اقامتذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ماندن در مکانی را اِقامت می‌گویند و احکام آن در باب صلات، آمده است.


معنای مقیم

[ویرایش]

مقیم به معنای اقامت کننده است و گاه تنها به کسی که در وطن اقامت دارد و گاه به اعم از او و مسافری که با شرایطی خاص در غیر وطن اقامت گزیده است، گفته می‏شود.

معنای محل اقامت

[ویرایش]

محل اقامت، یا وطن مقیم است و یا مکانی که مسافر آن را به طور موقّت محل اقامت خویش قرار داده است.

اقامت مسافر

[ویرایش]

ماندن مسافر به قصد ده روز یا بیشتر، و یا با علم به ماندن این مدت در مکانی موجب قطع سفر او است؛ بدین معنا که احکام مقیم در وطن بر او بار می‏شود و نمازش تمام و روزه‌اش صحیح است. [۱]

ماندن مسافر بدون قصد به مدت سی روز در یک محل

[ویرایش]

اگر مسافر بدون قصد اقامت سی روز در محلی بماند، بعد از سی روز باید نماز را تمام بخواند. [۲]

مراد از ده روز

[ویرایش]

مراد از ده روز، ده روز تمام با شبهای میان آنها است و شبهای اول و آخر جزء آن به شمار نمی‏رود؛ از این رو، ماندن ده روز و نُه شب برای کسی که از آغاز روز ـ یعنی زمان طلوع فجر صادق یا طلوع خورشید، بنابر اختلاف نظر در آغاز روز ـ قصد اقامت ده روز نماید کافی است. [۳] [۴]
در کافی بودن تلفیق قسمتی از روز با قسمتی از روز دیگر اختلاف است. قول به کفایت، منسوب به مشهور است. بنابر این قول، پایان ده روز برای مسافری که هنگام ظهر قصد اقامت کرده، ظهر روز یازدهم است. [۵] [۶]

وحدت محل اقامت

[ویرایش]

برای اینکه اقامت ده روز قاطع سفر باشد، وحدت محل اقامت، در این ده روز شرط است. از این رو، در صورت تعدّد محل اقامت، سفر قطع نمی‏شود. [۷] [۸]

وحدت محل اقامت در شهر بزرگ

[ویرایش]

در شرط بودن وحدت محلّه در شهرهای بسیار بزرگ، مانند تهران اختلاف است؛ به این معنا که در شهرهای بزرگ آیا قصد اقامت باید در محلّه‏ای از محلّه‏های آن باشد یا همچون شهرهای کوچک، معیار، وحدت شهر بدون دخالت داشتن کوچکی وبزرگی آن است و قصد اقامت در خود شهر کفایت می‏کند. [۹] [۱۰]

رفتن از محل اقامت به مزارع

[ویرایش]

رفتن از محل اقامت به مزارع و باغستانهایی که از حدود آن محل به حساب می‏آید، اگر به اندازه‏ای باشد که عرف آن را با صدق اقامت در یک مکان منافی نداند، به نیت اقامت ضرر نمی‏رساند.

خروج از محل اقامت بیشتر از چهار فرسخ

[ویرایش]

خروج از محلّ اقامت به بیشتر از چهار فرسخ موجب به هم خوردن قصد اقامت می‏شود. در حکم خروج به مقدار کمتر از این مسافت، اختلاف است. منشأ آن در اشتراط وحدت مکان اقامت نهفته است؛ بدین معنا که خروجِ چه مقدار از مسافت، عنوان اقامت در یک مکان را مخدوش می‏کند؟ [۱۱] [۱۲] [۱۳]

برگشت از قصد اقامت

[ویرایش]

اگر شخص پس از قصد اقامت ده روز و پیش از خواندن نماز چهار رکعتی، مانند نماز ظهر از قصد خود برگردد، احکام مسافر، و اگر پس ازخواندن نماز یاد شده برگردد، احکام مقیم را دارد. در الحاق روزه واجب به نماز چهار رکعتی در ثبوت حکم مزبور، اختلاف است. [۱۴] [۱۵]

آثار اقامت

[ویرایش]

اتمام نمازهای یومیه، صحّت روزه، وجوب نماز جمعه ـ در فرض قول به وجوب آن ـ ثبوت نوافلی که در سفر ساقط می‏شود و ثبوت دیگر احکام مقیم در وطن. [۱۶] [۱۷]

اقامت در مکّه

[ویرایش]

به قول مشهور، اگر آفاقی دو سال در مکه اقامت کند، حج وی به حج اهل مکه اِفراد یا قِران تبدیل می‏شود. [۱۸]

اقامت در بلاد کفر

[ویرایش]

اگر مسلمانی در بلاد کفر قادر به اظهار اسلام و شعائر آن نباشد، باید در صورت امکان، به جای دیگر هجرت کند و اقامت در آن جا جایز نیست
[۱۹]




پانویس

[ویرایش]
۱. جواهر الکلام ج۱۴،‌ ص۳۰۳.    
۲. العروة الوثقی ج۲، ص۱۵۷.
۳. جواهر الکلام ج۱۴، ص۳۱۱.    
۴. العروة الوثقی ج۲، ص۱۴۴.
۵. جواهر الکلام ج۱۴، ص۳۱۲-۳۱۳.    
۶. مهذب الاحکام ج۹، ص۲۴۵.
۷. جواهر الکلام ج۱۴، ص۳۰۴.    
۸. مستمسک العروة ج۸، ص۱۱۷.    
۹. جواهر الکلام ج۱۴، ص۳۰۷.    
۱۰. العروة الوثقی ج۲، ص۱۴۴.
۱۱. جواهر الکلام ج۱۴،‌ ص۳۰۴-۳۰۵.    
۱۲. العروة الوثقی ج۲، ص۱۴۵.
۱۳. مستمسک العروة ج۸، ص۱۱۸-۱۱۹.    
۱۴. جواهر الکلام ج۱۴، ص۳۲۱-۳۲۲.    
۱۵. مستمسک العروة ج۸، ص۱۲۴-۱۲۵.    
۱۶. العروة الوثقی ج۲، ص۱۴۹.
۱۷. مستمسک العروة ج۸، ص۱۳۱.    
۱۸. العروة الوثقی ج۲، ص۵۳۷.
۱۹. جواهر الکلام ج۲۱، ص۳۴.    


منبع

[ویرایش]
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۶۲۹-۶۳۱.    


رده‌های این صفحه : فقه | نماز | نماز مسافر




جعبه‌ابزار