اصل (قیاس)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اصل (قیاس) شیء دارای حکم شرعیِ معلوم؛ از ارکان قیاس فقهی است.


تعریف

[ویرایش]

اصل یا مقیسٌ علیه (در قیاس فقهی یا همان تمثیل منطقی) از ارکان قیاس بوده و به معنای مورد یا واقعه‌ای است که حکم شرعی آن، از طریق نص و یا اجماع بیان شده است.

← مثال


در قیاس حرمت شرب نبیذ - شرابی که از حبوبات و میوه‌جات به دست می‌آید- به حرمت شرب خمر، شرب خمر اصل است، زیرا حکم حرمت آن در نصوص شرعی بیان شده است؛ برخلاف شرب نبیذ که حکم آن در نصوص بیان نشده است.

نکته

[ویرایش]

نزد متکلمان، به موضوعی که حکم آن از طریق نص یا اجماع بیان شده باشد، اصل گفته نمی‌شود، بلکه به نصی که بر حکم دلالت می‌کند، اصل گفته می‌شود.
در کتاب «اصول الفقه الاسلامی» آمده است: «الاصل عند الفقها هو محل الحکم الذی ثبت بالنص او الاجماع و عند المتکلمین هو النص الدال علی الحکم لانه الذی بنی علیه الحکم والاصل: هو ما بنی علیه غیره... ».
[۳] اصول الفقه الاسلامی، زحیلی، وهبه، ج۱، ص (۶۰۶- ۶۰۵).
[۴] المعجم الاصولی، حیدر، محمد صنقور علی، ص۸۲۴.
[۵] الاجتهاد اصوله و احکامه، بحرالعلوم، محمد، ص۹۸.
[۶] اصول الفقه، خضری، محمد، ص۳۳۸.
[۷] تحریر المعالم، مشکینی، علی، ص۱۷۹.
[۸] اصول الفقه، زهیرالمالکی، محمد ابوالنور، ج۴، ص۵۶.
[۹] اصول الفقه، ابو زهره، محمد، ص۲۱۳.


عناوین مرتبط

[ویرایش]

شرایط اصل.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. الاصول العامة للفقه المقارن، طباطبایی حکیم، محمد تقی، ص۳۰۷.    
۲. اصول الفقه، مظفر، محمد رضا، ج۲، ص۱۷۰.    
۳. اصول الفقه الاسلامی، زحیلی، وهبه، ج۱، ص (۶۰۶- ۶۰۵).
۴. المعجم الاصولی، حیدر، محمد صنقور علی، ص۸۲۴.
۵. الاجتهاد اصوله و احکامه، بحرالعلوم، محمد، ص۹۸.
۶. اصول الفقه، خضری، محمد، ص۳۳۸.
۷. تحریر المعالم، مشکینی، علی، ص۱۷۹.
۸. اصول الفقه، زهیرالمالکی، محمد ابوالنور، ج۴، ص۵۶.
۹. اصول الفقه، ابو زهره، محمد، ص۲۱۳.


منبع

[ویرایش]

فرهنگ نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۲۰۳، برگرفته از مقاله «اصل (قیاس)».    



جعبه ابزار