استقرارذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ثبات و قرار داشتن را استقرار گویند.
واژۀ استقرار در باب‌های بسیاری مانند طهارت، صلات، زکات، خمس، تجارت، دین، اجاره، نکاح، صید و ذباحه، ارث، قصاص و دیات به کار رفته و مراد از آن، به لحاظ آن‌چه بدان اضافه می‌شود، متفاوت است که به مهم‌ترین موارد آن اشاره می‌شود.


منظور از استقرار عادت

[ویرایش]

مراد، ثبات عادت زن در حیض از جهت عدد و زمان یا یکی از آن دو است، در مقابل مضطربه که عادت ثابتی ندارد. [۱]

← حکم این نوع عادت زن


زنی که عادتش ثابت است، چنان‌چه بیش از ده روز خون ببیند، مقدار عادت خود را حیض قرار می‌دهد. [۲]

منظور از استقرار در نماز

[ویرایش]

استقرار معتبر در نماز یا به لحاظ نمازگزار است که از آن به طمأنینه، مقابل اضطراب و سکون، مقابل حرکت تعبیر می‌شود و یا به لحاظ مکان نمازگزار؛ هر چند خود او ایستاده و آرام باشد. [۳]

← حکم استقرار مکان نمازگزار


مکان نمازگزار در نماز واجب باید استقرار داشته باشد؛ بدین معنا که در حال اختیار (در غیر حال ضرورت) بتواند واجبات نماز از قبیل طمأنینه، ایستادن و رو به قبله بودن را رعایت کند.
بنابراین، نماز خواندن بر وسیلۀ نقلیه که مستلزم ترک بعض واجبات یاد شده می‌گردد، جز در حال ضرورت جایز نیست.

← نوع وجوب استقرار مکان نمازگزار


در این که خود استقرار مکان، واجبی از واجبات نماز است یا وجوب آن به لحاظ مقدّمه بودن برای حصول واجبی دیگر همچون طمأنینه و استقبال است، اختلاف می‌باشد.
بنابر قول نخست، رعایت آن حتی در صورت امکان رعایت دیگر واجبات، لازم است، بر خلاف قول دوم. [۴] [۵] [۶]

منظور از استقرار وجوب

[ویرایش]

مراد، ثبوت وجوب بر ذمّۀ مکلّف پس از تحقّق شرایط آن است مانند استقرار وجوب حج پس از حصول استطاعت و ترک آن در سال استطاعت.
در این صورت، مکلّف موظف است به هر صورت ممکن، حج را در سال‌های بعد انجام دهد. [۷]

منظور از استقرار دین

[ویرایش]

مراد، ثبوت دین بر ذمّۀ بدهکار است مانند استقرار مهر بر ذمّۀ شوهر که با آمیزش و نیز به قول مشهور، با مرگ یکی از زن و شوهر حاصل می‌شود. [۸] [۹]

منظور از استقرار ملکیّت

[ویرایش]

مراد، ثبات ملکیّت (عدم تزلزل) پس از اتمام عقد در فرض عدم خیار یا پس از پایان مدّت خیار یا اسقاط آن است.

← استقرار ملکیت پس از استیفای منفعت


گاهی استقرار آن پس از استیفای منفعت است مانند استقرار مالکیّت اجرت برای اجاره دهنده که متوقّف بر گذشت مقدار زمانی است که استیفای منفعت عین مورد اجاره برای مستأجر در آن زمان، ممکن باشد.

← استقرار ملکیت متوقف بر اتمام عمل


گاهی نیز استقرار، متوقّف بر اتمام عمل است مانند استقرار اجرت برای اجیر پس از تمام شدن عمل مورد اجاره. [۱۰]

استقرار حیات

[ویرایش]

مراد، ثبات حیات انسان یا حیوان است.

استقرار حیات در انسان

[ویرایش]

استقرار حیات در انسان به امکان بقای درک، نطق و حرکت اختیاری او [۱۱] و در حیوان به امکان بقای آن به مدّت یک، دو یا نصف روز است. [۱۲]

← استقرار حیات در حیوان


در اشتراط استقرار حیات نسبت به حیوانی که ذبح یا نحر می‌شود، اختلاف است. بنا بر قول به اشتراط، ذبح یا نحر حیوان مشرف بر هلاکت، صحیح نیست. [۱۳]

←← رابطه ارث و قتل در صورت عدم استقرار حیات


قتل از موانع ارث قاتل است، لیکن اگر مقتول هنگام وقوع جنایت بر او، حیات مستقر نداشته باشد، در این که این مورد نیز از مصادیق قتل است تا مانع ارث قاتل گردد یا چنین نیست و مانع ارث قاتل نمی‌شود، اختلاف است. [۱۴]

←← حکم خارج کردن فرد از حالت حیات


اگر کسی به سبب آسیب رساندن به کسی دیگر، او را در حالت حیات غیر مستقر قرار دهد و فردی دیگر او را بکشد، فرد نخست قاتل است و بر او قصاص ثابت می‌شود و بر جانی دوم، دیۀ میّت ثابت است. [۱۵]

استقرار جنایت

[ویرایش]

مراد، ثبات جنایت وارده و گسترش پیدا نکردن آن است.

← مبنای تعیین مقدار دیه


مبنای تعیین مقدار دیه زمان استقرار جنایت است، اگر جنایت، هنگام وقوع، مضمون (ضمان‌آور) باشد. [۱۶]
مانند آن که مسلمانی دست کافر ذمّی را به عمد ببرد، سپس ذمّی مسلمان شود و جنایت یاد شده پس از اسلام منجرّ به مرگ او گردد، در این صورت، مسلمان محکوم به پرداخت دیۀ کامل (هزار مثقال طلا) است؛ زیرا ملاک، حال استقرار جنایت است و جنایت نیز هنگام وقوع به جهت ذمّی بودن کافر، مضمون بوده است، لیکن این عمل اگر نسبت به کافر حربی یا مرتدّ صورت گیرد، مسلمان محکوم به پرداخت دیه نمی‌شود، زیرا جنایت، هنگام وقوع، مضمون نبوده است. [۱۷]

پانویس

[ویرایش]
 
۱. جواهر الکلام ج۳، ص۳۰۰.    
۲. جواهر الکلام ج۳، ص۲۹۴.    
۳. مستند العروة (الصلاة) ج۲، ص۸۹-۹۰.
۴. مستند العروة (الصلاة) ۲ج، ص۹۰.
۵. مستند الشیعة ج۴، ص۴۵۶.    
۶. مهذّب الاحکام ج۵، ص۴۰۷.
۷. العروة الوثقی ج۲، ص۴۶۸.    
۸. جواهر الکلام ج۳۱، ص۷۵.    
۹. جواهر الکلام ج۳۹، ص۳۲۶-۳۳۰.    
۱۰. العروة الوثقی ج۲، ص۵۸۸.
۱۱. جواهر الکلام ج۴۲، ص۵۸.    
۱۲. جواهر الکلام ج۳۶، ص۱۴۱-۱۴۳.    
۱۳. جواهر الکلام ج۳۶، ص۱۴۱-۱۴۲.    
۱۴. جواهر الکلام ج۳۹، ص۴۱-۴۲.    
۱۵. جواهر الکلام ج۴۲، ص۵۸.    
۱۶. جواهر الکلام ج۴۳، ص۳۲۹.    
۱۷. جواهر الکلام ج۴۲، ص۱۵۹-۱۶۰.    


منبع

[ویرایش]
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۴۷۸-۴۸۱.    






جعبه‌ابزار