاسی‌ و امیرکبیر از ۱۲۶۲-۱۲۶۶ق‌»، ج۲ ،ص۱۰۶ b، سواد مکاتبات‌ (هم).
۳۳۴. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۱۶۰، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۳۳۵. ‌آدمیت، فریدون‌، اندیشه ترقی‌ و حکومت‌ قانون‌ (عصر سپهسالار)، تهران‌، انتشارات‌ سخن‌.
۳۳۶. «مکاتبات‌ و نامه‌های‌ سفیران‌ روس‌ و انگلیس‌ به‌ امیرکبیر»، ج۱۶، ص۴۹ b، سواد مکاتبات‌ (هم).
۳۳۷. یغمایی، اقبال‌، «مدرسه دارالفنون‌»، ج۱، ص۷۸، یغما، ۱۳۴۸ش‌، س‌ ۲۲، شم ۱-۲.
۳۳۸. ‌مدرسی‌ چهاردهی، مرتضی‌، «ایران‌ در جهان‌ عرب‌»، ج۱، ص۸۶۶ -۸۷۰، وحید، تهران‌، س‌ ۳.
۳۳۹. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ امیرکبیر به‌ سفرا در ۱۲۶۷ق‌»، ص۲۹ b، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۷.
۳۴۰. «مکاتبات‌ صدراعظم‌ امیرکبیر به‌ سفرا در ۱۲۶۷ق‌»، ص۳۰ b، سواد مکاتبات‌ (هم)، ج۷.
۳۴۱. ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، صدرالتواریخ‌، ج۱، ص۲۲۶-۲۲۷، به‌ کوشش‌ مشیری‌، ‌محمد، تهران‌، ۱۳۴۹ش‌.
۳۴۲. محیط طباطبایی‌، ‌محمد، «دارالفنون‌ و امیرکبیر»، ج۱، ص۱۸۶ بب، امیرکبیر و دارالفنون‌ (هم).
۳۴۳. رضوانی‌، محمداسماعیل‌، «روزنامه‌نگاری‌ در عهد امیرکبیر»، ج۱، ص۱۵۴ بب، امیرکبیر و دارالفنون‌ (هم).
۳۴۴. ‌اقبال آشتیانی‌، عباس، میرزا تقی‌خان‌ امیرکبیر، ج۱، ص۱۶۳، به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
۳۴۵. رعدی‌ آدرخشی‌، غلامعلی، «چند پرسش‌ درباره امیرکبیر»، ج۱، ص۱۱۰، امیرکبیر و دارالفنون‌ (هم).
۳۴۶. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۹۲، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۳۴۷. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۹۶، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۳۴۸. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۱۸۰، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۳۴۹. نامه‌های‌ امیرکبیر، ص۱۸۱، به‌ کوشش‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۳۵۰. باستانی‌ پاریزی‌، محمدابراهیم‌، «طرحی‌ از چهره امیرکبیر در ادب‌ پارسی‌»، ج۱، ص۳۲، امیرکبیر و دارالفنون‌ (هم).
۳۵۱. ستوده‌، منوچهر، «تهرانی‌ که‌ امیرکبیر در آن‌ می‌زیست‌»، ج۱، ص۱۸۴، امیرکبیر و دارالفنون‌ (هم).
۳۵۲. هاینریش‌ بروگش‌، سفری‌ به‌ دربار سلطان‌ صاحبقران‌، ج۱، ص۲۷۱، ترجمه کردبچه‌، تهران‌، انتشارات‌ اطلاعات‌.
۳۵۳. وقایع‌ اتفاقیه‌ (روزنامه‌)، ج۱، ص۱۸، چ‌ تصویری‌، تهران‌، ۱۳۷۳ش‌.
۳۵۴. ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، المآثر و الاثار، ج۱، ص۱۲۱، به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
۳۵۵. بامداد، ‌مهدی‌، شرح‌ حال‌ رجال‌ ایران‌، ج۱، ص۲۲۰، تهران‌، ۱۳۵۷ش‌.
۳۵۶. ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، صدرالتواریخ‌، ج۱، ص۱۱۷، به‌ کوشش‌ مشیری‌، ‌محمد، تهران‌، ۱۳۴۹ش‌.
۳۵۷. ‌اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، صدرالتواریخ‌، ج۱، ص۱۸۹، به‌ کوشش‌ مشیری‌، ‌محمد، تهران‌، ۱۳۴۹ش‌.
۳۵۸. ‌مدرسی‌ چهاردهی، مرتضی‌، «ایران‌ در جهان‌ عرب‌»، ج۱، ص۸۶۹ -۸۷۰، وحید، تهران‌، س‌ ۳.
۳۵۹. دایرة المعارف‌ تشیع‌، به‌ کوشش‌ احمد صدر حاج‌ سیدجوادی‌ و دیگران‌، ج۱، ص۶۷، تهران‌، ۱۳۶۶ش‌.
۳۶۰. دایرة المعارف‌ تشیع‌، به‌ کوشش‌ احمد صدر حاج‌ سیدجوادی‌ و دیگران‌، ج۱، ص۷۶، تهران‌، ۱۳۶۶ش‌.
۳۶۱. اسناد مکمل‌ قاجاریه‌، بایگانی‌ وزارت‌ امور خارجه جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، ج۱۵۷، ص۹۱.
۳۶۲. اسناد مکمل‌ قاجاریه‌، بایگانی‌ وزارت‌ امور خارجه جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، ج۱۵۷، ص۹۸.
۳۶۳. یاکوب‌ ادوارد پولاک‌، سفرنامه‌، ج۱، ص۲۱۶، ترجمه کیکاووس‌ جهانداری‌، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۳۶۴. ‌آدمیت، فریدون‌، امیرکبیر و ایران‌، ص۷۳۸، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
۳۶۵. دایرة المعارف‌ تشیع‌، به‌ کوشش‌ احمد صدر حاج‌ سیدجوادی‌ و دیگران‌، ج۱، ص۳۲۳، تهران‌، ۱۳۶۶ش‌.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «امیرکبیر»، ج۱۰، ص۳۹۸۹.    






جعبه‌ابزار