البر

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



البَّر، یکی از نامهای خداوند است.


بر در قرآن

[ویرایش]

در قرآن در شمار اوصاف خدا از زبان بهشتیان (انّه هوالبرّ الرحیم ) به کار رفته است.

بر در احادیث

[ویرایش]

در بیشتر منابع در شمار نود و نه اسم خداوند آمده است
[۳] سنن الترمذی ج۵، ص۵۳۱.
و آن را به معنای اسم فاعل و مترادف «بارّ» دانسته‌اند.
[۴] معجم مقاییس اللغة ج۱، ص۱۷۸.
هر چند به گفته ابن اثیر
[۸] النهایة فی غریب الحدیث و الاثر ج۱، ص۱۱۶.
بارّ در احادیث در شمار نامهای خداوند نیامده است، ولی در روایت ابن ماجه این کلمه به جای برّ دیده می‌شود.
[۹] سنن ابن ماجه ج۲، ص۱۲۷۰، ش۳۸۶۱.
در احادیث شیعه هر دو نام آمده است.

معنای بر در تفاسیر و منابع لغت

[ویرایش]

در تفاسیر و منابع لغت، چهار معنای اصلی برای این واژه قرآنی ذکر شده که برخی از آنها نزدیک به یکدیگرند: لطیف، محسن، صادق و بسیار نیکوکار. بعلاوه، برخی معانی فرعی و استنباطی نیز برای آن بیان شده است که به یکی از معانی یاد شده بر می‌گردد.

← بر به معنای لطیف


ابن عبّاس معنای «بَرّ» را «لطیف» دانسته
[۱۰] تفسیر روض الجنان و روح الجنان ج۱۰، ص۳۱۹.
و بخاری
[۱۱] صحیح بخاری ج۹، ص۲۱۲.
، ابن زید
[۱۲] جامع البیان فی تفسیر القرآن ج۲۷، ص۱۸.
، ابن ملقّن و طبرسی
[۱۴] مجمع البیان فی تفسیر القرآن ج۹، ص۲۵۲.
آن را پذیرفته اند و شیخ طوسی مراد از آن را به لطفی تعبیر کرده که منفعتی شایان توجّه و شأنی بزرگ داشته باشد، و اطلاق واژه «بُرّ» بر گندم، «بِرّ» بر نیکوکاری و «بَّر» بر بیابان را به سبب همین ویژگی در آنها دانسته است.

← بر به معنای محسن


واژه شناسانی چون ابن دُرید
[۱۶] کتاب جمهرة اللغة ج۱، ص۶۷.
، جوهری ، ابن اثیر
[۱۸] النهایة فی غریب الحدیث و الاثر ج۱، ص۱۱۶.
، ابن منظور ، طُریحی
[۲۰] مجمع البحرین، ذیل «برر».
و مفسّرانی مانند ابو سلیمان خطّابی
[۲۱] الاسماء و الصفات، ص۹۲.
، علم الهدی
[۲۲] الذخیرة فی علم الکلام، ص ۵۹۷: لان البرّ هوالاحسان.
، زمخشری
[۲۳] الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل ج۴، ص۴۱۲.
، ابوالفتوح رازی
[۲۴] تفسیر روض الجنان و روح الجنان ج۱۰، ص۳۱۹.
، بیضاوی
[۲۵] انوار التنزیل و اسرار التأویل ج۲، ص۲۹۰.
و فتح اللّه کاشانی
[۲۶] منهج الصادقین ج۹، ص۶۱.
پس از بیان این معنی گفته است: بِرّ خدا به بندگانش احسان او بر آنان در دنیای ایشان یا دینشان است؛ در دین از راه ایمان و طاعت یا به عطای ثواب برای این دو احسان می‌کند که در دنیا به صورت نعمتهای بی‌شمار او چون نیرو، سلامت، جاه، مقام و اولاد آشکار می‌شود. وی سپس معانی دیگری آورده که جنبه عرفانی دارند:
بَرّ کسی است که بر طالبان خود به نشان دادنِ راه و بر بندگان عابد خود به تفضّلات و توفیق منّت گذارد؛ برّ کسی است که بر سائلان به عطای نیکو و بر عابدان به پاداش جمیل منّت گذارد؛ برّ کسی است که به سبب نافرمانی، احسان خود را قطع نکند.

← بر به معنای رفاقت


همچنین حلیمی
[۲۷] الاسماء و الصفات، ص۹۲.
با تفسیر بَرّ به «رفاقت »، در توضیح آیه، می گوید:
«خداوند با بندگانش رفاقت می‌کند؛برای آنان آسانی را اراده کرده نه دشواری را. آنان را به تمام گناهان مؤاخذه نمی‌کند، نیکی را ده برابر پاداش می‌دهد، بدی را یک مجازات بیشتر نمی‌کند، به اراده کار نیک ثواب می‌دهد و بر نیّت کار زشت عقاب نمی‌کند».
طریحی
[۲۸] مجمع البحرین، ذیل «برر».
نیز مشابه همین مفهوم را برای بَرّ بیان کرده است.

← بر به معنای صادق


برخی علمای لغت و مفسّران معنای «صادق» را برای بَرّ آورده یا پذیرفته‌اند، از جمله: ابن فارس
[۲۹] معجم مقاییس اللغة ج۱، ص۱۷۷.
، ابن بابویه ، طریحی
[۳۱] مجمع البحرین، ذیل «برر».
، ابن منظور ، طبرسی
[۳۳] مجمع البیان فی تفسیر القرآن ج۹، ص۲۵۲.
، بغوی و قرطبی.
[۳۵] الجامع لاحکام القرآن ج۱۷، ص۷۰ به نقل از ابن عبّاس و ابن جُریج.


مفهوم و معنای بر در قرآن

[ویرایش]

ابن فارس
[۳۶] معجم مقاییس اللغة ج۱، ص۱۷۷.
که برای این واژه چهار معنی اصلی ذکر کرده (صدق، گندم، «اسم صوت » و خشکی ) برّ را در قرآن به معنای صادق و «برّ به والدین » را نیز به مفهوم صدق در محبّت دانسته است.
راغب اصفهانی
[۳۷] المفردات فی غریب القرآن، ص۴۰.
در توضیح مفهوم قرآنی بَرّ می‌گوید که برّ به معنای خشکی است که به سبب گسترده بودن خشکی‌ها، مالاً از آن، مفهوم مجازی نیکوکاری بسیار (التوسع فی فعل الخیر)، استخراج شده است. از سخن او برمی‌آید که تقابل واژه بَرّ (خشکی) با بحر و در نتیجه وجود مفهوم گستردگی در آن، موجب اشتقاقِ بِرّ (توسّع در کار خیر) از آن شده است. وی افزوده است که اگر بِرّ را به خداوند اسناد دهند به معنای توسّع و گستردگی در ثواب است، و اگر به بندگان نسبت دهند به معنای توسعه در طاعت و فرمانبرداری است.
[۳۸] المفردات فی غریب القرآن، ص۴۰.

در برابر، برخی لغت شناسان بر آن‌اند که اصل برّ به معنای سِعَه و گستردگی است و برّ به معنای خشکی (در برابر بحر) از آن گرفته شده و سپس کاربرد آن در شفقت، احسان و رسیدگی به خویشان (صله ارحام ) رایج شده است.

کتابنامه

[ویرایش]

قرآن.
ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث و الاثر، قاهره ۱۳۸۳ـ۱۳۸۵/ ۱۹۶۳ ـ ۱۹۶۵.
ابن بابویه، التوحید، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ( تاریخ مقدمه ۱۳۵۷ ش ).
ابن درید، کتاب جمهرة اللغة، چاپ رمزی منیر بعلبکی، بیروت ۱۹۸۷.
ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قم ۱۴۰۴.
ابن ماجه، سنن ابن ماجه، بیروت ۱۳۷۳/۱۹۵۴.
• ابن ملقّن، تفسیر غریب القرآن، بیروت ۱۴۰۸.
• ابن منظور، لسان العرب، چاپ علی سیری، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روض الجنان و روح الجنان، چاپ ابوالحسن شعرانی و علی اکبر غفاری، تهران ۱۳۸۲ـ۱۳۸۷.
محمد بن احمد ازهری، تهذیب اللغة، قاهره ۱۹۶۴ـ۱۹۶۷.
محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، بیروت ۱۴۰۶.
حسین بن مسعود بغوی، تفسیر البغوی: المسمی معالم التنزیل، چاپ خالد عبدالرحمن العک و مروان سوار، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
عبدالله بن عمر بیظاوی، انوار التنزیل و اسرار التأویل، چاپ فلیشر، اوسنابروک ۱۹۶۸.
احمد بن حسین بیهقی، الاسماء و الصفات، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۴.
محمد بن عیسی ترمذی، سنن الترمذی، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
اسماعیل بن حماد
جوهری، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، چاپ عبدالغفور عطا، بیروت، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ ش.
حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، چاپ محمد سید کیلانی، بیروت.
محمود بن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت.
فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸
محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت ۱۴۰۰ـ۱۴۰۳/ ۱۹۸۰ـ۱۹۸۳.
فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، چاپ احمد حسینی، تهران ۱۳۶۲ ش.
محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، چاپ احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت.
علی بن حسین علم الهدی، الذخیرة فی علم الکلام، چاپ احمد حسینی، قم ۱۴۱۱.
محمد بن فخر رازی، شرح اسماءالله الحسنی المسمی لوامع البینات شرح اسماءالله تعالی و الصفات، چاپ طه عبدالرووف سعد، قاهره ۱۳۹۶/۱۹۷۶.
خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۵.
محمد بن یعقوب فیروزآبادی، بصائر ذوی التمییز فی لطائف الکتاب العزیز، چاپ محمد علی نجا، بیروت.
محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج ۱۷، بیروت ۱۹۶۶، چاپ افست تهران ۱۳۶۴ ش.
فتح الله بن شکرالله کاشانی، منهج الصادقین، چاپ علی اکبر غفاری، تهران ( تاریخ مقدمه ۱۳۸۵ )؛
محمد بن محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، چاپ عبدالستار احمد فراج... ( و دیگران )، کویت ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
المعجم المفهرس لالفاظ احادیث بحار الانوار، قم ۱۳۷۱ ش.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. طور/سوره۵۲، آیه۲۸.    
۲. التوحید، ص۱۹۵.    
۳. سنن الترمذی ج۵، ص۵۳۱.
۴. معجم مقاییس اللغة ج۱، ص۱۷۸.
۵. کتاب العین، ذیل «برر».    
۶. مجمع البحرین، ج۱، ص۱۸۳.    
۷. المفردات فی غریب القرآن، ص۴۱.    
۸. النهایة فی غریب الحدیث و الاثر ج۱، ص۱۱۶.
۹. سنن ابن ماجه ج۲، ص۱۲۷۰، ش۳۸۶۱.
۱۰. تفسیر روض الجنان و روح الجنان ج۱۰، ص۳۱۹.
۱۱. صحیح بخاری ج۹، ص۲۱۲.
۱۲. جامع البیان فی تفسیر القرآن ج۲۷، ص۱۸.
۱۳. تفسیر غریب القرآن، ص۴۱۲.    
۱۴. مجمع البیان فی تفسیر القرآن ج۹، ص۲۵۲.
۱۵. التبیان فی تفسیر القرآن ج۹، ص۴۱۱.    
۱۶. کتاب جمهرة اللغة ج۱، ص۶۷.
۱۷. الصحاح:تاج اللغة و صحاح العربیة، ذیل «برر».    
۱۸. النهایة فی غریب الحدیث و الاثر ج۱، ص۱۱۶.
۱۹. لسان العرب، ذیل «برر».    
۲۰. مجمع البحرین، ذیل «برر».
۲۱. الاسماء و الصفات، ص۹۲.
۲۲. الذخیرة فی علم الکلام، ص ۵۹۷: لان البرّ هوالاحسان.
۲۳. الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل ج۴، ص۴۱۲.
۲۴. تفسیر روض الجنان و روح الجنان ج۱۰، ص۳۱۹.
۲۵. انوار التنزیل و اسرار التأویل ج۲، ص۲۹۰.
۲۶. منهج الصادقین ج۹، ص۶۱.
۲۷. الاسماء و الصفات، ص۹۲.
۲۸. مجمع البحرین، ذیل «برر».
۲۹. معجم مقاییس اللغة ج۱، ص۱۷۷.
۳۰. التوحید، ص۱۹۵.    
۳۱. مجمع البحرین، ذیل «برر».
۳۲. لسان العرب، ذیل «برر».    
۳۳. مجمع البیان فی تفسیر القرآن ج۹، ص۲۵۲.
۳۴. تفسیر البغوی:المسمی معالم التنزیل ج۴، ص۲۴۰ به نقل از ضحاک.    
۳۵. الجامع لاحکام القرآن ج۱۷، ص۷۰ به نقل از ابن عبّاس و ابن جُریج.
۳۶. معجم مقاییس اللغة ج۱، ص۱۷۷.
۳۷. المفردات فی غریب القرآن، ص۴۰.
۳۸. المفردات فی غریب القرآن، ص۴۰.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه جهان اسلام، مقاله شماره۸۳۷    






جعبه ابزار