امهات المؤمنین

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



امهات المؤمنین به همسران پیامبر (صلی الله علیه و اله) اطلاق می‌گردد که دارای جایگاه مادری امت اسلامی می‌باشند.

فهرست مندرجات

۱ - منشآ تعبیر امّهات المؤمنین
۲ - حکم امّهات المؤمنین
۳ - معنا و مصادیق امهات
۴ - بار حقوقی و شرعی امهات
۵ - ƒاحکام اختصاصی همسران پیامبر
۶ - بررسی روایات بهشتی بودن امهات
۷ - مهریه زنان پیامبر
۸ - حجره‌های همسران پیامبر
۹ - رفتار پیامبر با همسران
۱۰ - حق انتخاب دیگربار برای زنان پیامبر
۱۱ - همسران پیامبر
       ۱۱.۱ - خدیجه دختر خویلد اسدی
       ۱۱.۲ - سوده دختر زمعه
       ۱۱.۳ - عایشه دختر ابوبکر
       ۱۱.۴ - ام سلمه هند دختر ابو امیه
       ۱۱.۵ - حفصه دختر عمر
       ۱۱.۶ - ام حبیبه رمله دختر ابوسفیان
       ۱۱.۷ - زینب دختر خزیمة بن حارث
       ۱۱.۸ - زینب دختر جحش
       ۱۱.۹ - جویریه دختر حارث
       ۱۱.۱۰ - صفیه دختر حیی بن اخطب
       ۱۱.۱۱ - میمونه دختر حارث
۱۲ - زنان مورد تردید در همسری پیامبر
       ۱۲.۱ - اسماء دختر نعمان کندی
       ۱۲.۲ - فاطمه دختر ضحاک
       ۱۲.۳ - ریحانه دختر شمعون
       ۱۲.۴ - ملیکه دختر داود
       ۱۲.۵ - عالیه دختر ظبیان
       ۱۲.۶ - قتیله دختر قیس
       ۱۲.۷ - سنا دختر صلت
       ۱۲.۸ - فاطمه دختر شریح
       ۱۲.۹ - ام شریک دختر حکیم
       ۱۲.۱۰ - خوله دختر هذیل
       ۱۲.۱۱ - شراف دختر خلیفه
       ۱۲.۱۲ - عمره دختر یزید
       ۱۲.۱۳ - امیمه دختر شراحیل
۱۳ - زنان خواستگاری شده از طرف پیامبر
       ۱۳.۱ - لیلی دختر خطیم
       ۱۳.۲ - ام هانی دختر ابوطالب
       ۱۳.۳ - صفیه دختر بشامه
       ۱۳.۴ - ضباعه دختر عامر
۱۴ - کنیزان پیامبر خدا
۱۵ - گرایش‌های همسران پیامبر
۱۶ - همسران پیامبر پس از پیامبر
       ۱۶.۱ - تعیین سهم از بیت‌المال
       ۱۶.۲ - نقل احادیث پیامبر
       ۱۶.۳ - اقدامات سیاسی و اجتماعی
۱۷ - حکمت چندهمسری پیامبر
       ۱۷.۱ - علل خاص
       ۱۷.۲ - علل عمومی
۱۸ - انگیزه ازدواج‌های پیامبر
۱۹ - حج‌گزاردن همسران پیامبر
۲۰ - قبر همسران پیامبر
۲۱ - منابع مقاله
۲۲ - پانویس
۲۳ - منبع

منشآ تعبیر امّهات المؤمنین

[ویرایش]

قرآن کریم از زنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به «امّهات المؤمنین» تعبیر کرده است.

حکم امّهات المؤمنین

[ویرایش]

قرآن کریم ازدواج با آنان را پس از پیامبر صلّی اللّه علیه و آله حرام دانسته است.

معنا و مصادیق امهات

[ویرایش]

امهات جمع «ام» به معنای مادران است. «امهات المؤمنین» لقبی است که خداوند بر پایه آیه ۶ احزاب/۳۳ به همسران پیامبر داده است: {النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم و ازواجه امهاتهم}؛ «پیامبر در کار دین و دنیای مؤمنان از آنان درباره خودشان سزاوارتر است و همسران او به منزله مادران ایشانند».
خدیجه دختر خویلد، سوده دختر زمعه، عایشه دختر ابوبکر، حفصه دختر عمر، ‌ ام سلمه دختر ابوامیه، ‌ام حبیبه دختر ابوسفیان، زینب دختر خزیمه، زینب دختر جحش، جویریه دختر حارث، صفیه دختر حیی بن اخطب، و میمونه دختر حارث، به اجماع مسلمانان صاحبان این لقب هستند.

بار حقوقی و شرعی امهات

[ویرایش]

اعطای این لقب به این معنا است که احترام همسران رسول خدا (صلی الله علیه و اله) بر همه واجب و ازدواج با آنان حرام است؛ چنان که احترام مادر بر هر مسلمان واجب و ازدواج با او حرام است.
[۶] الحاوی الکبیر، ج۹، ص۳۹.
مادری همسران پیامبر، در کنار پدری معنوی رسول گرامی برای امتش معنا می‌یابد.
[۸] مجمع البیان، ج۸، ص۵۳۰.
این شرافت تا هنگامی برای این زنان باقی است که در اطاعت باشند و به گناه آلوده نشوند.
[۱۰] دلائل الامامه، ص۲۷۶.
این عنوان همه بار حقوقی عنوان مادری را ندارد و به این معنا نیست که فرزندان آنان، برادر یا خواهر مسلمانان و یا برادران و خواهران آنان، دایی یا خاله مسلمانان هستند؛ چنان که شافعی نیز بر این مطلب تاکید دارد.
[۱۱] مجمع البیان، ج۸، ص۵۳۰.
[۱۲] السنن الکبری، ج۷، ص۶۹.


ƒاحکام اختصاصی همسران پیامبر

[ویرایش]

به مقتضای این عنوان، همسران پیامبر موظف بودند قواعد و آدابی ویژه را در رفتار خود رعایت کنند و خود را همانند زنان عادی ندانند. آیات ۲۸-۳۴ احزاب/۳۳ به برخی از این ضوابط اشاره دارد:
۱. دو برابر بودن کیفر گناهان و همچنین پاداش اعمال نیکشان.
[۱۵] جامع البیان، ج۲۱، ص۱۰۱.

۲. لزوم حفظ شؤون ویژه همسری پیامبر (صلی الله علیه و اله) و یکسان نبودن شان و جایگاه آنان با جایگاه دیگر زنان.
[۱۷] جامع البیان، ج۲۲، ص۳.

۳. وجوب پرده نشینی و بیرون نشدن از خانه، مگر برای کارهای لازم.
[۲۰] مجموعه آثار، ج۱۹، ص۴۹۸.
به پشتوانه همین فرمان بود که ام سلمه، عایشه را از همراهی با طلحه و زبیر نهی کرد و سوده حتی حاضر نشد پس از رسول خدا حج مستحب بگزارد.
[۲۱] تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۸۰.
[۲۲] الاحتجاج، ج۱، ص۱۶۷.

۴. داشتن حجاب ویژه؛ بدین معنا که آنان باید با نامحرمان از پشت پرده سخن گویند.
۵. مخیر بودن میان پذیرفتن زندگی فقیرانه سرافرازانه با پیامبر و طلاق گرفتن خرسندانه و پرداخت همه حقشان به ایشان.
۶. حرمت ازدواج آنان در پی وفات پیامبر گرامی (صلی الله علیه و اله).

بررسی روایات بهشتی بودن امهات

[ویرایش]

بیشتر اهل سنت به پشتوانه روایت‌هایی ضعیف که همسران پیامبر را همسران او در بهشت دانسته‌اند
[۲۵] السنن الکبری، ج۷، ص۶۹.
و دعایی مستجاب که در آن، پیامبر از خدا خواست تا جز با بهشتیان ازدواج نکند،
[۲۶] جامع البیان، ج۲۲، ص۲۹.
همه همسران پیامبر را به سبب این شرافت، از اهل بهشت می‌دانند.
[۲۷] الحاوی الکبیر، ج۹، ص۳۹.
اما با توجه به آیات ۱، ۴ و ۱۰ تحریم/۶۶ رسیدن به این مقام، به معنای بهشتی بودن قطعی آنان نیست؛ زیرا در این سوره، از نافرمانی برخی همسران پیامبر اکرم و خیانت آنان به راز ایشان و احتمال توطئه ضد ایشان خبر می‌دهد و آنان را در عین آلوده شدن قلب هایشان به گناه، به توبه فرا می‌خواند و سرانجام برای کافران، همسران نوح و لوط را مثال می‌زند که همسری پیامبران خدا برای آنان سودی نداشت و به کیفر گناهانشان به دوزخ خواهند افتاد.

مهریه زنان پیامبر

[ویرایش]

همه منابع از برابر بودن مهریه همه زنان پیامبر گزارش داده‌اند؛ هر چند در مقدار آن اختلاف است. در بسیاری از منابع شیعه و سنی این مهریه برابر با ۵۰۰ درهم گزارش شده است، مگر‌ ام حبیبه که مهریه او ۴۰۰ دینار بود؛ زیرا در این ازدواج، پادشاه حبشه، نجاشی وکیل پیامبر (صلی الله علیه و اله) بود و به اقتضای پادشاهی اش آن مبلغ را معین کرد.

حجره‌های همسران پیامبر

[ویرایش]

خانه‌ها یا حجره‌های زنان پیامبر در ضلع غربی مسجد و بخشی از ضلع جنوبی تا جایگاه منبر قرار داشت و در گسترش مسجد در سده نخست ق. به مسجد پیوست. زمانه ویران شدن این خانه‌ها مدینه غرق گریه شد. برخی آرزو می‌کردند که کاش این خانه‌ها می‌ماند تا مردم با دیدن سادگی آن‌ها از رسول خدا الگو گیرند. وارثان صفیه و خود عایشه حجره هایشان را به قیمت ۰۰۰/۱۸۰ درهم به معاویه فروختند. پنج خانه کومه‌هایی کوچک از برگ درخت نخل بود که پرده‌هایی مویین بر درهایشان آویخته بود و چهار خانه دیگر اتاق‌هایی کوچک و گلی بود.

رفتار پیامبر با همسران

[ویرایش]

اجتماعی یا سیاسی بودن انگیزه اصلی ازدواج‌های پیامبر را نباید به این معنا دانست که پیامبر به نیازهای عاطفی و غریزی همسرانش کم توجه بود. ایشان بهترین مردان امتش را کسانی می‌دانست که با همسر خود بهتر رفتار کنند و خود بهتر از همه آن‌ها با همسرانش رفتار می‌کرد.
[۴۷] البدایة و النهایه، ج۱۰، ص۱۵۳.
او برای هر یک از همسرانش زمانی معین کرده بود و هر روز با همه همسرانش دیدار می‌کرد و به آن‌ها ملاطفت می‌نمود و اگر نوبتش در همان روز بود، نزد او می‌ماند و گر نه بر می‌خاست. در این دیدارها وی مدتی بیشتر را نزد‌ ام سلمه می‌ماند. این شیوه حتی در دوران بیماری ایشان نیز رعایت می‌شد تا هنگامی که حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها از همسران پیامبر خواست که برای رعایت حال ایشان، حق خود را ببخشند و آنان نیز پذیرفتند. پیامبر هنگام سفر با قرعه یکی از همسرانش را بر می‌گزید و وی را با خود به سفر می‌برد.

حق انتخاب دیگربار برای زنان پیامبر

[ویرایش]

با وجود اخلاق بی مانند پیامبر، برخی زنان ایشان از او توقع داشتند با بهتر شدن اوضاع مسلمانان و به دست آوردن غنائم خیبر به سال نهم، وضع رفاهی بهتری را برای آنان فراهم کند. آنان می‌گفتند که اگر از پیامبر جدا شوند، شوهرانی مناسب خواهند یافت. از این رو، ناسازگاری آنان باعث شد تا پیامبر یک ماه از آنان کناره گیری کند و به فرمان خدا آنان را میان پذیرفتن زندگی ساده و طلاق گرفتن از ایشان برای دستیابی به وضع مالی بهتر مخیر کرد.
همه یا بیشتر همسران پیامبر، ماندن با ایشان را برگزیدند.
[۵۷] جامع البیان، ج۲۱، ص۱۰۰.
به همین مناسبت، آیات ۲۸-۳۴ احزاب/۳۳ نازل شد و افزون بر دستور تخییر، شرایط همسری رسول خدا را نیز بازگو کرد. سبب‌هایی دیگر نیز برای این کناره گیری رسول خدا (صلی الله علیه و اله) گزارش شده است؛ از جمله افشای راز رسول خدا به دست حفصه
[۶۲] مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۷.
و حسدورزی برخی همسران رسول خدا به یکدیگر.
[۶۳] جامع البیان، ج۲۱، ص۱۰۰.

بر پایه بعضی از تفاسیر، از شرایط یاد شده در این آیات، رضایت دادن همسران به نحوه تقسیم رسول خدا بود. بر این اساس، پیامبر (صلی الله علیه و اله) همسران خود را به دو دسته قسمت کرد: دسته‌ای که نباید توقع زمان بندی منظم می‌داشتند (ارجائی) که عبارت بودند از سوده، جویریه، صفیه، میمونه، و‌ ام حبیبه؛ و دسته‌ای که ایشان با زمان بندی مساوی نزد آنان می‌رفت (ایوائی) که عبارت بودند از عایشه، حفصه، ‌ام سلمه، و زینب دختر جحش.
[۶۵] مجمع البیان، ج۸، ص۵۷۴.
[۶۶] تفسیر شاهی، ج۲، ص۴۰۱.


همسران پیامبر

[ویرایش]

همه بر آنند که پیامبر گرامی (صلی الله علیه و اله) تا ۲۵ سالگی با هیچ زنی ازدواج نکرد و از ۲۵ تا ۵۰ سالگی، تنها همسر ایشان خدیجه بود. دیگر همسران ایشان تنها در دوره تشکیل حکومت اسلامی در مدینه، بر پایه ضرورت‌های سیاسی و اجتماعی، به ازدواج ایشان درآمدند. ازدواج پیامبر با ۱۱ زن، مسلم است. این زنان عبارتند از:

← خدیجه دختر خویلد اسدی


بر پایه گزارش مشهور، وی بیوه زنی ۴۰ ساله از اشراف قریش بود.
[۷۴] الاستیعاب، ج۱، ص۳۵.
البته گزارشی دیگر او را دوشیزه ای ۲۶ یا ۲۸ ساله معرفی می‌کند.
[۷۶] الصحیح من سیرة النبی، ج۲، ص۱۱۵.
خدیجه، خود، به پیامبر پیشنهاد ازدواج داد و فرزندانی برای پیامبر زاد که نسل پیامبر خدا از طریق دختر گرامی او فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها گسترش یافت. پیامبر گرامی (صلی الله علیه و اله) خدیجه را از بر‌ترین زنان دنیا و همسنگ مریم دختر عمران می‌دانست که خداوند از طریق جبرئیل بر او سلام ویژه فرستاد. او نخستین زن مسلمان بود. پیامبر گرامی تا پایان عمر پیوسته از خدیجه و خوبی هایش سخن می‌گفت و به دوستان و آشنایان او نیکی می‌کرد و سال وفات خدیجه و ابوطالب را «عام الحزن» یعنی سال اندوه نامید.
[۸۷] نساء النبی، ص۴۹-۵۰.


← سوده دختر زمعه


پیامبر در پی رحلت خدیجه با سوده که زنی بیوه بیش از ۵۰ سال سن در مکه بود، ازدواج کرد. وفات او را در دوران خلافت عثمان (حک: ۲۶-۳۵ق.) در ۸۰ سالگی یاد کرده‌اند. عایشه به رغم یاد کردن از صفات نیک سوده، از تندخویی و حسادت او یاد کرده است. سوده در پی نبرد بدر، با شنیدن خبر شکست مکیان خشمگین شد و سهیل بن عمرو را بر اثر پذیرش اسارت شماتت کرد و برای برادرانش که در میان کشتگان مشرک بودند، روزها گریست. برخی این کار او را علت تصمیم پیامبر برای طلاق وی دانسته‌اند.
[۹۶] تاریخنامه طبری، ج۳، ص۱۴۱.

وی از رسول خدا خواست با این که به شوهر نیاز ندارد، به امید این که روز قیامت در شمار همسران پیامبر محشور شود، او را نگاه دارد.

← عایشه دختر ابوبکر


پیامبر اندکی پیش از هجرت به مدینه، او را به عقد خود در آورد. سن او را هنگام عقد میان شش تا ۱۸ سال گفته‌اند و بیشتر منابع او را باکره دانسته‌اند. برخی به ازدواج پیشین او اشاره دارند.
[۱۰۱] السیرة النبویه، الطائی، ج۲، ص۱۳۸.
عروسی پیامبر با عایشه را دو سال پس از هجرت دانسته‌اند. برخی پژوهشگران ازدواج پیامبر با او را بر پایه ملاحظات سیاسی و جلب اعتماد پدرش ابوبکر می‌دانند؛ زیرا اگر واقعا انگیزه زناشویی با او در میان بود، پیامبر با یکی از دختران بالغ یا بیوه زنی جوان ازدواج می‌کرد تا لازم نباشد که سال صبر کند تا عایشه بالغ شود.
[۱۰۳] زندگانی محمد، ص۴۳۵.
بر پایه برخی گزارش‌ها، عایشه بر خلاف ادعای خود، از زیبایی چندان برخوردار نبوده است.
[۱۰۴] الکامل، ج۳، ص۴۴۷.
[۱۰۵] لسان المیزان، ج۴، ص۱۳۶.


← ام سلمه هند دختر ابو امیه


پدرش ابو امیة بن مغیره از اشراف قریش بود.
[۱۰۷] اعلام النبوه، ص۲۱۳.
آن گاه که ام سلمه در پی هجرت به مدینه، خود را دختر ابو امیه معرفی کرد، مردم مدینه باور نکردند که دختر چنان مردی به مسلمانان پیوسته است. همسرش ابو سلمه پسر عمه پیامبر بود که بر اثر جراحتی از نبرد احد به سال سوم ق. به شهادت رسید. ‌ام سلمه از او چهار فرزند داشت و در ۲۶ سالگی به همسری رسول خدا درآمد.
[۱۱۲] الطبقات، ج۸، ص۷۶.
[۱۱۳] الاصابه، ج۸، ص۳۴۳.


← حفصه دختر عمر


وی در پی مرگ شوهرش خنیس پس از نبرد بدر (۲ق.) به پیشنهاد عمر و پس از آن که ابوبکر و عثمان این پیشنهاد را نپذیرفته بودند، به همسری پیامبر درآمد.
[۱۱۴] الطبقات، ج۸، ص۱۷۵.
او همان همسری است که راز پیامبر را آشکار کرد. بر اثر بداخلاقی او، پیامبر وی را طلاق داد؛ گر چه دیگر بار به او رجوع کرد. رفتار حفصه با پیامبر گاه چنان ناسزاوار می‌شد که پدرش عمر سوگند یاد می‌کرد که رسول خدا به رعایت حال وی دخترش را طلاق نداده است.
[۱۲۰] صحیح مسلم، ج۴، ص۱۸۸.


← ام حبیبه رمله دختر ابوسفیان


پدرش از سران مشرک قریش و شوهر پیشینش عبیدالله بن جحش بود و از او دختری نیز داشت. عبیدالله در پی مهاجرت به حبشه مسیحی شد و بر اثر افراط در شراب خواری مرد. پیامبر به سال هفتم ق. با‌ ام حبیبه ۴۰ ساله که با وجود ارتداد همسرش در حبشه، دین خود را حفظ کرده بود، ازدواج نمود و رشته خویشاوندی خود را با مهم‌ترین دشمنانش محکم تر ساخت.

← زینب دختر خزیمة بن حارث


او بیوه زنی نیکوکار و مشهور به «ام المساکین» (مادر فقیران) بود. شوهر دومش عبیده در نبرد بدر به شهادت رسید و زینب سه یا هشت ماه پایان عمرش را به همسری پیامبر درآمد و سپس به سال چهارم ق. درگذشت.
[۱۲۶] تاریخ خلیفه، ص۲۷.
هدف اصلی این ازدواج، حمایت از زینب و حفظ کرامت او بود که در پایان عمر دچار بی کسی و تهیدستی شده بود.
[۱۲۹] نساء النبی، ص۱۳۵.
[۱۳۰] همسران رسول خدا، ص۲۵.


← زینب دختر جحش


او دختر عمه پیامبر خدا (صلی الله علیه و اله) بود که نخست با میانجیگری ایشان به ازدواج زید بن حارثه غلام آزاد شده و فرزند خوانده رسول خدا درآمد. این ازدواج با هدف تغییر نظام اشرافی جاهلی بود. اما در پی ناسازگاری با زید، از او طلاق گرفت. پیامبر به فرمان خدا و برای نسخ سنت باطل قریش که فرزند خوانده را مانند فرزند می‌دانستند،
[۱۳۱] همسران رسول خدا، ص۴۶.
[۱۳۲] زندگانی محمد، ص۴۳۹.
با او ازدواج کرد. زینب بر همسران دیگر پیامبر افتخار می‌کرد که خداوند در آسمان‌ها عقد ازدواج او را با پیامبر بسته است.
[۱۳۴] مروج الذهب، ج۲، ص۲۸۹.
سن زینب هنگام ازدواج با پیامبر میان ۳۵ تا ۴۰ سال بود.

← جویریه دختر حارث


وی دختر یکی از سران قبیله بنی المصطلق بود که شوهرش در نبرد با مسلمانان (۵ق.) کشته شد و او همراه افرادی بسیار از این قبیله به اسارت مسلمانان درآمد. هنگامی که پدر جویریه برای آزادی او و پرداخت بهایش نزد پیامبر آمد. پیامبر وی را میان رفتن با پدر یا ازدواج با خود مخیر گذاشت. جویریه که در آن هنگام ۲۰ ساله بود، به رغم میل پدر، ازدواج با پیامبر را برگزید. مسلمانان که خبر ازدواج پیامبر با جویریه را شنیدند، بسیاری از اسیران این قبیله را آزاد نمودند که شمار آنان را ۱۰۰ خانوار یاد کرده‌اند.

← صفیه دختر حیی بن اخطب


پدرش از سران یهود بنی نضیر بود که در نبرد خیبر همراه شوهر صفیه کشته شد. صفیه که پیش از پیامبر با دو تن ازدواج کرده بود، در پی اسارتش در غزوه خیبر (۷ق.) میان همسری پیامبر و پیوستن به قبیله‌اش، همسری پیامبر را در ۱۷ سالگی برگزید. از صفیه گزارش شده که پیش از ازدواج با پیامبر در خواب دیده بود که ماه در آغوش وی قرار دارد. مادرش به او گفت: تو می‌خواهی همسر پادشاه عرب شوی. سپس به صورت او چنان سیلی زد که اثرش تا هنگام ازدواج با پیامبر باقی بود. پیامبر با این ازدواج، پیوند سببی خود را با قوم نژادگرای یهود استوار ساخت.

← میمونه دختر حارث


پیامبر در پی وفات دومین شوهر میمونه، ابورهم بن عبدالعزی از بنی مالک، به سال هفتم ق. پس از انجام عمرة القضاء در مکه با او ازدواج کرد. او که در این هنگام ۲۷ ساله بود، از شوهران پیشین خود فرزندی نداشت. میمونه واپسین زنی بود که پیامبر (صلی الله علیه و اله) با وی ازدواج کرد. بر پایه برخی روایات، این ازدواج به درخواست میمونه بود که مهریه اش را به پیامبر بخشید.
جز خدیجه و زینب دختر خزیمه، بقیه این زنان هنگام رحلت پیامبر (صلی الله علیه و اله) زنده بودند و شش تن نخست، از قبیله قریش به شمار می‌رفتند.

زنان مورد تردید در همسری پیامبر

[ویرایش]

در منابع تاریخی، نام زنانی دیگر را می‌توان دید که ازدواجشان با پیامبر به سرانجام نرسید. برخی زنان که همسری آنان با پیامبر مورد تردید است و بسیاری از سیره نویسان از آن‌ها به عنوان همسران پیامبر نام نبرده‌اند، عبارتند از:

← اسماء دختر نعمان کندی


۱. اسماء دختر نعمان کندی. بر پایه گزارش ابن عباس و ابی اسید ساعدی، عایشه و حفصه که نگران محبوبیت او نزد پیامبر بودند، او را فریب دادند و به وی سفارش کردند تا برای کسب محبوبیت نزد پیامبر هنگام رو به رو شدن با او، از پیامبر به خدا پناه ببرد. وی چنین کرد و پیامبر به گمان این که او به این ازدواج راضی نبوده و به اجبار آن را پذیرفته، وی را طلاق داد و به خانواده اش رساند.

← فاطمه دختر ضحاک


۲. فاطمه دختر ضحاک از قبیله بنی کلاب. برخی دلیل جدایی او را داستانی همانند ماجرای اسماء دانسته‌اند. شماری دیگر این جدایی را به انتخاب خود او و مربوط به زمانی می‌دانند که پیامبر همسرانش را میان زندگی با او و آسایش دنیا مخیر کرد و او دنیا را برگزید.

← ریحانه دختر شمعون


۳. ریحانه دختر شمعون بن زید از بنی قریظه یا بنی نضیر. برخی او را کنیز رسول خدا می‌دانند و برخی گفته‌اند که پیامبر او را آزاد ساخت و با او ازدواج کرد؛ اما پس از این که او را به سبب حسادت شدیدش طلاق داد، دیگر بار به او رجوع کرد و مانند همسران دیگرش برای او سهم و قسمت زمانی قرار داد.

← ملیکه دختر داود


۴. ملیکه دختر داود از بنی لیث. نام پدر او را کعب نیز گفته‌اند که در فتح مکه به دست لشکریان اسلام کشته شد. به روایت ابومعشر، پیامبر او را در ماه رمضان سال هشتم ق. به همسری خود درآورد. با سرزنش عایشه که او را به سبب ازدواج با قاتل پدرش سرزنش کرد، از رسول خدا جدا شد. برخی منکر ازدواج او با پیامبرند و شماری دیگر بر آنند که وی از همسران پیامبر بود و در زمان زندگانی ایشان درگذشت.

← عالیه دختر ظبیان


۵. عالیه دختر ظبیان. درباره او سه دیدگاه وجود دارد. برخی گفته‌اند که وی به ازدواج پیامبر درآمد؛ اما بر اثر عادت به رفتار زشت دزدانه نگریستن به اهل مسجد که برخی لباس مناسبی نداشتند، رسول خدا او را طلاق داد. شماری گفته‌اند که در دوران زندگانی پیامبر درگذشت و برخی نیز او را همسر موقت پیامبر می‌دانند که در پی سپری شدن مدت، از او جدا شد.

← قتیله دختر قیس


۶. قتیله دختر قیس از قبیله بنی کنده و خواهر اشعث بن قیس. درباره او سه رای وجود دارد: ا. کنیز پیامبر بود. ب. تقاضای ازدواج بدون مهریه از پیامبر داشت. ج. به ازدواج پیامبر درآمد؛ اما پیش از رسیدن به مدینه، در پی رحلت پیامبر، نزد خانواده اش بازگشت و همراه برادرش از اسلام رویگردان و مرتد شد.

← سنا دختر صلت


۷. سنا دختر صلت. او به عقد پیامبر درآمد؛ اما پیش از رسیدن به مدینه درگذشت.

← فاطمه دختر شریح


۸. فاطمه دختر شریح یا ضحاک. برخی او را از همسران پیامبر می‌دانند که هنگام مخیر شدن، بهره مندی از رفاه دنیوی را بر همسری پیامبر برتری داد.
[۱۷۴] المناقب، ج۱، ص۱۵۹.
شماری دیگر او را کسی می‌دانند که فریب خورد و از پیامبر به خدا پناه برد.

← ام شریک دختر حکیم


۹. ام شریک دختر حکیم از بنی دوس ازد. او را غزیه دختر جابر بن حکیم نیز گفته‌اند. بر پایه گزارشی، او که هنوز با اسلام آشنا نشده بود، تردید خود را درباره پیامبر اظهار کرد و از او به خدا پناه برد. اما گزارش‌هایی دیگر او را زنی می‌دانند که درخواست ازدواج بدون مهریه از رسول خدا داشت و رسول خدا با تقاضایش موافقت نکرد. از پایداری او در برابر شکنجه‌های قومش و نیز کرامت الهی درباره او گزارش‌هایی در دست است.
[۱۸۲] المناقب، ج۱، ص۱۰۳.


← خوله دختر هذیل


۱۰. خوله دختر هذیل. او در پی عقد با پیامبر در راه مدینه درگذشت.
[۱۸۴] تاریخ طبری، ج۱۱، ص۵۹۵.


← شراف دختر خلیفه


۱۱. شراف دختر خلیفه. برخی او را در شمار همسران رسول خدا می‌دانند که در زمان حیات پیامبر (صلی الله علیه و اله) درگذشت.

← عمره دختر یزید


۱۲. عمره دختر یزید از بنی کلاب. گفته‌اند که پیامبر با آگاه شدن از بیماری پیسی او، طلاقش داد.

← امیمه دختر شراحیل


۱۳. امیمه دختر شراحیل. آورده‌اند که در برخورد با پیامبر حرکتی از او سر زد که نشان از ناخرسندی او به این ازدواج بود. از همین رو، پیامبر او را طلاق داد. برخی او را همان زنی دانسته‌اند که از پیامبر به خدا پناه برد.

زنان خواستگاری شده از طرف پیامبر

[ویرایش]

بسیاری از زنان برای همسری با رسول خدا (صلی الله علیه و اله) اشتیاق داشتند. برخی خواستار همسری با پیامبر خدا بدون مهریه بودند. البته مواردی را نیز می‌توان یافت که بعضی زنان به ادله گوناگون، پیشنهاد ازدواج با پیامبر گرامی را رد کردند. زنانی که خود را به رسول خدا هبه کردند، عبارتند از: میمونه دختر حارث و زینب دختر جحش که به همسری حضرت درآمدند؛ و نیز‌ ام شریک و لیلی بنت خطیم و خوله بنت حکیم که درخواستشان به سرانجام نرسید. زنانی که رسول خدا از آنان خواستگاری کرد، اما به ازدواج نینجامید، عبارتند از:

← لیلی دختر خطیم


۱. لیلی دختر خطیم که در پی هدیه کردن خود به رسول خدا، بر اثر بیم از ناسازگاری با همسران پیامبر و آزار ایشان، پیشنهادش را بازستاند و رسول خدا نیز پذیرفت.

← ام هانی دختر ابوطالب


۲. ام هانی دختر ابوطالب و خواهر گرامی امام علی علیه‌السّلام که در پاسخ خواستگاری پیامبر، با وجود دلبستگی به ایشان، از بیم مراعات نکردن حقوق همسری پیامبر به سبب سرپرستی کودکانی که از شوهر پیشین داشت، با پیامبر ازدواج نکرد.

← صفیه دختر بشامه


۳. صفیه دختر بشامه که به اسارت مسلمانان درآمد و میان ازدواج با پیامبر گرامی (صلی الله علیه و اله) و شوهر پیشین خود، شوهرش را برتری داد.

← ضباعه دختر عامر


۴. ضباعه دختر عامر از بنی قیس. آورده‌اند که پیامبر او را که زنی سالخورده و در مکه مسلمان شده بود، از پسرش سلمة بن هشام، خواستگاری کرد. اما با درنگ او در پذیرش این درخواست، پیامبر از این ازدواج منصرف شد.
[۲۰۹] تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۸۶.

افزون بر اینان، از زنانی دیگر نیز نام برده‌اند.

کنیزان پیامبر خدا

[ویرایش]

ایشان دو کنیز داشت: یکی ماریه قبطیه اهدایی مقوقس حاکم اسکندریه که پیامبر گرامی (صلی الله علیه و اله) از او صاحب پسری به نام ابراهیم شد و در شش ماهگی از دنیا رفت و دیگری ریحانه دختر شمعون از بنی قریظه.

گرایش‌های همسران پیامبر

[ویرایش]

رقابت و دو دستگی میان همسران ایشان، رویدادی طبیعی بود که در موارد بسیار به آزار ایشان می‌انجامید. نمونه این رقابت‌ها را می‌توان در موارد زیر یافت: نزول سوره تحریم و حسادت به ماریه قبطیه، اعتراض‌های چند باره به پیامبر (صلی الله علیه و اله) به سبب یاد کردن از حضرت خدیجه، ناراحتی برخی همسران پیامبر از ازدواج‌های جدید ایشان،
[۲۲۲] الاصابه، ج۸، ص۳۴۳.
به کار بستن ترفندهایی برای پیشگیری از ازدواج پیامبر با زنان دیگر، و تلاش برخی همسران پیامبر برای بد نام کردن زنان دیگر که آنان را نزد پیامبر محبوب تر می‌دیدند. بر پایه روایتی، زنان پیامبر در دوران زندگانی ایشان به دو حزب قسمت می‌شدند: حزب ام سلمه و حزب عایشه. حزب عایشه سهمی بیشتر از هدایای مردم به رسول خدا را به دست می‌آورد که مایه شکایت و اعتراض زنان پیامبر گشت.
[۲۲۸] صحیح البخاری، ج۲، ص۱۳۲.
طبیعی بود که محبوبیت فراوان حضرت زهرا و مادرش خدیجه نزد رسول خدا کنار محبوبیت شوهر و فرزندانش که پیامبر آنان را نفس و برادر و فرزندان خود می‌دانست، حساسیت آن دسته از همسران رسول خدا را بر می‌انگیخت که خود را از لحاظ سنی و جایگاه اجتماعی در حد رقابت با فاطمه می‌دیدند، اما نتوانسته بودند برای پیامبر فرزندی بیاورند تا آن جا که یکی از آنان که سال‌ها پس از خدیجه زیست، بیان می‌کرد که به هیچ یک از همسران پیامبر به اندازه خدیجه حسد نورزیده است. برخی همسران رسول خدا برای هموار کردن مسیر خلافت فرد مطلوب خود تلاش می‌کردند. این تلاش در شیوه انتقال فرمان امامت جماعت مسجد پیامبر، در روزهای آخر عمر ایشان و در دوران بیماری او آشکار است. این کار باعث شد تا پیامبر با حالت بیماری در مسجد حاضر شود و ابوبکر را که به امامت جماعت مشغول شده بود، کنار بزند و خود، نشسته، امامت نماز را بر عهده گیرد. پیامبر چنان از این کار همسرانش آزرده شد که آنان را به زنانی فتنه گر تشبیه کرد که بر پایه برخی آیات، قصد منحرف کردن حضرت یوسف را داشتند و یوسف، زندان را بر پذیرش پیشنهاد آنان برتری داد.

همسران پیامبر پس از پیامبر

[ویرایش]


← تعیین سهم از بیت‌المال


پس از پیامبر، جایگاهی که قرآن برای همسران پیامبر مشخص کرده بود و سفارش پیامبر گرامی برای نیکی به همسرانش، موجب توجه ویژه خلفا به آنان شد؛ چنان که به ایشان عطایایی داشتند. البته پس از پیامبر، همه زنان ایشان در یک جایگاه نبودند؛ چنان که عمر سهم عطای عایشه را ۲۰۰۰ درهم بیش از دیگر زنان تعیین کرد و معاویه و عبدالله بن زبیر هدیه‌هایی هنگفت به عایشه می‌دادند.
پس از رحلت پیامبر، آن گاه که همسران ایشان، عثمان را نزد ابوبکر فرستادند تا سهمشان را از میراث پیامبر به آنان بدهد، عایشه به پشتوانه روایتی که ابوبکر برای رد ادعای حضرت زهرا (سلام الله علیها) درباره فدک گزارش کرده بود، آنان را به جهت این دعا توبیخ کرد.
[۲۴۵] صحیح البخاری، ج۸، ص۵.
با این همه، همسران ایشان از جایگاه اجتماعی بالایی برخوردار بودند.

← نقل احادیث پیامبر


همه همسران پیامبر احادیثی را از ایشان آموخته و از جایگاه اجتماعی بالایی برخوردار بودند؛ اما عمر و عثمان درباره احکام بیشتر به عایشه رجوع می‌کردند که از او می‌پرسیدند و او در دوران آن‌ها رسما فتوا می‌داد.

← اقدامات سیاسی و اجتماعی


ام حبیبه در پی قتل عثمان، لباس خونین او را برای برادرش معاویه فرستاد تا از آن برای خون خواهی عثمان، به عنوان برادر همسر رسول خدا استفاده کند. اما عایشه گوی سبقت را از او ربود و با آن که عثمان را نعثل (پیرمرد نادان) خوانده بود که دین را تباه کرده و باید کشته شود، در سال ۳۷ق. نبرد جمل را با همراهی زبیر و طلحه، ضد امام علی علیه‌السّلام با شعار خون خواهی عثمان به راه انداخت. حتی بسیاری از جملیان با انگیزه حمایت از مادر مؤمنان، بر ضد امام علی علیه‌السّلام شمشیر می‌زدند.
[۲۵۲] تاریخ خلیفه، ص۱۱۴.
در همین رویداد، ‌ام سلمه نیز که با توصیه‌های خود نتوانسته بود عایشه را از شرکت در نبرد باز دارد،
[۲۵۳] تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۸۱.
با استفاده از عنوان «ام المؤمنین» به حمایت از امام علی علیه‌السّلام برخاست و به ایشان نوشت که اگر نهی الهی درباره بیرون شدن زنان پیامبر نبود، خودش همراه امام علیه‌السّلام در نبرد شرکت می‌کرد. وی به سبب این نهی و به نشان حمایت و تایید خود، پسرش عمر را همراه ایشان فرستاد.
[۲۵۶] انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳.
حفصه نیز می‌خواست در این نبرد عایشه را همراهی کند؛ اما برادرش عبدالله بن عمر او را بازداشت. عایشه در دوران حکومت عبدالله بن زبیر بر حجاز و عراق از آن رو که او در دامان عایشه بزرگ شده بود و پس از پدر و همسرش وی را از هر انسانی بیشتر دوست داشت، نقش مشروعیت بخش و حامی را عهده دار بود. بر عهده گرفتن این نقش‌ها در میان دیگر همسران رسول خدا، اقتضا می‌کرد که عایشه از ویژگی‌ای برخوردار باشد که توجیه گر تمایز او از دیگر همسران پیامبر و مایه گسترش محبوبیت و مشروعیت او در میان مسلمانان باشد. حجم بسیار روایت‌های سیره نبوی در فضیلت و برتری دادن عایشه و محبوب تر بودن او نزد رسول خدا با این تحلیل سازگار است؛ به ویژه که راوی بیشتر این روایت‌ها خود عایشه یا وابستگان سیاسی اش مانند آل زبیر و متحدان او در دولت زبیریان یا معرکه جمل هستند و از همین رو، به این روایت‌ها اعتمادی نیست.
[۲۶۵] نقد و بررسی منابع سیره نبوی، ص۸۹.


حکمت چندهمسری پیامبر

[ویرایش]

پیش از اسلام، خواه در سرزمین‌های متمدن مانند ایران و روم و خواه در حجاز، هیچ محدودیتی برای مردان در شمار همسران نبود.
[۲۶۶] ایران در زمان ساسانیان، ص۲۳۳.
[۲۶۷] تاریخ تمدن، ج۱، ص۵۰.
سران و پادشاهان برای استحکام روابط سیاسی و جلب حمایت حکومت یا کشور یا مردان قبیله‌ای، از پیوند ازدواج بهره می‌بردند. در جامعه حجاز آن روز، در کنار ازدواج راه‌هایی دیگر نیز برای بهره مندی‌های مشروع و مجاز جنسی متداول بود و از آسان‌ترین راه‌های مشروع، خریداری کنیزان جوان با این هدف یا ازدواج موقت صورت می‌پذیرفت که پس از اسلام نیز ممنوع نشد. برای کسانی که در پی تنوع طلبی جنسی و زن بارگی بودند، این راه‌ها بسیار مناسب تر از ازدواج دائم بود؛ چنان که در دوره‌های پسین نیز با وجود ممنوع شدن ازدواج موقت از سوی خلیفه دوم، خرید و فروش کنیز ادامه یافت.
در چنین فضایی، پیامبر گرامی (صلی الله علیه و اله) برای احیای حقوق از دست رفته زنان در جامعه بشری، شمار همسران دائم مرد را در جامعه اسلامی محدود کرد و با وجود مجاز شمردن ازدواج موقت، خود ازدواج دائم را برگزید. در جوانی نیز هیچ گونه ارتباط جنسی بیرون از حلقه ازدواج نداشت؛ زیرا این ارتباط هر چند در جامعه جاهلی آن روز رواج داشت، خصلتی منفی نزد عرب بود. از این رو، دشمنان پیامبر که از کوچک‌ترین رویداد در زندگی پیامبر سوژه‌ای تبلیغاتی ضد ایشان می‌ساختند، هرگز نتوانستند در مسائل جنسی بر او خرده بگیرند.

← علل خاص


دوران چند همسری پیامبر گرامی (صلی الله علیه و اله) تنها در دهه پایانی عمر ایشان و دوران حکومت اسلامی در مدینه است. البته سوره نساء که شمار همسران دائم مرد مسلمان را به چهار همسر محدود می‌کند، در پی سوره احزاب نازل شده و مربوط به زمانی است که پیامبر بیش از چهار همسر داشته و شامل پیامبر نمی‌شده است.
[۲۷۲] البرهان، ج۱، ص۱۹۴.
[۲۷۳] الاتقان، ج۱، ص۳۹.

علل چند همسری رسول خدا را به دو دسته عام و خاص قسمت کرده‌اند.
[۲۷۴] معرفت، ش۱۰۸، ص۸۳-۹۴، «کنکاشی درباره علل تعدد همسران پیامبر».
علل خاص ازدواج درباره هر یک از همسران پیامبر اشاره گونه گذشت.

← علل عمومی


علل عمومی عبارتند از:
۱. مبارزه با آداب و رسوم و فرهنگ‌های جاهلی؛ مانند اعطای حقوق فرزند به فرزند خوانده، برتری دادن به اشراف در ازدواج، ننگ بودن ازدواج با بیوه زنان در جامعه عربی که نشان ناتوانی مرد به شمار می‌رفت و در برابر، فرهنگ این جامعه مردان را به ازدواج با دختران دوشیزه نوجوان تشویق می‌کرد. بیشتر همسران پیامبر، بیوه زنانی بودند که سال‌ها از دوران بلوغشان (حدود نه سال در منطقه حجاز) گذشته بود.
[۲۷۶] همسران رسول خدا، ص۷۸.

۲. پیوندهای سیاسی با رقیبان؛ مانند یهودیان، ابوسفیان و بنی مخزوم.
۳. تشویق عملی به ازدواج با بیوه زنان و زنان بی سرپرست که شمار آنان با توجه به نبردهای متعدد در آن دوره رو به افزایش بود
[۲۷۷] زندگانی محمد، ص۴۳۸.
و امکان نگهداری آنان در جایی مانند صفه نبود.
۴. اشتیاق قبایل گوناگون برای کسب شرافت و افتخار خویشاوندی با پیامبر گرامی، به عنوان بالا‌ترین ارزش.
۵. تلاش افراد گوناگون برای پیوند با رسول خدا (صلی الله علیه و اله) به امید پدید آمدن نسلی مشترک از آنان و رسول خدا که احتمال می‌رفت در قدرت و حکومت پس از رسول خدا شریک باشند.
۶. باور داشتن به بهشتی بودن هر زنی که افتخار همسری پیامبر را داشت؛ هر چند این باور در سوره تحریم رد شده است.
۷. الگودهی عملی و آموزش شیوه برخورد با زنان و همسران که جامعه جاهلی آن روز با توجه به باورهای نادرست خود درباره زنان، سخت به آن نیاز داشت؛ زیرا آن‌ها زنان را چون کالا می‌دیدند و برایشان هیچ ارزشی بر نمی‌شمردند. اخلاق نیکوی رسول خدا در برخورد با زنان خود که بردباری ویژه می‌طلبید، بر اخلاق جامعه مسلمانان اثر نهاد و کلاسی عملی برای خانواده داری بود.
[۲۸۰] الفردوس الاعلی، ص۷۹.

۸. ایفای نقش مهم همسران پیامبر در رابطه پیامبر با جامعه زنان و میانجیگری در بیان احکام اختصاصی بانوان و نیز مسائل زناشویی؛ زیرا زنان به طور مستقیم آن‌ها را از پیامبر نمی‌پرسیدند.

انگیزه ازدواج‌های پیامبر

[ویرایش]

قرینه‌های زیر وجود انگیزه شهوت رانی و زن بارگی را در ازدواج‌های پیامبر نفی می‌کنند:
۱. هنگامی که قریشیان از پیامبر می‌خواستند تا در برابر دست برداشتن از دعوت، زیبا‌ترین دختران مکه را در اختیارش گذارند، پیشنهاد آنان را نپذیرفت.
۲. پیامبر در دوران جوانی به ازدواج با خدیجه بسنده کرد و در این دوران با زنی دیگر ازدواج نکرد.
۳. او چنان که رسم شاهان و خلفا بود، حرمسرایی از دختران جوان و دوشیزگان مکه و مدینه برای خود تشکیل نداد و زنان بیوه را از خانواده‌ها و با تربیت‌های گوناگون به عنوان همسران دائم برگزید که بی گمان با اختلاف‌های خود زندگی را برایش تلخ می‌کردند.
[۲۸۱] المنار، ج۴، ص۳۷۳.

۴. او زنانش را میان برگزیدن زندگی ساده و بی تشریفات و رفاه و آسایش با طلاق مخیر کرد، بر خلاف شهوت طلبان که بهترین زمینه‌های رفاهی را برای زنان محبوب خود فراهم می‌کردند.

حج‌گزاردن همسران پیامبر

[ویرایش]

همه نه همسر رسول خدا او را در حجة الوداع همراهی کردند و حج گزاردند.
[۲۸۳] سیره ابن اسحق، ج۳، ص۱۱۰۸-۱۱۰۹.
گویند که پیامبر (صلی الله علیه و اله) همسرانش را در مدینه بر کجاوه شتران سوار کرد و برای حج گزاردن همراه خود به مکه برد. بر پایه برخی روایات، پیامبر (صلی الله علیه و اله) در حجة الوداع، روز عید قربان، برای همه همسران خود یک گاو قربانی کرد.
در دوران خلافت عمر، همسران پیامبر از انجام حج و عمره منع شدند و تنها در واپسین حجی که عمر به سال ۲۳ق. به جا آورد، آنان را با تشریفات ویژه سوار بر هودج‌هایی پوشیده همراه خود به حج برد. تنها سوده به پشتوانه برداشت خود از حدیثی از پیامبر، در خانه ماند و حج را به جا نیاورد و زینب دختر جحش نیز در این هنگام درگذشته بود.
[۲۸۹] الطبقات، ج۳، ص۲۱۵.
عثمان نیز در دوران خلافت خود، به پشتوانه رفتار عمر، همه آنان را با خود به حج برد.
[۲۹۱] فتح الباری، ج۴، ص۶۲.
از حج گزاردن همسران پیامبر در زمان‌های دیگر نیز گزارش‌هایی در دست است.

قبر همسران پیامبر

[ویرایش]

همسران ایشان در قبرستان بقیع مدفون هستند،
[۲۹۴] آثار اسلامی، ص۳۴۳.
[۲۹۵] تخریب و بازسازی بقیع، ص۲۵.
مگر خدیجه (سلام الله علیها) که در دهم رمضان سال دهم بعثت در سن ۶۵ سالگی رحلت کرد و پیامبر (صلی الله علیه و اله) او را کنار عبدالمطلب، عبد مناف و ابوطالب در مکه به خاک سپرد.
[۲۹۶] تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۵.
[۲۹۷] اسد الغابه، ج۵، ص۴۳۹.
نیز میمونه به سال ۵۱ق. وفات کرد و در منطقه سرف نزدیک مکه دفن شد. همچنین بر پایه گزارشی، ‌ام حبیبه در شام مدفون است.

منابع مقاله

[ویرایش]

آثار اسلامی مکه و مدینه: رسول جعفریان، قم، مشعر، ۱۳۸۶ش؛ الاتقان: السیوطی (م. ۹۱۱ق.)، به کوشش سعید، لبنان، دار الفکر، ۱۴۱۶ق؛ احادیث‌ام المؤمنین عائشه: السید مرتضی العسکری، التوحید، ۱۴۱۴ق؛ الاحتجاج: ابومنصور الطبرسی (م. ۵۲۰ق.)، به کوشش سید محمد باقر، دار النعمان، ۱۳۸۶ق؛ الاخبار الطوال: ابن داود الدینوری (م. ۲۸۲ق.)، به کوشش عبدالمنعم، قم، الرضی، ۱۴۱۲ق؛ الاستیعاب: ابن عبدالبر (م. ۴۶۳ق.)، به کوشش البجاوی، بیروت، دار الجیل، ۱۴۱۲ق؛ اسد الغابه: ابن اثیر (م. ۶۳۰ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ق؛ الاصابه: ابن حجر العسقلانی (م. ۸۵۲ق.)، به کوشش علی معوض و عادل عبدالموجود، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق؛ اعلام النبوه: الماوردی (م. ۴۵۰ق.)، بیروت، مکتبة الهلال، ۱۴۰۹ق؛ اعلام الوری: الطبرسی (م. ۵۴۸ق.)، قم، آل البیت علیهم السلام، ۱۴۱۷ق؛ الاغانی: ابوالفرج الاصفهانی (م. ۳۵۶ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۵ق؛ الامامة و السیاسه: ابن قتیبه (م. ۲۷۶ق.)، به کوشش علی شیری، بیروت، الرضی، ۱۴۱۳ق؛ امتاع الاسماع: المقریزی (م. ۸۴۵ق.)، به کوشش محمد عبدالحمید، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۰ق؛ انساب الاشراف: البلاذری (م. ۲۷۹ق.)، به کوشش زکار و زرکلی، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷ق؛ الاوائل: ابوهلال العسکری (م. ۳۹۵ق.)، دار البشیر، ۱۴۰۸ق؛ ایران در زمان ساسانیان: آرتور کریستین سن، ترجمه: یاسمی، تهران، صدای معاصر، ۱۳۷۸ش؛ البدء و التاریخ: المطهر المقدسی (م. ۳۵۵ق.)، بیروت، دار صادر، ۱۹۰۳م؛ البدایة و النهایه: ابن کثیر (م. ۷۷۴ق.)، بیروت، مکتبة المعارف؛ البرهان فی علوم القرآن: الزرکشی (م. ۷۹۴ق.)، به کوشش محمد ابوالفضل، قاهره، احیاء الکتب العربیه، ۱۳۷۶ق؛ تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر: الذهبی (م. ۷۴۸ق.)، به کوشش عمر عبدالسلام، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۱۰ق؛ تاریخ بلعمی (تاریخنامه طبری): بلعمی (م. ۳۲۵ق.)، به کوشش روشن، سروش، ۱۳۷۸ش. و البرز، ۱۳۷۳ش؛ تاریخ الخمیس: حسین محمد الدیاربکری (م. ۹۶۶ق.)، بیروت، دار صادر؛ تاریخ تمدن: ویل دورانت (م. ۱۹۸۱م.)، ترجمه: آرام و دیگران، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۷۸ش؛ تاریخ خلیفه: خلیفة بن خیاط (م. ۲۴۰ق.)، به کوشش فواز، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق؛ تاریخ طبری (تاریخ الامم و الملوک): الطبری (م. ۳۱۰ق.)، به کوشش گروهی از علما، بیروت، اعلمی، ۱۴۰۳ق؛ تاریخ مدینة دمشق: ابن عساکر (م. ۵۷۱ق.)، به کوشش علی شیری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق؛ تاریخ الیعقوبی: احمد بن یعقوب (م. ۲۹۲ق.)، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۵ق؛ تخریب و بازسازی بقیع: سید علی قاضی عسکر، تهران، مشعر، ۱۳۸۴ش؛ تفسیر قمی: القمی (م. ۳۰۷ق.)، به کوشش الجزائری، قم، دار الکتاب، ۱۴۰۴ق؛ تفسیر شاهی: ابوالفتح جرجانی (م. ۹۷۶ق.)، به کوشش اشراقی، تهران، نوید، ۱۳۶۲ش؛ تهذیب الاحکام: الطوسی (م. ۴۶۰ق.)، به کوشش موسوی و آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش؛ جامع البیان: الطبری (م. ۳۱۰ق.)، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۱۲ق؛ جمهرة انساب العرب: ابن حزم (م. ۴۵۶ق.)، به کوشش گروهی از علما، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۸ق؛ الحاوی الکبیر: الماوردی (م. ۴۵۰ق.)، بیروت، دار الفکر؛ دلائل الامامه: الطبری الشیعی (م. قرن ۴)، قم، بعثت، ۱۴۱۳ق؛ رحلة ابن بطوطه: ابن بطوطه (م. ۷۷۹ق.)، به کوشش التازی، الرباط، المملکة المغربیه، ۱۴۱۷ق؛ رسالة فی المهر: المفید (م. ۴۱۳ق.)، به کوشش مهدی نجف، دار المفید، بیروت، ۱۴۱۴ق؛ زاد المسیر: ابن الجوزی (م. ۵۹۷ق.)، به کوشش عبدالرزاق، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۲۲ق؛ زندگانی محمدصلی الله علیه وآله: محمد حسنین هیکل، ترجمه: پاینده، حوزه هنری، ۱۳۷۶ش؛ سبل الهدی: محمد بن یوسف الصالحی (م. ۹۴۲ق.)، به کوشش عادل احمد و علی محمد، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۴ق؛ السنن الکبری: البیهقی (م. ۴۵۸ق.)، بیروت، دار الفکر؛ سیر اعلام النبلاء: الذهبی (م. ۷۴۸ق.)، به کوشش گروهی از محققان، بیروت، الرساله، ۱۴۱۳ق؛ السیرة النبویه: ابن هشام (م. ۲۱۳/۲۱۸ق.)، به کوشش السقاء و دیگران، بیروت، المکتبة العلمیه؛ السیرة النبویه: نجاح الطائی، بیروت، البلاغ، ۱۴۲۲ق؛ سیره ابن اسحق (السیر و المغازی): ابن اسحق (م. ۱۵۱ق.)، به کوشش زکار، قم، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، ۱۳۶۸ش؛ شذرات الذهب: عبدالحی بن العماد (م. ۱۰۸۹ق.)، به کوشش الارنؤوط، بیروت، دار ابن کثیر، ۱۴۰۶ق؛ شرح نهج البلاغه: ابن ابی الحدید (م. ۶۵۶ق.)، به کوشش محمد ابوالفضل، دار احیاء الکتب العربیه، ۱۳۷۸ق؛ صحیح البخاری: البخاری (م. ۲۵۶ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۱ق؛ صحیح مسلم: مسلم (م. ۲۶۱ق.)، بیروت، دار الفکر؛ الصحیح من سیرة النبیصلی الله علیه وآله: جعفر مرتضی العاملی، بیروت، دار السیره، ۱۴۱۴ق؛ الطبقات الکبری: ابن سعد (م. ۲۳۰ق.)، به کوشش محمد عبدالقادر، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۸ق؛ عون المعبود: العظیم آبادی (م. ۱۳۲۹ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق؛ عیون الاثر: ابن سید الناس (م. ۷۳۴ق.)، بیروت، مؤسسة عزالدین، ۱۴۰۶ق؛ فتح الباری: ابن حجر العسقلانی (م. ۸۵۲ق.)، بیروت، دار المعرفه؛ الفتوح: ابن اعثم الکوفی (م. ۳۱۴ق.)، به کوشش علی شیری، بیروت، دار الاضواء، ۱۴۱۱ق؛ الفردوس الاعلی: محمد حسین کاشف الغطاء؛ الکافی: الکلینی (م. ۳۲۹ق.)، به کوشش غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۵ش؛ الکامل فی التاریخ: ابن اثیر (م. ۶۳۰ق.)، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ق؛ کمال الدین: الصدوق (م. ۳۸۱ق.)، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۵ق؛ کنز العرفان فی فقه القرآن: الفاضل المقداد (م. ۸۲۶ق.)، به کوشش القاضی، تقریب بین المذاهب، ۱۴۲۲ق؛ لسان المیزان: ابن حجر العسقلانی (م. ۸۵۲ق.)، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۰ق؛ مجمع البیان: الطبرسی (م. ۵۴۸ق.)، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ق؛ مجموعه آثار: مرتضی مطهری (م. ۱۳۵۸ش.)، تهران، صدرا، ۱۳۷۷ش؛ مروج الذهب: المسعودی (م. ۳۴۶ق.)، به کوشش اسعد داغر، قم، دار الهجره، ۱۴۰۹ق؛ مسند ابی یعلی: احمد بن علی بن المثنی (م. ۳۰۷ق.)، به کوشش حسین سلیم، بیروت، دار المامون للتراث؛ المعارف: ابن قتیبه (م. ۲۷۶ق.)، به کوشش ثروت عکاشه، قم، الرضی، ۱۳۷۳ش؛ المعرفة و التاریخ: الفسوی (م. ۲۷۷ق.)، به کوشش الامری، بیروت، الرساله، ۱۴۰۱ق؛ معرفت (ماهنامه): قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قدس سره؛ المغازی: الواقدی (م. ۲۰۷ق.)، به کوشش مارسدن جونس، بیروت، اعلمی، ۱۴۰۹ق؛ المفصل: جواد علی (م. ۱۹۸۷م.)، مکتبة المدینة الرقمیه، ۱۴۲۲ق؛ المنار: رشید رضا (م. ۱۳۵۴ق.)، قاهره، دار المنار، ۱۳۷۳ق؛ مناقب آل ابی طالب: ابن شهرآشوب (م. ۵۸۸ق.)، به کوشش گروهی از اساتید، نجف، المکتبة الحیدریه، ۱۳۷۶ق؛ المنتظم: ابن الجوزی (م. ۵۹۷ق.)، به کوشش محمد عبدالقادر و دیگران، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۲ق؛ المیزان: الطباطبائی (م. ۱۴۰۲ق.)، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ق؛ نساء النبی: عائشه عبدالرحمن بنت الشاطی، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۶ق؛ نقد و بررسی منابع سیره نبوی: رسول جعفریان و دیگران، تهران، سمت، ۱۳۷۸ش؛ نمونه: مکارم شیرازی و دیگران، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۵ش؛ نهایة الارب: احمد بن عبدالوهاب النویری (م. ۷۳۳ق.)، قاهره، وزارة الثقافة و الارشاد القومی، ۱۴۱۲ق؛ همسران رسول خداصلی الله علیه وآله: عقیقی بخشایشی، قم، دار التبلیغ.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. احزاب/سوره۳۳،آیه۶.    
۲. جواهر الکلام ج۲۹، ص۱۲۸.    
۳. احزاب/سوره۳۳، آیه۶.    
۴. الاستیعاب، ج۱، ص۴۶.    
۵. اسد الغابه، ج۱، ص۴۰.    
۶. الحاوی الکبیر، ج۹، ص۳۹.
۷. المیزان، ج۱۶، ص۲۷۷.    
۸. مجمع البیان، ج۸، ص۵۳۰.
۹. کمال الدین، ص۴۵۹.    
۱۰. دلائل الامامه، ص۲۷۶.
۱۱. مجمع البیان، ج۸، ص۵۳۰.
۱۲. السنن الکبری، ج۷، ص۶۹.
۱۳. احزاب/سوره۳۳، آیه۲۸-۳۴.    
۱۴. تفسیر قمی، ج۲، ص۱۹۳.    
۱۵. جامع البیان، ج۲۱، ص۱۰۱.
۱۶. نمونه، ج۱۲، ص۲۱۴.    
۱۷. جامع البیان، ج۲۲، ص۳.
۱۸. نمونه، ج۱۷، ص۲۸۸.    
۱۹. المیزان، ج۱۶، ص۳۰۸.    
۲۰. مجموعه آثار، ج۱۹، ص۴۹۸.
۲۱. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۸۰.
۲۲. الاحتجاج، ج۱، ص۱۶۷.
۲۳. نمونه، ج۱۷، ص۴۰۱.    
۲۴. کنز العرفان، ج۲، ص۲۳۹.    
۲۵. السنن الکبری، ج۷، ص۶۹.
۲۶. جامع البیان، ج۲۲، ص۲۹.
۲۷. الحاوی الکبیر، ج۹، ص۳۹.
۲۸. تحریم/سوره۶۶، آیه۱.    
۲۹. تحریم/سوره۶۶، آیه۴.    
۳۰. تحریم/سوره۶۶، آیه۱۰.    
۳۱. الکافی، ج۵، ص۳۷۶.    
۳۲. التهذیب، ج۷، ص۳۵۷.    
۳۳. رسالة فی المهر، ص۲۶.    
۳۴. الطبقات، ج۸، ص۱۲۸.    
۳۵. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۶۳.    
۳۶. سبل الهدی، ج۹، ص۴۸.    
۳۷. انساب الاشراف، ج۱، ص۲۲۹.    
۳۸. الاصابه، ج۸، ص۱۴۱.    
۳۹. الطبقات، ج۸، ص۱۳۱-۱۳۳.    
۴۰. سبل الهدی، ج۳، ص۳۴۹.    
۴۱. امتاع الاسماع، ج۱۰، ص۹۲.    
۴۲. تاریخ الاسلام، ج۶، ص۲۵۳.    
۴۳. سبل الهدی، ج۳، ص۳۴۹.    
۴۴. الطبقات، ج۸، ص۱۳۱.    
۴۵. الطبقات، ج۸، ص۱۳۴.    
۴۶. تاریخ الاسلام، ج۶، ص۳۲.    
۴۷. البدایة و النهایه، ج۱۰، ص۱۵۳.
۴۸. الطبقات، ج۸، ص۱۳۵-۱۳۶.    
۴۹. سبل الهدی، ج۹، ص۶۵.    
۵۰. الطبقات، ج۸، ص۱۳۵.    
۵۱. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۱۵.    
۵۲. الطبقات، ج۸، ص۱۳۵.    
۵۳. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۱۷.    
۵۴. امتاع الاسماع، ج۶، ص۱۸۰.    
۵۵. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۶۷.    
۵۶. الکافی، ج۶، ص۱۳۹.    
۵۷. جامع البیان، ج۲۱، ص۱۰۰.
۵۸. احزاب/سوره۳۳، آیه۲۸-۳۴.    
۵۹. الطبقات، ج۸، ص۱۴۴-۱۴۷.    
۶۰. تفسیر قمی، ج۲، ص۱۹۲.    
۶۱. الطبقات، ج۸، ص۱۴۹.    
۶۲. مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۷.
۶۳. جامع البیان، ج۲۱، ص۱۰۰.
۶۴. زاد المسیر، ج۳، ص۴۶۰.    
۶۵. مجمع البیان، ج۸، ص۵۷۴.
۶۶. تفسیر شاهی، ج۲، ص۴۰۱.
۶۷. تاریخ طبری، ج۳، ص۱۶۱.    
۶۸. امتاع الاسماع، ج۶، ص۲۸.    
۶۹. الطبقات، ج۸، ص۴۲.    
۷۰. الاستیعاب، ج۱، ص۳۵.    
۷۱. الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۵۳.    
۷۲. اعلام الوری، ج۱، ص۲۷۸.    
۷۳. الطبقات، ج۸، ص۱۷۴.    
۷۴. الاستیعاب، ج۱، ص۳۵.
۷۵. انساب الاشراف، ج۱، ص۹۸.    
۷۶. الصحیح من سیرة النبی، ج۲، ص۱۱۵.
۷۷. السیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۱۸۸.    
۷۸. اسد الغابه، ج۶، ص۸۰.    
۷۹. السیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۱۹۰.    
۸۰. الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۱۹.    
۸۱. الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۲۱.    
۸۲. الاصابه، ج۸، ص۱۰۱.    
۸۳. تاریخ طبری، ج۲، ص۳۰۹.    
۸۴. البدء و التاریخ، ج۵، ص۷۱.    
۸۵. اعلام الوری، ج۱، ص۵۳.    
۸۶. امتاع الاسماع، ج۱، ص۴۵.    
۸۷. نساء النبی، ص۴۹-۵۰.
۸۸. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۷.    
۸۹. امتاع الاسماع، ج۶، ص۳۴.    
۹۰. سیره ابن اسحق، ص۲۵۴.    
۹۱. الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۶۷.    
۹۲. سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۶۶.    
۹۳. الطبقات، ج۸، ص۴۴.    
۹۴. السیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۶۴۵.    
۹۵. الکامل، ج۲، ص۱۳۱.    
۹۶. تاریخنامه طبری، ج۳، ص۱۴۱.
۹۷. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۷.    
۹۸. المنتظم، ج۳، ص۳۴۴.    
۹۹. سیره ابن اسحق، ص۲۵۵.    
۱۰۰. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۹.    
۱۰۱. السیرة النبویه، الطائی، ج۲، ص۱۳۸.
۱۰۲. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۱۱.    
۱۰۳. زندگانی محمد، ص۴۳۵.
۱۰۴. الکامل، ج۳، ص۴۴۷.
۱۰۵. لسان المیزان، ج۴، ص۱۳۶.
۱۰۶. انساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۰۰.    
۱۰۷. اعلام النبوه، ص۲۱۳.
۱۰۸. الطبقات، ج۸، ص۷۴.    
۱۰۹. الاصابه، ج۸، ص۴۰۶.    
۱۱۰. الطبقات، ج۸، ص۷۳.    
۱۱۱. تاریخ طبری، ج۳، ص۱۶۴.    
۱۱۲. الطبقات، ج۸، ص۷۶.
۱۱۳. الاصابه، ج۸، ص۳۴۳.
۱۱۴. الطبقات، ج۸، ص۱۷۵.
۱۱۵. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۲۳.    
۱۱۶. الطبقات، ج۸، ص۱۵۱.    
۱۱۷. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۲۴.    
۱۱۸. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۲۶.    
۱۱۹. عیون الاثر، ج۲، ص۳۷۰.    
۱۲۰. صحیح مسلم، ج۴، ص۱۸۸.
۱۲۱. مسند ابی یعلی، ج۱، ص۱۵۹.    
۱۲۲. الطبقات، ج۸، ص۷۷.    
۱۲۳. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۸.    
۱۲۴. الطبقات، ج۸، ص۷۷.    
۱۲۵. تاریخ طبری، ج۳، ص۱۶۵.    
۱۲۶. تاریخ خلیفه، ص۲۷.
۱۲۷. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۲۹.    
۱۲۸. الاصابه، ج۸، ص۱۵۷.    
۱۲۹. نساء النبی، ص۱۳۵.
۱۳۰. همسران رسول خدا، ص۲۵.
۱۳۱. همسران رسول خدا، ص۴۶.
۱۳۲. زندگانی محمد، ص۴۳۹.
۱۳۳. الطبقات، ج۸، ص۸۲.    
۱۳۴. مروج الذهب، ج۲، ص۲۸۹.
۱۳۵. تاریخ طبری، ج۱۱، ص۶۰۸.    
۱۳۶. الطبقات، ج۸، ص۹۰.    
۱۳۷. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۱.    
۱۳۸. الطبقات، ج۸، ص۹۵.    
۱۳۹. المغازی، ج۱، ص۴۱۱.    
۱۴۰. اسد الغابه، ج۶، ص۵۷.    
۱۴۱. تاریخ طبری، ج۱۱، ص۶۱۰.    
۱۴۲. الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۷۱.    
۱۴۳. الاصابه، ج۸، ص۲۱۰-۲۱۲.    
۱۴۴. الطبقات، ج۸، ص۱۰۴.    
۱۴۵. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۴.    
۱۴۶. الاصابه، ج۸، ص۳۲۲.    
۱۴۷. الاصابه، ج۱، ص۸۷.    
۱۴۸. الاوائل، ص۱۱۵.    
۱۴۹. تاریخ طبری، ج۳، ص۱۶۷.    
۱۵۰. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۶.    
۱۵۱. اسد الغابه، ج۶، ص۱۶.    
۱۵۲. الطبقات، ج۸، ص۱۱۵.    
۱۵۳. تاریخ طبری، ج۱۱، ص۶۱۴.    
۱۵۴. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۴.    
۱۵۵. الاصابه، ج۸، ص۲۷۲.    
۱۵۶. الطبقات، ج۸، ص۱۱۲.    
۱۵۷. تاریخ طبری، ج۳، ص۹۵.    
۱۵۸. الطبقات، ج۸، ص۱۰۲.    
۱۵۹. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۴.    
۱۶۰. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۸.    
۱۶۱. الطبقات، ج۸، ص۱۱۷.    
۱۶۲. تاریخ طبری، ج۳، ص۶۵.    
۱۶۳. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۵.    
۱۶۴. تاریخ طبری، ج۳، ص۱۶۸.    
۱۶۵. الطبقات، ج۸، ص۱۱۶.    
۱۶۶. تاریخ طبری، ج۳، ص۱۶۸.    
۱۶۷. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۶.    
۱۶۸. الطبقات، ج۸، ص۱۱۸.    
۱۶۹. نهایة الارب، ج۱۸، ص۱۹۶.    
۱۷۰. تاریخ طبری، ج۱۱، ص۵۹۷.    
۱۷۱. تاریخ طبری، ج۳، ص۱۶۸.    
۱۷۲. الاصابه، ج۸، ص۲۷۲.    
۱۷۳. تاریخ طبری، ج۳، ص۹۵.    
۱۷۴. المناقب، ج۱، ص۱۵۹.
۱۷۵. تاریخ طبری، ج۱۱، ص۶۱۲.    
۱۷۶. الطبقات، ج۸، ص۱۱۲.    
۱۷۷. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۲۲.    
۱۷۸. الطبقات، ج۸، ص۱۲۲.    
۱۷۹. تاریخ طبری، ج۱۱، ص۶۷۱.    
۱۸۰. الطبقات، ج۸، ص۱۲۲.    
۱۸۱. الطبقات، ج۸، ص۱۲۳.    
۱۸۲. المناقب، ج۱، ص۱۰۳.
۱۸۳. الطبقات، ج۸، ص۱۲۶.    
۱۸۴. تاریخ طبری، ج۱۱، ص۵۹۵.
۱۸۵. الطبقات، ج۸، ص۱۲۶-۱۲۷.    
۱۸۶. الاصابه، ج۸، ص۲۰۰.    
۱۸۷. تاریخ طبری، ج۳، ص۱۶۸.    
۱۸۸. عیون الاثر، ج۲، ص۳۷۶.    
۱۸۹. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۶.    
۱۹۰. الطبقات، ج۸، ص۱۱۲.    
۱۹۱. نهایة الارب، ج۱۸، ص۱۹۴.    
۱۹۲. امتاع الاسماع، ج۱۳، ص۱۲۱.    
۱۹۳. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۶.    
۱۹۴. الاصابه، ج۸، ص۳۲۳.    
۱۹۵. البدء و التاریخ، ج۵، ص۱۵.    
۱۹۶. امتاع الاسماع، ج۱۰، ص۱۹۸.    
۱۹۷. انساب الاشراف، ج۱۱، ص۲۷.    
۱۹۸. الاصابه، ج۸، ص۴۱۶.    
۱۹۹. جمهرة انساب العرب، ص۳۴۲.    
۲۰۰. الاصابه، ج۸، ص۳۰۴.    
۲۰۱. الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۳۲.    
۲۰۲. امتاع الاسماع، ج۱۰، ص۲۰۱.    
۲۰۳. الطبقات، ج۸، ص۱۱۹-۱۲۰.    
۲۰۴. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۹.    
۲۰۵. الطبقات، ج۸، ص۱۲۰.    
۲۰۶. الاصابه، ج۸، ص۴۸۵.    
۲۰۷. الطبقات، ج۸، ص۱۲۲.    
۲۰۸. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۹.    
۲۰۹. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۸۶.
۲۱۰. الاصابه، ج۸، ص۲۲۲.    
۲۱۱. عیون الاثر، ج۲، ص۳۷۷.    
۲۱۲. تاریخ الخمیس، ج۱، ص۲۷۲.    
۲۱۳. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۸-۴۴۹.    
۲۱۴. تاریخ طبری، ج۳، ص۱۶۹.    
۲۱۵. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۳.    
۲۱۶. تاریخ طبری، ج۳، ص۱۶۹.    
۲۱۷. الطبقات، ج۸، ص۱۴۹.    
۲۱۸. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۲۴.    
۲۱۹. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۱۲.    
۲۲۰. الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۲۳.    
۲۲۱. البدایة و النهایه، ج۳، ص۱۲۸.    
۲۲۲. الاصابه، ج۸، ص۳۴۳.
۲۲۳. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۵۷.    
۲۲۴. تاریخ طبری، ج۱۱، ص۶۱۴.    
۲۲۵. الطبقات، ج۸، ص۱۳۶.    
۲۲۶. الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۷۲.    
۲۲۷. الطبقات، ج۸، ص۱۳۰.    
۲۲۸. صحیح البخاری، ج۲، ص۱۳۲.
۲۲۹. شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۱۹۳.    
۲۳۰. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۱۲.    
۲۳۱. الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۲۳.    
۲۳۲. السیرة النبویه، ابن هشام، ج۲، ص۶۵۲.    
۲۳۳. شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۱۹۸.    
۲۳۴. الطبقات، ج۲، ص۱۶۹.    
۲۳۵. المعرفة و التاریخ، ج۱، ص۴۴۷.    
۲۳۶. البدایة و النهایه، ج۵، ص۲۳۲.    
۲۳۷. یوسف/سوره۱۲، آیه۳۳.    
۲۳۸. الطبقات، ج۳، ص۹۸.    
۲۳۹. انساب الاشراف، ج۱۰، ص۳۵.    
۲۴۰. تاریخ طبری، ج۳، ص۶۱۴.    
۲۴۱. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۴.    
۲۴۲. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۴.    
۲۴۳. تاریخ طبری، ج۳، ص۶۱۴.    
۲۴۴. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۱۹.    
۲۴۵. صحیح البخاری، ج۸، ص۵.
۲۴۶. امتاع الاسماع، ج۱۳، ص۱۵۵.    
۲۴۷. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۱۵.    
۲۴۸. تاریخ الاسلام، ج۳، ص۵۳۹.    
۲۴۹. الفتوح، ج۲، ص۴۲۱.    
۲۵۰. الامامة و السیاسه، ج۱، ص۷۲.    
۲۵۱. الاخبار الطوال، ص۱۴۴.    
۲۵۲. تاریخ خلیفه، ص۱۱۴.
۲۵۳. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۸۱.
۲۵۴. الفتوح، ج۲، ص۴۵۵.    
۲۵۵. الفتوح، ج۲، ص۴۵۵.    
۲۵۶. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳.
۲۵۷. الکامل، ج۳، ص۲۲۱.    
۲۵۸. تاریخ طبری، ج۴، ص۴۵۴.    
۲۵۹. البدایة و النهایه، ج۷، ص۲۳۰.    
۲۶۰. البدایة و النهایه، ج۸، ص۳۳۶.    
۲۶۱. الاغانی، ج۹، ص۹۸.    
۲۶۲. البدایة و النهایه، ج۳، ص۱۲۹.    
۲۶۳. شذرات الذهب، ج۱، ص۲۵۹.    
۲۶۴. احادیث ام المؤمنین عائشه، ج۱، ص۵۰.    
۲۶۵. نقد و بررسی منابع سیره نبوی، ص۸۹.
۲۶۶. ایران در زمان ساسانیان، ص۲۳۳.
۲۶۷. تاریخ تمدن، ج۱، ص۵۰.
۲۶۸. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۶.    
۲۶۹. معارج/سوره۷۰، آیه۳۰.    
۲۷۰. تاریخ الاسلام، ج۱۵، ص۴۱۸.    
۲۷۱. نساء/سوره۴، آیه۳.    
۲۷۲. البرهان، ج۱، ص۱۹۴.
۲۷۳. الاتقان، ج۱، ص۳۹.
۲۷۴. معرفت، ش۱۰۸، ص۸۳-۹۴، «کنکاشی درباره علل تعدد همسران پیامبر».
۲۷۵. المفصل، ج۸، ص۲۲۶.    
۲۷۶. همسران رسول خدا، ص۷۸.
۲۷۷. زندگانی محمد، ص۴۳۸.
۲۷۸. المفصل، ج۸، ص۲۳۲.    
۲۷۹. تحریم/سوره۶۶، آیه۱-۵.    
۲۸۰. الفردوس الاعلی، ص۷۹.
۲۸۱. المنار، ج۴، ص۳۷۳.
۲۸۲. المیزان، ج۴، ص۱۹۵.    
۲۸۳. سیره ابن اسحق، ج۳، ص۱۱۰۸-۱۱۰۹.
۲۸۴. الطبقات، ج۲، ص۱۳۱.    
۲۸۵. الطبقات، ج۸، ص۴۴.    
۲۸۶. الطبقات، ج۲، ص۱۳۱.    
۲۸۷. سبل الهدی، ج۹، ص۸۳.    
۲۸۸. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۶۶.    
۲۸۹. الطبقات، ج۳، ص۲۱۵.
۲۹۰. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۶۶.    
۲۹۱. فتح الباری، ج۴، ص۶۲.
۲۹۲. عون المعبود، ج۵، ص۱۰۲.    
۲۹۳. الطبقات، ج۸، ص۱۶۹.    
۲۹۴. آثار اسلامی، ص۳۴۳.
۲۹۵. تخریب و بازسازی بقیع، ص۲۵.
۲۹۶. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۵.
۲۹۷. اسد الغابه، ج۵، ص۴۳۹.
۲۹۸. البدایة و النهایه، ج۶، ص۲۲۵.    
۲۹۹. المعارف، ص۱۳۷.    
۳۰۰. الاصابه، ج۸، ص۳۲۴.    
۳۰۱. تاریخ دمشق، ج۲، ص۴۲۰.    
۳۰۲. رحلة ابن بطوطه، ج۱، ص۳۱۹.    


منبع

[ویرایش]
حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، برگرفته از مقاله «امهات المؤمنین».    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۷۰۰-۷۰۱.    






جعبه ابزار