امیة بن عبد شمس

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



امیة بن عبد شمس بن عبد مناف، مشهور به امیه اکبراز اشراف و بزرگان قریش در روزگار جاهلیت بود که تیره مشهور بنی امیه به او نسب می‌برد.
[۳] الانساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۳۴۸.



شرح حال اجمالی

[ویرایش]

مادر امیه «تعجز» دختر عبید بن رواس بن کلاب بود.برخی امیه را برده‌ای رومی دانسته‌اند که عبد شمس او را به خود ملحق ساخته و فرزند خود خوانده است و سخن امیر مؤمنان علی علیه‌السّلام : «لا الصریح کاللصیق» در پاسخ به نامه معاویه را مؤید این مدعا می‌دانند.
[۶] نهج البلاغه، شرح عبده، ج۳، ص۱۷.
[۸] شرح نهج البلاغه، عبده، ج۱۵، ص۲۳۳.
در آن نامه معاویه مدعی شده بود که ما فرزندان عبد مناف هستیم. امیه در دوران جاهلیت و پس از پدرش فرماندهی نبرد (قیادة الحرب) را در میان قریش بر عهده داشت.
[۱۰] اخبار مکه، الازرقی، ج۱، ص۱۱۵.
[۱۱] تاریخ ابن خلدون، ابن خلدون، ج۳، ص۲.
آورده‌اند که در کودکی به سرقت از کاروان‌های حج می‌پرداخت.
[۱۲] شرح نهج البلاغه، عبده، ج۱۵، ص۲۳۳.
بد نامی اخلاقی امیه و داستان ستیز خانوادگی او با بنی زهرهشناخته شده است. او همسرش را به ازدواج پسرش ابوعمرو درآورد که ابی معیط بن عمرو بن امیه نتیجه آن ازدواج بود.از کارهای او حفر چاهی به نام حفر/جفر در مکه بود که پیش از حفر دیگر بار زمزم به دست عبدالمطلب صورت گرفت.
[۱۷] السیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۹۶.


منافره امیه و هاشم

[ویرایش]

امیه همواره به عموی خویش هاشم که منصب سقایت (آبرسانی به حاجیان) و رفادت (پذیرایی از حاجیان) را بر عهده داشت،
[۲۰] تاریخ طبری، طبری، ج۲، ص۱۳.
حسد می‌ورزید؛ زیرا این مناصب سبب شده بود تا برخی شاعران جاهلی سروده‌هایی در مدح هاشم بسرایند.
[۲۳] تاریخ طبری، طبری، ج۲، ص۱۳.
در برابر، امیه نیز تلاش داشت تا با بذل و بخشش‌های فراوان مانند هاشم رفتار کند و جایگاه خویش را میان مردم ارتقا بخشد. اما به سبب کمبود مالی، در این کار چندان موفق نبود.
[۲۶] تاریخ طبری، طبری، ج۲، ص۱۳.
سرانجام حسادت امیه درباره عمویش هاشم سبب شد که او را به منافره دعوت کند؛ یعنی حکمی را تعیین کنند و او داوری نماید که کدام یک والاترند. هاشم به سبب بزرگ تر بودن از امیه، نخست نمی‌خواست این کار صورت گیرد؛ اما سرانجام آن را با اصرار قریش با این شرط پذیرفت که بازنده ۵۰ شتر را در مکه قربانی و اطعام کند و ۱۰ سال نیز شهر مکه را ترک گوید.سرانجام هر دو نزد کاهن بنی خزاعه رفتند و او به سود هاشم حکم کرد.
[۳۰] تاریخ طبری، طبری، ج۲، ص۱۳.
[۳۱] الکامل، ابن اثیر، ج۲، ص۱۷.
هاشم شتران را گرفت و آن‌ها را کشت و اطعام کرد و امیه به سوی شام رهسپار شد و ۱۰ سال در آن جا ماند.
[۳۳] تاریخ طبری، طبری، ج۲، ص۱۳.
این رخداد، نخستین ستیزی بود که خصومت‌ها را میان دو تیره بنی امیه و بنی هاشم در پی داشت.
[۳۵] انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۶۸.
[۳۶] تاریخ طبری، طبری، ج۲، ص۱۳.
برخی این گزارش را غیر واقعی دانسته و نقل نشدنش از سوی تاریخ نگارانی چون یعقوبی، ابن هشام و مسعودی را دلیل جعلی بودن آن دانسته‌اند.
[۳۷] تاریخ صدر اسلام، زرگری نژاد، ص۹۵.

منابع تاریخی به همراهی امیه با عبدالمطلب بن هاشم و برخی اشراف و شعرای عرب در دیدار با سیف بن ذی یزن حاکم یمن اشاره دارند که بر حبشه پیروز شده بود. این دیدار دو سال بعد از ولادت پیامبر گرامی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم رخ داده است.

مرگ امیه

[ویرایش]

درباره هنگام مرگ امیه در منابع گزارشی به چشم نمی‌خورد. از فرزندان او می‌توان به حرب (پدر ابوسفیان)، ابوحرب، سفیان، ابوسفیان، عمرو، ابوعمرو، عاص، عویص و ابوالعیص اشاره کرد.از امیه دختر ابی همهمه و آمنه دختر ابان بن کلیب بن ربیعه، به عنوان همسران وی یاد کرده‌اند.
[۴۳] انساب الاشراف، بلاذری، ج۵، ص۷-۸.
[۴۵] الکامل، ابن اثیر، ج۲، ص۱۷.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱)اخبار مکه، الازرقی (م. ۲۴۸ق.)، به کوشش رشدی الصالح، مکه، مکتبة الثقافه، ۱۴۱۵ق.
(۲)الزام النواصب، مفلح بن راشد (م. قرن۹ق.)، به کوشش النجفی، ۱۴۲۰ق.
(۳)انساب الاشراف، البلاذری (م. ۲۷۹ق.)، به کوشش زکار و زرکلی، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷ق.
(۴)الانساب، عبدالکریم السمعانی (م. ۵۶۲ق.)، به کوشش عبدالرحمن، حیدرآباد، دائرة المعارف العثمانیه، ۱۳۸۲ق.
(۵)بحار الانوار، المجلسی (م. ۱۱۱۰ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
(۶)البدء و التاریخ، المطهر المقدسی (م. ۳۵۵ق.)، بیروت، دار صادر، ۱۹۰۳م.
(۷)تاریخ ابن خلدون، ابن خلدون (م. ۸۰۸ق.)، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۸ق.
(۸)تاریخ طبری (تاریخ الامم و الملوک)، الطبری (م. ۳۱۰ق.)، به کوشش گروهی از علما، بیروت، اعلمی، ۱۴۰۳ق. تاریخ صدر اسلام، زرگری نژاد، تهران، سمت، ۱۳۷۸ش.
(۹)جمهرة انساب العرب، ابن حزم (م. ۴۵۶ق.) ، به کوشش گروهی از علما، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۸ق.
(۱۰)دلائل النبوه، البیهقی (م. ۴۵۸ق.)، به کوشش عبدالمعطی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۰۵ق.
(۱۱)رسائل الجاحظ، الجاحظ (م. ۲۵۵ق.)، بیروت، مکتبة الهلال، ۱۴۲۳ق.
(۱۲)السیرة النبویه، ابن هشام (م. ۲۱۳/۲۱۸ق.)، به کوشش محمد محیی الدین، مصر، مکتبة محمد علی صبیح، ۱۳۸۳ق. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید (م. ۶۵۶ق.)، به کوشش محمد ابوالفضل، دار احیاء الکتب العربیه، ۱۳۷۸ق.
(۱۳)الطبقات الکبری، ابن سعد (م. ۲۳۰ق.)، به کوشش محمد عبدالقادر، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۸ق.
(۱۴)الکامل فی التاریخ، ابن اثیر (م. ۶۳۰ق.)، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ق.
(۱۵)کمال الدین، الصدوق (م. ۳۸۱ق.)، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۵ق.
(۱۶)المعارف، ابن قتیبه (م. ۲۷۶ق.)، به کوشش ثروت عکاشه، قم، الرضی، ۱۳۷۳ش.
(۱۷)المعالم الاثیره، محمد محمد حسن شراب، بیروت، دار القلم، ۱۴۱۱ق.
(۱۸)معجم قبائل العرب، عمر کحالة، بیروت، الرساله، ۱۴۰۵ق.
(۱۹)المنتظم، ابن الجوزی (م. ۵۹۷ق.)، به کوشش محمد عبدالقادر و دیگران، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۲ق.
(۲۰)المنمق، ابن حبیب (م. ۲۴۵ق.)، به کوشش احمد فاروق، بیروت، عالم الکتب، ۱۴۰۵ق.
(۲۱)نهج البلاغه، شرح عبده، قم، دار الذخائر، ۱۴۱۲ق.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. انساب الاشراف، بلاذری، ج۵، ص۱.    
۲. جمهرة انساب العرب، ابن حزم، ص۷۴.    
۳. الانساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۳۴۸.
۴. معجم قبائل العرب، عمر کحالة، ج۱، ص۴۲.    
۵. انساب الاشراف، بلاذری، ج۵، ص۱.    
۶. نهج البلاغه، شرح عبده، ج۳، ص۱۷.
۷. الزام النواصب، مفلح بن راشد، ص۱۸۰.    
۸. شرح نهج البلاغه، عبده، ج۱۵، ص۲۳۳.
۹. بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۳۳، ص۱۰۷.    
۱۰. اخبار مکه، الازرقی، ج۱، ص۱۱۵.
۱۱. تاریخ ابن خلدون، ابن خلدون، ج۳، ص۲.
۱۲. شرح نهج البلاغه، عبده، ج۱۵، ص۲۳۳.
۱۳. المنمق، ابن حبیب، ص۴۸.    
۱۴. انساب الاشراف، بلاذری، ج۱۰، ص۲۷۱.    
۱۵. المعارف، ابن قتیبه، ص۳۱۹.    
۱۶. الرسائل السیاسیه، الجاحظ، ص۴۱۸.    
۱۷. السیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۹۶.
۱۸. المعالم الاثیره، محمد محمد حسن شراب، ص۱۰۲.    
۱۹. المنمق، ابن حبیب، ص۹۸.    
۲۰. تاریخ طبری، طبری، ج۲، ص۱۳.
۲۱. المنتظم، ابن الجوزی، ج۲، ص۲۱۲.    
۲۲. المنمق، ابن حبیب، ص۹۷-۹۸.    
۲۳. تاریخ طبری، طبری، ج۲، ص۱۳.
۲۴. المنمق، ابن حبیب، ص۹۸.    
۲۵. الطبقات، ابن سعد، ج۱، ص۶۲.    
۲۶. تاریخ طبری، طبری، ج۲، ص۱۳.
۲۷. الطبقات، ابن سعد، ج۱، ص۶۲.    
۲۸. المنتظم، ابن الجوزی، ج۲، ص۲۱۲.    
۲۹. الطبقات، ابن سعد، ج۱، ص۶۲.    
۳۰. تاریخ طبری، طبری، ج۲، ص۱۳.
۳۱. الکامل، ابن اثیر، ج۲، ص۱۷.
۳۲. المنمق، ابن حبیب، ص۱۰۰.    
۳۳. تاریخ طبری، طبری، ج۲، ص۱۳.
۳۴. المنتظم، ابن الجوزی، ج۲، ص۲۱۲.    
۳۵. انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۶۸.
۳۶. تاریخ طبری، طبری، ج۲، ص۱۳.
۳۷. تاریخ صدر اسلام، زرگری نژاد، ص۹۵.
۳۸. المنمق، ابن حبیب، ص۴۲۷.    
۳۹. دلائل النبوه، البیهقی، ج۲، ص۹.    
۴۰. کمال الدین، الصدوق، ص۱۸۰-۱۸۱.    
۴۱. جمهرة انساب العرب، ابن حزم، ص۷۹.    
۴۲. البدء و التاریخ، المطهر المقدسی، ج۴، ص۱۱۰.    
۴۳. انساب الاشراف، بلاذری، ج۵، ص۷-۸.
۴۴. المنمق، ابن حبیب، ص۹۹.    
۴۵. الکامل، ابن اثیر، ج۲، ص۱۷.


منبع

[ویرایش]

حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، برگرفته از مقاله«امیّة بن عبد شمس».    



جعبه‌ابزار