اعلام (فقه)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



آگاه کردن، خبر دادن را اِعلام می‌گویند احکام آن در بابهای اجتهاد و تقلید، طهارت، صلات، زکات، تجارت، وکالت، نکاح و حدود ذکرشده است که در چند محور بیان می‌گردد.


تفاوت اعلام با اعلان

[ویرایش]

در اعلام، بر خلاف اعلان رساندن پیام به مخاطب خاص، اعم از شخص یا گروهی خاص، منظور است؛ هرچند در کلمات فقها به جای هم نیز به کار رفته‌ اند.

اعلام فتوا

[ویرایش]

اگر کسی فتوای مجتهد بر وجوب یا حرمت چیزی را اشتباه نقل کند یا مجتهد در بیان آن خطا نماید، بر آن دو پس از آگاهی واجب است آن را اعلام کنند.وجوب اعلام در صورت تغییر فتوا اختلافی است.

اعلام نجاست

[ویرایش]

در صورت فروختن روغن نجس به مسلمان، اعلام نجاست آن بر فروشنده واجب است؛لیکن به قول مشهور، اعلام بر کسی که می‌بیند دیگری در لباس نجس نماز می‌گزارد واجب نیست. در وجوب اعلام بر کسی که می‌بیند دیگری چیزی نجس می‌خورد یا می‌آشامد اختلاف است.

اعلام در باب عبادات

[ویرایش]

گفتن اذان اعلام مستحب است.
اگر بر عهده شخص، عبادتهایی باشد که به جا آوردن آنها بر ولیّ او پس از مرگ واجب است، مثل نماز و روزه‌ای که به جهت عذر فوت شده، اعلام آنها به ولیّ هنگام مرگ یا وصیّت به گرفتن نایب واجب است.
اگر امام جماعت بعد از نماز به بطلان نمازش پی ببرد، واجب نیست به مأمومان اعلام کند.
هنگام پرداخت زکات، واجب نیست زکات بودن آن به فقیر اعلام گردد.

اعلام در باب عقود

[ویرایش]

به قول مشهور، وکیل تنها با اعلام موکّل برکنار می‌شود.
[۹] مفتاح الکرامة، ج۱۶ ،ص۹۸۴.

اگر مال بخشیده شده، پس از فسخ عقد هبه و پیش از اعلام آن به کسی که مال به او بخشیده شده، در دست وی تلف شود ضامن نیست.
در وجوب اعلام عیب کالا بر فروشنده در صورت جهل خریدار به آن، اختلاف است.

سایر احکام اعلام

[ویرایش]

اعلام مرگ مؤمن به برادران دینی برای حضور در تشییع جنازه مستحب است.
از آداب سفر، اعلام آن به برادران دینی قبل از سفر است.
اعلام ورود قاضی به شهر مستحب است.
بر امام یا نایب او اعلام اجرای حد، به مردم جهت حضور آنان مستحب است.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. طباطبایی یزدی، سیدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۸.    
۲. طباطبایی یزدی، سیدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ۵۹ ۶۰.    
۳. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۶، ص۳۸۶-۳۸۷.    
۴. خوئی، سید ابوالقاسم، التنقیح (الطهارة)، ج۲، ص۳۳۱ ۳۳۳.    
۵. طباطبایی یزدی، سیدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۴۰۹.    
۶. طباطبایی یزدی، سیدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۱۴.    
۷. طباطبایی یزدی، سیدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۸۰.    
۸. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۵، ص۳۲۴.    
۹. مفتاح الکرامة، ج۱۶ ،ص۹۸۴.
۱۰. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۷، ص۳۵۸.    
۱۱. نجفی جواهری، محمدحسن، العروة الوثقی ( تکملة)، ج۱، ص۱۸۰.    
۱۲. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۳، ص۲۴۵-۲۴۶.    
۱۳. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴، ص۲۹.    
۱۴. طباطبایی یزدی، سیدکاظم، العروة الوثقی، ج۴، ص۳۲۸.    
۱۵. حلی، حسن بن یوسف، تبصرة المتعلمین، ص۲۳۶.    
۱۶. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۱، ص۳۵۳.    


منبع

[ویرایش]

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۱، ص۶۰۷-۶۰۸.    


رده‌های این صفحه : تقلید | طهارت | فقه | واژه شناسی




جعبه ابزار