استیلادذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



استیلاد در دو معنا به کار رفته است:
۱. استعداد باردار کردن و باردار شدن.
۲. باردار شدن کنیز از مولا (امّ ولد شدن کنیز).
استیلاد به معنای نخست، شامل مرد و زن آزاد و برده می‌شود و احکام آن در باب نکاح آمده است.
استیلاد به معنای دوم، خود، بابی از ابواب فقه است و از آن در این باب و نیز باب‌های تجارت، وصیّت، طلاق، ارث و قصاص به مناسبت سخن رفته است.


استیلاد به معنای نخست

[ویرایش]

استیلاد به معنای نخست، شامل مرد و زن آزاد و برده می‌شود و احکام آن در باب نکاح آمده است.

شرط استیلاد در عقد نکاح

[ویرایش]

هرگاه مرد یا زن استیلاد را در عقد نکاح برای دیگری شرط کند و بعد نازایی‌اش آشکار شود، شرط کننده‌ می‌تواند عقد را فسخ کند؛ هر چند برخی با این استدلال که با امکان و احتمال بچّه‌دار شدن در آینده، نمی‌توان به نازایی علم پیدا کرد، فسخ عقد را جایز ندانسته‌اند. [۱] [۲] [۳]

استیلاد به معنای دوم

[ویرایش]

استیلاد به معنای دوم، خود، بابی از ابواب فقه است و از آن در این باب و نیز باب‌های تجارت، وصیّت، طلاق، ارث و قصاص به مناسبت سخن رفته است.

حکم استیلاد

[ویرایش]

استیلاد امری مشروع و موجب محدود شدن اختیارات مولا دربارۀ کنیز است.

شرایط استیلاد

[ویرایش]

استیلاد (امّ ولد شدن کنیز) با وجود سه شرط تحقّق می‌یابد:

← آزاد بودن فرزند به دنیا آمده


فرزندی را که کنیز باردار شده، آزاد باشد نه برده. [۴]
بنابراین، اگر فردی به شرطی با کنیز ازدواج کند که فرزند، مملوک مولای او باشد و سپس بعد از ازدواج و طلاق کنیز، مالک آن کنیز شود، یا مالک کنیز، برده باشد، آن کنیز، امّ ولد نیست. [۵]

← باردار شدن کنیز در ملک مولا


کنیز در ملک مولا از او باردار شود. [۶]
بنابراین، اگر شخص آزادی با کنیز دیگری ازدواج و او را باردار کند و آنگاه مالک او شود، به قول مشهور، کنیز، امّ ولد نیست. [۷]

← ام ولد شدن کنیز به صرف باردار شدن


باردار شدن کنیز هر چند به صورت انعقاد نطفه.
بنابراین، هرگاه نطفه منعقد گردد، کنیز، امّ ولد محسوب می‌شود و فروختنش جایز نیست. چنانچه بارداری کنیز معلوم نباشد و مولا او را بفروشد، سپس معلوم گردد که کنیز هنگام فروختن باردار بوده معامله باطل است.
بارداری کنیز در صورت مشتبه بودن، با شهادت چهار زن از اهل خبره ثابت می‌گردد. [۸] [۹]

احکام ام ولد

[ویرایش]

امّ ولد از آن جهت که برده است احکام برده را دارد، و از آن جهت که امّ ولد است احکام زیر را دارد، مگر آن که فرزندش در حیات مولا بمیرد که در این صورت، از امّ ولد بودن خارج می‌شود. [۱۰]

← آزادی امّ ولد


مادامی که مولا زنده است، امّ ولد برده است، امّا پس از مرگ وی، از سهم ارث فرزند خود آزاد می‌شود و اگر فرزند به دلیل وجود مانعی از ارث محروم شود، امّ ولد همچنان برده می‌ماند. [۱۱]

← فروختن امّ ولد


فروختن امّ ولد و نیز هرگونه تصرفی در او مانند بخشیدن که موجب انتقال امّ ولد به دیگری شود، جایز نیست، مگر در شرایط خاصی همچون زمانی که مولا قیمت کنیز را بدهکار باشد و توان پرداخت آن را جز با فروختن کنیز نداشته باشد. [۱۲] [۱۳] [۱۴]

← فرزندان امّ ولد


حکم استیلاد دربارۀ فرزندان امّ ولد از غیر مولا، جاری نیست. بنابراین، اگر امّ ولد با برده یا شخص آزادی با این شرط که فرزندانش از آن مولای کنیز باشد، ازدواج کند، فرزندان کنیز برده‌اند و فروختن آنان در حیات مولا و پس از مرگ او جایز است. [۱۵]

← وصیّت به ام ولد


مولا می‌تواند مالی را برای امّ ولد وصیّت کند، امّا در این که در این صورت از سهم ارث فرزندش آزاد می‌شود یا از مال وصیّت شده، اختلاف است. [۱۶] [۱۷]

← ارث بردن ام ولد


امّ ولد، از مولا ارث نمی‌برد. [۱۸]

← جنایت امّ ولد


اگر امّ ولد به اشتباه جنایتی به غیر مولا وارد کند، قیمت کنیز پس از فروختن وی یا خود کنیز به عنوان دیه به کسی که جنایت بر وی واقع شده است (مجنی علیه) داده می‌شود.
این نیز یکی از موارد جواز فروش امّ ولد است، امّا برخی میان حقوق مردم (حق النّاس) و حقوق خداوند (حق اللّه) تفاوت قائل شده‌اند و جبران خسارت را در حقوق مردم بر عهدۀ مولا دانسته‌اند. [۱۹]
اگر امّ ولد مولای خود را به اشتباه بکشد و نیز اگر او را به عمد از پای در آورد و وارثان مولا او را عفو کنند، [۲۰]چیزی بر او نیست و از سهم ارث فرزند خود آزاد می‌شود. [۲۱]

← عدّۀ امّ ولد


به قول مشهور، عدّۀ امّ ولد پس از مرگ مولا، چهار ماه و ده روز است و نیز به قول مشهور متأخّران، عدّۀ او در صورت ازدواج پس از مرگ شوهر، همین مقدار است. [۲۲] [۲۳] [۲۴] [۲۵]

پانویس

[ویرایش]
 
۱. حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام، ج۳، ص۷۱.    
۲. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۰، ص۳۸۳.    
۳. سبزواری، عبدالاعلی، مهذّب الاحکام فی بیان الحلال و الحرام، ج۲۵، ص۱۴۳.    
۴. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۴، ص۳۷۲.    
۵. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۴، ص۳۷۳.    
۶. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۴، ص۳۷۲.    
۷. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۴، ص۳۷۳.    
۸. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۴، ص۳۷۲.    
۹. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۴، ص۳۷۶.    
۱۰. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۴، ص۳۷۸.    
۱۱. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۴، ص۳۷۷.    
۱۲. عاملی جبعی، علی بن احمد، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، ج۳، ص۲۵۷-۲۵۹.    
۱۳. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۴، ص۳۷۸.    
۱۴. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۲، ص۳۷۴.    
۱۵. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۴، ص۳۸۵.    
۱۶. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۴، ص۳۸۲.    
۱۷. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۸، ص۳۷۱.    
۱۸. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۹، ص۶۱.    
۱۹. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۴، ص۳۸۲.    
۲۰. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۴، ص۳۸۶.    
۲۱. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۲، ص۱۱۷.    
۲۲. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲۵، ص۵۱۰.    
۲۳. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲۵، ص۵۱۴.    
۲۴. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۲، ص۳۱۶.    
۲۵. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۲، ص۳۱۸.    


منبع

[ویرایش]

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۱، ص۵۰۴-۵۰۶.    


رده‌های این صفحه : احکام بردگان | فقه




جعبه‌ابزار