اضطرار باغی (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



برای مضطری که سرکشی کرده و بر امام مسلمانان خروج می‌کند، استفاده از غذای حرام گناه است.

فهرست مندرجات

۱ - اضطرار سرکش
       ۱.۱ - گناه بودن استفاده از غذای حرام بر یاغی
              ۱.۱.۱ - تفسیر آیه
                     ۱.۱.۱.۱ - گوشت‌های حرام
                     ۱.۱.۱.۲ - حصر اضافی
                     ۱.۱.۱.۳ - خوردن گوشت حرام هنگام اضطرار
                     ۱.۱.۱.۴ - مراد از غیر باغ و لاعاد
                     ۱.۱.۱.۵ - تفسیر دیگر
                     ۱.۱.۱.۶ - حدیثی از امام صادق
              ۱.۱.۲ - تفسیر آیه
                     ۱.۱.۲.۱ - بخشی از حیوانات حرام
                     ۱.۱.۲.۲ - مراد از فسق
              ۱.۱.۳ - تفسیر آیه
۲ - پانویس
       ۲.۱ - منبع

اضطرار سرکش

[ویرایش]


← گناه بودن استفاده از غذاى حرام بر یاغی


استفاده از غذاى حرام، براى مضطر خروج‌كننده بر امام مسلمانان، گناه است:

•• «إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ خداوند، تنها (گوشت) مردار، خون، گوشت خوک و آنچه را نام غيرِ خدا به هنگام ذبح بر آن گفته شود، حرام کرده است. (ولى) آن کس که مجبور شود، در صورتى که ستمگر و متجاوز نباشد، گناهى بر او نيست؛ (و مى‌تواند براى حفظ جان خود، در موقع ضرورت، از آن بخورد؛) خداوند بخشنده و مهربان است».

←← تفسیر آیه



←←← گوشت‌های حرام


این آیه براى روشن ساختن غذاهاى حرام و ممنوع و قطع کردن هرگونه بهانه چنین مى‌گوید خداوند تنها گوشت مردار، خون، گوشت خوک، و گوشت هر حیوانى را که به هنگام ذبح نام غیر خدا بر آن گفته شود، تحریم کرده است (انما حرم علیکم المیتة و الدم و لحم الخنزیر و ما اهل به لغیر الله).
و به این ترتیب سه قسمت از گوشت‌هاى حرام به اضافه خون که، بیش از همه مورد ابتلاى مردم آن محیط بوده است، در اینجا ذکر مى‌کند که بعضى پلیدى ظاهرى دارند و بر کسى مخفى نیست؛ مانند مردار، خون و گوشت خوک، و بعضى پلیدى معنوى دارند؛ مانند قربانی‌هایى که براى بت‌ها مى‌کردند.

←←← حصر اضافی


انحصارى که از آیه با کلمه انما استفاده مى‌شود، به اصطلاح حصر اضافى است؛ یعنى منظور بیان تمام محرمات نیست؛ بلکه هدف نفی بدعت‌هایى است که آنها در مورد قسمتى از گوشت‌هاى حلال داشتند، و به تعبیر دیگر آنها قسمتى از گوشت‌هاى پاکیزه و حلال را طبق خرافات و موهوماتى بر خود تحریم مى‌کردند، اما در عوض به هنگام کمبود غذا از گوشت آلوده مردار یا خوک و یا خون استفاده مى‌کردند! قرآن به آنها اعلام مى‌کند که این‌ها براى شما حرام است نه آنها (و این است معنى (حصر اضافى).

←←← خوردن گوشت حرام هنگام اضطرار


و از آنجا که گاه ضرورت‌هایى پیش مى‌آید که انسان براى حفظ جان خویش مجبور به استفاده از بعضى از غذاهاى حرام مى‌شود، قرآن در ذیل آیه آن را استثنا کرده و مى‌گوید: ولى کسى که مجبور شود (براى نجات جان خویش از مرگ) از آنها بخورد گناهى بر او نیست، به شرط اینکه ستمگر و متجاوز نباشد)! (فمن اضطر غیر باغ و لا عاد فلا اثم علیه).

←←← مراد از غیر باغ و لاعاد


به این ترتیب براى اینکه اضطرار بهانه و دست‌آویزى براى زیاده‌روى در خوردن غذاهاى حرام نشود، با دو کلمه (غیر باغ ) و (لاعاد) گوشزد مى‌کند که این اجازه تنها براى کسانى است که خواهان لذت از خوردن این محرمات نباشند، و از مقدار لازم که براى نجات از مرگ ضرورى است تجاوز نکنند، (باغ و عاد در اصل باغى و عادى بوده، باغى از ماده (بغى) به معنى طلب کردن است، و در اینجا منظور طلب کردن لذت است و (عادى) به معنى متجاوز مى‌باشد، یعنى متجاوز از حد ضرورت).

←←← تفسیر دیگر


تفسیر دیگرى براى جمله (غیر باغ و لاعاد) ذکر شده است که با معنى اول تضادى ندارد، و ممکن است هر دو با هم در مفهوم آیه جمع باشند و آن این است که: با توجه به اینکه یکى از معانى بغى ظلم و ستم است، منظور این است که اجازه خوردن گوشت‌هاى حرام مخصوص کسانى است که سفر آنها سفر ستم و گناه نباشد (باید توجه داشت که اضطرار و اجبار معمولا در سفرهایى نظیر سفرهاى آن زمان حاصل مى‌شد که قافله‌ها در بیابان مى‌ماندند و یا راه را گم مى‌کردند).
و در پایان آیه مى‌فرماید: (خداوند غفور و رحیم است) (ان الله غفور رحیم).
همان خداوندى که این گوشت‌ها را تحریم کرده با رحمت خاصش در موارد ضرورت شدید اجازه استفاده از آن را داده است.

←←← حدیثی از امام صادق


طبق روایت نقل شده از امام صادق (عليه‌السلام)، مقصود از «باغ»، كسى است كه بر امام مسلمانان خروج كرده باشد.

•• «قُل لاَّ أَجِدُ فِي مَا أُوْحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ بگو: «در آنچه بر من وحى شده، هيچ غذاى حرامى نمى‌يابم؛ به‌جز اينکه مردار باشد، يا خونى که (از بدن حيوان) بيرون ريخته، يا گوشت خوک - که اينها همه پليدند - يا حيوانى که به گناه، هنگام سر بريدن، نام غير خدا (= نام بت‌ها) بر آن برده شده است.» اما کسى که مضطر (به خوردن اين محرمات) شود، بى‌آنکه خواهان لذت باشد و يا زياده‌روى کند (گناهى بر او نيست)؛ زيرا پروردگارت، آمرزنده مهربان است».

←← تفسیر آیه



←←← بخشى از حیوانات حرام


سپس براى روشن ساختن محرمات الهى از بدعت‌هایى که مشرکان در آیین حق گذاشته بودند، در این آیه به پیامبر (صلي‌الله‌عليه‌وآله) دستور مى‌دهد که صریحا به آنها بگو در آنچه بر من وحی شده، هیچ غذاى حرامى را براى هیچ‌کس (اعم از زن و مرد، کوچک و بزرگ ) نمى‌یابم (قل لا اجد فیما اوحى الى محرما على طاعم یطعمه). مگر چند چیز، نخست اینکه مردار باشد (الا ان یکون میتة). یا خونى که از بدن حیوان بیرون مى‌ریزد (نه خون‌هایى که پس از بریدن رگ‌هاى حیوان و خارج شدن مقدار زیادى از خون در لابه‌لاى رگ‌هاى موئین در وسط گوشت‌ها باقى مى‌ماند) (او دما مسفوحا). یا گوشت خوک (او لحم خنزیر)؛ زیرا همه اینها رجس و پلیدى است و مایه تنفر طبع سالم آدمى و منبع انواع آلودگی‌ها و سرچشمه زیان‌هاى مختلف (فانه رجس).

←←← مراد از فسق


سپس به نوع چهارم اشاره کرده، مى‌گوید: یا حیواناتى که هنگام ذبح نام غیر خدا بر آنها برده شده است (او فسقا اهل لغیر الله به).
جالب اینکه به جاى ذکر کلمه حیوان کلمه فسق آمده است و همان‌طور که در سابق نیز اشاره کرده‌ایم، فسق به معنى خارج شدن از راه و رسم بندگی و اطاعت فرمان خداست، و لذا به هر گونه گناه فسق گفته مى‌شود، اما ذکر این کلمه در برابر رجس که در مورد سه موضوع حرام سابق گذشت، ممکن است اشاره به این باشد که گوشت‌هاى حرام، اصولا بر دو دسته است گوشت‌هایى که تحریم آنها به خاطر پلیدى و تنفر طبع و زیان‌هاى جسمانى مى‌باشد، و به آن رجس اطلاق مى‌گردد، و گوشت‌هایى که نه پلید است و نه از نظر بهداشتى زیان‌آور، اما از نظر اخلاقى و معنوى نشانه بیگانگى از خدا و دورى از مکتب توحید است، و به همین دلیل نیز تحریم شده است.

•• «إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالْدَّمَ وَلَحْمَ الْخَنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ خداوند، تنها مردار، خون، گوشت خوک و آنچه را با نام غير خدا سر بريده‌اند، بر شما حرام کرده است؛ امّا کسانى که ناچار شوند؛ در حالى که تجاوز و تعدّى از حد ننمايند، (خدا آنها را مى‌بخشد؛ چراکه) خدا بخشنده و مهربان است».

←← تفسیر آیه


گفتار در معناى این آیه در سوره بقره آیه ۱۷۳ و در سوره مائده آیه ۳ و در سوره انعام آیه ۱۴۵ گذشت.
مفاد این آیه با چند عبارت مختلف در چهار جاى قرآن یعنى دو سوره انعام و نحل که هر دو مکى است و یکى در اوائل بعثت نازل شده و دیگرى در اواخر توقف رسول خدا (‌صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) در مکه و در دو سوره بقره و مائده که در اوائل هجرت به مدینه و اواخر آن نازل شده ایراد شده، و این آیه به‌طورى که بعضى از مفسرین گفته‌اند: دلالت دارد بر انحصار محرمات در همین چهار تا یعنى مردار و خون و گوشت خوک، و آنچه براى غیر خدا ذبح شود.
ولیکن با مراجعه به سنت، به دست مى‌آید که محرمات دیگرى غیر این چهار حرام که اصل در محرمات‌اند نیز هست، که رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) به امر پروردگارش که فرمود: (ما آتیکم الرسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا) بیان نموده است، بعضى از روایات دال بر این معنا نیز در سابق گذشت.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. بقره/سوره۲، آیه۱۷۳.    
۲. تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، ج۱، ص۵۸۳ ۵۸۴، ذیل آیه.    
۳. تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، ج۱، ص۵۸۳ ۵۸۴، ذیل آیه.    
۴. معانی‌ الأخبار، شیخ صدوق، باب معنی الباغی و العادی، ص۲۱۳.    
۵. نورالثقلین، شیخ حویزی، ج۱، ص۱۵۵، ذیل آیه.    
۶. انعام/سوره۶، آیه۱۴۵.    
۷. تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، ج۶، ص۱۲، ذیل آیه.    
۸. تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، ج۶، ص۱۳، ذیل آیه.    
۹. نحل/سوره۱۶، آیه۱۱۵.    
۱۰. ترجمه المیزان، طباطبایی، سید محمدحسین، ج۱۲، ص۵۲۵ ۵۲۶، ذیل آیه.    


← منبع



فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله «اضطرار یاغی».    



جعبه ابزار