افشاریه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



افشاریه سلسله پادشاهی ایرانی بوده است. این سلسله برای بهبود وضع حج گزاران تلاش‌های زیادی نمود.


تاریخچه افشاریه

[ویرایش]

بنیان گذار سلسله پادشاهی افشاریه، نادر قلی از طایفه قرقلوی افشار است. این طایفه از قبایل قزلباش بودند که در روی کار آوردن صفویه نقش داشتند. گروهی از ایل افشار را شاه اسماعیل صفوی (حک: ۹۰۷-۹۳۰ق.) به منطقه ابیورد و نساء در خراسان شمالی کوچاند.
[۱] جهانگشای نادری، ص۲۶-۲۷.
[۲] ایران در زمان نادر شاه، ص۷.
نادر در ابیورد به خدمت حاکم آن شهر بابا علی بیگ پیوست و با شجاعت و کاردانی، اعتماد وی را به دست آورد و دختر او را به همسری گرفت
[۳] جهانگشای نادری، ص۲۸.
[۴] ایران در زمان نادر شاه، ص۴۲۸-۴۲۹.
و پس از مرگ پدر همسرش در سال ۱۱۳۶ق. جانشین وی شد.
[۵] الفوائد الصفویه، ص۱۴۹.
در این هنگام، اصفهان به دست افغان‌ها سقوط کرده و شاه تهماسب دوم صفوی (حک: ۱۱۳۵-۱۱۴۵ق.) برای دستیابی به قدرت و با همراهی طایفه قاجار، عازم مشهد شده بود تا پس از سرکوب ملک محمود سیستانی، قصد اصفهان کند.
شاه تهماسب با دیدن شجاعت‌های نادر، با اعطای حکم حکمرانی ابیورد به وی موافقت کرد.
[۶] فارسنامه ناصری، ج۱، ص۵۰۷-۵۰۸.
[۷] ایران در زمان نادر شاه، ص۳۰۸.
سپس او به عنوان سپهسالار تهماسب کارهایی کرد که شهرت بسزا به دست آورد و توانست سلسله‌ای جدید تاسیس کند. شکست ملک محمود سیستانی و تصرف مشهد در سال ۱۱۳۹ق.
[۸] . جهانگشای نادری، ص۶۱.
[۹] دره نادره، ص۱۸۸.
و شکست دادن افغان‌ها در هرات در همان سال و نیز چیره شدن بر نیروهای اشرف افغان در سه نبرد مهم مهماندوست دامغان، سردره خوار در کوه‌های البرز و مورچه خورت و تصرف اصفهان به سال ۱۱۴۲ق.
[۱۰] جهانگشای نادری، ص۹۵-۱۰۶.
[۱۱] نادر شاه و بازماندگانش، ص۱۲۳-۱۲۴.
تهماسب را بر تخت سلطنت نشاند.
[۱۲] جهانگشای نادری، ص۱۰۷.
این اقدامات در کنار پیروزی بر عثمانی و بازپس گیری زمین‌های اشغال شده،
[۱۳] عالم آرای نادری، ج۱، ص۱۲۶-۱۴۹.
شهرت و محبوبیت فراوان نادر را همراه داشت.
نادر که در پی بهانه‌ای برای برکناری تهماسب بود، شکست سخت او از عثمانی و واگذاری زمین‌های آزاده شده به آن‌ها را دستاویزی برای برکناری وی ساخت.
[۱۴] ایران در زمان نادر شاه، ص۱۵-۱۶.
[۱۵] ایران در زمان نادر شاه، ص۳۲۱-۳۲۳.
بدین ترتیب، واپسین حلقه تلاش‌های زنجیروار نادر برای انتقال قدرت از صفویه به افشاریه کامل شد. از این رو، نادر با گردآوری دانشوران، کارگزاران کشوری و لشکری و افراد با نفوذ سراسر ایران به سال ۱۱۴۸ق. در دشت مغان، با نقشه‌ای از پیش طراحی شده، با وضعیتی سلطنت ایران را پذیرفت و سلسله افشاریه را به پایتختی مشهد پایه گذاری کرد.
[۱۶] دره نادره، ص۳۷۰.
[۱۷] ایران در زمان نادر شاه، ص۳۳۳.

بیشتر دوران ۱۲ ساله حکومت نادر به جنگ‌های پیاپی با عثمانی
[۱۸] جهانگشای نادری، ص۳۸۵.
[۱۹] جهانگشای نادری، ص۴۰۶.
و روسیه و کشورگشایی و لشکرکشی به سرزمین‌های گوناگون همچون قندهار
[۲۰] عالم آرای نادری، ج۲، ص۵۴۹.
و هند و تصرف دهلی،
[۲۱] جهانگشای نادری، ص۳۲۸.
بخارا، خوارزم و داغستان
[۲۲] جهانگشای نادری، ص۳۴۵-۳۶۲.
و برخورد با شورش‌های داخلی
[۲۳] عالم آرای نادری، ج۳، ص۹۳۳-۹۴۶.
[۲۴] عالم آرای نادری، ج۳، ص۹۸۸-۹۹۶.
گذشت. فشارهای این دوران، وی را به نوعی بیماری روانی دچار ساخت. سال‌های آخر حکومت او دورانی لبریز از ستم و جنایت و خشونت فراوان حتی به نزدیکان وی بود.
[۲۵] عالم آرای نادری، ج۲، ص۸۵۲.
[۲۶] ایران در زمان نادر شاه، ص۱۹۵-۱۹۶.
سرانجام نادر به سال ۱۱۶۰ق. در شمال خراسان به دست گروهی از یاران خویش از پای درآمد.
[۲۷] دره نادره، ص۶۸۰-۶۸۲.

پس از نادر، علیقلی خان معروف به عادل شاه (حک: ۱۶۰-۱۶۱ق.)، شاهرخ (حک: ۱۱۶۱-۱۲۱۰ق.)، میر محمد متولی (حک: حدود یک ماه) و نادر میرزا (حک: ۱۲۱۰-۱۲۱۸ق.)
[۲۸] مجمع التواریخ، ص۸۵.
[۲۹] تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص۷۳۷.
تنها بر بخش‌هایی کوچک از قلمرو نادر حکم راندند و نتوانستند بر مشکلات گوناگون و رقیبان قدرتمند خویش همانند زندیه و قاجاریه چیره گردند. سرانجام به سال ۱۲۱۸ق. با دستگیری و اعدام نادر میرزا به دست فتحعلی شاه قاجار
[۳۰] اشرف التواریخ، ص۱۴۰.
بساط این سلسله برچیده شد.

اوضاع ایران در دوره افشاریه

[ویرایش]

برآمدن افشاریه امیدهایی فراوان برای ایرانیان همراه داشت. تلاش‌های نادر رهاوردهایی چون کوتاه کردن دست افغان‌ها از ایران، تثبیت مرزها و عقب راندن همسایگان متجاوز، بهبود اوضاع اقتصادی، و نجات کشور از هرج و مرج برآمده از انحطاط صفوی را در بر داشت و آینده‌ای روشن برای ایران ترسیم کرد.
افزون بر تلاش‌های سیاسی ـ نظامی، نادر در زمینه مذهبی نیز تکاپوهایی داشت. فعالیت‌های مذهبی وی تا پیش از سلطنت با باورهای بیشینه جامعه شیعی ایران همخوانی داشت. زیارت مزار امامان شیعه و اهدای نذری‌های فراوان به مکان‌های مقدس،
[۳۱] عالم آرای نادری، ج۱، ص۲۰۱-۲۰۴.
[۳۲] عالم آرای نادری، ج۱، ص۳۱۰-۳۱۴.
[۳۳] ایران در زمان نادر شاه، ص۳۰۹.
پرداخت هزینه فراوان برای تعمیر و توسعه حرم علوی و عتبات عالیات،
[۳۴] لمحات اجتماعیه، ج۱، ص۱۲۴.
[۳۵] ایران در زمان نادر شاه، ص۳۶۷-۳۶۸.
نسبت دادن فتوحات و پیروزی‌ها به عنایات ائمه
[۳۶] عالم آرای نادری، ج۲، ص۴۸۰.
و اختصاص نقش مهرها به شعارهای خاص شیعیان
[۳۷] نادر شاه و بازماندگانش، ص۴۳۲.
را می‌توان از سیاست‌های مذهبی وی برشمرد. اما با توجه به عواملی چون میل به حکومت بر همه اقوام ساکن در قلمرو خود، همسایگی ایران با کشورهای سنی مذهب مانند عثمانی و افغان‌ها، بیم از بازگشت صفویان به عرصه قدرت،
[۳۸] لمحات اجتماعیه، ج۱، ص۱۱۹.
[۳۹] ایران در زمان نادر شاه، ص۴۳۸.
نقش ویرانگر اختلاف‌های مذهبی در جامعه،
[۴۰] نک: جهانگشای نادری، ص۲۶۹.
[۴۱] ایران در زمان نادر شاه، ص۹۳.
بهره گیری عثمانی‌ها از اختلاف‌های مذهبی برای انگیزش نیروها بر ضد ایران
[۴۲] جهانگشای نادری، ص۳۸۵.
و ضرورت دلجویی از جمعیت سنی مذهب وفادار به نادر در سپاهش
[۴۳] ایران در زمان نادر شاه، ص۹۶.
وی از همان اوان سلطنت، سیاست مذهبی دیگری را در پیش گرفت.
نادر تلاش‌های مذهبی جدید خویش را در دو جهت متمرکز کرد. از یک سو کوشید با محدود کردن بخش فقهی آیین تشیع و ممنوع ساختن شعائری مانند برگزاری مراسم عزاداری امام حسین علیه‌السلام،
[۴۴] عالم آرای نادری، ج۳، ص۹۸۱-۹۸۲.
[۴۵] مجمع التواریخ، ص۸۴.
سب و لعن مخالفان از جانب شیعیان
[۴۶] عالم آرای نادری، ج۳، ص۹۸۰ به بعد.
که به زعم وی اختلاف برانگیز و از بدعت‌های شاه اسماعیل صفوی بود
[۴۷] عالم آرای نادری، ج۳، ص۹۸۰.
[۴۸] جهانگشای نادری، ص۲۶۹.
و اجباری کردن اعتقاد به خلفای راشدین،
[۴۹] ایران در زمان نادر شاه، ص۹۵.
نظر اهل سنت را به خود جلب کند. از سوی دیگر تلاش کرد تا عثمانی‌ها را وا دارد که فقه جعفری را کنار مذاهب چهارگانه اهل سنت به رسمیت بشناسد.
[۵۰] جهانگشای نادری، ص۲۷۰.
[۵۱] ایران در زمان نادر شاه، ص۲۴.

نادر تلاش برای دستیابی به این اهداف را از همان لحظه تدوین عهدنامه شورای مغان آغاز کرد و تا واپسین لحظات عمر پی گرفت. اما هیچ گاه نتوانست به آرزوهای خود جامه عمل بپوشاند. برخی از عوامل این ناکامی از این قرارند: همراهی نکردن دانشوران شیعی با سیاست‌های مذهبی نادر که مجازات مرگ را برای شماری از ایشان مانند میرزا ابوالحسن ملاباشی،
[۵۲] عالم آرای نادری، ج۲، ص۴۵۵.
[۵۳] جهانگشای نادری، ص۷۰۴.
ملا علی اکبر طالقانی،
[۵۴] الاجازة الکبیره، ص۱۵۵-۱۵۶.
آقا محمد رضا بن صدرالدین،
[۵۵] تتمیم امل الآمل، ص۱۵۳-۱۵۴.
میرزا محمد حسین بن میرزا عبدالکریم
[۵۶] تتمیم امل الآمل، ص۱۲۹-۱۳۰.
و حاج محمد زکی قرمسینی
[۵۷] تتمیم امل الآمل، ص۱۶۶-۱۶۷.
همراه داشت؛ نفوذ عمیق آموزه‌های شیعی در باورهای مردم؛ گرفتاری‌های فراوان نادر به علت لشکرکشی‌ها؛ کوتاه بودن دوره اقتدار افشاریان؛ و همراهی نکردن دولت عثمانی با خواسته‌های نادر.

تلاش‌های افشاریه درباره حج

[ویرایش]


← اوضاع حج و حاجیان


تسلط دولت عثمانی بر حجاز و رقابت با صفویه، وضعیتی بس دشوار را برای حاجیان ایرانی رقم زده بود و این مشکلات به ویژه در دوره ضعف و فترت حکومت، نمودی بیشتر می‌یافت. با توجه به اهمیت ویژه جنبه سیاسی حج، دولت عثمانی نهایت سعی خود را در بی اعتبار کردن کاروان‌های حاجیان ایران به کار می‌برد. مشکلاتی فراوان برای حاجیان پدید می‌آورد؛ از تعیین امیر الحاج خاص ایرانی و ایجاد تشکیلات منظم جلوگیری می‌کرد؛ از ایرانیان مالیات‌ها و باج‌های گوناگون می‌گرفت؛ و برای تامین امنیت راه‌های مکه همکاری نمی‌کرد.
[۵۸] المدینة المنورة فی رحلة العیاشی، ص۹۷.
[۵۹] المدینة المنورة فی رحلة العیاشی، ص۱۸۷-۱۸۹.
[۶۰] سفرنامه منظوم حج، ص۴۹.

حاجیان ایرانی در دوره افشاریه سه راه برای رسیدن به حرمین پیش رو داشتند: نخست راه دریا که از مسیر بندرهای جنوب ایران به بندر جده پیموده می‌شد. دو راه دیگر که در عراق قرار داشتند، عبارت بودند از: راه زبیده که از نجف آغاز می‌شد و به فرمان زبیده، همسر هارون الرشید عباسی، آباد شده بود و نزدیک‌ترین راه زمینی به مکه به شمار می‌رفت. دیگری به راه شام معروف بود که از بغداد آغاز می‌شد و بسیار دورتر از راه زبیده بود. راه زبیده متروک بود؛ زیرا در ریگزار قرار داشت و در مسیر آن، میان قبایل بادیه نشین ستیز جریان داشت و حاکمان عثمانی برای تامین امنیت آن همکاری نمی‌کردند. از این رو، حاجیان مجبور بودند راه شام و منازل هفتاد و شش گانه آن را بپیمایند که آن نیز به علت دوری مسافت و هجوم راهزنان و اعراب بادیه نشین، خطرهای بسیار داشت.
[۶۱] بیان الواقع، ص۱۳۳-۱۳۴.
[۶۲] بیان الواقع، ص۱۵۱.

نادر با درک صحیح از جایگاه حج نزد مسلمانان و با عنایت به نقش تبلیغی فرا منطقه‌ای آن، از همان آغاز حکومت برای سامان دادن به این اوضاع کوشید. در همایش مغان آن گاه که بر محدود ساختن آیین شیعه تاکید کرد، در برابر تعهد نمود تا دو نکته را به تایید حکومت عثمانی برساند. بر مبنای یکی از این تعهدها، باید در مسجدالحرام کنار مقامات چهارگانه که از دوران عباسیان به پیروان هر یک از فرقه‌های اهل سنت برای خواندن نماز به روش خود اختصاص داده شده بود،
[۶۳] مصباح الحرمین، ص۱۶۷.
مقامی نیز به پیروان مذهب جعفری واگذار می‌شد. بر پایه تعهد دیگر، حاجیان ایرانی باید هر ساله از راه شام رهسپار مکه می‌شدند و گماشتگان دولت عثمانی باید با ایشان مانند حاجیان مصر و شام رفتار کرده،
[۶۴] جهانگشای نادری، ص۲۷۰.
از گرفتن مالیات‌ها و باج‌های غیر معمول مانند «دورمه» خودداری می‌کردند.
[۶۵] جهانگشای نادری، ص۴۱۸.

دولت عثمانی به بهانه قدمت مقامات چهارگانه برای فرقه‌های اهل سنت و ایجاد مشکل در صورت رفت و آمد حاجیان ایرانی از راه شام، دو خواسته نادر را نپذیرفت و پیشنهاد کرد که حاجیان ایرانی از راه نجف و به ریاست امیر الحاج ایرانی رهسپار حج شوند. نادر این پیشنهاد را به شرط تامین امنیت و لوازم سفر پذیرفت.
[۶۶] جهانگشای نادری، ص۳۰۶.
پس از این رویداد، حکیم مخصوص نادر به سال ۱۱۵۴ق. همراه کاروانی از راه بغداد راهی مکه معظمه شد.
[۶۷] بیان الواقع، ص۱۱۲ به بعد.
نادر در نامه‌ای که از کابل برای سلطان عثمانی فرستاد، درخواست کرد تا راه زبیده که ویران و متروک شده بود، برای عبور حاجیان ایرانی آماده شود و عثمانی امنیت آن را تامین کند و به امام جماعت ایرانی اجازه دهد تا در مقام شافعی به نام نادر خطبه بخواند.
[۶۸] بیان الواقع، ص۴۹-۵۰.


← اقدامات نادرشاه


نادر پس از تصرف عراق که گویا در پی بی توجهی حکومت عثمانی به این توافقات صورت گرفت،
[۶۹] جهانگشای نادری، ص۳۸۶-۳۸۸.
در نجف همایشی از دانشوران برجسته شهرهای گوناگون ایران و نجف، کربلا، بلخ، بخارا، افغان و دیگر سرزمین‌های ماوراءالنهر و نماینده عثمانی، شیخ عبدالله افندی بن حسین بغدادی مشهور به سویدی (۱۱۸۰-۱۲۴۶ق.) ترتیب داد و توافقنامه‌ای را به امضای دانشوران رسانید که بر پایه شماری از مواد آن، باید قضات، دانشوران و افندیان اهل سنت، مذهب شیعه را به رسمیت بشناسند و شیعیان در مقام شافعی در مسجدالحرام با ایشان شریک شوند و پس از آن‌ها بر طبق آیین خود نماز بگزارند. همچنین هر ساله ایران امیر الحاجی برای کاروان حج تعیین کند و حاجیان ایرانی اکرام شوند و رفتار با امیر الحاج ایرانی مانند رفتار با امیران مصر و شام باشد.
[۷۰] جهانگشای نادری، ص۳۸۷-۳۹۱.
از آن پس دولت عثمانی متعهد شد تا کشتیبانان، راهداران، باجگیران وسرشمارگیران خود را مراقب باشد و حاجیان ایرانی را اکرام کند.
[۷۱] عالم آرای نادری، ج۳، ص۸۸۶.


← ماجرای سیدنصرالله حائری


نادر، سید نصرالله حائری (م. ۱۱۵۸ق.) مدرس و خطیب توانای حرم امام حسین علیه‌السلام را برای پیگیری مصوبات همایش نجف به سال ۱۱۵۷ق. راهی مکه کرد. وی در مسجدالحرام به روش شیعیان نماز گزارد و پس از نماز، مبلغی فراوان را به نام نادر میان دانشوران قسمت کرد. وی مورد استقبال شریف مسعود بن سعید بن سعد حسنی، حکمران مکه، قرار گرفت و نامه‌های نادر برای توافق دانشوران فریقین در رسمی شمردن مذهب جعفری، برپایی نماز به شیوه شیعیان در مسجدالحرام و مسجد النبی و درگیر نشدن فریقین به یکدیگر را همراه هدایای نفیس نادر به شریف مکه و حکمران مدینه، تقدیم کرد. شریف مسعود، نامه و هدایا را برای کسب تکلیف به دربار عثمانی فرستاد و سید نصرالله را نزد خود نگاه داشت. امیر بندر جده، ابوبکر پاشا، در همان سال نامه‌ای از خواهرزاده خود، احمد پاشا، که در مرز ارزوم مستقر بود، با فرمان نقض سازش میان عثمانی و نادر دریافت کرد و بر همین اساس، از شریف مسعود خواست که سید نصرالله را به او بسپارد تا به قتل برساند. شریف در برابر این خواسته او مقاومت کرد؛ ولی برای رفع اتهام تمایل به تشیع، دستور داد تا پس از هر نماز در مسجدالحرام شیعیان را لعن کنند. شریف پس از یک سال سید نصرالله را همراه امیر الحاج شام، اسعد پاشا، راهی استانبول کرد و سرانجام سید نصرالله در نهم رجب سال ۱۱۵۸ق. در میدان باب السرایای استانبول به اتهام فساد مذهب گردن زده شد.
[۷۲] تنضید العقود، ج۲، ص۳۷۷-۳۹۸.

نادر پس از این رخداد در نامه‌ای به سلطان محمود عثمانی، از پذیرفته نشدن درخواست‌های خود گله کرد و از او خواست تا یکی از دو سرزمین عراق یا آذربایجان را که پیشتر به ایران تعلق داشتند، بازپس دهد.
[۷۳] اسناد و مکاتبات تاریخی ایران «دوره افشاریه»، ص۱۳۱-۱۳۲.
[۷۴] نادر شاه و بازماندگانش، ص۳۶۳-۳۶۴.
حکومت عثمانی با توجه به شکست‌های پیشین، از تلاش‌های نادر در زدودن بدعت‌ها تشکر کرد و تعهد داد که با حاجیان ایرانی رفتاری بهتر از دیگر اقوام داشته باشد.
[۷۵] لمحات اجتماعیه، ج۱، ص۱۴۳.
اما تاکید بر تامین امنیت حاجیان و نستاندن مالیات‌های غیر معمول از حاجیان ایرانی در دو توافقنامه سال‌های ۱۱۵۹ و ۱۱۶۰ق. میان ایران و عثمانی
[۷۶] نادر شاه و بازماندگانش، ص۳۷۳ به بعد.
نشان دهنده استمرار مشکلات حاجیان در این دوران است.

← اوضاع حج پس از نادر


پس از قتل نادر، مشکلاتی مانند نبود حکومت مرکزی و مقتدر در ایران و نیز رقابت‌های شماری از ایلات بر سر قدرت، پرداختن سران حکومت به امور حج و حرمین شریفین را ناممکن ساخت.

منابع مقاله

[ویرایش]

الاجازة الکبیره: عبدالله الموسوی التستری، به کوشش الحائری، قم، مکتبة النجفی، ۱۴۰۹؛ اسناد و مکاتبات تاریخی ایران، دوره افشاریه: محمد رضا نصیری، گیلان، جهاد دانشگاهی، ۱۳۶۴ش؛ اشرف التواریخ: محمد تقی نوری، به کوشش سوسن اصیل، تهران، میراث مکتوب، ۱۳۸۶ش؛ ایران در زمان نادر شاه: مینورسکی، به کوشش یاسمی و عبداللهی، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۸۷ش؛ بیان الواقع: عبدالکریم بن خواجه کشمیری، به کوشش داکرکی ـ بی ـ نتیم، اداره تحقیقات پاکستان، ۱۹۷۰م؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه: حسن پیرنیا و عباس اقبال آشتیانی، تهران، خیام، ۱۳۸۰ش؛ تتمیم امل الآمل: الشیخ عبدالنبی القزوینی، به کوشش الحسینی، قم، مکتبة النجفی، ۱۴۰۷ق؛ تنضید العقود السنیه: رضی الدین بن محمد الموسوی العاملی (م. ۱۱۶۳ق.)، به کوشش رجایی، قم، نشر الانساب، ۱۴۳۱ق؛ جهانگشای نادری: میرزا مهدی خان استرآبادی، به کوشش عبدالله انوار، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۷۷ش؛ دره نادره تاریخ عصر نادر شاه: میرزا مهدی خان استرآبادی، سید جعفر شهیدی، تهران، علمی فرهنگی، ۱۳۸۴ش؛ سفرنامه منظوم حج: بانویی اصفهانی (م. قرن ۱۲)، به کوشش رسول جعفریان، مشعر، ۱۳۷۴ش؛ عالم آرای نادری: محمد کاظم مروی، به کوشش ریاحی، تهران، نشر علمی، ۱۳۷۴ش؛ فارسنامه ناصری: حاج میرزا احسن فسایی، به کوشش منصور فسایی، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۳ش؛ الفوائد الصفویه: ابوالحسن قزوینی، به کوشش احمدی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۷ش؛ لمحات اجتماعیة من تاریخ العراق: علی الوردی، قم، الرضی، ۱۳۷۱ش؛ مجمع التواریخ: محمد خلیل المرعشی الصفوی، به کوشش آشتیانی، تهران، کتابخانه طهوری و سنایی، ۱۳۶۲ش؛ المدینة المنورة فی رحلة العیاشی: به کوشش محمد محزون، کویت، دار الارقم، ۱۴۰۸ق؛ مصباح الحرمین: عبدالجبار الشکوئی (م. قرن۱۴)، به کوشش طباطبایی، مشعر، ۱۳۸۴ش؛ نادر شاه و بازماندگانش: عبدالحسین نوایی، تهران، زرین، ۱۳۶۸ش.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. جهانگشای نادری، ص۲۶-۲۷.
۲. ایران در زمان نادر شاه، ص۷.
۳. جهانگشای نادری، ص۲۸.
۴. ایران در زمان نادر شاه، ص۴۲۸-۴۲۹.
۵. الفوائد الصفویه، ص۱۴۹.
۶. فارسنامه ناصری، ج۱، ص۵۰۷-۵۰۸.
۷. ایران در زمان نادر شاه، ص۳۰۸.
۸. . جهانگشای نادری، ص۶۱.
۹. دره نادره، ص۱۸۸.
۱۰. جهانگشای نادری، ص۹۵-۱۰۶.
۱۱. نادر شاه و بازماندگانش، ص۱۲۳-۱۲۴.
۱۲. جهانگشای نادری، ص۱۰۷.
۱۳. عالم آرای نادری، ج۱، ص۱۲۶-۱۴۹.
۱۴. ایران در زمان نادر شاه، ص۱۵-۱۶.
۱۵. ایران در زمان نادر شاه، ص۳۲۱-۳۲۳.
۱۶. دره نادره، ص۳۷۰.
۱۷. ایران در زمان نادر شاه، ص۳۳۳.
۱۸. جهانگشای نادری، ص۳۸۵.
۱۹. جهانگشای نادری، ص۴۰۶.
۲۰. عالم آرای نادری، ج۲، ص۵۴۹.
۲۱. جهانگشای نادری، ص۳۲۸.
۲۲. جهانگشای نادری، ص۳۴۵-۳۶۲.
۲۳. عالم آرای نادری، ج۳، ص۹۳۳-۹۴۶.
۲۴. عالم آرای نادری، ج۳، ص۹۸۸-۹۹۶.
۲۵. عالم آرای نادری، ج۲، ص۸۵۲.
۲۶. ایران در زمان نادر شاه، ص۱۹۵-۱۹۶.
۲۷. دره نادره، ص۶۸۰-۶۸۲.
۲۸. مجمع التواریخ، ص۸۵.
۲۹. تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص۷۳۷.
۳۰. اشرف التواریخ، ص۱۴۰.
۳۱. عالم آرای نادری، ج۱، ص۲۰۱-۲۰۴.
۳۲. عالم آرای نادری، ج۱، ص۳۱۰-۳۱۴.
۳۳. ایران در زمان نادر شاه، ص۳۰۹.
۳۴. لمحات اجتماعیه، ج۱، ص۱۲۴.
۳۵. ایران در زمان نادر شاه، ص۳۶۷-۳۶۸.
۳۶. عالم آرای نادری، ج۲، ص۴۸۰.
۳۷. نادر شاه و بازماندگانش، ص۴۳۲.
۳۸. لمحات اجتماعیه، ج۱، ص۱۱۹.
۳۹. ایران در زمان نادر شاه، ص۴۳۸.
۴۰. نک: جهانگشای نادری، ص۲۶۹.
۴۱. ایران در زمان نادر شاه، ص۹۳.
۴۲. جهانگشای نادری، ص۳۸۵.
۴۳. ایران در زمان نادر شاه، ص۹۶.
۴۴. عالم آرای نادری، ج۳، ص۹۸۱-۹۸۲.
۴۵. مجمع التواریخ، ص۸۴.
۴۶. عالم آرای نادری، ج۳، ص۹۸۰ به بعد.
۴۷. عالم آرای نادری، ج۳، ص۹۸۰.
۴۸. جهانگشای نادری، ص۲۶۹.
۴۹. ایران در زمان نادر شاه، ص۹۵.
۵۰. جهانگشای نادری، ص۲۷۰.
۵۱. ایران در زمان نادر شاه، ص۲۴.
۵۲. عالم آرای نادری، ج۲، ص۴۵۵.
۵۳. جهانگشای نادری، ص۷۰۴.
۵۴. الاجازة الکبیره، ص۱۵۵-۱۵۶.
۵۵. تتمیم امل الآمل، ص۱۵۳-۱۵۴.
۵۶. تتمیم امل الآمل، ص۱۲۹-۱۳۰.
۵۷. تتمیم امل الآمل، ص۱۶۶-۱۶۷.
۵۸. المدینة المنورة فی رحلة العیاشی، ص۹۷.
۵۹. المدینة المنورة فی رحلة العیاشی، ص۱۸۷-۱۸۹.
۶۰. سفرنامه منظوم حج، ص۴۹.
۶۱. بیان الواقع، ص۱۳۳-۱۳۴.
۶۲. بیان الواقع، ص۱۵۱.
۶۳. مصباح الحرمین، ص۱۶۷.
۶۴. جهانگشای نادری، ص۲۷۰.
۶۵. جهانگشای نادری، ص۴۱۸.
۶۶. جهانگشای نادری، ص۳۰۶.
۶۷. بیان الواقع، ص۱۱۲ به بعد.
۶۸. بیان الواقع، ص۴۹-۵۰.
۶۹. جهانگشای نادری، ص۳۸۶-۳۸۸.
۷۰. جهانگشای نادری، ص۳۸۷-۳۹۱.
۷۱. عالم آرای نادری، ج۳، ص۸۸۶.
۷۲. تنضید العقود، ج۲، ص۳۷۷-۳۹۸.
۷۳. اسناد و مکاتبات تاریخی ایران «دوره افشاریه»، ص۱۳۱-۱۳۲.
۷۴. نادر شاه و بازماندگانش، ص۳۶۳-۳۶۴.
۷۵. لمحات اجتماعیه، ج۱، ص۱۴۳.
۷۶. نادر شاه و بازماندگانش، ص۳۷۳ به بعد.


منبع

[ویرایش]

حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، برگرفته از مقاله «افشاریه».    



جعبه ابزار