اقرارذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اعتراف به حقّی ثابت بر ضرر خود یا نفی حقّی برای خود از ذمّه دیگری را اقرار می‌گویند. [۱] [۲]عنوان اقرار، از بابهای فقهی است که مباحث مربوط به آن به تفصیل در این باب آمده است. افزون بر این، از آن به مناسبت در دیگر بابها، مانند تجارت، نکاح، قضاء، حدود و تعزیرات نیز سخن گفته‌اند.
اِقرار به معنای اخبار قطعی به نفی حقی از خود یا ثبوت حقی برای غیر می‌باشد.


معنای لغوی اقرار

[ویرایش]

اقرار از ماده «ق ـ ر ـ ر» و در لغت و عرف به معنای قرار دادن، ثابت کردن و اعتراف کردن است. [۳] [۴] [۵]

معنای اصطلاحی اقرار

[ویرایش]

اقرار در اصطلاح فقه به معنایِ اخبار قطعی به وجود حقی به زیان خود [۶] [۷] [۸] یا ثبوت حقی برای دیگران [۹] [۱۰] آمده است. به نظر برخی دیگر اقرار عبارت است از اِخبار قطعی به وجود حقی لازم به زیان خود یا نفی حق لازمی از خود یا به امری دیگر که این اخبار، حق یا حکمی را به ضرر خبر دهنده در پی دارد. [۱۱]

تفاوت معنای اعتراف و اقرار

[ویرایش]

اعتراف نیز به معنای اقرار است، با این تفاوت که در مفهوم اعتراف، معرفت و آگاهی نسبت به آنچه بدان اقرار می‌کند نهفته است؛ اما در اقرار نیست. برخی دیگر گفته‌اند: اعتراف همواره با زبان است؛ اما اقرار گاهی با زبان است و گاهی با غیر زبان. [۱۲]

مفهوم اقرار در قرآن

[ویرایش]

مفهوم اقرار در قرآن با واژه‌ها و تعبیرات گوناگونی ذکر شده است که می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

← اقرار و مشتقات آن


مانند: «ءَاَقرَرتُم... قالوا اَقرَرنا» [۱۳] [۱۴]

← اعتراف و مشتقات آن


مانند: «اعتَرَفوا بِذُنوبِهِم». [۱۵] [۱۶] [۱۷]

← شهادت دادن به زیان خود


مانند:«شُهَداء عَلی اَنفُسِهم». [۱۸] [۱۹]

← کلمه «بَلی» در پاسخ استفهام تقریری


مانند: «اَلَستُ بِرَبِّکُم قالوا بَلی». [۲۰] [۲۱]

← کلمه «عَلَیَّ» در برخی آیات


مانند: «و لَهُم عَلَیَّ ذَنبٌ» [۲۲] در این آیات و مانند آن قرآن به برخی از مواردی که خداوند از بندگان خویش اقرار گرفته اشاره کرده است؛ مانند: اقرار گرفتن از آنها درباره ربوبیت خویش [۲۳] و نیز اقرار گرفتن انسانها از یکدیگر؛ مانند: اقرار گرفتن از حضرت ابراهیم(علیه السلام)در مورد شکستن بتها [۲۴] و اعتراف آنان به حقوق غیر؛ مانند اقرار زلیخا به بی‌گناهی یوسف [۲۵]؛ همچنین در آیاتی پرشمار از اعتراف و اقرار گناهکاران به خطای خویش در آخرت سخن به میان آمده [۲۶] و در آیاتی دیگر برخی مباحث فقهی اقرار و احکام و آثار آن یادآوری شده است.

مشروعیت اقرار

[ویرایش]

اقرار کننده (مُقِرّ) یا ابتدا، نزد حاکم شرع اقرار می‌کند و یا در پاسخ مدّعی. در هر دو صورت، اقرار امری مشروع و دارای آثاری بسیار است [۲۷]که در این جا به مباحث کلّی آن اشاره می‌شود.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. جواهر الکلام ج۳۵، ص۲.    
۲. مهذب الاحکام ج۲۱، ص۲۳۱.
۳. مفردات، ص۶۶۲.
۴. لسان العرب، ج۱۱، ص۱۰۲، «قَرّ».
۵. لغت نامه، ج۲، ص۲۶۷۱، «اقرار».
۶. الوسیله، ص۲۸۳.    
۷. منهاج الصالحین، خوئی، ج۲، ص۱۹۶.    
۸. مغنی المحتاج، ج۲، ص۲۳۸.
۹. الفقه‌الاسلامی، ج ۸، ص۶۰۸۹.
۱۰. کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۲۴۶.
۱۱. تحریر الوسیلـه، ج۲، ص۴۳.
۱۲. الفروق اللغویه، ص۶۴-۶۵.    
۱۳. آل عمران/سوره۳، آیه۸۱.    
۱۴. بقره/سوره۲، آیه۸۴.    
۱۵. توبه/سوره۹، آیه۱۰۲.    
۱۶. غافر/سوره۴۰، آیه۱۱.    
۱۷. ملک/سوره۶۷، آیه۱۱.    
۱۸. نساء/سوره۴، آیه۱۳۵.    
۱۹. انعام/سوره۶، آیه۱۳۰.    
۲۰. اعراف/سوره۷، آیه۱۷۲.    
۲۱. ملک/سوره۶۷، آیه۸-۹.    
۲۲. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۴.    
۲۳. اعراف/سوره۷، آیه۱۷۲.    
۲۴. انبیاء/سوره۲۱، آیه۶۲.    
۲۵. یوسف/سوره۱۲، آیه۵۱.    
۲۶. توبه/سوره۹، آیه۱۰۲.    
۲۷. جواهر الکلام ج۳۵، ص۳.    


منبع

[ویرایش]

دانشنامه موضوعی قرآن.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۱،‌ ص۳۴۸-۳۵۱.    


رده‌های این صفحه : اصطلاحات حقوقی | اقرار | فقه | قضاوت




جعبه‌ابزار