استقلالذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



استقلال در معانی انجام کاری بدون تکیه بر فرد یا چیزی دیگر، تحت سلطه دیگری نبودن و انفراد به کار رفته است.
استقلال به معنای اول به مناسبت در باب‌های صلات، تجارت، وکالت، وصیّت، نکاح و صید و ذباحه به کار رفته است.
و به‌معنای دوم در مسائل مستحدثه از آن سخن رفته است.


احکام مرتبط با استقلال به معنای اول

[ویرایش]


← حکم استقلال در قیام


به قول مشهور، استقلال در قیام نماز به معنای تکیه ندادن بر چیزی در حال اختیار، شرط صحّت نماز است. [۱]

← در باب تجارت


پدر و جدّ پدری هر کدام در ولایت بر صغیر، مستقل هستند و می‌توانند با رعایت مصلحت وی یا نداشتن مفسده، در مال صغیر تصرف کنند. [۲]

← در باب وکالت


در توکیل دو یا چند نفر، اگر به استقلال هر یک تصریح نشده باشد و کلام موکّل نیز ظهوری بر آن نداشته باشد، هیچ یک از آنان حق تصرف استقلالی ندارند، بلکه تصرف باید با صلاحدید همۀ وکیلان صورت گیرد. [۳]

← در باب وصیّت


اگر وصیّ به استقلال، توانایی انجام وصیّت را نداشته باشد، حاکم شرع می‌تواند کسی را برای کمک به وی تعیین کند. [۴]

← در باب نکاح


زن بیوۀ بالغ رشید می‌تواند به طور مستقل بدون کسب اجازه از پدر یا جدّ پدری ازدواج کند. در این حکم نسبت به دختر (دوشیزه)، اختلاف است. [۵]

← در باب صید و ذباحه


شرط حلال بودن ملخ، استقلال در پرواز است. بنابراین بچّۀ ملخ که پر پرواز ندارد و نمی‌تواند پرواز کند، حرام است. [۶]

منظور از استقلال به معنای دوم

[ویرایش]

استقلال دولت یا فرد عبارت است از حاکمیّت ارادۀ ملّت یا فرد در شئون مختلف خود بدون دخالت و نفوذ قدرت بیگانه. استقلال و آزادی لازم و ملزوم یکدیگرند.
در مسائل مستحدثه از آن سخن رفته است.

← منظور از استقلال دولت


از نظر اسلام، استقلال دولت و ملّت مسلمان عبارت است از عدم سلطه و حاکمیّت کفّار بر مسلمانان.

← منظور از قاعده نفی سبیل


بر اساس قاعدۀ معروف فقهی نفی سبیل، کافر هیچ نوع ولایت و سلطنت در عرصه‌های مختلف زندگی اعم از سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و... بر مسلمان ندارد.
بنابراین قضاوت کافر در حق مسلمان نافذ نمی‌باشد، و کافر نمی‌تواند بردۀ مسلمان را از راه خریدن، مصالحه، هدیه و مانند آن، مالک گردد. [۷]

← منظور از قاعده سلطنت و اصل حریت


بر اساس قاعدۀ سلطنت و نیز اصل حریّت، هر کس بر خود و مال خود‌ سلطنت دارد و دیگری نمی‌تواند با زور و قدرت آن را از وی سلب کند و یا تحت ارادۀ خویش در آورد.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. العروة الوثقی ج۱، ص۶۳۴.
۲. تحریر الوسیلة ج۱، ص۵۱۴.    
۳. تحریر الوسیلة ج۲، ص۴۴.    
۴. جواهر الکلام ج۲۸، ص۴۲۰.    
۵. العروة الوثقی ج۲، ص۸۶۴.
۶. شرائع الاسلام ج۴، ص۷۴۲.    
۷. العناوین الفقهیة ج۲، ص۳۵۰-۳۵۱.    


منبع

[ویرایش]
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۴۸۱-۴۸۲.    


رده‌های این صفحه : فقه | معاملات | نکاح | نماز | وصیت




جعبه‌ابزار